دفترچه

نسخه‌ی کامل: تاپیک آزاد تالار ادیان، مذاهب، مکاتب
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
نقل قول:
خب مجبور نیستی وقتی متوجه نشدی جواب بدی، همین یک جمله رو
میگفتی نصف این چیزها که گفتی لازم نبود:
متاسفانه تو همش داری مثال میزنی و تعریف نمیکنی؛ چاره ای جز این ندارم که خودم وارد عمل بشم :))
نقل قول:
اندازه ناکنجکاوی معمولا از عوارض مغزشویی‌ست.
عدم کنجکاوی دلایل متفاوت میتونه داشته باشه. در مورد من دلیلش این هست که در مورد چیزی که فکر میکنم میفهمم و میشناسمش کنجکاوی خاصی ندارم، صد البته این فهم و شناخت میتونه توهم باشه.

نقل قول:
شما موضعت (حداقل در ظاهر برای خودت) این بوده که نظر دیگران برای من
اهمیت ندارد !! این‌ست که اساسا نه دفاعت را باید جدی بگیری نه هیچ نظری
را که درباره‌یِ قانون و فرهنگ و جامعه میزنی. اینکه من حداقل یک موقع قبول
مسئولیت کردم و حالا درباره‌یِ همان قضاوت میکنم تنها نشان میدهد که من
برخلاف شما میدانم که دارم چه میگویم.
توصیه میکنم بهم توصیه در مورد اینکه چی رو باید جدی بگیرم و چی رو نگیرم نکنی:))
اگر هم میخوای استدلال کنی که به هر دلیلی که مربوط به شخصیت من هست، حرف و استدلال هام نادرست هست دچار سفسطه شدی.

نقل قول:
مخصوصا اگر فکر میکنی مساله‌یِ آزادی بیان
در چنین جایی ناموجود است بد نیست به آن نگاهی بیاندازی.
نقل قول:
تابو کردن انکار هلوکاست نه مشکل مدیریتی‌ست و نه مشکل «آزادی بیان»
مساله این‌ست که
Red herring
اگر بحث سر آزادی بیان نیست، چرا پای آزادی بیان رو وسط میکشی، یا اینکه وقتی نادرستی استدلالت رو نشون میدم لازم هست استدلال جدیدی رو مطرح کنی؟

نقل قول:
افسانه‌یِ هلوکاست شده افسانه‌یِ عاشورای جدید، با این تفاوت که غربی‌ها و جدیدا
انسان مدرن در آن سپاهیان یزید هستند. پیام افسانه بجای جشن گرفتن فرهنگ
و نژاد خود شده یهودپرستی و لعن و نفرین بر پدران و مادرانشان. بزرگی جایش
را به سرخوردگی شرمساری از هویت خود داده. این‌ست افسانه‌یِ جدید دین
«لیبرالیسم». اینکه ژاپن را مجبور کنیم از کرده‌یِ پدرانش عذرخواهی کند بحث
«تاریخی» نیست، شکنجه‌یِ روانی یک ملت است. وینستون باید خودش باور کند که
برادر بزرگ را دوست دارد، هیچ چیز کمتر از آن کافی نیست.
بر فرض درست بودن این واقعه، چرا یک ملت "نباید" از کرده های پیشینیانش شرمسار باشه ولی افتخار بهشون ایرادی نداره!؟
موضع من این هست که شرمساری و افتخار هردو کسشر هست،متاسفانه این رو هم خیلی وقت پیش ها گفتمE40a
من اساسا با هرچیزی که رنگ و بوی دینی داشته باشه مشکل دارم(و البته دین از منظر خودم رو میگم چون تو که لب وا نمیکنی!)

تمدن فعلی از "دین" رنج میبره، و البته این دین انواع و اقسام مختلف داره، از دین شدن "علم گرایی"( ودر نمونه محدود تر فرگشت) تا دین شدن "پیشرفت" و جلو رفتنی که مشخص نیست هدفش چیه...
ولی داروی شما(دینی "بهتر") خودش یک بیماری محسوب میشه جانم.
نقل قول:
انتحاری‌هایِ داعش معادلی در طرف مقابل ندارد چون کسی تخم آنرا ندارد،

نکتش این هست که این "تخم" به راحتی و با پروپاگاندایی بسیار کوتاه تر از طول عمر یک آدم قابل تغییر هست و شخص بی تخم رو میتونه تخم دار بکنه، همونطور که زباله های غرب که به داعش میپیوندند و بعضیاشون "تازه مسلمان" هستند از این موهبت برخوردار شدند.
نقل قول:درصد آن در
نقل قول:داعش هرچه هست در طرف مقابل درصدش صفر است
نقل قول:
عا عا، نمیشه از این به راحتی رد بشی.نکته این هست که حتی مغزشویی ایدولوژیک دینی هم نمیتونه اکثر آدمها رو واسه مردنی چنین مطمئن و بی برو برگرد خر کنه، بله انتحاری های دیندار تعدادشون زیاده ولی اکثر آدمهای دیندار همون ترسوهایی هستند که در غرب هست.
شما میتونید ریسک پذیری در آدمها رو بالا ببرید ولی کشتن ترس از مرگ به این سادگیا نیست و اگر "داروی" دین اینقدر موثر بود اکثریت دیندار رو میتونست مشابه همون انتحاری ها بکنه(در صورتی که حمایت گسترده ای از همین انتحاری ها در حرف وجود داره)

نقل قول:مرد
لیبرال هم
قول میدهم شلوار خودش را خیس خواهد کرد. رانه‌یِ طبیعی بقا از انسان مدرن همانقدر جنگجو میسازد
که میتواند باعث شود یک نفر غارنشین با دیدن ساز برای شما بتهون بنوازد.
یکی از 16 سرباز انگلیسی که سپاه گرفته بود و بعد آزاد کردند گفته بود که آیپاد او را
گرفته بودند و او تا صبحش گریه کرده بوده !! من گمان میکنم عزیزان بجای فیلم نگاه کردن
کمی دقیقتر به داعش نگاه کنند و ببینند چطور کک به تمبان صاحبان برترین تکنولوژی
نظامی انداخته، کمی تحقیق درباره‌یِ آن‌ها بد نیست.
خجالت نکش بگو زن، غریبه نیست که زن ستیزیتون رو بخواید پنهان کنید :))
لازم به قول دادن و تعریف کردن خاطره های دوزاری نیست، همین سربازهای "شاشو" در مواقع دیگه هستند که مثلا عملیات کشتن بن لادن رو انجام میدند.
اگر از این خاطره گویی و سناریوهای فیلما دور بشیم واقعیت جنگ خودش رو بهتر نشون میده، آدمهایی که برای چیزی(از پول گرفته تا باورهاشون) "ریسک" میکنند و شمار خیلی کمیشون حاضر هستند واقعا بمیرند.

نقل قول:
من گمان میکنم عزیزان بجای فیلم نگاه کردن
کمی دقیقتر به داعش نگاه کنند و ببینند چطور کک به تمبان صاحبان برترین تکنولوژی
نظامی انداخته، کمی تحقیق درباره‌یِ آن‌ها بد نیست.
در تاریخ کهن درگیری ها نظامی، همیشه گروه های نامنظم برای گروه های منظم و بزرگ دردسر بودند، نه عجیب هست و نه خارق العاده.مثلا ایمان جنجگجویان طالبان خیلی کمتر داعشی ها بود؟!نه، ولی چون در ابتدای جنگ افغانستان در جنگ منظم با آمریکا درگیر شدند به راحتی شکست خوردند ولی بعدها که به حملات نامنظم روی اوردند خیلی مشکل بزرگتری برای امریکا شدند.

نقل قول:
اگر گمان میکنی که نازی‌ها نهایت سیاهی کارنامه‌یِ بشر هستند، بد نیست نگاهی
کنی به تاریخ، باور کن از خندیدن به ج.ا آموزنده‌ترست. اینکه در انقلاب فوق ترقی خواهانه
و فوق مدرن روسیه چه گذشت و در جنگ جهانی دوم چه شد. تقریبا هر جنایتی را که نازی‌ها
کرده‌اند، طرف مقابل بدترش را مرتکب شده و حتی جاهای خوب خوب آن، مثل کمپ‌ها را نازی‌ها
از طرف مقابل آموختند، ولی چطور شده که برندگان جنگ شده‌اند الگوی سیاسی و اله‌یِ
مقدس و نازی‌ها شده‌اند شمر، بد نیست اینرا بعد از بالاکشیدن کلاهی که سرتان رفته از
چپ‌ها بپرسید.

[عکس: 1.jpg]
این اعتماد به نفس رو از کجا میاری که فکر میکنی از اینها خبر ندارم :))
یا اینکه مثلا جنایات شوروی رو برای حمله به موضع یک "ضد کمونیست" استفاده میکنی؟حالت خوبه؟! :))E412
حالا اگر واقعا به تازگی با اینها آشنا شده باشی شاید برات نشون دهنده "حقایق" جدیدی باشه.

اتفاقا من اون رو برای این اوردم که نشون بدم "تمدن" نه مانع جنایت کردن هست و نه اینکه لزوما هرقدر جایی متمدن تر باشه از لحاظ اخلاقی جایگاه والاتری داره. یک وحشی آفریقایی که کاملا نامتمدن هست از نظر من شرف داره به یک کارمند متمدن شوروی در قلب جهان تکنولوژیک و مدرن که آدمها رو به اردوگاه کار اجباری میفرسته.
پس نخیر تمدن نه از نظر من "خوب مطلق" هست و نه اینکه مساوی "نازک دلی و کون گشادی" هست.
+اساسا کسی که آدمها ها رو قالب اعداد و ارقام میبینه نمیتونه متوجه بشه ارزش جون انسان ها چقدر هست، به همین خاطر طبیعی هست که همچین ارزش قائل شدنی رو بخواد به احساسات تقلیل بده.

نقل قول:
نه دقت نکردی، اگر دقت کرده بودی میدیدی که ایرادات به «کمونیسم» ناوارد هست.
کمونیسم مدل سخت این کارها را انجام میداد. «لیبرالیسم» مدل نرمش را میپسندد.
شما هم که دلنازک هستی ظاهرا مدل نرم را ترجیح میدهی، ولی به‌گمان من
در اینجا بد نیست قدری به شکنجه‌گران و ترجیح آن‌ها بر «شکستن سوژه» تا شکنجه‌یِ
سخت، نگاه کنی و در انتخابت تجدید نظر کنی.
again red herring
به جای اینکه قبول کنی استدلالت در مورد خودکشی رد شد، استدلال جدیدی رو به میون میکشی.

[QUOTE]
«لیبرالیسم» هم مدافع خوبی برای شما نیست، من بیخود داخل کوت نگذاشته‌ام که.
مواد به شما تزریق شده، بدن انسان با خون کار میکند و ماهی در آب شنا میکند.
این «پا کوبیدن» و «حق حق» کردن انسان مدرن تنها باعث شده که نفهمد چه چیزی
به او تزریق میشود.
[/QUOTE
راسل جان اینکه خودت همچین شرایطی رو تجربه کردی که دلیل نمیشه بتونی این رو به من هم تعمیم بدیE402
شما اساسا آبشخوری فکری من رو اشتباه گرفتی و خب حمله به لیبرالیسم خیلی به نکات مورد نظر من ربط نداره، و تازه با حملاتی که سرشار از نمونه های ناقص هست هم میخوای چیزی رو رد کنی که مدل پیشنهادی جایگزینت به مراتب بدتر از اون هست.

من از سقوط لیبرالیسم قطعا خوشحال میشم ولی نه وقتی در برابر سنت گرایی چنین اتفاقی رخ بده.
undead_knight نوشته: متاسفانه تو همش داری مثال میزنی و تعریف نمیکنی؛ چاره ای جز این ندارم که خودم وارد عمل بشم :))

توصیه میکنم بهم توصیه در مورد اینکه چی رو باید جدی بگیرم و چی رو نگیرم نکنی:))

...

من از سقوط لیبرالیسم قطعا خوشحال میشم ولی نه وقتی در برابر سنت گرایی چنین اتفاقی رخ بده.
زندگی را روبه عقب میفهمند و روبه جلو انجام میدهند.
خب بالاخره در من داشتم به غیبت میرفتم، آمدی سوال پرسیدی و من
هم بدم نیامد جوابی بدهم. من هم هرچه جلوتر میروم گمان میکنم که
توصیه به شما و امثال شما چندان خوب نیست، چراکه ممکن است یکوقت
موثر واقع شود !!

من منشا «افکار» شما را بخوبی متوجه هستم. یک بابایی بود مشغول
تناول ان بود، در وسط آن مویی پیدا کرد و گفت اه اه، بدا بحال من که این
احتمالا استدلال تلقی نخواهد شد، این است که شما به عمل خود ادامه دهید
و راحت باشید :e140: ، اینجا مدیریت خودش را دارد !!

بعد از سقوط «لیبرالیسم» که خوشبختانه یا متاسفانه شما در آن کاره‌ای
نخواهی بود، باقی «زباله»‌ها نه انتخابی دارند و نه بنظر من سنتگرایان نباید
به سرنوشتشان اهمیت چندانی دهند.

[ATTACH=CONFIG]4699[/ATTACH]
با درود بر همگان :e303:E032
سلبریتی حسین E412
امسال رفتم جاهایی که از زمان بچگی غیر از تلویزیون دیگه ندیده بودم. البته زورکی نه برای خودزنی بلکه برای شام. برای همین بهتر است بگویم مرا بردند نه اینکه رفتم. رفتیم هر شب هم وعده چلوکباب می دادند ولی غیر از خورشت قیمه و لپه چیزی گیر ما نیامد نامردها! چرا سلبریتی؟ چون به راستی مردم در این ده روز کلی خوشگذارنی می کنند، دور هم جمع می شوند جوک می گویند، می خندند و ... البته در برخی بخش ها نیز خودزنی می کنند. من که در این چند شب اینقدر خندیدم که گمان کنم تا آخر سال نیازی به جوک شنیدن و خندیدن نداشته باشم. البته دوستانی که مرا دعوت کرده بودند یک سخنرانی از احمد قابل کردند تو کت ما، ناچار شدیم تا آخرش را گوش دهیم بعد هم گفتند:E40d

بله ما اینیم، اسلام به ذات خود ندارد مشکلی، که پوزه شان را زدیم و گفتیم ای بابا این احمد قابل سانسور می کنه که سلبریتی کاروان های یزید را غارت کرد، آن قسمت را از قلم می اندازه آدمی که می خواهد فرار کنه که مسیر خود را با چپاول وغارت لو نمی دهد که ... آن شب نزدیک بود قیمه هم نصیب مان نشود و سر گشنه زمین بگذاریم.

باری حالا قیمه بدن ما رفته روی هزار و دو روزی هم که تعطیل بود همه را خوابیدیم تا این قیمه ها هضم شود، خلاصه خستگی مان در رفت. E011

این ها یک طرف موضوعی که به طور اساسی اندیشه مرا مشغول کرده از این قرار است: یک سری ایرانی ها کشته شده اند بعد از شورش 57 و در هنگام جنگ و در عملیات ها و هنوز هم این کار ادامه دارد... این گونه که پیداست و در ظاهر این کشته شدگان که به آن ها شهید گفته می شود و ما به چشم نیروهای متعصب و کشته مرده آخوندها به آن ها نگاه می کنیم یا دست کم من این گونه می اندیشیدم و در واقع به طور صد در صدی هم این گونه نیستند یا دست کم آن چند تنی که با آن ها دیدار و گفتگو داشتم. نمی دانم چرا اپوزیسون حسابی بر روی این افراد و خانواده ها آن ها باز نمی کند یا نکرده است. به هر حال آن ها نیز ایرانی هستندE10c

در واقع باید چنین تعبیری داشته باشیم که درسته رژیم امام ها و دین مردم را به گروگان گرفته (نان دانی – کسب و کار آن ها این است کار دیگری بلد نیستند) کاری به درستی یا نادرستی دین ندارم، ترامپ هم یک جورهایی می خواهد امریکا را به صورت شرکت خصوصی اداره کند.

در واقع باید اینطور به قضیه نگاه کنیم که هر از چندگاهی این رژیم کسانی را به کشتن می دهد افراد بازمانده و یا خانواده را نمی توان به طور کامل در اردوگاه رژیم به حساب آورد، شاید چند زمانی بتواند شهید را گروگان بگیرد و خانواده او را ناچار به همکاری کند ولی این گروگانگیری تا ابد نمی تواند ادامه پیدا کند. البته هر باری با دادن امتیازی (تحصیل، کار، وام و . . .) کوشش در دلجویی از خانواده و نگه داشتن اعضا خانواده در ارودگاه خود داشته و بدین ترتیب سعی درعقب انداختن بیرون رفتن آن ها از اردوگاه دارد ولی سرانجام این اتفاق خواهد افتاد
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17