اولین پکها بر سیگار ، از جادههای رامسر و چالوس تا خانهی مادربزرگ نیمروی نیمروزی، از فوتبالدستی تا آتاری و سگا و... من بسی خاطرات دارم که گهگاهی دلم برایشان تنگ میشود. و...
yes! فیلم فارسیها و فردینیها را یادته داریوش؟ تازه حمل این ویاچاسها هم جرم بالایی هم داشت سگمصب!
درود آلیسِ عزیز. حال و احوالت چون است؟
آری. اولین بار در دورانِ دبیرستان بود که فیلم پورنو بر روی ویاچاس فراهم کردم و با ترس و لرزِ فراوان به خانه آمدم. تا نصفههای شب بیدار ماندم تا همهی اهلِ خانه بخسبند ، سپس تلویزیون و ویدئو را با سختیهای فراوان به اتاقم بردم و با قلبی که به تندی میزد مشغول تماشایش شدم.
براستی تنها چیزی که از آن فیلم به یاد دارم، ترس و هیجان است. چرا که اگر پدر یا مادرم مرا دستگیر میکردند، تنبیه سختی در انتظارم بود. بعدها که سیدیها باب شدند، دیگر از بارِ مشقات کاسته شد . با اینحال حداقل 3 بار در دورهی دبیرستان ، ناظم از من فیلم سوپر گرفت.
فیلمهای فردینی را هم آری. به خوبی به خاطر دارم. آنها هم دورهای مد شده بودند. شخصی بود در شهرمان که فیلمهای ویاچاس (گاهی ایرانی قدیمی) را از او کرایه میکردیم. مردک میگفت در ماههای رمضان و صفر و محرم کار نمیکنم. اما یادآوری آن دلهرهها و هیجانها ، اکنون بس خوشایند است . یکی از حسهای اینچنینی که من داشتم دزدی میوه از درختهای آلوچهی همسایه بود. لامصب آلوچهای که میدزدیدم بسیار خوشمزهتر و لذیزتر از آنی بود که میخریدیم یا از باغِ خودمان میچیدیم! چقدر برایشان کتک خوردیم!
آری. اولین بار در دورانِ دبیرستان بود که فیلم پورنو بر روی ویاچاس فراهم کردم و با ترس و لرزِ فراوان به خانه آمدم. تا نصفههای شب بیدار ماندم تا همهی اهلِ خانه بخسبند ، سپس تلویزیون و ویدئو را با سختیهای فراوان به اتاقم بردم و با قلبی که به تندی میزد مشغول تماشایش شدم.
😱👻😄
خب چه مرضی بود که با این فشار حتماً فیلم ببینی؟
من نخستین بار 15 ساله بودم و از همکلاسیام سیدی ِ سوپر (!) گرفته بودم! میگفت برای برادرش است و باید در اسرع وقت سی دی را بهش برگردانم! من هم پس از مدرسه شتابان به خانه آمدم، بیاینکه آبی بنوشم و حتی مانتوی مدرسه را هم عوض کنم در ِ اتاقم را قفل کرده بودم و بی هیچ هراسی از پدر و مادر به تماشای آن نشستم!
اوه؛ فقط دوماه و اندی داشتم به صحنههاش فکر میکردم... 🔞
خوبیم! بانویی اکنون در کنارم است که به رغمِ کسالتی که دارم، بودنش در اینجا مایه خوشی و و نشاط فراوان در من شده، چنانکه پس از سالها طبع چامهسراییمان گل کرده و شور و حالی عجیب ما را دست داده!!!
مرضِ بدی بود آلیس جان! کلهشقیهای دورانِ نوجوانی را به خاطر نداری؟ نمیتوانستم تحمل کنم همکلاسیها و دوستانِ کوچه از سکانسهای مختلفِ فیلمهای سوپر تعریف کنند و من تنها شنونده باشم. آن فیلم را هم تنها یک شب توانستم قرضش کنم و اگر آن شب آنرا نمیدیدم، میرفت برای مدتها بعد. زمانِ ما سیدی و «تلویزیونِ درونِ اتاقِ بچه» وجود و معنا نداشتند. همان تلویزیونِ درب و داغان نیز دو شبکه بیشتر نداشت که در آنها هم شب تا صبح و صبح تا شب آخوندها زِر میزدند. نمیدانی با آن تنِ لاغر و ناتوان، با چه سختیای تلویزیونِ حدودِ 10 کیلویی و 21 اینچ را در حالیکه پدرم درونِ حال خوابیده بود توانستم به درون اتاقم بیاورم!
برای مردمی که نه حال چشمگیری دارند و نه چشم اندازی در آینده، تنها چیز باقی مانده خاطرات گذشته های دور است که آنقدر در ذهن تکرار شده از آنچه به راستی بوده تبدیل به موقعیتی اساطیری و رویایی شده که حسرت و آرزوی بازتکرار آن مایه ی اندوه و دژمی دردناک در سینه ی فرد می شود. از عوارض زندگی در جهان مدرن، یکی همینست که «گذشته ها» همواره بهتر جلوه داده می شوند، با اینکه موقعیت امروز به مراتب بهتر و آسانتر و گیراتر است. شرط می بندم زندگی امروز شما بسیار آزادتر و مرفه تر از زندگی دیروز شماست، ولی با این وجود ساعت فراغت خود را به نگریستن اندوه آلود به آن دیروزها می کنید و دوست دارید می توانستید آنرا دوباره از نو تجربه بکنید..
من کنار پنجره می نشینم، قطعه ای که برایم بسیار نوستالژیک است(و آنرا اینجا نمی گذارم چراکه بیش از حد شخصی ست)را لوپ می کنم، پیپم را می چاقم و خودم را به افکار می سپارم. خیلی زود افکار به احساسات غلبه می کنند و من خودم را فراموش می کنم، و به معنای واقعی کلمه در خودم غرق می شوم. جالب یکسری از بهترین افکارم را طی این مراقبه ها بدست آورده ام و شماری از مهمترین تصمیمها را در این احوال گرفته ام.. خلاصه برای من بهترین راه برای فکر نکردن به موضوعی مزاحم، میدان دادن هرچه بیشتر به آن و «فکر کردن با تمام وجود» است: بپا کردن چنان طوفانی که همه چیز در آن غرقه خواهد شد.
برای مردمی که نه حال چشمگیری دارند و نه چشم اندازی در آینده، تنها چیز باقی مانده خاطرات گذشته های دور است که آنقدر در ذهن تکرار شده از آنچه به راستی بوده تبدیل به موقعیتی اساطیری و رویایی شده که حسرت و آرزوی بازتکرار آن مایه ی اندوه و دژمی دردناک در سینه ی فرد می شود. از عوارض زندگی در جهان مدرن، یکی همینست که «گذشته ها» همواره بهتر جلوه داده می شوند، با اینکه موقعیت امروز به مراتب بهتر و آسانتر و گیراتر است. شرط می بندم زندگی امروز شما بسیار آزادتر و مرفه تر از زندگی دیروز شماست، ولی با این وجود ساعت فراغت خود را به نگریستن اندوه آلود به آن دیروزها می کنید و دوست دارید می توانستید آنرا دوباره از نو تجربه بکنید..
بله، زندگی امروزِ من از نظرِ کیفیت براستی چندبرابر بهتر است و هرگز آرزوی بازگشت به آن دوران را نمیکنم چنانکه آنرا شبیه به بازگشتِ جوجه به تخم مرغ میبینم. نوستالوژیهای تاریخی-ملی برای من هیچ جذابیتی ندارند و آنها را صرفا نتیجه تحقیرها و سرشکستیهای تاریخی میدانم که در نهایت نیز تنها موجبِ انحطاط و گیجی بیشتر میشوند. آنچه موضوعِ پستِ من بود خاطراتِ کودکیای بود که ناشی از سادگی و جسارتِ آن دورهی بخصوص است و به احتمال زیاد شما نیز از آن دوره چیزهایی شبیه به آنچه من ذکر کردم به خاطر میآورید. هراس و هیجانِ کاملا اورجینالی که در اثرِ شیطنتها و بازیگوشیهای آن دورهها در خاطرم هستند اکنون به سبب تمامِ گرفتاریها ، مصلحتاندیشیهای زندگیِ بزرگسالی، غیرفابل تکرار هستند، چنانکه گاهی برای شبیهسازیِ آن هیجانها به مخدرها و مشروبها متوسل میشویم. یادآوریشان مایه خوشی است و اگرچه گاهی دلتنگشان میشوم اما مرا به هیچ وجه اندوهگین نمیکنند.به هیچ وجه چنین نیست که بخواهم در اوقاتِ فراغت ، اندوهآلود به آن دوره بنگرم بلکه گاهی مثلا با دیدن بازی کودکان یادی از کودکیهای خود میکنم. That Old Scent Bottle.mp3 - 5.3 MB
دوستان، در مورد نوستالوژهای خود چه میکنید؟ از آمپولبازی با دخترهای همسایه و دخترخاله تا ترس و هیجان تماشای اولین فیلمِ پورنو در نوارهای ویاچاس،گویی عمری دراز داشته ام !
تو هم با دخترخاله، آره ؟؟؟!!
از همون تماشای فیلم داخل ویدیو مشخص هست که چه عمر درازی داری! گمون کنم یه 5-6 سالی از من بزرگتر باشی،
چون من فیلم پورنو رو داخل سی دی می دیدم! از vhs فقط کلیپ های خانندگان که اون زمان به شو معروف بودند رو می دیدم
من نسبت به دو سه سال پیش خودم هم حس نوستالژی دارم، چه برسه به 20 سال پیش!!
جدی یاد بازی های فوتبال و اون دریب دو گل هایی که بازی می کردیم می افتم و وقتی می بینم همبازی های اون دورانم الان هر کدوم پراکنده شدند و دیگه نیستند دلم خیلی می گیره و بغض گلوم رو می گیره
کاش زندگی اینقدر بی وفا نبود. لااقل کاش ما انسان ها اینقدر احساساتی نبودیم
هیجان تماشای اولین فیلمِ پورنو در نوارهای ویاچاس
یادش به خیر ، من اویلن فیلم پورنویی که دیدم توی وی اچ اس بود و از توی خیابون پیداش کردم :)) دیدم یه گوشه افتاده برش داشتم بردمش خونه پاره شده بود ، درستش کردم گذاشتم توی ویدئو دیدم به به 😜
۱ هفته است در محلههای مسلمان نشین استهکلم شورش شده است و صدها میلیون دلار خسارت به اموال شخصی و عمومی زده اند! ، واقعا روش برخورد با این مسلمانان اروپا چیست و چگونه جلوی این مهاجرت را باید گرفت و افراطیها را اخراج کرد ....
۱ هفته است در محلههای مسلمان نشین استهکلم شورش شده است و صدها میلیون دلار خسارت به اموال شخصی و عمومی زده اند! ، واقعا روش برخورد با این مسلمانان اروپا چیست و چگونه جلوی این مهاجرت را باید گرفت و افراطیها را اخراج کرد ....
مطلقا ممنوع کردن مهاجرت غیرقانونی + آسانتر کردن مهاجرت قانونی. در ایران من چندین دوست دکتر و مهندس و دانشمند دارم که سالهاست در حال تلاش برای آمدن به غرب برای رسیدن به زندگی بهتری هستند، و سالهاست که پشت در سفارتخانههایی که خیلی از آنها وسط کار بسته شدند معطل ماندهاند، حال آنکه یکی کافیست به اندازهی کافی بدبخت باشد تا روی یک قایق بپرد، وارد «کمپ» بشود و چندین سال منتظر ویزای خود بماند. بالاخره جامعهی «میزان»(قربانی)یک جایی ناچار خواهد شد به آنها اجازهی خروج از کمپ را بدهد چون غیر از این غیرانسانی خواهد بود. نتیجه میشود اینکه اکنون در انگلستان میلیونها پاکستانی وجود دارند که هیچ نوع کمکی به جامعهی میزبان نمیکنند، هرگز حاضر به حل شدن در آن نیستند و تنها هدفشان نابود کردن آنست، اما در همان زمان میلیونها نفر انسان تحصیلکرده، باهوش و توانا هستند که میتوانند به نیروی کار متخصص و جوان جوامع روبه پیری غرب بدل بشوند، ولی برایشان «جا» نیست.
واکنشها و شرایط فعلی اما بجای حل مشکل، بدبختی بزرگتری را پیش میکشند و تمام صداهای شنیده شده طی این چند روز، چیزی بجز وزوز فاشیسم اروپایی سفیدپوست در پوششی جدید نیست.
۱ هفته است در محلههای مسلمان نشین استهکلم شورش شده است و صدها میلیون دلار خسارت به اموال شخصی و عمومی زده اند! ، واقعا روش برخورد با این مسلمانان اروپا چیست و چگونه جلوی این مهاجرت را باید گرفت و افراطیها را اخراج کرد ....
اولیش اینه كه برای آباد كردن اروپا كشورهای ضعیفتر رو تخریب و نكنند ، نیان جمهوری اسلامی رو الكی تحریم كنند و در ظاهر بگند با هم دشمنیم بعد زیر زیر بهش وسایل شكنجه و سركوب مخالفین رو بفروشند ! اخراج كردن اینها نتیجه اش هزاران بار بدتر از وضع فعلیه ، چون به سمتی میره كه به هیچ عنوان دیگه نمیشه كنترلش كرد ، ولی این طوری نسلی كه از این مهاجرها باقی میمونه دیگه مشكل ساز نیستند چون توی اون جامعه رشد كردند و درس خوندند و ...
در این مورد به خصوص هم حق با معترضینه ، پلیس از روی پیشداوری نژادپرستانه و فقط به خاطر زدن حرف تهدید آمیز با گلوله طرف رو زده
مطلقا ممنوع کردن مهاجرت غیرقانونی + آسانتر کردن مهاجرت قانونی. در ایران من چندین دوست دکتر و مهندس و دانشمند دارم که سالهاست در حال تلاش برای آمدن به غرب برای رسیدن به زندگی بهتری هستند، و سالهاست که پشت در سفارتخانههایی که خیلی از آنها وسط کار بسته شدند معطل ماندهاند، حال آنکه یکی کافیست به اندازهی کافی بدبخت باشد تا روی یک قایق بپرد، وارد «کمپ» بشود و چندین سال منتظر ویزای خود بماند. بالاخره جامعهی «میزان»(قربانی)یک جایی ناچار خواهد شد به آنها اجازهی خروج از کمپ را بدهد چون غیر از این غیرانسانی خواهد بود. نتیجه میشود اینکه اکنون در انگلستان میلیونها پاکستانی وجود دارند که هیچ نوع کمکی به جامعهی میزبان نمیکنند، هرگز حاضر به حل شدن در آن نیستند و تنها هدفشان نابود کردن آنست، اما در همان زمان میلیونها نفر انسان تحصیلکرده، باهوش و توانا هستند که میتوانند به نیروی کار متخصص و جوان جوامع روبه پیری غرب بدل بشوند، ولی برایشان «جا» نیست.
واکنشها و شرایط فعلی اما بجای حل مشکل، بدبختی بزرگتری را پیش میکشند و تمام صداهای شنیده شده طی این چند روز، چیزی بجز وزوز فاشیسم اروپایی سفیدپوست در پوششی جدید نیست.
این قوانین پناهندگی در غرب بعد از جنگ جهانی دوم تصویب شد ، چون در قبل از هلوکاست و در طول جنگ جهانی دوم هزاران یهودی توانستند فرار کنند ولی هیچ کشوری آنها را نپذیرفت و خیلیها به اروپا برگشتند و کشته شدند. بههرحال باید پذیرش پناهنده باشد ، ولی باید مثلا قانونی تصویب شود که هر شخصی به اولین کشور امنی که رسید آنجا تقاضای پناهندگی بدهد ، چون اگر واقعا جانش در خطر باشد همان جا میمانند نه اینکه ۲۰ کشور امن را بگذرد تا به انگلیس مثلا برسد.
در این مورد به خصوص هم حق با معترضینه ، پلیس از روی پیشداوری نژادپرستانه و فقط به خاطر زدن حرف تهدید آمیز با گلوله طرف رو زده !
طرف با قمه به سمت پلیس حمله کرده ، هر جای دنیا باشه شلیک میکنند ، تازه اگر هم حرف مسلمانها درست باشه ، راهش اینه که ۷ روز شهر رو آتیش بزنند یا مثل آدمیزاد اعتراض کنند
طرف با قمه به سمت پلیس حمله کرده ، هر جای دنیا باشه شلیک میکنند ، تازه اگر هم حرف مسلمانها درست باشه ، راهش اینه که ۷ روز شهر رو آتیش بزنند یا مثل آدمیزاد اعتراض کنند
حمله نکرده ، هر جا که نوشته حمله کرده دروغ گفته . فقط و فقط تهدید کرده که اگر بهش نزدیک بشند با قمه میزنتشون .
مطلقا ممنوع کردن مهاجرت غیرقانونی + آسانتر کردن مهاجرت قانونی.
امیر جان مطلقن ممنوع کردن مهاجرت غیر قانونی میشود بسته شدن راه فرار پناهچویان و مهاجرت کسانی که وضع مالی خوب و یا تخصص ندارند و البته در تضاد با اعلامیه حقوق بشر هم هست
امیر جان مطلقن ممنوع کردن مهاجرت غیر قانونی میشود بسته شدن راه فرار پناهچویان و مهاجرت کسانی که وضع مالی خوب و یا تخصص ندارند و البته در تضاد با اعلامیه حقوق بشر هم هست .
چرا؟ مگر نمیشود امکان حضور کسانی که نیاز به پناهندگی یا امکان نیاز یافتن به پناهندگی دارند را در قانون گنجاند و آنها را «قانونی» کرد؟! این سیستم فعلی همانست که من گفتم، بنشینید توی قایق، چند سالی در کمپ بگذارنید و سپس بیهیچ نفعی برای جامعهی میزبان سوار آنها بشوید. این وضع تداوم نخواهد داشت، اعلامیهی حقوق بشر هم اگر ضمانت اجرایی نداشته باشد کاغذ پارهای بیش نیست.
چرا؟ مگر نمیشود امکان حضور کسانی که نیاز به پناهندگی یا امکان نیاز یافتن به پناهندگی دارند را در قانون گنجاند و آنها را «قانونی» کرد؟! این سیستم فعلی همانست که من گفتم، بنشینید توی قایق، چند سالی در کمپ بگذارنید و سپس بیهیچ نفعی برای جامعهی میزبان سوار آنها بشوید. این وضع تداوم نخواهد داشت، اعلامیهی حقوق بشر هم اگر ضمانت اجرایی نداشته باشد کاغذ پارهای بیش نیست.
متاسفانه نمیشود ! در عمل میشود فلاکت و کثافتی که اکنون در ترکیه در جریان است . مثلن شخصی که در ایران تحت تعقیب است و اگر گیر بیوفتد کشته میشود چگونه برود سفارت و به شکل رسمی درخواست پناهندگی بدهد و بعد قانونی از کشور خارج شود ؟
در قوانین مهاجرت آلمان اگر شما به شکل قانونی وارد کشور شده باشید اصلن به عنوان پناهجو شناخته نمیشوید مگر اینکه دلایلتان خیلی خیلی خیلی محکم باشد که توضیح دهد شمای تحت تعقیب چگونه به شکل قانونی وارد کشور شده اید و یا کشور خود را قانونی ترک کرده اید .
در قوانین کل اتحادیه اروپا به جز استثناء یونان پناهجو موظف است در اولین کشوری که به آن وارد شده اعلام پناهندگی کند و در صورتی که شخص در کشوری اعلام پناهندگی کند و مشخص شود که پیشتر در یک کشور امن سومی بوده (به جز یونان) به آن کشور بازگردانده میشود .
از طرفی جوامع غربی باید در قبال اعمال خود مسئولیت پذیر باشند ! نمیشود که در امور یک کشوری دخالت بکنند ، از گروه های تروریستی و ... حمایت بکنند و کشور را به خاطر منافع خودشان به گند بکشند و بعدش هم بگویند ما آورگانی که خودمان ایجادشان کرده ایم را راه نمیدهیم یا فقط آدم حسابی هایشان را راه میدهیم
متاسفانه نمیشود ! در عمل میشود فلاکت و کثافتی که اکنون در ترکیه در جریان است . مثلن شخصی که در ایران تحت تعقیب است و اگر گیر بیوفتد کشته میشود چگونه برود سفارت و به شکل رسمی درخواست پناهندگی بدهد و بعد قانونی از کشور خارج شود ؟
در قوانین مهاجرت آلمان اگر شما به شکل قانونی وارد کشور شده باشید اصلن به عنوان پناهجو شناخته نمیشوید مگر اینکه دلایلتان خیلی خیلی خیلی محکم باشد که توضیح دهد شمای تحت تعقیب چگونه به شکل قانونی وارد کشور شده اید و یا کشور خود را قانونی ترک کرده اید .
در قوانین کل اتحادیه اروپا به جز استثناء یونان پناهجو موظف است در اولین کشوری که به آن وارد شده اعلام پناهندگی کند و در صورتی که شخص در کشوری اعلام پناهندگی کند و مشخص شود که پیشتر در یک کشور امن سومی بوده (به جز یونان) به آن کشور بازگردانده میشود .
از طرفی جوامع غربی باید در قبال اعمال خود مسئولیت پذیر باشند ! نمیشود که در امور یک کشوری دخالت بکنند ، از گروه های تروریستی و ... حمایت بکنند و کشور را به خاطر منافع خودشان به گند بکشند و بعدش هم بگویند ما آورگانی که خودمان ایجادشان کرده ایم را راه نمیدهیم یا فقط آدم حسابی هایشان را راه میدهیم .
میلاد جان این ناممکنی که از آن حرف میزنید چیزی بجز توصیف شرایط موجود، که همه پیرامون ورشکسته بودن آن اتفاق نظر داریم نیست. اگرنه ناممکنی حقوقی یا حتی عینی برای آن وجود ندارد، خیلی آسان میشود اشخاصی که از نظر سیاسی در خطر هستند را شناسایی کرد و به ایشان اجازهی اقامت داد، من حتی گمان میکنم بهترین روش متصور در جهان است برای دستچین کردن و آموزش و پرورش نیروهای طرفدار دموکراسی و مخالف دگماتیسم! غرب به مهاجر نیاز دارد چراکه با مشکل بسیار سترگ «جمعیت روبه پیری» درگیر است، باقی جهان هم انباشته است از اشخاص مشتاق و توانایی که حاضرند برای برخورداری از استانداردهای بالاتری جهت زندگی بیاموزند و خود را با هر درخواست معقول و منطقی که از ایشان مطالبه میشود تطابق بدهند.
البته مشکلاتی در این راه خواهد بود(از «فرار مغزها» گرفته تا بیعدالتی که در حق پناهجویان اجتماعی صورت خواهد گرفت)، اما از مدل فعلی به مراتب بهتر خواهد بود.
میلاد جان این ناممکنی که از آن حرف میزنید چیزی بجز توصیف شرایط موجود، که همه پیرامون ورشکسته بودن آن اتفاق نظر داریم نیست. اگرنه ناممکنی حقوقی یا حتی عینی برای آن وجود ندارد، خیلی آسان میشود اشخاصی که از نظر سیاسی در خطر هستند را شناسایی کرد و به ایشان اجازهی اقامت داد، من حتی گمان میکنم بهترین روش متصور در جهان است برای دستچین کردن و آموزش و پرورش نیروهای طرفدار دموکراسی و مخالف دگماتیسم! غرب به مهاجر نیاز دارد چراکه با مشکل بسیار سترگ «جمعیت روبه پیری» درگیر است، باقی جهان هم انباشته است از اشخاص مشتاق و توانایی که حاضرند برای برخورداری از استانداردهای بالاتری جهت زندگی بیاموزند و خود را با هر درخواست معقول و منطقی که از ایشان مطالبه میشود تطابق بدهند.
البته مشکلاتی در این راه خواهد بود(از «فرار مغزها» گرفته تا بیعدالتی که در حق پناهجویان اجتماعی صورت خواهد گرفت)، اما از مدل فعلی به مراتب بهتر خواهد بود.
خوب امیر جان مشکل هم همین شرایط فعلیست دیگر ! نمیشود کشورهای غربی بگویند که ما از فردا مسلمان راه نمیدهیم . کافیست این حرف را بزنند تا یک هفته ای همه شان به قرون وسطی بروند چرا که بیشتر انرژی مورد استفاده اینها را کشورهای مسلمان تامین میکنند . آمار مهاجران غیر قانونی هم خیلی چشمگیر و زیاد نیست . در چهار ماه نخست سال 2013 تنها 26800 نفر از آلمان درخواست پناهندگی کرده اند و تازه این در شرایطیست که این میزان نسبت به سال 2012 رشد 73 درصدی داشته : منبع
بیشتر این اسلامگرایان و مسلمانانی که اروپا را به راستی به گند کشیده اند اصلن مهاجر غیر قانونی نیستند ! مثلن اکثریت جمعیت ترکهای آلمان اصلن مهاجر غیر قانونی نیستند . حتا با ممنوعیت مطلق مهاجرت غیر قانونی که البته پیشتر توضیح دادم چرا فعلن شدنی نیست باز هم نمیشود از شر این اسلامگرایان و مسلمانان و کثافتکاریهایشان در امان بود . تازه به نظر من در صورت تسهیل شرایط مهاجرت قانونی وضع بدتر هم میشود چرا که بسیاری از اینها از نظر مالی توانمند هستند و میتوانند شرایط مهاجرات قانونی را به راحتی فراهم کنند .
مشکل خیلی بزرگتر از مساله مهاجرت است، البته حوزه شنگن مثال بسیار خوبی برای حذف این مرزهای کذاییست ولی معضل اصلی این جماعت اسلامگرای وحشیست که به هر صورت خود را به اینجا میرسانند . حتا اگر مهاجرت غیر قانونی کلن منع شود باز هم کسی که میخواهد یک بمب بین تماشاچیان مسابقه دو بترکاند و یا سر یک انگلیسی را در خیابانهای لندن جلوی چشم همه ببرد خود را به مقصد هر طور که شده میرساند و کار خودش را میکند .
بنظر منکه غرب باید ضد حمله کند و از سکولاریسم در خاورمیانه حمایت کند،چنانچه تاکتیک اسلامیستها کشاندن جنگ خود با سکولاریسم به غرب و تهدید و زاد ولد در غرب و اسلامی کردن آن بوده. این نبردیست که هرکس در خانه حریف برنده شود بازی را برده.البته موضع اسلام بسیار قویست و با حماقتهای سیاسی که در غرب دیدهایم در میان مدت حداقل افقها تیره.
محدود کردن تعداد مهاجر از هر کشور ، مثلا بگویند به صورت قانونی یا غیر قانونی سالی بیشتر ۲۰۰ نفر از پاکستان مهاجر نمیگیریم. خارج شدن کشورهای اروپایی از دادگاه حقوق بشر اروپا که راحت تر بتوان دیپورت کرد. نپذیرفتن پناهنده در صورتی که از کشور امن رد شده باشد. دادن پول به جهت زندگی به کسانی که داوطلبانه حاضر به پس دادن اقامت یا شهروندی خود با بازگشت به کشور مبدأ هستند. برخورد شدید با جاهایی که مهاجر غیر قانونی استخدام میکنند. عدم پرداخت هیچ گونه حقوق بیکاری و اجاره خانه به پناهندهها قبل از قبول شدن پرونده.
کسرا جان اینها نمیشود ، مهاجر غیر قانونی را مثلن چه طور میخواهند محدود کنند ؟ اسمش روشه غیر قانونی
!
نپذیرفتن شخصی که از کشور امن رد شده باشه هم باز نمیشه ، قوانین کشورها همه با هم فرق داره . تازه ممکنه شخصی فقط و فقط به خاطر اینکه به تور یک مامور راسیست خورده پناهندگیش رد شده باشه یا کیسش مطابقت با قوانین کشور میزبان نداشته باشه ولی در کشور دیگه با قوانین مطابقت داشته باشه و اشتباهات فردی و هزار تا مورد دیگه
.
این مساله دادن پول الان هم هست ولی همش 200 یورو میدن :))))) باشه من همین فردا به خاطر 200 یورو آلمان رو ول میکنم و پاس آلمانیم رو تحویل میدم بر میگردم ایران که بگیرند منو بندازند زندان :))) مورد آخر هم اصلن نمیشود چون جامعه رسمن به گند کشیده میشود ، هیچ پولی به طرف قبل از قبولی ندند یعنی طرف باید بره دزدی تا شکمش رو سیر کنه ! یا توی خیابون بخوابه و بزهکاری کشور رو بر میداره . کسی رو هم نمیشه به خاطر پناهنده بودن زندانی کرد.
استخدام مهاجر غیر قانونی یا کارگر سیاه (ولو مقیم) هم با توجه به قوانین مالیاتی اروپا در صورت حذف شدنش = تعطیلی بیش از نیمی از مشاغل .
نپذیرفتن شخصی که از کشور امن رد شده باشه هم باز نمیشه ، قوانین کشورها همه با هم فرق داره . تازه ممکنه شخصی فقط و فقط به خاطر اینکه به تور یک مامور راسیست خورده پناهندگیش رد شده باشه یا کیسش مطابقت با قوانین کشور میزبان نداشته باشه ولی در کشور دیگه با قوانین مطابقت داشته باشه و اشتباهات فردی و هزار تا مورد دیگه .
خوب فرق داشته باشه! یکی که به عنوان پناهنده میاد به ظاهر جونش در خطر هست ، باید جایی که دیگه جونش در خطر نیست بمونه ، الان هم فکر کنم قانون همین هست به غیر از یونان که باید یونان هم اضافه بشه ، ۹۹% مهاجرهای غیر قانونی به انگلیس از فرانسه میان ، باید انگلیس بگه فرانسه کشور امن هست اگه کسی از فرانسه بیاد فورا دیپورت میشه!
این مساله دادن پول الان هم هست ولی همش 200 یورو میدن :))))) باشه من همین فردا به خاطر 200 یورو آلمان رو ول میکنم و پاس آلمانیم رو تحویل میدم بر میگردم ایران که بگیرند منو بندازند زندان :)))
مورد آخر هم اصلن نمیشود چون جامعه رسمن به گند کشیده میشود ، هیچ پولی به طرف قبل از قبولی ندند یعنی طرف باید بره دزدی تا شکمش رو سیر کنه ! یا توی خیابون بخوابه و بزهکاری کشور رو بر میداره . کسی رو هم نمیشه به خاطر پناهنده بودن زندانی کرد.
مثل استرالیا باید توی کمپ نگاه دارند تا پرونده مشخص بشه ، بدون حقوق و هیچی ، همون جا هم آب و غذا میدهند. منظور این هست باید انقدر شرایط دریافت پناهندگی سخت بشه که واقعا کسی که واقعا انتخاب دیگرش مرگ هست بیاد پناهنده بشه و نه برای زندگی بهتر و اینها
غیر قانونی منظورم پناهنده است بگویند چه به صورت ویزا یا به هر صورت دیگری ۲۰۰ نفر بیشتر از پاکستان مهاجر نمیپذیریم! چرا این نمیشود
چون که نتیجه میشود پر شدن جامعه از افرادی که هیچ اطلاعات و آماری ازشان در دسترس نیست و دارند مخفیانه زندگی میکنند (اقامت سیاه) که این هزار بار خطرناکتر از وضعیت قبلیست .
خوب فرق داشته باشه! یکی که به عنوان پناهنده میاد به ظاهر جونش در خطر هست ، باید جایی که دیگه جونش در خطر نیست بمونه ، الان هم فکر کنم قانون همین هست به غیر از یونان که باید یونان هم اضافه بشه ، ۹۹% مهاجرهای غیر قانونی به انگلیس از فرانسه میان ، باید انگلیس بگه فرانسه کشور امن هست اگه کسی از فرانسه بیاد فورا دیپورت میشه!
این همین الان هم هست ولی اگر شخصی در کشور امن اول اقامت دریافت نکنه و حکم خروج بگیره باید این حق رو داشته باشه که در کشور سوم درخواست بده و الان هم همین طوریه یعنی اگر شخصی از فرانسه ترک خاک گرفته باشه وقتی بیاد آلمان و درخواست بده و برگه ترک خاکش رو نشون بده دیگه به فرانسه دیپورت نمیشه مگر اینکه خود فرانسه به آلمان بگه که پس بفرستش که در اون صورت شخص باید طبق قانون اتحادیه فورن اقامت بگیره. یونان هم توی لیست بود حذف شد به خاطر اینکه توان اقتصادی لازم رو برای میزبانی نداره - یونان یک کشور ورشکسته هستش .
مثل استرالیا باید توی کمپ نگاه دارند تا پرونده مشخص بشه ، بدون حقوق و هیچی ، همون جا هم آب و غذا میدهند. منظور این هست باید انقدر شرایط دریافت پناهندگی سخت بشه که واقعا کسی که واقعا انتخاب دیگرش مرگ هست بیاد پناهنده بشه و نه برای زندگی بهتر و اینها
استرالیا حداکثر ظرف 3 ماه تکلیف رو روشن میکنه ولی در اروپا فقط 3 ما قرنطینه داریم ! بعد شمار مهاجران به اروپا اصلن قابل قیاس نیست با استرالیا . طرف میره اون طوری برای تامین مایحتاجش دزدی میکنه ، قاچاق فروشی میکنه و هزار تا کثافت کاری دیگه . تازه در کمپ هم نگه داریم که نمیتوانیم بگوییم نرو بیرون همینجا زندانی باش ! این طوری مردم و گروه های طرفدار حقوق بشر و سازمان ملل و ... خشتک دولت و حکومت را میکشند بر سرش . انسان بیگناه رو که زندانی نمیکنند ! میکنند ؟! در این صورت اینها چه فرقی با نازی ها دارند ؟ فرقشون این میشه که درجا نمیکشن طرف رو توی کمپ زندانیش میکنند بعد دق میدنش که هزار بار بدتر از کشتن و سوزوندن توی کوره هست .
ببینید ، این قوانین پناهندگی حاضر برای افرادی نیست که میخواهند زندگی بهتر داشته باشند ، بلکه برای کسانی هست که انتخاب دیگرشون مرگ هست. این قوانین و کنوانسیون ژنو بعد از جنگ جهانی دوم و در پاسخ به کشته شدن صدها هزار یهودی اروپایی که فرار کردند ولی در هیچ جا پذیرفته نشدند و به اروپا بازگشتند نوشته شده ، نه برای کسانی که جهت زندگی بهتر به جایی میروند و به دروغ پناهنده میشوند! ۹۰% پناهندههای ایرانی کیس دروغ دادند.
ببینید ، این قوانین پناهندگی حاضر برای افرادی نیست که میخواهند زندگی بهتر داشته باشند ، بلکه برای کسانی هست که انتخاب دیگرشون مرگ هست. این قوانین و کنوانسیون ژنو بعد از جنگ جهانی دوم و در پاسخ به کشته شدن صدها هزار یهودی اروپایی که فرار کردند ولی در هیچ جا پذیرفته نشدند و به اروپا بازگشتند نوشته شده ، نه برای کسانی که جهت زندگی بهتر به جایی میروند و به دروغ پناهنده میشوند! ۹۰% پناهندههای ایرانی کیس دروغ دادند.
خیر ، قوانین کلی عوض شده اند ، کلی بند و تبصره و ماده جدید بهشان اضافه شده
. تا به حال چیزی به نام پناهنده اجتماعی به گوشتان خورده ؟!
از جمله ی کسانی که پناهندگی اجتماعی میگیرند همجنسگراها ، بیماران خاص و حتا بیماری هایی مانند بیماری های قلبی شدید و یا حتا تنفسی ، بیوه زنان فراری از جوامع سنتی ، کودکان زیر 18 سال ، فراریان از جنگ داخلی ، کسانی که در فقر مالی شدید به سر میبرند و حکومت خودشان بهشان کمکی نمیکند ، گشنگان آفریقا و ... هستند . حتا به کسانی که در طول مدت اقامت در اینجا مفید واقع شده اند و یا بیش از 8 سال زندگی کرده و حتا یک بار هم قانون شکنی نکرده اند اقامت افتخاری اجتماعی داده میشود .
اینها پاسپورت پناهندگان در آلمان است :
آبی مال پناهندگان سیاسی و قبول شدگان طبق مواد 16A و 60 بند یک تا هفت هستش و خاکستری مال پناهندگان اجتماعی . شمار پناهندگان اجتماعی به مراتب بیشتر از پناهندگان سیاسیست ، منتها چون به ایرانیها پناهندگی اجتماعی سخت داده میشود ایرانیان خود را پناهنده سیاسی معرفی میکنند و این گند و گوز سیستم قانونی اینجاست که برداشتش اینگونه است که ایران بهشت برین است !!!
خیر ، قوانین کلی عوض شده اند ، کلی بند و تبصره و ماده جدید بهشان اضافه شده .
میدونم ، منظورم این هست باید ذهنیت به کّل عوض بشود با به همان دوران بازگردد که کسی که پناهنده میشود انتخاب دیگرش مرگ باشد! انتخاب دیگر مرگ باشد نه اینکه مثل ایران ، ایران افراد میتوانند زنده بمانند اگر سیاسی نباشند ، انتخاب دیگر مرگ منظورم چیزی مثل دارفور یا سوریه است! اینها حق پناهندگی دارند ، شرایط سخت هر کشوری به مالیات دهندگان اروپایی ربطی ندارد.
میدونم ، منظورم این هست باید ذهنیت به کّل عوض بشود با به همان دوران بازگردد که کسی که پناهنده میشود انتخاب دیگرش مرگ باشد! انتخاب دیگر مرگ باشد نه اینکه مثل ایران ، ایران افراد میتوانند زنده بمانند اگر سیاسی نباشند ، انتخاب دیگر مرگ منظورم چیزی مثل دارفور یا سوریه است! اینها حق پناهندگی دارند ، شرایط سخت هر کشوری به مالیات دهندگان اروپایی ربطی ندارد.
راستش در ایران هم دیگر شرایط به گونه ای نیست که افراد بتوانند زنده بمانند . به خاطر تحریمها یک آنتی بیوتیک درست پیدا نمیشه و یک بیماری معمولی منجر به مرگ میشه . هر ایرانی مستحق دریافت پناهندگی از هر جایی که دوست داره هست مشروط بر اینکه تا زمان سقوط جمهوری اسلامی به ایران بر نگرده و گند نزنه به کار بقیه .
درود، بیباک جان چه خبر؟ -- نظر من این است که کلا چنین جاهایی رفت و آمد نکنید..
درود آلیس سلامتی. خبری نیست.🌺
چرا؟ از بحث لذت میبرم. اینجا هم که متاسفانه مخالفی پیدا نمیشه برای بحث.
جالبیش اینه که هیچ اطلاعی ندادن همینجوری حذف کردن تا چند روز هم که توضیح خواستیم جواب ندادن. اصلا انتظار نداشتم چون خود مدیر اون تالار مشکلی نداشت با تاپیک. یکی دیگه اومده در یک آن تاپیک رو حذف کرده. پستها رو هم اکثرا خودم نوشته بودم. کپی پیستی در کار نبود. این حرکت که بدون تایید مدیر تالار انجام شده، منو یاد عوامل خودسر نظام میندازه.🐤
جالبیش اینه که هیچ اطلاعی ندادن همینجوری حذف کردن تا چند روز هم که توضیح خواستیم جواب ندادن. اصلا انتظار نداشتم چون خود مدیر اون تالار مشکلی نداشت با تاپیک. یکی دیگه اومده در یک آن تاپیک رو حذف کرده. پستها رو هم اکثرا خودم نوشته بودم. کپی پیستی در کار نبود. این حرکت که بدون تایید مدیر تالار انجام شده، منو یاد عوامل خودسر نظام میندازه.🐤
بی باک جان بهت که گفتم برهان اونجا چیکاره هست... فیلتر نبودن هم میهن ناشی از حضور همین برهان هست !! پدر این جناب برهان هم گویا یکی از مقامات امنیتی هست...خلاصه دنبال دلیل منطقی نگرد از اینها !
بیباک آیا آن جستار را آرشیو نداری یا در گوگل نیست؟ من دلم میخواهد بدانم لایههای مذهبیتر جامعه در اینباره چه میاندیشند.
والا تا چندین صفحه اول رو سیو کردم ولی بعد دیدم جناب رایان اومد پست گذاشت و بحث کرد و تایید کرد. بعد از این دیگه سیو نکردم چون فکر نمیکردم تاپیک حذف بشه.
اتفاقا میخواستم یک جستار باز کنم واکنشهای عجیب و غریب به این موضوع رو اونجا بذاریم. واکنششون خلاصه بخوام بگم اصلا تحمل تاپیک رو نداشتند. اینو بخاطر نپسندیدم های فله ای و لحنشون میگم. نمیتونستند در برابرش سکوت کنند. برای قشر مذهبی دفاع از همجنسگرایان مثل فحش خوار مادر میمونه. فکر کنم یک جستار بزنم در این باره.
یکی از دوستان پست گذاشته بود:
ب امید تصویب ِ این قانون تو کشورهای دیگه.. !
این پست 10 تا نپسندیدم خورده بود!🐤
این هم چند نمونه:
چندشششششش
واقعا برام عجیبه که به یه مشت بیمار روانی و انگل اجتماع علاقه دارید . من که حالم ازشون به هم میخوره .
همجنس گرایی !!
خیلی ها اعتقاد دارند ، این افراد بیمار هستن و خیلی ها اعتقاد دارند که نیستن .
من فکر میکنم هم از نظر ِ روانی و هم از نظر ِ جنسی بیمار هستند . اعتیاد رو بیماری نمیدونم ولی همجنس گرایی رو بیماری می دونم .
تمـام ِ میل من به سمت ِ غیر هم جنس خودم کشش داره ... و نمیتونم درک کنم یک آدم نورمال مثل من بتونه کشش و میل به سمت هم جنس خودش داشــته باشه .
قصد ِ تحقیر ندارم ولی فکر اینکه هم جنس ِ خودم بخواد برام لوس بازی در بیاره و سرش رو با عشق رو شونه هام بذاره حالــمو بهم میزنه .
این جناب سروش خود ارضایی و هم مفید میدونن من که حالم از جفتش بهم میخوره
انسان مختاره که آزاد باشه به شرطی که انسانیت از بین نره. در اینکه مشکل این اشخاص دست خودشون نیست شکی نیست،متاسفانه فرهنگ غلط باعث میشه اینجور اشخاص بیماریشون رو پنهان کنند در صورتی که بسیاری از اونها با عمل جراحی خوب میشن و فقط حمایت خانواده و جامعه رو نیاز دارن. ولی عدم توانایی تو تعیین جنسیت باعث نمیشه که بگیم آزادن هر جور که دوست دارند زندگی کنند حتی زندگی از نو همجنس بازی. دوست گرامی نمیشه همیشه سر و ته مسایل رو با جمله انسان آزاده و مختار جمع و جور کرد آزادی باید در قالب چهار چوب باشه وگرنه فرقمون با حیوان چیه؟؟!
بیماری باشه یا نباشه ! راه درمان داره ! برای مشاهده راه درمانش برید به اون لینکی که برای دوست گرامیتون گذاشتم سر بزنید !!
من به فرض شما کاری ندارم ! فرضم نمیکنم !
اینا باید درمان بشند
اینها بعضا مذهبیهای لیبرالتر بودند که برخیشون به شدت از دیکتاتوری نظام اسلامی به شدت مینالند.🐤
این هم عجیب بود😂:
لئوناردو امضات همچین کاره وقیحی نمیکنه !!!!!!!!!!! معذرت میخام عزیزم میدونم چقد سختی میکشی اما راه حلش بخدا زیاده خیلی عذر میخام ترنس یا شیمل نیستی نقصان جسمی هم باشه اختلاله بیماری یا جرم نیست!!!! اگهه خواستی دکتری رو معرفی کنم توی خارج قطب بزرگیه چه برسه ایران
گوگل؟ کسی میتونه توضیح بده راهی هست بشه متن پستها رو بدست آورد؟🌹🌹
اگر نظرِ من را میخواهید، دلیلش نبودِ استدلال نیست بلکه همان حالتِ انزجار و چندش است. شاید آنجا بتوانید در موردِ مسائلی بس بغرنجتر از همجنسگرایی بحث کنید، اما همجنسگرایی به واسطه آنکه برای دگرجنسگراها معمولا غیرقابل تصور است و هنوز اذهان آنرا بیماری،انحراف،غیرانسانی،شیطانی ... میبینند ، حاضر نیستند هتا به سخن در این باره گوش کنند چار که هتا از شنیدن در این مورد هم چندششان میشود!
اگر نظرِ من را میخواهید، دلیلش نبودِ استدلال نیست بلکه همان حالتِ انزجار و چندش است. شاید آنجا بتوانید در موردِ مسائلی بس بغرنجتر از همجنسگرایی بحث کنید، اما همجنسگرایی به واسطه آنکه برای دگرجنسگراها معمولا غیرقابل تصور است و هنوز اذهان آنرا بیماری،انحراف،غیرانسانی،شیطانی ... میبینند ، حاضر نیستند هتا به سخن در این باره گوش کنند چار که هتا از شنیدن در این مورد هم چندششان میشود!
دقیقا. اینکه دین مخالفه و اینها بیشتر بهونه اس. عامل این مخالفتها همون هموفوبیای شدیدیه که دارند.
البته ظاهرا این تاپیک تاثیر قابل توجهی گذاشته بود حالا نمیدونم تا چه حد واقعیت داشته باشه. ملت هیچی از این قضیه نمیدونه و تشنه آگاهیه ولی افسوس که ...
اگر نظرِ من را میخواهید، دلیلش نبودِ استدلال نیست بلکه همان حالتِ انزجار و چندش است. شاید آنجا بتوانید در موردِ مسائلی بس بغرنجتر از همجنسگرایی بحث کنید، اما همجنسگرایی به واسطه آنکه برای دگرجنسگراها معمولا غیرقابل تصور است و هنوز اذهان آنرا بیماری،انحراف،غیرانسانی،ش یطانی ... میبینند ، حاضر نیستند هتا به سخن در این باره گوش کنند چار که هتا از شنیدن در این مورد هم چندششان میشود!
حالت انزجار که هست داریوش جان ،اساسا مذهب با اینها گره خورده ولی دلیل عصبانیت و برخورد تند و حذف تاپیک و... پیوند دارد به همان نتوانستن در دلیل تراشیدی برای این حس نفرت.مثلا خوردن گوشت سگ هم در اسلام حرام است و چندش آور ولی کسی در برخورد اینکه چرا در تایلند مثلا سگ میخورند عصبانی نمیشود.البته مغالطه طبیعی را یادم رفت اشاره کنم که مثلا میگویند در طبیعت از این چیزها نیست و اینها.وقتی که چرند بودن این ادعا و همچنین دلیل مغالطه آمیز بودن آنرا به مسلمین توضیح میدهیم آنوقت است که قیوزشان میپرد
حالت انزجار که هست داریوش جان ،اساسا مذهب با اینها گره خورده ولی دلیل عصبانیت و برخورد تند و حذف تاپیک و... پیوند دارد به همان نتوانستن در دلیل تراشیدی برای این حس نفرت.مثلا خوردن گوشت سگ هم در اسلام حرام است و چندش آور ولی کسی در برخورد اینکه چرا در تایلند مثلا سگ میخورند عصبانی نمیشود.البته مغالطه طبیعی را یادم رفت اشاره کنم که مثلا میگویند در طبیعت از این چیزها نیست و اینها.وقتی که چرند بودن این ادعا و همچنین دلیل مغالطه آمیز بودن آنرا به مسلمین توضیح میدهیم آنوقت است که قیوزشان میپرد
در موردِ همجنسگرایی، موضوع قدری پیچیدهتر است. مثلا شما وقتی بخواهید در موردِ سکس با محارم بحث کنید، نهایتا دلیلشان از منظرِ علمی و منطقی این است که فرزندهای معلول به دنیا میآیند. حال شما اگر بگویید خب اکنون میتوانیم از روشهای پیشگیری استفاده کنیم. پذیرفته نخواهد شد، نه به این دلیل که اینرا قبول ندارند، بلکه از آنجا که غریزه تولید مثل بس موثرتر از دیگر غرایز در روانِ آدمیست، هرچیزِ غیرعادی در این مورد، تهوعآور میشود و واکنشِ ابراز شده، یک واکنشِ «طبیعی» قلمداد میشود! چنین واکنشی را در برابرِ تناولِ گوشتِ سگ و گربه نخواهید دید.
در موردِ همجنسگرایی، موضوع قدری پیچیدهتر است. مثلا شما وقتی بخواهید در موردِ سکس با محارم بحث کنید، نهایتا دلیلشان از منظرِ علمی و منطقی این است که فرزندهای معلول به دنیا میآیند. حال شما اگر بگویید خب اکنون میتوانیم از روشهای پیشگیری استفاده کنیم. پذیرفته نخواهد شد، نه به این دلیل که اینرا قبول ندارند، بلکه از آنجا که غریزه تولید مثل بس موثرتر از دیگر غرایز در روانِ آدمیست، هرچیزِ غیرعادی در این مورد، تهوعآور میشود و واکنشِ ابراز شده، یک واکنشِ «طبیعی» قلمداد میشود! چنین واکنشی را در برابرِ تناولِ گوشتِ سگ و گربه نخواهید دید.
در مورد پیچیدگی آن که شکی نیست داریوش جان ولی در مورد اینکه چه میزان از آن طبیعت انسان است و چه میزان تربیت سخن میتواند برود.مثلا در مورد همین گرایش به همجنس میدانیم که در همین ایران خودمان مدتها بوده و در یونان باستان هم کاملا رواج داشته و با اینکه دلیل نفرت از آن بخاطر تضاد ظاهری آن با رانه تولیدمثل و فرگشت بدیهی بنظر میرسد ولی همین حظور نسبتا قویش چه در بین حیوانات دیگر و چه انسانها در سراسر جوامع (ملو تحت سرکوب فرهنگ) نشان میدهد از آن سو هم کشش طبیعی به آن وجود دارد. بنظر من در مورد همجنسگرایی و حتی سکس با محارم با وجود ریشه بیولوژیک و فرگشتی اولیه این فرهنگ و سنت است که باعث آموزش این نفرت میشود و اتفاقا در مورد سکس با محارم هم مانند همجنسگرایی دلیلی برای چرایی نااخلاقی بودن انجام آن نمیشود پیدا کرد ولی چون تابو اجتماعی در برابر اینها بسیار عمیق است حس انزجار هم از آنها بسیار شدیدتر است.نمونه دیگر ان مثلا غیرت و ناموس است که باز میبینیم چه میزان میتواند حس انزجار را در انسانها بهمراه داشته باشد ولی باز هم میبینیم مثلا چه میزان این غیرت میتواند با تغییر فرهنگ مثلا از اروپای غربی نسبت به خاورمیانه تغییر کند.البته این حس انزجار همانطور که گفتی اول میاید و میشود در مورد دلایل خوب یا بد بودن آن بحثی نشود ولی باز فرد دچار خشم شود ولی نکته این است که بخاطر حالت متعصبانهای که آموزش این رفتار داشته، فرد بهنگام حمله به این باور بنیادی خود میبیند که با وجود این احساس خشم و نفرت شدیدی که دارد هیچ دلیلی نمیتواند برای چرایی بد بودن سکس با محارم یا همجنسگرایی بیاورد و خشم او چند برابر میشود.همچنین است برای احساسات نسبت به نمادهای ملی-قومی مثل اینکه کسی از پرچم کشور بعنوان زمین شور استفاده کند یا مثلا با حیوان مرده سکس کند و...
در مورد پیچیدگی آن که شکی نیست داریوش جان ولی در مورد اینکه چه میزان از آن طبیعت انسان است و چه میزان تربیت سخن میتواند برود.مثلا در مورد همین گرایش به همجنس میدانیم که در همین ایران خودمان مدتها بوده و در یونان باستان هم کاملا رواج داشته و با اینکه دلیل نفرت از آن بخاطر تضاد ظاهری آن با رانه تولیدمثل و فرگشت بدیهی بنظر میرسد ولی همین حظور نسبتا قویش چه در بین حیوانات دیگر و چه انسانها در سراسر جوامع (ملو تحت سرکوب فرهنگ) نشان میدهد از آن سو هم کشش طبیعی به آن وجود دارد. بنظر من در مورد همجنسگرایی و حتی سکس با محارم با وجود ریشه بیولوژیک و فرگشتی اولیه این فرهنگ و سنت است که باعث آموزش این نفرت میشود و اتفاقا در مورد سکس با محارم هم مانند همجنسگرایی دلیلی برای چرایی نااخلاقی بودن انجام آن نمیشود پیدا کرد ولی چون تابو اجتماعی در برابر اینها بسیار عمیق است حس انزجار هم از آنها بسیار شدیدتر است.نمونه دیگر ان مثلا غیرت و ناموس است که باز میبینیم چه میزان میتواند حس انزجار را در انسانها بهمراه داشته باشد ولی باز هم میبینیم مثلا چه میزان این غیرت میتواند با تغییر فرهنگ مثلا از اروپای غربی نسبت به خاورمیانه تغییر کند.البته این حس انزجار همانطور که گفتی اول میاید و میشود در مورد دلایل خوب یا بد بودن آن بحثی نشود ولی باز فرد دچار خشم شود ولی نکته این است که بخاطر حالت متعصبانهای که آموزش این رفتار داشته، فرد بهنگام حمله به این باور بنیادی خود میبیند که با وجود این احساس خشم و نفرت شدیدی که دارد هیچ دلیلی نمیتواند برای چرایی بد بودن سکس با محارم یا همجنسگرایی بیاورد و خشم او چند برابر میشود.همچنین است برای احساسات نسبت به نمادهای ملی-قومی مثل اینکه کسی از پرچم کشور بعنوان زمین شور استفاده کند یا مثلا با حیوان مرده سکس کند و...
البته من از واژهی طبیعی برای معنای عامِ آن، یعنی نرمال استفاده نکردم و بهمین خاطر آنرا در گیومه آوردم. واکنش طبیعیست چراکه از نظرِ من نشاتگرفته از پدیدههای طبیعی، از قبیلِ غرایز است. باید از خود بپرسیم این همه تابو و افسانه چر در موردِ این موضوع وجود دارد و در جهانی که تقریبا همهی تابوها در آن شکسته شده، همچنان مقاومت برای پذیرفتن شکستنِ تابوهای جنسی مثلِ همجنسگرایی وجود دارد؟ پاسخ من این است که تولید مثل( که در حالتی کلیتر سلامتش ، به معنای بقای خانواده،قوم، قبیله،ملت و بشریت است) بسیار تاثیرگذار در فرهنگ و تمدنِ جامعه است و هر چه که در آن سالم و درست در نظر آید، کاملا ساده و عادی قلمداد میشود هر آنچه که انحراف یا مخاطره تلقی شود، توسطِ خودِ آن جامعه و فرهنگ سرکوب میشود. اینچنین است که میبینید بیشترین تابوهایی که رگ گردنها را به غایت برمیانگیزانند، در همین مقوله وجود دارند. بیشک حضور این بیزاری در آموزههای دینی نیز برآمده از همین مطلب است. اما آنچه که مسخره و بیمعنی است، دست یازیدنِ به این حماقتِ باستانیست و اصرار به تداومِ آن است!
جماعت اراذل.افسوس می خورم به حال آن 202 گوساله ای که در عرض یک ساعت لایک زده اند.
من همیشه برایم جالب بوده بدانم این کار چه لذتی میتواند داشته باشد؟!
این ماساژ و مالش و ... را میدانیم که هیچ لذتی به دست مرد نمیرساند، حتی در سکس، و حتی بر حساسترین جاها. فرو کردن انگشت به بدن دیگران هم که آخر لذتی ندارد؟ شاید از چهرهی شوکه و نگاههای هراسآلود و ... لذت میبرند؟ احتمالا همین باشد. اگرنه من واقعا نمیدانم یک نفر چقدر باید از نظر جنسی محروم و محدود باشد که از برخورد دستش با لباس یک نفر دیگر تحریک بشود... آیا این کار در روانشناسی اسم ندارد؟ به نظرم فقط منحصر به ایرانیان-اعراب باشد چون من هیچکس دیگر را ندیدهام که چنین کاری بکند.
البته من از واژهی طبیعی برای معنای عامِ آن، یعنی نرمال استفاده نکردم و بهمین خاطر آنرا در گیومه آوردم. واکنش طبیعیست چراکه از نظرِ من نشاتگرفته از پدیدههای طبیعی، از قبیلِ غرایز است. باید از خود بپرسیم این همه تابو و افسانه چر در موردِ این موضوع وجود دارد و در جهانی که تقریبا همهی تابوها در آن شکسته شده، همچنان مقاومت برای پذیرفتن شکستنِ تابوهای جنسی مثلِ همجنسگرایی وجود دارد؟ پاسخ من این است که تولید مثل( که در حالتی کلیتر سلامتش ، به معنای بقای خانواده،قوم، قبیله،ملت و بشریت است) بسیار تاثیرگذار در فرهنگ و تمدنِ جامعه است و هر چه که در آن سالم و درست در نظر آید، کاملا ساده و عادی قلمداد میشود هر آنچه که انحراف یا مخاطره تلقی شود، توسطِ خودِ آن جامعه و فرهنگ سرکوب میشود. اینچنین است که میبینید بیشترین تابوهایی که رگ گردنها را به غایت برمیانگیزانند، در همین مقوله وجود دارند. بیشک حضور این بیزاری در آموزههای دینی نیز برآمده از همین مطلب است. اما آنچه که مسخره و بیمعنی است، دست یازیدنِ به این حماقتِ باستانیست و اصرار به تداومِ آن است!
درست میگویی داریوش جان،ولی آنچه من درباره طبیعت گفتم به معنی نرمال نبود بلکه Nature vs Nurture بود یا بعبارت دیگر درونی بودن آنها.همانطور که مثلا زنمحوری و کلا رابطه دو جنس هم کاملا برآمده از بقا و تولید مثل است ولی بخشی از آن درونیست بخش دیگر در اثر تربیت درونی میشود. در مورد سکس با محارم و نفرت از همجنسگرایان هم بگمانم همینگونه باشد و البته میزان اثر گذاری هر یک مسالهایست که بنگرم دربارهاش بتوان تئوریهایِ ابطال پذیر داد و آزمایشش کرد.
دوستان درباره آینده خدا و الاهیات در عرصهی ِ روشنفکری چه فکر میکنید؟من همچنان دلیل مرکزیت و اهمیت خدای خالق و قادر و عالم و مهربانی که به ما اهمیت میدهد و هدف خلقت جهان برای او بودهایم نمیشوم.بنظر من خدا باید در دسته موجودات فضایی (مثل آنچه که طراحی هوشمند در ابتدا پیرامونش ارائه شد) باشد.از جنبه آکادمیک هم فیلسوفهای دارای اعتباری مثل پلاتینگا از خردپذیر بودن و موجه بودن آن دفاع میکنند.شاید علت عقاید خود من باشد ولی من تنها دلیل واقعی قدرت الاهیات را در چنین سطحی قدرت سایق دین + قدرت روانی (Wishful thinking) میبینم.
من همیشه برایم جالب بوده بدانم این کار چه لذتی میتواند داشته باشد؟!
من نمیدانم، شما که سرد و گرم روزگار را دیدهاید و دیرزمانی هم در ایران زیستهاید، نمیدانید ایران چقدر مردان منحرف جنسی دارد؟ من در مسیر رفتوآمد به دانشگاه انقدر از اینها دیدهام که برایم عادی است، وانگهی دو سه مورد خاص و فجیع وجود دارد که جدا از بقیه قرار میگیرد و دوست ندارم آنها را اینجا بگویم.
ولی یک بار همین اخیراً ایستگاه بیآرتی با دوستانم منتظر بودم که یک مرد خیکی ِ شکمگنده شلوارش را جلوی ما دختران پایین کشید!!! و چه لذتی هم میبرد، در ملا عام. 😝 کسان دیگر هم دیدند اما هیچکس چیزی نمیگفت!