06-30-2015, 08:44 AM
لایشه دوان دوان نزد امام آمد و گفت: عمو نقی، عمو نقی! پسرا تو خیابون اذیتم میکنن ...
امام بدون کمترین کظمی پاسخ دادند: خاک بر اون سرت! از بس بد لباس می پوشی. این چیه پوشیدی، لنگ و پاچه رو انداختی بیرون؟ چرا با شرف و آبروی من بازی میکنی دختر؟ هان؟
لایشه شلوار بلند و تونیک گشاد بر تن، اشک ریزان خدمت امام رسید و گفت: عمو نقی، یه موتوری تو کوچه افتاده بود دنبالم...
امام که رگهای گردنش عینهو پروژه مونوریل بیرون زده بود فریاد زد: دختره چشم سفید، با این زلفای بیرون و اون آرایش غلیظ، همینکه نگرفته بکندت برو خدا رو شکر کن. آخه چرا با شرف و آبروی من بازی میکنی تو؟
لایشه با چادر و روبنده لنگ لنگان خود را به امام رساند و ناله کنان گفت: عمو نقی، تو خیابون بهم تجاوز کردن!!
حضرت که بغض گلویش را می فشرد فرمود: آخه کی به تو گفته بود دختر بشی؟ چرا با شرف و آبروی من بازی میکنی؟؟
منبع: چگونه اسلام دختران را از زنده به گور شدن نجات داد/ نوشته گشتِ ارعاب
امام بدون کمترین کظمی پاسخ دادند: خاک بر اون سرت! از بس بد لباس می پوشی. این چیه پوشیدی، لنگ و پاچه رو انداختی بیرون؟ چرا با شرف و آبروی من بازی میکنی دختر؟ هان؟
لایشه شلوار بلند و تونیک گشاد بر تن، اشک ریزان خدمت امام رسید و گفت: عمو نقی، یه موتوری تو کوچه افتاده بود دنبالم...
امام که رگهای گردنش عینهو پروژه مونوریل بیرون زده بود فریاد زد: دختره چشم سفید، با این زلفای بیرون و اون آرایش غلیظ، همینکه نگرفته بکندت برو خدا رو شکر کن. آخه چرا با شرف و آبروی من بازی میکنی تو؟
لایشه با چادر و روبنده لنگ لنگان خود را به امام رساند و ناله کنان گفت: عمو نقی، تو خیابون بهم تجاوز کردن!!
حضرت که بغض گلویش را می فشرد فرمود: آخه کی به تو گفته بود دختر بشی؟ چرا با شرف و آبروی من بازی میکنی؟؟
منبع: چگونه اسلام دختران را از زنده به گور شدن نجات داد/ نوشته گشتِ ارعاب