Dariushوالا امیر جان این سه چهار سال اخیر، چنان اتفاقات عظیمی در زندگی من رخ دادند که ازدواج کمتریناش بود؛ بزرگتریناش فروش دار و ندارِ بیش از 15 کار و زندگی، مهاجرت و مهاجرت معکوس با بیش از 50 هزار دلار بدهی و شروع دوباره زندگی، تازه این بار متاهل : )))
بله من نیز دستاوردهای مالی خود را در این بازار مکارهی پرداخته ج.ا یکجا باختم! 😕 احتمالا یکی از دلایل اصلی بیماری روحی و جسمی همین اجبار به فعالیت اقتصادی و برخورد با بازار و بازاری جماعت است که با طبعم سازگار نیست.
Dariush. به این نتیجه رسیدم که غیر از یک عامل خارجی من بدون ترمز پیش خواهم رفت،
شوربختانه زنان نمیتوانند نقش ترمز را برای من ایفا بکنند و بیشتر در نقش بنزین روی آتش ظاهر میشوند😁
Dariushچه جالب! ایشان برای من هم کنجکاوی برانگیز هستند! یه جورایی منو یاد خدابیامرز، undead_knight میندازه.
بسیار باهوشتر از آن بنده خدا هستند. او به اشتیاق لعبتکان دلربا در دام نظام افتاد گویا. امیدوارم زنده و سالم باشد هرکجا که هست. 😞وقتی اعتقادات انسان دکوراسیون پرسونای او باشند به جای تلاش برای نوعی از حقیقتمندی اینگونه میشود. کلی «دختر» در این سالها با من تماس گرفتند و علاقه به دیدار حضوری نشان دادند اما من چون سیراب بودم به دام هیچیک از این بسیجیهای پشمالوی دوجنسهنما نیافتادم😁
Dariushمن هنوز هم در فکرش هستم، یکی دوتا ویدئو هم درست کردم ولی حال نکردم زیاد با فرمتش، ولی احتمالا در نهایت این کار را خواهم کرد :)))
ما زیادی وسواسی هستیم. فاروم نویسی هم باعث میشود انسان دائم در فکر اندیشههای مخالف باورهای خود باشد و در یک ویدیو به جای آنکه با اعتماد بنفس مطلق و کاذب به موضوع بپردازد دائم حاشیه برود و از ایرادهای احتمالی سخن بگوید و بکوشد موضع را تدقیق غیرضروری بکند که از حوصله زومر جماعت خارج است اغلب.