یه راهنمایی نیاز دارم.
اینجا کسی هست که قبلا از آرامبخش استفاده کرده باشه یا الان استفاده کنه؟
توی گوگل مطلب زیادی نوشته شده ولی من میخوام از کسی که تجربه ی چند ماهه داره خواهش کنم نظراتش رو راجع به این داروها بگه.
اینکه کدوم آرامبخش بهتره؟
وآیا اعتیادآور بودن این نوع داروها صحت داره؟
دارودرمانی
mahtab71یه راهنمایی نیاز دارم.
اینجا کسی هست که قبلا از آرامبخش استفاده کرده باشه یا الان استفاده کنه؟
توی گوگل مطلب زیادی نوشته شده ولی من میخوام از کسی که تجربه ی چند ماهه داره خواهش کنم نظراتش رو راجع به این داروها بگه.
اینکه کدوم آرامبخش بهتره؟
وآیا اعتیادآور بودن این نوع داروها صحت داره؟
آری، اعتیادآورند.
با دارو بجایی نمیشود رسید، مگر در case های بسیار نامحتمل.
mahtab71یه راهنمایی نیاز دارم.
اینجا کسی هست که قبلا از آرامبخش استفاده کرده باشه یا الان استفاده کنه؟
توی گوگل مطلب زیادی نوشته شده ولی من میخوام از کسی که تجربه ی چند ماهه داره خواهش کنم نظراتش رو راجع به این داروها بگه.
اینکه کدوم آرامبخش بهتره؟
وآیا اعتیادآور بودن این نوع داروها صحت داره؟
مهتاب جان آرامبخش ها رو بدون مشورت با پزشک به هیچ عنوان نمیشه استفاده کرد.اونهم بطور مداوم !!
حتی ضعیف ترین اونها که من قبلا در مواردی استفاده میکردم (پروپانولول)عوارض دارن.
iranbanooمهتاب جان آرامبخش ها رو بدون مشورت با پزشک به هیچ عنوان نمیشه استفاده کرد
با مشورت پزشک هم نمیشود، پزشکها اگر بدانید از چه شیوههای نابخردانه و ناکارآمدی برای
دارودهی و ارزیابی ریسک سود میبرند، مانند وبا ازشان دوری میکنید مگر هنگامی که براستی نیاز بود.
iranbanooمهتاب جان آرامبخش ها رو بدون مشورت با پزشک به هیچ عنوان نمیشه استفاده کرد.اونهم بطور مداوم !!
حتی ضعیف ترین اونها که من قبلا در مواردی استفاده میکردم (پروپانولول)عوارض دارن.
حرف شما کاملا درسته اما من در شرایطی هستم که اجبارا باید استفاده کنم.واقعا چند روزه تمام فکروذهنم این شده که کدومشون نسبت به بقیه بهتره...
همینطوره.البته نه هر پزشکی.اما وقتی فرد خودش احساس میکنه که نیاز به کمک دارو داره و با روش های دیگه نمیتونه ارامشش رو بدست بیاره چه بهتره که از پزشک کمک بگیره تا اینکه به خود درمانی دست بزنه.
من آخرین باری که دکتر رفتم رو یادم نمیاد 7یا 8 سال پیش بود.........همچین آدمی هستم من😄
واسه همین از داروها خیلی کم میدونم
داروی آرام بخش به چه کاری میاد؟ آرامش میبخشه فقط؟😉😉
mahtab71حرف شما کاملا درسته اما من در شرایطی هستم که اجبارا باید استفاده کنم.واقعا چند روزه تمام فکروذهنم این شده که کدومشون نسبت به بقیه بهتره...
مهتاب جان من چون خودم در مقطعی درگیر مشکلاتی از این قبیل بودم توصیم اینه که حدالامکان از دارو پرهیز کنی و به دنبال منشاش باشی.خیلی از استرس ها و حالاتی که ما در خودمون میبینیم منشا روانی ندارن.
دارو رو در موارد خیلی خیلی خاص استفاده کن و اونم با چندین پزشک کار بلد تمامی جوانبش رو بررسی کن وگرنه خدایی ناکرده دچار مشکلات بدتری میشی
Mehrbodبا مشورت پزشک هم نمیشود، پزشکها اگر بدانید از چه شیوههای نابخردانه و ناکارآمدی برای
دارودهی و ارزیابی ریسک سود میبرند، مانند وبا ازشان دوری میکنید مگر هنگامی که براستی نیاز بود.
مهربد جان توضیح میدهی یا لینکی چیزی میدی؟
من هم برام سواله شاید بدرد منم بخوره
t
Russellمهربد جان توضیح میدهی یا لینکی چیزی میدی؟
من هم برام سواله شاید بدرد منم بخوره
در همین کتاب پادشکنندگی یک فرگرد (فصل) کامل به پزشکی داده شده: پادشکنندگی - Antifragility
روی هم رفته دریافتش ساده است، واکنش بدن دربرابر داروها شکننده است. کمابیش همه داروهای آرامبخش و ..
که داریم هم سود اندک ولی بسیار تبلیغ شده و هنودهای کنار (side-effects) پنهان و بلندزمان کمتر تبلیغ شده دارند.
پزشکی کمابیش در همه چیز بیراهه رفته، نخست اینکه پزشکهای امروز تازه بسختی و یک اندازه بس اندکی از
فرایندهای نارژگون (non-linear) سردر آوردهاند که آنراهم تنها مرزمند به گسارش دوز دارو کردهاند. چنانکه میدانی هر
ماده شیمیایی میتواند تا یک دوزی بسیار سودمند باشد، از یک دوزی فراتر ناگهان زیانمند شده و هتا کشنده شود:

در کنار آن، رایانش پرسون (precise) برآیند اندرکنش داروها با یکدیگر (interaction between drugs) ناشدنی است، چه امروز، چه یک میلیون
سال دیگر، چرا که پیچیدگی پردازش آنها در دسته دشواریهای NP-complete میرود: NP-complete - WiKi
این دسته از اندرکنشهای دارویی را نمیتوان پیشبینی کرد، شاید در آینده بتوان بهتر پیشبینیاشان کرد، ولی چه امروز چه هزار سال دیگر، نمیتوان هرگز "پرسون = precise" پیشبینیاشان نمود.
پس بهترین و امنترین کار هنگام رویارویی با بیماریها خودداری از پادرمیانی (intervention) بیجا است.
روی هم رفته شد:
1- داروها سودمندیهای اندک ولی بسیار تبلیغ شده، زیانمندیهای پنهان و بلندزمان ولی کمتر تبلیغ شده دارند + زیانهای ناشناخته
2- همه داروها با گِرایند (probability) بسیار بالا بیشتر زیانمند هستند تا سودمند، همانگونه که بیشتر جهشهای ژنتیکی بیشتر زیانمند هستند تا سودمند، پس شیوه دارودرمانی شکننده است: زیان در آن دستبالا را دارد، سود دست پایین.
3- پزشکها هیچ دریافت خوبی از فرایندهای نارژگون یا سیستمهای پاد/شکننده ندارند.
4- پزشکها و صنعتهای دارودرمانی از پادرمیانی (intervention) بهره پولی میبرند، پس به سود آنهاست که شما دارو بگسارید!
5- ...
همین چهارتا برای این جستار بسنده میکند.
آنچه در جستار پادشکنندگی آوردیم نیز گویا بود: پادشکنندگی - Antifragility

ریسک پادرمیانی در درمان تنها زمانی خردمندانه است که ریسک کشندگی بیماری یا آسیب سخت آن، از یک آستانهای فراتر رود.
iranbanooمهتاب جان من چون خودم در مقطعی درگیر مشکلاتی از این قبیل بودم توصیم اینه که حدالامکان از دارو پرهیز کنی و به دنبال منشاش باشی.خیلی از استرس ها و حالاتی که ما در خودمون میبینیم منشا روانی ندارن.
تازه ایرانبانوی گرامی، بسیاری از چیزهایی که امروز برچسب بیماری روانیک میزنند هم به هیچ روی بیماری نیستند. نمونه
بسیار خوب آن ADHD که با سر و سدا چنان بزرگش کردهاند و راه به راه بیخود بچهها را بنام آن "درمان" میکنند، هنگامیکه
در واقعیت ADHD یکی از ابزارهای بسیار مهادین فرگشت بوده: بچههایی که رفتارهای ADHDوار از خود نشان نمیدهند کاستی دارند، نه وارونه!
پیشههای پزشکی و روانپزشکی و .. بسادگی کور و نادان هستند، چراکه خوبی/بدی چیزها را بسته به نگرهای که دارند میسنجند و بسختی از لغزشهایشان میاموزند.
برای نمونه به تاریخچه پزشکی که مینگرید:
یک پزشک در بهمان سده درمیاورد که شستن دستها پیش از درمان بیمار، شانس بهبود را بالا میبرد: دیگر پزشکان دستشان را نمیشورند، چون نگرهای (theory) برای باکتریها و ویروسها ندارند، گرچه دادههای آروینیک (تجربی) نشان دهد که شستن دستها سودمند باشد.
رشد صنعتی در میاورد که چگونه شیرخشک نوزاد فرآوری کنند، سپس پزشکها با اطمینان هرچه بیشتر میگویند که شیرخشک به اندازه شیر مادر و هتا بهتر از آن است: چند دهه دیرتر درمیاید که در نگرهی ایشان از کارکرد شیر مادر، چند میلیون و اندی ماده دیگر (component) جا افتاده که برای رشد کودک بایا هستند و در شیر خشک هم نیستند.
..
تاریخچه پزشکی پر از لغزشهای اینچنینی است که مایهی مرگ و میر فراوان بوده و هست و اگر همینگونه پیش بروند خواهد بود.
رویکردهای درست بسیار ساده هستند:
1- تا زمانیکه دچار بیماری بسیار سخت یا کشنده نشدهاید، سراغ پزشک/روانپزشک/... نروید.
2- هنگام بیمار شدن، تا چند هفتهای دست روی دست بگذارید و به بدنتان زمان بدهید تا خودش خود را درمان کند: این را ما ناخودآگاهم داریم که همان فرایند پسافکنش یا procrastination باشد؛ برخی از پزشکها و روانپزشکها این را هم کاستی و بیماری میدانند!!
3- چکآپ خود را اگر زیر 70 سال هستید مرزمند به دوبار در سال بکنید.
پزشکها معمولا راهکارهایی دارند برای جلوگیری از اعتیاد به آرامبخشها، ندارند؟ یعنی اونها رو برای مدت محدود تجویز می کنند تا فرد معتادشون نشه... بعد هم این که گفتید "چند هفته به بدنتون زمان بدید تا خوب بشید" منظورتون برای بیماریهای جسمی هست؟! از این کارها نکنیدها... گاهی وقتها علایم اولیه بیماریهای سخت و کشنده چیزهاییه که کم اهمیت به نظر میاد... البته من خودم توی دکتر رفتن تنبلم، ولی کار درست اینه که به موقع دکتر برید و چک آپ کنید اگه به سلامتی تون علاقه مندید
;-)
البته درست است که علم پزشکی انطور که باید عمل نمیکند.خصوصا در کشور ما که پزشکان بیزینس من هستند تا معالج.
اما با این وجود من ایراد اصلی به خودمان میگیرم.چرا که به تشخیص خودمان نام بیمار بر خودمان مینهیم.در حالی که درست تر ان است که نسبت به رفلکس های بدنمان دقیق باشیم و اول مطمئن بشویم که حقیقتا مشکلی هست بعد اقدام کنیم.در ثانی تشخیص بیماری تنها به عهده ی پزشک نیست که خود فرد هم باید بدانید دقیقا مشکلش کجاست .این هم با تحقیق و بررسی و مشورت با چند متخصص ممکن است.
مثلا من خودم فکر میکردم که مشکلم ناشی از مشکلاتی بوده که داشته ام و بر روی اعصابم تاثیر گذاشته و خود را سپردم به دست این روانشناسان بی سواد و روانپزشکان بیسواد تر!!(البته با احترام به جامعه ی پزشکی اما این یک تجربه ی بد برای من بود)
یادم می آید یکی از موارد استرس زا را که به روان شناسم گفتم ایشان هم ,چنین تجربه ای داشتند.در نهایت فکر کنم من ایشان را مشاوره کردم و از اتاق بیرون رفتم!!
پس از انواع و اقسام بلاهایی که سرم امد و هزینه های مالی و انرژی که صرف کردم متوجه شدم که اصلا مشکل من یک مورد فیزیولوژیکی بود و با یک داروی خیلی ساده قابل حل بود!!
Angelaپزشکها معمولا راهکارهایی دارند برای جلوگیری از اعتیاد به آرامبخشها، ندارند؟ یعنی اونها رو برای مدت محدود تجویز می کنند تا فرد معتادشون نشه... بعد هم این که گفتید "چند هفته به بدنتون زمان بدید تا خوب بشید" منظورتون برای بیماریهای جسمی هست؟! از این کارها نکنیدها... گاهی وقتها علایم اولیه بیماریهای سخت و کشنده چیزهاییه که کم اهمیت به نظر میاد... البته من خودم توی دکتر رفتن تنبلم، ولی کار درست اینه که به موقع دکتر برید و چک آپ کنید اگه به سلامتی تون علاقه مندید ;-)
این تنبلی شما برای دکتر رفتن یکی از مکانیسمهای فرگشت برای کاهش نوشه (noise-reduction) است که به آن پسافکنش (procrastination) میگویند و بسیار سودمند است.
دیر رفتن به دکتر هم میتواند جان شما را نجات دهد، چرا که دکتر میتواند با احتمال بسیار بالاتری،
چیزی که بیماری نیست را بیماری دیده و به درمان بیخود و آسیبرسان (و گاه کشنده) شما پردازد.
چکآپ دوبار در سال هم بسنده میکند، کمتر از آن میشود نوشه (noise)، بیشتر از آن شانس آگاهی به بیماریهای سیجناک (خطرناکی)
چون چنگار (سرطان) از دست میرود، تازه اینهم برای زمانی است که شما بگوییم 30 تا 70 باشید، از 70 به بالا میتوان چکآپ را کوتاهتر کرد.
کلا دارو درمانی(چه ساخت انسان و چه طبیعی) روشی هست که سود و زیانش برابر نیست
هرچند در خیلی از موارد تنها راه همین دارو درمانیه.
به هر ترتیب در مورد اختلالات روانی هم خیلی وقت ها شیوه درمان شناختی-رفتاری موثر هست چه برسه موارد خفیف تر که گاهی حتی اسم اختلال رو هم نمیشه روشون گذاشت.
undead_knightکلا دارو درمانی(چه ساخت انسان و چه طبیعی) روشی هست که سود و زیانش برابر نیست
سراسر درست.
undead_knightهرچند در خیلی از موارد تنها راه همین دارو درمانیه.
چرا در بیشتر زمانها تنها راه داروئه؟
در بیشتر زمانها فرگشت خودش کار را پی گرفته و نیازی به دارو نیست، نیاز به زمان دادن به تن میرود.
undead_knightبه هر ترتیب در مورد اختلالات روانی هم خیلی وقت ها شیوه درمان شناختی-رفتاری موثر هست چه برسه موارد خفیف تر که گاهی حتی اسم اختلال رو هم نمیشه روشون گذاشت.
آفرین، در روانشناسی هم هر چیزی که خودشان سر در نیاوردهاند را برچسب "اختلال" زدهاند. برای اینکه
یک چیز اختلال نباشد ما نیاز به نگره نداریم، برای آنکه اختلال باشد نیاز به یک نگره بسیار بسیار خوب داریم!
Mehrbodسراسر درست.
چرا در بیشتر زمانها تنها راه داروئه؟
در بیشتر زمانها فرگشت خودش کار را پی گرفته و نیازی به دارو نیست، نیاز به زمان دادن به تن میرود.آفرین، در روانشناسی هم هر چیزی که خودشان سر در نیاوردهاند را برچسب "اختلال" زدهاند. برای اینکه
یک چیز اختلال نباشد ما نیاز به نگره نداریم، برای آنکه اختلال باشد نیاز به یک نگره بسیار بسیار خوب داریم!
خب این خیلی از موارد منظورم بیماری هایی هست که خود بدن معمولا به تنهایی حریفشون نمیشه،نه بیماری های دم دستی و پیش پا افتاده(مثل اکثر بیماری های کشنده)
حتی اونهایی که اختلال طبقه بندی میشند هم گاهی به اون شدتی که در ابتدا معرفی میشند نیستند مثلا multiple personality disorder بعدها به Dissociative identity disorder تغییر پیدا کرد چون اسم اول خیلی اغراق آمیز بود.
mahtab71یه راهنمایی نیاز دارم.
اینجا کسی هست که قبلا از آرامبخش استفاده کرده باشه یا الان استفاده کنه؟
توی گوگل مطلب زیادی نوشته شده ولی من میخوام از کسی که تجربه ی چند ماهه داره خواهش کنم نظراتش رو راجع به این داروها بگه.
اینکه کدوم آرامبخش بهتره؟
وآیا اعتیادآور بودن این نوع داروها صحت داره؟
اینهایی که شما نوشتی رو بهش میگند خمار درمانی نه دارو درمانی !
دوستان باور كنید كمینه 80% اونایی كه میرن روانپزشك یا روانشناس مشكلشون
خیلی راحت تر از این چیزا حل میشه؛من خودم مامانم یه مدت دچار مشكل روحی
شده بود بردنش چند روانپزشك بزرگ كلی خرجش كردن كلی بیهوده آمپول و قرص
بهش تزریق كردن ولی هیچی تغییر نكرد بلكه خیلی شدید دچار استرس و اضطراب شد؛
می دونید با چی خوب شد ؟! "یه مسافرت به مشهد" یعنی اون همه مشت مشت قرص
هایی كه روانپزشكای بی سواد براش تجویز كردن بی تاثیر بود! می دونید چرا مشهد ؟!
چون از اونجا خاطره داشت اونجا رو خیلی دوست داشت؛ شوربختانه تجربه بهم ثابت كرده
روانپزشكا و خاصه روانشناسای ما بی سواد و یه جورایی خودشون مریض ترن و در تشخیص
بیماری فرد خیلی ناتوان هستند چون خودشون رو برای بیمارشون به زحمت نمی ندازن!
حالا این مامان ما با این روش متحول شد؛ هركی یه جوری ؛ می خوام بگم خیلی بده بدنتون
رو به قرص عادت بدید من خودم تو شرایط هایی بودم كه نیاز شدید به آرام بخش داشتم
ولی طرف این چیزا نرفتم ؛ خواهش می كنم تا می تونید با اندیشه و فكر سالم از راه های
طبیعی مشكلتون رو حل كنید؛ صبر كنید ببینید خودتون می تونید واسه خودتون درمانی پیدا
كنید كه قطعا همین طوره؛ من قول میدم!🌹