ایران بانوی عزیز خطرناک چرا؟:)))نترس اکثر لزها فقط به پارتنر خودشون نظر دارن به بقیه کاری ندارن شما با آرامش زندگیتو بکن:))
سکسشناسی - Sexology
بحث جدید:)
نظرتون در مورد رابطه بین سن و جذابیت جنسی چیه؟
چرا برای بعضی افراد کسانی جذاب هستند که از خودشون بزرگ ترند و برای بعضی جذابیت در کسانی خلاصه میشه که ازشون کوچکتر هستند؟
البته گروه سوم هم داره که خیلی به سن اهمیتی نمیده:))
کلا نظرتون در مورد ربطه سن و جذابیت جنسی رو بیان کنید:)
undead_knightبحث جدید:)
نظرتون در مورد رابطه بین سن و جذابیت جنسی چیه؟
چرا برای بعضی افراد کسانی جذاب هستند که از خودشون بزرگ ترند و برای بعضی جذابیت در کسانی خلاصه میشه که ازشون کوچکتر هستند؟
البته گروه سوم هم داره که خیلی به سن اهمیتی نمیده:))
کلا نظرتون در مورد ربطه سن و جذابیت جنسی رو بیان کنید:)
یعنی من از حسین تنها ترم:))
چرا همش من باید این بحث ها رو پیش ببرم،هل من ناصر ینصرنی؟:))
undead_knightبحث جدید:)
نظرتون در مورد رابطه بین سن و جذابیت جنسی چیه؟
چرا برای بعضی افراد کسانی جذاب هستند که از خودشون بزرگ ترند و برای بعضی جذابیت در کسانی خلاصه میشه که ازشون کوچکتر هستند؟
البته گروه سوم هم داره که خیلی به سن اهمیتی نمیده:))
کلا نظرتون در مورد ربطه سن و جذابیت جنسی رو بیان کنید:)
یک چیزی هست در انگلیسی بهش میگن couger hunting ، یعنی وقتی بیرون میرید خانومهای سنّ بین ۳۵ تا ۴۵ پیدا کنید برای سکس ، من یک زمانی خیلی از این سنّ و سالها خوشم میاومد ، توی یک ساختمون زندگی میکردم ، همه این زنهای ایرانی که ۲-۳ سال هست اومدن کانادا و بعدش شوهر و خانواده فراموششون شده و فقط با خواجه حافظ شیرازی سانفرانسیسکو نرفتند زیاد بود ، یک بانویی بود ۳۷ ساله ، از اینها که چسی میاومد آدم حالش بهم میخورد ، ولی خوب هیکلی داشت لامصب خلاصه ما مخ این رو زدیم و ۲-۳ بار مشرّف شدیم سانفرانسیسکو😄 ، من نمیدونستم این دیوانه هست بعد یک مدت اومد گفت اره من عاشق تو شدم اینها ، حالا من ۱۹ ساله و ایشون ۳۷ ساله ، گفتم به گا رفتم دیگه ، آخرش مجبور شدم restraining order بگیرم که دیگه نیاد طرفم
David Humeیک چیزی هست در انگلیسی بهش میگن couger hunting ، یعنی وقتی بیرون میرید خانومهای سنّ بین ۳۵ تا ۴۵ پیدا کنید برای سکس ، من یک زمانی خیلی از این سنّ و سالها خوشم میاومد ، توی یک ساختمون زندگی میکردم ، همه این زنهای ایرانی که ۲-۳ سال هست اومدن کانادا و بعدش شوهر و خانواده فراموششون شده و فقط با خواجه حافظ شیرازی سانفرانسیسکو نرفتند زیاد بود ، یک بانویی بود ۳۷ ساله ، از اینها که چسی میاومد آدم حالش بهم میخورد ، ولی خوب هیکلی داشت لامصب خلاصه ما مخ این رو زدیم و ۲-۳ بار مشرّف شدیم سانفرانسیسکو😄 ، من نمیدونستم این دیوانه هست بعد یک مدت اومد گفت اره من عاشق تو شدم اینها ، حالا من ۱۹ ساله و ایشون ۳۷ ساله ، گفتم به گا رفتم دیگه ، آخرش مجبور شدم restraining order بگیرم که دیگه نیاد طرفم
:))
من یک تئوری دارم فعلا نمیگم:)
ببین با گذشت زمان میلت به همون شکل باقی موند یا مثلا تغییر جهت نداد که کسایی که از خودت کوچیکترند برات جذابیت پیدا کنند؟
کمی بیشتر توصیح بده:)
undead_knightببین با گذشت زمان میلت به همون شکل باقی موند یا مثلا تغییر جهت نداد که کسایی که از خودت کوچیکترند برات جذابیت پیدا کنند؟
کمی بیشتر توصیح بده:)
میل که خوب آدم بدش نمیاد که ، یک خانوم خوشگل ۳۶-۳۷ ساله چه کسی بدش میاد؟ الان هم اگر مجرد بودم باز اگه پیش میاومد رد نمیکردم ، ولی کلا این یک نوع fetish هم هست ، هنوز اون سنّها یک جذابیت جنسی خاصی داره . یک چیز دیگه هم که من خیلی خوشم میاد این هست که زمان سکس طرف high heels پوشیده باشه باشه و در نیاره و سکس روی میز هم بد نیست😱
( کم کم اینجا نشه سایت آویزون داستان سکسی تعریف کنیم😜)
Aliceبرای من کسانی که از من بزرگترند گیراترند ! :)))
(از یک سال بگیر تا ده سال)
هرآینه اگر بیش از 30 هم بودند ایرادی ندارد ؛ تا 40 سال هم (به سختی) میپسندم ! :)
(تازه من از یک مرد 40 و اندی ساله پیشنهاد ازدواج داشتم ، خیلی اوکی و خواستنی بود
ولی چون سالمان پدرم رو داشت دیگه جوابش کردم) (اگرم نداشت باز جوابش میکردم چون از بیخ با
ازدواج شرعی و رسمی مخالفم)
بر روی هم در بازهی 25 تا 28 سالگی و این مرزها را بسیار دوست دارم ... ! :)))(پرسش شما هم به گمان بالا از آقایان بود،نه؟)
از تهش میگم:نه اتفاقا خوب شد به جز این همه آقا یک خانم هم جواب داد:)
ولی خب به جز توضیح ترجیحات پرسش بخش دیگه ای هم داره که در اخر پست میگم:
David Humeمیل که خوب آدم بدش نمیاد که ، یک خانوم خوشگل ۳۶-۳۷ ساله چه کسی بدش میاد؟ الان هم اگر مجرد بودم باز اگه پیش میاومد رد نمیکردم ، ولی کلا این یک نوع fetish هم هست ، هنوز اون سنّها یک جذابیت جنسی خاصی داره . یک چیز دیگه هم که من خیلی خوشم میاد این هست که زمان سکس طرف high heels پوشیده باشه باشه و در نیاره و سکس روی میز هم بد نیست😱
( کم کم اینجا نشه سایت آویزون داستان سکسی تعریف کنیم😜)
اره والا دستاویز خوبی میشه برای جرم فساد فی الارص:)))
فتیش که پرونده مفصلی داره فعلا مونده بهش برسیم:)
هنوز کسی علت اینکه مثلا اینها براش جذاب هستند رو نگفته،چیزی به نظرتون میرسه؟(لازم نیست حتما خیلی دقیق و موشکفانه باشه فقط در موردش فکر کنید)
undead_knightهنوز کسی علت اینکه مثلا اینها براش جذاب هستند رو نگفته،چیزی به نظرتون میرسه؟(لازم نیست حتما خیلی دقیق و موشکفانه باشه فقط در موردش فکر کنید)
از آنجاییکه نبود فرگشت در این گفتگو سُهیده میشود،
فرگشتیکوار اگر دو آدم داشته باشیم و هر دو کمابیش در یک تراز و همانند باشند ولی یکمی 10 سال پیرتر، یکمی
خواستنیتر است زیرا سالخوردگی و تندرستی کمابیش همتراز اش با جوانتره یک نمایانگر و گارانتیای بر داشتن ژنهای خوبه.
جوانتره هنوز باید 10 سالی را سپرانده و از آزمونهای تندرستی گوناگون رد شود، هنگامیکه یکمی پیشتر رد شده.
برای هر دو گُن (جنس) بودن این یکسانه، ولی شدتی
بیشتر در گرایش بانوان به سروران دیده میشود تا وارونه
چراکه سالخوردگی زنان شانس بچهدار شدنشان را نیز همزمان میکاهد، ولی در مردها دگرسانیای نمیدهد.
Mehrbodاز آنجاییکه نبود فرگشت در این گفتگو سُهیده میشود،
فرگشتیکوار اگر دو آدم داشته باشیم و هر دو کمابیش در یک تراز و همانند باشند ولی یکمی 10 سال پیرتر، یکمی
خواستنیتر است زیرا سالخوردگی و تندرستی کمابیش همتراز اش با جوانتره یک نمایانگر و گارانتیای بر داشتن ژنهای خوبه.جوانتره هنوز باید 10 سالی را سپرانده و از آزمونهای تندرستی گوناگون رد شود، هنگامیکه یکمی پیشتر رد شده.
برای هر دو گُن (جنس) بودن این یکسانه، ولی بیشتر در گرایش بانوان به سروران دیده میشود چراکه
سالخوردگی زنان شانس بچهدار شدنشان را نیز همزمان میکاهد، ولی در مردها دگرسانیای نمیدهد.
خب برعکسش رو چطور توجیه میکنی؟!:)
اینکه مثلا به کوچکترها بیشتر میل جنسی داشته باشند نه کسانی که بزرگترند؟:)
fresh meat
:)))
undead_knightخب برعکسش رو چطور توجیه میکنی؟!:)
اینکه مثلا به کوچکترها بیشتر میل جنسی داشته باشند نه کسانی که بزرگترند؟:)
fresh meat :)))
پدوفیلیای نرم (12 تا 16) که در فرگشت بوده و فرگشتیکوار نمیتوان آنرا براستی پدوفیلیا دانست (دختر و پسر از این
سن میتوانند بچهدار شوند)، پدوفیلیای سخت (0 تا 12) را هم کاستی ژنتیکی میدانند و از همینرو فروگیر (نافراگیر) است.
دخترها گفتیم کمابیش همیشه بزرگتر (تا یک مرزی) را میبرگزینند، مردها آن اندازه دگرسانی
ندارد (اسپرم مفت)، ولی به جوانتر بیشتر میگِرایند زیرا شانس آسان بچهدار شدنش بالا تره.
چیزی برای توجیه نمیماند!
Mehrbodپدوفیلیای نرم (12 تا 16) که در فرگشت بوده و فرگشتیکوار نمیتوان آنرا براستی پدوفیلیا دانست (دختر و پسر از این
سن میتوانند بچهدار شوند)، پدوفیلیای سخت (0 تا 12) را هم کاستی ژنتیکی میدانند و از همینرو فروگیر (نافراگیر) است.دخترها گفتیم کمابیش همیشه بزرگتر (تا یک مرزی) را میبرگزینند، مردها آن اندازه دگرسانی
ندارد (اسپرم مفت)، ولی به جوانتر بیشتر میگِرایند زیرا شانس آسان بچهدار شدنش بالا تره.چیزی برای توجیه نمیماند!
چندان پدوفیلی منظورم نبود:)
خب ببین کمی تضاد داره،تضادش اونجایی هست که باید دید آیا در همه سنسن این اتفاق میافته؟یعنی اگر شخصی در بیست سالگی تمایل به سنین بالاتر داشت در 40 سالگی هم همون میل رو داره؟:)
در هر حال نظرت به طور کلی اینه که:زن ها بیشتر کشش به بزرگتر دارند و مردها بیشتر کشش به کوچک تر(به خاطر اینکه فرگشت وار شانس بقای نسل و بچه دار شدن بالاتره) درسته؟:)
undead_knightچندان پدوفیلی منظورم نبود:)
خب ببین کمی تضاد داره،تضادش اونجایی هست که باید دید آیا در همه سنسن این اتفاق میافته؟یعنی اگر شخصی در بیست سالگی تمایل به سنین بالاتر داشت در 40 سالگی هم همون میل رو داره؟:)
آری گرایشها ثابت نیستند با سالخوردگی میتوانند رویکردهای دیگری از دید فرگشت بهتر بوده و جایگزین شوند.
با این همه یک چیز را فراموش نکن آندد جان که میانگین عمر نیاکان دور ما از 25 بسختی فراتر میرفته.
undead_knightدر هر حال نظرت به طور کلی اینه که:زن ها بیشتر کشش به بزرگتر دارند و مردها بیشتر کشش به کوچک تر(به خاطر اینکه فرگشت وار شانس بقای نسل و بچه دار شدن بالاتره) درسته؟:)
جدا از نگر من ... پیشتر این را دانشیکوار پژوهیدهاند! (:
ولی از هر کس هم بپرسی کمابیش همین پاسخ را میدهد.
پس آری و اینکه کشش مردها یک اندازه نیست با کشش زنها، مردها یک سوگیری کمتری به
جوانتر دارند (همان اسپرم یامفت)، ولی زنها سوگیری توانمندتری به مردهای سالخورده دارند.
سالخوردگی تا زمانیکه با تندرستی باشد از دید زنان از این دو نگاه خواستنیه:
1- مردهای سالخوردهتر شانس بالاتری در خودسالاری (خانه، ماشین، ..) دارند —> توانایی پشتیبانی از بچه
2- تندرستی بالا در سالخوردگی —> ژنهای خوب برای بچه
مهربد جان، اگر فرگشت این جوری بتونه ما رو دقیقا کنترل کنه که عملا ما میشیم ربات😳!
Anarchyمهربد جان، اگر فرگشت این جوری بتونه ما رو دقیقا کنترل کنه که عملا ما میشیم ربات😳!
فرگشت که ما را کنترل نمیکند، گرایشها را نهادینه میکند: به کُنشها گرایندینوار راستا میدهد.
قانونهای مادی ما را کنترل میکنند، که همان روبات بیشتر نیستیم به گُمان بالا 😁
آیا زامبی فلسفی میتواند وجود داشته باشد؟ - صفحه 2
سازگارگرایی - Compatibilism
undead_knightنظرتون در مورد رابطه بین سن و جذابیت جنسی چیه؟
چرا برای بعضی افراد کسانی جذاب هستند که از خودشون بزرگ ترند و برای بعضی جذابیت در کسانی خلاصه میشه که ازشون کوچکتر هستند؟
البته گروه سوم هم داره که خیلی به سن اهمیتی نمیده:))
کلا نظرتون در مورد ربطه سن و جذابیت جنسی رو بیان کنید:)
فكر میكنم زیاد هم به سن ربطی نداره بیشتر به این ربط داره كه میزان رضایت از یك رابطه ی جنسی چقدر است
شاید مثلا شما با فردی رابطه داشته باشید كه كاملا شما رو راضی كنه و از سنش هم خبر نداشته باشی و در آخر متوجه بشی از خودت كوچكتر است یا بزرگ تر
بیشتر شاید به ظاهر و نحوه ی عملكرد اون فرد و حسی كه به شما میده ربط داره
و چون به طور معمول برای پسر های جوون یا دختر های جوون اون رضایت براشون بیشتر با فردی حاصل میشه كه تجربه ی بیشتری داره و خودشون بزرگ تر هستند (حالا نه لزوما مسن تر از خودشون تو یه رنج سنی) این جور استنباط میشه كه این فرد علاقه داره به شریك جنسی با سن بالاتر ولی شاید فردی با سن كمتر هم بتواند اون توانایی رو داشته باشه چه در عملكرد چه در ظاهر
Anarchyمهربد جان، اگر فرگشت این جوری بتونه ما رو دقیقا کنترل کنه که عملا ما میشیم ربات😳!
Mehrbodفرگشت که ما را کنترل نمیکند، گرایشها را نهادینه میکند: به کُنشها گرایندینوار راستا میدهد.
قانونهای مادی ما را کنترل میکنند، که همان روبات بیشتر نیستیم به گُمان بالا 😁
آیا زامبی فلسفی میتواند وجود داشته باشد؟ - صفحه 2
سازگارگرایی - Compatibilism
امروز برای بار چندمه که از وازه شبیه ساز برای مغز استفاده میکنم:)
ژن ها یک هدف دارند و اون هم بقاست(البته این هدف ناآگاهانست)خب با وجود فرگشت ژن های که برای بقا مناسب تر هستند پایدار تر میشند و در این راه بعض موجودات به دنبال راهی برای تعامل با محیط بودند،زن ها ابزارهای قوی به نام پروتین! دارند ولی پروتین ها با وجود قدرت بسیار کند هستند و برای جهان سریع مناسب نیستند(منظور جهان موجودات بزرگه)بنابراین ژن هایی توسط فرگشت انتخاب شدند که راهی برای پاسخ سریع تر به جهان پیدا کردند:سیستم عصبی.
یکی از مهمترین چیزهایی که میتونه در بقا جاندار تاثیر گذار باشه قابلیت پیشبینی آیندست،به همین خاطر سیستم های عصبی به سمت مغز فرگشت پیدا کردند که یک سیستم شبیه ساز بیرون هست(یعنی سیستمی که میدونه جهان خارجی وجود داره و به این جهان پاسخ های مناسب میده) و در انسان ها این سیستم به قدری پیشرفته شده که به وجود خودش به عنوان یک سیستم شبیه ساز هم آگاه هست.
در نتیجه این سیستم شبیه ساز،میتونه کارهایی رو انجام بده که زن ها بهش نگفتند،مثلا ژن ها بهش میگن زنده بمون،غذا بخور، بخواب و... ولی در خیلی از موارد دست سیستم شبیه ساز برای چگونگی انجام اینها بازه و باز هم سیستم شبیه ساز میتونه کارهایی بکنه که زن های خودش حتی دستور متفاوتی بهش داده باشند(البته باید در نظر گرفت این دستورات در حدی نیستند که در خود سیستم شبیه ساز اختلال ایجاد کنند)
yasyفكر میكنم زیاد هم به سن ربطی نداره بیشتر به این ربط داره كه میزان رضایت از یك رابطه ی جنسی چقدر است
شاید مثلا شما با فردی رابطه داشته باشید كه كاملا شما رو راضی كنه و از سنش هم خبر نداشته باشی و در آخر متوجه بشی از خودت كوچكتر است یا بزرگ تر
بیشتر شاید به ظاهر و نحوه ی عملكرد اون فرد و حسی كه به شما میده ربط داره
و چون به طور معمول برای پسر های جوون یا دختر های جوون اون رضایت براشون بیشتر با فردی حاصل میشه كه تجربه ی بیشتری داره و خودشون بزرگ تر هستند (حالا نه لزوما مسن تر از خودشون تو یه رنج سنی) این جور استنباط میشه كه این فرد علاقه داره به شریك جنسی با سن بالاتر ولی شاید فردی با سن كمتر هم بتواند اون توانایی رو داشته باشه چه در عملكرد چه در ظاهر
میبینم که همه بانوان با سپاسگزاری کردن این پست مشت محکمی بر دهان استکباری فرگشت و نگرهپردازیهای ما زدهاند (:
undead_knightامروز برای بار چندمه که از وازه شبیه ساز برای مغز استفاده میکنم:)
ژن ها یک هدف دارند و اون هم بقاست(البته این هدف ناآگاهانست)خب با وجود فرگشت ژن های که برای بقا مناسب تر هستند پایدار تر میشند و در این راه بعض موجودات به دنبال راهی برای تعامل با محیط بودند،زن ها ابزارهای قوی به نام پروتین! دارند ولی پروتین ها با وجود قدرت بسیار کند هستند و برای جهان سریع مناسب نیستند(منظور جهان موجودات بزرگه)بنابراین ژن هایی توسط فرگشت انتخاب شدند که راهی برای پاسخ سریع تر به جهان پیدا کردند:سیستم عصبی.
یکی از مهمترین چیزهایی که میتونه در بقا جاندار تاثیر گذار باشه قابلیت پیشبینی آیندست،به همین خاطر سیستم های عصبی به سمت مغز فرگشت پیدا کردند که یک سیستم شبیه ساز بیرون هست(یعنی سیستمی که میدونه جهان خارجی وجود داره و به این جهان پاسخ های مناسب میده) و در انسان ها این سیستم به قدری پیشرفته شده که به وجود خودش به عنوان یک سیستم شبیه ساز هم آگاه هست.
در نتیجه این سیستم شبیه ساز،میتونه کارهایی رو انجام بده که زن ها بهش نگفتند،مثلا ژن ها بهش میگن زنده بمون،غذا بخور، بخواب و... ولی در خیلی از موارد دست سیستم شبیه ساز برای چگونگی انجام اینها بازه و باز هم سیستم شبیه ساز میتونه کارهایی بکنه که زن های خودش حتی دستور متفاوتی بهش داده باشند(البته باید در نظر گرفت این دستورات در حدی نیستند که در خود سیستم شبیه ساز اختلال ایجاد کنند)
پاسخ ما بیشتر درباره فیزیک هم بود آندد جان، اینکه قانونمندی ماده (سرنوشتگرایی یا determinism) میگوید که هیچ
فرایندی نمیتواند بیرون از داتههای ماده انجام پذیرد، پس چیزی بنام «خواست آزاد = free will» نداریم: همه کنشهای ما از پیش نوشته شدهاند.
ولی فرگشت مغز چگونه بوده و چه اندازهی این «خودآگاهی مادی ما» آزاد از بند ژنها شده سخن دیگریست، من اینجا همان همانندی سرور مزدک را
میپسندم که خودآگاهی مانند وزیر خردمندی است که در کنار یک پادشاه نادان (ناخودآگاه و ژن) فرمانگری میکند، که در دنباله من هر از گاهی هم نگرش را میپرسند! (:
در جُستار سازگاری که بالا لینک دادم در اینباره نوشتهایم.
پ.ن.
شبیهسازی (simulation) = مانندستن (—> مانندِش)
شبیهسازی (cloning) = تاگستن (—> تاگِش)
undead_knightدر نتیجه این سیستم شبیه ساز،میتونه کارهایی رو انجام بده که زن ها بهش نگفتند،مثلا ژن ها بهش میگن زنده بمون،غذا بخور، بخواب و... ولی در خیلی از موارد دست سیستم شبیه ساز برای چگونگی انجام اینها بازه و باز هم سیستم شبیه ساز میتونه کارهایی بکنه که زن های خودش حتی دستور متفاوتی بهش داده باشند(البته باید در نظر گرفت این دستورات در حدی نیستند که در خود سیستم شبیه ساز اختلال ایجاد کنند)
میشه مثال بزنی؟
ژن ها و پرتئین ها اعمال بسیار بسیار زیادی رو خیلی بیشتر از نیاز های طبیعی یك سلول مغزی در مغز كنترل میكنند و این و میشه از رو بیماری های ژنتیكی تشخیص داد
مثلا تو بسیاری از سندروم هایی كه به خاطر اختلال خذف جابه جایی و یا مضاعف شدن یك ژن ایجاد شدند اختلالات یادگیری وجود دارد و این اختلالات یادگیری در هر كدام از یك الگوی خاص پیروی میكنه
با اینكه این فكر كمی آزار دهنده است ولی من فكر میكنم تقریبا تمام شخصیت و تفكرات و احساسات ما توسط همین ژن ها و همین پرتئین ها كنترل میشوند
اینم اضافه كنم كه درون سلول های مغزی اتفاقات خارق العاده ای نسبت به دیگر سلول ها اتفاق نمی افتد و اگر یك سلول مغزی را بررسی كنید با همان همانند سازی رونویسی و ترجمه ی ژن ها روبه رو میشوید یعنی پرتئین سازی پس به گمانم هر چه هست درون ژن هایی است كه در سلول های مغزی روشن و احتمالا در سلول های دیگر خاموش است
درصد ژن های روشن درون یك سلول مغزی خیلی بیشتر است از دیگر سلول ها.
حالا یک سوال سکسی -اجتماعی-ضد فمنیستی:))
چرا برخی زنان ایرانی ادای ... ها را درمی اورند؟
iranbanooحالا یک سوال سکسی -اجتماعی-ضد فمنیستی:))
چرا برخی زنان ایرانی ادای ... ها را درمی اورند؟
دقیقا ادای چی را در می آورند؟:)
iranbanooحالا یک سوال سکسی -اجتماعی-ضد فمنیستی:))
چرا برخی زنان ایرانی ادای ... ها را درمی اورند؟
ادای چی؟ روسپیها (جندهها)؟
ای بابا
هی میخوام از واژه ی (تنگ) استفاده نکنم
iranbanooای بابا
هی میخوام از واژه ی (تنگ) استفاده نکنم
ایرانبانو جان 20 سوالی راه انداختی؟ (:
این اندازه به مهر خودسانسوری نکنید، اینجا همه بالای 18 سال یا همان adult هستند! 😆
iranbanooای بابا
هی میخوام از واژه ی (تنگ) استفاده نکنم
اولین واژه ای كه تو ذهن من اومد هم همین بود ولی حتی یك درصد هم احتمال نمیدادم منظورت این باشه:))
خوب واقعیت اینه که واژه ی در خوری بود و نتونستم جایگزین دیگه ای براش پیدا کنم :))
به هر حال من نمیفهمم وقتی یکسری ادم پیدا میشه که به این جماعت ارزش میده و اون ها رو با حقوقشون اشتی میده
واقعا منظور و هدفشون رو از این تنگ بازی ها متوجه نمیشم....
به هر حال یک انسان چه قدر میتونه در برابر خواست طبیعی و حقوق مسلم خودش مقاومت نشون بده....
بگمانم هم معنی تنگ بشود "پادجنده"
!!
ببخشید واژه تنگ (یا اینجور که من گرفتم، کونتنگ) یعنی چی این میان؟ اگر slang نو است راهنمایی کنید
(:
فکر نمیکردم انقدر واژه ی غریبی باشه!!!
تا اونجایی که من میدونم این وازه برای افرادی استفاده میشه که ادعا ی بکر بودن به لحاظ جنسی رو دارن.
یعنی در کل خود رو دوشیزه میدونند
خوب این واقعیت وجود داره و چنین افرادی هم کم نیستند
اما دلیل ادعای دروغین و ارج دادن به چنین مفهومی رو من نمیفهمم.آیا شگرد سنتی بازاریابی زنانست؟
Mehrbodببخشید واژه تنگ (یا اینجور که من گرفتم، کونتنگ) یعنی چی این میان؟ اگر slang نو است راهنمایی کنید (:
«پرهیزگار نما»
prude
sanctimonious
[h=3][/h]پرسش براستی ارزشمندیست و باعث میشود به آیندهی این مملکت و جوانان امیدوارم بشوم😘
رابطهای جنسی باید از این حالت بدهبستانی خارج بشود.
Russellبگمانم هم معنی تنگ بشود "پادجنده" !!
iranbanooفکر نمیکردم انقدر واژه ی غریبی باشه!!!
تا اونجایی که من میدونم این وازه برای افرادی استفاده میشه که ادعا ی بکر بودن به لحاظ جنسی رو دارن.
یعنی در کل خود رو دوشیزه میدونند
خوب این واقعیت وجود داره و چنین افرادی هم کم نیستند
اما دلیل ادعای دروغین و ارج دادن به چنین مفهومی رو من نمیفهمم.آیا شگرد سنتی بازاریابی زنانست؟
نه من که بار یکممه در زندگی این واژه را میشنوم، همچون پدیدهای هم بجز در فیلم راستش جایی ندیدهام!
دوستان دختر باکره من فراوان داشتهام، ولی تنها آوند باکرگیاشان ترسهای گوناگون و بویژه ناخودآگاه بوده تا چیز دیگر.
دوستان همگی بیدین بودهاند هر چند! 😆
خوب متاسفانه در ایران این مسائل به شکل یک سرطان بدخیم همچنان دامان دختران را گرفته و خوب و بد بودن دختران همچنان با این مسئله سنجیده میشود.
گرچه روی به ملایم بودن گذاشته اما باز هم وجود دارد
این یک بعد داستان اما بعد دیگر این است که زنان هم به عمد از چنین مسئله ای بهره میگیرند و انقدر در این نقش غرق شده اند که در دنیای مجازی و حتی در برابر کسانی که انها را نمیشناسد و ممکن است دیگر همدیگر ار نبینند چنین ادعایی میکنند
این اصرار زنان به پنهان کردن نیاز جنسی مکافاتی ساخته هم برای خودشان هم برای آقایان
iranbanooخوب متاسفانه در ایران این مسائل به شکل یک سرطان بدخیم همچنان دامان دختران را گرفته و خوب و بد بودن دختران همچنان با این مسئله سنجیده میشود.
ایرادش چیست؟ 🐤
برای منهم این مسئله معیار است، یعنی از دختر لاشی خوشم نمیآید و از نظر اخلاقی به او شدیدا مشکوک خواهم بود. حق تعیین اینکه چه کسی «لاشی» محسوب میشود را هم برای خود محفوظ میدانم.
Ouroborosایرادش چیست؟
برای منهم این مسئله معیار است، یعنی از دختر لاشی خوشم نمیآید و از نظر اخلاقی به او شدیدا مشکوک خواهم بود. حق تعیین اینکه چه کسی «لاشی» محسوب میشود را هم برای خود محفوظ میدانم.
خوب مشکل اینجاست که اینجا یک لاشی میتواند باکره باشد😄
iranbanooخوب مشکل اینجاست که اینجا یک لاشی میتواند باکره باشد
؟
منظورتان را نمیفهمم. باکره بودن یا نبودن از نظر من معیار نیست.
ولی بله، یک باکره هم میتواند حرکات و رفتار آدمی لاشی و هرزه را داشته باشد.
Ouroborosمنظورتان را نمیفهمم. باکره بودن یا نبودن از نظر من معیار نیست.
ولی بله، یک باکره هم میتواند حرکات و رفتار آدمی لاشی و هرزه را داشته باشد.
اینجا معیار باکره بودن است ولو در بدترین وضعیت ها ظاهر شود.
از این رو دختران سعی میکنند هرچه باشند اما بکارت خود را وا ندهند .
در نسل جدید هم که کمی مدرن تر شده بکارت را هم بدهند اما سعی میکنند ان را پنهان سازند.
مشکل اینجاست که گاهی در این پنهان ساری انقدر اصرار میکنند که عملا شعور طرف مقابل را به سخره میگیرند.....😬
iranbanooاینجا معیار باکره بودن است ولو در بدترین وضعیت ها ظاهر شود.
از این رو دختران سعی میکنند هرچه باشند اما بکارت خود را وا ندهند .
در نسل جدید هم که کمی مدرن تر شده بکارت را هم بدهند اما سعی میکنند ان را پنهان سازند.
مشکل اینجاست که گاهی در این پنهان ساری انقدر اصرار میکنند که عملا شعور طرف مقابل را به سخره میگیرند.....
بله بکارتپرستی متعلق به زمانهی بسیار معصومتریست و اکنون دیگر معیار درستی برای سنجیدن هیچ چیز نیست، بیشینهی مردم هم اینرا دریافتهاند و آن دروغهای شاخدار که گاهی میشنوید بیشتر جهت التیام ِ اعتماد به نفس ِ مورد تهدید مردیست که بطور قطع میداند طرف او با کسان دیگری سکس داشته اما نمیخواهد آنرا مدام به خاطر بیاورد.. اینست که زن دروغ سخیفی سرهم میکند و مرد هم آنرا بیدرنگ میپذیرد. خلاص شدن از شر دگمهای فرهنگی کار دشواریست..
اما جدا از اینها لاشیگری و هرزگی هیچ جای افتخار ندارد و از مدل سنتی درونتهیتر نباشد قطعا کثیفتر است.
Ouroborosاما جدا از اینها لاشیگری و هرزگی هیچ جای افتخار ندارد و از مدل سنتی درونتهیتر نباشد قطعا کثیفتر است.
در اینجا هم هر کس معنایی برای لاشی و هرزه بودن بر روی زنان میگذارد ه عموما مصادیقش اصلا برای مردان کاربرد ندارد
زن اگر راحت صحبت کند-اگر راحت رابطه برقرار کند- اگر رابطه های زیادی داشته باشد- اگر در مورد رابطه حرف بزند و ...فوری برچسب لاشی میخورد.
این مرزها همچنان در ایران مشخص نشده اند
و از زنان بازیگرانی میسازند که حتی شجاعت بروز خواستهای خود را هم نمیتوانند داشته باشند...
iranbanooای بابا
هی میخوام از واژه ی (تنگ) استفاده نکنم
iranbanooخوب متاسفانه در ایران این مسائل به شکل یک سرطان بدخیم همچنان دامان دختران را گرفته و خوب و بد بودن دختران همچنان با این مسئله سنجیده میشود.
گرچه روی به ملایم بودن گذاشته اما باز هم وجود دارد
این یک بعد داستان اما بعد دیگر این است که زنان هم به عمد از چنین مسئله ای بهره میگیرند و انقدر در این نقش غرق شده اند که در دنیای مجازی و حتی در برابر کسانی که انها را نمیشناسد و ممکن است دیگر همدیگر ار نبینند چنین ادعایی میکنند
این اصرار زنان به پنهان کردن نیاز جنسی مکافاتی ساخته هم برای خودشان هم برای آقایان
با پوزش از این همانندی،
ولی همینکه شما اینجا بجای آزادانه سخن گفتن سرپوشیده واژهها را بکار میبرید درست بمانند
رفتاری است که دختری که باکرگیاش را از دست داده سرپوشیده خود را باکره یا "آفتاب مهتاب ندیده" مینمایاند!
از هر کدام بیاغازید به دیگری میرسد.
راهکار خودداری از پوشیدهگویی (implicitness) است و بس.
پ.ن.
در اینجا هم رایانشیکوار (computationally) نشان دادهایم که این خودسانسوریها بیهوده هستند:
رابطه ی تفکر دینی و نژاد پرستی
/* Proof of Concept on
"Why using indirect language is pointerful, but potentially pointless"
*/#include "stdio.h"
int main()
{
char kir[] = "kir";
char *alate_tanasoliye_mardane = &kir;
printf("Do they point to the same thing? %s", (alate_tanasoliye_mardane == kir ? "Yes" : "No"));
return 0;
}
iranbanooدر اینجا هم هر کس معنایی برای لاشی و هرزه بودن بر روی زنان میگذارد ه عموما مصادیقش اصلا برای مردان کاربرد ندارد
زن اگر راحت صحبت کند-اگر راحت رابطه برقرار کند- اگر رابطه های زیادی داشته باشد- اگر در مورد رابطه حرف بزند و ...فوری برچسب لاشی میخورد.
میتوانید داشته باشید کسی جلوی شما را نگرفته،
میتوانید بعد از ثروت، میزان تحصیلات، موقعیت اجتماعی، شرایط اقتصادی، ظواهر مورد پسند و «غیره»، «پایبندی به اصول پرهیزگاری جنسی» را هم برای جفتیابی به لیست طویل زنان در ایران اضافه بکنید، کنتر که نمیاندازد. آنچه نمیتوانید و نمیباید بکنید اینست که حق بدیهی مردان در گزینش دیگر افراد انسانی ِ زندگیشان را تحت عنوان «تبعیضآمیز» بودن ممنوع بکنید.
پ.ن: به نظر منهم زنی که بلند میخندد لاشیست و شایستگی همنشینی ندارد.
iranbanoo....و از زنان بازیگرانی میسازند که حتی شجاعت بروز خواستهای خود را هم نمیتوانند داشته باشند...
پس عدم پایبندی زنان به اخلاقیات و دروغگویی آنها برای رسیدن به اهداف مستقیم عاطفی، اجتماعی و اقتصادی هم تقصیر «جامعه» = مردان است؟!
امیر نظرت در مورد مردی که بلند میخندد چیه؟ اونم لاشی هست یا مشکلی نداره؟
بگمانم اگر اسپاگتی بخواهد پستهای جالبی در پیش است !!

نه راسل نمیخوام بحث کنم. فقط میخواستم ببینم. نظر امیر در مورد همه آدمها مثل هم هست یا دیدگاهش جنسیتی هست. وگرنه با کسی که فکر میکنه لاشی هستم بحثی ندارم.
shirinامیر نظرت در مورد مردی که بلند میخندد چیه؟ اونم لاشی هست یا مشکلی نداره؟
جلفبازی مرد هم به نظرم مذموم است و با پسری که دلقکبازی دربیاورد دوستی نمیکنم.
اما در مقام اخلاقی او شک نمیکنم، فقط برایش در جایگاه آدمی محترم ارزشی قائل نخواهم بود.
Ouroborosایرادش چیست؟ 🐤
برای منهم این مسئله معیار است، یعنی از دختر لاشی خوشم نمیآید و از نظر اخلاقی به او شدیدا مشکوک خواهم بود. حق تعیین اینکه چه کسی «لاشی» محسوب میشود را هم برای خود محفوظ میدانم.
البته با تائید محفوظ بودن این حق چند تا پرسش دارم:)
چرا از نظر اخلاقی چنین دختری مشکوکه؟بر اساس کدوم سیستم اخلاقی؟
لاشی چه کسی هست؟(از لحاظ واژگانی توضیح نده، مفهوم ذهنی مهم تره)
یعنی خودتون تو عمرتون بلند نخندید؟ همیشه مبادی آداب بودید؟ ولی به نظرم کسی که طرفدار فلسفه آنارشیسم هست نباید اینقدر درگیر قید و بندها و ملاحظات رفتاری باشه. بلند خندیدن و گاهی دلقک بازی و جلف بازی درآوردن حق طبیعی هر زن و مرد آزادی هست.
iranbanooخوب متاسفانه در ایران این مسائل به شکل یک سرطان بدخیم همچنان دامان دختران را گرفته و خوب و بد بودن دختران همچنان با این مسئله سنجیده میشود.
گرچه روی به ملایم بودن گذاشته اما باز هم وجود دارد
این یک بعد داستان اما بعد دیگر این است که زنان هم به عمد از چنین مسئله ای بهره میگیرند و انقدر در این نقش غرق شده اند که در دنیای مجازی و حتی در برابر کسانی که انها را نمیشناسد و ممکن است دیگر همدیگر ار نبینند چنین ادعایی میکنند
این اصرار زنان به پنهان کردن نیاز جنسی مکافاتی ساخته هم برای خودشان هم برای آقایان
به نظرم این خود دختران هستن که اجازه میدن با چی سنجیده بشن یا نشن. چرا اینقدر انرژی مصرف میکنن که نقش کسی رو بازی کنن که نیستن؟ وقتی خودشون ، خودشون رو قبول ندارن و تصویر سازی میکنن نباید از دیگران انتظار بیشتری داشته باشن. خودشون با واقعیت وجودی خودشون کنار بیان و بذارن بقیه هم اونو همونطور که هستن بپذیرن. بی شک زندگی شادتری خواهند داشت.
undead_knightالبته با تائید محفوظ بودن این حق چند تا پرسش دارم:)
چرا از نظر اخلاقی چنین دختری مشکوکه؟بر اساس کدوم سیستم اخلاقی؟
لاشی چه کسی هست؟(از لحاظ واژگانی توضیح نده، مفهوم ذهنی مهم تره)
ممنون که حق انتخاب آدمهای اطرافمان را محفوظ میدانید. 🌺
اول اینرا بگویم که منظورم آدمی بود که در یک رابطه متعهد شده،
یعنی دختری که مجرد است را کاری ندارم که اساسا اگر دلبری نکنند پس چه... افکارم در آن لحظه معطوف به کسانی بود که به نوعی در رابطهای عاطفی به دیگری پایبند شدهاند.
با بخاطر داشتن این تبصره، تعاریف این واژگان نزد من:
لاشی: کسی که به تکهمسری معتقد نیست و در یک زمان پارتنرهای متعدد دارد.
جنده : کسی که در برابر وجهی، خواه اقتصادی، عاطفی، اجتماعی یا .... به تبادل سکس میپردازد.
هرزه: کسی که لاشیبازی را نشانهی برتری مقام اجتماعی خود جلوه میدهد.
تنگ: کسی که در حقیقت لاشیست ولی ادای آدمهای پایبند را درمیآورد.
پایبند: آدمی که به رابطهی خود با معشوقش متعهد است.
بلند خندیدن ِ «آنچنانی» نوعی دلربایی از مردان است، اگرنه خندهی از ته دل که به بک جوکی، چیزی باشد بیش از آنکه «جذاب» باشد «دافع» است(و بدیهیست که مشکلی ندارد). پس دختری که با صدای بلند خندههای عشوهآمیز میکند عملا در حال ارتکاب نوعی خیانت به پارنتر خود است، مشابه آن نزد یک مرد میشود نگاههای خریدارانه به زنان دیگر و برانداز آنها(که رفتار بسیار پستیست)، زنان این یکی را در مقام فعلی مذموم باز میشناسند و محکوم میکنند، اما اگر مردی از انجام رفتاری(از بعد ساختاری)مشابه برنجد او را بدوی و متعصب و خشکاندیش جلوه میدهند.. اسم این کارها را هم گذاشتهاند حقوق زنان!
shirinیعنی خودتون تو عمرتون بلند نخندید؟ همیشه مبادی آداب بودید؟ ولی به نظرم کسی که طرفدار فلسفه آنارشیسم هست نباید اینقدر درگیر قید و بندها و ملاحظات رفتاری باشه. بلند خندیدن و گاهی دلقک بازی و جلف بازی درآوردن حق طبیعی هر زن و مرد آزادی هست.
من طرفدار ِ اختیاری شدن بندها هستم نه از میان رفتن آنها. مشابه مخالفتی که با بردهداری داریم، اما اگر یک جانور منحرفی پیدا شد که میخواست به اختیار خودش بردگی و نوکری کس دیگری را بکند ولو متحیر و منزجر، او را تحمل میکنیم. پس اصالت با اختیار است نه بیبند و باری. من حق طبیعی و بدیهی شما میدانم که هر طور خواستید بخندید، بشینید، بخوابید و بپوشید و بخورید و... حق طبیعی خودم هم میدانم که از آن خوشم نیاید و «بدون ِ تشویق به محدود کردن شما» این انزجار را اعلام بکنم. اگر دختری از این مسائل در عذاب است «حق انتخاب» ماندن یا نماندن با من را دارد.
اه، خسته شدم. دو بار نشستم کلی تایپ کردم که در جواب امیر بفرستم هر دوبارش موقع ارسال پاک شد. آخه حوصله نداشتم بشینم پای کامپیوتر با موبایلم. کنترل زد هم نداره که برشون گردونم.
Mehrbodمیبینم که همه بانوان با سپاسگزاری کردن این پست مشت محکمی بر دهان استکباری فرگشت و نگرهپردازیهای ما زدهاند (:
پاسخ ما بیشتر درباره فیزیک هم بود آندد جان، اینکه قانونمندی ماده (سرنوشتگرایی یا determinism) میگوید که هیچ
فرایندی نمیتواند بیرون از داتههای ماده انجام پذیرد، پس چیزی بنام «خواست آزاد = free will» نداریم: همه کنشهای ما از پیش نوشته شدهاند.ولی فرگشت مغز چگونه بوده و چه اندازهی این «خودآگاهی مادی ما» آزاد از بند ژنها شده سخن دیگریست، من اینجا همان همانندی سرور مزدک را
میپسندم که خودآگاهی مانند وزیر خردمندی است که در کنار یک پادشاه نادان (ناخودآگاه و ژن) فرمانگری میکند، که در دنباله من هر از گاهی هم نگرش را میپرسند! (:در جُستار سازگاری که بالا لینک دادم در اینباره نوشتهایم.
پ.ن.
شبیهسازی (simulation) = مانندستن (—> مانندِش)
شبیهسازی (cloning) = تاگستن (—> تاگِش)
اینجاست که یکمی اختلاف در مورد اینکه آیا ما واقعا آزاد هستیم یا نه داریم:) در واقع تعریف از آزادی بیش از اتدازه سخت گیرانست.
در واقع اگر بخوایم خوب نگاه کنیم مادی بودن مهم نیست، حتی اگر یک چیز ماورایی باشه خواست آزاد معنایی نداره،حتی خود هم معنایی نداره.چون آزادی از همه چیز(حتی نیازها)مساوی جبر مطلقه،در واقع ما اگر انگیزه ها رو نگاه کنیم میبینیم همیشه به دلیل نسبی بودن آزادی هست که مفهوم جبر معنا داره مگرنه اگر یک موجود کاملا آزاد باشه چر اصلا باید از آزادیش استفاده بکنه؟و اگر استفاده نکنه چه فرقی با یک موجود ناآزاد داره؟هیچ :)
اینجاست که باید گفت"آزادی مطلق از آن اتم هاست!"
بنابراین مادی بودن ما،محدود بودن یا ضعف ما هیچکدوم مفهوم آزادی رو با چالش نمیکشند که اتفاقا تقویتش هم میکنند،چون ما محدود هستیم پس خواسته داریم و چون خواسته داریم پس آزادی هم داریم.
اینجا از اون جاهایی هست که باز هم من میگم دین و ماوراطبیعه واژگان رو به سود خودشون تحریف کردند!چون آزادی رو در معناهای غیر مادی واقعی میدونند.
بنابراین از نگاه مادی و فرگشتی هرچند خودآگاهی ما سراسر مادی هست و ناشی از فرگشته ولی به این معنا نیست که این خودآگاهی برنامه ریزی شدست،به این معنا که قابل پیشبینیه(در واقع پیشبینی ناپذیر بودن جزئی از آزادیه)آ
من این رو به متفاوت بودن رفتار سیستم و فرد ربط میدم(که مثال مولکول آب و آب رو که میزنی براش میپسندم)به خاطر سیستمیک بودن مغز ما، ما دارای خودآگاهی و آزادی هستیم.
yasyمیشه مثال بزنی؟
ژن ها و پرتئین ها اعمال بسیار بسیار زیادی رو خیلی بیشتر از نیاز های طبیعی یك سلول مغزی در مغز كنترل میكنند و این و میشه از رو بیماری های ژنتیكی تشخیص داد
مثلا تو بسیاری از سندروم هایی كه به خاطر اختلال خذف جابه جایی و یا مضاعف شدن یك ژن ایجاد شدند اختلالات یادگیری وجود دارد و این اختلالات یادگیری در هر كدام از یك الگوی خاص پیروی میكنه
با اینكه این فكر كمی آزار دهنده است ولی من فكر میكنم تقریبا تمام شخصیت و تفكرات و احساسات ما توسط همین ژن ها و همین پرتئین ها كنترل میشونداینم اضافه كنم كه درون سلول های مغزی اتفاقات خارق العاده ای نسبت به دیگر سلول ها اتفاق نمی افتد و اگر یك سلول مغزی را بررسی كنید با همان همانند سازی رونویسی و ترجمه ی ژن ها روبه رو میشوید یعنی پرتئین سازی پس به گمانم هر چه هست درون ژن هایی است كه در سلول های مغزی روشن و احتمالا در سلول های دیگر خاموش است
درصد ژن های روشن درون یك سلول مغزی خیلی بیشتر است از دیگر سلول ها.
فکر میکنم کمی منظورم اشتباه فهمیده شد:)
چه آزاردهنده باشه و چه نباشه، این فکر غیر علمیه! :)
کاری که مغز و ذهن میکنند اینه که واکنش های آنی به جهان بیرون بدند و آینده رو پیشبینی(یا همانند سازی) کنند.این خلاصه تمام کاری هست که ژن ها از مغز میخواند(باز هم بگم این خواست یک نوع خواست ناخوداگاه و نتیجه فرگشت هست)به این خاطر که خود ژن ها از چنین کاری ناتوان هستند.در واقع اگر ژنها مستقیما میتونستند چنین کاری انجام بدند نیازی به ارگانی مثل مغز وجود نداشت(حتی ماهیچه ها و سایر ارگان های پیچیده هم اضافی محسوب میشدند!)
این کاملا بدیهی هست که وجود ما،مغز ما،ذهن ما همگی نتیجه کدنویسی های ژنی هستند ولی حتی در یک کامپیوتر هم برای بسیاری از کارها کدنویسی مجدد انجام نمیدند(یا کدنویسی در سطوح بالاتر انجام میشه)بلکه از بنیاد وساختاری که توسط کدهای دیگه ساخته شده استفاده میشه.