اینکه یک بچه ١١ ساله را شما امروز براستی کودک میبینید هم مایهیِ خنده است. من ١١ سالگی خودم و دیگران را نگاه میکنم کودکی آنجا نمیبینم!
جالب است هنگامی كه با مسلمانان سر ازدواج زود هنگام دختران بحث میكردید دختر یازده ساله را هم كودك میدانستید كه به بلوغ فكری نرسیده .انگار در بحث با خدا باور ها و مسلمانان منطقی تر هستید
جالب است هنگامی كه با مسلمانان سر ازدواج زود هنگام دختران بحث میكردید دختر یازده ساله را هم كودك میدانستید كه به بلوغ فكری نرسیده .انگار در بحث با خدا باور ها و مسلمانان منطقی تر هستید
خب روشنه ١١ ساله کودک نیست, اگر کودک بود که کودکستان میرفت!
عایشه هم در ٧ سالگی (کودکی) به ازدواج محمد درآمده بود که باز هم سخن درستی در آن جستار گفته بودیم.
در گسترههایِ بالا با یکی دو سال اینور آنور کردن هم باز به "١١ ساله" همان "کودک" نمیرسیم (ولی به ٩ ساله کودک میرسیم که باز
هم تاییدِ سخن ما در آن جستار است + کامگیری جنسی از نوزادِ {شیرخواره}یِ خمینی هم باز بیگمان در همان بازهیِ کودکی میافتد).
جدایِ[1] اینها, کسی اینجا نخواست از فردا بچههای (ببخشید, کودکان, نه اصلا خردسالان) ١٠ ١١ ساله را مجازات کیفری سنگین و سبک
بدهد, ولی کسیکه ٢ سال میشود ١٨ سالگی اش را هم گذرانده و همچنان دروغ خود را پس از ٧ سال آشکار نکرده هم به دید شما باز هیچ جای کیفر ندارد؟
نکته دیگر, اینکه بگوییم این case را هیچ مجازاتی نمیدهند تا دیگر کسانیکه اتهام تجاوز دروغین زدهاند بیایند اعتراف کنند نیز —> درمان سندرم بجای درمان بیماری:
نخست با سیستم قضایی سوگیر[2] مردها را بنادرستی زندان میاندازیم, سپس برای بهکرد
کار نادرست امان میگوییم زنانیکه اینها را بنادرستی زندان انداختهاند را میبخشیم, لطفا خودتان به ما بگویید!
راهکار درست:
١. درمان بیماری: برگرداندن مهاد[3] «بیگناه تا اثبات گناهکاری» به دادگاه و سیستم قضایی و "پیشگیری" از بنادرستی زندان افتادن مردان.
٢. برگزاری دادگری[4] (justice): کیفر دادن به دروغگویان و بهرهکشان سیستم قضایی, نه بخشودن آنها.
پس این «اعترافگرها را میبخشیم, بیایید اعتراف کنید» نیز تنها و تنها زمانی پذیرفتنی است که شما «بیماری»
را درمان کرده باشید و سپس برای بهکرد کارهای نادرست پیشین اتان یک بخشایش همگانی آنجا بدهید.
----
1. ^ Jodâyidan || جداییدن: جدا کردن to separate
2. ^ su+gereftan::Sugereftan || سوگرفتن: تعصب داشتن; پیورزیدن; تمایل بسوی ویژهای داشتن to be biased
3. ^ meh+âd::Mehâd || مهاد: اصل Ϣiki-En principle; law
4. ^ dâd{pišvand}+gar+i{pasvand}::Dâdgari || دادگری: عدالت Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ justice; fairness
خیلی برام سوال هست که این "دوران بچه گی (7-13)" رو دقیقن از کجاتون در آوردید؟
مثلن طرف قبلش گودزیلا بوده یهو شده "بچه"؟💩
زشته واقعن... 👎
کودک - نوجوان - جوان... اینجوری درسته
اون دختر یا سر 11 ساله هم کودک هست یا بوده.
بچه به سه آِرشِ[1] به کار میرود, یکی بازهیِ[2] سنی, یکی اصطلاح (guys, gals) و دیگری اش هم در جایگاه همچم[3] برای فرزند خود و دیگران.
در کنار آن, کسی شما را وادار نکرد نگرش من به سنها را بپذیرید, با این همه برای خالی نبودن عریضه «بچه» هم از اینجا آمده:
نتاج . نتیجه . زائیده ٔ انسان یا حیوان ، در انسان تا به سن بلوغ برسد و در حیوان تا بزرگ شود. (فرهنگ نظام ).
سن بلوغِ جنسی هم که انشا الاسپاگتی میدانید همان ١٣ سالگی است یا بنمایهیِ[4] دانشیک بدهیم؟ (:
کمتر از "بچگی" هم که "کودکی" است (کودکستان, یادتانه؟), پس با فرنودِ[5] بُرنده فرجامیابی میکنیم که بچگی
همان بازهیِ سنی میان کودکی و بلوغ است که میشود ٧ تا ١٣ سالگی (بلوغ جنسی) و ١٣ تا ١٦ سالگی هم
میشود نوجوانی (بلوغ فکری), که در بسیاری از کشورهای جهان ١٦ سالگی به اندازهیِ ١٨ سالگی معتبر است (مانند هلند).
SAMKING
اون دختر یا سر 11 ساله هم کودک هست یا بوده.
در ١١ سالگی کودکستان میرفته :دی؟
سپس اینکه با دستآویز[6] به احساس "کودکدوستی" خوانندگان چه را میخواهید ثابت کنید؟ این کودکِ ٢٠ سالهیِ شما (٢ سال پس از گذراندن ١٨ سالگی و ٤ سال پس از گذراندن ١٦
سالگی) تازه
اعتراف کرده و شما هنوز دارید به ما پرخاش میکنید که چرا میگوییم دربرابر دروغی که گفته و ٩ سال زندگی پدر اش را دورریخته و ١٨ سالگی اش را هم ٢ سال بوده که رد کرده بوده همچنان چشمداشت مجازات کیفری داریم؟
ببخشید قربان, برای اینکه "کودک"ستیز نباشیم میگوییم که اشکالی ندارد, اصلا کارِ خوبی کرد مردکهیِ الدنگ را ٩ سال انداخت زندان (:
بچه به سه آِرشِ[1] به کار میرود, یکی بازهیِ[2] سنی, یکی اصطلاح (guys, gals) و دیگری اش هم در جایگاه همچم[3] برای فرزند خود و دیگران.
در کنار آن, کسی شما را وادار نکرد نگرش من به سنها را بپذیرید, با این همه برای خالی نبودن عریضه «بچه» هم از اینجا آمده:
نتاج . نتیجه . زائیده ٔ انسان یا حیوان ، در انسان تا به سن بلوغ برسد و در حیوان تا بزرگ شود. (فرهنگ نظام ).
سن بلوغِ جنسی هم که انشا الاسپاگتی میدانید همان ١٣ سالگی است یا بنمایهیِ[4] دانشیک بدهیم؟ (:
کمتر از "بچگی" هم که "کودکی" است (کودکستان, یادتانه؟), پس با فرنودِ[5] بُرنده فرجامیابی میکنیم که بچگی همان بازهیِ سنی میان کودکی و بلوغ است که میشود ٧ تا ١٣ سالگی (بلوغ جنسی) و ١٣ تا ١٦ سالگی هم میشود نوجوانی (بلوغ فکری), که در بسیاری از کشورهای جهان ١٦ سالگی به اندازهیِ ١٨ سالگی معتبر است (مانند هلند).
نوشته اصلی از سوی SAMKING اون دختر یا سر 11 ساله هم کودک هست یا بوده. در ١١ سالگی کودکستان میرفته ؟
سپس اینکه با دستآویز[6] به احساس "کودکدوستی" خوانندگان چه را میخواهید ثابت کنید؟ این کودکِ ٢٠ سالهیِ شما (٢ سال پس از گذراندن ١٨ سالگی و ٤ سال پس از گذراندن ١٦ سالگی) تازه اعتراف کرده و شما هنوز دارید به ما پرخاش میکنید که چرا میگوییم دربرابر دروغی که گفته و ٩ سال زندگی پدر اش را دورریخته و ١٨ سالگی اش را هم ٢ سال بوده که رد کرده بوده همچنان چشمداشت مجازات کیفری داریم؟
ببخشید قربان, برای اینکه "کودک"ستیز نباشیم میگوییم که اشکالی ندارد, اصلا کارِ خوبی کرد مردکهیِ الدنگ را ٩ سال انداخت زندان (:
دوست گرامی نکند شما برای کس شعر گفتن پول میگیرید؟ کمی اندیشه کنید بعد اراجیف ببافید!
کودکی یک بازه هست که، کسی که 11 سال داره هم در این بازه قرار میگیره
"دوران بچگی (7-13)" را هم نگفتید از کجایتان برون کشیدید!
سن بلوغِ جنسی هم که انشا الاسپاگتی میدانید همان ١٣ سالگی است یا بنمایهیِ[4] دانشیک بدهیم؟ (:
کمتر از "بچگی" هم که "کودکی" است (کودکستان, یادتانه؟), پس با فرنودِ[5] بُرنده فرجامیابی میکنیم که بچگی
همان بازهیِ سنی میان کودکی و بلوغ است که میشود ٧ تا ١٣ سالگی (بلوغ جنسی) و ١٣ تا ١٦ سالگی هم
میشود نوجوانی (بلوغ فکری), که در بسیاری از کشورهای جهان ١٦ سالگی به اندازهیِ ١٨ سالگی معتبر است (مانند هلند).
یعنی اگر شما کسی را به تجاوز متهم بکنید و در دادگاه بیگناهی او اثبات بشود بازهم جایزه دریافت میکنید، جایزهای تا سقف یازده هزار پوند. فرض بکنید سیستمی در ایران براه میافتاد که در آن میگفتند به هر شخص مثلا سیلی خوردهای صد میلیون پاداش میدهیم، و حتی اگر ادعا بکنید که کسی به شما سیلی زده اما در دادگاهی مدرن و با استانداردهای حقوقی انگلستان قادر به اثبات آن نباشید، باز هم جایزه را خواهید بُرد.
ولی سخن شما که ١١ سالگی همان کودکی است بسیار باارزش است؟
(:
SAMKING
اگر نتونستید، شفاف سازی کنید که: "دوران بچگی (7-13)" را از کجایتان برون کشیدید!
👎
٢ بار کردیم, بروید بالا بخوانید.
با این همه چون آدم نیکمنشی هستم یکبار دیگر روشنگری میکنم: بچگی از ٠ تا ١٣ سالگی است, به استناد دهخدا:
نتاج . نتیجه . زائیده ٔ انسان یا حیوان ، در انسان تا به سن بلوغ برسد و در حیوان تا بزرگ شود. (فرهنگ نظام ).
هر آینه, به کسیکه نه نوجوان است نه کودک (٧-١٣ سالگی) نیز میگویند بچه —> اثبات نمیخواهد, خوانندگان خودشان میدانند و به کسیکه دبستان میرود نمیگویند کودک!
هدف شما اینجا از کودکستانی خواندنِ بچهیِ ١١ ساله نیز گرفتن حس همدردی خوانندگان است که از بیخ نابخردانه است, زیرا کسی اصلا نگفت باید این بچه/کودک/خردسال ١١
ساله را مجازات میدادهاند, گفته شد زمانیکه ١٨ سالگی اش را نیز ٢ سالی میشود گذرانده بوده و در ٢٠ سالگی اعتراف کرده نیازمندِ مجازات کیفری است.
اکنون باز بروید توتیوار سفسته کنید: "این بچه را از کجا آوردید؟ این بچه را از کجا آوردید؟"
بجای اینکه برای ما پاسخ دهید مجازات یک کودکِ ٢٠ ساله چه اشکالی دارد! (شاید چون دختر بوده و نباید زنان را مجازات کرد؟
من منتقد این Age of consent و تقصیرپذیری سنی با شدت و شرایطی که اکنون وجود دارد هستم. بلوغ عقلی و جسنی و عاطفی و … چنان نیست که بر سر ساعت اتفاق بیافتد و متفاوت بودن این سن در کشورهای گوناگون(و حتی گاهی شهرهای مختلف یک کشور)گواهیست بر این مدعا. در فرانسه این سن ۱۵ سال است، در اسپانیا ۱۳ سال و در ایران ۱۸ سال.. همهی اینها بسیار عجیب و بیمعناست، خاصه اینکه از آن اغلب برای محاکمه و آزار و پدوفیلسازی ِ کاذب از مردان استفاده میشود. کسی برای من توضیح بدهد که چطور رابطهی یک مرد ۳۰ ساله و دختر ۱۶ ساله در ایتالیا رابطهی عاشقانهی دو انسان بالغ است، در ایالات متحده تجاوز جنسی یک بچهباز منحرف؟
الان این حرفتون کس شعر حساب میشه؟ خیلی برام سوال هست که این "دوران بچه گی (7-13)" رو دقیقن از کجاتون در آوردید؟ مثلن طرف قبلش گودزیلا بوده یهو شده "بچه"؟💩 زشته واقعن... 👎 کودک - نوجوان - جوان... اینجوری درسته اون دختر یا پسر 11 ساله هم کودک هست یا بوده.
به گمانم این سخن شما که می گویید :"دوران پیش از مدرسه رفتن و پس از آن یکی است"،بیش تر به کس و شعر می ماند. هر انسان خردمندی اگر لختی بیاندیشد در می یابد که دوران پیش از مدرسه رفتن با پس از آن متفاوت است که برخی به آن middle childhood می گویند برخی School Age و برخی دیگر ... درست است که در تعاریف ممکن است بازه ها متفاوت باشند اما نکته ای که مسلم است اینست که دوران پیش از مدرسه(پیش از 6 یا 7 سالگی) با پس از آن متفاوت است.
به گمانم این سخن شما که می گویید :"دوران پیش از مدرسه رفتن و پس از آن یکی است"،بیش تر به کس و شعر می ماند. هر انسان خردمندی اگر لختی بیاندیشد در می یابد که دوران پیش از مدرسه رفتن با پس از آن متفاوت است که برخی به آن middle childhood می گویند برخی School Age و برخی دیگر ... درست است که در تعاریف ممکن است بازه ها متفاوت باشند اما نکته ای که مسلم است اینست که دوران پیش از مدرسه(پیش از 6 یا 7 سالگی) با پس از آن متفاوت است.
گویا گناهِ من هم این بوده جاییکه بچهیِ ٧ ٩ ساله را به عقد حاج آقا درمیاوردهاند وی را «کودک» خواندهام, جاییکه بچهیِ ١١ ساله پدرش را ٩ سال زندان انداخته او را «کودک» نخواندهام.
با این همه چون آدم نیکمنشی هستم یکبار دیگر روشنگری میکنم: بچگی از ٠ تا ١٣ سالگی است, به استناد دهخدا: نتاج . نتیجه . زائیده ٔ انسان یا حیوان ، در انسان تا به سن بلوغ برسد و در حیوان تا بزرگ شود. (فرهنگ نظام ). هر آینه, به کسیکه نه نوجوان است نه کودک (٧-١٣ سالگی) نیز میگویند بچه —> اثبات نمیخواهد, خوانندگان خودشان میدانند و به کسیکه دبستان میرود نمیگویند کودک!
نادانی را کنار بگذار خودت داری میگی بچگی 0-13 من هم دارم زور میزنم که بفهمی این بازه 0-13 را چه بچگی بنامی چه کودکی چه شلغمی چه پرتقالی، همه یک معنا دارند.
گمون نمیکردن iq کسی اینجا زیر 60 باشه که همچین چیز ساده ای رو متوجه نباشه!
نکته: اولش که میگفتی بچگی 7-13 یهو شد 0-13؟ ما که به کسی نمیگیم، شما هم نگو..آره!
هدف شما اینجا از کودکستانی خواندنِ بچهیِ ١١ ساله نیز گرفتن حس همدردی خوانندگان است که از بیخ نابخردانه است, زیرا کسی اصلا نگفت باید این بچه/کودک/خردسال ١١ ساله را مجازات میدادهاند, گفته شد زمانیکه ١٨ سالگی اش را نیز ٢ سالی میشود گذرانده بوده و در ٢٠ سالگی اعتراف کرده نیازمندِ مجازات کیفری است.
اکنون باز بروید توتیوار سفسته کنید: "این بچه را از کجا آوردید؟ این بچه را از کجا آوردید؟"
بجای اینکه برای ما پاسخ دهید مجازات یک کودکِ ٢٠ ساله چه اشکالی دارد! (شاید چون دختر بوده و نباید زنان را مجازات کرد؟)
اصولن وقت من ارزشمند تر از اینه که مانند شما حزب بادی ها، یکبار چسی روشنفکریم rationalist را خفه کند، و یکبار این دوست صهیونیستمان را!
شما هنوز تو فهم معنی بچه و کودک مشکل دارید، خردگرایی؟! پدافند از حقوق مرد؟! دختر 11 ساله کودک نیست بچه هست؟! من درست میگم، من میفهمم، من خیلی بارمه... جمع کنید دوستان اصلن زیبا نیست!
نادانی را کنار بگذار خودت داری میگی بچگی 0-13 من هم دارم زور میزنم که بفهمی این بازه 0-13 را چه بچگی بنامی چه کودکی چه شلغمی چه پرتقالی، همه یک معنا دارند.
گمون نمیکردن iq کسی اینجا زیر 60 باشه که همچین چیز ساده ای رو متوجه نباشه! ....
به گمانم این سخن شما که می گویید :"دوران پیش از مدرسه رفتن و پس از آن یکی است"،بیش تر به کس و شعر می ماند. هر انسان خردمندی اگر لختی بیاندیشد در می یابد که دوران پیش از مدرسه رفتن با پس از آن متفاوت است که برخی به آن middle childhood می گویند برخی School Age و برخی دیگر ... درست است که در تعاریف ممکن است بازه ها متفاوت باشند اما نکته ای که مسلم است اینست که دوران پیش از مدرسه(پیش از 6 یا 7 سالگی) با پس از آن متفاوت است.
خیر به من نشان دهید که کجا دانشمندی میان دوران کودکی و نوجوانی یک دوران مجزایی به نام بچه گی رو تعریف میکنه؟
روشن است که تمام دانشمندان دنیا ! بین انسان 7 ساله و 11 ساله از نظر رده بندی سنی تفاوت قایل هستند ! حالا یکی به آن میگوید گروه سنی فلان ! یکی میگوید بچه ! یکی میگوید Middle Age بر همین اساس هم کتابهای کودکان و یا بازیهای رایانه ای رده بندی میشوند :
اصولن وقت من ارزشمند تر از اینه که مانند شما حزب بادی ها، یکبار چسی روشنفکریم rationalist را خفه کند، و یکبار این دوست صهیونیستمان را!
شما هنوز تو فهم معنی بچه و کودک مشکل دارید، خردگرایی؟! پدافند از حقوق مرد؟! دختر 11 ساله کودک نیست بچه هست؟! من درست میگم، من میفهمم، من خیلی بارمه... جمع کنید دوستان اصلن زیبا نیست!
گناه ما چیست که شما سوادتان نمی کشد که دوران پیش از مدرسه رفتن با پس از آن متفاوت است؟
میخواستیم نشانتان دهیم زمانی که بدون سواد کافی به ادعا های دیگران برچسب "کس شعر" می زنید بدون آنکه یک جستجوی ناقابل بکنید چه مایه مضحک است که گویا فهمیدید که اینگونه خود را به در و دیوار می کوبید تا بلکه از زیر ادعای واهی خود شانه خالی کنید.
نگر من درباره ی "ایدئولوژی خردگرایی" در همان جستار موجود است و تا جایی که من یادمه مهربد گرامی هم با ایشان همسو بود.هرچه بیشتر دست و پا بزنید بیشتر نمایانگر بیسوادیتان می شود دوست عزیز.
کاملن بیربط است! شما از این مطلب بالا چطور نتیجه میگیرید که یک شخص 11 ساله کودک نیست! بلکه بچه است؟ این را نشان بدهید.
ربطش بر میگردد به قضاوت خواننده ! شما ادعا کرده بودید نشان دهید دانشمندان تفاوتی از نظر رده بندی سنی بین انسان 7 ساله و 11 ساله قایل نیستند و هر دو در رده بندی کودک نامیده میشوند . ما هم گفتیم خیر اینچنین نیست برای شما مثالی مستند هم آوردیم . کودک بسته به فرهنگ تعریفهای مختلفی دارد ! در کشور آلمان حتا به انسان 25 ساله هم کودک میگویند و تا این سن شخص Kinder Geld (پول سوسیالی ی کودکان) دریافت میکند و حقوق بیکاریش به حساب بانکی خودش ریخته نمیشود . من هم دقیقن همین را به شما نشان دادم که این موضوع نسبیست و هیچ دانشمندی انسان 7 ساله و 11 ساله را در یک گروه سنی قرار نمیدهد . من هم اینجا نیستم که چیزی را به شما بقبولانم . یک ادعایی کردید پاسخ دادیم . تمام شد رفت پی کارش
من منتقد این Age of consent و تقصیرپذیری سنی با شدت و شرایطی که اکنون وجود دارد هستم. بلوغ عقلی و جسنی و عاطفی و … چنان نیست که بر سر ساعت اتفاق بیافتد و متفاوت بودن این سن در کشورهای گوناگون(و حتی گاهی شهرهای مختلف یک کشور)گواهیست بر این مدعا. در فرانسه این سن ۱۵ سال است، در اسپانیا ۱۳ سال و در ایران ۱۸ سال.. همهی اینها بسیار عجیب و بیمعناست، خاصه اینکه از آن اغلب برای محاکمه و آزار و پدوفیلسازی ِ کاذب از مردان استفاده میشود. کسی برای من توضیح بدهد که چطور رابطهی یک مرد ۳۰ ساله و دختر ۱۶ ساله در ایتالیا رابطهی عاشقانهی دو انسان بالغ است، در ایالات متحده تجاوز جنسی یک بچهباز منحرف؟
در این باره من هم پیشتر نگر دوستان را در مورد Age of consent در جستار اخلاق چیست؟ پرسیده بودم که به دلیل بجث و جدل گویا دوستان فراموش کردند. در واقع من خودم درگیر این موضوع بودم و بیش از آنکه از دیدگاه قانونی بخواهم نگاه کنم بیشتر برایم جای سوال بود که از دید اخلاقی حکم(!) اش چیست و اینکه اگر روزی با دختری مواجه شدید که 16 سال بیش نداشت و شما را دوست می داشت با او رابطه برقرار می کنید یا خیر؟
ربطش بر میگردد به قضاوت خواننده ! شما ادعا کرده بودید نشان دهید دانشمندان تفاوتی از نظر رده بندی سنی بین انسان 7 ساله و 11 ساله قایل نیستند و هر دو در رده بندی کودک نامیده میشوند . ما هم گفتیم خیر اینچنین نیست برای شما مثالی مستند هم آوردیم . کودک بسته به فرهنگ تعریفهای مختلفی دارد ! در کشور آلمان حتا به انسان 25 ساله هم کودک میگویند و تا این سن شخص Kinder Geld (پول سوسیالی ی کودکان) دریافت میکند و حقوق بیکاریش به حساب بانکی خودش ریخته نمیشود . من هم دقیقن همین را به شما نشان دادم که این موضوع نسبیست و هیچ دانشمندی انسان 7 ساله و 11 ساله را در یک گروه سنی قرار نمیدهد . من هم اینجا نیستم که چیزی را به شما بقبولانم . یک ادعایی کردید پاسخ دادیم . تمام شد رفت پی کارش .
خیر کودک معنای مشخصی دارد شما میگویید انسان 11 ساله کودک نیست!! بلکه بچه است!!! من هم خواستم نشان دهید کجا دانشمندی چنین جفنگی گفته که ما باید از شما بپذیریم!
این سن قانونی تکلیف در کشورهای اروپاییست، میبینیم که تفاوتها در محیطهایی تا این اندازه به هم شبیه چه اندازه است و دلیلی منطقی برای آن نمیتوان یافت:
این مساله دقیقا شبیه به سقط جنین است.در انتهای کار چیزی دارید که در ابتدا ندارید ولی نمیتوان مرز مشخصی هم دقیق کشید.این کشیدن مرز انتخابی هم بدلیل نیاز جامعه است (هر چند با شدت آن مخالفم و بهتر است هر چه بیشتر پراکنده باشد تا متمرکز)،ولی اینها بمعنی بی معنی بودن تفاوت نیست قطعا.
در این باره من هم پیشتر نگر دوستان را در مورد Age of consent در جستار اخلاق چیست؟ پرسیده بودم که به دلیل بجث و جدل گویا دوستان فراموش کردند. در واقع من خودم درگیر این موضوع بودم و بیش از آنکه از دیدگاه قانونی بخواهم نگاه کنم بیشتر برایم جای سوال بود که از دید اخلاقی حکم(!) اش چیست و اینکه اگر روزی با دختری مواجه شدید که 16 سال بیش نداشت و شما را دوست می داشت با او رابطه برقرار می کنید یا خیر؟
به نظر من بنیان اخلاقی ِ آن اینست که هرکس با هر سن، جنسیت، و دیگر عناصر ثانوی اگر مورد سوء استفادهی عاطفی و جنسی قرار گرفته باشد باید بتواند به عدالت و آرامش برسد. دختران و پسران نوزده سالهی زیادی هستند که تحت سلطه و تاثیر نابجا و ناخواستهی عاطفی یا جنسی زنان و مردان دیگر قرار میگیرند راهی برای گریز از آن نمییابند، اما اینرا ما به دلیلی که مشخص نیست از همان ِ یک ۱۷ ساله متفاوت میبینیم و مورد برخورد و برسی قرار میدهیم. من گمان میکنم خواستن سکس مرز «قانونی» رسیدن به آن باید باشد، نه ساعت مندرآوردی و کاذبی که دولت سرهم کرده برای در صف نگاه داشتن شهروندان خود، یا نرمهای مردستیز پدید آوردهاند و ... اگر یک دختر ۱۲ ساله برای مثال سکس میخواهد، ما بر چه مبنایی میتوانیم حق انتخاب او را انکار بکنیم؟ آیا خود خواستن سکس به معنای بلوغ جنسی نیست؟ و درپی آن، چگونه میتوانیم از بلوغ عاطفی و روانی آدمهایی که بالاتر از مرزبندی ِ دولت قرار میگیرند اطمینان کسب بکنیم؟ و ..کلا بحث بسیار حساسیتبرانگیز و پیچیدهایست.
در پاسخ به پرسش شما : اگر منهم به او علاقه داشته باشم چرا برقرار نکنم؟! شانزده سال که خیلی بالاست، من خودم مرز را میگذارم به روی ۱۴ سال.
این مساله دقیقا شبیه به سقط جنین است.در انتهای کار چیزی دارید که در ابتدا ندارید ولی نمیتوان مرز مشخصی هم دقیق کشید.این کشیدن مرز انتخابی هم بدلیل نیاز جامعه است (هر چند با شدت آن مخالفم و بهتر است هر چه بیشتر پراکنده باشد تا متمرکز)،ولی اینها بمعنی بی معنی بودن تفاوت نیست قطعا.
نمیدانم راسل جان، چرا از این استثناها برای مردان وجود ندارد؟ سقط جنین هم من هرچه بیشتر یقین پیدا میکنم که هرگز «حق» زن نیست، «امتیاز» اوست که باید محدود و کنترل بشود. کسی چندان به سکس میان زنان بزرگسال و پسران نوجوان اهمییتی نمیدهد و زنانی که دستگیر میشوند یک دهم مجازاتی که مردان میبینند را تحمل میکنند. من نمیدانم زنان تا کی میخواهند وانمود بکنند سکس تنها چیزیست که مرد از آن لذت میبرد و آنرا میخواهد و زنان «میدهند» و تفاوتی هست میان دختر حشری شانزده ساله و پسر حشری شانزده ساله؟ یک مثال از استاندارد دوگانه:
در این باره من هم پیشتر نگر دوستان را در مورد Age of consent در جستار اخلاق چیست؟ پرسیده بودم که به دلیل بجث و جدل گویا دوستان فراموش کردند. در واقع من خودم درگیر این موضوع بودم و بیش از آنکه از دیدگاه قانونی بخواهم نگاه کنم بیشتر برایم جای سوال بود که از دید اخلاقی حکم(!) اش چیست و اینکه اگر روزی با دختری مواجه شدید که 16 سال بیش نداشت و شما را دوست می داشت با او رابطه برقرار می کنید یا خیر؟
بنظر من هم سن تنها از نظر اخلاق اجتماعی مهم است،در برخورد شخصی شما خود طرف را میتوانید ارزیابی کنید و نیاز به دسته بندیهایی این اندازه بی دقت ندارید.
به نظر من بنیان اخلاقی ِ آن اینست که هرکس با هر سن، جنسیت، و دیگر عناصر ثانوی اگر مورد سوء استفادهی عاطفی و جنسی قرار گرفته باشد باید بتواند به عدالت و آرامش برسد. دختران و پسران نوزده سالهی زیادی هستند که تحت سلطه و تاثیر نابجا و ناخواستهی عاطفی یا جنسی زنان و مردان دیگر قرار میگیرند راهی برای گریز از آن نمییابند، اما اینرا ما به دلیلی که مشخص نیست از همان ِ یک ۱۷ ساله متفاوت میبینیم و مورد برخورد و برسی قرار میدهیم. من گمان میکنم خواستن سکس مرز «قانونی» رسیدن به آن باید باشد، نه ساعت مندرآوردی و کاذبی که دولت سرهم کرده برای در صف نگاه داشتن شهروندان خود، یا نرمهای مردستیز پدید آوردهاند و ... اگر یک دختر ۱۲ ساله برای مثال سکس میخواهد، ما بر چه مبنایی میتوانیم حق انتخاب او را انکار بکنیم؟ آیا خود خواستن سکس به معنای بلوغ جنسی نیست؟ و درپی آن، چگونه میتوانیم از بلوغ عاطفی و روانی آدمهایی که بالاتر از مرزبندی ِ دولت قرار میگیرند اطمینان کسب بکنیم؟ و ..کلا بحث بسیار حساسیتبرانگیز و پیچیدهایست.
در پاسخ به پرسش شما : اگر منهم به او علاقه داشته باشم چرا برقرار نکنم؟! شانزده سال که خیلی بالاست، من خودم مرز را میگذارم به روی ۱۴ سال.
من منظور شما را از قسمت بولد شده نفهمیدم اما برای من هم جای بسی خنده است که به طور مثال در ایالت کالیفرنیا مرد یا زنی به جرم سکس داشتن با دختر یا پسری 16 ساله به محاکمه کشیده می شود.
یکی از دلایلی که شخصا باور داشتم این بود که در این سن دختر یا پسر برای یک رابطه ی عاطفی آماده نیست.در واقع نه اینکه آماده نباشد بلکه در صورت وجود چنین رابطه ای تمامی جنبه های زندگی او تحت تاثیر قرار می گیرد و این می تواند او را از پیشرفت(درسی و غیره) در این سن باز دارد.که بعد ها فهمیدم که حداقل در مورد خودم چه خیال خامی داشتم وطرف مقابلم به نوعی "گرگ بالان دیده" بود.😜
خیر کودک معنای مشخصی دارد شما میگویید انسان 11 ساله کودک نیست!! بلکه بچه است!!! من هم خواستم نشان دهید کجا دانشمندی چنین جفنگی گفته که ما باید از شما بپذیریم!
و من هم گفتم كودك كلمه ای نسبیست ، در ضمن من جایی ادعا نكردم كه انسان ١١ ساله بچه است ! قاطی فرموده اید جانم
نمیدانم راسل جان، چرا از این استثناها برای مردان وجود ندارد؟ سقط جنین هم من هرچه بیشتر یقین پیدا میکنم که هرگز «حق» زن نیست، «امتیاز» اوست که باید محدود و کنترل بشود. کسی چندان به سکس میان زنان بزرگسال و پسران نوجوان اهمییتی نمیدهد و زنانی که دستگیر میشوند یک دهم مجازاتی که مردان میبینند را تحمل میکنند. من نمیدانم زنان تا کی میخواهند وانمود بکنند سکس تنها چیزیست که مرد از آن لذت میبرد و آنرا میخواهد و زنان «میدهند» و تفاوتی هست میان دختر حشری شانزده ساله و پسر حشری شانزده ساله؟ یک مثال از استاندارد دوگانه:
زنی که برای رابطهی جنسی با دو دانشآموز خود دستگیر شد به این طریق مجازات شد
آری امیر عزیز،من بطور کلی گفتم نه فقط درباره سکس.از موقعی که این بحثهایِ حقوق مردان را آغاز کردی و نگرم عوض شد باورش برایم سخت است که تا کنون این دیوسازی مردان را نمیتوانستنم ببینم. یکی از این دیوسازی(نماییها) همینجاست ،که حتی بین دختران و پسران نوجوان هم تا این حد ادامه دارد.
ولی گویا خودتان بودید که از جانب مهربد پاسخ دادید. به نگر میرسید که با او همنگرید.
در مورد بچه ؟ از نظر من كودك = بچه آن چیزی كه من میدانم : ٠-١ نوزاد ١-٧ خردسال ٧-١٤ كودك ١٤-١٨ نوجوان ١٨-٤٠ جوان ٤٠-٥٠ میانسال ٥٠-٧٠ مسن ٧٠ به بالا كهن سال بالای ١٠٠ فسیل زنده !
ولی در نهایت بین تمامی این بازه های زمانی تفاوت وجود دارد .
من منظور شما را از قسمت بولد شده نفهمیدم اما برای من هم جای بسی خنده است که به طور مثال در ایالت کالیفرنیا مرد یا زنی به جرم سکس داشتن با دختر یا پسری 16 ساله به محاکمه کشیده می شود.
منظور اینست که آن «سوء استفادهی عاطفی» و «روانی» که طرفداران وضعیت کنونی سن تکلیف قانونی از آن برای دفاع از نه گفتن به خواست خود ِ آن دختر/پسر ۱۶ ساله و بیاعتبار دانستن حق انتخاب او استفاده میکنند را میتوان در همه سن و جنسی دید. برخی دختران ۱۵ ساله آنقدر از نظر عاطفی و روانی و جنسی بالغ نیستند که بتوانند برای سکس ابراز توافق بکنند، برخی دختران ۳۰ ساله را هم من دیدهام که فاقد چنان ثبات روانی و عاطفی و شخصیتی هستند! سن فاکتوری تا آن حد که ادعا میشود تعیین کننده نیست.
نمیدانم راسل جان، چرا از این استثناها برای مردان وجود ندارد؟ سقط جنین هم من هرچه بیشتر یقین پیدا میکنم که هرگز «حق» زن نیست، «امتیاز» اوست که باید محدود و کنترل بشود.
امیر گرامی نمیخواهید بگویید که شما نمیتوانید برای تن خودتان تصمیمگیری کنید؟
سقط جنین حق بی چون و چرای زن است (گرچه برای ما مردان خوشایند نباشد), آنچه اینجا حق مسلم زنان نیست بزور پدر کردن فیزیکی+قانونی مردان است.
سخنی که من پیشتر گفته بودم این بود که اگر مردی بچه را نمیخواست, مادر باید بچه را بیاندازد. من این را ستم یا همسان با "میخواستی سکس نکنی"
نمیبینم, همانجور که ما قانونهایِ سفت و سختی برای کنترل زادگان[1]
داریم و شما نمیتوانید در برخی کشورها بیشتر از ١ یا ٢ فرزند داشته باشید و اگر داشتید باید
سقط کنید, همانجور هم یک زن نباید بی موافقت قانونیِ پدر (یا با دردست بودن اعتراض پدر) بچهدار شود. سخن من اینجا بخش پولی داستان نیست, فرایند بزور «پدر کردن فیزیکی» است.
----
1. ^ zâd+eg+ân::Zâdegân || زادگان: جمعیت Ϣiki-En population
حالا چرا قهر میکنی؟
امیر دوهزار و پونصد و نود و یک میاد بهت میگه خاله زنک ها...
بعد تو پدافند از حقوق مردان به مشکل میخورید :))
...
خخخخخخخخخ😃👌
بعد میگم iq 60 میگی پرداختن به شخص!!!
اخوی, نکته اینجاست که شما دارید میکوشید نادرستی چیزی را نشان دهید که من اثبات درستی اش را از بیخ نکردهام!
بانو یاسی مرا نکوهیدند که چرا شما در هممیهن دختر ٧ تا ٩ ساله را کودک دیدهاید, ولی اینجا دختر ١١ ساله را کودک نمیبینید, من هم گفتم که در دیدگاه من بازههایِ[1] سنی اینگونه چیده شدهاند.
نسبی بودن همهیِ اینها هم که روشنه, حالا شما دارید این همه زور میزنید که بگویید نه ١١ سالهیِ دبستانی همان کودکِ کودکستانی است؟ چرا؟ اثبات آن کو؟ این چیزها
روی انگلیسی اش هم معنی روشنی ندارند و چنانکه میبینیم کشور به کشور و هتا شهر به شهر معنای شان میدگرد[2], یکجا ١٦ بزرگسال {adult} به شمار میرود, یکجا ١٦ کودک و ٢٢ بزرگسال!
حالا باز دو پست دیرتر بترولید[3] که "این 'بچه' از کجا آمد؟ این 'بچه' از کجا آمد؟" ((:
که هر آینه مایهیِ سرگرمی منه, افسوس که دوستان این جستار را جدی کردند (:
----
1. ^ bâz+e::Bâze || بازه: فاصله Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ interval
2. ^ Digarestan <— Degarestan || دیگرستن: تغییر کردن Ϣiki-En to change
3. ^ Trollidan || ترولیدن: ترول کردن Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ to troll
بانو یاسی مرا نکوهیدند که چرا شما در هممیهن دختر ٧ تا ٩ ساله را کودک دیدهاید, ولی اینجا دختر ١١ ساله را کودک نمیبینید, من هم گفتم که در دیدگاه من بازههایِ[1] سنی اینگونه چیده شدهاند.
من هم بهتان نشان دادم که منطقی پشت این نگرتان که "کودک" و "بچه" را از هم جدا میکنید نیست و صرفن یک حرف شکمی بوده، وگر نه سندی مدرکی چیزی...
امیر گرامی نمیخواهید بگویید که شما نمیتوانید برای تن خودتان تصمیمگیری کنید؟
سقط جنین حق بی چون و چرای زن است (گرچه برای ما مردان خوشایند نباشد), آنچه اینجا حق مسلم زنان نیست بزور پدر کردن فیزیکی+قانونی مردان است.
سخنی که من پیشتر گفته بودم این بود که اگر مردی بچه را نمیخواست, مادر باید بچه را بیاندازد. من این را ستم یا همسان با "میخواستی سکس نکنی" نمیبینم, همانجور که ما قانونهایِ سفت و سختی برای کنترل زادگان[1] داریم و شما نمیتوانید در برخی کشورها بیشتر از ١ یا ٢ فرزند داشته باشید و اگر داشتید باید سقط کنید, همانجور هم یک زن نباید بی موافقت قانونیِ پدر (یا با دردست بودن اعتراض پدر) بچهدار شود. سخن من اینجا بخش پولی داستان نیست, فرایند بزور «پدر کردن فیزیکی» است.
«حق» به چیزی میگویند که به دو طرف معامله به یک اندازه و شکل و دلیل میرسد، وقتی یک طرف امکان بهره از دهها روش برای جلوگیری از بارداری را داشته باشد، حق سقط جنین داشته باشد، حق نگه داشتن بچه و بزرگ کردن ِ او با پول دیگران را داشته باشد، حق رها کردن بچه به محض تولد و دادن او به دیگران را داشته باشد، اما سوی دیگر نتواند از زیر والد شدن بگریزد و دولت او را وادار به پرداخت «حق بچه» و «نفقه» و ... بکند آنچه زن دارد «حق» نیست، «امتیاز» است. آیا این امتیاز را باید از آنها بگیریم؟ نه، من گمان میکنم دادن حق وتو به مردان دربارهی سقط جنین بسیار ناعادلانهتر است از دادن
حق انتخاب به زنان. پس ما با وضعی روبرو هستیم که در آن ناگزیر به فدا کردن بخشی از حق مرد میشویم(اینکه زن در آخر ِ کار، میتواند بچهی مرد را برخلاف خواست او به قتل برساند). اینکه ما نمیتوانیم این امتیاز زنانه را قانونا محدود بکنیم به این معنا نیست که مردان مورد ظلم و ستم و بیعدالتی قرار نمیگیرند، تنها در این معناست که این ستم وجهی طبیعی دارد و ساختار کنونی جامعهی ما قادر به روبرو شدن با آن نیست. اگر این ستم را باز بشناسیم، و نیز به خاطر داشته باشیم که «حق» زن چیزی بجز امتیازی ناعادلانه(اما ضروری)در اختیار او نیست، میتوانیم گزارههای اخلاقی و قانونی دقیقتری در اینباره پی بریزیم. برای مثال من پیشتر یک بار نظرم را دربارهی حالتهای مختلف گفته بودم:
1. زن بچه را نمیخواهد، مرد میخواهد > زن اخلاقا موظف است بچه را به دنیا بیاورد و او را تحویل
پدر بدهد. اینکه دولت فاقد اختیار دیکته کردن وظیفهای به ما باشد به معنای وظیفه نبودن آن نخواهد بود. دولت حق ندارد مرا مجبور بکند روی یک بیخانمان درحال یخ زدن پتو بیاندازم، اما این بیتفاوتی من نسبت به یخ زدن او را ذرهای اخلاقیتر نمیکند. «بدنم، بدنم» اینجا فقط تاکتیکیست برای رد گمکنی، بدن بچهی به دنیا نیامده و ارادهی پدر او هم در میان است. اما اگر زن موجودی از نظر اخلاقی پست و رذل بود و تصمیم گرفت از «حق» خود سوء استفاده بکند، چارهای نیست، به هر حال در پایان روز این بدن ِ اوست.
2. زن بچه را میخواهد، مرد نمیخواهد > زن به خرج و مسئولیت خودش بچه را به دنیا میآورد و بزرگ میکند، و هیچ دولتی مشروعیت اینکه بگوید «توی شلوارت نگه میداشتی» و «اکنون یا نفقه بده یا برو به زندان» را ندارد و سیستم کنونی چیزی بجز بردهداری قانونی نیست. فمینیستها صندوقی درست بکنند و مالیات اضافه بدهند برای رفاه چنین مادرانی.
راههایی که برای حل دائمی این مشکل وجود دارند:
1. رحم مصنوعی: که بتوان جنین را به آن انتقال داد و زن و «بدنش» را به حال خود گذاشت. تا برطرف نشدن این وابستگی و نگرفتن این چیپ ِ قدرت از چنگ زنان صحبت از «برابری» در هر مورد لطیفهای بیشتر نخواهد بود. مرد نیازمند رحم زن است و بخاطر دسترسی به آن به هر خفتی تن در میدهد.
2. تولید قرص ضدحاملگی برای مردان. با اینمه روشی که برای جلوگیری در اختیار زنان هست هنوز نیمی از بارداریها ناخواسته هستند، با تولید این قرص دیگر هیچ زنی قادر نخواهد بود که خوردن قرصهای خود را «فراموش بکند».
من هم بهتان نشان دادم که منطقی پشت این نگرتان که "کودک" و "بچه" را از هم جدا میکنید نیست
و صرفن یک حرف شکمی بوده، وگر نه سندی مدرکی چیزی...
فرنودین[1] که روشنه هست, جاییکه دخترک بیچاره ستمدیده است (او را میخواهند بزور شوهر دهند) و
بازهیِ[2] سنی اش از ١ تا ٩ سال است (رسالهیِ خمینی: کامگیری جنسی از نوزاد + عایشه: ازدواج ٧ سالگی), روشنه که او را «کودک» میخوانیم.
جاییکه بچهیِ ما ١٠ سالگی را هم گذرانده (٣ ٤ سالی میشود کودکستان را هم سپرانده) را «کودک»
نمیخوانیم, «بچه» میخوانیم.
اکنون برای شما به اندازهیِ بسنده منطقی نیست و دوست دارید دختر ١١ سالهیِ ٥ام دبستانی را کودکستانی
و کودک بخوانید, خوب بخوانید. من که برای قانع کردن شما ننوشتم, برای خوانندگان نوشتم که داوریاش با آنهاست (:
جاییکه بچهیِ ما ١٠ سالگی را هم گذرانده (٣ ٤ سالی میشود کودکستان را هم سپرانده) را «کودک» میخوانیم.
خوب ایراد همین است مگر به هر کسی که به کودکستان رفت تنها میشود گفت کودک؟!! خیر کودکی یک بازه زمانیست که در بخشی از آن برای نمونه 5-4 سالگی کودکان را میبرند کودکستان. اینگونه نیست که چون این موجود را به کودکستان برده اند نامش از این پس کودک باشد و چون در 7 سالگی نمیرود کودکستان دیگر کودک نباشد!!
واقعن باورم نمیشه دارم درباره همچین چیزایی بحث میکنم!!!🐤
پ.ن. دختر 11 ساله کودک است هر چند به کودکستان نمیرود.
من فکر میکنم کُل این سوء تفاهم بالا برآمده از آنست که ترولها گمان میکنند(یا وانمود میکنند)که منظور مهربد از «آدم ۱۱ ساله کودک نیست» این بوده که او لابد «بالغ» و «بزرگسال» است. آیا شما چنین چیزی گفتهاید مهربد؟
من فکر میکنم کُل این سوء تفاهم بالا برآمده از آنست که ترولها گمان میکنند(یا وانمود میکنند)که منظور مهربد از «آدم ۱۱ ساله کودک نیست» این بوده که او لابد «بالغ» و «بزرگسال» است. آیا شما چنین چیزی گفتهاید مهربد؟
«حق» به چیزی میگویند که به دو طرف معامله به یک اندازه و شکل و دلیل میرسد، وقتی یک طرف امکان بهره از دهها روش برای جلوگیری از بارداری را داشته باشد، حق سقط جنین داشته باشد، حق نگه داشتن بچه و بزرگ کردن ِ او با پول دیگران را داشته باشد، حق رها کردن بچه به محض تولد و دادن او به دیگران را داشته باشد، اما سوی دیگر نتواند از زیر والد شدن بگریزد و دولت او را وادار به پرداخت «حق بچه» و «نفقه» و ... بکند آنچه زن دارد «حق» نیست، «امتیاز» است. آیا این امتیاز را باید از آنها بگیریم؟ نه، من گمان میکنم دادن حق وتو به مردان دربارهی سقط جنین بسیار ناعادلانهتر است از گرفتن حق انتخاب از زنان. پس ما با وضعی روبرو هستیم که در آن ناگزیر به فدا کردن بخشی از حق مرد میشویم(اینکه زن در آخر ِ کار، میتواند بچهی مرد را برخلاف خواست او به قتل برساند). اینکه ما نمیتوانیم این امتیاز زنانه را قانونا محدود بکنیم به این معنا نیست که مردان مورد ظلم و ستم و بیعدالتی قرار نمیگیرند، تنها در این معناست که این ستم وجهی طبیعی دارد و ساختار کنونی جامعهی ما قادر به روبرو شدن با آن نیست. اگر این ستم را باز بشناسیم، و نیز به خاطر داشته باشیم که «حق» زن چیزی بجز امتیازی ناعادلانه(اما ضروری)در اختیار او نیست، میتوانیم گزارههای اخلاقی و قانونی دقیقتری در اینباره پی بریزیم. برای مثال من پیشتر یک بار نظرم را دربارهی حالتهای مختلف گفته بودم:
این نابرابری را که ما پدید نیاوردهایم, زن با داشتن زهدان توانایی بارداری دارد, ولی نیازمند اسپرم پدر میباشد.
در اینجا ما دو حق داریم که دربرابر هم یا همرستا میتوانند میباشند: حق زن روی تن خود / حق مرد در سهمی که در بارداری براهِ اسپرم خود شریک است.
حق هرکس روی تن خود (یکمی) ولی برگزیدگی[1] بی چون و چرا باید داشته باشد.
همچنین, «به قتل رساندن بچه» هم واژهای[2] است برای گرفتن احساس همدردی, یک مشت یاختهیِ[3] نادان
این داستانها را ندارند, زمانیکه مغز کودک ریخت گرفت آنگاه آری, میتوانیم آنرا قتل هم بنامیم.
1. زن بچه را نمیخواهد، مرد میخواهد ] زن اخلاقا موظف است بچه را به دنیا بیاورد و او را قانونا تحویل پدر بدهد. اینکه دولت فاقد اختیار دیکته کردن وظیفهای به ما باشد به معنای وظیفه نبودن آن نیست. دولت حق ندارد مرا مجبور بکند روی یک بیخانمان درحال یخ زدن پتو بیاندازم، اما این بیتفاوتی من به یخ زدن او را ذرهای اخلاقیتر نمیکند. «بدنم، بدنم» اینجا فقط تاکتیکیست برای رد گمکنی، بدن بچهی به دنیا نیامده و ارادهی پدر او هم در میان است. اما اگر زن موجودی از نظر اخلاقی پست و رذل بود و تصمیم گرفت از «حق» خود سوء استفاده بکند، چارهای نیست، به هر حال در پایان روز این بدن ِ اوست.
این دقیقا همانجایی است که نگرش ما روبروی هم میایستد. در سدهای که ما زندگی میکنیم انداختن بچه که آسیبی کمیده[4]
و نزدیک به 0 دارد,
ولی واداشتن[5] مادر به هزینه کردنِ سنگین یک سال از زندگی اش برای بزرگ کردن بچهای که شاید تنها روی یک سکس گذری بدست آمده آسیبی بیگمان بسیار بیشتر از 0 دارد.
من اینجا نه قانونوار نه اخلاقوار نمیتوانم پیوندی میان خویشکاری[6] زن در بارداری و زاییدنِ بچهای ببینم که روی یک سکس ساده میتواند پدید آمده باشد.
2. زن بچه را میخواهد، مرد نمیخواهد ] زن به خرج و مسئولیت خودش بچه را به دنیا میآورد و بزرگ میکند، و هیچ دولتی مشروعیت اینکه بگوید «توی شلوارت نگه میداشتی» و «اکنون یا نفقه بده یا برو به زندان» را ندارد و سیستم کنونی چیزی بجز بردهداری قانونی نیست. فمینیستها صندوقی درست بکنند و مالیات اضافه بدهند برای رفاه چنین مادرانی.
این رویکرد تا اندازهیِ بالایی پذیرفتنی است, ولی همچنان بهترین نیست.
نخست اینکه, در گرفتن پولِ زور از پدری که نمیخواهد پدر شود که هیچ سخنی نمیرود, از بیخ و بن نادرست و نااخلاقی است و اینکه چگونه قانون شده را تنها فمینیستهایِ بیاخلاق میتوانند توضیح دهند!
دیگر اینکه پدری که نمیخواهد پدر شود و بزور او را پدر کنیم (گرچه تنها بنام باشد) چگونه کاری
درست است؟ اگر زن میخواهد بچهدار شود, خب برود از بانک اسپرم بچه بگیرد و با هزینهیِ خودش بزرگ کند.
اگر مردی میخواهد همین امروز بچهدار شود, امروز میتواند برود جامادری (surrogate) استخدام کرده و اسپرم بدهد یا اینکه بشکیبد[7] تا «زهدان ساختگی» نوآورده[8] شود.
رویهمرفته چرا این اندازه فرایند زادآوری[9] را پیچیده کردهایم, مگر نه اینکه زادآوری یک تراکنش[10] میان زن و مرد برای زادآوردن یک فرزند است؟
چرا نباید بمانند هر تراکنش دیگری این را وابسته به موافقت هر دو سو بدانیم؟
بچه میخواهید؟ بسیار خوب, هم مرد, هم زن هر دو موافقت رسمی خودشان را اعلام کنند / یا براه نایی[11] آن, اگر مخالفتی دارید بگویید تا از فرایند پیشگرفته شود.
----
1. ^ bar+gozid+eg+i{pasvand}::Bargozidegi || برگزیدگی: اولویت priority
2. ^ Vâžidan || واژیدن: سخن گفتن Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-En to speak; to tell; to say
3. ^ Yâxte || یاخته: سلول Ϣiki-En cell
4. ^ kam+idan::Kamidan || کمیدن: به کمترین رسانیدن Ϣiki-En to minimize
5. ^ vâ{pišvand}+dâštan::Vâdâštan || واداشتن: مجبور کردن; ناگزیر کردن کسی را بر کاری Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-En induce; persuade; force into
6. ^ xwiš+kâr+i{pasvand}::Xwiškâri || خویشکاری: وظیفهشناسی; انجام کار درست MacKenzie proper function
7. ^ Šakiftan || شکیفتن: شکیب کردن; صبر نمودن Dehxodâ to wait
8. ^ no+âvardan::Noâvardan || نواوردن: نوآوری کردن; ابداع کردن Dehxodâ, Ϣiki-En to innovate
9. ^ zâd+âvardan::Zâdâvardan || زاداوردن: بچه دار شدن; زادمان آوردن to bear offspring
10. ^ tarâ+kon+eš{pasvand}::Tarâkoneš || تراکنش: معامله کردن; سوداگری Ϣiki-En transacation
11. ^ Nâyi || نایی: -; منفی negative
در مورد سقط جنین اینگونه نگاه کنید. فرض کنید شخصی در کما است و شما با چندین لوله به او وصل هستید و اگر این لولهها را قبل از ۹ ماه قطع کنند آن شخص میمیرد ، آیا شما وظیفه قانونی باید داشته باشید که آنجا بمانید؟ آیا اگر لولهها را جدا کنید و بروید آن شخص دیگر را به قتل رساندید؟ خیر! bodily sovereignty شما اینجا مهمتر است ، شما وظیفه ندارید که بدن خود را در اختیار دیگری بگذارید.
خوب ایراد همین است
مگر به هر کسی که به کودکستان رفت تنها میشود گفت کودک؟!!
خیر کودکی یک بازه زمانیست که در بخشی از آن برای نمونه 5-4 سالگی کودکان را میبرند کودکستان.
اینگونه نیست که چون این موجود را به کودکستان برده اند نامش از این پس کودک باشد و چون در 7 سالگی نمیرود کودکستان دیگر کودک نباشد!!
واقعن باورم نمیشه دارم درباره همچین چیزایی بحث میکنم!!!🐤
پ.ن.
دختر 11 ساله کودک است هر چند به کودکستان نمیرود.
من فکر میکنم کُل این سوء تفاهم بالا برآمده از آنست که ترولها گمان میکنند(یا وانمود میکنند)که منظور مهربد از «آدم ۱۱ ساله کودک نیست» این بوده که او لابد «بالغ» و «بزرگسال» است. آیا شما چنین چیزی گفتهاید مهربد؟
١٠٠% خیر. من کودک را "بچهتر" از "بچه" میبینم و کوشیدم دیدگاه خودم را با آوردن بازههایِ سنی نشان دهم.
همچنین در زبان روزانه هم ما بچههایِ دبستانی را "بچه دبستانی" مینامیم, نه "کودک دبستانی": در گوگل یکمی ٥٠٠ هزار برآیه میدهد, دومی ٣٢ هزار برآیه که نمایانگرِ درستی سخن من میباشد
در پایان اینکه من هتا خواستار مجازات کیفری برای دختر ١١ ساله هم نبودم (کودک یا بچه, هنوز بچه است), خواستار مجازات برای دختر ٢٠
سالهای بودم که ٢ یا ٤ سال (بسته به اینکه ١٦ یا ١٨ بگیرید) نیز از سن رسما قانونی خود گذشته و همچنان دروغ اش را آشکار نکرده.