گرامی درست میگویید این بطور واضح حملهیِ شخصیست و عملی در راستای شخصی کردن بحث، ولی قانونی برای ویرایش چنین پستهایی در اینجا نبوده و تا کنون ما تنها توهینها و فحشهایِ آشکار را حذف کردهایم. از شکیبایی شما سپاسگزارم. ...
در اینجا گویا من میتوانم بگویم جناب مزدک کار بدی کرده، ولی حق قضاوت دربارهیِ ایشان یا سرزنش او را ندارم lol
درود بر راسل گرامی به احترام شما از توهین متقابل به این بچه صرفنظر کرده و این بار هم گذشت میکنم.
من راضی نبودم با همچین کاربری با سابفه درخشان(!) بگو مگو کنی بلکه با همان ابزار مدیریتی هم میشد اعمال قانونش کرد که وقت با ارزش شما(راسل) هم هدر نرود!
تفکر ایدئولوژیک با آدمها چه کار میکنه ... با اعمال شدن ایدئولوژی بر فرد انسان را به انجماد فکری میرساند . و افکارش را با چهار خط بنام ایدولوژی می بندد. و جرات پرسیدنی (چرا) را از پیش میگیرد! که این بدترین خیانت و ظلم بر یک انسان است . عقلانیت و خرد تعطلیل و آدم را مست و مسخ میکنه
درود بر راسل گرامی به احترام شما از توهین متقابل به این بچه صرفنظر کرده و این بار هم گذشت میکنم.
من راضی نبودم با همچین کاربری با سابفه درخشان(!) بگو مگو کنی بلکه با همان ابزار مدیریتی هم میشد اعمال قانونش کرد که وقت با ارزش شما(راسل) هم هدر نرود!
تفکر ایدئولوژیک با آدمها چه کار میکنه ... با اعمال شدن ایدئولوژی بر فرد انسان را به انجماد فکری میرساند . و افکارش را با چهار خط بنام ایدولوژی می بندد. و جرات پرسیدنی (چرا) را از پیش میگیرد! که این بدترین خیانت و ظلم بر یک انسان است . عقلانیت و خرد تعطلیل و آدم را مست و مسخ میکنه
😄😄😜
بچه چه گذشت بزرگوارانه ای از ما کرده که خردورزی مارا هم از ما گرفته و یکجا مست و مسخمان هم کرده است! مرسی بوکو!
--- داشتن یک ایدئولوژی (جهان بینی) خودش بی نیاز از اندیشه ورزی نیست. هر جهان بینی هم چنین نیست که با اندیشه ، دانش، آگاهی ، هومنی و خردورزی ناسازگار باشد. بزبان دیگر اینجا بازهم سفسته فرموده و از روی کینه، که به جای "گذشت" جا زدید، چیزهایی بافتید که از تک وتا نیفتاده باشید. بی سوادی با آدم چه میکنه ! • پارسیگر
بحث بر سر دشنام نیست،اصلا "خفه شو" فحش نیست، توهین است به "شخص"ی که داریم با او سخن میگوییم. شما حق انتقاد و سخن گفتن را (پیرامون موضوعی خاص) از طرف دیگر بحث میخواهید بگیرید چرا که بنظر شما خودش گناهکار است و... .کاپیتالیسم که نمیتواند از حق سخن گفتن محروم شود بلکه مشخص است که طرف مقابل بحث خفه شود یعنی میلاد یا کوروش یا...
بیجاست، این هوش نکردن شما خودش توهین به این سخنگاه است!
یکبار گفتیم که این "خفه شو" ، بازگردان ساده و هامیانه این است که کسی که خود آلوده است پروانه ی نکوهش آلودگی دیگران را ندارد. به یک کس ویژه و خودینه هم نیست. به جایگاه سیاسی و گفتمانی وی است. بازهم برای اینکه شاید هوش کنید: هر کس در هوای بارانی بیرون برود، ناچار خیس میشود. باران با او پدرکشتگی و دشمنی خودینه ندارد،
یک پوزیسیون سیاسی هم مانند یک میدان است که از هرسو بدان تیرو پیکان و/یا گل و شیرینی میریزد. هر کس به این میدان پا نهد باید شیره ی این تیر و پیکان هارا به تن بمالد. برای نمونه هر کس در اینجا بگوید فاشیست است، یا نژاد پرستی را باور دارد، ناهومن نام میگیرد و چپ و راست زیر یورش میرود و "خفه شو" هم میگیرد ( از سخنگاه بیرون اش میکنند)
من هم میتوانستم اینجا که امدم، پوزیسیون کمونیستی نگیریم و با دوستان هوادار سرمایه هم هیچ گفت و ستیزی پیش نمی امد و تنها در باره ی شیوه ی گریل کردن و درست کردن آبجو گپ میزدیم.
ولی زمانی که به درون این میدان میروم، باید پوست خود را برای شنیدن چیزی هایی که پیامد این میدان سیاسی در یک سخنگاه ایرانی فرهنگ ، کلفت کنم و نمیتوانم ننه من غریبم بازی و گله و زاری کرده بگویم که شما اگر بگویید کمونیست ها "کون گشاد" هستند ( که گفته هم شد) به خود من و ارزش هومنی من ! خوارداشتی روا کرده اید! و بدو بدو بیایم نزد شما که این دشنام هارا پاک کن !
داستان میلاد و کوروش و .. همین است. پا نهادن به میدان سیاسی پدافند از سرمایه داری همین پیامد را دارد که برای نمونه چنین سخنانی بشنود و گرنه نه ایشان خلبان هواپیمایی بوده اند که بمب ناپالم روی بچه های ویتنام ریخته و نه من با لنین ابگوشت خورده ام.
پیامد سخن شما و برداشتی که به نادرست میکنید این است که هیچ گفت و ستیز سیاسی و همبودین و ... اینها نشود، مبادا به فمینیست بگویند بهمان، مبادا به فاشیست بگویند خر، مبادا به اسلامیست بگویند بیابانی ، مبادا به کاپتالیست بگویند خفه شو...
من اینجا تنها نگر شخصی ام را می گویم، به نگر من همانطور که مزدک گران مایه فرمودند چنین سخنانی در بحث های "جدی" اجتناب ناپذیر است و اینجا هم محلی برای سخنان گل وبلبل و" عجیجم چه طوری؟" نیست،هر کاربری که مدتی در این انجمن وقت گذاشته باشد و بحث ها را خوانده باشد می فهمد که اینجا کسی مراعات دیگری را نمی کند،جناب پرسپولیس هم چون اینجا تازه وارد هستند نمی دانند چه خبر است.به نگر من بد نیست که دوستان دست کم تا مدتی مراعات کاربران تازه وارد را بکنند تا از این انجمن دلزده نشوند،آن هم فقط تا مدتی که آنها به جو اینجا و چگونگی ِ بحث ها آشنا شوند.
بیجاست، این هوش نکردن شما خودش توهین به این سخنگاه است!
شما لطف بفرمایید و نگران توهین به این سخنگاه نباشید، من در این مواقع اینجا هستم لازم به زحمت شما نیست! من حقیقتش از ابتدا هم نمیخواستم در این بحث شرکت کنم چرا که میدانستم در نتیجهیِ رسیدن شما به بن بست آخرش به روضهخوانی و حمله به جلو روی میآورید و تنها دلیلی که وارد آن شدم اهمیت خود موضوع بود، نه نصیحت اخلاقی به شخصی بزرگواری(!!) چون شما. اتفاقا تمام ایرادی اینست که شما جناب "پوست کلفت"، نمیتوانید اشتباه بودن سخن خود را تحمل کنید و بر سر یک مغالطهیِ منطقی این هوچی گریها را راه میاندازید، آنهم در تالاری که خودتان برای خنیدن به مغالطهیِ منطقی کاربری دیگر راه انداختهاید و در پاسخ خود جناب کوشا که مسلمان هم بودند این رفتارها را نکردند.
تنها یک نکته را لازم میدانم پاسخ دهم، آنهم اینکه من اگر معتقدم نازیها حق فعالیت در اینجا را ندارند و باید اخراج شوند، بعنوان یکی از مدیران تالار معتقدم نازیها در این تالار حق سخن گفتن ندارند و اتفاقا معتقدم اصلا نباید حتی مخاطب قرار بگیرند (چرا که بحث آدابی دارد و حتی مخاطب قرار دادن و باز کردن سخن با اینها مسئولیت میآورد و اشتباه است). این حق که چه کسی اینجا سخن بگوید و چه کسی نگوید مربوط به ادمین اینجاست که آنرا به مدیران اینجا داده، حتی اگر کاملا یکجانبه باشد هم اهمیتی ندارد چرا که بواسطهیِ مالکیت یک تارنماست که او میتواند دربارهیِ قوانین آن تصمیم گیری کند، کاربرانی همچون من هم بسادگی میتوانند اگر خوششان نیامد به اینجا بیایند و وظیفهیِ ادمین اینجا نیست که به همه حق سخن گویی بدهد. این بحث تصمیمگیری و مشروعیت با مغالطهیِ منطقی "تو هم بدی" شما بسیار متفاوت است،شما که گزارهیِ فکچوال یا اخلاقی طرف مقابل را میخواهید از طریق زیر سوال بردن خود طرف مقابل زیر سوال ببری! شما هم دوستداری دربارهیِ گریل کردن با دوستان لاس بزن، دوستداری مشغول به جنگ/ورزش(!!) باش، ولی برای ما روضه نخوان و منبر نرو خوهشا، من هم اگر میدانستم سخن گفتنم دربارهیِ اخلاق، پوست کلفت شما را آزار میدهد و شما میدان را برای منبر رفتن برای ما آماده میبینی اصلا شما را مخاطب قرار نمیدادم!
شما لطف بفرمایید و نگران توهین به این سخنگاه نباشید، من در این مواقع اینجا هستم لازم به زحمت شما نیست! من حقیقتش از ابتدا هم نمیخواستم در این بحث شرکت کنم چرا که میدانستم در نتیجهیِ رسیدن شما به بن بست آخرش به روضهخوانی و حمله به جلو روی میآورید و تنها دلیلی که وارد آن شدم اهمیت خود موضوع بود، نه نصیحت اخلاقی به شخصی بزرگواری(!!) چون شما. اتفاقا تمام ایرادی اینست که شما جناب "پوست کلفت"، نمیتوانید اشتباه بودن سخن خود را تحمل کنید و بر سر یک مغالطهیِ منطقی این هوچی گریها را راه میاندازید، آنهم در تالاری که خودتان برای خنیدن به مغالطهیِ منطقی کاربری دیگر راه انداختهاید و در پاسخ خود جناب کوشا که مسلمان هم بودند این رفتارها را نکردند.
تنها یک نکته را لازم میدانم پاسخ دهم، آنهم اینکه من اگر معتقدم نازیها حق فعالیت در اینجا را ندارند و باید اخراج شوند، بعنوان یکی از مدیران تالار معتقدم نازیها در این تالار حق سخن گفتن ندارند و اتفاقا معتقدم اصلا نباید حتی مخاطب قرار بگیرند (چرا که بحث آدابی دارد و حتی مخاطب قرار دادن و باز کردن سخن با اینها مسئولیت میآورد و اشتباه است). این حق که چه کسی اینجا سخن بگوید و چه کسی نگوید مربوط به ادمین اینجاست که آنرا به مدیران اینجا داده، حتی اگر کاملا یکجانبه باشد هم اهمیتی ندارد چرا که بواسطهیِ مالکیت یک تارنماست که او میتواند دربارهیِ قوانین آن تصمیم گیری کند، کاربرانی همچون من هم بسادگی میتوانند اگر خوششان نیامد به اینجا بیایند و وظیفهیِ ادمین اینجا نیست که به همه حق سخن گویی بدهد. این بحث تصمیمگیری و مشروعیت با مغالطهیِ منطقی "تو هم بدی" شما بسیار متفاوت است،شما که گزارهیِ فکچوال یا اخلاقی طرف مقابل را میخواهید از طریق زیر سوال بردن خود طرف مقابل زیر سوال ببری! شما هم دوستداری دربارهیِ گریل کردن با دوستان لاس بزن، دوستداری مشغول به جنگ/ورزش(!!) باش، ولی برای ما روضه نخوان و منبر نرو خوهشا، من هم اگر میدانستم سخن گفتنم دربارهیِ اخلاق، پوست کلفت شما را آزار میدهد و شما میدان را برای منبر رفتن برای ما آماده میبینی اصلا شما را مخاطب قرار نمیدادم!
بیجاست!
تنها فرنود شما به این فرو چروکیده است که " من اینجا گرداننده هستم و از اینرو همه چیز را بهتر میدانم " .
شما هیچ فرنودی نیاوردید که چرا سخن من نادرست است،
که من اکنون نخواهم یا بخواهم نادرستی انرا بپذیرم !؟ شما هنوز دگرسانی میان این دو جایگاه فرامنشانه/ فرنودین را در نیافته اید.
به دید شما، عیسی هم سفسته کرده است
که به گروه سنگسار کننده، گفته است که کسی که خود گناهی نکرده است، بیاید و سنگ به این گناهکار پرتاب نماید ! برای همین ما از دید فرامنشیک هم بالاتر از شما هستیم که هنوز مانده این باریکی هارا بهوشید! *** ریشخند کردن هومن ستیزان و فرنود گریزان هم ناروا نیست. شما اگر میتوانید فرنود مارا ناکار کرده و نمایندگی از سوی کوشا را رها کنید! *** گویا پوست کلفت بودن را هم با توسری خوردن و خاموش ماندن واژگرفته اید!
خود این دو تن هم میدانند که این سخنان ، بایسته ی چنین گفت و ستیزی هست و خودشان هم نگفتند که بهشان، خوارداشت و دشنامی روا شده; خودشان هم بسنده به کمونیست ها دشنامیده اند. اینجا نه من پیش پاپا جون دویدم که از من پدافند نماید و نه گمان میکنم که این دو تن به شما نامه ی گلایه نوشته باشند. شما از ناآگاهی و ناپختگی خودتان، کاسه ی داغتر از آش شده و این ستیز را افروختید. گمان کنم بیشتر خشم شما هم از همین است که هوش نکردید که بستر گفتمان سیاسی، همگانی است و نه خودینه. همچنان که شما به یکی که در پوزیسیون فاشیسم و نژاد پرستی اندر میشود، با دگمه ی ban میگویید "خفه شو" بی اینکه گرفتاری خودینه با او داشته باشید. بزبان دیگر شما نهوشیدید که این پوزیسیون سیاسی است که زیر کوبش و خوارداشت است ( که چیزی طبیعی است) و نه میستر ایکس! ***
فزون بر این، در این سخنگاه جایی ننوشته است که روضه خواندن نارواست، پس سخن مارا برتابید همچنان که من روضه های خود-گاندی-بینانه ی شما را بر میتابم
نه, تنها دارید با واژهها بازی میکنید و تنها کسانی هم که برای شما دست میزنند دوستان سرمایهدار هستند
برای خوانندهیِ آگاه هم روشن نمودیم:
خردهگیری کُنش ≠ خردهگیریِ کننده
به دیگر زبان, شما میتوانید تا دل اتان میخواهد از این خردههای بیجا بگیرید, ولی خب در فرهود[١]
خردهگیری شما چیزی بیشتر از "سفستهیِ تو هم بدیِ" پنهان نخواهد بود, زیرا شما که نیامدهاید آنجا بگویید کشتن و
اعدام کردن بد است (آمدهاید؟ نه), بساکه[٢] آمدهاید میگویید کمونیستها آدم کشتند ( —> پس بهرهکشیِ ما سرمایهدارها اشکالی ندارد {—> سفستهیِ تو هم بدی}).
بازهم هوش نکردید
میان نکوهش کنش و نکوهش کنشگر[١] جدایی[٢] هست و آن اینکه
تا زمانی که پای کسی را به میان نیاورده اید، داوری نشده
و برکشیدن خود به تراز[٣] بالاتری از آن کس ، انجام نشده است.
نمونه برای انیکه هتّا شما هم هوش کنید:
آمریکا میتواند بگوید که زیرپا نهادن حقوق بشر کار بدی است،
ما هم میگوییم درست میگوید، کار بدی است!
ولی اگر آمریکا خود را در جایگاه داور نهاد و گفت که حقوق
بشر در بهمان جا زیر پا نهاده میشود، میگوییم خفه شو!
نخست حقوق بشر را در کشور خود برپا ساز تا سزامندی[٤] "داوری"
و نکوهش " دیگران" را داشته باشی!
هیچ ادم خردمندی هم باور نمیکند که دلسوزی یک آدمکش، برای
آدم هایی که دیگران کشته اند، راستین باشد. تازه اگر براستی این
گناه انجام شده باشد !
این آخرین دفاع من علیه این سفسطه هست و دیگه حرفی ندارم چون شما رو به جدل آوردید در حالیکه روشنه که سفسطه اتفاق افتاده.
اصلن ما دسته بندی مبنی بر نکوهش کنش و نکوهش کنشگر نداریم. این مزخرفات چیه از شکمتون درمیارید که خودتونو توجیه کنید؟ البته سواد منطقی مزدک ممکنه به علت کهولت ته کشیده باشه 😄 یا شاید هم نم کشیده 😬 باشه ولی مهربد مشخصه که داره کورکورانه با لغات بازی میکنه. در منطق چنین چیزی تا به حال مشاهده نشده جانم. برای اینکه بیشتر به هوش بیارمتون یکبار دیگه توجه کمونیستیتون رو به یکی از مثال های آرش بیخدا جلب میکنم:
کاوه- تو دیروز وقتی در صف اتوبوس ایستاده بودی تقلب کردی و حق دیگران را ضایع کردی، نمیفهمی که اینکارت بده؟
سودابه- تو خودت هم هفته پیش در صف مترو همینکار رو کردی، نکنه یادت رفته؟
میبینید که در این مثال، کسی که عمل غیراخلاقی انجام داده در حال موعضه هست (مثلن یک کاپیتالیست) و طرف مقابل (مثلن استالین ملعون) اون رو از این موعضه نهی میکنه به این علت که او هم این کار رو قبلن انجام داده و این مصداق از تو هم بدی هست اینجا.
مزدک شما به این آریازاده یک "بیسواد" گفتید رفت و چند روزی ناپیدا بود! بعدها کاشف
به عمل آمد (در جستار صندلی داغ باباکوروش) که به خاطر توهین شخصی شما قهر کرده و
ناراحت بود و لاگین نمیکرد. اینهم از این داستان! خلاصه این کودک آریازاده را بیخیال شوید
که امروز و فرداست با پدر و مادر پاکزاد آریاییاش به تالار برگردد و به خدمت شما برسد. :)
منظورتون از این حرفها چیه؟ اگر شوخی کردید با طرف، خیلی شوخی بیجا و کودکانه ای بود چرا که نه میشناسیدش نه تحملش رو میدونید چه اندازست و نه هیچی.
ایشون یک تازه وارده و
باید سعی کنید نگهش دارید نه اینکه فراریش بدید.
اگر شوخی نکردید که اونهم بیجاست. یعنی خیلی بیخود کردید که شوخی نکردید در اون جمله. (شما منظورم نیستیدها منظورم مزدک هست).
حالا هی این جملات و ادامه ها برای چیه؟ مشخصه که اشتباه کردید دیگه!
فقط کاش میگفتید کدوم دستور از این عزیز دل رسیده. دستورِ مقابله و مبارزه با سفسطه؟ 😂😂😂
چیه؟ حالا که یک تازه واردی به جبهه شما ایراد گرفته چشم دیدنش رو ندارید؟ شانتاژ، انگ، برچسب، توهین، خردانگاری! 😏
خب، شما هم از بیچارگی روی بسوی احمدی نژاد بازی آورده اید!
روشن است که "دستور رسیدن" یک سفسته و انگ است،
مگر اینکه این سخن را پایور کنید.
در باره ی نوچه تان هم دست بدامان "پاپاجون" شده. کوبه ی کاری و جانگداز را به ایشان کوبیده ایم که باید دیرگاهی جلز و ولز نماید و پس از این، اگر سخنی داشت به خود ما بگوید و نه از راه پاپا جون!
شما هیچ فرنودی[١] نیاوردید که چرا سخن من نادرست است،
Example: Q: Now, the United States government says that you are still funding military training camps here in Afghanistan for militant, Islamic fighters and that you're a sponsor of international terrorism.… Are these accusations true? … Osama Bin Laden: …At the time that they condemn any Muslim who calls for his right, they receive the highest top official of the Irish Republican Army at the White House as a political leader, while woe, all woe is the Muslims if they cry out for their rights. Wherever we look, we find the US as the leader of terrorism and crime in the world. The US does not consider it a terrorist act to throw atomic bombs at nations thousands of miles away, when it would not be possible for those bombs to hit military troops only. These bombs were rather thrown at entire nations, including women, children and elderly people and up to this day the traces of those bombs remain in Japan. The US does not consider it terrorism when hundreds of thousands of our sons and brothers in Iraq died for lack of food or medicine. So, there is no base for what the US says and this saying does not affect us.…
به دید شما اگر من بگویم که کاپیتالیست دزد است،
به میلاد و کوروش و ... دشنام خودینه گفته ام که
دید و برداشتی نادرست و برخاسته از ناتوانی شما از
جدا کردن پرهون[٣] همگانی و پرهون خودینه است.
اصلن شما به من دزد هم بگید من شاید به جاییم نخوره. فکر میکنم میلاد هم همینطور باشه.
ولی یک کاربر تازه وارد که
مثل من و میلاد فحش خورش ملس نیست جانم. شاید اصلن خوشش نیاد از این مدل حرف زدن. تازه حرف شما شخصی بوده. من اگر راسل واکنش نشون نمیداد، موضوع رو با پرسپولیس خاتمه میدادم یه جورایی. چون خودم مدیرم و ممکنه سو دار در این بحث داوری کنم، دخالت نمیکردم ولی حالا که یکی از مدیران اقدام کرده منم نظرمو میگم که
بچه چه گذشت بزرگوارانه ای از ما کرده که خردورزی مارا هم از ما گرفته و یکجا مست و مسخمان هم کرده است! مرسی بوکو!
این لفظ بچه از طرف شما بوی توهین و کوچک شمردن میده.
گویا رفتار قبلی رو نمیخواید رها کنید. لطفن از این رفتار دست بردارید جناب مزدک.
سعی کنید موقعیتتون رو در برابر طرف مقابل درک کنید. همونطور که من به شما میگم پیر، اگر شما به من بگید بچه ناراحت نمیشم. ولی همه که من نیستند. به خصوص جدیدها.
این کاربر پست شما رو گزارش کرده و مشخصه که ناراحت شده. پس تا روزی که در مقابل حرف های شما بیخیالی طی کنه از این رفتار دست بردارید.
اتفاقا تمام ایرادی اینست که شما جناب "پوست کلفت"، نمیتوانید اشتباه بودن سخن خود را تحمل کنید و بر سر یک مغالطهیِ منطقی این هوچی گریها را راه میاندازید
این آخرین دفاع من علیه این سفسطه هست و دیگه حرفی ندارم چون شما رو به جدل آوردید در حالیکه روشنه که سفسطه اتفاق افتاده.
اصلن ما دسته بندی مبنی بر نکوهش کنش و نکوهش کنشگر نداریم. این مزخرفات چیه از شکمتون درمیارید که خودتونو توجیه کنید؟ البته سواد منطقی مزدک ممکنه به علت کهولت ته کشیده باشه 😄 یا شاید هم نم کشیده 😬 باشه ولی مهربد مشخصه که داره کورکورانه با لغات بازی میکنه. در منطق چنین چیزی تا به حال مشاهده نشده جانم. برای اینکه بیشتر به هوش بیارمتون یکبار دیگه توجه کمونیستیتون رو به یکی از مثال های آرش بیخدا جلب میکنم:
میبینید که در این مثال، کسی که عمل غیراخلاقی انجام داده در حال موعضه هست (مثلن یک کاپیتالیست) و طرف مقابل (مثلن استالین ملعون) اون رو از این موعضه نهی میکنه به این علت که او هم این کار رو قبلن انجام داده و این مصداق از تو هم بدی هست اینجا.
میدونم بازم هوش نشد. به این خاطر نمیپرسم اینبار 😂
زمانیکه میگوییم پارسی سخن بگویید تا دستکم دریابید چه میگویید, برای همین است.
فرنود دربارهیِ چیست؟ درستی و نادرستی گزارهها. پس چه زمانی "کژ"فرنود میشود؟
زمانیکه کسی سخنی درست را نادرست, یا وارونه نادرست را درست بخواهد جا بزند.
اکنون برمیگردیم به آغاز گفتگو; گفتیم:
ایرازش کنش ≠ ایرازش کُنشگر
پس در نمونهیِ شما:
کاوه: تو دیروز وقتی در صف اتوبوس ایستاده بودی تقلب کردی و حق دیگران را ضایع کردی، نمیفهمی که اینکارت بده؟
سودابه: تو خودت هم هفته پیش در صف مترو همینکار رو کردی، نکنه یادت رفته؟
در اینجا هیچ کژفرنودی رخنداده. چرا رخنداده؟ چون سودابه در اینجا نمیگوید "جلو زدن در صف و گرفتن حق
دیگران" خوب (—> جابهجایی فرجام) است, بساکه میگوید کاوه تو که خود ات اینکارهای, بیجا میکنی برای من بالایِ منبر میروی!
پس آنچه شما نمیهوشید این است که ما اینجا چند تراز باریکِ دگرسان داریم, یکی تراز درستی و
نادرستی گزارهها و کنشها است, یکی تراز داوری نمودن و سزامندی کسی در بالا بردن خود و ایرازش دیگران (≠ کُنشها).
این هم فرایافتی بیگانه و شگفت و شگرف نیست که مغز اتان نکشد; دوستِ دخترباز من که هر دختری را
مانند دستمال کاغذی همخوابیده و دورمیاندازد و در همهیِ زندگی اش دو روز هم با کسی نمانده, اگر روزی برگردد مرا
که دوستی ام با دختری پس از ١ ماه و اندی را بهمزده ام نکوهیده و بگوید: «چرا با احساساتِ دختره بازی کردی؟»
به او یک «تو یکی دیگه خفه شو» میگویم و هیچ کژفرنودی هم در کار نخواهد بود, زیرا من
نگفته ام «بازی با احساسات دیگران خوبه», تنها او را از جایگاهِ بیجایِ داوریِ فرامنشیک اش, فروکشیدهام.
در باره ی نوچه تان هم دست بدامان "پاپاجون" شده. کوبه ی
کاری و جانگداز را به ایشان کوبیده ایم که باید دیرگاهی جلز
و ولز نماید و پس از این، اگر سخنی داشت به خود ما بگوید
و نه از راه پاپا جون!
نه واقعن به شما دیگه امیدی نیست.
ضمنن نوچه از آنِ اونهاییست که سرور هستند 😃
Mehrbod
سرور مزدك بامداد
سرور که هستید، از کجا معلوم؟ شاید نوکر و کلفت هم داشته باشید 😂
ر دیگه توجه کمونیستیتون رو به یکی از مثال های آرش بیخدا جلب میکنم:
میبینید که در این مثال، کسی که عمل غیراخلاقی انجام داده در حال موعضه هست (مثلن یک کاپیتالیست) و طرف مقابل (مثلن استالین ملعون) اون رو از این موعضه نهی میکنه به این علت که او هم این کار رو قبلن انجام داده و این مصداق از تو هم بدی هست اینجا.
بیجاست، همین است که میگوم که توان جداسازی چم های باریک را ندارید: این گزاره که سودابه در پاسخ اورده، دارای دو برداشت است:
سودابه- تو خودت هم هفته پیش در صف مترو همینکار رو کردی، نکنه یادت رفته= 1- تقلب در صف اتوبوس بد نیست، چون تو خودت اینکار را کردی (= سفسته) 2- تو که خودت متقلب هستی ، سزامندی نکوهش مرا نداری: تو یکی خفه شو ( فرنودین)
پس سفسته ی بودن این، به برداشت یکم برمیگردد، چرا که بد بودن تقلب در صف اتوبوس ، وابسته به گوینده نیست و انگیزه ی سفسته بودنش درست همین است! ولی گزاره و برداشت دوم دارای هیچ نکته ای نیست که بیرون از فرنود باشد. اینهم آموزه ی رایگان فرنودسار برای " مدرسه ی موشها"
2- تو که خودت متقلب هستی ، سزامندی نکوهش مرا نداری: تو یکی خفه شو ( فرنودین)
پس سفسته ی بودن این، به برداشت یکم برمیگردد، چرا که بد بودن تقلب
در صف اتوبوس ، وابسته به گوینده نیست و انگیزه ی سفسته بودنش درست
همین است! ولی گزاره و برداشت دوم دارای هیچ نکته ای نیست که بیرون
از فرنود باشد. اینهم آموزه ی رایگان فرنودسار برای " مدرسه ی موشها" !
من بیشتر از این نمیتونم از شما به خاطر به رخ کشیدن سوادتون متشکر باشم. وای به حال موشهایی که مزدک معلمشونه 😄
در حالت دوم شخص ستیزی کردید جانم. اینو همون اول گفتم جانم.
گفتآورد نوشته اصلی از سوی kourosh_bikhoda نمایش پست ها ولی خب اینجوری که شخص ستیزی حساب میشه الان اون یکی زیردست میاد "جانم" های منو گردآوری میکنه به نفع سرورش میخنده
بیخود است، شخص ستیزی (ad hominem argumentum) این است که بگوییم که:
تو چون بدی سخنت نادرست است! ولی ما میگوییم : شما که خود آلوده اید خفه بشید!.
پس اینجارا هم هوش نکردید !! بازهم آموزه ی رایگان در آموزشگاه موشها!! 😄 • پارسیگر
ایشان هم در بیشتر زمینهها از من برتر و دانشمندتر هستند و من پیوسته از ایشان میآموزم, اگرنه ما اینجا دوشادوش با
بهرهکشی میستیزیم و اندیشههایِ تیرهیِ شما از "سروری" و "نوکری" هم بدبختانه برآمده از همان جهانبینی کثیف خود تان هستند! 😏
کورش و میلاد من را به یاد سندروم استکهلم میاندازند چون فکر نمیکنم خود اینها میلیونر باشند ولی اینگونه از کسی که حق آنها را نیز میخورد دفاع میکنند ، مثل گروگانی که از گروگان گیر خود دفاع میکند!
کورش و میلاد من را به یاد سندروم استکهلم میاندازند چون فکر نمیکنم خود اینها میلیونر باشند ولی اینگونه از کسی که حق آنها را نیز میخورد دفاع میکنند ، مثل گروگانی که از گروگان گیر خود دفاع میکند!
بسیاری از مردم هیچ انگاره ای از فرای سامانه ندارند و در ماتریکسی که برایشان بافته اند به سختی گرفتار و امیدشان به این است که در درون این سامانه پله های پیشرفت مافیایی را بالا بروند، اینها هرگز نمیتوانند باور کنند که روزی خود یا فرزندشان به در لای چرخ دنده های بهره دهی، و روزمزدی و نداری و روسپی گری و ... گیر کرده و له خواهند شد! ناآگاه از اینکه سرانجام، این سامانه خود یا فرزندانشان را فرو خواهد خورد، همچنان از سامانه ی دوزخی که از دریافت سازوکار ان ناتوانند، به رایگان پدافند میکنند و پاریس هیلتون به ریش نداشته ی این بیچارگان از خود بیگانه، میخندد!
بی بی سی نوشته نزدیکان: سفیر کره در کوبا و مالزی . اینها پس دارای پست های کشوری بودند و در سیاست کاره ای بودند نه اینکه تنها خویشاوند باشند و به گناه خویشاوندی اعدام شده باشند
بنمایه مهادین بنمایه های دیگرتان را هم رفتیم تا ته نگاه کردیم Entire family of Kim Jong-un's uncle also executed in North Korea: reports | News.com.au نوشته بود: ( همه بر میگردد به خبرگزاری یونهاپ کره ی جنوبی) --> All relatives of Jang executed too: sources آنهم نوشته بود: one source said on condition of anonymity
کورش و میلاد من را به یاد سندروم استکهلم میاندازند چون فکر نمیکنم خود اینها میلیونر باشند ولی اینگونه از کسی که حق آنها را نیز میخورد دفاع میکنند ، مثل گروگانی که از گروگان گیر خود دفاع میکند!
شما هنوز دوزاری مبارکتان نیوفتاده که ما از شخص دفاع نمیکنیم!
از یک سیستم برتر و بهتر دفاع میکنیم.
تازه این شمایید که فکر میکنید هر کسی که ثروتمند است حتمن حق شما را خورده! ما از این تفکرات مسموم نداریم.
2- این روزنامه نزدیک به حزب حاکم کمونیست چین فاش کرد که "کیم جونگ اون" رهبر کره شمالی شوهر عمه خود و پنج نفر از همدستانش را طعمه تعداد زیادی سگ گرسنه کرده است.
دست کم یک دور خودتان چیزی که کپی کیلویی میفرمایید را بخوانید ! خوب است
دست کم یک دور خودتان چیزی که کپی کیلویی میفرمایید را بخوانید ! خوب است
->
شبکه امریکایی "ان بی سی" به نقل از "ون وی پو" روزنامه چاپ هونگ کنگ مدعی شد.. بیجاست، آگاه نیستید که هنگ کنگ چند سالی است که بخشی از چین است ولی بگونه ی جداسر
و با کمترین دستیازی کشور چین مادر، گردانندگی میشود! • پارسیگر
در حالت دوم شخص ستیزی کردید جانم. اینو همون اول گفتم جانم.
The "Shut Up Fallacy" involves an attack on someone's claim by asserting they are not qualified to make the claim. This is a fallacious argument — someone's authority to make a claim is not evidence of the claim's veracity.
Attacking the person who makes a claim rather than attacking the claim itself is known as an ad hominem argument. (Ad hominem means "to the man" in Latin.) The "Shut Up Fallacy" is a common form of an ad hominem argument.
اینهم مانند شما بیجا نوشته، چرا که در باره ی درستی یا نادرستی خود سخن چیزی نمیگوید که کژفرنود بشود. اینکه در سایتی انگلیسی زبان نوشته هم انرا راست نمیکند!
We don't attack his claim ! we attack his right to make such a claim!
شبکه امریکایی "ان بی سی" به نقل از "ون وی پو" روزنامه چاپ هونگ کنگ مدعی شد.. بیجاست، آگاه نیستید که هنگ کنگ چند سالی است که بخشی از چین است ولی بگونه ی جدا سر و با کمترین دستیازی کشور چین مادر، گردانندگی میشود!
Wen Wei Po is regarded as a newspaper that supports the Communist Party of China and the People's Republic of China government. Consequently, the reports are mainly on the "brighter" and the more positive side of China.
When force or the threat of force is used to suppress the arguments of one side in a debate, that is a type of one-sidedness. Governments are always tempted to use police powers to prevent criticism of their policies, and totalitarian governments are frequently successful in doing so. Extremists use threats or actual violence to silence those who argue against them. Audience members "shout down" a debater whom they disagree with in order to prevent a case from being heard. This is, unfortunately, common enough to qualify as a logical fallacy.
However, force or the threat of it is not an argument, which means that appealing to force is not a logical fallacy. Since hitting someone over the head with a stick is not an argument at all, a fortiori it is not a fallacious one. However, withholding relevant information can lead people into drawing false conclusions.
زور بیخود میزنید جانم! بیجاست، سخنگوی کشور چین نیست! روزنامه ی Bild هنگ کنگ است! خود واشنگتن پست که کمونیست هم نیست نوشته فزاده گویی کرده اند. شاه بخشیده ولی شاهقلی نمیبخشد!
جایی در میان آن سفستهها, سفستهیِ «بنمایهیِ انگلیسی آوردم پس سخن من درسته», نیامده؟
تازه شما خود اتان را زدهاید به آن راه یا براستی در کوچه علی چپ هستید؟ اینجا سخنگاه است و کسی باتوم دست اش نگرفته و سخن از
"باید و نباید" هم در تراز اندیشیک میباشد, اگرنه روشنه کسی نخواسته سرمایهدارها گفتند "کمونیستها
When force or the threat of force is used to suppress the arguments of one side in a debate, that is a type of one-sidedness. Governments are always tempted to use police powers to prevent criticism of their policies, and totalitarian governments are frequently successful in doing so. Extremists use threats or actual violence to silence those who argue against them. Audience members "shout down" a debater whom they disagree with in order to prevent a case from being heard. This is, unfortunately, common enough to qualify as a logical fallacy.
However, force or the threat of it is not an argument, which means that appealing to force is not a logical fallacy. Since hitting someone over the head with a stick is not an argument at all, a fortiori it is not a fallacious one. However, withholding relevant information can lead people into drawing false conclusions.
آهان، این نشد tu quoque این، ad hominem این هم نشد، این Appeal to Force
😜 اینهم بیجاست، تنها کسی که انیجا زور دارد شمایید که دست به دگمه ی پانل نشسته اید. جایگاه ما یک نیروی فرامنشیک است.
ما میگوییم که یک دزد، سزامندی فرامنشیک برای نشستن در جایگاه والای داوری و نکوهش را ندارد!
هیچ کجای اینرا نمیتوانید با هیچ سفسته ای پیوند بزنید. •
تازه شما خود اتان را زدهاید به آن راه یا براستی در کوچه علی چپ هستید؟ اینجا سخنگاه است و کسی باتوم دست اش نگرفته و سخن از "باید و نباید" هم در تراز اندیشیک میباشد, اگرنه روشنه کسی نخواسته سرمایهدارها گفتند "کمونیست بده" اخراج شود یا با او برخورد شود!
I have a doctoral degree in philosophy from Indiana University in Bloomington, where I majored in logic. My dissertation concerned the concept of logical form, and touched on the subject of formal fallacies. I have taught philosophy and logic at both the undergraduate and graduate levels at I.U.B., Indiana University-Purdue University at Indianapolis—known affectionately as "Ooey-Pooey"—and Indiana State University. For five years, I worked as an ontologist for the artificial intelligence company Cycorp, Inc. in Austin, Texas. More recently, I've done consulting work for an online critical thinking textbook, and a television show which, unfortunately, never aired. Comments and suggestions on these files are welcome. I am particularly interested in real-life examples of fallacious arguments drawn from the media, and will consider for inclusion fallacies that are not yet listed in the files. If you know of any external resources that these files should link to, please let me know of them. All suggestions or submissions that I use will be duly acknowledged. I will assume that all email is intended for publication, unless notified to the contrary. If you wish to have your name withheld, please inform me to that effect in the email
زور بیخود میزنید جانم! بیجاست، سخنگوی کشور چین نیست! روزنامه ی Bild هنگ کنگ است! خود واشنگتن پست که کمونیست هم نیست نوشته فزاده گویی کرده اند. شاه بخشیده ولی شاهقلی نمیبخشد!
و شما کماکان ربط هنگ کنگ و یک خبر گزاری کمونیستی را به کره جنوبی به ما هنوز نگفتید!!!!
شما کلن سوراخ دعا رو گم کردید جانم
😂 افتاد یا دوزاری مبارک خیلی خیلی کج تر از این حرفهاست ؟
have a doctoral degree in philosophy from Indiana University in Bloomington,
And I have even a higher degree than his ! کژفرنود بازگشت به اتوریته! شما باید با خود فرنودسار پایور کنید که سخنی که ما میگوییم چرا نابجاست، و این را نمیتوانید چون: ما هیچگونه پیوندی میان گوینده و درستی یا نادرستی گفته ی او برپا نمیکنیم !