بنگاه سفسته یابی

برگ ۴ از ۷

مزدك بامداد #۱۵۲
sonixax

شما کلن سوراخ دعا رو گم کردید جانم

آری ما و روزنامه ی واشنگتون پست سوراخ دعا
را کم کرده ایم چون شما پیدایش کردید و شوهر
عمه سگ خور شد رفت پی کارش

!!
😄😄😂😂

sonixax #۱۵۴
مزدك بامداد

آری ما و روزنامه ی واشنگتون پست سوراخ دعا
را کم کرده ایم چون شما پیدایش کردید و شوهر
عمه سگ خور شد رفت پی کارش !!

میگم دوزاری مبارک کجه!
شما هنوز توی خوراک سگهای کره ای گیرید ؟ که تازه همان واشنگتن پستش گفته احتمالن!!!!
کوچه علی چپ کدام وره جانم ؟
انقدر سرگرم نوشتن پاسخهای کوبنده کمونیستی بودید که یادتان رفت کره جنوبی که هیچ ربطی به هنگ کنگ و چین و روزنامه ی کمونیستیشان ندارد خبرِ اعدام اقوام شوهر عمه جان را نوشته نه خورده شدنش توسط سگها را!!! واشنگتن پست هم تکذیبش نکرده

😄

Russell #۱۵۵
مزدك بامداد

آهان،
این نشد
tu quoque
این،
ad hominem
این هم نشد، این
Appeal to Force

تقیه دیگران تقصیر ما نیست که !!

مزدك بامداد

بیجاست، همین است که میگوم که توان جداسازی چم های باریک را ندارید:
این گزاره که سودابه در پاسخ اورده، دارای دو برداشت است:

سودابه- تو خودت هم هفته پیش در صف مترو همینکار رو کردی، نکنه یادت رفته=
1- تقلب در صف اتوبوس بد نیست، چون تو خودت اینکار را کردی (= سفسته)
2- تو که خودت متقلب هستی ، سزامندی نکوهش مرا نداری: تو یکی خفه شو ( فرنودین)

مزدك بامداد

ما میگوییم که یک دزد،
سزامندی[٢] فرامنشیک برای نشستن در جایگاه والای
داوری و نکوهش را ندارد!

خب اگر انشالاسپاگتی این حرف آخر است که:

The main thing to keep in mind is the distinction between argumentation and testimony. The whole point of logic is to develop techniques for evaluating the cogency of arguments independently of the arguer's identity. So, ask the question: is the person being criticized arguing or testifying? Are reasons being presented, or must we take the person's word for something? If the person is arguing, the argument should be evaluated on its own merits; if testifying, then credibility is important

یک نکته‌یِ جالب اینکه استدلال اخلاقی همچنان یک استدلال است !!

Logical Fallacy: Argumentum ad Hominem.

مزدك بامداد #۱۵۶
sonixax

میگم دوزاری مبارک کجه!
شما هنوز توی خوراک سگهای کره ای گیرید ؟ که تازه همان واشنگتن پستش گفته احتمالن!!!!
کوچه علی چپ کدام وره جانم ؟
انقدر سرگرم نوشتن پاسخهای کوبنده کمونیستی بودید که یادتان رفت کره جنوبی که هیچ ربطی به هنگ کنگ و چین و روزنامه ی کمونیستیشان ندارد خبرِ اعدام اقوام شوهر عمه جان را نوشته نه خورده شدنش توسط سگها را!!! واشنگتن پست هم تکذیبش نکرده 😄

Jacke wie Hose !

خب، گفتیم که این سگ خور از هنگ کنگ بود و آن یکی از سرباز گمنام

!!
😂

Russell #۱۵۷
مزدك بامداد

اینهم بیجاست، کتک فیزیکی که نخورد، این یک فند سخن
است که میگوید که پاسخ دندان شکن به او داده شد !

پس برای اینکه این کارهای شما هیچ کارکرد و شباهتی به کتک زدن ندارد است که از عبارت "کتک زدن" استفاده میکنید !!
لازم به یادآوری‌ست که این تشبیه‌ها بسیار مرسوم است و به هیچ وجه ابداعات مزدکی نیستند

!!

مزدك بامداد

And I have even a higher degree than his !
کژفرنود[١] بازگشت به اتوریته!
شما باید با خود فرنودسار[٢] پایور[٣] کنید که سخنی که
ما میگوییم چرا نابجاست، و این را نمیتوانید چون:
ما هیچگونه پیوندی میان گوینده و درستی یا نادرستی گفته ی او برپا نمیکنیم !

Mehrbod

جایی در میان آن سفسته‌ها, سفسته‌یِ «بنمایه‌یِ انگلیسی آوردم پس سخن من درسته», نیامده؟

البته برای مشخص کردن "تعریف مغالطه" نباید به

محافل مربوطه آکادمیک

ارجاع شود، بلکه باید به شکمبه‌یِ جناب مزدک یا نزدیکترین نماینده‌یِ او رجوع کرد !!

Russell #۱۵۸

force or the threat of it is not an argument, which means that appealing to force is not a logical fallacy

گفتم که درست میگویید، فیوز پریده، متلک را هم باید توضیح بدهم lol

Mehrbod #۱۵۹
Russell

تقیه دیگران تقصیر ما نیست که !!
خب اگر انشالاسپاگتی این حرف آخر است که:

The main thing to keep in mind is the distinction between argumentation and testimony. The whole point of logic is to develop techniques for evaluating the cogency of arguments independently of the arguer's identity. So, ask the question: is the person being criticized arguing or testifying? Are reasons being presented, or must we take the person's word for something? If the person is arguing, the argument should be evaluated on its own merits; if testifying, then credibility is important

یک نکته‌یِ جالب اینکه استدلال اخلاقی همچنان یک استدلال است !!

Logical Fallacy: Argumentum ad Hominem.

باز که برگشتیم سر خانه‌یِ یکم.

بکوشید دریابید اینجا گفته نشده سخن درست یا نادرست
است, بساکه گفته شد سخنگو در جایگاه داوریِ دیگران میتواند بالا برود یا نه!

از همان سپاسی که روی پست کوروش بیخدا زدید شوربختانه روشن شد
از بیخ نگرفته‌اید سفسته‌یِ "تو هم بدی" چیست و چرا نمونه‌یِ آورده شده "تو هم بدی" نبود.

Russell #۱۶۰
مزدك بامداد

ما هیچگونه پیوندی میان گوینده و درستی یا نادرستی گفته ی او برپا نمیکنیم !

مزدك بامداد

ما میگوییم که یک دزد،
سزامندی[٢] فرامنشیک برای نشستن در جایگاه والای
داوری و نکوهش را ندارد!

lol

Russell #۱۶۱
Mehrbod

باز که برگشتیم سر خانه‌یِ یکم.

بکوشید دریابید اینجا گفته نشده سخن درست یا نادرست
است, بساکه گفته شد سخنگو در جایگاه داوریِ دیگران میتواند بالا برود یا نه!

Russell

یک نکته‌یِ جالب اینکه استدلال اخلاقی همچنان یک استدلال است !!

!!

مزدك بامداد #۱۶۲
Russell

تقیه دیگران تقصیر ما نیست که !!

خب اگر انشالاسپاگتی این حرف آخر است که:

The main thing to keep in mind is the distinction between argumentation and testimony. The whole point of logic is to develop techniques for evaluating the cogency of arguments independently of the arguer's identity. So, ask the question: is the person being criticized arguing or testifying? Are reasons being presented, or must we take the person's word for something? If the person is arguing, the argument should be evaluated on its own merits; if testifying, then credibility is important

یک نکته‌یِ جالب اینکه استدلال اخلاقی همچنان یک استدلال است !!

Logical Fallacy: Argumentum ad Hominem.

اینهم بیجاست و پیوندی به کیس ما ندارد !( سوارخ دعا را گم کرده اید)
این تنها دگرسانی میان باورپذیری گواه و فرنودمندی سخن فرنودگر ست.
اینجا کسی گواهی در باره ی کمونیست ها و .. نداده است هنوز!
( گمان نکنم کسی با استالین کله پاچه خورده باشد)
ما درستی و نادرستی سخن گوینده را به زیر پرسش نبردیم و
بدینسان هیچ کژفرنودی در برگیرنده ی کار ما نمیشود !

ما تنها میپرسیم که آیا یک تبهکار میتواند روی سندلی
داوری بنشیند یا نه؟ شما به این پاسخ بدهید!


پارسیگر

Russell #۱۶۳
مزدك بامداد

ما تنها میپرسیم که آیا یک تبهکار میتواند روی سندلی
داوری بنشیند یا نه؟ شما به این پاسخ بدهید!

Russell

یک نکته‌یِ جالب اینکه استدلال اخلاقی همچنان یک استدلال است !!

!!

مزدك بامداد #۱۶۴
Russell

یک نکته‌یِ جالب اینکه استدلال اخلاقی همچنان یک استدلال است !!

خب که چه، یک فرنود هم باشد، مهند این است که کژ فرنود نیست.
و پیوندی میان گوینده و درستی و نادرستی سخن او نمی سازد!

( اگر میسازد بفرمایید به ما نشان بدهید)
شما برای دررفتن از پاسخ، نمیتوانید به این چیزی که خودتان هم
هنوز هوش نکرده اید آویزان شوید !
پس بازهم
میپرسیم که آیا یک تبهکار میتواند روی سندلی
داوری بنشیند یا نه؟ شما به این پاسخ بدهید!

Mehrbod #۱۶۵
Russell

پس برای اینکه این کارهای شما هیچ کارکرد و شباهتی به کتک زدن ندارد است که از عبارت "کتک زدن" استفاده میکنید !!
لازم به یادآوری‌ست که این تشبیه‌ها بسیار مرسوم است و به هیچ وجه ابداعات مزدکی نیستند !!

چیزی در تراز همان " پاسخ دندانشکن = Logical Fallacy: Appeal to Force " چون در آن دندان شکسته شده؟! (:

Russell

پس برای اینکه این کارهای شما هیچ کارکرد و شباهتی به کتک زدن ندارد است که از عبارت "کتک زدن" استفاده میکنید !!
لازم به یادآوری‌ست که این تشبیه‌ها بسیار مرسوم است و به هیچ وجه ابداعات مزدکی نیستند !!

سنجه‌یِ ما اینجا نه مزدک است نه هیچکس دیگر, بساکه خرد است.

برای من جدا از همه‌یِ ستیزهای امروز بسیار گیراست بدانم پاسخ تان به

پرسش آبی شده‌یِ مزدک چیست, آیا تبهکار میتواند به داوریِ دیگران بنشیند یا خیر؟

مزدك بامداد #۱۶۶
Mehrbod

آیا تبهکار میتواند به داوریِ دیگران بنشیند یا خیر؟

قاضی مرتضوی را نمی شناسید؟

sonixax #۱۶۷
مزدك بامداد

خب، گفتیم که این سگ خور از هنگ کنگ بود و آن یکی از سرباز گمنام !!

و ما هم گفتیم سفسطه منشاء است! که شما گیر داده اید به اینکه چون گوینده کره ایست پس حتمن سخنش دروغ است!
آن یکی را هم که به کل منکر کمونیست بودنش هستید که خود کلی بحث و داستان دارد!
طالبان هم مسلمان نیستند به جان شما

😂

Russell #۱۶۸
مزدك بامداد

خب که چه، یک فرنود هم باشد، مهند این است که کژ فرنود نیست.
و پیوندی میان گوینده و درستی و نادرستی سخن او نمی سازد!

من درباره‌یِ استدلالی که شما به آن معترض هستید سخن گفتم، شمال و جنوب را هم دیگر گم کرده‌اید !!
یکبار دیگر !!
1-آدمکشی کار بدی‌ست (فرض مورد قبول دو طرف)
2- استالین آدمکش کشته.
3-استالین کار بدی کرده.

شما وقتی میگویید من میتوانم گزاره‌یِ 3 را بیان کنم ولی کوروش نمیتواند شوخی میکنید چرا که چنانچه گفتیم منطق کارش جدا کردن سخن از سخنگوست و اگر سه درست است که درست است، اگر درست نیست که نیست، دیگر مزدک و کوروش اصغر و اکبر ندارد، منطق است! شما هم نمیتوانید به کوروش بگویید نگو زمین گرد است(صلاحیت قضاوت درباره‌یِ درستی گزاره‌‌ای را ندارد) همانطور که نمیتوانید از او بخواهید که نگو استالین کار بدی کرده (صلاحیت قضاوت درباره‌یِ گزاره‌ای را ندارد).
حدس من‌ این است که شما متوجه نمیشوید "قضاوت کردن" یعنی چه، قضاوت در اینجا قضاوت درباره‌یِ درستی و نادستی‌ست، ولی هر گزاره‌یِ اخلاقی همراه خود شماتت و تحسین و... را دارد اینکه بگوییم:

مزدک آدم بدیست، ولی من او را نکوهش نمیکنم/او قابل نکوهش نیست ، مشخصا مهمل است.

البته

یک گزینه‌یِ دیگر این است که بگوییم گزاره‌هایِ اخلاقی درست یا غلط نیستند

(که گمان نکنم چندان اینرا البته دوست داشته باشید !!)، که آن البته بحث دیگریست و باز نباید برای مزدک و کوروش تفاوت داشته باشد !!

صندلی قضاوت هم برای قضاوت در دادگاه صلاحیت قانونی میخواهد، نه اینجا دادگاه است و نه ما درباره‌یِ حکم قانونی صحبت میکنیم و نه شما مجوز قانونی دارید که ما نداریم. صلاحیت برای سخن گفتن به یک مغز نیاز دارد که بقیه‌یِ اعضای انجمن هم یکی دارند و توان قضاوت درباره‌یِ گزاره‌ها و استدلا‌لها را باید داشته باشند و هم میتوانند آنها را بفهمند و هم بدون اینکه چماق دوستان بتواند به آنها برسد آنرا بیان کنند.

خلاصه اینکه، ریشه‌ی همه اینها ملغمه‌ایست که شما از اخلاق فایده‌گرایانه، عقل سلیم، سنتها‌یِ معمول، آنچه درباره‌یِ صندلی قاضی دادگاه شنیده‌اید و البته منطق در ذهن خود درست کرده‌اید(درست مانند اینکه در جای دیگر میگویید چون در دادگاه فرض بر بیگناهی متهم است، فرض ما هم در فلسفه باید بر عدم باشد !!)، که البته دستتان درد نکند برای ما که بد نشده و بسیار لذت میبریم !! ولی اینها دلیل نمیشود منطق را شخم بزنید و بگویید افراد با تخصص آکادمیک در زمینه‌یِ منطق سواد منطقی ندارند و اینها، باشد؟!!

Russell #۱۶۹
Mehrbod

پرسش آبی شده‌یِ مزدک چیست, آیا تبهکار میتواند به داوریِ دیگران بنشیند یا خیر؟

آری !!
بقیه توضیح به سرور مزدک (حتی بخش‌هایِ آبی آن) در پست بالا آمده !!

مزدك بامداد #۱۷۰
Russell

خلاصه اینکه،اینها ریشه‌ی همه اینها ملغمه‌ایست که شما از اخلاق فایده‌گرایانه، عقل سلیم، سنتها‌یِ معمول، آنچه درباره‌یِ صندلی قاضی دادگاه شنیده‌اید و البته منطق در ذهن خود درست کرده‌اید(درست مانند اینکه در جای دیگر میگویید چون در دادگاه فرض بر بیگناهی متهم است فرض ما در فلسفه باید بر عدم باشد !!)، که البته دستتان درد نکند برای ما که بد نشده و بسیار لذت میبریم !! ولی اینها دلیل نمیشود منطق را شخم بزنید و بگویید افراد با تخصص آکادمیک در زمینه‌یِ منطق سواد منطقی ندارند و اینها، حب؟!!

بیجاست،
آنچه در دادگاه رواست از روی همین فرنودسار و خردورزی بدست آمده و از آسمان
نیفتاده است. ( پیشتر ، متهم گناهکار بود تا زمانی که در آتش نسوزد!)
فرامنشی هم برای بهبود همزیستی میان مردم پدید آمده و خود فرنودسار را هم برای
پر کردن زمان بیکاری شما درست نکرده اند، برای یافتن راه بهینه ی زندگی و خوشی بوده!
شما هم تا دراکولا پایور نشود، صلیب از خود آویزان نمیکنید مگر اینکه بی خرد باشید !
کارشناسی آکادمیک هم در این زمینه گوناگون است، فورمول انشتین نیست که همه جا
یکسان باشد. کارشناسان جمهوری اسلامی هم میگویند که فرگشت روی نداده ب.ن.

!!
---

در باره ی آن داستان هم گفتیم که کاری به این نداریم که آدمکشی به این انگیزه که
کوروش یا عمر گفته ، خوب یا بد است، من میگویم که آیا این کس که خودش آدمکش
است، پروانه این را دارد که یکی دیگر را از بالای سندلی، برای آدمکشی بنکوهد یانه!؟

پس این سخنان در کنار اینکه به این جستار پیوندی ندارند، از ناتوانی شما در پرداختن
به خود فرهشت گفتگوست = گریز از پاسخ به پرسش ما!

پس بازهم
میپرسیم که آیا یک تبهکار میتواند روی سندلی
داوری بنشیند یا نه؟ شما به این پاسخ بدهید!


پارسیگر

مزدك بامداد #۱۷۱
Russell

مزدک آدم بدیست، ولی من او را نکوهش نمیکنم/او قابل نکوهش نیست ، مشخصا مهمل است

😃

بیجاست،
داستان این نیست.
داستان این است که شما از یک کنش سخن میگویید:
١- ایکس کار بدی است!
و سپس آن ایکس را به یکی میبندید
٢- مزدک کار ایکس را انجام داده = مزدک بد است
شاید من کار ایکس را انجام داده باشم ولی
کسی که خودش کار ایکس را انجام داده است
نمیتواند با گفتن این سخن ، خود را پاک از
این کار ایکس و بالاتر از مزدک نمایش دهد.
بزبان دیگر، او تنها پروانه گفتن
گزاره یکم را دارد ولی پروانه ی
گزاره ی دوم را ندارد!


پارسیگر

Mehrbod #۱۷۶
مزدك بامداد

قاضی مرتضوی را نمی شناسید؟

نه ولی اکنون روشن هیچ دشواری‌ای ندارد براه فرنودسار نوین و بسیار
خردپذیرانه‌یِ سرکار راسل, قاضی مرتضوی هم به داوری دیگران بنشینند!

اینجا هم ما باید پیروی این "خرد" باشیم, اگرنه کژفرنودگر به شمار میرویم! 😞

پارسیگر

Russell #۱۷۷
مزدك بامداد

بیجاست،
آنچه در دادگاه رواست از روی همین فرنودسار[١] و خردورزی بدست آمده و از آسمان
نیفتاده است. ( پیشتر ، متهم گناهکار بود تا زمانی که در آتش نسوزد!)
فرامنشی[٢] هم برای بهبود همزیستی میان مردم پدید آمده و خود فرنودسار را هم برای
پر کردن زمان بیکاری شما درست نکرده اند، برای یافتن راه بهینه[٣] ی زندگی و خوشی بوده!
شما هم تا دراکولا پایور[٤] نشود، صلیب از خود آویزان نمیکنید مگر اینکه بی خرد باشید !
کارشناسی آکادمیک هم در این زمینه گوناگون است، فورمول انشتین نیست که همه جا
یکسان باشد. کارشناسان جمهوری اسلامی هم میگویند که فرگشت[٥] روی نداده ب.ن.[٦] !!

باشد، ولی اینها را جای دیگر نگویید

!!

مزدك بامداد

در باره ی آن داستان هم گفتیم که کاری به این نداریم که آدمکشی به این انگیزه که
کوروش یا عمر گفته ، خوب یا بد است، من میگویم که آیا این کس که خودش آدمکش
است، پروانه[٧] این را دارد که یکی دیگر را از بالای سندلی، برای آدمکشی بنکوهد یانه[٨]!؟

پس این سخنان در کنار اینکه به این جستار پیوندی ندارند، از ناتوانی شما در پرداختن
به خود فرهشت[٩] گفتگوست = گریز از پاسخ به پرسش ما!

پس بازهم
میپرسیم که آیا یک تبهکار میتواند روی سندلی
داوری بنشیند یا نه؟ شما به این پاسخ بدهید!

چندبار بگویم آری، صلاحیت داوری درباره‌یِ درستی منطقی گاره‌ها را از جمله گزاره‌یِ اخلاقی را دارد. خوب است در چند پست بالاتر یک تمونه از "شهادت دادن" در همان دادگاه را برای شما آوردم. انسانها در بسیاری مواقع میدانند کاری نادرست است ئلی آنرا انجام میدهند، بعدش هم وجدان درد میگیرند. توان داوری دارند، توان انحام کار درست را نه !
برای فهم بهتر شما بهتر است توجهتان را به مثال دیگری مببرم.
1-سیگار کشیدن بد است.
2-راسل سیگار میکشد.
3- راسل کار بدی میکند.

شما توجه نمیکنید که درستی گزاره‌یِ اول (اگر درست است) برای همه باید درست باشد.
مثلا استدلال برای گزاره‌یِ اول این میشود که خود ویرانگرای کار بدیست، و سیگار کشیدن ضرر دارد، پس سیگار کشیدن کار بدی‌ست. حالا این گزاره را یک سیگاری که تمام عمر سیگار کشیده و سرطان گرفته بگوید درست است، اگر یک آدمکش بگوید درست است یک پزشک بگوید یا یک بیسواد درست است و اگر کوروش بگوید هم درست است.

سیگار کشیدن بد است هم باز یادآوری میکنم که در خود نکوهش دارد. راسل کاری بدی میکند ولی کارش زشت نیست مهمل است.

مزدك بامداد #۱۷۸
Russell

باشد، ولی اینها را جای دیگر نگویید !!

کمی لودگی برای پر کردن انبان تهی!؟

😃

Russell #۱۷۹
Mehrbod

نه ولی اکنون روشن هیچ دشواری‌ای ندارد براه فرنودسار[١] نوین و بسیار
خردپذیرانه‌یِ سرکار راسل, قاضی مرتضوی هم به داوری دیگران بنشینند!

اینجا هم ما باید پیروی این "خرد" باشیم, اگرنه کژفرنودگر[٢] به شمار میرویم!

منطق و خرد را که از مراجع مربوطه معرفی کردیم، اینی که شما میخواهی با آن سخن منرا با آن اشتباه نشان دهی بهش میگویند common sense و تازه برای همانش دوستان قضاوت درباره‌یِ درستی یا نادرستی استدلال را با شرایط پذیرش یک فاضی دادگاه یکی کرده‌اید، یک در دست داشتن کپی شناسنامه هم برای شرط صلاحیت در قضاوت اضاقه کنید lol

sonixax #۱۸۰
Mehrbod

خب اکنون چه کنیم؟

برابر پارسی واژگان بیگانه - برگ 21

شاید باید ببخشایید که من نمیدانستم سرور امیر, سرور راسل و امروز سرور مزدک خواندن من این اندازه برای شما گران میاید.

بیچارگی تا کجا ...! ((:

برای شما ننوشته بودم!!!

مزدك بامداد

=
آقا | لغت نامه دهخدا

بفرما! مهربد ببین کار دست جناب مزدک دادی آخرش!! 😞

Russell #۱۸۱
مزدك بامداد

کمی لودگی برای پر کردن انبان تهی!؟

به سبیل عمو استالین اگر راهی به ذهنم میرسد که آنرا هم بیشتر برایتان توضیح بدهم دریغ نمیکردم

!!

Mehrbod #۱۸۲
Russell

منطق و خرد را که از مراجع مربوطه معرفی کردیم، اینی که شما میخواهی با آن سخن منرا با آن اشتباه نشان دهی بهش میگویند common sense و تازه برای همانش دوستان قضاوت درباره‌یِ درستی یا نادرستی استدلال را با شرایط پذیرش یک فاضی دادگاه یکی کرده‌اید، یک در دست داشتن کپی شناسنامه هم برای شرط صلاحیت در قضاوت اضاقه کنید lol

هر گزاره‌ای که نکوهشگر کنشگر را مینکوهد میتواند به نکوهش کنش کاسته شود (= مِهاد پایوریده‌یِ فرنودین):

سیگارکش کار بدی میکند —> سیگارکشی بد است.

پس اینجا ما میتوانیم در دنباله بپرسیم که:

چرا فرنودآور بجایِ اینکه کنش را بنکوهد, کنشگر را مینکوهد؟

که پاسخ به آن روشن است:

نکوهشگر با نکوهش کنشگر بجای کنش, خود را به جایگاه والاتر(ِ فرامنشیک) میبرد.

که ما اینجا نمایاندیم این بالا رفتن دُرُست (= فرنودین) نیست, زیرا نکوهشگر خود
همان کار بساکه بدتر اش را انجامیده و سزامندی بالاروی و داوری دیگران را ندارد.

ولی با پاسخ "آری" شما اکنون روشن گشت که نه, گویا قاضی مرتضوی هم میتواند به جایگاه والای داوری برود

😉

پارسیگر

Russell #۱۸۳
مزدك بامداد

بیجاست،
داستان این نیست.
داستان این است که شما از یک کنش سخن میگویید:
١- ایکس کار بدی است!
و سپس آن ایکس را به یکی میبندید
٢- مزدک کار ایکس را انجام داده = مزدک بد است
شاید من کار ایکس را انجام داده باشم ولی
کسی که خودش کار ایکس را انجام داده است
نمیتواند با گفتن این سخن ، خود را پاک از
این کار ایکس و بالاتر از مزدک نمایش دهد.
بزبان دیگر، او تنها پروانه[١] گفتن
گزاره یکم را دارد ولی پروانه ی
گزاره ی دوم را ندارد!

پس اگر استنتاح منطقی باعث شبه در اذهان عمومی بشود، استنتاج منطقی هم نامعتبر میشود

!!

مزدك بامداد #۱۸۴
Russell

چندبار بگویم آری، صلاحیت داوری درباره‌یِ درستی منطقی گاره‌ها را از جمله گزاره‌یِ اخلاقی را دارد. خوب است در چند پست بالاتر یک تمونه از "شهادت دادن" در همان دادگاه را برای شما آوردم. انسانها در بسیاری مواقع میدانند کاری نادرست است ئلی آنرا انجام میدهند، بعدش هم وجدان درد میگیرند. توان داوری دارند، توان انحام کار درست را نه !
برای فهم بهتر شما بهتر است توجهتان را به مثال دیگری مببرم.
1-سیگار کشیدن بد است.
2-راسل سیگار میکشد.
3- راسل کار بدی میکند.

شما توجه نمیکنید که درستی گزاره‌یِ اول (اگر درست است) برای همه باید درست باشد.
مثلا استدلال برای گزاره‌یِ اول این میشود که خود ویرانگرای کار بدیست، و سیگار کشیدن ضرر دارد، پس سیگار کشیدن کار بدی‌ست. حالا این گزاره را یک سیگاری که تمام عمر سیگار کشیده و سرطان گرفته بگوید درست است، اگر یک آدمکش بگوید درست است یک پزشک بگوید یا یک بیسواد درست است و اگر کوروش بگوید هم درست است.

سیگار کشیدن بد است هم باز یادآوری میکنم که در خود نکوهش دارد. راسل کاری بدی میکند ولی کارش زشت نیست مهمل است.

بیجاست.

Russell

درستی گزاره‌یِ اول (اگر درست است) برای همه باید درست باشد.

👍
همانگونه که گفتید، گزاره ی نخست پیوندی به گوینده ندارد و ما هم همین را
گفتیم، سخن بر سر کنش "گفتن گزاره ی ٢ ، که ۳ هم دُم آنست" می باشد.
گفتیم که کسی که خود کار شماره یک را انجام داده، چه گزاره ی یک را
خودش گفته باشد و چه کس دیگری، سزامندی گفتن برآیند را ندارد.
پس گرفتاری بر سر "گفتن" فرجام گیری است که خودبخود، گوینده را
در جایگاهی بالاتر از راسل جای میدهد و این نارواست!

پس یک سوزن به خود، یک جوالدوز به دیگران!

understood?

پارسیگر

Russell #۱۸۵
Mehrbod

ولی با پاسخ "آری" شما اکنون روشن گشت که نه, گویا قاضی مرتضوی هم میتواند به جایگاه والای داوری برود

Russell

یک در دست داشتن کپی شناسنامه هم برای شرط صلاحیت در قضاوت اضاقه کنید lol

حیف بود، گفتم تکرار میکنید من هم تکرار کنم lol

مزدك بامداد #۱۸۶
Russell

پس اگر استنتاح منطقی باعث شبه در اذهان عمومی بشود، استنتاج منطقی هم نامعتبر میشود !!

همانگونه که گفتیم ، سنجه ی فرنودسار، آروین است
اگر فردا آروین شد که شتر میتواند از سوراخ سوزن
بگذرد باید فرنودسار یونان را از نو بنویسند ! چرا
که فرنودسار از آروین بدست آمده و مغز در فرگشت،
با آروین خرد افزوده و همگی در کاریاری بهزیستی
و فرازیست هستند. خودآماج و یا برای سرگرمی نیست!
پس این پرسش لودگی آمیز هم چیزی در نادرستی
سخن شما دگرگون نمیسازد، چون هنوز آماج هستی
و پیدایش دانش ها و چیزها را درنیافته اید!


پارسیگر

Russell #۱۸۷
مزدك بامداد

پس یک سوزن به خود، یک جوالدوز به دیگران!

اگر خوشمان نیامد باور عامه و ضرب المثل بر منطق برتری دارد، فهمیدیم، آنهم چه جورش

!!
در پایان لازم به ذکر است که، این مغالطه توسط طرف مقابل (طرفداران سرمایه‌داری) هم گاهی انجام میشود که ما چه بالا باشیم و چه پایین دیده شویم آنرا نادرست میدانیم و توسل به آنرا عملی شایسته‌یِ شماتت.

شب میلاد و رفقا بخیر.

مزدك بامداد #۱۸۸
Russell

به سبیل عمو استالین اگر راهی به ذهنم میرسد که آنرا هم بیشتر برایتان توضیح بدهم دریغ نمیکردم !!

راهی جز لودگی ندارید چرا که سخن ما پاسخی ندارد!

مزدك بامداد #۱۸۹
Russell

گر خوشمان نیامد باور عامه و ضرب المثل بر منطق برتری دارد، فهمیدیم، آنهم چه جورش !!
...

بیجاست
پاسخی برای داستان نداشتید و از زبانزد آویزان شدید
و پیشامدانه، برخی زبانزد ها چکیده ی خرد و آروین
و دریافت درست مردم در دیرای هزاره ها می باشند !

پارسیگر

undead_knight #۱۹۰
Mehrbod

نه ولی اکنون روشن هیچ دشواری‌ای ندارد براه فرنودسار نوین و بسیار
خردپذیرانه‌یِ سرکار راسل, قاضی مرتضوی هم به داوری دیگران بنشینند!
اینجا هم ما باید پیروی این "خرد" باشیم, اگرنه کژفرنودگر به شمار میرویم! 😞
پارسیگر

این همه درگیری سر یک سفسطه آشکار نوبره! :))
قیاس مع الفارقی که اینجا میکنید و انگار تیکه های راسل عزیز رو هم نمیگیرید، برابر گرفتن استانداردهای دادگاه و منطقه.
بنابراین حتی اگر بیگناهی معیاری برای قضاوت باشه(که خیلی سخت میشه مطمئن بود کسی هیچ "گناهی" نکرده) دلیلی نمیشه همین معیار برای منطق هم صدق بکنه.
مثلا ما در دادگاه با شهادت یا نظر هیات منصفه میتونیم رای به چیزی بدیم ولی سر این مسئله که "ماست سفید است" میشه چنین کاری کرد!؟

:))

مزدك بامداد #۱۹۱
sonixax

و ما هم گفتیم سفسطه منشاء است! که شما گیر داده اید به اینکه چون گوینده کره ایست پس حتمن سخنش دروغ است!
آن یکی را هم که به کل منکر کمونیست بودنش هستید که خود کلی بحث و داستان دارد!
طالبان هم مسلمان نیستند به جان شم

بیجاست، ما نشان دایم که بنمایه ی شما استوار نیست
و از روی فرنودسار داوری : In Dubio Pro Reo
در هنگام دودلی و گمان، پایه بر بیگناهی است!

مزدك بامداد #۱۹۲
undead_knight

این همه درگیری سر یک سفسطه آشکار نوبره! :))
قیاس مع الفارقی که اینجا میکنید و انگار تیکه های راسل عزیز رو هم نمیگیرید، برابر گرفتن استانداردهای دادگاه و منطقه.
بنابراین حتی اگر بیگناهی معیاری برای قضاوت باشه(که خیلی سخت میشه مطمئن بود کسی هیچ "گناهی" نکرده) دلیلی نمیشه همین معیار برای منطق هم صدق بکنه.
مثلا ما در دادگاه با شهادت یا راهی هیات منصفه میتونیم رای به چیزی بدیم ولی سر این مسئله که "ماست سفید است" میشه چنین کاری کرد!؟ :))

بیجاست، قانون های دادرسی و دادیابی، برگرفته از قانون های فرنودسار
هستند ، و خود همین ها هم برگرفته از آروین هزاره ها بوده و از آسمان
نیفتاده اند. هتّا همین "ماست سفید است" برای این درست است که آورین
بیشینگان مردم چنین رای داده و پارادیم زمانه ی کنونی ماست، همانگونه
که خورشید در ١۰۰۰ سال پیش بی چون و چرا بگرد زمین میچرخید !!
مهاد های فرامنشی نیز با فرنودسار در پیوند یکراست هستند چون آماج
هردو یافتن بهترین راه کردار برای فرازیست است، چرا که چیزی که
درست است، در این جهان به فرازیست میانجامد و اگر هواپیمایتان
گرفتاری فندی داشته باشد، سرنگون میشود! بر این پایه یک تبهکار که
قانون شکن است، نمیتواند در همان زمان، پدافند گر قانون نیز باشد
چرا که ان دو پادستیز با هم یکجا گرد نمیآیند.


پارسیگر

مزدك بامداد #۱۹۳

در اینجا یک فرجام گیری از فرنوسار و فرامنش سرمایه داری
که گرداننده ی ارجمند اینجا به خوانندگان یاد دادند، میاوریم.

از روی گفته ی اینها، نه تنها زبانزد های زیر باور هامه
سفسته بوده و هیچ بار فرامنشی و فرنودین ندارند:


* سیر طعنه زد به پیاز که تو چقدر بدبویی
* خار را در چشم دیگران میبیند ولی شاه‌تیر را در چشم خود نمیبیند
* یک سوزن به خود، یک جوالدوز به دیگران
* یک بام و دو هوا
*

....
->

Russell

اگر خوشمان نیامد باور عامه و ضرب المثل بر منطق برتری دارد،

بساکه مهاد های فرامنش، هیچ پیوندی با فرنودسار ندارند و نمیشود
با خرد ورزی ، و با شیوه های فرنودین، مهاد های فرامنش را بدست آورد

Russell

یک گزینه‌یِ دیگر این است که بگوییم گزاره‌هایِ اخلاقی درست یا غلط نیستند

و اینها تنها به پسند توده ! بر میگردند:

Russell

اینی که شما میخواهی با آن سخن منرا با آن اشتباه نشان دهی بهش میگویند common sense

Russell

پس اگر استنتاح منطقی باعث شبه در اذهان عمومی بشود، استنتاج منطقی هم نامعتبر میشود !!

با این برداشت، نه تنها گزاره هایی مانند:
رطب خورده، منع رطب کی کند
سراسر یاوه و سفسته هستند ( بویژه که محمد هم گفته باشد) و هیچ بار
فرنودین و فرامنشیک ندارند، بساکه عیسی هم غلط بیجا کرده است که
گفته است:

هر کس که خود آلوده به گناه نیست، بر این گناهکار سنگ بیندازد!

در این فرنودسار نوین سرمایه داری، یک تبهکار میتواند دیگران را
برای همان تبهکاری را نکوهش نماید ولی خود از نکوهش برکنار است
که گویا مبادا کژفرنود " پرداختن به سخنگو" روی دهد!! بگونه ای
که هتّا نمیشود به او گفت: تو یکی خفه شو!

گذشته از این، در فرنودسار نوینی که در این سایت بدست هواداران
سرمایه داری و بهره کشی درست شد، ستون مهادین فرامنش که میگوید

* هر چه بر خود نمیپسندی، بر دیگران مپسند

با فرخندگی شکسته شد و تبهکار پروانه یافت که در سندلی دادوری
نشسته و بر دیگران ناروا بپسندد، بی اینکه کسی یارای نکوهش
چشم و ابروی ایشان را بیابد!

Russell

آری !!

در این گفتمان ما یاد گرفتیم که برای آناکاوی یک پرسمان، نیاز
به این نیست که خود را با ژرف اندیشی رنجه نماییم،
->

Russell

محافل مربوطه آکادمیک

بساکه بسنده است که اینترنت را برای یافتن یک بنمایه ی
انگلیسی( اگر دکترا داشته باشد بهتر است) بگردیم تا پایور کنیم
که عیسی غلط کرده، آروین های هزاره ها نادرست هستند، و بالاتر
از همه، یکی از برترین مهاد های فرنود سار را بشکنیم که میگوید:
"دو ایستار پاد ستیز نمیتوانند همزمان یکجا گردآیند"
چرا که در این فرنودسار نوین ( که گویا از ریزگان کوانتومی
گرفته اند) ، یک قانون شکن، میتواند همزمان و یکجا، پدافندگر
قانون نیز باشد! یک تبهکار میتواند دیگران را به تبهکاری بنکوهد!
در این فرنودسار، بزبز قندی باغبان است و نمی شود او را هیچ نکوهید!

Russell

آری !!

🐫

پارسیگر

Nevermore #۱۹۴

من هم می خواستم سخن آندد را بگویم که دیدم او پیشتر گفته است.اینجا دقیقا تفاوت در شرایط دادگاه و شرایط بحث در سخنگاه است.اینکه انسانها به این نتیجه رسیده اند که یک تبهکار نمی تواند در جایگاه قضاوت بنشینید به این دلیل نیست که آن تبهکار "تمام" تصمیماتش نادرست است،بلکه به این دلیل است که این تبهکار "احتمال" بالایی می رود که اکثر تصمیماتش نادرست باشد،از اینرو عاقلانه نیست صندلی قضاوت را به یک تبهکار بدهیم،چرا که اولا ما نمی توانیم بنشینیم تمام قضاوت های او را بررسی کنیم که درست است یا نادرست و ثانیا عقل حکم می کند که این کار را به سبب حساس بودن آن و اینکه اگر خطایی انجام شود ممکن است جان انسانی بیهوده گرفته شود به کسی بدهیم که احتمال خطای تصمیم گیری کمتری برای او وجود دارد.

اما در سخنگاه و در یک بحث خوشبختانه ما این فرصت را داریم که داوری ِ اخلاقی یک فرد را بدون توجه به آنکه چه کسی آنرا می گوید بررسی کنیم.حتی اگر کسی 100 بار هم در مورد یک موضوع استدلال و یا داوری ِ اخلاقی اشتباهی داشته باشد،برای بار سد و یکم هم می توانیم به سخنان او صرف نظر از اینکه چه کسی می گوید گوش دهیم و درستی و نا درستی آنرا به قضاوت بگذاریم.

مزدك بامداد #۱۹۵
Nevermore

من هم می خواستم سخن آندد را بگویم که دیدم او پیشتر گفته است.اینجا دقیقا تفاوت در شرایط دادگاه و شرایط بحث در سخنگاه است.اینکه انسانها به این نتیجه رسیده اند که یک تبهکار نمی تواند در جایگاه قضاوت بنشینید به این دلیل نیست که آن تبهکار "تمام" تصمیماتش نادرست است،بلکه به این دلیل است که این تبهکار "احتمال" بالایی می رود که اکثر تصمیماتش نادرست باشد،از اینرو عاقلانه نیست صندلی قضاوت را به یک تبهکار بدهیم،چرا که اولا ما نمی توانیم بنشینیم تمام قضاوت های او را بررسی کنیم که درست است یا نادرست و ثانیا عقل حکم می کند که این کار را به سبب حساس بودن آن و اینکه اگر خطایی انجام شود ممکن است جان انسانی بیهوده گرفته شود به کسی بدهیم که احتمال خطای تصمیم گیری کمتری برای او وجود دارد.

اما در سخنگاه و در یک بحث خوشبختانه ما این فرصت را داریم که داوری ِ اخلاقی یک فرد را بدون توجه به آنکه چه کسی آنرا می گوید بررسی کنیم.حتی اگر کسی 100 بار هم در مورد یک موضوع استدلال و یا داوری ِ اخلاقی اشتباهی داشته باشد،برای بار سد و یکم هم می توانیم به سخنان او صرف نظر از اینکه چه کسی می گوید گوش دهیم و درستی و نا درستی آنرا به قضاوت بگذاریم.

بنگاه سفسته یابی - برگ 20
همه ی رفتار ها و گزینش های ما برروی آروین و استقرای آروینی استوار است
و همان فرنودسار هم خودش از همین راه بدست آمده و نوشته شده است. پس
ارزش مهادین از آن آروین است. بر این پایه کسی که بارها دروغ گفته، از
دید آروینی، هنجار را به زیان باورپذیری خود دگرگون نموده است که همان
داستان چوپان دروغگوست. این را دوست شما راسل هم در همان نوشتار
انگلیسی آورده بود. ولی ما اینجا داریم از دیدگاه فرامنشی هم سخن میگوییم
و آن این است که یک تبهکار ، سزامندی نکوهش دیگری را برای همان
تبهکاری دارد یانه. ما نمیگوییم که او، چون تبهکار است، راست نمیگوید
/ میگوید، ما با همان کنش "نکوهش یک تن دیگر " سروکار داریم، کنشی
که خودبخود، نکوهش کننده را در جایگاه بالاتر فرامنشیک مینهد، با اینکه
میدانیم که جایگاه او اگر فروتر نباشد، فراتر نیست!

دوستان شما در اینجا پاسخ دادند که همه ی زبانزد ها و فرزان ها ، از
فولکلور گرفته تا سخنان محمد و عیسا، سفسته است، مهاد فرامنشی
" هر چه را به خود نمیپسندی بر دیگران مپسند" یک سفسته است
و از آروین و فرنودسار گرفته نشده و common sense ! بیش
نیست و هتّا مهاد فرنودسار

را که یک چیز نمیتواند همزمان سیاه
و سپید باشد را بسود سرمایه داری و دارو دسته ی دوستان خود
شکستند و گفتند که یک قانون شکن، همزمان میتواند پرافندگر قانون
هم باشد و اینگونه، یک تبهکار را بر کرسی داوری نشاندند !!

پارسیگر

undead_knight #۱۹۶

یک چیزی که اخیرا به ذهنم رسید اینه که مزدک عزیز میفرمایند داوری و نکوهش یک پدیده باعث میشه که شخص جایگاه(احتمالا اخلاقی) خودش رو بالا بکشه.
خب من میگم بکشه، مهم نیست! و نباید بهش اهمیت بدیم،چون بر فرض درست بودن ادعای ایشون اگر شخص با اتکا به این جایگاه بخواد اثبات کنه استدلالش درسته دچار سفسطه "Moral high ground" شده:

in which one assumes a "holier-than-thou" attitude in an attempt to make oneself look good to win an argument

List of fallacies - WiKi
خلاصش هم این میشه"من از تو خوب ترم،پس ادعای من درسته!"

:))

Nevermore #۱۹۷
مزدك بامداد

بنگاه سفسته یابی - برگ 20
همه ی رفتار ها و گزینش های ما برروی آروین و استقرای آروینی استوار است
و همان فرنودسار هم خودش از همین راه بدست آمده و نوشته شده است. پس
ارزش مهادین از آن آروین است. بر این پایه کسی که بارها دروغ گفته، از
دید آروینی، هنجار را به زیان باورپذیری خود دگرگون نموده است که همان
داستان چوپان دروغگوست. این را دوست شما راسل هم در همان نوشتار
انگلیسی آورده بود. ولی ما اینجا داریم از دیدگاه فرامنشی هم سخن میگوییم
و آن این است که یک تبهکار ، سزامندی نکوهش دیگری را برای همان
تبهکاری دارد یانه. ما نمیگوییم که او، چون تبهکار است، راست نمیگوید
/ میگوید، ما با همان کنش "نکوهش یک تن دیگر " سروکار داریم، کنشی
که خودبخود، نکوهش کننده را در جایگاه بالاتر فرامنشیک مینهد، با اینکه
میدانیم که جایگاه او اگر فروتر نباشد، فراتر نیست!

دوستان شما در اینجا پاسخ دادند که همه ی زبانزد ها و فرزان ها ، از
فولکلور گرفته تا سخنان محمد و عیسا، سفسته است، مهاد فرامنشی
" هر چه را به خود نمیپسندی بر دیگران مپسند" یک سفسته است
و از آروین و فرنودسار گرفته نشده و common sense ! بیش
نیست و هتّا مهاد فرنود سار را که یک چیز نمیتواند همزمان سیاه
و سپید باشد را بسود سرمایه داری و دارو دسته ی دوستان خود
شکستند و گفتند که یک قانون شکن، همزمان میتواند پرافندگر قانون
هم باشد و اینگونه، یک تبهکار را بر کرسی داوری نشاندند !!

پارسیگر

مزدک گرانقدر

توضیحات من مربوط به مقایسه میان قضاوت در محیط دادگاه و به عنوان یک قاضی و قضاوت در محیط سخنگاه و بحث و گفتگو بود.به نگرم به سبب پرتنش شدن فضای گفتگو چند مبحث با یکدیگر قاطی شده اند،داوری ای که شما از آن سخن می گویید شامل داوری درباره ی کنش و رفتار هم می شود،نه فقط شخصیت گوینده.

اما در درباره ی قضاوت درباره ی "کننده" باز هم به نگرم فرض شما و مهربد نا درست است،چرا که من در مقام یک آدمکش می توانم،عمل قتل و قاتل را(با فرض اینکه قتل در پدافند از خود نبوده) نکوهش کنم.چراکه ما با نکوهش آن شخص را نسبت به اصول اخلاقی و نرم های رفتاری جامعه می سنجیم نه شخصیت و رفتار خودمان.من اگر قاتل باشم و یک قاتل دیگر را نکوهش کنم خود به خود این نکوهش به من هم باز می گردد و اینگونه نیست که من خود را در مقام بالاتری از آن یکی قرار دهم.به نگرم تنها زمانی که فرد نکوهش کننده بگوید من از تو برتر و بهتر ام می توان گفت:"تو یکی دیگه خفه شو"

Nevermore #۱۹۸
undead_knight

یک چیزی که اخیرا به ذهنم رسید اینه که مزدک عزیز میفرمایند داوری و نکوهش یک پدیده باعث میشه که شخص جایگاه(احتمالا اخلاقی) خودش رو بالا بکشه.
خب من میگم بکشه، مهم نیست! و نباید بهش اهمیت بدیم،چون بر فرض درست بودن ادعای ایشون اگر شخص با اتکا به این جایگاه بخواد اثبات کنه استدلالش درسته دچار سفسطه "Moral high ground" شده:

List of fallacies - WiKi
خلاصش هم این میشه"من از تو خوب ترم،پس ادعای من درسته!" :))

می گویم تو به جای من پاسخ دهی بهتر است،لعنتی هرچه را می خواهم بگویم زودتر می نویسی.😜

undead_knight #۱۹۹
Nevermore

می گویم تو به جای من پاسخ دهی بهتر است،لعنتی هرچه را می خواهم بگویم زودتر می نویسی.😜

"سخن عشق از هر زبانی که باشد شیرین است" :))
تازه من این رو چند ساعت پیش به ذهنم رسید،شانس آوردم یادم

اومد:))اصولا هم برام عجیبه که چرا ایشون اینقدر روش پافشاری دارند چون اینکه طرف خوب به نظر برسه از دید منطقی پشیزی ارزش نداره.

مزدك بامداد #۲۰۰
undead_knight

یک چیزی که اخیرا به ذهنم رسید اینه که مزدک عزیز میفرمایند داوری و نکوهش یک پدیده باعث میشه که شخص جایگاه(احتمالا اخلاقی) خودش رو بالا بکشه.
خب من میگم بکشه، مهم نیست! و نباید بهش اهمیت بدیم

undead_knight

اصولا هم برام عجیبه که چرا ایشون اینقدر روش پافشاری دارند چون اینکه طرف خوب به نظر برسه از دید منطقی پشیزی ارزش نداره.

خب، برای شما مهند نیست ولی در یک گفتگو در میدان و سخنگاهی همگانی
این از مهند ترین کارساز های روانی و فرنودین برای برنده شدن نارواست و
بخودی خود، نکوهش کننده را در جایگاه برتر فرامنشیک و ارزشی مینهد.
درست برای همین ، من بی هیچ ترس از خورده گیری های فرنودین-نما،
به چنین کسی میگویم: تو یکی خفه شو!
اگر جز این باشد، هر که زودتر نکوهید برنده است و هرکس خواست
نکوهنده را بنکوهد، با خورده گیری روبرو میشود که سفسته شد!
برای همین در هر زبان و فرهنگی، چنین فرزان های آروینی و فرامنشیک
پدید آمده که : آنکس که خود به گناه آلوده نیست، سنگ بیندازد !


پارسیگر