همبود کاررَها - The work-free society

برگ ۹ از ۹

Ouroboros #۴۰۱
Mehrbod

اینهم سخنی بی سر و ته بود.
مگر کشورهای سوسیالیستی اروپایی هماکنون جز این هستند؟ شما در اروپا هم میتوانید هیچ کار نکنید و از دولت هزینه‌هایِ گذران زندگی را (گرچه با اخم و تخم) بگیرید
, ولی میبینیم نه تنها کار برچیده نشده که بیشتر از همان آمریکایی‌ها هم مردم کار میکنند و بامزه‌تر از همه, در اروپا شما بسختی و شاید با برخ[1] یک به ده/صدهزار آدم چاق ببینید! ((:

سوسیال‌دموکراسی غربی و حقوق بخور-نمیر بیکاری که می‌دهد = برآوردن مصنوعی تمام یا دستکم بخش بزرگی از تمام نیازهای انسانی شما 😚

Mehrbod

نه نگرفتید, نیاز به کار در هیچ همبودی[1] از میان نرفته و نمیرود, بساکه گفتیم کارهای سخت (چیزهاییکه مایه‌یِ فرآورش[2] نان و آب و دیگر
نیازهای پایه‌ای باشند) به ماشین سپرده میشوند و هر کاری دیگری آنجاست تا اگر شما خواهان زندگی بهتری بودید, به آنها بپردازید.

هر کاری در قیاس با بی‌کاری سخت است، بنابراین برای انجام دادن یک کار باید دلیل داشته باشید اگرنه موجود زنده طراحی شده تا حداکثر انرژی ممکن را بدست بیاورد و حداقل انرژی ممکن را مصرف بکند(که یعنی صبح تا شب اگر نیازی نداشت بخورد و بخوابد و بکند). لطفا برای ما شرح بدهید که وقتی غذای شما به قدر نیازتان(هر وقت گرسنه شدید)رایگان است، مسکن شما فراهم است، برای سکس نیازی به پریدن از هزار حلقه‌ی آتش رمانس و ... ندارید و یک عینکی به چشم می‌زنید و زیباترین زن دنیا را می‌گایید و ... چه چیزی شما را به کار کردن وا می‌دارد؟

Mehrbod

پس ما تنها دامنه‌یِ کارهای برای انجام را کاسته‌ایم + بهره‌کشی را بیخ برکنده‌ایم.

بهره‌کشی که پیوندی با چیستی ابزار کار ندارد، درگیراست با مالکیت آن و میزان دخالت این مالکیت در تقسیم سود محصول تولید شده با استفاده از آن.

مارکس اتفاقا معتقد بود ماشینیزه شدن بیشتر به زیان کارگران است زیرا ارزش نیروی کار آنها را کاهش می‌دهد.

بنابراین شما دامنه‌ی کارهای برای انجام را کاسته‌اید = ۹۰٪ مردم را قادر به بخور و بخواب و بکن بدون کار کرده‌اید و در صورت اشتراکی کردن ابزار ماشینیزه شده‌ی تولید بهره‌کشی را از بیخ برکنده‌اید.

Mehrbod

ولی خب این سخنان چه ارزشی دارد, بگذارید میلیونها تن از
گرسنگی و در رنج و درد بمیرند تا زندگی امیر "هدفمند" بماند!

😒

مزدك بامداد #۴۰۲
Ouroboros

. هر کاری در قیاس با بی‌کاری سخت است، بنابراین برای انجام دادن یک کار باید دلیل داشته باشید اگرنه موجود زنده طراحی شده تا حداکثر انرژی ممکن را بدست بیاورد و حداقل انرژی ممکن را مصرف بکند(که یعنی صبح تا شب اگر نیازی نداشت بخورد و بخوابد و بکند). لطفا برای ما شرح بدهید که وقتی غذای شما به قدر نیازتان(هر وقت گرسنه شدید)رایگان است، مسکن شما فراهم است، برای سکس نیازی به پریدن از هزار حلقه‌ی آتش رمانس و ... ندارید و یک عینکی به چشم می‌زنید و زیباترین زن دنیا را می‌گایید و ... چه چیزی شما را به کار کردن وا می‌دارد؟

اینجور که پیداست، مهربد گرامی از کارهای سخت سخن گفته و نه از هر کاری.
کارهای سختی که اکنون به فرسایش استخوان و اسکلت و بیماری و کاهش هوداد
زندگی می انجامد که دیگر خواستنی نیستند. هم اکنون هم گروهی فراوان پشت
میز نشسته و کارهای مغزی و اندیشوی میکنند. خوب اینگونه کارها ، با بهترین روزگار
زندگی و بی نیازی هم از میان نمیرود ، چرا که تا زمانی که برای بدست اوردن نیاز ها،
کار هومنی بایسته است، کسانی بدین کار خویشکاری یافته و گماشته میشوند که
برای نمونه یک تسو در هفته، برای همبود کار کنند تا خویشکاری و هنبازی خود را بجای
اورده باشند( فرهنگ همبودین) ، ولی اگر زمانی رسید که همه کارها را روبات ها انجام دادند،
هیچ گرفتاری ندارد که کسی این خوشی ها و گردش ها و تنبلی ! هارا انجام دهد. کمونیسم
هم برای همین پدید امده است که نیازهای شما ، فراورش را پدید بیاورند و نه انیکه فراورش،
نیاز شمارا دیکته نماید. کمونیسم از ایرو در برگیرنده ی سزامندی هر هومن برای خوشی و
خوشگذرانی هم هست!
.

Ouroboros

مارکس اتفاقا معتقد بود ماشینیزه شدن بیشتر به زیان کارگران است زیرا ارزش نیروی کار آنها را کاهش می‌دهد.

زمانی که همه کالاها را ماشین بسازد، روشن است که انها خودبخود رایگان خواهند شد!
اینجا دیگر هتا اگر سرمایه داری هم باشد، از انجایی که کارگر هیچ مزدی نمیگیرد، هیچ کالایی هم نمیتواند بخرد
و به هیچ نیروی کار هم نیاز نیست که سرمایه دار بخواهد با پول ، خواستی را به انجام برساند (روبوت میکند)
پس تنها راه این میشود که همه کالاها خود بخود رایگان به آدمها (هایی که هنوز زنده باشند!) داده میشود!

پارسیگر

مزدك بامداد #۴۰۳
sonixax

منظور من هم از ما من نبود !
منظور از ما جمعیتی بود که کمونیسم در پی زورکی رستگار کردنش است .

پس بهتر است تنها از خودتان سخن بگویید و دادیاری و نمایندگی
همه ی این چپیره (جمعیت) یاد شده را بدوش نکشید

!

پارسیگر

sonixax #۴۰۴
مزدك بامداد

پس بهتر است تنها از خودتان سخن بگویید و دادیاری و نمایندگی
همه ی این چپیره[1] (جمعیت) یاد شده را بدوش نکشید !

مزدک گرامی با کمال پوزش باید خدمتتان عارض شوم که در قبال تفکری که از جانب همه سخن میگوید و در پی رستگار کردن زورکی همه هست باید از جانب همه هم دفاع کرد .

هر وقت شما فقط و فقط در پی رهای شخص خودتان از سرمایه داری بودید و نه یک کشور و جامعه و ... آن وقت ما اصلن با شما بحث نمیکنیم چون حق مسلم شماست که هر طور دوست دارید زندگی کنید .

شما اینجا دارید نسخه ای را برای من میپیچید که خودتان کوچکترین باوری بهش ندارید

.

مزدك بامداد #۴۰۵
kourosh_bikhoda

خب این از جمله ارزش های مزخرفی ست که شما بهش اعتقاد دارید و به همین دلیلم هست که مرتب چوب تعطیلی دولت امریکا رو به سر هم کیشانتون میزنید ناآگاه از اینکه چنین چیزی نشانه راستی و یک رنگی و مهمتر از همه باز بودن فضاست. به وارون فضای کمونیستی که بسته و آلودست و اگر مخالفت کنید در تریبون های امام جمعه های کمونیسم خط و نشان و آرزوی مرگ و نابودیتون رو میکنند 😄

اینهم تا یادم نرفته بگویم که بیجا نوشتید و سنجش نابجا فرمودید،
در هیچ ستاد ارتش، نگر های گوناگون و ستیز درونی آنرا برای شنیدن
و دیدن دشمن در رسانه ها بوق نمیکنند . در خود همینجا هم تالار
گرداننگان هست که ما و شما ستیز هایشان را نمیبینیم و تنها
زمانی که ستیزها بیخ پیدا میکنند، در بیرون هم بزتاب می یابند.!!
پس ما میتوانیم بدرستی به این برآورد برسیم که میان شما و
سونیکس، شکاف پیدا شده و شما فربود هایی را به سود ما میبینید
که ایشان نمیبیند.! فزون بر این در باری "فضای باز" هم به بیراهه
رفته اید، همچنان که فضای بازی در دست نیست که از بچه بازی و
برده داری و بمبگذاری سخن بگویید، در کشور کمونیستی هم فضای
باز در دست نیست که در باره ی سرمایه داری سخن گفته و پروپاگاند نمایید!


پارسیگر

مزدك بامداد #۴۰۶
sonixax

مزدک گرامی با کمال پوزش باید خدمتتان عارض شوم که در قبال تفکری که از جانب همه سخن میگوید و در پی رستگار کردن زورکی همه هست باید از جانب همه هم دفاع کرد .
هر وقت شما فقط و فقط در پی رهای شخص خودتان از سرمایه داری بودید و نه یک کشور و جامعه و ... آن وقت ما اصلن با شما بحث نمیکنیم چون حق مسلم شماست که هر طور دوست دارید زندگی کنید .
شما اینجا دارید نسخه ای را برای من میپیچید که خودتان کوچکترین باوری بهش ندارید .

بیجاست، در باره ی همه سخن گفتن، برابر با از سوی همه سخن گفتن نیست!

اینهم که کار ما زورکی هست یا نه باز نگر خود شماست و در اینجا هم نمایندگی تان
از سوی همه بیجاست!
من هم که نگفتم از سوی همه سخن میگویم. گفتم که دارم نگر های کمونیسم
را که دفترینه و آگاشته شده هم هست را میگویم! شما گفتید که فردید تان از
"ما" همه کسانی بوده که ما میخواهیم راهنمایی کنیم ! روشن نیست شما کی
نمایندگی آنهارا بدوش گرفتید؟ 😜شاید یکی هم بخواهد راهنمایی شود! شما
با همین دوست خودتان کوروش هم شکاف دارید و میخواهید نمایندگی همه را هم بگیرید؟😂
پس پروانه دهیه که خوانندگان خودشان داوری کنند و از سوی همه سخن پراکنی نفرمایید!

sonixax #۴۰۷
مزدك بامداد

بیجاست، در باره ی همه سخن گفتن، برابر با از سوی همه سخن گفتن نیست!
من هم که نگفتم از سوی همه سخن میگویم. گفتم که دارم نگر های کمونیسم
را که دفترینه و آگاشته شده هم هست را میگویم! شما گفتید که فردید تان از
"ما" همه کسانی بوده که ما میخواهیم راهنمایی کنیم ! روشن نیست شما کی
نمایندگی آنهارا بدوش گرفتید؟ شاید یکی هم بخواهد راهنمایی شود! شما
با همین دوست خودتان کوروش هم شکاف دارید و میخواهید نمایندگی همه را هم بگیرید؟
پس پروانه دهیه که خوانندگان خودشان داوری کنند و از سوی همه سخن پراکنی نفرمایید!

خیلی ببخشید ولی هیچ سرمایه داری معتقد به دیکتاتوری بورژوا برای رستگار کردن همه از چنگ کمونیسم نیست ! ولی به عکس شماها خیلی روشن و واضح این مساله رو اعلام کردید .

پیشتر بحثش شده بود که شما به چه حقی میخواهید کارگری که دوست دارد بهره بدهد را از شر بهره کشی و ... نجات دهید !
پاسخهای دوستان طرفدار کمونیسم هم موجود است .

همچنین من و کوروش اختلاف نظرهای جزئی داریم و نه شکاف ! شکاف را کمونیستهای عزیز دارند که هفته ای یک بار منشعب میشوند حزب جدید درست میکنند

.

مزدك بامداد #۴۰۸
sonixax

خیلی ببخشید ولی هیچ سرمایه داری معتقد به دیکتاتوری بورژوا برای رستگار کردن همه از چنگ کمونیسم نیست ! ولی به عکس شماها خیلی روشن و واضح این مساله رو اعلام کردید .

پیشتر بحثش شده بود که شما به چه حقی میخواهید کارگری که دوست دارد بهره بدهد را از شر بهره کشی و ... نجات دهید !
پاسخهای دوستان طرفدار کمونیسم هم موجود است .

همچنین من و کوروش اختلاف نظرهای جزئی داریم و نه شکاف ! شکاف را کمونیستهای عزیز دارند که هفته ای یک بار منشعب میشوند حزب جدید درست میکنند .

😂

بیجاست. شما در این جا پس میتوانید دست بالا به نمایندگی از جهان بینی سرمایه داری سخن بگویید
و نه سرمایه داران، چرا که برخی شاید همداستان باشما نبوده و ارزش های هومنی بیشتری را پذیرفته باشند!

تازه سرمایه داران برای خاله ی من به ویتنام تاختند و در شیلی ، دیکتاتور آوردند و در ایران در زمان مصدق,
شاه را دیکتاتور کردند و ... یا برای "رهایی مردم از کمونیسم"؟

این هم که ما میخواهیم کارگر را رهایی بخشیم درست است ولی نگفتیم که داریم به نمایندگی همه !
سخن میگوییم ، ما گفتیم که تنها داریم از اموزه ی کمونیسم سخن میگوییم.

اگر اینجور است که میگویید، پس من هم میپرسم شما به چه سزامندی و رویی میخواهید که کارگران
را در بهره کشی نگاه دارید؟ پس از هر سو که بنگرید میبینید که سخنی بیجا گفته اید و بهتر است که
نمایندگی خود را از سوی همه, زود پس بدهید!!

😄

پارسیگر

sonixax #۴۰۹
مزدك بامداد

بیجاست. شما در این جا پس میتوانید دست بالا به نمایندگی از جهان بینی سرمایه داری سخن بگویید
و نه سرمایه داران، چرا که برخی شاید همداستان باشما نبوده و ارزش های هومنی[1] بیشتری را پذیرفته باشند!

و شما هم ایضن حق دارید فقط به نمایندگی از کسانی که طرفدار ایدئولوژی شما هستند سخن بگویید و نه کارگران جهان !!!

مزدك بامداد

تازه سرمایه داران برای خاله ی من به ویتنام تاختند و در شیلی ، دیکتاتور آوردند و در ایران در زمان مصدق,
شاه را دیکتاتور کردند و ... یا برای "رهایی مردم از کمونیسم"؟

البت کمونیستهای گرامی هم لابد برای عمه ی من دور آلمان شرقی مرز کشیدند و نگذاشتند مردم از آنجا خارج شوند و یا اوکراینی ها را با گشنگی به کشتن دادند و کره شمالی درست کردند و شهر دمنین را به آتش کشیدند و نگذاشتند مردم آتش را خاموش کنند برای رهایی از کاپیتالیسم ؟

مزدك بامداد

این هم که ما میخواهیم کارگر را رهایی بخشیم درست است ولی نگفتیم که داریم به نمایندگی همه !
سخن میگوییم ، ما گفتیم که تنها داریم از اموزه ی کمونیسم سخن میگوییم.

سخن از آموزه ها کمونیسم میزنید و به زور میخواهید همه را راهی بهشت کنید ؟ مگر آخوندها هم کاری غیر از سخن گفتن از آموزه های اسلامی میکنند ؟

مزدك بامداد

اگر اینجور است که میگویید، پس من هم میپرسم شما به چه سزامندی[2] و رویی میخواهید که کارگران
را در بهره کشی نگاه دارید؟ پس از هر سو که بنگرید میبینید که سخنی بیجا گفته اید و بهتر است که
نمایندگی خود را از سوی همه, زود پس بدهید!!

گیر کار همینجاست ! ما کسی را نمیخواهیم به زور زیر چتر سرمایه داری عزیز نگاه داریم . هر کسی نخواست میتواند برود کره شمالی زندگی کند :)) به عکس این شماها هستید که با دیوار کشیدن نمیگذارید شهروندان دول کمونیستی از آن خارج شوند

!

kourosh_bikhoda #۴۱۰
مزدك بامداد

اینهم تا یادم نرفته بگویم که بیجا نوشتید و سنجش[1] نابجا فرمودید،
در هیچ ستاد ارتش، نگر های گوناگون و ستیز درونی آنرا برای شنیدن
و دیدن دشمن در رسانه[2] ها بوق نمیکنند . در خود همینجا هم تالار
گرداننگان هست که ما و شما ستیز هایشان را نمیبینیم و تنها
زمانی که ستیزها بیخ پیدا میکنند، در بیرون هم بزتاب می یابند.!!
پس ما میتوانیم بدرستی به این برآورد[3] برسیم که میان شما و
سونیکس، شکاف پیدا شده و شما فربود[4] هایی را به سود ما میبینید
که ایشان نمیبیند.! فزون بر این در باری "فضای باز" هم به بیراهه
رفته اید، همچنان که فضای بازی در دست نیست که از بچه بازی و
برده داری و بمبگذاری سخن بگویید، در کشور کمونیستی هم فضای
باز در دست نیست که در باره ی سرمایه داری سخن گفته و پروپاگاند نمایید!

خیلی هم به جا نوشتیم!
در ارتش یک اصلی وجود داره که معروف شده به "چشمِ ارتشی" و به این معنیه که دستور رو باید چشم گفت حتا اگر خلاف قوانین نظام باشه ولی میشود تا 48 ساعت بعد به مقام ارشد گزارش کرد. بنابر این ارتش با اینجا فرق میکنه ولی ما که اینجا مثل ارتشی ها یا کمونیست ها دنباله رو و بله قربانگو نیستیم. پس سفسطه نفرمایید.

از طرفی در واقع اون چیزی که باعث قوت و برتری کاپیتالیسم شده، قدرت خلق و تولید محصولات جدید هست که خودِ این، از قدرت فکر و اندیشه ی آزاد سرچشمه میگیره. در مجلس اعیان و مجلس عوام بریتانیا هم میبینید که دو جناح مخالف، صندلی هایی روبروی هم دارند و سخنران وسط اونها قرار میگیره و شدیدترین نقدها و ایرادها در این مجلس ها به هم وارد میشه در حالیکه به قول شما گویا هر روز شکاف ناشی از این انتقادها و دعواها و یقه گیری ها باید دنیا رو تکون بده و ارزش پوند رو بیاره زیر ریال!

پس میبینید که این شمایید که درک درستی از معنای شکاف در مقابل اختلاف نظر ندارید. تازه اختلاف نظر ما چه اهمیتی دارد؟ میخواد شوروی پیشرفته باشه یا نباشه! چه تاثیری در اکنون و حالِ ما داره؟

مزدك بامداد #۴۱۱
sonixax

و شما هم ایضن حق دارید فقط به نمایندگی از کسانی که طرفدار ایدئولوژی شما هستند سخن بگویید و نه کارگران جهان !!!

البت کمونیستهای گرامی هم لابد برای عمه ی من دور آلمان شرقی مرز کشیدند و نگذاشتند مردم از آنجا خارج شوند و یا اوکراینی ها را با گشنگی به کشتن دادند و کره شمالی درست کردند و شهر دمنین را به آتش کشیدند و نگذاشتند مردم آتش را خاموش کنند برای رهایی از کاپیتالیسم ؟

سخن از آموزه ها کمونیسم میزنید و به زور میخواهید همه را راهی بهشت کنید ؟ مگر آخوندها هم کاری غیر از سخن گفتن از آموزه های اسلامی میکنند ؟

گیر کار همینجاست ! ما کسی را نمیخواهیم به زور زیر چتر سرمایه داری عزیز نگاه داریم . هر کسی نخواست میتواند برود کره شمالی زندگی کند :)) به عکس این شماها هستید که با دیوار کشیدن نمیگذارید شهروندان دول کمونیستی از آن خارج شوند !

بیجاست.
اکنون که دیدید سخنتان نادرست بوده : شما سزامندی نمایندگی همگان را نداشتید و سرمایه داری دیکتاتوری ولشگرکشی راه انداخته و ...،
به سفسته ی " تو هم بدی " Tu quoque fallacy روی اوردید. در باره ی دیوار برلین یا دیوار مکزیک! هم جای دیگر سخن بسنده گفته شد
و نیاز نیست دوباره شام پریشب را گرم کنید! تنها بسنده بود که به نادرستی سخن خود که ، که خود را نماینده ی همگان دانستید، خستو شدید!

پارسیگر

مزدك بامداد #۴۱۲
kourosh_bikhoda

خیلی هم به جا نوشتیم!
در ارتش یک اصلی وجود داره که معروف شده به "چشمِ ارتشی" و به این معنیه که دستور رو باید چشم گفت حتا اگر خلاف قوانین نظام باشه ولی میشود تا 48 ساعت بعد به مقام ارشد گزارش کرد. بنابر این ارتش با اینجا فرق میکنه ولی ما که اینجا مثل ارتشی ها یا کمونیست ها دنباله رو و بله قربانگو نیستیم. پس سفسطه نفرمایید.

از طرفی در واقع اون چیزی که باعث قوت و برتری کاپیتالیسم شده، قدرت خلق و تولید محصولات جدید هست که خودِ این، از قدرت فکر و اندیشه ی آزاد سرچشمه میگیره. در مجلس اعیان و مجلس عوام بریتانیا هم میبینید که دو جناح مخالف، صندلی هایی روبروی هم دارند و سخنران وسط اونها قرار میگیره و شدیدترین نقدها و ایرادها در این مجلس ها به هم وارد میشه در حالیکه به قول شما گویا هر روز شکاف ناشی از این انتقادها و دعواها و یقه گیری ها باید دنیا رو تکون بده و ارزش پوند رو بیاره زیر ریال!

پس میبینید که این شمایید که درک درستی از معنای شکاف در مقابل اختلاف نظر ندارید. تازه اختلاف نظر ما چه اهمیتی دارد؟ میخواد شوروی پیشرفته باشه یا نباشه! چه تاثیری در اکنون و حالِ ما داره؟

بیجاست. آنهم از دوسو.

ما اینجا در پارلمان نیستیم.

تازه در همان پارلمان انگلیس هم دو نماینده از
حزب توری نمیآیند در برابر چشم دیگران، شکاف
درونی خود را در آن پارلمان به میان اندازند.

---

در باره ی اینکه نگر من و شما چه مهندی دارد،

همیگونه میتوانیم بگوییم که بودن من و شما و
همه ی هومنی و گویال زمین هم مهندی ندارد
چون همه روزی گرد و خاک کیهانی خواهند شد !
پس هرچه امروز و اکنون هست، برای من که اکنون
و امروز هستم، مهند است. مگر اینکه به زندگی پس
از مرگ و تازیانه ی آتشین خدایان باور داشته باشیم.

پارسیگر

kourosh_bikhoda #۴۱۳
مزدك بامداد

ما اینجا در پارلمان نیستیم.

ولی گویا در ارتش هستیم؟!

مزدك بامداد

تازه در همان پارلمان انگلیس هم دو نماینده از
حزب توری نمیآیند در برابر چشم دیگران، شکاف
درونی خود را در آن پارلمان به میان اندازند.

به قول شما بیجاست. در پارلمان، به همین دلیل صندلی ها روبروی هم چیده شدند که شدیدترین بحث ها و کشمکش ها رو انجام بدند. تضادها روبروی هم و رودر رو بیان میشه نه به صورت کنار هم و شانه به شانه و این سیستم از نظر فیزیکی هم اونا رو روبرو قرار میده.

مزدك بامداد

در باره ی اینکه نگر من و شما چه مهندی[1] دارد،

نگر من و شما نه. اختلاف نظر من و میلاد. ما در اصول هم نظریم. در فروع اختلاف نظر داریم که اونهم زیاد مهم نیست که شوروی اندکی پیشرفته بوده (من) یا پسرفته (میلاد).

مزدك بامداد #۴۱۴
kourosh_bikhoda

ولی گویا در ارتش هستیم؟!

به قول شما بیجاست. در پارلمان، به همین دلیل صندلی ها روبروی هم چیده شدند که شدیدترین بحث ها و کشمکش ها رو انجام بدند. تضادها روبروی هم و رودر رو بیان میشه نه به صورت کنار هم و شانه به شانه و این سیستم از نظر فیزیکی هم اونا رو روبرو قرار میده.

نگر من و شما نه. اختلاف نظر من و میلاد. ما در اصول هم نظریم. در فروع اختلاف نظر داریم که اونهم زیاد مهم نیست که شوروی اندکی پیشرفته بوده (من) یا پسرفته (میلاد).

بازهم بیجاست، چرا که در پارلمان آنجا، دو گروه ناسازگار به هم میتازند
( مانند من و گروه شما) ولی دو نماینده از حزب توری که به هم نمیتازند
در پارلمان ! شما اینجایش را هوش نفرمودید. ما هم با هم در نبرد هستیم،
پس بیشتر همان ارتش و یا همان پارلمان انگلیس است که شما دو تا یکسو
(در سوی کاپیتالیسم و بهره کشی) , ومن سوی دیگرم ! ( در سوی کمونیسم
و سوسیالیسم)

پارسیگر

sonixax #۴۱۵
مزدك بامداد

بیجاست.
اکنون که دیدید سخنتان نادرست بوده : شما سزامندی[1] نمایندگی همگان را نداشتید و سرمایه داری دیکتاتوری ولشگرکشی راه انداخته و ...،
به سفسته ی " تو هم بدی " Tu quoque fallacy روی اوردید. در باره ی دیوار برلین یا دیوار مکزیک! هم جای دیگر سخن بسنده گفته شد
و نیاز نیست دوباره شام پریشب را گرم کنید! تنها بسنده بود که به نادرستی سخن خود که ، که خود را نماینده ی همگان دانستید، خستو[2] شدید!

ما کماکان خود را نماینده همه آنهایی میدانیم که شما میخواهید به زور رستگارشان کنید !
اگر شما مدعی نیستید که نماینده کارگران جهان هستید !!! پس لطف کنید کاری به کار کارگران جهان نداشته باشید ، خودشان شعور دارند که راه خودشان را انتخاب کنند .
این طوری با بحث شام پریشب در پی شانه خالی کردن از زیر دیوار کشیدن دول کمونیستی به دور مردم بدبخت کمونیست زده که مبادا از این بهشت برین کمونیستی فرار نکنند هستید !؟

مزدك بامداد #۴۱۶
sonixax

ما کماکان خود را نماینده همه آنهایی میدانیم که شما میخواهید به زور رستگارشان کنید !
اگر شما مدعی نیستید که نماینده کارگران جهان هستید !!! پس لطف کنید کاری به کار کارگران جهان نداشته باشید ، خودشان شعور دارند که راه خودشان را انتخاب کنند .
این طوری با بحث شام پریشب در پی شانه خالی کردن از زیر دیوار کشیدن دول کمونیستی به دور مردم بدبخت کمونیست زده که مبادا از این بهشت برین کمونیستی فرار نکنند هستید !؟

بیجاست، فراخوان کارگران و مردم به پذیرفتن یک اندیشه،
نمایندگی از سوی آنان نیست(سفسته) و شما هم نمیتوانید
خود را نماینده همگان دانسته از سوی آنان سخن بگویید!


پارسیگر

sonixax #۴۱۷
مزدك بامداد

بیجاست، فراخوان[1] کارگران و مردم به پذیرفتن یک اندیشه،
نمایندگی از سوی آنان نیست(سفسته) و شما هم نمیتوانید
خود را نماینده همگان دانسته از سوی آنان سخن بگویید!

فراخوان میدهید یا به زور میخواهید همه را کمونیست بکنید ؟ این دو با هم فرق دارد .
در حرف میگویید فراخوان میدهید ! در عمل همه را سرکوب میکنید برای اینکه به سیستم مورد نظر خودتان برسید !
مال و اموال دیگران را به نام مردم و کارگر و به کام خودتان بالا میکشید .
دور کشور دیوار میکشید که مبادا آنهایی دوزار برای تفکر شما ارزش قایل نیستند (که شانس بد شما اکثریت هم هستند) از آن فراری نشوند ! آنهایی هم که یواشکی فرار میکنند را اگر بگیرید میکشید .

نه خیر گرامی شما فراخوان نمیدهید ! اصلن کمونیسم و فراخوان ؟ :))) انقلابی گری و شورش و برپایی دیکتاتوری در خون و مرامنامه کمونیسم است ! فراخوان ؟ ! کفر میگویید ؟

مزدك بامداد #۴۱۸
sonixax

فراخوان میدهید یا به زور میخواهید همه را کمونیست بکنید ؟ این دو با هم فرق دارد .
در حرف میگویید فراخوان میدهید ! در عمل همه را سرکوب میکنید برای اینکه به سیستم مورد نظر خودتان برسید !
مال و اموال دیگران را به نام مردم و کارگر و به کام خودتان بالا میکشید .
دور کشور دیوار میکشید که مبادا آنهایی دوزار برای تفکر شما ارزش قایل نیستند (که شانس بد شما اکثریت هم هستند) از آن فراری نشوند ! آنهایی هم که یواشکی فرار میکنند را اگر بگیرید میکشید .

نه خیر گرامی شما فراخوان نمیدهید ! اصلن کمونیسم و فراخوان ؟ :))) انقلابی گری و شورش و برپایی دیکتاتوری در خون و مرامنامه کمونیسم است ! فراخوان ؟ ! کفر میگویید ؟

بیجاست، انیکه من چه کاری میکنم که به دید شما بد است و یا براستی بد است،
به شما پروانه نمیدهد که خود را نماینده ی همگان بشمارید ! (سفسته ی توهم بدی)

sonixax #۴۱۹
مزدك بامداد

بیجاست، انیکه من چه کاری میکنم که به دید شما بد است و یا براستی بد است،
به شما پروانه نمیدهد که خود را نماینده ی همگان بشمارید ! (سفسته ی توهم بدی)

ایضن ;)

undead_knight #۴۲۰

یک چیزی که من بهش سخت باور دارم اینه که هر سیستمی هر قدر هم کارامد یا خوب یا اخلاقی! به نظر میرسه اگر نمیتونه بدون خشونت گسترده به نتیجه برسه، قطعا سیستم مزخرفیه،کاری هم ندارم که پیرو چه مکتب اقتصادی یا سیاسی هست.
وقتی به خشونت گسترده نیاز هست یعنی اینکه بخش قابل توجهی از مردم(لزوما اکثریت نیست) با سیستم موافق نیستند.

Mehrbod #۴۲۱
undead_knight

یک چیزی که من بهش سخت باور دارم اینه که هر سیستمی هر قدر هم کارامد یا خوب یا اخلاقی! به نظر میرسه اگر نمیتونه بدون خشونت گسترده به نتیجه برسه، قطعا سیستم مزخرفیه،کاری هم ندارم که پیرو چه مکتب اقتصادی یا سیاسی هست.
وقتی به خشونت گسترده نیاز هست یعنی اینکه بخش قابل توجهی از مردم(لزوما اکثریت نیست) با سیستم موافق نیستند.

پس لابد برای همین ستیز با برده‌داری هم کار نادرستی بود, چون خشونت بسیاری بارآورد!!! (((:

این پدیده‌یِ ترس بیجا و همیشگی از خشونت یکی از ویژگی‌هایِ لیبرالیسم است که
میخواهد مردم از هر چیزی که اندک دورنمایِ خون و خشونت داشت بهرساند, هنگامیکه در فربود بسیاری
زمانها راهِ دستیابی به راستی و درستی, ناگزیر از ستیز با کژی و نادرستی و پـَس خشونت است; استوره‌یِ زیبای کاوه‌یِ آهنگر
ما ایرانیان نیز بازگوییِ خواندنی‌ از همین میباشد: آستین‌ها را بالا زده و به ستیز با ستمگران برخیزید, که سزامندی گرفتنی است و نه دادنی.

sonixax #۴۲۲
Mehrbod

پس لابد برای همین ستیز با برده‌داری هم کار نادرستی بود, چون خشونت بسیاری بارآورد!!! (((:

باز هم که مغالطه فرمودید !
در نظام برده داری آزادی یک فرد ازش گرفته میشه ! در نظام سرمایه داری هیچ بنی بشری تحت تسلط و مالکیت دیگری نیست .

به قول مزک گرامی ابزار تولید خورشت بادنجان و تنبان لازم ندارد

:))

مزدك بامداد #۴۲۳
sonixax

باز هم که مغالطه فرمودید !
در نظام برده داری آزادی یک فرد ازش گرفته میشه ! در نظام سرمایه داری هیچ بنی بشری تحت تسلط و مالکیت دیگری نیست .

به قول مزک گرامی ابزار تولید خورشت بادنجان و تنبان لازم ندارد :))

مالکیت در روی کاغذ نه نیست ولی در کنش و کردار تسلط هست.
در هردو سامانه هم بهره کار یک هومن از سوی هومن دیگر گرفته میشود،
ستیز در اینجاست، ایستار دادیک ( وضعیت حقوقی) تنها روساخت یک سامانه است.



پارسیگر

sonixax #۴۲۴
مزدك بامداد

مالکیت در روی کاغذ نه نیست ولی در کنش و کردار تسلط هست.
در هردو سامانه[1] هم بهره کار یک هومن[2] از سوی هومن دیگر گرفته میشود،
ستیز در اینجاست، ایستار[3] دادیک[4] ( وضعیت حقوقی) تنها روساخت یک سامانه است.

در نظام کمونیستی مورد نظر شما رسمن برده داری میشود ! آزادی های فردی صلب میشود و کسانی که میخواهند از آن فرار کنند کشته میشوند .
در برده داری هم برده های فراری را میگرفتند بر میگرداندند یا میکشتند !!
و جالبه که مزدی که کارگر در نظام سرمایه داری میگیرد بسیار بیشتر از مزدیست که در نظام گندیده کمونیستی میگیرد ولی در اولی بهره کشی میشود در دومی نمیشود :))) چرا ؟ چون حس حسادت آقایون به افراد موفق و سرمایه داران عزیز به قدری شدید است که حاضرند تن به هر پستی بدهند تا سرمایه دار را پایین بکشند و اموالش را بالا بکشند .
چنگیز هم گویا کمونیست بوده :))

undead_knight #۴۲۵
Mehrbod

پس لابد برای همین ستیز با برده‌داری هم کار نادرستی بود, چون خشونت بسیاری بارآورد!!! (((:

این پدیده‌یِ ترس بیجا و همیشگی از خشونت یکی از ویژگی‌هایِ لیبرالیسم است که
میخواهد مردم از هر چیزی که اندک دورنمایِ خون و خشونت داشت بهرساند, هنگامیکه در فربود بسیاری
زمانها راهِ دستیابی به راستی و درستی, ناگزیر از ستیز با کژی و نادرستی و پـَس خشونت است; استوره‌یِ زیبای کاوه‌یِ آهنگر
ما ایرانیان نیز بازگوییِ خواندنی‌ از همین میباشد: آستین‌ها را بالا زده و به ستیز با ستمگران برخیزید, که سزامندی گرفتنی است و نه دادنی.

به زیبایی حرف منو تحریف کردی:))
اگر راه رسیدن به چیزی از "خشونت گسترده" بگذره اون وقت از دید من نادرسته، زمانی هست که خشونت گسترده دلیلش روش خشن ما نیست.
ستیز با برده داری ذاتا خشن نیست ولی روش های انقلابی ذاتا خشن هستند.
مثلا در آمریکا و در ایالت های شمالی بدون خشونت زیاد برده داری لغو شد ولی به دلایل اقتصادی-سیاسی ایالت های جنوبی وارد جنگ شدند.
ولی شما نمیتونید انقلاب کنید مگر اینکه اعدام انقلابی داشته باشید و خائنین به انقلاب رو مجازات کنید.

سفسطه پهلوان پنبه!من از دید آنارشیستی خودم این دیدگاه رو ارائه دادم و هیچ ربطی به لیبرالیسم نداشت در خود امریکای لیبرال مگر ما کم خشونت و جنگ داریم حتی شروع تاریخ امریکای مستقل با یک جنگ-انقلاب هست.تاریخ سایر کشورهای لیبرال هم کم خشونت و انقلاب نداره!

همونطور که قبلا هم گفتم همه جلادان از یک خانواده هستند;)

رهبران انقلابی مردم رو "منابع مصرف شدنی" حساب میکنند چون هیچ خشونتی بدون پاسخ و تلفات نیست.

آه مثل اینکه همونطور که امیر یا داریوش قبلا پیشهاد داده بودند(اگر حافظم یاری کنه) نیاز هست که اسطوره های ایرانی نقد بشند:)
اصولا انقلابیون در تمام تاریخ از اسپارتاکوس گرفته تا همین کاوه خودمون یا انقلابیون مدرن مثل انقلاب فرانسه یا روسیه، در فروختن رویا و آرمان شهر حرفه ای هستند ولی روز بعد از انقلاب، انقلاب بچه های خودشو میخوره و بساط گیوتین و دادگاه های انقلابی برپا میشه.

Mehrbod #۴۲۶
undead_knight

به زیبایی حرف منو تحریف کردی:))
اگر راه رسیدن به چیزی از "خشونت گسترده" بگذره اون وقت از دید من نادرسته، زمانی هست که خشونت گسترده دلیلش روش خشن ما نیست.
ستیز با برده داری ذاتا خشن نیست ولی روش های انقلابی ذاتا خشن هستند.
مثلا در آمریکا و در ایالت های شمالی بدون خشونت زیاد برده داری لغو شد ولی به دلایل اقتصادی-سیاسی ایالت های جنوبی وارد جنگ شدند.
ولی شما نمیتونید انقلاب کنید مگر اینکه اعدام انقلابی داشته باشید و خائنین به انقلاب رو مجازات کنید.

سفسطه پهلوان پنبه!من از دید آنارشیستی خودم این دیدگاه رو ارائه دادم و هیچ ربطی به لیبرالیسم نداشت در خود امریکای لیبرال مگر ما کم خشونت و جنگ داریم حتی شروع تاریخ امریکای مستقل با یک جنگ-انقلاب هست.تاریخ سایر کشورهای لیبرال هم کم خشونت و انقلاب نداره!

همونطور که قبلا هم گفتم همه جلادان از یک خانواده هستند;)

رهبران انقلابی مردم رو "منابع مصرف شدنی" حساب میکنند چون هیچ خشونتی بدون پاسخ و تلفات نیست.

آه مثل اینکه همونطور که امیر یا داریوش قبلا پیشهاد داده بودند(اگر حافظم یاری کنه) نیاز هست که اسطوره های ایرانی نقد بشند:)
اصولا انقلابیون در تمام تاریخ از اسپارتاکوس گرفته تا همین کاوه خودمون یا انقلابیون مدرن مثل انقلاب فرانسه یا روسیه، در فروختن رویا و آرمان شهر حرفه ای هستند ولی روز بعد از انقلاب، انقلاب بچه های خودشو میخوره و بساط گیوتین و دادگاه های انقلابی برپا میشه.

اینها, اینکه کمونیسم نه ببایست به واژگشت گره خورده, نه به دنبال خونریزی و آشوب هست را چند باری برایتان توضیح دادند:

***

پرسش و پاسخ‌های فلسفی/دانشیک با مزدک بامداد - برگ 13

Nevermore

مزدک گرامی،
نگرتان درباره ی سوسیال دموکراسی چیست؟
به نگرتان راه حل اصلاحی بهتر از انقلابی نیست و اصولا چه اختلافات ایدئولوژیکی میان کمونیست ها و سوسیال دموکرات ها وجود دارد؟
به طور مثال همین سوسیال دموکرات ها امروز در فرانسه قدرت را در دست دارند و همین دیروز بود که خواندم قرار است مالیات 75 درسدی برای فوتبالیست هایی بگذارند که در سال بیش از 1 میلیون یورو در آمد دارند.خب این سیستم مالیاتی و اقتصادی بسیار به رفاه کارگران کمک می کند و حداقل در جهانی که سرمایه داران به این راحتی ها از موضع شان عقب نمی نشینند به مردی و نامردی در نگاه داشت این وضعیت می کوشند،راه حل خوبی به نگر می رسد.

سپاس.

روشن است که دادخواهان همواره دوست داشتند که داد آنان با آشتی و آرام و بادواری خردمندانه ی
بهره کشان، پاسخ داده شود و هتّا گاه این خوشباوری به بهای جان انان پایان گرفت. برای نمونه مزدک
بامداد، شاه را با خردورزی خرسند کرد که به روزگار مردم بدبخت رسیدگی کند و دارایی ها و گندم ها و
زنانی را که خاوندان در شبستان های خود گروه گروه گرد آورده بودند و بری مردم زنی بجای نمانده بود،
میان انها پخش و بخش نماید ولی سرانجام بزرگان که نمیخواستند این بهره مندی های مفت خود را
از دست بدهند، به آوای خرد گوش ندادند و در یک ترفند زشت، مزدک و مزدکیان را به میهمانی نگرستیزی
با موبدان فراخوانده و پس از انکه موبدان مفت خور (آخوندسیم زمان ساسانی) به وی دشنامی چند دادند،
در تالار و باغی در آن کاخ همه مزدکیان را سربریده و وارونه در خاک فرو کردند و مزدک را به آن باغ آورده
و گفتند، این درختانی هستند که از آموزه های تو روییده اند که مزدک بیهوش شده و او راهم سربریده و
نام او را که خود موبد موبدان در شهر استخر بود، از دفتر ها پاک کردند و کسی پروانه ی به زبان آوردن
نام اورا نیافت و اگر چیزی از او در تاریخ مانده، از "ردیه" ها و دشنام هایی بود که به او دادند. خب
این آموزه ای بود برای ما که بار دیگر به نیکخواهی و خرد دشمن انگل, پشت استوان نشویم و این بود
که اینبار بابک خرمدین که زادمان نوینی از مزدکیان را فرماندهی می نمود از همان آغاز به جنگ با زورگویان
پرداخت و خب، بدست همان زورگویان هم نابود شد ولی روان جنبش او که از ستم بر میخیزد، تا به امروز زنده
مان. در باره ی تزار و شوروی هم همین بود. 1905کارگران و بدبخت ها که از گرسنگی و بیچارگی بی هیچ جنگ افزار
و چماغی به دادخواهی نزد تزار رفتند، به فرمان او با گارد امپراتوری به خاک و خون کشیده شدند و این
تخم واژگشت و کشتار خود تزار و خاندان رومانوف را بارور ساخت و ریشه ی کینه را به خون آبیاری نمود.
(در فیلم سرگی ایزناشتاین "رزمناو پوت‌یِمکین" این رویداد تلخ که پایان تزاریسم را کلید زد، با درخششی
کم همتا نشان داده شده )

در چین هم زمینداران و امپراتور همگی در تریاک کشیدن خود خوش بوده و به تخمشان هم نبود که هر سال
چند میلیون چینی بمیرند، تنها آنگاه که باژ و نان شان بهنگام نمیرسید یک ژنرالی را میفرستادند که مردم را
کشتار نماید، مرگ و میر از گرسنگی چیزی بهنجار شده و اگر یک سالی کسی نمیمرد، ماندارین ها شگفت زده
میشدند! . کوتاه سخن، در هیچ زمان و هیچ جای تاریخ دیده نشد ( جز همان یکبار که "کواد شاهنشاه ساسانی"
فرنود مزدک را نخست پذیرفت ولی رده ی بهره کش هم او را برکنار نموده و هم مزدک را نبود کرد) که رده ی
بهره کش از برتری های نادادوند و ناروای خود دست برداشته و بخشایش و آمرزشی را در سزای رنجبران
و فراورندگان که ستون زندگی همبودین بوده و هستند، روا دارند. کمی دوراندیشی هزینه نکردند که دستکم
فرزندانشان از خشم توده ها در زینهار بمانند. این بود که شاه ها گریختند، تزار ها کشتار شدند ، لویی
شانزدهم و هفدهم و .. به زیر تیغ و مرگ رفتند و دودمان دیرنده شان برچیده شدند، امپراتوران چین که
دودمان شان به آسمان و خدایان میرسید در گمنامی و دورافتادگی و فراموشی جان سپردند. دریغ که از
اینهمه درد و مرگ تاریخ، بازهم بهره کشان آموزه نگرفتند و داوخواهانه، هرگز سزای فراورندگان را
بجای نیاورده و همواره از انان قربانی گرفتند و اکنون هم تا زمانی که میکرب سرمایه داری در پیکر
همبود ها لانه کرده است، همواره بیم بازگشت بدبختی در هنگامی که کارگران اندکی سست شوند
میباشد و این آروین های تلخ ما و دادخواهان جهان اینگونه بود که به این زبانزد خونین انجامید که :
" آزادی گرفتنی است، دادنی نیست"!

پارسیگر

undead_knight #۴۲۷
Mehrbod

اینها, اینکه کمونیسم نه ببایست به واژگشت[1] گره خورده, نه به دنبال خونریزی و آشوب هست را چند باری برایتان توضیح دادند:
***
پرسش و پاسخ‌های فلسفی/دانشیک[2] با مزدک بامداد - برگ 13

من اصلا در مورد کمونیسم چیزی گفتم!؟:))من کلا با انقلاب مشکل دارم،انقلاب هایی غیر کمونیستی هست که من اون ها رو مردود میدونم.
آه، ولی من انقلابیون رو مقصر نمیدونم راستش،چون به جز شماری اندک اکثر انقلابیون نیت بدی ندارند!صلا انقلاب ناشی از ستمکاری سیستم هست ولی مشکل من نه با براندازی سیستم بلکه با چگونگیش هست.

بیا انقلاب رو تحلیل کنیم:

اول انقلاب رو تعریف کنیم،انقلاب چیه؟انقلاب در معنای سیاسی تقریبا مشابه معنای انقلاب در ستاره شناسیه.انقلاب حرکتی که یک دوران کامل رو نشون میده که از یک شکل حکومت به شکل دیگه اون تغییر پیدا میکنه.تغییر قوانین بدون تغییر همزمان حکومت انقلاب نیست بلکه اصلاحاته.(و برای مثال در انقلاب فرانسه وقتی لوئی شانزدهم در مورد ماهیت شورش ها سوال کرد،جواب این بود"قربان این یک شورش نیست یک انقلابه!)البته باید گفت که در طول تاریخ یک انقلاب واقعی وجود نداشته،یک انقلاب قطعی.هر انقلابی قبل از تموم کردن دوران خودش باعث شروع یک سیر جدید انقلاب خواهی دقیقا از زمانی میشه که حکومت تشکیل میشه.وارلت میگه که حکومت نمیتونه انقلابی باشه دقیقا به این دلیل ساده که حکومته.البته میشه اضافه کرد که حکومت ها میتونند انقلابی باشند ولی فقط در مقابل حکومت های دیگه،بنابراین حکومت های انقلابی در نهایت حکومت های جنگی میشند و هر قدر انقلابی بودنشون بیشتر باشه،احتمال جنگ آفرینیشون هم بیشتر میشه.در واقع اگر انقلاب کاملی به وقوع بپیونده دیگه تاریخی وجود نخواهد داشت و یگانگی به دست میاد.به همین خاطره که اکثر انقلاب ها فکر میکنند که نسخه ای برای پایان تاریخ دارند.
انقلاب ها برای رسیدن به این هدف فقط نمیتونند با ایدولوژی به پیش برند بلکه به قدرت نظامی و سیاسی هم احتیاج دارند،و از همین لحظه یک انقلاب باعث میشه که قدرت حکومت به طور کل زیاد بشه.

بعد از انقلاب هم ما همیش همیشه حکومت خواهیم داشت و حکومت رو چه کسانی اداره میکنند"بوروکرات ها"(کسی بوروکرات به دنیا نمیاد کار کردن در حکومت انسان ها رو بوروکرات میکنه)برای بوروکرات ها اصولا ارزش های انقلابی فاقد اهمیته، چه در ایران، چه در چین و چه در امریکا، بوروکرات ها هیچ اهمیتی به ایدولوژی حاکم بر سیستم نمیدند، برای اونها حفظ سیستم و افزایش قدرتشون مهمه حتی به بهای خیانت به اصول ایدولوژیکش.

حالا شما میبینید که در یک حکومت انقلابی مشکل ما دیگه"فرد" نیست مشکل ما دیگه پادشاه یا دیکتاتور یا امپراطور نیست مشکل ما خود سیستمه.سیستمی که از همیشه قوی تره(چون وابستگیش به افراد کم شده).مشکلی که با جنگ افزار هسته ای هست چندان بی شباهت به این مشکل نیست، چیزی که قدرتش زیاده خطرش هم زیاده.

برای کنترل جنگ افزارهای هسته ای ما دو راه داریم،یا ناکارامدشون کنیم(یعنی کاهش قدرتشون) یا استفاده ازشون رو کنترل کنیم.
برای کنترل حکومت هم اگر وجودش رو بپذیریم دقیقا به این دو نیاز داریم،ناکارامد کردن نسبی حکومت و کنترل مداومش.