بگذارید برایتان نقش یک مادر را بازی کند که میخواهد فرزندش را خوشبخت کند و نیازهای او را برطرف کند. این ترفند بسیار موزیانه و پلید است اما همیشه جواب میدهد! چرا که براساس مسائل فرگشتیک بنا شده است.اما به هیچ وجه نگذارید نقش خواهر را بازی کند
ولی در جایگاه تازش حرکت یکمِ خوبیه, یعنی اگر شما روی اینکه «من و تو تنها دوستهایِ معمولی هستیم» پافشاری کنید, دختره در برابر این رفتار نابهنجار کنجکاو میشود که "این دیگر چه جور آدمی است؟" و میکوشد ببیند راست میگویید یا نه.
اینجا هم باید تا میتواند کش بدهید و خودتان را با دخترهای دیگر سرگرم نشان دهید, اینجوری دختر برای ثابت کردن به خودش هم که شده در برابر یک میلیون آدمی که میخواهند با وی بخوابند میکوشد نگرش و تایید 'شما' را بگیرد
ولی در جایگاه تازش حرکت یکمِ خوبیه, یعنی اگر شما روی اینکه «من و تو تنها دوستهایِ معمولی هستیم» پافشاری کنید, دختره در برابر این رفتار نابهنجار کنجکاو میشود که "این دیگر چه جور آدمی است؟" و میکوشد ببیند راست میگویید یا نه.
اینجا هم باید تا میتواند کش بدهید و خودتان را با دخترهای دیگر سرگرم نشان دهید, اینجوری دختر برای ثابت کردن به خودش هم که شده در برابر یک میلیون آدمی که میخواهند با وی بخوابند میکوشد نگرش و تایید 'شما' را بگیرد ((:
چه قدر پلیدانه بود....:)))
اما یک چیز.زیادی هم سعی کنید سردی نشان دهید ممکن است دختر فرصت بودن با کیس های خوب دیگر را به خاطر کشف کردن نیت شما از دست ندهد
ساده و بوق را نمیدانم اما زنانی که من میشناسم و با آنها در ارتباط بودهام نوع خاصی از صداقت را دوست میداشتند: صداقتی که در نهایت همه چیز به نحوی فداکارمآبانه به نفع آنها نشان داده شود!؟
نشان دادده شود؟ خوب مسلما این خواست مردان هم هست که در یک رابطه شکل گرفته از چنین نعمتی برخوردار باشند. اما برای شروع یک رابطه و ایجاد آشنایی صداقت زیادی هم کار را خراب میکند.بد نیست کمی زنان را در هاله های ابهام گذاشت.
:))))
از نظر من اگر دروغگوی حرفه ای هستید از این تواناییتون به نحو احسن استفاده کنید:)دخترها در تشخیص راست و دروغ استادن اما اکثریت یکدروغ گوی حرفه ای رو به یک پسر ساده و بوق ترجیح میدن:))
اما یک چیز.زیادی هم سعی کنید سردی نشان دهید ممکن است دختر فرصت بودن با کیس های خوب دیگر را به خاطر کشف کردن نیت شما از دست ندهد
نشان داده شود؟
خوب مسلما این خواست مردان هم هست که در یک رابطه شکل گرفته از چنین نعمتی برخوردار باشند.
اما برای شروع یک رابطه و ایجاد آشنایی صداقت زیادی هم کار را خراب میکند.بد نیست کمی زنان را در هاله های ابهام گذاشت.
ایرانبانو جان میاندیشم حوصله ات سر رفته برای مردان راهکاریابی میکنی؟ (:
چشمدارانه دختران اینجا باید دربارهیِ فریفتن پسرها بنویسند, که میدانیم نیازی به فریب برای سکس نیست,
ولی برای دلباختهیِ خود کردن نیاز است و زنان میاندیشم اینجا کارکشتگی سرشتین فرگشتیک هم داشته باشند!
ایرانبانو جان میاندیشم حوصله ات سر رفته برای مردان راهکاریابی میکنی؟ (:
چشمدارانه دختران اینجا باید دربارهیِ فریفتن پسرها بنویسند, که میدانیم نیازی به فریب برای سکس نیست, ولی برای دلباختهیِ خود کردن نیاز است و زنان میاندیشم اینجا کارکشتگی سرشتین فرگشتیک هم داشته باشند!
:)))) فعلا در فاز درک کردن مردان هستم.و اگر کمی دیگر در این فاز بمانم فکر کنم جنسیتم را هم تکذیب کنم:))
خوب این بحث که زنان چگونه مردان را میفریبند یا بهتر بگویم با چه ترفند هایی مردان را جذب میکنند بینتمامی زنان یکسان نیست.و هر زنی بنا بر موقعیت خود روشی را پیش میگیرد. گاهی خود من در برابر این روشهای زنانه شگفت زده میشوم.
اما به قول شما و شاید به قول محمد رسوالله زنان ذاتا فریب کارند.چرا که گاهی خود من هم از روشهایی استفاده میکنم که هیچ اندیشه ی قبلی از آن را نداشته ام و آنی به ذهنم خطور میکند یا سیستماتیک آن را انجام میدهم.
بنا بر این اگر موردی را بگویم شک نکنید بانوی دیگری آن را رد میکند:))
اما به قول شما و شاید به قول محمد رسوالله زنان ذاتا فریب کارند.چرا که گاهی خود من هم از روشهایی استفاده میکنم که هیچ اندیشه ی قبلی از آن را نداشته ام و آنی به ذهنم خطور میکند یا سیستماتیک آن را انجام میدهم.
نشان دادده شود؟ خوب مسلما این خواست مردان هم هست که در یک رابطه شکل گرفته از چنین نعمتی برخوردار باشند. اما برای شروع یک رابطه و ایجاد آشنایی صداقت زیادی هم کار را خراب میکند.بد نیست کمی زنان را در هاله های ابهام گذاشت.
مردان (آنهایی که با زنان روابط حسنه دارند) میدانند چه میگویم. برانگیختن حس کنجکاوی احتیاط زیادی میخواهد.من کمتر ریسکش را میپذیرم.
مردان (آنهایی که با زنان روابط حسنه دارند) میدانند چه میگویم. برانگیختن حس کنجکاوی احتیاط زیادی میخواهد.من کمتر ریسکش را میپذیرم.
خوب این کار تبحر کافی میطلبد:)) با این کار زنان را به یک بازی دعوت کرده اید که انان معمولا استقبال میکنند. چرا که خود زنان در این بازیست که میتوانند شما را دلباخته ی خود کنند و این فرصت خوبیست برای انها. بنا براین وقتی این فرصت را از انان بگیرید توان بازیشان کم میشود و ممکن است انها ریسک نکنند برای چنین رابطه ای:))
راستش من زنان را چندان فریبکار ندیدهام، یعنی صادقانه و به راستی عاشق میشوند. به ترتیب مراحل سقوط عاطفی آنها چنین است: 1. مشتاق میشوند: با تحریک حس کنجکاوی، حسادت، اینکه چرا تمام زنان این پسر را میخواهند، چرا او مرا نمیخواهد و ... 2. سرمایهگذاری میکنند: سعی میکنند شما را صاحب بشوند. بهترین سلاح آنها در این راه سکس است. اندکی از خودشان هزینه میکنند تا بعدتر کنترل بیشتری بدست بیاورند. 3. علاقمند میشوند: درصورتی اتفاق میافتد که احساس بکنند از طریق سکس همهی شما را بدست نیاوردهاند و فتح نکردهاند. 90% مردها از این مرحله فراتر نمیروند و میشوند شوهرها، دوستپسرها، خواستگارها، فابریکها، سکسبادیها و ... 4. شیفته میشوند: برپاد تمام نرمهای اجتماعی شروع به سرمایهگذاری در رابطه میکنند. وقت، انرژی و ... و خودخواسته، اندکاندک کنترلی که بطور ذاتی بر رابطه دارند را به طرف مقابل واگذار میکنند: برای نگه داشتن او، به ایشان اختیار میدهند. 5. عاشق میشوند: آشکار طرف ضعیف رابطه شدهاند، احترام به خود خویشتن را اصلا مهم نمیدانند، حاضر به انجام هر ازخودگذشتگی قابل تصور برای شما هستند، همهی زندگیشان محور وجود شما میچرخد و هر کار که بخواهید میتوانید با او بکنید.
در تمام این مراحل همواره زنان به عواطف خودشان صادق میمانند. «فریبکاری» در زنان وقتیست که رابطهی عاطفی نمیخواهند و برای چیز سومی وارد رابطه شدهاند. در باقی مواقع بسیار صادقانه و معصومانه بندهی رانههای فرگشتیک خود هستند: موجوداتی رمانتیک که گمان میکنند عشق به راستی چیزی فراتر از اکسیتوسین است. یک Manipulation ضمنی در رفتارهای زنانه همچون عشوه آمدن و آرایش کردن و دلبری از دیگر مردان بطور ناخودآگاه(برای برانگیختن حسد) و ... اینها هست البته که من هرگز مثل مهربد واژهی «فریبکاری» را برای آنها مناسب نمیدانم، چون اغلب آگاهانه نیستند...
البته همهی اینها برآمده از مشاهدات شخصیست و میتواند غلط هم باشد.
خوب مرحله ی فریبکاری زمانی وجود دارد که زن میخواهد توجه شما را به خود جلب کند. در حقیقت رابطه ای هنوز صورت نگرفته و میتواند این فریب کاری و دلبری در رقابت با زنی دیگر باشد یا اینکه بی اعتنایی ظاهری شما را در هم ریزد. گاها زنان در همین مرحله که مرد منتخبشان را جذب کنند ارضا میشوند و کلی در خود احساس پیروزی میکنند. اعتماد به نفسشان بالا میرود و حتی ممکن است درهمین مرحله ی حس پیروزمندانه توقف کنند و با شما بیش از این جلو نیایند. بنا براین است که صداقت زیاد در هنگام آشنایی اولیه با زنان انان را بیشتر دفع میکند. اما خوب معمولا زنان وقتی از مردی خیلی خوششان می آید و یا اینکه به هر طریقی رابطه شکل میگیرد مدیریت و کنترل رابطه را از دست می دهند و مرد وارد بازی میشود. بله.زنان در این موقع بسیار ساده میشوند و به قولی ((رو بازی مکنند))
در تمام این مراحل همواره زنان به عواطف خودشان صادق میمانند. «فریبکاری» در زنان وقتیست که رابطهی عاطفی نمیخواهند و برای چیز سومی وارد رابطه شدهاند. در باقی مواقع بسیار صادقانه و معصومانه بندهی رانههای فرگشتیک خود هستند: موجوداتی رمانتیک که گمان میکنند عشق به راستی چیزی فراتر از اکسیتوسین است. یک Manipulation ضمنی در رفتارهای زنانه همچون عشوه آمدن و آرایش کردن و دلبری از دیگر مردان بطور ناخودآگاه(برای برانگیختن حسد) و ... اینها هست البته که من هرگز مثل مهربد واژهی «فریبکاری» را برای آنها مناسب نمیدانم، چون اغلب آگاهانه نیستند...
نکته دقیقا همین جاست.خودشان هم فکر میکنند عاشق و دوستدار طرف مقابل هستند و نمیدانند که اینها همش کشک هستند . من گاها دچار عذاب وجدان شده و با خود میگویم "من دیگر چه جانوری هستم؟!" . چرا که خودم هم موزیانه در یکسری نمایشهای مزورانه به راستنماییِ این توهمات کمک میکنم 👒
بر طبق آنالیزهای من روی گونه شماها:)) به نطر میاد اصل اصلی دلبری(من هم کلمه فریبکاری رو چندان نمیپسندم چون فریب میتونه همراه این فنون باشه یا نباشه:))) تعلیق و پا در هوا نگه داشتن طرف مقابل و تاخیرهای موجه هست:))خیلی از موارد هم به نطر من اینقدر طبیعی و در وجود هر دو جنس هست که مطرح کردنش به عنوان یک توصیه فقط برای مقابله با فرگشت و سوپر مردها خوبه:))در ضمن اینها کلیشه ای هست که روی آدم های کلیشه ای(99 درصد!)جواب میده اگر جواب نداد تقصیر استثناهاست:)) کمی هم در راستای دلبری زنان(یا به قولی فریب کاری:)) ) نطرم رو بگم: یکی این هست که بسیاری زنان معمولا به سکس به عنوان یک لذت عادی مثل غذا خوردن(نگاه شمار زیادی از مردان;) ) نگاه نمیکنند،البته این نگاه بین چیتاها و گربه های کوهی!(به این زن ها، مرد خوار!هم گفته میشه:)) ) طرفدار نداره که شاید بعدا در موردشون بیشتر توضیح دادم:) بنابراین در درجه اول هدف یک زن از دلبری و مخ زنی زنانه اینه که سکس رو مثل یک پاداش به مرد بده تا با ارزش تر به نطر بیاند.(ظاهرا مردها چیزهای چالش برانگیز رو دوست دارند:)) )یعنی به جای رو کردن ممه دست به کارهای طریف تری بزنه:))که البته دو هدف میتونه داشته باشه،یکی در راستای طولانی تر کردن رابطه و اون یکی احساس ارزشمند بودن. برای کنجکاو کردن و در مرحله بعدی علاقه مند کردن یک مرد هرگز و هرگز ابراز علاقه مستقیم نکنید!با دادن سرنخ های کلامی مثل بعضی ویژگی های یک مرد آرمانی(که باید در شخص مورد نطر موجود باشه:)) )یا علائم بدنی که مردان راحت تر میتونند بفهمنش مثل تماس های به ظاهر تصادفی بدن هم بد نیست:))
در آینده هم اگر تنبلیم اجازه داد این بخش ها رو تکمیل میکنم:))
ولی در جایگاه تازش حرکت یکمِ خوبیه, یعنی اگر شما روی اینکه «من و تو تنها دوستهایِ معمولی هستیم» پافشاری کنید, دختره در برابر این رفتار نابهنجار کنجکاو میشود که "این دیگر چه جور آدمی است؟" و میکوشد ببیند راست میگویید یا نه.
اینجا هم باید تا میتواند کش بدهید و خودتان را با دخترهای دیگر سرگرم نشان دهید, اینجوری دختر برای ثابت کردن به خودش هم که شده در برابر یک میلیون آدمی که میخواهند با وی بخوابند میکوشد نگرش و تایید 'شما' را بگیرد ((:
در فیزیک یک اصل ثابت وجود دارد که میگوید در یک فضای واحد دو چیز نمیتوانند باشند که من آنرا به روابط عشقی خود تعمیم میدهم . و اساسا برای قاپیدن دختران تراز اول و دست اول آن راهکاری که شما گفتید چندان جواب نمیدهد و خیلی اوقات هم نتیجه معکوس میدهد . برای من همهی سختی همان گامهای نخست است و کمی یخها که را آب کردم، پس از آن ترکیبی از تکنیکهای از پیش تعیین شده و جواب داده را به همراه درصد بالایی از فنون فیالبداهه بکار میگیرم . برخی از خاطرات و کارهایی که کردهام را فقط زمانی بیان خواهم کرد که بخواهم اثبات کنم چه جانور مهارنشدنی و دیوانهای هستم. اینجا البته باید بگویم که اگر چه در این مقوله استفاده از هر کدام از داراییهای شخصی (اکتسابی و غیراکتسابی) موجه است، اما من روی برخی از چیزها سرمایه گزاری نمیکنم . از جمله اینکه هرگز زنی ندیدم که مباحث عمیق علمی و فلسفی را دوست داشته باشد و در آن شرکت کند (چنانکه اگرچه در حوزه علم ماریکوری یک استثنا است اما در فلسفه همان یکی را هم نداریم) . البته عدم تشبث به دانش و فلسفه در من دلایل دیگری دارد.
مردان معمولا زن را آن طور که میپسندند در ذهنشان ترسیم میکنند. یکی از سرگرمی های من این است که بفهمم مرد مخاطبم زن مورد علاقه اش را چگونه متصور است. اما جنبه ی تفریحیش ان است که تمامی تصورات ذهنی اش را به هم بریزم و منتظر واکنشش میشوم. طبق تجربیاتم معمولا مردان چون با تصویری جدید رو به رو میشوند جذب میشوند و برایشان جالب است که بیشتر زن را بشناسند. اشتباه محضی که یک زن میتواند بکند این است که دقیقا همانی شود که مرد تصور میکند باید باشد. از مهمترین راهکارهایی که در برابر مردان میتوان داشت بی توجهی به آنان است.مردان از زنانی که فکرمیکنند تصاحبش کرده اند و زیادی بهشان توجه میکند دور میشوند.این بی توجهی را حتی در ارتباط های کلامی هم نشان دهید. در جمع ها زیادی بهشان نزدیک نشوید.مردان با یکدیگر بر سر دوست دخترهایشان معمولا کل دارند.سعی کنید از کل کل مردان با یکدیگر به سود خود استفاده کنید و برای تحریک و بازی با اعصابش با دوستانش هر از چند گهی اخت بگیرید:))البته زیاده روی نکیند چون ممکن است به تبانی ان دو ختم شود و حس کل کل شان به هم دستی علیه شما تبدیل شود. یک مسئله ی دگر اینکه هیچ گاه از سکس برای ایجاد یک رابطه استفاده نکنید.چون تنها در این مرحله میمانید و بعد از سکس باید قید رابطه را با ان پسر بزنید.🌺
مردان معمولا زن را آن طور که میپسندند در ذهنشان ترسیم میکنند. یکی از سرگرمی های من این است که بفهمم مرد مخاطبم زن مورد علاقه اش را چگونه متصور است. اما جنبه ی تفریحیش ان است که تمامی تصورات ذهنی اش را به هم بریزم و منتظر واکنشش میشوم. طبق تجربیاتم معمولا مردان چون با تصویری جدید رو به رو میشوند جذب میشوند و برایشان جالب است که بیشتر زن را بشناسند. اشتباه محضی که یک زن میتواند بکند این است که دقیقا همانی شود که مرد تصور میکند باید باشد. از مهمترین راهکارهایی که در برابر مردان میتوان داشت بی توجهی به آنان است.مردان از زنانی که فکرمیکنند تصاحبش کرده اند و زیادی بهشان توجه میکند دور میشوند.این بی توجهی را حتی در ارتباط های کلامی هم نشان دهید. در جمع ها زیادی بهشان نزدیک نشوید.مردان با یکدیگر بر سر دوست دخترهایشان معمولا کل دارند.سعی کنید از کل کل مردان با یکدیگر به سود خود استفاده کنید و برای تحریک و بازی با اعصابش با دوستانش هر از چند گهی اخت بگیرید:))البته زیاده روی نکیند چون ممکن است به تبانی ان دو ختم شود و حس کل کل شان به هم دستی علیه شما تبدیل شود. یک مسئله ی دگر اینکه هیچ گاه از سکس برای ایجاد یک رابطه استفاده نکنید.چون تنها در این مرحله میمانید و بعد از سکس باید قید رابطه را با ان پسر بزنید.🌺
تمام راهکارهایی که دادید پر از باگ بودند و قابل دور زدن و سواستفاده توسط مردان. 😄 و من از بانوان میخواهم که تا میتوانند از اینها استفاده کنند تا خود با پای خود به تور مردان بیفتند.
این خارق العاده است که چطور هزاران مرد در سرتاسر جهان از راههای گوناگون به نتیجهی مشترکی رسیدهاند. ناشناس در /b دربارهی دختربازی مینویسد، و جدا از زنستیزی آشکار و طنز تاریک انباشته، چه مایه حقیقت را میگوید:
واقعا نمیشد اینقدر راحت و شفاف توضیح داد. بهترین راهنمایی که میشد از این تاپیک بیرون کشید تا الان همین توضیحات بود که برادر سرباز گمنام آغا اسپاگتی در یک عکس صاف و پوست کنده مرقوم کردند. این دوست ناشناسمون مشخصا اینکاره هستند. اسپاگتی به ایشان عمری طولانی و کمری پیوسته سفت عطا کناد!!😍
:)))) از نظر من اگر دروغگوی حرفه ای هستید از این تواناییتون به نحو احسن استفاده کنید:)دخترها در تشخیص راست و دروغ استادن اما اکثریت یکدروغ گوی حرفه ای رو به یک پسر ساده و بوق ترجیح میدن:))
البته خودمانیم... اگر ناراحت نمیشوید دخترها ادعاهای زیادی دارند که همگی پوچ و توخالی است. مثلا هر دختری فکر میکند که با تمامی دخترهای عالم فرق میکند و یک موجود دیگری است. در صورتیکه هیچ فرقی با بقیه ندارد و کپی برابر اصل قبلی هست و به همون شکلی که بقیه گول خوردند اون هم گول میخوره.. دخترها وقتی از پسری خوششون بیاد شروع میکنند به مقدس سازی و خودشون, خودشون رو گول میزنن. به همین خاطره که وقتی از یک دوست پسر جدید پیشنهاد رفتن به خانه رو میشنون با اینکه میدونن اگر بیان چه اتفاقی میوفته ولی حتی بعد از هزار بار تجربه باز هم با خودشون میگن شاید این بار با این یکی رفتیم و مثلا تلوزیون تماشا کردیم!😬
البته خودمانیم... اگر ناراحت نمیشوید دخترها ادعاهای زیادی دارند که همگی پوچ و توخالی است. مثلا هر دختری فکر میکند که با تمامی دخترهای عالم فرق میکند و یک موجود دیگری است. در صورتیکه هیچ فرقی با بقیه ندارد و کپی برابر اصل قبلی هست و به همون شکلی که بقیه گول خوردند اون هم گول میخوره.. دخترها وقتی از پسری خوششون بیاد شروع میکنند به مقدس سازی و خودشون, خودشون رو گول میزنن. به همین خاطره که وقتی از یک دوست پسر جدید پیشنهاد رفتن به خانه رو میشنون با اینکه میدونن اگر بیان چه اتفاقی میوفته ولی حتی بعد از هزار بار تجربه باز هم با خودشون میگن شاید این بار با این یکی رفتیم و مثلا تلوزیون تماشا کردیم!😬
اگر بخواهیم اینجوری بنگریم reactor جان همهیِ آدمها تکراری اند, چون در رفتار تک تک امان الگوهای همسان و یکسان با دیگران به چشم میخورد.
تازه این بخشِ دختر که من میایم خانه ات را جفتمان میدانیم دختر بهتر از من و تو میداند چه "معنی"ای دارد, ولی به گفت امیر اینجا هم مانندِ همان میخوارگی میماند, دستآویزِ آمدنِ دختر رسما "فیلم دیدن" است ولی آماج مهادین چیز دیگر.
نکتهیِ بامزه اینجاست که انگار دخترها خودشان هم میخواهند خوشی سکس را ببرند, ولی همچنین یک خوددرگیریای نیز با ژنتیک اشان دارند و نیاز به خودفریبی چند درسدیای آنجا میابند!
پ.ن.
تازه چرا ناسزا میگویی, من در ایران شده دختری آمده بوده باشد خانه امان و براستی در آغوش هم تنها فیلم دیده باشیم و بس! (:
اگر بخواهیم اینجوری بنگریم reactor جان همهیِ آدمها تکراری اند
so called lesser minds
کلا مشکل من با این روش ها اینه که در عین سادگی کل خودشیفتگی من رو زیر سوال میبرند و سودگراییم در مقابل خوشیفتگیم همیشه به شکست محکومه:))
حتی روش های مطرح شده inletectual elite :)) هم به نطر من از این سطح فراتر نمیره:))
اگر بنا بود تنها یک اصل را برای ارتباط با تمام زنان به هر مردی، همواره بیاموزم، آن اصل بیتردید «قانون بریفولت» میبود:
The female, not the male, determines all the conditions of the animal family. Where the female can derive no benefit from association with the male, no such association takes place
زن، و نه مرد، تمامی شرایط خانوادهی حیوانی را تعیین میکند. هنگامی که زن قادر به سود بردن از معاشرت با مرد نیست، معاشرتی در کار نخواهد بود
تمام زنان، بدون استثنا، تنها زمانی با شما هستند که به نحوی به او نفع برسانید. این نفع میتوانید اقتصادی هم نباشد، میتواند خوراندن میل او به جلب توجه باشد، میتواند منحصربفردی شما در رابطهای خاص باشد، میتواند ..... (هرچه میخواهید در جای خالی بنویسید)باشد، اما همواره «منفعت» خواهد بود. به محض آنکه این منفعت قطع بشود، یا تصویر حضور مردی که قادر به برآوردن آن نیازها به صورتی بهتر(یا توام با دیگر نیازهای احتمالی)در چشمانداز پدیدار بشود، شما در دم رها خواهید شد. سودهایی که پیشتر به او رساندهاید هرگز اهمیتی نخواهند داشت، تنها سودهایی که در حال حاضر میرسانید یا در آینده قادر خواهید بود برسانید اهمییت دارند.
دربارهی این اصل چند نکته را همواره به خاطر داشته باشید:
1. هرگز، هیچ استثنایی در هیچ کجای دنیا/تاریخ وجود نداشته، و وجود نخواهد داشت. ممکن است نیاز یک زن با دیگری متفاوت باشد، ممکن است شدت وجود این اصل در یک زن ده باشد، در دیگری نود، ممکن است نیازی که دارد خود مایهی پیشرفت شما بشود و این نفع متقابل دو سویه بودن معامله را در ذهنتان تداعی بکند(مثل هنگامی که یک زن همسرش را تشویق به پیشرفت در شغل خود میکند)، ممکن است آشکارا و بیرودربایستی و آگاهانه به دنبال منفعت خود باشد یا پنهانی و توام با شرمساری و ناخودآگاه، ممکن است حتی از این ویژگی خود بیزار یا منکر آن باشد و ... آنچه هرگز ممکن نیست، وجود نداشتن این ویژگی در زنان است.
2.
وفاداری ارزشیست مردانه که ما بر زنان فرافکنی میکنیم. شما اگر کوچکترین نفعی به من برسانید، من خودم را تا جبران آن نفع به نحوی بدهکار احساس میکنم. زنان خیلی ساده چنین نیستند.
اگر چهل سال هم با او زندگی کردهاید، به محض آنکه گزینهای را بهتر تشخیص بدهد، بیهیچ پشیمانی به سراغ آن گزینه میرود. جالب آنست که این اتفاق حتی تدریجی و آرامآرام هم رخ نمیدهد، یک شب ماه آسمان او هستید، فردا کیسه زبالهی زیاد در خانه مانده که پر از آشغالهای تاریخ مصرف گذشته است.
3. هرگز به دروغ وقیحانهای که زنان/زنپرستان به هنگام مواجهه با این اصل به شما میگویند (که این عملیست متقابل، مرد هم برای رفع نیازهای خودش با زن ارتباط دارد) گوش ندهید و آنرا با پوزخندی از سر ترحم پاسخ بدهید. مرد همواره، حتی در بهترین شرایط قابل تصور، بازندهی مطلق این بده بستان است.
4, این اصل را به خاطر داشته باشید و همواره در روابط عاطفی خود بکار ببرید تا زندگی آرام و بیمشکلی داشته باشید. من هرگز دوست دختر سابق عصبانی نداشتهام، هیچگاه زنی آغوش مرا با نفرت و بیزاری ترک نکرده، زیرا از همان ساعت اول منتظر روز جدایی بودهام و هرگز اجازه ندادهام طرف احساس خیانت کردن بکند(و یا خودم احساس مورد خیانت قرار گرفتن بکنم). هیچگاه بیش از آنچه باید در یک رابطه هزینه نکردهام، و لحظهای توقع قدرشناسی بابت آنچه هزینه کردهام را نداشتهام. این یک قرارداد ناعادلانه است که در آن شما همه چیز را میدهید، و یک چیز را میگیرید. با چشمانی گشوده پای آنرا امضا بکنید.
گر بنا بود تنها یک اصل را برای ارتباط با تمام زنان به هر مردی، همواره بیاموزم، آن اصل بیتردید «قانون بریفولت» میبود:
The female, not the male, determines all the conditions of the animal family. Where the female can derive no benefit from association with the male, no such association takes place زن، و نه مرد، تمامی شرایط خانوادهی حیوانی را تعیین میکند. هنگامی که زن قادر به سود بردن از معاشرت با مرد نیست، معاشرتی در کار نخواهد بود تمام زنان، بدون استثنا، تنها زمانی با شما هستند که به نحوی به او نفع برسانید. این نفع میتوانید اقتصادی هم نباشد، میتواند خوراندن میل او به جلب توجه باشد، میتواند منحصربفردی شما در رابطهای خاص باشد، میتواند ..... (هرچه میخواهید در جای خالی بنویسید)باشد، اما همواره «منفعت» خواهد بود. به محض آنکه این منفعت قطع بشود، یا تصویر حضور مردی که قادر به برآوردن آن نیازها به صورتی بهتر(یا توام با دیگر نیازهای احتمالی)در چشمانداز پدیدار بشود، شما در دم رها خواهید شد. سودهایی که پیشتر به او رساندهاید هرگز اهمیتی نخواهند داشت، تنها سودهایی که در حال حاضر میرسانید یا در آینده قادر خواهید بود برسانید اهمییت دارند.
البته این خیلی کلی است و بیشک تمام روابط انسانی بر پایه بدهبستان شکل میگیرند و روابط عاشقانه زن و مرد بخشی از آن است . به نظرم انچه اینجا مهمتر این است که بتوانید بطور نامحسوس و جنتلمن نشان دهید که او به شما نیاز دارد و در عوض خودتان را هم به شکلی خیلی خفیف نیازمند او جلوه دهید تا او فکر کند رابطهای دوطرفه است! البته خیلی اوقات همین که نشان دهید او به شما نیاز دارد کافیست، اما برای اینکه گارانتی پشتش باشد بد نیست خود را هم به صورت جزئی نیازمند او جلوه دهید. پس از این باید در نظر داشته باشید تمایل به برقراری رابطه عاشقانه صرفا از یک یا چند نیاز بیرونی یا عینی نشات نمیگیرد بلکه میتواند از ضعف شخصیتی مقطعی و یک روح و روان آزرده آغاز شوند ؛ به خصوص به خاطر رهایی از شکست عشقی پیشین (نمونهاش را دیشب در پاتوق شبنشینی دیدیم!) . تمام ادعاهایی چون "من پشت دستم را داغ کردم که عاشق نشوم " ، "عشق اصلا توهم است " ، " فقط میخواهم عاقل باشم " و چیزهایی از این دست را به عنوان مقدمهچنینی برای رابطهای جدید در نظر داشته و
بهترین کار این است که با اهدای شانههایتان برای گریستن و قدری لعنت و فحش به شخص قبلی و هرچه مردِ نافهمی که او را درک نمیکند، خود را در موضعِ نامزدِ بیرقیب تصاحبِ او قرار دهید ؛ البته باید مدتی را با او همدردی کنید.
4, این اصل را به خاطر داشته باشید و همواره در روابط عاطفی خود بکار ببرید تا زندگی آرام و بیمشکلی داشته باشید. من هرگز دوست دختر سابق عصبانی نداشتهام، هیچگاه زنی آغوش مرا با نفرت و بیزاری ترک نکرده، زیرا از همان ساعت اول منتظر روز جدایی بودهام و هرگز اجازه ندادهام طرف احساس خیانت کردن بکند(و یا خودم احساس مورد خیانت قرار گرفتن بکنم). هیچگاه بیش از آنچه باید در یک رابطه هزینه نکردهام، و لحظهای توقع قدرشناسی بابت آنچه هزینه کردهام را نداشتهام. این یک قرارداد ناعادلانه است که در آن شما همه چیز را میدهید، و یک چیز را میگیرید. با چشمانی گشوده پای آنرا امضا بکنید.
امیر جان ؛ شرمنده اما حین خواندنِ این بند( به خصوص بخش انتهایاش) به طور ناخودآگاه به وضعیت شما توجه میکردم (عاشق) و قدری نگرانتان شدم😊
بهترین کار این است که با اهدای شانههایتان برای گریستن و قدری لعنت و فحش به شخص قبلی و هرچه مردِ نافهمی که او را درک نمیکند، خود را در موضعِ نامزدِ بیرقیب تصاحبِ او قرار دهید ؛ البته باید مدتی را با او همدردی کنید.
وفاداری ارزشیست مردانه که ما بر زنان فرافکنی میکنیم. شما اگر کوچکترین نفعی به من برسانید، من خودم را تا جبران آن نفع به نحوی بدهکار احساس میکنم. زنان خیلی ساده چنین نیستند.
امیر جان یعنی میگویی ارزشهایِ اخلاقی جنسی هستند؟مثلا عدالت و و توقع پاسداشت خدمت داده شده را داشتن؟یا وفاداری؟ اخلاق فمینیستی (نگرانی برای اطرافیان و دوربری ها) بجای دنبال عدالت بودن(؟) گویا موافق نیمه آخر آن هستید؟! البته اینکه مثلا در رابطه جنسی و خانوادگی چنین باشد یکچیز است،اینکه زنان نسبت به همدیگر هم چنین ارزشی نداشته باشند چیز دیگر؟اینطور نیست؟
امیر جان یعنی میگویی ارزشهایِ اخلاقی جنسی هستند؟مثلا عدالت و و توقع پاسداشت خدمت داده شده را داشتن؟یا وفاداری؟ اخلاق فمینیستی (نگرانی برای اطرافیان و دوربری ها) بجای دنبال عدالت بودن(؟) گویا موافق نیمه آخر آن هستید؟! البته اینکه مثلا در رابطه جنسی و خانوادگی چنین باشد یکچیز است،اینکه زنان نسبت به همدیگر هم چنین ارزشی نداشته باشند چیز دیگر؟اینطور نیست؟
ارزشهای اخلاقی مفاهیم فلسفی هستند نه عینی. رفتار انسان را «ارزشهای اخلاقی» نگهبانی نمیکنند، و ما اینجا دربارهی آنچه هست صحبت میکنیم نه آنچه میباید باشد.
شما میتوانید «بخواهید»، میتوانید «خیلی» بخواهید، اما در نهایت قادر نخواهید بود یکسری چیزها را دگرگون بکنید. برای مثال شما میتوانید مدافع حقوق حیوانات باشید، از رنج و عذابی که بشر به خود اجازه داده تا بر جانداران زنده تحمیل بکند بنالید، کشتن حیوانات را با کشتن انسانها یکسان بشمرید و تا میتوانید به ستایش جایگاه جانوران زنده بپردازید.. اما هنگامی یک عنکبوت بپرد روی سینهتان، تنها فکر/رفتاری که خواهید داشت، اینست که «چگونه او را بکشم».
زنان نیز میتوانند بخواهند پایبند باشند(و همهی آنها هم به راستی و صادقانه گمان میکنند که هستند)، اما در آخر راهی برای توجیه(Rationalization) رفتار خود پیدا میکنند. یک کلیشهای در فیلمهای رمانتیک غربی هست، نمیدانم دیدهاید یا نه؟ مرد فاجعهی اقتصادی که در زندگیشان رخ داده(ورشکست شده، کارش را از دست داده یا هرچه)را از زن پنهان نگاه داشته، هنگامی که زن پی میبرد او را رها میکند و استدلال هم اینست که «به من دروغ گفته بودی». خیلی شسته و رفته، حتی به نوعی «استادانه». حال اگر شما برنده شدن در لاتاری را مدتی از او پنهان کرده بودید هم واکنش «یکسان» میبود؟ اینست که زن فقط برای ارضای نیازهای عینی خودش با شماست، هیچ «بسوز و بسازی» در تاریخ بشر وجود نداشته، زنی که مانده و سوخته گزینهی بهتری نداشته.
این که فاجعه است😖 و باید همه تلاش خود را بکنیم که این اتفاق رخ ندهد مثلا پس از چند روز به او بیمحلی شود و یا اینکه به محض دیدن شواهد چنین چیزی رابطه را قطع کنیم؛ به هرحال باید جلوی این اتفاق خانمانبرانداز(!) گرفته شود 😊👻 در واقع باید از یک جایی رابطه شروع کرد دیگر و روی هرچیزی میشود حساب کرد و سرمایهگذاری نمود، اما روی یک چیز بیشتر فکر کنید و آن اینکه سعی کنید بخشی از رابطه را غیرقابل پیشبینی رها کنید تا از سورپرایز شدن بیشتر لذت ببرید.
ارزشهای اخلاقی مفاهیم فلسفی هستند نه عینی. رفتار انسان را «ارزشهای اخلاقی» نگهبانی نمیکنند، و ما اینجا دربارهی آنچه هست صحبت میکنیم نه آنچه میباید باشد.
شما میتوانید «بخواهید»، میتوانید «خیلی» بخواهید، اما در نهایت قادر نخواهید بود یکسری چیزها را دگرگون بکنید. برای مثال شما میتوانید مدافع حقوق حیوانات باشید، از رنج و عذابی که بشر به خود اجازه داده تا بر جانداران زنده تحمیل بکند بنالید، کشتن حیوانات را با کشتن انسانها یکسان بشمرید و تا میتوانید به ستایش جایگاه جانوران زنده بپردازید.. اما هنگامی یک عنکبوت بپرد روی سینهتان، تنها فکر/رفتاری که خواهید داشت، اینست که «چگونه او را بکشم».
زنان نیز میتوانند بخواهند پایبند باشند(و همهی آنها هم به راستی و صادقانه گمان میکنند که هستند)، اما در آخر راهی برای توجیه(Rationalization) رفتار خود پیدا میکنند. یک کلیشهای در فیلمهای رمانتیک غربی هست، نمیدانم دیدهاید یا نه؟ مرد فاجعهی اقتصادی که در زندگیشان رخ داده(ورشکست شده، کارش را از دست داده یا هرچه)را از زن پنهان نگاه داشته، هنگامی که زن پی میبرد او را رها میکند و استدلال هم اینست که «به من دروغ گفته بودی». خیلی شسته و رفته، حتی به نوعی «استادانه». حال اگر شما برنده شدن در لاتاری را مدتی از او پنهان کرده بودید هم واکنش «یکسان» میبود؟ اینست که زن فقط برای ارضای نیازهای عینی خودش با شماست، هیچ «بسوز و بسازی» در تاریخ بشر وجود نداشته، زنی که مانده و سوخته گزینهی بهتری نداشته.
امیر جان سخن من هم درباره "روانشناسی اخلاقی" در فلسفه اخلاق بود که بدیهیست با آنچه در جهان هست ارتباط دارد. من از این نظر میگویم که مثلا مردی اگر شکار خود را به دیگری داد انتظار بازگشت لطف را دارد،همین باید باشد برای زنی که میوهاش را به زن دیگر میدهد.(اگر تحلیل فرگشتی ما از بوجود آمدن اخلاق درست باشد).برای همین میگویم اینکه زنان با مردان چه میکنند (بر اساس روابط بین دو جنس که حاکم شده) نباید قاعدتا به رفتارشان با بقیه زنان هم برود.بعبارت دیگر زنان مفهوم تعهد را بین خودشان حداقل باید داشته باشند،حالا حتی اگر با شریک جنسیشان بنا بر دلایلی چنین رفتاری ندارند و با خود فریبی تنها خودشان را توجیه میکنند که دارند.
امیر جان سخن من هم درباره "روانشناسی اخلاقی" در فلسفه اخلاق بود که بدیهیست با آنچه در جهان هست ارتباط دارد. من از این نظر میگویم که مثلا مردی اگر شکار خود را به دیگری داد انتظار بازگشت لطف را دارد،همین باید باشد برای زنی که میوهاش را به زن دیگر میدهد.(اگر تحلیل فرگشتی ما از بوجود آمدن اخلاق درست باشد).برای همین میگویم اینکه زنان با مردان چه میکنند (بر اساس روابط بین دو جنس که حاکم شده) نباید قاعدتا به رفتارشان با بقیه زنان هم برود.بعبارت دیگر زنان مفهوم تعهد را بین خودشان حداقل باید داشته باشند،حالا حتی اگر با شریک جنسیشان بنا بر دلایلی چنین رفتاری ندارند و با خود فریبی تنها خودشان را توجیه میکنند که دارند.
بله درست میگویید. منظورم از «وفاداری» بیشتر این بود که «منفعتی که پیشتر به او رساندهاید، مایهی ماندن او با شما نخواهد شد».
تازه این بخشِ دختر که من میایم خانه ات را جفتمان میدانیم دختر بهتر از من و تو میداند چه "معنی"ای دارد, ولی به گفت امیر اینجا هم مانندِ همان میخوارگی میماند, دستآویزِ آمدنِ دختر رسما "فیلم دیدن" است ولی آماج مهادین چیز دیگر.
نکتهیِ بامزه اینجاست که انگار دخترها خودشان هم میخواهند خوشی سکس را ببرند, ولی همچنین یک خوددرگیریای نیز با ژنتیک اشان دارند و نیاز به خودفریبی چند درسدیای آنجا میابند!
بله خوب یک جور خودگول زنی هست بهرحال. وقتی که بعد از سکس بپیچیم به بازی و جیم بشیم میروند پیش دوست های دخترشان گریه میکنند و میگن کاشکی اون شب گول حرفاشو نمیخوردم و نمیریفتم خونشون فیلم ببینم!! با فیلم گولم زد!!😬
موقع رفاقت با دخترها باید برنامه ریزی روی سکس باشه. داشتن خونه ی خالی خیلی مهمه. باید از قبل مشکل جا حل شده باشه. این چیزها رو میگم چون واقعا مکان در ایران واسه ی خودش سر خریه! موهاتون رو فشن کنید. داف هارو جذب میکنه. از تمیزکردن ابروهاتون نترسید. این *سشعرهایی که در فیسبوک دخترها شیر میکنن که پسر نباید دست به ابروهاش بزنه در حد همون *سشعره! صورتتون هرچقدر که بازتر باشه و پشم و پیل کمتر روی صورتتون باشه تو روابط اجتماعیتون شمارو قابل اعتماد تر میکنه. به تیپ و قیافتون برسید. ته ریش هم نمیخواد. صورتتون رو شیش تیغ کنید. این ته ریش داشتن هم داستانی شده. خدایی همیشه وقتی شیش تیغه کردم داف های شاخ تری تور کردم. موهای سینه تون هم بزنید. غیر از زن های بیوه و مطلقه ی 35-40 ساله که با تیپ های سنتی حال میکنن خیلی کم دیدم دختری رو که با سینه ی پشمالوی مردها حال کنه! اصلا هر جور پشم رو باید از بیخ تراشید. اگر کمر و شکمتون مو داره حتما اپیلاسیون کنید چون برای هیچ دختری جذابیتی نداره. دوستمون ناشناس روی بدن ورزیده توضیحی ندادن ولی باور کنید هیچ چیزی نمیتونه جز یک بدن 6 تکه , یک دختر رو به سکس با یک پسر ترغیب کنه. با یک بدن 6 تکه هرکس با شما دوست میشه میخواد بده... بحث های فلسفی و جدی اصلا با دختر جماعت نکنید که اصلا چیزی از این بحث ها سر در نمیارن و باعث میشه از شما زده بشن. با دختر ها که هستید فقط مسخره بازی و تفریح و بگو بخند و دلقک بازی... همین. همیشه یک لبخند به لب داشته باشید تاثیرش باورنکردنیه. قیافه ی جدی و یخ هیچوقت به خودتون نگیرید. اگر لب و سکس هم میخواین بگیرین با مسخره بازی و خنده این کارو بکنید نه مثل فیلم های هالیوودی که خیلی جدی تو چشم طرف نگاه میکنن و میگن عزیزم دوستت دارم و بعد هم نشون میده رو تخت دارن بالا پایین میرن. دنیای واقعی با فیلم فرق داره. فقط *سشعر بگید. خیلی جواب میده. اگر با دختره سکس کردید وحشی بازی در نیارید و جفتک نندازید که طرف بره و دیگه پشت سرش هم نگاه نکنه و به شما فحش بده. پرستیژ خودتون رو حفظ کنید و *سخل بازی در نیارید. اینجوری طرف برای بار صدم هم میاد خونتون و بهتون میده. از اینجا به بعد هر کس تو زندگیش بیاد و بره جای شما محفوظه. اگر هم ازتون پرسید هیچوقت بهش نگید دوستش ندارید! در مواردی دوستاش هم ورمیداره میاره. یک دفعه میبینی یک شبکه دختر دور و برتون ریخته. اول بحث گفتم خونه ی خالیتون به راه باشه. برای سکس مهمترین رکن خونه خالیه! دختر رو اگر نتونید زود به خونه ببرید و بکنید سریع میپره. چون ماشین و خونه ی بالا و بدن 6 تکه و زبان چرب و نرم هم تا یکجایی جواب میده و بعدش برای دختر عادی میشین. چشمهاتون رو هیز و دریده کنید. برای سکس با دختر نباید چشم های پاک و ترسویی داشته باشید. نباید وقتی تو چشم های دخترها نگاه میکنید چشم هاتون بپره یا آب دهنتون رو قورت بدید یا صداتون بلرزه یا تند و کند بشه. اینجوری اسکل جلوه میکنید. پر رو باشید تا از اینکه دختر رو به خونه دعوت میکنید نترسید و خجالت نکشید! دختری که با شما به خونه میاد 100 درصد میخواد بده و دست دست نکنید و هدرش ندید. یک کم پر رو باشید و کار رو تمام کنید.
وقتی با دختره سکس میکنید دیگه توپ میوفته تو زمین اون و اونی که تا الان جونش در میومد و یک میس کال روی گوشیتون مینداخت که بهش زنگ بزنید ولی از الان به بعد دم به دقیقه به گوشی شما زنگ میزنه و دائم پول شارژ میده و شارژ میخره و شما اصلا لازم نیست که بهش زنگ بزنید. اگر میخواهید اذیتش کنید یک مدت غیبتون بزنه و بگید مثلا دارم میرم دُبی مسافرت کاری(دروغکی) این کار علاقش به شمارو صد برابر میکنه.
قهرمان بازی و عمله بازی و تک چرخ با موتور و جفتک پرانی و دعوا اصلا و ابدا و بهیچ وجه بخاطر هیچ دختری نکنید. این کارها فقط شمارو احمق و کودن جلوه میده و دخترها رو از کنارتون میپرونه. همیشه متانت و کلاس و پرستیژ خودتون رو حفظ کنید. مخ زدن و دختربازی خیلی ساده تر از اون چیزیه که فکر میکنن. اصولش رو باید رعایت کنید. از اونجاییکه همه ی دخترها تو پا دادن مثل همن با یک مدت تمرین درست میشید. سعی کنید در دختربازی جوری باشید که دخترها پشت سرتون با لذت به شما بگن "خیلی *س کشه"
موقع رفاقت با دخترها باید برنامه ریزی روی سکس باشه. داشتن خونه ی خالی خیلی مهمه. باید از قبل مشکل جا حل شده باشه. این چیزها رو میگم چون واقعا مکان در ایران واسه ی خودش سر خریه! موهاتون رو فشن کنید. داف هارو جذب میکنه. از تمیزکردن ابروهاتون نترسید. این *سشعرهایی که در فیسبوک دخترها شیر میکنن که پسر نباید دست به ابروهاش بزنه در حد همون *سشعره! صورتتون هرچقدر که بازتر باشه و پشم و پیل کمتر روی صورتتون باشه تو روابط اجتماعیتون شمارو قابل اعتماد تر میکنه. به تیپ و قیافتون برسید. ته ریش هم نمیخواد. صورتتون رو شیش تیغ کنید. این ته ریش داشتن هم داستانی شده. خدایی همیشه وقتی شیش تیغه کردم داف های شاخ تری تور کردم. موهای سینه تون هم بزنید. غیر از زن های بیوه و مطلقه ی 35-40 ساله که با تیپ های سنتی حال میکنن خیلی کم دیدم دختری رو که با سینه ی پشمالوی مردها حال کنه! اصلا هر جور پشم رو باید از بیخ تراشید. اگر کمر و شکمتون مو داره حتما اپیلاسیون کنید چون برای هیچ دختری جذابیتی نداره. دوستمون ناشناس روی بدن ورزیده توضیحی ندادن ولی باور کنید هیچ چیزی نمیتونه جز یک بدن 6 تکه , یک دختر رو به سکس با یک پسر ترغیب کنه. با یک بدن 6 تکه هرکس با شما دوست میشه میخواد بده... بحث های فلسفی و جدی اصلا با دختر جماعت نکنید که اصلا چیزی از این بحث ها سر در نمیارن و باعث میشه از شما زده بشن. با دختر ها که هستید فقط مسخره بازی و تفریح و بگو بخند و دلقک بازی... همین. همیشه یک لبخند به لب داشته باشید تاثیرش باورنکردنیه. قیافه ی جدی و یخ هیچوقت به خودتون نگیرید. اگر لب و سکس هم میخواین بگیرین با مسخره بازی و خنده این کارو بکنید نه مثل فیلم های هالیوودی که خیلی جدی تو چشم طرف نگاه میکنن و میگن عزیزم دوستت دارم و بعد هم نشون میده رو تخت دارن بالا پایین میرن. دنیای واقعی با فیلم فرق داره. فقط *سشعر بگید. خیلی جواب میده. اگر با دختره سکس کردید وحشی بازی در نیارید و جفتک نندازید که طرف بره و دیگه پشت سرش هم نگاه نکنه و به شما فحش بده. پرستیژ خودتون رو حفظ کنید و *سخل بازی در نیارید. اینجوری طرف برای بار صدم هم میاد خونتون و بهتون میده. از اینجا به بعد هر کس تو زندگیش بیاد و بره جای شما محفوظه. اگر هم ازتون پرسید هیچوقت بهش نگید دوستش ندارید! در مواردی دوستاش هم ورمیداره میاره. یک دفعه میبینی یک شبکه دختر دور و برتون ریخته. اول بحث گفتم خونه ی خالیتون به راه باشه. برای سکس مهمترین رکن خونه خالیه! دختر رو اگر نتونید زود به خونه ببرید و بکنید سریع میپره. چون ماشین و خونه ی بالا و بدن 6 تکه و زبان چرب و نرم هم تا یکجایی جواب میده و بعدش برای دختر عادی میشین. چشمهاتون رو هیز و دریده کنید. برای سکس با دختر نباید چشم های پاک و ترسویی داشته باشید. نباید وقتی تو چشم های دخترها نگاه میکنید چشم هاتون بپره یا آب دهنتون رو قورت بدید یا صداتون بلرزه یا تند و کند بشه. اینجوری اسکل جلوه میکنید. پر رو باشید تا از اینکه دختر رو به خونه دعوت میکنید نترسید و خجالت نکشید! دختری که با شما به خونه میاد 100 درصد میخواد بده و دست دست نکنید و هدرش ندید. یک کم پر رو باشید و کار رو تمام کنید.
وقتی با دختره سکس میکنید دیگه توپ میوفته تو زمین اون و اونی که تا الان جونش در میومد و یک میس کال روی گوشیتون مینداخت که بهش زنگ بزنید ولی از الان به بعد دم به دقیقه به گوشی شما زنگ میزنه و دائم پول شارژ میده و شارژ میخره و شما اصلا لازم نیست که بهش زنگ بزنید. اگر میخواهید اذیتش کنید یک مدت غیبتون بزنه و بگید مثلا دارم میرم دُبی مسافرت کاری(دروغکی) این کار علاقش به شمارو صد برابر میکنه.
قهرمان بازی و عمله بازی و تک چرخ با موتور و جفتک پرانی و دعوا اصلا و ابدا و بهیچ وجه بخاطر هیچ دختری نکنید. این کارها فقط شمارو احمق و کودن جلوه میده و دخترها رو از کنارتون میپرونه. همیشه متانت و کلاس و پرستیژ خودتون رو حفظ کنید. مخ زدن و دختربازی خیلی ساده تر از اون چیزیه که فکر میکنن. اصولش رو باید رعایت کنید. از اونجاییکه همه ی دخترها تو پا دادن مثل همن با یک مدت تمرین درست میشید. سعی کنید در دختربازی جوری باشید که دخترها پشت سرتون با لذت به شما بگن "خیلی *س کشه"
با تشکر از توصیه هات:)) حالا کاری به موثر بودن یا نبودنش ندارم ولی انگار این نوشته ها خواسته ناخواسته طنز قوی توش میاد:))))
موهاتون رو فشن کنید. داف هارو جذب میکنه. از تمیزکردن ابروهاتون نترسید. این *سشعرهایی که در فیسبوک دخترها شیر میکنن که پسر نباید دست به ابروهاش بزنه در حد همون *سشعره!
این 99.9% درسته, هرگز و هرگز به سخن دختران در اینکه چه دوست دارند یا چه نه گوش ندهید, دختران یا:
١. نمیدانند چه دوست دارند.
٢. دروغ میگویند.
از دیدگاه پیشبردینانه همیشه از کسانی الگوبرداری باید کرد که پیرامونشان پر از دختر میباشد.
داستانش چه بود؟ چرا حرکتی چیزی نزدید؟ شاید بعد از فیلم حرکت زدید و ترجیح دادید وقت فیلم دیدن فقط فیلم ببینید؟😬
نه راستش من گرایش جنسی پایینی دارم, یعنی از سکس خوشی میبرم ولی نه بیشتر از آن اندازه که بگوییم از خوردن (و از خود خوردن هم آنچنان خوشی نمیبرم).
یکی از نکتههایی که ولی در گذر سالها آموختهام اینه که همین کم انگیزگی من به سکس مایهیِ این میشود که دختران بیشتر از پسرهای
دیگر به من نگرش کنند, زیرا یکجور سردی و اندکی دوریجویی ار آن در رفتارم راه پیدا میکند که هنودی[2]
سراسر وارونه داشته و به گیراییام میافزاید.
این یکی از مهادهای هماگ[3] میباشد, یعنی بر پایهیِ یک یافتیکْ[4] بیشینگانِ[5] مردم بیشترین[6] کمک را به کسی میکنند که کمترین نیاز را به آن دارد!
به این در همبودشناسی[7] هنودِ Matthew میگویند: Matthew effect (sociology - WiKi)
که از این بند انجیل آمده:
For unto every one that hath shall be given, and he shall have abundance: but from him that hath not shall be taken even that which he hath.
—Matthew 25:29, King James Version.
با تشکر از توصیه هات:)) حالا کاری به موثر بودن یا نبودنش ندارم ولی انگار این نوشته ها خواسته ناخواسته طنز قوی توش میاد:))))
این ها همش تجربه ی امتحان شده ست. یا خودم کردم و بهش رسیدم یا از افراد پر سن و سال تر و با تجربه تر شنیدم و رفتم و کردم و جواب گرفتم. یعنی در عمل جواب داده. مقاله ی شبه علمی و هچل هفت از سایت های آموزشی و سکسی نیست. از داخل کتاب و جزوه و اینترنت هم در نیامده. کسی که کرده میفهمه چی میگم. کسی هم که نکرده و صفر کیلومتره اگر حتی بدون نگاه کردن به این متن بالا شروع بکار کنه بعد از مدتی به همین چیزها میرسه.
نگارش reactor گرامی همیشه ته مایهیِ از پیشبردگرایی[1] و همچنین طنز دارد! (:
من عملگرا هستم ولی نه کاملا پراگماتیست. نسبی
نمیخواستم تو این تاپیک زیاد پست بدم چون اکثر وقت ها در جمع های روشن فکری توجه کردم که با عملگرایی یک مشکلی وجود داره. دخترها که مخالف هستند. بسیاری از پسرها هم در این جمع ها معمولا تحصیل کرده اند و اهل کتاب خواندن و علاقه دارن مسائل سکسی رو تئوری وار حل کنند. اگر کسی حرف راست بزنه انگ و برچسب میخوره و محکوم میشه. ولی این دلیل نمیشه که ما بخوایم هر چیزی رو بنا به گفته ی فلان دکتر و یا از زاویه دید فلان روانپزشک و اون دسته از آدم هایی که اصلا در کارنامه ی روابطشون جز تئوری بافی که این خوبه و اون بده ندارن رو انجام بدیم
من بعد از اون متنی که امیر از یک فرد ناشناس گذاشت فکر کردم که شاید بشه یک کم رک تر حرف زد و متهم به زن ستیزی نشد.
یکی از نکتههایی که ولی در گذر سالها آموختهام اینه که همین کم انگیزگی من به سکس مایهیِ این میشود که دختران بیشتر از پسرهای دیگر به من نگرش کنند, زیرا یکجور سردی و اندکی دوریجویی ار آن در رفتارم راه پیدا میکند که هنودی[2] سراسر وارونه داشته و به گیراییام میافزاید.
این یکی از مهادهای هماگ[3] میباشد, یعنی بر پایهیِ یک یافتیکْ[4] بیشینگانِ[5] مردم بیشترین[6] کمک را به کسی میکنند که کمترین نیاز را به آن دارد!
این هم میشه! همچین موردی رو من هم دارم. یک تعدادی دوست دختر الکی و جاست دارم که با اینکه یک وقت هایی میدونم یک جاهاییشون میخاره و آمار میدن ولی خودم رو به اون راه میزنم. با این ها کوه و مسافرت و گردش و ... میرم و عکس های فیسبوکم رو لایک میکنن. ولی از کنار دوست هاشون خیلی استفاده میکنم😍 بخاطر همین بهم انگ گی بودن نمیزنن چون میدونن چکار میکنم. این بی محلی که با اون ها رابطه ی دوست پسری دوست دختری نمیریزم ولی با دخترهای دیگه هستم ولی بعد از مدت کوتاهی جیم میشم و اون هارو غال میزارم باعث شده برای داشتن من در گروهشون سر دست میشکونن و جذابیتی در حد پیغمبر براشون داشته باشم. برام تحقیق های دانشگاهی رو میگردن و پیدا میکنند. پروژه هام رو انجام میدن. تمرین هام رو حل میکنند. از استاد برام نمره میگیرن. تا جایی که بتونن کارهای بیرونم رو انجام میدن و از همه مهمتر بارها شده که برام دوست دختر پیدا میکنند! در حد یک رفیق چندین و چند ساله ی پسر برام مرام و معرفت میگذارن. در حالیکه برای دوست پسرهاشون بیحوصله و بی اعصابند. من هم در عوض مثل پیغمبر اسلام براشون حرف میزنم و *سشر تلاوت میکنم و باهاشون کوه و بیرون میرم😬😬😬 خیلی روی من حساب میکنند در حدی که کافیه ازشون بخوام تا بهم بدن اما چون میدونم که بینشون رقابت در میگیره برای بدست آوردن من و بدنبالش بهم خوردن گروه و بدنبالش محرومیت از این همه مرام و معرفت! پس سعی میکنم خودم رو کنترل کنم و بیرون از گروه دنبال سوژه های خودم باشم😭😬
یک پژوهشی میخوندم که توش گفته شده بود هرمقدار افراد سوشیوسکشوالیتی نامحدودتری داشته باشند و بنابراین معیارهای اخلاقی نسبی تری دارند راحت تر سر ملت شیره میمالند:))خلاصش اینکه عملگرا هستند دیگه:))
یک پژوهشی میخوندم که توش گفته شده بود هرمقدار افراد سوشیوسکشوالیتی نامحدودتری داشته باشند و بنابراین معیارهای اخلاقی نسبی تری دارند راحت تر سر ملت شیره میمالند:))خلاصش اینکه عملگرا هستند دیگه:))
نمیخوام توجیه کنم ولی شیره نمیمالم. هرکس که بخواد دختربازی کنه و به سکس برسه باید یک سری اصل و اصول داشته باشه. هرکس این اصول رو رعایت نکنه یا دخترها سرش شیره میمالن یا قدیمی میشه و ازش زده میشن و میگذارنش کنار. اینجا بستگی به شما داره. یا میخواهید موفق شوید یا نمیخواهید. اگر میخواهید موفق شوید باید کارها و رفتارهایی رو انجام بدید. اگر این کارها رو انجام ندهید خوب موفق هم نمیشوید. خیلی ساده
مثلا عاشق شدن با ادای عاشق هارو درآوردن فرق میکند. اگر پسری واقعا در حین بازی عاشق شود به *ا رفته است.
در کل برای موفقیت در هر کاری یادگیری و تمرین اصول واجبه. این اصل و اصول از قدیم بوده. تا آخر هم همین خواهد بود. خیلی ها اومدن خیلی اصول ناکارآمد رو بهش چسباندن. مثل پدر ها و مادرهامون. خیلی ها هم آمدن و اصول اساسی و تعیین کننده اش رو خط زدن یا نادیده گرفتن. مثل اسلام و فمنیست ها
برای همین ارتباط با زن ها برای خیلی از مردها یک غول به نظر میاد! یک استادی داشتیم میگفت اگر بخواهیم زن هارو بشناسیم باید یک کتاب بنویسیم که قطرش از زمین باشه تا کره ی ماه!!!!!!! خوب این سمبل فلاکت مشخص بود که چیزی از دختربازی و سکس نمیدونه و تمام اصول بدیهی زندگی رو به همین شکل پیچیده و غیر ممکن میبینه. وگرنه کاری روتین تر و راحت تر از دختر مخ زدن پیدا نمیشه.
نمیخوام توجیه کنم ولی شیره نمیمالم. هرکس که بخواد دختربازی کنه و به سکس برسه باید یک سری اصل و اصول داشته باشه. هرکس این اصول رو رعایت نکنه یا دخترها سرش شیره میمالن یا قدیمی میشه و ازش زده میشن و میگذارنش کنار. اینجا بستگی به شما داره.
یا میخواهید موفق شوید یا نمیخواهید. اگر میخواهید موفق شوید باید کارها و رفتارهایی رو انجام بدید. اگر این کارها رو انجام ندهید خوب موفق هم نمیشوید. خیلی ساده
مثلا عاشق شدن با ادای عاشق هارو درآوردن فرق میکند. اگر پسری واقعا در حین بازی عاشق شود به *ا رفته است.
در کل برای موفقیت در هر کاری یادگیری و تمرین اصول واجبه. این اصل و اصول از قدیم بوده. تا آخر هم همین خواهد بود. خیلی ها اومدن خیلی اصول ناکارآمد رو بهش چسباندن. مثل پدر ها و مادرهامون. خیلی ها هم آمدن و اصول اساسی و تعیین کننده اش رو خط زدن یا نادیده گرفتن. مثل اسلام و فمنیست ها
برای همین ارتباط با زن ها برای خیلی از مردها یک غول به نظر میاد! یک استادی داشتیم میگفت اگر بخواهیم زن هارو بشناسیم باید یک کتاب بنویسیم که قطرش از زمین باشه تا کره ی ماه!!!!!!!
خوب این سمبل فلاکت مشخص بود که چیزی از دختربازی و سکس نمیدونه و تمام اصول بدیهی زندگی رو به همین شکل پیچیده و غیر ممکن میبینه.
وگرنه کاری روتین تر و راحت تر از دختر مخ زدن پیدا نمیشه.
بلاخره خواه ناخواه نوعی فریب کاری توی کار هست هر قدرم آگاهانه تر باشه فریبش بیشتره:))البته قبلا هم گفتم اینها چیز های طبیعی و فرگشتیک هست و اتفاقا به همین دلیل هم موثره.
البته اونهایی که واقعا فکر میکنند خیلی سخته فقط نیاز به آموزش دارند و با تمرین کافی حتما در این راه موفق میشند:))
یکی از ترسهای درونی که خوانندگان (دختر و پسر) شاید به آن خودآگاه نباشند ترس از وازنش است.
فرگشتوار[2] یکی از غریزههایی که در آدمی پدید آمده ترس از وازنی است که ریشه در همبودهایِ[3] کوچکِ نیاکان ما دارد.
در یک تیرهیِ کوچک از آنجاییکه همه هموندان[4] تیره یکدیگر را میشناسند و برای نمونه, اگر یک پسر/دختر به یکی از هموندان
دیگر تیره درخواست دوستی بدهد و وازده شود همهیِ هموندان دیر یا زود به وازگی وی خواهند آگاهید[5], که فرجام[6] آن
کاهش افزونِ اعتبار وازده بوده و میتوان آسیب ناتاوانپذیری درون آورد (بیگمان یک عیبی داشته که دختره/پسره وازدتش)
و هتا مایهیِ از دسترفتگی شانس جفتیابیِ برای یک بازهیِ زمانی دراز شود.
از همینرو, همهیِ ما هنگام درخواستِ دوستی/نزدیکی دادن بی اندازه پساپیشنگر[7] میشویم و دردِ وازدگی نیز به این آسانیها از
میان نمیرود و هتا روی آوردن به زبان سرپوشیده و درتاهشیک (ناسرراست) در درخواهش نیز یکی از آوندها[8] یش همین ترسِ وازدگی میباشد.
هر آینه, در جایگاه یک قانونِ سرانگشتی با دانش از چگونگی کارکرد و چراییِ یک غریزه راه فروپیچیش آن آسانیدهتر میشود و
در راستای آماج[9] این جستار که همانا دلبری باشد نیز, شما باید خودتان را برای آژنگهایِ[10] گستردهای از وازدگی پیشاپیش آماده کنید و در این راه
اگر بخواهید با هر بار وازده[1] شدن انگیزهیِ خودتان را از دست داده و رو به دلسردی بروید, هرگز آنجور که باید و شاید به فندِ دلبری چیره نخواهید شد!
پ.ن.
دربارهیِ چگونگی فرگشتن[11] این غریزه اینجا پیشتر اندکی نوشته بودیم: ازدواج - برگه 7
یکی از ترسهای درونی که خوانندگان (دختر و پسر) شاید به آن خودآگاه نباشند ترس از وازنش است.
فرگشتوار[2] یکی از غریزههایی که در آدمی پدید آمده ترس از وازنی است که ریشه در همبودهایِ[3] کوچکِ نیاکان ما دارد.
در یک تیرهیِ کوچک از آنجاییکه همه هموندان[4] تیره یکدیگر را میشناسند و برای نمونه, اگر یک پسر/دختر به یکی از هموندان
دیگر تیره درخواست دوستی بدهد و وازده شود همهیِ هموندان دیر یا زود به وازگی وی خواهند آگاهید[5], که فرجام[6] آن
کاهش افزونِ اعتبار وازده بوده و میتوان آسیب ناتاوانپذیری درون آورد (بیگمان یک عیبی داشته که دختره/پسره وازدتش)
و هتا مایهیِ از دسترفتگی شانس جفتیابیِ برای یک بازهیِ زمانی دراز شود.
از همینرو, همهیِ ما هنگام درخواستِ دوستی/نزدیکی دادن بی اندازه پساپیشنگر[7] میشویم و دردِ وازدگی نیز به این آسانیها از
میان نمیرود و هتا روی آوردن به زبان سرپوشیده و درتاهشیک (ناسرراست) در درخواهش نیز یکی از آوندها[8] یش همین ترسِ وازدگی میباشد.
هر آینه, در جایگاه یک قانونِ سرانگشتی با دانش از چگونگی کارکرد و چراییِ یک غریزه راه فروپیچیش آن آسانیدهتر میشود و
در راستای آماج[9] این جستار که همانا دلبری باشد نیز, شما باید خودتان را برای آژنگهایِ[10] گستردهای از وازدگی پیشاپیش آماده کنید و در این راه
اگر بخواهید با هر بار وازده[1] شدن انگیزهیِ خودتان را از دست داده و رو به دلسردی بروید, هرگز آنجور که باید و شاید به فندِ دلبری چیره نخواهید شد!
پ.ن.
دربارهیِ چگونگی فرگشتن[11] این غریزه اینجا پیشتر اندکی نوشته بودیم: ازدواج - برگه 7
در کنار آن به این چیزها همیشه باید بمانند یک کاوش (≈probe) نگریست, یعنی اگر ما بخواهیم با یکی دوست شویم و t همان زمان
باشد, اگر درخواست دوستی را امروز (t1) بدهیم, با درخواست دوستیای که فردا (t2) میدادیم پاسخش بی چون و چرا خواهد دگریست!
نکته در اینکه که آدمها را نباید مانند یک ماشین دید که پاسخی فرنودین[1] و واکنشی سنجیده در برابر پیرامون داشته باشند, بساکه باید بمانند ماشینهای آشفتهای
دید که دم به دم پاسخشان میورتد[2] و یکروز شاد هستند یکروز اندوهگین ("یکروز" اش خوشبینانه بود, بهتر بگوییم یکساعت) و پس رفتارشان نیز بهمین وسته[3] میدگرد[4]! (:
پاسخ "نه" یک آدم به معنای یک «نه» همیشگی نیست (هتا پاسخ "نه هرگز" هم به معنای «نه هرگز» نیست) این یک
نه یک نه ٸه وسته و وابسته به زمان است, از همینرو بهتره این "نه"ای که شاید میگیرید تا جای شدنی ملایم باشد تا راه بازدرخواست را نبندد.
در اینجا بهترین راهبرد[5] میشود:
درخواست دوستی خودتان را سرپوشیده و ناسرراست بدهید و اگر وی در mood خوبی بود پیش رفته و درخواست را سرراستتر کنید.
در کنار آن, از آنجاییکه ما داریم به فرایند دوست شدن بمانند یک کاویدن (probe کردن, بختآزمایی) مینگریم, برای بالابردن
شانس کامیابی نیز باید به هر چند تنی (کسی) که میرسید به هر چند بار زمانیکه میتوانید بمانند بالا درخواست را ترار کنید, double and triple your chances (:
----
1. ^ Farnudin (far+nudin) || فرنودین: منطقی Logical
2. ^ Vartidan || ورتیدن: تغییر کردن; تغّیر Ϣiki-En To vary
3. ^ Vaste || وسته: نسبی Ϣiki-En Relative
4. ^ Degarestan || دگرستن: تغییر کردن To change
5. ^ Râhbord (râh+bord) || راهبرد: استراتژی; شگرد Strategy
چه قدر احمقانه است که برای نزدیک شدن به یک دختر از روشهای پیچیده استفاده کرد؟ واقعا بعضی پسرها با نوع نگاهشون به دخترها خودشون خودشون رو حذف میکنن...!! مگر اینکه بشه با این روشها افراد سطحی رو به چنگ اورد!
چه قدر احمقانه است که برای نزدیک شدن به یک دختر از روشهای پیچیده استفاده کرد؟ واقعا بعضی پسرها با نوع نگاهشون به دخترها خودشون خودشون رو حذف میکنن...!! مگر اینکه بشه با این روشها افراد سطحی رو به چنگ اورد!
فکر کنم اخیرا پرسش هات دچار گنگی شده ها:))منطورت چیه؟ در هر حال بخش بزرگی از جامعه(چه مرد و چه زن)رو همین افراد سطحی تشکیل میدند و خب همونجور که قبلا گفتم بدست آوردن آدم های کلیشه ای از راه های کلیشه ای راحت تره:)
فکر کنم اخیرا پرسش هات دچار گنگی شده ها:))منطورت چیه؟ در هر حال بخش بزرگی از جامعه(چه مرد و چه زن)رو همین افراد سطحی تشکیل میدند و خب همونجور که قبلا گفتم بدست آوردن آدم های کلیشه ای از راه های کلیشه ای راحت تره:)
پرسش نبود ....:)) یک جمله ی اعتراضی-استهزایی بود:) منظورم از سطحی افرادیه که کل مغزشون رو تو ترازو بزارین یک اپسیلون سنگینی نداره.وگرنه که اتفاقا قریب به اکثریت افراد نسبت به خیلی از مسائل هوشیارن و قوه ی تجزیه و تحلیل لازم برای مسائل رودارن. این دست از افراد رو نمیشه با شکم 6 تکه و صدای آلن دلونی جذب کرد. پسر ها به نظرم خیلی رابطه ها رو پیچیده میکنن در حالی که دخترها با یک نگاه متوجه میشن که پسر مخاطبشون رو میخوان یا نه و اصلا لازم نیست نقشه های عجیب پیاده کرد. مثل اینکه من بگم دخترها برای اینکه بخوان نظر پسر ها رو جلب کنن حتما رنگ لاک و رژشون رو ست کنن:))
چه قدر احمقانه است که برای نزدیک شدن به یک دختر از روشهای پیچیده استفاده کرد؟
واقعا بعضی پسرها با نوع نگاهشون به دخترها خودشون خودشون رو حذف میکنن...!!
مگر اینکه بشه با این روشها افراد سطحی رو به چنگ اورد!
بیشتر زمانها یک پسر تنها میخواهد سکس داشته باشد, ژرفی یا سطحی بودن دختر نابمرده برایش به اندازهیِ نزدیکتر بودن تیشتر[1]
یا سُهیل بی اهمیته ایرانبانو جان 😆
----
1. ^ Tištar || تیشتر: شباهنگ (تیشتر، شعرای یمانی) پرنورترین ستاره آسمان در هر دو نیمکره آسمان است. این ستاره از ماه آبان رفته رفته پا به آسمان شب در پهنای گیتاییِ ایرانزمین مینهد. از همینرو نام این ستاره برجسته آسمان را ماه آبان یا همان تیشتر گذاشتند. MacKenzie, Ϣiki-Pâ, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ Sirius
بیشتر زمانها یک پسر تنها میخواهد سکس داشته باشد, ژرفی یا سطحی بودن دختر نابمرده برایش به اندازهیِ نزدیکتر بودن تیشتار[1] یا سُهیل بی اهمیته ایرانبانو جان
خوب بله برای دختران هم زیاد از این اتفاق ها می افته .یعنی فقط برای اینکه با طرف چندی باشه و باهاش سکس کنه رابطه برقرار میکنه.تشخیص اینکه پسر مخاطبش رو برای سکس میخواد یا یک رابطه ی دوستی یا یک رابطه ی عاشقانه هم به عهده ی خودشه. من بیشتر موقع ها احساس میکنم پسرها بیش از اندازه خودشون رو درگیر فرمولهای خاص میکنن.و بیشتر موقع ها نمیدونن که دختران(کارکشته!!) معمولا با یک نگاه میفهمن با کی طرفن