نگر شما درباره‌یِ پارسیگویی چیست؟

برگ ۳ از ۴

سامان #۱۰۱
Mehrbod

خب دگرسانی همین است, ما پارسیک سخن میگوییم تا بدانیم دگرسانی میان ساده و پیچیده, دشوار و آسان و چیزهای همانند چیست, زیرا نمونه‌وار:
فرایند خواندن کاری‌ست آسان, ولی بسیار پیچیده.
بیدار ماندن پس از ٢٤ ساعت هم کاری‌ست ساده, ولی بسیار دشوار.

پارسیک هم بسیار ساده است, ولی برای مغز خوگرفته به تازیک دشوار (شما).
برخی نوشته‌های چرند به "پارسی" هم بسیار پیچیده هستند, ولی دریافت‌ اشان آسان.

پارسیگر

ابتدا میبایست با من ارتباط برقرار کنید دیگر؟!
بعد میبایست با زبان من مرا قانع کنید یا نه؟
بجایش مفهوم را رها نموده اید و به معنی لغات گیر میدهید؟!
اگر بخواهیم به این گیرها بپردازیم که باید به همه ی پستهای این فاروم گیر داد.

این اختلاف من و شما بنیادین است. من صحبت از قابل فهم بودن میکنم و شما به کلمات میپردازید. هرچند این پرادختنتان هم به این علت است که در اصل سخن نمیتوانید ایرادی ببینید و به جای آن به ملا لغتی شدن روی می آورید (سفسطه).

اینکه بکار بردن اسپاش به جای فضا ربطی به کاربرد درست لغات در جای خود ندارد هم سفسطه ی دیگری است.

دوست داشتید این نوشته ها را به جستار مناسبتری منتقل کنید تا ادامه دهیم.

Mehrbod #۱۰۲

من اینجا تنها به خواننده‌یِ سومکس نمایاندم که شما نمیدانید درباره‌یِ چه سخن میگویید, زیرا اگر میدانستید
نمیامدید میان "مطلب سختی از جلال الدین" و "مطلب ساده‌ای به پارسیک" دست به همسنجی بزنید!!

سامان

اینکه بکار بردن اسپاش به جای فضا ربطی به کاربرد درست لغات در جای خود ندارد هم سفسطه ی دیگری است.

جایگزینی واژگان هم سودمند است, ولی همه‌یِ پارسیگویی که «اسپاش» بجای "فضا" گفتن نیست, تازه اینجا باز هم پیوند دارد, چون
نمونه‌وار در "پارسی" میبینیم پُرگاه "دلیل" را بجای "علت/انگیزه" به کار میبرند بی اینکه لغزش خود را دریابند, یا مانند شما
"سخت و ساده" را در یک تراز میبینند,

هنگامیکه من در انگلیسی همچون لغزش‌هایی سال به سال هم نمیبینم.

پارسیگر

سامان #۱۰۳
Mehrbod

من اینجا تنها به خواننده‌یِ سومکس نمایاندم که شما نمیدانید درباره‌یِ چه سخن میگویید, زیرا اگر میدانستید
نمیامدید میان "مطلب سختی از جلال الدین" و "مطلب ساده‌ای به پارسیک" دست به همسنجی بزنید!!

خوب اشتباه شما كه بر اساس آن احساس مسئولیت نمودید نادانی مرا به كاربر دیگری نشان دهید این است كه طبق پیش فرضتان چون در قسمت اول گفته ی من سخت آمده پس در قسمت دوم آن میبایست آسان بیاید كه مخالف سخت است. در حالیكه من اصلا چنین قصدی نداشتم تا از این ظرافت ادبی استفاده كنم! من ساده را آگاهانه به كار بردم چون كاربرد آن درست تر از آسان بود در آنجا. نه در جایی آمده كه گزین گویه باید دارای توازن ادبی منفی بین دو قسمت یك نوشته باشد، نه در فارسی گفتن اینكه مطلبی ساده است، غلط میباشد!

در پارسیك هم فكر نكنم جلال آل احمد به جلال الدین تبدیل شود مگر آنكه شما بخاطر عقل كل دانستن خودتان، بخواهید جلال را هم مسخره بفرمایید.

Mehrbod

جایگزینی واژگان هم سودمند است, ولی همه‌یِ پارسیگویی که «اسپاش» بجای "فضا" گفتن نیست, تازه اینجا باز هم پیوند دارد, چون
نمونه‌وار در "پارسی" میبینیم پُرگاه "دلیل" را بجای "علت/انگیزه" به کار میبرند بی اینکه لغزش خود را دریابند, یا مانند شما
"سخت و ساده" را در یک تراز میبینند,

آنچه از پارسیك گفتن شما دیده ایم تا بحال، استفاده از نرم افزار جهت جایگزینی لغات عربی با لغات دیگری است كه بعضی از آنها فارسی هستند و برخی دیگر هم مهربدی شده ی لغات آلمانی و انگلیسی هستند. نه استفاده از دستور زبان مناسب یا حتی جایگزینی هوشمندانه و با ظرافت لغات اصیل فارسی.

(معترفم كه فعالیت شما در این زمینه بسیار مفیدتر از اینی است كه در بالا نوشته ام، تنها میخواهم نشان بدهم خود را عقل كل دانستن و دیگران را ناچیز دیدن هم بسیار ساده است و هم احساس خوشایندی را به طرف مقابلتان نمیدهد.)

Mehrbod

هنگامیکه من در انگلیسی همچون لغزش‌هایی سال به سال هم نمیبینم.

پارسیگر

در انگلیسی احتمالا سال به سال هم نمیبینید كه do به جای fuck به كار رود، ولی در فارسی روزانه بارها این اتفاق می افتد. خوب این به سادگی ناشی از تفاوت زبانهاست و این قیاس اشتباه شما ناشی از دیدتان مبنی بر این است كه زبان فارسی را میبایست به انگلیسی و آلمانی نزدیك كرد.

Mehrbod #۱۰۴
سامان

خوب اشتباه شما كه بر اساس آن احساس مسئولیت نمودید نادانی مرا به كاربر دیگری نشان دهید این است كه طبق پیش فرضتان چون در قسمت اول گفته ی من سخت آمده پس در قسمت دوم آن میبایست آسان بیاید كه مخالف سخت است. در حالیكه من اصلا چنین قصدی نداشتم تا از این ظرافت ادبی استفاده كنم! من ساده را آگاهانه به كار بردم چون كاربرد آن درست تر از آسان بود در آنجا. نه در جایی آمده كه گزین گویه باید دارای توازن ادبی منفی بین دو قسمت یك نوشته باشد، نه در فارسی گفتن اینكه مطلبی ساده است، غلط میباشد!

روشن است که از دید منطق (فرنود) کار شما نادرست است, دو چیز را در یک ویژگی همسان میتوان همسنجید, همانجور که نمیشود زیبایی و هوش
دو تن را سنجید و گفت کدام بهتر است (دو چیز ناهمسان!), همانجور نیز نمیتوان از روی سختی و سادگی دو چیز فرجام گرفت کدام بهتر میباشد.

سامان

در پارسیك هم فكر نكنم جلال آل احمد به جلال الدین تبدیل شود مگر آنكه شما بخاطر عقل كل دانستن خودتان، بخواهید جلال را هم مسخره بفرمایید.

نه با پوزش ندیدم. بجای او میشد نام هر کسی را آورد, دگرسانی‌ای در سخن نمیداد.

سامان

آنچه از پارسیك گفتن شما دیده ایم تا بحال، استفاده از نرم افزار جهت جایگزینی لغات عربی با لغات دیگری است كه بعضی از آنها فارسی هستند و برخی دیگر هم مهربدی شده ی لغات آلمانی و انگلیسی هستند. نه استفاده از دستور زبان مناسب یا حتی جایگزینی هوشمندانه و با ظرافت لغات اصیل فارسی.

واژگان اینجا همه یا بازبرد خورده‌اند که از کجا آمده‌اند (مانند کاریگ, از مکنزی) یا از دیگر استادان زبان گرفته شده‌اند و شاید چند تا از میان هزاران واژه هم برساخته‌یِ خود من باشند.

نگرش شما هم خوب است, میتوانید دستی بدهید و واژگان زیباتر و بهتری بیابید, زیرا پارسیک زبانی است آزاد و پرگاهیده و از آنِ هیچکسِ تنها نیست.

سامان

در انگلیسی احتمالا سال به سال هم نمیبینید كه do به جای fuck به كار رود، ولی در فارسی روزانه بارها این اتفاق می افتد. خوب این به سادگی ناشی از تفاوت زبانهاست و این قیاس اشتباه شما ناشی از دیدتان مبنی بر این است كه زبان فارسی را میبایست به انگلیسی و آلمانی نزدیك كرد.

چرا پیشآمدانه در انگلیسی هم do بجای "گاییدن" به کار میرود .

من اینجا که بیشتر هموندان مانند شما فرهیخته هستند لغزش‌هایِ خنده‌داری میبینم که بیرون از اینجا, جاییکه
مردم زبان روزانه اشان انگلیسی است نمیبینم. پس یا مردم انگلیس زبان از ما باهوش‌ترند, یا زبان ما ناکارآمد است!

درباره‌یِ همین دلیل (دلالت) هم برای اینکه بگیرید چرا پارسیک شما را "باهوش" میکند, بیانگارید کسی به شما میگوید:
— دلیل اینکه اینجا خوابیده‌اید چیست؟

این سخن سراپا بیخودی است, ولی "پارسی"‌زبان امروزین لغزش خود را نمی‌دریابد, هنگامیکه برابر پارسیک "دلیل" اینها هستند:

دلیل = انگیزه (انگیختن)
دلیل = شَوَند (شدن) = cause
دلیل = نمایانگر, نشانگر = indicator
دلیل = آوند
...

پس شما هرگز, هرگز نمیبینید کسی بیاید بگوید:

— نمایانگر اینکه اینجا خوابیده‌اید چیست؟

😆

چرا؟ زیرا واژگان پارسیک ساختارین و دستورین و گویا میباشند, نمایانگر را بسختی میتوان بجای چیز دیگری به کار بُرد و دچار چنین لغزشی شد!

پارسیگر

سامان #۱۰۵
Mehrbod

روشن است که از دید منطق (فرنود) کار شما نادرست است, دو چیز را در یک ویژگی همسان میتوان همسنجید, همانجور که نمیشود زیبایی و هوش
دو تن را سنجید و گفت کدام بهتر است (دو چیز ناهمسان!), همانجور نیز نمیتوان از روی سختی و سادگی دو چیز فرجام گرفت کدام بهتر میباشد.

به نظر من این اشتباه است. تنها منطقی كه میتواند در این رابطه كاربرد داشته باشد این است كه طرف چه قصدی از به كار بردن كلمات دارد و آیا با استفاده از كلماتش توانسته منظور خود را به دیگری منتقل كند یا خیر. در مورد گفته ی من هم، هم من میخواسته ام از كلمه ی ساده (به مفهوم پیچیده نبودن) استفاده كنم و هم شما متوجه منظور من شده اید. در فارسی من هم از سخت میتوان هم معنای دشواری را گرفت، هم محكم بودن، هم پیچیدگی و ...
اینكه از مثلا كلمه ی سخت با چه مفهومی در متن میتوان استفاده كرد هم باز ربطی به نادانی فرد ندارد مگر اینكه از جای دیگر به نادانی او پی برده باشیم و استفاده ی نامناسب از یك لغت را قرینه ی دیگری بر نادانی او به شمار بیاوریم.

Mehrbod

نگرش شما هم خوب است, میتوانید دستی بدهید و واژگان زیباتر و بهتری بیابید, زیرا پارسیک زبانی است آزاد و پرگاهیده و از آنِ هیچکسِ تنها نیست.

من نه این كار را مفید میدانم و نه نتیجه بخش. نهایتا باعث بوجود آمدن جمعی جدابافته میشود كه فاصله شان از مردم عادی بیشتر شده و تنها برای هم مینویسند. اگرچه با این تلاش شما موافق نیستم ولی لازم نمیدانم كه انرژیم را صرف مخالفت با آن بكنم.
نوشتن آن گزین گویه هم تنها تلنگری بود به شما و هم فكرانتان كه اندكی هم به اطرافتان بنگرید.
اگر میدانستم این تلنگر اینگونه برایتان بر خورنده است، آن را نمینوشتم.

Mehrbod

چرا پیشآمدانه در انگلیسی هم do بجای "گاییدن" به کار میرود .
من اینجا که بیشتر هموندان مانند شما فرهیخته هستند لغزش‌هایِ خنده‌داری میبینم که بیرون از اینجا, جاییکه
مردم زبان روزانه اشان انگلیسی است نمیبینم. پس یا مردم انگلیس زبان از ما باهوش‌ترند, یا زبان ما ناکارآمد است!

نگفتم هیچوقت به كار نمیرود، ولی سال به سال هم با آن احتمالا مواجه نمیشوید. در مقایسه با فارسی كه هر روز با آن مواجه میشوید! همانگونه كه با كاربرد easy و simple به جای هم در انگلیسی گاها مواجه میشویم كه در چارچوب context میتوانیم بفهمیم چرا به جای هم استفاده شده اند.

Mehrbod

درباره‌یِ همین دلیل (دلالت) هم برای اینکه بگیرید چرا پارسیک شما را "باهوش" میکند, بیانگارید کسی به شما میگوید:
— دلیل اینکه اینجا خوابیده‌اید چیست؟

این سخن سراپا بیخودی است, ولی "پارسی"‌زبان امروزین لغزش خود را نمی‌دریابد, هنگامیکه برابر پارسیک "دلیل" اینها هستند:
دلیل = انگیزه (انگیختن)
دلیل = شَوَند (شدن) = cause
دلیل = نمایانگر, نشانگر = indicator
دلیل = آوند
...

پس شما هرگز, هرگز نمیبینید کسی بیاید بگوید:

— نمایانگر اینکه اینجا خوابیده‌اید چیست؟

😆

چرا؟ زیرا واژگان پارسیک ساختارین و دستورین و گویا میباشند, نمایانگر را بسختی میتوان بجای چیز دیگری به کار بُرد و دچار چنین لغزشی شد!

پارسیگر

من معتقدم زبان در درجه ی اول برای برقراری ارتباط ساخته شده. بقیه ی پیشرفتهای بوجود آمده در زبان و ادبیات پیرایه هایی هستن كه بار هنری ادبیات رو افزایش دادن و بشر رو قادر ساختن تا احساسات و افكار پیچیده تری رو به نحو زیباتر و كارآمدتری به دیگران منتقل كنن.
وقتی زبان از حالتی خارج بشه كه قابل فهم برای دیگران نباشه در واقع دلیل وجودیش رو از دست میده. مردم هم همیشه دوست دارن در برقراری ارتباطات راههای ساده تری رو به كار ببرن.

sonixax #۱۰۶

پارسی دانی و پارسی گویی به كل چیز مزخرف و بدیست به دلایل زیر

:

١- باعث میشود دستور زبان را بهتر درك كنی

!

٢- باعث میشود سایر زبانهای همخانواده را بهتر بیاموزی

!

٣- باعث حذف زبان قرآن و پیامبر و باقی آت و آشغالهای اسلامی از فرهنگ و زبان بیش از پیش میشود!

٤- یادگیری زبان را برای باقی ملل آشنا به زبانهای هندی اروپایی راحت تر میكند

!

٥- باعث پیوند ما با فرهنگ و تاریخمان میشود

!

٦- یك پله بالاترش تغییر الفبا به لاتین باعث سادگی و خوانایی بیشتر زبان میشود و كفار یاد میگیرند و وا مصیبتا

!

٧- اصلن بارسی زبان كهتر است باید همه عربی سخن بگوییم

!

سامان #۱۰۷
sonixax

پارسی دانی و پارسی گویی به كل چیز مزخرف و بدیست به دلایل زیر :

هرچند طنز است اما طنز هم میبایست عاری از سفسطه و اطلاعات غلط باشد.

sonixax

١- باعث میشود دستور زبان را بهتر درك كنی !

فارسی دانی یا فارسی گویی كه دستور زبان هم جزو اونه ربطی به جایگزینی صرفا لغات عربی در زبان فارسی رایج ما نداره. سفسطه.

sonixax

٢- باعث میشود سایر زبانهای همخانواده را بهتر بیاموزی !

عجیبه. كاربرد پارسیك به جای پارسی یا فارسی، یا اسپاش بجای فضا هیچ كمكی به بهتر یاد گرفتن هیچ زبانی نمیكنه. برعكس كار مردم رو دوبرابر سخت میكنه چون اول باید پارسیك رو یاد بگیرن!

sonixax

٣- باعث حذف زبان قرآن و پیامبر و باقی آت و آشغالهای اسلامی از فرهنگ و زبان بیش از پیش میشود!

ربط دادن عقاید دینی به موضوعی كه فراتر از دینه. سفسطه.

sonixax

٤- یادگیری زبان را برای باقی ملل آشنا به زبانهای هندی اروپایی راحت تر میكند !

اگر ثابت بشه اینطوری یادگیری فارسی راحت تر میشه (البته اگه!)، ارزشش رو نداره كه در مقابل بخوایم زحمت یادگیری پارسیك رو به دوش مردم ایران تحمیل كنیم.

sonixax

٥- باعث پیوند ما با فرهنگ و تاریخمان میشود !

تاریخ و فرهنگ واقعی یا عهد عتیق؟ مستند یا خیالی؟

sonixax

٦- یك پله بالاترش تغییر الفبا به لاتین باعث سادگی و خوانایی بیشتر زبان میشود و كفار یاد میگیرند و وا مصیبتا !

میخوام كفار صد سال سیاه یاد نگیرن تا اینكه بخوایم مثل تركیه ای بشیم كه كلا نسل امروزشون ارتباطشون رو با تاریخشون از دست داده!

sonixax

٧- اصلن بارسی زبان كهتر است باید همه عربی سخن بگوییم !

عربی هم زبانی است برای خودش.

میگویند توانایی ادبی بیشتری هم از فارسی دارد.

شما كه ضد نژاد پرستی و طرفدار جهان وطنی و از اینطور حرفها هستید جرا با عربی اینگونه مخالفید؟

هم من و هم بسیاری دیگر متوجهند این پارسیكی كه راه افتاده بیشترش بخاطر تنفر از اعرابه كه خود این تنفر از اعراب بخاطر تنفر از اسلامه كه خود این تنفر از اسلام بخاطر تنفر از آخوندها و كارهاشون تو ایرانه.

سفسطه در سفسطه در سفسطه!

Mehrbod #۱۰۸

@سامان

من می‌پیشنهم شما همان پارسیک‌ستیز بمانید, اگرنه ١٠٠% همگی هوادار پارسیک خواهند بود و گفتگو‌ها به خاموشی میگرایند! (:

پارسیگر

mosafer #۱۰۹

پارسی نوشتن برا ی متون ادبی واقعا لذت بخش هست
ولی متاسفانه خیلی کم هستند کسانی که چنین مطلب بنویسند
پسرم از نوشته هایی که من پارسی مینویسم غلط املایی میگیرد

سامان #۱۱۰
Mehrbod

@@سامان

من می‌پیشنهم شما همان پارسیک‌ستیز بمانید, اگرنه ١٠٠% همگی هوادار پارسیک خواهند بود و گفتگو‌ها به خاموشی میگرایند! (:

پارسیگر

نخست اینکه این همه ای که شما میفرمایید طبیعیه که همسو و همنگر هستن تو خیلی موارد، تو فارومهای اسلامی حکومتی هم اگه برین همه از اسلام و از همدیگه حمایت میکنن.

دوم اینکه من کلا آدم خیلی ستیزه جویی نیستم و عقیده دارم ستیز رو باید جایی بکار برد که امید به موفقیت زیاد باشه وگرنه اتلاف وقت و سرمایه و انرژی و بی ارزش کردن ستیز هست. اینه که در خیلی جاها که موافق نباشم یا سکوت میکنم یا به تذکر کوچکی بسنده میکنم.

ودر آخر اینکه من بارها شده برای روشن تر شدن خودم و اینکه متوجه بشم عقیده ای تا چه حد قابل دفاعه، بارها در فارومهای مختلف خودم رو به ظاهر طرفدار چیزی نشون دادم ولی متاسفانه از اونجا که خیلی ها فرق بین نبرد اندیشه و هتاکی و توهین رو نمیدونن و من هم دوست ندارم توهین بشنوم و ساکت بمونم و توهین کردن متقابل رو هم نمیپسندم، تصمیم گرفته ام حتی المقدور حتی اگه واقعا با چیزی مخالفم، این مخالفت رو ابراز نکنم.

Mehrbod #۱۱۱
سامان

نخست اینکه این همه ای که شما میفرمایید طبیعیه که همسو و همنگر هستن تو خیلی موارد، تو فارومهای اسلامی حکومتی هم اگه برین همه از اسلام و از همدیگه حمایت میکنن.

دوم اینکه من کلا آدم خیلی ستیزه جویی نیستم و عقیده دارم ستیز رو باید جایی بکار برد که امید به موفقیت زیاد باشه وگرنه اتلاف وقت و سرمایه و انرژی و بی ارزش کردن ستیز هست. اینه که در خیلی جاها که موافق نباشم یا سکوت میکنم یا به تذکر کوچکی بسنده میکنم.

ودر آخر اینکه من بارها شده برای روشن تر شدن خودم و اینکه متوجه بشم عقیده ای تا چه حد قابل دفاعه، بارها در فارومهای مختلف خودم رو به ظاهر طرفدار چیزی نشون دادم ولی متاسفانه از اونجا که خیلی ها فرق بین نبرد اندیشه و هتاکی و توهین رو نمیدونن و من هم دوست ندارم توهین بشنوم و ساکت بمونم و توهین کردن متقابل رو هم نمیپسندم، تصمیم گرفته ام حتی المقدور حتی اگه واقعا با چیزی مخالفم، این مخالفت رو ابراز نکنم.

hmm اینها که پیوندی بایسته به پرسمان پارسیک ندارند, از دیدگاه خودِ من در جایی چون اندرتار — یا جهانتار, یا رایاتار, یا همان اینترنت (; — که آشکاردن باور خود هیچ هزینه و
پیامد جانی و ... در بر ندارد, کار شما نااخلاقی است. یعنی اگر چیزی را نادرست میبینید, باید بگویید. اگر خاموشی گزیده و چیزی نگویید که هرگز چیزی درست نمیشود!

درباره‌یِ خود پارسیک هم این سخنان در همین سخنگاه و در نوشتار بسیار زیبایی از @مزدك بامداد, به نام «هفت خان اسپندیار» پیشتر یک به یک و بزیبایی پاسخ درخور گرفته‌اند: ساختارشناسی زبان پارسیک - برگ 5

پارسیگر

مزدك بامداد #۱۱۲

فرهنگستان زبان وردیدن، از ریشه باستانی ورت (ورتیدن)، را بجای واریانس برگزیده است و از این فعل مشتقات وردش(variation)، وردا(variant)، هم‌وردا(covariant)، ناوردا(invariant)، پادوردا(contravariance) را برساخته است.

------------------------------------------------------------------

پدرسوخته ها چیزی در عربی نیافته اند!

sonixax #۱۱۳
سامان

هرچند طنز است اما طنز هم میبایست عاری از سفسطه و اطلاعات غلط باشد.

سفسطه را تا نوعش را مشخص نکنید خودش میشود اتهام سفسطه ! کاری که شما دو بار انجام دادید . و اما در مورد اطلاعات غلط

!!!!

سامان

فارسی دانی یا فارسی گویی كه دستور زبان هم جزو اونه ربطی به جایگزینی صرفا لغات عربی در زبان فارسی رایج ما نداره. سفسطه.

دستور زبان ما جایگزینی واژه ها به هم نمیریزد ! ولی همین واژه ها هستند که دستور زبان را به ما میاموزانند .
به طور مثال هیچ نیازی نیست که به جای گذشته از ماضی ، گذشته دور از ماضی بعید ، به جای اکنون از مضارع ، به جای آینده از مستقبل و ... استفاده کنیم .
همین مثال کوچک به خوبی پوچ بودن حرف شما و نیاز به پارسی گویی را در زمینه درک دستور زبان نشان میدهد

.

سامان

عجیبه. كاربرد پارسیك به جای پارسی یا فارسی، یا اسپاش بجای فضا هیچ كمكی به بهتر یاد گرفتن هیچ زبانی نمیكنه. برعكس كار مردم رو دوبرابر سخت میكنه چون اول باید پارسیك رو یاد بگیرن!

این بر میگردد به دانش بسیار اندک و ناقص شما از زبانهای دیگر ، زبان پارسی از خانواده زبانهای هندی-اروپاییست و با این زبانها واژه های مشترک بسیاری دارد . در صورتی که ما از واژه های پارسی استفاده کنیم به دلیل زیاد بودن این واژه ها آموزش زبان دیگر برایمان ساده تر میشود .
به طور مثال :
پارسی : دختر
آلمانی : Tochter (توختر)
انگلیسی : Doughter

یا :

پارسی : خاکی
آلمانی : Khaki
انگلیسی : Khaki

یا :

پارسی : اسپاش
انگلیسی : Space
فرانسه : Espace

و مثالهای بیشمارِ دیگر .
و تا اینجا یکی از دو ادعای شما در مورد پارسی گویی پوچ میشود میرود رد کارش ، میرسیم به مورد دوم در مورد سخت شدن کار مردم

!

تا همین صد سال پیش به جای دادگستری میگفتیم عدلیه ، تا همین ده سال پیش به جای یارانه میگفتیم سوبسیت ! تا همین 5 سال پیش به جای پیامک میگفتیم SMS و نمونه های بسیاری دیگر که میبینیم جایگزینیشان نه تنها کار را سخت تر نکرده و جامعه ایرانی برای یاد گیریشان پدرش در نیامده بلکه به راحتی آن را قبول کرده و اکنون از آنها استفاده هم میکند .
و به این ترتیب این ادعای شما هم پوچ میشود میرود رد کارش

.

سامان

ربط دادن عقاید دینی به موضوعی كه فراتر از دینه. سفسطه.

از آنجایی که مخاطب من شما نبودید و بسیاری از مخالفین پارسی گویی افراد مذهبی هستند که درست همان استدلال را میکنند برای مخالفتشان با پارسی گویی نه تنها این سخن بی ربط نیست بلکه کاملن به جا و درست هم هست و باز شما به خاطر اطلاعت اشتباهتان انگ سفسطه زدید

.

سامان

اگر ثابت بشه اینطوری یادگیری فارسی راحت تر میشه (البته اگه!)، ارزشش رو نداره كه در مقابل بخوایم زحمت یادگیری پارسیك رو به دوش مردم ایران تحمیل كنیم.

پیشتر به شما نشان دادم که پارسیگویی برای ایرانی جماعت هیچ زحمتی ندارد ! در ضمن یادگیری زبان پارسی برای سایر مردم دنیا سودهای فراوانی برای ایران و ایرانی دارد ، مانند :
آشنایی بیشتر با فرهنگ و تاریخ ایرانی => پیشرفت صنعت توریسم و درآمد زایی برای کشور
ارج و احترام ملل دیگر در نتیجه آشنایی به فرهنگ کشور (مانند چین و هند و ...)
و

...

سامان

تاریخ و فرهنگ واقعی یا عهد عتیق؟ مستند یا خیالی؟

تاریخ و فرهنگ ایران خلاصه نمیشود به این 1400 سالِ پس از حمله تازیانِ بیابانگرد . و درست به وارون بیشتر فرهنگ و تاریخ ایران را ایران قبل از اسلام تشکیل میدهد . و عدم آشنایی با تاریخ و فرهنگ راستین کشور گندِ اسلامگرایان است

.

سامان

میخوام كفار صد سال سیاه یاد نگیرن تا اینكه بخوایم مثل تركیه ای بشیم كه كلا نسل امروزشون ارتباطشون رو با تاریخشون از دست داده!

اتفاقن ترکها ارتباطشون با تاریخشون به هیچ عنوان از دست نرفته ولی به وارون ایرانی جماعت است که با تاریخش ارتباطی نداری . چند نفر از مردم ایران تا قبل از دوران پهلوی کوروش کبیر را میشناختند ؟!
چه میزان از مردمِ ایران امروزه از تاریخ کشور آگاهی دارند ؟! تازه دست گُل حذف تاریخ را از کتب درسی را هم که اضافه کنیم => پوچ بودن ادعای شما

.

سوای اینها لاتین شدن دبیره سودهای بسیار دیگری دارد در تمامی زمینه از جمله دانش و هنر (ریاضیات چپ به راست است ، موسیقی چپ به راست است ، دنیای امروز برپایه کامپیوتر هاست و زبان کامپیوترها چه دو دویی و چه غیر آن لاتین و چپ به راست است و ...) سوای اینها در ایران امروز هر کسی که موبایل داشته باشد پارسی به لاتین (پینگیلیش) را بلد است .
و در اینجا باز هم یکی دیگ از ادعا های مهمل شما پوچ میشود میرود رد کارش

.

سامان

عربی هم زبانی است برای خودش.

مگر هر زبانی که برای خودش زبان است را باید بیاوریم با زبان خودمان قاطی کنیم ؟!

سامان

میگویند توانایی ادبی بیشتری هم از فارسی دارد.

خوب بیخود میگویند ! عربی به دلیل پیچیدگی بیش از حدش توانایی انتقال بسیاری از مفاهیم را ندارد ، به وارون پارسی به دلیل سادگی و انعطاف پذیری زیادش توانایی انتقال تقریبن همه مفاهیم را دارد .
اگر واژه های عربی در زبان ما نبود مجبور نبودیم بسیاری از دروس دانشگاهی را به انگلسی تدریس کنیم

.

سامان

شما كه ضد نژاد پرستی و طرفدار جهان وطنی و از اینطور حرفها هستید جرا با عربی اینگونه مخالفید؟

نخست اینکه من جهان وطنی نیستم ! جایی هم چنین مزخرفی را ادعا نکرده ام که شما به من میچسبانید یعنی در همینجا شما یک دروغ به چه گندگی را با بیشرمی تمام به من بسته اید .
دوم اینکه مگر زبان عربی نژاد است که مخالفت با ورودش به زبان خودمان نژادپرستی معنا شود ؟! بهتر است شما یک دور دیگر معنای نژاد پرستی را در واژه نامه های گوناگون از نو بخوانید

.

سامان

هم من و هم بسیاری دیگر متوجهند این پارسیكی كه راه افتاده بیشترش بخاطر تنفر از اعرابه كه خود این تنفر از اعراب بخاطر تنفر از اسلامه كه خود این تنفر از اسلام بخاطر تنفر از آخوندها و كارهاشون تو ایرانه.

هم شما و هم آن بسیار دیگر که مثل شما فکر میکنند (که البته معلوم شده بسیارِ بسیار هم نیستید) دوزاریتان در این باره نیوفتاده . برگردان دبیره به لاتین و روی آوردن به پارسی که با زبانهای سطح بالای جهان همخانواده است هیچ ربطی به عرب ستیزی ندارد بلکه تمامن سود است برای جامعه ایرانی و پیشرفت ایران

.

سامان

سفسطه در سفسطه در سفسطه!

پیشنهاد میکنم دست کم یک دور هم که شده بروید و فهرست سفسطه‌ها (مغالطات) را مطالعه بفرمایید تا همین طوری الکی برای خودتان از واژه سفسطه استفاده نکنید

!!!!

سامان #۱۱۴
sonixax

سفسطه را تا نوعش را مشخص نکنید خودش میشود اتهام سفسطه ! کاری که شما دو بار انجام دادید . و اما در مورد اطلاعات غلط !!!!

سفسطه سخن نادرستی است كه به ظاهر درست نمایانده میشود تا به جای سخن درست به خورد دیگران داده شود. برای تشخیص نادرست بودن سخن نیازی به دانستن دسته بندی های سفسطه نیست. دسته بندی سفسطه ها برای نظم بندی فكری افراد است تا بهتر بتوانند نادرستی ها را تشخیص دهند. بنابراین اینكه اگر فردی فهرست انواع سفسطه ها را نداند یا از حفظ نباشد، لابد قادر به تشخیص نادرستی سخنی نمیباشد، خود یك سفسطه ی بزرگ میباشد!

sonixax

دستور زبان ما جایگزینی واژه ها به هم نمیریزد ! ولی همین واژه ها هستند که دستور زبان را به ما میاموزانند .
به طور مثال هیچ نیازی نیست که به جای گذشته از ماضی ، گذشته دور از ماضی بعید ، به جای اکنون از مضارع ، به جای آینده از مستقبل و ... استفاده کنیم .
همین مثال کوچک به خوبی پوچ بودن حرف شما و نیاز به پارسی گویی را در زمینه درک دستور زبان نشان میدهد .

مستقبل و آینده هردو یك مفهوم را دارند. در ایران هم آینده كاربرد بسیار بیشتری دارد تا مستقبل. همینطور است گذشته در مقابل ماضی. بنابراین با جایگزینی لغتی به جای لغت دیگر شما هیچ كمكی به درك مفهوم كلمه نكرده اید. تنها شكل آن را عوض نموده اید.

دستور زبان اما نیاز به درك مفهومی و ساختاری دارد و تغییر شكل ظاهری لغات هیچ تاثیری بر درك و یاد گرفتن آن ندارد. حضور اساتید ادبیات بسیار معتبر ایرانی كه به یقین دستور زبان را بهتر از من و شما میدانند و پارسیك هم نمینویسند، دلیل خوبی است برای اینكه مشخص شود دانستن دستور زبان فارسی و پارسیك نوشتن هیچ ارتباطی با هم ندارند. مگر اینكه مدعی شوید دستور زبان پارسیك با فارسی رایج ما تفاوت بنیادین دارد كه آن بحث دیگری را به میان میكشد!

لازم نیست درمورد چیزی كه نمیدانیم اظهار نظر كنیم تا بعد برای دانا نشان دادن خود مجبور به حمله ی شخصی به فرد دیگری شده و درك دستوری وی را به زیر سوال ببریم

😄

sonixax

این بر میگردد به دانش بسیار اندک و ناقص شما از زبانهای دیگر ، زبان پارسی از خانواده زبانهای هندی-اروپاییست و با این زبانها واژه های مشترک بسیاری دارد . در صورتی که ما از واژه های پارسی استفاده کنیم به دلیل زیاد بودن این واژه ها آموزش زبان دیگر برایمان ساده تر میشود .
به طور مثال :
پارسی : دختر
آلمانی : Tochter (توختر)
انگلیسی : Doughter

یا :

پارسی : خاکی
آلمانی : Khaki
انگلیسی : Khaki

یا :

پارسی : اسپاش
انگلیسی : Space
فرانسه : Espace

و مثالهای بیشمارِ دیگر .
و تا اینجا یکی از دو ادعای شما در مورد پارسی گویی پوچ میشود میرود رد کارش ، میرسیم به مورد دوم در مورد سخت شدن کار مردم !

مثالهایتان بیشمار نیست. این یك سفسطه!
مثالهایی كه زده اید قیاس مع الفارغند. این 2 سفسطه!
دختر و خاكی در فارسی رایج ما مورد استفاده قرار میگیرند و نیازی به پارسیكی شدن! ندارند. اسپاش هم كلمه ی جدید الاختراعی است كه شما میخواهید وارد فارسی كنید و در فارسی سابقه ی وجودی نداشته! اسپاش
همین ریشه های مشترك در بین بسیاری از زبانهای دیگر از جمله مثلا عربی و آلمانی هم ممكن است وجود داشته باشد. این علت مناسبی نیست تا رسم الخط این زبانها را به هم تبدیل كنیم یا واژه های قدیمی رایج را با واژه های ساخته شده از روی زبانهای دیگر جایگزین كنیم. این هم سفسطه ی سوم!

sonixax

تا همین صد سال پیش به جای دادگستری میگفتیم عدلیه ، تا همین ده سال پیش به جای یارانه میگفتیم سوبسیت ! تا همین 5 سال پیش به جای پیامک میگفتیم SMS و نمونه های بسیاری دیگر که میبینیم جایگزینیشان نه تنها کار را سخت تر نکرده و جامعه ایرانی برای یاد گیریشان پدرش در نیامده بلکه به راحتی آن را قبول کرده و اکنون از آنها استفاده هم میکند .
و به این ترتیب این ادعای شما هم پوچ میشود میرود رد کارش .

كاری را كه خودتان در پارسیك انجام میدهید را با كاری كه فرهنگستان زبان و ادب پارسی انجام میدهد اصلا مقایسه نكنید.

فرهنگستان تشكیل شده از گروهی ادیب و دانشمند شناخته شده كه در زمینه ی جایگزینی لغات، دانش و تجربه دارند. با تعدادی اعضا و مدیران یك سایت كه نه هویت مشخصی دارند نه كسی از سطح سواد و تجربه ی آنها خبر دارد، تفاوت ماهوی دارند. ضمن اینكه آنها عرب ستیز هم نیستند ولی به نظر من عرب پرست هم نیستند!

تازه در موفقیت فرهنگستان (علیرغم در اختیار داشتن همه ی اختیارات دولتی و رسانه ای)، در این زمینه از ماموریتش جای بحث بسیار است. فرهنگستان سالهاست كه میخواهد رایانه را جایگزین كامپیوتر كند و هنوز بیشتر ایرانیان از كامپیوتر استفاده میكنند! یا همین اس ام اس، بر خلاف آنچه شما میفرمایید پیامك در بین ایرانیان رایج نشده است، بلكه این روزها مردم و بویژه جوانان به پیامك میگویند اس!
عوامل موثر دیگری برای رایج شدن یا نشدن یك واژه ی جایگزین وجود دارند.

بگذریم كه من تصور نمیكنم فعالیت تیم پارسیك در حال حاضر توجهی به رایج شدن واژه های جایگزین داشته باشد.

sonixax

از آنجایی که مخاطب من شما نبودید و بسیاری از مخالفین پارسی گویی افراد مذهبی هستند که درست همان استدلال را میکنند برای مخالفتشان با پارسی گویی نه تنها این سخن بی ربط نیست بلکه کاملن به جا و درست هم هست و باز شما به خاطر اطلاعت اشتباهتان انگ سفسطه زدید .

وقتی میگویید مخاطب شما من نبوده ام، من به ناچار باید قبول كنم. ولی در جایی كه تنها من و مهربد بحث میكنیم، قبول آن دشوار است!

sonixax

پیشتر به شما نشان دادم که پارسیگویی برای ایرانی جماعت هیچ زحمتی ندارد ! در ضمن یادگیری زبان پارسی برای سایر مردم دنیا سودهای فراوانی برای ایران و ایرانی دارد ، مانند :
آشنایی بیشتر با فرهنگ و تاریخ ایرانی => پیشرفت صنعت توریسم و درآمد زایی برای کشور
ارج و احترام ملل دیگر در نتیجه آشنایی به فرهنگ کشور (مانند چین و هند و ...)
و ...

آشنایی بیشتر با فرهنگ و تاریخ ایرانی لزومی به دگرگونی زبان رایج ندارد.

بلكه از طریق معرفی درست و كافی این فرهنگ و تاریخ به مردم میسر میشود. شما فكر میكنید آشنایی مردم با فردوسی و شاهنامه از طریق مطالعه ی شاهنامه توسط مردم انجام شده؟ به شما قول میدهم بیش از 90 درصد مردم ایران شاهنامه را نخوانده اند و اصولا توانایی خواندن چنین كتابی را نداشته اند. ولی همین افراد به خوبی با رستم و سهراب و افراسیاب و ... و داستانهای شاهنامه، از طریق شنیدن این داستانها، یا خواندن كتابهایی كه این داستانها را به زبان ساده شرح داده اند، آشنا میباشند و به خوبی هم تحت تاثیر حس ملی گرایی كه این داستانهای حماسی القا میكنند، قرار دارند.

توریستها هم برای آمدن به ایران اصلا متوجه این نخواهند شد كه زبان این كشور پارسیكی شده یا همان فارسی-عربی سابق است! توریستها برای رفتن به كشوری نیازمند امنیت و تسهیلات میباشند. شما رسم الخط را فرنگی كنید ولی آبجو خوردن آزاد نباشد، تعداد توریستهایی كه به ایران خواهند آمد تفاوتی نخواهد كرد. ضمن اینكه توریستی كه به ایران می آید به بروشورها و كتابهایی كه به زبان خودش در كشور خودش وجود دارد مراجعه خواهد كرد. موثرتر از از رسم الخط، گسترش شناساندن ایران به خارجی ها از طریق ارائه ی مطالب متعدد به زبان خودشان است.

sonixax

تاریخ و فرهنگ ایران خلاصه نمیشود به این 1400 سالِ پس از حمله تازیانِ بیابانگرد . و درست به وارون بیشتر فرهنگ و تاریخ ایران را ایران قبل از اسلام تشکیل میدهد . و عدم آشنایی با تاریخ و فرهنگ راستین کشور گندِ اسلامگرایان است .

اینكه سالهای بیشتری از تاریخ ایران در قبل از اسلام سپری شده یا بعد از آن، چندان مهم نیست. مهم این است كه غالب مستندات تاریخی كشورمان مربوط به بعد از اسلام است و تاریخ قبل از اسلاممان در هاله ای از افسانه پیچیده شده. واقعیت این است كه مردم ایرانی هویتی ایرانی-اسلامی دارند.
شما اگر بخواهید همین تاریخ و فرهنگ قبل از اسلام را به این ملت بشناسانید هم از طریق نوشتارهای عجیب و غریب پارسیك موفق نخواهید شد!

sonixax

اتفاقن ترکها ارتباطشون با تاریخشون به هیچ عنوان از دست نرفته ولی به وارون ایرانی جماعت است که با تاریخش ارتباطی نداری . چند نفر از مردم ایران تا قبل از دوران پهلوی کوروش کبیر را میشناختند ؟!
چه میزان از مردمِ ایران امروزه از تاریخ کشور آگاهی دارند ؟! تازه دست گُل حذف تاریخ را از کتب درسی را هم که اضافه کنیم => پوچ بودن ادعای شما .

البته تركها در آلمان فراوانند و شما حتما موقعیت برخورد با آنها را به وفور داشته اید. من هم به نوبه ی خود و بخاطر شرایط زندگی ام با تركهای زیادی بوده ام. بهترین دوستان من تركیه ای هستند. با تركیه ای ها هم خانه بوده ام و زیسته ام. قبل ها كه چت میكردم بیشتر دوست داشتم كه با تركیه ای ها چت كنم! بنابراین شناخت نسبتا خوبی از تركها دارم.

تركها بخاطر اینكه نمیتوانند رسم الخط عربی-فارسی را بخوانند، نمیتوانند با فرهنگ گذشته ی خود ارتباط چندانی برقرار كنند.

این ربطی به شناخت ما از تركها ندارد و یك نتیجه گیری منطقی است. به اماكن قدیمی تركیه كه بروید، در هرجا نقاشی های حاوی نوشته یا خوش نویسی هایی میبینید كه در آنها از رسم الخط و حتی زبان عربی یا فارسی استفاده شده.
طبیعی است كه فرد تركی كه نمیتواند این نوشته ها را بخواند نمیتواند رابطه ی حسی واقعی با این مظاهر هنری تاریخ كشورش برقرار كند. اینها فرهنگ یك كشورند كه با تغییر رسم الخط تركها از آن محروم شده اند.

چنانچه رسم الخط فارسی هم عوض شود، از آنجا كه قسمت عمده ی فرهنگ تاریخی ما نوشتاری و ادبی است، این گسیختگی فرهنگی بسیار بیشتر در ایران نمود خواهد یافت و این با آنچه كه شما در پی دستیابی به آن هستید در تناقض است.

sonixax

سوای اینها لاتین شدن دبیره سودهای بسیار دیگری دارد در تمامی زمینه از جمله دانش و هنر (ریاضیات چپ به راست است ، موسیقی چپ به راست است ، دنیای امروز برپایه کامپیوتر هاست و زبان کامپیوترها چه دو دویی و چه غیر آن لاتین و چپ به راست است و ...) سوای اینها در ایران امروز هر کسی که موبایل داشته باشد پارسی به لاتین (پینگیلیش) را بلد است .
و در اینجا باز هم یکی دیگ از ادعا های مهمل شما پوچ میشود میرود رد کارش .

عدد نویسی هم بخاطر توجه به همین جنبه های دانشی در ایران از چپ به راست تعیین شد. ولی من تصور نمیكنم از چپ به راست نوشتن خیلی دلیل مناسبی برای تغییر رسم الخط باشد. ما توانسته ایم اینگونه تطابق ها را برای رسم الخط كشورمان بوجود بیاوریم. ایران تنها كشوری نیست كه از راست به چپ مینویسد و غربیها هم پذیرفته اند تا تكنولوژیشان را طوری تنظیم بكنند تا با این نوع زبانهای نوشتاری سازگاری داشته باشند.
ایرانی ها اكثرا با الفبای لاتین آشنا هستند و در كاربردشان از این حروف مشكلی ندارند كه حالا بخواهیم این مشكل نداشته را جوری حل كنیم كه دهها و صدها مشكل دیگر حاصل آن شود!

sonixax

مگر هر زبانی که برای خودش زبان است را باید بیاوریم با زبان خودمان قاطی کنیم ؟!

مگر ما قاطی كرده ایم؟ قاطی شده است دیگر! حالا باید بیاییم یكسری لغات دیگر را قاطی آن كنیم كه بشود قاطی پاتی؟!

sonixax

خوب بیخود میگویند ! عربی به دلیل پیچیدگی بیش از حدش توانایی انتقال بسیاری از مفاهیم را ندارد ، به وارون پارسی به دلیل سادگی و انعطاف پذیری زیادش توانایی انتقال تقریبن همه مفاهیم را دارد .
اگر واژه های عربی در زبان ما نبود مجبور نبودیم بسیاری از دروس دانشگاهی را به انگلسی تدریس کنیم .

زبان شناسان زیادی این ادعای شما را قبول ندارند.
یعنی میفرمایید با رواج پارسیك ما به انگلیسی بی نیاز خواهیم شد؟؟!

sonixax

نخست اینکه من جهان وطنی نیستم ! جایی هم چنین مزخرفی را ادعا نکرده ام که شما به من میچسبانید یعنی در همینجا شما یک دروغ به چه گندگی را با بیشرمی تمام به من بسته اید .
دوم اینکه مگر زبان عربی نژاد است که مخالفت با ورودش به زبان خودمان نژادپرستی معنا شود ؟! بهتر است شما یک دور دیگر معنای نژاد پرستی را در واژه نامه های گوناگون از نو بخوانید .

نمیبایست به شما چنین حملات شخصی را انجام میدادم و بابت آن پوزش میطلبم.

ولی عربی علاوه بر زبان بودن، مشخصه ی نژادی هم هست. پس بله میتوان تنفر از عربی را در زمره ی نژاد پرستی قرار داد.

sonixax

هم شما و هم آن بسیار دیگر که مثل شما فکر میکنند (که البته معلوم شده بسیارِ بسیار هم نیستید) دوزاریتان در این باره نیوفتاده . برگردان دبیره به لاتین و روی آوردن به پارسی که با زبانهای سطح بالای جهان همخانواده است هیچ ربطی به عرب ستیزی ندارد بلکه تمامن سود است برای جامعه ایرانی و پیشرفت ایران .

سفسطه. صحبت سر جایگزینی واژه های عربی بود نه تغییر رسم الخط!

sonixax

پیشنهاد میکنم دست کم یک دور هم که شده بروید و فهرست سفسطه‌ها (مغالطات) را مطالعه بفرمایید تا همین طوری الکی برای خودتان از واژه سفسطه استفاده نکنید !!!!

شما هم مانند من و بقیه برای دقت در گفتارتان قطعا نیازمند مراجعه به منابع و مراجع هستید. ولی نیازمند از بر كردن آنها نیستیم.

مطمئن باشید در این زمینه بارها به منابع و مراجع مراجعه كرده ام و به همین خاطر به سادگی میتوانم سفسطه ی سخن دیگران را دریابم.

sonixax #۱۱۵
سامان

سفسطه سخن نادرستی است كه به ظاهر درست نمایانده میشود تا به جای سخن درست به خورد دیگران داده شود. برای تشخیص نادرست بودن سخن نیازی به دانستن دسته بندی های سفسطه نیست. دسته بندی سفسطه ها برای نظم بندی فكری افراد است تا بهتر بتوانند نادرستی ها را تشخیص دهند. بنابراین اینكه اگر فردی فهرست انواع سفسطه ها را نداند یا از حفظ نباشد، لابد قادر به تشخیص نادرستی سخنی نمیباشد، خود یك سفسطه ی بزرگ میباشد!

کماکان وقتی همین طوری یلخی و الکی بگویید سخنی سفسطه است انگ سفسطه زده اید خود نوعی سفسطه است :

اتهام مغالطه: مغالطه‌آمیز معرفی کردن سخنی که مغالطه‌آمیز نیست، بدون ارائه دلیل برای آن.

سامان

مستقبل و آینده هردو یك مفهوم را دارند. در ایران هم آینده كاربرد بسیار بیشتری دارد تا مستقبل. همینطور است گذشته در مقابل ماضی. بنابراین با جایگزینی لغتی به جای لغت دیگر شما هیچ كمكی به درك مفهوم كلمه نكرده اید. تنها شكل آن را عوض نموده اید.

بله مثلن اگر به شما بگویم :

Früher شما هیچ مشکلی در درکش ندارید :)))))

سامان

دستور زبان اما نیاز به درك مفهومی و ساختاری دارد و تغییر شكل ظاهری لغات هیچ تاثیری بر درك و یاد گرفتن آن ندارد. حضور اساتید ادبیات بسیار معتبر ایرانی كه به یقین دستور زبان را بهتر از من و شما میدانند و پارسیك هم نمینویسند، دلیل خوبی است برای اینكه مشخص شود دانستن دستور زبان فارسی و پارسیك نوشتن هیچ ارتباطی با هم ندارند. مگر اینكه مدعی شوید دستور زبان پارسیك با فارسی رایج ما تفاوت بنیادین دارد كه آن بحث دیگری را به میان میكشد!

اینکه برخی از ادبیات دانهای ایرانی به خاطر تعصبات مذهبی و یا ترس حکومتی و ... کماکان از واژه های عربی استفاده میکنند مزخرف ترین دلیلیست که میشود آورد تا درستی سخن خود را اثبات کنیم !

سامان

لازم نیست درمورد چیزی كه نمیدانیم اظهار نظر كنیم تا بعد برای دانا نشان دادن خود مجبور به حمله ی شخصی به فرد دیگری شده و درك دستوری وی را به زیر سوال ببریم

دقیقن همین پیشنهاد را به شما میکنم ! لازم نیست وقتی فهم نمیکنید که درک بسیاری از واژه های عربی رایج در زبان ما برای مردم دشوار و سخت است و همان واژه ها را در دروان تحصیلی به خورد مردم میدهند برای آموزش دستور زبانمان !!! نتیجه را میتوانید در کارنامه های محصلین ببینید :))

سامان

مثالهایتان بیشمار نیست. این یك سفسطه!
مثالهایی كه زده اید قیاس مع الفارغند. این 2 سفسطه!
دختر و خاكی در فارسی رایج ما مورد استفاده قرار میگیرند و نیازی به پارسیكی شدن! ندارند. اسپاش هم كلمه ی جدید الاختراعی است كه شما میخواهید وارد فارسی كنید و در فارسی سابقه ی وجودی نداشته! اسپاش
همین ریشه های مشترك در بین بسیاری از زبانهای دیگر از جمله مثلا عربی و آلمانی هم ممكن است وجود داشته باشد. این علت مناسبی نیست تا رسم الخط این زبانها را به هم تبدیل كنیم یا واژه های قدیمی رایج را با واژه های ساخته شده از روی زبانهای دیگر جایگزین كنیم. این هم سفسطه ی سوم!

اگر شما تا به این حد نادانید که توقع دارید من اکثر واژه های مشترک را برای شما اینجا باورم هیچ بحثی با شما باقی نمیماند .

در ضمن اسپاش واژه ای جدید نیست . رجوعتان میدهم به حرفی که بالاتر زدید ! وقتی در مورد چیزی اطلاع ندارید لازم نیست در باره اش اظهار نظر کنید

.

سامان

كاری را كه خودتان در پارسیك انجام میدهید را با كاری كه فرهنگستان زبان و ادب پارسی انجام میدهد اصلا مقایسه نكنید.

فرهنگستانی که وابسته به حکومت و تحت دستورات حکومت کار میکند دو زار نمی ارزد . بیخودی از این مثالها نزنید .

سامان

ضمن اینكه آنها عرب ستیز هم نیستند ولی به نظر من عرب پرست هم نیستند!

اتفاقن آنها عرب پرست هستند ! خود شما هم خواسته یا ناخواسته عرب پرست هستید چرا که هر مخالفتی ولی مخالفت با سخن گفتن به عربی برای مردم ایران را برابر با عرب ستیزی میدانید .

سامان

بگذریم كه من تصور نمیكنم فعالیت تیم پارسیك در حال حاضر توجهی به رایج شدن واژه های جایگزین داشته باشد.

مشاهده و تصور شما دو زار ارزش ندارد گرامی ! میزان اطلاعات و دانش شما از ادعایی که بالاتر آوردید معلوم است .

سامان

وقتی میگویید مخاطب شما من نبوده ام، من به ناچار باید قبول كنم. ولی در جایی كه تنها من و مهربد بحث میكنیم، قبول آن دشوار است!

من اگر با شما بحث میکردم شما را خطاب میکردم . در اینجا هم فقط شما و مهربد بحث نمیکنید و دچار توهم شده اید !!!! این جُستار تا به اینجا 12 صفحه است که بسیاری از کاربران در آن گفتگو کرده اند .

سامان

آشنایی بیشتر با فرهنگ و تاریخ ایرانی لزومی به دگرگونی زبان رایج ندارد.

اتفاقن دقیقن لازمه این مهم است . اگر سلطه زبان عربی بر ایران باقی میماند همین زبان رایج امروزه وجود نداشت ! قطعن بودند کسانی که مانند شما در آن دوران فکر میکردند و در جهت ایران ستیزی و عرب پرستی به مخالفت با این دگرگونی بلند شده اند ولی همینکه ما امروزه به جای عربی فارسی صحبت میکنیم مشخص میکند که تا چه مقدر موفق بوده اند :))

سامان

توریستها هم برای آمدن به ایران اصلا متوجه این نخواهند شد كه زبان این كشور پارسیكی شده یا همان فارسی-عربی سابق است! توریستها برای رفتن به كشوری نیازمند امنیت و تسهیلات میباشند. شما رسم الخط را فرنگی كنید ولی آبجو خوردن آزاد نباشد، تعداد توریستهایی كه به ایران خواهند آمد تفاوتی نخواهد كرد. ضمن اینكه توریستی كه به ایران می آید به بروشورها و كتابهایی كه به زبان خودش در كشور خودش وجود دارد مراجعه خواهد كرد. موثرتر از از رسم الخط، گسترش شناساندن ایران به خارجی ها از طریق ارائه ی مطالب متعدد به زبان خودشان است.

خوب پیداست که دوزاری شما خیلی کج است :))

سامان

اینكه سالهای بیشتری از تاریخ ایران در قبل از اسلام سپری شده یا بعد از آن، چندان مهم نیست. مهم این است كه غالب مستندات تاریخی كشورمان مربوط به بعد از اسلام است و تاریخ قبل از اسلاممان در هاله ای از افسانه پیچیده شده. واقعیت این است كه مردم ایرانی هویتی ایرانی-اسلامی دارند.
شما اگر بخواهید همین تاریخ و فرهنگ قبل از اسلام را به این ملت بشناسانید هم از طریق نوشتارهای عجیب و غریب پارسیك موفق نخواهید شد!

حدسم درست بود ;)

سامان

تركها بخاطر اینكه نمیتوانند رسم الخط عربی-فارسی را بخوانند، نمیتوانند با فرهنگ گذشته ی خود ارتباط چندانی برقرار كنند.

این سخن مهمل و چرند است . دبیره کوچکترین ربطی به ارتباط با گذشته ندارد . و همان طور که میبینیم ترکها بسیار کمتر از ما دچار دگرگونی فرهنگی شده اند . و البته شما کمتر ترکی را پیدا میکنید که از گذشته کشورش خبر نداشته باشد .

سامان

چنانچه رسم الخط فارسی هم عوض شود، از آنجا كه قسمت عمده ی فرهنگ تاریخی ما نوشتاری و ادبی است، این گسیختگی فرهنگی بسیار بیشتر در ایران نمود خواهد یافت و این با آنچه كه شما در پی دستیابی به آن هستید در تناقض است.

تمام این نوشتار را میشود با دبیره لاتین بازنویسی کرد بدون اینکه کوچکترین تغییری در محتوا و معنیشان ایجاد شود . آن چیزی هم که ارزش تاریخی دارد دست من و شما نمیدهند که برویم بگیریم دستمان مطالعه کنیم و بخواهیم باهاش ارتباط برقرار کنیم !!!!! تازه همین الانش که دبیره (و نه رسم الخط) عربیست چه میزان جامعه با فرهنگ پیشین خودش رابطه برقرار کرده ؟!
اوج این رابطه که شما مدعیش هستید گرفتن فال از کتاب حافظ است !

سامان

عدد نویسی هم بخاطر توجه به همین جنبه های دانشی در ایران از چپ به راست تعیین شد. ولی من تصور نمیكنم از چپ به راست نوشتن خیلی دلیل مناسبی برای تغییر رسم الخط باشد. ما توانسته ایم اینگونه تطابق ها را برای رسم الخط كشورمان بوجود بیاوریم. ایران تنها كشوری نیست كه از راست به چپ مینویسد و غربیها هم پذیرفته اند تا تكنولوژیشان را طوری تنظیم بكنند تا با این نوع زبانهای نوشتاری سازگاری داشته باشند.
ایرانی ها اكثرا با الفبای لاتین آشنا هستند و در كاربردشان از این حروف مشكلی ندارند كه حالا بخواهیم این مشكل نداشته را جوری حل كنیم كه دهها و صدها مشكل دیگر حاصل آن شود!

دقیقن همین آشنایی اکثریت ایرانیان با لاتین بهترین دلیل است برای تغییر دبیره .
و البته وقتی شما میگویید غربی ها پذیرفته اند که تکنولوژیهایشان رو طوری تنظیم کنند ! یعتی پذیرفته اید که ما توانایی تولید تکنولوژی خودمان را نداریم . البته اگر شما دانش کافی از برنامه ریزی کامپیوتر داشتید میدانستید که زبانهای راست به چپ بزرگترین مشکل در این زمینه هستند و به نوعی حل بشو هم نیستند چون پایه و اساس کار چپ به راست است . یا باید همه چیز برای این زبانها از نو ساخته شود یا جوامعی مثل ایران این دبیره مزخرف را دور بریزد و دست از تعصب و عرب پرستی بر دارد و با آنچه در جهان در جریان است سازگار شود .

در باقی کشورهایی که شیوه نگارشیشان راست به چپ است یه تمامی علوم به زبان انگلیسی تدریس میشوند یا یک دبیره دیگر در کنار دبیره مرسوم برای مسایل علمی و دانشیک دارند . مانند ژاپن که بیش از یک دبیره برای نگارش دارند و البته همزمان بخش بسیار بزرگی از علوم را به زبان انگلیسی در آنجا تدریس میکنند .
دانش انگلیسی ایرانیان هم که اغلب فراتر از دانش انگلیسی حسن خان روحانی ی دکترا گرفته از بریتانیا نمیرود !!!

سامان

مگر ما قاطی كرده ایم؟ قاطی شده است دیگر! حالا باید بیاییم یكسری لغات دیگر را قاطی آن كنیم كه بشود قاطی پاتی؟!

بله قاطی کرده ایم و این پالایش نه اکنون بلکه از صد و اندی سال پیش آغاز شده و افرادی مانند شما هم خوشبختانه نمیتوانند جلویش را بگیرند ، هر چند که با سر کار آمد جمهوری اسلامی روندش بسیار کند شد ولی با همه اینها باز هم بسیار خوش بینانه است که ما امروزه از واژه های مسخره ای مانند عدلیه و نظمیه و دارالفنون و ابن فلان و احشام و احتشام و مستشار و حق الشرب و قشون و ملبوس و بلدهٔ طیبه و بلدیه و کوفت و درد و زهر مار استفاده نمیکنیم .

سامان

زبان شناسان زیادی این ادعای شما را قبول ندارند.
یعنی میفرمایید با رواج پارسیك ما به انگلیسی بی نیاز خواهیم شد؟؟!

من جایی نگفتم نیاز ما به انگلیسی برطرف خواهد شد . ولی قطعن کمتر خواهد شد .
و به عکس زبانشناسان زیادی این حرف من را قبول دارند - منتها زبانشاناسان در استخدام جمهوری اسلامی نیستند .
در همین کشور آلمان بسیاری از واژه ها را اضافه کردند و یا منسوخ کردند یا در دبیره تغییر ایجاد کردند تا هم کار را برای ارتباط با خارجیان راحت تر کنند و هم توانایی استفاده از زبان آلمانی را در دانشگاه ها و یا نرم افزارهایشان بیشتر کنند . به طور مثال به جای ß از SS استفاده میکنند .
ولی با همه اینها هنوز هم در بسیاری از جاها مانند دانشگاه های مهندسی مجبور به استفاده از انگلیسی هستند ولی وابستگیشان به هیچ عنوان به اندازه ایران نیست . تازه بماند که انگلیسی دانی ایرانیان کجا و انگلیسی دانی اینها کجا !

سامان

ولی عربی علاوه بر زبان بودن، مشخصه ی نژادی هم هست. پس بله میتوان تنفر از عربی را در زمره ی نژاد پرستی قرار داد.

زبان عربی کوچکترین ربطی به نژاد عربی ندارد . با این استدلال شما بد آمد از هر زبانی را میتوان نژادپرستی برداشت کرد و نتیجه = تمام مردم دنیا نژادپرستند حتا شما ! و شما در اینجا بر ضد پارسیان و ایرانی ستیز هستید :))

سامان

سفسطه. صحبت سر جایگزینی واژه های عربی بود نه تغییر رسم الخط!

در همان نخستین پیکم صحبت بر سر دبیره هم بود !

sonixax

٦- یك پله بالاترش تغییر الفبا به لاتین باعث سادگی و خوانایی بیشتر زبان میشود و كفار یاد میگیرند و وا مصیبتا !

برای همینه که میگم اول مطالعه کنید و بعد سخن بگویید !

سامان

مطمئن باشید در این زمینه بارها به منابع و مراجع مراجعه كرده ام و به همین خاطر به سادگی میتوانم سفسطه ی سخن دیگران را دریابم.

پس باید دست کم بدانید اتهام سفسطه چیست !!! ولی نمیدانید .

Mehrbod #۱۱۶
sonixax

در ضمن اسپاش واژه ای جدید نیست . رجوعتان میدهم به حرفی که بالاتر زدید ! وقتی در مورد چیزی اطلاع ندارید لازم نیست در باره اش اظهار نظر کنید .

درسته, اسپاش یک واژه‌یِ بسیار پیشینه‌دار است:

A CONCISE PAHLAVI DICTIONARY, p. 76

یکبار دیگر, در نرم‌افزار pn2 کنونی (که برچسب میزند), بنمایه‌یِ هر واژه آمده, اسپاش را هم بنگرید, زده «مکنزی (خود برگرفته از اوستا)» که از برجسته‌ترین بنمایه‌هایِ زبان پارسیک است.

پارسیگر

سامان #۱۱۷

خوب جناب میلاد خان،
این نوشته ی آخرتان كه كلا سفسطه ی حمله به شخص بود و ارزش جواب دادن ندارد.
به سلامت

sonixax #۱۱۸
سامان

خوب جناب میلاد خان،
این نوشته ی آخرتان كه كلا سفسطه ی حمله به شخص بود و ارزش جواب دادن ندارد.
به سلامت

خوش باشید

سامان #۱۱۹
Mehrbod

درسته, اسپاش یک واژه‌یِ بسیار پیشینه‌دار است:

A CONCISE PAHLAVI DICTIONARY, p. 76

یکبار دیگر, در نرم‌افزار pn2 کنونی (که برچسب میزند), بنمایه‌یِ هر واژه آمده, اسپاش را هم بنگرید, زده «مکنزی (خود برگرفته از اوستا)» که از برجسته‌ترین بنمایه‌هایِ زبان پارسیک است.

پارسیگر

جالبه!
در آدرسی كه من دادم نه در دهخدا نه در معین نه در عمید و نه در ویكی واژه، اسپاش وجود ندارد.
در لینك دهخدای شما اسپاش آمده است!

لینك شما فیلتر است و لینك من نه!

واژه ها هم دستخوش بازی سیاسی شده اند؟
و چه كسی بازی میكند؟
یا لغتنامه ی شما این را از خود اضافه كرده یا لغتنامه ی ما از عمد این را برداشته!!!!!!!

سامان #۱۲۰

جالبتر اینكه وقتی در گوگل اسپاش را جستجو میكنم به جز همان لینك شما، لینك معتبر دیگری این واژه را نشان نمیدهد.

Mehrbod #۱۲۱
سامان

جالبه!
در آدرسی كه من دادم نه در دهخدا نه در معین نه در عمید و نه در ویكی واژه، اسپاش وجود ندارد.
در لینك دهخدای شما اسپاش آمده است!

لینك شما فیلتر است و لینك من نه!

واژه ها هم دستخوش بازی سیاسی شده اند؟
و چه كسی بازی میكند؟
یا لغتنامه ی شما این را از خود اضافه كرده یا لغتنامه ی ما از عمد این را برداشته!!!!!!!

به شما بنمایه‌ دادیم دیگر, مکنزی برگ ٧٦:

http://www.rabbinics.org/pahlavi/MacKenzie-PahlDict.pdf

sonixax #۱۲۲
سامان

جالبتر اینكه وقتی در گوگل اسپاش را جستجو میكنم به جز همان لینك شما، لینك معتبر دیگری این واژه را نشان نمیدهد.

این به خاطر تهاجم زبانهای بیگانه به پارسیست
وگرنه مگر میشود برای تعریف فضا در ایران باستان واژه ای نباشد ؟ مثلن میخواستند بگویند یك فضای خالی در فلان جا هست چه میگفتند ؟
توجه داشته باشید كه من مخالف اضافه شدن واژه های جدید به زبان نیستم ، مخالف جایگزین شدنشان با واژه های از قبل موجود هستم .

سامان #۱۲۳
Mehrbod

به شما بنمایه‌ دادیم دیگر, مکنزی برگ ٧٦:

http://www.rabbinics.org/pahlavi/MacKenzie-PahlDict.pdf

چه اشكالی دارد منبع فارسی هم آن را تایید كند؟
چرا دهخدای شما كه فیلتر است اسپاش را دارد، دهخدای ما + معین و عمید ما این لغت را ندارند؟
چرا جستجو در گوگل منبع معتبری به فارسی برای این لغت نمی یابد؟

مزدك بامداد #۱۲۴
سامان

فرهنگستان تشكیل شده از گروهی ادیب و دانشمند شناخته شده كه در زمینه ی جایگزینی لغات، دانش و تجربه دارند. با تعدادی اعضا و مدیران یك سایت كه نه هویت مشخصی دارند نه كسی از سطح سواد و تجربه ی آنها خبر دارد، تفاوت ماهوی دارند. ضمن اینكه آنها عرب ستیز هم نیستند ولی به نظر من عرب پرست هم نیستند!

فرهنگستان پیش از جمهوری اسلامی ، نه تنها واژگان لاتین، بساکه واژگان تازی را هم پارسی میکرد، م
انند یونورسیته به دانشگاه و میزان الحراره به دما سنج، ولی فرهنگستان کنونی تنها به واژه های فرنگی
پرداخته است. اگر به گفته ی شما فرهنگستانی ها باسواد و ادب شناس هستند، پس چرا دو جور گوناگون
کار میکرده اند؟ یا کار پیشتری ها نادرست بود و یا کار کنونی ها ( یا هرو شاید؟؟) پس در جمهوری اسلامی
که شعارش " تعهد بالاتر از تخصص" است. میتوان بسادگی دید که اگر هم اینها باسواد باشند و سهمیه ای
نباشند، بازهم نه از روی سوادشان، بساکه از روی وابستگی شان به رژیم برگزیده شده اند و کارشان هم نه
از روی سواد کارشناسی و بیسویانه شان، بساکه از روی پادویی شان برای رژیم است. همان حداد عادل هم
که خویشاوند رهبر است که سرپرست آنجا شده و گرنه سواد ادبی چندانی ندارد. از سوی دیگر دستور زبان
پارسی، کار سختی نیست که کسی جز فرهنگستانی ها نتواند یاد بگیرد و بنمایه های زبان پارسی هم اکنون
با سپاس از رسانه ها و بویژه اندرتار، در دسترس همگان هستند، از فرهنگ های پهلوی کهن و اوستایی و ...
گرفته تا دهخدا و عمید و اینها که اینها هم باز از همان ها مایه گرفته اند. پس آنگاه که بنمایه در دست است
و دستور زبان هم دانسته است و همه ی آگاهی ها هم در دست است، جایگزینی واژه ها و واژه سازی
نمیتواند مانند فقه و آیات قرانی، تنها در دست از مابهتران باشد، بویژه که انیها ، همنان که گفتم، کار
کارشناسی نمیکنند، کار فرمایشی میکنند. پس اینجا ما ناچاریم که کاری را که فرهنگستان باید میکرد
و به انگیزه ی ایدئولوجیک نمیکند، خودمان به پیش ببریم. از آنجا که بنمایه های ما روشن و در درسترس
است و کارمان از دید دستور زبان پارسی نیز قانونی است، و زبان پارسی هم تیول و وقف هیچ کس ،
بویژه اسلامیست ها نیست، چنین سرزنش و بهانه ای که شما در سخن خود دارید، بر ما روا نیست.

پارسیگر

google #۱۲۵

نظرتون چیه بعضی از اشعار معروف سعدی و حافظ رو به پارسی برگردونیم؟
یا مثلا چند حکایت رو کامل بازنویسی کنیم به پارسی؟
من دست به کار شدم. ولی خیلی سخت بود
بخصوص حافظ که هر کلمه ای که بکار برده محاله بشه مترادفش رو قرار داد.. انگار اون کلمه فقط برای همون بیته
ولی سعدی رو تونستم کمی پارسی کنم

مزدك بامداد #۱۲۶
google

نظرتون چیه بعضی از اشعار معروف سعدی و حافظ رو به پارسی برگردونیم؟
یا مثلا چند حکایت رو کامل بازنویسی کنیم به پارسی؟
من دست به کار شدم. ولی خیلی سخت بود
بخصوص حافظ که هر کلمه ای که بکار برده محاله بشه مترادفش رو قرار داد.. انگار اون کلمه فقط برای همون بیته
ولی سعدی رو تونستم کمی پارسی کنم

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=579134032121799&set=a.112819492086591.6696.111111592257381&type=1&theater

چند روز پیش شنیدم که گلستان سعدی به پارسی سره
برگردانده شد، با همه ی چامه ها بگونه ی چامه و ...

سامان #۱۲۷
مزدك بامداد

فرهنگستان پیش از جمهوری اسلامی ، نه تنها واژگان لاتین، بساکه واژگان تازی را هم پارسی میکرد، م
انند یونورسیته به دانشگاه و میزان الحراره به دما سنج، ولی فرهنگستان کنونی تنها به واژه های فرنگی
پرداخته است. اگر به گفته ی شما فرهنگستانی ها باسواد و ادب شناس هستند، پس چرا دو جور گوناگون
کار میکرده اند؟ یا کار پیشتری ها نادرست بود و یا کار کنونی ها ( یا هرو شاید؟؟) پس در جمهوری اسلامی
که شعارش " تعهد بالاتر از تخصص" است. میتوان بسادگی دید که اگر هم اینها باسواد باشند و سهمیه ای
نباشند، بازهم نه از روی سوادشان، بساکه از روی وابستگی شان به رژیم برگزیده شده اند و کارشان هم نه
از روی سواد کارشناسی و بیسویانه شان، بساکه از روی پادویی شان برای رژیم است. همان حداد عادل هم
که خویشاوند رهبر است که سرپرست آنجا شده و گرنه سواد ادبی چندانی ندارد. از سوی دیگر دستور زبان
پارسی، کار سختی نیست که کسی جز فرهنگستانی ها نتواند یاد بگیرد و بنمایه های زبان پارسی هم اکنون
با سپاس از رسانه ها و بویژه اندرتار، در دسترس همگان هستند، از فرهنگ های پهلوی کهن و اوستایی و ...
گرفته تا دهخدا و عمید و اینها که اینها هم باز از همان ها مایه گرفته اند. پس آنگاه که بنمایه در دست است
و دستور زبان هم دانسته است و همه ی آگاهی ها هم در دست است، جایگزینی واژه ها و واژه سازی
نمیتواند مانند فقه و آیات قرانی، تنها در دست از مابهتران باشد، بویژه که انیها ، همنان که گفتم، کار
کارشناسی نمیکنند، کار فرمایشی میکنند. پس اینجا ما ناچاریم که کاری را که فرهنگستان باید میکرد
و به انگیزه ی ایدئولوجیک نمیکند، خودمان به پیش ببریم. از آنجا که بنمایه های ما روشن و در درسترس
است و کارمان از دید دستور زبان پارسی نیز قانونی است، و زبان پارسی هم تیول و وقف هیچ کس ،
بویژه اسلامیست ها نیست، چنین سرزنش و بهانه ای که شما در سخن خود دارید، بر ما روا نیست.

پارسیگر

نوشته ی من در پاسخ به میلاد خان بود که یارانه و پیامک را به عنوان شاهد برای تایید سخن خود آورده بودند و خواستم تذکر داده باشم هر دوی این کلمات را فرهنگستان زبان و ادب فارسی وضع نموده است و بین فرهنگستان و فعالیتهای پارسیکی افراد در این سایت تفاوت وجود دارد. فرهنگستان هویت حقوقی و افراد عضو مشخصی دارد که همگان میتوانند سابقه ی آنها را بیابند و اگر شکایتی از آنها داشته باشند قابل پیگیری است، حال آنکه چنین چیزی درباره ی این سایت صادق نیست.
قصد طرفداری از حداد عادل در بین نبود. در همان جا هم گفتم که فرهنگستان با وجود داشتن این همه امکانات و اختیارات دولتی در ماموریت خود چندان موفق نبوده است.
اما این باعث نمیشود اعضای فرهنگستان را عرب پرست بدانیم، چرا که در این صورت واژه های جایگزین لغات فرنگی را از لغات دارای ریشه ی عربی هم انتخاب میکرد حال آنکه این لغات را تماما از لغات فارسی انتخاب میکند.
بحثی در این نیست که شما هم حق دارید یا دوست دارید در این زمینه فعالیت کنید.
این نکته هم غیر قابل انکار است که فرهنگستان پس از انقلاب فعالیت خود را تنها معطوف جایگزینی لغات فرنگی کرده است، ولی این هم به نظر من قابل درک است.
آمیختگی فارسی امروزین و عربی چنان است که اگر بخواهیم لغات عربی یا با ریشه ی عربی را از فارسی پالایش کنیم، مانند این میماند که بخواهیم زبان جدیدی در ایران رایج کنیم. این نه امر ساده ایست و نه دلخواست بسیاری. از جمله تعداد زیادی از اساتید ادبیات ایران.
من با چندتایی از اعضای پیوسته و وابسته ی فرهنگستان از طریق آثارشان آشنایم و یکی از آنها هم قبلا در دوره ی کارشناسی استادم بوده است. اینهایی که من میشناسم نه علاقه ای به اعراب دارند، نه ریشو هستند نه مجیزگوی حکومت. خیلی هم احساسات ملی گرایانه دارند. نظر فنی شان این است که لزومی به پالایش لغات عربی از فارسی نیست به دلایل خودشان. منتها حکومت چون دینی است و متون دینی هم به عربی است در واقع با اینها در این خصوص همسو است و احیانا اجازه نمیدهد پان فارسیست! ها هم عضو فرهنگستان شوند.
نظر شخصی خودم این است که فرهنگستان میباید در خصوص لغات عربی هم نرم نرم کار کند و فعلا تلاش نماید تا برخی از لغات عربی که معادل های نسبتا مشهور فارسی دارند را به تدریج از رده خارج نماید تا بتوان پیش تر رفت.

Aria Farbud #۱۲۹
سامان

صندلی داغ - مزدك بامداد - برگ 14
این پست را ببینید و به ادبیات نوشتاری و آواتار نویسنده هم توجه بفرمایید تا متوجه فاجعه شوید.

😃 مگه اون پیک رو برای شما نوشتم که "متوجه فاجعـــــــــــــــــه" شدید؟
😄

خب از نشان آواتار من چه می دانید که "متوجه فاجعه" شدید؟

sonixax #۱۳۱
Aria Farbud

خب از نشان آواتار من چه می دانید که "متوجه فاجعه" شدید؟

بالا بردن سمبل های نازیسم (یا حتا سمبل مربوط به شوش باستان که بسیار شبیه به آن است) فعلن و مادامی که سرور در کشور آلمان است ممنوع است .
با سپاس

Aria Farbud #۱۳۳
sonixax

بالا بردن سمبل های نازیسم (یا حتا سمبل مربوط به شوش باستان که بسیار شبیه به آن است) فعلن و مادامی که سرور در کشور آلمان است ممنوع است .
با سپاس

👍

سامان #۱۳۴
Aria Farbud

بیراهه رفتید

نسخه قابل چاپ

پردیس اهورا

ممنون که نشان دادید نژاد پرستی مورد نظرتان نبوده.
آن نشان را همگان به عنوان نشان نازیسم میشناسند. فارغ از اینکه سایت 7poa چقدر معتبر است و ادعاهایش چقدر واقعی.
منظور من هم اصلا حمله به شخص شما نبود و برای من هم مهم نیست آواتار شما مخالف قوانین اینجا هست یا خیر. منظورم چیز دیگری بود که خوشبختانه نشان دادید شما شامل این منظور نمیشوید.

Aria Farbud #۱۳۵
سامان

ممنون که نشان دادید نژاد پرستی مورد نظرتان نبوده.
آن نشان را همگان به عنوان نشان نازیسم میشناسند. فارغ از اینکه سایت 7poa چقدر معتبر است و ادعاهایش چقدر واقعی.
منظور من هم اصلا حمله به شخص شما نبود و برای من هم مهم نیست آواتار شما مخالف قوانین اینجا هست یا خیر. منظورم چیز دیگری بود که خوشبختانه نشان دادید شما شامل این منظور نمیشوید.

درباره ی پارسی گویی اینکه با هر کس با نگاه به تراز دانشی اش سخن می گویند

[h=1]گویش[/h]از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

گویش به شکل‌هایی از یک زبان گفته می‌شود که تفاوت‌هایی آوایی یا دستوری دارند اما استفاده‌کنندگان دو گویش متفاوت هم‌چنان بتوانند نسبتاً آسان درک مطلب کنند.
اگر وجه ممیزهٔ بین دو زبان‌گونه‌ی یک زبان عمدتاً در سطح واژگان و تا حدودی در سطح ساختار (نحو) باشد، این دو گونه؛ دو گویش متفاوت از یک زبانند.
گویش بر چهار دسته است:

  1. گویشی که به مکان جغرافیایی وابسته‌است مانند گویش بوشهری، مازندرانی و... برای زبان فارسی و به آن گویش جغرافیایی گویند
  2. گویشی که مربوط به طبقهٔ اجتماعی خاصی است مانند گویش بازاریان و واعظان و... که به آن گویش اجتماعی گفته می‌شود
  3. گویشی که مربوط به ادوار گذشته‌است مانند گویش زمان قاجار در زبان فارسی که به آن گویش تاریخی می‌گویند.
  4. گویشی که به آن گویش معیار گویند
sonixax #۱۳۶
سامان

ممنون که نشان دادید نژاد پرستی مورد نظرتان نبوده.
آن نشان را همگان به عنوان نشان نازیسم میشناسند. فارغ از اینکه سایت 7poa چقدر معتبر است و ادعاهایش چقدر واقعی.
منظور من هم اصلا حمله به شخص شما نبود و برای من هم مهم نیست آواتار شما مخالف قوانین اینجا هست یا خیر. منظورم چیز دیگری بود که خوشبختانه نشان دادید شما شامل این منظور نمیشوید.

داستان این صلیب (چلیپا) شکسته خیلی خیلی قدیمی تر از هیتلر و حتا وجود تمدن آلمانیست ، ولی به دلیل حساسیتی که دولت آلمان روی این نماد داره فعلن و مادامی که سرور در آلمان است بالا بردنش ممنوع است ولو با هدف ترویج نازیسم نباشد و اشاره به تمدن های باستانی هند و ایران داشته باشد :

صلیب شکسته - WiKi
ایران ویژ
چلیپای ایرانی - WiKi

مزدك بامداد #۱۳۷
سامان

صندلی داغ - مزدك بامداد - برگ 14
این پست را ببینید و به ادبیات نوشتاری و آواتار نویسنده هم توجه بفرمایید تا متوجه فاجعه شوید.

این کار شما یک جور کژفرنود ( سفسته) است: کژفرنود [همراهی با بدکاران].( bad company fallacy)
آماج شما این بوده با این کار نادرست تان نشان دهید که پارسی گویی با فاشیسم و نژاد پرستی در پیوند است،
آنهم چون آواتار یکی از کاربران که پارسی نوشته ، همانند نازی هاست!! شاید خودش این کاربر هم نژاد پرست
باشد یا نباشد ولی واگیر دادن آن به پارسی گویی، یک ترفند ارزان است. آدم نباید از هر ابزار و هر روشی برای
پیشبرد آماج خود سود بجوید، چرا که اگر ابزارش نادرست باشد، گلوله اش به خودش میخورد!

پارسیگر

سامان #۱۳۸
مزدك بامداد

این کار شما یک جور کژفرنود ( سفسته) است: کژفرنود [همراهی با بدکاران].( bad company fallacy)
آماج شما این بوده با این کار نادرست تان نشان دهید که پارسی گویی با فاشیسم و نژاد پرستی در پیوند است،
آنهم چون آواتار یکی از کاربران که پارسی نوشته ، همانند نازی هاست!! شاید خودش این کاربر هم نژاد پرست
باشد یا نباشد ولی واگیر دادن آن به پارسی گویی، یک ترفند ارزان است. آدم نباید از هر ابزار و هر روشی برای
پیشبرد آماج خود سود بجوید، چرا که اگر ابزارش نادرست باشد، گلوله اش به خودش میخورد!

پارسیگر

میشد اینطور نتیجه بگیرید که هشداری است برای اینکه بگویم این خطر هم هست که نژاد پرستان هم ممکن است خود را در زیر چتر اینگونه حرکات پنهان کنند.

مزدك بامداد #۱۳۹
سامان

میشد اینطور نتیجه بگیرید که هشداری است برای اینکه بگویم این خطر هم هست که نژاد پرستان هم ممکن است خود را در زیر چتر اینگونه حرکات پنهان کنند.

نه، نژاد پرستان یا هر پلیدان دیگر میتوانند خود را در زیر هر چیز خوب دیگر هم پنهان کنند.
هتّا همین اسلامیست ها مانند احمدی نژاد هم دم از ایران و اسلام ایرانی زدند.
پس این کار درستی نیست که چشمه را به انگیزه ی اینکه یک پلید از ان مینوشد، پلید نشان دهیم.

سامان #۱۴۰
مزدك بامداد

نه، نژاد پرستان یا هر پلیدان دیگر میتوانند خود را در زیر هر چیز خوب دیگر هم پنهان کنند.
هتّا همین اسلامیست ها مانند احمدی نژاد هم دم از ایران و اسلام ایرانی زدند.
پس این کار درستی نیست که چشمه را به انگیزه ی اینکه یک پلید از ان مینوشد، پلید نشان دهیم.

عرض کردم که قصد پلید نشان دادن چشمه نبود وگرنه شهامت این را داشتم که از ابتدا این قصد را آشکارکنم.
و مگر شما احمدی نژاد را رسوا نمیکنید که خود را زیر پوشش ایران و اسلام ایرانی پنهان میکرد؟ اینجا چرا نمیبایست از این روش استفاده کرد؟

مزدك بامداد #۱۴۱
سامان

عرض کردم که قصد پلید نشان دادن چشمه نبود وگرنه شهامت این را داشتم که از ابتدا این قصد را آشکارکنم.
و مگر شما احمدی نژاد را رسوا نمیکنید که خود را زیر پوشش ایران و اسلام ایرانی پنهان میکرد؟ اینجا چرا نمیبایست از این روش استفاده کرد؟

اینهم باز کژفرنود جابجایی سخن است.
من به روشنی تنها احمدی نژاد را رسوا
کردم و نه اینکه ایرانی گری را بکوبم که
چون احمدی هم از ان آویزان است !
ولی شما به وارونه، در جستار" پارسی گویی"
با اوردن نمونه کاربر گویا نژادپرست،
در پی کوبیدن پارسی گویی بودید.
(که درپیک های پیشین هم کوبیده بودید)
من گرچه دیروزی هستم ولی کودن نیستم !

پارسیگر

سامان #۱۴۲
مزدك بامداد

اینهم باز کژفرنود جابجایی سخن است.
من به روشنی تنها احمدی نژاد را رسوا
کردم و نه اینکه ایرانی گری را بکوبم که
چون احمدی هم از ان آویزان است !
ولی شما به وارونه، در جستار" پارسی گویی"
با اوردن نمونه کاربر گویا نژادپرست،
در پی کوبیدن پارسی گویی بودید.
(که درپیک های پیشین هم کوبیده بودید)
من گرچه دیروزی هستم ولی کودن نیستم !

پارسیگر

افراد دانشمند و باهوش هم اشتباه میکنند. شما هم اشتباه میفرمایید در این زمینه.
موافق نبودن من با فعالیت پارسیکی شما در این سایت به معنی کوبیدن و از میدان به در کردن آن نیست.
دلایل موافق نبودنم هم دلبستگی به عربی یا تنفر از فارسی یا دینداری و ... نیست که بخاطر آن بخواهم از هر روشی برای کوبیدن فعالیت شما استفاده کنم.
هرکه با روش شما موافق نبود که لزوما دشمن شما نیست. حتما هم نباید سکوت پیشه کند.
در نوشته ی قبلی هم عرض کردم که برداشت شما با هدف سخن من یکسو نبوده.
شما میفرمایید من قصد داشته ام بگویم پارسیک باعث ایجاد نژاد پرستی میشود در حالیکه من برایتان توضیح دادم قصدم این بوده خطر پنهان شدن نژاد پرستی زیر چتر پارسیک را خاطر نشان کنم.
بین این دو به وضوح فرق هست. اما شما اصرار دارید بگویید نیت مرا بهتر از خودم متوجه میشوید. شما میتوانستید از این قرینه که من خطاب به آن کاربر از اینکه منظور ایشان نژاد پرستی نبوده، ابراز خوشحالی نموده ام، پی به نیت راستین من ببرید، ولی متاسفانه به این قرینه هم توجه ننموده اید و همچنان بر حرف خود پافشاری میکنید.

شما میتوانید هم ایرانی بودن را بکوبید و هم احمدی نژاد را. یا تنها احمدی نژاد را بکوبید. کوبیدن نژاد پرستی هم لزوما نباید با کوبیدن پارسیک (من بین پارسیک شما و پارسی گویی تفاوت قائلم، بنابراین سفسطه ی مصادره به مطلوب نفرمایید لطفا)، همراه باشد. به سادگی توضیح دادم که قصدم هشدار دادن بوده، کوبیدن با هشدار دادن متفاوت است.

این شما نیستید که برای پیشبرد حرفتان به هر روشی متوسل میشوید؟

مزدك بامداد #۱۴۳
سامان

افراد دانشمند و باهوش هم اشتباه میکنند. شما هم اشتباه میفرمایید در این زمینه.
موافق نبودن من با فعالیت پارسیکی شما در این سایت به معنی کوبیدن و از میدان به در کردن آن نیست.
دلایل موافق نبودنم هم دلبستگی به عربی یا تنفر از فارسی یا دینداری و ... نیست که بخاطر آن بخواهم از هر روشی برای کوبیدن فعالیت شما استفاده کنم.
هرکه با روش شما موافق نبود که لزوما دشمن شما نیست. حتما هم نباید سکوت پیشه کند.
در نوشته ی قبلی هم عرض کردم که برداشت شما با هدف سخن من یکسو نبوده.
شما میفرمایید من قصد داشته ام بگویم پارسیک باعث ایجاد نژاد پرستی میشود در حالیکه من برایتان توضیح دادم قصدم این بوده خطر پنهان شدن نژاد پرستی زیر چتر پارسیک را خاطر نشان کنم.
بین این دو به وضوح فرق هست. اما شما اصرار دارید بگویید نیت مرا بهتر از خودم متوجه میشوید. شما میتوانستید از این قرینه که من خطاب به آن کاربر از اینکه منظور ایشان نژاد پرستی نبوده، ابراز خوشحالی نموده ام، پی به نیت راستین من ببرید، ولی متاسفانه به این قرینه هم توجه ننموده اید و همچنان بر حرف خود پافشاری میکنید.

شما میتوانید هم ایرانی بودن را بکوبید و هم احمدی نژاد را. یا تنها احمدی نژاد را بکوبید. کوبیدن نژاد پرستی هم لزوما نباید با کوبیدن پارسیک (من بین پارسیک شما و پارسی گویی تفاوت قائلم، بنابراین سفسطه ی مصادره به مطلوب نفرمایید لطفا)، همراه باشد. به سادگی توضیح دادم که قصدم هشدار دادن بوده، کوبیدن با هشدار دادن متفاوت است.

این شما نیستید که برای پیشبرد حرفتان به هر روشی متوسل میشوید؟

این پایین پیک شما هست و در این پیک،
شما کوشیدید نوشتار پارسی را از راه آواتار
آن کاربر ، به نازیسم پیوند بزنید و به "فاجعه" برسید.
این جستار هم که در باره ی پارسی گویی است
و نه رسوا ساختن نژادپرستان!

سامان

صندلی داغ - مزدك بامداد - برگ 14
این پست را ببینید و به ادبیات نوشتاری و آواتار نویسنده هم توجه بفرمایید تا متوجه فاجعه شوید.

سامان #۱۴۴
مزدك بامداد

این پایین پیک شما هست و در این پیک،
شما کوشیدید نوشتار پارسی را از راه آواتار
آن کاربر ، به نازیسم پیوند بزنید و به "فاجعه" برسید.
این جستار هم که در باره ی پارسی گویی است
و نه رسوا ساختن نژادپرستان!

من ایرادی در نوشته ام نمیبینم که بخواهد برداشت شما را صحیح جلوه دهد. یک نژاد پرست برای اینکه بتواند خود را زیر پوشش پارسیک نویسی شما پنهان کند طبیعی است که بخواهد ادبیات نوشتاری اش را مشابه شما سازد. ولی آواتارش او را لو میدهد.

مزدك بامداد #۱۴۵
سامان

من ایرادی در نوشته ام نمیبینم که بخواهد برداشت شما را صحیح جلوه دهد. یک نژاد پرست برای اینکه بتواند خود را زیر پوشش پارسیک نویسی شما پنهان کند طبیعی است که بخواهد ادبیات نوشتاری اش را مشابه شما سازد. ولی آواتارش او را لو میدهد.

چرا،
1- میدانیم که این تالار گفتگو میان سازگاران و ناسازگاران با پارسی گویی است.
2- شما از دسته ی ناسازگاران هستید.
3- پیش از این پیک، فرنود هایی بر پاد پارسی گویی آورید
=>پس این پیک هم خود در همین راستا، یک "فرنود" دیگر
شما بر پاد پارسی گویی ( و نه نژاد پرستی) به شمار میرود.

به بهانه ی اینکه یکی که گویا بگواهی آواتارش
( که بد شناختید) نژادپرست است ( که گفت نیست) ،
پارسی گویی کرده و پس این راه پارسی گویی به
"فاجعه" (ترفند بزرگ نمایی دراماتیک ) می انجامد.
بزبان دیگر، شما مارا شانتاژ میکنید که از پارسی گویی
دست برداید، چرا که شاید نژاد پرستان در اینجا پنهان شوند !
درست مانند اینکه من بگویم که از فارسی عرب زده
دست بردارید تا اسلامیست ها در ان پنهان نشوند !
پس سخن شما در این بستر، چیزی جز آنچه که
گفتیم بدست نمیدهد. پس همه ی ایرنگ ها (اشتباهات)
را شما انجام داده اید و ما پیام شما را بدرستی دریافت نمودیم !

پارسیگر

سامان #۱۴۶
مزدك بامداد

چرا،
1- میدانیم که این تالار گفتگو میان سازگاران و ناسازگاران با پارسی گویی است.
2- شما از دسته ی ناسازگاران هستید.
3- پیش از این پیک، فرنود هایی بر پاد پارسی گویی آورید
=>پس این پیک هم خود در همین راستا، یک "فرنود" دیگر
شما بر پاد پارسی گویی ( و نه نژاد پرستی) به شمار میرود.

به بهانه ی اینکه یکی که گویا بگواهی آواتارش
( که بد شناختید) نژادپرست است ( که گفت نیست) ،
پارسی گویی کرده و پس این راه پارسی گویی به
"فاجعه" (ترفند بزرگ نمایی دراماتیک ) می انجامد.
بزبان دیگر، شما مارا شانتاژ میکنید که از پارسی گویی
دست برداید، چرا که شاید نژاد پرستان در اینجا پنهان شوند !
درست مانند اینکه من بگویم که از فارسی عرب زده
دست بردارید تا اسلامیست ها در ان پنهان نشوند !
پس سخن شما در این بستر، چیزی جز آنچه که
گفتیم بدست نمیدهد. پس همه ی ایرنگ ها (اشتباهات)
را شما انجام داده اید و ما پیام شما را بدرستی دریافت نمودیم !

پارسیگر

نخست اینکه پارسی گویی همان پارسیک گویی شما نیست. سعدی هم پارسی گو است ولی پارسیک گو نیست. بنابراین عدم موافقت یا به قول شما ناسازگاری من با نوع پارسی گویی شما به معنی ناسازگاری من با پارسی گویی نیست. سعی شما بر تکرار این اتهام، تنها تکرار اتهام است و چیزی را به من نمی چسباند.
بنابراین، ۱ و ۲ و ۳ شما نتیجه گیری نادرست بر مبنای فرض نادرست میباشند.

ایشان از آواتاری استفاده می کردند که در همه جای جهان به عنوان سمبل نازیسم شناخته میشود. از من هم انتظار نداشته باشید با دیدن این سمبل قضاوت شاق داشته باشم. تنها پس از توضیحات ایشان بود که مشخص شد ایشان این نشان را در معنای غیر رایج خود به کار برده اند. کما اینکه مدیریت هم بر اساس قوانین ناچار شد به ایشان تذکر بدهد تا آواتار خود را عوض کند.
اگر ایشان توضیحی در خصوص آواتار خود نمیداد، آواتارشان همچنان به عنوان مظهر نژاد پرستی به حساب می آمد. جمله ی معترضه ی من هم قبل توضیح ایشان نوشته شد. نمیدانم چه چیز این مسئله برای شما حساسیت برانگیز است؟

من هم در جایی نگفتم از پارسیکتان دست بردارید. مگر شما وقتی احمدی نژاد را افشا میکنید به این معنی است که از مردم میخواهید دست از ایرانی بودنشان بردارند؟

چه اصراری دارید نیت من را بهتر از من میدانید؟

مزدك بامداد #۱۴۷
سامان

نخست اینکه پارسی گویی همان پارسیک گویی شما نیست. سعدی هم پارسی گو است ولی پارسیک گو نیست. بنابراین عدم موافقت یا به قول شما ناسازگاری من با نوع پارسی گویی شما به معنی ناسازگاری من با پارسی گویی نیست. سعی شما بر تکرار این اتهام، تنها تکرار اتهام است و چیزی را به من نمی چسباند.
بنابراین، ۱ و ۲ و ۳ شما نتیجه گیری نادرست بر مبنای فرض نادرست میباشند.

ایشان از آواتاری استفاده می کردند که در همه جای جهان به عنوان سمبل نازیسم شناخته میشود. از من هم انتظار نداشته باشید با دیدن این سمبل قضاوت شاق داشته باشم. تنها پس از توضیحات ایشان بود که مشخص شد ایشان این نشان را در معنای غیر رایج خود به کار برده اند. کما اینکه مدیریت هم بر اساس قوانین ناچار شد به ایشان تذکر بدهد تا آواتار خود را عوض کند.
اگر ایشان توضیحی در خصوص آواتار خود نمیداد، آواتارشان همچنان به عنوان مظهر نژاد پرستی به حساب می آمد. جمله ی معترضه ی من هم قبل توضیح ایشان نوشته شد. نمیدانم چه چیز این مسئله برای شما حساسیت برانگیز است؟

من هم در جایی نگفتم از پارسیکتان دست بردارید. مگر شما وقتی احمدی نژاد را افشا میکنید به این معنی است که از مردم میخواهید دست از ایرانی بودنشان بردارند؟

چه اصراری دارید نیت من را بهتر از من میدانید؟

ما و دیگر هموندان میدانیم که انیجا سخن بر سر همان "پارسیک گویی" است،
با کژفرنود پیچاندن این نام که چیزی دگرگون نمیشود! همان که گفتید به "ادبیات
نوشتاری" ایشان نگاه کنیم نیز در همین راستا بوده ، نه در راستای سعدی !

ما که به شما خورده نگفتیم که چرا گول این نشانه را خورده یا زود داوری کردید! نه !
ما این را به شما خورده گرفتیم که از ابزار شانتاژ و کژفرنود "همراهی با بدان" سود بردید!
چون در گمان خود یکی از این بدان را پیدا کرده بودید که بدرد فرنودآوری شما میخورد و چنان
هم گویا کودن بود که آواتارش او را لو میداد!!

زمان هم که احمدی را رسوا میکنیم، برای این است که بگوییم که ببینید که ایران و ایرانی گری
چه اندازه میان مردم پسندیده شده که انگل اسلامیستی مانند احمدی هم بدان روی آورده
برای دلجویی یا فریب یا ... این را هر خواننده ای بروشنی هوش میکند!
اکنون هم ، به مانند احمدی، شاید نژاد پرستان هم بیایند و از این پسندیده بودن، کژبهره ببرند
ولی این پیوندی با بدی خود پارسی(ک!) گویی ندارد و نمیشد آنرا در پی فرنود های دیگرتان بیاورید.
لغزش شما اینجا بود!


پارسیگر

Aria Farbud #۱۴۸

به سامان

پیش داوری نادانسته هم اندازه دارد، همه که همچون شما نمی اندیشند،نخست شما بودید انگ نژادپرستی زدید از روی ناآگاهی تان، تنها با دیدن یک نشان

!
اگر من آنگولایی نوشته بودم آنگولایی زبان نژادپرستان می شد (از دید شما)؟
هیتلر گیاه خوار بود گیاه خواران نژاد پرستند؟

مزدك بامداد #۱۴۹
Aria Farbud

پیش داوری نادانسته هم اندازه دارد، همه که همچون شما نمی اندیشند،نخست شما بودید انگ نژادپرستی زدید از روی ناآگاهی تان، تنها با دیدن یک نشان !

هرآینه شما هم در این میان بی گناه نیستید و باید میدانستید
که نشانه ی چلیپای شکسته در نزد بیشینگان همانان نشانه ی
نازی های آلمان میباشد. پس سرکار سامان در اینجا درخور سرزنش
نیست و شما هم نباید از این یک رهگذر* گلایه‌مند باشید.

*رهگذر = case/ مورد
پارسیگر

Aria Farbud #۱۵۰
مزدك بامداد

هرآینه شما هم در این میان بی گناه نیستید و باید میدانستید
که نشانه ی چلیپای شکسته در نزد بیشینگان همانان نشانه ی
نازی های آلمان میباشد. پس سرکار سامان در اینجا درخور سرزنش
نیست و شما هم نباید از این یک رهگذر* گلایه‌مند باشید.

جستار درباره ی پارسی گویی است و این برای من پذیرفته نیست جای پرداختن به جستار نادانسته به باورهای یک تن بپردازند