راسل جان این حرفها کدام است؟ شما سروری. صندلی داغ بیباک خوب بود، امیدواریم مال ایرانبانو بهتر هم باشد. اندکاندک عادت میکنی و مصاحبهگر برجستهای میشوی. به هر حال این روشیست برای بهتر و بیشتر شناختن کاربران انجمن بدون در خطر قرار دادن شناسایی و هویت آنها، نظر من اینست که جستارهای پیشین را بگشاییم تا دوستان اگر سوال ناپرسیدهای از کسی دارند بپرسند، چون برگزاری یک دور دیگر بیدلیل به نظر میرسد.
امیر جان این مطلب را به هیچ وجه با احساس شکست/ترحم بخود و... نگفتم.اساسا من از ابتدا هم این مسئولیت را برای این قبول کردم که خودت نبودی و گفتی کسی نیاز است برای جایگزینی و من هم دیدم کسی نیست وقبول کردم،ولی انتظار موفقیت و علاقه به آنرا از ابتدا نداشتم و اگر خلاف این بود متعجب میشدم.اکنون هم اینرا میگویم برای اینکه گمان میکنم ذوق و هنر گرداننده در طراحی و شیوه برگزاری میتواند تاثیرگذار باشد.خودت (امیر)،داریوش ارجمند و آنارشی بنظرم مناسبترینها هستند. البته آنارشی اول باید بیاید روی صندلی بنشیند و بی برو برگرد نفر بعدیست ،راه دررو هم ندارد !! .
خوب کسی شما را موظف به ارائه ی راهکار نمیکند اما دست کم این انتظار معقولیست که بپذیرید نمیتوان بر مبنای ادعا ها و شاید به قول خودتان انتقاداتتان حکمی قطعی علیه جامعه ی زنان داد و تمام زنان را بنا بر تفاسیرتان در یک حوزه جای داد.تمامی تلاش من هم در این راستاست که با یافته های شما همسو شوم و مخاطبانتان را دعوت کنم که از زاویه ای دیگر هم به قضایا نگاه کنند و فکر میکنم این حد اقل تلاشیست برای یافتن یک راهکار و ایجاد یک تعادل در نتایج حاصل از بحث.صرف اینکه مشکلات از نگاه زنان و یا تنها مردان بازگو شود که نه تنها واقعیت ها را نمی نمایاند بلکه باعث انحراف میشود .آنهم از جنس همان انحرافی که فمینیست دچارش شد و نتایجش را احتمالا شما بهتر از من میدانید.بنابراین مخالفت زنان در حین بحث های جاری را انکارهای خارج از تعقل و منطق ننگرید بلکه آن را رونمایی از چهره ای متفاوت از وضعیت نابرابرانه ی اجتماع قلمداد کنید.به هر سو این اقرار را هم خودتان داشته اید که حرکتی که شما کرده اید جنبشیست مردانه و نه برابر خواهانه.یک حرکت برابر خواهانه با روشها و متد های متفاوتی در بیان مشکلات قدم بر میدارد .بنا براین طبیعیست که در برابر ادعاهایتان زنان تحریک شوند و در صدد رد و ابطال آن بر آیند.
🌹
ما هم همینرا میگوییم دیگر: این حرفها به زیان زنان است، و با آنها «تحریک» میشوند و دربرابر آن موضع دفاعی میگیرند دقیقا به همین دلیل! شما آمدهاید اینرا میگذارید به پای سکسیست بودن و تبعیضگر بودن و جدی گرفته نشدن زنان و ... سود و زیان شما اصلا نباید موضوعیتی داشته باشد، هر مردی که در هرکجای این جهان از فمینیسم دفاع کرده، صادقانه باور داشته که موقعیت برتر نسبت به زنان دارد و شخصا و راسا برای درهم شکستن این موقعیت برتر داوطلب شده، با آنکه تحت هر منطقی این بسیج «به زیان» شخصی و گروهی او بوده. اینکه من از شما توقع مشابهی دارم یعنی معیارهای جنسیتی را کنار گذاشتهام و میخواهم به راستی فراجنسیتی به موضوعات بنگرید و «زن بودنتان» مسئله نباشد، اینکه هست را به عنوان یک معضل مطرح کردهام نه روشی برای تخریب مواضعی که میگیرید.
البته که هیچکدام از «حرکات» من در صورت خود برابریخواهانه نبودهاند، زیرا موقعیت ما برابر نیست و برای رسیدن به آن چارهای بجز پرداختن انحصاری به موضوعات و مشکلات مردان ندارم. صد سال است که مشکلات جنسیتی زنان بصورت آکادمیک، سیاسی و گسترده مطرح، و در مقیاسی یکسره دروغین بزرگنمایی شده، اما همانهای مردان تا مرز انکار آشکار ناگفته و ناشنیده مانده. گذشته از این موقعیت نابرابر، تبعیض دیگر آنست که هرچند زنان قرارداد سنتی خود را پاره کردهاند، اما هم آنها، و هم تمام دیگر ارکان مرتبط جامعه با همهی فشار متصور توقع دارند مردان هنوز به نیمهی خودشان پایبند باشند و «وظایفی» که تحت سنت برای مرد تعیین و تعریف شده بودند را به انجام برسانند(اینجا که من هستم هفتهای یک مقالهی پر سر و صدا منتشر میشود دربارهی اینکه «چرا مردها ازدواج نمیکنند» و «چرا از تعهد میترسند» و «مردان خوب کجا رفتهاند» و ...). من خواستار نقد، ابطال و اضمحلال کامل نقش سنتی مرد به عنوان مراقب/محافظ/سرویسدهنده به زن هستم و ذات نابرابر، مردستیز و مبتنی بر زیان مداوم آن به جایگاه فردی و جمعی مردان را نشان میدهم. تنها هدفم همینست. اینکه پس از اخذ این آگاهی هر مرد تصمیم میگیرد چه بکند انتخاب خودش است و نسخه پیچیدن کار من نیست و تنها راه حلی که اکنون به ذهن من میرسد عدم ارائهی سرویس و کمک به بقای سیستم موجود و گرسنگی دادن آنست. قطعا کسی باهوشتر و عالمتر از من پیدا خواهد شد و به پیچیدن نسخهای برای درمان این بیماری وخیم هم خواهد پرداخت.
با این وجود ما هیچ کجا نگفته ایم که مشکلات مردان به ما ربطی ندارد.بلکه برعکس آنقدر به ما ربط دارد که مستقیما بر وضعیت ما تاثیر می گذارد
چرا کردهاید و میکنید. یکی از پاسخهای متداول به فعالان حقوق مرد اینست که فمینیسم برای زنان راهاندازی شده و کاری به حقوق مردان ندارد، یکی دیگر هم وقتی با امتیازها و خدمات یک طرفهای که مرد وادار/مجاب به انجام آن میشود اینست که «میخواستند نکنند، انتخاب خودشان است». هر دو مورد همینجا هم سابقه داشتهاند و من حوصله/وقت ندارم بگردم آنها را پیدا بکنم، دوستانی که در جریان بحثها بودهاند، از جمله خودتان، آنها را به یاد دارید. دانستن اینکه شما شخصا با چنین رویکردی مخالف هستید هم چون مخالفتی با آن طرح نکردهاید برای ما ممکن نیست، و اگرهم چنین باشد، در نهایت به وجود یا عدم وجود چنین رهیافتی به نابرابریهای جنسیتی برپاد مردان ربطی نخواهد داشت.
.اما ادعاهایی که حاصل نتیجه گیری ها و تجربه های شخصی خودتان است را جز از راه بحث با طرف برچسب خورده!!( و نه لزوما آمار و ارقام) نمیتوان تحلیل یا ردش کرد.چیزی مانند ادعای زیر
و جالب اینکه خودتان در لا به لای سخنانتان با زیرکی مدعی میشوید که اینها را مستند و مستدل اثبات نموده اید!
زیرکی نمیخواهد، آشنایی مقدماتی با منطق لازم دارد. خُب به این میگویند استدلال: «شخص پیرامون محرک احتمالی یک رفتار و "دلیل" احتمالی آن به نحوی که تضادی با اصول منطق نداشته باشد، گمانهزنی میکند و برای توضیح شرایط موجود "دلیل" میآورد». شما در مقابل دو راه پذیرفتنی دارید: اول آنکه زنجیرهی استدلالی مرا باطل بکنید و نشان بدهید از فلان مقدمه بهمان نتیجه منتج نمیشود، و دوم اینکه نشان بدهید دلیل/دلایلی که مطرح کردهام فاقد ارتباط منطقی با اجزای دیگری هستند که قصد برسیشان را داشتهام. اینکه شما دربرابر استدلالات کم میآورید و دست به انکار وجود داشتن یا نداشتن آن شرایط مورد بحث میزنید میشود تقلیل گرایی و روشیست برای مناقشه و سفسطه و پیروزی در گفتگو، که ارزش منطقی چندانی ندارد و دلیل آنکه میبینید نوشتههای من از نوشتههای شما موثرتر بوده و موفقیت بیشتری داشته همینست.
علاوه بر استدلال، نوشتههای من به تجربهی عینی مخاطبان(و نه طرف بحث) «مستند» هم میشود و ادعای من مبنی بر «زنان منافع خود را بر حقیقت ترجیح میدهند» در اینجا(و همینجا هم مهم است چون ما دربارهی اینجا داریم بحث میکنیم)، با گفتهی شما مبنی بر «بدیهیست که زنان در برابر این موضع میگیرند» و گفتهی دیگر کاربران زن مبنی بر «اگر زنستیزی در اینها کمتر بود حتما آنها را میپذیرفتم» و «مشکلات مردان به فعالان حقوق زن ربطی ندارد» و ... تائید میشود.
این میشود استدلال ِ مستند، «نه به خدا ما اینطور نیستیم» و «شما این حرفها را از روی باکرگی و عقده میزنید» و «باید دید آیا مردان برخلاف منافع خود حرفی میزنند» و «همینست که هست» و «شما دارید زنستیزی میکنید» و «این توهین به همهی زنان است» و «لابد مادر بدی داشتهاید» و «شما میخواهید به زنان تجاوز بکنید» و «من از شما میترسم» و «این آمارها را عمدا دستچین کردهاید» و ... همه چیز هستند، بجز این.
من نمیدانم چه طور باید از این برچسبی که میزنید فرار کنم؟ اگر منظورتان شخص من است که من هیچ انتظاری از هیچ کسی ندارم! ولی اگر منظورتان زنان است که آنهم فکر نمیکنم چنین انتظاری داشته باشند.ضمن اینکه میتوانم اینجا ادعا کنم که زنان در پذیرش خطاهایشان جسورتر از مردان اند و مطمئنا در برابر حرف حساب اگر لفظا هم حاضر به پذیرش نشوند قطعا در اعمالشان تغییر ایجاد میکنند.بنا براین با بی احترامی و یا احترام گذاشتنهای شما چیزی تغییر نمیکند و آنچه که باید بشود میشود:)
چه برچسبی؟ خودتان میگویید من میخواهم اگر به کسی احترام میگذارم او هم به من احترام بگذارد، و بعد در تعریف احترام از ما میخواهید که کوری جنسیتی را هم جزئی از آن تلقی بکنیم. من میگویم که اولا چنان احترامی واقعا احترام نیست و کذب است زیرا من «واقعا راجع به شما چیز دیگری فکر میکنم، اما بخاطر آنکه عواطفتان نرنجند جور دیگری رفتار میکنم»، و ثانیا ایراد دارد چون کور بودن نسبت به جنسیت طرف مقابل احترام نیست(مگر ادعا بکنید زنانگاشتن یک زن و زنانه دانستن افکار او نوعی توهین است یا من آنرا به عنوان یک توهین بکار بردهام! که واقعا از «آن» حرفها خواهد بود)و ثالثا اصلا لزومی ندارد، چون همان نگرشها و پیشداوریها و قضاوتهایی که شما با انها روبرو خواهید بود، پیش روی منهم هست، و اینجا تکتک زنان، حرفهای من دربارهی دفاع از حقوق مردان را گذاشتهاند و میگذارند و خواهند گذاشت به پای مرد بودنم(فارغ از اینکه میپذیرند یا نه).
بخش بولد شده هم که مثلا «ادای مرا در آن درآوردهاید» حقیقت ندارد و طرح احتمالی آن چیزی بجز خودارضایی روانی و کمی هندوانهگشایی برای خود نبود و ارزش پاسخگویی ندارد، زنان اشتباه خود را آسانتر میپذیرند زیرا فشار کمرشکن و مداوم جامعه بر ایشان برای همواره «درستگویی» و «منطقی بودن» و تحت استانداردهای آرمانی جامعه برای «مردانه رفتار کردن» بر ایشان وجود ندارد و دائم در حال رقابت با دیگر زنان برای جلب نظر مردها نیستند و شکست دادن دیگر زنان در مباحثه نوعی خودنمایی والایششده برایشان محسوب نمیشود. شباهت میان جملهها به معنی یکسانی یا حتی همسانی آنها نیست، لکان هم با فرمولهای ریاضی کسشعر میبافت.
- من باز از شما خواهش میکنم که این بحث را موقتا به تعلیق دربیاورید و به صندلی داغ بپردازید.
فرقی نداره...اصلا میشه هر دو تا رو با هم برگزار کرد ایران بانو
پیشنهاد خوبیست.اگر راسل گرامی هم مشکلی نداشته باشند حتما جالب خواهد شد. (به هر حال میزبان ایشانند و باید به این بیندیشند که دو تا مهمان را چه طور باید پاسخ دهند:))
پیشنهاد خوبیست.اگر راسل گرامی هم مشکلی نداشته باشند حتما جالب خواهد شد. (به هر حال میزبان ایشانند و باید به این بیندیشند که دو تا مهمان را چه طور باید پاسخ دهند:))
صندلی داغ شما که 10 روزه است و یکی دو روزش هم همین الان رفته،آنارشی هم که میگوید تا یکماه فرصت هست،خب پس مشکلی پیش نمیاید.صندلی داغ دو نفر که سهل است،10 نفر را هم میشود همزمان برگزار کرد ولی راندمان و جذابیت آنها کم میشود بنظر من وگرنه اگر نظر دوستان چیز دیگریست و حتما بنظرشان اینطور لازم است من حرفی ندارم و برای من هم مهم جذابیت و شرکت دوستان است.
من تصور نمیکنم چندان از جذابیتهای صندلی داغ بکاهد راسل جان. اتفاقا این خودش تجریهای جالب است از اینکه این دو کاربر چگونه همزمان به سوالاتِ مشابه پاسخ میدهند. به نظرم اتفاقا میتواند جذابتر هم باشد.
بسیار عالی ،بنظر میرسد که آنارشی و ایرانبانو و داریوش گرامی تا اینجا موافقند،دوستان اگر کسی مخالفتی دارد بگوید (چند ساعتی برایش صبر هم میکنم) ولی اگر نبود برای آنارشی را هم همین فردا راه میاندازم.
بسیار عالی ،بنظر میرسد که آنارشی و ایرانبانو و داریوش گرامی تا اینجا موافقند،دوستان اگر کسی مخالفتی دارد بگوید (چند ساعتی برایش صبر هم میکنم) ولی اگر نبود برای آنارشی را هم همین فردا راه میاندازم.
راسل عزیز، تصمیم گیرندهی نهایی خودتان هستید چرا که گرداننده شمایید و زحماتِ آن نیز بر گردنِ شماست و اگر میپندارید دلایلِ شما برای عدم راهاندازی همزمانِ دوصندلی داغ موجهتر از نظرات و دلایل دیگران هستند، بیتردید این حق را دارید که آنرا راه نیاندازید.
راسل عزیز، تصمیم گیرندهی نهایی خودتان هستید چرا که گرداننده شمایید و زحماتِ آن نیز بر گردنِ شماست و اگر میپندارید دلایلِ شما برای عدم راهاندازی همزمانِ دوصندلی داغ موجهتر از نظرات و دلایل دیگران هستند، بیتردید این حق را دارید که آنرا راه نیاندازید.
داریوش جان مساله برای من تنها مساله نگاه کاربران به آن بود که از همین نظر چند نفری که الان دیدم متوجه شدم دلیلی برای این عدم استقبال و پایین آمدن راندمان دو نفره ندارم (البته 10 نفرهاش قطعا بگمانم کاهش راندمان داشته باشد :D) و خودم هم الان هوادار برگزاری همزمان هستم ببینم چطور از آب درمیاید.
راسل گرامی اجازه بدهید، آنارشی جان بیا من خودم از تو میزبانی میکنم! پرسشهای سخت و ناجور و شخصی را هم از لیست سوالات شما حذف میکنم و هر کاربری به خودش اجازه داد مزاحم شما شده، سوالی بپرسد که از آن خوشتان نیامده را اخراج دائم میکنم و ... تا تنها ایرانبانو مجبور باشد به آنها جواب بدهد و سرانجام بداند که «تبعیض برمبنی جنسیت» واقعا چه شکلیست.
من این تبعیضات جنسیتی را پیش بینی میکردم😬 همگی شاهد باشید........
راسل جان من حالا که فکر میکنم میبینم چه قدر وقتم کمه.میشه از امروز ده روز حساب کنی😄 تازه آنارشی هم که به عنوان یک رقیب*(مرد!!!!!!) با من همزمان شد.عدالت را رعایت کنید!
___ * از قدیم گفته اند دو مهمان چشم ندارند یکدیگر را ببینند
راسل جان من حالا که فکر میکنم میبینم چه قدر وقتم کمه.میشه از امروز ده روز حساب کنی تازه آنارشی هم که به عنوان یک رقیب*(مرد!!!!!!) با من همزمان شد.عدالت را رعایت کنید!
___ * از قدیم گفته اند دو مهمان چشم ندارند یکدیگر را ببینند
حتما،نگران زمان نباشید چندان ،استقبال زیاد باشد و سوالات بی پاسخ مانده باشد مهلت تمدید میشود.
راسل گرامی اجازه بدهید، آنارشی جان بیا من خودم از تو میزبانی میکنم! پرسشهای سخت و ناجور و شخصی را هم از لیست سوالات شما حذف میکنم و هر کاربری به خودش اجازه داد مزاحم شما شده، سوالی بپرسد که از آن خوشتان نیامده را اخراج دائم میکنم و ... تا تنها ایرانبانو مجبور باشد به آنها جواب بدهد و سرانجام بداند که «تبعیض برمبنی جنسیت» واقعا چه شکلیست.
😡😭😓😚💐
امیر جان مشکلی نیست...هر جور که اساتید تالار صندلی داغ تصمیم بگیرن ما سمعا و طاعتا هستیم 😄
خب دوستان چه کسی داوطلب است برای نشستن روی صندلی. از 10 نفری که در اینجا بیشترین پست را دادهاند تنها کافر_مقدس خودمان است که روی صندلی ننشسته،و همچنین بانو آلیس هم چندین بار از زیرش در رفته. در کنار نشستن نفر جدید من پیشنهاد میکنم یکی از دوستانی که قبلا نشسته و علاقه دارد دوباره جستارش باز شود. همینطور دوستان برای سری دوم میتوانند لیست پرسشهای استاندارد جدید را پیشنهاد کنند که بنظرم جای کار زیاد دارد.
دوستان یک نفر را پیشنهاد بدهند از کسانی که روی صندلی پیشتر نشستهاند جستارش را باز کنیم.
من خودِ شما را پیشنهاد میدهم.
دیرگاهی از آغازشِ جستارِ شما میگذرد که در این مدت به گفته خودتان هم دگرگونیهایی در اندیشههایتان پدید آمدهاند و هم حرفهای بیشتری برای گفتن در موردِ برخی موضوعات دارید.( + اینکه در آن هنگام من نبودم.) برای گشودنِ جستارِ جدید نیز پیشنهادِ من این است که یا پرسشهای استاندارد را برداریم و یا پرسشهایی بگذاریم که بتوان از همگان پرسید.
دوستان پرسش های فلسفی سخت سخت می کنند از عهده ی پاسخ دادن به اون ها برنمیام!
به جز این من عادت دارم وقتی کسی پرسشی می کنه به صورت کامل توضیح بدم، که این هم جزو خط قرمزهای تارنما هست و به قول شادروان مهربد میشه دادینه ی خودی!
در نتیجه این این امر امکانپذیر نیست و موضوع منتفی هست!
من هم با پیشنهاد داریوش موافقم!
منکه یکبار نشستهام روی صندلی و بار دومم هست.همچنین سوالات را میخواهیم عوض کنیم برای تنوع و عمومیتر شدن موضوع،اگر نشود هم حتی بگمانم میشود سوالات سیاسی یا فلسفی را که نیاز به علاقه بیشتر دارد را حدا کرد.در آخر هم اگر سوالات را بخاطر سختی/عدم علاقه شخصی به موضوع/... جواب ندهید کسی خردهای بشما نخواهد گرفت،بالاخره اینجا اگر دعوت بر اساس تعداد پست باشد، نوبت دعوت از شما بود.
من پیشنهاد میکنم برای بیرون آمدن از این اسپاش(فضا) اندوه آور انجمن، صندلی داغ تازه ای راه بیندازیم. دوستان اینقدر هم ترسناک نیست این صندلی. تازه کلی هم سود داره چون باید حسابی از مغز کار کشیده بشه و همینطور باعث میشه شخص خودشو بهتر بشناسه.
من نظرم اینه که از بانوان فعال فروم، یک نفر داوطلب بشه
شهریار گرامی نوبتی هم باشد بگانم نوبت شماست که بنشینی روی صندلی داغ،بشخصه بنظرم صندلی داغ جالبی شود. دوستان سوالات پیشنهادی خود را برای پرسشهایِ استاندارد مطرح کنید،لازم نیست کامل هم باشد هر کس توانست چند سوال پیشنهاد دهد،در آخر آنها را با سوالات استاندارد موجود ترکیب میکنیم یک ترکیبی در میآوریم.
راسل عزیز،از لطف شما و بی باک گرامی بسیار سپاسگزارم.اما مشکل اینجاست که من در هیچ کدام از تاپیک های صندلی داغ دوستان شرکت نداشتم و به گمانم پیشنهاد آلیس برای بازگشایی جستار دوستان بهتر است.من شخصا سوال های زیادی از دوستان دارم که شوربختانه به دلیل کمبود وقت و تنبلی خودم نتوانستم پیشتر بپرسم.به خصوص از شما و داریوش. به نگرم بازگشایی یک دور کامل جستار ها می تواند سودمند باشد و پس از آن مشکلی نیست، من در خدمت دوستان هستم.🌹
دوستان مدتی هست کسی روی صندلی داغ ننشسته !!! پیشنهاد من این هست که یکی از کاربران بسیار قدیمی فورم های فارسی که چند روزیست به ما افتخار حضور دادن رو روی این صندلی بنشونیم...منظورم استاد مزدك بامداد هست...
مسئول برگزاری صندلی داغ در حال حاضر من هستم، شما هم میروی در نوبت تا صندلی داغ بعدی.یکی از پارامترهای شرکت هم پستهایِ جدیست و از آنجایی که کل پستهایِ شما 300 تاست و پستهایِ جدی و غیر اسپم و ترول آن هم به سختی از مرز 3 میگذرد فعلا میروید در نوبت هستید !! البته اگر کاربران خودشان درخواست بدهند کسی روی صندلی بنشیند آن هم مد نظر قرار میگیرد.
مسئول برگزاری صندلی داغ در حال حاضر من هستم، شما هم میروی در نوبت تا صندلی داغ بعدی.یکی از پارامترهای شرکت هم پستهایِ جدیست و از آنجایی که کل پستهایِ شما 300 تاست و پستهایِ جدی و غیر اسپم و ترول آن هم به سختی از مرز 3 میگذرد فعلا میروید در نوبت هستید !! البته اگر کاربران خودشان درخواست بدهند کسی روی صندلی بنشیند آن هم مد نظر قرار میگیرد.
همش 3تا؟؟؟؟! خب اگر فرض کنیم همه پست هایم اسپم باشند. اصلا 2000 تا پست نوشتم که همش اسپمه. خب این خلاف قانون فروم هست؟؟! منو باش که میخواستم شما رو به راه راست هدایت کنم... :-) پس حداقل صندلی قبلی ها رو باز کنید منم چندتا سوال بپرسم
همش 3تا؟؟؟؟! خب اگر فرض کنیم همه پست هایم اسپم باشند. اصلا 2000 تا پست نوشتم که همش اسپمه. خب این خلاف قانون فروم هست؟؟! منو باش که میخواستم شما رو به راه راست هدایت کنم... :-) پس حداقل صندلی قبلی ها رو باز کنید منم چندتا سوال بپرسم
خلاف قوانین نیست، من هم نگفتم شما نمیتوانید شرکت کنید، تنها شرایط و اولویت بندی را برای شرکت گفتم، از نظر من (برگزار کنندهیِ فعلی). تاپیکهایِ قبلی را هم هر چند وقت یکبار باز میکنیم تا همه (از جمله شما) سوالشان را بپرسند.فعلا بگذارید پاسخ مزدک گرامی را ببینیم.همچنین چند نفر از کاربران قدیمیتر را دعوت کرده بودیم و نوبتشان محفوظ است، اگر داوطلبی نبود چه بسا خودتان روی صندلی بنشینید، در نگاه دوم بنظرم بد هم نیست یکی از مسلمین هم روی صندلی نشسته باشد.
این صندلی مدتهاست که سرد و خاموش مانده است. مزدک گویا آهنگ نشستن ندارد، دوستان دست بجنبانید و جُستار بانو را بگشایید.
بگمانم مزدک گرامی ندیده باشد جستار را چون در صورت مشاهده و عدم علاقه حداقل پاسخ منفی خود را احتمالا ابراز میداشت.ایشان نظرشان را بگویند تصمیم میگیریم.من خودم بسیار مشتاقم مزدک گرامی را روی صندلی ببینم.اما در هر صورت در همین چند روزه صندلی را براه خواهیم انداخت.
دوستان مدتی هست کسی روی صندلی داغ ننشسته !!! پیشنهاد من این هست که یکی از کاربران بسیار قدیمی فورم های فارسی که چند روزیست به ما افتخار حضور دادن رو روی این صندلی بنشونیم...منظورم استاد مزدك بامداد هست...
بیاید همگی ازشون تقاضا کنیم تا بپذیرن 😬 !!
با پوزش، من این پیام را ندیده بودم، از راه پیام خودینه آگاه شدم، .
گرچه نام این سندلی داغ کمی ترسناک است، ولی من درخواست شمارا با خوشی پذیره هستم و میکوشم با خونسردی ، گرمای سندلی را برتابم !پارسیگر
راسل جان آیا موافق هستی جستار صندلی داغت را بازگشایی کنیم تا هم پرسشهایی که نپرسیدیم ازت بپرسیم و هم ببینیم نظراتت در این مدت چقد تغییر کردهاند؟
اتفاقا داریوش جان همین چند روز پیش دوباره به فکر صندلی داغ افتادم و اینکه بد نیست بشکلی جدید دوباره راه بیافتد و شرکت کنندگان قبلی که مدت زیادی ار برگزاری صندلی داغ آنها میگذرد دوباره در آن شرکت کنند. در مورد خودم میدانم در این مدت بسیاری از باورهایم شدیدا دگرگون شده و حتی اگر جایگزینی و پاسخ درستی ندارم میدانم چقدر آنها ناپخته بودهاند. صندلی داغ خودم را حتما باز میکنم داریوش جان، ولی خودت و دوستان نظرتان در مورد باقی صندلی داغهایِ قدیمی چیست؟ تنها دوباره همه را بازشان کنیم یا سوالات استاندارد را تغییر دهیم و همه را با هم باز کنیم یا تک تک یا چندتا چندتا؟
به نظر من که خیلی خوب است که جستارهای قدیمی باز شوند و البته این بسته به میل صاحب جستار هم هست. فکر کنم بهتر است به شرکتکننده اجازه دهیم نخست به پرسشهایی در همان جستار که قبلا پاسخ داده بود اما اکنون میخواهد جور دیگری بدانها پاسخ دهد بپردازد و سپس کاربران پرسشهای جدید بکنند.
من صندلی داغ خودم را علی الحساب باز کردم داریوش جان تا پرسش هایت را بنمایی، ولی همان صبر کنیم تا دوستان بیایند و نظرشان را در این چند روز بدهند بعد تصمیم بگیریم چطور بازگشایی کنیم بنظر من هم بهتر باشد.
از همین میترسیدم !! بنما ولی هوای ما را هم داشته باش
هوایت را دارم، زیاد هم سوزانش نمیکنم که دیگر دوستان (به ویژه اینان که به تازگی به ما پیوستهاند) نترسند و بعدها پیشنهاد صندلی داغ فشار خونشان را بالا نبرد اما خودت خوب میدانی که من هیچ اهلِ پارتیبازی نیستم 👻
پس از صندلی داغ راسل و کسرا (که احتمالا تا آخر همین هفته به وقت تهران ادامه خواهد داشت)یکی از دوستان زیر روی صندلی داغ بنشینند: @@kourosh_bikhoda @@Nevermore و یا اینکه جستار @@Anarchy یا @@sonixax را بازگشائی کنیم. عدم پاسخدهی به منزلهی پاسخ مثبت خواهد بود.
پس از صندلی داغ راسل و کسرا (که احتمالا تا آخر همین هفته به وقت تهران ادامه خواهد داشت)یکی از دوستان زیر روی صندلی داغ بنشینند: @@kourosh_bikhoda @@Nevermore و یا اینکه جستار @@Anarchy یا @@sonixax را بازگشائی کنیم. عدم پاسخدهی به منزلهی پاسخ مثبت خواهد بود.
من میگم اول دوستان جدید بنشینن ، بعد قبلی ها رو باز کنیم... خودش یه تنوعی هم هست
پس از صندلی داغ راسل و کسرا (که احتمالا تا آخر همین هفته به وقت تهران ادامه خواهد داشت)یکی از دوستان زیر روی صندلی داغ بنشینند: @@kourosh_bikhoda @@Nevermore و یا اینکه جستار @@Anarchy یا @@sonixax را بازگشائی کنیم. عدم پاسخدهی به منزلهی پاسخ مثبت خواهد بود.
سپاس داریوش جان،اما از هرسو که بنگریم که کوروش بیخدا ارجح تر است.ایشان سابقه ی بیشتری دارند و بهتر است ابتدا بر روی صندلی بنشینند.پس از آن من در خدمت دوستان خواهم بود.