اخوی, نکته اینجاست که شما دارید میکوشید نادرستی چیزی را نشان دهید که من اثبات درستی اش را از بیخ نکردهام!
بانو یاسی مرا نکوهیدند که چرا شما در هممیهن دختر ٧ تا ٩ ساله را کودک دیدهاید, ولی اینجا دختر ١١ ساله را کودک نمیبینید, من هم گفتم که در دیدگاه من بازههایِ[1] سنی اینگونه چیده شدهاند.
نسبی بودن همهیِ اینها هم که روشنه, حالا شما دارید این همه زور میزنید که بگویید نه ١١ سالهیِ دبستانی همان کودکِ کودکستانی است؟ چرا؟ اثبات آن کو؟ این چیزها روی انگلیسی اش هم معنی روشنی ندارند و چنانکه میبینیم کشور به کشور و هتا شهر به شهر معنای شان میدگرد[2], یکجا ١٦ بزرگسال {adult} به شمار میرود, یکجا ١٦ کودک و ٢٢ بزرگسال!
حالا باز دو پست دیرتر بترولید[3] که "این 'بچه' از کجا آمد؟ این 'بچه' از کجا آمد؟" ((:
که هر آینه مایهیِ سرگرمی منه, افسوس که دوستان این جستار را جدی کردند (:
---- 1. ^ bâz+e::Bâze || بازه: فاصله Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ interval 2. ^ Digarestan <— Degarestan || دیگرستن: تغییر کردن Ϣiki-En to change 3. ^ Trollidan || ترولیدن: ترول کردن Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ to troll
مهربد گرامی من قصد جدا كردن این مطلب نداشتم حالا كه خود این موضوع را از بحث اصلی جدا كردید میخواستید این بحث جدی و جدا گانه پیش برود یا میخواستید موجبات خنده را فراهم كند؟ تا جایی كه من یادمه در تاپیكی كه كاربر تكتم در مورد لباس پوشیدن آن كودك شش ساله زده بودند تا بزرگ تر از این ها هم كودك دانستید كه نمیشود از او بهره ی جنسی برد و كسی كه از كودكان لذت جنسی میبرد را هم بیمار خواندید
من در ارسال آن پست كاری به بحث اصلی نداشتم كار به متفاوت بودن یك نكته در دو موضوع متفاوت داشتم به نظرم هم اینك با این اعتقادات و روند بحث كردن اگر در هم میهن بحث كنید اخراج نمیشوید:)
در مورد موضوع اصلی تاپیك كه اتهام دروغ یك بچه ی یازده ساله به پدرش بود به نظر من یك كودك یازده ساله بعید است كه خود طرح همچین دروغ گویی را زده باشد و همچین ذهن بیماری داشته باشد شاید از جانب مادر یا هر كس دیگری به او تحمیل شده باشد
ولی با مجازات شدن او به خاطر برملا نكردن دروغ خود بعد از هجده و حتی شانزده سالگی موافق هستم
مطمئنا این موضوع به این خنده داری كه توصیف شده نبوده كه این دختر یه هو حال كرده كه بیاد بگه آره من دروغ گفتم چند درصدی امكان این دارد كه تحت فشار بوده باشد از جانب مادر یا هر شخص سومی ولی حتی با این تفاسیر هم نمیتوان از جرم او چشم پوشی كرد كه بعد از هجده سالگی این راز را بر ملا نكرده است توصیه میكنم با خنده دار مطرح كردن موضوعات نادری كه نمیشود بدون اطلاع كامل از آن در مورد آن قضاوت كرد سعی در اثبات حقوق پایمال شده مردان نباشد چون بیشتر خنده دار است
١٠٠% خیر. من کودک را "بچهتر" از "بچه" میبینم و کوشیدم دیدگاه خودم را با آوردن بازههایِ سنی نشان دهم.
همچنین در زبان روزانه هم ما بچههایِ دبستانی را "بچه دبستانی" مینامیم, نه "کودک دبستانی": در گوگل یکمی ٥٠٠ هزار برآیه میدهد, دومی ٣٢ هزار برآیه که نمایانگرِ درستی سخن من میباشد:
مگر انتظار داشتید کودک چیزی ورای بچه باشد؟ اگر اکنون میخواهید بگویید که نه نگرتان از بچه همان کودک بوده یا کودکِ بزرگتر از 7 سال، و مثلن خودتان خواستید صرفن نامشان را بگذارید "بچه" موردی ندارد دیگری هم میتواند نوجوانان را بر اساس سن به سه گروه پرتقال، سیب، و انار تقسیم کند!
راستی با گوگل فال هم می گیرند؟☺️ برویم پیرامون مسائل با گوگل گفتگو کنیم!
در پایان اینکه من هتا خواستار مجازات کیفری برای دختر ١١ ساله هم نبودم (کودک یا بچه, هنوز بچه است), خواستار مجازات برای دختر ٢٠ سالهای بودم که ٢ یا ٤ سال (بسته به اینکه ١٦ یا ١٨ بگیرید) نیز از سن رسما قانونی خود گذشته و همچنان دروغ اش را آشکار نکرده.
این نابرابری را که ما پدید نیاوردهایم, زن با داشتن زهدان توانایی بارداری دارد, ولی نیازمند اسپرم پدر میباشد.
بله ما پدید نیاوردهایم اما وجود دارد، و بازشناسی آن در مقام یک نابرابری به ما کمک میکند که اولا روابط میان زن و مرد و کنشهای اجتماعی میان آنها را بهتر درک بکنیم، و ثانیا تلاش برای برطرف کردن آنرا به نحوی سیستماتیک بیاغازیم(با سرمایهگذاری به روی رحم مصنوعی و آلترناتیوهایی که ما را از دستگاه تولید مثل جنسی زن بینیاز میکنند). ثالثا هم باعث بوجود آمدن یک گزارهی «اخلاقی» میشود که بر طبق آن سقط جنین وقتی پدر بچه مخالف است غیراخلاقیست، زیرا شما با بهره بردن از «حق» خود بر بدنتان، دارید «حق» او بر بچهی خود را ضایع میکنید.
این دقیقا همانجایی است که نگرش ما روبروی هم میایستد. در سدهای که ما زندگی میکنیم انداختن بچه که آسیبی کمیده[4] و نزدیک به 0 دارد, ولی واداشتن[5] مادر به هزینه کردنِ سنگین یک سال از زندگی اش برای بزرگ کردن بچهای که شاید تنها روی یک سکس گذری بدست آمده آسیبی بیگمان بسیار بیشتر از 0 دارد.
من اینجا نه قانونوار نه اخلاقوار نمیتوانم پیوندی میان خویشکاری[6] زن در بارداری و زاییدنِ بچهای ببینم که روی یک سکس ساده میتواند پدید آمده باشد.
این دیگر چگونه استدلال مضحکیست؟ «به سود زن نیست پس اخلاقا میتواند آنرا انجام ندهد»؟ مگر مرز اخلاقیات سود و زیانیست که یک سوی معامله دریافت میکند؟ «زیان اقتصادی، عاطفی، روانی و عینی نگهداری از اشخاص مبتلی به نشانگان داون خیلی بیشتر از سود آنست، پس کشتن آنها اخلاقیست».
😰
Mehrbod
همچنین, «به قتل رساندن بچه» هم واژهای[2] است برای گرفتن احساس همدردی, یک مشت یاختهیِ[3] نادان این داستانها را ندارند, زمانیکه مغز کودک ریخت گرفت آنگاه آری, میتوانیم آنرا قتل هم بنامیم.
گفتگوییست ملالآور و بیسرانجام که چه چیز «انسان» محسوب میشود و از چه لحظه، من علاقهای به ورود به آنرا ندارم. فقط جهت توجیه اینکه چرا از لفظ «قتل کودک به دنیا نیامده» استفاده کردهام(و در آینده هم چنان خواهم کرد)لینک یک خبر را برای شما میگذارم که در آن پدری برای تلاش جهت واداشتن زن به سقط جنین با تهدید اسلحه بخاطر «سوء قصد به جان» (Attempted Murder)محکوم به ۱۳ سال زندان شد. سوءقصد . به. جان. بچهی. به. دنیا. نیامده.
این چگونه ریاکاریست که وقتی زن آنرا به میل خود انجام میدهد «سقط جنین است» اما وقتی به تهدید صورت میگیرد میشود «سوءقصد به جان بچهی به دنیا نیامده»؟
مهربد گرامی من قصد جدا كردن این مطلب نداشتم حالا كه خود این موضوع را از بحث اصلی جدا كردید میخواستید این بحث جدی و جدا گانه پیش برود یا میخواستید موجبات خنده را فراهم كند؟
تا جایی كه من یادمه در تاپیكی كه كاربر تكتم در مورد لباس پوشیدن آن كودك شش ساله زده بودند تا بزرگ تر از این ها هم كودك دانستید كه نمیشود از او بهره ی جنسی برد و كسی كه از كودكان لذت جنسی میبرد را هم بیمار خواندید
پیوند اینها به من چیست؟ من دختر ٦ ساله را کودک میبینم, ١١ ساله را کودک نمیبینم, چنین چیز سادهای این اندازه آزردگی دارد؟
دیگران اگر میبینند خوب ببینند, اگر این اندازه از اینکه ١١ ساله کودکه مطمئن هستید چرا دیگر به من گیر میدهید, بگذارید نادرست بگویم و خوانندگان طرف شما را بگیرند.
در مورد موضوع اصلی تاپیك كه اتهام دروغ یك بچه ی یازده ساله به پدرش بود به نظر من یك كودك یازده ساله بعید است كه خود طرح همچین دروغ گویی را زده باشد و همچین ذهن بیماری داشته باشد شاید از جانب مادر یا هر كس دیگری به او تحمیل شده باشد
آفرین, دور از باور هست, ولی ناشدنی نیست. میتواند باسانی کارِ کینهتوزانهیِ مادر اش باشد, میتواند در دورترین ریخت بدسرشتی خود دختر باشد.
ولی با مجازات شدن او به خاطر برملا نكردن دروغ خود بعد از هجده و حتی شانزده سالگی موافق هستم
که موبهمو همان نگرشی است که من دارم (من ١٦ را سن قانونی در نگر میگیرم).
در کنارِ آن, همینکه دادگاه توانسته یک مردی را تنها رویِ سخن تنهایِ فرزند اش به زندان بیاندازد میشود زیرپا
گذاشتن مهادِ[1] «بیگناه تا اثبات گناهکاری» که به لطف مادینگرایان[2] (فمینیستها) راهِ خودش را به دادگاه و دستگاه قضایی باز کرده.
اگر اثر فیزیکیای از تجاوز نبوده, پس چگونه پدر از آغاز گناهکار شناخته شده؟ و اگر
اثر فیزیکیای از تجاوز بوده, چگونه امروز روی این سخن که "من دروغ گفتهام" او را آزاد میکنند؟
مطمئنا این موضوع به این خنده داری كه توصیف شده نبوده كه این دختر یه هو حال كرده كه بیاد بگه آره من دروغ گفتم چند درصدی امكان این دارد كه تحت فشار بوده باشد از جانب مادر یا هر شخص سومی ولی حتی با این تفاسیر هم نمیتوان از جرم او چشم پوشی كرد كه بعد از هجده سالگی این راز را بر ملا نكرده است
توصیه میكنم با خنده دار مطرح كردن موضوعات نادری كه نمیشود بدون اطلاع كامل از آن در مورد آن قضاوت كرد سعی در اثبات حقوق پایمال شده مردان نباشد چون بیشتر خنده دار است
من در ارسال آن پست كاری به بحث اصلی نداشتم كار به متفاوت بودن یك نكته در دو موضوع متفاوت داشتم به نظرم هم اینك با این اعتقادات و روند بحث كردن اگر در هم میهن بحث كنید اخراج نمیشوید:)
در قرآن هم بیاید ماست سپیده, مایهیِ سیاهی آن نمیشود (:
مگر انتظار داشتید کودک چیزی ورای بچه باشد؟
اگر اکنون میخواهید بگویید که نه نگرتان از بچه همان کودک بوده یا کودکِ بزرگتر از 7 سال، و مثلن خودتان خواستید صرفن نامشان را بگذارید "بچه" موردی ندارد
دیگری هم میتواند نوجوانان را بر اساس سن به سه گروه پرتقال، سیب، و انار تقسیم کند!
در پایان اینکه من هتا خواستار مجازات کیفری برای دختر ١١ ساله هم نبودم (کودک یا بچه, هنوز بچه است), خواستار مجازات برای دختر ٢٠ سالهای بودم که ٢ یا ٤ سال (بسته به اینکه ١٦ یا ١٨ بگیرید) نیز از سن رسما قانونی خود گذشته و همچنان دروغ اش را آشکار نکرده.
من خواستار مجازات او هستم. ما «بچه» یا «کودک» یا هرچهای را که مرتکب قتل میشود بخاطر «معصوم» بودن و «کوچولو» بودن و نابالغ بودن و ... به حال خود رها نمیکنیم. بله پروسهای که برای محاکمهی او در نظر گرفته میشود باید متفاوت و مبتنی با شرایط سنی(و غیره)او باشد اما همچنان باید بخاطر تخلفی که مرتکب شده و زندگی انسان دیگری را به کلی ویران کرده مجازات بشود. از کی تا بحال سن پائین به کسان مصونیت قضایی داده و ما خبر نداشتیم؟ از وقتی خلافکاران مورد بحث مهبلدار شدند؟ :
بله ما پدید نیاوردهایم اما وجود دارد، و بازشناسی آن در مقام یک نابرابری به ما کمک میکند که اولا روابط میان زن و مرد و کنشهای اجتماعی میان آنها را بهتر درک بکنیم، و ثانیا تلاش برای برطرف کردن آنرا به نحوی سیستماتیک بیاغازیم(با سرمایهگذاری به روی رحم مصنوعی و آلترناتیوهایی که ما را از دستگاه تولید مثل جنسی زن بینیاز میکنند). ثالثا هم باعث بوجود آمدن یک گزارهی «اخلاقی» میشود که بر طبق آن سقط جنین وقتی پدر بچه مخالف است غیراخلاقیست، زیرا شما با بهره بردن از «حق» خود بر بدنتان، دارید «حق» او بر بچهی خود را ضایع میکنید.
روشنه که من هم میپذیرم که زن اگر با کسی خوابیده و آبستن شد و در اینجا پدر بچه را میخواست ولی رفت بچه را انداخت کاری «نااخلاقی» و «نکوهیدنی» انجام
داده (اگر بچه نمیخواست چرا پیشگیری نکرد؟ اگر نمیخواست چرا همخوابگی کرد؟), ولی بارِ نااخلاقی آن را آن اندازه نمیبینم که به دامنهیِ قانونگذاری کشیده شود.
رویکرد درست ما همین بار - دادنِ نااخلاقی به کنش است, نه ناقانونی کردن خود کنش.
این دیگر چگونه استدلال مضحکیست؟ «به سود زن نیست پس اخلاقا میتواند آنرا انجام ندهد»؟ مگر مرز اخلاقیات سود و زیانیست که یک سوی معامله دریافت میکند؟ «زیان اقتصادی، عاطفی، روانی و عینی نگهداری از اشخاص مبتلی به نشانگان داون خیلی بیشتر از سود آنست، پس کشتن آنها اخلاقیست».
😰
این استدلال مضحک میگوید که شما با خوابیدن با یک آدم روحتان (یا تن اتان) را به او نفروختهاید و میتوانید روی سرنوشت تنِ خودتان تصمیم بگیرید!
حق یک آدم زنده روی تنِ و مغز خودش بالاترین و ابرترین حقی است که ما داریم و با این دستاویزهایی که نگوییم پوچ, ولی در این تراز که راهِ کلاهبرداری و بهرهکشی زن را باز گذاشته و ... نمیشود آنرا گرفت.
مگر مرز اخلاقیات سود و زیانیست که یک سوی معامله دریافت میکند؟ «زیان اقتصادی، عاطفی، روانی و عینی نگهداری از اشخاص مبتلی به نشانگان داون خیلی بیشتر از سود آنست، پس کشتن آنها اخلاقیست».
امیر جان این دیگر از خویشکاریهایِ[1] من و شما است که به مردان بدریابانیم هزینهای که میپردازند برای چیست و چرا دارد سرشان کلاه میرود.
زمانیکه کسی هم زاده شد «حق انسانیت» بدست میاورد و چه سودمند باشد چه نه ما باید او را بپذیریم (بگوییم کودکان درخودمانده).
همینگونه که چه مسلمانان بدرد خور باشند چه نه در جایگاه آدم باید آنها را بپذیریم و حق و حقوق به ایشان بدهیم.
گفتگوییست ملالآور و بیسرانجام که چه چیز «انسان» محسوب میشود و از چه لحظه، من علاقهای به ورود به آنرا ندارم. فقط جهت توجیه اینکه چرا از لفظ «قتل کودک به دنیا نیامده» استفاده کردهام(و در آینده هم چنان خواهم کرد)لینک یک خبر را برای شما میگذارم که در آن پدری برای تلاش جهت واداشتن زن به سقط جنین با تهدید اسلحه بخاطر «سوء قصد به جان» (Attempted Murder)محکوم به ۱۳ سال زندان شد. سوءقصد . به. جان. بچهی. به. دنیا. نیامده.
این چگونه ریاکاریست که وقتی زن آنرا به میل خود انجام میدهد «سقط جنین است» اما وقتی به تهدید صورت میگیرد میشود «سوءقصد به جان بچهی به دنیا نیامده»؟
من که قرار نیست از این استانداردهای دوگانه پدافندی[2] کنم. اینها سیاستهایِ یک بام و دو هوای سیستم همان زنپرستانهایه که ما در آن زندگی میکنیم.
----
1. ^ xwiš+kâr+i{pasvand}::Xwiškâri || خویشکاری: وظیفهشناسی; انجام کار درست MacKenzie proper function
2. ^ pad+âfand+idan::Padâfandidan || پدافندیدن: دفاع کردن Ϣiki-En to defend
من منتقد این Age of consent و تقصیرپذیری سنی با شدت و شرایطی که اکنون وجود دارد هستم. بلوغ عقلی و جسنی و عاطفی و … چنان نیست که بر سر ساعت اتفاق بیافتد و متفاوت بودن این سن در کشورهای گوناگون(و حتی گاهی شهرهای مختلف یک کشور)گواهیست بر این مدعا. در فرانسه این سن ۱۵ سال است، در اسپانیا ۱۳ سال و در ایران ۱۸ سال.. همهی اینها بسیار عجیب و بیمعناست، خاصه اینکه از آن اغلب برای محاکمه و آزار و پدوفیلسازی ِ کاذب از مردان استفاده میشود. کسی برای من توضیح بدهد که چطور رابطهی یک مرد ۳۰ ساله و دختر ۱۶ ساله در ایتالیا رابطهی عاشقانهی دو انسان بالغ است، در ایالات متحده تجاوز جنسی یک بچهباز منحرف؟
خب آیا انسان از بدو تولد تا مثلا 18 سالگی(به طور میانگین) دارای توانایی ذهنی یکسانی هست که "رضایت متقابل"مفهوم داشته باشه؟
خب مشکل دقیقا همین جایگزین هست. سن مربوط به جرم یا سکس ایراد داره که مهمترینش این هست که مرز دقیقی نمیشه گذاشت و تفاوت های فردی نادیده گرفته میشند ولی درعوض مرز نزاشتن مشکل بزرگ تری داره و اون اینکه اگر مرز سنی نباشه آیا پدوفیلی یا بچه بازی اصلا مفهومی پیدا میکنند؟در در مورد جرم هم مشکلات مشابه هست.
به همین خاطر تا زمانی که تکنولوژی ما نتونه با تقریب خوبی توانایی ذهنی افراد رو بسنجه به نظرم مجبوریم به گزینه "بد" رضایت بدیم:)
که تجاوز جنسی و بیش از پنجاه سال زندان را برای او تبدیل کردند به یک «بزهکاری».
Prosecutors were acting at the request of the victims and their family, who wanted Rodriguez to get mental health treatment and not jail time.
She also must register as a sex offender and will be prohibited from any unsupervised contact with anyone under age 16, except for her own children.
He noted she had no prior criminal record and is married with two small children.
بعد فرضا با وجود همه اینها(که اگر مورد مردی هم بود و بهش تخفیف نمیخورد،میشد تبعیض آمیز دیدش)اینطور موارد "رویه"نیست که به طور سیستماتیک مردان رو محکوم کنه!
خب آیا انسان از بدو تولد تا مثلا 18 سالگی(به طور میانگین) دارای توانایی ذهنی یکسانی هست که "رضایت متقابل"مفهوم داشته باشه؟ خب مشکل دقیقا همین جایگزین هست. سن مربوط به جرم یا سکس ایراد داره که مهمترینش این هست که مرز دقیقی نمیشه گذاشت و تفاوت های فردی نادیده گرفته میشند ولی درعوض مرز نزاشتن مشکل بزرگ تری داره و اون اینکه اگر مرز سنی نباشه آیا پدوفیلی یا بچه بازی اصلا مفهومی پیدا میکنند؟در در مورد جرم هم مشکلات مشابه هست. به همین خاطر تا زمانی که تکنولوژی ما نتونه با تقریب خوبی توانایی ذهنی افراد رو بسنجه به نظرم مجبوریم به گزینه "بد" رضایت بدیم
مطرح کردن پدوفیلی در این بحث چیزی بجز تلاش برای آلودن فضا و توجیه قوانین مضحکی که بجز دستگاه سیاسی مستقر به هیچکس کمکی نمیکنند و به وقایعی همچون آنچه در دو پست بالاتر آوردیم منجر میشوند نیست. بیشینهی مردانی که بخاطر «پدوفیل» بودن و «تجاوز جنسی به کودکان» محاکمه میشوند بدنبال یا مشتاق سکس با بچهها نبودهاند و «تجاوزی» هم در کار نبوده. وقتی بدون هوچیگری طرف مقابل و متهم شدن به بچهباز بودن نمیتوانیم بگوییم که شخص زیر سن قانونی «بچه» نیست و نگریستن به دختر ۱۶ ساله همچون زنی بالغ نشانهی انحراف جنسی نیست و ... یعنی جامعه بیمار است و سکشوالیته در آن تابو، چه افغانستان، چه آمریکا.
مرز ثابت تا وقتی میتواند به بیعدالتیهایی از این دست بیانجامد قابل دفاع نیست و باید بدنبال جایگزینی برای آن بود که کار میکند و انعطافپذیری لازم را دارد. به هیچ چیز مضحکی که فاقد هرگونه بنیاد منطقیست نیز رضایت نمیباید بدهیم. شما باید بچهبازی را تعریف بکنید، دلیل وجود حداقل سن قانونی را اثبات بکنید، دقیقا کجا قرار گرفتن آنرا نیز با دلایل عینی نشان بدهید و بعد به فکر راهاندازی سیستمی باشید که در آن مردان بیگناه برای مثلا بیخبر بودن از سن حقیقی شخصی که به آنها دروغ گفته به جرم تجاوز جنسی به کودکان روانهی زندان نمیشوند. بجز آن میشود حمایت از فاشیسم.
بعد فرضا با وجود همه اینها(که اگر مورد مردی هم بود و بهش تخفیف نمیخورد،میشد تبعیض آمیز دیدش)اینطور موارد "رویه"نیست که به طور سیستماتیک مردان رو محکوم کنه! :)
اتفاقا همین «رویه» است، و چنانکه ما در این مورد به خوبی میبینیم زنان ِ «بچهباز» با یک پشتدستی رها میشوند و به وقت دستگیر شدن همه «متحیر» و «شوکه» هستند که چطور یک زن زیبا به یک پسربچه «داده» و معتقدند به آن پسر نوجوان باید جایزهی «خوششناسترین پسر دنیا» را داد و ... چون مجرم «زیبا» بوده و «زن» بوده.
مطرح کردن پدوفیلی در این بحث چیزی بجز تلاش برای آلودن فضا و توجیه قوانین مضحکی که بجز دستگاه سیاسی مستقر به هیچکس کمکی نمیکنند و به وقایعی همچون آنچه در دو پست بالاتر آوردیم منجر میشوند نیست. بیشینهی مردانی که بخاطر «پدوفیل» بودن و «تجاوز جنسی به کودکان» محاکمه میشوند بدنبال یا مشتاق سکس با بچهها نبودهاند و «تجاوزی» هم در کار نبوده. وقتی بدون هوچیگری طرف مقابل و متهم شدن به بچهباز بودن نمیتوانیم بگوییم که شخص زیر سن قانونی «بچه» نیست و نگریستن به دختر ۱۶ ساله همچون زنی بالغ نشانهی انحراف جنسی نیست و ... یعنی جامعه بیمار است و سکشوالیته در آن تابو، چه افغانستان، چه آمریکا.
خب متاسفانه من در مقابل قربانی نمایی مقاوم هستم:))
بچه چه کسی هست؟!
تجاوز چه چیزی محسوب میشه؟!(خب اگر سکس زیر سن قانونی رو تجاوز محسوب نکنیم،تجاوزی هم درکار نیست!)
این بیشینه بودن رو هم طبیعتا باید اثبات آماری کنی،مگر اینکه بخوای ما رو از علم غیب مستفیض کنی:))
مرز ثابت تا وقتی میتواند به بیعدالتیهایی از این دست بیانجامد قابل دفاع نیست و باید بدنبال جایگزینی برای آن بود که کار میکند و انعطافپذیری لازم را دارد. به هیچ چیز مضحکی که فاقد هرگونه بنیاد منطقیست نیز رضایت نمیباید بدهیم. شما باید بچهبازی را تعریف بکنید، دلیل وجود حداقل سن قانونی را اثبات بکنید، دقیقا کجا قرار گرفتن آنرا نیز با دلایل عینی نشان بدهید و بعد به فکر راهاندازی سیستمی باشید که در آن مردان بیگناه برای مثلا بیخبر بودن از سن حقیقی شخصی که به آنها دروغ گفته به جرم تجاوز جنسی به کودکان روانهی زندان نمیشوند. بجز آن میشود حمایت از فاشیسم.
خب مگر کسی میگه نباید دنبال جایگزین بود؟!ولی جایگزینی بده که نتایج بدتری نداشته باشه.اگر نفس وجود قانون رو بپذیریم به هر حال اگر جایگزینی پیدا نشه باید قانون بد رو اجرا کرد.
1-دانش نامه آزاد برای یادگیری چیزهای ابتدایی خوبه:))البته در اینکه سن میتونه محل اختلاف باشه موافقم ولی در خود تعریف من مشکلی نمیبینم.
2-به این دلیل ساده که ادراک انسان ها(به طور میانگین) با افزایش سن تغییر میکنه.به این خاطر که یک کودک=بزرگ سال نیست و به این خاطر که ما به تکنولوژی دسترسی نداریم که بتونه به خوبی به ما بگه آیا شخص ادراک یک بزرگ سال رو داره یا نه،بنابراین به میانگین رجوع میکنیم.باز هم میگم اینکه چه سنی و چرا باید مرز باشه میتونه محل اختلاف باشه ولی برای خود مرز سنی جایگزین بهتری نیست.
3-این مردان بیگناه بی خبر چند درصد رو تشکیل میدند؟!و دروغگویی و پنهان کردن حقیقت اگر اثبات شدنی باشه،میشه قانون رو اصلاح کرد نه اینکه از بیخ برش داشت.
playing the fascist card ؟!sounds like Reductio ad Hitlerum :)
اتفاقا همین «رویه» است، و چنانکه ما در این مورد به خوبی میبینیم زنان ِ «بچهباز» با یک پشتدستی رها میشوند و به وقت دستگیر شدن همه «متحیر» و «شوکه» هستند که چطور یک زن زیبا به یک پسربچه «داده» و معتقدند به آن پسر نوجوان باید جایزهی «خوششناسترین پسر دنیا» را داد و ... چون مجرم «زیبا» بوده و «زن» بوده.
تعمیم جز به کل از این آشکار تر که بدون رجوع به آمار و بر خلاف نمونه های زیادی که گذاشتم(اونجایی که لیست 50 نفر رو گذاشته بود) و با استناد به چند مورد یک همچین ادعایی میکنی:)
در ضمن رویه قانونی منظور هست مگر اینکه جدیدا مجریان قانون این "شوکه شدگان" باشند:))
من هم بابت آزار دادن این روان "تائید خواه" عذرخواهی میکنم;)
-
فرسایشی کردن بحث برای خسته کردن مخاطب - سوالپیچ کردن بیجا و مورد ِ مخاطب با هدف گیر انداختن او در پاسخهایی که میدهد - بازگشت به تعاریف دانهدانه لغتهایی که در بحث مطرح شده برای فرسایشی کردن بحث - درخواست آمار کردن جایی که آماری وجود ندارد، یا نمیتواند وجود داشته باشد - درخواست منبع کردن جایی که ادعا چیزی فراتر از یک استدلال نبوده و قرار نبوده باشد - «علمی، علمی» کردن وسط بحث فلسفی - ایراد فلسفی گرفتن وسط بحث علمی - زدن اتهام سفسطههایی که نیمبند فهمیده شده، سپس بکار بردن آنها بطور «زیر جلی» - تلاش برای مچگیری کردن از مخاطب و نبش قبر پستهای قدیمی او در بحثهای نامرتبط - حملههای شخصی که به اعتراف خودتان برای عصبانی کردن مخاطب اتخاذ شدهاند ....
مایهی ترحم و بیزاریست عمق ِ منجلابی که برای دفاع از فمینیسم به آن سقوط کردهاید.
- فرسایشی کردن بحث برای خسته کردن مخاطب
- سوالپیچ کردن بیجا و مورد ِ مخاطب با هدف گیر انداختن او در پاسخهایی که میدهد
- بازگشت به تعاریف دانهدانه لغتهایی که در بحث مطرح شده برای فرسایشی کردن بحث
- درخواست آمار کردن جایی که آماری وجود ندارد، یا نمیتواند وجود داشته باشد
- درخواست منبع کردن جایی که ادعا چیزی فراتر از یک استدلال نبوده و قرار نبوده باشد
- «علمی، علمی» کردن وسط بحث فلسفی
- ایراد فلسفی گرفتن وسط بحث علمی
- زدن اتهام سفسطههایی که نیمبند فهمیده شده، سپس بکار بردن آنها بطور «زیر جلی»
- تلاش برای مچگیری کردن از مخاطب و نبش قبر پستهای قدیمی او در بحثهای نامرتبط
- حملههای شخصی که به اعتراف خودتان برای عصبانی کردن مخاطب اتخاذ شدهاند
....
مایهی ترحم و بیزاریست عمق ِ منجلابی که برای دفاع از فمینیسم به آن سقوط کردهاید.