نمیدانم مسلمانان به گیبار چه کار دارند؟ وانگهی از این هم جالبتر اینست که درپی این خبر، من پی بردم یک «امام» گی در آمریکا وجود دارد بنام «دایه عبدالله» که این حملهها را محکوم کرده و گفته « فضای فرانسه به سمت اسلامهراسی متمایل است(و جامعهی همجنسگرا هم در آن سهیم است)، که این میتواند به خشونت بیانجامد».. جالب است که
وقتی در حباب اسلامگرایی قرار دارید چقدر راحت همه کس و همه چیز را مقصر مییابید، بجز مذهبتان،
و حتی آمادهاید کار را به سرزنش کردن قربانیان خشونت بکشانید(آنهم قربانیانی که باید بتوانید دستکم میزان جدیتری از همدردی را با آنها احساس بکنید).
این خبر عجیب و حواشی ِ آن، باعث شد به فکر گشودن جستاری در اینباره بیافتم تا بتوانیم نظر دوستان پیرامون این پدیده را جویا بشویم. یکی از اقلیتهایی(که اگر دین نبود بسیار بعید میدانم که اساسا «اقلیت» به حساب میآمدند و کسی ایشان را از باقی مردم جدا میکرد)که بسیار تحت ستم بودهاند همین اشخاص همجنسگرا هستند، مدتها پیش از آنکه لیبرالیسم سر برسد، آنارشیستها نخستین کسانی بودند که از لزوم برخورداری کامل حقوق برابر برای این افراد سخن گفتند. مایهی شگفتیست که مسلمانان، تنها کسانی هستند که به خود اجازه میدهند با صدای بلند بگویند انسانهای بالغ را بخاطر رفتار جنسیشان در خفا به قتل رساند!
اگر نبود چند کشور غربی که اجازه آسانتر زیستن را به ایشان میدهند، مشخص نبود که در قرن بیست و یکم شماری انسان ِ معمولی فقط بخاطر همجنسگرا بودن چه باید میکردند تا از گزند دیوانگان ِ سنتگرا و سودازده در امان بمانند؟
نظرتان در اینباره چیست؟ آیا از دوستان کسی همجنسگراست یا شخص همجنسگرایی را از نزدیک میشناسد؟ اگر بله، دشواریهای آنان را چطور میبینید؟ و بطور کلی دیدگاهتان پیرامون این گرایش جنسی چیست؟
ممد جان از چه چیز همجنسگرایی بیزارید؟ از رابطهی عاطفی عمیق میان دو همجنس؟ یا بخش جنسی ِ آن؟ من خود از آنچه در جایگاه خردهفرهنگ همجنسگرایان در غرب طرح میشود چندان خوشم نمیآید، و آنرا شدیدا فاقد هرگونه عمق و ارزشی مییابم..
برای من درک چرایی این گرایش مثل تصور اینکه "خفاش بودن شبیه چیست" است،ولی از هر زاویه اخلاقی (بجز خداباوری و مابعدالطبیعه گرایی) به داستان بنگریم ایرادی ندارد و دفاع از آزادی همجنسگرایان ضروریست. من خودم تجربه مواجه با همجنسگرای علنی مانند غرب رو نداشتم در ایران همجنسگرایی با بچه بازی و اینها قاطی هست و کلا پیرامون سکس بعلت نبود آزادی و تابو و اینها چیز گندی درست شده.منم دانستن احساسات دوستانی که این تجربه رو داشتن برام جالب هست.
مسلمانان از دیدگاه قرآنی میگن این عمل نکوهش شده، دلیل رو هم به طور مثال این میگن که باعث میشه نسل انسان نابود شه...چیزی که من برداشت کردم از حرف هاشون این هست که فکر میکنن این گرایش جنسی مثلا از طریق تبلیغات قابل افزایش هست و میگن نباید بهشون آزادی داد که ابراز وجود کنن...این گروه اصولا چیزی از مسائل زیستی و فرگشتی نمیدونن و همجنسگرایی رو یه انحراف جنسی میدونن...
اتفاقا همین چند روز پیش یه مقاله میخوندم در مورد فواید وجود همجنسگرایان برای کنترل جمعیت:
ممد جان از چه چیز همجنسگرایی بیزارید؟ از رابطهی عاطفی عمیق میان دو همجنس؟ یا بخش جنسی ِ آن؟ من خود از آنچه در جایگاه خردهفرهنگ همجنسگرایان در غرب طرح میشود چندان خوشم نمیآید، و آنرا شدیدا فاقد هرگونه عمق و ارزشی مییابم..
امیر جان فارغ از هر دیدی وقتی شخصا به این فکر میکنم که دو تا مرد با هم سکس میکنن احساس تگری زدن بهم دست میده و به شدت چندش و مزخرف هست و چون دختر نیستم نظری در مورد همجنسبازی دو زن نمیتونم داشته باشم
در خصوص همجنسگرایی لازم به ذکر هست که این مساله در زن و مرد تا حدود زیادی با هم فرق داره..زن ها از نظر گرایش جنسی دارای انعطاف بیشتری هستن و ممکنه در طول زندگی چند باری هم بنا به شرایط تغییر گرایش جنسی بدن...در خصوص مردها هم جدای از همجنسگرایی، افرادی رو داریم که هتروسکشوال هستن اما با مردهای دیگه هم سکس دارن که این با همجنسگرایی متفاوت هست:
پس یعنی این ادعای مسلمین و دین باوران که خلاف طبیعت و آفرینش هست مزخرف محض هستش .
بنده خودم چندین دوست همجنسگرا دارم هم پسر و هم دختر و رفتار و شیوه زندگیشون هیچ فرقی با مال بقیه نداره ! فقط همجنسگرا هستند که یک مساله خصوصی محسوب میشه .
به طور کلی همجنسگرایی یک مساله کاملن بی اهمیت هستش ولی در مقابله با این وحوش دینباور به خصوص از نوع مسلمانش باید از تمام همجنسگرایان عالم دفاع کرد .
امیر جان تصور مسلمان علنی همجنسگرا (حالا آخوند و امام جماعت هم باشد تازه) برای من ناممکن است،احتمالا این آغا هم مثل بقیه ماله کشان تقیه میفرمایند و با حمله بجلو میخواهند حواس
را از نظرات فاشیستی اسلام که 1400 سال روی هم انبار شده دراینباره تا امروز منحرف کنند.
امیر جان تصور مسلمان علنی همجنسگرا (حالا آخوند و امام جماعت هم باشد تازه) برای من ناممکن است،احتمالا این آغا هم مثل بقیه ماله کشان تقیه میفرمایند و با حمله بجلو میخواهند هواس را از نظرات فاشیستی اسلام که 1400 سال روی هم انبار شده دراینباره تا امروز منحرف کنند.
اسلام که مخالف همجنسگرایی نیست! پس غلمان برای چه به مردان میدهند؟
دوستان در تاریخ ایران پس از اسلام پر است از همین اتفاقات و همجنس بازی ها یا به عنوان دیگر « شاهد بازی » . این یک واقعیت تاریخی است که حتی بزرگان دینی در ایران از این امر مستثنی نبوده اند
خب واقعیت اینه من کلا حس خوبی نسبت به مردا ندارم و طبیعتا از همجنسگرایی مردا هم خوشم نمیاد
ولی لزبین ها رو دوست میدارم:)
به هر ترتیب همجنسگرایی نتیجه تفاوت های ژنتیکی هست و حتی در بعضی حیوانات دیگه هم موجوده(فکر میکنم یکی از مثال ها گونه ای شامپانزه بود)بنابراین به عنوان یک چیز طبیعی نه خوب و نه بد هست. همجنسگرایان باید آزادی های اجتماعی و حقوق مساوی با سایر افراد جامعه داشته باشند و تبعیضی در حقشون روا داشته نشه.واقعا هم دید منفی نباید بهشون داشت حالا مسئله ای مثل سلیقه متفاوته ولی دید منفی اجتماعی مثل دید منفی به نژادهای دیگه یا افراد دگر اندیشه.
دوستان در تاریخ ایران پس از اسلام پر است از همین اتفاقات و همجنس بازی ها یا به عنوان دیگر « شاهد بازی » . این یک واقعیت تاریخی است که حتی بزرگان دینی در ایران از این امر مستثنی نبوده اند .
البته سارا جان این شاهد بازی ها با همجنسگرایی فرق داره..میره تو اون دسته ای که گفتم گرایش اصلی جنسی فرد نیست.هر طبق آماری که در بعضی از کشور های مدرن گرفته شده، درصد بالایی از جامعه تمایل به سکس با جنس موافق یا حتی تجربه اون رو دارن اما یک همجنسگرای واقعی نیستن...
دوستان سئوال من اینه : چه چیز همجنس بازی می تونه جالب و قابل دفاع و برخوردای از حقوق و حمایت اجتماعی باشه ؟ ( البته در افرادی که نرمال هستند و مشکلات هورمونی ندارند و ژنتیکی ندارند
دوستان سئوال من اینه : چه چیز همجنس بازی می تونه جالب و قابل دفاع و برخوردای از حقوق و حمایت اجتماعی باشه ؟ ( البته در افرادی که نرمال هستند و مشکلات هورمونی ندارند و ژنتیکی ندارند )
اینکه اخلاقیات در سکس فقط محدود به رضایت طرفین درگیر است و بس؟ پ.ن: بعید میدانم همجنسگرایی «مشکل» ژنتیکی باشد.
دوستان سئوال من اینه : چه چیز همجنس بازی می تونه جالب و قابل دفاع و برخوردای از حقوق و حمایت اجتماعی باشه ؟ ( البته در افرادی که نرمال هستند و مشکلات هورمونی ندارند و ژنتیکی ندارند )
ما چیزی به نام همجنسبازی از نظر علمی نداریم سارا جان...اینکه افرادی خارج از گرایش اصلی جنسیشون هم بخوان سکس با همجنس داشته باشن باز جزیی از آزادی جنسی افراد هست...ما نمیتونیم باهاشون برخورد کنیم چون خوشمون نمیاد!!! دلایل این کار هم میتونه متفاوت باشه و بیشتر هم در مردان هست...ضمنا همجنسگرایی یک مشکل هورمونی یا ژنتیکی نیست...بلکه یکی از انواع گرایش های جنسی افراد و کاملا طبیعی هست...
Why Would Straight Men Have Sex with Other Men?
There are a number of reasons why straight men might have sex with other men. These reasons range from situational homosexuality to sexual addiction. In general, SMSM behavior is about physical release and sexual behaviors, not about attraction or desire for another man. The attraction is toward the act or the body (or body parts) of the male not the other man himself.
Straight men who have sex with other men often have high sex drives and are easily aroused sexually. They may seek out connections with men for a quick and easy sexual release in which they are not required to engage emotionally or to risk their identity as a heterosexual man.
Some SMSM might be described as "Hetero-Emotional and Homo-Sexual." These are men who are romantically attracted to the opposite sex but whose predominant sexual arousal is by other men. They are usually heterosexually married and in love with their wives, but nevertheless feel sexually driven by a need to have sex with other men.
Other SMSM are socially phobic and have inadequate skills necessary to flirt with and connect to women. They may have such extreme anxiety that they find their sexual release with other men due to the ease and lack of social skills necessary to have a sexual hook-up through the Internet, rest areas, parks, and other places men cruise for sex with other men.
Usually, SMSM are turned off and left cold by images of naked men. Instead, they are sexually aroused by and attracted to women. Hence, their interaction with men is typically less about sexual desire for their partners than a desire to experiment or fulfill particular sexual fantasies, including fetish interests.
They may be strongly compelled and interested in various sexual experiences that may be labeled as homosexual (such as an interest in anal intercourse, especially if they desire to be penetrated, or fellatio). To fulfill these interests, they may seek out gay men, whom they perceive as less judgmental than women and more open to sexual experimentation without commitment.
Some SMSM may want to bond with and need affection from other men and find that they can achieve this through sexual interaction with other men. Some heterosexual men who feel that they did not receive sufficient affection and attention from their fathers seek sex with men as a way of finding male nurturance and acceptance. These men may prefer that the bonding remain nonsexual but cannot obtain intimacy except through sexual relations.
Some SMSM are narcissists who have a constant need for attention and acceptance. These men use sexuality with other men as a means of fulfilling their need to be adored and admired.
Some suffer from a form of Obsessive-Compulsive Disorder in which the individual is preoccupied with the possibility that he might be homosexual. These men feel compelled to engage in certain behaviors that make them think that they are gay when in truth they are straight. They find no pleasure in sexual contact with men, but nevertheless are driven to participate in homosexual relations.
Some SMSM are acting out early childhood sexual abuse. If a basically heterosexual boy has been molested by a male relative, when he grows up, he may keep "returning to the scene of the crime" to defuse and desensitize his emotional pain. These heterosexual men are not homosexually oriented and their homosexual behavior has nothing to do with their sexual and romantic identities.
Other SMSM are sexually addicted and are looking for new ways to add to their sexual shame, excitement, and thrill. They compulsively act out with other men as a result of sexual addiction.
Finally, some SMSM enjoy fantasies of--or the reality of--their wives and girlfriends having sex with other men either in front of them, nearby, or with their knowledge about when and where it occurs. They are often sexually aroused by feeling humiliated that their wives or girlfriends are being pleased by another male whom they see as more potent and better endowed.
Other men enjoy being sexual with other men's wives in front of the cuckold husband or at least with his knowledge. Sometimes they engage in sexual behavior with the man but only in the presence of the wife or girlfriend.
اینکه اخلاقیات در سکس فقط محدود به رضایت طرفین درگیر است و بس؟ پ.ن: بعید میدانم همجنسگرایی «مشکل» ژنتیکی باشد.
اختلال در هورمون می تواند یکی از عوامل باشد .. یک فرد در شرایط و وضعیت عادی برای ارضای نیاز جنسی از راه طبیعی آن عمل می کند و اینکه فرد با وجود داشتن شرایط مساعد برای رابطه ای طبیعی به رابطه ای غیر طبیعی تن می دهند مطمئنا ناشی از مشکلات روانی و هورمونی و شاید مشکلات و اختلالات ژنتیکی در فرد باشد
نظرتان در اینباره چیست؟ آیا از دوستان کسی همجنسگراست یا شخص همجنسگرایی را از نزدیک میشناسد؟ اگر بله، دشواریهای آنان را چطور میبینید؟ و بطور کلی دیدگاهتان پیرامون این گرایش جنسی چیست؟
😏
آری چندتایی از دوستان من (یکی از نزدیکها) همجنسگرا هستند و اینکه بر پاد میلاد چرا، رفتارشان هم اندکی میدگرد و آدمهای نرمخو و روی هم رفته خوبی هستند.
اینور آب که دشواریای ندارد، ولی ایرانُ نمیدانم.
دیدگاه من چیز ویژهای ندارد، همجنسگرا هستند دیگر. اگر این اندازه سر سدا نشود واپسین چیزی است که آدم بخواهد روی آن فکر کند!
ما چیزی به نام همجنسبازی از نظر علمی نداریم سارا جان...اینکه افرادی خارج از گرایش اصلی جنسیشون هم بخوان سکس با همجنس داشته باشن باز جزیی از آزادی جنسی افراد هست...ما نمیتونیم باهاشون برخورد کنیم چون خوشمون نمیاد!!! دلایل این کار هم میتونه متفاوت باشه و بیشتر هم در مردان هست...ضمنا همجنسگرایی یک مشکل هورمونی یا ژنتیکی نیست...بلکه یکی از انواع گرایش های جنسی افراد و کاملا طبیعی هست...
چیزی ما در موردش صحبت میکردیم و حقوق همجنسگرایان هست...
آنارشی عزیز ! من هم به همین دارم اشاره می کنم ... وقتی در مورد چیزی و حقوقش صحبت می کنیم اول باید برای قایل شدن حقوق اجتماعی و ... ، حقانیت موضوع ثابت شده باشه ... در ضمن از دیدگاه خداباورانه و یا مدهب هم به اون نگاه نمی کنم و فقط روند طبیعی این رابطه و این که عملی است خلاف روند طبیعت به اون نگاه می کنم ..
اختلال در هورمون می تواند یکی از عوامل باشد .. یک فرد در شرایط و وضعیت عادی برای ارضای نیاز جنسی از راه طبیعی آن عمل می کند و اینکه فرد با وجود داشتن شرایط مساعد برای رابطه ای طبیعی به رابطه ای غیر طبیعی تن می دهند مطمئنا ناشی از مشکلات روانی و هورمونی و شاید مشکلات و اختلالات ژنتیکی در فرد باشد ..
خوب همجنسگرایی غیر طبیعی نیست ! پیشتر لینک داده ام که ۱۵۰۰ گونه از جانوران رفتار همجنسگرایانه از خود نشان میدهند .
اختلال در هورمون می تواند یکی از عوامل باشد .. یک فرد در شرایط و وضعیت عادی برای ارضای نیاز جنسی از راه طبیعی آن عمل می کند و اینکه فرد با وجود داشتن شرایط مساعد برای رابطه ای طبیعی به رابطه ای غیر طبیعی تن می دهند مطمئنا ناشی از مشکلات روانی و هورمونی و شاید مشکلات و اختلالات ژنتیکی در فرد باشد ..
سارا جان مساله این هست که این افراد به طور کلی تمایل به همجنس دارند...هم به لحاظ کشش های عاطفی هم جنسی !! موضوعی انتخابی یا تحت تاثیر محیط نبوده...مثل فردی که به جنس مخالف گرایش داره!! اختلالی در کار نیست.البته در زن و مرد این مساله کمی متفاوت هست...
علاوه بر اینکه همنجنسگرایی طبیعیست (هنوز حتی درست نمیدانند چطور یکفرد همجنسگرا یا دگرجنسگرا میشود و علاوه بر محیط و ژن گویا شانس هم میتواند مطرح باشد)،پدیده های طبیعی حتما لازم نیست مانند تولید مثل با جنس دیگر کارکرد فرگشتی داشته باشند،مثلا کودک انسان هم بطور طبیعی شصت خود را میمکد ولی این محصول جانبی گرایش فرگشتی به مکیدن پستان مادر است یا اصلا میشود که هیچ یک از ایندو نباشد ولی باز هم طبیعی محسوب شود. از همه مهمتر در اخلاق طبیعی برابر با اخلاقی نیست لزوما،شیری که یک بچه آهو را میدرد هم کاملا طبیعی رفتار میکند.
Currently, there is no scientific consensus about the specific factors that cause an individual to become heterosexual, homosexual, or bisexual—including possible biological, psychological, or social effects of the parents' sexual orientation. However, the available evidence indicates that the vast majority of lesbian and gay adults were raised by heterosexual parents and the vast majority of children raised by lesbian and gay parents eventually grow up to be heterosexual.[2]
اکثر افرادی که همجنسگرا هستن از والدین دگرجنس گرا بودن و اکثر بچه های افراد همجنسگرا، دگرجنس گرا شدن...این نشون میده کلا بحث تبلیغ و اینها مزخرفات هست در انتخاب گرایش جنسی
“ Despite almost a century of psychoanalytic and psychological speculation, there is no substantive evidence to support the suggestion that the nature of parenting or early childhood experiences play any role in the formation of a person's fundamental heterosexual or homosexual orientation. It would appear that sexual orientation is biological in nature, determined by a complex interplay of genetic factors and the early uterine environment. Sexual orientation is therefore not a choice.[4]
“ Sexual orientation probably is not determined by any one factor but by a combination of genetic, hormonal, and environmental influences. In recent decades, biologically based theories have been favored by experts. Although there continues to be controversy and uncertainty as to the genesis of the variety of human sexual orientations, there is no scientific evidence that abnormal parenting, sexual abuse, or other adverse life events influence sexual orientation. Current knowledge suggests that sexual orientation is usually established during early childhood.[4][138][139]
علاوه بر اینکه همنجنسگرایی طبیعیست (هنوز حتی درست نمیدانند چطور یکفرد همجنسگرا یا دگرجنسگرا میشود و علاوه بر محیط و ژن گویا شانس هم میتواند مطرح باشد)،پدیده های طبیعی حتما لازم نیست مانند تولید مثل با جنس دیگر کارکرد فرگشتی داشته باشند،مثلا کودک انسان هم بطور طبیعی شصت خود را میمکد ولی این محصول جانبی گرایش فرگشتی به مکیدن پستان مادر است یا اصلا میشود که هیچ یک از ایندو نباشد ولی باز هم طبیعی محسوب شود. از همه مهمتر در اخلاق طبیعی برابر با اخلاقی نیست لزوما،شیری که یک بچه آهو را میدرد هم کاملا طبیعی رفتار میکند.
همجنسگرایی چند فرنود فرگشتیک میتواند داشته باشد، در برخی گونههای جانوری کمبود جنس مخالف باعث گسترش همجنسگرایی میشود، مادهها ترجیح میدهند بجای نداشتن هیچ بچهای، در بزرگ کردن بچهی مادهی دیگری به او کمک بکنند. یک دلیل دیگر میتواند محکمتر شدن پیوندهای اجتماعی، در قیاس با پیوندهای شخصی در جمع باشد، در این تحقیق یافتهاند که مردان گی زمان و انرژی به مراتب بیشتری برای خواهر/برادرزادههای خود میگذارند. یک تحقیقی هم در ایتالیا اخیرا انجام شده که همجنسگرایی را به افزایش باروری در زنان پیوند میدهد.
بر پایهی تعریف، اگر یک ژن مایهی سِتُرش ژنتیکی باشد، میشود کاستی.
کاریوتیپ ِ Xq28 مدتهاست که در ارتباط با همجنسگرایی مورد برسی و گمانهزنی بوده، وانگهی بعید میدانم نقش ژنتیک در همجنسگرایی به این شکل باشد. راستش در اینباره من با فروید موافقتر هستم که باور داشت همه ما از منظر طبیعی(=ژنتیکی؟)بایسکشوال هستیم، و بر حسب پیامدهایی که در هنگام رشد جنسیمان رخ میدهند به یک سو متمایل میشویم. این به نظر محتملتر و منطقیتر میآید.
همجنسگرایی چند فرنود فرگشتیک میتواند داشته باشد، در برخی گونههای جانوری کمبود جنس مخالف باعث گسترش همجنسگرایی میشود، مادهها ترجیح میدهند بجای نداشتن هیچ بچهای، در بزرگ کردن بچهی مادهی دیگری به او کمک بکنند. یک دلیل دیگر میتواند محکمتر شدن پیوندهای اجتماعی، در قیاس با پیوندهای شخصی در جمع باشد، در این تحقیق یافتهاند که مردان گی زمان و انرژی به مراتب بیشتری برای خواهر/برادرزادههای خود میگذارند. یک تحقیقی هم در ایتالیا اخیرا انجام شده که همجنسگرایی را به افزایش باروری در زنان پیوند میدهد.
من این کارکرد دایی یا خاله بودن را شنیده بودم ولی گمان میکردم داده خوبی برای قبولش وجود ندارد،امروزه این تئوری مورد قبول درباره همجنسگرایی است امیر گرامی؟ بعد هم من درست نمیفهمم این ژن چطور میتواند در خزانه ژنی باقی بماند،از آنجا که اینها بچه ندارند اثرات این ژن چطور باقی میماند؟مگر اینکه بطور ژن مغلوبی که نابود نشده تنها در میزان کمی باقی بماند و آنوقت با درک من شبیه یکنوع انتخاب گروهی میشود!
اصلا خیلی از رفتارها و یا موارد فیزیولوژیک جنسی صرفا و صرفا به خاطر لذت بوجود اومدند نه تولید مثل. مثلا اندازه سینه جنس ماده انسان ها نسبت به غالب اکثر پستانداران غیر عادیه. رفتارهای جنسی هم مثل سایر سلایق و اعمال اجتماعی تا موقعی که آزادی های دیگران رو در خطر نندازند کاملا مشروع هستند.
من این کارکرد دایی یا خاله بودن را شنیده بودم ولی گمان میکردم داده خوبی برای قبولش وجود ندارد،امروزه این تئوری مورد قبول درباره همجنسگرایی است امیر گرامی؟ بعد هم من درست نمیفهمم این ژن چطور میتواند در خزانه ژنی باقی بماند،از آنجا که اینها بچه ندارند اثرات این ژن چطور باقی میماند؟مگر اینکه بطور ژن مغلوبی که نابود نشده تنها در میزان کمی باقی بماند و آنوقت با درک من شبیه یکنوع انتخاب گروهی میشود!
«اگر» ژنتیکی باشد به احتمال قوی همینست، خصوصا که همجنسگرایان جمعیت بسیار ناچیزی را تشکیل میدهند. واپسین اخباری که من داشتم تحقیقی در دست انجام بود(در ایرلند؟)میان برادران دوقلویی که یکی از آنها همجنسگراست و دیگری دگرجنسگرا. اینجا همانجاییست که خویشاوندگزینی مطرح میشود، همجنسگرایی هیچ نفعی برای خود فرد نمیتواند داشته باشد، اما میتواند بقای اصلح حاملان ژنهای همسان یا خویشاوند را تضمین بکند. البته اینهم هست(و اغلب فراموش میشود)که فرگشت هنوز به پایان نرسیده و شاید اگر دخالتی نکنیم صد نسل جلوتر میان انسانها هیچ همجنسگرایی وجود نداشته باشد!
اصلا خیلی از رفتارها و یا موارد فیزیولوژیک جنسی صرفا و صرفا به خاطر لذت بوجود اومدند نه تولید مثل. مثلا اندازه سینه جنس ماده انسان ها نسبت به غالب اکثر پستانداران غیر عادیه. رفتارهای جنسی هم مثل سایر سلایق و اعمال اجتماعی تا موقعی که آزادی های دیگران رو در خطر نندازند کاملا مشروع هستند.
بزرگتر بودن سینهی زنان ترفند فرگشت بوده گرامی، از پیامدهای راست ایستادن آدمی، از آنجاییکه پایین تنه زنان (لگن) بزرگ و بزرگتر شده، بزرگتر ماندن سینهها (که در جانداران تنها هنگام بارداری رخ میدهد) یک ترفند ساده ولی کارآمد بوده.
اینکه مردها از سینههای بزرگ خوششان میاید نیز فرگشتیک است، چرا که سینه بزرگ همبستگی نزدیکی با باسن بزرگ و خود همبستگی نزدیکی با آسانی زایمان دارد.
البته مهربدجان هنوز مشخص نیست که واقعا ژنی در کار باشه...کم شدنش رو بر چه اساسی میگی؟
برای اینکه ژنشان را به زادمان پسین نمیرسانند!
رو به کاهشی امروزین آن را میتوان پیامد دگرسانی گسترده ساختار خانواده و همبود انگاشت. از یکسو هم نبود فشار همبودین بر همجنسگرایان که بچهدار
شوند، چرا که در گذشته میتوان انگاشت که بسیاری از همجنسگرایان تنها و تنها از روی فشارهای همبودین بچهدار میشدهاند.
پس اگر همجنسگرایی ژنتیکی است - که به گمان بالا هست - و اگر برآمده از ساختار همبودین گذشتگان ما باشد (برآمده از
انتقال ژن نیست)، پس با دگرش پَرگیر (environment) بایستی یک دگرسانیای هم در شمار همجنسگرایان رخ بدهد؛ به نگر من بکاهد.
وقتی در حباب اسلامگرایی قرار دارید چقدر راحت همه کس و همه چیز را مقصر مییابید، بجز مذهبتان
دقیقا... من نسبت به این موضوع رای ممتنعی دارم. نه کار جالبی به نظرم میاد تا ازش دفاع کنم نه همجنس گرایی دو نفر با هم برای من مزاحمتی ایجاد میکنه که باهاش مخالفت کنم.
به نظر من اگر قراره آزادی باشه باید برای همه باشه تا پابرجا بمونه. ولی اگر من که طرفدار رابطه با جنس مخالفم بخوام نوع رابطه ام رو تحمیل کنم و بگم کسی که طرفدار رابطه با جنس موافقه حق و حقوقی نداره یک روزی میرسه که افرادی خواهند اومد که نه تنها رابطه با جنس موافق بلکه من و امثال من رو حتی از داشتن رابطه با جنس مخالف که عُرف همه جای دنیا هم هست منع میکنند. مثل ایران حاضر! پس به نظر من باید آزادی برای همه باشه
دقیقا... من نسبت به این موضوع رای ممتنعی دارم. نه کار جالبی به نظرم میاد تا ازش دفاع کنم نه همجنس بازی دو نفر با هم برای من مزاحمتی ایجاد میکنه که باهاش مخالفت کنم.
به نظر من اگر قراره آزادی باشه باید برای همه باشه تا پابرجا بمونه. ولی اگر من که طرفدار رابطه با جنس مخالفم بخوام نوع رابطه ام رو تحمیل کنم و بگم کسی که طرفدار رابطه با جنس موافقه حق و حقوقی نداره یک روزی میرسه که افرادی خواهند اومد که نه تنها رابطه با جنس موافق بلکه من و امثال من رو حتی از داشتن رابطه با جنس مخالف که عُرف همه جای دنیا هم هست منع میکنند. مثل ایران حاضر! پس به نظر من باید آزادی برای همه باشه
گرامی همجنس بازی نه، همجنسگرایی!!
اینکه شما رای ممتنعی دارید احتمالا دلیلش این هست که گمان میکنید همجنسگرایی عملی انتخابی هست در صورتی که این افراد به طور طبیعی از لحاظ عاطفی و جنسی به جنس موافق تمایل دارند...
اینکه شما رای ممتنعی دارید احتمالا دلیلش این هست که گمان میکنید همجنسگرایی عملی انتخابی هست در صورتی که این افراد به طور طبیعی از لحاظ عاطفی و جنسی به جنس موافق تمایل دارند...
نظر بنده راجع به این قضیه اینه که خیلی از این آدم ها با این گرایش متولد میشوند خیلی هاشون هم این رو انتخاب میکنند.
به این خاطر میگم ممتنع چون از یک طرف من گی نیستم پس برام جالب نیست و دلیلی نداره از این کار دفاع بکنم ولی از طرف دیگر خودم رو انسان آزادی طلبی میدونم که معتقدم همه باید آزادی های شخصیشون رو داشته باشن.
در این قضیه برای من تا همینجا کفایت میکنه. چون این گرایش جنسی من نیست. تمایلات جنسی افراد هم متفاوته و از نظر من تابو نیست و در ذهن من موضوعی حل شده ست و چیز مهمی هم به نظرم نیست که بخواهم فسفر مغزم رو با فکر کردن به این قضیه بسوزونم. عرض کردم قبلا تا همینجا که میگم آزادی باید برای همه باشه در این قضیه به نظرم برای من کفایت میکنه.
خب نظر شما کاملا اشتباهه... من به خودم حق میدم که از هر چیزی خوشم بیاد یا بدم بیاد. هم من هم هر انسان دیگری این حق رو داره که از مسائل مختلف بنا به هر دیدی که داره خوشش بیاد یا بدش بیاد. مشکل اونجایی شروع میشه که من یا شما بخواهیم نظرمون رو به بقیه تحمیل کنیم و زورکی بگیم که نظر من درسته و بقیه هم باید اونجوری که ما میگیم زندگی کنند. نظرها و سلیقه ها مختلفه و همینطور محترم
نظر بنده راجع به این قضیه اینه که خیلی از این آدم ها با این گرایش متولد میشوند خیلی هاشون هم این رو انتخاب میکنند.
بر چه اساسی همچین حرفی میزنید؟همجنسگرایی هم در زن و مرد متفاوت هست و در صفحات قبل توضیح دادم.ضمنا و این خیلی و خیلی رو که میگید حرف علمی نیست....آماری دارید در این زمینه؟
به این خاطر میگم ممتنع چون از یک طرف من گی نیستم پس برام جالب نیست و دلیلی نداره از این کار دفاع بکنم ولی از طرف دیگر خودم رو انسان آزادی طلبی میدونم که معتقدم همه باید آزادی های شخصیشون رو داشته باشن.
از چی دفاع نمیکنید دقیقا؟ مگر اینجا دفاع از عمل جنسی مطرح هست؟ اصلا ما کاری به اون نداریم...حرف اینجا دفاع از حقوق این گروه اقلیت هست و گرنه اصلا دفاع از خود عمل جنسی اینجا بی معنی هست!! نگفتیم که هر کی دفاع کرد فردا خودش باید بره همجنسگرا بشه...
خب نظر شما کاملا اشتباهه... من به خودم حق میدم که از هر چیزی خوشم بیاد یا بدم بیاد. هم من هم هر انسان دیگری این حق رو داره که از مسائل مختلف بنا به هر دیدی که داره خوشش بیاد یا بدش بیاد. مشکل اونجایی شروع میشه که من یا شما بخواهیم نظرمون رو به بقیه تحمیل کنیم و زورکی بگیم که نظر من درسته و بقیه هم باید اونجوری که ما میگیم زندگی کنند. نظرها و سلیقه ها مختلفه و همینطور محترم
گرامی اینها که تکرار بدیهیات هست...منظورم من هم همین ها بود که شما گفتید!! گفتم قرار نیست ما خوشمون بیاد یعنی شما مجازی خوشت نیاد.نیازی به ذکر واضحات نبود!!