اینکه زن با همسرش مشورت کنه حقی رو برای مرد به وجود نمیاره. تو زندگی مشترک زن و مرد برای خرید لباس هم با هم مشورت میکنن، این به این معنی نیست که مرد یا زن حق دارن درباره لباسی که طرف مقابل میخواد بپوشه تصمیم بگیرن. اگه مرد دوست نداشته باشه بچه دار شن، ولی زن بخواد حق زن هست که بچه شو نگهداره چون بدن اون میزبان بچه است ولی اگر مرد بچه بخواهد و زن نخواهد مرد حق ندارد زن رو وادار کند بچه رو به دنیا بیاورد.
عجب ! پس تصمیم گیری در یک زندگی شاد خانوادگی اینجوریست،تو رو اسپاگتی تعارف نکنید !! حق نظر مرد و جامعه درباره جنین در حد حق نظر بقیه درباره لباس طرف (صفر) است.
میلاد هر زنی معمولا از یه روش پیشگیری استفاده میکنه. نه شیشصدتا همزمان. اینکه دایم باید حواسش به روشهای پیشگیری و کارایی که انجام باید بده باید باشه. اگه بخواد اینقدر کار انجام بده که کلا بیخیال سکس بشه از همش راحتتره. قرص بخوره. کاندوم استفاده کنه. دیافراگم بذاره. بهتر نیست لوله هاش هم محض اطمینان ببنده؟ :)) (روش اضطراری هم فقط برای مواقعی هست که سایر روشها براشون مشکلی پیش اومده باشه و دایم هم نمیشه این روش رو استفاده کرد. در واقع همون خوردن قرص هست ولی به صورت فشرده)
زنی که بچه نمیخواد یا روشهای پیشگیری رو درست و با توصیه پزشک انجام میده ! یا به قول شما بیخیال سکس با یک مرد میشه و میره از آلات مصنوعی استفاده میکنه . کاندوم هم یک روش سریع و بی دردسر است و از نظر بهداشتی هم خیلی خوب است و توصیه میشود .
من در تمام مدت این بحث سعی میکردم از زاویه دید خانم ها هم نگاه کنم...خب حرفی در این نیست که زحمت زن در بارداری قطعا خیلی بیشتر هست اما به هر حال نمیشه که مرد رو هم 100% نادیده بگیریم...پس ببخشید یعنی نقش مرد در شکل گیری بچه و حق حیات بچه، فقط در حد خالی کردن اسپرم درون واژن زن هست؟ من اگر زن هم بودم میگفتم منطقی نیست که زن رو محق بدونیم همیشه و همه حال...قانون هم مبنای اخلاقی داره و بی دلیل نیومده یه سقف زمانی بذاره برای نظر زن...تازه قوانین غربی هم که 100% ملاک درستی و اخلاقی بودن نیستند.هیچ کدوم از ما هم نگفتیم زن بیاد از مرد اجازه بگیره، بحث توافق بود...
ولی یه چیزی رو شخصا قبول دارم...زن اگر خیلی پافشاری کرد برای انداختن بچه، به نظر من باید حق رو به زن بدیم..حالا اگر میشد جنین رو سالم خارج کنیم از بدن زن و بیرون ازش مراقبت شه که بهتر اما اگر نشد سقط شه بهتره!!
Couvade syndrome, also called sympathetic pregnancy, is a condition in which a partner experiences some of the same symptoms and behavior of an expectant mother. These most often include minor weight gain, altered hormone levels, morning nausea, and disturbed sleep patterns. In more extreme cases they can include labor pains, postpartum depression, and nosebleeds.[1] The labor pain symptom is commonly known as sympathy pain.
شاید دیر رسیده باشم:))ولی دیدگاه من در مورد بارداری و سقط جنین:
برای تولد کودک در بدن زن هم پدر و هم مادر این رو بپذیرند.
برای سقط جنین هم پدر و هم مادر باید هر دو موافقش باشند.
اگر امکان بیرون آوردن جنین وجود نداشته باشه، زن در مورد سقط بچه حق داره.
اگر امکان بیرون آوردن جنین باشه،زن یا مرد به تنهایی حقی در این مورد ندارند.
شاید دیر رسیده باشم:))ولی دیدگاه من در مورد بارداری و سقط جنین: برای تولد کودک در بدن زن هم پدر و هم مادر این رو بپذیرند. برای سقط جنین هم پدر و هم مادر باید هر دو موافقش باشند.
اگر امکان بیرون آوردن جنین وجود نداشته باشه، زن در مورد سقط بچه حق داره. اگر امکان بیرون آوردن جنین باشه،زن یا مرد به تنهایی حقی در این مورد ندارند.
ماجرا کمی از این پیچیدهتر است، جامعهی مدرن برای مردان هیچ حقی قائل نمیشود، همیشه صحبت دربارهی حق زنان بر بدنشان است. شما به عنوان یک مرد حق انتخاب والد شدن را ندارید، زن است که تصمیم میگیرد. امکانهایی که وجود دارد: 1. زن و مرد هر دو سقط جنین را میخواهند > بصورت توافقی اتفاق میافتد. اما بازهم گاهی مشاهده میشود که زن از مرد فاصله میگیرد، چنانکه گویی در مرحلهای ناخودآگاه توقع داشته او اقدام به شوالیهگری بکند و با او مخالف باشد. این همیشه اتفاق نمیافتد اما مشکلیست که وجود دارد. 2. زن خواستار سقط است مرد مخالف > مرد حرفی نمیتواند بزند، این بدن زن است و در حق او ناعادلانه خواهد بود. به راستی نیز همینطور است، یعنی اگر به مرد حق وتو بدهیم میزان بیعدالتی که پدید میآید بسیار گستردهتر خواهد بود تا تصمیم دربارهی نگاه داشتن بچه را به زن بسپریم. اما به هرحال، بیعدالتیست در حق مردان که وجود دارد. 3. زن مخالف سقط است و مرد خواهان آن> این شرایط از دو تای دیگر بسیار بیشتر اتفاق میافتد، و نقطهی ثقل اصلی بیعدالتی در حقوق تولید مثل برپاد مردان است. اگر زنی از شما حامله بشود و بخواهد بچه را نگاه بدارد، شما هیچ حقی برای انتخاب ندارید و تا پایان عمر باید «حمایت از بچه» و «المونی» و بپردازید اگرنه به زندان میروید. به هنگام اعتراض پاسخی که به این بیعدالتی میدهند اینست که «توی تمبانت نگهش میداشتی»، یعنی همان حرفی که اگر ما به زنان بزنیم(اگر بچه نمیخواستی سکس هم نمیکردی)گویی خودکشی اجتماعی کردهایم و دیگر کسی تا ابد از کنارمان عبور نمیکند، جواب مردانیست که هرگز بچه نمیخواستهاند.
فاجعه فقط در اینجا نیست، که قانون و جامعه مرا وادار به پدر شدن میکند، ماجرا حتی کمی جنبهی کمدی پیدا میکند: در فرانسه و آلمان فمینیستها قانونی را گذراندند که طبق آن تست والدی ممنوع است. یعنی غیرقانونیست که از پدر بچهای که خرج بزرگ شدن او را میدهید، از طریق آزمایش دیانآی اطمینان کسب بکنید: AFP: Paternity tests take off in Spain thanks to French ban
ماجرا کمی از این پیچیدهتر است، جامعهی مدرن برای مردان هیچ حقی قائل نمیشود، همیشه صحبت دربارهی حق زنان بر بدنشان است. شما به عنوان یک مرد حق انتخاب والد شدن را ندارید، زن است که تصمیم میگیرد. امکانهایی که وجود دارد: 1. زن و مرد هر دو سقط جنین را میخواهند > بصورت توافقی اتفاق میافتد. اما بازهم گاهی مشاهده میشود که زن از مرد فاصله میگیرد، چنانکه گویی در مرحلهای ناخودآگاه توقع داشته او اقدام به شوالیهگری بکند و با او مخالف باشد. این همیشه اتفاق نمیافتد اما مشکلیست که وجود دارد. 2. زن خواستار سقط است مرد مخالف > مرد حرفی نمیتواند بزند، این بدن زن است و در حق او ناعادلانه خواهد بود. به راستی نیز همینطور است، یعنی اگر به مرد حق وتو بدهیم میزان بیعدالتی که پدید میآید بسیار گستردهتر خواهد بود تا تصمیم دربارهی نگاه داشتن بچه را به زن بسپریم. اما به هرحال، بیعدالتیست در حق مردان که وجود دارد. 3. زن مخالف سقط است و مرد خواهان آن> این شرایط از دو تای دیگر بسیار بیشتر اتفاق میافتد، و نقطهی ثقل اصلی بیعدالتی در حقوق تولید مثل برپاد مردان است. اگر زنی از شما حامله بشود و بخواهد بچه را نگاه بدارد، شما هیچ حقی برای انتخاب ندارید و تا پایان عمر باید «حمایت از بچه» و «المونی» و بپردازید اگرنه به زندان میروید. به هنگام اعتراض پاسخی که به این بیعدالتی میدهند اینست که «توی تمبانت نگهش میداشتی»، یعنی همان حرفی که اگر ما به زنان بزنیم(اگر بچه نمیخواستی سکس هم نمیکردی)گویی خودکشی اجتماعی کردهایم و دیگر کسی تا ابد از کنارمان عبور نمیکند، جواب مردانیست که هرگز بچه نمیخواستهاند.
فاجعه فقط در اینجا نیست، که قانون و جامعه مرا وادار به پدر شدن میکند، ماجرا حتی کمی جنبهی کمدی پیدا میکند: در فرانسه و آلمان فمینیستها قانونی را گذراندند که طبق آن تست والدی ممنوع است. یعنی غیرقانونیست که از پدر بچهای که خرج بزرگ شدن او را میدهید، از طریق آزمایش دیانآی اطمینان کسب بکنید: AFP: Paternity tests take off in Spain thanks to French ban
اینها بیشتر ناشی از تکنولوژی های مدرن و قوانین عقب مانده هست،یعنی این قوانین اقلا صد سالی از تکنولوژی عقب تر هستند و طبیعتا چنین مشکلات مضحک و دردناکی رو بوجود میارند:)
من اولین بار که "حق سقط جنین" به گوشم خورد زمانی بود که یک کتاب راجع به فمینیسم خوندم. نکته جالب اینکه تا همین چند وقت پیش فکر میکردم منظور این بوده که سقط جنین نباید غیر قانونی باشه و مردم باید حق داشته باشند اینکارو انجام بدن!😃 اصلا این برداشت که "حق سقط جنین باید در انحصار زنان باشه" رو نکرده بودم! و راستش نمیدونم تا چه اندازه بخاطر کج فهمی و کم سوادی من بوده ولی یکی از دلایلش قطعا این بوده که یکم غیر منطقیه که این حق در انحصار زن باشه، حداقل اون موقع بنظر من غیر منطقی میومده و این باعث شده ذهنم به اون سمت نره!
الان هم نظرم به آقایونی که در اینجا نظر داده اند نزدیکتره تا خانومها! هنوز هم برام عجیبه که یک کتاب رو تقریبا کامل خوندم ولی متوجه نشدم منظور از "حق سقط جنین" چی بوده! نمیدونم چرا بارها از "حق سقط جنین" به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه فمینیستها نام برده شده ولی واضح نیومدن بگن "حق سقط جنین باید در انحصار زنان باشد".
من اولین بار که "حق سقط جنین" به گوشم خورد زمانی بود که یک کتاب راجع به فمینیسم خوندم. نکته جالب اینکه تا همین چند وقت پیش فکر میکردم منظور این بوده که سقط جنین نباید غیر قانونی باشه و مردم باید حق داشته باشند اینکارو انجام بدن! اصلا این برداشت که "حق سقط جنین باید در انحصار زنان باشه" رو نکرده بودم! و راستش نمیدونم تا چه اندازه بخاطر کج فهمی و کم سوادی من بوده ولی یکی از دلایلش قطعا این بوده که یکم غیر منطقیه که این حق در انحصار زن باشه، حداقل اون موقع بنظر من غیر منطقی میومده و این باعث شده ذهنم به اون سمت نره!
الان هم نظرم به آقایونی که در اینجا نظر داده اند نزدیکتره تا خانومها! هنوز هم برام عجیبه که یک کتاب رو تقریبا کامل خوندم ولی متوجه نشدم منظور از "حق سقط جنین" چی بوده! نمیدونم چرا بارها از "حق سقط جنین" به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه فمینیستها نام برده شده ولی واضح نیومدن بگن "حق سقط جنین باید در انحصار زنان باشد".
حق انداختن جنین که باید در دست زن باشد بیباک جان, ولی حق نگهداشتن آن بی پروانهیِ پدر نه!
این روزها چه بحث حقوق زن و مرد تو دفترچه گل انداخته واقعا:))) ببینم چه طور برای پیشگیری از بارداری مردان حرفی نمزنند و کنترل اسپرم ها رو به زن بیچاره محول می کنن اما موقع سقط دارای حق و حقوق میشن؟؟
حق انداختن جنین که باید در دست زن باشد بیباک جان, ولی حق نگهداشتن آن بی پروانهیِ پدر نه!
منظورتو متوجه شدم. حق با شماست. خب اگه زنی نخواد جنین رو نگه داره نمیشه کاریش کرد و شاید بهتره خودمون این حق سقط جنین رو بهش بدیم. من هم منظورم این نبود که به زور بچه رو نگه داره. همون چیزایی که دوستان گفتند یعنی مرد حق داشته باشه تلاش خودشو بکنه که زن رو منصرف کنه از این تصمیم.
در مورد حق نگهداری بچه هم من توجه نکرده بودم و با شما هم نظرم.
حق انداختن جنین که باید در دست زن باشد بیباک جان, ولی حق نگهداشتن آن بی پروانهیِ پدر نه!
😓
چی؟ نه اینهم درست نیست مهربد جان. نمیتوانیم زن را وادار به سقط جنین بکنیم که..! راهحل من برای برونرفت از معضل موجود اینست که به مرد حق انتخاب پدر شدن/نشدن را بدهیم و بهای انتخاب زنان را از جامعه نگیریم.
- اگر پدر خواستار نگاه داشتن بچه بود و مادر خواستار سقط آن > در نهایت حق را به مادر بدهیم زیرا در غیر اینصورت «بیشتر» غیرعادلانه خواهد بود. - اگر پدر خواستار سقط بود و مادر خواستار نگاه داشتن آن > به پدر اجازه بدهیم با امضای قراردادی از زیر بار مسئولیت پدر شدن بیرون برود. بهای انتخاب دیگری را من نباید بپردازم و «توی شلوارت نگه میداشتی» حرف درستی نیست. - اگر پدر خواستار نگاه داشتن بچه بود و تمام مسئولیتهای آنرا از قبل پذیرفت > به زنان پیشنهاد بدهیم که به این گزینه فکر بکنند. ضمنا گزینههای دیگر همچون بخشیدن سرپرستی بچه به دیگری و ... هم باید همواره وجود داشته باشند. -
دست از ترور شخصیت کسانی که مخالف سقط جنین هستند زیرا آنرا در حق بچههای به دنیا نیامده ناعادلانه میدانند برداریم.
- اگر مادر خواست بچه را نگاه بدارد و پولی نداشت > ؟ به فمینیستها بگوییم صندوق حمایت از مادران مجرد باز بکنند و به آنها از پول خودشان کمک مالی بکنند.
دوستان فعلا تا اطلاع ثانوی و «اصلاح جامعه»: الف. (اگر بچه نمیخواهید) هرگز بدون کاندوم سکس نکنید، حتی با همسرتان. من در دوست و آشنا دیدهایم زنانی که برخلاف میل شوهران خود باردار شدهاند را. ب. کاندوم مصرف شدهی خود را شخصا بیرون ببرید و «دور» بیاندازید. در آمریکا مردان از سکس تباسکو استفاده میکنند که گویا اسپرم را نابود میکند. به درگاه اسپاگتی هم دعا بکنید گیر کیس ناجوری نیافتید.
هرچند کار ما که از کار گذشته و اینجا در «جهان پیشتاز» (اسکاندیناوی، فرانسه، انگلستان، آلمان، ایتالیا و...)شما هیچ جور نمیتوانید اثبات بکنید که پدر بچه نیستید و زن کافیست روی یک برگه کاغذ نامتان را بنویسید، بطور خودکار پدر بچه محسوب میشوید. ایالت متحده که در زمینهی حقوق زنان اندکی «عقبماندهتر» است باز هم اگر اثبات بشود زن اسپرم شما را دزدیده و
بدون اطلاعتان از شما حامله شده مهم نیست، باید همچنان پول بپردازید.
این یکی واقعا مضحک بود واقعا چند درصد ریسک چنین مسئله ای رومیکنن و خودشون رو به درد سرمیندازن که پول بگیرن؟ اونهم وقتی طرف حسابشون مردیه که اصلا به دنبال قبول مسئولیت نیست... لطفا تو همچین تاپیکی چنین جک هایی تعریف نکنید
این یکی واقعا مضحک بود واقعا چند درصد ریسک چنین مسئله ای رومیکنن و خودشون رو به درد سرمیندازن که پول بگیرن؟ اونهم وقتی طرف حسابشون مردیه که اصلا به دنبال قبول مسئولیت نیست... لطفا تو همچین تاپیکی چنین جک هایی تعریف نکنید
کدامیک از مشکلاتی که ما در اینجا مطرح کردهایم به نظر شما «مضحک» نبودهاند؟ 😏 خود اعتراض در همینجاست که در کشورهای درنوردیده شده توسط موج سوم فمینیسم دروغ گفتن یک زن مجرد دربارهی هویت پدر بچهاش هیچ «ریسکی» برای او ندارد و این ناعادلانه است. مگر همه چیز باید «درصد» باشد؟ اینکه صدها «نفر» چنین بلایی سرشان آمده و میآید مهم نیست چون «درصدی» را تشکیل نمیدهند؟
. . . . شما در تاپیک ما ترول میکنید ما هم اینجا. 😊
بیشینه ی زنان گرایش باور نکردنی به بچه و بچه داری دارند و در این میان بسیاری از مردان هم مخالف آن هستند.این زنها با این کار مردان را در عمل انجام شده قرار می دهند و مرد هم به ناچار موظف به ساپورت می شود.بسیاری از مردان حتی نمی دانند که بچه با "دزدی اسپرم" بوجود آمده.
کدامیک از مشکلاتی که ما در اینجا مطرح کردهایم به نظر شما «مضحک» نبودهاند؟ خود اعتراض در همینجاست که در کشورهای درنوردیده شده توسط موج سوم فمینیسم دروغ گفتن یک زن مجرد دربارهی هویت پدر بچهاش هیچ «ریسکی» برای او ندارد و این ناعادلانه است. مگر همه چیز باید «درصد» باشد؟ اینکه صدها «نفر» چنین بلایی سرشان آمده و میآید مهم نیست چون «درصدی» را تشکیل نمیدهند؟
خیر به یاد ندارم در برابر سخنی منطقی موضع خاصی گرفته باشم. این مسائل مطرح شده اگر به خاطر این است که فردی ممکن است اسیر توطئه هایی خاص شوند را میتوانید در جستاری با مضمون کلاهبرداری یا ترولهایی اینچنین بیاورید ولی اینکه این مسائل را به جامعه ی زنان ارتباط میدهید انهم بدون هیچ پشتوانه ی علمی و اماری را نمیپذیرم و ان را یک توهین آشکار میدانم.
کما اینکه اکثرا این زنان هستند که مسئولیت کودکان نا خواسته را بدون پشتوانه ی مرد مخاطبپشان تنها به خاطر اینکه طبیعتا جنین را حمل میکنند را باید بپذیرند. مردانی که نه تنها برایشان چنین چیزی مهم نیست که به راحتی میگریزند و کوچکترین اثری نمیتوان از آنان یافت.
مگر در چند کشوردنیا چنین قوانینی را تبیین کرده اند که زنان مورد آسیب را حمایت کند و شما از کجا میدانید که قریب به اکثریت این چنین داستانهایی تقصیر مرد نبوده باشد. اگر در این بین چند مورد شارلاتان بازی توسط زنانی صورت گرفته باشدمن فکرنمیکنم بشود به کل زنان تعمیم داد. در کشورهای شذقی که اوضاع اسف بار است و زن با یک بچه ی ناخواسته صاحب اول و آخر کودک است و اصولا مرد مخاطب را نهمیتواندبیابد و اگر هم در دسترس باشد قانونی وجود ندارد که از زن در برابرش دفاع کند.
بیشینه ی زنان گرایش باور نکردنی به بچه و بچه داری دارند و در این میان بسیاری از مردان هم مخالف آن هستند.این زنها با این کار مردان را در عمل انجام شده قرار می دهند و مرد هم به ناچار موظف به ساپورت می شود.بسیاری از مردان حتی نمی دانند که بچه با "دزدی اسپرم" بوجود آمده.
شما بر چه مبنایی میگویید که زن دوست دارد مادر شود؟؟ اصلا میدانید وظیفه ی نگهداری یک بچه که عموما همبه زن محول شده چه قدر دشوار است؟چرا یک زن باید از چنین درد سری استقبال کند؟؟جدا از وظیفه ی نگهداریو تربیت بچه که معمولا مردانمشارکتی ندارند شما چه قدر از ضرر و زیانهای بارداری-زایمان بعد از ان اطلاع دارید که چنین مسئله ای را طرح میکنید؟؟؟ شارلاتان بازی ها اصلا مربوط به این نیست.چرا که مردان هم به عمد میتوانند زنان را در درد سر بیندازند.بنا براین این اصلا به زن و مرد بودن مربوط نیست و اگر کسی کمی جلوی ماجرا جویی هایش را بگیرد چه زن و چه مرد در چنین مخمصه هایی نمیافتد
خیر به یاد ندارم در برابر سخنی منطقی موضع خاصی گرفته باشم. این مسائل مطرح شده اگر به خاطر این است که فردی ممکن است اسیر توطئه هایی خاص شوند را میتوانید در جستاری با مضمون کلاهبرداری یا ترولهایی اینچنین بیاورید ولی اینکه این مسائل را به جامعه ی زنان ارتباط میدهید انهم بدون هیچ پشتوانه ی علمی و اماری را نمیپذیرم و ان را یک توهین آشکار میدانم.
در گفتمان فمینیستی هر صدایی که از یک مرد بیرون میآید «توهین آشکاری»ست به پیروان آن. 😪 وانگهی، خُب بدانید، که چه؟ متاسفانه برای شما، اینجا محیطیست آزاد که همه قادر به ارائهی سویههای گوناگون یک دیدگاه و بیان نظرات خود پیرامون موضوعات گوناگون هستند، عواطف و احساسات احتمالی من و شما هم چندان مهم نیست. مقدسات شما از مقدسات مسلمانان مهمتر که نیست، پس آنچه را شما توهین «میدانید» برای ما مهم نیست و مطرح کردن آن در اینجا موضوعیتی ندارد.
برای منهم تحریف و بدفهمی عامدانهی گفتههای طرف مقابل و نقد چیزهایی که هرگز نگفته «توهین اشکار» است. کسی چیزی را به جامعهی زنان مربوط نکرده و هیچ کجا ادعای آماری یا علمی بودن ادعاهای خود را نداشته، زیادی عصبانی شدهاید و چشمهایتان تار میبیند.
کما اینکه اکثرا این زنان هستند که مسئولیت کودکان نا خواسته را بدون پشتوانه ی مرد مخاطبپشان تنها به خاطر اینکه طبیعتا جنین را حمل میکنند را باید بپذیرند. مردانی که نه تنها برایشان چنین چیزی مهم نیست که به راحتی میگریزند و کوچکترین اثری نمیتوان از آنان یافت.
ادعاهای مستدل و علمی و آماری ِ مستندی که به جامعهی مردان ربط داده نشدهاند و توهینآمیز نیستند : ☝️
مگر در چند کشوردنیا چنین قوانینی را تبیین کرده اند که زنان مورد آسیب را حمایت کند و شما از کجا میدانید که قریب به اکثریت این چنین داستانهایی تقصیر مرد نبوده باشد. اگر در این بین چند مورد شارلاتان بازی توسط زنانی صورت گرفته باشدمن فکرنمیکنم بشود به کل زنان تعمیم داد. در کشورهای شذقی که اوضاع اسف بار است و زن با یک بچه ی ناخواسته صاحب اول و آخر کودک است و اصولا مرد مخاطب را نهمیتواندبیابد و اگر هم در دسترس باشد قانونی وجود ندارد که از زن در برابرش دفاع کند.
چطور وجود ندارد؟ در سرزمین «لالا» شاید وجود نداشته باشد، در ایران اما زن اگر شکایت بکند به مرد میان عقد او و یا زندان رفتن حق انتخاب میدهند. اما مسئله بازهم «چند تا» و «چند درصد» نیست، مسئله اینست که تمام کشورهایی که در آنها قوانین مشابهی وجود دارد، در میان پیشتازترین کشورهای جهان در رابطه با حقوق زنان هستند. پس ما رابطهی معکوسی میان حقوق زنان و مردان در آن کشورها هستیم، و شرایطی که بوجود آمده نقطهی مقابل «برابری»ست. در ایران که هنوز بازی به جای حساس نرسیده، دوستانی مثل شما که ادعا میکنند فمینیسم جنبشیست برای «برابری» میان زن و مرد، چگونه بناست از این حلقهی ابطال بیرون بجهد و به آیندهی مشابهی دچار نشود، و چه راهکارهایی برای برطرف کردن نابرابریهای «جنسیتی» که برپاد مردان وجود دارد ارائه میکنید. چنانکه در همین جستار دیدهایم، مدافعان حقوق مردان برخلاف شما هرگز نمیگویند «این به ما مربوط نیست» و «این مشکل ما نیست» و «این اصلا وجود ندارد» و «این با منطق ایدئولوژیک من سازگار نیست».
شما بر چه مبنایی میگویید که زن دوست دارد مادر شود؟؟
چهار میلیارد سال فرگشت. اگر «سخت است» و «درد دارد» و «مریض میشوم» دلیل کافی بود میلیونها سال قبل منقرض شده بودیم. شما هنوز جوان هستید، ساعت بیولوژیک بدنتان چند سال دیگر به کار میافتد.
شارلاتان بازی ها اصلا مربوط به این نیست.چرا که مردان هم به عمد میتوانند زنان را در درد سر بیندازند.بنا براین این اصلا به زن و مرد بودن مربوط نیست و اگر کسی کمی جلوی ماجرا جویی هایش را بگیرد چه زن و چه مرد در چنین مخمصه هایی نمیافتد
کسی نگفته زنها شارلاتان هستند و برای پول گرفتن از مردان حامله میشوند،
بحث بر سر اینست که «آنهایی که چنین میکنند»(فارغ از «درصد» و نیات و حالات روانی و ... ایشان)مورد مصونیت حقوقی قرار دارند که یک مرد هرگز نمیتواند داشته باشد. معادل دزدیدن منی از داخل کاندوم برای مردها میشود سوراخ کردن آن. جولین آسانژ برای مثال متهم به «تجاوز جنسی»ست، وانگهی این «تجاوز جنسی» رابطهی جنسی که به زور اتفاق افتاده نبوده، اتهام او اینست که در سکس با دختری، از کاندوم سوراخ استفاده کرده!
پس اگر زنی، اسپرم یک مرد را از کاندوم(یا به روش دیگری)، بدون اطلاع او بدزدد و این دزدی در دادگاه هم اثبات بشود، نه تنها زن مورد بحث را بخاطر کلاهبرداری که کرده مجازات نمیکنند، بلکه حتی پدر بیچاره را از پرداخت «حمایت بچه» هم معاف نمیکنند. اما اگر مردی کاندوم را سوراخ بکند و زن از آن طریق باردار بشود، تجاوز جنسی محسوب میشود و طرف به زندان محکوم میشود. برای مثال؛
اعتراض مطروحه در اینجا به اینست، و اینکه اگر خیال آسوده میخواهید باید تا سرحد امکان اسپرم خود را بپایید، «سیستم» برپاد شما تنظیم شده و باید روی عوضی، دروغگو، کلاهبردار، زیادی عاشق و یا انواع خاصی از «فمینیست» نبودن طرف مقابل شرطبندی بکنید زیرا اگر یکی از آنها بود از شما شکایت میکند و پدرتان را درمیآورد.
شما بر چه مبنایی میگویید که زن دوست دارد مادر شود؟؟ اصلا میدانید وظیفه ی نگهداری یک بچه که عموما همبه زن محول شده چه قدر دشوار است؟چرا یک زن باید از چنین درد سری استقبال کند؟؟جدا از وظیفه ی نگهداریو تربیت بچه که معمولا مردانمشارکتی ندارند شما چه قدر از ضرر و زیانهای بارداری-زایمان بعد از ان اطلاع دارید که چنین مسئله ای را طرح میکنید؟؟؟ شارلاتان بازی ها اصلا مربوط به این نیست.چرا که مردان هم به عمد میتوانند زنان را در درد سر بیندازند.بنا براین این اصلا به زن و مرد بودن مربوط نیست و اگر کسی کمی جلوی ماجرا جویی هایش را بگیرد چه زن و چه مرد در چنین مخمصه هایی نمیافتد
من براستی نمی دانم چه چیزی را باید برای شما اثبات کنم.اینکه زن ها عموما گرایش به بچه دار شدن دارند؟ اگر در دراز مدت بنگرید مردان هم در رنج کشیدن پس از زایش فرزند دست کمی از زنان ندارند. کسی منکر این رنج ها نشد و من نمی دانم از چه روی شما خروشیدید؟همانطور که امیر گرامی هم گفتند صحبت درصد و میانگین و مقدار نبود.بحث بیداد ی بود که بر مردان روا می دارند که شما آمدید حرف در دهان ما گذاشتید و این پدیده را به تمام زنان تعمیم دادید. در مورد ماجراجویی هم داوری تان نا به جاست.چرا که برای نمونه در همان لینک میبینیم که قربانی برای نخستین بار با زنی سکس داشته که این بلا بر سرش آمده. بیانگارید که مردی کاندوم سوراخ شده استفاده می کرد و زن را حامله می کرد و در صورت نیاز به اجازه مرد، اجازه سقط جنین را به زن نمی داد و زن مجبور بود سالها رنج نگهداری از بچه را بکشد.آنگاه شما بانوان چه فریاد وا مصیبتا یی سر می دادید و شلوار ایشان را بر مناره می کردید.
- دست از ترور شخصیت کسانی که مخالف سقط جنین هستند زیرا آنرا در حق بچههای به دنیا نیامده ناعادلانه میدانند برداریم.
pro life :)) خب به نطر من که ترور این باور حداقل چیز خوبیه:))چرا باید چنین چیزی رو بپذیریم؟بچه ای که به دنیا نیومده و مثلا دارای ادراک و آگاهیش در سطح خیلی پایین تریه:)
pro life :)) خب به نطر من که ترور این باور حداقل چیز خوبیه:))چرا باید چنین چیزی رو بپذیریم؟بچه ای که به دنیا نیومده و مثلا دارای ادراک و آگاهیش در سطح خیلی پایین تریه:)
چون میان پیشرفتگی و بچهداری رابطهی متناقض هست و انسانهای باهوش و متمدن بطور سیستماتیک دارند خودشان را نابود میکنند؟ به نظر من یک ممنوعیت موقتی برای سقط جنین در اروپا اصلا چیز بدی نخواهد بود.
چون میان پیشرفتگی و بچهداری رابطهی متناقض هست و انسانهای باهوش و متمدن بطور سیستماتیک دارند خودشان را نابود میکنند؟ به نظر من یک ممنوعیت موقتی برای سقط جنین در اروپا اصلا چیز بدی نخواهد بود.
یک فرنود بیشتر برای شتاباندن فرایند امُردادگی و رسیدن به همان تراهومنی (transhumanism).
چون میان پیشرفتگی و بچهداری رابطهی متناقض هست و انسانهای باهوش و متمدن بطور سیستماتیک دارند خودشان را نابود میکنند؟ به نظر من یک ممنوعیت موقتی برای سقط جنین در اروپا اصلا چیز بدی نخواهد بود.
به نظر من هم باید ممنوعیتی باشد بیشتر در جهت سلامت شخص نه حالا لزوما ناعادلانه بودن سقط برای اون جنین چون در هر صورت بچه ای كه ناخواسته باشد حتی اگر یكی از زن و مرد ناراضی باشد به دنیا آوردنش نا عادلانه تر است
ولی در این شكی نیست كه ممنوعیت سقط جنین از آزاد بودنش ضرر های بیشتری دارد جدا از آسیب های بهداشتی و سلامتی كه هم فرد و هم جامعه میبیند من بیشتر این رفتارهای سادیسمی و شاید كمی منصفانه تر شبه سادیسمی پدر و مادرها توقع ها و این حس مالكیتی كه پدر و مادر نسبت به بچه ها دارند(بیشتر در ایران) هم زیر سر این ممنوعیت سقط جنین میدونم!
یک فرنود بیشتر برای شتاباندن فرایند امُردادگی و رسیدن به همان تراهومنی (transhumanism).
فعلا که به آنجا نرسیدهایم راهکار چیست؟ تمام زنان باهوش و کاری و سکولار به محض حامله شدن بچه را سقط میکنند، چون نمیخواهند مانع پیشرفتشان بشود. آدمهای مذهبی و خرافاتی و دیوانه اما (که گمان میکنند امبریو روح دارد و حقوق او باید در دادگاه برسی بشود!) بچهها را فقط بخاطر رضای خدا به دنیا میآورند و در ایدئولوژی خودشان تربیت میکنند. موضع ِ ضد سقط جنین/ضد کنترل جمعیتی که کلیسای کاتولیک گرفته تنها دلیلیست که هنوز بزرگترین دستگاه مذهبی در مسیحیت است.
چون میان پیشرفتگی و بچهداری رابطهی متناقض هست و انسانهای باهوش و متمدن بطور سیستماتیک دارند خودشان را نابود میکنند؟ به نظر من یک ممنوعیت موقتی برای سقط جنین در اروپا اصلا چیز بدی نخواهد بود.
پس فایده مهاجرت چیه:))به هر حال راهکارهای دیگه ای جز ممنوعیت سقط جنین برای جلوگیری از انقراض وجود داره و با توجه به نابرابری شدید هم آوری(تولید مثل) بین کشورهای توسعه یافته و سایر کشورها میشه سعی کرد از منابع اضافی کشورهای پیشرفته تر برای بهبود سطح زندگی و کاهش جمعیت کشورهای دیگه استفاده کرد:) در کل به خاطر نسبت تساعدی که برای افزایش جمعیت وجود داره بعید میدونم با با مشکل واقعی انقراض مواجه بشیم، چون با یک دوره کوتاه میشه جمعیت رو به طور چشم گیری افزایش داد:)
پس فایده مهاجرت چیه:))به هر حال راهکارهای دیگه ای جز ممنوعیت سقط جنین برای جلوگیری از انقراض وجود داره و با توجه به نابرابری شدید هم آوری(تولید مثل) بین کشورهای توسعه یافته و سایر کشورها میشه سعی کرد از منابع اضافی کشورهای پیشرفته تر برای بهبود سطح زندگی و کاهش جمعیت کشورهای دیگه استفاده کرد:) در کل به خاطر نسبت تساعدی که برای افزایش جمعیت وجود داره بعید میدونم با با مشکل واقعی انقراض مواجه بشیم، چون با یک دوره کوتاه میشه جمعیت رو به طور چشم گیری افزایش داد:)
دشواری امیر با کمیِ زادگان نیست, با کمیِ زادگان فرهیخته و هوشمنده! (:
فعلا که به آنجا نرسیدهایم راهکار چیست؟ تمام زنان باهوش و کاری و سکولار به محض حامله شدن بچه را سقط میکنند، چون نمیخواهند مانع پیشرفتشان بشود. آدمهای مذهبی و خرافاتی و دیوانه اما (که گمان میکنند امبریو روح دارد و حقوق او باید در دادگاه برسی بشود!) بچهها را فقط بخاطر رضای خدا به دنیا میآورند و در ایدئولوژی خودشان تربیت میکنند. موضع ِ ضد سقط جنین/ضد کنترل جمعیتی که کلیسای کاتولیک گرفته تنها دلیلیست که هنوز بزرگترین دستگاه مذهبی در مسیحیت است.
هر راهکاری هم بخواهد, گرفتن آزادی که راهکار نیست (هنوز آن اندازه بدبخت نشدهایم!)
به دید من همین افزودن آسانیِ بچهدار شدن, هزینهای که دولت میپردازد و گرفتن امتیازهایِ گوناگون و .. کار را درست میکند, اگر پدر و مادر بدانند بنمونه برای بچه میتوانند پرستار بگیرند, خوب خود به خود نیمی از زندگی اشان آسان شده!
همینها را بیشتر کنند خوب مردم هم بیشتر بچه میاورند, کسی از خود بچه که بیزار نیست, همه از دردسرهای گوناگون زادآوری بیزارند.
چطور وجود ندارد؟ در سرزمین «لالا» شاید وجود نداشته باشد، در ایران اما زن اگر شکایت بکند به مرد میان عقد او و یا زندان رفتن حق انتخاب میدهند. اما مسئله بازهم «چند تا» و «چند درصد» نیست، مسئله اینست که تمام کشورهایی که در آنها قوانین مشابهی وجود دارد، در میان پیشتازترین کشورهای جهان در رابطه با حقوق زنان هستند. پس ما رابطهی معکوسی میان حقوق زنان و مردان در آن کشورها هستیم، و شرایطی که بوجود آمده نقطهی مقابل «برابری»ست. در ایران که هنوز بازی به جای حساس نرسیده، دوستانی مثل شما که ادعا میکنند فمینیسم جنبشیست برای «برابری» میان زن و مرد، چگونه بناست از این حلقهی ابطال بیرون بجهد و به آیندهی مشابهی دچار نشود، و چه راهکارهایی برای برطرف کردن نابرابریهای «جنسیتی» که برپاد مردان وجود دارد ارائه میکنید. چنانکه در همین جستار دیدهایم، مدافعان حقوق مردان برخلاف شما هرگز نمیگویند «این به ما مربوط نیست» و «این مشکل ما نیست» و «این اصلا وجود ندارد» و «این با منطق ایدئولوژیک من سازگار نیست».
مشکلات حقوقی را منکر نیستم.اما چندان که مینمایید بر پاد مردان نیست. در ایران اگر زن نتواند ثابت کند که کودکی که به اصطلاح حاصل زناست برای مرد خاصیست کفالتش برعهده ی زن است.بنا براین مردان راه در رو زیاد دارند و اینچنین نیست که قانونی وجود داشته باشد که مرد مسئولیت رابطه ی خود را بپذیرد.ضمن اینکه اگر زن را هم عقد کند هیچ گونه حق و حقوقی نه به زنا زاده و نه به زن تعلق نخواهد گرفت. یعنی قوانینی که شما در ایران میشناسید انقدر بر ضد زن است که زنان ترجیج میدهند خاموش و بی سرو صدا یا بچه را گم و گور کنند یا خودشان با وجود مطرود شدن از جامعه کودک را بزرگ کنند.
ما هم نمی گوییم که چنین چیزی به ما مربوط نیست و از قضا من این نوع از اخاذی را کثیف ترین نوعی میدانم که میشناسم.چرا که پای موجودی دیگر را به میان کشیدن برای سلطه بر طرف مقابل اصلا جای دفاع ندارد. مشکل من با نوعی از تبلیغ سوء شماست که ذهن مخاطب را به بد بینی ترغیب میکنید و اعتماد بین دو فرد موقع رابطه ی جنسی برقرار کردن را زیر سوال میبرید و چنان می نمایید که یک مرد باید هر لحظه منتظر هر نوع توطئه ی کثیف از سمت زنان باشد.این مسئله هم راه و چاره دارد و مستقیما باز میگردد به هوشیاری افراد موقع انتخاب فرد مخاطبشان برای ارتباط جنسی.
این مشکل دو طرفه است و طوری وانمود نکنید که جامعه ی زنان در این زمینه صاحب امتیاز است.زنانی که بهشان تجاوز میشود در همان غرب در اینکه ثابت کنند واقعا بهشان تجاوز شده دچار مشکلند و اکثرا مردان طوری وانمودمیکنند که فرد خودش خواسته که ارتباط برقرار کند.این نقص قانون را چگونه توجیه می کنید؟؟؟
بنا براین کفه ی ترازویتان را به سمت خودتان سبک نبینید چرا که اگر این گونه مسائل و مشکلات را به قانون ربط دهید مشکلات زنان به مراتب بیشتر است و اگرگلایه ای دارید دو طرفه به مسئله نگاه کنید.
چهار میلیارد سال فرگشت. اگر «سخت است» و «درد دارد» و «مریض میشوم» دلیل کافی بود میلیونها سال قبل منقرض شده بودیم. شما هنوز جوان هستید، ساعت بیولوژیک بدنتان چند سال دیگر به کار میافتد.
از نظر من باید بین قابلیت طبیعی بچه دار شدن و مادر بودن تمایز قائل شد. مادر بودن مفهومی اجتماعیست در حالی که پدر شدن را به ندرات به رسمیت میشناسند و تنها به عمل نطفه گذاری اطلاق میکنند.در حالی که زن با مادر شدن تمامی هویت و مشغله ی خود را به پرورش کودک وابسته میبیند. هنوزم که هنوز است در صورتی که بچه دچار مشکلی شود این مادر است که مواخذه میگردد و در کل جان بچه و جان مادر! بنا براین فکرنمیکنم زنان ذاتا مایل باشند که نقشی چنین سخت را بر عهده گیرند و اگر زایش را با مادر بودن برابر کنید با اطمینان میتوان گفت که زنان از مادر بودن فراری اند.از طرفی چون همچنان این اقش های سنتی و تعریفی در تمامی جوامع وجود دارد نمیتوانید ادعا کنید که زنان به دنبال اسپرم دزدی هستند که مادر وبدن را تجربه کنند:))))
مشکلات حقوقی را منکر نیستم.اما چندان که مینمایید بر پاد مردان نیست. در ایران اگر زن نتواند ثابت کند که کودکی که به اصطلاح حاصل زناست برای مرد خاصیست کفالتش برعهده ی زن است.بنا براین مردان راه در رو زیاد دارند و اینچنین نیست که قانونی وجود داشته باشد که مرد مسئولیت رابطه ی خود را بپذیرد.ضمن اینکه اگر زن را هم عقد کند هیچ گونه حق و حقوقی نه به زنا زاده و نه به زن تعلق نخواهد گرفت. یعنی قوانینی که شما در ایران میشناسید انقدر بر ضد زن است که زنان ترجیج میدهند خاموش و بی سرو صدا یا بچه را گم و گور کنند یا خودشان با وجود مطرود شدن از جامعه کودک را بزرگ کنند.
نوبت مردان که میشود اینها «مشکلات حقوقی» هستند، و اینکه من باید طبق قانون با زنی که اسپرم مرا دزدیده ازدواج بکنم یا بچهی حاصله را پدر بشوم و هجده سال یک سوم حقوقم را به «مادرش» بدهم یا به زندان بروم «بر پاد مردان نیست». اما حق نفقه و مهریه و ... «ضد زن» است. اینها درپی همان مظلومنمایی/قربانینمایی سیستماتیک به نظر میرسد که زنان استاد آن هستند.
ما هم نمی گوییم که چنین چیزی به ما مربوط نیست و از قضا من این نوع از اخاذی را کثیف ترین نوعی میدانم که میشناسم.چرا که پای موجودی دیگر را به میان کشیدن برای سلطه بر طرف مقابل اصلا جای دفاع ندارد. مشکل من با نوعی از تبلیغ سوء شماست که ذهن مخاطب را به بد بینی ترغیب میکنید و اعتماد بین دو فرد موقع رابطه ی جنسی برقرار کردن را زیر سوال میبرید و چنان می نمایید که یک مرد باید هر لحظه منتظر هر نوع توطئه ی کثیف از سمت زنان باشد.این مسئله هم راه و چاره دارد و مستقیما باز میگردد به هوشیاری افراد موقع انتخاب فرد مخاطبشان برای ارتباط جنسی.
بله همینطور است به هیچ زنی نباید اعتماد بکنید زیرا «توانایی» سوء استفاده از شما را دارد(اینکه ۹۰٪ یا ۹۹٪ یا ۸۸.۸٪ ... چنان نمیکنند بیربط است). یک واژهنامه باز بکنید و در آن تفاوت میان «قصد» و «امکان» را بخوانید.
این مشکل دو طرفه است و طوری وانمود نکنید که جامعه ی زنان در این زمینه صاحب امتیاز است.زنانی که بهشان تجاوز میشود در همان غرب در اینکه ثابت کنند واقعا بهشان تجاوز شده دچار مشکلند و اکثرا مردان طوری وانمودمیکنند که فرد خودش خواسته که ارتباط برقرار کند.این نقص قانون را چگونه توجیه می کنید؟؟؟
چه مشکلی؟ بین 10% تا 41% اتهام تجاوزی که زنان به مردان میزنند دروغ هستند(بسته به آمارهای گوناگونی که هست)، و یک زن میتواند از هر نوع مدرکی برای اثبات تجاوز جنسی استفاده بکند، ریپکیت، شاهد، جرمشناسی و ... حتی از جمله آزمایش دیانای. یعنی اگر دوست دختر من ادعا بکند که به او تجاوز کردهام، ادعای او صرفا بدلیل وجود دیانای من بر بدن او پذیرفته میشود. یعنی اگر ادعا بکند «به من تجاوز شده» درحالی که سکس توافقی داشته عملا هیچ راهی برای اثبات بیگناهی خود نخواهم داشت. آنچه «فمینیستها» برای اثبات کردنش مشکل دارند Date Rape و چرندیاتی از این قبیل است که «زن مست نمیتواند رضایت داشته باشد» و ... به عبارتی دیگر: اگر من روز بعد پشیمان شدم، تجاوز جنسی بوده و مرد باید بخاطر آن سی سال برود زندان.
البته که برخی زنان تنبل و بیسواد و بیکار حاضرند برای پول حامله بشوند! برخی دیگر هم نرمال نیستند و به هر قیمتی شده میخواهند طرف را پایبند بکنند/نگه بدارند، برخی دیگر هم بیمار روانی هستند، شماری هم جنونپیشه و سادیست هستند و ... شما یا فارسی نمیدانید، یا همه را ابله فرض کردهاید. بیان اینکه زنها میتوانند قانونی کلاهبرداری بکنند به این معنی نیست که «زنها شارلاتان هستند و برای پول گرفتن از مردان حامله میشوند»، به این معناست که اگر خواستند چنان کاری بکنند قانونا قادر هستند.
نوبت مردان که میشود اینها «مشکلات حقوقی» هستند، و اینکه من باید طبق قانون با زنی که اسپرم مرا دزدیده ازدواج بکنم یا بچهی حاصله را پدر بشوم و هجده سال یک سوم حقوقم را به «مادرش» بدهم یا به زندان بروم «بر پاد مردان نیست». اما حق نفقه و مهریه و ... «ضد زن» است. اینها درپی همان مظلومنمایی/قربانینمایی سیستماتیک به نظر میرسد که زنان استاد آن هستند.
البته این یک سوم حقوق هم تحت شرایطی به زن تعلق میگیرد و مرد میتواند ثابت کند که زن فاحشه و هرزه بوده و معاف از پرداخت چنین وجهی شود.در ایران هم که با 4 شاهد سر خیابانی متوان به اثباتت فاحشه بودن رسید. البته فکرمیکنم مبلغی پرداخت شود ولی میدانم که به زن حقوقی تعلق نخواهد گرفت. ضمن اینکه شما قوانین را خیلی بی نقص میپندارید.زنانی که به لحاظ حقوقی میتوانند از مرد مطالبه داشته باشند انقدر زیر فشارهای روانی و خشونت های مردانه هستند که اکثریت به لحاظ قانونی توانایی مطالبه حقوق خود را ندارند.
بنابراین چه طور انتظار داریدکه این قانون که ادعای دفاع از حقوق زنان را دارد برای مردان بی عیب و نقص باشد.
بحث دفاع نیست و اگر میخواستم دفاع کنم به راحتی به زمینه ی بروز چنین جرم هایی اشاره میکردم و گناه را بر سر مردان میانداختم که خودشان محرک چنین جرم های زنانه ای میشوند:))
بله همینطور است به هیچ زنی نباید اعتماد بکنید زیرا «توانایی» سوء استفاده از شما را دارد(اینکه ۹۰٪ یا ۹۹٪ یا ۸۸.۸٪ ... چنان نمیکنند بیربط است). یک واژهنامه باز بکنید و در آن تفاوت میان «قصد» و «امکان» را بخوانید.
وقتی نه به لحاظ اعتمادی و نه به لحاظ حقوقی شرایط برای ما مثبت نیست چرا از فعالیت اسپرم های خود جلوگیری نمیکنید؟زنانی که ناخواسته باردار میشوند با اینکه مشکلشان از مردان حاد تر است کمتر عوام فریبی میکنند و خودشان در پی حل مشکلشان بر می آیند.شما چرا به جای داد و هوارهای مردانه راهکار نمی یابید که هم زنان را و هم خودتان را از این بلایا حفظ کنید؟
چه مشکلی؟ بین 10% تا 41% اتهام تجاوزی که زنان به مردان میزنند دروغ هستند(بسته به آمارهای گوناگونی که هست)، و یک زن میتواند از هر نوع مدرکی برای اثبات تجاوز جنسی استفاده بکند، ریپکیت، شاهد، جرمشناسی و ... حتی از جمله آزمایش دیانای. یعنی اگر دوست دختر من ادعا بکند که به او تجاوز کردهام، ادعای او صرفا بدلیل وجود دیانای من بر بدن او پذیرفته میشود. یعنی اگر ادعا بکند «به من تجاوز شده» درحالی که سکس توافقی داشته عملا هیچ راهی برای اثبات بیگناهی خود نخواهم داشت. آنچه «فمینیستها» برای اثبات کردنش مشکل دارند Date Rape و چرندیاتی از این قبیل است که «زن مست نمیتواند رضایت داشته باشد» و ... به عبارتی دیگر: اگر من روز بعد پشیمان شدم، تجاوز جنسی بوده و مرد باید بخاطر آن سی سال برود زندان.
خیر اتفاقا اثبات اینکه تجاوزی صورت گرفته بسیار سخت است را که تنها با ازمایشات دی ان ای پرونده بستهنمیشود. زنان قبل از اینه کارشان به دادگاه کشیده شود در همان بازجوییهای اولیه کارشان را تمام میکنند. اینکه به میل خود وارد خانه ی متجاوز شده باشد-اینکه شاهدی نداشته باشد-ثابت کندکه موقع تجاوز از تهدید با اسلحه یا چنین مواردی استفاده شده باشد و یا حتی این که درخیابان خودش برای ماشینی دست تکان داده باشد همه حاکی از انی است که تجاوزی نمیتوانسته صورت گیرد.
البته که برخی زنان تنبل و بیسواد و بیکار حاضرند برای پول حامله بشوند! برخی دیگر هم نرمال نیستند و به هر قیمتی شده میخواهند طرف را پایبند بکنند/نگه بدارند، برخی دیگر هم بیمار روانی هستند، شماری هم جنونپیشه و سادیست هستند و ... شما یا فارسی نمیدانید، یا همه را ابله فرض کردهاید. بیان اینکه زنها میتوانند قانونی کلاهبرداری بکنند به این معنی نیست که «زنها شارلاتان هستند و برای پول گرفتن از مردان حامله میشوند»، به این معناست که اگر خواستند چنان کاری بکنند قانونا قادر هستند.
فکر میکنم در انتها باید به گرو کشی اسپرم و تخمک برسیم وگرنه که بارها هم گفتم مردان در انجام این جرم به مراتب آزاد ترند.و زنی که حاضر است چنین آسیب و ضرری را به جان خود بخرد احتمالا مرد مخاطبش خیلی طعمه ی وسوسه کننده ایست که مردان در اقلیت باید نگران باشند
«مشکل» شما اینست که تبعیض قانونی، که آشکارترین و شدیدترین و بدویترین نوع تبعیض است را نادیده میگیرید(یا میکوشید بیاهمییت و جزئی جلوه بدهید)، اما تبعیض اجتماعی و احتمالی و ... را بزرگنمایی میکنید و در یک ردیف قرار میدهید و ... دلیل این پافشاری بر نپذیرفتن اینکه مردان دست بسیار پائینتر در این رابطه را دارند و عملا «هیچ» حقی در مورد والد شدن چه در ایران، چه در «جهان متمدن» برایشان وجود ندارد اینست که اگر وجود نابرابری به سود زنان و بر علیه مردان را بپذیرید دنیای رویایی که در آن مرد همیشه فاعل ظلم است و زن مفعول ازهم میپاشد. من توضیح دیگری نمییابم.
بنابراین چه طور انتظار داریدکه این قانون که ادعای دفاع از حقوق زنان را دارد برای مردان بی عیب و نقص باشد.
«اینطور» که شما بازی را با دروغ و فریب «برابری» شروع کردید نه «برتری». + هرقدر هم «زیرجلی» سعی بکنید من اجازه نمیدهم چیزها را از معنای حقیقیشان تهی بکنید: اینها «عیب و نقص» نیستند، تبعیض سیستماتیک، قانونی و تعمدی به نفع زنان و برپاد مردان هستند که یا فمینیسم نسبت به آن بیتفاوت بوده،یا مثل فرانسه اصلا پدیدآورندهی آن محسوب میشود و برای دفاع از «فردیت بچهها» آزمایش دیانای را برای اثبات پدر بودن ممنوع میکند.
وقتی نه به لحاظ اعتمادی و نه به لحاظ حقوقی شرایط برای ما مثبت نیست چرا از فعالیت اسپرم های خود جلوگیری نمیکنید؟زنانی که ناخواسته باردار میشوند با اینکه مشکلشان از مردان حاد تر است کمتر عوام فریبی میکنند و خودشان در پی حل مشکلشان بر می آیند.شما چرا به جای داد و هوارهای مردانه راهکار نمی یابید که هم زنان را و هم خودتان را از این بلایا حفظ کنید؟
بهترین نمود از خجالت دادن و تحقیر یک مرد زمانی که خواستار حقوق برابر با زنان میشود ☝️ چرا توی تمبانت نگاه نداشتی، چرا عربدههای مردانه میزنی، میخواستی از قبل به فکر باشی ... معادل آن البته برای من اینست که به زنان طرفدار و خواستار سقط جنین بگویم اگر بچه نمیخواستید نمیباید حامله میشدید و همه را به دردسر میانداختید، چرا از فعالیت تخمکهای خود جلوگیری نمیکنید، چرا به جای جیغهای گوشخراش زنانه لولههای خود را نمیبندید و ... اما آن زنستیزی خواهد بود، این استدلال است.
خیر اتفاقا اثبات اینکه تجاوزی صورت گرفته بسیار سخت است را که تنها با ازمایشات دی ان ای پرونده بستهنمیشود. زنان قبل از اینه کارشان به دادگاه کشیده شود در همان بازجوییهای اولیه کارشان را تمام میکنند. اینکه به میل خود وارد خانه ی متجاوز شده باشد-اینکه شاهدی نداشته باشد-ثابت کندکه موقع تجاوز از تهدید با اسلحه یا چنین مواردی استفاده شده باشد و یا حتی این که درخیابان خودش برای ماشینی دست تکان داده باشد همه حاکی از انی است که تجاوزی نمیتوانسته صورت گیرد.
خیر، اصلا سخت نیست و هیچ نیازی هم به دیانای نیست، با یک ریپکیت ساده میشود جرم را اثبات کرد. زنان شوربختانه گاهی دربارهی مورد تجاوز قرار گرفتن دروغ میگویند و زندگی و آبروی یک مرد را نابود میکنند، به زندان افتادن این جور مردها در سرتاسر جهان غرب فاجعهی بسیار بزرگتریست(هم در مقیاس و هم در شدت)تا زنانی که به راستی مورد تجاوز قرار میگیرند اما قادر به اثبات آن نیستند. برای اثبات تجاوز نه اینجا که ما هستیم، نه در ایالات متحده هیچ نیازی به دیانای، شاهد، یا اثبات اینکه مورد تهدید قرار گرفته بودید یا نه نیست. ابتدا کمی تحقیق بکنید بعد ادعا. برای مثال: Rape Laws: dismantling of due process explained step by step | Human Stupidity: Irrationality, Self Deception
کافیست بگویید که «نه» گفتهاید و شخص «متجاوز» آنرا شنیده، اما همچنان به سکس ادامه داده = پانزده سال حبس. اگر از اسلحه یا خشونت استفاده کرده = تا حبس ابد.
تنها جنبهی «زنستیز» ماجرا اینست که دادگاهها هنوز خواستار «اثبات» شدن جرم میشوند، یعنی ادعای زن را(که گفتیم تا 44% میتواند دروغ باشد)دربست و درجا نمیپذیرند. که بابت آنهم لازم نیست نگران باشید فمینستها در تمام کشورهای اروپایی موج تازهای براه انداختهاند تا بار اثبات را از دوش زن بردارند، یعنی مرد باید اثبات بکند که تجاوز نکرده.
اینهم یکی دیگر از مواردیست که هیچ پسری نباید بابت آن به هیچ زنی اعتماد بکند. من خودم صدای آنها را ظبط میکنم، و در اینجایی که هستم ظبط کردن یکطرفهی صدا بدون اطلاع دیگری جرم نیست. چون اگر متهم به تجاوز به کسی بشوید که با او سکس داشتهاید، حتی «همجنسگرا» بودن هم دفاع به حساب نمیآید(زیرا به نظر قانون فمینیستی اینجا تجاوز یک پدیدهی جنسی نیست، برای اعمال سلطه مرد بر زن اتفاق میافتد و ربطی به گرایش جنسی ندارد).
اعتماد دادنی نیست، من وظیفه ندارم به شما اعتماد بکنم. فضا باید مبتنی بر همزیستی مسالمتآمیز باشد، منهم به اندازهی شما از این فضای مبتنی بر بدبینی و بیاعتمادی متنفرم اما مقصر بوجود آمدن آن من نیستم، تنها راهی برای مراقبت از خودم جستجو میکنم.
فکر میکنم در انتها باید به گرو کشی اسپرم و تخمک برسیم وگرنه که بارها هم گفتم مردان در انجام این جرم به مراتب آزاد ترند.و زنی که حاضر است چنین آسیب و ضرری را به جان خود بخرد احتمالا مرد مخاطبش خیلی طعمه ی وسوسه کننده ایست که مردان در اقلیت باید نگران باشند
اینکه چه جور مردی را میدزدند و چه جوری زنی میدزدد و ... بدترین روشیست که برای ردگمکنی دیدهام، شما حتی تلاش هم نمیکنید!
خب بحث شیرین date rape هست و مسائل قانونی:))بد نیست پژوهشی رو در این زمینه ببینیم:)
1/5 قربانیان تجاوز یا حمله جنسی باور دارند که تحت تاثیر دارو یا الکل بودند(دقت کنید دوستان اینها کسانی هستند که قربانی بودنشون اثبات شده)
از این 1/5، 71درصد قربانیان مطمئن نیستند چه اتفاقی افتاده.
46 درصد در این فرایند آسیب جسمی میبینند.یعنی قطعا حمله جنسی اتفاق افتاده ولی آمار کسانی که آسیب دیدند از آمار کسانی که مطمئن هستند حدود 15 درصد بیشتره!
به جز الکل که تقریبا همه قربانیان نسبت به وجودش آگاهی داشتند،چیزهای دیگه ای هم بودند که اونها کاملا ازش بی اطلاع بودند!40 درصد موارد ماری جوآنا،32 درصد کوکائین و 14 درصد موارد هم آمفتامین به همراه الکل به قربانی داده شده و شخص از وجود اینها بی اطلاع بوده.
چند نکته قانونی در این مورد:تقریبا در همه کشورهایی که این نوع تجاوز رو به رسمیت میشناسند استفاده از هرگونه ماده مخدر یا الکل بدون اطلاع میتونه دلیل محکمی برای اثبات جرم باشه.
مستی یا مصرف ماده مخدر به صورت اختیاری هم لزوما دلیلی برای رد شدن تجاوز نیست،اگر شخص به مرحله ای رسیده باشه که نتونه رضایت خودش رو اعلام کنه.
البته در ایالات متحده اثبات این دو کار سختیه و هم نیاز به آزمایش پزشکی داره و هم اینکه به جز اظهار نطر شاکی،دلیلی دیگه ای موجود باشه(مثلا اقرار متهم)
برای نمونه قانون ایلت کالیفرنیا نمونه خوبیه:
California “Date Rape” Laws, Explained by Criminal Defense Lawyers برای مشاهده قوانین سایر ایالت ها به اینجا مراجعه کنید:
البته اتهامات دروغین علیه مردان جای دفاع نداره ولی باید دقت کرد اثبات تجاوز مرد بر علیه زن وقتی علائمی از خشونت نباشه(مثلا با استفاده از مواد مخدر یا الکل)به مراتب سخت تر از نسبت دادن یک اتهام دروغین هست.
تلاش برای نشون دادن یک تعادل هم اشتباهه،چون تعادلی وجود نداره و هرچند موارد قانونی ممکنه نقص داشته باشند ولی لزوما این نقص ها به نفع زنان نیستند.
کافیست بگویید که «نه» گفتهاید و شخص «متجاوز» آنرا شنیده، اما همچنان به سکس ادامه داده = پانزده سال حبس. اگر از اسلحه یا خشونت استفاده کرده = تا حبس ابد.
متاسفانه این یک مورد هم منبعی برای اینکه این قانون بسیار غیر منطقی(حداقلی به شکلی که اینجا توضیح داده شده)در چه کشورهایی و دقیقا به چه شکلی اجرا میشه نداریم و نگرانیم از اینه که باز هم با تحریف یا تعمیم دادن های فضایی مواجه شده باشیم:)
در مقابل کشورهایی که قانون اونها اثبات تجاوز برای زنان سخت و طاقت فرساست تعداد خیلی زیادتری رو دارند،نمونش همین ایالات متحده پیشرفته:))
اینهم یکی دیگر از مواردیست که هیچ پسری نباید بابت آن به هیچ زنی اعتماد بکند. من خودم صدای آنها را ظبط میکنم، و در اینجایی که هستم ظبط کردن یکطرفهی صدا بدون اطلاع دیگری جرم نیست. چون اگر متهم به تجاوز به کسی بشوید که با او سکس داشتهاید، حتی «همجنسگرا» بودن هم دفاع به حساب نمیآید(زیرا به نظر قانون فمینیستی اینجا تجاوز یک پدیدهی جنسی نیست، برای اعمال سلطه مرد بر زن اتفاق میافتد و ربطی به گرایش جنسی ندارد).
اتفاقا در راستای این موضوع(که من تائید یا ردش نمیکنم)هیچ دختری هم به هیچ پسری نباید اعتماد کنه،چون اگر علائم خشونت،یا مسومیت دارویی و موارد مخدر وجود نداشته باشه هیچ راهی برای
ثبات تجاوز نداره(که بسیار از مورد اول شایع تره)در نتیجه من پیشنهاد میکنم هر سکسی تحت نطر دوربین مدار بسته باشه که هیچ کدوم از طرفین نتونه جر زنی بکنه:))
نکته اخلاقی:اینکه صداشون رو ظبط میکنی رو بهشون میگی؟!:))
زین پس قبل از سكس در حضور دست كم دو شاهد و با صدای ظبت شده : دوشیزه محترمه آیا به بنده وكالت میدهید با شما در قبال یك كاندوم و مقادیری ماچ و موچ همخوابگی كنم ؟ با اجازه فمنیستها و قوانین احمقانه حاكم بله !!!!!!!
نکتهی جالب در بحث تجاوز اینست که «فمینیستها» اساسا اعتقادی به اینکه یک مرد هم میتواند مورد تجاوز یک زن قرار بگیرد ندارند، در حالی که 46% قربانیان خشونت جنسی مردان هستند: (فایل پیدیاف تحقیق سیدیسی در اینباره) و دشواری اینکه هیچ راهی برای ما وجود ندارد تا مورد تجاوز قرار گرفتن توسط یک زن را اثبات بکنیم، یا اینکه قربانی همواره مورد تحقیر و ریشخند قرار میگیرد اصلا برایشان مهم نیست. در این دستگاه فکری تجاوز جنسی روشی برای اعمال سلطه به زنان است نه رابطهای جنسی. این ادعاها وقتی به تجاوز زن به زن در میان لزبینها که بسیار شایعتر از تجاوز مرد به زن است میرسند توانایی توضیح پدیده را ندارند. «تجاوز جنسی» واپسین و مهمترین ابزار فمینیسم برای تحقیر مردان است و در هر بحثی که قافیه به تنگ میآید آنرا بلادرنگ بیرون میکشند.
اتفاقا در راستای این موضوع(که من تائید یا ردش نمیکنم)هیچ دختری هم به هیچ پسری نباید اعتماد کنه،چون اگر علائم خشونت،یا مسومیت دارویی و موارد مخدر وجود نداشته باشه هیچ راهی بریا ثبات تجاوز نداره(که بسیار از مورد اول شایع تره)در نتیجه من پیشنهاد میکنم هر سکسی تحت نطر دوربین مدار بسته باشه که هیچ کدوم از طرفین نتونه جر زنی بکنه:))
بله درست است، فضاییست که فمینیسم بوجود آورده و بهتر است برای مورد تجاوز قرار نگرفتن توسط همسر/دوستپسر/قرار امشبتان حتما یکی از اینها خریداری بکنید. در سرتاسر غرب کافیست بتوانید ریپکیت ِ مثبتی داشته باشید: Rape kit - Wikipedia, the free encyclopedia یعنی اثبات بکنید که مورد تجاوز قرار گرفتهاید، سپس انگشتتان را به سمت کسی اشاره بکنید. اکنون وظیفهی او خواهد بود که ثابت بکند شخصی نیست که به شما تجاوز کرده. در آمریکا که وضع به مرحلهی فاجعهآمیز میرسد، کافیست شما ادعا بکنید مردی بهتان تجاوز کرده، او را به Jail میاندازند و تا روز محاکمه (که میتواند ماهها باشد) اگر وثیقه نداشته باشد در زندان میماند.
چند نکته قانونی در این مورد:تقریبا در همه کشورهایی که این نوع تجاوز رو به رسمیت میشناسند استفاده از هرگونه ماده مخدر یا الکل بدون اطلاع میتونه دلیل محکمی برای اثبات جرم باشه. مستی یا مصرف ماده مخدر به صورت اختیاری هم لزوما دلیلی برای رد شدن تجاوز نیست،اگر شخص به مرحله ای رسیده باشه که نتونه رضایت خودش رو اعلام کنه. البته در ایالات متحده اثبات این دو کار سختیه و هم نیاز به آزمایش پزشکی داره و هم اینکه به جز اظهار نطر شاکی،دلیلی دیگه ای موجود باشه(مثلا اقرار متهم) برای نمونه قانون ایلت کالیفرنیا نمونه خوبیه: California “Date Rape” Laws, Explained by Criminal Defense Lawyers برای مشاهده قوانین سایر ایالت ها به اینجا مراجعه کنید:
«کار سختی»ست که باید بتوانید اثبات بکنید مورد تجاوز قرار گرفتهاید؟ پس چه، متهم گناهکار است تا خلاف آن اثبات بشود؟ بله کار سختیست چون فمینیستها به «سطوح» مختلف از «ابراز رضایت» اعتقاد دارند: «تجاوز جنسی» را دستکم هزار برابر آسانتر از انکار میتوان اثبات کرد. نگاهی(بدون عینک ایدئولوژی البت)به سایتهایی که در پست قبلی لینک دادم بیاندازید، میبینید که برخی مردان حتی پس از اثبات و اعتراف دیگری به اینکه «دروغ» گفته بودند همچنان از نظر اجتماعی همچون یک متجاوز تلقی میشوند. ضمنا این عمل(اتهام دروغ زدن)در برخی کشورها جرم نیست، زیرا فمینیستها ادعا میکنند محاکمهی کسانی که اتهام دروغ زدهاند میتواند از جلو آمدن زنانی که مورد تجاوز قرار گرفتهاند جلوگیری بکند.
فمینیسم تعریف تجاوز جنسی را به مراحل مضحک و ابلهانهای کشانده، و اکنون از «سخت بودن اثبات تجاوز» مینالد و برایمان اشک تمساح میریزد، این Radfem ها و موج سومیها من دیدهام که اساسا میخواهند تجاوز را به مرحلهی یک جرم ذهنی ارتقا بدهند.
البته اتهامات دروغین علیه مردان جای دفاع نداره ولی باید دقت کرد اثبات تجاوز مرد بر علیه زن وقتی علائمی از خشونت نباشه(مثلا با استفاده از مواد مخدر یا الکل)به مراتب سخت تر از نسبت دادن یک اتهام دروغین هست. تلاش برای نشون دادن یک تعادل هم اشتباهه،چون تعادلی وجود نداره و هرچند موارد قانونی ممکنه نقص داشته باشند ولی لزوما این نقص ها به نفع زنان نیستند. FBI CJIS 8 درصد از موارد گزارش تجاوز در این پژوهش FBI بی پایه عنوان شدند ولی حتی بی پایه هم مساوی دروغین نیست،چون این موارد میتونند ناشی از اثبات نشدن جرم باشند نه اثبات دروغین بودن شکایت. البته در کل بین اینکه 2 تا 8 درصد ادعاها دروغین هستند توافق وجود داره.
لطفا به ویکیپدیا لینک ندهید که در این مورد اصلا قابل اعتماد نیست. Radfem و tumblr و بریگاد فمینیستی و Gawker ... اقدام به جنگهای ویرایشی در دانشنامهها و لغتنامهها و .... آزاد میکنند و همیشه هم پیروز هستند. مثلا نگاه بکنید به توصیف واژهی مردستیزی در این دیکشنری: Urban Dictionary: misandry
اگر واکنش به دزدی مثل واکنش به تجاوز بود: 1-لباس و ساعت گرون قیمت قربانی و خونه قشنگش دلیلی بر وسوسه دزد فراتر از تحمل انسان بود. 2-دوستان، خانواده، پارتنر و... به دادگاه فراخونده میشدند تا تائید کنند که قربانی مکررا و به صورت اختیاری به دیگران پول میداده و حتی از این کار لذت میبرده! 3-قربانی ممکن بود به خاطر سکونت در محله که دزدی فراوونه متهم بشه. 4-اگر قربانی آشنای متهم باشه به صورت خودکار فرض این بود که چیزهای دزدی شده در اصل هدایایی از سوی قربانی بودند. 5-از قربانی پرسیده میشد که چقدر در برابر متهم مقاومت کرده و ازش نشونه های مقاومت در برابر دزد رو میخواستند! 6-حساب بانکی، رسید خرید اجناس و... به عنوان مدارکی آورده میشدند که قربانی قبلا پولش رو به طور احمقانه ای خرج کرده/گم کرده/به کسی داده! 7-دزد کاملا صادقانه شهادت میده که چون قربانی در رو باز گذاشته بود پس طبیعتا علاقه داشته ازش دزدی کنند! 8-دزد باز هم شهادت میده که عملش دزدی نبوده فقط کمی با هم شوخی داشتند! 9-قربانیان دزدی متهم میشدند که پس از طی کردن همه مراحل قبلی این اتهام رو فقط برای اخاذی، جلب توجه یا تخریب شهرت متهم بهش وارد کرده.
اگر واکنش به دزدی مثل واکنش به تجاوز بود:
1-لباس و ساعت گرون قیمت قربانی و خونه قشنگش دلیلی بر وسوسه دزد فراتر از تحمل انسان بود.
2-دوستان، خانواده، پارتنر و... به دادگاه فراخونده میشدند تا تائید کنند که قربانی مکررا و به صورت اختیاری به دیگران پول میداده و حتی از این کار لذت میبرده!
3-قربانی ممکن بود به خاطر سکونت در محله که دزدی فراوونه متهم بشه.
4-اگر قربانی آشنای متهم باشه به صورت خودکار فرض این بود که چیزهای دزدی شده در اصل هدایایی از سوی قربانی بودند.
5-از قربانی پرسیده میشد که چقدر در برابر متهم مقاومت کرده و ازش نشونه های مقاومت در برابر دزد رو میخواستند!
6-حساب بانکی، رسید خرید اجناس و... به عنوان مدارکی آورده میشدند که قربانی قبلا پولش رو به طور احمقانه ای خرج کرده/گم کرده/به کسی داده!
7-دزد کاملا صادقانه شهادت میده که چون قربانی در رو باز گذاشته بود پس طبیعتا علاقه داشته ازش دزدی کنند!
8-دزد باز هم شهادت میده که عملش دزدی نبوده فقط کمی با هم شوخی داشتند!
9-قربانیان دزدی متهم میشدند که پس از طی کردن همه مراحل قبلی این اتهام رو فقط برای اخاذی، جلب توجه یا تخریب شهرت متهم بهش وارد کرده.
اگر سری به شبکه های اجتماعی(بویژه فیسبوک) زده باشید میبینید که در موارد زیادی برای حمله به بعضی اشخاص مشهور مرد(مثلا جاستین بیبر)از زنانگی یا همجنس گرایی به عنوان فحش و توهین استفاده میشه ولی در برابر وقتی قراره به کسی مثل گاگا توهین کنند هیچ وقت به مرد تشبیهش نمیکنند بلکه بهش "جنده" میگند:))
اگر سری به شبکه های اجتماعی(بویژه فیسبوک) زده باشید میبینید که در موارد زیادی برای حمله به بعضی اشخاص مشهور مرد(مثلا جاستین بیبر)از زنانگی یا همجنس گرایی به عنوان فحش و توهین استفاده میشه ولی در برابر وقتی قراره به کسی مثل گاگا توهین کنند هیچ وقت به مرد تشبیهش نمیکنند بلکه بهش "جنده" میگند:))
اگر سری به انجمن دفترچه زده باشید، میبینید که در آن خیلی وقت پیش چنین بحثی هایی شده !!
مردسالاری دیدن در چنین پدیده هایی نیاز به سطحی نگری زیادی دارد، که خوشبختانه جامعهیِ ایرانی پتانسیل بالایی در آن دارد و کمبودی نیست، این است که برای چنین مصیبتهایی(!!) کمپین راه میاندازد و مردان روشنفکر برای نه گفتن به [STRIKE]زنستیزی [/STRIKE]با چادر از خودشان عکس میاندازند و در اینترنت قرار میدهند !!
اگر برعکسش بکنیم یه جوک بیمزه درست میشه. مرد:همه زن ها مثل هم هستند. زن: کی بهت گفت همه زن ها رو امتحان بکنی!؟ دلیلش ساده هست،ما میتونیم یک زن رو به "جنده" تشبیه بکنیم و بخندیم ولی تشبیه یک مرد به "فاکر من" تمام عیار،بهش اعتبار میده!
اگر برعکسش بکنیم یه جوک بیمزه درست میشه. مرد:همه زن ها مثل هم هستند. زن: کی بهت گفت همه زن ها رو امتحان بکنی!؟ دلیلش ساده هست،ما میتونیم یک زن رو به "جنده" تشبیه بکنیم و بخندیم ولی تشبیه یک مرد به "فاکر من" تمام عیار،بهش اعتبار میده! :))
خوب مردها امتحان کردن همه زنها رو بد نمیدونند! ولی این خود زنها هستند که خوابیدن با همه مردها رو بد میدونند! و تا پروانه ای و عاشق و ... نشوند همیشه پریودند!!!
خوب مردها امتحان کردن همه زنها رو بد نمیدونند! ولی این خود زنها هستند که خوابیدن با همه مردها رو بد میدونند! و تا پروانه ای و عاشق و ... نشوند همیشه پریودند!!!
نه عزیز من، زن ها و مردا. میگی نه؟!کافیه به کامنت هایی که زیر اینجور عکس ها گذاشته میشه نگاه کنی.
خوب مردها امتحان کردن همه زنها رو بد نمیدونند! ولی این خود زنها هستند که خوابیدن با همه مردها رو بد میدونند! و تا پروانه ای و عاشق و ... نشوند همیشه پریودند!!!
آفرین، این مطالعه نشان داد و اثبات کرد که زنان خود راسا و شخصا اقدام به تحقیر لاشیها میکنند. دلیل هم احتمالا رقابت جنسی و روشی برای مقابله با رقیب ارزانفروش است:
“Sex is coveted by men,” she said. “Accordingly, women limit access as a way of maintaining advantage in the negotiation of this resource. Women who make sex too readily available compromise the power-holding position of the group, which is why many women are particularly intolerant of women who are, or seem to be, promiscuous.”
از طرف دیگر مردان امکان تشخیص والدی را نداشتهاند، یعنی زن ممکن است با شما ازدواج بکند، اما از من حامله بشود و شما بچهی مرا بزرگ بکنید که باخت/باخت/باخت تکاملی بوده. بنابراین خود این عامل باعث تکامل روشهایی جهت پیشگیری و تشخیص و ... کاکاُلد شده، که یکی از آنها پرهیز مرد از ازدواج/تعهد با زن لاشیست. حتی همین «مردان» ِ رقتانگیز اواخواهر ِ فمینیست هم از شنیدن تجربیات و ماجراجوییهای جنسی همسران خود بیزارند و با چندش و عذاب به آنها گوش میکنند، اما چنان اخته شدهاند که جرئت بیان آنچه احساس میکنند را در خود نمییابند(مردان بازندهی امگا که فتیش کاکاُلد دارند ماجرایشان جداست!).
مرد لاشی یعنی مردی دارای ارزش که زنان او را «انتخاب میکنند» و چنان آلفاست که پرشمار زن پاهای خود را برای او باز میکنند، بازیکن خبره میداند که کمتر چیزی به اندازهی pre-selection به جایگاه شما در نظر زن تاثیر مثبت میگذارد. مرد برای سکس باید از هزار حلقهی آتش بپرد و از ده هزار گهتست سربلند بیرون بیاید و خود را به زن اثبات بکند، زن اما برای سکس کافیست برود سر کوچه(حتی زن زشت)، و اولین مردی که به او متلک انداخت را بیاورد خانه. اینست که تعدد سکس برای مرد یعنی ارزشمند بودن، برای زن یعنی آسان بودن.
The original sexual double standard rewarded men for their sexual experience and penalized women for the same behavior (Crawford & Popp, 2003). Women were seen negatively for participating in any sexual activity outside of marriage (Crawford & Popp, 2003). If women participated in premarital sex, they were seen as promiscuous and easy (Crawford & Popp, 2003). One of the early studies conducted by Reiss (1964) found that a significant number of college menconsidered premarital sex acceptable for males but not acceptable for females.
too bad science wipes out bullshit :)) البته این پژوهش نکات جالب دیگه ای هم داره که من به خاطر تنبلی و رعایت حال قلب دوستان نزاشتمشون:))
+شلدون به جای "داشتن سکس" همش میگه"coitus" که توی این مقاله به وفور استفاده شده :))
جای این سوال در همان جستار آموزش بازیست. تعریف مرد آلفا، بتا و امگا «همانگویی»ست: آلفا: خواستنی برای زنان از هر نظر(شرکای جنسی در تمام طول زندگی بیش از بیست نفر). بتا: خواستنی برای زنان از نظر مالی، در مقام یک «فراهمآورنده»(شرکای جنسی در تمام طول زندگی بیش از سه نفر، کمتر از بیست نفر). امگا: مرد ناخواستنی(شرکای جنسی کمتر از سه نفر). بازیکن: مردی که رفتار مرد الفا را مطالعه و تقلید میکند(شرکای جنسی بیش از ۴۰ نفر).
اکنون وقتی به برسی شخصیت و کارکتر این مردان میپردازیم، یعنی میگردیم به دنبال احوال مردان موفق با زنان و رفتار ایشان را مطالعه میکنیم و خصوصیات آنها را کنار هم میگذاریم، مجموعهای از «صفات» و «ویژگیها» پیش چشمانمان نمایان میشوند. مثلا مرد آلفا مغرور است، به دیگران بیاحترامی میکند، پیشبینی ناپذیر است، ریسکپذیر و مرموز است و ... مرد بتا افتاده است، به دیگران احترام میگذارد، اهل برنامهریزی است و از هرگونه عمل خطرناکی پرهیز میکند، افکار او اغلب وسط خیابان پهن است و تا عمق وجود او را میتوان دید(از به اشتراک گذاشتن افکار خود لذت میبرد)و ... اغلب مردان مجموعهای از این ویژگیها هستند اما مرد تحت فمینیسم از صبح تا شب میشنود که مرد بتا چه خوب است و مرد آلفا چه بد، اینست که یک گرایش عمومی برای بتاشدن مردن در اوان نوجوانی، یعنی زمانی که شروع به پرسیدن سوال اصلی(زنان چه میخواهند)میکنند وجود دارد و اینست که ۹۸٪ به بالای مردان به نوعی در پایان روز «بتا» هستند.
اگر میخواستم مثالی بزنم، چنین میبود:
رضا خان: آلفا. دکتر حسابی: بتا. خفاش شب: امگا.
همانطورکه میبینید اینها تحت آن تعریف همانگویی نمیگنجند، ممکن است برخی از ویژگیها را نداشته باشند و ... پس در عمل اینها عباراتی هستند برای اشاره به یک موقعیت اجتماعی خیلی خاص، و معمولا تنها کسی که میتواند برداشتی حقیقتا عادلانه ارائه بدهد خود فرد است. ولی ما قطعا رفتار ذاتا بتا و رفتار ذاتا آلفا داریم، مثل حرفشنوی ذاتا بتاست، فرماندهی ذاتا آلفا!
ممنون از شما تعریف اینها را از میان نوشته های شما تا حدود زیادی دریافته بودم، مسئله من تشخیص در عمل است. مثلا من از کجا بفهمم که خودم آلفا یا بتا یا امگا هستم؟ من دخترهایی دیده ام که ازم خوششان آمده و بهم پیشنهاد دوستی داده اند، و دخترانی دیده ام که محل سگ هم به من نگذاشته اند و پاسخی به سیگنال های هوشمندانه و نوآورانه من نداده اند. چه کنم؟ چگونه بفهمم؟ دوستی داشتم در دانشگاه که قیافه اش مالی نبود، خیلی مودب بود و مخ هم نمی زد، ولی در کلاس های عمومی مسلط و زیبا با استاد سخن می گفت، و موبایلش هر 3 دقیقه یک بار زنگ می خورد و از دست دخترهای همکلاسی فرت و فرت سیم کارت عوض می کرد. مگر قیافه و تیپ خوب ویژگی هر آلفایی نیست؟
اگر لازم میدانید این ها را به همان آموزش بازی منتقل کنید.
پاسختان را امیر داد! من چه بگویم کامل تر از توضیح امیر ؟! 👍
خب من در این موارد به خود امیر پاسخ نمیدم:)) پست امیر(که البته من تحلیل متفاوتی در مورد چرایی بیزاری مردان از لاشی ها دارم) حتی در صورت درست بودن تنها اثبات میکنه که این وضع تا حدی "طبیعی" هست که چیزی رو در مورد درست یا غلط بودنش روشن نمیکنه،مثل این هست که یه نفر تلاش بکنه طنزآمیز بودن یک جک نژادپرستانه رو "طبیعی" جلوه بده!