مبارزه آزمند علیه اسلام

برگ ۲ از ۳

Dariush #۵۱

در جایی و در همین جستار گفتم که به شخصه برای کسی که از روی جو و هیجان، ضد اسلام شده است ارزش چندانی قائل نیستم.اینجا باید تبصره ای را بر آن سخن بیافزایم و آن اینکه اساسا قرار نیست همه از طریق مطالعه ژرف و به قول آخوندها سیر در آفاق و انفس به ماهیت پلید اسلام پی ببرند بلکه گاهی یک حرکت جزئی از اسلام گرایان مثل همین قربانی کردن گوسفند به خاطر بازگشت از مکه یا هر چیز دیگری شبیه به این میتواند تلنگری باشد و این ارزشمند است.

اما در نهایت اگر جای آن حماقت پیشین را خرد راستین نگیرد ، شانس دچار شدن به چنین خفت جنون آمیز و ننگین کم نیست:
محمد رضا لطفی

iranbanoo #۵۲

قربانی کردن گوسفند یک سنت مذهبی نیست بلکه نشات گرفته از سنت های اجتماعیست.مگر چین که خوردن هر حیوانی را زنده و مرده بر انسان روا میداند اعمالشان مذهبیست؟
حقیقت این است که مذهبیون کارهای اشتباهی که هر انسانی ممکن است انجامش دهد را بدون فکر به فرمان های الهی مربوط میکنند و ضد مذهبیون نیز این مسائل را به پای ماهیت پلید! مذهب میگذارند....

Russell #۵۳
iranbanoo

قربانی کردن گوسفند یک سنت مذهبی نیست بلکه نشات گرفته از سنت های اجتماعیست.مگر چین که خوردن هر حیوانی را زنده و مرده بر انسان روا میداند اعمالشان مذهبیست؟
حقیقت این است که مذهبیون کارهای اشتباهی که هر انسانی ممکن است انجامش دهد را بدون فکر به فرمان های الهی مربوط میکنند و ضد مذهبیون نیز این مسائل را به پای ماهیت پلید! مذهب میگذارند....

حرفی میزنید ها ایران بانو جان.قربانی کردن با کشتن و خوردن معمولی فرق دارد.قربانی کردن (Sacrifice: the act of offering sth to a god, especially an animal that has been killed in a special way; an animal, etc. that is offered in this way:) قدمتش حداقل به داستان ابراهیم در تورات میرسد،یعنی در یک مراسم مذهبی میروند قربانی کردن و ریختن هون حیوان را جشن میگیرند و احیانا خون مقدسش را اینور آنور هم میمالند که تبرک شود و از بلا دور باشد.تازه اینها خوبشان است پیشتر بجای حیوان ادیان انسان را قربانی میکردند.

Russell #۵۴
Dariush

اما در نهایت اگر جای آن حماقت پیشین را خرد راستین نگیرد ، شانس دچار شدن به چنین خفت جنون آمیز و ننگین کم نیست:
محمد رضا لطفی

داریوش گرامی من مطلب مربوط به لینک عکستان (این جناب محمد رضا لطفی را نمیشناسم) را متوجه نشدم.

iranbanoo #۵۵
Russell

حرفی میزنید ها ایران بانو جان.قربانی کردن با کشتن و خوردن معمولی فرق دارد.قربانی کردن (Sacrifice: the act of offering sth to a god, especially an animal that has been killed in a special way; an animal, etc. that is offered in this way:) قدمتش حداقل به داستان ابراهیم در تورات میرسد،یعنی در یک مراسم مذهبی میروند قربانی کردن و ریختن هون حیوان را جشن میگیرند و احیانا خون مقدسش را اینور آنور هم میمالند که تبرک شود و از بلا دور باشد.تازه اینها خوبشان است پیشتر بجای حیوان ادیان انسان را قربانی میکردند.

کشتن و خوردن معمولی؟!!!کجای این معمولی است که خوک را زنده زنده پوست میکنند؟یا قورباغه زنده را میخورند؟یا مغز میمون را زنده زنده سرو میکنند؟اگر به تاریخ قربانی کردن هم نگاه کنیم چیزی طولانی تر از تاریخ ادیان است که انسانها را قربانی میکردند .پس این فقط در ادیان نبوده که حاصل حس خود برتر بینی و ستایش قدرت در نوع بشر است .از قضا این نوع از قربانی کردن و خون آن را به در و دیوار و ماشین !! مالیدن نیز تنها در یان نیامده که قدمتش را میتوان در تاریخ مصر و یونان نیز دنبال کرد

Russell #۵۶
iranbanoo

کشتن و خوردن معمولی؟!!!کجای این معمولی است که خوک را زنده زنده پوست میکنند؟یا قورباغه زنده را میخورند؟یا مغز میمون را زنده زنده سرو میکنند؟اگر به تاریخ قربانی کردن هم نگاه کنیم چیزی طولانی تر از تاریخ ادیان است که انسانها را قربانی میکردند .پس این فقط در ادیان نبوده که حاصل حس خود برتر بینی و ستایش قدرت در نوع بشر است .از قضا این نوع از قربانی کردن و خون آن را به در و دیوار و ماشین !! مالیدن نیز تنها در یان نیامده که قدمتش را میتوان در تاریخ مصر و یونان نیز دنبال کرد

آری معمولیست،در واقع اینکه در غرب حیوانات را سریغ و بی درد میکشند معمولیست.در همین چند سال پیش همانطور که گفتیم از تفریحهای مردم در فرانسه مثلا این بوده یک کربه را میانداختند در آتش جیغ میکشید تا بمیرد و این مثلا یکی از تفریحات عمومی بوده.آن زنده زنده خوردن و پوست کردن هم شیوه طبخ است.باز هم در همین اروپا امروز خرچنگ و صدف را زنده زنده میپزند در قبلتر برخی پرندگان را به سیخ میکشیدند زنده تا خرده خرده خونش برود جان بدهد که غذا لذیذتر شود.
قربانی کردن هم چه در ادیان ابراهیمی چه در مصر چه هر جا یک پدیده 100% دینیست (اتفاقا از معدود پدیده های صد در صد دینی هم هست).قربانی کردن در تعریفش اساسا یعنی کشتن برای راضی شدن عطش خون کسی (موجودی دیگر).حالا شما تنها یک مورد از مشکلاتی را که قربانی کردن انسان حل میکند نام ببرید تا ببینیم حداقل انگیزه یا کارکرد آن بجز توضیح واضح بر اساس دستور و خرافات دینی چه چیز میتواند باشد.

iranbanoo #۵۷
Russell

آری معمولیست،در واقع اینکه در غرب حیوانات را سریغ و بی درد میکشند معمولیست.در همین چند سال پیش همانطور که گفتیم از تفریحهای مردم در فرانسه مثلا این بوده یک کربه را میانداختند در آتش جیغ میکشید تا بمیرد و این مثلا یکی از تفریحات عمومی بوده.آن زنده زنده خوردن و پوست کردن هم شیوه طبخ است.باز هم در همین اروپا امروز خرچنگ و صدف را زنده زنده میپزند در قبلتر برخی پرندگان را به سیخ میکشیدند زنده تا خرده خرده خونش برود جان بدهد که غذا لذیذتر شود.
قربانی کردن هم چه در ادیان ابراهیمی چه در مصر چه هر جا یک پدیده 100% دینیست (اتفاقا از معدود پدیده های صد در صد دینی هم هست).قربانی کردن در تعریفش اساسا یعنی کشتن برای راضی شدن عطش خون کسی (موجودی دیگر).حالا شما تنها یک مورد از مشکلاتی را که قربانی کردن انسان حل میکند نام ببرید تا ببینیم حداقل انگیزه یا کارکرد آن بجز توضیح واضح بر اساس دستور و خرافات دینی چه چیز میتواند باشد.

باز هم غرب بهشت برین!!!
پس جنایت به نظر شما شکل دیگری دارد؟واقعا که باعث تاسف است که با حیوانات با این روش برخورد شود و نامش را هم بگذارند شیوه ی طبخ!!!

ضمن اینکه چه طور است که شما قربانی کردن را پدیده ای دینی میدانید؟در حالی که قبل از پیدایش دین در ملل و یا فرهنگ های مختلف اعمال قربانی کردن صورت میگرفته.حال چه به پای پادشاهان و خشنودی ارواح و غیره چه بعد ها به پای خدایان و حاجی های مکه....هردو زشت و ناپسند اند اما مشخص است که این اعمال برگرفته از ذهن و باور غلط بر در طول زمان بوده.و شاید ر هر فرهنگی به میزانی از شدت نمود داشته.
در همین عربستان که اسلام از انجا متولد شد قبل از اسلام بنا بر سنت های قبیله ای خود برای بهبودی حیوانی نر ,مثلا حیوانی ماده را شکنجه میدادند تا اسباب بهبودی حیوان نر فراهم شود.اما بعد از اسلام محمد این اعمال را مذمت کرد.
قصد من دفاع از نظریه های اسلامی نیست اما حقیقت این است که افراط در دین ستیزی هم معضلیست و بسیاری از حقایق و ایراد هایی که باید ریشه اش را در اشتباهات و خود خواهی های بشر شناسایی کرد را به مذهب چسباند و از اصل حقیقت باز ماند

Mehrbod #۵۸
iranbanoo

قبل از اسلام بنا بر سنت های قبیله ای خود برای بهبودی حیوانی نر ,مثلا حیوانی ماده را شکنجه میدادند تا اسباب بهبودی حیوان نر فراهم شود.اما بعد از اسلام محمد این اعمال را مذمت کرد.

چه بهبودی ایرانبانو؟ 🤫

iranbanoo #۵۹

البته فکر میکنم بر عکس گفتم.یعنی حیوان نر را برای بهبودی حیوان ماده شکنجه میکردند.
یادم نیست کجا خواندم اما مرسوم بوده که اعراب فکر میکردند در بالای سر حیوان ماده شیاطین نشسته اند و با شکنجه جنس مقابل شیطان میترسد و فرار میکند و حیوان بهبود میابد.خوب اندیشه های خرافی گویا در بین اعراب نفوذی بالا داشته که حتی در خود اسلام نیز این نفوذ وجود دارد.اما واقعیت این است که جامعه ی عرب مادر این اندیشه های خرافیست و نه خود اسلام مولد آن

Russell #۶۰
iranbanoo

باز هم غرب بهشت برین!!!
پس جنایت به نظر شما شکل دیگری دارد؟واقعا که باعث تاسف است که با حیوانات با این روش برخورد شود و نامش را هم بگذارند شیوه ی طبخ!!!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
گفتید پوست کردن زنده پختن معمولی نیست،من هم گفتم اتفاقا چیزی معمولی بوده اینکه امروز در غرب چنین نمیکنند است که نامعمول است(نتیجه چرخش ناشی از انسانگرایی و روشنگری).
غرب هم بهشت برین است البته چرا که اگر در غرب اینها خاطره است در شرق(ایران و عربستان) همچنان هر روزه سر گوسپند را میبرند خونش را میمالند اینجا و آنجا که خاصیت دارد.

iranbanoo

ضمن اینکه چه طور است که شما قربانی کردن را پدیده ای دینی میدانید؟در حالی که قبل از پیدایش دین در ملل و یا فرهنگ های مختلف اعمال قربانی کردن صورت میگرفته.حال چه به پای پادشاهان و خشنودی ارواح و غیره چه بعد ها به پای خدایان و حاجی های مکه....هردو زشت و ناپسند اند اما مشخص است که این اعمال برگرفته از ذهن و باور غلط بر در طول زمان بوده.و شاید ر هر فرهنگی به میزانی از شدت نمود داشته.
در همین عربستان که اسلام از انجا متولد شد قبل از اسلام بنا بر سنت های قبیله ای خود برای بهبودی حیوانی نر ,مثلا حیوانی ماده را شکنجه میدادند تا اسباب بهبودی حیوان نر فراهم شود.اما بعد از اسلام محمد این اعمال را مذمت کرد.
قصد من دفاع از نظریه های اسلامی نیست اما حقیقت این است که افراط در دین ستیزی هم معضلیست و بسیاری از حقایق و ایراد هایی که باید ریشه اش را در اشتباهات و خود خواهی های بشر شناسایی کرد را به مذهب چسباند و از اصل حقیقت باز ماند

این چه سخنانیست،حقیقتا من دارم شک میکنم که سرکارمان گذاشته اید 😳

قربانی کردن بنابر تعریفش عملی دینیست.
sacrifice to sb(از آکسفورد):
the act of offering sth to a god, especially an animal that has been killed in a special way; an animal, etc. that is offered in this way:

اجتماع دیگر چیست؟!!!!!! خوب دین یک مراسم اجتماعی فرهنگی بوده و هست دیگر،
حیوان یا انسان را برای خدا یا روح یا جن یا خدای خورشید یا هر عنصر ماورالطبیعه قربانی کردن اگر یکی از مناسک دینی نیست بفرمایید چیست و چه نوع دیگری از رسم اجتماعیست؟مثلا من الان چطور میتوانم مراسم قربانی کردن را سکولار برگزار کنم؟
کل این چیزی که دارید انکار میکنید یک تاتالوجیست و همه اش تعریف و نتایج منطقیست و مثال آوردن و ارجاع بیرونی هم نمیخواهد این مطلب بدیهی.

iranbanoo #۶۱
Russell

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
گفتید پوست کردن زنده پختن معمولی نیست،من هم گفتم اتفاقا چیزی معمولی بوده اینکه امروز در غرب چنین نمیکنند است که نامعمول است(نتیجه چرخش ناشی از انسانگرایی و روشنگری).
غرب هم بهشت برین است البته چرا که اگر در غرب اینها خاطره است در شرق(ایران و عربستان) همچنان هر روزه سر گوسپند را میبرند خونش را میمالند اینجا و آنجا که خاصیت دارد.

کی گفته که در غرب اینچنین نیست؟
در همین بهشت برین شما مغز میمون زنده بهشان بیشتر میچسبد.باز دم اسلام گرم که خوردن گوشت حیوان را بر اساس خون جهنده حرام و حلال کرده!
درست است که در غرب این گونه مراسم های مذهبی به گستردگی اینجا وجود ندارد اما جنایت ,جنایت است چه به قصد خشنودی الله و چه به قصد خشنودی شکم
در ایران هم به این دلیل این مسائل وجود دارد زیرا مذهبیونش حاضر نیستند بین اعتقاداتشان و اصل حقیقت جدایی قائل شوند

Russell

این چه سخنانیست،حقیقتا من دارم شک میکنم که سرکارمان گذاشته اید

قربانی کردن بنابر تعریفش عملی دینیست.
sacrifice to sb(از آکسفورد):
the act of offering sth to a god, especially an animal that has been killed in a special way; an animal, etc. that is offered in this way:

اجتماع دیگر چیست؟!!!!!! خوب دین یک مراسم اجتماعی فرهنگی بوده و هست دیگر،
حیوان یا انسان را برای خدا یا روح یا جن یا خدای خورشید یا هر عنصر ماورالطبیعه قربانی کردن اگر یکی از مناسک دینی نیست بفرمایید چیست و چه نوع دیگری از رسم اجتماعیست؟مثلا من الان چطور میتوانم مراسم قربانی کردن را سکولار برگزار کنم؟
کل این چیزی که دارید انکار میکنید یک تاتالوجیست و همه اش تعریف و نتایج منطقیست و مثال آوردن و ارجاع بیرونی هم نمیخواهد این مطلب بدیهی.

بخشید جناب راسل میشود از شیوه ی حمله به مخاطب استفاده نکنید؟چرا که اصلا جواب نمیدهد

شما اول باید به این مسئله توجه کنید که فلسفه ی قربانی کردن چیست بعد ریشه یابی اش کنید بعد میتوانید قضاوت کنید که این عمل ذاتا مذهبیست یا حاصل تفکرات خرافی و اشتباه نوع بشر است.
اصولا در طول تاریخ بشر قربانی (شی-حیوان-انسان) بری این صورت میگرفت که تقصیر و گناه را به گردن یک موجود دیگر بیندازند تا اصل شر دفع شود.
علت هم میتوانست هر چیزی باشد.یا اینکه فرد را مسبب شر میدانستند,یا فکر میکردند شیاطین قربانی میخواهند یا برای خشنودی به قول شما هر عنصر ماورا طبیعه دیگر .
پس قربانی کردن یک مراسم صرفا مذهبی نیست بلکه مذهب در شیوع ان موثر بوده.
چرا که مذهب به خودی خود پتانسیل بالایی برای حمل و انتقال اندیشه های خرافی دارد.اما واقعیت ین است که اصل داستان این است که اگر بشر نسبت به موجودات دیگر حق و حقوقی قائل باشد حتی قداست مذهب نیز نمیتواند جلو دار اندیشه های درست باشد.

شما هم میتوانید مراسم قربانی را سکولار برگزار کنید اگرمو قع قربانی کردن بسم الله نگویید:)

SAMKING #۶۲
iranbanoo

اصولا در طول تاریخ بشر قربانی (شی-حیوان-انسان) بری این صورت میگرفت که تقصیر و گناه را به گردن یک موجود دیگر بیندازند تا اصل شر دفع شود.
علت هم میتوانست هر چیزی باشد.یا اینکه فرد را مسبب شر میدانستند,یا فکر میکردند شیاطین قربانی میخواهند یا برای خشنودی به قول شما هر عنصر ماورا طبیعه دیگر .

خوب این هم خود میتواند به گونه ای دین بوده باشد دیگر، نه ؟

iranbanoo #۶۳
SAMKING

خوب این هم خود میتواند به گونه ای دین بوده باشد دیگر، نه ؟

نه سام عزیز.
تقصیر و گناه و شر هر چیزی میتوانند باشند.
مسئله این است که قربانی کردن را نباید تنها به مراسمی آئینی تعریف کرد.چرا که قربانی کردن با اهداف مختلف صورت میگیرد و همگی از موضع قدرت اند که انجام میشوند.
این قربانی میتواند از آن جهت قربانی شود که برای عبرت دیگران منظور شود .از این قبیل مثال ها زیاد در تاریخ میتوان یافت

Mehrbod #۶۴
iranbanoo

نه سام عزیز.
تقصیر و گناه و شر هر چیزی میتوانند باشند.
مسئله این است که قربانی کردن را نباید تنها به مراسمی آئینی تعریف کرد.چرا که قربانی کردن با اهداف مختلف صورت میگیرد و همگی از موضع قدرت اند که انجام میشوند.
این قربانی میتواند از آن جهت قربانی شود که برای عبرت دیگران منظور شود .از این قبیل مثال ها زیاد در تاریخ میتوان یافت

خب ایرانبانو، اگر کسی برای "پند گرفتن" دیگران یک جانوری چیزی را قربانی کرد، دینداری دروغین است
که دینداری را می‌گستراند، مانند مسلمانی که خودش به مسلمانی نمی‌باورد، ولی دیگران را به اسلام می‌فراخواند.

هر جور مینگریم هیچ راهی نداره آیین قربانی کردن را بیرون از دامنه‌ی دین ببینیم! تنها فرنودِ "قربانی کردن" از دین و آیین دینی میاید و بس!

undead_knight #۶۵

PDF۹.۷ مگابایت

اگر بدون دلیل اشخاص چنین کاری رو بکنند فکر میکنم اسم سندروم سادیسم جمعی مناسبش باشه!
اگر دلیلی وجود داشته باشه تنها و تنها اون دلیل میتونه دین باشه :)

Russell #۶۶
iranbanoo

کی گفته که در غرب اینچنین نیست؟
در همین بهشت برین شما مغز میمون زنده بهشان بیشتر میچسبد.باز دم اسلام گرم که خوردن گوشت حیوان را بر اساس خون جهنده حرام و حلال کرده!
درست است که در غرب این گونه مراسم های مذهبی به گستردگی اینجا وجود ندارد اما جنایت ,جنایت است چه به قصد خشنودی الله و چه به قصد خشنودی شکم
در ایران هم به این دلیل این مسائل وجود دارد زیرا مذهبیونش حاضر نیستند بین اعتقاداتشان و اصل حقیقت جدایی قائل شوند

🍿
🍿

پس در غرب (اروپا و آمریکای جنایکتار) مردم مغز میمون را زنده زنده میخورند بهمین خاطر جنایت جنایت است دیگر . اسلام و مسلمین و غرب در یک درجه توحش هستند

😆

iranbanoo

بخشید جناب راسل میشود از شیوه ی حمله به مخاطب استفاده نکنید؟چرا که اصلا جواب نمیدهد

انتخاب شیوه سخنمان را بما واگزارید،شما گویا میخواستید فقط یک دفاعی از دین کنید همینجور رفتید بدترین جای ممکن را به اشتباه انتخاب کردید الان هم داستان جالب و جالبتر میشود.

iranbanoo

شما اول باید به این مسئله توجه کنید که فلسفه ی قربانی کردن چیست بعد ریشه یابی اش کنید بعد میتوانید قضاوت کنید که این عمل ذاتا مذهبیست یا حاصل تفکرات خرافی و اشتباه نوع بشر است.
اصولا در طول تاریخ بشر قربانی (شی-حیوان-انسان) بری این صورت میگرفت که تقصیر و گناه را به گردن یک موجود دیگر بیندازند تا اصل شر دفع شود.
علت هم میتوانست هر چیزی باشد.یا اینکه فرد را مسبب شر میدانستند,یا فکر میکردند شیاطین قربانی میخواهند یا برای خشنودی به قول شما هر عنصر ماورا طبیعه دیگر .
پس قربانی کردن یک مراسم صرفا مذهبی نیست بلکه مذهب در شیوع ان موثر بوده.
چرا که مذهب به خودی خود پتانسیل بالایی برای حمل و انتقال اندیشه های خرافی دارد.اما واقعیت ین است که اصل داستان این است که اگر بشر نسبت به موجودات دیگر حق و حقوقی قائل باشد حتی قداست مذهب نیز نمیتواند جلو دار اندیشه های درست باشد.

خیر قربانی کردن میتوانسته برای خاموش کردن خشم خدایان باشد یا هر چه.قربانی کردن همواره برای راضی کردن یا نابودی گناهان قبیله یا ... بوده برای خدا یا شیطان یا ارواح جدشان یا... حالا بفرمایید نام این آیین خدا پرستی یا شیطان پرستی یا ... دین هست یا خیر.
شیطان پرستان که برای شیطان قربانی میکنند فرقه دینی هستند یا نه؟
شما تاریخ بشر را دور بزنید بروید بحث را به آنطرف کهکشان راه شیری هم بکشانید در آخرش مواجهید با عمل کشتن بخاطر بخشش یا رضایت یا فرونشاندن خشم و... یک موجود ماورالطبیعی و این پرستش موجود ماورالطبیعی و انجام مناسک برای آن نامش را هرکاری بکنید دین است آن هم از نوع 100% خالصش.

iranbanoo

شما هم میتوانید مراسم قربانی را سکولار برگزار کنید اگرمو قع قربانی کردن بسم الله نگویید:

😆
😆
🍿
خوب آنوقت ما چرا سر حیوان را میبریم (اگر بخاطر خدا نیست) و نام آن چطور از کشتن و قصابی برای خوردن به قربانی کردن تغییر میکند؟
احتمالا کسی هم که میزند یک نفر دیگر را میکشد مثلا سر عصبانیت یا بخاطر پول یا بیماری روانی "قتل" نکرده بلکه طرف او را "قربانی" کرده منتهی بطور سکولار 🍿

iranbanoo #۶۷

به به مهربد جان چه خوشگل شدین امشب:))
اجازه بدین با مثال هایی از تاریخ منظورم را شفاف کنم.در نایتهایت هم قضاوت با شما...

نزدیك به پایان قرن دوم پیش از میلاد ،همچنان كه امپراطوری قدرتمند هان (Han) در چین به تدریج رو به زوال می رفت ، «تسائو تسائو» (Ts,o TS,ao) سرلشكر بزرگ و وزیر امپراتوری ،به عنوان قویترین مرد در كشور ظهور كرد .تسائو تسائو برای گسترش قدرت خود و رها شدن از شر رقیبانش ،و برای در دست گرفتن كنترل جلگه ی مركزی استراتژیكی چین ،مبارزه ای را آغاز كرد.

او هنگام محاصره یك شهر كلیدی ،كمی در زمانبندی ارسال محموله های گندم به پایتخت دچار اشتباه محاسبه شد.در نتیجه ،همچنان كه برای ورود محموله انتظار می كشید ،لشكر دچار كمبود غذا شد و او مجبور شد به رئیس كارپردازی دستور دهد جیره ی سربازان را كاهش دهد.

تسائو تسائو كنترل محكمی بر سپاه ،و شبكه اطلاعاتی كارآمدی در اختیار داشت.چیزی نگذشت كه جاسوسان او گزارش دادند كه سربازان لب به شكایت گشوده اند و غرولند می كنند كه : «خودش به خوبی زندگی میكند در حالی كه ما حتی بقدر كافی برای خوردن نداریم.» آنها شایعه كردند كه شاید تسائو تسائو غذا را برای خودش نگه می دارد.اگر گله و شكایت شایعه میشد ،شورشی روی دست تسائو تسائو می ماند .

او رئیس تداركات را به چادر خود احضار كرد.تسائو تسائو به رئیس تداركات گفت :«من میخواهم از تو تقاضا كنم چیزی را به من عاریه بدهی و تو نباید امتناع كنی.» رئیس تداركات پرسید : «آن چیست؟» تسائو تسائو گفت :«من سرت را به عاریه میخواهم تا به سربازان نشان دهم.»
رئیس با گریه گفت:«اما من كه كار بدی نكرده ام ! » تسائو تسائو آهی كشید و گفت :«میدانم ،اما اگر من تو را به مرگ محكوم نكنم ،شورشی برپا خواهد شد.اما غصه نخور - پس از رفتن تو ،من از خانواده ات مراقبت خواهم كرد.»

تقاضای تسائو تسائو هیچ راه دیگری برای رئیس تداركات بجا نگذاشت. او خود را تسلیم سرنوشت كرد و همان روز سرش را از تن جدا كردند .سربازان با دیدن سر جدا شده ی او از گله و شكایت دست كشیدند. برخی متوجه پیام تسائو تسائو شدند ،اما ساكت ماندند و متحیر و مرعوب خشونت او شدند .اما بیشتر آنها نظر او درباره ی این كه چه كسی مقصر است را پذیرفتند و ترجیح دادند به خرد و انصاف او اعتماد كنند تا به بی لیاقتی و سنگدلی او.

Gilgamesh #۶۸

گاهی اوقات قربانی به قصد راضی کردن کسی نبوده. مثلا زروان که در آغاز تنها خودش بوده و هیچ مفهومی بع غیر از خودش وجود نداشته باز هم برای افرینش مزدا قربانی می‌کنه.
در عمل قربانی کردن یک عمل برکت بار بوده که بیشتر این عمل روی توتم قومی و قبیله‌ای صورت می‌گرفته.مثل قربانی کردن اسب و گاو در ایران باستان

Mehrbod #۶۹
iranbanoo

به به مهربد جان چه خوشگل شدین امشب:))

سپاس (:

iranbanoo

اجازه بدین با مثال هایی از تاریخ منظورم را شفاف کنم.در نایتهایت هم قضاوت با شما...

نزدیك به پایان قرن دوم پیش از میلاد ،همچنان كه امپراطوری قدرتمند هان (Han) در چین به تدریج رو به زوال می رفت ، «تسائو تسائو» (Ts,o TS,ao) سرلشكر بزرگ و وزیر امپراتوری ،به عنوان قویترین مرد در كشور ظهور كرد .تسائو تسائو برای گسترش قدرت خود و رها شدن از شر رقیبانش ،و برای در دست گرفتن كنترل جلگه ی مركزی استراتژیكی چین ،مبارزه ای را آغاز كرد.

او هنگام محاصره یك شهر كلیدی ،كمی در زمانبندی ارسال محموله های گندم به پایتخت دچار اشتباه محاسبه شد.در نتیجه ،همچنان كه برای ورود محموله انتظار می كشید ،لشكر دچار كمبود غذا شد و او مجبور شد به رئیس كارپردازی دستور دهد جیره ی سربازان را كاهش دهد.

...

این کُنش درجایگاه ترساندن دیگران پذیرفتنیه، ولی همچنان پیوندی به "قربانی کردن" ندارد. ما اینجا درباره تعریف‌ها به دشواری انگار برخورده‌ایم.


قربانی کردن (sacrifice) در تعریف میشود کشتن جاندار برای خوشنودی توانایی بزرگتر از خود (سربُریدن اسمائیل از سوی ابراهم برای خدا، که امروز بجایش گوسپند سرمی‌بُرند)

در کنار "قربانی کردن" ما تعریف‌های دیگری هم داریم:

زهر چشم گرفتن: کشتن سنگدلانه کسی (شاید جاندار) برای ترساندن دیگران (کور کردن مردم کرمان بدست آقامحمد خان قاجار)
...

اینها دو چیز دگرسان هستند. شاید در گذشته و تیره‌های نخستینی برای زهر چشم گرفتن برای نمونه جانوران را بگونه‌ای دهشتناک میکشتند
تا نشان دهند که چه اندازه سنگدل و پس حساب بُردنی هستند، ولی نمیتوان همچین چیزی را فراگیر انگاشت. شاید جایی در برخی تیره‌های دور
نخستینی در آمازونی یا کویری دوردست همچین چیزهایی بوده، ولی آیین کشتن و سربُریدن و رویهمرفته آزار دادن جانوران بیشترین ریشه‌ی خود را از دین میگیرد.

هرآینه به دید من راسل گرامی هم بیش از اندازه تندروی کردند، برای نمونه ما ماتادور‌های اسپانیائی را هم داریم که برای نشان دادن "مردانگی" و
این روزها "زنانگی" و رویهمرفته دلاوری خود گاو نر را با شمشیر از پا در میاورند، ولی همین هم تا آنجاییکه من شنیده‌ام ریشه‌ی دینی داشته.

Mehrbod #۷۰
Gilgamesh

گاهی اوقات قربانی به قصد راضی کردن کسی نبوده. مثلا زروان که در آغاز تنها خودش بوده و هیچ مفهومی بع غیر از خودش وجود نداشته باز هم برای افرینش مزدا قربانی می‌کنه.
در عمل قربانی کردن یک عمل برکت بار بوده که بیشتر این عمل روی توتم قومی و قبیله‌ای صورت می‌گرفته.مثل قربانی کردن اسب و گاو در ایران باستان

سپاس گیلگمش جان، تو که دانسته‌های تاریخی بالایی داری شاید بتوانی درباره همین ماتادورها یا همآوردی‌های اینچنینی بیشتر روشنگری کنی 💐

iranbanoo #۷۱
Russell

پس در غرب (اروپا و آمریکای جنایکتار) مردم مغز میمون را زنده زنده میخورند بهمین خاطر جنایت جنایت است دیگر . اسلام و مسلمین و غرب در یک درجه توحش هستند

تا مبنای درجه ی توحش چه باشد.اگر غرب چون غرب است هر کاری بکند مسلم و طبیعی و درست است و اسلام و مسلمین م هر کاری بکنند وحشی اند و غیره باید تجدید نظری بر روی مبنایتان بکنید.

Russell

انتخاب شیوه سخنمان را بما واگزارید،شما گویا میخواستید فقط یک دفاعی از دین کنید همینجور رفتید بدترین جای ممکن را به اشتباه انتخاب کردید الان هم داستان جالب و جالبتر میشود.

خیر انتخاب شیوه ی بحثتان تنها با خودتان نیست چون مخاطبتان من هستم.شما اگر نقدی به مطالب من دارید بفرمایید وگرنه اینکه من با چه نیتی و با چه منظوری از چه چیزی دفاع میکنم را به من واگزارید

Russell

خیر قربانی کردن میتوانسته برای خاموش کردن خشم خدایان باشد یا هر چه.قربانی کردن همواره برای راضی کردن یا نابودی گناهان قبیله یا ... بوده برای خدا یا شیطان یا ارواح جدشان یا... حالا بفرمایید نام این آیین خدا پرستی یا شیطان پرستی یا ... دین هست یا خیر.
شیطان پرستان که برای شیطان قربانی میکنند فرقه دینی هستند یا نه؟
شما تاریخ بشر را دور بزنید بروید بحث را به آنطرف کهکشان راه شیری هم بکشانید در آخرش مواجهید با عمل کشتن بخاطر بخشش یا رضایت یا فرونشاندن خشم و... یک موجود ماورالطبیعی و این پرستش موجود ماورالطبیعی و انجام مناسک برای آن نامش را هرکاری بکنید دین است آن هم از نوع 100% خالصش.

این بخش از سخنانتان نیز در پاسخ به جناب مهربد و سامکینگ داده شد.چنانچه ایرادی دارد بفرمایید.
ضمنا خیلی خوشحالم که باعث شدم خوشحال باشید و بخندید.

البته مبدع بعضی طنز ها خودتان بودید که گویا سکولار قربان کردن را جویا بودید

Russell #۷۲
Gilgamesh

گاهی اوقات قربانی به قصد راضی کردن کسی نبوده. مثلا زروان که در آغاز تنها خودش بوده و هیچ مفهومی بع غیر از خودش وجود نداشته باز هم برای افرینش مزدا قربانی می‌کنه.
در عمل قربانی کردن یک عمل برکت بار بوده که بیشتر این عمل روی توتم قومی و قبیله‌ای صورت می‌گرفته.مثل قربانی کردن اسب و گاو در ایران باستان

درود گیلگمش گرامی و به دفترچه خوش آمدید 🌺
من نمیدانم چطور این سخن را میگویید تبرک کردن بدون ارجاع به نوعی موجود ماورایی معنی ندارد (چه کسی یا چیزی قرار است تبرک کند) اینجا یک رابطه علیست و اساسا قربانی کردن با این سخنان از معنی تهی میشود و هر چه آن عمل میشود نامش قربانی کردن نیست.

Gilgamesh #۷۳
iranbanoo

به به مهربد جان چه خوشگل شدین امشب:))
اجازه بدین با مثال هایی از تاریخ منظورم را شفاف کنم.در نایتهایت هم قضاوت با شما...

نزدیك به پایان قرن دوم پیش از میلاد ،همچنان كه امپراطوری قدرتمند هان (Han) در چین به تدریج رو به زوال می رفت ، «تسائو تسائو» (Ts,o TS,ao) سرلشكر بزرگ و وزیر امپراتوری ،به عنوان قویترین مرد در كشور ظهور كرد .تسائو تسائو برای گسترش قدرت خود و رها شدن از شر رقیبانش ،و برای در دست گرفتن كنترل جلگه ی مركزی استراتژیكی چین ،مبارزه ای را آغاز كرد.

او هنگام محاصره یك شهر كلیدی ،كمی در زمانبندی ارسال محموله های گندم به پایتخت دچار اشتباه محاسبه شد.در نتیجه ،همچنان كه برای ورود محموله انتظار می كشید ،لشكر دچار كمبود غذا شد و او مجبور شد به رئیس كارپردازی دستور دهد جیره ی سربازان را كاهش دهد.

تسائو تسائو كنترل محكمی بر سپاه ،و شبكه اطلاعاتی كارآمدی در اختیار داشت.چیزی نگذشت كه جاسوسان او گزارش دادند كه سربازان لب به شكایت گشوده اند و غرولند می كنند كه : «خودش به خوبی زندگی میكند در حالی كه ما حتی بقدر كافی برای خوردن نداریم.» آنها شایعه كردند كه شاید تسائو تسائو غذا را برای خودش نگه می دارد.اگر گله و شكایت شایعه میشد ،شورشی روی دست تسائو تسائو می ماند .

او رئیس تداركات را به چادر خود احضار كرد.تسائو تسائو به رئیس تداركات گفت :«من میخواهم از تو تقاضا كنم چیزی را به من عاریه بدهی و تو نباید امتناع كنی.» رئیس تداركات پرسید : «آن چیست؟» تسائو تسائو گفت :«من سرت را به عاریه میخواهم تا به سربازان نشان دهم.»
رئیس با گریه گفت:«اما من كه كار بدی نكرده ام ! » تسائو تسائو آهی كشید و گفت :«میدانم ،اما اگر من تو را به مرگ محكوم نكنم ،شورشی برپا خواهد شد.اما غصه نخور - پس از رفتن تو ،من از خانواده ات مراقبت خواهم كرد.»

تقاضای تسائو تسائو هیچ راه دیگری برای رئیس تداركات بجا نگذاشت. او خود را تسلیم سرنوشت كرد و همان روز سرش را از تن جدا كردند .سربازان با دیدن سر جدا شده ی او از گله و شكایت دست كشیدند. برخی متوجه پیام تسائو تسائو شدند ،اما ساكت ماندند و متحیر و مرعوب خشونت او شدند .اما بیشتر آنها نظر او درباره ی این كه چه كسی مقصر است را پذیرفتند و ترجیح دادند به خرد و انصاف او اعتماد كنند تا به بی لیاقتی و سنگدلی او.

البته بانو نام درست ایشان «سائو سائو» هست. اون «ت» اولش یک تلفظ غلیظ به «س» می‌دهد ولی کامل تلفظ نمی‌شود

Russell #۷۴
iranbanoo

تا مبنای درجه ی توحش چه باشد.اگر غرب چون غرب است هر کاری بکند مسلم و طبیعی و درست است و اسلام و مسلمین م هر کاری بکنند وحشی اند و غیره باید تجدید نظری بر روی مبنایتان بکنید.

البته اینکه مغالطه از روی عجز و ناچاریست و ما مشخصا چنین نگفتیم،ولی وضع مقایسه توجش غرب و اسلام آنقدر خراب است که ما چنین ادعایی هم بکنیم شما بجایی نمیرسید

😁

iranbanoo

خیر انتخاب شیوه ی بحثتان تنها با خودتان نیست چون مخاطبتان من هستم.شما اگر نقدی به مطالب من دارید بفرمایید وگرنه اینکه من با چه نیتی و با چه منظوری از چه چیزی دفاع میکنم را به من واگزارید

خوب تا اینجا که ما هم از نیات شما سخن گفته ایم هم شیوه سخن خود را انتخاب کرده ایم !!

iranbanoo

این بخش از سخنانتان نیز در پاسخ به جناب مهربد و سامکینگ داده شد.چنانچه ایرادی دارد بفرمایید.
ضمنا خیلی خوشحالم که باعث شدم خوشحال باشید و بخندید.

ما نیز از اینکه ما را میخندانید خوشنود هستیم امیدورم چشمه های بیشتری در آینده رو کنید !!

iranbanoo

البته مبدع بعضی طنز ها خودتان بودید که گویا سکولار قربان کردن را جویا بودید

اختیار دارید،طنازی ها همه کار خودتان بوده ما را انگشت بدهان گذاشته اید مجالی باقی نگذاشته اید برای ما و دیگران 😆

Russell #۷۵
Mehrbod

این کُنش درجایگاه ترساندن دیگران پذیرفتنیه، ولی همچنان پیوندی به "قربانی کردن" ندارد. ما اینجا درباره تعریف‌ها به دشواری انگار برخورده‌ایم.

قربانی کردن (sacrifice) در تعریف میشود کشتن جاندار برای خوشنودی توانایی بزرگتر از خود (سربُریدن اسمائیل از سوی ابراهم برای خدا، که امروز بجایش گوسپند سرمی‌بُرند)

در کنار "قربانی کردن" ما تعریف‌های دیگری هم داریم:

زهر چشم گرفتن: کشتن سنگدلانه کسی (شاید جاندار) برای ترساندن دیگران (کور کردن مردم کرمان بدست آقامحمد خان قاجار)
...

اینها دو چیز دگرسان هستند. شاید در گذشته و تیره‌های نخستینی برای زهر چشم گرفتن برای نمونه جانوران را بگونه‌ای دهشتناک میکشتند
تا نشان دهند که چه اندازه سنگدل و پس حساب بُردنی هستند، ولی نمیتوان همچین چیزی را فراگیر انگاشت. شاید جایی در برخی تیره‌های دور
نخستینی در آمازونی یا کویری دوردست همچین چیزهایی بوده، ولی آیین کشتن و سربُریدن و رویهمرفته آزار دادن جانوران بیشترین ریشه‌ی خود را از دین میگیرد.

هرآینه به دید من راسل گرامی هم بیش از اندازه تندروی کردند، برای نمونه ما ماتادور‌های اسپانیائی را هم داریم که برای نشان دادن "مردانگی" و
این روزها "زنانگی" و رویهمرفته دلاوری خود گاو نر را با شمشیر از پا در میاورند، ولی همین هم تا آنجاییکه من شنیده‌ام ریشه‌ی دینی داشته.

باز هم مهربد جان کاری که ماتادورها میکنند هم قربانی کردن نیست.همانطور که خودت گفتی بحث کاملا زبانیست و معنی قربانی کردن همین است که گفتیم.بقیه میشود زهر چشم گرفتن اعدام کردن کشتن برای سرگرمی.
نه گلادیاتورها در روم باستان نه همان گاوبازی ماتادورها نه سوزاندن گربه برای تفریح هیچکدام قربانی کردن نیست بطور واضح.برای برکت گرفتن هم فرض موجود یا عامل ماورالطبیعی که برکت میدهد و مخاطب ماست اجتناب اپذیر است.من باور نمیکنم سر چنین چیز بدیهی داریم سخن میگوییم چند صفحه است !!

undead_knight #۷۶
Russell

درود گیلگمش گرامی و به دفترچه خوش آمدید 🌺
من نمیدانم چطور این سخن را میگویید تبرک کردن بدون ارجاع به نوعی موجود ماورایی معنی ندارد (چه کسی یا چیزی قرار است تبرک کند) اینجا یک رابطه علیست و اساسا قربانی کردن با این سخنان از معنی تهی میشود و هر چه آن عمل میشود نامش قربانی کردن نیست.

supernatural is a crazy bullshit
تعجب میکنی!؟:))
نظر من:اگر قربانی کردن برای یک شخص واقعی باشه،یک اختلال روان شناختی هست اگر برای یک موجود ماورایی باشه یک اختلال عصب شناختی هست!
بنابراین اگر یک موجود ماورایی خودش رو برای یک موجود ماورایی دیگه که بعد از خودش میاد قربانی میکنه،میشه گفت اختلال در اختلال هست:))

iranbanoo #۷۷
Mehrbod

این کُنش درجایگاه ترساندن دیگران پذیرفتنیه، ولی همچنان پیوندی به "قربانی کردن" ندارد. ما اینجا درباره تعریف‌ها به دشواری انگار برخورده‌ایم.قربانی کردن (sacrifice) در تعریف میشود کشتن جاندار برای خوشنودی توانایی بزرگتر از خود (سربُریدن اسمائیل از سوی ابراهم برای خدا، که امروز بجایش گوسپند سرمی‌بُرند)در کنار "قربانی کردن" ما تعریف‌های دیگری هم داریم:زهر چشم گرفتن: کشتن سنگدلانه کسی (شاید جاندار) برای ترساندن دیگران (کور کردن مردم کرمان بدست آقامحمد خان قاجار)...اینها دو چیز دگرسان هستند. شاید در گذشته و تیره‌های نخستینی برای زهر چشم گرفتن برای نمونه جانوران را بگونه‌ای دهشتناک میکشتندتا نشان دهند که چه اندازه سنگدل و پس حساب بُردنی هستند، ولی نمیتوان همچین چیزی را فراگیر انگاشت. شاید جایی در برخی تیره‌های دورنخستینی در آمازونی یا کویری دوردست همچین چیزهایی بوده، ولی آیین کشتن و سربُریدن و رویهمرفته آزار دادن جانوران بیشترین ریشه‌ی خود را از دین میگیرد.هرآینه به دید من راسل گرامی هم بیش از اندازه تندروی کردند، برای نمونه ما ماتادور‌های اسپانیائی را هم داریم که برای نشان دادن "مردانگی" واین روزها "زنانگی" و رویهمرفته دلاوری خود گاو نر را با شمشیر از پا در میاورند، ولی همین هم تا آنجاییکه من شنیده‌ام ریشه‌ی دینی داشته.

این به خاطر این است که شما بیشترین تکیه تان بر روی تعریف سطحی و اصطلاح گونه ی قربانی کردن است.در حالیکه اگر همین مثال هایی را که خود اوردید را بسط دهید به مفاهیمی خواهید رسید که فلسفه,هدف و شکل اصیل قربانی کردن را مینمایاند.در واقع ان چیزی که در بین تمامی قربانی ها مشترک است این است که برای خاطر کسی یا چیزی و بدون گناه فدایی میشوند.قربانی هم میتواند در نقش های مختلف در آید.چه به خاطر زهر چشم گرفتن و هشدار دادن به دیگران,چه به خاطر جلب رضایت و خشنودی کسی.اما انچه که اهمیت دارد ااین است که دراصل مفهوم تفاوتی نیست و در نهایت قربانی فدای افکاری خواهد شد.قربانی در حقیقت از ان جهت فدایی میشود که اصل موضوعی یا پنهان شود یا توجیه.در حقیقت در نقش کسی می آید که تمامی گناهان را به گردن گیرد و محاکمه شود.حتی در قربانی کردن حیوانات در ادیان نیز چنین است و فلسفه ی آن این است که حیوان تمامی شر و گناهان را به گردن میگیرد.حتی در مسیحیت عیسی مسیح بود که قربانی مثلا بشر شد.....در حقیقت شهرت و خوشنامی ما به پنهان کردن اشتباهاتمان است و از این رو است که ماکیاولی میگوید همیشه در کنار خود قربانی ای داشته باشید تا قصور را به گردن بگیرد. این همان نقش اصیل قربانی است ک در طول تاریخ در میان انسانها وجود داشته و دست بهد ست با شکل های مختلف بدینجا

رسیده.حالا اگر در ادیان این نوع قربانی هم مشترکا وجود دارد حاصل تاریخ است و نه پیام و اصل خواست مذهب

undead_knight #۷۸
iranbanoo

حالا اگر در ادیان این نوع قربانی هم مشترکا وجود دارد حاصل تاریخ است و نه پیام و اصل خواست مذهب

اگر ما مذهب رو یک چیز ماورایی ندونیم مذهب طبیعتا نتیجه تاریخ میشه:)
یا اینکه باور داشته باشید که پیام و اصل مذهب از جایی جز تاریخ میاد؟

iranbanoo #۷۹
undead_knight

اگر ما مذهب رو یک چیز ماورایی ندونیم مذهب طبیعتا نتیجه تاریخ میشه:)
یا اینکه باور داشته باشید که پیام و اصل مذهب از جایی جز تاریخ میاد؟

دقیقا همینطوره جناب نایت
مذهب و دین هم قسمتی از همان دستانهاییست که تاریخ ساز است.و چیزی جدا از تاریخ بشریت نیست.
منظور من این است که ذهب به خودی خود قربانی کردن را ابداع نکرده که این بشر حتی مستقل از مذهب مبدع قربانی کردن بوده و این مسئله چیزی صرفا آیینی و مذهبی نیست گرچه مذهب ان را به شکلی دیگر در اورده و به ان صورتی موجه بخشیده

iranbanoo #۸۰
Russell

لبته اینکه مغالطه از روی عجز و ناچاریست و ما مشخصا چنین نگفتیم،ولی وضع مقایسه توجش غرب و اسلام آنقدر خراب است که ما چنین ادعایی هم بکنیم شما بجایی نمیرسید

چرا ازپذیرش ادعای خود شانه خالی میکنید جناب راسل.
مگر شما نگفتید که پرنده ی زنده را به سیخ کشیدن روشی معمول از طبخ است؟
اما گوسفند کشتن وحشیانه؟

بله.
بخندید که خنده بر هر دردی؟؟؟...دواست

sonixax #۸۱
Russell

پس در غرب (اروپا و آمریکای جنایکتار) مردم مغز میمون را زنده زنده میخورند

فکر کنم این فقط تو فیلم ایندیانا جونز بوده باشه !
کافیست این کار را بکنید تا گروه های طرفدار حقوق حیوانات خشتک برایتان باقی نگذارند !

Russell #۸۲
iranbanoo

چرا ازپذیرش ادعای خود شانه خالی میکنید جناب راسل.
مگر شما نگفتید که پرنده ی زنده را به سیخ کشیدن روشی معمول از طبخ است؟
اما گوسفند کشتن وحشیانه؟

بله.
بخندید که خنده بر هر دردی؟؟؟...دواست

نه دیگر من مطمئن شدم که یا سرکار گذاشته اید یا توان خواندن و درک زبان فارسی را از دست داده اید.

من گفتم در زمان پیش از روشنگری اینکار را میکرده اند(چند صد سال پیش).امروزه با یک حیوان بد رفتار کنید تا نیای مشترک را دولت و مردم و گروه های حمایت از حیوانات بیاورند جلوی چشمتان.یک فامیل دیگری داشتیم کشورهای اسکانودیناوی را مسخره میکرد که ببین اینها وایکینگ بوده اند امروز اینطور شده اند ها(که انگار یک دشنامی برای این مردم متمدن پیدا کرده).

چیزی که قابلیت درکش در ایران نیست اینست که این متمدن شدن و دیدن اشتباهات گذشته است که سراسر فضیلت است و آنچه رذیلت است اینست که همین امروز هم در ایران گوسفند سر میبرند که هیچ مردم ساعت 5 صبح صف میکشند اعدام و جان کندن یک انسان را سر دار تماشا کنند.

بعد هم همانطور که شوالیه نامرده گفت مشخص است که دین یک پدیده تاریخیست و

طبیعیست،شما دین را با تمام ادیان ابراهیمی اشتباه گرفته اید،مایاها هم دین داشته اند بومیان استرالیا هم و تقریبا در همه جا دین دیده شده و مشخصه اصلی دین هم همین پرستش ماورالطبیعه است.ولی این چیزی از اینکه هم دین دروغ است هم اینکه آتش زدن زنان بجرم جادوگری و قربانی کردن انسانها و گوسفند قطع دست و دار زدن در ملا عام در قرن 21 اعمالی فوق ابلهانه هستند ایجاد نمیکند که اگر اینطور باشد ما هم ادعا میکنیم چند همسری مردان پدیده ای فوق نیکوست تجاوز به زنان طرف شکست خورده جنگ تقریبا یک سنت بوده

و خشونت علیه زنان هم که مثل نقل و نبات موجود است و ریشه تاریخی عمیقی هم دارد و

شما چیزی خلاف آن بگویید دگماتیک هستید

و... اینها تاریخیست خاصیت دارند جانم،اینها جهت دارند !!

iranbanoo #۸۳
Russell

نه دیگر من مطمئن شدم که یا سرکار گذاشته اید یا توان خواندن و درک زبان فارسی را از دست داده اید.

یا سر کار گذاشتم یا درکم را از دست دادم یا ..م یا ...م
اصلا یک درصد هم احتمال نمیدید که خودتون منظورتون رو بد رسوندید؟

Russell

چیزی که قابلیت درکش در ایران نیست اینست که این متمدن شدن و دیدن اشتباهات گذشته است که سراسر فضیلت است و آنچه رذیلت است اینست که همین امروز هم در ایران گوسفند سر میبرند که هیچ مردم ساعت 5 صبح صف میکشند اعدام و جان کندن یک انسان را سر دار تماشا کنند.

اوکی فکر نمیکنم اختلافی از این بابت با شما داشته باشم.تنها چیزی را که نمیپسندم این است که فرهنگ های دیگر را بدون در نظر گرفتن اشکالاتی که دارند(هرچند کمتر) را پتک کنند و بر سر ملت بکوبند .با این خیال خام که مردم به خود ایند!!!
من اصولا با تحقیر کردن مردمم به واسطه ی بزرگ نشان دادن فرهنگ های دیگر مخالفم و عقیده دارم اصلاحات فرهنگی هم باید در ظرف خود صورت پذیرد و نه به یکباره فرهنگی غریب را جایگزین فرهنگ خود کردن.

Russell

،شما دین را با تمام ادیان ابراهیمی اشتباه گرفته اید،مایاها هم دین داشته اند بومیان استرالیا هم و تقریبا در همه جا دین دیده شده و مشخصه اصلی دین هم همین پرستش ماورالطبیعه است.ولی این چیزی از اینکه هم دین دروغ است هم اینکه آتش زدن زنان بجرم جادوگری و قربانی کردن انسانها و گوسفند قطع دست و دار زدن در ملا عام در قرن 21 اعمالی فوق ابلهانه هستند ایجاد نمیکند که اگر اینطور باشد ما هم ادعا میکنیم چند همسری مردان پدیده ای فوق نیکوست تجاوز به زنان طرف شکست خورده جنگ تقریبا یک سنت بوده...

خیر اینطور نیست.
من تنها سعیم این بود که نشان دهم فلسفه ی بعضی سنن ریشه در افکار غلط انسانی دارد و حتی یک جامعه ی بی دین و سنت هم ممکن است دچارش باشد.چیزی مانند قربانی کاملا مفهومی مستقل از سنن و ادیان دارد و نقش دین در شیوع ان بوده و نه صرفا مولد آن...

Russell

....شما چیزی خلاف آن بگویید دگماتیک هستید...

😳

Russell #۸۴
iranbanoo

یا سر کار گذاشتم یا درکم را از دست دادم یا ..م یا ...م
اصلا یک درصد هم احتمال نمیدید که خودتون منظورتون رو بد رسوندید؟

نُچ !!
باقی کاربران قضاوا میتوانند بکنند من گنگ و نامفهوم سخن میگویم یا شما دقت نمیکنید ...

iranbanoo

اوکی فکر نمیکنم اختلافی از این بابت با شما داشته باشم.تنها چیزی را که نمیپسندم این است که فرهنگ های دیگر را بدون در نظر گرفتن اشکالاتی که دارند(هرچند کمتر) را پتک کنند و بر سر ملت بکوبند .با این خیال خام که مردم به خود ایند!!!
من اصولا با تحقیر کردن مردمم به واسطه ی بزرگ نشان دادن فرهنگ های دیگر مخالفم و عقیده دارم اصلاحات فرهنگی هم باید در ظرف خود صورت پذیرد و نه به یکباره فرهنگی غریب را جایگزین فرهنگ خود کردن.

اتفاقا من شدیدا با تحقیر و تمسخر حماقت هرکجا که باشد موافقم.
حقیقت اینست که هم از لحاظ تکنولوژیک و هم اخلاقی ایران امروز عقب افتاده است حالا اصلاح فرهنگی میکنیم یا نمیکنیم یا پتک و گرز میکوبیم و "ما غرب را میخواهیم بزرگ کنیم" و اینها همه شوخیست و عوض کردن بحث چیزی که ما اصلا سراغش نرفتیم هنوز !!
عده ای از ایرانیان از وقتی به شکاف بزرگ بین خود و غرب را دیدند بجای اصلاح خود میخواهند آینه را بشکنند که غرب وحشیست و احمق است و چنان است و... یا ما 2500 سال پیش حقوق بشر نوشته ایم و دنیا باید بیاید امروز بهشان دیسیپلین و حقوق بشر آموزش دهیم و ...
فوران این واکنش هم که ج.ا و قدرتگیری اسلامیون در انقلاب 57 بودند.الان شما هم مانند من یک نفس عمیق بکشید عِطر این تفکر را در سراسر مرز پر گهر میتوانید استشمام کنید و لذت ببرید

!!

iranbanoo

خیر اینطور نیست.
من تنها سعیم این بود که نشان دهم فلسفه ی بعضی سنن ریشه در افکار غلط انسانی دارد و حتی یک جامعه ی بی دین و سنت هم ممکن است دچارش باشد.چیزی مانند قربانی کاملا مفهومی مستقل از سنن و ادیان دارد و نقش دین در شیوع ان بوده و نه صرفا مولد آن...

ما هم میگوییم دین محصول بشر است،چیزی که شما نمیگیرید اینست که ما حرف از علیت و تقصیر و اینها که نزدیم که خوب دین انسان قربانی میکند ولی خود دین هم محصول تاریخ و (حماقت) بشر است.چیزی که ما میگوییم اینست که فارق از همه اینها تقریبا در تمام اوقات دین (با تعریف پرستش موجود یا موجوداتی ماورالطبیعه) لازمه و جز جداناپذیر قربانی کردن است(بمعنی دوم و مهم آن در اینجا {کشتن انسان یا حیوان برای خدا} نه اینکه فداکردن منافع کسی بخاطر خودمان {معنای اول}).
یعنی دین شرط لازم ولی نه کافی برای قربانی کردن است.دین از کجا آمده مهم نیست مهم اینست که دین نباشد قربانی کردن هم نمیتواند وجود داشته باشد همینطور که نماز خواندن و دعا کردن نذر کردن بدون دین ناممکن و بیمعنی هستند.
البته این هم یک حقیقت است که قربانی کردن با فاصله بسیار زیاد احمقانه ترین کاریست که بشر انجام داده و این مدال افتخاریست جدا ناشدنی از تاریخ ادیان ابراهیمی

iranbanoo #۸۵
Russell

اتفاقا من شدیدا با تحقیر و تمسخر حماقت هرکجا که باشد موافقم.
حقیقت اینست که هم از لحاظ تکنولوژیک و هم اخلاقی ایران امروز عقب افتاده است حالا اصلاح فرهنگی میکنیم یا نمیکنیم یا پتک و گرز میکوبیم و "ما غرب را میخواهیم بزرگ کنیم" و اینها همه شوخیست و عوض کردن بحث چیزی که ما اصلا سراغش نرفتیم هنوز !!
عده ای از ایرانیان از وقتی به شکاف بزرگ بین خود و غرب را دیدند بجای اصلاح خود میخواهند آینه را بشکنند که غرب وحشیست و احمق است و چنان است و... یا ما 2500 سال پیش حقوق بشر نوشته ایم و دنیا باید بیاید امروز بهشان دیسیپلین و حقوق بشر آموزش دهیم و ...
فوران این واکنش هم که ج.ا و قدرتگیری اسلامیون در انقلاب 57 بودند.الان شما هم مانند من یک نفس عمیق بکشید عِطر این تفکر را در سراسر مرز پر گهر میتوانید استشمام کنید و لذت ببرید !!

😞

داروی شما چیست جناب راسل؟
برای این مردم سراسر غلط و بدون ریشه و بی فرهنگ و غریبه با تفکر و اندیشه و .....
آیا باید برای درمان دردها ی سر به فلک کشیده به هر درمانخانه ی غریبه ای سر زد و انواع و اقسام داروهای ایدئولوژیکی و مذهبی و فلسفی و غیره و ذلک را به یکباره قورت دهیم تا شفا یابیم؟

Russell #۸۶
iranbanoo

داروی شما چیست جناب راسل؟
برای این مردم سراسر غلط و بدون ریشه و بی فرهنگ و غریبه با تفکر و اندیشه و .....
آیا باید برای درمان دردها ی سر به فلک کشیده به هر درمانخانه ی غریبه ای سر زد و انواع و اقسام داروهای ایدئولوژیکی و مذهبی و فلسفی و غیره و ذلک را به یکباره قورت دهیم تا شفا یابیم؟

آری دقیقا باید به داروخانه غریبه ها سر زد.البته نه بدنبال مذهب و دگم بلکه بدنبال اخلاق و فلسفه اخلاق و اینها چیزهای جدیدی هستند 1 کیلو متر هم صحرای عربستان را حفر کنید و بگردید و به اصل خودتان برگردید این چیزها را پیدا نمیکنید همانطور که طرز ساخت موتور جت را آنجا پیدا نمیکنید.همان غریبه ها هم تمام قدرتشان در این بوده که این تعصبهای کودکانه را نداشته اند دارو را هرکجا که یافته اند استفاده کرده اند.
من ندیده ام کسی سوار خودرو میشود یا انتیبیوتیک را بخورد و از یک آلودگی ساده نمیرد و ناله کند که این از کدام داروخانه آمده که وقتی سخن از آزادی و انسانگرایی میشود اینها محدود به غرب میشود و ملعون و غربی و اَخ و

...

iranbanoo #۸۷
Russell

آری دقیقا باید به داروخانه غریبه ها سر زد.البته نه بدنبال مذهب و دگم بلکه بدنبال اخلاق و فلسفه اخلاق و اینها چیزهای جدیدی هستند 1 کیلو متر هم صحرای عربستان را حفر کنید و بگردید و به اصل خودتان برگردید این چیزها را پیدا نمیکنید همانطور که طرز ساخت موتور جت را آنجا پیدا نمیکنید.همان غریبه ها هم تمام قدرتشان در این بوده که این تعصبهای کودکانه را نداشته اند دارو را هرکجا که یافته اند استفاده کرده اند.
من ندیده ام کسی سوار خودرو میشود یا انتیبیوتیک را بخورد و از یک آلودگی ساده نمیرد و ناله کند که این از کدام داروخانه آمده که وقتی سخن از آزادی و انسانگرایی میشود اینها محدود به غرب میشود و ملعون و غربی و اَخ و ...

تندروی در اصلاح ساختار فرهنگی نه تنها سازنده نیست که از قضا اثر سوء دارد.
تند روی از یک سو و از سوی دیگر الگو و روشی که برای یک جامعه برای اصلاح انتخاب میشود باید همسویی با شکل اصیل فرهنگ جامعه داشته باشد.
شما روشتان دور ریختن تمام بنیان های فرهنگی جامعه است و جایگزین کردن فکری که ریشه اش در جای دیگر و فرهنگ دیگر به عمل امده را درست میدانید که اتفاقا به خطا میروید.
از طرفی دیدتان چنان به این فرهنگ سیاه است که هیچ نقطه ی مثبتی در آن نمیبینید و برای رسیدن به یک فرم ایده آل تمامی تلاش های نخبگان و اندیشمندان تاریخ را ندید میگیرید و حاضر میشوید که دیگری به جای شما فکر کند چون خود و فرهنگ خود را صاحب فکر نمیدانید.در حالیکه این فرهنگ هم به نوبه ی خود مقام شایسته ای داشته اگر اجازه ی بروز به ان داده مییشد و مدام به دست حکومت ها و تعصب های دینی و کم اندیشی ها سانسور و حذف و نابود و نیست نمیشد.
علت این همه عقب ماندگی در ساختار شرق به خاطر یک نوع سرگردانی است.و برای رها شدن از این سرگردانی مطمئنا نمیتوان با ایدئولوژی های نا آشنا و به دور از واقعیت فرهنگی خودمان رهایی یابیم.

Russell #۸۸
iranbanoo

تندروی در اصلاح ساختار فرهنگی نه تنها سازنده نیست که از قضا اثر سوء دارد.
تند روی از یک سو و از سوی دیگر الگو و روشی که برای یک جامعه برای اصلاح انتخاب میشود باید همسویی با شکل اصیل فرهنگ جامعه داشته باشد.
شما روشتان دور ریختن تمام بنیان های فرهنگی جامعه است و جایگزین کردن فکری که ریشه اش در جای دیگر و فرهنگ دیگر به عمل امده را درست میدانید که اتفاقا به خطا میروید.
از طرفی دیدتان چنان به این فرهنگ سیاه است که هیچ نقطه ی مثبتی در آن نمیبینید و برای رسیدن به یک فرم ایده آل تمامی تلاش های نخبگان و اندیشمندان تاریخ را ندید میگیرید و حاضر میشوید که دیگری به جای شما فکر کند چون خود و فرهنگ خود را صاحب فکر نمیدانید.در حالیکه این فرهنگ هم به نوبه ی خود مقام شایسته ای داشته اگر اجازه ی بروز به ان داده مییشد و مدام به دست حکومت ها و تعصب های دینی و کم اندیشی ها سانسور و حذف و نابود و نیست نمیشد.
علت این همه عقب ماندگی در ساختار شرق به خاطر یک نوع سرگردانی است.و برای رها شدن از این سرگردانی مطمئنا نمیتوان با ایدئولوژی های نا آشنا و به دور از واقعیت فرهنگی خودمان رهایی یابیم.

من خودم را تندرو میدانم صد البته،ناکارایی تندروی هم سخن بیپایه ایست که فقط در میشود اینگونه کیلویی "ادعا شود".شما بفرمایید این شیوه آب بستن در فکر و استراتژی را به مارتین لوترکینگ و گاندی و... آموزش دهیم که نگویند "من آرزویی دارم..." بلکه بگویند من خاتمی هستم میخواهم عورت انقلاب را پاسداری کنم و نقش ایوان خانه از پایبست ویران را بزک کنم !!
این سخنان هم درکل حرفهای منبری بیپایه از نگر دانش است و مخصوصا گفتن آنها از زبان شما به شوخی شبیه است.
شما نخست بفرمایید فمینیسم را از کجا (داروخانه کدام غریبه) پیدا کرده اید؟ نکند از رسول الله و قرآن یا از منشور کوروش بوده که اروپاییان انگل آمده اند از ما دزیده اند برده اند خانه شان

!!

iranbanoo #۸۹
Russell

من خودم را تندرو میدانم صد البته،ناکارایی تندروی هم سخن بیپایه ایست که فقط در میشود اینگونه کیلویی "ادعا شود".شما بفرمایید این شیوه آب بستن در فکر و استراتژی را به مارتین لوترکینگ و گاندی و... آموزش دهیم که نگویند "من آرزویی دارم..." بلکه بگویند من خاتمی هستم میخواهم عورت انقلاب را پاسداری کنم و نقش ایوان خانه از پایبست ویران را بزک کنم !!
این سخنان هم درکل حرفهای منبری بیپایه از نگر دانش است و مخصوصا گفتن آنها از زبان شما به شوخی شبیه است.
شما نخست بفرمایید فمینیسم را از کجا (داروخانه کدام غریبه) پیدا کرده اید؟ نکند از رسول الله و قرآن یا از منشور کوروش بوده که اروپاییان انگل آمده اند از ما دزیده اند برده اند خانه شان !!

خیلی خوب شما هم برای شروع میتوانید ایده ی جهان وطنی بودن را در ایران پیاده کنید تا ببینم من خودم اولین نفر هستم که با لذت پای حرفهایتان بنشینم یا نه؟

Russell #۹۰
iranbanoo

خیلی خوب شما هم برای شروع میتوانید ایده ی جهان وطنی بودن را در ایران پیاده کنید تا ببینم من خودم اولین نفر هستم که با لذت پای حرفهایتان بنشینم یا نه؟

الان یعنی غربیها که لیبرال دموکراسی دارند جهان وطنی هستند؟
بعد برویم 5 صبح با تخمه جان کندن انسانها را پای دار تماشا کنیم و سر گوسفند و دست آدم ببریم آنوقت حتما ملیگرا شده ایم

😊
من پیشنهاد میکنم برای شروع شما خودرو را تحریم کنید و با چهار پا جابجا شوید تا تفاوتهای فرهنگی را در ارج نهاده باشید !!

Ouroboros #۹۱
Russell

من خودم را تندرو میدانم صد البته،ناکارایی تندروی هم سخن بیپایه ایست که فقط در میشود اینگونه کیلویی "ادعا شود".شما بفرمایید این شیوه آب بستن در فکر و استراتژی را به مارتین لوترکینگ و گاندی و... آموزش دهیم که نگویند "من آرزویی دارم..." بلکه بگویند من خاتمی هستم میخواهم عورت انقلاب را پاسداری کنم و نقش ایوان خانه از پایبست ویران را بزک کنم !!
این سخنان هم درکل حرفهای منبری بیپایه از نگر دانش است و مخصوصا گفتن آنها از زبان شما به شوخی شبیه است.
شما نخست بفرمایید فمینیسم را از کجا (داروخانه کدام غریبه) پیدا کرده اید؟ نکند از رسول الله و قرآن یا از منشور کوروش بوده که اروپاییان انگل آمده اند از ما دزیده اند برده اند خانه شان !!

شرق در همه چیز ول‌معطل است(بله، حتی ادبیات)، تنها چیزی که برای افتخار داریم اینست که کمتر از بشر غربی آدم‌ کشته‌ایم، اما چنان بدبخت و خاک‌برسر هستیم که این را هم بجای ابژه‌ی بالندگی، نشان ِ سرشکستگی می‌دانیم و به خبیث‌ترین آدم‌کشان غربی چنان با دید شیفتگی و حسرت و تحسین می‌نگریم که بیت اول و آخر این شعر باید «بدا به حالمان» باشد... بنیان‌های فرهنگی جامعه‌ی ایرانی هم شکم‌پرستی و عرفان‌زدگی و کارگریزی‌ست که دستاوردهای بزرگ آن از جمله نذری‌پذون و حنابندون و ختنه‌سورون هستند، هه هه..

🐤

iranbanoo #۹۲
Russell

الان یعنی غربیها که لیبرال دموکراسی دارند جهان وطنی هستند؟
بعد برویم 5 صبح با تخمه جان کندن انسانها را پای دار تماشا کنیم و سر گوسفند و دست آدم ببریم آنوقت حتما ملیگرا شده ایم

نه نشد....

مگر شما برای درمان درد ها ی فرهنگی داروخانه های غریب و ناآشنا را به صورت ضربتی تجویز نکردید؟

خوب برای ملتی که بزرگترین افتخارش تکیه به تاریخش است خوب ایده ی جهان وطنی را پیاده کنید؟

نیازی نیست برای اینکه فقر فرهنگی جامعه را گوشزد کنید مثال های اینچنینی بزنید.اما این فقر فرهنگی نشان از بی فرهنگی ما نیست بلکه همانطور که گفتتم جامعه در دراز مدت دچار یک سرگردانی شده و در حقیقت از تمامی نیرو های که دارد دستش را کوتاه کرده و سرگردان و بدون تکیه بر تئوری خاصی چنین وضع بلبشویی به وجود امده.

اگر بخواهیم فرهنگ را در اصطلاح واشکافی کنیم میتوان گفت فرهنگ یک جامعه تمای نیروها و وسایل و دانش هایی است که جامعه با تکیه به ان میتواند ارتقا یابد.

پس کشوری نوعی ایران نه تنها بی فرهنگ نیست که صد البته دارای فرهنگ غنی ای است اما مسئله این است که در طول زمان به خاطر کم کاری های اجتماعی و البته ساختار های منحرف سیاسی و حکومتی گم شده و از شکل اصیل خود فاصله یافته.
اینک برای یک جامعه ی سرگردان تنها داروی سازنده و درمانگر توجه به پایه های فرهنگی خود است تا بتواند با تکیه بر ان و خود اگاهی اجتماعی راهی برای گذر از این ناهنجاری های پیدا کند و اندک اندک به اصلاح خود بپردازد و نه اینکه فرهنگی غریب و نا شناخته و نا مناسب با اوال جامعه را به ان تحمیل کنیم با این خیال خام که ساختار را تغییر دهیم.
مطمئنا نه تنها جامعه در برابر پذیرش چنین ایده هایی مقاومت میکند که حتی از درک ان نیز عاجز است...

Russell #۹۳
iranbanoo

مگر شما برای درمان درد ها ی فرهنگی داروخانه های غریب و ناآشنا را به صورت ضربتی تجویز نکردید؟

ما حرفی از میزان ضرب و زور نزدیم،ما تنها گفتیم قربانی کردن قابل جداسازی از دین نیست !!
شما هم هر چه ما مستدل گفتیم با شلوغ بازی که ما غربزده و متعصب و ضد دین و اینها هستیم شروع کردید تا این فرافکنی آخر که خودتان حمله و ادعا و حرف در دهان گذاشتن را شروع کردید بعد در آخر هم باز یک سخن بیپایه دیگر را شروع کرده اید ببندید به ریش ما.
باقی سخن هم فقط و فقط منبر رفتن و سخنهای بیپایه است که سخنان آخوندی پیششان فوق علمیست حقیقتا من هر چه گشتم یک جمله معنی دار و قابل بحث پیدا کنم نبود که نبود.

بهترین جایش تعریف از فرهنگ که شرط عضویت را بر "ارتقا بخشی"(هر معنی که قرا است داشته باش حالا) برای جامعه قرار میدهد !!

iranbanoo

اگر بخواهیم فرهنگ را در اصطلاح واشکافی کنیم میتوان گفت فرهنگ یک جامعه تمای نیروها و وسایل و دانش هایی است که جامعه با تکیه به ان میتواند ارتقا یابد.

ایرانبانو که کلا از بحث مرخصی گرفته اند و سخنانشان ربطی به بحث ندارد ولی در کل دوستانی که سخن از این میزنند که هر کسی در جامعه خودش باید ملیگرا (به تعریف ایشان) باشد و فرهنگ خودش را متعالی بداند اگر یک صدم ثانیه از بعد عینی به مساله نگاه کنند میبنند که در عین حال همه فرهنگها نمیتوانند همزمان "متعالی ترین" یا هر صفت مهل دیگری را داشته باشند چرا که در آخر از نگاه عینی یکسری بالاتر و یکسری پایینتر از بقیه خواهند بود و از همه بدتر اینکه مقدار زیادی نژادپرستی و ادله فاشیستی خالص برای توجیه(؟!) این برتری ازلی هر فرهنگ نسبت به دیگران اجتناب ناپذیر خواهد بود !!!
در آخر هم ما نفهمیدیم این برتری در سیستم دوستان ایرانپرست و اسلامگرا چگونه است،یعنی بالاخره اینها میگویند باقی دنیا هیچ چیزی نیست ما از همه برتریم در چه بازی زمانی حساب است و این برد رقم خورده،اگر این افکار فاشیستی قرار است در آینده محقق بشود (الان سرگشته ایم و سرمان گیج میرود و برای آینده است) و چند صد سال هم هست که وضع همین بوده خوب این دقیقا چگونه برتری ازلی و ابدی ملی نسبت به انگلهای غربی و چینی و روسی و ژاپنی و... است دقیقا؟!!

iranbanoo #۹۴
Russell

ما حرفی از میزان ضرب و زور نزدیم،ما تنها گفتیم قربانی کردن قابل جداسازی از دین نیست !!
شما هم هر چه ما مستدل گفتیم با شلوغ بازی که ما غربزده و متعصب و ضد دین و اینها هستیم شروع کردید تا این فرافکنی آخر که خودتان حمله و ادعا و حرف در دهان گذاشتن را شروع کردید بعد در آخر هم باز یک سخن بیپایه دیگر را شروع کرده اید ببندید به ریش ما.
باقی سخن هم فقط و فقط منبر رفتن و سخنهای بیپایه است که سخنان آخوندی پیششان فوق علمیست حقیقتا من هر چه گشتم یک جمله معنی دار و قابل بحث پیدا کنم نبود که نبود.

گویا دچار فراموشی مصلحتی شدید.
اول که به بهانه ی اینکه قربانی کردن در ایران وجود دارد کل فرهنگ و شعور مردم را به سخره گرفتید و گفتید غرب بهشت برین مردمی اینچنین ندارد و باید مثل انها شویم.

من هم ضمن اینکه برایتان توضیح دادم اصولا قربانی کردن از دین جداست این مسائل را میتوان در تمامی دنیا با شدت های مختلف یافت.

ضمنامن هم بین حرفهای شما چیری جز حمله های مداوم و مثال آوردن های بدون نتیجه ندیدم.
پس بهتر است بحث را رویو بفرمایید بعد....

Russell

ایرانبانو که کلا از بحث مرخصی گرفته اند و سخنانشان ربطی به بحث ندارد ولی در کل دوستانی که سخن از این میزنند که هر کسی در جامعه خودش باید ملیگرا (به تعریف ایشان) باشد و فرهنگ خودش را متعالی بداند اگر یک صدم ثانیه از بعد عینی به مساله نگاه کنند میبنند که در عین حال همه فرهنگها نمیتوانند همزمان "متعالی ترین" یا هر صفت مهل دیگری را داشته باشند چرا که در آخر از نگاه عینی یکسری بالاتر و یکسری پایینتر از بقیه خواهند بود و از همه بدتر اینکه مقدار زیادی نژادپرستی و ادله فاشیستی خالص برای توجیه(؟!) این برتری ازلی هر فرهنگ نسبت به دیگران اجتناب ناپذیر خواهد بود !!!
در آخر هم ما نفهمیدیم این برتری در سیستم دوستان ایرانپرست و اسلامگرا چگونه است،یعنی بالاخره اینها میگویند باقی دنیا هیچ چیزی نیست ما از همه برتریم در چه بازی زمانی حساب است و این برد رقم خورده،اگر این افکار فاشیستی قرار است در آینده محقق بشود (الان سرگشته ایم و سرمان گیج میرود و برای آینده است) و چند صد سال هم هست که وضع همین بوده خوب این دقیقا چگونه برتری ازلی و ابدی ملی نسبت به انگلهای غربی و چینی و روسی و ژاپنی و... است دقیقا؟!!

اما شما گویا تازه و اندک اندک وارد بحث شدید که تبریک میگویم.
وقت
ی شما برای اینکه فرهنگ یک جامعه را نشان دهید از مثال ماشین و چهار پا استفاده میکنید این معنا را میرسانید که اصولا از معنای آنچه که در موردش حرف میزنید بی اطلاعید.

شما در در تمامی نوشتارتان به وضوح میگفتید که کلا باید فرهنگ شرق را انداخت دور و از ایدئولوژی غرب بهره جست.
اما گویا حالا کمی ملایم تر شدید و میفرمایید(خوب البته همه ی فرهنگ ها چنین اند و چنان)
بعد هم کسی که در مورد مسائل بنیانی کشورش ریز میشود را نژاد پرست و فاشیست میخوانید و با اسلامگرایان در یک زمره قرار میدهید...
اصولا اول تکلیفتان را باخودتان مشخص کنید بعد به دنبال نتیجه باشید جناب راسل...

Mehrbod #۹۵
Ouroboros

شرق در همه چیز ول‌معطل است(بله، حتی ادبیات)، تنها چیزی که برای افتخار داریم اینست که کمتر از بشر غربی آدم‌ کشته‌ایم، اما چنان بدبخت و خاک‌برسر هستیم که این را هم بجای ابژه‌ی بالندگی، نشان ِ سرشکستگی می‌دانیم و به خبیث‌ترین آدم‌کشان غربی چنان با دید شیفتگی و حسرت و تحسین می‌نگریم که بیت اول و آخر این شعر باید «بدا به حالمان» باشد... بنیان‌های فرهنگی جامعه‌ی ایرانی هم شکم‌پرستی و عرفان‌زدگی و کارگریزی‌ست که دستاوردهای بزرگ آن از جمله نذری‌پذون و حنابندون و ختنه‌سورون هستند، هه هه.. 🐤

ژاپن و چین و روسیه و ... هم راستی در "خورآی (شرق)" هستند، نیستند؟

Ouroboros #۹۶
Mehrbod

ژاپن و چین و روسیه و ... هم راستی در "خورآی (شرق)" هستند، نیستند؟

چند کشور اروپای غربی و کشورهای منشا گرفته از آن(استرالیا، ایالات متحده و کانادا و ...)دارای فرهنگ مسلطی هستند که توانسته خود را از بُعد ِ محلی به گستره‌ی جهانی برساند، و ارزشهایی فراتر از بایستگی‌های جغرافیایی برای خود دست و پا بکند. کشورهایی که نام برده‌اید هرسه دریافته‌اند که برای رسیدن به مرحله‌ی بعدی از تمدن بشری ناگزیر باید بخشهایی از فرهنگ غرب را بپذیرند، و بهره‌مندی از پیشرفت‌های تکنولوژیک «آنها» بدون وام‌گیری در برخی عناصر دیگر، همچون فرهنگ و سیاست و آموزش ممکن نیست، مسئله برای آنها آغاز روند گذار است که از کجا باید شروع کرد و به کجا باید رسید؟ روشنفکران روسی برای مثال دویست سال است بطور مداوم در تلاشند تا کشورشان بیشتر شبیه غرب بشود، اما صدمات چند صد سال سلطه‌ی تاتارها نمی‌گذارد، در چین گمان می‌کنند می‌توان همه چیز را غربی کرد منهای سیاست، و دست دین‌داران و جهال را از حکومت کوتاه نگه داشت، حال آنکه تجربه‌ی حماقت جمعی و رسیدن به آنسوی پل برای هر جامعه‌ای اجتناب‌ناپذیر است و هر تلاشی برای دگرگونی آن از سوی مرجعی مانند دولت، محکوم به شکست. ژاپن سراپا غربی شده و تمامی عناصر اجتماعی، فرهنگی و غیره‌ی خود را از زیر چرخ‌گوشت معروف عبور داده(یا دارد می‌دهد)1

1) پروسه اینچنین است که هر فرهنگ خارجی جهت اهلی‌شدن ابتدا از چرخ‌گوشت بزرگی عبور داده می‌شود که در آن رقص‌های آنچنانی، طعم‌های تند و افراطی، لباسهای بومی، بوهای عجیب و موسیقی محلی به عنوان «محصولات اصیل فرهنگی ِ جوامع متفاوت» در «جامعه‌ی روادار جهانی» حفظ و حتی تقویت می‌شوند، اما کتک زدن و ختنه کردن زنان، ازدواج اجباری بچه‌ها، سر بریدن گوسفند وسط خیابان برای رضای الله و دیگر چیزهایی که با فرهنگ مسلط و منشا گرفته از اروپای غربی تضاد دارند به عنوان نشانگان بربریت و بدویت نفی می‌شوند.

Mehrbod #۹۷
Ouroboros

چند کشور اروپای غربی و کشورهای منشا گرفته از آن(استرالیا، ایالات متحده و کانادا و ...)دارای فرهنگ مسلطی هستند که توانسته خود را از بُعد ِ محلی به گستره‌ی جهانی برساند، و ارزشهایی فراتر از بایستگی‌های جغرافیایی برای خود دست و پا بکند. کشورهایی که نام برده‌اید هرسه دریافته‌اند که برای رسیدن به مرحله‌ی بعدی از تمدن بشری ناگزیر باید بخشهایی از فرهنگ غرب را بپذیرند، و بهره‌مندی از پیشرفت‌های تکنولوژیک «آنها» بدون وام‌گیری در برخی عناصر دیگر، همچون فرهنگ و سیاست و آموزش ممکن نیست، مسئله برای آنها آغاز روند گذار است که از کجا باید شروع کرد و به کجا باید رسید؟ روشنفکران روسی برای مثال دویست سال است بطور مداوم در تلاشند تا کشورشان بیشتر شبیه غرب بشود، اما صدمات چند صد سال سلطه‌ی تاتارها نمی‌گذارد، در چین گمان می‌کنند می‌توان همه چیز را غربی کرد منهای سیاست، و دست دین‌داران و جهال را از حکومت کوتاه نگه داشت، حال آنکه تجربه‌ی حماقت جمعی و رسیدن به آنسوی پل برای هر جامعه‌ای اجتناب‌ناپذیر است و هر تلاشی برای دگرگونی آن از سوی مرجعی مانند دولت، محکوم به شکست. ژاپن سراپا غربی شده و تمامی عناصر اجتماعی، فرهنگی و غیره‌ی خود را از زیر چرخ‌گوشت معروف عبور داده(یا دارد می‌دهد)1

1) پروسه اینچنین است که هر فرهنگ خارجی جهت اهلی‌شدن ابتدا از چرخ‌گوشت بزرگی عبور داده می‌شود که در آن رقص‌های آنچنانی، طعم‌های تند و افراطی، لباسهای بومی، بوهای عجیب و موسیقی محلی به عنوان «محصولات اصیل فرهنگی ِ جوامع متفاوت» در «جامعه‌ی روادار جهانی» حفظ و حتی تقویت می‌شوند، اما کتک زدن و ختنه کردن زنان، ازدواج اجباری بچه‌ها، سر بریدن گوسفند وسط خیابان برای رضای الله و دیگر چیزهایی که با فرهنگ مسلط و منشا گرفته از اروپای غربی تضاد دارند به عنوان نشانگان بربریت و بدویت نفی می‌شوند.

خب امیر جان اینها همگی تا اندازه‌ای درست هستند، ولی اینکه خودمان را بیجا و بیخود بکوبیم و فرهنگ غربی را (با نمونه‌های درخشانی چون نازیسم) بیش از اندازه بالا ببریم به نگر نه کار درستی میاید نه پیشبُردینی (pragmatic).

ما اینجا درباره ایران باستان و فرهنگ نیک ایرانی‌امان نوشته‌ایم: فرهنگ و اخلاق نیک ایرانیان

در اینجاها هم کوشیده‌ایم بیشمار لغزش فرهنگی‌امان را یافته و اصلاح کنیم:

فرهنگ ترافیک و رانندگی در ایران
ایران و قبیله گرایی
نگر شما درباره‌یِ پارسیگویی چیست؟
ریشه مشکلات فرهنگی ایرانیان در کجاست؟
فرهنگ‌سازی؛ دشواری‌های فرهنگی - اجتماعی ما ایرانیان
مفهوم میهن دوستی‌ و patriotism - صفحه 3

یکسویه‌روی در هر دو سرگاه نامنطقی است.

Russell #۹۸
iranbanoo

من هم ضمن اینکه برایتان توضیح دادم اصولا قربانی کردن از دین جداست این مسائل را میتوان در تمامی دنیا با شدت های مختلف یافت.

من حقیقتش حاظر به ادامه گوش دادن (خواندن)

جیغ و داد ملیگرایانه و تهی از مفهوم شما را سر یک مساله ساده نیستم.یعنی شما آنچنان مهملات را با بار ارزشی بیپایه ولی سنگین در ذهن خود انبار کرده اید که اساسا هر داده و فکت جدید را نمیتوانید پردازش کنید.
عبارت خورشید در غرب غروب میکند بجای بررسی صحت عینی باید از فیلتر اینکه:اروپاییان انگل هستند و آسمان پاره شده ایرانیان افتاده اند زمین و آیا این مساله خدشه ای بر اینکه ما باید بگوییم ایران مرکز زمین است و ما متعالی ترین فرهنگ را از ازل تا ابد داشته ایم ایجاد نمیکند و... باید عبور کند نه از اینکه یک سخن فوق ساده بعنوان یک فکت درست است یا غلط.
من هر سخنی که گفتم 60 عبارت بیمعنی ریختید وسط که شلوغ شود و باز به هر اتهامی که جواب دادیم 10 تا دیگر.
من از همان اول هم نباید محلی به فرافکنی ها و جیغ و داد شما میگذاشتم
این عبارت نقل قول بالا سخن اولیه و اصلیست سادگیش در حد فهم کودک پیش از ابتداییست.
اینکه در همه دنیا سابقه قربانی کردن پیدا میشود ثابت نمیکند که قربانی کردن ربطی به دین ندارد چرا که دین هم در همه دنیا بوده.
معنی واژه قربانی کردن در خودش دینیست(این معنی لغت است و در دیکشنری موجود با فحش به ما نمیشود معنایش را عوض کرد).

الان بجای ریختن ارزشهای بیمفهوم سر ما یا بفرمایید این سخن کجایش نامفهوم یا غلط است یا به ما مرخصی دهید، بروید گوش (چشم) دیگری برای این سخنان فاشیستی ِمتعالی پیدا کنید.

Ouroboros #۹۹
Mehrbod

خب امیر جان اینها همگی تا اندازه‌ای درست هستند، ولی اینکه خودمان را بیجا و بیخود بکوبیم و فرهنگ غربی را (با نمونه‌های درخشانی چون نازیسم) بیش از اندازه بالا ببریم به نگر نه کار درستی میاید نه پیشبُردینی (pragmatic).

ما اینجا درباره ایران باستان و فرهنگ نیک ایرانی‌امان نوشته‌ایم: فرهنگ و اخلاق نیک ایرانیان

در اینجاها هم کوشیده‌ایم بیشمار لغزش فرهنگی‌امان را یافته و اصلاح کنیم:
فرهنگ ترافیک و رانندگی در ایران
ایران و قبیله گرایی
نگر شما درباره‌یِ پارسیگویی چیست؟
ریشه مشکلات فرهنگی ایرانیان در کجاست؟
فرهنگ‌سازی؛ دشواری‌های فرهنگی - اجتماعی ما ایرانیان
مفهوم میهن دوستی‌ و patriotism - صفحه 3

یکسویه‌روی در هر دو سرگاه نامنطقی است.

من خود را منتقد فرهنگ غرب می‌دانم: نگاه از بالا به دیگران، بیگانگی با کار، ازخودبیگانگی، سرمایه‌داری و کل دستگاه عریض و طویل سرکوب و تحریفی که با آن آمده و ... اما در قیاس فرهنگ، جامعه، سنت و دیسکورس موجود در جامعه‌ی ایران و غرب، دومی جلوتر، بهتر و آینده‌ی بدیهی شکست اولی‌ست. ما باید از آنچه در غرب هست فراتر برویم، اما راه عبور از آن رسیدن به آنست نه توجیه ضعف و حقارت و فلاکت خودمان با حواله دادن تمدن غرب به آشویتس و هیروشیما... همین ننگ ِ تا ابد چهره‌گلگون کُن ِ نازیسم را امروز در آلمان با بیزاری و شرم و رقت به خاطر می‌آورند، در ایران با شور و اشتیاق و حسرت.

Ouroboros #۱۰۰
Russell

من حقیقتش حاظر به ادامه گوش دادن (خواندن) اینبیداد الکی و جیغ و داد ملیگرایانه تهی از مفهوم شما را سر مسائل ساده ادامه دهم.یعنی شما آنچنان مهملات را با بار ارزشی بیپایه ولی سنگین در ذهن خود انبار کرده اید و اساسا هر داده فکت جدید را نمیتوانید پردازش کنید.
عبارت خورشید در غرب غروب میکند بجای بررسی صحت عینی باید از فیلتر اینکه:اروپاییان انگل هستند ماتحت آسمان پاره شده ایرانیان افتاده اند زمین ما فرهنگ متعالی داریم و آیا این مساله خدشه ای بر اینکه ما باید بگوییم ایران مرکز زمین است و ما متعالی ترین فرهنگ را از ازل تا ابد داشته ایم ایجاد نمیکند و... باید عبور کند نه از اینکه یک سخن از بعنوان یک فکت ساده درست است یا غلط.
عبارت نقل قول بالا سادگیش در حد فهم کودک پیش از ابتداییست.
اینکه در همه دنیا سابقه قربانی کردن پیدا میشود ثابت نمیکند که قربانی کردن ربطی به دین ندارد چرا که دین در همه دنیا پیدا میشود.
معنی واژه قربانی کردن در خودش دینیست(این معنی لغت است و در دیکشنری موجود با فحش به ما نمیشود معنایش را عوض کرد).

الان بجای ریختن ارزشهای بیمفهوم ذهنیاتان سر ما یا بفرمایید این سخن کجایش نامفوم یا غلط است یا به ما را مرخصی دهید، بروید گوش (چشم) دیگری برای این سخنان متعالی پیدا کنید.

شاید ایشان سهوا «ذبح اسلامی» و «قربانی اسلامی» را یکی گرفته‌اند و گمان برده‌اند منظور شما اینست که ذبح اسلامی وحشیانه است(که هست، ولی از ذبح غربی آنقدرها هم پست‌تر نیست)؟ چراکه هیچ جور دیگری نمی‌توان از حرفهایشان چیزی بیرون کشید.