بله:)))) نمونه آماری ما چندان هم کوچک نیست:))) خوبید شما؟ ضمنا من به طور فرضی دو به یک گرفتم. حالا نتوانستید در مسائل علمی ادعایتان را ثابت کنید روی آوردید به زندگی روزانه بعد هم زندگی شبانه بعد هم زندگی برزخی حتما:)))
جوک تعریف نکنید دیگر :))) در مسائل علمی نتوانستیم ؟ :)))))))))))))))))) شما از ابتدا مدام هی یک ادعایی مطرح کردید ، پاسختان را دادیم با خاک یکی شدید یک مساله جدید مطرح کردید !
از اینکه نخبه ایرانی مرد نداریم ! رسیدید به اینکه مخترع و ریاضیدان نداریم ، بعد شد جامعه نخبه کوجکتر از آنیست که بخواهیم آن را ملاک قرار دهیم ! بعدش نسبت زنان نخبه را نیمی از مردان نخبه گرفتید و الی آخر !
بعد هم که میگوییم آمار سازی فمینیستی مکنید فوری میزنید زیر گریه که این برچسب زدنها را نداشتید چه میکردی :)))))))
مسئله اینجاست که ما اصلا آمار فمنیستی ندادیم که شما چنین ادعایی کردید:)) خوب... شما در این پست یک اشتباه دارید و آن اینکه به کل مشاهیر زن و نخبگان آن را برابر با صفر گرفته اید! با اذعان به اینکه تعداد نخبگان و مشاهیر مرد نسبت به زن بیشتر است اما به این معنی نیست که زنی هم وجود نداشته!بلکه تعدادشان اندک بوده. حالا این پرسش پیش می آید آیا تعداد اندک زنان نخبه نسبت به تعداد کثیری از مردان معمولی ای که هیچ نقشی در پیش روی علم نداشته اند این اجازه را به ما میدهد که آن تعداد مرد را بی بهره از هوش و شعور بدانیم و زنان و جمعیت زنان را ذاتا هوشمند(و همینطور برعکس؟)
آمار فمینیستی متلک بود،البته فمینیستها تا کنون شناختشناسی فمینیستی داشتهاند.در آمدن آمار فمینیستی هم با تلاش خواهران دور از دسترس نخواهد بود !! خوب بسلامتی شروع به تحریف سخن ما هم میکنید !! تعداد مردان نجبه بسیار بیشتر از زنان است نتیجهاش این میشود که ما تعداد زنان نخبه را صفر در نظر گرفتهایم !!! اینجا بگمانم معنی لغت «خیلی بیشتر» را هم اصلاح کنیم با معنای فمینیستی آن؟!! بحث درباره فکت هم اجازه و استخاره و سانسور و ... نمیخواهد.شما بحث درباره عوامل موثر در مولد بودن و نخبه بودن و ... را میخواهید ممنوع کنید، چرا که از نتایجش ممکن است کسی خوشش نیاید!!!! اینجا هم سخن من و باقی دوستان از نخبه بودن و نهایتا به دنبال دانش بودن بوده، کسی از «خنگی» سخنی نزد،شما با عوض کردن واژههایِ فاقد بار ارزشی با فحش و... تنها دارید شلوغش میکنید و بحث را منحرف کنید.
جوک تعریف نکنید دیگر :))) در مسائل علمی نتوانستیم ؟ :)))))))))))))))))) شما از ابتدا مدام هی یک ادعایی مطرح کردید ، پاسختان را دادیم با خاک یکی شدید یک مساله جدید مطرح کردید !
از اینکه نخبه ایرانی مرد نداریم ! رسیدید به اینکه مخترع و ریاضیدان نداریم ، بعد شد جامعه نخبه کوجکتر از آنیست که بخواهیم آن را ملاک قرار دهیم ! بعدش نسبت زنان نخبه را نیمی از مردان نخبه گرفتید و الی آخر !
بعد هم که میگوییم آمار سازی فمینیستی مکنید فوری میزنید زیر گریه که این برچسب زدنها را نداشتید چه میکردی :)))))))
باز هم جوک بگویید بخندیم دور همی خوش میگذرد !
اتفاقا این آسمان ریسمان بافتن های شما هم مایه ی تفریح شده:)) ما که نه آماری دادیم و نه حرفی از ریاضی و فیزیک زدیم شما نخبگانتان را مثلا در حد داریوش و ابی معرفی میکنید و کلی هم افتخار میکنید..... باور کنید جایی که قانعم کنید شجاعانه اقرار میکنم اما بعضی ادعاها آنقدر بچه گانه اند که جای خنده دارند:) اینهم شد استدلال که مردان از زنان باهوش ترند؟ مثل این است که من بگویم مردان از زنان به طور معمول زشت ترند!
اتفاقا این آسمان ریسمان بافتن های شما هم مایه ی تفریح شده:)) ما که نه آماری دادیم و نه حرفی از ریاضی و فیزیک زدیم شما نخبگانتان را مثلا در حد داریوش و ابی معرفی میکنید و کلی هم افتخار میکنید..... باور کنید جایی که قانعم کنید شجاعانه اقرار میکنم اما بعضی ادعاها آنقدر بچه گانه اند که جای خنده دارند:) اینهم شد استدلال که مردان از زنان باهوش ترند؟ مثل این است که من بگویم مردان از زنان به طور معمول زشت ترند!
این سطح شعور شما را میرسناد که رازی ، خوارزمی ، فردوسی ، سعدی ، پورسینا و .... را همرده ی ابی و داریوش قرار میدهید !
ما بقی سخنانتان هم که جیغ و داد های زنانه ی پوچ و خالی از ارزش است که سعی دارید با آن کار خود را پیش ببرید قافل از اینکه هر چه بیشتر اینچنین بروید سخنان و ادعای های ما بیشتر مستند میشوند :)))
در آن چیزی که سر رشته خودم است :
تقریبن هیچ زبان برنامه نویسی ای توسط زنان اختراع نشده ! و تقریبن هیچ برنامه نویسی زن موفقی در بین تمام برنامه نویسان دنیا وجود ندارد !
البته از آنجایی که شما زنان همش 100 سال یا کمتره که به حقوق خودتون رسیدید و برنامه نویسی هم میلیاردها ساله که وجود داره برای همینه که در این زمینه هیچ پُخی نشدید
اتفاقا این آسمان ریسمان بافتن های شما هم مایه ی تفریح شده:)) ما که نه آماری دادیم و نه حرفی از ریاضی و فیزیک زدیم شما نخبگانتان را مثلا در حد داریوش و ابی معرفی میکنید و کلی هم افتخار میکنید..... باور کنید جایی که قانعم کنید شجاعانه اقرار میکنم اما بعضی ادعاها آنقدر بچه گانه اند که جای خنده دارند:) اینهم شد استدلال که مردان از زنان باهوش ترند؟ مثل این است که من بگویم مردان از زنان به طور معمول زشت ترند!
شما ایرانبانو جان ید تولایی در دگراندنِ سخنِ دیگران و انواع مغلطهها دارید.
1.شاخههای مختلفِ علوم آنچنان زیاد هست که چه زن و چه مرد بتواند در آن خودی نشان دهد.
2. شما در تمامِ تاریخ دوهزار سالِ پیش بگردید و به اندازهی یک کتابِ تاریخ ریاضیات که در آن از ریاضیدانانِ بزرگ نام برده شده، زنانی را از هر علم و دانشی که خواستید بیابید.ما از همهی سخنانِ خود برمیگردیم.
3.کسی اینجا نگفته زنان از لحاظِ هوش از مردان ضعیف ترند بلکه حداقل من میگویم که زنان خودشان نخواستهاند به دنبال علم و دانش بروند و اگر میخواستند میتوانستند با آنها همپا باشند.
4.لیستِ کسانی که دانشمند بودهاند،مخترع بودهاند، کاشف بودهاند، منجم بودهاند،نویسنده بودهاند،تاریخنگار بودهاند، دانشمند نبوده اما به دانشمندان خدمت کردهاند، در راه گسترشِ علوم تلاش کردهاند، به نحوی در دستگاه علم و دانش بودهاند و... آنچنان زیاد هست که بتوان برپایه این آمارها به نتایجی دست یافت.
5.همانطور که میلاد گرامی هم گفت در زندگی روزمره هم چنین چیزهایی را میبینیم.مثلا در همین فروم شما در تالارهای جدی(فلسفی، دانشیک، هنری و...) بگردید ببینید چند درصد از جستارها را زنان تاسیس کرده یا در آنها فعال بودهاند.از نظرِ کمیت هم که 90 درصدِ کاربرانِ فعالِ سایت مرد هستند.در حالیکه شمارِ زنان و مردانِ هموندِ سایت برابر است.این یک نمونه است و در زندگی روزمره کم و بیش این قانون همیشه برقرار است.
آمار فمینیستی متلک بود،البته فمینیستها تا کنون شناختشناسی فمینیستی داشتهاند.در آمدن آمار فمینیستی هم با تلاش خواهران دور از دسترس نخواهد بود !! خوب بسلامتی شروع به تحریف سخن ما هم میکنید !! تعداد مردان نجبه بسیار بیشتر از زنان است نتیجهاش این میشود که ما تعداد زنان نخبه را صفر در نظر گرفتهایم !!! اینجا بگمانم معنی لغت «خیلی بیشتر» را هم اصلاح کنیم با معنای فمینیستی آن؟!! بحث درباره فکت هم اجازه و استخاره و سانسور و ... نمیخواهد.شما بحث درباره عوامل موثر در مولد بودن و نخبه بودن و ... را میخواهید ممنوع کنید، چرا که از نتایجش ممکن است کسی خوشش نیاید!!!! اینجا هم سخن من و باقی دوستان از نخبه بودن و نهایتا به دنبال دانش بودن بوده، کسی از «خنگی» سخنی نزد،شما با عوض کردن واژههایِ فاقد بار ارزشی با فحش و... تنها دارید شلوغش میکنید و بحث را منحرف کنید.
خلاصه متلک یا حمله یا هر چیزی بود ارتباطی با ما نداشت!!!
من کجا سخنان شما را تحریف کردم؟ پیک قبلیتان را مرور بفرمایید.چنان از آمار مردان میگویید که انگار زنی وجود ندارد و به کل آنان را در تحلیل هایتان حذف میکنید. به هر سو با این مقایسه ها ی دور از وجوهات علمی این طور در ذهن مخاطب فرو نکنید که زنان به هیچ درد بشریت نمیخورند چون مشاهیر مرد از زن بیشتر است!!! به جای اینکه پست هایتان را هم با انواع و اقسام سفسته ها و حمله های به شخص مزین کنید خلافش را ثابت کنید ببینیم ما بالاخره اشتباه میکنیم یا شما زیادی جو مرد سالارانه گرفتتان:)
دوستان من مطمعنم مادم کوری رادیو اکتیو رو کشف نکرده
البته به راستی زنانی که چنین کارهایی کردند بسی جای تقدیر و سپاس و الگو قرار دادن دارند چرا که از سوء استفاده های انگلی وار به سمت سود رسانی حرکت کرده اند و مهم تر آنکه در این راه سلامت خودشان را هم به خطر انداخته اند و یا از دست داده اند .
مانند این فمینیستهای پشمکی هم جیغ و داد نکردند که آی مردان همگی وحشی و ظالمند و از استعدادشان در پی انگلی تر شدن بهره نبرند !
این سطح شعور شما را میرسناد که رازی ، خوارزمی ، فردوسی ، سعدی ، پورسینا و .... را همرده ی ابی و داریوش قرار میدهید !
ما بقی سخنانتان هم که جیغ و داد های زنانه ی پوچ و خالی از ارزش است که سعی دارید با آن کار خود را پیش ببرید قافل از اینکه هر چه بیشتر اینچنین بروید سخنان و ادعای های ما بیشتر مستند میشوند :)))
در آن چیزی که سر رشته خودم است :
تقریبن هیچ زبان برنامه نویسی ای توسط زنان اختراع نشده ! و تقریبن هیچ برنامه نویسی زن موفقی در بین تمام برنامه نویسان دنیا وجود ندارد !
البته از آنجایی که شما زنان همش 100 سال یا کمتره که به حقوق خودتون رسیدید و برنامه نویسی هم میلیاردها ساله که وجود داره برای همینه که در این زمینه هیچ پُخی نشدید :))))
من پاسخ این پست شما را چه بدهم؟! وقتی هنوز توان دفاع از ادعاهای خود را به طور منطقی ندارید! من که جیغ و دادی نمیکنم.اتفاقا کاملا آرام و خونسرد پست ها را میخوانم و اگر توضیحی داشته باشم میدهم اما جیغ و داد از این نوشتار شما می ریزد:)) به هر صورت امیدورام در نهایت متوجه شده باشید که منظور از مشاهیر عالم و نخبگان کاشفان و مخترعان بود.وگرنه در زمینه ی ادبیات و هنر و شعر ....که زنان کمی هم نداشته ایم. شما از برنامه نویسان میگویید چون فکر میکنم در حیطه ی کاری خودتان دقیق شده اید. منهم در صنعتی که کار میکنم مردان توانا بیشترند اما زنانی که نفوذ کرده اند و شرایط بروز یافته اند را بسیار باهوش تر و توانا تر از مردان یافته ام.تجربیات شخصی من و شما چه چیزی را ثابت میکند؟
من کجا سخنان شما را تحریف کردم؟ پیک قبلیتان را مرور بفرمایید.چنان از آمار مردان میگویید که انگار زنی وجود ندارد و به کل آنان را در تحلیل هایتان حذف میکنید.
آها، پس نوشته ما تشدید و استرس و لهجه داشته که در سخن ما که عبارت "بسیار بیشتر" معنی "صفر" داده !!
ه هر سو با این مقایسه ها ی دور از وجوهات علمی این طور در ذهن مخاطب فرو نکنید که زنان به هیچ درد بشریت نمیخورند چون مشاهیر مرد از زن بیشتر است!!! به جای اینکه پست هایتان را هم با انواع و اقسام سفسته ها و حمله های به شخص مزین کنید خلافش را ثابت کنید ببینیم ما بالاخره اشتباه میکنیم یا شما زیادی جو مرد سالارانه گرفتتان:)
تا اینجا که دوستان ادعا کردند نخبگان مرد بسیار بیشتر از زن بوده در طول تاریخ،ادعا هم آنچنان محکم و واضح است که جای بحث ندارد. شما هم مدعی شدید که این آمار بخاطر کم بودن تعداد نخبگان به تعداد کل انسانها معنایی ندارد که پوچ بودن ادعایتان را از نظر آماری نشان دادیم.
این شجاعت فکری شما هم در قبول اشتباه ما را کشته است !! دفعه آخر که 10 صفحه بر بی ربط بودن مراسم قربانی کردن به دین دلیرانه نوشتید،در این بحث بر سر اصول اولیه آمار گویا میخواهید رکورد جدیدی بزنید
من پاسخ این پست شما را چه بدهم؟! وقتی هنوز توان دفاع از ادعاهای خود را به طور منطقی ندارید! من که جیغ و دادی نمیکنم.اتفاقا کاملا آرام و خونسرد پست ها را میخوانم و اگر توضیحی داشته باشم میدهم اما جیغ و داد از این نوشتار شما می ریزد:)) به هر صورت امیدورام در نهایت متوجه شده باشید که منظور از مشاهیر عالم و نخبگان کاشفان و مخترعان بود.وگرنه در زمینه ی ادبیات و هنر و شعر ....که زنان کمی هم نداشته ایم. شما از برنامه نویسان میگویید چون فکر میکنم در حیطه ی کاری خودتان دقیق شده اید. منهم در صنعتی که کار میکنم مردان توانا بیشترند اما زنانی که نفوذ کرده اند و شرایط بروز یافته اند را بسیار باهوش تر و توانا تر از مردان یافته ام.تجربیات شخصی من و شما چه چیزی را ثابت میکند؟
به راستی که دستی طویل در مغلطه دارید !
تجربه شخصی من چه ربطی به اینکه حتا یک برنامه نویس زن ماهر (در قیاس با برنامه نویس مرد ماهر) در سطح جهانی نداریم و تقریبن حتا یک زبان برنامه نویسی به دست زنان ساخته نشده دارد ؟
لابد تجربه شخصی ما باعث شده زنان در ایجاد زبان برنامه نویسی کم بیاورند ؟ :))))
مدام هم یک کلمه علمی یا منطقی را وسط ول میکنید و فکر میکنید که با استفاده از این کلمات مهملاتتان آکادمیک و مستند میشوند :))
سخنتان هم که از ابتدا چندین بار گردش 180 درجه ای داشته !
1.شاخههای مختلفِ علوم آنچنان زیاد هست که چه زن و چه مرد بتواند در آن خودی نشان دهد.
باید ببخشید اما تصحیح میکنم.شاخه های علوم رفته رفته زیاد شده اند. و هم اکنون هم زنان و مردان بیشماری هستند که در جایگاه های مختلف مشغول بررسی علوم هستند.
2. شما در تمامِ تاریخ دوهزار سالِ پیش بگردید و به اندازهی یک کتابِ تاریخ ریاضیات که در آن از ریاضیدانانِ بزرگ نام برده شده، زنانی را از هر علم و دانشی که خواستید بیابید.ما از همهی سخنانِ خود برمیگردیم.
متوجه نشدم !یعنی نام ببرم؟یا منظورتان این است که زنی وجود نداشته!
3.کسی اینجا نگفته زنان از لحاظِ هوش از مردان ضعیف ترند بلکه حداقل من میگویم که زنان خودشان نخواستهاند به دنبال علم و دانش بروند و اگر میخواستند میتوانستند با آنها همپا باشند.
خوب این نقطه ی بحث من و شما. من هم میگویم کم اند.حتی خودم به عنوان یک زن از اینکه زنان را در عرصه های مختلف علمی و اجتماعی فعال نمیبینم آزرده ام.حتی گاهی وقتی نحوه ی اندیشیدن بعضی زنان را میبینم و در مقاپیسه با مردان قرار میدهم متعجب میشوم. اما اختلاف من با شما این است.زنان به مرور به این ((نخواستن)) رسیده اند.در واقع با این روش که شاید شما از آن به عنوان انگلی یاد میکنید خو گرفته اند.اما این مسئله خواست ذاتی آنان نبوده.بلکه چون وظایف و نحوه ی زندگی به آنان دیکته شده(آنهم با ابزارهای قدرت که میتواند هر چیزی باشد از مذهب و سنت و فرهنگ و سیاست ) به مرور به این روش از زندگی و ابعاد آن چیره شده اند. فرض کنید عده ای را از خانه شان دور میکنیم و به یک جزیره ی جدید میبریمشان.نه تنها روشهای زندگی در آن جزیره را خواهند آموخت که به نسل بعد از خود هم همین را انتقال خواهند داد. پس مشکل زنانگی زنان نیست.بلکه مشکل تربیت-آموزش-فرهنگ زندگیست.جهان سوم و اول هم ندارد.اینجا از آنجا به مراتب بدتر است.اما آنجا هم مشکلات خاص خود را دارد.
4.لیستِ کسانی که دانشمند بودهاند،مخترع بودهاند، کاشف بودهاند، منجم بودهاند،نویسنده بودهاند،تاریخنگار بودهاند، دانشمند نبوده اما به دانشمندان خدمت کردهاند، در راه گسترشِ علوم تلاش کردهاند، به نحوی در دستگاه علم و دانش بودهاند و... آنچنان زیاد هست که بتوان برپایه این آمارها به نتایجی دست یافت.
بله زیادند.اما نه در برابر جمعیت معمولی و عوام من واقعا انتظار دارم این استدلال را نپذیرید و مبنای مقایسه تان این استدلال بی مابه نباشد! اگر دستی در تاریخ داشته باشید خواهید دید که زنان چندان دست بازی در بیان نظراتشان نداشته اند.این یک توجیه نیست. بلکه به آن معناست که یکی از دلایل کم بودن تعداد نخبگان و مشاهیر زن به مرد این بوده که اصولا زنان امکان نشر علوم را نداشتند.
5.همانطور که میلاد گرامی هم گفت در زندگی روزمره هم چنین چیزهایی را میبینیم.مثلا در همین فروم شما در تالارهای جدی(فلسفی، دانشیک، هنری و...) بگردید ببینید چند درصد از جستارها را زنان تاسیس کرده یا در آنها فعال بودهاند.از نظرِ کمیت هم که 90 درصدِ کاربرانِ فعالِ سایت مرد هستند.در حالیکه شمارِ زنان و مردانِ هموندِ سایت برابر است.این یک نمونه است و در زندگی روزمره کم و بیش این قانون همیشه برقرار است.
من قبلا همک گفته ام.ملاک من فروم ها ی گفت و گو نیستند. اما در همین فضاها بنگرید که حضور زنان خود به معنای علاقه ی آنان است.گرچه شاید حضوری فعال نداشته باشند اما بسیار دیده ایم که زیر پست تنکس زده اند و این به معنای این است که اهل تحقیق و مطالعه و تعمق اند. اینکه چرا نمیتوانند از این تریبون آزاد استفاده کنند و یا چیزی اضافه کنند هم بحثی است که فکر میکنم نیاز دارد بیشتر بررسی شود. یکی از دلایلش این است که نحوه ی اندیشه زنان با مردان متفاوت است.و مسلما بیان آن نیز متفاوت گونه خواهد شد. شاید هر دو به یک نتیجه و یافته رسیده باشند اما در بیانش متفاوت عمل میکنند. از آنجایی که انتقال و بیان اندیشه ی مردانه معیار محسوب میشود هر نوع غیر از آن انحراف از معیار است و ممکن است با تمسخر و نادیده انگاشته شدن رو به رو گردد. این انتقاد به جاییست که زنان باید و باید و باید بدون در نظر گرفتن چنین مشکلی خواسته های خود را بیان کنند و به نشر عقاید و ایده های خود بپردازند اما این مستلزم آمادگی آنان و مساعدت مردان هم هست. امیدوارم منظورم را در یافته باشید
تقریبن هیچ زبان برنامه نویسی ای توسط زنان اختراع نشده ! و تقریبن هیچ برنامه نویسی زن موفقی در بین تمام برنامه نویسان دنیا وجود ندارد !
البته از آنجایی که شما زنان همش 100 سال یا کمتره که به حقوق خودتون رسیدید و برنامه نویسی هم میلیاردها ساله که وجود داره برای همینه که در این زمینه هیچ پُخی نشدید :))))
خلاصه متلک یا حمله یا هر چیزی بود ارتباطی با ما نداشت!!!
من کجا سخنان شما را تحریف کردم؟
پیک قبلیتان را مرور بفرمایید.چنان از آمار مردان میگویید که انگار زنی وجود ندارد و به کل آنان را در تحلیل هایتان حذف میکنید.
به هر سو با این مقایسه ها ی دور از وجوهات علمی این طور در ذهن مخاطب فرو نکنید که زنان به هیچ درد بشریت نمیخورند چون مشاهیر مرد از زن بیشتر است!!!
به جای اینکه پست هایتان را هم با انواع و اقسام سفسته ها و حمله های به شخص مزین کنید خلافش را ثابت کنید ببینیم ما بالاخره اشتباه میکنیم یا شما زیادی جو مرد سالارانه گرفتتان:)
ایرانبانو چرا این اندازه هیجان زده میشوید. در اینکه شمار مردان فرهیخته, دانشمند, پژوهشگر, نوآور[1]
و ... در کمابیش همهیِ زمینههایِ دانش بیشتر از زنان بوده و هست که سخنی نمیرود, میرود؟
ما میتوانیم از یک نمونهیِ خوب که همان دانشِ رایانه باشد بهره بگیریم.
مگر مادینگرایان[2]
نمیگویند دستکم ١٠٠ ساله زنان در غرب به آزادی رسیدهاند؟ خوب همهیِ
تاریخچهیِ رایانه از ١٠٠ سال که بیشتر نیست, دیگر در این دانش نوپا چرا یک زن, هتا یک زن درخور براستی نداریم؟
دقت کنید, اینجا از "آروین[3] شخصی" نمیگوییم, از هر زنی که کاری واسه و وابسته به دانش برنامهریزی و رایانه انجام داده باشد میگوییم.
از دو چهره بیرون نیست:
١. زنان در این زمینهها از مردان ناتوانتر هستند.
٢. زنان در این زمینهها نیازی به تکاپو نمیبینند.
اگر میگویید ١, که خب ما را به خیر و شما را به سلامت! (:
اگر میگویید ٢, خب این میشود همان داستانِ انگلوارگی. سخن هم این نیست که زنان از روی عمد نمیکنند, سخن اینه که ساختارهای
همبودین[4] ما بگونهای پیریزی شدهاند که زنان نیازی به تکاپو نمیبینند. چرایش به بیشمار فاکتور پیوند دارد که از حوصلهیِ
همه ما بیرونه, ولی سخنی هم در اینکه این ساختارها بایستی دگرانده[5] شود نمیدهد, میدهد؟
----
1. ^ no+âvardan::Noâvardan || نواوردن: نوآوری کردن; ابداع کردن Dehxodâ, Ϣiki-En to innovate
2. ^ mâd+in{miyânvand}+gerâ::Mâdingerâ <— Mâdingerây || مادینگرا: فمینیست Ϣiki-En feminist
3. ^ Ârvin || آروین: تجربه Ϣiki-En, fa.wiktionary.org, Ϣiki-Pâ, Dehxodâ experience
4. ^ ham+bud+in{pasvand}::Hambudin || همبودین: اجتماعی Ϣiki-En social
5. ^ Degarânidan <— Degarândan || دگرانیدن: تغییر دادن to change
تا اینجا که دوستان ادعا کردند نخبگان مرد بسیار بیشتر از زن بوده در طول تاریخ،ادعا هم آنچنان محکم و واضح است که جای بحث ندارد. شما هم مدعی شدید که این آمار بخاطر کم بودن تعداد نخبگان به تعداد کل انسانها معنایی ندارد که پوچ بودن ادعایتان را از نظر آماری نشان دادیم.
این شجاعت فکری شما هم در قبول اشتباه ما را کشته است !! دفعه آخر که 10 صفحه بر بی ربط بودن مراسم قربانی کردن به دین دلیرانه نوشتید،در این بحث بر سر اصول اولیه آمار گویا میخواهید رکورد جدیدی بزنید !!
راسل جان من هرچه گشتم چیزی نیافتم که قابل پاسخ دادن اشد. این همان ترفند همیشگی شما برای خسته کردن مخاطبتان است که متا سفانه برای من جواب نمیدهد. اما پاراگراف اخرتان در خصوص مبحث قربانی هم به نظرم این شما بودید که آن بحث را عقیم گذاشتید. معلوم نیست آیا مخاطبتان را لولو میپندارید که نمیتوانید مانند یک فرد تکامل یافته بحث را پیش ببرید.آنقدر از این در به آن در میزنید که طرفتان را از ادامه ی بحث منصرف کنید. به هر سو اگر این بحث را برای خودتان تمام شده میدانید خیلی سنگین و متین از ادامه ی بحث کناره بگیرید و به این صفحه اضافه کردن ها یی که برایتان نا خوشایند است دامن نزنید🌺
من قبلا همک گفته ام.ملاک من فروم ها ی گفت و گو نیستند.
اما در همین فضاها بنگرید که حضور زنان خود به معنای علاقه ی آنان است.گرچه شاید حضوری فعال نداشته باشند اما بسیار دیده ایم که زیر پست تنکس زده اند و این به معنای این است که اهل تحقیق و مطالعه و تعمق اند.
اینکه چرا نمیتوانند از این تریبون آزاد استفاده کنند و یا چیزی اضافه کنند هم بحثی است که فکر میکنم نیاز دارد بیشتر بررسی شود.
یکی از دلایلش این است که نحوه ی اندیشه زنان با مردان متفاوت است.و مسلما بیان آن نیز متفاوت گونه خواهد شد.
شاید هر دو به یک نتیجه و یافته رسیده باشند اما در بیانش متفاوت عمل میکنند.
از آنجایی که انتقال و بیان اندیشه ی مردانه معیار محسوب میشود هر نوع غیر از آن انحراف از معیار است و ممکن است با تمسخر و نادیده انگاشته شدن رو به رو گردد.
این انتقاد به جاییست که زنان باید و باید و باید بدون در نظر گرفتن چنین مشکلی خواسته های خود را بیان کنند و به نشر عقاید و ایده های خود بپردازند اما این مستلزم آمادگی آنان و مساعدت مردان هم هست.
امیدوارم منظورم را در یافته باشید
خب من از آغاز هم میدانستم میان دستکم من و شما یک همنگری بالایی هست. خواسته
در اینه که چجوری میشود این زیرساختارهای همبودین[1]
را فروریزاند. زنان تنبل و تنپرور شدهاند
و مردان (بیشترِ آنهایی که بیرون هستند) به زنان بهایِ بسیار بیشتری از آنچه که سزوار اش هستند میدهند.
اینجا نه تنها زنان باید خودشان را بدگرانند[2], که مردان هم باید چشمداشت و شیوهیِ برخورد اشان را بدگرانند. شما زنان در این زمینه بیگمان امتیازهایِ ویژهای را از دست
خواهید داد; دوران نازپروردگی, ladies first, هزینهیِ شام با دوست پسر, etc به سر خواهند رسید ولی بجایش به همبودی[3] همگن[4] میرسیم که زن و مرد اش به یک اندازه کار و تکاپو میکنند.
هر آینه, از دیدگاه من زنان بویژه در غرب چنین چیزی را خواستنی نمیبینند (من هم بودم نمیدیدم). شما برای چه باید امتیازهایِ
ویژه خودتان را از دست بدهید و به اندازهیِ مردان و همپای آنها به کارهای سخت و دشوار و فرساینده بپردازید؟ که چه شود؟
اگر سخن از پول است, که زنان هماکنون اش در این کشورها در همهیِ کارهای خوب (و تنها کارهای خوب) با مردان ٥٠-٥٠ و بیشتر سهیم[5] شدهاند.
اگر سخن از جایگاه همبودین است, که مردان هماکنون به زنان بهایِ بیشتری از آنکه سزوار اش هستند میدهند.
انگیزهیِ دیگری هم داریم؟
من براستی انگیزهای از سوی خود زنان نمیبینم و پس تنها ابزار همانا دست مردان است: زنان را همتراز خودشان ببینند (دربرگیرندهیِ کار سخت برای زنان + چشمداشت بیشتر از آنها, ...)
----
1. ^ ham+bud+in{pasvand}::Hambudin || همبودین: اجتماعی Ϣiki-En social
2. ^ Degarânidan <— Degarândan || دگرانیدن: تغییر دادن to change
3. ^ ham+bud::Hambud || همبود: اجتماع Ϣiki-En society
4. ^ ham+genidan::Hamgenidan || همگنیدن: همگن کردن to homogenize
5. ^ Sohidan || سهیدن: حس کردن MacKenzie to sense
راسل جان من هرچه گشتم چیزی نیافتم که قابل پاسخ دادن اشد. این همان ترفند همیشگی شما برای خسته کردن مخاطبتان است که متا سفانه برای من جواب نمیدهد. اما پاراگراف اخرتان در خصوص مبحث قربانی هم به نظرم این شما بودید که آن بحث را عقیم گذاشتید. معلوم نیست آیا مخاطبتان را لولو میپندارید که نمیتوانید مانند یک فرد تکامل یافته بحث را پیش ببرید.آنقدر از این در به آن در میزنید که طرفتان را از ادامه ی بحث منصرف کنید. به هر سو اگر این بحث را برای خودتان تمام شده میدانید خیلی سنگین و متین از ادامه ی بحث کناره بگیرید و به این صفحه اضافه کردن ها یی که برایتان نا خوشایند است دامن نزنید
من مخاطبان را لولو فرض نکردم بلکه شما همه را خر فرض کردهاید ،در اینجا هم متاسفانه فرصت نشده آب را گل آلود کنید همین چهار پست را هرکس بخواند میبیند که اینجا دروغ گفته و مغالطه کرده.
این هم از بحث رابطه قربانی کردن و دین برای تقویت حافظه شما در شجاعت فکریتان !!
خوب منهم از اغاز بحث مشکلی با این مسئله نداشتم. اینکه در ادیان قربانی کردن به صورتی متمایز و علنی و خاص وجود دارد. (البته جناب راسل مارا کمی به لج انداختند:))
لجاجت در دیکشنری فمینیستی هم معنیش میشود شجاعت فکری 🌵
ایرانبانو چرا این اندازه هیجان زده میشوید. در اینکه شمار مردان فرهیخته, دانشمند, پژوهشگر, نوآور[1] و ... در کمابیش همهیِ زمینههایِ دانش بیشتر از زنان بوده و هست که سخنی نمیرود, میرود؟
نخست:))به شما اطمینان میدهم که من هیجانی نیستم! در اینکه شمار مردانی که امکان بروز یافته اند و شناسایی شده اند شکی نیست. این همان معنی حرف شماست.بله زیاد ترند و تردیدی نیست.اما نتیجه گیری از این گزاره مهم مینماید!
ما میتوانیم از یک نمونهیِ خوب که همان دانشِ رایانه باشد بهره بگیریم.
مگر مادینگرایان[2] نمیگویند دستکم ١٠٠ ساله زنان در غرب به آزادی رسیدهاند؟ خوب همهیِ تاریخچهیِ رایانه از ١٠٠ سال که بیشتر نیست, دیگر در این دانش نوپا چرا یک زن, هتا یک زن درخور براستی نداریم؟
دقت کنید, اینجا از "آروین[3] شخصی" نمیگوییم, از هر زنی که کاری واسه و وابسته به دانش برنامهریزی و رایانه انجام داده باشد میگوییم.
از دو چهره بیرون نیست:
١. زنان در این زمینهها از مردان ناتوانتر هستند. ٢. زنان در این زمینهها نیازی به تکاپو نمیبینند.
ببینید یک صورت مسئله و دو گزینه ی محدود!! من چیزی از دنیای برنامه نویسی نمیدانم.اما شما میگویید که حتی یک زن در آن ایفای نقش نداشته یا بهتر بگوییم رهبری نکرده... بسیار خوب این از صورت مسئله اما گزینه ها: 1-امکان بروزش را نداشتند 2-علاقه ای به این رشته نداشتند 3-بین کسانی که این رشته و حرفه را انتخاب کردند دختران کمتری یافت میشده و بین این دختران کسانی که به طور حرفه ای دنبالش کنند کمتر بوده اند 4-در دنیای رقابت با مردان امتیازات کمتری داشته اند 5-..... 6-..... میبینید.میتوان بیشمار علت یافت. پس من رفتار زنان را با یک مسئله که مجموعه عوامل در آن دخیل اند را به تحلیل نمینشینم. اما اینکه زنان نیازی به تکاپو و فعالیت نمیبینند را شاید این اواخر بپذیریم.بله گویی مردان راه را برای زنان هموار کرده اند. زنان بهره مند شده اند از سرویس های علمی و فعالیتی مردان. چگونه شده که مردان اینقدر راحت سوار علم شده اند اما زنان با وجود اینکه یک انسان اند (. حتی اگر فرض بگیریم که هوششان به مراتب از مردان کمتر است) نتوانسته اند از خود اثر در خور توجهی به جای بگذارند؟ مهربد جان رفتار زن و مرد در مقابل هم شکل میگیرد. گویی زن خواسته و مرد انجام داده و مرد نخواسته و زن انجام نداده(این یک حالت فرضی بود) حال شما میخواهید بگویید از این به بعد از زنان به عنوان انگل یاد کنیم؟ یا بگوییم مردان قهرمانان بشریت اند؟
سلام بر بانوان پر مهر ایرانی دوستان برای استفاده از مطالب به روز وبسایت بانو از این پس باید از اكانت اشتراكی بهره بگیرید بدین معنا كه كه تنها كاربران مشترك شده در وبسایت بانو اجازه استفاده از مطالب را خواهند داشت قبل از هر چیز ابتدا فرم بالا كه شامل جنسیت ، سن ، هدف از عضویت و آدرس ایمیل هست را پر كنید و روی دكمه ارسال كلیك كنید پس از حداقل 24 ساعت یك ایمیل راهنمایی برای شما ارسال خواهد شد در صورت دریافت نكردن پاسخ و نیاز به راهنمایی بیشتر به آدرس ایمیل زیر ایمیل دهید : [email=%20gol.banoo2@gmail.com]gol.banoo2@gmail.com[/email] همچنین شما دوستان میتوانید برای دریافت ویژه نامه رایگان گل بانو در این گوگل گروپ عضو شوید : GolBanoo group
خب من از آغاز هم میدانستم میان دستکم من و شما یک همنگری بالایی هست. خواسته در اینه که چجوری میشود این زیرساختارهای همبودین[1] را فروریزاند. زنان تنبل و تنپرور شدهاند و مردان (بیشترِ آنهایی که بیرون هستند) به زنان بهایِ بسیار بیشتری از آنچه که سزوار اش هستند میدهند.
اینجا نه تنها زنان باید خودشان را بدگرانند[2], که مردان هم باید چشمداشت و شیوهیِ برخورد اشان را بدگرانند. شما زنان در این زمینه بیگمان امتیازهایِ ویژهای را از دست خواهید داد; دوران نازپروردگی, ladies first, هزینهیِ شام با دوست پسر, etc به سر خواهند رسید ولی بجایش به همبودی[3] همگن[4] میرسیم که زن و مرد اش به یک اندازه کار و تکاپو میکنند.
هر آینه, از دیدگاه من زنان بویژه در غرب چنین چیزی را خواستنی نمیبینند (من هم بودم نمیدیدم). شما برای چه باید امتیازهایِ ویژه خودتان را از دست بدهید و به اندازهیِ مردان و همپای آنها به کارهای سخت و دشوار و فرساینده بپردازید؟ که چه شود؟ اگر سخن از پول است, که زنان هماکنون اش در این کشورها در همهیِ کارهای خوب (و تنها کارهای خوب) با مردان ٥٠-٥٠ و بیشتر سهیم[5] شدهاند. اگر سخن از جایگاه همبودین است, که مردان هماکنون به زنان بهایِ بیشتری از آنکه سزوار اش هستند میدهند. انگیزهیِ دیگری هم داریم؟
من براستی انگیزهای از سوی خود زنان نمیبینم و پس تنها ابزار همانا دست مردان است: زنان را همتراز خودشان ببینند (دربرگیرندهیِ کار سخت برای زنان + چشمداشت بیشتر از آنها, ...)
ببنید این نظر من است
یکی رفتار زنان در مقابله با مردان(که در اکثر موارد با مرد سالاران این انجمن موافقم) یکی امکانات اجتماعی و سیاسی ای که برای زنان وجود دارد (که وجود ندارد)که با رویکردهای نظریات فمنیستی موافقت دارم اما این دو با هم ارتباط مستقیمی دارند وقتی یک زن به لحاظ اقتصادی مستقل نباشد چه طور میتواند پذیرای دوست پسر خود باشد؟
من خودم وقتی دوست پسرم را جایی دعوت میکنم از اینکه پول را من بپردازم ننگش می آید؟!!حتی در موردی داشتم که قهر کرده بود!حتی بد تر از آن از طرف اطرافیان به (سواری دادن)(چیپ بودن)( اسگل بودن) بودن متهم شدم! خوب وظیفه ی آگاهیدن مردان و زنان در مواجه با این دست رفتارها به عهده ی هردو جنس. اما امکانات سیاسی-اقتصادی و اجتماعی چه؟ آیا با تحقیر کردن و مبارزه با زنان به ثمر میرسد؟ من فکر نمیکنم و با آن مقابله میکنم
نخست:))به شما اطمینان میدهم که من هیجانی نیستم! در اینکه شمار مردانی که امکان بروز یافته اند و شناسایی شده اند شکی نیست. این همان معنی حرف شماست.بله زیاد ترند و تردیدی نیست.اما نتیجه گیری از این گزاره مهم مینماید!
ببینید یک صورت مسئله و دو گزینه ی محدود!! من چیزی از دنیای برنامه نویسی نمیدانم.اما شما میگویید که حتی یک زن در آن ایفای نقش نداشته یا بهتر بگوییم رهبری نکرده... بسیار خوب این از صورت مسئله اما گزینه ها: 1-امکان بروزش را نداشتند 2-علاقه ای به این رشته نداشتند 3-بین کسانی که این رشته و حرفه را انتخاب کردند دختران کمتری یافت میشده و بین این دختران کسانی که به طور حرفه ای دنبالش کنند کمتر بوده اند 4-در دنیای رقابت با مردان امتیازات کمتری داشته اند 5-..... 6-..... میبینید.میتوان بیشمار علت یافت. پس من رفتار زنان را با یک مسئله که مجموعه عوامل در آن دخیل اند را به تحلیل نمینشینم. اما اینکه زنان نیازی به تکاپو و فعالیت نمیبینند را شاید این اواخر بپذیریم.بله گویی مردان راه را برای زنان هموار کرده اند. زنان بهره مند شده اند از سرویس های علمی و فعالیتی مردان. چگونه شده که مردان اینقدر راحت سوار علم شده اند اما زنان با وجود اینکه یک انسان اند (. حتی اگر فرض بگیریم که هوششان به مراتب از مردان کمتر است) نتوانسته اند از خود اثر در خور توجهی به جای بگذارند؟ مهربد جان رفتار زن و مرد در مقابل هم شکل میگیرد. گویی زن خواسته و مرد انجام داده و مرد نخواسته و زن انجام نداده(این یک حالت فرضی بود) حال شما میخواهید بگویید از این به بعد از زنان به عنوان انگل یاد کنیم؟ یا بگوییم مردان قهرمانان بشریت اند؟
شما یک چیزی از مردسالاری در ذهن خود بر اساس تئوریهایِ فمینیستی ساختهاید ،اینست که در برخورد با حقایق و نتایج جدید مرتبط با آن بجای اندیشه به استدلال از آخر به اول روی میآورید و هر جا احساس کنید نتیجه مورد نظر شما ممکن است حاصل نشود بکل زیر همه چیز میزنید،مثل تفاوت نجبگان زن و مرد در تاریخ.
قهرمانان مرد هستند چرا که ناخواسته سر از وسط میدان نبرد برای بقا سر درآوردهاند .وقتی مردان به میدان نبرد فرستاده میشوند طبیعیست که قهرمان جنگی هم در میان آنها پیدا شود نه کسانی که به میدان نبرد نرفتهاند . هیچ کس در دو طرف نمیگوید این وضع نمیباید عوض شود یا قابلیت تغییر فرهنگی را ندارد(نمیگوید یعنی زنان خنگ بی عرضه هستند و...). بلکه اصل مساله بر سر علت این تفاوت و راهکار است.ما میگوییم زنان باید امتیازات اجتماعی همیشگی خود را رها کنند و بر اساس توانایی خود بمیدان آیند و سنجش شوند تا پیشرفت کنند. شما ولی مساله را مردسالاری و نفع مردان میبینید و فکر میکنید مردان اینجا خیلی نفع دارند میبرند از حمالی و باید با جنگ با مردان زنان را آزاد کرد،هر آنچه هست از "سرکوب" زنان توسط مردان است.
میبینید که اینکه چگونه بوده به اینکه چه باید بکنیم ربط دارد.منتهی شما در تفکرات فمینیستی خود حکم را صادر کردهاید،اینست که وقتی ما میپرسیم چرا زنان نخبه از مردان در تاریخ بسیار کمتر بوده؟ بکل منکر آن میشوید یا آنرا غیر قابل تحلیل پیچیده،غیر قابل حل،توهین آمیز به زنان،خنگ فرض کردن زنان و... مینامید.
بسیار خوب این از صورت مسئله
اما گزینه ها:
1-امکان بروزش را نداشتند
2-علاقه ای به این رشته نداشتند
3-بین کسانی که این رشته و حرفه را انتخاب کردند دختران کمتری یافت میشده و بین این دختران کسانی که به طور حرفه ای دنبالش کنند کمتر بوده اند
4-در دنیای رقابت با مردان امتیازات کمتری داشته اند
5-.....
6-.....
میبینید.میتوان بیشمار علت یافت.
به این میگویند rationalization, یعنی ظاهر خردپذیراندنِ چیزیکه خردپذیر نیست. شاید x, شاید y, شاید دوست نداشته اند که فرنود[1] نیست.
این همه مرد در سرتاسر جهان در این زمینه کار میکنند, دیگر همه جایِ جهان که این مردسالاریِ پندارینی[2] که میگویند را نداریم!
همچنین, اینکه میگویید زنان شاید گرایش نداشتند, یعنی دارید میگویید مغز زنان با مردان میدگرد[3] و ما نباید چشمداشت یکسانی از زنان داشته باشیم؟ این پرسش بسیار مهمی
است, اگر ما به این برسیم که زنان نمیتوانند, خب دیگر باید دهانمان را بسته و به کار دیگری بپردازیم. ولی اگر میتوانند ولی نمیخواهند, اینجا دیگر داستان جدایی[4] داریم.
حال شما میخواهید بگویید از این به بعد از زنان به عنوان انگل یاد کنیم؟
برای هر ٢ آری.
انگل واژهای[5] است که بار - بیش از اندازهای دارد و شخصی هم هست و باید گهگاه بکاربرد, ولی باید بگونهای هم بیزاری از چنین رفتارهایِ انگلوارانهای را نشان داد.
این یک meme بیشتر نیست چنانکه راسل گفت و گفتمانهایِ[6] یک سالِ پیش اینجا را هم بنگرید همه چیز وارونه بوده و هتا یک
هموند[7] پیشین ای به نام rationalist داشتیم که نخستین بار بیزاری اش از رفتار زنان را نمایاند و کمابیش همهیِ هموندان به او توپیدند که زنستیزی میکند.
اگر ما بتوانیم همین meme را هم بگسترانیم[8] بسیار خوب پیشرفته ایم. میدانیم که «جایگاهِ همبودین[9]» برای همهیِ آدمها مهمه و هتا
اینکه زنان امروز میروند دانشگاه برای رسیدن به همین جایگاه همبودین بالاتره. شوربختانه ولی این را هم میدانیم که دانشگاه
به آدم چیزی نمیاموزاند, پس چشمداشت ما از زنان نباید دیگر مدرک دانشگاهی, که کار واقعی و درخور و عملی باشد.
همهیِ مردان که همهیِ مردان هستند, ولی اگر میخواهیم برخی از مردم (در اینجا زنان) به سوی یک چیز ویژهای گرایش یابند (در اینجا دانشدوستی), باید آن چیز ویژه را خواستنی و باارزش کنیم, پس باید به دانشمندان (که بیشتر مرد بودهاند) ارزش والا بدهیم و هم اینکه راهِ رسیدن به چنین جایگاه را برای زن و مرد هموار نگه داریم.
من هنوز بدرستی نمیدانم به زنان چجوری میشود انگیزه برای دنبال کردن دانش یا بنمونه فلسفه داد (چه سودی برای زنان دارد به خودشان رنج این کارها را بدهند؟).
با این همه شمار زنان درسته که کمه ولی 0 هم نیست, نمونه خود من نخستین بار documentaryای که از فیلسوف ژیژک دیدم کارگردان اش یک زن بود: Astra Taylor - WiKi
----
1. ^ far+nud::Farnud || فرنود: استدلال; منطق; دلیل Ϣiki-En reason
2. ^ pendâr+in{pasvand}::Pendârin || پندارین: خیالی imaginary
3. ^ Digarestan <— Degarestan || دیگرستن: تغییر کردن Ϣiki-En to change
4. ^ Jodâyidan || جداییدن: جدا کردن to separate
5. ^ Vâžidan || واژیدن: سخن گفتن Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-En, Ϣiki-En to speak; to tell; to say
6. ^ goft+mân+idan::Goftmânidan || گفتمانیدن: گفتمان کردن Ϣiki-En to discourse
7. ^ ham+vand::Hamvand || هموند: عضو Ϣiki-En, Dehxodâ member
8. ^ Gostar Ânidan <— Gostarândan
9. ^ ham+bud+in{pasvand}::Hambudin || همبودین: اجتماعی Ϣiki-En social
خوب شما گویا فرض را بر این گذاشته اید که زنان از دست رفته اند و نیاز اورژانسی به یک نفس مصنوعی دارند وگرنه اثر معکوس فرگشت ظاهرشان را هم به انگل تغییر میدهد!! خیر.... اینطور نیست.زنان دست به کار شده اند.منتهی مصداق و معیارهایشان در مواجهه با رفتارهای مردان دچار سردرگمی شده است.زنانگی شان را در نگاه مردان دنبال میکنند.حتی نوع اندیشیدنهایشان را با معیارهای مردانه میسنجند... من حرفی از مرد سالاری نمیزنم!!بارها میگویم مرد محوری...مرد محوری....مرد محوری.... به همان علت که مردان به مرور علم و صنعت و Xو غیره را گرفتند به همان دلیل هم زنان را میتوانند به راحتی کنترل کنند.این هم برای زن بد بوده و هست و هم برای مرد. و عمق این فاجعه را شما اکنون دریافته اید و میبینید که زنان حتی در عادی ترین و راحت ترین عرصه های اجتماعی فعالیت نمیکنند! منتهی آقایان وقتی از این نامعادله سخنی میرود شاکی میشوند که چرا مرد ستیزی میکنید. در حالی که روی سخن با یک جامعه ی مرد زده است و نه صرف مردان! بنابراین رویکرد شما این شده که زنان و مردان را به خود آورید....بسیار هم خوب اما تا وقتی نتوانید مشکلات و ریشه ی آنان را بیابید با چه چیزی میجنگید؟تحقیر صرف زنان که راه را به جایی نمیبرد.این همان انتقادیست که به جنبش فمنیست هم میرود.اینکه آنقدر غرق حقوق زن شده که مردان را نشانه گرفته! ادر حالی که از نظر من باید با یک غربال گری رفتارهای زنان و مردان را از حقوقشان جدا کرد و به آنان به صورت مجزا و ابزارهای خاص خود پرداخت. همه را با یک چوب راندن و هر مسئله ای را با یک فرمول حل کردن که کار مثمر ثمری واقع نخواهد شد. من این تفکیک را برای خودم به این صورت انجام داده ام:
یکی رفتار زنان در مقابله با مردان(که در اکثر موارد با مرد سالاران این انجمن موافقم) یکی امکانات اجتماعی و سیاسی ای که برای زنان وجود دارد (که وجود ندارد)که با رویکردهای نظریات فمنیستی موافقت دارم اما این دو با هم ارتباط مستقیمی دارند وقتی یک زن به لحاظ اقتصادی مستقل نباشد چه طور میتواند پذیرای دوست پسر خود باشد؟
خوب این نقطه ی بحث من و شما. من هم میگویم کم اند.حتی خودم به عنوان یک زن از اینکه زنان را در عرصه های مختلف علمی و اجتماعی فعال نمیبینم آزرده ام.حتی گاهی وقتی نحوه ی اندیشیدن بعضی زنان را میبینم و در مقاپیسه با مردان قرار میدهم متعجب میشوم. اما اختلاف من با شما این است.زنان به مرور به این ((نخواستن)) رسیده اند.در واقع با این روش که شاید شما از آن به عنوان انگلی یاد میکنید خو گرفته اند.اما این مسئله خواست ذاتی آنان نبوده.بلکه چون وظایف و نحوه ی زندگی به آنان دیکته شده(آنهم با ابزارهای قدرت که میتواند هر چیزی باشد از مذهب و سنت و فرهنگ و سیاست ) به مرور به این روش از زندگی و ابعاد آن چیره شده اند. فرض کنید عده ای را از خانه شان دور میکنیم و به یک جزیره ی جدید میبریمشان.نه تنها روشهای زندگی در آن جزیره را خواهند آموخت که به نسل بعد از خود هم همین را انتقال خواهند داد. پس مشکل زنانگی زنان نیست.بلکه مشکل تربیت-آموزش-فرهنگ زندگیست.جهان سوم و اول هم ندارد.اینجا از آنجا به مراتب بدتر است.اما آنجا هم مشکلات خاص خود را دارد.
به زنان دیکته نشده بانو جان.زنان اگر میخواستند خودی نشان دهند میتوانستند. خودشان اینگونه خواستهاند.دلایلِ فرگشتیک و تاریخی دارد. آنها خودشان به مرور نحوهی اندیشیدنِ خود را اینگونه کردهاند.چرا که از نظرِ آنها زهدانشان چنان برای جامعه گران بوده غیر از آن نیازی به کسبِ هیچ اعتبار دیگری نداشتهاند.(این موضوع بارها در جستارهای مربوطه توسط امیر و دیگر دوستان گفته شده). یعنی یک مرد میتواند در یک ماه 30 زن را (حداقل) حامله کند.از آنجا که جمعیت و نیروی کار در قبایل نوعی برتری به حساب میامده، این موضوع باعث میشده که مردان در قبالِ زنان ارزشِ کمتری داشته باشند.یعنی ارزشِ یک مرد برابر با ارزشِ یک زن نبوده.چرا که اگر یک مرد نباشد، مردهای دیگر میتوانند زنان را حامله کنند.اما اگر زن نباشد ، کسی نمیتواند جایش را پر کند.زنان اندک اندک با اگاهی بر این اصل به سوی زندگی انگلوار پیش رفتند و فکر میکردند همین که بتوانند بزایند کارِ دیگری لازم نیست بکنند. پس در واقع آنها خودشان به آن جزیرهای که گفتید رفتهاند نه اینکه انها را برده باشند.
متوجه نشدم !یعنی نام ببرم؟یا منظورتان این است که زنی وجود نداشته!
چند مثالِ کاربردی و عینی میزنم تا ببینیم اینبار چگونه انکار میکنید: از سالِ 1901 تا 2013 ، 492 جایزه نوبل در شاخههای فیزیک، شیمی، اقتصاد ، ادبیات و پزشکی اهدا شده است(پزشکی از سال 1968 به لیست جوایزِ نوبل افزده شدهاند و من جوایز آبکی صلح را به شمار نیاوردهام).میانِ این 492 جایزه نوبل تنها 28 بار این جایزهها به زنان داده شده. یعنی پنج درصد از کل جوایز نوبل را زنان گرفتهاند. لیستِ تمام برندگانِ جایزهی نوبل را میتوانید اینجا ببینید.لیست برندگان زن را هم میتوانید اینجا ببینید. (از آن پنج درصد هم 50 درصدش در حوزهی ادبیات بوده). جایزه آبل که در در مورد ریاضیات است:
The medal has been awarded 48 times and all of the recipients have been men.
در رایانه که عمرش به سد سال هم نمیرسد و در همین سد سال هم که همه میدانیم زنان هرگز چیزی مانعشان برای موفقیت در علوم نبوده ، همه بنیانگذاراناش از بیخ مرد بودهاند و نام هیچ زنی (جز همان که قبلا گفتم) در این مورد یافت نمیشود. پایه گذارانِ این علم : تورینگ، دایجسترا، ریچی، ناث (Knuth) ، بابیج و این جدیدترها تننباوم، سیلبرشاتس، استالینگز،اهو، مانو ، کورمن و... .یعنی در این علم که این همه نو و بروز است و هم اکنون به شاخههای بسیار زیادی گسترش یافته است و من کماکم 8 سالیست با آن آشنا هستم یک الگوریتم ندیدیم یک زن ابداع کند. در دانشگاهها هم باور کنید من هرگز یکبار ندیدم یک زن برنامهنویسی استاندارد کند، یک شبکه در حد Enterprise راه بیاندازد ، یک وب سایت طراحی و راهاندازی کند و... . در حالیکه بیشتر اوقات دانشجویانِ زن از شمارِ مردان بیشتر بود.همیشه هم سعی میکردند کارهای خود را بر گردنِ پسرها بیاندازند و بارها دیده شده که یک مرد هم پروژه خودش را انجام داده و هم پروژه یک دختر در حالیکه هرگز ندیدیم یک دختر پروژهی یک پسر را انجام دهد.اما در فتوشاپ و ورد و اکسل و یاهومسنجر تا دلتان بخواهد متخصص زن دیدهایم. شما اما به اینها اکتفا نکنید ایرانبانو جان.منبعی عظیم چون اینتریت در اختیار شماست ، قدری در آن کاوش کنید تا ببینید که در همهی عرصهها این مردان بودهاند که بیشترین تاثیر را داشتهاند.از بنیانگذاران شرکتهای بزرگ گرفته تا مخترعین ، از رهبرانِ سیاسی گرفته تا فعالینِ دموکراسی. خیلی اوقات هتا این مردان هستند که برای حقوق زنان مبارزه میکنند.اما ما هیچ ندیدیم زنی که برای حقوقِ مردان فعالیت کند (در همهی این سالها یک زنِ سرشناس هم دیده نشد علیه قانونِ سربازی موضع بگیرد، اما تا دلتان بخواهد مردانی هستند که علیه حجاب مبارزه کردهاند).بالاخره ما باید چیزی را برای سنجیدن و مقایسه برگزینیم دیگر.خودتان یک چیز را پیش بکشید که زنان در آن به طور قاطع پیشرو بودهاند در همین نیم قرن گذشته در جهانِ غرب.
بله زیادند.اما نه در برابر جمعیت معمولی و عوام من واقعا انتظار دارم این استدلال را نپذیرید و مبنای مقایسه تان این استدلال بی مابه نباشد! اگر دستی در تاریخ داشته باشید خواهید دید که زنان چندان دست بازی در بیان نظراتشان نداشته اند.این یک توجیه نیست. بلکه به آن معناست که یکی از دلایل کم بودن تعداد نخبگان و مشاهیر زن به مرد این بوده که اصولا زنان امکان نشر علوم را نداشتند.
اشتباه میکنید.به نظرم چندان کم نیستند.یعنی مردان زیادی نسبتِ به جمعیتِ مردان بودهاند که تاثیر درخوری در علم و دانش و کلا همهی عرصهها داشتهاند.اما عدهی بسیار قلیلی از زنان نسبت به جمعیتِ کل بودهاند که چنین تاثیری را بتوان از آنها دید. ما نشان دادیم که در یکصد سالِ اخیر زنان همهی امکاناتی که مردان برای کسب دانش داشتند، داشتهاند . مثلا همان جایزهی نوبل که گفتم صرفا 113 سال است که اهدا میشود و از این سالها یکبار در یک اتفاق کاملا نادر به یک زن دو بار جایزه نوبل دادند.پس در یکصد سالِ اخیر تمام عرصههای دانشجویی برای زنان باز بوده اما آنها همچنان دلشان نخواسته واردش شوند.اصلا بیایید فرض کنیم که زنان مشکلاتِ بیشتری نسبت به مردان داشتهاند.با این نمیتوان آمارِ بسیار اندکی زنانِ دانشمند را توجیه کرد.چنانکه مردانِ دانشمندِ زیادی بودند که به انواع موانع و مشکلات دچار بودند اما همچنان دانش را رها نکردند.مثلا جان لاک سالها از دستِ دستگاهِ سرکوبِ آواره این کشور و آن کشور بود و همیشه خود را ناشناخته نگه میداشت که مبادا او را بکشند. یا برونو که او را سوزاندند.اسپینوزا که او را تکفیر کرده و او با تهیدستی زندگی میکرد.یا همین آبل که بسیار فقیر بود، مریض بود، بارها حقش را خوردند و او را از رسیدن به جایگاهی که شایستهاش بود بازداشتند و بیست و شش سال بیشتر زندگی نکرد چنان خدماتی برای ریاضیات از خود برجا گذاشت که شما در هر شاخهای از ریاضیات که میروید نامی از او هست. تمام تحقیق ها و دستاوردهایش را هم به خرج خودش و صرفا برای خدمت به دانش نشر میداد. خلاصه میخواهم بگویم زنان اگر هم مشکلاتی داشتند آنچنان نبوده که به هیچ جور نتوانند بر آنها فائق آیند و کاری ماندگار از خود برجای نگذارند.
من قبلا همک گفته ام.ملاک من فروم ها ی گفت و گو نیستند. اما در همین فضاها بنگرید که حضور زنان خود به معنای علاقه ی آنان است.گرچه شاید حضوری فعال نداشته باشند اما بسیار دیده ایم که زیر پست تنکس زده اند و این به معنای این است که اهل تحقیق و مطالعه و تعمق اند. اینکه چرا نمیتوانند از این تریبون آزاد استفاده کنند و یا چیزی اضافه کنند هم حپبحثس است که فکر میکنم نیاز دارد بیشتر بررسی شود. یکی از دلایلش این است که نحوه ی اندیشه زنان با مردان متفاوت است.و مسلما بیان آن نیز متفاوت گونه خواهد شد. شاید هر دو به یک نتیجه و یافته رسیده باشند اما در بیانش متفاوت عمل میکنند. از آنجایی که انتقال و بیان اندیشه ی مردانه معیار محسوب میشود ممکن است هر نوع غیر از آن انحراف از معیار است و ممکن است با تمسخر و نادیده انگاشته شدن رو به رو گردد. این انتقاد به جاییست که زنان باید و باید و باید بدون در نظر گرفتن چنین مشکلی خواسته های خود را بیان کنند و به نشر عقاید و ایده های خود بپردازند اما این مستلزم آمادگی آنان و مساعدت مردان هم هست. امیدوارم منظورم را در یافته باشید
ایرانبانو، شما بالاخره چه چیز را ملاک میگیرید؟ خودتان یک ملاک برای ما عنوان کنید. بقیه چیزهایی هم که گفتید وارد نیستند.تنکس و حضور و این چیزها، هیچ چیزی را نمیرساند.
داریوش جان پست بلند بالا و البته جامعتون نیاز به یک جنگ حسابی داره:)) چون در بعضی موارد موافقت,بعضی جاها مخالفت اکید و در بعضی موراد ابهام زدایی باید بشه.... با عرض معذرت چشمان ما دیگر پاسخگو نیست... ما بریم نماز صبح😷
اشتباه میکنید.به نظرم چندان کم نیستند.یعنی مردان زیادی نسبتِ به جمعیتِ مردان بودهاند که تاثیر درخوری در علم و دانش و کلا همهی عرصهها داشتهاند.اما عدهی بسیار قلیلی از زنان نسبت به جمعیتِ کل بودهاند که چنین تاثیری را بتوان از آنها دید. ما نشان دادیم که در یکصد سالِ اخیر زنان همهی امکاناتی که مردان برای کسب دانش داشتند، داشتهاند . مثلا همان جایزهی نوبل که گفتم صرفا 113 سال است که اهدا میشود و از این سالها یکبار در یک اتفاق کاملا نادر به یک زن دو بار جایزه نوبل دادند.پس در یکصد سالِ اخیر تمام عرصههای دانشجویی برای زنان باز بوده اما آنها همچنان دلشان نخواسته واردش شوند.اصلا بیایید فرض کنیم که زنان مشکلاتِ بیشتری نسبت به مردان داشتهاند.با این نمیتوان آمارِ بسیار اندکی زنانِ دانشمند را توجیه کرد.چنانکه مردانِ دانشمندِ زیادی بودند که به انواع موانع و مشکلات دچار بودند اما همچنان دانش را رها نکردند.مثلا جان لاک سالها از دستِ دستگاهِ سرکوبِ آواره این کشور و آن کشور بود و همیشه خود را ناشناخته نگه میداشت که مبادا او را بکشند. یا برونو که او را سوزاندند.اسپینوزا که او را تکفیر کرده و او با تهیدستی زندگی میکرد.یا همین آبل که بسیار فقیر بود، مریض بود، بارها حقش را خوردند و او را از رسیدن به جایگاهی که شایستهاش بود بازداشتند و بیست و شش سال بیشتر زندگی نکرد چنان خدماتی برای ریاضیات از خود برجا گذاشت که شما در هر شاخهای از ریاضیات که میروید نامی از او هست. تمام تحقیق ها و دستاوردهایش را هم به خرج خودش و صرفا برای خدمت به دانش نشر میداد. خلاصه میخواهم بگویم زنان اگر هم مشکلاتی داشتند آنچنان نبوده که به هیچ جور نتوانند بر آنها فائق آیند و کاری ماندگار از خود برجای نگذارند.
چرا راه دور برویم ؟ استیون هاوکینگ ! کدام زنی اگر این شرایط را داشت دست از تحقیق و مطالعه بر نمیداشت ؟
Agamede (12th century BCE), (possibly mythical) physician in Ancient Greece Aglaonike (2nd century BCE), the first woman astronomer in Ancient Greece Agnodike (4th century BCE), the first woman physician to practice legally in Athens Arete of Cyrene (5th–4th centuries BCE), natural and moral philosopher, North Africa Artemisia of Caria (c. 300 BCE), botanist[citation needed] Aspasia of Miletus (4th century BCE), philosopher and scientist Cleopatra the Alchemist - identity is unclear, but her book, The Chrysopoeia of Cleopatra, is[1] first recorded as existing in the 2nd century A.D./C.E. in Alexandria. Diotima of Mantinea (4th century BCE), philosopher and scientist, ancient Greece (sources vary as to her historicity; possibly a fictionalized character based on Aspasia of Miletus) Enheduanna (c. 2285–2250 BCE), Sumerian/Akkadian astronomer and poet Hypatia of Alexandria (370–415), mathematician and astronomer, Egypt Lastheneia of Mantinea, (5th century BCE), student of Plato Mary the Jewess (1st or 2nd century CE), alchemist Merit Ptah (c. 2700 BCE), Egyptian physician Pythias of Assos (4th century BCE), marine zoologist[citation needed] Tapputi-Belatekallim ([2] first mentioned in a clay tablet dating to 2000 BCE), Babylonian perfumer, the first person in history recorded as using a chemical process Theano (6th century BCE), philosopher, mathematician and physician [edit]Middle Ages
Abella (14th century), Italian physician Bettina d'Andrea (d. 1335), Italian lawyer and philosopher Novella d'Andrea (d. 1333), Italian lawyer Hildegard von Bingen (1099–1179), German natural philosopher Dorotea Bocchi (fl. 1390), Italian professor of medicine Constance Calenda (15th century), Italian surgeon specialising in diseases of the eye[2][3] Constanza, Italian physician[2] Calrice di Durisio (15th century), Italian physician Jacobina Félicie (fl. 1322), Italian physician Alessandra Giliani (fl. 1318), Italian anatomist Rebecca de Guarna (14th century), Italian physician[2][3] Heloise (12th century), French mathematician and physician[citation needed] Herrad of Landsberg (c.1130–1195), German/French author of the encyclopedia and technological compendium Garden of Delight Maria Incarnata, Italian surgeon[3] Lilavati (c. 12th century), daughter featured in Bhāskara II's treatise on mathematics, who solves mathematical exercises Margarita (14th century), Italian physician[3] Thomasia de Mattio, Italian physician[3] Mercuriade (14th century), Italian physician and surgeon[2] Empress Theodora (500–545), Byzantine philosopher and mathematician[citation needed] Trotula of Salerno (c. 1090), Italian physician Walborg and Karin Jota (c. 1350), Swedish officials of the court [edit]15th to 17th centuries
Anna Åkerhjelm (1647–1693), Swedish traveller and amateur archeologist. Aphra Behn (1640–1689), British astronomer Celia Grillo Borromeo (1684–1777), Italian natural philosopher Sophia Brahe (1556–1643), Danish astronomer and chemist Margaret Cavendish (1623–1673), natural philosopher Isabella Cortese, (fl. 1561), Italian alchemist Marie Crous (fl. 1640), French mathematician Maria Cunitz (1610–1664), Silesian astronomer Jeanne Dumée (fl. 1680), French astronomer Maria Clara Eimmart (1676 - 1707), German astronomer. Elisabeth of Bohemia, Princess Palatine (1618–1680), German natural philosopher Beatriz Galindo (1465–1534), Spanish physician Elisabetha Koopman Hevelius (1647–1693), astronomer, wife of Johannes Hevelius Maria Sibylla Merian (1647–1717), naturalist Tarquinia Molza (1542–1617), Italian natural philosopher Elena Cornaro Piscopia (1646–1684), Italian mathematician and the first female PhD Jane Sharp (fl. 1671), British midwife Elinor Sneshell (fl. 1593), surgeon [edit]18th century
Maria Gaetana Agnesi (1718–1799), Italian mathematician Maria Pellegrina Amoretti (1756 - 1787), Italian lawyer Maria Ardinghelli (1728–1825), Italian mathematician and physicist Anna Atkins (1799–1871), British botanist Giuseppa Eleonora Barbapiccola (c. 1702–1740), natural philosopher, translator Laura Bassi (1711–1778), Italian physicist Marie Marguerite Bihéron (1719-1795), French anatomist Margaret Bryan (c. 1760–1815), British natural philosopher Maria Christina Bruhn (1732–1802), Swedish inventor Elsa Beata Bunge (1734–1819), Swedish botanist Maria Medina Coeli (1764–1846), Italian physician. Émilie du Châtelet (1706–1749), French mathematician and physicist Jane Colden (1724–1766), American biologist Maria Dalle Donne (1778–1842), Italian physician Marie-Jeanne de Lalande (1760–1832), French astronomer Johanna Eyreinov (fl. 1785), Russian matematician Eva Ekeblad (1724–1786), Swedish agronomist Dorothea Leporin Erxleben (1715–1762), German physician Elizabeth Fulhame (fl. 1794), British chemist Sophie Germain (1776–1831), elasticity theory, number theory Lucia Galeazzi Galvani (1743–1788), Italian physician Nicole-Reine Lepaute (1723–1792), French astronomer Catherine Littlefield Greene (1755–1814), American inventor Maria Lullin (1750-1831), Swiss entomologist. Caroline Herschel (1750–1848), German-British astronomer Josephine Kablick (1787–1863), Botanist Maria Margarethe Kirch, (1670–1720), German astronomer Marie Paulze Lavoisier (1758–1836), French chemist and illustrator Anna Morandi Manzolini (1716–1774), Italian physician and anatomist Sybilla Masters (1675-1720) patent for a corn mill Maria Pettracini (1759–1791), Italian anatomist and physician Louise du Pierry (1746– fl. 1807), French astronomer Faustina Pignatelli (d. 1785), Italian physicist Eliza Luca Pinckney (1723–1766) indigo dye pioneer Christina Roccati (1732–1797) Italian physicist Clotilde Tambroni (1758–1817), Italian philologist and linguistic Petronella Johanna de Timmerman (1723–1786), Dutch scientist Wang Zhenyi (astronomer) (1768–1797), Chinese astronomer [edit]19th century
[edit]Anthropology Alice Cunningham Fletcher (1838–1923), American ethnologist Johanna Mestorf (1828–1909), German prehistoric archaeologist Clémence Royer (1830–1902), French anthropologist Ellen Churchill Semple (1863–1932), American geographer Praskovja Uvarova (1840–1924), Russian archaeologist [edit]Astronomy Annie Jump Cannon (1863–1941), American astronomer Agnes Mary Clerke (1842–1907), British astronomer Florence Cushman American astronomer Williamina Fleming (1857–1911), Scottish/American astronomer Margaret Lindsay Murray Huggins (1848–1915), British astronomer Henrietta Swan Leavitt (1868–1921), American astronomer Annie Russell Maunder (1868–1947), Irish astronomer Antonia Caetana Maury (1866–1952), American astronomer Maria Mitchell (1818–1889), American astronomer Caterina Scarpellini (1808–1873), Italian astronomer Sarah Frances Whiting (1846–1927), American astronomer and physicist[4] Mary Watson Whitney (1847–1921), American astronomer Anna Winlock (1857–1904), American astronomer [edit]Natural History or Biology Elizabeth Cary Agassiz (1822–1907), American natural historian Mary Anning (1799–1847), British natural historian Isabella Bird Bishop (1831–1904), British natural historian Mary Agnes Meara Chase (1869–1963), American biologist Cornelia Clapp (1849–1934), American zoologist Anna Botsford Comstock (1854–1930), American natural historian Lydia Maria Adams DeWitt (1859–1928) American pathologist Amalie Dietrich (1821–1891), German natural historian Alice Eastwood (1859–1953), American biologist Rosa Smith Eigenmann (1858–1947), American biologist Gabrielle Howard (1876-1930), British plant physiologist Ida Henrietta Hyde (1857–1945), American biologist Helen Dean King (1869–1955), American biologist Olive Thorne Miller (1831–1918), American natural historian Mary Murtfeldt (1848–1913), American biologist Eleanor Anne Ormerod (1828–1901), British biologist Edith Marion Patch (1876–1954), American biologist Beatrix Potter (1866–1943), British mycologist Mary Jane Rathbun (1860–1943), American marine biologist Ethel Sargant (1863–1918), British biologist Annie Lorrain Smith (1854–1937), British lichenologist and mycologist Nettie Stevens (1861–1912), American geneticist Mary Treat (1830–1923), American naturalist Jeanne Villepreux-Power (1794–1871), French marine biologist [edit]Geology Florence Bascom (1862–1945), American geologist Etheldred Benett (1776–1845), British geologist [edit]Chemistry Louise Hammarström (1849–1917), Swedish chemist Julia Lermontova (1846-1919), Russian chemist Mary Engle Pennington (1872–1952), American chemist Vera Popova (1867–1896), Russian chemist Nadezhda Olimpievna Ziber-Shumova (d. 1914), Russian chemist Anna Sundström (1785–1871), Swedish chemist Ellen Swallow Richards (1842–1911), American industrial and environmental chemist Anna Volkova (1800–1876), Russian chemist [edit]Mathematics Sofia Kovalevskaya (1850–1891), Russian mathematician (partial differential equations, rotating solids, Abelian functions) Augusta Ada Byron Lovelace (1815–1851), British mathematician Florence Nightingale (1820–1910), British statistician and nurse [edit]Physics Hertha Marks Ayrton (1854–1923), British physicist Mileva Einstein-Maric (1875–1948), Serbian/Swiss physicist Margaret Eliza Maltby (1860–1944), American physicist Mary Somerville (1780–1872), British physicist [edit]Psychology Mary Whiton Calkins (1863–1930), American psychologist Christine Ladd-Franklin (1847–1930), American psychologist Margaret Floy Washburn (1871–1939), American psychologist [edit]Science Education Jane Webb Loudon (1807–1858), Writer of introductory gardening books Jane Haldimand Marcet (1769–1858), Writer of introductory science books Almira Hart Lincoln Phelps (1793–1884), American science educator [edit]Inventors and Engineers Ellen Eglui (19th century) inventor Hanna Hammarström (1829–1909), Swedish inventor Mary Kies (19th century), American inventor Emily Roebling (1844–1903), American civil engineer [edit]Medical Profession Lovisa Årberg (1801–1881) first woman doctor and surgeon in Sweden Elizabeth Garrett Anderson (1836–1917), British physician Hedda Andersson (1861-1950), Swedish physician Amalia Assur (1803–1889), Swedish dentist Sara Josephine Baker (1873–1945), American doctor (child hygiene pioneer) Elizabeth Blackwell (1821–1910), American physician Emily Blackwell (1826–1910 ), American physician Marie Gillain Boivin (1773–1841), French midwife Maria Dalle Donne (1778–1842), Italian physician Marie Durocher (1809–1893), Brazilian obstetrician, midwife and physician Rosalie Fougelberg (1841–1911), Swedish dentist Johanna Hedén (1837–1912), Swedish midwife, feldsher and barber. Maria Jansson (1788–1842), known as Kisamor, Swedish physician Sophia Jex-Blake (1840–1912), British physician Emmy Rappe (1835–1896), Swedish nurse Lucy Hobbs Taylor (1833–1910), American dentist Isala Van Diest (1842–1916), first female medical doctor and female university graduate in Belgium Mary Walker (1832–1919), American surgeon Karolina Widerström (1856–1949), Swedish physician [edit]20th century
[edit]Anthropology Ruth Benedict (1887–1948), American anthropologist Margaret Mead (1901-1978), American anthropologist Camilla Wedgwood (1901-1955), British/Australian anthropologist [edit]Archeology Zsófia Torma (1832–1899), Hungarian archeologist, paleologist, anthropologist [edit]Astronomy Claudia Alexander, American planetary scientist Mary Adela Blagg (1858–1944), British astronomer Margaret Burbidge (1919–), British astrophysicist Jocelyn Bell Burnell (1943–), British astrophysicist (discovery of radio pulsars) Annie Jump Cannon (1863–1941), American astronomer Janine Connes, French astronomer[5] Heather Couper (1949–), British astronomer (astronomy popularisation, science education) Sandra Faber (1944–), American Astronomer[6] Pamela Gay, American astronomer Martha Haynes, American astronomer Lisa Kaltenegger - Austrian/American astronomer Dorothea Klumpke (1861–1942), American-born astronomer Henrietta Leavitt, (1868–1921), American astronomer (periodicity of variable stars) Carolyn Porco (1953–), American planetary scientist Cecilia Payne-Gaposchkin (1900–1978), British-American astronomer Vera Rubin (1928–), American astronomer[7] Charlotte Moore Sitterly (1898–1990), American astronomer Jill Tarter (1944–), American astronomer Beatrice Tinsley (1941–1981), New Zealand astronomer and cosmologist Beth Willman, American astronomer Maria Zuber, American planetary scientist [edit]Biology June Almeida (1930–2007), British virologist E. K. Janaki Ammal (1897–1984), Indian botanist Caroline Austin, British molecular biologist[citation needed] Yvonne Barr (1932–), British virologist (co-discovery of Epstein-Barr virus) Gillian Bates, British geneticist (Huntingdon's disease) Val Beral (1946–), British–Australian epidemiologist Alice Middleton Boring (1883–1955), American biologist Linda B. Buck (1947–), American neuroscientist (Nobel prize for olfactory receptors) Martha Chase (1927–2003), American molecular biologist Ursula M. Cowgill, American biologist and anthropologist Suzanne Cory (1942–), Australian immunologist/cancer researcher Gerty Theresa Cori (1896–1957), American biochemist (Nobel Prize in Physiology or Medicine in 1947) Janet Darbyshire, British epidemiologist Dian Fossey (1932–1985), American zoologist [3] Birutė Galdikas (1946–), German primatologist and conservationist Jane Goodall (1934–), British biologist, primatologist Susan Greenfield (1951–), British neurophysiologist (neurophysiology of the brain, popularisation of science) Asha Kolte, Indian Biologist (1941–)[citation needed] Misha Mahowald (1963–1996), American neuroscientist [4] Lynn Margulis (1938–), American biologist Barbara McClintock (1902–1992), American geneticist Anne McLaren (1927–2007), British developmental biologist Rita Levi-Montalcini (1909–), Italian neurologist (Nobel prize for growth factors) Ann Haven Morgan (1882–1966), American zoologist Christiane Nüsslein-Volhard (1942–), German geneticist and developmental biologist (Nobel prize for homeobox genes) Daphne Osborne (1930–2006), British plant physiologist (plant hormones) Theodora Lisle Prankerd (1878-1939), British botanist Joan Beauchamp Procter (1897-1931), British zoologist (herpetologist) F. Gwendolen Rees (1906–1994), British parasitologist Anita Roberts (1942–2006), American molecular biologist, "mother of TGF-Beta" Margaret A. Stanley, British virologist and epithelial biologist Phyllis Starkey (1947–) British biochemist and medical researcher Anna Stecksén (1870-1904), Swedish pathologist Maria Telkes (1900–1995), Hungarian-American biophysicist Karen Vousden, British cancer researcher Jane C. Wright (1919-2013), American oncologist [edit]Chemistry Astrid Cleve (1875–1968), Swedish chemist Maria Skłodowska-Curie (1867–1934), Polish-French chemist (pioneer in radiology, discovery of polonium and radium) Gertrude B. Elion (1918–1999), American biochemist (Nobel prize for drug development) Rosalind Franklin (1920–1957), British physical chemist and crystallographer Ellen Gleditsch (1879–1968), Norwegian radiochemist[8] Anna J. Harrison (1912–1998), American organic chemist Clara Immerwahr (1870–1915), German chemist Irène Joliot-Curie (1897–1956), French chemist and nuclear physicist Stephanie Kwolek (1923–), American chemist, inventor of Kevlar Maud Menten (1879–1960), Canadian biochemist Ida Noddack Tacke (1896–1978), German chemist and physicist Patsy Sherman (20th century), American chemist, co-inventor of Scotchgard Darshan Ranganathan (1941-2001), Indian organic chemist Jean Thomas, British biochemist (chromatin) [edit]Geology Zonia Baber (1862–1955), American geographer and geologist Ethel Shakespear (1871–1946), English geologist Marjorie Sweeting (1920–1994), British geomorphologist [edit]Psychology Lera Boroditsky, American psychologist Helen Flanders Dunbar (1902–1959) important early figure in U.S. psychosomatic medicine[9] Margo Wilson (1945–), Canadian evolutionary psychologist Catherine G. Wolf (1947–), American psychologist and expert in human-computer interaction Margaret Kennard (1899-1975) did pioneering research on age effects on brain damage, which produced early evidence for neuroplasticity [edit]Mathematician or Computer Scientist Hertha Marks Ayrton (1854–1923), British mathematician and electrical engineer (electric arcs, sand ripples, invention of several devices, geometry) Mary L. Cartwright (1900–1998), British mathematician[10] Amanda Chessell computer scientist Ingrid Daubechies, (1954–) Belgian mathematician (Wavelets - first woman to receive the National Academy of Sciences Award in Mathematics) Tatjana Ehrenfest-Afanassjewa (1876–1964), Russian/Dutch mathematician Evelyn Boyd Granville (1924–), American mathematician, second African-American woman to get a Ph.D. in mathematics Grace Hopper (1906–1992), American computer scientist Rózsa Péter (1905–1977) Hungarian mathematician Dorothy Wrinch (1894–1976), British mathematician and theoretical biochemist [edit]Science Education Susan Blackmore (1951–), British science writer (memetics, evolutionary theory, consciousness, parapsychology) [edit]Engineer Kate Gleason (1865–1933), American engineer Frances Hugle (1927 – 1968) American engineer Mary Olliden Weaver (20th century), inventor [edit]Medical Professional Dorothy Lavinia Brown (1919–2004), American surgeon Margaret Chan (1947–), Chinese-Canadian health administrator; director of the World Health Organization Eleanor Davies-Colley (1874–1934), British surgeon (first female FRCS) Louisa Martindale (1872–1966), British surgeon Fiona Wood, (1958–), British-Australian plastic surgeon Claire Fagin, American health-care researcher Elsie Widdowson (1908–2000), British nutritionist [edit]Physics Faye Ajzenberg-Selove (1926– ), American nuclear physicist, (2007 US National Medal of Science)[11] Betsy Ancker-Johnson (1929–), American plasma physicist Milla Baldo-Ceolin (1924–2011), Italian particle physicist[12] Marietta Blau (1894–1970), German experimental particle physicist Katharine Blodgett (1898–1979), American thin-film physicist[13] Christiane Bonnelle, French spectroscopist[14] Margrete Heiberg Bose, Danish physicist (active in Argentina from 1909) Jenny Rosenthal Bramley (1909–1997), Lithuanian-American physicist,[15][16] Harriet Brooks (1876–1933), American radiation physicist A. Catrina Bryce (1956–), Scottish laser scientist Nina Byers (1930–), American physicist[17] Yvette Cauchois (1908–1999), French physicist[18] Yvonne Choquet-Bruhat (1923–), French theoretical physicist[19] Patricia Cladis (1937–), Canadian/American physicist[20] Esther Conwell (1922–), American physicist, semiconductors[21] Cécile DeWitt-Morette (1922–), French mathematician and physicist[22] Louise Dolan, American mathematical physicist, theoretical particle physics and superstring theory Nancy M. Dowdy (1938–), Nuclear physicist, arms control[23] Mildred Dresselhaus (1930–), American physicist, graphite, graphite intercalation compounds, fullerenes, carbon nanotubes, and low dimensional thermoelectrics[24] Helen T. Edwards (1936–), American physicist, Tevatron[25] Magda Ericson (1929–), French nuclear physicist[26] Ursula Franklin (1921–), Canadian metallurgist, research physicist, author and educator Judy Franz (1938–), American physicst and educator[27] Phyllis S. Freier (1921–1992), American astrophysicist[28] Mary K. Gaillard (1939–), American theoretical physcist[29] Fanny Gates (1872–1931), American physicist[30] Claire F. Gmachl, American physicist Maria Goeppert-Mayer (1906–1972), German-American physicist[31] Gertrude Scharff Goldhaber (1911–1998), American nuclear physicist[32] Sulamith Goldhaber (1923–1965), American high-energy physicist and molecular spectroscopist[33] Gail Hanson (1947–), American high-energy physicist[34] Margrete Heiberg Bose (1866–1952 ), Danish/Argentine physicist Evans Hayward (1922–), American physicist[35] Caroline Herzenberg (1932–), American physicist[36] Dorothy Crowfoot Hodgkin (1910–1994), British X-ray crystallographer Shirley Jackson (1946–), American nuclear physicist, president of Rensselaer Polytechnic Institute, first African-American woman to earn a doctorate from M.I.T.[37] Bertha Swirles Jeffreys (1903–1999), British physicist[38] Lorella M. Jones (1943–1995), American particle physicist [5] Carole Jordan (1941–), British solar physicist Renata Kallosh (1943–), Russian/American theoretical physicist[39] Berta Karlik (1904–1990), Austrian physicist[40] Bruria Kaufman (1918–2010 )[41] Elizaveta Karamihailova (1897-1968), Bulgarian nuclear physicist Marcia Keith (1859–1950)[42] Ann Kiessling (1942–) Margaret Kivelson (1928–)[43] Noemie Benczer Koller (1933–)[44] Ninni Kronberg (1874-1946), Swedish physiologist in nutrition Doris Kuhlmann-Wilsdorf (1922–2010)[45] Elizabeth Laird (physicist) (1874–1969)[46] Juliet Lee-Franzini (1933–)[47] Inge Lehmann (1888–1993)[48] Kathleen Lonsdale (1903–1971)[49] Margaret Eliza Maltby (1860–1944), American physicist[50] Helen Megaw (1907–)[51] Lise Meitner (1878–1968), Austrian nuclear physicist (pioneering nuclear physics, discovery of nuclear fission, protactinum, and the Auger effect) Kirstine Meyer (1861–1941)[52] Luise Meyer-Schutzmeister (1915–1981)[53] Anna Nagurney Canadian-born, US operations researcher/management scientist focusing on networks Chiara Nappi, Italian American physicist Ann Nelson (1958–), American physicist Marcia Neugebauer,[54] Gertrude Neumark (1927–)[55] Ida Tacke Noddack (1896–1979)[56] Emmy Noether (1882–1935), German mathematician and theoretical physicist (symmetries and conservation laws) Marguerite Perey (1909–1975)[57] Melba Phillips (1907–2004)[58] Agnes Pockels (1862–1935)[59] [[Pelageya Polubarinova-Kochina] (1899–), Russian physicist[60] Edith Quimby (1891–1982)[61] Helen Quinn (1943–), American particle physicist[62] Lisa Randall (1962–), American physicist Myriam Sarachik (1933–), American physicist[63] Bice Sechi-Zorn (1928–1984), Italian/American nuclear physicist[64] Johanna Levelt Sengers, Dutch/American physicist[65] Hertha Sponer (1895–1968), German/American physicist and chemist[66] Isabelle Stone (1868–1944), American thin-film physicist and educator[67] Katharine Way (1903–1995), American nuclear physicist[68] Leona Woods (1919–1986), American nuclear physicist Chien-Shiung Wu (1912–1997), Chinese-American physicist (nuclear physics, (non) conservation of parity) Sau Lan Wu, Chinese-American particle physicist[69] Xide Xie (Hsi-teh Hsieh) (1921–2000), Chinese physicist[70] Rosalyn Sussman Yalow (1921–), American medical physicist (Nobel prize for radioimmunoassay) [edit]See also
1842: Ada Lovelace (1815–1852) was an analyst of Charles Babbage's analytical engine and is often described as the "first computer programmer."[34] 1893: Henrietta Swan Leavitt joined the Harvard "computers", a group of women engaged in the production of astronomical data at Harvard. She was instrumental in discovery of the cepheid variable stars, which are evidence for the expansion of the universe. 1926: Grete Hermann published the foundational paper for computerized algebra. It was her doctoral thesis, titled "The Question of Finitely Many Steps in Polynomial Ideal Theory", and published in Mathematische Annalen. 1940s: American women were recruited to do ballistics calculations and program computers during WWII. Around 1943-1945, these women "computers" used a Differential Analyzer in the basement of the Moore School of Electrical Engineering to speed up their calculations, though the machine required a mechanic to be totally accurate and the women often rechecked the calculations by hand.[35] 1942: Hedy Lamarr (1913–2000), was an actress and the co-inventor of an early form of spread-spectrum broadcasting. 1943: Women worked as WREN Colossus operators during WW2 at Bletchley Park. 1943: The wives of scientists at Los Alamos were first organized as "computers" on the Manhattan Project. 1946: Betty Jennings, Betty Snyder, Fran Bilas, Kay McNulty, Marlyn Wescoff, and Ruth Lichterman were the original programmers of the ENIAC. 1949: Grace Hopper (1906–1992), was a United States Navy officer and the first programmer of the Harvard Mark I, known as the "Mother of COBOL". She developed the first ever compiler for an electronic computer, known as A-0. 1958: Orbital calculations for the United States' Explorer 1 satellite were solved by the NASA Jet Propulsion Laboratory's all-female "computers", many of whom were recruited out of high school. Mechanical calculators were supplemented with logarithmic calculations performed by hand.[36][37] 1961: Dana Ulery (1938–), was the first female engineer at Jet Propulsion Laboratory, developing real-time tracking systems using a North American Aviation Recomp II, a 40-bit word size computer. 1962: Jean E. Sammet (1928–), developed the FORMAC programming language. She was also the first to write extensively about the history and categorisation of programming languages in 1969, and became the first female president of the Association for Computing Machinery in 1974. 1965: Mary Allen Wilkes was the first person to use a computer in a private home (in 1965) and the first developer of an operating system (LAP) for the first minicomputer (LINC). 1965: Sister Mary Kenneth Keller (1914?–1985) became the first American woman to earn a PhD in Computer Science in 1965.[38] Her thesis was titled "Inductive Inference on Computer Generated Patterns."[39] 1970?: Susan Nycum did early computer security and computer law/intellectual property for Datamation. 1972: Adele Goldberg (1945-), was one of the designers and developers of the Smalltalk language. 1972: Karen Spärck Jones (1935–2007), was a pioneer of information retrieval and natural language processing. 1972: Sandy Kurtzig founded ASK Computer Systems, an early Silicon Valley startup. 1973: Lynn Conway (1938–), led the "LSI Systems" group, and co-authored Introduction to VLSI Systems. 1975?: Phyllis Fox worked on the PORT portable mathematical/numerical library. 1978: Sophie Wilson (?), designed the Acorn Microcomputer. 1978: The Association for Women in Computing was founded in Washington, D.C. in 1978. 1979: Carol Shaw (?), was a game designer and programmer for Atari Corp. and Activision. 1980: Carla Meninsky (?), was the game designer and programmer for Atari 2600 games Dodge 'Em and Warlords. 1982?: Lorinda Cherry worked on the Writers WorkBench (wwb) for Bell Labs. 1983: Janese Swanson (with others) developed the first of the Carmen Sandiego games. She went on to found Girl Tech. 1984: Roberta Williams (1953–), did pioneering work in graphical adventure games for personal computers, particularly the King's Quest series. 1984: Susan Kare (1954–), created the icons and many of the interface elements for the original Apple Macintosh in the 1980s, and was an original employee of NeXT, working as the Creative Director. 1985: Radia Perlman (1951–), invented the Spanning Tree Protocol. She has done extensive and innovative research, particularly on encryption and networking. She received the USENIX Lifetime Achievement Award in 2007, among numerous others. 1985: Irma Wyman (~1927–), was the first Honeywell CIO. 1986: Hannah Smith was the "Girlie tipster" for CRASH (magazine). 1988: Éva Tardos (1957–), was the recipient of the Fulkerson Prize for her research on design and analysis of algorithms. 1989: Frances E. Allen (1932–), became the first female IBM Fellow in 1989. In 2006 she became the first female recipient of the ACM's Turing Award. 1992: A photograph of the all-female parody pop group Les Horribles Cernettes appears on the recently created World Wide Web, the first photo there according to media reports.[40][41] 1992–: Donna Dubinsky (1955–), CEO and co-founder of Palm, Inc., co-founder of Handspring, co-founder of Numenta, Harvard Business School's Alumni Achievement Award winner for “introducing the first successful personal digital assistant (PDA) and who is now developing a computer memory system modeled after the human brain.” 1993: Shafi Goldwasser (1958–), a theoretical computer scientist, is a two-time recipient of the Gödel Prize for research on complexity theory, cryptography and computational number theory, and the invention of zero-knowledge proofs. 1993: Barbara Liskov, together with Jeannette Wing, developed the Liskov substitution principle. Liskov was also the winner of the Turing Prize in 2008. 1994: Sally Floyd (~1953–), is most renowned for her work on Transmission Control Protocol. 1996: Xiaoyuan Tu (1967–), was the first female recipient of the ACM's Doctoral Dissertation Award.[42] 1997: Anita Borg (1949–2003), was the founding director of the Institute for Women and Technology (IWT). 1999: Marissa Mayer (1975–), was the first female engineer hired at Google, and was later named Vice President of Search Product and User Experience. She is currently the CEO of Yahoo. 2003: Ellen Spertus earned a PhD in Electrical Engineering and Computer Science from MIT in 1998 with the notable thesis "ParaSite: Mining the structural information on the World-Wide Web." 2004: Jeri Ellsworth (1974–), was a self-taught computer chip designer and creator of the C64 Direct-to-TV. 2005: Audrey Tang (1981–), was the initiator and leader of the Pugs project. 2005: Mary Lou Jepsen (1965–), was the founder and chief technology officer of One Laptop Per Child (OLPC), and the founder of Pixel Qi. 2005: Ruchi Sanghvi became the first female engineer at Facebook.[43] 2006: Maria Klawe (1951–), was the first woman to become President of Harvey Mudd College since its founding in 1955 and was ACM president from 2002 until 2004.
1842: Ada Lovelace (1815–1852) was an analyst of Charles Babbage's analytical engine and is often described as the "first computer programmer."[34]
1893: Henrietta Swan Leavitt joined the Harvard "computers", a group of women engaged in the production of astronomical data at Harvard. She was instrumental in discovery of the cepheid variable stars, which are evidence for the expansion of the universe.
1926: Grete Hermann published the foundational paper for computerized algebra. It was her doctoral thesis, titled "The Question of Finitely Many Steps in Polynomial Ideal Theory", and published in Mathematische Annalen.
1940s: American women were recruited to do ballistics calculations and program computers during WWII. Around 1943-1945, these women "computers" used a Differential Analyzer in the basement of the Moore School of Electrical Engineering to speed up their calculations, though the machine required a mechanic to be totally accurate and the ...
یک مشت نام از برنامهریزهای تک و توک زن, جوریکه یکی در facebook کار کرده شده زن مهندس الگو! یکی دیگر در Atari چند سال بوده شده برنامهریز نمونه:
2005: Ruchi Sanghvi became the first female engineer at Facebook.[43]
1985: Irma Wyman (~1927–), was the first Honeywell CIO (پیوند CIO بودن در شرکت Honeywell - WiKi به رایانه؟)
...
را یکجا آوردن که چیزی را نشان نمیدهد. اگر راست میگویید و زنان این اندازه ژیرا[1] هستند آمار رو کنید, اگر نه شمار مردانی که در دانش رایانه بودند:
١. بیشتر از آنه که کسی هتا بتواند یکجا داشته باشد.
٢. اگر همه را داشته باشید بیشتر از ١٠٠٠ برگ شده و نسبت مردان به زنان نزدیک به ١ به ١ میلیون هم شاید برسد!
در کنار همهیِ اینها, بودن همین اندک زنان میتواند بخوبی نمایانگر همین باشد که زنان اگر بخواهند میتوانند و همینکه امروز
این اندازه شمارشان کمه از نخواستن ایشان میاید, نه نتوانستن اشان —> امتیاز ویژهیِ زن بودن در همبودهای[2] "مرد"سالار که زن نیازی به تکاپو در خود نمیبیند.
Ada Lovelace (1815–1852) was an analyst of Charles Babbage's analytical engine and is often described as the "first computer programmer.
چه قدر هم که آن موقع کامپیوتر اختراع شده بود !
کسی نگفته زنها هیچی نشدند !
گفته شده در قیاس با مردان شمارشان بسیار کمتر است . و این از سر ناتوانی نیست ! از سر نخواستن و گرایش به آکبند نگاه داشتن مغز است !
روشن است که :
زنها هیچی نشدند ≠ زنهایی که یک کاره شدند شمارشان در مقایسه ی مردان بسیار کمتر است .
آن زنهایی هم که در مورد کامپیوتر لیست کردید نخستینش که اصلن ربطی به کامپیوتر نداشته ! بلکه ادعا میشود نخستین الگوریتم نویس است ! که چرند محض است . نخستین الگوریتم نویس تاریخ خوارزمی است که اصلن الگوریتم را اختراع کرده ! آن الگوریتمی هم که منتصب به وی است متعلق به چارلز ببیج است .
ما بقی هم هیچ کدام کار خاصی نکرده اند (در قیاس با مردان) . مثلن این :
1989: Frances E. Allen (1932–), became the first female IBM Fellow in 1989. In 2006 she became the first female recipient of the ACM's Turing Award
چه ربطی دارد آخه ؟! اینکه اولین زنیست که عضو IBM شده میشه امتیاز و یک کار مفید انجام دادن ؟
یا این یکی :
Marissa Mayer (1975–), was the first female engineer hired at Google, and was later named Vice President of Search Product and User Experience. She is currently the CEO of Yahoo
اگر اینها در زمره کار مهم و خدمت قرار میگیرند که تک تک مردان روی کره ی زمین به بشریت خدمت کرده اند !!
همان طور که پیشتر هم گفتیم تقریبن هیچ زبان برنامه نویسی توسط زنان اختراع نشده و زنان در زمینه کامپیوتر تقریبن هیچ کاری نکرده اند
خب خوشحالیم که با نقطهی اوجِ تلاشهای فمنیستها نیز بالاخره روبرو شدیم که از هر چاه و چالهای و از چند قرن پیش از میلاد تا دو هزار سال پس از میلاد هم که شده زنی را بیابند و به ما به عنوانِ دانشمند معرفی کنند ، هتا اگر شده مثلAgamede احتمالا اصلا وجود نداشته باشد.اول اینکه ما هرگز نگفتیم که دانشمندِ زن نیست یا نبوده.بلکه گفتیم در مقابل مردان بسیار بسیار اندک بوده.بهترین گواهش نیز این است که در پاسخ به همین فمنیستهایی که همچین لیستهایی را با کاوشهای فراوان میسازند ، هرگز لیستی از مردان ارائه نمیشود چرا؟ چون احتمالا باید ده هزار برابرِ این لیست باشد . اکنون قدری در این لیست غور کنید تا ببینید چه دستتان را میگیرد: مثلا Fiona Wood, (1958–), British-Australian plastic surgeon جراح پلاستیک.اکنون من باید مثلا ایشان را بگذارم در کنار کسی چون لوئی پاستور .البته این خانم یک اسپری برای کسانی که دچار سوختگی شدهاند هم اختراع کردهاند که از این نوع ابداعات هر روز چندتایی داریم. یا مثلا Ann Haven Morganخودتان بخوانید☺️ یا چه میدانم فلان زن یک کتاب در سال 1800 در مورد حساب دیفرانسیل و انتگرال نوشته شده ریاضیدان و حالا ما باید او را بگذاریم در کنار لایبنیتز و لژاندار. از همه خندهدار تر فلیسوفهایش هستند.خودتان بخوانید جالب است. ما میگوییم پایهگذاران و کسانی که بیشترین تاثیر را در علومِ مختلف داشتهاند همگی مرد بودهاند ایشان رفتهاند یک لیست بلند برایمان نقل کردهاند که مثلا ما را بترسانند.تمامِ این لیست که از دوازده قرن پیش از میلاد مسیح شروع شده تا 2000 سال پس از میلاد پایان میابد به اندازهی دانشمندانِ مردی که از سالهای 500 پیش از میلاد تا 200 پیش میلاد فقط در یونان بودهاند نمیرسد.فکر کنم حداقل نصفِ همین اندازه فیلسوف در آن دوره داشتیم! بقیه پیشکش.
خلاصه داستان داریم با دوستانِ فمنیست و تا بتوانیم یک چیزی را به ایشان بفهمانیم مویمان سفید میشود. ما از لحظه اول گفتیم شمارِ زنانِ دانشور از مردان بسیار کمتر است و پس از آن همش دارد به ما نشان داده میشود که زنانِ دانشوری هم بودهاند.
گرامی در ادامه ی اون قسمتی که نقل قول آوردید نوشته که ارگاسم از طریق intercourse مانند این است که لقمه را دور سر خود بپیچید.کسی هم نگفت که زنان به میزان یکسان با مردان به ارگاسم می رسند.بحث سر این است که این کاستی بر عهده ی کیست؟
تا یک زمانی که انسان نمی دانست کلیتوریس چیست و به چه کار می آید(که این به دید من کاستی زنان است که نسبت به بدن خود کنجکاو نیستند) حالا که می داند چه کسی گفته که وظیفه ی مردان است که بدانند زنان چگونه باید ارضا شوند؟چرا همین زنان جستجو نمی کنند که چگونه باید به ارگاسم برسند؟
.پس کاستی از خود زنان است که از بدن خود خبر ندارند و این بار بر دوش مردان است که به ایشان آموزش دهند و لمس کلیتوریس را یاد بدهند.
گویی در سکس هم باید زنان یک گوشه بنشینند و مردان در پی ارضای ایشان باشند.
and hello mr sexologist :))
کلا اعضای اینجا مثل اینکه فراموشی حاد دارند که از یک موضوع به موضع دیگه میرسیم،اولا اینکه منظور سکس عادی بود مگرنه کسی نگفت زنان اصلا ارضا نمیشند(مثلا ممکنه خودارضایی کنند) و باز هم نگفتم تقصیر مردانه که رگ پدافند از مردان بزنه بالا:))
بلکه هدف این بود که نشون بدم به طور معمول(و با اینکه امروزه که دانش ما اینقدر زیاد شده) لذت برابر در سکس به زن نمیرسه به این خاطر که به هر دلیلی مردان به راحتی و با درصد بالا ارضا میشند ولی زنان سخت تر ارضا میشند و درصد کمتری هم دارند،دلایلش هم از بی توجهی مرد تا ناآگاهی زن و یا بعضی فاکتورهای بیولوژی و روانی دیگست.
خلاصه داستان داریم با دوستانِ فمنیست و تا بتوانیم یک چیزی را به ایشان بفهمانیم مویمان سفید میشود. ما از لحظه اول گفتیم شمارِ زنانِ دانشور از مردان بسیار کمتر است و پس از آن همش دارد به ما نشان داده میشود که زنانِ دانشوری هم بودهاند.
نخیر شما هم فراموش کردید که اگر زنی میخواست به این حیطه های مردانه وارد بشه چه دردسرهایی میکشید :)
در زمانه ارسطو،سقراط و افلاطون که در آتن زنان(اون هم طبقات بالای جامعه!)حق بیرون رفتن از خونه رو فقط برای مراسمات مذهبی یا جشن ها داشتند و آموزش هایی که بهشون داده میشد محدود به خانه داری و... میشد.
زنان شهروند درجه دو حساب میشند و حق رای هم نداشتند.
The Athenian ideal for women is epitomized in Pericles’ “Funeral Oration” quoted by Thucydides: “to a noble woman is a great glory not to be talked about for good or for evil among men."
این هم زن ایده آل آتنی که اصلا در موردش در میان مردان نباید حرفی زده بشه! :)
حالا فرض کنیم که زنی میخواسته فقط یک درصد دانش اینها رو بدست بیاره،آیا با این وضعیت راهی جز تله پاتی هم میمونه؟!:))یا فرضا اگر بعد از عملیات غیرممکن تونست به سطح مطلوبی از دانش برسه،آیا نظریاتش توسط مردان جدی گرفته میشدند!؟
یک نمونه از دیدگاه های گهربار جناب ارسطو در مورد زنان این بوده که زنان دندان های کمتری دارند ولی حتی این زحمت رو به خودش نداده بوده که دهان یک زن رو معاینه کنه:)) (البته این ناشی از به تعبیر راسل آفتی هست سقراط و ارسطو بر ضد علم ایجاد کردند)
در زمانه همون ریاضی دان عزیز شما در نروژ زنان ناتوان تلقی میشدند! حق تحصیل، مالکیت(حتی بر پولشون) رو نداشتند.هیچ جا زنان رو برای هیچ گونه آموزش یا شغل دولتی نمیپذیرفتند.حتی برای شاغل شدن نیاز داشتن که سرپرستشون(پدر یا شوهر) اجازه بده.
حالا فرض کنیم زنی فرضی با نبوغ و استعداد ایشون و با همون بدبختی میخواست به چنین جایگاهی برسه،آیا راهی وجود داشته!؟
حتی جالب که اگر به عصر روشنگری توجه کنیم برای اینکه به زنان حق آموزش،کار و کلا شهروند شدن و رسیدن به سطح مردان داده بشه این مسائل باید از سوی فلاسفه و روشنفکران مرد مطرح میشد تا جدی گرفته بشه! :)
آیا من ادعا میکنم توانایی زنان و مردان دقیقا یکسان هست!؟خیر.آیا من تفاوت ها رو انکار میکنم!؟به هیچ وجه.ولی حتی اگر درضد کمی از زنان میخواستند راه فلاسفه، دانشمندان و سایر نوابغ مرد رو ادامه بدند(که خودشون هم درصد کمی از جامعه مردان و معمولا دارای وضعیت رفاهی، آموزشی و قانونی مناسبی بودند) عملا این کار نزدیک مرز های غیرممکن بوده!
آیا اگر دستان و پاهای 100 نفر رو ببندیم و از این میون فقط یک نفر شنا بلد باشه همون یک نفر میتونه خودشو اثبات کنه یا غرق میشه!؟ ;)
بلکه هدف این بود که نشون بدم به طور معمول(و با اینکه امروزه که دانش ما اینقدر زیاد شده) لذت برابر در سکس به زن نمیرسه به این خاطر که به هر دلیلی مردان به راحتی و با درصد بالا ارضا میشند ولی زنان سخت تر ارضا میشند و درصد کمتری هم دارند،دلایلش هم از بی توجهی مرد تا ناآگاهی زن و یا بعضی فاکتورهای بیولوژی و روانی دیگست.
شد همانی که پیشتر گفته شد !
زنان ارضا نمیشوند به خاطر مردان !
پس فردا اگر شنیدید زنان نمیتوانند بشاشند به خاطر مردان زیاد تعجب نکنید
پس فردا اگر شنیدید زنان نمیتوانند بشاشند به خاطر مردان زیاد تعجب نکنید !!!
عجب گیری کردیما:))
من میگم یکی از دلایلش میتونه بی بوجهی مرد باشه ولی دلایلش به قدری گسترده هست که نمیشه گردن مردان انداخت،هدف من هم اصلا چیز دیگه ای بود که گفتم.
Science faculty’s subtle gender biases favor male students در این پزوهش به شمار زیادی از اساتید رشته های شیمی،بیولوژی و فیزیک پرونده یک دانشجو داده شده که برای پست مدیریت آزمایشگاه درخواست داده.همه شرکت کنندگان نمونه مشابهی رو دریافت کردند و فقط به صورت رندوم ولی مساوی جنسیت دانشجو متفاوت بوده.
اساتید پرونده ها رو بر اساس مشاوره که ممکنه به دانشجو بدند،شایستگی و استخدام پذیری(؟) درجه بندی کردند و نتایج واقعا جالب بوده:
در همه موارد مخصوصا حقوق دانشجو مرد وضعیت بهتری داشته در صورتی که پرونده ها یکسان بوده!البته جنسیت استادان تاثیر خاصی روی داوریشون نداشته.
(البته گروه پژوهش نظرشون این بود که این تبعیض ها در مواردی که افراد شایستیگی هاشون بارز هست خیلی کمتره)
این تازه بخشی از تبعیض های فمنیستی بر علیه مردان در محیط علمی هست;)