پدافند از حقوق مردان

برگ ۹ از ۱۲

Russell #۴۰۱
onali

من هیچ کجا از خوب و بد حرفی نزدم صرفا ی طیف بیان کردم بر اساس هوشمندی ترول!! اینکه دریک بحث خاص ترول خوب است یا بد کاملا به موقعیت و موضع شما دربحث برمیگردد.شما هم مثل مهربد از منطق حرف میزنید مهارت ترول و سخنوری هردو از مهارت های بحث هستن ولی به هم ارتباطی ندارن
البته هدف "من" از ترولینگ تفریحه وگرنه ترولینگو میشه توی بحث هایی با موضوعات سیاسی واجتماعی خصوصا بکار برد برای وادار کردن طرف مقابل به اسلام...همون جدی ها که مورد توجه شماست...

البته انچه من گفتم برای قضاوت درباره‌یِ شما نبود (من شما را چندان نمیشناسم)، بیانه‌ای بود خطاب به دفترچه و همراهان آن.
آنچه من میگویم این است که هوشمند و ماهر خواندن ترول شوخی است با واژه‌هایِ هوشمندی و مهارت.

نسیم نیکلاس طالب میگوید:آنکس که باهوش است ریاضیدان میشود، آنکس که تخم دارد وارد مافیا میشود، آنکس که نه هوش دارد و نه تخم اقتصاددان میشود، من ولی میگویم ترول میشود

!!

Alice #۴۰۲
Russell

آنکس که باهوش است ریاضیدان میشود، آنکس که تخم دارد وارد مافیا میشود، آنکس که نه هوش دارد و نه تخم اقتصاددان میشود، من ولی میگویم ترول میشود !!

فوق‌العاده فلسفی و عمیق.

😂😄✌️

Russell #۴۰۴
Mehrbod

ب.ن.[٦] هماکنون که ما اینجا گفتگو میکنیم, من در جُستار دیگر چند تا پان‌ترک را بی هیچگونه دردسری دیوانه کرده‌ام:

پان ترک که قبول نیست، اینها مثل تنیس بازی بدون تور هستند !!

onali #۴۰۵
Mehrbod

یک نمونه از کاربرد خوب و اخلاقی ترول نام میبرید؟ 🤫

ای بابا اینجا چرا همه ی کلمه به حرف قبلی طرف اضافه میکنند،به خودش برمیگردونن و انتظارهم دارن که ثابت کنه؟😬

من از "کاربرد اخلاقی" حرفی نزدم..قبلا هم ما درمورد اخلاق بحث داشتیم که متاسفانه برای من بی نتیجه موند...اما گمان میکنم تاحدی درباره "خوب" توافق داریم... خوب از نظر من هم معنی سودمند است .. بنابراین "کاربردخوب" نوعی حشو است چیزی که برای شما کاربرد محسوب شود چگونه میتواند بد باشد؟
بنابراین یکبار دیگر من سوال را مطرح میکنم "یک نمونه خوب یا کاربردی از ترول"
فک میکنم حالا دیگه نمونه هم نمیخوایم ... حرف من واضحه ... اگه موضع شما در بحث به شکلیست که اشفته شود در اینجا ترولینگ برای شما کاربردیست ...

onali #۴۰۶
Russell

نسیم نیکلاس طالب میگوید:آنکس که باهوش است ریاضیدان میشود، آنکس که تخم دارد وارد مافیا میشود، آنکس که نه هوش دارد و نه تخم اقتصاددان میشود، من ولی میگویم ترول میشود !!

😄😄😄

بسی خندیدم.... نمیدونستم میتونم ی جمله از بزرگان نقل کنم ،به اخرش ایده خودمو بچسبونم که بتونم با استفاده از اعتبار این بزرگان حرفمو ثابت کنم
مابقی هم که تکرار پست قبلیتون بود

....

Russell #۴۰۷
onali

بسی خندیدم.... نمیدونستم میتونم ی جمله از بزرگان نقل کنم ،به اخرش ایده خودمو بچسبونم که بتونم با استفاده از اعتبار این بزرگان حرفمو ثابت کنم
مابقی هم که تکرار پست قبلیتون بود ....

اولا اگر من تنها جمله را نقل قول هم کرده بودم، نقل قول توسل به مرجعیت نیست و من حداقل عادت به چنین استفاه‌ای از نقل قول ندارم. دوما وقتی من آخر جمله را از خودم اضافه کرده‌ام جمله میشود منتصب به خودم. شما هم مراقب این "هوشمندی" نایاب ترولیستی باش یکوقت بخاطرش ندزدندت، حیفی

!!

onali #۴۰۸
Mehrbod

ترول[١] چیزی بیشتر از برآشوباندن روانیِ دیگران نیست و از اینرو هیچ ارزشی ندارد, بویژه در یک گفتمان فرنودین[٢].
اینکه اینجا هم آمده‌اند بی هیچگونه آلایشی[٣] میگویند «ما ازین پس تنها به ترولِ شما می‌بسندیم[٤] (—> ما باخت در گفتگو را پذیرفته‌ایم)» چگونه نمایانگر[٥] هوش ایشان است؟

البته بازهم من ارزشو به نفع سود ترجمه میکنم بنابراین بسته به موقعیت میتواند ارزشمند باشه
بالفرض هم بگیریم معنی باختن میدهد نشانه هوش طرف است که میخواهد به این شکل بحث را برنده اعلام کند....اما نشانه منطق و تسلط به بحث نه..... به گمانم هنوز واژه هوش برایتان بدرستی تبیین نشده 😬

Mehrbod

یک ترول هم بشیوه‌یِ همانند در جایِ میکوشد با خونسرد ماندن شما را برآشوباند و این هنر چندانی نیست, جز کمی کنترل روی سُهش‌ها[٧].
پس باید همواره نگریست درونمایه‌یِ سخن چیست و آیا سخنگو در جایگاه بسزا و هوده‌مندی
ایستاده, یا اینکه نه و تنها میخواهد با آزردن دیگری خود اش را خوشنوده (خوشنود-ساخته) باشد.

کنترل روی سهش!...من جدا مایلم بدانم در کدام بحثتان فقط با خونسرد نشستن و نظاره کردن طرف مقابل بی هیچ بحثی توانسته اید انها را اشفته کنید؟
داستان لینکی که دادید از این قرار است که به بحث تسلط دارید و حرکت هاو استدلال های طرف مقابل را میدانید و یک گام از او جلوتر حرکت میکنید بنابراین نیازی هم نیس که نگران چیزی باشید...خونسردیتان از این بابت است دوست عزیز
اما یک ترول لزوما روی بحث تسلط ندارد حتی ممکن است قبلا چنین موضوعی به گوشش نخورده باشد اما خونسرد میماند و با هوشش نقاط ضعف و تکیه گاه های طرف را می یابد و انها را مورد حمله قرار میدهد.... تفاوت شما با یک ترول در ان بحث در این است
کمال بی انصافیست هنرنمایی های یک ترول را فقط با داشتن یک سابقه کسل کننده ازبحث روی یک موضوع خاص یکی بگیریم

😬

Alice #۴۰۹
Russell

اولا اگر من تنها جمله را نقل قول هم کرده بودم، نقل قول توسل به مرجعیت نیست و من حداقل عادت به چنین استفاه‌ای از نقل قول ندارم. دوما وقتی من آخر جمله را از خودم اضافه کرده‌ام جمله میشود منتصب به خودم. شما هم مراقب این "هوشمندی" نایاب ترولیستی باش یکوقت بخاطرش ندزدندت، حیفی !!

من هم عمق فلسفی جمله‌ی شما و شباهت عمیق مافیا و
اقتصاد کلان به ترول را گفتم که شما مرا به آموزه‌های نیکلاس
طالب ارجاع می‌دهید.

منتصب = منتسب = نسبت داده شده

---

ضمناً این جمله‌ی شما با یک لحن غریب فلسفی را هم باید در جستار گزین‌گویه‌ها قرار بدهیم:

Russell

از نظر من میان بسیجی و چماقکش و سانسورچی و ترول فرقی نیست بلکه اولی بسیار شریفتر است...!

راسل

Russell #۴۱۰
Alice

من هم عمق فلسفی جمله‌ی شما و شباهت عمیق مافیا و
اقتصاد کلان به ترول را گفتم که شما مرا به آموزه‌های نیکلاس
طالب ارجاع می‌دهید.

منتصب = منتسب = نسبت داده شده
---

من هم گفتم که از موضوع بحث طالب و جامعه‌ی آکادمیک آگاهی نداری که نه متوجه میشوی او چرا اینرا گفته و نه من چرا (و بخاطر چه شباهتی) از آن استفاده کرده‌ام !!

Alice

ضمناً این جمله‌ی شما با یک لحن غریب فلسفی را هم باید در جستار گزین‌گویه‌ها قرار بدهیم:

این متلک "لحن فلسفی" هم مرا یاد آندد میاندازد و داستان علمی و فلسفی کردنش میان بحث، گویا ترولیسم متافیزیک است و ما بیسوادی که در تخصص علمای ترول وارد شده‌ایم !!
شما هم کاملا راحت باشید، جملات من برای نقل قول شما جوانان است. شدیدا هم منتظر تزول‌هایِ آلیس هستم، دیدن آن تفریح خوبی خواهد بود lol

Mehrbod #۴۱۱
onali

کنترل روی سهش!...من جدا مایلم بدانم در کدام بحثتان فقط با خونسرد نشستن و نظاره کردن طرف مقابل بی هیچ بحثی توانسته اید انها را اشفته کنید؟
داستان لینکی که دادید از این قرار است که به بحث تسلط دارید و حرکت هاو استدلال های طرف مقابل را میدانید و یک گام از او جلوتر حرکت میکنید بنابراین نیازی هم نیس که نگران چیزی باشید...خونسردیتان از این بابت است دوست عزیز
اما یک ترول لزوما روی بحث تسلط ندارد حتی ممکن است قبلا چنین موضوعی به گوشش نخورده باشد اما خونسرد میماند و با هوشش نقاط ضعف و تکیه گاه های طرف را می یابد و انها را مورد حمله قرار میدهد.... تفاوت شما با یک ترول در ان بحث در این است
کمال بی انصافیست هنرنمایی های یک ترول را فقط با داشتن یک سابقه کسل کننده ازبحث روی یک موضوع خاص یکی بگیریم 😬

هوش با بررسیِ رفتار در یک چارچوب اندازه‌گیری میشود.

در یک گفتمان چارچوب بر خِردورزی و فرنودآوری و فرجامیابی فرنودین و سرانجام خودداری از کژفرنودها میباشد.
کسیکه این چارچوب را بهم زده و به چارچوبی دیگر (خونسرد ماندن + آزردن روانی دیگران) روی میاورد, میتواند در این چارچوب نو باهوش
باشد, ولی چنانکه جای دیگر گفتم این هوش ارزشی ندارد,زیرا هر کنش هوشمندانه‌ای در همسنجی با دیگر کارهایِ هوشمندانه و ناهوشمندانه است که میتواند سنجیده شود.
اگرنه, ب.ن. پیازداغ سرخ کردن هم نیاز به یک تراز ویژه‌ای از هوشمندی دارد (میمون نمیتواند), ولی هر کس که
پیازداغ میتوانست سرخ کند یا در نمونه‌یِ ما میتوانست خونسرد مانده و دیگران را برانگیزاند, باهوش نیست, کسیکه
میتوانست در یک گفتمان با داده‌یِ درست درون آمده و با خِرد تیز و فرنود بُرّنده آنرا ببرد, او را میشود باهوش دانست.

پارسیگر

Dariush #۴۱۲

چه وقتی از من به هدر رفت برای خواندن 10 صفحه‌ی 20 پستی؛ هرچه گشتیم که یک پست بیابیم که ارزش پاسخ دادن داشته باشد، هیچ نیافتیم! عزیزانِ فمنیست و کس‌لیسان نازنین : واقعا دلم برایتان سوخت

😢

undead_knight #۴۱۳
Dariush

چه وقتی از من به هدر رفت برای خواندن 10 صفحه‌ی 20 پستی؛ هرچه گشتیم که یک پست بیابیم که ارزش پاسخ دادن داشته باشد، هیچ نیافتیم! عزیزانِ فمنیست و کس‌لیسان نازنین : واقعا دلم برایتان سوخت 😢

البته همه امتیاز هدررفت وقتت توی کمپ ما نیست،حداقل نصفی از پست ها مال کمپ خودتونه:)))

این احساسات ناب رو هم برای مردان آسیب دیده هزینه کنید هم اجر اخروی و هم اجر دنیوی بالاتری داره:))

Alice #۴۱۴
undead_knight

البته همه امتیاز هدررفت وقتت توی کمپ ما نیست،حداقل نصفی از پست ها مال کمپ خودتونه:)))

راستی شوالیه مرده، یادم رفت، من چندان هم رادیکال نیستم!
بنده با بخشی از نظریه‌پردازی‌های ایشان موافقم و قبلا هم در انجمن
صراحتاً اعتراف کرده بودم.
مشکل من با این مهجورین و بعضاً اتخاذ پیشه‌ی ترولینگ در مواقع
اضطرار بدلیل تعصب و تک بعدی بودن دوستان اینجاست. مثلا زن
خواره ها معتقدند جهت دسترسی به سکس و رابطه‌ی عاشقانه باید
تا آنجاکه می‌شود دروغ گفت، فریب داد و نهایتاً موقیعت خود را بالاتر
از چیزی که «حقیقتاً» هست جلوه کنند. چرا؟ برای اینکه زنان هم
دروغگو و بزهکارند و با «رژ لب» و «خط چشم» و غیره مدام به فریب
و نیرنگ مردان می‌پردازند! (وای بر من😓 یعنی علاوه براینکه به ترویج
دروغگویی می‌پردازند، پدیده‌ی دروغپردازی را تا به این حد تقلیل داده اند
که در این رهگذر همه چیز دروغ و فریب می‌شود! وقتی از دیدگاه و
رانه‌های تکاملی هم پدیده فریبگری را بررسی می‌کنیم می‌گویند
سفسطه‌ی دستاویز به طبیعت و ...)
اینها برای کسی که فارغ از مجموعه و سیستم قرار دارد و به نظریه‌ی
مردستیزی ایشان آگاه نیست خنده دار و مسخره به نظر می‌رسد.
خودشان براستی باور کرده اند دنیا اینچنین است، چون بجای گفتگوی
منطقی هرروز باهم اخبار «مردستیزی» را مرور و به مغزشویی یکدیگر
کمک می‌کنند.
به نظر تو اشتباه از ماست و ما چشم دیدن حقیت را نداریم یا اینکه
واقعاً اینها کله خر هستند و بدلایل شخصی با زنان می‌ستیزند و ...!
؟؟؟

Russell #۴۱۵
Alice

راستی شوالیه مرده، یادم رفت، من چندان هم رادیکال نیستم!
بنده با بخشی از نظریه‌پردازی‌های ایشان موافقم و قبلا هم در انجمن
صراحتاً اعتراف کرده بودم.
مشکل من با این مهجورین و بعضاً اتخاذ پیشه‌ی ترولینگ در مواقع
اضطرار بدلیل تعصب و تک بعدی بودن دوستان اینجاست. مثلا زن
خواره ها معتقدند جهت دسترسی به سکس و رابطه‌ی عاشقانه باید
تا آنجاکه می‌شود دروغ گفت، فریب داد و نهایتاً موقیعت خود را بالاتر
از چیزی که «حقیقتاً» هست جلوه کنند. چرا؟ برای اینکه زنان هم
دروغگو و بزهکارند و با «رژ لب» و «خط چشم» و غیره مدام به فریب
و نیرنگ مردان می‌پردازند! (وای بر من یعنی علاوه براینکه به ترویج
دروغگویی می‌پردازند، پدیده‌ی دروغپردازی را تا به این حد تقلیل داده اند
که در این رهگذر همه چیز دروغ و فریب می‌شود! وقتی از دیدگاه و
رانه‌های تکاملی هم پدیده فریبگری را بررسی می‌کنیم می‌گویند
سفسطه‌ی دستاویز به طبیعت و ...)
اینها برای کسی که فارغ از مجموعه و سیستم قرار دارد و به نظریه‌ی
مردستیزی ایشان آگاه نیست خنده دار و مسخره به نظر می‌رسد.
خودشان براستی باور کرده اند دنیا اینچنین است، چون بجای گفتگوی
منطقی هرروز باهم اخبار «مردستیزی» را مرور و به مغزشویی یکدیگر
کمک می‌کنند.
به نظر تو اشتباه از ماست و ما چشم دیدن حقیت را نداریم یا اینکه
واقعاً اینها کله خر هستند و بدلایل شخصی با زنان می‌ستیزند و ...!
؟؟؟

🐤

بفرمایید ما در راستای پدافند از حقوق مردان کجا تشویق به دروغگویی کرده‌ایم؟ اینکه میگوییم این "بازی" سراسر دروغ است معنی‌اش این است که ما عشق دروغ هستیم و تنها لنگ دلیل تراشیدن و rationalization هستیم تا برویم دروغ بگوییم، من شخصا آرزویم دنیایی خالی از این دروغ‌ها و بازی‌هایِ نفرت انگیز است و دوستان دیگر زنخوار ما هم همینطور هستند.
اینکه ما در یک تاپیک دیگر بحث درباره‌یِ خانم بازی و تاکتیک‌هایِ آن کرده‌ایم معنی‌اش این نیست که دروغ را خیلی دوست داریم. البته این اتهامات که ما اینجا عشق دروغ و تجاوز هستیم بیشتر کارکرد برای خودفریبی عزیزان فمینیست دارد تا اینکه حقیقتا اتهامات وقیحانه‌ای خطاب به ما باشند.

پ.ن:به بهترین ترول در راستای تبیین نوعی اخلاق گفتگو که بتواند دفاع دوستان از ترولینگ را (که در همین چند صفحه‌یِ قبل انجام شد) با ایراد آنها به دروغگویی سازگار کند جایزه‌یِ ارزنده‌ای اهدا خواهد شد lol

Alice #۴۱۶
Russell

بفرمایید ما در راستای پدافند از حقوق مردان کجا تشویق به دروغگویی کرده‌ایم؟ اینکه میگوییم این "بازی" سراسر دروغ است معنی‌اش این است که ما عشق دروغ هستیم و تنها لنگ دلیل تراشیدن و rationalization هستیم تا برویم دروغ بگوییم، من شخصا آرزویم دنیایی خالی از این دروغ‌ها و بازی‌هایِ نفرت انگیز است و دوستان دیگر زنخوار ما هم همینطور هستند.
اینکه ما در یک تاپیک دیگر بحث درباره‌یِ خانم بازی و تاکتیک‌هایِ آن کرده‌ایم معنی‌اش این نیست که دروغ را خیلی دوست داریم. البته این اتهامات که ما اینجا عشق دروغ و تجاوز هستیم بیشتر کارکرد برای خودفریبی عزیزان فمینیست دارد تا اینکه حقیقتا اتهامات وقیحانه‌ای خطاب به ما باشند.

🐴

من کاری به این «بازی» (احتمالا منظورتان PUA و دم و دستگاه شیادی
آنان است) نداشتم. هرچند این بازی براستی درخور تامل و تعمق فراوان
است و من هنوز انتقادهای بسیاری به آن دارم.
مثالی که زدم نمونه‌ی دم دستی بود و مقصود دقیقاً همان استدلالی
بود که در جستار دیگری توسط دوستان زن‌کُش شما مطرح شده بود؛
ایشان اظهار لحیه می‌کردند که زنان نباید بزک و آرایش کنند، یا اگر
رژ لب (!) می‌زنند ما هم با دروغ و نیرنگ متقابل پاسخ دندانشکنی
به آن‌ها می‌دهیم.

پی‌نوشت: مادامی که دوستان شما مثل قاشق نشسته از هر چرندی
فلسفه‌بافی می‌کنند پاسخ آنان بی‌شک ترول و لودگی خواهد بود.

Russell #۴۱۷
Alice

من کاری به این «بازی» (احتمالا منظورتان PUA و دم و دستگاه شیادی
آنان است) نداشتم. هرچند این بازی براستی درخور تامل و تعمق فراوان
است و من هنوز انتقادهای بسیاری به آن دارم.
مثالی که زدم نمونه‌ی دم دستی بود و مقصود دقیقاً همان استدلالی
بود که در جستار دیگری توسط دوستان زن‌کُش شما مطرح شده بود؛
ایشان اظهار لحیه می‌کردند که زنان نباید بزک و آرایش کنند، یا اگر
رژ لب (!) می‌زنند ما هم با دروغ و نیرنگ متقابل پاسخ دندانشکنی
به آن‌ها می‌دهیم.

پی‌نوشت: مادامی که دوستان شما مثل قاشق نشسته از هر چرندی
فلسفه‌بافی می‌کنند پاسخ آنان بی‌شک ترول و لودگی خواهد بود.

"بازی" چیزی‌ست که سراسر این فاحشه‌گری‌ست، خانم باز‌ها ماهیت آنرا کشف کرده‌اند و برای آن راهکار ارائه داده‌اند، چیزی را اختراع نکرده‌اند.

آنچه هم @Mehrbod گرامی پیرامون آرایش گفته نه توصیه به دروغگویی بوده و نه آن سخن نشان میدهد که فعالیت مدافعان حقوق مرد پیرامون دروغگویی و ترویج آن است.

پ.ن:lol

kourosh_bikhoda #۴۱۸
Russell

شما سخن منرا گویا کاملا اشتباه متوجه شدید، بحث من ربطی به دخالت دولتی نداشتیم بلکه خواستار پایان آن شده‌ایم، دخالت دولتی از سانسور مخالفان به بهانه‌یِ نفرت پراکنی گرفته تا دادگاه و مهریه و... که در اختیار فمینیست هاست، در این "هی بگیم خانوم ها اینور و آقایان اونور" گوینده چه کسی است؟
من خاطرم نیست در این جستار امر و نهی به کسی شده باشد. شما اگر این گفتگو‌ها را هم مصداق امر نهی میدانید این حل این مسائل در اجتماع را چگونه بیان میکنید؟ این اجتماع گویی چیزی انتزاعی ست که این فروم را شامل نمیشود.
پیرامون علت شلوغ شدن و به گفته‌یِ شما "کل کل" هم کاملا علت را اشتباه گرفته‌اید، اینکه در بحث پیرامون جنسیت و دین و سیاست و... که در دوتای آخری خودتان هم شرکت میکنید این مسائل بیداد میکند نه واکنش‌ و سوءتفاهم و نه تعمیم جز به کل نابجاست، بلکه ماهیت باورها و مغزشویی شدید پیرامون آنها در عرصه‌یِ اجتماعی(و نه لزوما و تنها سیاسی و دولتی) است.
البته این اتهام تعمیم جز بکل هم همواره برای من جالب بوده، گویا معجزه‌وار روش‌هایِ برسی پدیده‌هایِ اجتماعی دگرگون میشوند و ما ار آن بیخبر !!

بسیار برای من جالب است که شما فمینیسم را در حال دفاع میدانی و احتمالا ما را مهاجم از آن گذشته، پیرامون این آزادی و ناشی از حق انتخاب دانستن وضع فعلی هم بد نیست بگویم در جنبه‌یِ اقتصادی هم تنها علت مخالفت من با جناب مزدک دفاع عجیب ایشان از سیستم‌های کمونیستی در قرن 20‌ام ست وگرنه نحوه‌یِ توجیه و دفاع از عملکرد این سیستم "آزادانه" که در آن لازم است دور کارگران و کارخانه را حصار بکشند و مردان را گله گله بخاطر مهریه به زندان و بیگاری بفرستند از نظر من شوخی وقیحانه‌ای بیشتر نیست.

من که زیاد نفهمیدم شما چی گفتید! مزدک چیه؟ مخالفت شما با مزدک چه ربطی به حرف من داره؟ این مساله به من چه؟

حرف من اینه که فمینیسم یه چیز بیخود و الکیه. بیخود تر از اون بحث های بچگانه ایه که مخالفین فمینیسم میکنند. مثلن در همین انجمن من بارها خوندم که برای کوبیدن فمینیسم دفاع های عجیب و غریب از مرد شده و نمیدونم داد و فغان از مظلومیت مرد و اینها سر داده شده. این حرف ها از نظر من ایکس و شعر هستند و وقت تلف کردن. دسته بندی یعنی چی؟ دفاع از جنسیت یعنی چی؟ این به نظر من مصداق نژادپرستیه.

Alice #۴۱۹
Russell

آنچه هم @Mehrbod گرامی پیرامون آرایش گفته نه توصیه به دروغگویی بوده و نه آن سخن نشان میدهد که فعالیت مدافعان حقوق مرد پیرامون دروغگویی و ترویج آن است.

بی خیال، دوست شما الان میاید حرف خود را پس می‌گیرد تا
مثلا دوباره ما را ضایع کند:

همین امروز همین رفتار که دخترها می‌آرایشند و خود اشان را جور دیگر و بهتر و زیباتر از آنچه هستند مینمایانند یک فریبگری و یک جور دروغگویی آشکار[٢] است.
چیزیکه من از فریب میگویم نیز در همین تراز[٣] است, جاییکه دختر خود اش را زیباتراز آنچه هست می‌نمایاند, شما چرا خود اتان را باهوشتر, پولداتر و ... از آنچه هستید ننمایانید؟

کل گفتگوی آن جستار برپایه‌ی فریبگری و آرایش بود و دوستتان
مصر بود تا دروغگویی و شیادی مردان را

با رژ لب (lol) انطباق بدهد!

Russell #۴۲۰
kourosh_bikhoda

من که زیاد نفهمیدم شما چی گفتید! مزدک چیه؟ مخالفت شما با مزدک چه ربطی به حرف من داره؟ این مساله به من چه؟

حرف من اینه که فمینیسم یه چیز بیخود و الکیه. بیخود تر از اون بحث های بچگانه ایه که مخالفین فمینیسم میکنند. مثلن در همین انجمن من بارها خوندم که برای کوبیدن فمینیسم دفاع های عجیب و غریب از مرد شده و نمیدونم داد و فغان از مظلومیت مرد و اینها سر داده شده. این حرف ها از نظر من ایکس و شعر هستند و وقت تلف کردن. دسته بندی یعنی چی؟ دفاع از جنسیت یعنی چی؟ این به نظر من مصداق نژادپرستیه.

در اینکه "نفهمیدید ما چه میگوییم" سخنی نیست، ولی عجیب این است که آنچه نمیفهمید را غلط و کس و شعر میدانید. سخن من هم پیرامون جناب مزدک بطور خاص نبود، دفاع از مخالفت ایشان با دیدگاه شما پیرامون سیاست و شرایط حاکم بر اجتماع بود.

برای من بسیار جالب است (با شناخت نسبی که من از شما) دارم که بعنوان یک لیبرال فمینیسم را چرند میدانید.
بیبینید من دیدگاه بیطرف را در اینباره چرند میدانم و شما هم انتقاد از نقوش جنسیتی را گویا کس و شعر و بیهوده میدانید. من سعی در باز کردن موضع شما و برقراری گفتگو و فهم متقابل طرفین از یکدیگر را دارم، این سخنان شما به من علاقه متقابل به آنرا نشان نمیدهد ولی در هر صورت آنچه در هنم بود و قصد پرسشش را برای روشن شدن را داشتم میپرسم. فهم شما خود از اخلاق جنسی و برخورد اجتماعی و قانونی پیرامون آن چیست؟ آنرا کمی توضیح دهید، مثلا فرض کنید همین امروز ج.ا سقوط کرده و شما قرار است یک نظم جدید را برپا کنید، شما اصلا دادگاه خانواده اصلا دایر میکنید یا نه؟ شاید اصلا چیزی به ثبت ازدواج در آن نخواهیم داشت؟ سرپرستی کودک در آن چطور خواهد بود؟ چیزی بنام المونی خواهیم داشت یا نه؟ قوانین پیرامون "آزار جنسی" را از کانادا مثلا میخواهید کپی کنید یا چه؟ تعریف تجاوز چه خواهد بود؟ و... ، اگر علاقه دارید اندکی ما را روشن کنید.
و پیرامون اتهام نژادپرستی به ما، اساسا مگر در یک جامعه آزاد با تعریف شمااتهام نژادپرستی معنی هم دارد؟ شما که گفتید این‌ها کس و شعر هستند و بطور معجزه آسا در جامعه‌یِ لیبرال تنها با اعلام برابری در برابر قانون حل شده‌اند.

Alice #۴۲۲

سفسطه‌ی تعمیم از جزء به کل که با چند نمونه‌ی extreme آن را
به کل کیستی جامعه‌ی زنان گره می‌زنید. من هم می‌توانم دو نمونه
از زنان کتک خورده بدست شوهرشان را بیاورم و نتیجه بگیرم که
«تمام مطلق» مردان عوضی هستند!

Mehrbod #۴۲۳
Alice

سفسطه‌ی تعمیم از جزء به کل که با چند نمونه‌ی extreme آن را
به کل کیستی جامعه‌ی زنان گره می‌زنید. من هم می‌توانم دو نمونه
از زنان کتک خورده بدست شوهرشان را بیاورم و نتیجه بگیرم که
«تمام مطلق» مردان عوضی هستند!

چرا دخترها باید آزادانه و با هر ابزاری (از رُژ لب و پودر کرم و سایه چشم و ... آغازیده تا بوتاکس و ...) تا برسیم به کاردپزشکی‌هایِ فراوان
(لیپوساکشن, بینی, شکم, گونه, ...) خودشان را زیباتر از آنچه هستند, بنمایانند, ولی پسرها ب.ن. نباید خودشان را پولدارتر از آنچه هستند, بنمایانند؟

شاید چون شما دوست ندارید؟

پارسیگر

Alice #۴۲۴
Mehrbod

چرا دخترها باید آزادانه و با هر ابزاری (از رُژ لب و پودر کرم و سایه چشم و ... آغازیده[١] تا بوتاکس و ...) تا برسیم به کاردپزشکی‌هایِ[٢] فراوان
(لیپوساکشن, بینی, شکم, گونه, ...) خودشان را زیباتر از آنچه هستند, بنمایانند, ولی پسرها نباید خودشان را پولدارتر از آنچه هستند, بنمایانند؟

گفتم که شما به لغزش این دو را مساوی یکدیگر می‌گیرید و
تعریف دروغ‌گویی را به آرایش و فریبگری و... تقلیل می‌دهید.
اولا که آمار بوتاکس وغیره بیشتر برای زنان سن‌بالا مستعمل
است که شیارهای پیری و چروک به سر و روی‌شان میفتد!
برای دختران جوان بیشتر به کرم و ادکلن و چیزهای دم دستی
خلاصه می‌شود.
دوم هم اینکه زیبا بودن/شدن جرم نیست، شما خلاف این را
بمن نشان بدهید و اثبات کنید که گزاره‌ی کذب «من دکتر هستم»
و امثالهم از مردان، با یک «رژ لب» و آرایش زنان ارزش برابری
دارد؛ بقیه هم پیشکش خودتان.
خب این گوی خدمت شما، این هم میدان.

Mehrbod #۴۲۵
Alice

گفتم که شما به لغزش این دو را مساوی یکدیگر می‌گیرید و
تعریف دروغ‌گویی را به آرایش و فریبگری و... تقلیل می‌دهید.
اولا که آمار بوتاکس وغیره بیشتر برای زنان سن‌بالا مستعمل
است که شیارهای پیری و چروک به سر و روی‌شان میفتد!
برای دختران جوان بیشتر به کرم و ادکلن و چیزهای دم دستی
خلاصه می‌شود.
دوم هم اینکه زیبا بودن/شدن جرم نیست، شما خلاف این را
بمن نشان بدهید و اثبات کنید که گزاره‌ی کذب «من دکتر هستم»
و امثالهم از مردان، با یک «رژ لب» و آرایش زنان ارزش برابری
دارد؛ بقیه هم پیشکش خودتان.
خب این گوی خدمت شما، این هم میدان.

نخست اینکه آمار کاردپزشکی‌های زیبایی میان دخترها, بویژه در ایران که در جهان سرآمد است و خواننده خود به آن آگاه.

سپس اینکه ما نگفتیم یکی رُژ لب بزند, یکی خودش را تا جاییکه میتوانست پولدارتر و باهوشتر و ... جابزند,
گفتیم همان اندازه که اینوری‌ها می‌دروغند و می‌فریبند, آنوری‌ها هم سزامندیِ دروغیدن و فریفتن دارند.

اینکه شما از بیخ چیزی مانند لیپوساکشن (زدایش چربی‌هایِ شکم و ..) را فریب نمیبینید برآمده‌یِ فرهنگی است که در آن بزرگ
شده‌اید, اگرنه آماج یک مرد از همسری پُرگاه بچه‌دار شدن است و اگر بخواهد هزینه و سرمایه‌یِ سنگین وی یک فرزند کژ و کور
و بیمار و زشت بشود (هنگامیکه زن زیبا و خواستنی بوده, براهِ همان کاردپزشکی و بوتاکس), پس بروشنی فریب خورده است.

پارسیگر

Alice #۴۲۶
Mehrbod

نخست اینکه آمار کاردپزشکی‌های[١] زیبایی میان دخترها, بویژه در ایران که در جهان سرآمد است و خواننده خود به آن آگاه.

فریبگری در هر دوجنس رواست . شما را ارجاع می‌دهیم به
این و این منبع تا ببنید که مردان دماغ‌بریده‌ی ایرانی دستکمی
از بانوان ندارند.

ولی بازهم سفسطه می‌کنید و همچنان مفهوم «فریبگری جنسی»
را با «دروغگویی» یکسان درنظر می‌گیرید. خب بله، در طبیعت
زیبایی و فریبگری نشانگر بهره‌وری از ژن‌های بهتر است و این
رفتارها در نرها و ماده‌ها (بیشتر نرها) دیده می‌شود؛ اما کارکرد
اصلی آن که در گونه‌ی هوموسپینزها عامداً (به تعبیر شما
با غرض و مرض) انجام می‌گیرد منجر به "تشدید رقابت جنسی"
میان نرینه‌ها می‌شود و از این حیث انتقال ژن‌های بهتر را
ضمانت می‌کند.

----
مورد جالب دیگر اینست که فریبگری را منحصر به بانوان می‌کنید،
مردانی که برای تقویت بازو و اندام بهتر دارو تزریق می‌کنند، یا
قرص می‌خورند و

صبح و شب در باشگاه‌های بدنسازی عرض اندام
می‌کنند چیزی به جز فریبگری جنسی نیست.!

من با هیچکدام
مشکلی ندارم؛ شمائید که روی «صداقت» پافشاری می‌کنید. به
شما پیشنهاد می‌کنم که از فردا برای ترویج فرهنگ صداقت و راستگویی
با تنبان بیرون بروید، مبادا کت و شلوار بپوشید، ادکلن بزنید، خود را
بیارایید و "زیباتر از آنچه هستید نمایان شوید."
---

در مورد فرزند کر و کور زشت و بیمار هم مرا خنداندید. لابد در روستای
شما زنی که بزک می‌کند فرزند کژ و کور میزاید؟

Mehrbod #۴۲۷
Alice

ولی بازهم سفسطه می‌کنید و همچنان مفهوم «فریبگری جنسی»
را با «دروغگویی» یکسان درنظر می‌گیرید. خب بله، در طبیعت
زیبایی و فریبگری نشانگر بهره‌وری از ژن‌های بهتر است و این
رفتارها در نرها و ماده‌ها (بیشتر نرها) دیده می‌شود؛ اما کارکرد
اصلی آن که در گونه‌ی هوموسپینزها عامداً (به تعبیر شما
با غرض و مرض) انجام می‌گیرد منجر به "تشدید رقابت جنسی"
میان نرینه‌ها می‌شود و از این حیث انتقال ژن‌های بهتر را
ضمانت می‌کند.
----

فریبگری جنسی یا ناجنسی بجایی نمیرسد, پاسخ این را اینجا دادم و کسی هم نتوانست چیزی بر پاد آن بیابد: فریب دادن برای رابطهء جنسی - برگ 5

پس از دیدگاه فرازیست ژن هم نگرش شما پوچ است و فریب سرانجامی ندارد.

Alice

... صبح و شب در باشگاه‌های بدنسازی عرض اندام
می‌کنند چیزی به جز فریبگری جنسی نیست.!

یعنی اگر شما ورزش کنید و نشان دهید تن و اندام خوب و ورزیده‌ای دارید (که توانسته‌اید ورزش کنید) دارید کسی را می‌فریبید؟
خب اینکه دروغی و فریبی درش ندارد, کسیکه میتواند اینجور سخت ورزش کند بیگمان ژنهای خوبی دارد (هم تن هم روان و پشتکار), اگرنه که بسادگی نمیتوانست.

Alice

در مورد فرزند کر و کور زشت و بیمار هم مرا خنداندید. لابد در روستای
شما زنی که بزک می‌کند فرزند کژ و کور میزاید؟

شوخی میکنید دیگر؟ کاردپزشکی یکی دو تا که نیست, چشم‌هایِ کمسو و کژ و کوله را هم درست
میکنند (که این یکی به خودی خود در راستای آسودگی و تندرستی هم پیش میرود و هیچ بد نیست.

نکته ولی اینجاست شما پیوسته سفسته‌یِ پهلوان پنبه میکنید, همه‌یِ سخن ما یک رُژ لب نیست ولی رُژ لب تنها چیزیست که شما میخوانید,
سخن ما همه‌یِ اینها, همه‌یِ این فریبگری‌هایِ ریز و مِه در کنار هم است و خواننده‌یِ بیسو نیز درمیابد که شما از یکسو میخواهید دخترها
هرجور و هر آن اندازه که دوست دارند بدروغند و بفریبند, از یکسو هم میخواهد مردها مانند گوسپند باشند و درباره‌یِ همه چیز راست و درست اش را بگویند.

پس نگرش من اینجا سراسر بجاست, که پسرهایی که گول شما را میخورند کودن و کم‌هوش هستند, اگرنه
کسیکه یک ارزن خرد در سرش دارد همچو بازی‌ِ ناجوانمردانه‌ای را جوانمردانه نمی‌بازد (= باختن, بازی کردن —> plays

[and in our case, loses]).

پارسیگر

Mehrbod #۴۲۸
kourosh_bikhoda

به نظر من هر فردی به دلیل فردیت خودش و در چارچوب این شخصی گری، ممکنه خطاهایی بکنه یا ظلم هایی برپاد جنس مخالف بکنه یا هر کار دیگه ای. از نظر من این قبیل بحث ها اصلن در جایی بوجود میاد که هی دسته بندی و مرزبندی انجام بدیم. هی بگیم خانوم ها اینور و آقایان اونور. در این دسته بندی ها و مرزبندی ها دیگه بحث شخصی گری از بین میره و در چارچوب اجتماع همه چیز بحث میشه. مثلن همون اشتباه و ظلم فردی و شخصی یک جنس بر پاد جنس دیگه، تعمیم به کل داده میشه و این دو دسته هم خیلی مسخره وار و بیهوده به سر و کول هم میکوبند. پس میبینید که هیچکدوم حق ندارند. هیچکدوم هم لزومن واقعی بحث نمیکنند. من بحث های این جستارو چندماه قبل خونده بودم و چند روز قبلم برگه های نخستش رو خوندم. به نظرم به جز "کل کل" بچه گانه و دعواهای کودکانه که ما بعضی وقتها با هم سن و سالامون در خانواده میکردیم چیزی توش نیست. من از اصل با این بحث ها مخالفم. چه کنش باشه چه واکنش.

بامزه است که سرمایه‌دار بهره‌کش که شما باشید میگویید در همبود و پرسمان کارگران اینوری‌ها و
آنوری‌ها داریم و یک شماری باید همواره سواری بدهند و خر باشند, یک شماری سواری بکشند و خرسوار:

مناظره میان مزدک بامداد و کورش بی‌خدا در باره ی سوسیالیسم و کاپیتالیسم - برگ 2

kourosh_bikhoda

باز هم که منبر رفتید. جامعه به جز "ویولون زن" نیاز به "مرده شور" و "رفته‌گر" و "حمال" دارد. در صورتی که حقوق مساوی بین همه تقسیم شود، واقعن چه انگیزه ای برای افراد می ماند که با حقوق مساوی دست به کارهای سخت و با پرستیژ پایین کنند؟
چه کسی حاضر می شود در معدن کار کند یا مرده شویی کند؟ گویا فراموش کرده اید که گولاگ در زمان استالین برای چه به وجود آمد و حتا خانواده زندانیان را نیز به کار گماردند. اگر اردگاه های کار اجباری شوروی نبود که کسی در سیبری و جنگل های خشن آنجا کار می کرد؟ حتا نگهبانانِ خودیِ اردوگاه های کار اجباری در کره شمالی نیز پس از اولین دیدارشان از این اردوگاه ها شک زده شده اند.

و بامزگی به اوج خود میرسد زمانیکه "جامعه" بجز "ویولون زن", نیاز به "مرده شور",
"رفتگر" و "حمال" هم پیدا میکند, و بگویید چی, همه‌یِ اینها "مرد" میشوند, ولی ویولون زن زن کم نمیابید!

دورویی بهره‌کشان:

اشکالی ندارد در کار و کارگری یک شماری خر باشند و سواری بدهند — که دست بر قضا همگی مرد هستند — و یک شماری
بهره‌کش و کارفرما, ولی به پرسمان زنامرد که رسید همه باید برابر باشند و اینوری و آنوری نکنیم, چون.. چون چون همه‌یِ ما هومن هستیم!

نگرشِ نابِ دامنه-بند (domain-dependent) 😏

پارسیگر

kourosh_bikhoda #۴۲۹
Russell

در اینکه "نفهمیدید ما چه میگوییم" سخنی نیست، ولی عجیب این است که آنچه نمیفهمید را غلط و کس و شعر میدانید. سخن من هم پیرامون جناب مزدک بطور خاص نبود، دفاع از مخالفت ایشان با دیدگاه شما پیرامون سیاست و شرایط حاکم بر اجتماع بود.

برای من بسیار جالب است (با شناخت نسبی که من از شما) دارم که بعنوان یک لیبرال فمینیسم را چرند میدانید.
بیبینید من دیدگاه بیطرف را در اینباره چرند میدانم و شما هم انتقاد از نقوش جنسیتی را گویا کس و شعر و بیهوده میدانید. من سعی در باز کردن موضع شما و برقراری گفتگو و فهم متقابل طرفین از یکدیگر را دارم، این سخنان شما به من علاقه متقابل به آنرا نشان نمیدهد ولی در هر صورت آنچه در هنم بود و قصد پرسشش را برای روشن شدن را داشتم میپرسم. فهم شما خود از اخلاق جنسی و برخورد اجتماعی و قانونی پیرامون آن چیست؟ آنرا کمی توضیح دهید، مثلا فرض کنید همین امروز ج.ا سقوط کرده و شما قرار است یک نظم جدید را برپا کنید، شما اصلا دادگاه خانواده اصلا دایر میکنید یا نه؟ شاید اصلا چیزی به ثبت ازدواج در آن نخواهیم داشت؟ سرپرستی کودک در آن چطور خواهد بود؟ چیزی بنام المونی خواهیم داشت یا نه؟ قوانین پیرامون "آزار جنسی" را از کانادا مثلا میخواهید کپی کنید یا چه؟ تعریف تجاوز چه خواهد بود؟ و... ، اگر علاقه دارید اندکی ما را روشن کنید.
و پیرامون اتهام نژادپرستی به ما، اساسا مگر در یک جامعه آزاد با تعریف شمااتهام نژادپرستی معنی هم دارد؟ شما که گفتید این‌ها کس و شعر هستند و بطور معجزه آسا در جامعه‌یِ لیبرال تنها با اعلام برابری در برابر قانون حل شده‌اند.

شما هرکی حرفتون رو نفهمه تعمیمش میدید به کل قضیه؟ من حتا همین حرف های الانتونم زیاد نمیفهمم چون فکر میکنم چیز کس شعری رو سعی دارید به طرز مسخره ای خیلی فلسفی کنید!

راسل گرامی عزیزتر از جان تمام این موضوعاتی که مطرح کردید به نظر من کس شعر نیستند. اینها شاید بسیار هم برای جامعه دارای اهمیت باشند و گرفتاری جوامع باشند. ولی تمام اینها رو من در حوزه یک بحث اخلاقی و درون فلسفه اخلاق مجاز میدونم. در مراحل پیشرفته تر تبدیل به بحث حقوقی میشن. چه نیازیه براشون قشون کشی زن و مرد بشه؟ شما چرا سعی میکنید هی انگ بچسبونید؟

بعدم دیدگاه شما به لیبرالیسم نمیدونم چیه که فکر میکنید مثلن نژادپرستان در یک جامعه لیبرال مجاز به فعالیتند! ولی همونطور که قبلن هم گفتم هر کسی مجازه هر غلطی در دایره قانون بکنه.

kourosh_bikhoda #۴۳۰
Mehrbod

بامزه است که سرمایه‌دار بهره‌کش که شما باشید میگویید در همبود و پرسمان کارگران اینوری‌ها و
آنوری‌ها داریم و یک شماری باید همواره سواری بدهند و خر باشند, یک شماری سواری بکشند و خرسوار:

مناظره میان مزدک بامداد و کورش بی‌خدا در باره ی سوسیالیسم و کاپیتالیسم - برگ 2

و بامزگی به اوج خود میرسد زمانیکه "جامعه" بجز "ویولون زن", نیاز به "مرده شور",
"رفتگر" و "حمال" هم پیدا میکند, و بگویید چی, همه‌یِ اینها "مرد" میشوند, ولی ویولون زن زن کم نمیابید!

دورویی بهره‌کشان:

اشکالی ندارد در کار و کارگری یک شماری خر باشند و سواری بدهند — که دست بر قضا همگی مرد هستند — و یک شماری
بهره‌کش و کارفرما, ولی به پرسمان زنامرد که رسید همه باید برابر باشند و اینوری و آنوری نکنیم, چون.. چون چون همه‌یِ ما هومن هستیم!

نگرشِ نابِ دامنه-بند (domain-dependent) 😏

پارسیگر

☺️

خب شما میتونید کارگر نباشید. ولی نمیتونید مرد نباشید. همینطور یک زن نمیتونه زن نباشه. میفهمید؟ یعنی جنسیت شما انتخابی خودتون که نیست. این خیلی سادست ولی از شما انتظاری نیست البته.

راستی سرور مزدک نظرشون در این مورد چیه؟ نکنه خلاف ایشون باشید شما

😄

Spehr #۴۳۱
Mehrbod

چرا دخترها باید آزادانه و با هر ابزاری (از رُژ لب و پودر کرم و سایه چشم و ... آغازیده[١] تا بوتاکس و ...) تا برسیم به کاردپزشکی‌هایِ[٢] فراوان
(لیپوساکشن, بینی, شکم, گونه, ...) خودشان را زیباتر از آنچه هستند, بنمایانند, ولی پسرها ب.ن.[٣] نباید خودشان را پولدارتر از آنچه هستند, بنمایانند؟

شاید چون شما دوست ندارید؟

این همسنجی نادرست است.
یک دختر خانم با رژ لب یا دیگر آرایشها خود را زیباتر می کند، کاری ندارم فریب و ترفند است یا نه، ولی به هر روی گیرا تر و زیباتر میشود.
ولی یک پسر با وانمود کردن به پولدارتر بودن ، پولدارتر نمی شود! با دروغ گفتن حساب بانکی او بیشترنمی شود.

دختر دست به ترفند می زند و زیباتر میشود. پسر دست به ترفند می زند ولی پولدارتر نمی شود!

بعدشم معمولاً پسره میداند که دختره آرایش کرده یا فلان کارد پزشکی را انجام داده، وگر روزی دختری بگوید سرخی لبانم از رژ لب است، هیچ پسر خردمندی نمیگوید، چه دختر نیرنگبازی! ولی روزی که پرده های حقیقت فرو می افتد و فاش میشود که پسر دروغ گفته درباره ثروتش، دختر سُهش خیانت می کند.
پارسیگر

Russell #۴۳۲
kourosh_bikhoda

شما هرکی حرفتون رو نفهمه تعمیمش میدید به کل قضیه؟ من حتا همین حرف های الانتونم زیاد نمیفهمم چون فکر میکنم چیز کس شعری رو سعی دارید به طرز مسخره ای خیلی فلسفی کنید!

راسل گرامی عزیزتر از جان تمام این موضوعاتی که مطرح کردید به نظر من کس شعر نیستند. اینها شاید بسیار هم برای جامعه دارای اهمیت باشند و گرفتاری جوامع باشند. ولی تمام اینها رو من در حوزه یک بحث اخلاقی و درون فلسفه اخلاق مجاز میدونم. در مراحل پیشرفته تر تبدیل به بحث حقوقی میشن. چه نیازیه براشون قشون کشی زن و مرد بشه؟ شما چرا سعی میکنید هی انگ بچسبونید؟

بعدم دیدگاه شما به لیبرالیسم نمیدونم چیه که فکر میکنید مثلن نژادپرستان در یک جامعه لیبرال مجاز به فعالیتند! ولی همونطور که قبلن هم گفتم هر کسی مجازه هر غلطی در دایره قانون بکنه.

1-حقیقتش شنیدن این سخنان از دهان فردی که مخالف هرگونه فعالیت اجتماعی-سیاسی ست و معتقد است هرکس باید گلیم خود را از آب بیرون بکشد میتواند قابل درک است ولی گمان نمیکردم به شما که اینجا در "قشون کشی" بر علیه دین و اسلامستیزی ظاهرا با ما همسو هستید نیاز به توضیح باشد.
2-در لیبرال دموکراسی هم نژادپرستی میتواند براحتی وجود داشته باشد، چنانچه که پس از جنگ داخلی آمریکا و لغو برده‌داری در تصحیح قانون اساسی هم ظاهرا باید داستان تمام میشد ولی میدانیم که نشد.

3-بحث ما هم مشخصا هم جنبه‌یِ اخلاقی دارد و هم حقوقی، ولی گویا منظور این است که ما باید رجوع کنیم به مرجعیت و اینکه مسئولان و حقوقدانان و فیلسوفان اخلاق در مراکز آکادمیک کارشان را بلد هستند، در یک جامعه‌یِ لیبرال دموکرات در چهارچوب قانون همه چیز درست است و خارج از آن نادرست و ایراد اعتراض به آن هم بچه بازی و نق زدن و ...؛

من نمیدانم چطور ادعا میکنید اینها برچسب است؟ اینها بیان صادقانه‌یِ درک من است از آنچه نوشتید. برای همین میگویم اندکی پیرامون دیدگاه اخلاقی خود دراینباره بگویید، بنابراین شما میتوانید برای شرکت در بحث برای بی اهمیتی کل موضوع بحث کنید یا برای غلط بودن سخن ما از نگر اخلاقی. همچنین من اینطور میبینم که دلیل چرند دانستن ایرادات ما همان است که دلیل مخالفت شما با اهمیت ایرادات دوستان چپ است، برای همین دلیل بیمعنی بنظر رسیدن سخن ما را بدیهی تلقی شدن این باور است که تمام بحثهای اخلاقی و بیعدالتی‌هاا با برپایی لیبرال دموکراسی حل میشوند و برای همین به ما روند مشروعیت حکومت و قانون را در سیستم مورد نظر آدرس میدهید نه اینکه با ما درباره‌یِ بیعدالتی‌ها در قوانین و جامعه با ما وارد بحث شوید، باقی بحثها میشود بحث حقوقی و فرعی و البته نیازمند تخصص. من گمان میکنم در صورت قبول سخن شما سخن شما تمام بحثهایی که در اینجا بعد اخلاقی یا حقوقی دارند شایسته‌یِ تعطیل شدن هستند چرا که ما صلاحیت لازم آنرا نداریم.

Dariush #۴۳۳
kourosh_bikhoda

حرف من اینه که فمینیسم یه چیز بیخود و الکیه.

فمنیسم چیز چرندی‌ست، اما کمتر چیز چرندی‌ست که اینچنین تاثیرگذار بوده و همینطور شوخی شوخی، جدی شده که در اثر آن کار به آنجا رسیده که ما باید به خود تعلیم که چرا نباید برای مرد بودنِ خویش شرمنده باشیم.

من به شما حق می‌دهم، از این جهت که فمنیسم گفتمانی‌ست بس سخیف و پرداختن به آن اگرچه خود عملی‌ست اخلاقی، اما مستلزم این است که شخص، لجن‌مال شدن را به جان خریده و اغلب با فرومایگان همسخن شود و درگیر گفتگوهای بی‌مایه.(

آنقدر که شما می‌بینید در همین انجمن جز دو نفر، که بروشنی خویش را فمنیست معرفی میکنند، دیگرانی که نامستقیم از آن دفاع می‌کنند، شهامت فمنیست خواندنِ خویش را ندارند)

من نیز خیلی بیشتر دوست می‌داشتم که اساسا چنین موضوعی نمی‌بود که لازم به نقد داشته باشد. همه‌ی اینها اما هرگز از اهمیت کاری که ما اینجا می‌کنیم نمی‌کاهد.

ما در اینجا با خروارها پست نشان داده‌ایم که چگونه این جنبش، بارهایی گران بر دوش جامعه نهاده. چگونه خود را در همه‌ی جوامع به انحاء مختلف نفوذ داده و کار به آنجا رسیده که دولت‌های فمنیستی داریم، چگونه جهان در سکوت (و احتمالا بهت) نظاره‌گر تصویب قوانینی هستند که بطور عینی در راستای نژادپرستی جنسیتی‌ست، چگونه برابری جنسیتیِ مورد ادعا باعث تثبیت کهتری تاریخی یک جنسیت شده، چه روشهای غیراخلاقی‌ای برای پیشبرد اهدافِ خود برگزیده، چگونه با دروغ‌ها و فریب‌های گوش‌نواز تمام جریان‌های روشنفکری (از راست‌ترین‌ها تا چپ‌ترین‌ها را) تحت تاثیر خویش برده‌ و موارد پرشمار دیگری که در این یک سال در این انجمن پیرامونش بحث بوده. همه‌ی اینها اگر از سوی جنبشی مهجور و بی‌نام و نشان می‌بود، کسی محلی بدان نمی‌کرد، اما شوربختانه چنین نیست و هتا در پرت‌ترین گوشه ی جهان نیز فمنیست‌هایی یافت می‌شوند که اگر چه شاید خود معنای فمنیسم را ندانند و یا اینکه خود را فمنیست ندانند، اما مشخصا در آن راستا گام برمی‌دارند. چنانکه در همین انجمن اکثر ضدفمنیست‌های امروزی، فمنیست‌های دیروز بوده‌‌اند و برخی نوشته‌هایشان هنوز در اینجا هست ( @@Russell ، @@Ouroboros،@@Mehrbod، و یکی دو تا دیگر). من چند بار نشان داده‌ام که چگونه روشن‌فکرترینِ روشنفکران، در ایران و در غرب تحت تاثیر شعارهای فمنیستی هستند. تمامِ آن نادرستی‌ها و این نفوذ بسیار بالا از نگاهِ شما باعث نمی‌شوند که این موضوع ارزش نقد کردن داشته باشد؟

ندیدنِ آثار نافذ فمنیسم در جهان امروز به چیزی بیش از نابینایی و ناشنوایی نیاز دارد. در یک نمونه بسیار پیش‌پا افتاده و شاید بچه‌گانه، من همین امروز با یکی از دوستان دختر خویش، در مترو وارد بخش میان زن و مرد شدم (بخشی که واسط میانِ بخش زنان و مردان است) دقایقی نگذشت که مورد اعتراض واقع شدم و همینکه با یکی از زنان وارد بحث شدم که چگونه شما به سادگی وارد بخش مردانه می‌شوید (و تقریبا همیشه هم مردی یافت می‌شود که صندلی خویش را به شما بدهد) مردان اما حق وارد شدن به این فضا را ندارند، که ناگهان سه چهار زن دیگر به او پیوستند و در کمالِ ناباوری و بُهت مردان نیز یکی یکی موضع او را تائید کردند و به من تاختند و وقتی من از دیدنِ چنین فضایی عاقلانه دیدم که خاموش شوم، تمامشان شروع کردند برای هم در مورد جامعه‌ی مردسالار و مغزشویی‌هایش، از بهشتی که در اروپا برای زنان فراهم شده، بدبختی‌های زنان در ایران ِ زن‌ستیز و.... برای هم سخنرانی کردن و خاطره تعریف کردن.

پدافند از حقوق مردان نیز به معنای مقابله‌ به مثل نیست و اگر چه گاها از همان لحن و بیان گروه مقابل استفاده می‌شود، اما هرگز با آن در فقر فلسفی و نبودِ تحلیل واقع‌بینانه اشتراک ندارد. شما وقتی از مردسالاری می‌شنوید، به دنبال نخودسیاه فرستاده می‌شوید، ما اما در اینجا اگر از کهتری ارزش تاریخی مرد سخن می‌گوییم، به استناد شواهدی غیرقابل انکار است و مستدل. اگر از نفرت‌پراکنی وقیحانه‌ای که علیه مردان روزافزون است، از ستیز عینی‌ای که علیه مردان بطور چراغ خاموش در جریان است، از نژادپرستیِ جنستی‌ای که در این گفتمانِ جهانگیر برقرار است، از سوء استفاده‌های بیشرمانه‌ای که از ناآگاهی و سکوتِ لیبرالیستیِ انسانِ مدرنِ قرنِ بیست و یکمی و استقبال و تن‌دادگیِ او به هر چه فریب و دروغ که علیه نیمی از انسانهاست می‌شود، از استانداردهای دوگانه و... سخن می‌گوییم، همگی به رغم جوان بودنِ این سخنان و وجودِ حفره‌ها یا خطاهایی در آنها، آنقدر که بایسته و شایسته‌ی چنین موضوعی‌ست مستدل و مستند هست که شعور مخاطب را به بازی نگیرند. شما اما وقتی از جامعه‌ی مردسالار می‌شنوید، پرسش‌تان در موردِ اینکه این چگونه جامعه‌‌ی مردسالاری‌ست که همه چیز در آن بر پاد مردان است، این چگونه جامعه‌ی مردسالاری‌ست که در آن مردان بیشترین خشونتها را تحمل می‌کنند، بیشترین قربانیان تجاوزهای جنسی هستند، بیشترین قربانیان جنگ‌ها هستند، بیشترین تلفاتِ کارهای طاقت‌فرسا هستند، تبعیض علیه‌شان بطور نامرئی همه جا برقرار است و... هرگز پاسخی نخواهد یافت. اگر از جامعه‌ی زن‌ستیز می‌شنوید، اگر بگویید این چگونه جامعه‌ی زن‌ستیزی‌ست که در آن نیمی از جامعه در خدمت نیمی دیگر است و چطور است که تمام بار امنیت و رفاه زن بر دوش مرد است چه در سطح جزء یعنی خانواده و چه در کل یعنی دولت، هرگز پاسخی نخواهید گرفت.

در بستر همین گفتمان فریب‌آلود و دروغین است که جامعه در اثر یک نئشگی ناشی از حقوق بشر، خود را در عمقِ یک ناآگاهی و خودفریبی غوطه‌ور می‌سازد و باور می‌کند که مثلا براستی سنگسار حکمی‌ست از سوی جامعه مردسالار و زن‌ستیز علیه زنان جامعه، در حالیکه در تحریم خبری ناشی از همین فمنیسم، مردان یک به یک در ژرفنای سکوتی عظیم سنگسار می‌شوند و آب از آب تکان نمی‌خورد و این در حالی‌ست که هر زنی که خبری در مورد احتمالِ سنگسار شدن‌اش منتشر می‌شود، کمپین‌های بین‌المللی براه می‌افتد تا در نهایت او را از این مهلکه برهانند. چنانکه به تکیه‌ی آماری که قبلا در همین انجمن منتشر کرده‌ام (و احتمالا شما هم مثل دیگر دوستانی که که به ما در مورد پرداختن به اینها خرده می‌گیرند، آنها را نخوانده‌اید)از سال 88 تا کنون 6 مرد سنگسار شده و تنها یک مرد از سنگسار گریخته، در حالیکه به یمن کمپین‌های بین المللی و نهادهای مدافع حقوق زنان 6 زن از سنگسار نجات یافته و تنها یک زن سنگسار شده است. در همین ایرانِ مردسالارِ زن‌ستیز، وقتی خبری در مورد قانونی که در آن ازدواج با فرزندخواندگی را مجاز می‌شمارد، غوغایی برپا می‌شود و این در حالی‌ست که در این قانون هیچ کجا از جنسیت فرزندخوانده‌ی مذکور سخن گفته نشده و هیچ معلوم نیست که فمنیست‌ها چرا از آن پیراهن عثمان ساخته‌اند که این قانون ضدزنان است و اینکه اصلا مگر در کلِ ایران مگر کلا چقدر این مورد احتمال رخ دادن دارد. از آنسو اما در سکوت و آرامش، قانونی شدیدا حمایتی که تقریبا همه‌ی زنان را در بر می‌گیرد تصویب می‌شود که مطلقا در راستای تثبیت زیست انگلی زنانِ ایرانی‌ست : قانون بیمه‌ی زنانِ خانه‌دار! این یعنی اینکه زنی که تا دیروز در خانه می‌ماند و مشغول وقت‌گذرانی و خورد و خواب بود، اگر از لحاظ مالی به مرد خانه وابسته بود و به سبب همان وابستگی گاهی باید یک چایی جلوی مرد خانه می‌گذاشت، امروز دیگر از آن نیز خبری نیست. این در حالی‌ست که مرد کارگر جامعه که پست‌ترین و سخت‌ترین کارها و مسئولیت‌های جامعه بر دوش‌اش است، حق داشتنِ یک نهاد کارگری مستقل و حمایتگر را ندارد و پس از آن که خونش را از کارخانه‌دار و سرمایه‌دار گرفته تا دولت، تا قطره‌ی آخر نوشیدند، فردای بیکاری باید خویش را در آماده‌ی گدایی و زندگی سگی کند. همین جا وقتی مرد داستان از روز نخست انقلاب، انسان حساب شدن‌اش، سفرش به خارج از کشور، ازدواجش و... منوط به 2 سال بیگاری دادن و برده شدن در کثیف‌ترین نظام جهان و تحمل انواع تحقیرها، توهین‌ها و خشونت‌ها در بهترین و باارزش‌ترین سالهای عمرش است، کسی چیزی نمی‌گوید، اما همینکه خبر از قانونی نیم‌بند برای مشروط کردن سفرِ خارجه‌ی دخترانِ مجردِ زیر چهل سال به رضایت پدر انتشار می‌یابد، طوفانی بر پا می‌شود.

در همین فرهنگِ مردسالار و زن‌ستیزی که در ادبیات‌اش نغزترین و رمانتیک‌ترین شعرها، نثرها و داستان‌های جهان با محوریت زنان یافت می‌شوند و از آنسو مملو است از غلام‌بارگی و شاهدبازی( که نمود بارزی‌ست از فرهنگ ریشه‌دار تجاوز به پسربچه‌ها) ما همچنان خود را شرمنده از فرهنگ زن‌ستیزی می‌یابیم و داوطلبانه به سوی جایگاهِ متهم می‌رویم.

تمام اینها(که تنها بخشی بس جزئی از آن در اینجا نمایان شد) اگر برای شما کس و شعر محض است، اگر برایتان تبعیض ِ سیستماتیک علیه گروهی از جامعه ، صرف بیشتر منابعِ مادی و معنوی جامعه به نفع یک جنسیت مشخص، بی‌اعتنایی به مصائب و مشکلات یک جنسیت زیر پروپاگاندای فمنیستی و نادرستی‌های منجر شده از آن، آگاهی دادن به جامعه نسبت به این موارد همگی چرند است و مستلزم بی‌خیالی، مشخصا در اینجا ما با یک دشواری اخلاقی مواجه هستیم که ناشی از تمایز و یا هتا تضاد در ایده‌ها و آرمانهای کسی چون من با همانهای شماست.

Mehrbod #۴۳۴
kourosh_bikhoda

☺️

خب شما میتونید کارگر نباشید. ولی نمیتونید مرد نباشید. همینطور یک زن نمیتونه زن نباشه. میفهمید؟ یعنی جنسیت شما انتخابی خودتون که نیست. این خیلی سادست ولی از شما انتظاری نیست البته.

راستی سرور مزدک نظرشون در این مورد چیه؟ نکنه خلاف ایشون باشید شما 😄

هیچ نوشته‌ای از اینجا را خوانده‌اید که میگویید زن نمیتواند مرد باشد, مرد زن؟
ما درباره‌یِ نگرش جامعه به زن و مرد نوشته‌ایم (=چیزی دگرپذیر), نه درباره‌یِ زن یا مرد بودن.

از آن بدتر, اگر زن یا مرد زاده شدن جایگاه کسی را پایین یا بالا میکند و اگر
شما کنترل 0 روی زن یا مرد بودن داشته باشید — که این روزها کمی بالاتر از 0 است —

پس بروشنی سخن شما در راستای سُست نمودن فرجامیابیِ خود شما پیش‌میرود, زیرا در
چنین ایستاری به مردان دوچندان ستم میرود و کاری هم هرگز نخواهند توانست برای آن بکنند!

هرچند همه‌یِ اینها زمانی‌ست که ما خواهان سامانه‌ای دادگر باشیم, که این را هم میدانیم شما پیشتر یک بیلاخ حواله‌ اش نموده‌اید:

kourosh_bikhoda

خب نباشه. چه اصراری دارید جهان بر پایه داد بنا بشه؟ خیلی چیزها دادگرانه نیست. از جمله همون سیستم واپسمانده ی به زباله رفته ی سوسیالیسم که همه رو به یه چوب میزنه 😂

Spehr

این همسنجی نادرست است.
یک دختر خانم با رژ لب یا دیگر آرایشها خود را زیباتر می کند، کاری ندارم فریب و ترفند است یا نه، ولی به هر روی گیرا تر و زیباتر میشود.
ولی یک پسر با وانمود کردن به پولدارتر بودن ، پولدارتر نمی شود! با دروغ گفتن حساب بانکی او بیشترنمی شود.

دختر دست به ترفند می زند و زیباتر میشود. پسر دست به ترفند می زند ولی پولدارتر نمی شود!

بعدشم معمولاً پسره میداند که دختره آرایش کرده یا فلان کارد پزشکی را انجام داده، وگر روزی دختری بگوید سرخی لبانم از رژ لب است، هیچ پسر خردمندی نمیگوید، چه دختر نیرنگبازی! ولی روزی که پرده های حقیقت فرو می افتد و فاش میشود که پسر دروغ گفته درباره ثروتش، دختر سُهش خیانت می کند.
پارسیگر

چه کسی میگوید نمیشود؟
مگر ما در جایی بجز چشم فریب‌خورده اینها را داریم ارز‌میابیم؟
از چشمِ مرد فریب‌خورده زن زیباتر شده, هنگامیکه "براستی" نشده و لیپوساکشن کرده و از چشم زن
فریب‌خورده هم مرد پولدارتر شده هنگامیکه "براستی" نشده و تنها این نکته که شش ماه دیگر ورشکسته میشود را نگفته.

از چشم زن یا مرد, اینجا جنس دیگر براه این فریب گیراتر شده و تا زمانیکه این فریب بجاست, این خواستنیگی هم بجا میماند.

پارسیگر

Alice #۴۳۵
Spehr

معمولاً پسره میداند که دختره آرایش کرده یا فلان کارد پزشکی را انجام داده، وگر روزی دختری بگوید سرخی لبانم از رژ لب است، هیچ پسر خردمندی نمیگوید، چه دختر نیرنگبازی! ولی روزی که پرده های حقیقت فرو می افتد و فاش میشود که پسر دروغ گفته درباره ثروتش، دختر سُهش[٦] خیانت می کند.

معمولا؟! مرد همیشه با آگاهی فرزام اینرا می‌داند. هتا
پرگاه مرد درباره‌ی آرایش و زیبایی زن نگر می‌دهد تا زن
آنگونه که مرد می‌خواهد خویش را بیآراید. ولی در سرگاه
دیگر زن نمی‌داند که مرد دروغ می‌گوید و در فربود و براستی
فریب می‌خورد.
این جستار بسیار پیش پا افتاده و ساده است، نمی‌دانم
چرا برخی به جای اینکه لغزش خود را بپذیرند به جای آن
گفتگو را پیچیده و فرسایشیک می‌کنند.

پارسیگر

Russell #۴۳۶
Dariush

تمام اینها(که تنها بخشی بس جزئی از آن در اینجا نمایان شد) اگر برای شما کس و شعر محض است، اگر برایتان تبعیض ِ سیستماتیک علیه گروهی از جامعه ، صرف بیشتر منابعِ مادی و معنوی جامعه به نفع یک جنسیت مشخص، بی‌اعتنایی به مصائب و مشکلات یک جنسیت زیر پروپاگاندای فمنیستی و نادرستی‌های منجر شده از آن، آگاهی دادن به جامعه نسبت به این موارد همگی چرند است و مستلزم بی‌خیالی، مشخصا در اینجا ما با یک دشواری اخلاقی مواجه هستیم که ناشی از تمایز و یا هتا تضاد در ایده‌ها و آرمانهای کسی چون من با همانهای شماست.

من بعد از نوشتن پست بالا خاطرم آمد در همینجا خیلی وقت پیش بحثی داشتیم بین @Mehrbod و @kourosh_bikhoda‌یِ گرامی و من درباره‌یِ اخلاق و قانون، آنجا اگر خاطرم باشد کوروش موضعش این بود که در همین ایران تحت سلطه‌یِ ج.ا هم قوانین باید رعایت شوند مگر اینکه در تضاد با حقوق بشر باشد که از نظر او مرجع بالاتری بود.من هم آنجا البته نگاه کاملا متفاوتی نیسبت به حقوق بشر داشتم؛ بگمان من همین اختلاف و همانطور که گفتی تفاوت در آرمانهاست که در مرکز بحث فعلی‌ست.

Russell #۴۳۷

این فریبی که مهربد درباره‌یِ آرایش و عمل زیبایی میگوید هم تا حد زیادی درست است،

همان پرورش اندام هم که قرار است معادل فریب جذابیت فیزیکی در مردان باشد اگر بزور قرص نباشد بسیار صادقانه‌تر از آرایش است. در مرحله‌یِ بیپرده‌تر این فریب میشود دروغ سر راست، در یکجا این میشود دروغ مردان برای رابطه‌یِ کوتاه مدت، برای زنان هم همانطور که خیلی وقت پیش بحثش اینجا رفت تنگنمایی زنان در برابر مردانی که برای تعهد و ازدواج مناسب میبینند. حتی خود این دروغگویی هم بنگر من ترفندی‌ست تا مردان باهوشتر را با توانایی نانآوری و بیرون کشیدن گلیم خود از آب را جدا کنند و البته در موقع مواجه شدن با جنس بد، خود سوژه را وادارند کار گزینش را برای آنها انجام دهد.

یه نفر #۴۳۸

تورو خدا / اسپاگتی / ... ببینید به چه چیزایی گیر میدن! شامپوی خانمها!
خب عزیز من، مگر تو از جون اون تلفن همراهت چی میخوای که وقتی میری خرید، 100 نوع رو نیگاه میکنی تا یکیشو بخری؟!
خب هر جنسی و هر انسانی دارای تفاوت هایی هست! باید درکش کنید و بهش احترام بگذارید...
از خدات باشه دوس دخترت خریدش بیشتر از 1ساعت میشه. اینجوری بیشتر کنارش هستی!

Alice #۴۳۹
Russell

این فریبی که مهربد درباره‌یِ آرایش و عمل زیبایی میگوید هم تا حد زیادی درست است،

گفتیم که امروزه در کنار خانم‌ها، انبوهی از مردان ایرانی هم دماغ‌عروسکی هستند.

آمارها نشان می دهد سالانه بیش از 25 هزار مرد ایرانی، بینی شان را قلمی می کنند و روزانه 3 هزار نفر در تهران، از تزریق بوتاکس برای جوان شدن استفاده می کنند

منبع

عمل جراحی زیبایی در میان مردان، سالانه ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش دارد. در این میان بوتاكس با حدود ۵۰ درصد رشد، بیشترین جراحی زیبایی در مردان است و جراحی بینی و رینوپلاستی رتبه دوم را دارد.

منبع

اگر هم با رژ لب و کرم مشکل دارید خب زیبایی و آرایش از دوران انسان‌های
نئاندرتال هم بوده است و هوموساپینس‌های اولیه هم از رنگدانه‌های تن جانوران
و یا عصاره‌ی گیاهان و .. سر و صورت خود را بزک می‌کردند.

Russell #۴۴۰
Alice

گفتیم که امروزه در کنار خانم‌ها، انبوهی از مردان ایرانی هم دماغ‌عروسکی هستند.

من نمیدانم چگونه باید نحوه‌یِ بحث آماری را به دوستان توضیح داد؟! از همان لینک خودتان:

انجام عمل جراحی بینی بیش از 80 هزار بار در سال، در ایران اتفاق می افتد که 27 هزار بیمار، مرد هستند.

؟=80000-27000

روزانه در تهران به‌طور متوسط بین دو تا سه هزار نفر زن و مرد برای تزریق بوتاکس به مطب‌ها و کلینیک‌های پوست و زیبایی مراجعه می‌کنند که البته مردان هم تعدادی از این مراجعه کنندگان را تشکیل می دهند

یعنی همچنان اکثریت مطلق تزریق بوتاکس هم زنان هستند.

تازه در میان مردان افزایش یافته مردان به گرد زنان هم در این زمینه‌ها نمیرسند.
این رژ لب، رژ لب گفتن هم به بتونه کاری و صافکاری-نقاشی زنان ایرانی بیش از اینکه باعث منحرف شدن ذهن خواننده شود باعث خنده میشود. باور کنید!!

Alice

اگر هم با رژ لب و کرم مشکل دارید خب زیبایی و آرایش از دوران انسان‌های
نئاندرتال هم بوده است و هوموساپینس‌های اولیه هم از رنگدانه‌های تن جانوران
و یا عصاره‌ی گیاهان و .. سر و صورت خود را بزک می‌کردند.

خب که چه؟
مگر کسی اینجا مدعی شده اینها در گذشته بکل وجود نداشته‌اند یا ریشه یا کارکرد فرگشتی آن نفی شده؟

تا اینجا که دیده‌ایم اینجا دوستان فمینیست بوده‌اند که دربرابر تحلیل فرگشتی داد مخالفت سر داده بودند.

Spehr #۴۴۱

مردانی هستند که 120 کیلو هستند و هرکاری می کنند تا لاغر شوند . با رژیم ویا کار گذاشتن بالون در معده.
اگر همین کار را یک زن کند میگویند فریب داده است و باید همان صد کیلو بماند!
مردانی هستند که ساعت ها دربدنسازی ورزش می کنند تا گیرا تر و برومندتر شوند.
شاید یک رژ لب زدن خانم دو دقیقه هم طول نکشد ولی همه میدانند در بدنسازی چه سختیهایی باید بکشند.
تازه با زور هزار آمپول و قرص و پودر و کراتین و پروتئین خود را گنده می کنند.
و دخترها در گزینش یار و هنباز گیج میشوند چون برای یک چیز پوشالین گول می خورند.
مردانی که برای کاشت مو هزینه های هنگفت می کنند و ....
من نمی گویم اینها اشکال دارد، نه، هر مردی حق دارد خود را لاغر کند یا به بدنسازی برود یا حتی پودر بخورد.
ولی هنگام داوری خودزیباسازی زنها باید این ترفندهای مردانه را هم دید.
+
اگر من که مرد هستم، روزی صد کیلو بوده ام و امروز هفتادکیلو شده ام ، آیا باید به شیوه وسواس گونه ای همه جا بگویم"می بخشید این خود راستین من نیست، من در حقیقت صد کیلو هستم نه هفتاد کیلو!"!!!!

پارسیگر

kourosh_bikhoda #۴۴۲
Russell

حث ما هم مشخصا هم جنبه‌یِ اخلاقی دارد و هم حقوقی، ولی گویا منظور این است که ما باید رجوع کنیم به مرجعیت و اینکه مسئولان و حقوقدانان و فیلسوفان اخلاق در مراکز آکادمیک کارشان را بلد هستند، در یک جامعه‌یِ لیبرال دموکرات در چهارچوب قانون همه چیز درست است و خارج از آن نادرست و ایراد اعتراض به آن هم بچه بازی و نق زدن و ...؛

راسل گرامی کجا من همچین حرفی زدم؟ من اگر قرار بود به وکلا و حقوقدانان اعتماد کنم که چطور پس دم از مخالفت با قوانین، حکومت، قانون اساسی و غیره میزنم؟

من با بحث هیچ مشکلی ندارم. با قشون کشی و این بچه بازیهایی که در این جستارها انجام میشه مخالفم.
لازم باشه نمونه هم میارم. ولی برام ارزش نداره بگردم مطالب خاله زنکی رو پیدا کنم.

بحث حقوقی یا اخلاقی جستارش با فرنامی مثل "دفاع از حقوق مردان" یا چمیدونم همچین چیزهایی باز نمیشه. بحث حقوقی/اخلاقی یک کیس رو مطرح میکنه و در موردش تبادل نظر میشه.

اصلن من با وجود همین تالار زنامرد هم مخالفم. یعنی چی؟ شما اگر بحث اخلاقی/حقوقی دارید چرا در تالار حقوق و اجتماع مطرح نمیکنید؟ وجود همین تالار یعنی صف بندی و قشون کشی.

تاکید شما بر اینکه باید در این زمینه نگاه ویژه تری داشته باشیم برای من مبهمه. این نگاه ویژه تر رو در حوزه اخلاق داشته باشید خب چه اشکالی داره این کار؟

kourosh_bikhoda #۴۴۳
Dariush

فمنیسم چیز چرندی‌ست، اما کمتر چیز چرندی‌ست که اینچنین تاثیرگذار بوده و همینطور شوخی شوخی، جدی شده که در اثر آن کار به آنجا رسیده که ما باید به خود تعلیم که چرا نباید برای مرد بودنِ خویش شرمنده باشیم.

داریوش جان شما در جامعه ای زندگی میکنید که من توش زندگی نمیکنم؟ این احساس رو شما از کجا آوردید؟ واقعن برام سوال شده. من خوابم واقعن یا شما زیادی پیازداغ میزنید؟

Dariush

ندیدنِ آثار نافذ فمنیسم در جهان امروز به چیزی بیش از نابینایی و ناشنوایی نیاز دارد. در یک نمونه بسیار پیش‌پا افتاده و شاید بچه‌گانه، من همین امروز با یکی از دوستان دختر خویش، در مترو وارد بخش میان زن و مرد شدم (بخشی که واسط میانِ بخش زنان و مردان است) دقایقی نگذشت که مورد اعتراض واقع شدم و همینکه با یکی از زنان وارد بحث شدم که چگونه شما به سادگی وارد بخش مردانه می‌شوید (و تقریبا همیشه هم مردی یافت می‌شود که صندلی خویش را به شما بدهد) مردان اما حق وارد شدن به این فضا را ندارند، که ناگهان سه چهار زن دیگر به او پیوستند و در کمالِ ناباوری و بُهت مردان نیز یکی یکی موضع او را تائید کردند و به من تاختند و وقتی من از دیدنِ چنین فضایی عاقلانه دیدم که خاموش شوم، تمامشان شروع کردند برای هم در مورد جامعه‌ی مردسالار و مغزشویی‌هایش، از بهشتی که در اروپا برای زنان فراهم شده، بدبختی‌های زنان در ایران ِ زن‌ستیز و.... برای هم سخنرانی کردن و خاطره تعریف کردن.

من کیس هایی که در این تالار مطرح شدند رو کمابیش خوندم. بیشینه موارد مانند اینی که امروز برای شما اتفاق افتاده به نظر من ربطی به فمینیسم نداره. داریوش عزیز شما فکر نمیکنید تئوری اینکه این رفتار منشا دینی و مذهبی داره بسیار باورپذیرتر از اینه که منشا فمینیستی داشته باشه؟

Dariush

تمام اینها(که تنها بخشی بس جزئی از آن در اینجا نمایان شد) اگر برای شما کس و شعر محض است، اگر برایتان تبعیض ِ سیستماتیک علیه گروهی از جامعه ، صرف بیشتر منابعِ مادی و معنوی جامعه به نفع یک جنسیت مشخص، بی‌اعتنایی به مصائب و مشکلات یک جنسیت زیر پروپاگاندای فمنیستی و نادرستی‌های منجر شده از آن، آگاهی دادن به جامعه نسبت به این موارد همگی چرند است و مستلزم بی‌خیالی، مشخصا در اینجا ما با یک دشواری اخلاقی مواجه هستیم که ناشی از تمایز و یا هتا تضاد در ایده‌ها و آرمانهای کسی چون من با همانهای شماست.

شما مجازید هر بحثی بکنید. مجازید هر دیدگاهی داشته باشید. ولی من فمینیسم رو دستکم در ایران نمیبینم. یا حداقل خیلی ضعیف میبینم. بخشی از این به خاطر مسائل دینی و جهت دهی های حکومتیه. من با بحث شما هیچ مشکلی ندارم. همین موضوع که منشا اینها آیا تفکر فمینیستیه یا دینی، خودش میتونه موضوع یک جستار باشه. پس بحث و نظردهی اکی هست از نگاه من. ولی اینجا من همش مقابله به مثل و حرف های دختربچگانه و پامنبری دیدم. من موافق بحث فنی و حقوقی در این زمینه ها هستم.

kourosh_bikhoda #۴۴۴
Mehrbod

پس بروشنی سخن شما در راستای سُست نمودن فرجامیابیِ خود شما پیش‌میرود, زیرا در
چنین ایستاری[١] به مردان دوچندان ستم میرود و کاری هم هرگز نخواهند توانست برای آن بکنند!

این استدلال شما یک قضیه ی شرطیه هست و لازمه ی صادق بودنش اینه که شرط قضیه نخست صادق باشه. به نظر من در ایران ستمی بر مردان نمیشه اونچنان که شما میگید. دستکم کمتر از زنان نمیشه. و وقتی برابر ستم بشه خب سخن گفتن ازش بیهودست. نیست؟

undead_knight #۴۴۵
Dariush

آنقدر که شما می‌بینید در همین انجمن جز دو نفر، که بروشنی خویش را فمنیست معرفی میکنند، دیگرانی که نامستقیم از آن دفاع می‌کنند، شهامت فمنیست خواندنِ خویش را ندارند

👽
این بریگارد آنتی فمنیستی اگر نتیجه ای جز این داشت باید توی زباله دونی انداخته میشد.
البته من بریگارد های انقلابی! فمنیستی،اسلامی، خداناباور و... هم دیدم، راستش خودمم اگر به خاطر قسمت "فان" قضیه نبود نمیگفتم فمنیستم:))

kourosh_bikhoda #۴۴۶
Russell

من بعد از نوشتن پست بالا خاطرم آمد در همینجا خیلی وقت پیش بحثی داشتیم بین @Mehrbod و @kourosh_bikhoda‌یِ گرامی و من درباره‌یِ اخلاق و قانون، آنجا اگر خاطرم باشد کوروش موضعش این بود که در همین ایران تحت سلطه‌یِ ج.ا هم قوانین باید رعایت شوند مگر اینکه در تضاد با حقوق بشر باشد که از نظر او مرجع بالاتری بود.من هم آنجا البته نگاه کاملا متفاوتی نیسبت به حقوق بشر داشتم؛ بگمان من همین اختلاف و همانطور که گفتی تفاوت در آرمانهاست که در مرکز بحث فعلی‌ست.

خاطرتون باشه اون بحث در این زمینه بود که قانون تا کجا محترم هست. خب البته خیلی بحث های خوبی اونجا داشتیم. ولی همچنان از نظر من قانونی که نوشته شده، چنانچه تضادی با قوانین بالادستی که البته تشریفاتی هم هستند نداشته باشه لزومن باید محترم باشه. چنانچه به این نتیجه برسیم که اون قانون باید عوض بشه، حتا اگر در تضاد با قوانین بالادستی نباشه، این کار باید از روشهای آرام مثل رایزنی و کمپین و اینها انجام بشه و سلسله مراتب رعایت بشه تا زمانیکه که دست به زور برده بشه. همه اینها رو در اونجا یادمه توضیح دادم. ما برای جلوگیری از هرج و مرج ناگزیر به پذیرش این روش هستیم.

بنابر این من "مطلقن" مدافع تغیر ناپذیری قوانین و لازم الاجرا بودن اونها نبوده و نیستم.

Alice #۴۴۷
Russell

تا اینجا که دیده‌ایم اینجا دوستان فمینیست بوده‌اند که دربرابر تحلیل فرگشتی داد مخالفت سر داده بودند.

من با تحلیل علمی کاری ندارم. مشکل من با تئوری‌های فیلسوف مابانه‌ی
شماست که تحت عنوان «روانشناسی/تفسیر فرگشتیک» از هر دری با
زنان می‌ستیزید و به زنان را جوری می‌نگرید که مثل نگاه خصمانه‌ی شتر
به نعلبندش...!!

مراد من از آمار و منبع این بود که به شما نشان بدهم که شمار مردان عملی هم
با شتابی فزاینده رو به افزایش است! اگر زنان ایرانی نقاشی و صافکاری* می‌کنند
مردان ایرانی هم «آمپولی» و «تزریقی» هستند. در عوض شما هم به من می‌گویید
خب مردان دروغگویی می‌کنند زنان هم تنگنمایی می‌کنند...! :) این حرفها خنده آور
است و اصلا ارزش پی گرفتن ندارد... انگار اینجا آمده‌ایم تا گیس و گیس‌کشی کنیم
و این آمار و آن سند را به صورت هم بکوبیم!
من حرفی ندارم و از اول هم نداشتم، در این قسمت هم شما را با تبلیغات ضّد ماتیک
خودتان رها می‌کنیم: پیروز باشید.

---
*ضمناً دفاع من از اینها به منزله‌ی توجیه‌شان نیست و شخصاً از صافکاری و
آرایش غلیظ بیزارم. ولی مثلا از رژ لب قرمز خوشم میاید که گویا شما سر
ستیز و کین‌ورزی ایدئولوژیک با آن دارید. :))

undead_knight #۴۴۸
Alice

من با تحلیل علمی کاری ندارم. مشکل من با تئوری‌های فیلسوف مابانه‌ی
شماست که تحت عنوان «روانشناسی/تفسیر فرگشتیک» از هر دری با
زنان می‌ستیزید و به زنان را جوری می‌نگرید که مثل نگاه خصمانه‌ی شتر
به نعلبندش...!!

دوستی mrm با روانشناسی فرگشتیک صرفا تاکتیکه،حدود یک سال قبل(هیچی از جزئیات یادم نیست،ملت میتونند باور نکنند) در یک فاروم انگلیسی یک فمنیست پژوهشی از روانشناسی فرگشتیک گذاشته بود که دیدگاه چند یوزر آنتی فمنیست اونجا رو رد میکرد،چنان به تخطئه و دانش نما نامیدن روانشناسی فرگشتیک مشغول شدند که اشک های شوق من همونجا سرازیر شد.

نکته:خوشبختانه آگاهی روزافزونی نسبت به ماهیت دانش نمایانه روانشناسی فرگشتیک پیدا شده(مثلا امثال بد ساینس خوب نقدش میکنند) و امیدوارم فارق از حمایت هر "ایسم"ی ازش زودتر جاشو در کتاب های تاریخ پیدا بکنه:)))

undead_knight #۴۴۹
kourosh_bikhoda

داریوش جان شما در جامعه ای زندگی میکنید که من توش زندگی نمیکنم؟ این احساس رو شما از کجا آوردید؟ واقعن برام سوال شده. من خوابم واقعن یا شما زیادی پیازداغ میزنید؟

undead_knight


Basement-dweller - Encyclopedia Dramatica
ما یک چیز داریم به نام جهان مجازی و یک چیز دیگه به نام جهان واقعی! هیچ وقت در مورد جهان واقعی در جهان مجازی حرفی نزن،بعضیا دچار گسستگی نسبی ازش هستند:))
به نظرم میرسه این آلزایمر خارج نشینی بعضی کاربران به عزیزان داخلی هم سرایت کرده به همین خاطر سعی میکنم در آینده نزدیک یه نگاه کوچولو به آمار ها و قوانینی که در ایران بار جنسیتی دارند بندازم:))

دی دی! :)))

Alice #۴۵۰
undead_knight

دوستی mrm با روانشناسی فرگشتیک صرفا تاکتیکه،حدود یک سال قبل(هیچی از جزئیات یادم نیست،ملت میتونند باور نکنند) در یک فاروم انگلیسی یک فمنیست پژوهشی از روانشناسی فرگشتیک گذاشته بود که دیدگاه چند یوزر آنتی فمنیست اونجا رو رد میکرد،چنان به تخطئه و دانش نما نامیدن روانشناسی فرگشتیک مشغول شدند که اشک های شوق من همونجا سرازیر شد.

من هم مدتی‌ست که می‌خواهم انتقادهایم را به
متودولوژی شبه علم اینها وارد کنم؛ اما لعنتی اصلا
وقت ندارم، ابتدا باید از امتحانات فارغ بشوم و بعد
هم کلی کتاب و کار و بارهای ریز و درشت...! اکنون
کمی دوز مباحثه‌گری خونم بالا زده است، برای همین
به عقاید آنتی ماتیک ایشان خرده می‌گیرم اگرنه یک
ثانیه هم وقت و درنگی برای مباحثه ندارم.
---
فروم انگلیسی خوب می‌شناسی معرفی بکن، از
فیس‌بوک و لایک و اشتراک و خاله بازی خسته شدیم.
راستی شنیده‌ام پلاس محیط بحث و گفتگو دارد؟!