تو که ترزبانیدنات خوب است چرا متوجه منظور ایرانبانو نمیشوی مهربد؟ ایشان دیگر به چه زبانی باید بگوید که از نظرشان زنانی که نمیتوانند به اندازهی کافی مردان را به بازی بگیرند و آنها را بندهی خویش کنند خاکبرسرانی بیش نیستند؟
همـ..م.. من چندی پیش نسکی میخواندم که آیندهیِ بسیار زیبایی پنگاشته بود از آنچه که جهان ما میتوانست/میتواند باشد (نه آیندهای فرزام و آرمانشهر,
بیشتر زیبا و گیرا). یکی از بهترین دورنماهایِ آن همین پیوند دوستی میان دختر و پسر بود که در جهان نویسنده بی اندازه ساده و زیبا
و بی دست و پاگیر شده بود و پیوندها هتّا فراتر رفته بودند و مهر میان دختر و پسر و پسر و پسر و دختر و دختر و ... تا اندازهیِ بالایی یکسان شده بود.
خوبی این داستانها به دید من اینه که اگر شمار بسندهای آدم زنده آنها را بخوانند براستی شدنی میشوند (ما آن اندازه هم بردهیِ ژن
هایمان نیستیم), ولی بدی این داستانها اینه که اگر یکی تنها مانند من بخوان بی اندازه چشمداشت هایش بالا میرود (—> آرمانگرایی) و
این کثافتکاری کنونی که داریم (پسر میکوشد دختر را بفریبد, دختر میکوشد پسر را بدام افکند و برایش ...) براستی بیمایه و دلزننده میشوند.
داستان ما با این بازی هم شده این جنس چجوری آنرا بفریبد, آن یکی چجوری
دست این را بخواند و کالایش را ارزان نفروشد, خرد و فرنود هم که ارزشی ندارند.
ای بابا مهربد منظور من تو بازی بود...
مگر نه اینکه در بازی هدف تنها یک چیز است.نکند بازی میکنید که زن بستونید:))
این روی آوردن پسرها (که برآورد من کمتر از ١٠% پسران باشند) به بازی از روی دوست داشتن بازی نیست, از سر ناچاریه. پسری که
امروزه بازی نکند اگر بسیار خوششانس باشد (و بیریخت و بیپول و .. هم نباشد) شاید یک بار یا دوبار زندگی بتواند با دختری همخوابه شود.
تازه چنانکه گفتم همهیِ پسران که بازیکن نیستند, یک شمار اندکی هستند که از آن شمار اندک هم یک شمار اندکتری کامیاب.
توی حرف که اره ولی من مثل اکثر راهکاری هایی که برای موفقیت زیاد و ساده داده میشه بهش مشکوک هستم! در واقع مثلا اگر از 100 مورد مخ 10 تا رو کسی بزنه هیچ هنری نکرده،قانون ساده احتمالاته ولی کسی که بتونه به موفقیت صددرصد یا نه حتی بیش از 50 درصد در برابر ادم هایی تصادفی برسه حداقل تا حدی میتونه از ادعاهاش دفاع بکنه.
چالش:یک بازیگر قهار از 10 دختر تصادفی میتونه مخ چند نفر رو بزنه!؟ بسیار متاسف هستم که به دلایل امنیتی دفترچه نمیشه این رو به مرحله عملی کشوند
ببینید دوست گرامی تمام اعتبار بازی مبتنی بر ابطالپذیری و آزمایش است. بازی را میباید که از مرحلهی تئوریکال روی ترازوی آزمایش ببریم و عیار آن را بسنجیم. بله چون تمام اعتبار آن بر اساس ابطالپذیری نهفته است و اگر روزگاری تلهگذاریهای ما ناموفق باشد بیشک طریقهی دیگری اتخاذ خواهیم نمود. اما پاسخ تجربی من برای شما، شما اگر ده دختر را به صورت تصادفی انتخاب کنید بدون بازی هیچ یک را گشایش نخواهید کرد، اما از طریق بازی موفقیت شما بالاتر از پنجاه درصد خواهد بود. یعنی حداقل پنجتا یا بیشتر را تور خواهید کرد، این دیگر بسته به عیار بازی خودتان دارد!
ببینید دوست گرامی تمام اعتبار بازی مبتنی بر ابطالپذیری و آزمایش است. بازی را میباید که از مرحلهی تئوریکال روی ترازوی آزمایش ببریم و عیار آن را بسنجیم. بله چون تمام اعتبار آن بر اساس ابطالپذیری نهفته است و اگر روزگاری تلهگذاریهای ما ناموفق باشد بیشک طریقهی دیگری اتخاذ خواهیم نمود. اما پاسخ تجربی من برای شما، شما اگر ده دختر را به صورت تصادفی انتخاب کنید بدون بازی هیچ یک را گشایش نخواهید کرد، اما از طریق بازی موفقیت شما بالاتر از پنجاه درصد خواهد بود. یعنی حداقل پنجتا یا بیشتر را تور خواهید کرد، این دیگر بسته به عیار بازی خودتان دارد!
امید عزیز دفت نکردید،مسئله اینجاست که چنین چیزی تا به حال رخ نداده یا حداقل قابل استناد نیست.(لااقل باید یک ظاهر علمی داشته باشه) در واقعیت خیلی از بازیکان ها معمولا دخترها رو "کاملا تصادفی" انتخاب نمیکنند یا حتی انتخاب هاشون محدود هست.
من نمیگم بازی در هیچ حالتی شانس فرد رو برای مخ زدن بالا نمیبره بلکه میگم برای اینکه اثبات کنیم چیزهایی که در بازی مطرح شدن واقعا اثر بخشی روی همه یا اکثریت دخترها دارند باید نمونه های ما واقعا تصادفی باشند.
چرا در این موارد ادعاهای بازیکنان نمیتونه مورد اعتماد باشه!؟خیلی سادست به همون دلیلی که ادعاهای افرادی که سمینارهای کسب موفقیت رو دنبال میکنند بی اعتباره،ما نتنها به راستگویی شخص نمیتونیم اعتماد داشته باشیم بلکه به اینکه تحلیلش هم درست باشه نمیشه اعتماد کرد.
دلیل ایراد دومم "تائید ذهنی" هست که اشتباه ذهنی بسیار رایجی هست که زمینه چیزهای خرافی یا نادرست زیادیه. در این جا میتونم یه مثال بزنم"دختری پیش دوست پسرش در مترو نشسته بود و نگاه های معنی داری به من میکرد،داشت با چشاش التماس میکرد که بکنمش! ولی من با بی تفاوتی نگاهش میکردم و دختر در نهایت با چشمانی غمگین با دوست پسرش از مترو پیاده شدند" در اینجا من چه راهی دارم که معنای نگاه های دختر! رو به دیگران اثبات بکنم!؟هیچ!مطلقا هیچ راهی نیست،این از بزرگترین آفت های تجارب شخصیه.
باز هم تکرار میکنم در بازی چیزهایی وجود داره که ممکنه روی شماری از دخترها جواب بده(شاید شمار زیادی ولی بازم نه لزوما بیشتر دخترها)ولی نتیجه گیری های خیلی کلی ازشون میشه که به نظر من در بهترین حالت خود فریبی و در بدترین حالت شیادی و کلاه برداریه.
باور کنید(از صمیم قلب میگم)اینکه یک بازی کن بتونه 100 تا دختر رو هم با این متودها بکنه من رو ناراحت نمیکنه:))مشکل اینجاست که کسی فکر بکنه توصیه های این شخص و تحلیل هاش لزوما درست هستند، مثل بازیکنی فوتبالی که چون خوب فوتبال بازی میکنه تحلیل های خودش رو برتر از یک آنالیزور بدونه!
در واقع اینکه یه نفر بره این تئوری ها رو در معرض تجربه بزاره از دید من مهم نیست ولی وقتی میخواد از اون ها نتیجه گیری اجتماعی-جنسیتی بکنه به سمت علف زار حرکت میکنه!
توی حرف که اره ولی من مثل اکثر راهکاری هایی که برای موفقیت زیاد و ساده داده میشه بهش مشکوک هستم! در واقع مثلا اگر از 100 مورد مخ 10 تا رو کسی بزنه هیچ هنری نکرده،قانون ساده احتمالاته ولی کسی که بتونه به موفقیت صددرصد یا نه حتی بیش از 50 درصد در برابر ادم هایی تصادفی برسه حداقل تا حدی میتونه از ادعاهاش دفاع بکنه.
یک بازیگر حرفه ای نتیجه کارش اگر 100% ای نباشد 90% را شیرین دارد حتا اگر طرفش از این دخترهای آفتاب مهتاب ندیده سیبیلوی چادری باشد!
در واقع اینکه یه نفر بره این تئوری ها رو در معرض تجربه بزاره از دید من مهم نیست ولی وقتی میخواد از اون ها نتیجه گیری اجتماعی-جنسیتی بکنه به سمت علف زار حرکت میکنه! :))
بفرمایید در حوزهیِ علوم اجتماعی راه نرفتن به علفزار چیست؟ چطور میشود با راه نرفتن علم آموزی کرد؟ حالا آن هیچ؟ چطور میشود با این منش هیومی یک روز زندگی کرد؟ جدا گمان میکنی میشود اصلا بدون نتیجه گیری یا استفاده از نتیجه گیریهایی که دیگران کرده اند 1 ساعت زندگی کنی؟
یک بازیگر حرفه ای نتیجه کارش اگر 100% ای نباشد 90% را شیرین دارد حتا اگر طرفش از این دخترهای آفتاب مهتاب ندیده سیبیلوی چادری باشد!
میلاد جان باز هم به نکته من دقت نمیکنی،دختر سیبیلوی چادری هم راه مخ زنی خاص خودش رو داره،یه نفر شاید استاد کردن اونها باشه!:)) نمونه کاملا رندوم دقیقا مشکل رو از اینجایی جلوی بازیکن میزاره که نمیتونه خودش انتخابش بکنه،تازه اگر میخواستم علمی تر عمل کنم باید میگفتم آزمایش بلایند یا دابل بلایند باشه،رندوم بودن واقعی اینطوره!
یک مطلبی داشتیم اینجا: امیدوارم خیلی در علفزار نباشه !! بفرمایید در حوزهیِ علوم اجتماعی راه نرفتن به علفزار چیست؟ چطور میشود با راه نرفتن علم آموزی کرد؟ حالا آن هیچ؟ چطور میشود با این منش هیومی یک روز زندگی کرد؟ جدا گمان میکنی میشود اصلا بدون نتیجه گیری یا استفاده از نتیجه گیریهایی که دیگران کرده اند 1 ساعت زندگی کنی؟
جدا از پیشنهادات استقبال میکنم!
خسته نباشید "بازی" و لایت تاچینگ با هم برابرند؟!:)) یا مثلا چون یکی از توصیه های شخص توی سمینار موفقیت تائید شده هست پس لابد کل تئوریش علمیه!
خیلی ساده هست،من دارم میگم تو میتونه توی زندگی شخصی به هر چیزی که میخوای عمل بکنی(نه از دید آزاد بودن)چون تجربه شخصی"درست" شاید در بعضی موارد وجود نداشته باشه و در بعضی موارد دیگه هم اثبات کردنش بسیار سخت تره ولی وقتی میخوای در مورد "جهان" از روی تجارب شخصی نتیجه گیری غیر شخصی(که باید این رو همونجا اضافه میکردم) بکنی مسئله فرق میکنه. برای نمونه تجربه شخصی اگر به یه نفر حس خوبی بده یا در شرایط خاصی به نتیجه مطلوب برسه براحتی شخص ممکنه نتیجه گیری بکنه که این نتیجه "فرا شخصی" هست.باورهای شخصی ما تا زمانی که راهنمایی برای زندگی شخصی ما هستند
مشکلی ندارند ولی وقتی تبدیل به دستور العمل جهان شمول بشند قطعا مورد دارند.
مشکلی ندارند ولی وقتی تبدیل به دستور العمل جهان شمول بشند قطعا مورد دارند.
اگر قول بدهند که سربزیری و بی ادعایی و برخورد علمی را از رویکردهای دیگر "تحلیلهایِ اجتماعی" یاد بگیرند پس مشکل حل است؟ انتشار مطالبشان را هم تا زمان تکمیل ممنوع الچاپ میکنیم !!
... جدی اما بازی بسیار بسیار جوان است و برای علمیتر شدن جای کار زیاد دارد!
پس اگر چنین آزمایشهایی سو طرفه کور شود "کل تئوری" آزمایش میشد !!
راهکار دیگری برای آزمایش "کل تئوری": اگر قول بدهند که سربزیری و بی ادعایی و برخورد علمی را از رویکردهای دیگر "تحلیلهایِ اجتماعی" یاد بگیرند پس مشکل حل است؟ انتشار مطالبشان را هم تا زمان تکمیل ممنوع الچاپ میکنیم !!
جدی اما بازی بسیار بسیار جوان است و برای علمیتر شدنجایکار زیاد دارد!
چالیش موردنظر رو من برای کل بازی گذاشتم،یعنی حدس میزنم که همه تئوری ها با هم! و در یک پکیج باز هم از آزمون مربوطه سربلند بیرون نمیاند.
راسل جان مسخره بازی نکن دیگه،مگر من اصلا به بخش آزاد بودن کاری داشتم؟!اگر به کس شعرهای دانش نمایان هم ایراد میگیرم به این معنا نیست که با آزاد بودنشون مخالفم! موردش اینه که از دید من غیرمنطقی هستند،مگرنه چرا باید با انتشارشون یا ابرازشون مخالفت داشته باشم! حداقل منبع کلی از تفریحاتمند:))
چالیش موردنظر رو من برای کل بازی گذاشتم،یعنی حدس میزنم که همه تئوری ها با هم! و در یک پکیج باز هم از آزمون مربوطه سربلند بیرون نمیاند.
راسل جان مسخره بازی نکن دیگه،مگر من اصلا به بخش آزاد بودن کاری داشتم؟!اگر به کس شعرهای دانش نمایان هم ایراد میگیرم به این معنا نیست که با آزاد بودنشون مخالفم! موردش اینه که از دید من غیرمنطقی هستند،مگرنه چرا باید با انتشارشون یا ابرازشون مخالفت داشته باشم! حداقل منبع کلی از تفریحاتمند:))
مشخص است که در آزمایش تا جای ممکن باید متغییرها را کاهش دهیم، یک اشتباه بزرگ براحتی میتواند مخاطب را فراری دهد. خود اینکه میتوان نشان داد بعضی کلکها کار میکنند برای ما کافیست و بحث میرود آنوقت تنها در میزان استفاده از آن و مشخص است افراط در بازی میتواند کارایی نداشته باشد.
برخی کلکها هم اندازهگیریشان آسان است، مثل همین کینو، برخی شامل مانور ذهنی هستند و فهم متقابل دو طرف و نوع نگاه طرف و... که آزمایش آنها با استانداردهایِ بالا چالش برانگیز است؛ ولی این تنها در درصد کارایی تاثیر دارد نه خردمندانه بودن استفاده از چنین روشهایی.
یک نکتهیِ دیگر میزان خطر این روش هاست البته، یکموقع جان یک بیمار در میان است یک موقع تنها چهر کلام حرف بیضرر است و چند سکس کمتر یا بیشتر.
این استفاده از واژهیِ "ادعا" در جهان واقعی معنی چندانی نداره جز بحث بر سر اوتوریته. خب مثلا خود امیر در اینجا پیشنهاد میدهد که خودش امتحان کند بازی را، تغییر خاصی در وضعیت علمی ایجاد میشود؟
بعد هم اساسا استقرای ناقص "منطقی" نیست، باید همان علوم احتماعی را نگاه کنیم ببینیم امروزه حقیقتا چه اندازه علمیست.
بنظر من ایرادی که به بازی و چمیدانم روانشناسی فرگشتیک و ... میگیرند که:«خیلی با اطمینان حرف میزند» با توجه با وضع حاکم امروز هم در محافل آکادمیک و مخصوصا در عرصهیِ اجتماعی-سیاسی حقیقتا نمیشود جدی گرفت.
The pragmatic fallacy is committed when one argues that something is true because it works and where 'works' means something like "I'm satisfied with it," "I feel better," "I find it beneficial, meaningful, or significant," or "It explains things for me." For example, many people claim that astrology works, acupuncture works, chiropractic works,homeopathy works, numerology works, palmistry works,therapeutic touch works. What 'works' means here is vague and ambiguous. At the least, it means that one perceives some practical benefit in believing that it is true, despite the fact that the utility of a belief is independent of its truth-value.
راسل جان لطفا یه بار این رو تا اخر بخون،بعد بگو آیا این در مورد کل تئوری بازی به عنوان یک پکیج(و نه بعضی مواردش) صدق میکنه یا نه؟!
راسل جان لطفا یه بار این رو تا اخر بخون،بعد بگو آیا این در مورد کل تئوری بازی به عنوان یک پکیج(و نه بعضی مواردش) صدق میکنه یا نه؟!
یک بحث تکنیک و کلک هست، اینها رو حتی میشه بعنوان جعبهیِ سیاه بهش نگاه کرد بودن توضیح تئوریک.
و البته بازی رو بصورت پکیج هم میشه امتحانش کرد ولی دشواریش بیشتر هست، معلومه باید بطور کلی هم کار کنه ولی دشواریهایِ آزمایشش بیشتره، مثلا توافق بر سر اینکه کدوم تکنیک باشه و کدوم نباشه، یک تکنیک بد میتونه 4 تا تکنیک رو که اگر با هم آزمایش میدند خیلی اثرگذار بودند از بین ببرد. من فکر میکنم همین اشتباه در مورد همین همیوپاتی هم که بالا آورده اشتباه است و باعث میشود حتی در مورد چنین تئوری هم یکسری کارکردها که نیاز اساسی به توضیح دارند نادیده گرفته شوند (بر اساس نظر شخصی خود من مخالف شبه علم از مشاهدهیِ استفاده از همیوپاتی)
یک بحث خود تئوری، این معیار ابطالپذیری و انسجام مشخص هست که در مورد تحلیلها وجود ندارد و من هم انتظار ندارم با توجه به اینکه این بحث بسیار بسیار جوان هست الان اینطور باشد ، ولی خیلی خوب داره بسمت علمیتر شدن حرکت میکنه اینطور که من میبینم.
یک بحث تکنیک و کلک هست، اینها رو حتی میشه بعنوان جعبهیِ سیاه بهش نگاه کرد بودن توضیح تئوریک.
و البته بازی رو بصورت پکیج هم میشه امتحانش کرد ولی دشواریش بیشتر هست، معلومه باید بطور کلی هم کار کنه ولی دشواریهایِ آزمایشش بیشتره، مثلا توافق بر سر اینکه کدوم تکنیک باشه و کدوم نباشه، یک تکنیک بد میتونه 4 تا تکنیک رو که اگر با هم آزمایش میدند خیلی اثرگذار بودند از بین ببرد. من فکر میکنم همین اشتباه در مورد همین همیوپاتی هم که بالا آورده اشتباه است و باعث میشود حتی در مورد چنین تئوری هم یکسری کارکردها که نیاز اساسی به توضیح دارند نادیده گرفته شوند (بر اساس نظر شخصی خود من مخالف شبه علم از مشاهدهیِ استفاده از همیوپاتی)
یک بحث خود تئوری، این معیار ابطالپذیری و انسجام مشخص هست که در مورد تحلیلها وجود ندارد و من هم انتظار ندارم با توجه به اینکه این بحث بسیار بسیار جوان هست الان اینطور باشد ، ولی خیلی خوب داره بسمت علمیتر شدن حرکت میکنه اینطور که من میبینم.
خب ببین اینکه الان "داره" به سمت علمی بودن حرکت میکنه مشکل اصلی هست،یعنی اگر فرض کنیم که واقعا یه روزی بتونه علمی بشه الان واقعا یه شلم شوربایی هست که پذیرفتنش رو سخت میکنه.
بعد که استفاده مالی و حالت فرقه گونه ای رو که بعضیا ازش بدست میارن رو میبینم دلم میسوزه،همونطور که مثلا از نیاز ادم ها برای رسیدن رفاه یا پول یا خوشبختی در تئوری های کسب موفقیت سواستفاده میشه(و البته نیاز بسیار هست)یعن یک چیز جذاب گذاشته میشه و در راه رسیدنش کلی چرت و پرت به شخص تزریق میشه و البته از این میون سود زیادی هم نصیب بعضیا میشه. بزار نمونه هاش رو برات میزارم.
The Amazing High-Flatus Seduction System ANY Man With A Colon Can Use To Get Hot Women Chasing Him And Begging Him For Sex
Dear Friend Who Really Gives A Shit About Bagging And Banging Hot Girls, I used to be a real loser with girls; a bigger loser than even you are right now. But I stumbled on to a secret that you-yes YOU, sitting their pulling your pud and collecting unemployment-can put to use TONIGHT to start banging the juicy, huge-titted, succulent young tail that’s got you choking your chicken until you’ve got blisters. I don’t care if you are broke. I don’t are if you are fat. I don’t even are if you are too retarded to read this sales copy. All I care about is that: 1. You are ready to get laid like a rockstar and…. 2. YOUR CREDIT CARD IS READY TO GET MAXXED OUT TO THE LIMIT
The Secret I Found In A Pound Of Raw Cabbage That “Jet Propelled” Me To Bedroom Super-Stardom, LIVING IN MY DOUBLE-WIDE!
Here is the gunch “good news”, the “getting some gospel” you’ve been drooling to hear:
Women Will Always Go For The High Flatus, And You Can Be That “High-Flatus” Guy, Usually In 3-4 Hours
Look: back in the “cave man” days, guys didn’t have fancy cars or big bank accounts. And usually, food was so scarce, no one was packing big biceps or tight abs. Nope, what mattered is access to resources-again, food. And the way guys proved this was…
By Showing All The Signs Their Bellies And Colons Were Filled With Grub That The “Cave Bitches’ Were Craving
Yep. You got it. The caveman who most “dealt it’ was the one who got his pink-club “felted” by all the most juicy cave-girls, because he was displaying access to the most precious resources for survival.
میلاد جان باز هم به نکته من دقت نمیکنی،دختر سیبیلوی چادری هم راه مخ زنی خاص خودش رو داره،یه نفر شاید استاد کردن اونها باشه!:)) نمونه کاملا رندوم دقیقا مشکل رو از اینجایی جلوی بازیکن میزاره که نمیتونه خودش انتخابش بکنه،تازه اگر میخواستم علمی تر عمل کنم باید میگفتم آزمایش بلایند یا دابل بلایند باشه،رندوم بودن واقعی اینطوره! :))
خوب منم همین رو میگم دیگه. شما داری از بازیگر حرفه ای حرف میزنی یعنی یکی مثل David Deangelo این آدم نتیجه کارش 100% ایست. تازه همه تجربیاتش رو هم به صورت کتاب در اختیار بازیکنان نوپا قرار میدهد 👍 Official Double Your Dating | David DeAngelo's Double Your Dating
وقتی این تاپیکو خوندم در ابتدا با چیزی به عنوان « بازی » مخالف بودم ولی وقتی به اطرافم و روابط دختر و پسرها نگاه کردم و روش های مخ زنی رو هم در این تاپیک خوندم ، برام آشکار شد که صد درهزار دختران هم نیاز به آموزش و فراگیری روش های ارتباط با پسران و برخوردی هدفمند دارن .
یه سئوال از آقایون انجمن : پسرها دخترای قدرت طلب رو بیشتر می پسندن و بیشتر تحت فرمانشون هستن ، درسته ؟
خوب منم همین رو میگم دیگه. شما داری از بازیگر حرفه ای حرف میزنی یعنی یکی مثل David Deangelo این آدم نتیجه کارش 100% ایست. تازه همه تجربیاتش رو هم به صورت کتاب در اختیار بازیکنان نوپا قرار میدهد 👍 Official Double Your Dating | David DeAngelo's Double Your Dating
too good to be true میلاد جان یکی از اصول تبلیغات اینه،به آدم ها "ایده" یک چیز رو بفروش نه"خودش" رو. اینجا هم ایده مخ زنی به افراد فروخته میشه،برو ببین توی سایتی که گذاشتم چقدر نمونه کلاه برداری های PUA هست،همه با مستندات. اینهایی هم که "رایگان" کار میکنند حداقل سودی که میبرند درآمد تبلیغاتی از سایتشون میتونه باشه تازه به جز انتشار کتاب و.... هرچند من نمیگم هرجا سود هست کلاه برداری هم هست ولی جایی که سود باشه خیلی باید مواظب کلاه برداری هم بود، بنابراین ایده هایی مثل مخ زدن 100 درصد! توی کت من نمیره،نشدنیه!(اگر دخترها تصادفی باشند)
یه سئوال از آقایون انجمن : پسرها دخترای قدرت طلب رو بیشتر می پسندن و بیشتر تحت فرمانشون هستن ، درسته ؟
به هیچ عنوان.
دختری که من انتخاب میکنم شخصا دوست دارم مطیع، نازک، خوشگل، باهوش و مفعول باشد.
تحت فرمان بودن زن ویژگیهای بارز بتابودگی است، فرماندهی اما متعلق به مرد آلفاست. دختران هم به وضوح نیازی به بازی و آموزش ندارند، شما برای مخ زدن جز چشمک و نخ دادن کار دیگری برایتان استلزام ندارد.
در منوسفیر معمول است که میگویند زنان دروازهبان سکس هستند، مردان دروازهبان تعهد. ولی من با این گمان بیشتر موافقم که مردان واقعا دروازبان هیچ چیز نیستند و بازی هم تنها تلاشیست در دنیای زنمحور برای بقا، نه راهی برای دروازهبانی چیزی.
این نگرش امیر هم بود.
من به بی دست و پایی مردان نمیباورم, طبیعت اگر کارکردی برای جنس نرینه نداشت او را نمیآفرید (نمیفرگرداند), به
مردان هوش و کوش و زور بالاتر داده شده که بتوانند براههایِ فرساخته جایگاه خود اشان را بالا ببرند.
زن و مرد هر دو با سرمایه "خدادادین" اشان زاده میشوند, سرمایهیِ زن تن و پیکر اش است, سرمایهیِ مرد زور و هوش اش; در
زور بیشتر مردان (خوشبختانه!) سخنی نمیرود, در هوش بیشتر اشان نیز همهیِ آمارهایِ پژوهشیک ایستادهاند.
گرفتاری اینجا سیستم باوری است که جاافتاده, زنان کارهای مردان را فرومیگیرند و همگی با هم واداشته شدهایم وانماییم که
زنان به اندازهیِ مردان باهوش و توانا و زورمند و ... هستند. در سوی دیگر مردان خود اشان هم این را
باوریدهاند و در این باور پوچ افتادهاند که براستی زن و مرد برابر هستند (زن و مرد برابر نیستند, زن برتر است).
این دروغها یکی از یکی زیانآورتر هستند. بازی هم در این میان دروغیست دیگر و خب, من هم میدانم تو مانند
من راستی و سادگی را بس بیشتر میپسندی تا دروغگویی و پیچیدهسازی رابطهها را, ولی تا زمانیکه نتوانیم در
ژن هایمان دست ببریم, باید با طبیعت که ما مردان را واداشته یک جور دیگر باارزش بشویم, ناچار همراهی کنیم.
too good to be true میلاد جان یکی از اصول تبلیغات اینه،به آدم ها "ایده" یک چیز رو بفروش نه"خودش" رو. اینجا هم ایده مخ زنی به افراد فروخته میشه،برو ببین توی سایتی که گذاشتم چقدر نمونه کلاه برداری های PUA هست،همه با مستندات. اینهایی هم که "رایگان" کار میکنند حداقل سودی که میبرند درآمد تبلیغاتی از سایتشون میتونه باشه تازه به جز انتشار کتاب و.... هرچند من نمیگم هرجا سود هست کلاه برداری هم هست ولی جایی که سود باشه خیلی باید مواظب کلاه برداری هم بود، بنابراین ایده هایی مثل مخ زدن 100 درصد! توی کت من نمیره،نشدنیه!(اگر دخترها تصادفی باشند)
خوب پس شما این مستر دیوید رو درست نشناختی ! خیلی از کتابهاش مجانی هم قابل تهیه است ، بگیر بخون نتایجش رو همینجا خودت از زبان خودت بگو
امید عزیز دفت نکردید،مسئله اینجاست که چنین چیزی تا به حال رخ نداده یا حداقل قابل استناد نیست.(لااقل باید یک ظاهر علمی داشته باشه) در واقعیت خیلی از بازیکان ها معمولا دخترها رو "کاملا تصادفی" انتخاب نمیکنند یا حتی انتخاب هاشون محدود هست.
باید بگویم که برخی از تاکتیکهای ما کاملا وجاهت علمی دارند و اعتبار فرمولهای دیگر هم به ابطالپذیری آنها در «تجربیات شخصی» نهفته است. بله تجربیات شخصی، من شما را دعوت که این تکنیکها را در زندگی شخصیتان بیازمایید، اگر پاسخ مثبت گرفتید (که میگیرید) دست از جلق زدن بردارید و به تیم ما بپیوندید و در تمارین و بازیهای مهم شرکت کنید، اگر هم پاسخ منفی گرفتید تیم را رها کنید. برای همین من هم پافشاری روی «پاسخ تجربیام» به شما کردم، من به طور تجربی از هر ده دختر رندم دست پایین پنج یا بیشتر را مخ میکنم.
جنبهی منفی «حق» انتخاب زن اما: در جامعهی سالم هوش و درایت مرد به کشف اسرار کائنات و اختراع و پیشبرد دانش گمارده میشود، در جامعهای که زن حق انتخاب پیدا کرده به جوک تعریف کردن برای دختران نوبالغ!