بیخود است! اوج لذت سکس به ارضا شدنش هست. هر دو نفر (ختنه شده و ختنه نشده) به اوج میرسند. از هرکدام بپرسی میگویند عالی بود! پس ربطی به ختنه نداره..! چنان میگویند قربانی شده ایم انگار چه شده است! یک رفتار صحیح پزشکی ست که به اثبات هم رسیده
تلفاتِ جادهای در ایران: سال 92، تعدادِ تلفاتِ مرد 12007 نفر بوده در حالی که تلفاتِ زن 3531 نفر بوده. تعدادِ مصدومین : 197410 مرد و 76415 زن. سال 91، تعدادِ تلفاتِ مرد 14988نفر بوده در حالی که تلفاتِ زن 4101 نفر بوده. تعدادِ مصدومین : 232049 مرد و 86753 زن. سال 90، تعدادِ تلفاتِ مرد 15624 نفر بوده در حالی که تلفاتِ زن 4444نفر بوده.
قربانیانِ نزاعها در ده ماه سالِ نود و دو : 363168 نفر مرد و 157989 نفر زن.
مرگِ ناشی از گازگرفتگی : در ده ماهِ سالِ 92 : 398 نفر مرد و 166 نفر زن. در سال 91: 490 نفر مرد و 207 نفر زن. در سالِ 90 : 712 نفر مرد و 253 نفر زن.
مرگِ ناشی از برقگرفتگی: در سالِ 92: 51 نفر زن و 601 نفر مرد. در سالِ 91 : 68 نفر زن و 621 نفر مرد. در سالِ 90 : 81 نفر زن و 646 نفر مرد.
از سالِ 82 تا 91، هشت هزار و هشتصد و شصت و شش مرد توسط سلاحهای سرد کشته شدهاند در حالی که این آمار در مورد زنان هزار و هفتصد و چهل شش نفر بوده.
در نه ماهِ اول سال نود 156 زن در اثر سوءمصرفِ موادِ مخدر جانِ خود را از دست دادهاند در حالیکه این آمار در موردِ مردان 2554 نفر بوده.
تلفاتِ جادهای در ایران: سال 92، تعدادِ تلفاتِ مرد 12007 نفر بوده در حالی که تلفاتِ زن 3531 نفر بوده. تعدادِ مصدومین : 197410 مرد و 76415 زن. سال 91، تعدادِ تلفاتِ مرد 14988نفر بوده در حالی که تلفاتِ زن 4101 نفر بوده. تعدادِ مصدومین : 232049 مرد و 86753 زن. سال 90، تعدادِ تلفاتِ مرد 15624 نفر بوده در حالی که تلفاتِ زن 4444نفر بوده.
این آمار نشون میده که مردا خوش گذرون ترن.سیر و سفرشونم بیشتر از زناست
آری, من بودم. برای نمونه در میان جانوران, شانس در فرگشت به برتری آدمها نیانجامیده؟ چرا نمیتواند این شانس در برتری یک جنس به جنس دیگر بیانجامد؟ این چیزهای پیش پا افتادهیِ فرگشتیگ را دیگر آدم میبیوسد پس از این همه سال یاد گرفته باشی آرَش جان, در فرگشت ما نه بباید یکسنجی داریم, نه همسنگی. پارسیگر
گفتم که گوینده پیدا بشه:))
مرد ستیز یا زن ستیز نیاز به یک عامل هوشمند یا سیستمی داره که توسط عامل هوشمند ایجاد شده باشه. چطور "طبیعت" میتونه با چیزی که جزئی از خودش هست "ستیز" داشته باشه؟! البته باید مشخص بکنم اینجا منظور از ستیز چیه:
Misogyny /mɪˈsɒdʒɪni/ is the hatred or dislike of women or girls اینجا واژه موردنظر رو ما از این واژه ها گرفتیم، طبیعت نمیتونه زن ستیز باشه چون نمیتونه از زن ها متنفر باشه یا دوسشون نداشته باشه!چون طبیعت یک موجود هوشمند نیست مطمئنا اینجا منظور ستیز به معنای عام نیست،همونطور که هیچکس نمیگه طبیعت آدم ستیزه(همه عوامل مرگ و میر ما طبیعی هستند) نمیتونیم بگیم طبیعت مرد یا زن ستیزه
مرد ستیز یا زن ستیز نیاز به یک عامل هوشمند یا سیستمی داره که توسط عامل هوشمند ایجاد شده باشه.
چطور "طبیعت" میتونه با چیزی که جزئی از خودش هست "ستیز" داشته باشه؟!
البته باید مشخص بکنم اینجا منظور از ستیز چیه:
Misogyny /mɪˈsɒdʒɪni/ is the hatred or dislike of women or girls
اینجا واژه موردنظر رو ما از این واژه ها گرفتیم، طبیعت نمیتونه زن ستیز باشه چون نمیتونه از زن ها متنفر باشه یا دوسشون نداشته باشه!چون طبیعت یک موجود هوشمند نیست
مطمئنا اینجا منظور ستیز به معنای عام نیست،همونطور که هیچکس نمیگه طبیعت آدم ستیزه(همه عوامل مرگ و میر ما طبیعی هستند) نمیتونیم بگیم طبیعت مرد یا زن ستیزه
سخن ات از اینکه در طبیعت شانس نمیتواند به برتری یک جنس بیانجامد به اینکه
طبیعت نمیتواند زنستیز؟ باشد (ما دربارهیِ اندک مردستیزی طبیعت در اینجا سخن گفته بودیم) فرگشت؟
بگذار کمی به دانش ات (یا نداشتِ دانش ات) بخندیم. در گونهای تارتن به نام بیوهیِ سیاه, ماده پس از جفتگیری نر را میخورد:
شوالیهیِ ولی نامرده اینجا نرستیزی نمیبیند, چون طبیعت که آخر "ستیزیدن" نمیداند; انگار که نمونهوار طبیعت هوش میدانسته که هومنِ هوشمند آفریده.
در حین جفت گیری، حشره نر روی حشره ماده ،که از نر بزرگتر است، می پرد. هر گونه اشتباه از جانب حشره نر به معنای خورده شدن او توسط حشره ماده می باشد! حتی اگر پرش، موفقیت آمیز باشد، باز ممکن است حشره ماده چرخیده و شروع به خوردن سر مرد بیچاره کند!!نکته جالب و البته عجیب اینکه حشره دعاخوان بعد و حتی در حین آمیزش به بلعیدن شریک خود ادامه میدهد. قسمتهای باقی مانده از بدن نر برای ادامه جفت گیری کافی می باشد! ویلیام براون، زیست شناس تکاملی از دانشگاه نیویورک در فردونیا، می گوید” اگر شما یک جفت را با یکدیگر رها کنید و مدت کوتاهی برگردید، تنها بالهای حشره نر را پیدا می کنید.”
سخن ات از اینکه در طبیعت شانس نمیتواند به برتری یک جنس بیانجامد به اینکه طبیعت نمیتواند زنستیز؟ باشد (ما دربارهیِ اندک مردستیزی طبیعت در اینجا سخن گفته بودیم) فرگشت؟
بگذار کمی به دانش ات (یا نداشتِ دانش ات) بخندیم. در گونهای تارتن به نام بیوهیِ سیاه, ماده پس از جفتگیری نر را میخورد:
شوالیهیِ ولی نامرده اینجا نرستیزی نمیبیند, چون طبیعت که آخر "ستیزیدن" نمیداند; انگار که نمونهوار طبیعت هوش میدانسته که هومنِ هوشمند آفریده. پارسیگر
مهربد جان برات مثال زدم که اشتباه برداشت نکنی،ستیز در معنای خیلی عامش رو نباید اینجا به کار برد،ماده و پادماده هم ستیز دارند و در صورت برخورد هم دیگه رو نابود میکنند،ولی "انگیزه" یا "احساس" ندارند.
در مرد ستیزی، زن ستیزی، انسان ستیزی یک سیستم یا یک گروه یا یک آدم داشتن انگیزه یا احساس مهمه. ستیز=بیزار بودن(در اینجا) واژه های مورد نظر در انگلیسی هم به بیزار بودن اشاره میکنند،من هم با همین تعبیر میگم،طبیعت نمیتونه بیزار! از چیزی باشه.
مهربد جان برات مثال زدم که اشتباه برداشت نکنی،ستیز در معنای خیلی عامش رو نباید اینجا به کار برد،ماده و پادماده هم ستیز دارند و در صورت برخورد هم دیگه رو نابود میکنند،ولی "انگیزه" یا "احساس" ندارند.
چه بامزه, خب مگر ما از انگیزه یا احساس طبیعت در مردستیزی گفته بودیم؟ (= کژفرنود پهلوان پنبه)
ما گفتیم طبیعت مردستیزی دارد, درست همانجوریکه در آخوندک یا تارتن ِ بیوهیِ سیاه طبیعت نرستیزی دارد. رویهمرفته
جنس نرینه در طبیعت دورانداختنی و جایگزینپذیر است (از روی بخت و شانس), جنس مادینه ولی نه. این تا اندازهای در پستانداران وارونیده یا
دگریسته, برای نمونه در گربهسانان میبینیم شیر نرینه جایگاه والاتر و بهتری یافته یا در هومنی زنْ مرد را پس از جفتگیری نمیخورد, چون در روند فرگشت ما
بودِ مرد بهرهیِ بیشتری در بهینش زادآوری میرسانیده تا نبود او و هتّا ابزار «دلباختگی»
نیز فرگشته که روی هم زن و هم مرد کارگر است.
با این همه این هم برابری در آدمی فرزام نیست و جنس مادینه همچنان بیشترین برتری را داشته و دارد و گسترش فندآوری نیز به آن دامن میزند (تا زمانیکه
به جایی برسد که مرد برای زادآوری از زن بینیاز شود {که پیش از رسیدن به اینجا گرایندیِ بالا میرود جهانی که ما میشناختهایم نابود شده و این گفتگوها بیهوده شده باشند.})
چه بامزه, خب مگر ما از انگیزه یا احساس طبیعت در مردستیزی گفته بودیم؟ (= کژفرنود پهلوان پنبه)
ما گفتیم طبیعت مردستیزی دارد, درست همانجوریکه در آخوندک یا تارتن ِ بیوهیِ سیاه طبیعت نرستیزی دارد. رویهمرفته جنس نرینه در طبیعت دورانداختنی و جایگزینپذیر است (از روی بخت و شانس), جنس مادینه ولی نه. این تا اندازهای در پستانداران وارونیده یا دگریسته, برای نمونه در گربهسانان میبینیم شیر نرینه جایگاه والاتر و بهتری یافته یا در هومنی زنْ مرد را پس از جفتگیری نمیخورد, چون در روند فرگشت ما بودِ مرد بهرهیِ بیشتری در بهینش زادآوری میرسانیده تا نبود او و هتّا ابزار نیز هم فرگشته که روی هم زن و هم مرد کارگر است.
با این همه این هم برابری در آدمی فرزام نیست و جنس مادینه همچنان بیشترین برتری را داشته و دارد و گسترش فندآوری نیز به آن دامن میزند (تا زمانیکه به جایی برسد که مرد برای زادآوری از زن بینیاز شود {که پیش از رسیدن به اینجا گرایندیِ بالا میرود جهانی که ما میشناختهایم نابود شده و این گفتگوها بیهوده شده باشند.})
پارسیگر
:) pointless arguments or as you say...vicious circles
برای من انگیزهبخشه بهترینها و ابرهوشمندترینهایِ youtube مانند TheAmazingAtheist و Thunderf00t این اندازه پادفمینیسم هستند.
سپس که ولی @Dariush میاید چند تا از اینها را برای @undead_knight فهرست میکند, میشنود
که همهیِ فمینیستها اینجور نیستند و نمیشود از این فرجامید فمینیسم بده; چه گیرا و بامزه, انگار ما این را نمیدانستیم
(;
بدبختانه ولی همین youtube هم هتّا در ایران فیلتره و برای ما که ولی بیرون از ایران هستیم و روزانه به چشم امان پتیاره بازیهایِ
این فمینیستهایِ پُررو و دهن دریده را میبینیم, کمی پذیرفتن اینکه همهیِ فمینیستها (بویژه اگر زن بودند) پتیاره نیستند, براستی سخته.
سپس که ولی @@Dariush میاید چند تا از اینها را برای @@undead_knight فهرست میکند, میشنود که همهیِ فمینیستها اینجور نیستند و نمیشود از این فرجامید فمینیسم بده; چه گیرا و بامزه, انگار ما این را نمیدانستیم (;
بدبختانه ولی همین youtube هم هتّا در ایران فیلتره و برای ما که ولی بیرون از ایران هستیم و روزانه به چشم امان پتیاره بازیهایِ این فمینیستهایِ پُررو و دهن دریده را میبینیم, کمی پذیرفتن اینکه همهیِ فمینیستها (بویژه اگر زن بودند) پتیاره نیستند, براستی سخته. پارسیگر
والا اگر هم فیلتر نبود،انگیسی بودنش به تنهایی یک مانع خیلی بزرگ برای داشتن مخاطب فارسی زبان داخلی هست،مگرنه فیسبوک با وجود فیتر بودن کاربران داخلی زیادی داره. پتیاره رو شفاف تر معنی کن.(تعریفی که دادی گنگه)
مهربد اصلا اینها رو که میبینم به خودشیفته بودنت شک میکنم شاید هم باید خودم رو در یک دسته بندی شدیدتر از خودشیفتگی قرار بدم:))
خب گرفتاری تو اینه که خودشیفتگی ات بی پایه و بنیاد است, آرشْ جان.
من خودشیفتگی ام پایهمنده, ولی هیچ خودفریبیای در کارم نیست. از من باهوشتر هم در این
در جهان برای نمونه هست; چیزیکه تو نه در اندرتار به این پهناوری دیده بودی, نه پیرامون ات:
9-باهوش با معیار خودم نه،حتی توی نت!(البته این به این معنا نیست که خودم رو باهوش تر میدونم) که از این بابت که شاید یه نفر در یک زمینه باهوش تر باشه ولی به طور کلی کسی رو باهوش تر از خودم ندیدم.
خب گرفتاری تو اینه که خودشیفتگی ات بی پایه و بنیاد است, آرشْ جان.
من خودشیفتگی ام پایهمنده, ولی هیچ خودفریبیای در کارم نیست. از من باهوشتر هم در این در جهان برای نمونه هست; چیزیکه تو نه در اندرتار به این پهناوری دیده بودی, نه پیرامون ات:
عکس: farsnews پریسا صفرپور فارغ التحصیل رسانه و هنر
«سلام، خواستم ببینم فقط درباره خانم ها و خشونت علیه زنان مطلب می نویسید؟» پیامش کوتاه است اما وقتی یک مرد جوان آن را می پرسد یعنی پشتش اندازه یک کتاب داستان وجود دارد. پاسخ می دهم اگر حرفی برای گفتن دارد با کمال میل می شنوم. دو روز جوابی دریافت نمی کنم اما خواهرش برایم می نویسد. « برادرم به خاطر ما تن فروشی می کرد و طی یک سال اخیر هم چند بار دست به خودکشی زده است.» اطمینان می دهم برای اینکه توسط آشنا و دوست شناخته نشود تغییراتی در صحبت هایش بدهم و حرف هایش می تواند روی جامعه تاثیر گذار باشد و شاید حتی خودش هم آرام تر شود.
بالاخره مصاحبه از طریق چت را می پذیرد.
از بیست و سه سالگی که ماه های آخر خدمت (سربازی) بودم تن فروش شدم
. یعنی مثل زنانی که کنار خیابان می ایستند؟ نه به آن شکل ولی برای پول با زن ها و مردها خوابیده ام بی آنکه لذت ببرم.
منظورت چیست لذت نمی بردی؟ قطعا من به عنوان یک مرد لذت جنسی داشتم اما روحم هنوز بیمار است. دائم به مشاور و روانشناس مراجعه می کنم. عذاب وجدان داشتم و از همه بدتر اینکه من از کودکی بین دوست و آشنا به ساده دلی و کم رویی شهرت داشتم و این روی کیفیت و کمیت رابطه جنسی ام تأثیر داشت.
دوست داری از یک جایی که مسبب اصلی این موضوع بوده برایمان بگویی؟ پدرم یک خیاط آبرومند بود. تا دوازده سالگی خواهر و برادری نداشتم. اما درعرض سه سال یک برادر و دو خواهربرادر دوقلو به جمع ما آمدند. یکی دوسال بعد قند خون پدرم آنقدرغیر قابل کنترل شد که چشم چپش را از دست داد. یعنی خیاطی تعطیل. بعد هم دربان یک شرکت خصوصی شد. هیچ وقت فقیر نبودیم. مادرهم در خانه خیاطی می کرد و اهل مجله خواندن و روزنامه ورق زدن بود. پدرم هم عاشق سینمای دهه چهل و پنجاه هالیوود؛ برای من رفیق شفیقی محسوب می شد که خدا نصیب همه کند. دانش آموز خوبی نبودم اما عاشق ورزش و مدلینگ و خوش پوشیدن و خوش گشتن بودم که کمرویی ام به علاِقه مندی هایم جور در نمی آمد. وقتی در بیست سالگی به زور دیپلم گرفتم بالطبع در کنکور هم قبول نشدم. ماه های آخر سربازی حدود بیست و سه ساله بودم که تلفنی به من اطلاع دادند پدر به کمای قندی رفته است. یکی دوماه به کما رفت و وقتی به هوش آمد قدرت تکلم اش را از دست داد، مثل کسی که سکته کرده است.
و شما هنوز سرباز بودید؟ بله متاسفانه و همین باعث شد من که می دیدم خانواده متوسطم رو به فقر و بدهی می روند دچار اضطراب شوم.
هنوز دوران خدمت را می گذراندی که به فکر این کار افتادی؟ من به فکرش نیفتادم، اتفاقی بود. با یکی از هم خدمتی ها رفتیم گردش، ظهر پنجشنبه بود و تا شنبه صبح مرخصی داشتیم.رفیقم می خواست روحیه من عوض شود. در رستوران دو خانم مسن اما خوش پوش سر حرف را به خاطر دیر رسیدن غذا باز کردند و این شد که بیشتر آشنا شدیم و ما را سوار ماشین کردند. رفیقم به شوخی وقتی می خواستند ما را یک جایی پیاده کنند در جواب درخواست های زیر لفظی خانم ها گفت ما پول می گیریم خدمات می رسانیم و خانم ها قبول کردند.
یعنی تو آمادگی اش را داشتی؟ من یک پسر بیست و دوسه ساله بودم که تجربه جنسی جدی نداشتم و در بحران روحی به سر می بردم. آمادگی هم خواب شدن بله، ولی پول گرفتن و این کاره شدن نه.
پس شروع قضیه تفریحی بود؟ متاسفانه بله، دوستی ما با خانم ها ادامه پیدا کرد و آنها دوستان دیگرشان را دعوت کردند و اولین بار یک خانم پیر، یک چک پانصد هزارتومانی به من داد.
فقط برای یک هم خوابگی؟ نه فقط هم خوابگی. چون روزهای آخر خدمتم بود برایم جشن گرفتند و دو روز در نقش های راننده، همراه، همدم و آشپز برایشان کار کردم. دو نفر بودند که خانم پیر پول داد.
عکس العملت چه بود؟ سه چهارماه خرجی خانواده ام در آن روزهای سختی و بیماری و گرفتاری را یک دفعه می دهند دستم، چه حالی باید می شدم؟ تعارف کردم ولی گفت من می دانم وقتی برگردی شهر و دیارت پول لازم هستی.
و با یک دیپلم دست و پا شکسته که کار هم بلد نبودی در شهر و دیارت شغلی جورنشد!؟ آنقدر پول لازم بودیم و خواهر و برادرها خرجشان بالا بود که رفتم در یک پیتزا فروشی با موتور کار گرفتم. به خاطر خوش پوشی و بالاخره یک ذره قیافه ای که داشتم مدام از طرف صاحب کار و همکاران مسخره می شدم. از جیگرتو بخورم و بچه خوشگل به من می گفتند تا تو چرا هنرپیشه فیلم پورن نشدی…
همین سبب شد که آنجا نمانی ؟ اگر پول به اندازه خرج خانه در می آمد تحمل میکردم و می ماندم. متاسفانه بچه ها هنوز کودک و نوجوان بودند و مراقبت های جدی می خواستند. هزینه های سرسام آوری داشتند که به مغز من هم خطور نمی کرد. مگر دوره زمانه کامپیوتر و موبایل می شد به آنها بگویم ندارم اگر هم می گفتم آنها درک نمی کردند. من برخلاف مادرم معتقد بودم باید در ناز و نعمت بزرگ شوند و این سن برای اینکه قناعت یاد بگیرند مناسب نیست. یعنی راستش را بخواهید کارمان از قناعت کردن گذشته بود. رسما ندار شده بودیم. مادرم هم با روماتیسم و بالا پایین کردن پدرم و بچه داری دیگر به خیاطی نمی رسید. ما خانواده روشنی هستیم، به حدی که پدرم در نوجوانی به من گفت خودارضایی چیست و چگونه باید با آن کنار بیایم ومادرم از اینکه باید روابطم با دوست دخترم چگونه باشد حرف زده بود. خوب و تمیز و سلامت بودیم. سفره ابالفضل و ختم انعام و ماهواره را با هم داشتیم. از اینکه بیماری بگیرم می ترسیدم، به همین دلیل اضطرابم موقع بودن با زنان بدتر شد.
نمی توانستی از کاندوم استفاده کنی؟ ببینید مشتری های من معمولا زنان چهل تا هفتاد ساله و اکثرا مهربان بودند. پنجاه درصدشان وقتی میدیدند نگرانم میگفتند برو راحت باش حالا یا با پول یا بی پول. پنجاه درصد دیگر هم خدمات رسانی می خواستند، کاندوم را که از شروط اولیه من بود قبول نمیکردند و پولی نصیبم نمی شد. دوماه اول که اینطوری گذشت اکثر مشتری هایم را از دست دادم. برای همین مجبور شدم شرایط آنها را بپذیرم نه اینکه خودم شرط بگذارم.
بالاخره وضع مالی ات خوب شد؟ در این کار خوب شدن نداریم. در آوردن و خرج کردن است. می بایست جنتلمن می بودم. هم زمان خرج خودم و بچهها و خانه میشد و روزگار می گذشت. دنبال تست بازیگری و مدلینگ و این چیزها هم بودم. به مادرم گفتم یک مارک معروف کت و شلوار و چرم، من را برای کارهای مدلینگ داخلی انتخاب کرده است. پولی که در می آوردم از نظر او حلال بود و به من افتخارمی کرد. عذاب وجدان به خاطر مادرم اضطراب و افسردگی مرا بدتر میکرد و اولین مورد تجاوز تیر خلاص بود.
تجاوز؟ اگر اذیت نمی شوی درباره اش حرف بزن . وقتی به یکی از خانه ها که با دو زن قرار داشتم رفتم با سه مرد روبه رو شدم.
یعنی به دام افتادی؟ نه اینکه آن خانم ها برای من دام چیده باشند ولی خیال می کردند من با مرد هم می خوابم. وقتی مقاومت کردم به من با شوخی و خنده و سپس زور تجاوز کردند. از آن شب دیگر نابود شدم.
و همچنان به این کار ادامه دادی؟ یک مدت ولش کردم. دو- سه ماه. اما متأسفانه زد و پدرم فوت شد. بدهی کفن و دفن و آبروداری مرا به چند خانه دیگر سوق داد که متاسفانه بین مشتریها یپچیده بود من با مرد هم می خوابم. این شد که به خاطر پول اجازه دادم شکنجه ام کنند. کم کم پای مواد مخدر هم به میان آمد و وحشت و افسردگی و اضطرابم بیشتر.
خواهرت کی مطلع شد؟ او یک سالی می شود که فهمیده و از من افسرده تر است. متاسفانه دنیای کوچکی است چون یک مادر و دختر از طرف یک مشتری به من معرفی شدند که دختر خانم هم دانشگاهی خواهرم بود. من او را نمی شناختم. کار که تمام شد، پولم را گرفتم و رفتم ولی او مرا با خواهرم چندبار دیده بود. خواهرم به روانشناس مان گفته است از اینکه به خاطر ما برادرم زجر کشیده عذاب وجدان دارم. هردوی ما زیر نظر پزشک هستیم و من داروهای قوی آرام بخش مصرف می کنم. اما صادقانه بگویم از اینکه بچه ها اینقدر موفق و تحصیل کرده و چشم و دل سیرشده اند خوشحالم و از خدا برای خودم تنها شفا می خواهم.
یعنی اگر باز هم به بیست و سه سالگی برگردی این کار را می کنی؟ اگر به بیست و سه سالگی برگردم که شرایط زندگی ما همین باشد بله مجبورم، ولی اگر به کودکی و نوجوانی برگردم درس می خوانم و تابستان ها کارهای متفرقه مثل مکانیکی، نجاری و جوشکاری یاد می گیرم تا وقتی در بیست و سه سالگی پدرم از کار افتاده شد یک جوردیگری زندگی را به دوش بگیرم.
در میان حرف هایت احترام به زنانی که با آنها بودی مشهود است. چرا؟ نود درصد آنها زنانی بودند که مشکلات خودشان را داشتند. شاید مالی نبود ولی گرفتار بودند. خیلی هایشان برای من دل می سوزاندند. خیلیها تلاش کردند برای من کار پیدا کنند که متأسفانه خودم قابلیت نداشتم. حتی دو نفرشان سی و نه ساله و پنجاه و چندساله به من پیشنهاد ازدواج دادند. یک بار هم یک خانم هفتاد ساله را معرفی کردند که بسیار ثروتمند بود از من خواست نوکرش باشم و چهارماه بی هم خوابگی و تن فروشی روزگارم خیلی خوب بود، ولی پسرهایش که جای دیگری زندگی میکردند مرا انداختند بیرون مبادا مادرشان وسوسه شود و پولی چیزی به نامم بکند.
بعد از اینکه خواهرت فهمید کارت را رها کردی؟ بله و حسابی چند ماه درمانده و بی پول بودیم و آن زمان بود که اقدام به خودکشی کردم. خوشبختانه دیگر از آن مرحله رد شده ام. حماقت است. خودکشی آنهم در وضعیت خانوادگی ما! خودخواه شده بودم انگار. همین که هیچ کس جز خواهرم نفهمیده خدا را شکر میکنم. هرچند شرمنده خواهرم هستم، مرا درک میکند ولی به هر حال…
حالا روزگار را چطور می گذرانی؟ پدربزرگ مادری ام تازگی فوت کرده است و به مادرم اندازه رهن یک مغازه ارث می رسد. دنبال کار منشی گری و فروشندگی یا نگهبانی در مغازه ها و شرکت ها می گردم تا خدا چه بخواهد. متأسفانه آنقدر تحصیل کرده برای کار هست که من در میان آنان گم شده ام. خواهرم هم در کنار درسش کار ترجمه متون انجام می دهد. اضطراب و افسردگی ام جدی است. وحشت ایدز و هپاتیت مرا می کشد اگرچه صدبار آزمایش خون دادهام و مریضی خاصی ندارم. شانس آورده ام.
و حرف آخر؟ خیال نکنید فقط زن ها کمک می خواهند. ما مردهای جوان ایرانی به خاطرمسئولیت هایی که روی دوشمان است خیلی گرفتاریم، اگر چه قوانین ضد زن به نظر می رسند ولی بیچاره شدن آدم ها زن و مرد نمی شناسد. اگر گرگ نباشیم خورده می شویم. این حرفی است که یکی از زنان به من زد و گفت اینقدر بره نباش. دیگر اینکه یک مثال خارجی است که به نظرم اینطوری است، کفشم را بپوش تا بفهمی راه رفتن من خنده ندارد…
به نظر نمیرسید در درک مطالب انقدر پرت باشی آندد جان 😝 !! اینجا مگه بحث بر سر اخلاقی بودن یا نبودن فاحشگی بود 😣 ؟
اتفاقا تو در جریان بحث نیستی. سر "اخلاقی" بودن نبود،این استدلال برای این هست که نشون داده بشه یک فاحشه وضعیت "بد"ی نداره حداقل در مقایسه با یک کارگر،که بخوایم به اینجور داستانی پر آب چشم! توجه کنیم.
این تفسیری هست که برای زنان میشه،دلیلی نمیبینم نشه به مردان تعمیمش داد
چه برای مردان و چه برای زنان احمقانه است و برآمده از بلاهت لیبرالدموکرات در فهم تمام زوایای یک مفهوم، که آن مفهوم اینجا «حق انتخاب» باشد. آدمی که بدلیل «موقعیت شغلی» خود و احساسی که دربارهی آن میکند وادار به خودکشی شده یعنی در موقعیتی ذاتا غیراخلاقی قرار دارد که جامعهی موظف است نسبت به آن وارد عمل بشود. شما نمیفهمید که جامعه و فرد نسبت به یکدیگر مسئولیتهای متقابل دارند چون با پاره کردن قرارداد اجتماعی خودتان از زیر بار تمام مسئولیتها گریختهاید و تصور میکنید صحبت از مسئولیت اجتماعی کردن به دوباره زنده شدن «سلطه» میانجامد، اگرنه همچنانکه فرد وظیفه دارد در صورت بروز خطری وجودی برای جامعهی خود جان بدهد و جان بگیرد، جامعه هم وظیفه دارد در صورت قرار گرفتن آن فرد در خطری وجودی وارد عمل بشود.
پس مهم نیست امگای «سکس مثبت» و فلان فاحشهی بیارزش دربارهی اصل فاحشگی نظرشان چیست، همینطور اهمیتی ندارد که فمینیسم چه میگوید، اینها هیچکدام سخنگوی شرافت انسانی نیستند و آدمی که برخلاف شما میتواند مستقل از خرد جمعی بیاندیشد مشکلی در دیدن رسوایی موقعیت چه این «کارگر جنسی» و چه آن «کارگر غیرجنسی» ندارد.
اتفاقا تو در جریان بحث نیستی. سر "اخلاقی" بودن نبود،این استدلال برای این هست که نشون داده بشه یک فاحشه وضعیت "بد"ی نداره حداقل در مقایسه با یک کارگر،که بخوایم به اینجور داستانی پر آب چشم! توجه کنیم.
بحث با مطلب من شروع شده ، بعد خودم در جریان نیستم 😄 !!
خب آندد جان بازم پرتی دیگه ، چون اینجا ما کاری به کارگر و مارگر و این مقایسه ها نداشتیم یا اونو نفی نکردیم 😂 !! اینم داستان نبود و انعکاس وضعیت بخشی از جامعه به نام "مردان" بود در مقابل پروپاگاندای فمینیستی رایج ...
حالا شما چرا انقدر به پدافند از حقوق مردان حساسی عزیزم 😜 ؟
چه برای مردان و چه برای زنان احمقانه است و برآمده از بلاهت لیبرالدموکرات در فهم تمام زوایای یک مفهوم، که آن مفهوم اینجا «حق انتخاب» باشد. آدمی که بدلیل «موقعیت شغلی» خود و احساسی که دربارهی آن میکند وادار به خودکشی شده یعنی در موقعیتی ذاتا غیراخلاقی قرار دارد که جامعهی موظف است نسبت به آن وارد عمل بشود. شما نمیفهمید که جامعه و فرد نسبت به یکدیگر مسئولیتهای متقابل دارند چون با پاره کردن قرارداد اجتماعی خودتان از زیر بار تمام مسئولیتها گریختهاید و تصور میکنید صحبت از مسئولیت اجتماعی کردن به دوباره زنده شدن «سلطه» میانجامد، اگرنه همچنانکه فرد وظیفه دارد در صورت بروز خطری وجودی برای جامعهی خود جان بدهد و جان بگیرد، جامعه هم وظیفه دارد در صورت قرار گرفتن آن فرد در خطری وجودی وارد عمل بشود. پس مهم نیست امگای «سکس مثبت» و فلان فاحشهی بیارزش دربارهی اصل فاحشگی نظرشان چیست، همینطور اهمیتی ندارد که فمینیسم چه میگوید، اینها هیچکدام سخنگوی شرافت انسانی نیستند و آدمی که برخلاف شما میتواند مستقل از خرد جمعی بیاندیشد مشکلی در دیدن رسوایی موقعیت چه این «کارگر جنسی» و چه آن «کارگر غیرجنسی» ندارد.
هوم جالب بود و تا یه حدی باهاش موافقم ولی نمیفهمم که چطور اون جرف رو نقض میکنه. آیا وضعیت یک کارگر جنسی وخیم تر از کارگر عادیه؟اگر نیست بنابراین ویژه نمایی کارگر جنسی بیمورده،اگر هست هم استدلالت نامربوط بود،من نگفتم شخص ر ورها کنیم گفتم موقعیتش نسبت به سایر کارگران ویژه نیست.
آیا وضعیت یک کارگر جنسی وخیم تر از کارگر عادیه؟اگر نیست بنابراین ویژه نمایی کارگر جنسی بیمورده،اگر هست هم استدلالت نامربوط بود،من نگفتم شخص ر ورها کنیم گفتم موقعیتش نسبت به سایر کارگران ویژه نیست.
همچنان در عجبم از این مقایسه خود گفته و خود خندیده ات آندجان 😳 !! از حقوق کارگران غیر جنسی هم اینجا پدافند شده ولی به نظر میرسه مشکل تو اینه که چرا کارگر جنسی مرد که بهش ظلم شده هم یافت شده تا رقیب احساسی کیس های مشابه زنانه اش بشه
همچنان در عجبم از این مقایسه خود گفته و خود خندیده ات آندجان 😳 !! از حقوق کارگران غیر جنسی هم اینجا پدافند شده ولی به نظر میرسه مشکل تو اینه که چرا کارگر جنسی مرد که بهش ظلم شده هم یافت شده تا رقیب احساسی کیس های مشابه زنانه اش بشه 😄 ...
نه من دارم از این مسئله یک اسلحه میسازم واسه جنگ های آینده:))
اتفاقا نه وجودش چیز عجیب غریبیه و نه از اینکه معادلی برای این زنان بین مردان باشه ناراحت میشم.
به جز تجاوز(که البته برای فاحشه های زن هم رخ میده) چه ظلمی به این مرد شده که به خاطر "مردانگی"ش و فعالیت در یک شغل جنسی بوده؟
به جز تجاوز(که البته برای فاحشه های زن هم رخ میده) چه ظلمی به این مرد شده که به خاطر "مردانگی"ش و فعالیت در یک شغل جنسی بوده؟
آندد جان شما بر اساس فرض های خودت بحث میکنی یا من ؟ مگه من گفتم مردانگی باعث مشکلاتش شده ؟ هدف این بود که بگیم این پروپاگاندا و فرضیات تخمی فمینیستی همیشه هم صادق نیست 👌 ...
به جز تجاوز(که البته برای فاحشه های زن هم رخ میده) چه ظلمی به این مرد شده که به خاطر "مردانگی"ش و فعالیت در یک شغل جنسی بوده؟
اوه بنگرید، باز دوباره چند سوال دیگر! 😭
قطعا وخیمتر است که طرف اقدام به خودکشی کرده! حداقل در این مورد که نگاه جامعه به آن وخیمتر است: برای کارگر بدحال همدردی، برای فاحشهی مونث تحقیر یا همدردی بسته به تعلقات ایدئولوژیک افراد/جامعه، برای فاحشهی مذکر یک homicidal rage دیگر مردان که به موقعیت او حسودی میکنند و یک احساس چندش ناخودآگاه در زنانی که از جایگاه نازل او بیزارند. حالا ماجرای این مرد که چون در راستای تائید اوهام فمینیستی بوده اینچنین مخاطب پیدا کرده، اگرنه چند درصد مردان زیبایی فاحشگی برای زنان را دارند؟ اینست که هیچکس با او همدردی نمیکند(از جمله و بخصوص خود من!).
بحرانیترین و غیرعادلانهترین شکل فاحشگی اما که همان ِ مرد دگرجنسگرای جوان و زیبا برای پیرمردان همجنسگرای زشت و کیریست و به شدت با پارادایم فمینیستی در تضاد است هیچ پوشش خبری شایستهای دریافت نمیکند و طبق معمول ضریب نفوذ اجتماعی آن صفر مطلق است.
ماجراهای مربوط به تحمیل جنسی هم توجه و عنایت ویژه دریافت میکنند چون سکس بناست لذتبخشترین فعالیت جسمانی انسان باشد، و هنوز هژمونی گفتمان سرمایهسالار در فضای فرهنگی جهان چندان چیره نشده که بهره برداری کاپیتالیستی از آن مُد شده باشد. بیست سالی فرصت بدهید، ازدیاد جمعیت مردان شل و ولی که نمیتوانند حتی جسد یک ماده انسان را جذب بکنند + بتواره شدن پول تا سرحد پیشی گرفتن از سکس در مقام ابژهی تمایل بشری فاحشگی را هم پذیرفتنی خواهد کرد.
پ.ن: پروردگارا، یک عبارت تحقیرآمیزتر از «کس» برای نامیدن زنان پیدا کردم! «ماده»! میبینید که بحث با شما کاملا هم بیفایده نیست..
پ.ن: پروردگارا، یک عبارت تحقیرآمیزتر از «کس» برای نامیدن زنان پیدا کردم! «ماده»! میبینید که بحث با شما کاملا هم بیفایده نیست..
rediscovering old wisdom؟:)) برای تحقیر زنان هیچ نیازی به استفاده از چیزی جز خودشون و بدنشون و طبیعتشون نیست،ولی مردان رو باید با صفات زنانه تحقیر کنی;)
یکی باید برای دوستان روشن کنه اختیار در سکس و سکس آزاد با دریافت پول در قبال سکس فرق داره!
شاید یک خانمی/آقایی بخواد با هر کسی که سر راهش سبز شد بخوابه! مادامی که پولی رد و بدل نشده عمل غیر اخلاقی نیست. به محض اینکه حرف پول زده میشه یعنی یکی از طرفین یک مشکلی داره!!!! البته من هنوز نمیدونم مشکل اونهایی که هیچ زنی حاضر نیست باهاشون بخوابه رو چه طوری باید حل کرد!!!
یکی باید برای دوستان روشن کنه اختیار در سکس و سکس آزاد با دریافت پول در قبال سکس فرق داره!
شاید یک خانمی/آقایی بخواد با هر کسی که سر راهش سبز شد بخوابه! مادامی که پولی رد و بدل نشده عمل غیر اخلاقی نیست. به محض اینکه حرف پول زده میشه یعنی یکی از طرفین یک مشکلی داره!!!! البته من هنوز نمیدونم مشکل اونهایی که هیچ زنی حاضر نیست باهاشون بخوابه رو چه طوری باید حل کرد!!!
یکی باید برای دوستان روشن کنه اختیار در سکس و سکس آزاد با دریافت پول در قبال سکس فرق داره!
شاید یک خانمی/آقایی بخواد با هر کسی که سر راهش سبز شد بخوابه! مادامی که پولی رد و بدل نشده عمل غیر اخلاقی نیست.به محض اینکه حرف پول زده میشه یعنی یکی از طرفین یک مشکلی داره!!!!البته من هنوز نمیدونم مشکل اونهایی که هیچ زنی حاضر نیست باهاشون بخوابه رو چه طوری باید حل کرد!!!
میگذاشتید 1000 سال دیگر میپرسیدید!!! به هر روی،سکس یک مساله اختیاریست - به محض اینکه بحث خرید و فروش سکس پیش کشیده میشه دیگه بحث اختیار به کنار گذاشته میشه و جبر میاد وسط! هیچ بنی بشری مادامی که مجبور نباشد نه سکس را میخرد و نه میفروشد. از آنجایی که به واسطه همین جبر یکی از اصولتی ترین آزادیهای فردی هر شخص (داشتن رابطه دلبخواهی و آزادانه با هر شخص) نقض میشه. مساله خرید و فروش سکس هم بعد غیر اخلاقی پیدا میکنه.
در هر شکل یکی از طرفین داره از سمت دیگه به خاطر جبری که بر سرش هست سوء استفاده میکنه. یا فرد فروشنده نیازمند پوله طوری که مجبوره سکس بفروشه! یا فرد خریدار نیازمند سکسه و حتا الاغ هم حاضر نیست باهاش بخوابه برای همین میخرتش! یا هردو به شکل همزمان.
البته این فمنیستهای دوزاری که با فروش سکس مبارزه میکنند استدلالشون فقط "یا" اول است!!!
ولی با همه اینها همیشه نمیشه تمام مسایل اخلاقی رو پیاده کرد و جامعه سالمی هم داشت! گاهی ایگنور کردن برخی مسایل اخلاقی از جمله همین خرید و فروش سکس برای حفظ سلامت جامعه لازمه. هر چند اگر روزی روزگاری به مرحله ای برسیم که در جوامع بشری کسی نیاز مالی نداشته باشد احتمالن فقط باید نگران آنهایی بود که زمانی سکس میخریدند!
میگذاشتید 1000 سال دیگر میپرسیدید!!! به هر روی،سکس یک مساله اختیاریست - به محض اینکه بحث خرید و فروش سکس پیش کشیده میشه دیگه بحث اختیار به کنار گذاشته میشه و جبر میاد وسط! هیچ بنی بشری مادامی که مجبور نباشد نه سکس را میخرد و نه میفروشد. از آنجایی که به واسطه همین جبر یکی از اصولتی ترین آزادیهای فردی هر شخص (داشتن رابطه دلبخواهی و آزادانه با هر شخص) نقض میشه. مساله خرید و فروش سکس هم بعد غیر اخلاقی پیدا میکنه.
در هر شکل یکی از طرفین داره از سمت دیگه به خاطر جبری که بر سرش هست سوء استفاده میکنه. یا فرد فروشنده نیازمند پوله طوری که مجبوره سکس بفروشه! یا فرد خریدار نیازمند سکسه و حتا الاغ هم حاضر نیست باهاش بخوابه برای همین میخرتش! یا هردو به شکل همزمان.
البته این فمنیستهای دوزاری که با فروش سکس مبارزه میکنند استدلالشون فقط "یا" اول است!!!
ولی با همه اینها همیشه نمیشه تمام مسایل اخلاقی رو پیاده کرد و جامعه سالمی هم داشت! گاهی ایگنور کردن برخی مسایل اخلاقی از جمله همین خرید و فروش سکس برای حفظ سلامت جامعه لازمه. هر چند اگر روزی روزگاری به مرحله ای برسیم که در جوامع بشری کسی نیاز مالی نداشته باشد احتمالن فقط باید نگران آنهایی بود که زمانی سکس میخریدند!
90 درصد مردم هیچ علاقه ای به کارشون ندارند از دکتر و مهندس بگیر تا آبدارچی و فقط به خاطر نیاز به پول کار میکنند با این استدلال شما تمام اینها به جبر کار میکنند و این کار غیر اخلاقیه!!
90 درصد مردم هیچ علاقه ای به کارشون ندارند از دکتر و مهندس بگیر تا آبدارچی و فقط به خاطر نیاز به پول کار میکنند با این استدلال شما تمام اینها به جبر کار میکنند و این کار غیر اخلاقیه!!
این استدلال شما قیاس مع الفارق هستش. شما میگی 90% من میگم 100% مردم دوست دارند لم بدند پول یامفت بیاد! ولی این نیاز به پول داشتن کار کردن رو غیر اخلاقی نمیکنه. شاید اصل اجبار برای کار کردن غیر اخلاقی باشه ولی کار کردن برای پول در آوردن خیر! سکس و حق انتخاب آزادانه شریک جنسی یک مساله شخصی و از اصولی ترین آزادی های فردی هر شخصی هستش وقتی به هر شکلی این آزادی سلب بشه بعد غیر اخلاقی پیدا میکنه. قیاس شما به این دلیل مع الفارق هستش که اومدید تلاش برای پول در آوردن و نا رضایتی از کار رو مساوی قرار دادید با سلب اختیارات فردی به خاطر پول در آوردن!!!!! ولی اگر شخصی آزادیهای فردیش نقض بشه برای کار کردن (مثل بیگاری یا بردگی) قطعن این مسایل غیر اخلاقی هستند و اون شخص هم مجبوره برای زنده ماندن و تهیه خوراک و اندکی پول تن به بردگی یا بیگاری بده!!!!!! و به بردگی و بیگاری گرفتن افراد کماکان یک مساله غیر اخلاقی هستش.
میگذاشتید 1000 سال دیگر میپرسیدید!!! به هر روی،سکس یک مساله اختیاریست - به محض اینکه بحث خرید و فروش سکس پیش کشیده میشه دیگه بحث اختیار به کنار گذاشته میشه و جبر میاد وسط! هیچ بنی بشری مادامی که مجبور نباشد نه سکس را میخرد و نه میفروشد. از آنجایی که به واسطه همین جبر یکی از اصولتی ترین آزادیهای فردی هر شخص (داشتن رابطه دلبخواهی و آزادانه با هر شخص) نقض میشه. مساله خرید و فروش سکس هم بعد غیر اخلاقی پیدا میکنه.
در هر شکل یکی از طرفین داره از سمت دیگه به خاطر جبری که بر سرش هست سوء استفاده میکنه. یا فرد فروشنده نیازمند پوله طوری که مجبوره سکس بفروشه! یا فرد خریدار نیازمند سکسه و حتا الاغ هم حاضر نیست باهاش بخوابه برای همین میخرتش! یا هردو به شکل همزمان.
البته این فمنیستهای دوزاری که با فروش سکس مبارزه میکنند استدلالشون فقط "یا" اول است!!!
ولی با همه اینها همیشه نمیشه تمام مسایل اخلاقی رو پیاده کرد و جامعه سالمی هم داشت! گاهی ایگنور کردن برخی مسایل اخلاقی از جمله همین خرید و فروش سکس برای حفظ سلامت جامعه لازمه. هر چند اگر روزی روزگاری به مرحله ای برسیم که در جوامع بشری کسی نیاز مالی نداشته باشد احتمالن فقط باید نگران آنهایی بود که زمانی سکس میخریدند!
😌
میلاد عزیز با این روحیه تجارت ستیز! چطور اینقدر طرفدار کاپیتالیسم هستی واسه من تعجب داره:)) فروش سکس چه فرقی با فروش خیلی چیزهای دیگه ضروی یا مهم دیگه داره؟!
این استدلال شما قیاس مع الفارق هستش. شما میگی 90% من میگم 100% مردم دوست دارند لم بدند پول یامفت بیاد! ولی این نیاز به پول داشتن کار کردن رو غیر اخلاقی نمیکنه. شاید اصل اجبار برای کار کردن غیر اخلاقی باشه ولی کار کردن برای پول در آوردن خیر! سکس و حق انتخاب آزادانه شریک جنسی یک مساله شخصی و از اصولی ترین آزادی های فردی هر شخصی هستش وقتی به هر شکلی این آزادی سلب بشه بعد غیر اخلاقی پیدا میکنه. قیاس شما به این دلیل مع الفارق هستش که اومدید تلاش برای پول در آوردن و نا رضایتی از کار رو مساوی قرار دادید با سلب اختیارات فردی به خاطر پول در آوردن!!!!! ولی اگر شخصی آزادیهای فردیش نقض بشه برای کار کردن (مثل بیگاری یا بردگی) قطعن این مسایل غیر اخلاقی هستند و اون شخص هم مجبوره برای زنده ماندن و تهیه خوراک و اندکی پول تن به بردگی یا بیگاری بده!!!!!! و به بردگی و بیگاری گرفتن افراد کماکان یک مساله غیر اخلاقی هستش.
میشه دقیقا "اختیارات فردی" رو تعریف کنی که شامل چی میشه؟ نوع پوشش و لباس هم جزء اختیارات فردی هست ولی شما نمیتونی به عنوان یه مدیر دولتی با شلوارک بری سر کار و یا نوشیدن الکل هم جزء ازادی فردی حساب میشه ولی خلبان هواپیما نمیتونه موقع پرواز الکل بخوره شخص مورد نظر هم میتونه امروز در قبال سکس پول بگیره و فردا بره انتخاب شخصی انجام بده و پول نگیره که آزادی فردی هم داشته باشه!
میلاد عزیز با این روحیه تجارت ستیز! چطور اینقدر طرفدار کاپیتالیسم هستی واسه من تعجب داره:)) فروش سکس چه فرقی با فروش خیلی چیزهای دیگه ضروی یا مهم دیگه داره؟!
این دو هیچ ربطی به هم ندارند!!!! در سرمایه داری ترین کشور دنیا به جز یک ایالت روسپی گری غیر قانونیه : Prostitution in the United States - WiKi فروش آزادیهای فردی چه فرقی با فروش چیز های دیگه داره ؟ پس از فردا بریم برده داری و خرید و فروش برده!!!!! به هر شکل از یک طرف (خریدار/فروشنده) داره در این رابطه سوء استفاده میشه به خاطر جبری که داره و فکر نمیکنم کسی در دنیا پیدا بشه که بگه سوء استفاده کردن از مشکلات دیگران عمل اخلاقی هستش!!!!
میشه دقیقا "اختیارات فردی" رو تعریف کنی که شامل چی میشه؟ نوع پوشش و لباس هم جزء اختیارات فردی هست ولی شما نمیتونی به عنوان یه مدیر دولتی با شلوارک بری سر کار و یا نوشیدن الکل هم جزء ازادی فردی حساب میشه ولی خلبان هواپیما نمیتونه موقع پرواز الکل بخوره شخص مورد نظر هم میتونه امروز در قبال سکس پول بگیره و فردا بره انتخاب شخصی انجام بده و پول نگیره که آزادی فردی هم داشته باشه!
دوست عزیز یک لطفی کنید مطلب رو بخونید بعد پاسخ بدید!!!! پیشتر هم نخوانده فوری دست به کیبورد شده بودید که نتیجه شده بود آن قیاس مع الفارقی که کردید ! اکنون هم دارید همون اشتباه رو تکرار میکنید. مشخصن محدوده آزادیها/اختیارات فردی تا جایی هستش که موجب آسیب رسانی به دیگران نشه! پس باز شما اینجا یک قیاس مع الفارق انجام دادید یعنی : حق انتخاب آزادانه شریک جنسی = نوشیدن الکل توسط خلبان!!!! پیشنهاد میکنم قبل از دست به کیبورد شدن به آنچه میخواهید بنویسید فکر کنید تا نوشیدن الکل توسط خلبان رو = با سکس قرار ندید!!!!! همچنین حضور در یک اداره دولتی یعنی حضور در ملکی که متعلق به فرد نیست! پس باید قوانین اونجا رو رعایت کنه. پس باز مقایسه آلت مبارک (مایملک شخصی) با ساختمان دولتی (ملک عمومی) قیاس مع الفارق هستش!
این دو هیچ ربطی به هم ندارند!!!! در سرمایه داری ترین کشور دنیا به جز یک ایالت روسپی گری غیر قانونیه : Prostitution in the United States - WiKi فروش آزادیهای فردی چه فرقی با فروش چیز های دیگه داره ؟ پس از فردا بریم برده داری و خرید و فروش برده!!!!! به هر شکل از یک طرف (خریدار/فروشنده) داره در این رابطه سوء استفاده میشه به خاطر جبری که داره و فکر نمیکنم کسی در دنیا پیدا بشه که بگه سوء استفاده کردن از مشکلات دیگران عمل اخلاقی هستش!!!!
چرا ربط به هم دارند،تنها نیروی پیش برنده امریکا کاپیتالیسم نیست بلکه چیزهایی مثل مذهب و سنت و...هم روش تاثیر دارند.
ببین
آب آشامیدنی جز نیازهای ماست،ولی تقریبا همه جا پولیه. غذا جز نیازهای ماست، ولی تقریبا پولیه. اکسیژن جز نیازهای ماست،تقریبا همه جا رایگان هست!
سکس هم جز نیازهای ماست(و البته از سه نیاز قبلی ضرورتش کمتره) بدون قبلی ها میمیریم ولی بدون سکس نمیمیریم،ما حتی خود ارضایی هم داریم که تقریبا مثل سکس نیاز رو برطرف میکنه.
خب آیا فروش آب و غذا غیراخلاقی نیست!؟آیا فروشندگان آب و غذا نیازمند پول نیستند یا خریدارانش "به شدت"نیازمند نیستند؟!
در عوض ارضای یک نیاز جسمی/روانی که شخص تا حدی میتونه خودش برطرفش بکنه نه شخص بدون برطرف شدنش میمیره چطور غیر اخلاقی هست؟!
البته اینکه به خاطر سیستم سرمایه دارانه و برای گذران زندگی کسی وادار به کاری بشه چیزی غیراخلاقی هست ولی نه فروش خدمت جنسی مثلا خیلی بدتر از فروش خدمت بدنی باشه.
چرا ربط به هم دارند،تنها نیروی پیش برنده امریکا کاپیتالیسم نیست بلکه چیزهایی مثل مذهب و سنت و...هم روش تاثیر دارند.
شما فرمودید من که از کاپیتالیسم دفاع میکنم چرا همچین چیزی رو مطرح میکنم! من هم به شما نمونه نشون دادم که کاپیتالیست تر از ما هم این مساله رو توی قوانینشون دارند. مذهب و سنت و ... هم در قوانین آمریکا تاثیری شگرفی ندارند.
سکس هم جز نیازهای ماست(و البته از سه نیاز قبلی ضرورتش کمتره) بدون قبلی ها میمیریم ولی بدون سکس نمیمیریم،ما حتی خود ارضایی هم داریم که تقریبا مثل سکس نیاز رو برطرف میکنه.
خب آیا فروش آب و غذا غیراخلاقی نیست!؟آیا فروشندگان آب و غذا نیازمند پول نیستند یا خریدارانش "به شدت"نیازمند نیستند؟!
همون طور که بالاتر هم گفتم قیاست مع الفارقه! آیا برای تولید سکس کسی به مزرعه میرود، ساعتها جان میکند تا محصولی اولیه و خام تولید شود و بعدش محصول در کارخانه یا بخش بسته بندی پروسس بشه، توسط بخش حمل و نقل و با هزینه های سرسام آور به نزدیک ترین فروشگاه بیاد و سکس بسته بندی تحویل داده میشه ؟! بله اگر آب و غذا برای تولید و به دست اومدنشون نیازی به این همه کار و زحمت نبود فورشش غیر اخلاقی بود! مثل اینکه کسی بخواد به شما هوا بفروشه!!!!! یک مقداری در مثال زدن هایتان دقت کنید جانم!
در عوض ارضای یک نیاز جسمی/روانی که شخص تا حدی میتونه خودش برطرفش بکنه نه شخص بدون برطرف شدنش میمیره چطور غیر اخلاقی هست؟!
تا اینجا که نشان دادیم قیاس شما در این مورد مع الفارق و بی ربط بوده! فروش سکس هم همون طوری که بالاتر هم گفتم به خاطر اینکه سلب آزادی میکنه از یکی از طرفین غیر اخلاقیه.
البته اینکه به خاطر سیستم سرمایه دارانه و برای گذران زندگی کسی وادار به کاری بشه چیزی غیراخلاقی هست ولی نه فروش خدمت جنسی مثلا خیلی بدتر از فروش خدمت بدنی باشه.
جالبه شما خودت رو فمینیست میدونی بعد از روسپیگری هم دفاع میکنی!!!! به هر حال به دلایلی که بالاتر گفتم روسپی گری کار اخلاقی نیست، تازه شاید اسم روسپی گری هم درست نباشه و واژه سکس فروشی واژه بهتری باشه.