sonixaxنه ده روز فكر كنم كافی باشه .
آنرا امشب براه میاندازم.
sonixaxنه ده روز فكر كنم كافی باشه .
آنرا امشب براه میاندازم.
پیشنهاد میکنم برای آنکه شخصی که روی صندلی داغ نشسته است ، زیر سیل پرسشها غرق نشود و همچنین برای آنکه قدری از دلهره نشستن روی این صندلی کاسته شود، محدودیتی بگذاریم مبنی بر اینکه هریک از هموندان بتواند حداکثر 5 سوال بپرسد . البته میتوان روی حدش بحث کرد.
Dariushپیشنهاد میکنم برای آنکه شخصی که روی صندلی داغ نشسته است ، زیر سیل پرسشها غرق نشود و همچنین برای آنکه قدری از دلهره نشستن روی این صندلی کاسته شود، محدودیتی بگذاریم مبنی بر اینکه هریک از هموندان بتواند حداکثر 5 سوال بپرسد . البته میتوان روی حدش بحث کرد.
لزومی ندارد چون گاهی کاربری از دیگری چندین سوال دارد که به ذهن من و شما نرسیده و ... همینطور هیچ اجباری برای پاسخ دادن به پرسش کاربران نیست و خصومتی هم بوجود نمیآید اگر شما سوالی را بیجواب بگذارید. تمام دوستان هم بجز مهربد تا بحال زودتر از زمان مقرر شده پاسخها را فرستادهاند و ....
چیزی که به نظر من میرسد اینست که جستارها را پس از یک ماه دوباره باز بکنیم و همینطور باز بگذاریم، چون بنظر میرسد دوستان حوصله/میل/علاقهی گشودن تاپیکهای جدید دربارهی مسائل مختلفی که در گفتگوها مطرح میشوند را ندارند و اینطرف و آنطرف به پرسیدن آنها مشغول میشوند.
Ouroborosچیزی که به نظر من میرسد اینست که جستارها را پس از یک ماه دوباره باز بکنیم و همینطور باز بگذاریم، چون بنظر میرسد دوستان حوصله/میل/علاقهی گشودن تاپیکهای جدید دربارهی مسائل مختلفی که در گفتگوها مطرح میشوند را ندارند و اینطرف و آنطرف به پرسیدن آنها مشغول میشوند.
موافقم؛ افزون بر آن دلیلی که شما گفتید، برخی از دوستان تازه به جمع ما پیوستهاند یا اینکه در زمانِ برپایی صندلی داغ برخی از دوستان حضور نداشتند ؛ به همین دلایل گشایش دوباره جستارها گاه گاه خوب است به نظرم.
خُب من دو پیشنهاد دارم: یکی آنکه جستارها را یک ماه پس از بسته شدن باز بکنیم و تا ابد باز بگذاریم. در این روش طی ده روزی که شخص روی صندلی نشسته همچنان مجاب به پاسخگویی به موقع میماند بیآنکه بعدها کاربران فرصت پرسیدن سوالات از او را از دست بدهند.
دومین راه نیز اینست که یک هفته به هر کاربر برای پاسخ دادن به پرسشهای استاندارد وقت بدهیم، سپس جستار را همیشه گشوده بگذاریم برای سوالات کاربران.
بنظر من بازه زمانی موجود خوب است،حالا کمی بیشتر شود مثلا زمان پرسش دیگر کاربران بشود یک هفته خوب است ولی حتما باید دارای مرز باشد،اگر نباشد لوس میشود و صندلی داغ و به صندلی یخ تبدیل میشود.
اما از اونجا که تعداد کاربران اینجا محدود هست و سوال زیاد میشه کسی چندبار روس صندلی بنشینه و هر سری پرسشهای استاندارد هم عوض بشه یا نباشه اصلا و در همون صفحه یک بخش جدید درست بشه مثلا بشه صندلی داغ-امیر-شماره-2.
چه شد ؟ کسی نمیخواهد روی صندلی بنشیند؟
فرم جدید صندلی داغ چه شد؟
Dariushچه شد ؟ کسی نمیخواهد روی صندلی بنشیند؟
فرم جدید صندلی داغ چه شد؟
دیگر در اختیار راسل است و او خود باید فکری به حال آن بکند.. تا جایی که خاطرم هست بروی این نکته توافق داشتیم که یک ماهی پس از پایان مصاحبه با هرکس جستار او را بگشاییم تا کاربران جدید و سوالات پاسخداده نشده و ... مطرح بشوند، فکری هم باید به حال سوالات استاندارد کرد، چندان که باید دلچسب نیستند و اندکی هم تکراری شدهاند.. البته همانطورکه گفتم دیگر گیس و قیچی دست راسل است.
last time I checked, پستای[1] Alice بود انگار.
----
1. ^ Pastâ || پستا: نوبت Ϣiki-En, fa.wiktionary.org, Ϣiki-Pâ, Dehxodâ turn
Mehrbodlast time I checked, پستای[1] Alice بود انگار.
هووم ... !
پس Anarchy چه شد ؟
پ.ن: من هم که بنا شد خارج از نوبت بنشینم دیگر!
Aliceهووم ... !
پس Anarchy چه شد ؟
پ.ن: من هم که بنا شد خارج از نوبت بنشینم دیگر!
آنارشی همچنان طفره میرود از نشستن روی صندلی داغ. شما بنشین.فان است آلیس جان، خود را نترسان. من هم بیشتر مایل هستم پس از اینکه چندتن از مردانِ سایت نشستهاند یکی از بانوان بنشینند.
Ouroborosدیگر در اختیار راسل است و او خود باید فکری به حال آن بکند.. تا جایی که خاطرم هست بروی این نکته توافق داشتیم که یک ماهی پس از پایان مصاحبه با هرکس جستار او را بگشاییم تا کاربران جدید و سوالات پاسخداده نشده و ... مطرح بشوند، فکری هم باید به حال سوالات استاندارد کرد، چندان که باید دلچسب نیستند و اندکی هم تکراری شدهاند.. البته همانطورکه گفتم دیگر گیس و قیچی دست راسل است.
من البته اجرای صندلی را به عهده گرفتم و خودم الان ایده جالب و بهتری در ذهن ندارم.سوالات استاندارد هم با اینکه خوب بودند ولی جذابیت گذشته را ندارند.بقیه دوستان میتوانند سوالات استاندارد جدید پیشنهاد دهند،اگر نه من همان روال پیشین را ادامه میدهم به همان سبک قبلی تقریبا که حداقل یکدستی بهم نخورد.
Russellمن البته اجرای صندلی را به عهده گرفتم و خودم الان ایده جالب و بهتری در ذهن ندارم.سوالات استاندارد هم با اینکه خوب بودند ولی جذابیت گذشته را ندارند.بقیه دوستان میتوانند سوالات استاندارد جدید پیشنهاد دهند،اگر نه من همان روال پیشین را ادامه میدهم به همان سبک قبلی تقریبا که حداقل یکدستی بهم نخورد.
راسل جان قدری تامل کن شاید دوستان ایدههای جدید به ذهنشان رسید و سوالاتِ نو پیش آیند.من خودم دارم به سوالاتی که بتوان آنها را از همهی هموندان پرسید و همچنین چالشی هم باشند فکر میکنم.متاسفانه دوستانِ این فروم قدری در ابتکارات خود خسیس هستند و ما را از آنها محروم میکنند.
خب بجز آنارشی و آلیس هموندان دیگری نیستند که دشواری کمتری داشته باشند؟ این همه هموند کسی داوطلب نمیشه؟😓 زمان صندلی داغ بعدی زمان کی هست؟ من هم بدم نمیاد بنشینم ولی تو این چند روز آینده باید روی یک ... کار کنم.
Dariushآنارشی همچنان طفره میرود از نشستن روی صندلی داغ. شما بنشین.فان است آلیس جان، خود را نترسان. من هم بیشتر مایل هستم پس از اینکه چندتن از مردانِ سایت نشستهاند یکی از بانوان بنشینند.
داریوشجان من این روزها زمان ندارم ! 😓
میتوانیم چند روزی درنگ کنیم تا بیباک گرامی روی صندلی بنشیند ؛
به هر سان من «بیباک» را جایگزین خودم گماشتم !
فعلا تا مشخص شدن سوالات و فرم جدید صندلی داغ براه نخواهد افتاد و این امر هم مدتی زمان خواهد برد.
ولی دوستان علاقهمند خودشان را ولی کاندید کنند، زمان دقیقش را یعد هماهنگ میکنیم.
تا اینجا آلیس و بیباک گرامی در لیست رفتهاند.
Russellفعلا تا مشخص شدن سوالات و فرم جدید صندلی داغ براه نخواهد افتاد و این امر هم مدتی زمان خواهد برد.
ولی دوستان علاقهمند خودشان را ولی کاندید کنند، زمان دقیقش را یعد هماهنگ میکنیم.
تا اینجا آلیس و بیباک گرامی در لیست رفتهاند.
باشه، چه بهتر. اگر کس دیگه ای داوطلب نشد برای دور بعد خودم هستم در خدمت دوستان. البته با اجازه آلیس گرامی.
ممنون.🌹
متاسفانه سیستمم مشکل پیدا کرده. ممکنه پاسخ سئوالها رو دیرتر بدم. البته احتمالش کمه ولی گفتم که در جریان باشید.
راسلجان مهر کرده و جُستارهای پیشین صندلی داغ را بگشایید
! 👌
Aliceراسلجان مهر کرده و جُستارهای پیشین صندلی داغ را بگشایید !
من گمان نکنم همه را با هم بگشاییم خیلی جالب شود،حداقل کاربرانی که در آن موقع فعال هستند را جستارشان راباید گشود.
ولی شما بگو اگر جستار خاصی را پیشنهاد میدهی آنرا بگشایم.
البته دوستان نظر دهند اگر نظر این باشد که همه جستارها را بگشاییم بهتر است همین کار را میکنیم و بسته به نظر جمعی و استقبال دوستان است و سخن من هم تنها نظر من و یک رای.
Russellولی شما بگو اگر جستار خاصی را پیشنهاد میدهی آنرا بگشایم.
خب مَن "پیشنهاد" ندارمـــــ ؛ تنها از بَرخی کاربران پرسشهای نوینی
داشتم که خب ، میگذاریماَش بَرای آیندهـــــ !
به نظر میرسد، زمانِ صندلی داغ بیباکِ گرامی به پایان رسیده باشد. من پیشنهاد میکنم یکی از بانوان ایرانبانو یا آلیس یا آنجلا روی صندلی بنشینند.اگر نشد یکی از جستارهای قدیمی را بگشایید. مثلا جستارِ راسلِ گرامی را بگشایید.
Dariushبه نظر میرسد، زمانِ صندلی داغ بیباکِ گرامی به پایان رسیده باشد. من پیشنهاد میکنم یکی از بانوان ایرانبانو یا آلیس یا آنجلا روی صندلی بنشینند.اگر نشد یکی از جستارهای قدیمی را بگشایید. مثلا جستارِ راسلِ گرامی را بگشایید.
آری داریوش جان،بانوان سایت بطرز زیرکانهای همه را روی صندلی نشاندهاند و خودشان همواره یک بهانهای آوردهاند ،من نمیدانم چرا اینگونه است،دوستان معمولا رعایت میکنند و سوالات خصوصی نمیپرسند و نهایتش هم خیلی ساده میتوانند جواب ندهند اگر سوالی را دوست ندارند.باور کنید روی صندلی بنشینید اتفاق خاصی که نمیافتد که هیچ حسنهای فراوان هم دارد.
برای بیباک گرامی هم صندلی داغش یکمقدار شلوغ و بی برنامه شد .از بیباک گرامی عذر میخواهیم که اینگونه شد،خواستیم روال را عوض کنیم در سال 92 که اینگونه شد.
Russellآری داریوش جان،بانوان سایت بطرز زیرکانهای همه را روی صندلی نشاندهاند و خودشان همواره یک بهانهای آوردهاند ،من نمیدانم چرا اینگونه است،دوستان معمولا رعایت میکنند و سوالات خصوصی نمیپرسند و نهایتش هم خیلی ساده میتوانند جواب ندهند اگر سوالی را دوست ندارند.باور کنید روی صندلی بنشینید اتفاق خاصی که نمیافتد که هیچ حسنهای فراوان هم دارد.
چرا زنانه- مردانه اش کردید راسل جان:)))
خوب آدمی زاد است دیگر شاید شرایط برای نشستن مساعد نیست💩
iranbanooچرا زنانه- مردانه اش کردید راسل جان:)))
خوب آدمی زاد است دیگر شاید شرایط برای نشستن مساعد نیست
بخاطر رضای اسپاگتی بس کنید ایرانبانوی گرامی،بگذارید اندکی امیدوار باشیم که اندکی قضاوت صادقانه عینی در بانوان وجود دارد.
الان در ماه پنجم برگزاری صندلی داغ هستیم،در این مدت از کابران جدید تا قدیمی روی صندلی داغ نشسته اند،چندین بار سخن از نشستن بانوان بوده و از آنها چه بسا بیشتر از بقیه درخواست و به آنها اصرار شده که روی صندلی بنشینند.اینجا آزاد هست هرکس و اصلا بگویند دلم نمیخواهد شرکت کنم سخنی در آن نیست،ولی وقتی چنین همبستگی بین جنسیت و شرکت در صندلی داغ میبینیم چرا نباید سخنی بگوییم؟
چون مقام عظمای فمینیسم دستور میفرمایند هر کس سخن از تاثیر پارامتر جنسیت در رفتار بزند سکسیست است؟(البته، البته، اگر برای ماله کشی تئوریهایِ فمینیستی باشد ایراد ندارد).
ما فقط اینرا گفتیم تا بلکه راهی برای تغییر آن بیابیم ولی گویا اینجا ماست هم سیاه است و هیچ رابطه معناداری از ابتدا در این میان وجود نداشته،تنها برخی آدمیزادها شرایط برایشان مساعد نیست و تصادفا تمام 8 شرکت کنندهای که شرایط برایشان مساعد شده تا اینجا مرد بودهاند ؟!
:)))
چه شاکی!!!
بانو وغیر آن ندارد که....
به هر صورت من حاضرم فداکاری کنم😌
iranbanoo:)))
چه شاکی!!!
بانو وغیر آن ندارد که....
به هر صورت من حاضرم فداکاری کنم
آری شاکی،ولی نه بخاطر اهمیت به صندلی داغ،بلکه شاکی بخاطر برچسب سکسیت خوردن آن هم در بحث کم اهمیت و خنثیای مثل صندلی داغ.
لازم به فداکاری و اثبات چیزی هم نیست.دوستان هر یک دوست دارد در جمع دوستانه دفترچه در صندلی داغ شرکت کند،از حضورش استقبال میشود.
راسل شما که سر بندهی اسپاگتی را کندید کدام محیط دوستانه؟ 😬
فراری ندهیدشان حالا
بگذارید ببینیم چگونه چیزی خواهد شد صندلی داغ یک زن.
من شخصا البته ترجیح میدهم به زور هم که شده آنارشی را بنشانیم روی صندلی که به طرز وقیحانهای از زیر بار آن گریخته.
Russellآری شاکی،ولی نه بخاطر اهمیت به صندلی داغ،بلکه شاکی بخاطر برچسب سکسیت خوردن آن هم در بحث کم اهمیت و خنثیای مثل صندلی داغ.
لازم به فداکاری و اثبات چیزی هم نیست.دوستان هر یک دوست دارد در جمع دوستانه دفترچه در صندلی داغ شرکت کند،از حضورش استقبال میشود.
خوب شاکی شدن ندارد!اینکه تابحال امکان نشستن بانوان انجمن بر روی صندلی داغ فراهم نشده باز میگردد به خواست خودشان.گویا این بحثهای جنسیتی حساسیت شما را برانگیخته و هرنوع کنشی را با آن مرتبط میدانید وگرنه صحبتی از جنسی کردن چنین برنامه ای نبوده و نیست.
مزاح مرا هم با افکار ماسکولیستیتان به اثبات و این داستانها ربط ندهید!
Ouroborosبگذارید ببینیم چگونه چیزی خواهد شد صندلی داغ یک زن.
😕
iranbanooخوب شاکی شدن ندارد!اینکه تابحال امکان نشستن بانوان انجمن بر روی صندلی داغ فراهم نشده باز میگردد به خواست خودشان.گویا این بحثهای جنسیتی حساسیت شما را برانگیخته و هرنوع کنشی را با آن مرتبط میدانید وگرنه صحبتی از جنسی کردن چنین برنامه ای نبوده و نیست.
چون برمیگردد به خواست خودشان نمیتواند جنسیتی باشد؟! صحبت از جنسیتی
بودن ماجرا خیلی وقت است که مطرح شده، از همان آغاز کار وقتی سه چهار نفر از کاربران پرسابقهی اینجا(که همه مرد بودند)روی منبر رفتند، ما پیشنهاد دادیم که یکی از بانوان انجمن داوطلب بشوند و خودمان هم چند نفری را پیشنهاد کردیم، نه کسی داوطلب شد و نه کسی پیشنهادهای مکرری که طی چند ماه بعد مرتبا تکرار شدند را هرگز پذیرفت(در همین صفحه هم آخرین ِ آنها را میبینید). در نتیجهی همهی اینها، اکنون بیان اینکه «زنان انجمن برای نشستن بروی صندلی داغ بیمیلی شدیدی نشان میدهند»
سخن بیراهی نیست، در جستجوی دلیل آنهم طبیعیست که باید عنصر جنسیت را در نظر داشت چون خُب، کاربران زن انجمن زن هستند!٬
iranbanooخوب شاکی شدن ندارد!اینکه تابحال امکان نشستن بانوان انجمن بر روی صندلی داغ فراهم نشده باز میگردد به خواست خودشان.گویا این بحثهای جنسیتی حساسیت شما را برانگیخته و هرنوع کنشی را با آن مرتبط میدانید وگرنه صحبتی از جنسی کردن چنین برنامه ای نبوده و نیست.
مزاح مرا هم با افکار ماسکولیستیتان به اثبات و این داستانها ربط ندهید!
عجب،حساسیت ما را برانگیخته و بخاطر افکار ماکولار ماست،آنوقت چرا وسط یک بحث خنثی و گپ دوستانه ما،پلیس فمینیستی بما گوشزد میکنید که چرا "ما زنانه مردانهاش کرده ایم"؟!!
و البته بعدا نام این رفتار، که البته معمول هم هست، میشود "مزاح"
!!
Russellعجب،حساسیت ما را برانگیخته و بخاطر افکار ماکولار ماست،آنوقت چرا وسط یک بحث خنثی و گپ دوستانه ما،پلیس فمینیستی بما گوشزد میکنید که چرا "ما زنانه مردانهاش کرده ایم"؟!!
و البته بعدا نام این رفتار، که البته معمول هم هست، میشود "مزاح" !!
ایشان البته آن اوایل چند باری نسبت به فمینیسم ابراز بیزاری و بیاعتمادی و بیاعتقادی کردند(و حتی خاطرم هست که یکی دو بار مرا متهم کردند که «فرقی با فمینیستها ندارم» و یک همچو چیزی)، به گمانم «زنستیزی»های من به ایشان کمک کردند راه خودشان را در زندگی بیابند و تردیدهای پیشین یکسره برطرف شدند؟
به هر حال، قانون شمارهی اول خرافهزدایی از نظریههای جنسیتی میگوید که :
- همـهی رفـتار زنـها در مرحلهای و به نـوعی به زن بودنشان مربوط است، یا دستکم میتواند باشد.
- همهی رفتار مردها در مرحلهای و به نوعی به مرد بودنشان مربوط است، یا دستکم میتواند باشد.
😚
Ouroborosچون برمیگردد به خواست خودشان نمیتواند جنسیتی باشد؟! صحبت از جنسی بودن ماجرا خیلی وقت است که مطرح شده، از همان آغاز کار وقتی سه چهار نفر از کاربران پرسابقهی اینجا(که همه مرد بودند)روی منبر رفتند، ما پیشنهاد دادیم که یکی از بانوان انجمن داوطلب بشوند و خودمان هم چند نفری را پیشنهاد کردیم، نه کسی داوطلب شد و نه کسی پیشنهادهای مکرری که طی چند ماه بعد مرتبا تکرار شدند را هرگز پذیرفت(در همین صفحه هم آخرین ِ آنها را میبینید). اما بیان اینکه «زنان انجمن برای نشستن بروی صندلی داغ بیمیلی شدیدی نشان میدهند» سخن بیراهی نیست، در جستجوی دلیل آنهم طبیعیست که باید عنصر جنسیت را در نظر داشت چون خُب، کاربران زن انجمن زن هستند!٬
حالا مگر من وکیل مدافع یا نماینده ی بانوان اینجا هستم؟
بانوان اینجا حضورشان هم مستمر نیست.معمولا صندلی داغ برای کاربران فعال و شناخته شده است.
من پست داریوش گرامی را بعد از چند روز از ارسالش دیدم و چون قبلا هم چنین پیشنهادی کرده بودند شرط ادب دانستم اعلام حضور کنم.آنجلا و آلیس را هم بعید میدانم این پست را دیده باشند.
Ouroborosسخن بیراهی نیست، در جستجوی دلیل آنهم طبیعیست که باید عنصر جنسیت را در نظر داشت چون خُب، کاربران زن انجمن زن هستند!٬
بله .....👒
Russellعجب،حساسیت ما را برانگیخته و بخاطر افکار ماکولار ماست،آنوقت چرا وسط یک بحث خنثی و گپ دوستانه ما،پلیس فمینیستی بما گوشزد میکنید که چرا "ما زنانه مردانهاش کرده ایم"؟!!
و البته بعدا نام این رفتار، که البته معمول هم هست، میشود "مزاح" !
عه؟شما وسط گپ های دوستانه یکباره میگویید زنان انجمن با خدعه و نیرنگ ما را بر صندلی داغ نشانده اند اما خودشان شانه خالی میکنند؟بعد ما میگوییم چه ربطی به زنان دارد شرایط اینطور ایجاب کرده میشویم پلیس فمینیستی!!!
مزاح من هم روشن بود که در غیاب بانوان دیگر که شاید سابقه ی حضورشان از من بیشتر است اعلام آمادگی کردم.
البته از شما بعید نیست از هر کاهی کوهی تحویل طرفتان بدهید!
این چه بحثیست؟......
Ouroborosایشان البته آن اوایل چند باری نسبت به فمینیسم ابراز بیزاری و بیاعتمادی و بیاعتقادی کردند(و حتی خاطرم هست که یکی دو بار مرا متهم کردند که «فرقی با فمینیستها ندارم» و یک همچو چیزی)، به گمانم «زنستیزی»های من به ایشان کمک کردند راه خودشان را در زندگی بیابند و تردیدهای پیشین یکسره برطرف شدند؟
البته نه به این شدت!!ولی خوب بله من هیچ گاه خود را یک فمینیست معرفی نکردم و با انتقاداتی که بر ان وارد بوده نیز موافقت داشتم.خطاب من هم شما نبودید بلکه روشی که پیش میبرید را به فمینیست شباهت دادم.
گرچه در طول بحث های زن ستیزانه تان سعی کردم خود را جای شما بگذارم و بله تاثیر گزار بوده اما اینطور هم نبوده که تاکنون نسبت به حقوق مردان بی توجه و نا آگاه بوده باشم.چه بسا من از شما در برابر رفتار بعضی همجنسانم سخت گیر ترم و نتیجه ی رفتارشان را هم توهین به خودشان و هم مردان دانسته ام.
اما متاسفانه بحث هایی که حول مسائل جنسیتی در این فروم کرده ام از من شخصیتی پاد مردان و فمینیستی دو آتشته و متعصب به جای گذاشته همانطور که در فرومی دیگر به میهن پرستی یا در جایی دیگر اسلام ستیزی ناب شناخته شدم.از این بابت هر حرف و سخنی طبیعیست مورد هجمه ی کاربران دیگر قرار گیرد.
نتیجه اینکه بله نهایت بحث های جنسیتی و قانع نشدن و تعادل برقرار نشدن بین دو طرف بحث این میشود که
رفتار ها را قبل از هرچیزی بر جنسیت فرد مربوط کنیم و بنا بر همین مسله به تایید و تقبحش بپردازیم.
iranbanooعه؟شما وسط گپ های دوستانه یکباره میگویید زنان انجمن با خدعه و نیرنگ ما را بر صندلی داغ نشانده اند اما خودشان شانه خالی میکنند؟بعد ما میگوییم چه ربطی به زنان دارد شرایط اینطور ایجاب کرده میشویم پلیس فمینیستی!!!
مزاح من هم روشن بود که در غیاب بانوان دیگر که شاید سابقه ی حضورشان از من بیشتر است اعلام آمادگی کردم.
البته از شما بعید نیست از هر کاهی کوهی تحویل طرفتان بدهید!
این چه بحثیست؟......
البته ما نگفتیم خدعه و نیرنگ و این تحریف سخن ما توسط شماست،ما گفتیم "با زیرکی از زیر آن شانه خالی کردهاند" که بار اخلاقی چندانی ندارد و تنها معنیش اینست که باصندلی داغ مشکلی ندارند و حتی در سوالات هم شیک هستند تا وقتی که سخن از خودشان نباشد،به بسیاری دوستان مرد دیگر هم از جمله آنارشی گفتهایم همینرا این داستانها را هم نداشتهایم.
مشخص است بین بفرما و بنشیین و بتمرگ تفاوت است و تبدیل بفرما به بتمرگ (زیرکی به خدعه و نیرنگ) و بعد پلیسی آن جکیست بیمزه.
Ouroborosببینیم چگونه چیزی خواهد شد صندلی داغ یک زن...
کاربران زن انجمن زن هستند!
"زن" نه ؛
خانم ، بانو ، دوشیزه..
😉
iranbanooالبته نه به این شدت!!ولی خوب بله من هیچ گاه خود را یک فمینیست معرفی نکردم و با انتقاداتی که بر ان وارد بوده نیز موافقت داشتم.خطاب من هم شما نبودید بلکه روشی که پیش میبرید را به فمینیست شباهت دادم.
گرچه در طول بحث های زن ستیزانه تان سعی کردم خود را جای شما بگذارم و بله تاثیر گزار بوده اما اینطور هم نبوده که تاکنون نسبت به حقوق مردان بی توجه و نا آگاه بوده باشم.چه بسا من از شما در برابر رفتار بعضی همجنسانم سخت گیر ترم و نتیجه ی رفتارشان را هم توهین به خودشان و هم مردان دانسته ام.
اما متاسفانه بحث هایی که حول مسائل جنسیتی در این فروم کرده ام از من شخصیتی پاد مردان و فمینیستی دو آتشته و متعصب به جای گذاشته همانطور که در فرومی دیگر به میهن پرستی یا در جایی دیگر اسلام ستیزی ناب شناخته شدم.از این بابت هر حرف و سخنی طبیعیست مورد هجمه ی کاربران دیگر قرار گیرد.
نتیجه اینکه بله نهایت بحث های جنسیتی و قانع نشدن و تعادل برقرار نشدن بین دو طرف بحث این میشود که
رفتار ها را قبل از هرچیزی بر جنسیت فرد مربوط کنیم و بنا بر همین مسله به تایید و تقبحش بپردازیم.
بنظرم شما علت و معلول را برعکس متوجه شدهاید، هیچکس رفتار و افکار شمای نوعی را بخاطر زنانه بودن آنها یا زن بودن شما تقبیح نکرده و نمیکند، این موضع بسیار ضعیفی خواهد بود و ابطال آن آسان. ما میکوشیم نشان بدهیم رفتار قبیح شمای نوعی، برآمده و بخاطر زن بودنتان است. هر انسان دارای اندکی نوعدوستی و شعور میتواند به سادگی ببیند که هیچ مردی تنها بخاطر مرد بودن هیچ امتیاز و داشتهای دریافت نمیکند، برای اثبات این موقعیت من هزار پست در اینجا زدهام. اکنون اگر کسی بجای پرداختن به این هزار پست و تلاش جهت رد آنها، همه را نادیده میگیرد و در یک تاپیک دیگر طرح این موضوعات از طرف من را میگذارد به پای جوگیر شدنم و با کنایه برایم آرزوی توفیق میکند، یعنی ما از همهی اینها قبل از آنکه تو بگویی به خوبی خبر داشتیم، و برایمان ذرهای مهم نبوده زیرا وقتی پای منافع گروهی خودمان در میان باشد حقیقت در دم ارزش خود را از دست میدهد و درست آن چیزیست که جایگاه من به عنوان قربانی در جامعه را تقویت بکند.
این به معنی «تو زن هستی پس حرف تو ارزشی ندارد» نیست، این یعنی «حرف تو ارزشی ندارد به این دلیل، خودت هم میدانی که هیچ ارزشی ندارد، اما چون زن هستی حاضر نیستی به هیچ قیمتی آنرا رها بکنی، زیرا زنان سود مستقیم خود را بر حقیقت که هیچ، خود عینیت هم ترجیح میدهند». میان ایندو تفاوت بسیار مهمی هست که ما اجازه نمیدهیم شما آنرا نادیده بگیرید.
حالا راسل جان جستار را بگشا و سوالهای استاندارد را از ایرانبانو بپرس، تا ببینیم صندلی داغ یک زن چگونه خواهد بود.
.
.
.
👽
Alice"زن" نه ؛
خانم ، بانو ، دوشیزه..
چرا نه؟ همه یکی هستند.
میبینم که صادق شدهاید زیر هایپرگمی خودتان خط کشیدهاید؟ 🐤
من که مشکلی ندارم با نشستن روی صندلی داغ
ولی به نظرم بهتره اول کاربران قدیمی تر و فعالتر بنشینند؛ شیرین و آنارشی و آلیس گزینه های بهتری هستند
Ouroborosبنظرم شما علت و معلول را برعکس متوجه شدهاید، هیچکس رفتار و افکار شمای نوعی را بخاطر زنانه بودن آنها یا زن بودن شما تقبیح نکرده و نمیکند، این موضع بسیار ضعیفی خواهد بود و ابطال آن آسان. ما میکوشیم نشان بدهیم رفتار قبیح شمای نوعی، برآمده و بخاطر زن بودنتان است. هر انسان دارای اندکی نوعدوستی و شعور میتواند به سادگی ببیند که هیچ مردی تنها بخاطر مرد بودن هیچ امتیاز و داشتهای دریافت نمیکند، برای اثبات این موقعیت من هزار پست در اینجا زدهام. اکنون اگر کسی بجای پرداختن به این هزار پست و تلاش جهت رد آنها، همه را نادیده میگیرد و در یک تاپیک دیگر طرح این موضوعات از طرف من را میگذارد به پای جوگیر شدنم و با کنایه برایم آرزوی توفیق میکند، یعنی ما از همهی اینها قبل از آنکه تو بگویی به خوبی خبر داشتیم، و برایمان ذرهای مهم نبوده زیرا وقتی پای منافع گروهی خودمان در میان باشد حقیقت در دم ارزش خود را از دست میدهد و درست آن چیزیست که جایگاه من به عنوان قربانی در جامعه را تقویت بکند.
و هر انسان منصفی خواهد دید در برابر مشکلاتی که مردان متحمل شده اند زنان هم وضعیت چندان ایده آل و جالبی ندارند.بر روی این موضع پافشاری میکنم نه به خاطر اینکه زن هستم و میخواهم به هر قیمتی امتیازات (متوهمانه) خود را نگاه دارم بلکه به خاطر این است که درکی متقابل را در طرفم نمیبینم.
هزار پست شما در راستای نشان داده شدن مشکلات مردان همواره از طرف بانوان هم مورد تایید واقع شد اما کافیست که زنان در جایی از مشکلات خود بگویند و آن موقع است که سیل حاشا و کلا ی مردان روانه شود.خوب این چیزی جز همان خود را در هر چیز و هر جا محق دانستن نیست و من چرا باید در صدد رد بند بند این یک جانبه نگریستن ها باشم؟
Ouroborosاین به معنی «تو زن هستی پس حرف تو ارزشی ندارد» نیست، این یعنی «حرف تو ارزشی ندارد به این دلیل، خودت هم میدانی که هیچ ارزشی ندارد، اما چون زن هستی حاضر نیستی به هیچ قیمتی آنرا رها بکنی، زیرا زنان سود مستقیم خود را بر حقیقت که هیچ، خود عینیت هم ترجیح میدهند». میان ایندو تفاوت بسیار مهمی هست که ما اجازه نمیدهیم شما آنرا نادیده بگیرید.
احتمال زیاد هر زنی با این گزاره ی سراسر دروغ و توهین آمیز آشنایی دارد
Ouroborosحالا راسل جان جستار را بگشا و سوالهای استاندارد را از ایرانبانو بپرس، تا ببینیم صندلی داغ یک زن چگونه خواهد بود.
خیر اگر قرار باشد صندلی داغ را بر مبنای جنسیتم قضاوت کنند بهتر است که ان را ببندید....
سپاس از ایرانبانوی عزیز.مطمئنا صندلی داغ جذابی خواهد بود.
من هم فکر میکنم زیاد سخت نگیرید راسل جان و این مباحث را موکول کنید به صندلی داغ.آنجا میتوانید انتقام سختی بگیرید!
Angelaمن که مشکلی ندارم با نشستن روی صندلی داغ
ولی به نظرم بهتره اول کاربران قدیمی تر و فعالتر بنشینند؛ شیرین و آنارشی و آلیس گزینه های بهتری هستند
سپاس از شما.
بنابراین پس از ایرانبانوی عزیز، نوبت شماست.🌹
Dariushسپاس از شما.
بنابراین پس از ایرانبانوی عزیز، نوبت شماست.
باشه اگه دوستان دیگه تمایل نداشتند حتما
iranbanooگر قرار باشد صندلی داغ را بر مبنای جنسیتم قضاوت کنند بهتر است که ان را ببندید
خب ایرانبانو جان بر مبنای جنسیتت قضاوت بشه, چه ایرادی داره؟! به نظر من شروع کن سوالها رو جواب بده کنجکاویم نظراتت رو بدونیم و بیشتر با روحیاتت آشنا بشیم ☺️
iranbanooو هر انسان منصفی خواهد دید در برابر مشکلاتی که مردان متحمل شده اند زنان هم وضعیت چندان ایده آل و جالبی ندارند.بر روی این موضع پافشاری میکنم نه به خاطر اینکه زن هستم و میخواهم به هر قیمتی امتیازات (متوهمانه) خود را نگاه دارم بلکه به خاطر این است که درکی متقابل را در طرفم نمیبینم.
هزار پست شما در راستای نشان داده شدن مشکلات مردان همواره از طرف بانوان هم مورد تایید واقع شد اما کافیست که زنان در جایی از مشکلات خود بگویند و آن موقع است که سیل حاشا و کلا ی مردان روانه شود.خوب این چیزی جز همان خود را در هر چیز و هر جا محق دانستن نیست و من چرا باید در صدد رد بند بند این یک جانبه نگریستن ها باشم؟
کسی نگفته وضعیت ایدهآلی داشتهاند، کسی حتی نگفته وضعیت خوبی داشتهاند(یا دارند)، ما ادعا کردهایم، و این ادعا را تا آنجاکه منطقا میتوان، اثبات کردهایم که در تناسب با مردان همتراز خود شرایط نسبتا بهتری داشتهاند و دارند، از آن مهمتر نشان دادهایم که سلطه و استثمار شخص برای خدمت به جامعه/خانواده در سنت، نه فقط غیرجنسیتی بوده و هر دو سوی داستان را درگیر/قربانی میکرده، بلکه مردان قربانیان برجستهتر آن بودهاند و میزان از خودگذشتگی که یک مرد برای تعالی خانواده و جامعهی خود متحمل میشده و شاخص این فداکاریها که بطور مستند در تاریخ ثبت شده به مراتب بیشتر از همان زنان بوده. نیز ادعا کردیم و نشان دادیم که فمینیسم برخلاف آنچه در آغاز وعده میداد و بخشی از دلیل همراهی مردان با آن بود، تنها به تشدید آخرالزمانی این تضادها انجامیده و شرایط بهتر زن را در مقیاسی صد چندان بهتر کرده و دور انداختنی بودن سنتی مرد را بطور سیستماتیک و هدفمند و عامدانه به همان نسبت افزونتر.
صرف اینکه شما چیزی را تائید کردهاید به این معنا نیست که منهم باید ادعاهای شما را تائید بکنم! «یکی تو بده یکی من میدم» که نیست، گفتمان است و هرکس بتواند درستی ادعاهای خود را بیشتر اثبات بکند طبیعتا «درستتر» و پذیرفتنیتر خواهد بود. شما ناگزیر به هیچ کاری نشدهاید و نخواهید شد، کولیبازی در نیاورید.
اگر احترامی که به آدم منطقی و بالغ میگذارند را طلب میکنید، مثل یک آدم منطقی و بالغ رفتار بکنید. به این میگویند «برابری».
iranbanooاحتمال زیاد هر زنی با این گزاره ی سراسر دروغ و توهین آمیز آشنایی دارد
دلیل بیشتر برای درستی آن. اینکه کسی شما را جدی نمیگیرد به معنی اشتباه بودن استانداردهای آنها نیست، شما جدی نیستید.
اگرنه نشان بدهید که چرا و چگونه دروغ است؟
توهینآمیز بودن به معنای اشتباه بودن نیست، «جاکش» هم توهینآمیز است اما اگر به کسی که برایتان خانم میآورد و در برابرش پول میگیرد بگویید جاکش چیزی بجز حقیقت را بر زبان نیاوردهاید، ولو اینکه توهینآمیز باشد! چه عدم هماهنگی با عینیت دارد؟ زنان در سرتاسر تاریخ برای دفاع از حقیقت یک خمیازه هم نکشیدهاند، هیچ ارزشی برای آن قائل نیستند و اساسا جهان را به شکل «حقیقت/دروغ» نمیبینند، دنیا برایتان «سود/زیان» است. فمینیسم را هم حقیقی میدانند و درست میپندارند نه چون در محکمهی عقل و عینیت سنجیده شده و درستی آن به اثبات رسیده(که این ایدئولوژی سخیف و مضحک حتی یک بار هم نقد منطقی نشده، آنهم در جهانی که حتی مفاهیمی به قطعیت فیزیک و ریاضیات که بنیان شناخت ما از جهان پیرامون را شکل میدهند بطور دائم مورد نقد و تشکیک قرار میگیرند)، بلکه چون «به نفع» زنان است و «به سود» آنهاست.
iranbanooخیر اگر قرار باشد صندلی داغ را بر مبنای جنسیتم قضاوت کنند بهتر است که ان را ببندید....
به من چه؟! من دیگر نه میزبان آنجا هستم نه هیچ، کاربری هستم مثل باقی دوستان، راسل میزبان شماست و اگر نگرانید «تبعیضی» در حقتان قائل بشود به او بگویید.
من شخصا ولی همه چیز شما را برمبنی زن بودنتان داوری خواهم کرد، چون هنوز دلایل و شواهد بسنده برای اثبات توانایی خود جهت فراجنسیتی نگریستن به موضوعات را ارائه نکردهاید، همانطورکه من چنان نکردهام و شما باید همه چیز مرا به مرد بودنم ربط بدهید. دربارهی دلیل این انکار نقش جنسیت در چیزها نزد زنان و دلایل آن بعدتر خواهم نوشت. اگر نمیتوانید با این کنار بیایید خودتان بهتر است از روی صندلی بلند بشوید چون کسی که روی آن نشسته مورد داوری قاطع و بیرحمانهی کاربران قرار میگیرد و «زن دیدن» شما کمترین نگرانیتان باید باشد.
حالا بهتر است شما به آن جستار بپردازید و این بحثها را رها بکنید، بعدا میتوانیم به اینها برگردیم.
Ouroborosبه من چه؟! من دیگر نه میزبان آنجا هستم نه هیچ، کاربری هستم مثل باقی دوستان، راسل میزبان شماست و اگر نگرانید «تبعیضی» در حقتان قائل بشود به او بگویید.
من شخصا ولی همه چیز شما را برمبنی زن بودنتان داوری خواهم کرد، چون هنوز دلایل و شواهد بسنده برای اثبات توانایی خود جهت فراجنسیتی نگریستن به موضوعات را ارائه نکردهاید، همانطورکه من چنان نکردهام و شما باید همه چیز مرا به مرد بودنم ربط بدهید. دربارهی دلیل این انکار نقش جنسیت در چیزها نزد زنان و دلایل آن بعدتر خواهم نوشت. اگر نمیتوانید با این کنار بیایید خودتان بهتر است از روی صندلی بلند بشوید چون کسی که روی آن نشسته مورد داوری قاطع و بیرحمانهی کاربران قرار میگیرد و «زن دیدن» شما کمترین نگرانیتان باید باشد.
امیر جان خود ایده ابتدایی صندلی و همچنان سوالات آن از خودت بوده و جذابیتی هم اگر هست از خودت بوده.من با اینکه اکنون مسئولیت آنرا پذیرفتهام ولی در لیست افراد مناسب برای گرداندن چنین جستاری در انتهای لیست قرار دارم.
میگویم بیا دوباره برگزاری صندلی را به عهده بگیر، بلکه دوباره یک هوای تازهای هم به آن بدمی.
راسل جان این حرفها کدام است؟ شما سروری. 😉
صندلی داغ بیباک خوب بود، امیدواریم مال ایرانبانو بهتر هم باشد. اندکاندک عادت میکنی و مصاحبهگر برجستهای میشوی.
به هر حال این روشیست برای بهتر و بیشتر شناختن کاربران انجمن بدون در خطر قرار دادن شناسایی و هویت آنها،
نظر من اینست که جستارهای پیشین را بگشاییم تا دوستان اگر سوال ناپرسیدهای از کسی دارند بپرسند، چون برگزاری یک دور دیگر بیدلیل به نظر میرسد.
Ouroborosکسی نگفته وضعیت ایدهآلی داشتهاند، کسی حتی نگفته وضعیت خوبی داشتهاند(یا دارند)، ما ادعا کردهایم، و این ادعا را تا آنجاکه منطقا میتوان، اثبات کردهایم که در تناسب با مردان همتراز خود شرایط نسبتا بهتری داشتهاند و دارند، از آن مهمتر نشان دادهایم که سلطه و استثمار شخص برای خدمت به جامعه/خانواده در سنت، نه فقط غیرجنسیتی بوده و هر دو سوی داستان را درگیر/قربانی میکرده، بلکه مردان قربانیان برجستهتر آن بودهاند و میزان از خودگذشتگی که یک مرد برای تعالی خانواده و جامعهی خود متحمل میشده و شاخص این فداکاریها که بطور مستند در تاریخ ثبت شده به مراتب بیشتر از همان زنان بوده. نیز ادعا کردیم و نشان دادیم که فمینیسم برخلاف آنچه در آغاز وعده میداد و بخشی از دلیل همراهی مردان با آن بود، تنها به تشدید آخرالزمانی این تضادها انجامیده و شرایط بهتر زن را در مقیاسی صد چندان بهتر کرده و دور انداختنی بودن سنتی مرد را بطور سیستماتیک و هدفمند و عامدانه به همان نسبت افزونتر.
صرف شرح حالی از زندگی مردان و مشکلاتی که با آنان دست و پنچه نرم می کنند بدون توجه به عوامل و شرایط و حتی بدون توجه به اثرگذاری بر زنان و مشکلاتی که به تبع آن زنان متحمل میشوند که اثبات کردن نیست!
تنها یک گلایه و درد دل است محض خالی کردن دل پر مردان! و ما هم با این اندوه با شما همراه شدیم:))
اما شما آیا به جز گلایه کردن راهکاری جهت برون رفت از این شرایط نابرابر ارائه داده اید؟ حسن فمینیست در برابر شما این است که دست کم به جای گلایه ی صرف سبب تحرک و جنبشی علیه جامعه ی سنت زده و سرکوب گر شد و چه بسا همین عمل فمینیست بود که باعث شد مردان هم به شرایطی که در آن هستند شک کنند!
Ouroborosاگر احترامی که به آدم منطقی و بالغ میگذارند را طلب میکنید، مثل یک آدم منطقی و بالغ رفتار بکنید. به این میگویند «برابری».
خیر من از کسی احترام میطلبم که در نظر خودم قابل احترام باشد.به این میگویند برابری
Ouroborosاگرنه نشان بدهید که چرا و چگونه دروغ است؟
اثبات ادعای یک مسئله به دوش مدعی آن.
من هم ادعا میکنم اسب شاخدار و بالدار وجود دارد.بیایید و ثابت کنید که چنین چیزی نیست....
Ouroborosبه من چه؟! من دیگر نه میزبان آنجا هستم نه هیچ، کاربری هستم مثل باقی دوستان، راسل میزبان شماست و اگر نگرانید «تبعیضی» در حقتان قائل بشود به او بگویید.
من شخصا ولی همه چیز شما را برمبنی زن بودنتان داوری خواهم کرد، چون هنوز دلایل و شواهد بسنده برای اثبات توانایی خود جهت فراجنسیتی نگریستن به موضوعات را ارائه نکردهاید، همانطورکه من چنان نکردهام و شما باید همه چیز مرا به مرد بودنم ربط بدهید. دربارهی دلیل این انکار نقش جنسیت در چیزها نزد زنان و دلایل آن بعدتر خواهم نوشت. اگر نمیتوانید با این کنار بیایید خودتان بهتر است از روی صندلی بلند بشوید چون کسی که روی آن نشسته مورد داوری قاطع و بیرحمانهی کاربران قرار میگیرد و «زن دیدن» شما کمترین نگرانیتان باید باشد.
البته ما هنوز جلوس نکردیم میزبان عزیز مشتاقانه از زن بودنمان پذیرایی کردند!گرچه که صندلی را خنثی میدانند!
با این وجود چون خودتان اقرار میفرمایید که در آن مقام نیستید برای ما هم تفاوتی نمیکند.....
iranbanooصرف شرح حالی از زندگی مردان و مشکلاتی که با آنان دست و پنچه نرم می کنند بدون توجه به عوامل و شرایط و حتی بدون توجه به اثرگذاری بر زنان و مشکلاتی که به تبع آن زنان متحمل میشوند که اثبات کردن نیست!
تنها یک گلایه و درد دل است محض خالی کردن دل پر مردان! و ما هم با این اندوه با شما همراه شدیم:))
اما شما آیا به جز گلایه کردن راهکاری جهت برون رفت از این شرایط نابرابر ارائه داده اید؟ حسن فمینیست در برابر شما این است که دست کم به جای گلایه ی صرف سبب تحرک و جنبشی علیه جامعه ی سنت زده و سرکوب گر شد و چه بسا همین عمل فمینیست بود که باعث شد مردان هم به شرایطی که در آن هستند شک کنند!
نه نام آن میشود «انتقاد» و «نقد»، و گویا نخستین بار است با آن روبرو شدهاید.
من کُل جنبش مردان نیستم و صدها هزار نفر دارند برای دگرگونی فعالیت میکنند و قصد تغییر در همهی ارکان جامعه را دارند. آنچه من میگویم هم نظرات شخصی خودم هستند نه شرحوظایف ماهیانهی رنکهای مردسالاری که در جلسهی آخرمان تنظیم شده! وظیفه هم ندارم برای کسی «راهکار» ارائه بکنم و قصدم پیش از هرچیز برسی موقعیتیست که وجود دارد و تصمیم دربارهی آنکه برای تغییر این شرایط موجود چه باید کرد بر دوش هر مرد در مقام شخصی آگاه و مستقل از رانههای فرهنگی، فرگشتی، هورمنی و ... برای فدا کردن اخلاقی و اجتماعی و فردی و گاهی حتی جسمی خود به درگاه زنان است. فراتر از اینرا هرکس به تنهایی تصمیم خواهد گرفت. چالش اما آنست که شما کجا بودهاید و هستید و خواهید بود؟ چرا شما با دیدن اینهمه نابرابری راهکارهای مورد پسند خودتان را ارائه نمیکنید؟ چرا با جایی که از حرفهای من مخالفید این مخالفت را به نحوی منطقی و مستدل و مستند تشریح نمیکنید تا کاربران امکان مطالعه و برسی بهترین گزینه را داشته باشند و از جایی از آنها که موافقید با تمام توان دفاع نمیکنید؟ نمیخواهد برایمان یک داستان جدید ببافید، دلیل آنرا فمینیست به مراتب صادقتر انجمن، شیرین چند ماه پیش گفت: ما زن هستیم و مشکلات مردان به ما ربطی ندارد، نمیتوانید توقع داشته باشید به ما ربطی هم داشته باشد.
ما هم داریم از این بیتفاوتی که به نظر شیرین(و میلیونها زن دیگر که دارند آگاهانه از مردان سواری میگیرند و به روی خودشان نمیآورند و با تزی همچون «خودش میخواهد، میخواست نکند» که از زبان شما هم آنرا شنیدهام، موقعیت نابرابری که با مردان دارند را توجیه میکنند)بسیار طبیعی میآمد و نیز دیگر شواهدی که آوردهایم،
نتیجه گیری میکنیم که شما جهان را در قالب نفع/زیان میبینید نه حقیقت/دروغ.
iranbanooخیر من از کسی احترام میطلبم که در نظر خودم قابل احترام باشد.به این میگویند برابری
کسی هم به شما از این بیاحترامیها نکرده، از آن احترامها بهتان نمیگذارد. بله، احترام کذبی که توقع آنرا دارید و از ما میخواهید حقیقتی که میبینیم را ناگفته بگذاریم و همچون یک آدم از نظر جنسیتی خنثی با شما برخورد بکنیم را دریافت نخواهید کرد، چون از نظر جنسیتی خنثی نیستید.
iranbanooاثبات ادعای یک مسئله به دوش مدعی آن.
من هم ادعا میکنم اسب شاخدار و بالدار وجود دارد.بیایید و ثابت کنید که چنین چیزی نیست....
ادعا + استدلال منطقی + استناد به آمار و ارقام جایی که موجود است + استنتاج از علم موجود = اثبات.
ادعا + ناله و مظلومنمایی + ادعای بیشتر + کولیبازی + اتهامزنی + حمله به جلو + برچسبزدن به سخنگو = «پاسخ» و «واکنش» طرف مقابل به این اثبات.
iranbanooالبته ما هنوز جلوس نکردیم میزبان عزیز مشتاقانه از زن بودنمان پذیرایی کردند!گرچه که صندلی را خنثی میدانند!
با این وجود چون خودتان اقرار میفرمایید که در آن مقام نیستید برای ما هم تفاوتی نمیکند.....
چی؟!
Ouroborosمن کُل جنبش مردان نیستم و صدها هزار نفر دارند برای دگرگونی فعالیت میکنند و قصد تغییر در همهی ارکان جامعه را دارند. آنچه من میگویم هم نظرات شخصی خودم هستند نه شرحوظایف ماهیانهی رنکهای مردسالاری که در جلسهی آخرمان تنظیم شده! وظیفه هم ندارم برای کسی «راهکار» ارائه بکنم و قصدم پیش از هرچیز برسی موقعیتیست که وجود دارد و تصمیم دربارهی آنکه برای تغییر این شرایط موجود چه باید کرد بر دوش هر مرد در مقام شخصی آگاه و مستقل از رانههای فرهنگی، فرگشتی، هورمنی و ... برای فدا کردن اخلاقی و اجتماعی و فردی و گاهی حتی جسمی خود به درگاه زنان است. فراتر از اینرا هرکس به تنهایی تصمیم خواهد گرفت. چالش اما آنست که شما کجا بودهاید و هستید و خواهید بود؟ چرا شما با دیدن اینهمه نابرابری راهکارهای مورد پسند خودتان را ارائه نمیکنید؟ چرا با جایی که از حرفهای من مخالفید این مخالفت را به نحوی منطقی و مستدل و مستند تشریح نمیکنید تا کاربران امکان مطالعه و برسی بهترین گزینه را داشته باشند و از جایی از آنها که موافقید با تمام توان دفاع نمیکنید؟ نمیخواهد برایمان یک داستان جدید ببافید، دلیل آنرا فمینیست به مراتب صادقتر انجمن، شیرین چند ماه پیش گفت: ما زن هستیم و مشکلات مردان به ما ربطی ندارد، نمیتوانید توقع داشته باشید به ما ربطی هم داشته باشد.
خوب کسی شما را موظف به ارائه ی راهکار نمیکند اما دست کم این انتظار معقولیست که بپذیرید نمیتوان بر مبنای
ادعا ها و شاید به قول خودتان انتقاداتتان حکمی قطعی علیه جامعه ی زنان داد و تمام زنان را بنا بر تفاسیرتان در یک حوزه جای داد.تمامی تلاش من هم در این راستاست که با یافته های شما همسو شوم و مخاطبانتان را دعوت کنم که
از زاویه ای دیگر هم به قضایا نگاه کنند و فکر میکنم این حد اقل تلاشیست برای یافتن یک راهکار و ایجاد یک تعادل در نتایج حاصل از بحث.صرف اینکه مشکلات از نگاه زنان و یا تنها مردان بازگو شود که نه تنها واقعیت ها را نمی نمایاند بلکه باعث انحراف میشود .آنهم از جنس همان انحرافی که فمینیست دچارش شد و نتایجش را احتمالا شما بهتر از من میدانید.بنابراین مخالفت زنان در حین بحث های جاری را انکارهای خارج از تعقل و منطق ننگرید بلکه آن را رونمایی از
چهره ای متفاوت از وضعیت نابرابرانه ی اجتماع قلمداد کنید.به هر سو این اقرار را هم خودتان داشته اید که حرکتی که شما کرده اید جنبشیست مردانه و نه برابر خواهانه.یک حرکت برابر خواهانه با روشها و متد های متفاوتی در بیان مشکلات قدم بر میدارد .بنا براین طبیعیست که در برابر ادعاهایتان زنان تحریک شوند و در صدد رد و ابطال آن بر آیند.
با این وجود ما هیچ کجا نگفته ایم که مشکلات مردان به ما ربطی ندارد.بلکه برعکس آنقدر به ما ربط دارد که مستقیما بر وضعیت ما تاثیر می گذارد
.اما ادعاهایی که حاصل نتیجه گیری ها و تجربه های شخصی خودتان است را جز از راه بحث با طرف برچسب خورده!!( و نه لزوما آمار و ارقام) نمیتوان تحلیل یا ردش کرد.چیزی مانند ادعای زیر:
Ouroborosنتیجه گیری میکنیم که شما جهان را در قالب نفع/زیان میبینید نه حقیقت/دروغ.
Ouroborosاما چون زن هستی حاضر نیستی به هیچ قیمتی آنرا رها بکنی، زیرا زنان سود مستقیم خود را بر حقیقت که هیچ، خود عینیت هم ترجیح میدهند
و جالب اینکه خودتان در لا به لای سخنانتان با زیرکی مدعی میشوید که اینها را مستند و مستدل اثبات نموده اید!
Ouroborosکسی هم به شما از این بیاحترامیها نکرده، از آن احترامها بهتان نمیگذارد. بله، احترام کذبی که توقع آنرا دارید و از ما میخواهید حقیقتی که میبینیم را ناگفته بگذاریم و همچون یک آدم از نظر جنسیتی خنثی با شما برخورد بکنیم را دریافت نخواهید کرد، چون از نظر جنسیتی خنثی نیستید.
من نمیدانم چه طور باید از این برچسبی که میزنید فرار کنم؟
اگر منظورتان شخص من است که من هیچ انتظاری از هیچ کسی ندارم! ولی اگر منظورتان زنان است که
آنهم فکر نمیکنم چنین انتظاری داشته باشند.ضمن اینکه میتوانم اینجا ادعا کنم که زنان در پذیرش خطاهایشان جسورتر از مردان اند و مطمئنا در برابر حرف حساب اگر لفظا هم حاضر به پذیرش نشوند قطعا در اعمالشان تغییر ایجاد میکنند.بنا براین با بی احترامی و یا احترام گذاشتنهای شما چیزی تغییر نمیکند و آنچه که باید بشود میشود:)
Ouroborosچی؟!
چی ,چی؟!!