شما موجود با مزه ای هستی کلا،در یک تاپیک دیگه هم داشتیم درباره علل موفق نبودن دموکراسی صحبت میکردیم شما اومده بودی به ما اخلاق بیاموزی وسط بحث سیاسی که مردم ایران قصور اخلاقی کرده اند و جامعه اراده آزاد دارد و...( 😆 ) بعد هم کم مانده بود حکم اعدام مردم را صادر کنی و "نشانشان دهی". اخلاق،دین نیست.روش کاربرستن و اخلاق کاربردی هم اینطور نیست یک اصل برداری "نشان دهی" این و آنرا،در هر کدام این اینها کلی بحث است.این سخنان اخلاق نیست بلکه ملقمه ای از باجگیری و تحدید و منبر رفتن بشیوه ناب الهیست کلا الاهیون در فلسفه اخلاق هم میخواهند وارد شوند این عادات دیرین را نمیتواند رها کنند که نمیتوانند.ترول ِ نازکنارنجی ِ اسلام دوست دیگر نوبر است.
متاسفانه پست های شما هم "ملغمه" (و نه البته ملقمه) ای از یاوه ها و جملات بی معنی و نشان دهنده ی عدم تعادل روانی نویسنده شان است.
این تعاقب یک بار رخ نداده، بارها رخ داده، پس یک رابطه علی در کار است.
بنیاد گرایی در حقیقت نتیجه ناراکایی دین هست و این که دینداران فکر میکنند این ناکارایی نتیجه انحراف هست نه خود دین!(مثل همون شعار معروف"اسلام به ذات خود ندارد عیبی و...") بنابراین تلاش میکنند دین رو به حالت اصیل و پاک! خودش برگردونند(و در نتیجه به اصول بدوی آغازین دین عمل کنند) بنابراین توهین هیچ تاثیر خاصی در این زمینه نداره چون مسئله تضاد واقعیت های موجود و ایمان دینی هست که باعث بوجود اومدن بنیاد گرایی میشه.
متاسفانه پست های شما هم "ملغمه" (و نه البته ملقمه) ای از یاوه ها و جملات بی معنی و نشان دهنده ی عدم تعادل روانی نویسنده شان است.
روانشناسی الهیتان هم مانند منبر رفتن اخلاقتان آبگوشتیست و بدرد همان حجره های قم میخورد حاج آقا.جالب است شما برای من متاسف هستید در حالی که من برای [...] چون شما هیچ تاسفی احساس نمیکنم 😏
پ.ن:من همین میزان که این دبیره مزخرف عربی الهی را هم یاد گرفته ام از سرم زیاد است ،نه برای اندیشه بدرد میخورد نه برای نوشتار،همان بدرد شما میخورد از خواص دروغ گویی و تقیه (که نگفتن حقیقت و سانسور هم نوعی از آن است) و خواص ادرار شتر در حجره ها بنویسید برای حفظ بیضه الله.
ما هم درباره ی بیدین کردن دانشمندان سخن نگفتیم، سخن را تحریف نکنید.
نشان دادیم که رویکردی خوب نیست، چون غیر اخلاقی هست و راه جایگزین وجود دارد.
این نگره راه جایگزین اخلاقی آن اندازه نابخردانه بود که من براستی نیازی ندیدم پاسخ بدهم، ولی انگار دوستان نابخردانگی آنرا بخوبی نشان ندادند.
سخن شما هم مانند این میماند که ما بگوییم میخواهیم به آماج X برسیم و دو راه A و B داریم و دیگر کاری هم نداشته باشیم که B آیا از A دوبرابر / دوهزار برابر / سه تریلیون برابر دورتر است یا نه!
مانند این میماند که شما بخواهید از تهران بروید کرج و بگوییم راه A این است که سوار مترو شده یکراست کرج پیاده شوید، یا اینکه راه B این است که نخست سوا هواپیما شده اقیانوس
آرام را پیموده بروید آمریکا، سپس با اتوبوس بروید لسآنجلس، سپس از آنجا پرواز کنید لندن .. و سرانجام از ازبکستان خودتان را برسانید کرج.
آری ... هر دو راه ما را به کرج میرسانند، همانگونه که شتر و هواپیما هم هر دو ما را به مکه میرسانند، همه اینها هم دگرگزینه (alternative) یکدیگر هستند، ولی نمیتوان گفت برآیند و implicationهای یکسانی هم برای ما دارند!
با هر کس هم میتوان در حد خودش سخن گفت، میتوان با بقال از شباهت های بین میمون و انسان سخن گفت و پرسید: این شباهت ها تصادفی است؟
می توان یک کلمه از غضنفر پرسید: آیا خدا وجود دارد که تو برایش نماز میخوانی؟
میتوان هم به غلامعلی قصاب گفت محمد بچه باز است، تا بلکه از او تقدس زدایی شود، یا شاید هم از شدت آزردگی فردا هر کس را دید که دارد دین را نقد میکند با چاقو نصف کند!
سفسته است. با کارد دونیم کردن مردم ناقانونی است، ناسزاگویی به مردم ناقانونی است. ممدآقای خواربارفروش اگر روانی هم بود باز هم اگر روزی ده بار شنید که ممد بچهباز بوده نمیتواند هر ده کس را کشته و سرانجام در برابر قانون وامیدهد، چنانکه «روز همه محمد بکشید - Everybody Draw Mohammed Day - WiKi» کار مسلمین تندرو را سخت کرد چون دیگر نمیتوانند سد میلیون آدم از سراسر جهان را تهدید کرده و بکشند و برآیند + آنرا هر سال که میگذرد بهتر میبینیم.
همهگیری دشنامگویی یا تقدسزدایی دینی (مانند روز محمد) خود در کوتاه-زمان شاید آزارنده باشد، ولی در بلند-زمان مردم را وادار به پذیرش یکدیگر کرده و
کم کم کسی هم دیگر دشنام نمیگوید، زمانیکه سودی نداشته باشد.
به سخن بهتر، کسی دشنام نمیدهد چون دشنام خوب است، دشنام میدهند تا دیگران برانگیخته شده و واکنش نشان دهند. زمانیکه مسلمین
مانند مسیحیان نرمخو شده و بجای دار زدن گالیلهوار برآن شدند که مقدساتشان را به مسجدهایشان کوتاه کرده و سر کسی را نبرند، آنگاه دیگران هم خودبهخود رنج دشنامگویی به خویش نمیدهند.
شتر و هواپیمای شما هم فقط یک تمثیل است که جوری طراحی شده که نتیجه اش به نفع شما بشود، من هم می توانم مدعی شوم علم و منطق مثل هواپیما هستند و توهین مثل شتر.
به فرض هم که تمثیل شما موجه باشد، میتوان پرسید اگر سفر با هواپیما در یک مسیر خاص غیر اخلاقی یا با ریسک بالا باشد چه؟ اونوقت بهتر نیست شتر را انتخاب کنیم؟
شتر و هواپیما چه پیوندی به دانش و علم و منطق دارند؟ گفتیم دو راه داریم، یکی زودتر میرسد. روشنه که ناسزاگویی هم زودتر تقدسزدایی میکند تا سخنگویی با منطق و خرد.
شما که نمیتوانید بروید در خیابان فروم راه بیاندازید و مردم را یکساعت بنشانید تا برایشان از هیوم و .. بگویید یا نمیتوانید مردم را وادار به خواندن کتاب و اندیشهورزی کنید،
ولی میتوانید یک تابلوی «ما ممد زنباز نمیخواهیم، ما ایران آزاد میخواهیم» دستتان گرفته و درجا و در کمتر از چند دقیقه تقدسزدایی کنید، زمانیکه قانون پشت شما باشد.
از طرف دیگر چرا اثر تربیتی و ارزشمند دانش (تاکید بر منطق و استدلال و بی طرفی و البته خردگرایی) بر روی عوام را نادیده میگیرید؟ یک نفر اگر در اثر توهین شما بیدین شد ولی همچنان "هِر" را از "بِر" تشخیص نداد، دیگر پتانسیل خطرآفرینی ندارد؟ مگر خطر اصلی که ما را از سوی به اصطلاح عوام تهدید می کند همان جهل و کم خردیشان نیست؟
خیر، مردم به خودی خود نیک هستند، به آوندهای فرگشتیک (دلایل تکاملی)، اخلاقیات درون همه ما نهادینه است.
دینها ولی اخلاقیات را از ما ربوده و ما را به ماشینهایی ایدئولوژیست میدگرانند که بر سرِ کاریکاتور ممد (ص) هم سَر ببُریم.
روشنه که دانش و خردگرایی به نیکی والاتر و بهتر میانجامند، ولی بی دانش و بی خردگرایی، اگر فاکتور دین را از همچندی (equiation) بیرون ببریم باز هم به پیمانهی نیکی افزوده میشود.
به سخن دیگر، بی خردگرایی مردم بیاخلاق نیستند، با اسلام ولی مردم بیاخلاق هستند.
تئوریهای پیشینی نبافید، عملا فیلم توهین آمیز اخیر برخی مسلمانان را برآشفت و به خشونت و بنیادگرایی و تحمیق توده ها دامن زد.
تره خرد نکردن شما هم ربطی به بحث ندارد، لطفا به صحرای کربلا نزنید، کسی از جنایات دینداران دفاع نکرد.
اکنون همچنان که بالا قول دادم نابخری نگرهی خام و فریبنده شما را مینمایانم.
برای رسیدن به آماج X (=تقدسزدایی) ما سه راه A و B و C داریم:
راه A: با دشنامگویی و کاریکاتور و طنز و ابزارهای دیگر اینچنینی تقدسزدایی میکنیم = رویکرد برخی
راه B: تنها و تنها با گسترش دانش و راههای نرم و در گذر زمانی بس درازتر تقدسزدایی میکنیم = رویکرد شما
راه C: هر دو راه را همزمان پیش میبریم = رویکرد ما
نکته در اینجا است که شما فاکتور t یا زمان را بسادگی فراموشیدهاید یا خودتان را به فراموشی زده و بجای آن تنها اندازه h یا آزردگی را به شمار آوردهاید و اینچنین بگفت خودتان «صغرا کبرا» چیدهاید:
1- راه A دل برخی از مردم را میشکند و آزار میدهد.
2- راه B دل کسی را نمیکشند (یا اگر میشکند بسیار کمتر از A است).
3- راه B و راه A هر دو به X میانجامند.
4- پس راه B بهتر از راه A است.
ولی با به شمار آوردن فاکتور t یا زمان، در میاید که:
راه A در 1t به X میرسد، ولی 2h آزار میدهد.
راه B در 10t به X میرسد، ولی 0.2h آزار میدهد.
در گذر هر بازه زمانی t، بسیاری از مردم و دگراندیشان زیر برچسبهای «توهین به مقدسات»، «توهین به ائمه»، «توهین به رسول خدا»، «هتک حرمت اسلامی» و ... شلاق خورده، سربریده شده، سنگسار شده و سرانجام به دار آویخته میشوند.
سپس به شما میگوییم که 2h هیچ ارزشی در برابر این جرم و جنایتهایی که در این بازه زمانی 10t روی میدهند نداشته و نه تنها اخلاقی است، که بایسته است
شما با آزردن احساسات لطیف و نازکنارنجیِ مسلمینِ آدمکشِ ددمنشِ تندرو، هر چه زودتر و هر چه بیشتر تقدسزدایی کرده تا از این جنایتها تا جای شدنی پیشگیری شود.
سخنان شما هم سراسر نااخلاقی است، چرا که با فریفتن خردگرایان میکوشید بجای 1t زمان تقدسزدایی را 10t کنید و در این راه به
مسلمین تندروی ددمنش زمان بدهید که زیر نام تقدسات - و با پشتوانهگیری از سوی پیروانشان که مسلمین معمولی باشند - دست به جنایت و کشت
و کشتار دگراندیشان بزنند و سپس اینور هم ننه من غریبم بازی در میاورید که آی نباید دل کسی را آزرد و ما از جنایات کسی دفاع نمیکنیم!!
اول اینکه چه چیزی بار ها رخ داده؟ دوم اگر چیزی بار ها رخ دهد چطور حتما رابطه علی در کار هست؟
دوست عزیز شما وقتی از اصطلاح سفسطه تعاقب استفاده کردید، منظورتان تعاقب میان کدام دو چیز بود؟ در مورد رابطه علی هم بین هیچ دو پدیده ای که در پی هم اتفاق می افتد نمی توان نشان داد که رابطه علی در کار است، مثلا شما اگر میلیون ها بار هم دیده باشید که آهن ربا آهن را جذب کرده، باز میتوانید بپرسید "اگر آهن بارها (و بلکه میلیون ها بار) جدب آهنربا شده، به این معنی است که حتما رابطه علی میان این دو پدیده وجود دارد؟"، پاسخ این است که نه، و این تازه وضع علوم طبیعی است. ولی ما در نهایت چاره ای نداریم که بپدیریم برای دو پدیده که بارها در پی هم رخ می دهند، حتما علیتی وجود دارد، مگر اینکه خلافش نشان داده شود. این پیش شرط را اگر نپذیرید نمی توانید معرفت علمی از جهان خارج به دست بیاورید.
بنیاد گرایی در حقیقت نتیجه ناراکایی دین هست و این که دینداران فکر میکنند این ناکارایی نتیجه انحراف هست نه خود دین!(مثل همون شعار معروف"اسلام به ذات خود ندارد عیبی و...") بنابراین تلاش میکنند دین رو به حالت اصیل و پاک! خودش برگردونند(و در نتیجه به اصول بدوی آغازین دین عمل کنند) بنابراین توهین هیچ تاثیر خاصی در این زمینه نداره چون مسئله تضاد واقعیت های موجود و ایمان دینی هست که باعث بوجود اومدن بنیاد گرایی میشه.
لطفا گزاره ی نخست را ثابت کنید و سپس توضیح دهید که آن "بنابراین" از کجا آمد.
دوست عزیز شما وقتی از اصطلاح سفسطه تعاقب استفاده کردید، منظورتان تعاقب میان کدام دو چیز بود؟ در مورد رابطه علی هم بین هیچ دو پدیده ای که در پی هم اتفاق می افتد نمی توان نشان داد که رابطه علی در کار است، مثلا شما اگر میلیون ها بار هم دیده باشید که آهن ربا آهن را جذب کرده، باز میتوانید بپرسید "اگر آهن بارها (و بلکه میلیون ها بار) جدب آهنربا شده، به این معنی است که حتما رابطه علی میان این دو پدیده وجود دارد؟"، پاسخ این است که نه، و این تازه وضع علوم طبیعی است. ولی ما در نهایت چاره ای نداریم که بپدیریم برای دو پدیده که بارها در پی هم رخ می دهند، حتما علیتی وجود دارد، مگر اینکه خلافش نشان داده شود. این پیش شرط را اگر نپذیرید نمی توانید معرفت علمی از جهان خارج به دست بیاورید.
شما گفتید تولید بنیاد گرایی ناشی از همین توهین و تمسخر هاست...این نیاز به اثبات ندارد؟داستان مرغ و تخم مرغ میشود که ببینیم اول بنیاد گرایی بوده که به توهین و تمسخر واکنش تند نشون داده یا توهین و تمسخر منجر به واکنش تند شده...چیزی که ما در دست داریم و نیاز به داستان آهن و آهن ربا و این قیاس های مع الفارق هم نیست، تاریخ ادیان به خصوص اسلام وسیره پیامبر بزرگوار اسلام هست در چنین مواردی...پس یا لطف بفرمایید برای ما مثال تاریخی بیارید و ثابت کنید که تعاقبی که فرمودید منطقی و معقول هست و این بارها رو نشان بدید چه تعداد و کی و کجا بوده و چند تا به بالا باشد نشان میدهد حتما علیتی وجود دارد یا اینکه دست از این مغلطه تعاقب بردارید...
شما گفتید تولید بنیاد گرایی ناشی از همین توهین و تمسخر هاست...این نیاز به اثبات ندارد؟داستان مرغ و تخم مرغ میشود که ببینیم اول بنیاد گرایی بوده که به توهین و تمسخر واکنش تند نشون داده یا توهین و تمسخر منجر به واکنش تند شده...چیزی که ما در دست داریم و نیاز به داستان آهن و آهن ربا و این قیاس های مع الفارق هم نیست، تاریخ ادیان به خصوص اسلام وسیره پیامبر بزرگوار اسلام هست در چنین مواردی...پس یا لطف بفرمایید برای ما مثال تاریخی بیارید و ثابت کنید که تعاقبی که فرمودید منطقی و معقول هست و این بارها رو نشان بدید چه تعداد و کی و کجا بوده و چند تا به بالا باشد نشان میدهد حتما علیتی وجود دارد یا اینکه دست از این مغلطه تعاقب بردارید...
خوب من اثبات کردم که، گفتم بارها چنین شده پس علیتی در کار هست، شما وقتی میپرسی وقتی بارها این اتفاق بیفته ازکجا معلوم که رابطه علی در کاره بحثو به سمت فلسفه علم بردی، و پاسخت هم همان بود که دادم. نمونه های تاریخیش هم کشیدن کاریکاتور و تهدید کاریکاتوریست و همین کشته شدن سفیر امریکا در لیبی هست. این خشونت ها هم نمود بنیادگرایی هست، سوء استفاده کنندگان هم این توهین
ها رو پیراهن عثمان می کنند و با تهییج توده های "رنجیده از توهین" و "کینه به دل گرفته"، به گسترش بنیادگرایی دامن می زنند. (از این که شما هم از جو مسخره و مصنوعی ایجاد شده بر علیه من استفاده می کنید و جوری سخن میگویید که انگار با یک کارمند ارتش سایبری جمهوری اسلامی طرفید، ممنونم)
خوب من اثبات کردم که، گفتم بارها چنین شده پس علیتی در کار هست، شما وقتی میپرسی وقتی بارها این اتفاق بیفته ازکجا معلوم که رابطه علی در کاره بحثو به سمت فلسفه علم بردی، و پاسخت هم همان بود که دادم. نمونه های تاریخیش هم کشیدن کاریکاتور و تهدید کاریکاتوریست و همین کشته شدن سفیر امریکا در لیبی هست. این خشونت ها هم نمود بنیادگرایی هست، سوء استفاده کنندگان هم این خشونت ها رو پیراهن عثمان می کنند و با تهییج توده های "رنجیده از توهین" و "کینه به دل گرفته"، به گسترش بنیادگرایی دامن می زنند. (از این که شما هم از جو مسخره و مصنوعی ایجاد شده بر علیه من استفاده می کنید و جوری سخن میگویید که انگار با یک کارمند ارتش سایبری جمهوری اسلامی طرفید، ممنونم)
آخری رو اول جواب میدم...من کی چنین اتهامی به شما زدم یا کلماتم چنین چیزی رو نشون میده؟همچین فکری به هیچ عنوان نکردم تا به حال!!!
این هایی که گفتید جواب من نبود."بارها" که شما میگی خودش نیاز به روشن گری تاریخی و بررسی جزییات و به خصوص تعداد این بار ها داره و ضمنا هر چیزی که بار ها به دنبال چیزی دیگری هم اتفاق بیوفته به خودی خود رابطه علی رو نشون میده و یه مثال نقض براش کافی هست(همین داستان چسبوندن بنیاد گرایی به دنبال تمسخر یه مثال نقض هست برای ارتباط علی که شما میگید، چون داستان رو از نیمه کار دارید بررسی میکنید)...از این جهت ازتون این رو پرسیدم!!!
روشن گری تاریخی هم باید به خیلی گذشته های دور تر برگرده، نه چند مثال در تاریخ معاصر...مثلا به همون صدر اسلام!!! وقتی متون دینی اسلامی خودش اجازه به کار بردن خشونت رو در برابر کسانی که بهش باورمند نیستن میده، دیگه چه تعاقبی رو شما میخوای ثابت کنی؟
یک نکته در حاشیهی بحث به نظرم میرسد: کارکرد «توهین به مقدسات» در تقدسزدایی بخاطر اثر روانضربهای ِ آنست. علم و منطق هر دو فاقد این اثر هستند، پس ما با دو نوع مختلف از روشنگری روبرو هستیم، آگاهی منتج از توهین نوعی آگاهی ناگهانیست(sudden)، اما همان ِ برآمده از تعلم تدریجی(gradual). این دستکم یک تفاوت بنیادین میان این دو روش ِ نقد است که آنها را با هم غیرقابل قیاس میکند: اینها کارکردهایی ناهمگون دارند و اینکه «شاید» به نتیجهای یکسان برسند دلیل یکی بودن آنها نیست.
یک نکته در حاشیهی بحث به نظرم میرسد: کارکرد «توهین به مقدسات» در تقدسزدایی بخاطر اثر روانضربهای ِ آنست. علم و منطق هر دو فاقد این اثر هستند، پس ما با دو نوع مختلف از روشنگری روبرو هستیم، آگاهی منتج از توهین نوعی آگاهی ناگهانیست(sudden)، اما همان ِ برآمده از تعلم تدریجی(gradual). این دستکم یک تفاوت بنیادین میان این دو روش ِ نقد است که آنها را با هم غیرقابل قیاس میکند: اینها کارکردهایی ناهمگون دارند و اینکه «شاید» به نتیجهای یکسان برسند دلیل یکی بودن آنها نیست.
آری امیر جان، ولی به هر روی هر دو در راستای آماج ما پیش میروند.
یکی از فند ناگهانی سود میبرد، یکی از پیگیر یا همان gradual.
نکته این است که ایندو تنها دو رویکرد گوناگون هستند که هر کدام برای برخی از آدمها بهتر کار میکنند. روی آروین شخصی من و آمارگیری از همین
انجمن و دیگر دوستان بیدینم در گسترش خردگرایی + نگاه به تاریخ جهان و رنسانس و فاکتورهای دیگر اینگونه میبرآید که فند ناگهانی بیشتر
زمانها و روی بیشتر آدمها در بازه زمانی کوتاه بهتر کار میکند، رویکرد پیگیر نیز با توان کمتری ولی در تراز گستردهتر و بازه زمانی بلندتر کار میکند.
برای نمونه نمیدانم دانشگاههای ایران را دیده باشید یا نه. استاد دارد فرگشت میآموزاند، ولی دانشجو نمیتواند از
فرگشت به فرجامیابی «آفریدگاری نیست» برسد، چرا که بخشهای گستردهای از مغزش را خرافهها و ترسهای پنهان گرفتهاند.
من از میان سد دانشجو یکی را هم ندیدهام که بتواند هتا یک پیوند ساده میان فرگشت و آتئیسم بیابد.
برای نمونه نمیدانم دانشگاههای ایران را دیده باشید یا نه. استاد دارد فرگشت میآموزاند، ولی دانشجو نمیتواند از فرگشت به فرجامیابی «آفریدگاری نیست» برسد، چرا که بخشهای گستردهای از مغزش را خرافهها و ترسهای پنهان گرفتهاند.
من از میان سد دانشجو یکی را هم ندیدهام که بتواند هتا یک پیوند ساده میان فرگشت و آتئیسم بیابد.
تفاوت دنیا آزاد با ما همینه. توی اونجا طرفداران کریشنیزم در به در دنبال لغو کردن آموزش فرگشت هستند،چون میگن تئوریه! اینجا راحت با داستان های افرینش ادم ترکیب میشه هیچ کس هم ککش نمیگزه:))
میدونم اینجا جای این بحث نیست ولی هدفتون از ایجاد این سایت چیه؟؟
چه هدفی رو دنبال می کنید؟ چقدر به هدف رسیدید؟ چقدر تونستید افرادی رو جذب هدفتون کنید؟ چه اقداماتی انجام دادید؟
اینکه بشینید و حرف های ضد دین بزنید، اشکالی نداره ولی حرف های نژاد پرستانه بزنید اشکال داره؟؟ چرا؟؟!
توهین کردن به دین آزاده ولی به زبان و نژاد نه؟؟؟!
چرا تورک ها به فارس ها تلقین میکنند که ارمنی ها بدند و اگر ضد این حرف بزنیم باعث جنگ و دعوا میشه (انکار هلوکاست :-) ) یا فارس ها به تورک ها تلقین کرده اند که عرب ها بد اند و فرهنگ و زبان فارس ها رو مورد حمله قرار داده اند...
آقا شما فرض کن در جهت بیداری ملت کوشیدی و همه فهمیدند که دین بده. به خصوص اسلام. بعدش چی؟؟
توی پست ها که می خوندم همه یه جورایی به اسلام دهن کجی کردند. نه به دین...
همه شما وقتی به دنیا اومدید توی گوشتون اذان گفتن. شما وقتی میخواهید ازدواج کنید باید با سنت های اسلامی باشه. طلاقش هم اینطوریه..
شما نمیتونی اعتقادات خودتون رو به مردم تحمیل کنید... ( توی پست ها دیدم به تک و توک بعضی افراد پریده اید که چرا اسلامی هستند)
دین، یه باور معنویه. آدم از ابتدای خلقتش دنبال دین بوده.. دنبال یه چیزی بوده که بهش تکیه کنه..
آدم اگر به یک تکه چوب اعتقاد داشته باشه بهتره از اینکه به هیچی اعتقاد نداشته باشه..
یه سری افراد نشسته اند و سوتی های قرآن در میارن و توی بوق و کرنا میکنن.. بابا بقیه کتاب های آسمانی سوتی نداره؟؟!! اینکه خدا با پیامبرش کشتی گرفته و پیامبر خدا کمر خدا رو به زمین زده توی کتاب یهودیا، این بی ارزشه ولی تناقض فلان آیه با فلان آیه ارزشمنده؟!
من خیلی آدم حرافی نیستم. بنظرم شما با طالبان هیچ فرقی ندارید.
اونا نشسته اند و میگن اسلام ناب محمدی (افراط)
شما نشستید و میگید بی دینی ناب (تفریط)
بعضی ها هم نشسته اند در جهت پاکیزه کردن زبان از واژه های غیر پارسی ، خود را ج.....ر می دهند تا 4 تا کلام پارسی صحبت کنند :-)
امیدوارم هیچوقت گرفتار نشید. ولی مطمئن هستم وقتی یه مشکل براتون پیش بیاد اول به خدا توکل می کنید و عاجزانه ازش میخواهید مشکل رو بر طرف کنه... این درخواست عاجزانه طبق بعضی روش ها صورت میگیره..
یکی با روش دین خودش مثل اسلام یکی یهودی و یکی بودایی...
پس دین یک باور قلبی هست. نه یک سبک غلط زندگی...
من کاری هم به سیاست و آخوندا هم ندارم که این روزا دین رو بازیچه خودشون کردندااا.
من صرفا از خود دین میگم...
یک مسئله ای که جدیدا باب شده این است که من با اسلام اخوند ها کاری ندارم. من با ج.ا کاری ندارم. من با دین اینها کاری ندارم.... اسلام این نیست... اسلام من چیز دیگریست....
من نمیدانم بالاخره کیست که این اسلام حقیقی را به ما بشناساند؟ در این 1400 سال حتی یک نفر پیدا نشده که صورت دقیقی از دین اسلام به ما نشان دهد؟ چرا نمیخواهند قبول کنند که این بازی های آخوند ها تمامی ندارد و هر روز با پالانی جدید سوار امت میشوند؟
من نمیدانم بالاخره کیست که این اسلام حقیقی را به ما بشناساند؟ در این 1400 سال حتی یک نفر پیدا نشده که صورت دقیقی از دین اسلام به ما نشان دهد؟ چرا نمیخواهند قبول کنند که این بازی های آخوند ها تمامی ندارد و هر روز با پالانی جدید سوار امت میشوند؟
چون نمیتوانند ببینند که این اسلام است دارد از آنها استفاده میکند نه آنها از اسلام،برای همین اصلا کارایی یا ناکارایی اسلام مساله نیست که اگر بود خیلی وقت پیش دور انداخته شده بود.
بنظر بنده البته آنقدرها هم نیاز به وجود روحانیون دینی نیست و دین بدون روحانیون دینی اینقدر محل ایراد و مشکل واقع نمیشد. بخصوص و بخصوص در حکومتهای مذهبی مثل ج.ا و عربستان و اینها.
چون بطور مثال همین مسئلهء آزادی بیان و سانسور اینترنت و این حرفها را درنظر بگیرید، واقعا سانسور چنین گسترده و شدید و سرکوب در این زمینه در کجای اسلام است؟ آیا اجماع و قطعیتی در این مورد وجود دارد؟
اینها بنظر بنده بیشتر توجیه میکنند و فریب میدهند و از دین سوء استفاده میکنند برای ماست مالی و منافع خودشان. وگرنه بنظر بنده یک انسان قدیس واقعی، یک انسان راست/آزاده، یک معنوی واقعی، اینطور کار نمیکند.
اینها الان هرچیزی که برای حکومت خودشان کوچکترین خطری میبینند، سانسور میکنند. فقط بحث Porn نیست. این در کجای اسلام است؟ مگر در تاریخ از سیرهء پیامبر و امامان نیست که با منتقدین حتی از نوع بددهن چطور برخورد میکرده اند و چه مناظراتی با همه کس داشته اند؟
بنظر بنده میتوان اسلام را هم در یک بازهء واقعا بزرگی با تفاوتهای زیاد و حتی اساسی تفسیر کرد. این به وجدان و شعور افراد و میزان معنویت حقیقی آنها هم برمیگردد. اینکه چقدر روئوف باشند، چقدر صادق باشند، چقدر آزاده باشند، چقدر انسان باشند.
مدعیان این حکومت و اسلام که لزوما آدمهای خوب یا کاملی نیستند. رفته اند یکسری درسها خوانده اند و اصلا معلوم نیست چقدر عقل سلیم دارند، چقدر نیکی ذاتی، چقدر صفات نیک واقعی، چقدر شعور واقعی، و اصلا شارلاتان و ریاکار نباشند.
در دانشگاه هم هرکس درس میخواند و مدرک میگیرد لزوما با هم برابر نیستند این افراد. یک عده مخترع و دانشمند یا مهندس خیلی خوبی میشوند، یک عده هم نمیشوند، بین کیفیت درک آنها هم تفاوت وجود دارد. عده ای از آنها ممکن است حتی از علم و توان خود در راه خلاف استفاده کنند.
اینها بنظر بنده بیشتر توجیه میکنند و فریب میدهند و از دین سوء استفاده میکنند برای ماست مالی و منافع خودشان. وگرنه بنظر بنده یک انسان قدیس واقعی، یک انسان راست/آزاده، یک معنوی واقعی، اینطور کار نمیکنید.
من با این معنویت شما مشکل دارم. این معنویت چیست؟از خود گذشتگی و خود فروشی به ایدئولوژهایی که معلوم نیست پایه و اساسش اخلاقی است؟
چرا وقتی در مورد یک انسان خردمند با این احترام و شیفتگی یاد نمیشود در برابر یک فرد اصطلاحا معنوی؟
اصولا معنویتی در کار نیست و هر کس میتواند داو معنوی بودن داشته باشد!
بنظر بنده میتوان اسلام را هم در یک بازهء واقعا بزرگی با تفاوتهای زیاد و حتی اساسی تفسیر کرد. این به وجدان و شعور افراد و میزان معنویت حقیقی آنها هم برمیگردد. اینکه چقدر روئوف باشند، چقدر صادق باشند، چقدر آزاده باشند، چقدر انسان باشند.
مدعیان این حکومت و اسلام که لزوما آدمهای خوب یا کاملی نیستند. رفته اند یکسری درسها خوانده اند و اصلا معلوم نیست چقدر عقل سلیم دارند، چقدر نیکی ذاتی، چقدر صفات نیک واقعی، چقدر شعور واقعی، و اصلا شارلاتان و ریاکار نباشند.
خیر اینطور نیست.و این دوباره بازی خود همین روحانیون و اسلامیست هاست در برابر اینهمه روشنگری و بیداری تقریبی مردم.اگر مردم کاملا بیدار شوند که کار این جماعت تمام است.منتهی در این مرحله دوباره سعی بر خواب کردن مردم دارند و با این توجیهات بی پایه سعی می کنند این همه معما را به راحتی پاسخ دهند و حس کنجکاوی و واقعیت پذیری افراد را پوچ کنند.
از نظر من ج.ا نمونه ی تمام عیاری از حکومت ناب محمدیست. و چه بسا بهتر از آن.
بگویید کدام مسئله وجود دارد که اسلام و ج.ا در آن توافق نظر نداشته باشند؟
سانسور و اینترنت و این مسائل که اوج شکوفایی ایدئولوژی محمدیست و انصافا برادران سانسور چی خوب از پس تکلیف اسلامیشان بر آمده اند.....
تعریف معنویت خودش یک مشکل بزرگ هست،یادمه یک روانشناسی از این شاکی بود که معیارهای معنوی بودن رو اینقدر گل و گشاد تعریف میکنند که خداناباور ضد دین هم گاهی توش جا میشه!:)) مثلا به این تعریف نگاه کنید""deepest values and meanings by which people live.""اینجور چیزها چه ربطی به دین داره،چه ربطی به خدا داره؟!
چون بطور مثال همین مسئلهء آزادی بیان و سانسور اینترنت و این حرفها را درنظر بگیرید، واقعا سانسور چنین گسترده و شدید و سرکوب در این زمینه در کجای اسلام است؟ آیا اجماع و قطعیتی در این مورد وجود دارد؟
من نمیدانم دیگر چه قرار بود در اسلام باشد در مقابله با آزادی بیان که نیامده؟ میخواهید محمد 1400 سال پیش حکم فیلترینگ اینترنت را میداده که حالا پیدا نمیکنید میگویید اسلامی نیست !! در آن زمان روش فیلترینگ بریدن سر مخالفان بوده که کم کاری از محمد دیده نمیشود و هر جا توانسته ترور کرده و سر بریده. امروز هم که حکم ازتداد و کفرگویی مورد اجماع اسلامیون و ایت اللههاست در قانون ج.ا هم آمده، در قرن 20ام هم یک نمونه گهر بار معروف جهانیش رو حمینی با دادن دستور قتل سلمان رشدی نشان داد به دنیا. تازه این حکم ارتداد بود تنها،در اسلام اساسا آزادی وجود ندارد که بخواهد مربوط به بیان باشد یا جای دیگر.خود نام دین معنیش تسلیم به الله مدینه. البته در عرفان و معنویت احتمالا میتوان تسلیم شد و همزمان آزاد هم بود !! نکند تا خود محمد شخصا نیاید بگوید اینها جزو اسلام است میرود جزو توطئهی ِ آخوندها؟!!
من با این معنویت شما مشکل دارم. این معنویت چیست؟از خود گذشتگی و خود فروشی به ایدئولوژهایی که معلوم نیست پایه و اساسش اخلاقی است؟
معنویت کلی و بنیادین است. ممکن است کسی مذهبی باشد اما معنوی نباشد. افراد میتوانند معنوی باشند و مذهبی نباشند. به نگر بنده معنویت واقعی روی تفسیر از اسلام هم تاثیر میگذارد. بنظر بنده معنویت یک چیزی اصیل تر و ذاتی تر از مذهب است. البته لزوما منافاتی با مذهبی بودن هم ندارد، و شاید بعضی ها از معنویت به مذهبی بودن هم برسند.
معنویت یعنی همین که به خدا و ماورا و روح و نیکی و هدف و قوانین الهی در جهان به یک صورت درونی باور و گرایش داشته باشی. ولی مذهب میتواند خیلی سطحی و از روی ترس و سنت و غیره باشد. ممکن است یک درک و گرایش ذاتی حقیقی به ماهیت حقیقی خداوند و خلقتش نباشد و صرفا کلیشه ها و چیزهای حفظی و تلقینی و تقلیدی باشد. یک مذهبی غیرمعنوی هرچند ادعای خلافش را بکند، ممکن است ماهیت و هدف حقیقی خداوند را درک مستقیم نکرده باشد و کم و بیش چهرهء انسانی/مادی قائل است برای او، یا در چهارچوب عقل خشک تصور میکند. چنین فردی نمیداند که در هرچیزی نیکی و شکوه خداوند موج میزند و هدف خردمندانه و متعالی داشته است. به زبان ممکن است این حرفها را بزند، اما یک درک واقعی ندارد. مثل کسی که یک چیزی را خودش تجربه نکرده و صرفا بر اساس گفته ها و شنیده ها و دیده هایش از دیگران و یک مشت تئوری خشک تصور میکند و حرف میزند.
اصولا معنویتی در کار نیست و هر کس میتواند داو معنوی بودن داشته باشد!
ادعا را که هرکسی میتواند داشته باشد. حرف بند هم ادعای خاصی از این دست نبود درمورد شخص خاصی. صرفا نظرم را گفتم که اگر کسی معنویت داشته باشد، دیدگاه و تفسیرش از دین هم میتواند خیلی تفاوت بکند. از نظر تئوری و عقل خشک مذهبیون بدون معنویت این تفاوتها قابل درک و توجیه نیستند، اما برای یک معنوی اینطور نیست.
خیر اینطور نیست.و این دوباره بازی خود همین روحانیون و اسلامیست هاست در برابر اینهمه روشنگری و بیداری تقریبی مردم.اگر مردم کاملا بیدار شوند که کار این جماعت تمام است.منتهی در این مرحله دوباره سعی بر خواب کردن مردم دارند و با این توجیهات بی پایه سعی می کنند این همه معما را به راحتی پاسخ دهند و حس کنجکاوی و واقعیت پذیری افراد را پوچ کنند.
میتواند اینطور هم نباشد. این هم یک ادعا و یکی از احتمال هاست. اصلا ما کار نداریم که دیگران بر چه اساسی با اینها بازی میکنند یا نمیکنند. بنده بطور مستقل اینطور فکر میکنم. ارتباطی با دیگران ندارم، بر اساس تجربه و دریافت شخصی است، و تحت تاثیر تلقین و تبلیغات دیگران نیستم.
از نظر من ج.ا نمونه ی تمام عیاری از حکومت ناب محمدیست. و چه بسا بهتر از آن.
این هم یک ادعای بزرگیست و فکر نمیکنم بتوانید آنرا ثابت کنید. البته بنده متخصص در این زمینه نیستم و حوصله و انگیزهء چنین بحثهایی را هم ندارم، ولی تاجاییکه میدانم اینطورها هم نیست و خیلی افراد حتی متخصص درمورد اسلام نظر دیگری دارند. قطعیتی وجود ندارد. اجماعی وجود ندارد. مثلا یکی ممکن است اعتقاد داشته باشد که باید با مفاسد اقتصادی به شدت برخورد شود و رعایت هیچکس در این زمینه نشود. گنده هایشان را بگیرند و مثل مردم عادی محاکمه و مجازات کنند، و شاید باید تمام اینها علنی باشد و مردم آنها را بشناسند.
تعریف معنویت خودش یک مشکل بزرگ هست،یادمه یک روانشناسی از این شاکی بود که معیارهای معنوی بودن رو اینقدر گل و گشاد تعریف میکنند که خداناباور ضد دین هم گاهی توش جا میشه!:)) مثلا به این تعریف نگاه کنید""deepest values and meanings by which people live.""اینجور چیزها چه ربطی به دین داره،چه ربطی به خدا داره؟! :)
خداناباور ضد دین بنظر بنده معنوی واقعی نیست. شاید آدم خوبی باشد و استعداد معنویت را داشته باشد. یک بخشهایی از معنویت را شاید. معنویت بدون یک پایهء فرامادی که نمیشود.
من نمیدانم دیگر چه قرار بود در اسلام باشد در مقابله با آزادی بیان که نیامده؟ میخواهید محمد 1400 سال پیش حکم فیلترینگ اینترنت را میداده که حالا پیدا نمیکنید میگویید اسلامی نیست !! در آن زمان روش فیلترینگ بریدن سر مخالفان بوده که کم کاری از محمد دیده نمیشود و هر جا توانسته ترور کرده و سر بریده. امروز هم که حکم ازتداد و کفرگویی مورد اجماع اسلامیون و ایت اللههاست در قانون ج.ا هم آمده، در قرن 20ام هم یک نمونه گهر بار معروف جهانیش رو حمینی با دادن دستور قتل سلمان رشدی نشان داد به دنیا. تازه این حکم ارتداد بود تنها،در اسلام اساسا آزادی وجود ندارد که بخواهد مربوط به بیان باشد یا جای دیگر.خود نام دین معنیش تسلیم به الله مدینه. البته در عرفان و معنویت احتمالا میتوان تسلیم شد و همزمان آزاد هم بود !! نکند تا خود محمد شخصا نیاید بگوید اینها جزو اسلام نیست و توطئه آخوندهاست !!
ببینید بنظر بنده این حرفهای شما اغراق است.
در اسلام نقد بدون توهین و تمسخر پذیرفته میشود. آن سلمان رشدی هم یک کتاب بی سر و ته و فکاهی نوشته لابد که استدلال و سند و بحث منطقی نبوده، یا اینکه شاید هم اینطور نبوده ولی اشتباه تشخیص داده شده و حکم اشتباه درموردش داده اند. شاید هم از بیان درستی استفاده نکرده که توانسته اند این برچسب را بهش بزنند.
بنده که وکیل و مرید آقای خمینی نیستم که بخواهم بر اساس نظر ایشان قضاوت کنم. برای بنده نظر و فتوای ایشان معیاری نیست. همه خطاپذیرند. من برداشت خودم را از اسلام دارم. تاجاییکه بنده میدانم و ظاهرا در تاریخ هم هست اسناد و نمونه هایش، شما میتوانید هر ایرادی را به اسلام وارد کنید، منتها باید زبانش را بلد باشید و آتو دست ندهید. تازه یک ایمان آوردن حتی صوری به اسلام هم میتواند امنیت شما را تاحد زیادی تامین کند. یعنی در عین اینکه همه چیز را زیر سوال میبرید و نقد میکنید، میتوانید بگویید خودتان را مسلمان میدانید و به خدا و حضرت محمد ایمان دارید و فقط ابهامات و سوالهایی را که برایتان پیش آمده است میخواهید مطرح کنید و فکر میکنید اسلام برحق است پس باید جواب درخوری برای همهء اینها داشته باشد.
ممکن است بگویید خب این یک نوع حقه است یا اینکه چرا باید مجبور باشم همان صوری هم به اسلام ایمان بیاورم. خب شاید تاحدی حق با شما باشد، ولی بنظر بنده نباید آنرا آنقدرها هم بزرگ کرد. شرایط دنیا و مردمش هیچوقت Perfect نیستند. خیلی ایدئال گرا نباشید. واقعگرایانه نیست. هرچیزی راهی زیرکانه ای میتواند داشته باشد. در مجموع میتوان از این راهها بیشتر حرفهای خود را هم زد و بهانهء قابل اثبات به دست کسی نداد.
ضمنا مطمئن باشید مردم خودشان قضیه را کم و بیش متوجه میشوند! یعنی میفهمند که شما احتمالا اعتقاد قلبی آنچنانی هم ندارید و صرفا برای امنیت خودتان آن را رسما بیان نمیکنید. پس این کار شما تبلیغ آنچنانی برای اسلام نمیشود. تازه شاید اثر معکوس هم داشته باشد!! اصلا اینکه یک مسلمان اسلام را زیر سوال ببرد شاید موثرتر هم باشد.
این هم که ج.ا چه میکند و چه قانونی دارد بازهم معیار اسلام نیست. جمهوری اسلامی یک حکومت و سیاست است در دست کسانی که پیامبر و امام معصوم نیستند از نظر اسلامی. ممکن است خیلی ضعف و نقصها و فساد و دروغ درکارشان باشد.
دنیا و مردمش هیچوقت در هیچ چیزی بی نقص نیستند. شما در همان آمریکا هم ضد اسرائیل صحبت کنید امنیتتان به خطر میفتد. غیر از اینست؟ نه اینکه لزوما حکومت بخواهد به شما صدمه بزند، اما کسان دیگری همیشه ممکن است بخواهند حساب شما را برسند. و هیچوقت نمیتوان از این خطرات بطور تضمینی جلوگیری کرد.
اسلام حتا حق آزادی دین رو به رسمیت نمیشناسه ! استنادم هم به قرآن سوره توبه آیه 29 هستش :
با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز بازپسین ایمان نمىآورند و آنچه را خدا و فرستادهاش حرام گردانیدهاند حرام نمىدارند و متدین به دین حق نمىگردند كارزار كنید تا با [كمال] خوارى به دستخود جزیه دهند
کسی که منتقد اسلام میشه اول از همه بهش شک کرده ! که بعدش به این نتیجه رسید جاییش مشکل داره و بعد نقدش کرده ! قرآن حتا شک کردن رو هم جایز نمیدونه :
سوره مائده آیه 5 :
امروز چیزهاى پاكیزه براى شما حلال شده و طعام كسانى كه اهل كتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانى كه پیش از شما كتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالى كه خود پاكدامن باشید نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوستخود بگیرید و هر كس در ایمان خود شك كند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زیانكاران است
سوره حجرات آیه 15 :
در حقیقت مؤمنان كسانىاند كه به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شك نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كردهاند اینانند كه راستكردارند
نقد ؟! حرفها میزنید ها ! شما به مرحله شک برسید جزو زیانکاران هستید و کافر و خوارج و ...
در اسلام نقد بدون توهین و تمسخر پذیرفته میشود. آن سلمان رشدی هم یک کتاب بی سر و ته و فکاهی نوشته لابد که استدلال و سند و بحث منطقی نبوده، یا اینکه شاید هم اینطور نبوده ولی اشتباه تشخیص داده شده و حکم اشتباه درموردش داده اند. شاید هم از بیان درستی استفاده نکرده که توانسته اند این برچسب را بهش بزنند.
پس زمانی که محمد آدم میفرستد سر شاعری که شعر برخلاف او میگوید را ببرد،منظورش چیز دیگری بوده. وقتی میخواهند سر سلمان رشدی را بخاطر یک رمال تخیلی که در آن سوی دنیا نوشته ببرند،لابد یک کاری کرده تقصیر خودش بوده دیگر !! منطق عرفانی به این میگویند
ممکن است بگویید خب این یک نوع حقه است یا اینکه چرا باید مجبور باشم همان صوری هم به اسلام ایمان بیاورم. خب شاید تاحدی حق با شما باشد، ولی بنظر بنده نباید آنرا آنقدرها هم بزرگ کرد. شرایط دنیا و مردمش هیچوقت Perfect نیستند. خیلی ایدئال گرا نباشید. واقعگرایانه نیست. هرچیزی راهی زیرکانه ای میتواند داشته باشد. در مجموع میتوان از این راهها بیشتر حرفهای خود را هم زد و بهانهء قابل اثبات به دست کسی نداد.
اینکه آموزش روشهایِ خر کردن و استراتژی برخورد است که البته خودمان بلد هستیم چه بکنیم.
اینکه یکنفر را برویم گولش بزنیم تا سر ما را بخاطر حرفی که میزنیم نبرد معنیش این نیست که طرف ما چیزی بنام به آزادی و آزادی بیان را قبول دارد.
این هم که ج.ا چه میکند و چه قانونی دارد بازهم معیار اسلام نیست. جمهوری اسلامی یک حکومت و سیاست است در دست کسانی که پیامبر و امام معصوم نیستند از نظر اسلامی. ممکن است خیلی ضعف و نقصها و فساد و دروغ درکارشان باشد.
بدبختی اینجاست که آدمکشی و سرکوب آزادی این معصومین از ج.ا بیشتر است. اینکه اینها چون سیاست است پس قبول نیست هم بیخود است،نکند قرار است اینجا جن و پری عامل اجرای یک ایدئولوژی باشند تا قبول باشد.همه ایدئولوژیها از جمله اسلام (از روز نخست) در اجتماع زمینی با مکانیزمهایِ زمینی (شامل سیاست و...) عمل کرده و خواهند کرد،خود محمد که اساسا تمام کارش حکومت و جنگ و سیاست و حکومت بوده،نکند 10 تا زن داشته برای نوبت خواب باهاشان آیه میفرستاده دلایل آسمانی داشته،امروز آخوند ولی میرود زنها را صیغه میکند اما شده ناگهان بدلیل دلایل کثیف زمینی؟!!
پس زمانی که محمد آدم میفرستد سر شاعری که شعر برخلاف او میگوید را ببرد،منظورش چیز دیگری بوده.
وقتی میخواهند سر سلمان رشدی را بخاطر یک رمال تخیلی که در آن سوی دنیا نوشته ببرند،لابد یک کاری کرده تقصیر خودش بوده دیگر !!
منطق عرفانی به این میگویند !!
بفرمایید این را بخواند ببینید باید سر کسی را روی آن برید یا نه:
من نمیدانم دیگر چه قرار بود در اسلام باشد در مقابله با آزادی بیان که نیامده؟ میخواهید محمد 1400 سال پیش حکم فیلترینگ اینترنت را میداده که حالا پیدا نمیکنید میگویید اسلامی نیست !! در آن زمان روش فیلترینگ بریدن سر مخالفان بوده که کم کاری از محمد دیده نمیشود و هر جا توانسته ترور کرده و سر بریده. امروز هم که حکم ازتداد و کفرگویی مورد اجماع اسلامیون و ایت اللههاست در قانون ج.ا هم آمده، در قرن 20ام هم یک نمونه گهر بار معروف جهانیش رو حمینی با دادن دستور قتل سلمان رشدی نشان داد به دنیا. تازه این حکم ارتداد بود تنها،در اسلام اساسا آزادی وجود ندارد که بخواهد مربوط به بیان باشد یا جای دیگر.خود نام دین معنیش تسلیم به الله مدینه. البته در عرفان و معنویت احتمالا میتوان تسلیم شد و همزمان آزاد هم بود !! نکند تا خود محمد شخصا نیاید بگوید اینها جزو اسلام است میرود جزو توطئهی ِ آخوندها؟!!
پیامبرمون مسئول برداشت های متفاوت از رفتار و گفتارش نبوده.. مسئول گفتار خودش بوده..
شما داری همه چیزو با یک چشم میبینی.. شما چون یک طرز فکر متعصب و خشک و مخالف با اسلام داری، هر رفتاری رو به گردن اسلام و رسولش میبندی.. اینطور نیست..
در تمامی ادیان، مخالف ها رو کشتند.. بوداییان اکنون در برمه چی میکنند؟؟ مسلمان کُشی میکنند.. یهودیان در اسرائیل چه میکنند؟؟ مسلمان کُشی میکنند. مسیحیان در زمان های قدیم چه میکردند؟ (قرون وسطی) هرکسی مسیحی نبود را میکشتند. مبلغان دینی به راحتی دستور مرگ صادر میکنند... ولی شما چشمت رو روی همه اینها بستی و داری به پیامبر صلح و دوستی توهین میکنی... پیامبر کسی بود که تبلیغش رو با مظلومیت شروع کرد.. اصحاب نخستش رو به بدترین نحو شکنجه دادند و کشتند... (کافران برای سرکوب مخالفانشان، میکُشتند..) همه امام ها با صلح و دوستی دین خدا رو تبلیغ کردند و به بدترین نحو کشته شدند...
پیامبر ما به همه احترام میگذاشت.. اگر جنگی کرده بود، نباید میکُشت؟؟ وسط جنگ و دعوا که خیرات نمیکنند! تمامی جنگ های پیامبر بهش تحمیل شده بود..
شما همین الان یکی از پیامبران مسیحیت و یهودی رو مسخره کن. ببین مبلغان اون دین چه واکنشی نشان می دهند.. دستور اعدام که ندهند (بخاطر مسائل سیاسی و ترس از ، از دست دادن مقام خودشون) دستور برخورد شدید به خاطی رو میدهند.. کمتر دیده شده به مریم مقدس توهین شود.. چون توهین کنندگان مسیحی هستند و به مسلمانان معترض هستند
حالا شما میای و تمام رفتارها و سخنهای آخوندها رو میچسبونی به اسلام و پیامبر!! پاپ هم مشکل رسوایی جنسی داشت!
اسخوف قبلی یهودی ها هم یه جورایی نسل کشی کرده بوده...
حالا بین این همه شما گیر دادی به جوجه آخوند؟!! آخوند رو نشانه اسلام می پنداری؟؟ هر چند بعضی از روحانیون واقعا سواد دارند
.
شما داری از زاویه تنگ و متعصب خودت به بی ارزش بودن دین می نگری. اون هم از زاویه متعصب خودش بر با ارزش بودن دین می نگرد..
اینجاست که میگن احترام به عقاید و ادیان.. که متاسفانه شماها به جای اینکه احترام بگذارید، قصدتون مسخره کردنه..
چرا هیچ مسلمانی به حضرت مریم توهین نمی کنه؟؟ چرا هیچ مسلمانی به مسیح و موسی توهین نمی کنه؟؟ چرا اکثر توهین ها به مسلمان هاست؟ چرا همیشه اقلیت ها زیر دست بوده اند؟؟ خب معلومه.. توی قرآن هرجا اسم بانوی مقدس و پاکیزه اومده، اسم مریم بوده. حتی اسم دختر پیامبر هم نبوده.. فاطمه ای که همه ما مسلمان ها اونو به عنوان زن پاکدامن و بانوی دو عالم! می پنداریم. در صورتی که اسم مریم در کتاب دینی ما نوشته شده.. مسلمان ها (شیعه) علاوه بر احترام به حضرت مریم، به حضرت فاطمه هم به عنوان یک زن مسلمان و پاکدامن احترام می گذارند..
یه ضرب المثل هست که میگه گربه دستش به گوشت نمیرسه، میگه پیف پیف بو میده..
سایر ادیان نسبت به دین ما حسودی میکنند. اونها زیبایی دین ما رو نمیبینند.. درصدد از هم گسستن و زشت نشان دادن دین ما بر اومدن.. اونها اینقدر دینشون دستکاری شده بود و ضعیف شد که می گفتند دین از سیاست جداشت.. در صورتی که اگر دین اصلی و خدایی همچنان باقی بود، اگر دینشان کامل بود، اگر دینشان پاسخگویی نیازهای جامعه بود، هیچوقت اینچنین نمی گفتند..
حالا این بحث جدایی دین از سیاست و بد بودن دین از چه زمانی وارد کشور ما شده؟؟ از وقتی که انگلیسی ها و روس ها وارد مملکت ما شدند.. اونها نتوانستند قدرت و همبستگی و وابستگی مردممون رو به دین اسلام رو تحمل کنند. به فریب مردم اقدام کردند.. جوری رفتار کردند که پیشرفت خودشون رو منوط به نداشتن دین و جدایی دین از سیاست نشان دادند.. یه مشت مخالف حکومت در آن زمانها که صرفا هدفشون مخالفت بوده (ایگنورنت) فریب این حرفای انگلیسی ها خوردند و به اصطلاح روشن فکر شدند... کم کم روشن تر شدند و امام و پیامبر و دین و اسلام و خدا رو منکر شدند.. چند سال دیگه که خیلی روشن می شوند، خودشون رو هم انکار میکنند...
در تمامی ادیان، مخالف ها رو کشتند.. بوداییان اکنون در برمه چی میکنند؟؟ مسلمان کُشی میکنند.. یهودیان در اسرائیل چه میکنند؟؟ مسلمان کُشی میکنند. مسیحیان در زمان های قدیم چه میکردند؟ (قرون وسطی) هرکسی مسیحی نبود را میکشتند. مبلغان دینی به راحتی دستور مرگ صادر میکنند... ولی شما چشمت رو روی همه اینها بستی و داری به پیامبر صلح و دوستی توهین میکنی... پیامبر کسی بود که تبلیغش رو با مظلومیت شروع کرد.. اصحاب نخستش رو به بدترین نحو شکنجه دادند و کشتند... (کافران برای سرکوب مخالفانشان، میکُشتند..) همه امام ها با صلح و دوستی دین خدا رو تبلیغ کردند و به بدترین نحو کشته شدند...
به این میگویند مغالطه خودت هم بدی،چون بقیه هم آدم کشتهاند پس محمد هم آدم کشته درست بوده !! تازه مسلمین ادعای معصومیت برایش دارند و اینکه الگوی اخلاقی جهانیان تا ابد اوست.
البته استبداد و آدمکشی اسلام و مسلمین در جهان کم رقیب است،نسل کشیهایی مانند نسلکشی ارامنه توسط آنها قابل مقایسه با برمه نیست.
پیامبر ما به همه احترام میگذاشت.. اگر جنگی کرده بود، نباید میکُشت؟؟ وسط جنگ و دعوا که خیرات نمیکنند! تمامی جنگ های پیامبر بهش تحمیل شده بود..
خیر،آخوندهای محترم اشتباه به عرضتان رساندهاند.تمام جنگهای محمد بجز یکی دو تا مانند جنگ خیبر (که آن هم در پدافند به حملهها و راهزنیهایِ مسلمانان بوده) ،همگی هجومی بوده.
حالا بین این همه شما گیر دادی به جوجه آخوند؟!! آخوند رو نشانه اسلام می پنداری؟؟ هر چند بعضی از روحانیون واقعا سواد دارند .
از "جوجه آخوندها" منظورتان تمام علما و آیت اللههایِ اسلام از ابتدا تاکنون است؟!! شما میخواهید مثلا به بزرگترین مرجع شیعیان یعنی خمینی احکام اسلام بیاموزید؟!!
وقتی میخواهند سر سلمان رشدی را بخاطر یک رمال تخیلی که در آن سوی دنیا نوشته ببرند،لابد یک کاری کرده تقصیر خودش بوده دیگر !! منطق عرفانی به این میگویند !!
ببین
تاجاییکه من میدونم، میشه مقدسات اسلام رو نقد کرد، ولی توهین و فحش و تمسخر نه.
حالا نمیگم این محدودیت درسته. نگفتم در این زمینه آزادی مطلق هست. اما بهرحال راه هست و اونقدرها هم محدودیت نیست.
راستی این دکتر سروش بطور مثال، آیا حکم ارتدادش رو دادن تاحالا؟
کتاب «آیات شیطانی» سلمان رشدی بود, برای کاربر فُلانی فراباشتم[1] ببینم این چه دارد که سربُریدن نویسنده را محق میکند!
علاقه دارم بخونم ببینم چی نوشته. ولی حجمش زیاده و کارها و اولویت های دیگری دارم. این مورد برام مهم نیست. ولی شاید خورده خورده خوندم بخصوص اگر برام جالب بود و محتوی ای داشت بنظرم.
بطور کلی منکه گفتم اینکه خمینی چه حکمی داده واسه من معیار نیست. خمینی واسه چی شد معیار اسلام؟ شما خودتون بپرسید، تحقیق کنید، البته نه فقط از منابع اسلام ج.ا، ببینید اسلام چی گفته.
خمینی بنظر بنده اشتباهات بزرگی هم داشت. مثلا کشتار سال 68 زندانیان سیاسی. یا ادامهء جنگ با عراق. بنظر بنده اینا حتی با اسلام هم سازگاری کافی نداشتن.
بنده به مرور دارم متوجه میشم که آخوندها هم خنگ تر و خطاپذیرتر از اون چیزی هستن که بنظر میاد و حتی بنده شخصا تاحالا فکر میکردم.
ضمنا فراموش نکنیم قرار گرفتن در منصب قدرت و سیاست و مسئولیت، فشار زیادی به اشخاص میاره و تضادهای بزرگ زیادی ایجاد میکنه. عجیب نیست اگر مدعیان این نظام زیر بار این فشارها آگاهانه یا ناآگاهانه برخلاف اسلام واقعی عمل کرده باشن. اونم بحث دین در این روزگار وقتی به حکومت بیاد دچار چه فشار و تناقضهایی میشه.
گول مالیدن نیست. قانون دینشونه. نمیتونن خلافش عمل کنن. اگر هم کردن خب خلاف حکم دین خودشون عمل کردن.
یعنی چه؟ یعنی چون قانون دینشان است نمیتوانند خلاف حکمهایِ ضد بشری اسلام عمل کنند معنایش این است که حکم اسلام ضد نیست؟!! مثلا کسی که به دختر بچه 9 ساله تحت نام ازدواج اسلامی تجاوز میکند ایراد ندارد ،یا منظور محمد نبوده یا حتما خود دختر بچه یک کار بدی کرده بوده حقی بوده یا باید شکاک بود و وقتی دارن سر طرف رو برای سخن گفتم میبرند معنیش یک چیز دیگر است و ... !!
حالا این بحث جدایی دین از سیاست و بد بودن دین از چه زمانی وارد کشور ما شده؟؟ از وقتی که انگلیسی ها و روس ها وارد مملکت ما شدند.. اونها نتوانستند قدرت و همبستگی و وابستگی مردممون رو به دین اسلام رو تحمل کنند. به فریب مردم اقدام کردند.. جوری رفتار کردند که پیشرفت خودشون رو منوط به نداشتن دین و جدایی دین از سیاست نشان دادند.. یه مشت مخالف حکومت در آن زمانها که صرفا هدفشون مخالفت بوده (ایگنورنت) فریب این حرفای انگلیسی ها خوردند و به اصطلاح روشن فکر شدند... کم کم روشن تر شدند و امام و پیامبر و دین و اسلام و خدا رو منکر شدند.. چند سال دیگه که خیلی روشن می شوند، خودشون رو هم انکار میکنند...
بنظر بنده تجربهء حال حاضر ما خودش نشان میدهد که حداقل در شرایط حاضر اگر دین از سیاست جدا شود یا حداقل در این زمینه تعدیل و محدودیت بیشتری صورت بگیرد خیلی بهتر است.
دهان ملت را سرویس کرده اند اینها. بعد این همه فساد و سوء استفاده بین خودشون هست، خب اینا بدتر باعث تنفر مردم و بهانهء گریز نسل جدید از مذهب میشه، بخاطر اینکه اینها به اسم دین سرکار هستن.
بابا ملت نمیخواد با آمریکا و اسرائیل اینقدر دشمنی کنه و خودش رو به خطر بندازه و هزینه بپردازه. من نمیگم کسی نمیخواد، اما خیل عظیمی هم هستن که نمیخوان یا حداقل به این شدت و هزینه نمیخوان.
سیاست و ادعای حکومت ما با واقعیت مردم ما هماهنگی کافی نداره.
در این جامعه فساد و خودخواهی و بی دینی روز به روز گسترده تر شده.
خب پس اون آقایی که اون بالا نشسته آخه داره پز چی رو میده واسه چی اینقدر ادعا میکنه واسه چی به پشتوانهء چی از یک ملتی که اینطوری هستن هزینه میکنه و به خطر میندازه؟
بنظر من حتی اسلام واقعی هم چنین حکمی نمیده که شما مثلا بر جامعهء کفار به زور حکومت کن و وقتی در داخل این همه کفر و مشکلات هست شما اونا رو وارد جنگ با دشمنان اسلام کن و از جیب این کفار هزینه کن. اسلام اینا بنظر من جعلیه! بنظر من وقتی مردم نمیخوان و اونقدر مسلمان نیستن، سیاست خارجی ما هم باید با همون حد هماهنگ باشه و تعادل داشته باشه.
مردم اگر اونطور مثل حکومت دو آتشه بودن اکثریتشون، مملکت اینطور نمیشد. اینطور توی خیابان ها و خیلی جاهای دیگه فساد جنسی، اخلاقی و اقتصادی و غیره خودنمایی نمیکرد.
در این جامعه فساد و خودخواهی و بی دینی روز به روز گسترده تر شده.
پس بیدینی در رسته فساد و خودخواهی ست
!! اینجاها خوشم میاد بنا بر منطق فرق شکاک عرفانی معنوی مشکلی در کمبود داده برای قضاوت نداری !! ولی محمد طبق تواریخ خود مسلمین زده نسل یهودیان یثرب رو کنده و خودشان را کشته و زنشان را به بردگی گرفته را باید دید چه بوده و زنان و کودکان یهودیان حتما یک کار بدی کرده بودند دیگر و وقتی علی سر اسیران را میبرده منظورش چیز دیگهای بوده و... !!
نه لزوما. ولی بی دینی تحت یک حکومت مذهبی یک تناقضه. من کاری به اینش ندارم که بی دینی خوبه یا بد. بنظر من یک دلیل گسترش شدید و عمیق بی دینی، خود این حکومت (به ظاهر) مذهبی است.
نه لزوما. ولی بی دینی تحت یک حکومت مذهبی یک تناقضه. من کاری به اینش ندارم که بی دینی خوبه یا بد. بنظر من یک دلیل گسترش شدید و عمیق بی دینی، خود این حکومت (به ظاهر) مذهبی است.
آری دلیلش حکومت مذهبی است،دلیلش هم اتفاقا این است که حکومت باطنا مذهبیست نه ظاهرا.آشنایی بیشتر با آموزههایِ معنوی اسلام هم طبیعیست آنتی تز آن را تقویت کرده.
چرا شعرش رو درج نکرده که ببینیم مثلا توهین به پیامبر توش بوده یا نه؟
بعد جالب اینکه در همین متنی که بعنوان مستند آورده اینم آخرش هست:
یعنی چه؟ یعنی اگر توش توهین بوده ایراد نداشته ادم بفرستد سرش راببرند،آن موقع که اسلام دین نبوده چهار نفر راهزن بودند دور هم یکیشان هم ادعای پیغمبری داشته. بعد خود محمد رفته تمام ادیان مکه را از بیخ کنده بجای فقط توهین به باقی خدایان هم زده خود بت خدایان را شکسته جارو کرده ریخته بیرون از کعبه.
باقی سخنان هم تنها نشان ار ندانستن چگونگی خواندن تاریخ دارد،جالب است اینطوری اساسا این سخنانت را اگر واقعا جدی هم بگیریم اساسا هیچ جیزی از اسلام و تاریخ اسلام باقی نمیماند که خوب باشد یا بد باشد !!
علاقه دارم بخونم ببینم چی نوشته. ولی حجمش زیاده و کارها و اولویت های دیگری دارم. این مورد برام مهم نیست. ولی شاید خورده خورده خوندم بخصوص اگر برام جالب بود و محتوی ای داشت بنظرم.
من 5و6 سال پیش کتاب رو خوندم. گرچه ترجمه افتضاحی بود و فراموش کرده ام، ولی تا حدودی یادم می آید
سلمان رشدی به وضوح در کتاب خودش به 2 دسته توهین کرده. اول به پیامبر و خاندان و اصحابش دوم به ایرانیان که انقلاب کرده اند
حالا اصلا اسمی از پیامبر نیاورده هاااا. حتی اسمی از خمینی و مردم ایران نیاورده
ولی توی کتابش میگه که یکی از شخصیت های داستان اسمش جبرئیل بوده و طبق باورهای ادیان شرقی دچار تحول میشه و به زمان و مکانی پرت میشه. از نشانه های اون زمان و مکان که میده دقیقا زمان و مکان دوران تبلیغ پیامبره.. و داستان رو به خیانت دختر پیامبر و فاحشگی این و اون و بی بند و باری خلفای راشدی و ... ادامه میده... در مورد ایران هم، این جبرئیل دوباره دچار تحول میشه و به زمان انقلاب ایران پرت میشه و میگه یه مشت آدم وحشی به سر کردگی یه وحشی ..... خلاصه اینجوریااا :-)
خمینی هم قطعا کتاب رو نخونده. بهش گفتن اینجوری بوده.. اون هم فتوا میده...
کلا داستان جالبی نیست... از لحاظ نگارش (متن اصلی) هم قوانین نوشتن رو رعایت نکرده. من خودم یه کم نویسنده ام و قصه میگم :-P . انگار در مدت کوتاهی این کتاب نوشته شده... خیلی ریز به موضوع نپرداخته.. ولی کتاب های دیگرش جالبه..
البته استبداد و آدمکشی اسلام و مسلمین در جهان کم رقیب است،نسل کشیهایی مانند نسلکشی ارامنه توسط آنها قابل مقایسه با برمه نیست.
نسل کشی ارامنه چه ربطی به اسلام و پیامبر داره؟ پادشاه عثمانی سرش داغ باده بوده... پس قتل عام مردم هیروشیما چی؟ همه مسیحی ها بمب اتم میسازند و بر سر مردم بیچاره می ریزند؟؟ مسیحی ها ذاتن قاتل اند!! نمیشه اینجوری قضاوت کرد که آخه....
خیر،آخوندهای محترم اشتباه به عرضتان رساندهاند.تمام جنگهای محمد بجز یکی دو تا مانند جنگ خیبر (که آن هم در پدافند به حملهها و راهزنیهایِ مسلمانان بوده) ،همگی هجومی بوده.
از "جوجه آخوندها" منظورتان تمام علما و آیت اللههایِ اسلام از ابتدا تاکنون است؟!! شما میخواهید مثلا به بزرگترین مرجع شیعیان یعنی خمینی احکام اسلام بیاموزید؟!!
جوجه آخوند یعنی اون هایی که تازه فارغ التحصیل شده اند و سرشان باد دارد و به هرجا که می روند حرف های ابلهانه می زنند که خوراک خبری برای شما می سازند.. متاسفانه شما از وضعیت جنوب ایران خبر ندارید. این جوجه آخوندها به اختلاف شیعه و سنی دامن زده اند.. مبحث طولانی دارد.. چه اشکال دارد من به خمینی درس یاد بدهم؟ کسی نگفته اون همه چیز دان هست! یه ضرب المثل هست(البته اصلش رو نمی دونم) که میگه: آدم باید پند بیاموزد. حتی از روی نوشته های دیوار! اینکه بزرگترا فقط بلدند پند کنند یا اینکه واعظان پند میکنند و خودشان عمل نمی کنند، ایرادی نیست.. آدم باید چیزی یاد بگیره. حتی از روی دیوار
ضمنا ایمان نداشتن هم در اسلام باعث حکم ارتداد نمیشه.
ایمان نداشتن باعث ارتداد نمیشود ولی طبق آیاتی که آورده ام شخصی که به الله ایمان نیاورده ولی اهل کتاب باشد (مسیحی / یهودی باشد) و به آفریدگار یگانه اعتقاد داشته باشد باید با خفت و خواری به مسلمان جزیه بدهد .
ایمان بعنوان یک مرحلهء برتر است. درحد پذیرفتن زبانی الله و حضرت محمد میشه اسلام آوردن، که به شما تمام حقوق عمومی و امنیت رو در اسلام میده.
با این گفته شما خود اعتراف میکنید که شخص غیر مسلمان یا کسی که اسلام نیاورده در جمع مسلمانان امنیت ندارد و باید به فریبکاری و دروغ برای حفظ جانش روی آورد که تایید تمام ادعاهای ماست .
نسل کشی ارامنه چه ربطی به اسلام و پیامبر داره؟ پادشاه عثمانی سرش داغ باده بوده... پس قتل عام مردم هیروشیما چی؟ همه مسیحی ها بمب اتم میسازند و بر سر مردم بیچاره می ریزند؟؟ مسیحی ها ذاتن قاتل اند!! نمیشه اینجوری قضاوت کرد که آخه....
شما گویا معنی نسل کشی را نمیدانید؟ خلیفه عثمانی غیرنظامیان ارامنه را بدلایل دینی/نژادی قتل عام کرده. بمباران هیروشیما نهایتش یک جنایت جنگی بوده نه نسل کشی. در قضاوت در مورد جنایت هر ایئولوژی یا دینی هم معیار مراجع خود آن دین هستند.اگر مسیحیان هم با مجوز دستورات دین مسیح نسلکشی کنند همین است در مورد اسلام هم شما بر چه اساسی عثمانیها را نامسلمان میدانید،نکند مرجع تشخیص مسلمان از نامسلمان شما هستید،عثمانیها مشخصا به اسلام باور داشتهاند و از شما هم احتمالا بسیار مسلمانتر بودهاند. البته جنایات اینچنینی را خود محمد هم انجام داده که امیدوارم ایشان دیکر بقدر کافی مسلمان حساب بشود نزد شما:
شما مگر نمیگویید تمام غروات محمد دفاعی بوده.بفرمایید نشان دهید،در غیر اینصورت همانطور که گفتم ادعای دفاعی بودن جنگهای مسلمین از طرف شما تنها مرجعش گفته بیسند ِ آخوند است.
جوجه آخوند یعنی اون هایی که تازه فارغ التحصیل شده اند و سرشان باد دارد و به هرجا که می روند حرف های ابلهانه می زنند که خوراک خبری برای شما می سازند.. متاسفانه شما از وضعیت جنوب ایران خبر ندارید. این جوجه آخوندها به اختلاف شیعه و سنی دامن زده اند.. مبحث طولانی دارد.. چه اشکال دارد من به خمینی درس یاد بدهم؟ کسی نگفته اون همه چیز دان هست! یه ضرب المثل هست(البته اصلش رو نمی دونم) که میگه: آدم باید پند بیاموزد. حتی از روی نوشته های دیوار! اینکه بزرگترا فقط بلدند پند کنند یا اینکه واعظان پند میکنند و خودشان عمل نمی کنند، ایرادی نیست.. آدم باید چیزی یاد بگیره. حتی از روی دیوار
بالاخره ما برای یافتن مراجع اسلام و تشیع باید سخن شما را مرجع بگیریم؟ یا خمینی را که تمام عمرش در حوزه درس خوانده و درس داده را؟ یا اصلا سخنان خود محمد (قرآن و حدیث به ادعای خود مسلمین) را ملاک بگیریم؟ شاید هم نوشتههایِ روی دیوار را؟!!