جستار درباره ی پارسی گویی است و این برای من پذیرفته نیست جای پرداختن به جستار نادانسته به باورهای یک تن بپردازند
گرامی، شخص شما از نظر من اصلا در این بحث جایگاهی ندارید. شما فرموده اید كه نژادپرست نیستید و بدین گونه اصلا در چارچوب بحث ما جای نمیگیرید. اگر تایید مینمودید كه نژاد پرستید آنگاه به شخص شما هم میپرداختم. بنابراین وقتی شما در چارچوب بحث ما جای نمیگیرید، دیگر پرداختن به باورهای شما اصلا موضوعیتی ندارد كه آن را به خودتان میگیرید.
ما و دیگر هموندان میدانیم که انیجا سخن بر سر همان "پارسیک گویی" است، با کژفرنود پیچاندن این نام که چیزی دگرگون نمیشود! همان که گفتید به "ادبیات نوشتاری" ایشان نگاه کنیم نیز در همین راستا بوده ، نه در راستای سعدی !
ما که به شما خورده نگفتیم که چرا گول این نشانه را خورده یا زود داوری کردید! نه ! ما این را به شما خورده گرفتیم که از ابزار شانتاژ و کژفرنود "همراهی با بدان" سود بردید! چون در گمان خود یکی از این بدان را پیدا کرده بودید که بدرد فرنودآوری شما میخورد و چنان هم گویا کودن بود که آواتارش او را لو میداد!!
زمان هم که احمدی را رسوا میکنیم، برای این است که بگوییم که ببینید که ایران و ایرانی گری چه اندازه میان مردم پسندیده شده که انگل اسلامیستی مانند احمدی هم بدان روی آورده برای دلجویی یا فریب یا ... این را هر خواننده ای بروشنی هوش میکند! اکنون هم ، به مانند احمدی، شاید نژاد پرستان هم بیایند و از این پسندیده بودن، کژبهره ببرند ولی این پیوندی با بدی خود پارسی(ک!) گویی ندارد و نمیشد آنرا در پی فرنود های دیگرتان بیاورید. لغزش شما اینجا بود!
• پارسیگر
من از شما و هیچ فرد دیگری در اینجا واهمه ای ندارم که بخواهم منظور خود را جور دیگری نشان دهم. چنانچه روزی بخواهم به رابطه ی بین بزرگ کردن و تکیه ی بیش از حد بر وجهه های ناسیونالیستی (از جمله پاکسازی زبان از لغات بیگانه) و گسترش نژاد پرستی بپردازم، به وضوح بیان خوام نمود که شما مجبور به اشتباه خوانی نیتم نشوید.
گرامی، شخص شما از نظر من اصلا در این بحث جایگاهی ندارید. شما فرموده اید كه نژادپرست نیستید و بدین گونه اصلا در چارچوب بحث ما جای نمیگیرید. اگر تایید مینمودید كه نژاد پرستید آنگاه به شخص شما هم میپرداختم. بنابراین وقتی شما در چارچوب بحث ما جای نمیگیرید، دیگر پرداختن به باورهای شما اصلا موضوعیتی ندارد كه آن را به خودتان میگیرید.
اگر نژادپرست هم باشم باز هم روا نبود در این جستار به باور من بپردازید، اگر نگری در راستای جستار دارید بفرمایید...
گمان را بر این بگیرید من نژادپرستم چه خرده ای بر پارسیگویی رواست؟
دیشب هم هشدار چنین فاجعه ای را دادم. نژاد پرستان نازیست با پوشش پالایش زبان پارسی شروع به رخنه در جوامع روشن فکری نموده اند. کسانی که واقعا دل در گرو میهن دارند میبایست مراقب باشند چه کسانی با چه نیاتی از پارسیک کردن زبان فارسی دفاع میکنند. وجود این افراد در بین طرفداران پالایش زبان فارسی لطمه ی جبران ناپذیری به این جنبش میزند. سلب اعتماد به نیت خیر این جنبش اولین و اصلی ترین این لطمات است و ...!! برای فرض نژاد پرست بودن شما همین جواب کافی است؟!
دیشب هم هشدار چنین فاجعه ای را دادم. نژاد پرستان نازیست با پوشش پالایش زبان پارسی شروع به رخنه در جوامع روشن فکری نموده اند. کسانی که واقعا دل در گرو میهن دارند میبایست مراقب باشند چه کسانی با چه نیاتی از پارسیک کردن زبان فارسی دفاع میکنند. وجود این افراد در بین طرفداران پالایش زبان فارسی لطمه ی جبران ناپذیری به این جنبش میزند. سلب اعتماد به نیت خیر این جنبش اولین و اصلی ترین این لطمات است و ...!! برای فرض نژاد پرست بودن شما همین جواب کافی است؟!
خوب پیشنهادتان در این باره چیست؟ در هر زمینه ای اندیشه های گوناگونی به آن راه می یابند.
برای اینکه پارسی گویی برچسب نژادپرستی و و و نخورد چه پیشنهادی دارید؟ "پارسی گویی برای من ابزاری است کارآمد برای اندیشه جدا از اینکه چه هستم"
به نظر میرسد شما هم نژاد پرستی را بد میدانید. شما وقتی به جمعی در موردی هشدار میدهید، فهم هشدار و عکس العمل مقابل آن دیگر به عهده ی خود آن جمع است. مگر این که شما جزو هواداران آن جمع باشید. وگرنه چنانچه اصرار بیشتری بکنید، عکس العمل آن جمع منفی خواهد شد. همینجا هم در مقابل این هشدار من عکس العمل شماها کاملا منفی بوده، چون من از هواداران پارسیک نیستم. ولی به نظر من در قدم اول باید هویت افراد مشخص باشد تا بتوان گذشته و سابقه ی آنها را بررسی کرد.
به نظر میرسد شما هم نژاد پرستی را بد میدانید. شما وقتی به جمعی در موردی هشدار میدهید، فهم هشدار و عکس العمل مقابل آن دیگر به عهده ی خود آن جمع است. مگر این که شما جزو هواداران آن جمع باشید. وگرنه چنانچه اصرار بیشتری بکنید، عکس العمل آن جمع منفی خواهد شد. همینجا هم در مقابل این هشدار من عکس العمل شماها کاملا منفی بوده، چون من از هواداران پارسیک نیستم. ولی به نظر من در قدم اول باید هویت افراد مشخص باشد تا بتوان گذشته و سابقه ی آنها را بررسی کرد.
آفرین به پیشنهادتان، هم اکنون در ایران این جوراندیشه را خوب می پسندند، درآمدش هم خوب است، فردیدم اداره ی هسته ی گزینش است.
آفرین به پیشنهادتان، هم اکنون در ایران این جوراندیشه را خوب می پسندند، درآمدش هم خوب است، فردیدم اداره ی هسته ی گزینش است.
ربطی به ایران ندارد. همه جای دنیا همین است. اینکه در ایران از چیزی استفاده میکنند تا افراد را تحت کنترل و فشار بگذارند دلیل بر بد بودن آن چیز نیست. بالاخره شما که جنبشی را میخواهید به راه بیندازید باید هزینه اش را هم بپردازید. اینکه نمیشود شما در منزلتان بنشینید و با فیلتر شکن بطور ناشناس بیایید ادعای عوض کردن زبان را داشته باشید و انتظار داشته باشید کسی وقعی به شما بگذارد! تازه ادعایتان آنقدر زیاد باشد که همه را به جز خوتان ابله و نادان بدانید! حالا کسی که در ایران است این بهانه را می آورد که میگیرند و داغ و درفشم میگذارند. آنهایی که خارج هستند هم حاضر نیستند اندکی خطر کنند!
ربطی به ایران ندارد. همه جای دنیا همین است. اینکه در ایران از چیزی استفاده میکنند تا افراد را تحت کنترل و فشار بگذارند دلیل بر بد بودن آن چیز نیست. بالاخره شما که جنبشی را میخواهید به راه بیندازید باید هزینه اش را هم بپردازید. اینکه نمیشود شما در منزلتان بنشینید و با فیلتر شکن بطور ناشناس بیایید ادعای عوض کردن زبان را داشته باشید و انتظار داشته باشید کسی وقعی به شما بگذارد! تازه ادعایتان آنقدر زیاد باشد که همه را به جز خوتان ابله و نادان بدانید! حالا کسی که در ایران است این بهانه را می آورد که میگیرند و داغ و درفشم میگذارند. آنهایی که خارج هستند هم حاضر نیستند اندکی خطر کنند!
واکاوی باورها بر سر ریش و نماز و روزه و... چه سودی داشته جز خشک اندیشی و دروغ پراکنی ؟ کی گفتم جنبشی می خواهم راه بندازم و اینکه من ناشناس آمدم جه پیوندی به جستار دارد؟ چه کسی داویده میخواهد زبان را "عوض" کند؟ سخن از پیرایش زبان بوده نه "عوض" کردنش. تا کنون که شما بوده اید که پیشداوری نمودید کسی شما را کودن نخوانده. خودم پارسیک را نخست از برای نیاز خودم می آموزم دست کم در میان دوستانم می دانم چه می کنم. هم اکنون درون و برون کشور استادانی هستند که در این راه زندگی می کنند و کارشان ستودنی است
واکاوی باورها بر سر ریش و نماز و روزه و... چه سودی داشته جز خشک اندیشی و دروغ پراکنی ؟ کی گفتم جنبشی می خواهم راه بندازم و اینکه من ناشناس آمدم جه پیوندی به جستار دارد؟ چه کسی داویده میخواهد زبان را "عوض" کند؟ سخن از پیرایش زبان بوده نه "عوض" کردنش. تا کنون که شما بوده اید که پیشداوری نمودید کسی شما را کودن نخوانده. خودم پارسیک را نخست از برای نیاز خودم می آموزم دست کم در میان دوستانم می دانم چه می کنم. هم اکنون درون و برون کشور استادانی هستند که در این راه زندگی می کنند و کارشان ستودنی است
بحث بحث میاره دیگه. نمیشه که وقتی جوابتون رو میدم و جوابی براش ندارین بزنید صحرای کربلا که اینا ربطی به جستار نداره. خوب اگه خیلی نگران جستار هستین سوال و جوابهاتون رو هم در چارچوب جستار انجام بدین. من هم بحثی با شمایی که نه دنبال عوض کردن زبان هستید نه میخواین جنبشی راه بندازین و فقط دنبال پارسیک بازی تو جمع دوستانه ی خودتون هستین ندارم.
بحث بحث میاره دیگه. نمیشه که وقتی جوابتون رو میدم و جوابی براش ندارین بزنید صحرای کربلا که اینا ربطی به جستار نداره. خوب اگه خیلی نگران جستار هستین سوال و جوابهاتون رو هم در چارچوب جستار انجام بدین. من هم بحثی با شمایی که نه دنبال عوض کردن زبان هستید نه میخواین جنبشی راه بندازین و فقط دنبال پارسیک بازی تو جمع دوستانه ی خودتون هستین ندارم.
1.شما سخن را به بیرون از جستار بردید 2.شما پاسخی به پرسش ها ندادید 3.بیشتر بگردید شاید پیداش کردید!
آقا بنظر من با همون زبان متداول صحبت کنید بهتره ها.
منکه حال ندارم نوشته های شما رو تبدیل کنم!
بنظر بنده بهتره فقط جاهایی که واسه دقت و قطعیت واجبه از کلمات جدید خودتون استفاده کنید. بهرحال اول باید دیگران نوشته های شما رو بخونن و براشون صرف بکنه که بعدش بخواد در عمل چیزی صورت بگیره. بخصوص در بحثهایی که بحثهای سیاسی و علمیه که هدف اصلی ازش گسترش فرهنگ و زبان فارسی نیست. Pragmatist باشید!
فیلوسفیا بدون تر زبانی و زیبا گویی چیز دلچسب و شیرینی نیست. مزدائیک(mathematik) هم همینگونه است. پس برید اینگونه سخن گفتن را یاد بگیرید. نگرش من این است که هومنی باید خیلی نادان باشد که نو (new)را با واژه ای مانند (جدید) بخواند. ما هتی در گویش این واژه ی ازاردهنده هم دشواری داریم. ان را جئیید و تجدید را تژدید میگوییم. پس رهایید این واژگان تازی که برای افریکاست! زبان ما از خون اریاییست!
-------- تاپیکی درباره ی دبیره ی پارسی یا لاتین نیافتم! پس این را اینجا میگوییم . من دیشب ازمایشی کردم. چند گزاره را با دبیره ی پارسیک خودمان نوشتم .سپس هم با دبیره ی لاتین. زمان ان را هم گرفتم... چند بار هم این آزمایش را کردم با گزاره های گوناگون. در پایان تندای نوشتن با دبیره ی پارسیک نزدیک به 2 برابر دبیره ی لاتین است. اگه لاتین را بهم چسبیده بنویسیم بازهم پارسیک 1.5 برابر است. من میاندیشم چون دبیره ی کنونی از پهلوی امده اینگونه است. نگرشم این است که دبیره ی پهلوی در نوشتار و خوانش آن تند تر است. نگرش دوستان چیست؟
----- دوستان خواهش و را به گونه ای ننویسید که آن را Va خوانیم.
تاپیکی درباره ی دبیره ی پارسی یا لاتین نیافتم! پس این را اینجا میگوییم . من دیشب ازمایشی کردم. چند گزاره را با دبیره ی پارسیک خودمان نوشتم .سپس هم با دبیره ی لاتین. زمان ان را هم گرفتم... چند بار هم این آزمایش را کردم با گزاره های گوناگون. در پایان تندای نوشتن با دبیره ی پارسیک نزدیک به 2 برابر دبیره ی لاتین است. اگه لاتین را بهم چسبیده بنویسیم بازهم پارسیک 1.5 برابر است. من میاندیشم چون دبیره ی کنونی از پهلوی امده اینگونه است. نگرشم این است که دبیره ی پهلوی در نوشتار و خوانش آن تند تر است. نگرش دوستان چیست؟
حداقل در بعضی چیزها، فارسی سازی و فارسی گویی چندان جالب و کارا نیست و حتی شدنی نیست. مثلا توی رشتهء خودم که رایانه و برنامه نویسیه.
اینقدر اصطلاحات هست، اینقدر ترکیب میاد، اینقدر تغییر و افزوده ها زیاد و سریع هستن، که فرصت ترجمه و جا انداختن درست و حسابی اینا نیست.
بخصوص که کسی که میخواد لغت سازی کنه باید تخصص خوبی در علوم رایانه و اینها هم داشته باشه. نباید این مسئله ساده گرفته بشه. حداقل باید یک تیم باشن که توش چندتا خبره کامپیوتر هم باشه. یا اینکه اصلا بیان در همین پابلیک و اینترنت و اینها با چند نفر و یا عموم مشورت کنن. بنده تاحالا چند مورد ترجمه های اشتباه یا مشکل دار دیدم که مسائلی رو هم ایجاد کردن. مثلا یک جا یک آدمی که مثلا خودش رو متخصص و برنامه نویس هم میدونه (واقعا هم هست)، بنا بر ترجمهء فارسیش دربارهء فلان اصطلاح تخصصی نظر داشت و میگفت فلان طوره، که بعدا با توضیح و سند بهش ثابت کردم کاملا غلطه و ترجمهء فارسی هم به دردی نمیخوره!
ما خدایی اینقدر وقت نداریم که حالا بخوایم اینا رو معادل سازی کنیم، بعد خودمون هم استفاده کنیم و جا بیفته برای خودمون و دیگران. چون علم و فناوری بخش عمدش از اونور میاد و بخش اعظمش هم زبان انگلیسی است، بهینه ترین راه از نظر تخصصی اینه که با خود انگلیسی کار کنیم تاحد ممکن. فارسی تنها در حد ضرورت.
تبدیل بعضی اصطلاحات هم بنظر میاد واقعا دشواره. مثلا سر معنای همون اصطلاحی که با طرف بحث کردم، هیچکس نتونست یک معادل فارسی خوب براش پیدا کنه، و از بنده خواستن اگر چیزی بنظرم میرسه بگم، که بنده هم هرچی فکر کردم بنظرم نرسید (خب تخصص در زبان فارسی هم ندارم).
اینقدر اصطلاحات هست، اینقدر ترکیب میاد، اینقدر تغییر و افزوده ها زیاد و سریع هستن، که فرصت ترجمه و جا انداختن درست و حسابی اینا نیست
👍 ما هم گفتیم که ما باید یک فرهنگستان کارآمد و پارسی دوست راستین داشته باشیم که زبان مان از دست نرود. زبان پارسی خودش این توان را دارد ولی یتیم افتاده !
ما خدایی اینقدر وقت نداریم که حالا بخوایم اینا رو معادل سازی کنیم، بعد خودمون هم استفاده کنیم و جا بیفته برای خودمون و دیگران. چون علم و فناوری بخش عمدش از اونور میاد و بخش اعظمش هم زبان انگلیسی است، بهینه ترین راه از نظر تخصصی اینه که با خود انگلیسی کار کنیم تاحد ممکن. فارسی تنها در حد ضرورت.
واژگان انگلیسی را کشور های دیگر که انگلیسی زبان هم نیستند به کار میبرند. بدبختی ما از واژگان تازی است که ما را گیج و گمراه میکند. واژگان زشتی مانند مخرج مشترک مختلف الجهت مشتق ماورا محور اثر خارجی متمرکز تابع متواضی الاضلاع عمود قائم الزاویه قاعده تعیین جهت اینهاست که باید پاک شود. نه چیزی مانند انتگرال
واژگان انگلیسی را کشور های دیگر که انگلیسی زبان هم نیستند به کار میبرند. بدبختی ما از واژگان تازی است که ما را گیج و گمراه میکند. واژگان زشتی مانند مخرج مشترک مختلف الجهت مشتق ماورا محور اثر خارجی متمرکز تابع متواضی الاضلاع عمود قائم الزاویه قاعده تعیین جهت اینهاست که باید پاک شود. نه چیزی مانند انتگرال ....
واژههایِ انگلیسی برگزیدگی کمتری دارند, ولی آنها هم در گذر زمان باید کم کم پارسیک شوند, نمونهوار, کدام اینها آسانتر و دریافتنیتر است:
کانورجنت یا همگِرا؟
واگِرا یا دایورجنت؟
پارالل یا همروند؟
مثلث یا تریانگل یا سهگوش؟
...
واژههایِ انگلیسی برگزیدگی کمتری دارند, ولی آنها هم در گذر زمان باید کم کم پارسیک شوند, نمونهوار, کدام اینها آسانتر و دریافتنیتر است: کانورجنت یا همگِرا؟ واگِرا یا دایورجنت؟ پارالل یا همروند؟ مثلث یا تریانگل یا سهگوش؟ ...
پارسیگر
منم همین را میگم. چیز هایی که کشور های دیگه مانند آلمان انگلیسی بگن ما هم همانرو میگیم! اگه اونا آلمانی گن ما هم پارسیک میگیم!
همه اینای که گفتی پارسیک بهتره.... ولی نمادهایی مانند lim یا sin به انگلیسی بهتره. یکی از فرنودهای مهادین دیوانه شدن دانش آموزان در مزدائیک یا یک درس ازاد دهنده به نام مطالعات اجتماعی در یک دبیرستان همین واژگان تازیست. ولی چه باید کرد؟
اگر روزی استاد دانشگاه شدید همه را به پارسی برگردانید و بگویید اگر کسی به تازی بنویسد نمره نمیگیرد... یا میتوان نسک ها را به پارسیک ناب برگرداند.... خود به خود همه چی دست میشود.
منم همین را میگم. چیز هایی که کشور های دیگه مانند آلمان انگلیسی بگن ما هم همانرو میگیم! اگه اونا آلمانی گن ما هم پارسیک میگیم!
همه اینای که گفتی پارسیک بهتره.... ولی نمادهایی مانند lim یا sin به انگلیسی بهتره. یکی از فرنودهای مهادین دیوانه شدن دانش آموزان در مزدائیک یا یک درس ازاد دهنده به نام مطالعات اجتماعی در یک دبیرستان همین واژگان تازیست. ولی چه باید کرد؟
همین کاری که امروز میکنیم, کار خود امان.
نماد هم پیوندی به زبان ندارد, در همه جای جهان مزدائیک را یکجور مینویسند, ولی خب چیزهایی هست که باز بهتر است ترزبانیده شوند, مانند جایگزینی "میل کردن" با «نَمیدن».
اگر روزی استاد دانشگاه شدید همه را به پارسی برگردانید و بگویید اگر کسی به تازی بنویسد نمره نمیگیرد... یا میتوان نسک ها را به پارسیک ناب برگرداند.... خود به خود همه چی دست میشود.
پارسیگر
زوری که نیست!
کسیکه میخواهد چیزی بیاموزد و به اندیشه بها میدهد, خودبهخود به پارسیک روی میاورد, زیرا فرایندهایِ انگارش و پندارش را برای وی میآسانند.
برای نمونه در علم مکانیک سیالات ما واژه ی داریم به نام "لِزجت" که بی اندازه واژه ی بی ریخت و زمختی است. اما برابر بسیار زیبای پارسی آنرا داریم که "گران روی" است.خود همین واژه به خوبی چم دانشیک اش را نشان می دهد. یا "گشتاور" که دانشجو بی برو برگرد تنها با شنیدن این واژه می تواند دریابد که فردید چیست. روی هم رفته در علم مکانیک تلاش خوبی برای پارسیگویی شده.نمونه: تنش،کُرنش(که بی اندازه واژه ی زیبایی است)،کشش،خمش،پیچش،خزش،سختی
اگر روزی استاد دانشگاه شدید همه را به پارسی برگردانید و بگویید اگر کسی به تازی بنویسد نمره نمیگیرد... یا میتوان نسک ها را به پارسیک ناب برگرداند.... خود به خود همه چی دست میشود.
پارسیگر
زوری که نیست!
کسیکه میخواهد چیزی بیاموزد و به اندیشه بها میدهد, خودبهخود به پارسیک[4] روی میاورد, زیرا فرایندهایِ انگارش و پندارش را برای وی میآسانند.
هاها ... این را بگویید...ولی این کار را نکنید... شوخی توش بود.. منو خودم همه جزوه هارو به پارسی برمیگردونم. پارسیکردن نسک ها کار خوبیه!
روی هم رفته در علم مکانیک تلاش خوبی برای پارسیگویی شده.نمونه: تنش،کُرنش(که بی اندازه واژه ی زیبایی است)،کشش،خمش،پیچش،خزش،سخت
چون خود عرب ها مانده اند که چه درست کنند و فرهنگستانی های عرب زده ی ما هم که از روی آنها نگاه میکنند، ناچار به پارسی روی آورده اند از ترس انگلیسی و "هجمه ی فرهنگی غرب"!! تازگی شنیدم که variation را " وردش" کرده اند ( برگرفته از پهلوی "ورتیدن"
برای نمونه در علم مکانیک سیالات ما واژه ی داریم به نام "لِزجت" که بی اندازه واژه ی بی ریخت و زمختی است. اما برابر بسیار زیبای پارسی آنرا داریم که "گران روی" است.خود همین واژه به خوبی چم دانشیک اش را نشان می دهد. یا "گشتاور" که دانشجو بی برو برگرد تنها با شنیدن این واژه می تواند دریابد که فردید چیست. روی هم رفته در علم مکانیک تلاش خوبی برای پارسیگویی شده.نمونه: تنش،کُرنش(که بی اندازه واژه ی زیبایی است)،کشش،خمش،پیچش،خزش،سخت
اره درسته من خودم رشتم مکانیکه ... استاتیک مریام و دینامیک مریام هم خوندم... خدارا سپاس که اینگونه شده!
من نمیدانم کدام دیوانه ای نمیزاد این چرت و پرت ها رو درست کنیم.
آخه نژاد آریایی را چه به زبان آفریکایی!
من که تا در توانم هست برای پارسیک کردن زبانمان میکوشم و میجنگم.
چون خود عرب ها مانده اند که چه درست کنند و فرهنگستانی های عرب زده ی ما هم که از روی آنها نگاه میکنند، ناچار به پارسی روی آورده اند از ترس انگلیسی و "هجمه ی فرهنگی غرب"!! تازگی شنیدم که variation را " وردش" کرده اند ( برگرفته از پهلوی "ورتیدن"
• پارسیگر
البته مزدک جان به گمانم ترزبان این واژه ها به دهه ها پیش بازگردد،آنزمان که فرهنگستان درست و درمان بود.اکنون هم کوشش ها را مترجمان شخصی می کنند نه فرهنگستان قلابی ای که حداد قاتل بر سر آن است.
زبان آفریکایی اگر کارآمد باشد که گرفتاری ندارد. نژاد آریایی (!) که چایی چینی را هم مینوشد!
•
میشه رک و پوست کنده منظور خودتون را بگید؟ من اینو میخوام بگم که ما ایرانی ها که اینچنان با زبان و فرهنگ تازی ها دگرسانی داریم..چرا باید زبان خودمون رو با زبان اونا الوده سازیم؟ اگر کارآمد باشد...خوب نیست دیگه...
من کلا از پارسیگویی خوشم نمیاد و در خوندن متن های پارسی مشکل دارم اما بشدت از عربیگویی بدم میاد یعنی از کسانی که میخوان تا آنجایی که ممکنه از عربی برای سخن گفتن استفاده کنن. در مراسم افتتاح پل صدر یکی از اعضای شورای شهر تهران که آخوند بود گفت این طرح در تاریخ بلدیه بی سابقه هست! آخه الان ما در 100 سال پیش که زندگی نمیکنیم! کلمه شهرداری هم یک کلمه جا افتاده هست پس تو که میتونی بگی شهرداری چرا میگی بلدیه؟! واقعا بعضیا به اینکه اعراب 1400 سال پیش درمون گذاشتن هم افتخار میکنن!
درود اینکه همش می گویند عربی زبان فصیح و شیوا و... است به نگرم آن اندازه هم درست نیست. بسیاری جاها عربی بسیار زشت و نژند و دست و پا چلفتی است. مثلاً شما در پارسی می گویی: شما چند سالته؟ در عربی از واژه سنّ بهره می برند. سن هم چم دندان دارد هم چم سال. درگذشته برای اینکه پی ببرند ستور و اسب و یابو چند سالشونه دندانهاشو می شمردند!!! در حقیقت وقتی شما از کسی می پرسی سنت چقدره یک جورهایی داری ناسزا می گویی!!! ولی ما در پارسی هم برای دندان واژه داریم هم سال!
یا یک چیز دیگر اینکه مثلاً واژه تقلید از قلاده آمده است. یعنی وقتی یکی داره از یکی دیگری تقلید می کنه در اصل می خواهد بگوید که خود را برای دیگری به قلاده بسته است!!!! در صورتیکه ما در پارسی برای جانوران واژه پالهنگ را داریم. برای تقلید می توانیم بگوییم پیروی. و برای هومن می توانیم بگوییم گردنبند ، سینه ریز و...
درود
اینکه همش می گویند عربی زبان فصیح و شیوا و... است به نگرم آن اندازه هم درست نیست.
بسیاری جاها عربی بسیار زشت و نژند و دست و پا چلفتی است.
مثلاً شما در پارسی می گویی: شما چند سالته؟
در عربی از واژه سنّ بهره می برند. سن هم چم دندان دارد هم چم سال. درگذشته برای اینکه پی ببرند ستور و اسب و یابو چند سالشونه دندانهاشو می شمردند!!!
در حقیقت وقتی شما از کسی می پرسی سنت چقدره یک جورهایی داری ناسزا می گویی!!!
ولی ما در پارسی هم برای دندان واژه داریم هم سال!
...
هر چند نباید فراموشید که اینها وابسته به فرهنگ و زیستبومی که زبان در آن فرگشته هم میباشند. برای
ما ایرانیان شاید همانندیِ سالمان به شُمارِ دندانهایِ اسب زیبا نیاید, ولی برای عربها چیز زشتی دربر ندارد.
هر چند نباید فراموشید که اینها وابسته به فرهنگ و زیستبومی[١] که زبان در آن فرگشته[٢] هم میباشند. برای ما ایرانیان شاید همانندیِ[٣] سالمان به شُمارِ دندانهایِ اسب زیبا نیاید, ولی برای عربها چیز زشتی دربر ندارد.
چیزی که میسهد این است که زبان تازی یا عربی بهترین زبان جهان هم که باشد زبان ما بی آن بسیار بهتر است. دشمنی ما هم با زبان عربی نیست. این باور ها را کنار بگذاریم بهتر است. واژگان بیگانه از فرانسه تا عربی و انگلیسی باید پاک شود. برای نمونه خیلی خنده دار است که در زبان پختو یا همان پشتو به مداد میگویند پنسل! یا پرابلم ! پس نه تنها عربی ,همه ی واژگان بیگانه که زیادی هستند بروند بهتر است. تاجایی که به زبان آسیب نزنند. واژگانی مانند شهید اسلام مسلم قیچی چاقو میتواند بماند. ما همین جدید و اسم و قبل و بعد را ورداریم دیگران پیشکشمان. در برخی کانال های دورنما مانند من و تو هنوز واژگانی مانند قدیمالاایام دیده میشود! به راستی که مایه ی ننگ است!