sonixaxبرف!!
بزودی با «گرمایش زمین» همهیِ برفها آب میشوند و شن بجا میماند, ازینرو.
sonixaxبرف!!
بزودی با «گرمایش زمین» همهیِ برفها آب میشوند و شن بجا میماند, ازینرو.
Dariushکسی از @Russell خبری ندارد؟ من دلم برای او بس تنگ شده است.😞
کم اند کسانیکه براستی ارزش زندگی را درمیابند و راسل هم یکی از آنان
است و زندگی را بوارونهیِ بسیاری, تنها برای "سرگرمی" و خوشی نمیخواهد.
باشد بیرون از اسپاش زهرآگین اینجا در زندگی راستین و فربودین, به خودشناسی و راهشناسی برسد.
Mehrbodکم اند کسانیکه براستی ارزش زندگی را درمیابند و راسل هم یکی از آنان
است و زندگی را بوارونهیِ بسیاری, تنها برای "سرگرمی" و خوشی نمیخواهد.
😷I love the smell of sarcasm in the morning
Mehrbodباشد بیرون از اسپاش زهرآگین اینجا در زندگی راستین و فربودین, به خودشناسی و راهشناسی برسد.
وا مگه اینجا چشه؟
راستی زحمته به اونیکی تاپیک هم یه سری بزن!
Mehrbodخب این دسته هم میباورند با جلوگیری از آموزش ایرانیان برای نمونه بمب اتم دیگر در ایران نیمتواند ساخته شود (خاماندیشی از جنس دیگر).
خب راستش تکنولوژی ساخت بمب اتم بسیار پیش پا افتاده تر از تکنولوژی نگهداری نیروگاه های هسته ای می باشد. شما یک راکتور را شش ماه بگذارید کار کند به بمب اتم می رسید!!
Mehrbodدرسته, گیر اصلی تکنولوژی همین از دست رفتن همیشگی آزادی و کنترل بر سرنوشت خویشتن است.
آه خدا را شکر (یا همان اسپاگتی شما را شکر!) انتظار کتک را داشتم نه تایید! بسکه از مدیران اینجا کتک خورده ام که دیگر نایی برایم نمانده است!!! شما مدیر بهتر ی هستید
;)
Mehrbodخب از این دیدگاه باز هم شما درست میگویید, به هر روی آدم نامدرن هم اینجا جایی ندارد, بویژه اینکه دستور زبان
پارسی را هم بسنده نمیداند و گاه را از بیگاه بازنمیشناسد و هر کجا دستش میرسد یک آیه کپی پیست میکند.
آخه جناب mbk مگر چکارتان کرده بود مگر به شما چه جسارتی کرده بود که اینقدر ازش بیزارید؟ من فکر می کنم مشکل شما بیشتر با آیه نوشتن های ایشون باشه تا دستور زبان پارسی!!
بنده ام نا مدرن هستم ولی می بینید که همچنان هستم💪 مگر اینکه جنابعالی مرا اخراج کنید!!!
در ضمن اینکه بنده به شما گفتم که اوایل فکر می کردم ایشان هم یک پارسیگر است برای اذیت و آزار شما نبود . چون آن لحظه اینقدر دلم برای mbk سوخته بود که اصلا یادم نبود که قبلش با شما چه بحثی داشتم و شما چی گفته بودید. قبل از اینکه اینجا ثبت نام کنم از مشتریان این فروم بودم و می آمدم مطالب را می خواندم . شما و چند نفر دیگر خب بسیار پارسی سخن می گفتید و کلمات عربی هم در نوشته هایتان بسختی یافت می شد. ایشان هم سعی بر نگارش پارسی داشتند و کلمات عربی غیر از آیات قرآن در نوشته های ایشان یافت نمی شد حال بماند که نهاد و گزاره و مسند و....... اینها را هم در نوشته ی ایشان بسختی می توان تشخیص داد. خب بنده ام که یکم از پارسی دور مانده ام خیال می کردم ایشان هم برای خودش پارسیگریست:)) آخر می دیدم دوستان پستهای ایشان را نقل قول می کنند و جوابش را می دهند در حالیکه اصلا بنده نمی دانستم ایشان چه گفته است!!البته زودی فهمیدم ایشان کجا و شما کجا!!!
ابولحسن خرقانی بر سر در خانقاهش این را نوشته بود:
هرکس بدین سرای آید او را نان دهید و از ایمانش نپرسید
چرا که آنکس که در سرای ما به نان ارزد در بارگاه خدا به جان ارزد
بنده به ایمان و اعتقادات آدمها کاری ندارم و هیچ پست معاونتی هم از طرف خدا به من داده نشده است تا بوسیله ی آن هرکس که بر ضد خدا حرف زد را کینه اش را بگیرم و در صدد انتقام برآیم. درسته که من خدا باور هستم ولی خب دلیلی نمی بینم که خودم را آدم خوبی ببینم و نسبت به شما احساس قدیسه بودن بهم دست بدهد!! بقول حکیم خیام:
تو غره بدان مشو که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آن را
ساراخب راستش تکنولوژی ساخت بمب اتم بسیار پیش پا افتاده تر از تکنولوژی نگهداری نیروگاه های هسته ای می باشد. شما یک راکتور را شش ماه بگذارید کار کند به بمب اتم می رسید!!
به این راحتی هم نیست! چیزی که میفرمایید راکتور آب سنگینه که نیازی به غنی سازی اورانیوم نداره چون آب سنگین خیلی خوب نوترون ها رو کند میکنه از اورانیم طبیعی استفاده میشه. اما پلوتونیومی که تا اتمام فعالیت تولید میشه خودش نیاز به غنی سازی حتی سخت تر از اورانیوم داره چون ایزوتوپ های غیر از 238 و 239 حسابی نوترون تولید میکنن و تولید بمب را غیر ممکن.
سارابنده ام نا مدرن هستم ولی می بینید که همچنان هستم مگر اینکه جنابعالی مرا اخراج کنید!!!
آیا شما به صورت خودجوش فحش میدهید یا سالاد کلمات پست میکنید؟😬
Nilftrondheim😷I love the smell of sarcasm in the morning
وا مگه اینجا چشه؟
اینهم از کمبودهایِ همیشگی این بسترهایِ مجازی-نوشتاری است که لحن آدم را نمیرسانند, گرنه
در نوشتهیِ من هیچ sarcasmی نبود; من رویهمرفته جسته گریخته سالی ماهی یک بار
شاید سخن طعنهآمیز بزنم, چون روشاش را همیشه بیاندازه دخترانه و ناتواننمایانه دیدهام:
یا دهان بسته هیچ مگو¹, یا سخن را رُک و سرراست بزن.
دیگر اینکه این برداشت نادرست نشود, از دید من زندگی نه چیز سراسر جدیایست, نه سراسر شوخی, سخن
بیشتر اینه کم پیدا نمیشوند امروزه کسانیکه زندگی را تنها و تنها برای سرگرمی و خوشیگرایی (hedonism) و
خوشگذرانی و fun میبینند, که این یک بیماریست. کسیکه همه چیز را جدی میگیرد نیز بیمار به شمار میرود, ولی این سخن دیگریست.
راسل را من از اینرو برستودم که همچون کبک ِ خوشگذران رفتار نمیکند و در
برابر چیزهاییکه نیازمند رفتار و کردار جدیاند, سر تکان نداده و سرسری نمیگذرد.
Nilftrondheimراستی زحمته به اونیکی تاپیک هم یه سری بزن!
چشم, ولی شکیب بورزید من بیشتر پاسخها را اندیشیدهام و کم کم خواهم نوشت.
¹ + never miss a good chance to shut up
ساراآه خدا را شکر (یا همان اسپاگتی شما را شکر!) انتظار کتک را داشتم نه تایید! بسکه از مدیران اینجا کتک خورده ام که دیگر نایی برایم نمانده است!!! شما مدیر بهتر ی هستید ;)
با این تفاوت ریز که من پارسال یا شاید پیارسال بود که اینجا گرداننده بودم, تازه گردانندهیِ چندان
خوبی هم نبودم در تیم گردانندگی اینجا چه آشوبها که آنزمان به پا نشد (و خود من درشان بینقش نبودم).
ساراآخه جناب mbk مگر چکارتان کرده بود مگر به شما چه جسارتی کرده بود که اینقدر ازش بیزارید؟ من فکر می کنم مشکل شما
بیشتر با آیه نوشتن های ایشون باشه تا دستور زبان پارسی!!
شما انگار هوش خوبی دارید سخن را میگیرد, گیر خود من تنها همان کپی پیست کردن بی پیوند آنهم با نوشتهیِ
شکسته و بی سر و ته بود, چون کم و بیش همیشه اینجا را میخوانم و نوشتههایِ این کاربر تنها noise به شمار میرفتند.
سارابنده ام نا مدرن هستم ولی می بینید که همچنان هستم💪 مگر اینکه جنابعالی مرا اخراج کنید!!!
!nous vous connaître
سارادر ضمن اینکه بنده به شما گفتم که اوایل فکر می کردم ایشان هم یک پارسیگر است برای اذیت و آزار شما نبود . چون آن لحظه اینقدر دلم برای mbk سوخته بود که اصلا یادم نبود که قبلش با شما چه بحثی داشتم و شما چی گفته بودید. قبل از اینکه اینجا ثبت نام کنم از مشتریان این فروم بودم و می آمدم مطالب را می خواندم . شما و چند نفر دیگر خب بسیار پارسی سخن می گفتید و کلمات عربی هم در نوشته هایتان بسختی یافت می شد. ایشان هم سعی بر نگارش پارسی داشتند و کلمات عربی غیر از آیات قرآن در نوشته های ایشان یافت نمی شد حال بماند که نهاد و گزاره و مسند و....... اینها را هم در نوشته ی ایشان بسختی می توان تشخیص داد. خب بنده ام که یکم از پارسی دور مانده ام خیال می کردم ایشان هم برای خودش پارسیگریست:)) آخر می دیدم دوستان پستهای ایشان را نقل قول می کنند و جوابش را می دهند در حالیکه اصلا بنده نمی دانستم ایشان چه گفته است!!البته زودی فهمیدم ایشان کجا و شما کجا!!!
ابولحسن خرقانی بر سر در خانقاهش این را نوشته بود:
هرکس بدین سرای آید او را نان دهید و از ایمانش نپرسید
چرا که آنکس که در سرای ما به نان ارزد در بارگاه خدا به جان ارزدبنده به ایمان و اعتقادات آدمها کاری ندارم و هیچ پست معاونتی هم از طرف خدا به من داده نشده است تا بوسیله ی آن هرکس که بر ضد خدا حرف زد را کینه اش را بگیرم و در صدد انتقام برآیم. درسته که من خدا باور هستم ولی خب دلیلی نمی بینم که خودم را آدم خوبی ببینم و نسبت به شما احساس قدیسه بودن بهم دست بدهد!! بقول حکیم خیام:
تو غره بدان مشو که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آن را
چیز دشواریابی که نمینوشت, تنها نشانههایِ سگاوندی نمیگذاشت و واژههای بی سر و ته را آن لابلا میانداخت.
mbkبه نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "ولا یحسن الذین كفروا انما نملی لهم خیر لأنفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین""هم نباشد رسیدگی می کنند کسانی رویگردانیدند که چون چه آسان می گیریم تا براشان بهتریست برای خودی هاشان،چون چه آسان می گیریم تا برایشان برای می افزایند گناهی هم تا براشان ناگواراییست خیلی سست کننده گشته ای"
ببینید چرا همش در گذشته بایستی زندگی کنیم ،ما بایستی دلبسته هم عاشقیِ کسی کنیم که همیشه بوده هست هم خواهد بود که ما را آفرید چشم گوش دست پا جنس نر هم ماده داده هم همگی خواهند مرد جز او هم روز واپسین برانگیخته می شویم،پناه بر خداوند اگر بخواهیم به فریب این سرا دچار شویم
ببینید چرا همش در گذشته بایستی زندگی کنیم ،ما بایستی دلبسته هم عاشقیِ کسی کنیم که همیشه بوده هست هم خواهد بود که ما را آفرید چشم گوش دست پا جنس نر هم ماده داده هم همگی خواهند مرد جز او هم روز واپسین برانگیخته می شویم،پناه بر خداوند اگر بخواهیم به فریب این سرا دچار شویم
=>
ببینید چرا همش در گذشته بایستی زندگی کنیم، ما بایستی [دل ببندیم و] هم عاشقیِ کسی [را] بکنیم که همیشه بوده [و] هست [و] خواهد بود, [کسیکه] ما را آفرید, [به ما] چشم, گوش, دست [و] پا, جنس نر [و] هم ماده داد[strike]ه[/strike] [و] هم همگی [اینها] خواهند مرد جز او [و] هم روز واپسین (معاد!) برانگیخته (!!!) می شویم، پناه بر خداوند اگر بخواهیم به فریب این سرا دچار شویم.
لغزشهایی که در همین یک نوشته دارد:
انگیختن = to be stimulated = تحریک شدن
انگیزاندن = to stimulate = تحریک کردن
برانگیختن = to be motivated = تهییج و انگیزه پیدا کردن
از اینرو,
در روز واپسین برانگیخته میشویم = روزهای آخر پیش از مرگ حشری میشویم (شاید چون پایان جهان را نزدیک میبینیم؟)
روز واپسین => رستاخیز (روز جزا)
برانگیخته => برخاسته
فریب دچار شدن (!) => فریب خوردن (بیماری که نیست!).
Nilftrondheimوا مگه اینجا چشه؟
زهر اینجا اینه که به آدم یک احساس دروغین مهم بودن و کاری انجام دادن میبخشد, که پشتوانه در واقعیت ندارد.
نمونهوار خود من هربار اینجا میایم خب ناخودآگاه یک احساس مهم بودنی پیدا میکنم چون
چیزهاییکه برایم مهم بودهاند و ساعتها دربارهاشان اندیشیدهام را کسان دیگری دارند میخوانند و
بازمیاندیشند و گفتگو میکنند; ولی در نگاهی فرّاختر, آیا اینها تاثیری در چند و چون و روند کارها در چهرهیِ کلان داشتهاند؟
اگر بسیار دست و دل و باز باشیم, شاید یک اندکی, ولی به گمان بالا, نه.
این زهرآگینیها را همهیِ بسترهای مجازی امروزه دارند و درست ازهمینرو و همین نیاز نیز پدید آمدهاند.
شما در هر کنج کوچک و بزرگی از اینترنت بگردید همین "تیرههای مجازی" را میابید که مشتی آدم دور هم
نشستهاند و احساس مهم بودن دارند میکنند, هنگامیکه جهان راستین و فندگرا آن بیرون راه خودش را میرود
و همهیِ اینان و اینها را همچون سیلی که مشتی آت و آشغال را در خود گرفته باشد, با خودش دارد میکشد و میبرد.
Nilftrondheimبه این راحتی هم نیست! چیزی که میفرمایید راکتور آب سنگینه که نیازی به غنی سازی اورانیوم نداره چون آب سنگین خیلی خوب نوترون ها رو کند میکنه از اورانیم طبیعی استفاده میشه. اما پلوتونیومی که تا اتمام فعالیت تولید میشه خودش نیاز به غنی سازی حتی سخت تر از اورانیوم داره چون ایزوتوپ های غیر از 238 و 239 حسابی نوترون تولید میکنن و تولید بمب را غیر ممکن.
منظور بنده هم همان نوع راکتورها بود که در ایران وجود دارد نه راکتور های مثلا نسل چهار pebble bed reactors که عمرا بتوانید از پسمانده های سوختش استفاده ای کنید !!
ولی در هر حال از راکتورهای نسل یک و دو که آب سنگین بعنوان کند کننده در آن استفاده می شود می توان براحتی (نسبی دارم می گم !!) به بمب رسید.
Bomb Facts: How Nuclear Weapons are Made
(c) Estimated amount of heavy water needed for a small reactor used to make nuclear weapons:
- 19 metric tons: India's 40 megawatt (thermal) Cirus reactor.
- More than 36 metric tons: Israel's more than 100 megawatt (thermal) Dimona reactor.
- 78 metric tons: India's 100 megawatt (thermal) Dhruva reactor.
Nilftrondheimآیا شما به صورت خودجوش فحش میدهید یا سالاد کلمات پست میکنید؟😬
how are you???
Mehrbodشما انگار هوش خوبی دارید سخن را میگیرد, گیر خود من تنها همان کپی پیست کردن بی پیوند آنهم با نوشتهیِ
شکسته و بی سر و ته بود, چون کم و بیش همیشه اینجا را میخوانم و نوشتههایِ این کاربر تنها noise به شمار میرفتند.
😵
با بنده بودید؟!!!!!!!!
جناب sonixax که بنده را عقب مانده می نامند چون هنوز مسلمان هستم!!!
جناب آنارشی هم که بنده را بی منطق و احساساتی خطاب می کنند چون طرفدار فلسطین هستم!!
همین جناب آنارشی مدام بنده را بابت جستار فلسطین سرزنش می کنند و.. و دقیقا رفتار یک پزشک را در برابر یک بیمار آنهم از نوع کودکش را دارند چنانچه بنده فکر می کنم ایشان یا پزشک هستند و یا با پزشکی و پزشکان سرو کار دارند🙁(
Mehrbod!nous vous connaître
قربان چرا کانال را عوض کردید؟؟ بزنید شبکه یک ! بنده فرانسه ام کجا بود. معنی اش چه می شود "می دانیم "؟!
راستی این امضایتان به زبان آلمانی است؟ معنی اش چه می شود ؟ در حقیقت انگیزه هایتان ناپدید می شوند ؟؟
قربان سطح را بکشید پایین !! همه که مثل شما با سواد و مدرن نیستند . بنده همین پارسی را هم بسختی می دانم زبان دیگر پیشکش!!
Mehrbodچیز دشواریابی که نمینوشت, تنها نشانههایِ سگاوندی نمیگذاشت و واژههای بی سر و ته را آن لابلا میانداخت.
ببینید چرا همش در گذشته بایستی زندگی کنیم ،ما بایستی دلبسته هم عاشقیِ کسی کنیم که همیشه بوده هست هم خواهد بود که ما را آفرید چشم گوش دست پا جنس نر هم ماده داده هم همگی خواهند مرد جز او هم روز واپسین برانگیخته می شویم،پناه بر خداوند اگر بخواهیم به فریب این سرا دچار شویم
=>
ببینید چرا همش در گذشته بایستی زندگی کنیم، ما بایستی [دل ببندیم و] هم عاشقیِ کسی [را] بکنیم که همیشه بوده [و] هست [و] خواهد بود, [کسیکه] ما را آفرید, [به ما] چشم, گوش, دست [و] پا, جنس نر [و] هم ماده داد[strike]ه[/strike] [و] هم همگی [اینها] خواهند مرد جز او [و] هم روز واپسین (معاد!) برانگیخته (!!!) می شویم، پناه بر خداوند اگر بخواهیم به فریب این سرا دچار شویم.
لغزشهایی که در همین یک نوشته دارد:
انگیختن = to be stimulated = تحریک شدن
انگیزاندن = to stimulate = تحریک کردنبرانگیختن = to be motivated = تهییج و انگیزه پیدا کردن
از اینرو,
در روز واپسین برانگیخته میشویم = روزهای آخر پیش از مرگ حشری میشویم (شاید چون پایان جهان را نزدیک میبینیم؟)
روز واپسین => رستاخیز (روز جزا)
برانگیخته => برخاسته
فریب دچار شدن (!) => فریب خوردن (بیماری که نیست!).
دلم گرفت 🙁 دیگر ایشان اخراج شده اند و دیگر پیامهایشان را نمی بینم 🙁(( ممنون که برایم ترجمه کردید. پیامهایشان همیشه بوی سادگی و بی ریایی می دادند.
یک چیزی می توانم بپرسم ؟ مرجع شما غیر از فرهنگ لغات برای ریشه یابی واژگان چیست؟
مثلا برای یافتن ریشه ی پوزخند شما به چه کتبی مراجعه می کنید؟ آیا کتب ادبی را هم در نظر می گیرید مثلا در شعر خاقانی ، از کلمه ی پوست بخندی، می توانکلمه پوست خند را برداشت کرد.
ور چه نگشائی لب و در پوست بخندی
از رشته ٔ جانم گره غم بگشائی .
بنده بیشتر اوقات با استفاده از همان متون ادبی ، معنای کلمات را درمی یابم. مثلا فکر کردن و اندیشیدن که معنای دیگرشان ترسیدن و حذر کردن می باشد را از همان اشعار قدما متوجه شدم.
Mehrbodفریب دچار شدن (!) => فریب خوردن (بیماری که نیست!).
می دانم که در محضر یک پارسیگر نباید در باب زبان پارسی جسارتی نمود اما "فریب" را بسیار دیده ام که با "دچار " همراه شده است. مثلا بسیار شنیده و خوانده ام که "دچار فریب این دنیا مشو" . همانطور که همراهی "غم " و "دچار " را هم در ادبیات پارسی بسیار دیده ام. در شعر سنایی هم ا فعل "دیدن " را برای "فریب " بکار برده است.
دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
سلام, وقت بخیر
@@Mehrbod جان, این دوست اخراجی به نظر با شما نقاط اشتراکی هم داشته..
mbkهم چیزهای سبک تر هم بی ارزشتر را گزینش کردند که بدردشان نمی خورد در آینده هم کنون،نمونه همین سامانه دفترچه که روزی فاک می رود هم همهء گردانندگان همه کاربرانش تنها کارکردشانست که خداوند بازخواست می کند هم بدخواهان خودش را ناگواری دردناک می چشاند،خداوندا مرا وابستهء خودت بدار نه گمانهای بی ارزش
Mehrbodزهر اینجا اینه که به آدم یک احساس دروغین مهم بودن و کاری انجام دادن میبخشد, که پشتوانه در واقعیت ندارد.
نمونهوار خود من هربار اینجا میایم خب ناخودآگاه یک احساس مهم بودنی پیدا میکنم چون
چیزهاییکه برایم مهم بودهاند و ساعتها دربارهاشان اندیشیدهام را کسان دیگری دارند میخوانند و
بازمیاندیشند و گفتگو میکنند; ولی در نگاهی فرّاختر, آیا اینها تاثیری در چند و چون و روند کارها در چهرهیِ کلان داشتهاند؟اگر بسیار دست و دل و باز باشیم, شاید یک اندکی, ولی به گمان بالا, نه.
این زهرآگینیها را همهیِ بسترهای مجازی امروزه دارند و درست ازهمینرو و همین نیاز نیز پدید آمدهاند.
شما در هر کنج کوچک و بزرگی از اینترنت بگردید همین "تیرههای مجازی" را میابید که مشتی آدم دور هم
نشستهاند و احساس مهم بودن دارند میکنند, هنگامیکه جهان راستین و فندگرا آن بیرون راه خودش را میرود
و همهیِ اینان و اینها را همچون سیلی که مشتی آت و آشغال را در خود گرفته باشد, با خودش دارد میکشد و میبرد.
در نوشته البته روزی فاک می رود توجهم رُ جلب کرد چون اصرار داشتن که علاقهایی به ترکیب کردن دو زبان ندارن.
dr.mcclownسلام, وقت بخیر
@@Mehrbod جان, این دوست اخراجی به نظر با شما نقاط اشتراکی هم داشته..
در نوشته البته روزی فاک می رود توجهم رُ جلب کرد چون اصرار داشتن که علاقهایی به ترکیب کردن دو زبان ندارن.
خب اگر آفریدگار مهربانی بود که من و شما را اگر باورمند بودیم
میفرستاد بهشت اگرنه دوزخ ابدژرف, این mbk نیز درست میگفته و همهیِ
ما بهتره بجای نوشتن در این جا که به فاک خواهد رفت, بنشینیم قران بخوانیم!
اشتراک ما در این تمام میشود که:
اگر x, آنگاه y و دفترچه بیهوده.
و x در نوشتهیِ او خداست¹, در نوشتهیِ من این واقعیت ساده و پیش پافتاده که نوشتن من و شما
اینجا چیزی را تغییر نمیدهد و راه اثبات آن هم با این نمونهیِ چندبار بازآوری شده آسان است:
آیا شما برای نمونه یکتنه و با نوشتن؟ میتوانید از ساخت بمب اتم در سرتاسر! جهان جلوگیری نمایید²؟
اگر نه, ول معطلاید.
¹
آنهم خدایی از جنس "خیلی" مهربان ولی بسیار کینهجو که اگر کسی به او نباورد سیخ در کونش میکند => «قُمار پاسکال» Pascal's Wager.
²
همیشه یک دستهیِ "همه چیز و همه کار شدنیه!" گو هم اینجا و آنجا خواهید یافت, که نمیدانم
هر چیزی بهمان احتمال ریز را دارد یا کسیکه بلیت بختآزمایی نخریده شانس بُردن اش صفره (پس
بروید بلیط بخرید که یک در نمیدانم شصت میلیون شاید
برنده شوید) که اینها از همه خودفریبتر اند.
سارامی دانم که در محضر یک پارسیگر نباید در باب زبان پارسی جسارتی نمود اما "فریب" را بسیار دیده ام که با "دچار " همراه شده است. مثلا بسیار شنیده و خوانده ام که "دچار فریب این دنیا مشو" . همانطور که همراهی "غم " و "دچار " را هم در ادبیات پارسی بسیار دیده ام. در شعر سنایی هم ا فعل "دیدن " را برای "فریب " بکار برده است.
دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
با این همه باز هم زبان چامه را نمیشود در هر نوشته محور کرد, یکی دیگر هم یادمه بود هر چی مینوشتند
یک شعر از حافظ و سعدی میچسباند به آن, که کار او هم به همین اندازهیِ آیهچسبانی اسپم به شمار میرفت.
Mehrbodبا این همه باز هم زبان چامه را نمیشود در هر نوشته محور کرد, یکی دیگر هم یادمه بود هر چی مینوشتند
یک شعر از حافظ و سعدی میچسباند به آن, که کار او هم به همین اندازهیِ آیهچسبانی اسپم به شمار میرفت.
نکند بنده را می گویید😓 بنده آخر همچین اخلاقی دارم که دوست دارم همش وسط حرفام و نوشته هایم شعری هم بیاورم!!
سارانکند بنده را می گویید😓 بنده آخر همچین اخلاقی دارم که دوست دارم همش وسط حرفام و نوشته هایم شعری هم بیاورم!!
وسط ≠ محور
آوردن چند بیت شعر نشانهیِ ادبوری و دانش است, بویژه در فرهنگ نیکوی ما ایرانیان و پسندیده, ولی یکسره
[کس]شعر گفتن چه آیهیِ قران چه بیت سعدی و خیام, آنهم پابرهنه میان هر گفتگو, بروشنی نیازمند بیرون کردن است.
Mehrbodوسط ≠ محور
آوردن چند بیت شعر نشانهیِ ادبوری و دانش است, بویژه در فرهنگ نیکوی ما ایرانیان و پسندیده, ولی یکسره
[کس]شعر گفتن چه آیهیِ قران چه بیت سعدی و خیام, آنهم پابرهنه میان هر گفتگو, بروشنی نیازمند بیرون کردن است.
خب دیگر تکرار نمی شود🙁
ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم
شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم
Mehrbodو x در نوشتهیِ او خداست¹, در نوشتهیِ من این واقعیت ساده و پیش پافتاده که نوشتن من و شما اینجا چیزی را تغییر نمیدهد و راه اثبات آن هم با این نمونهیِ چندبار بازآوری شده آسان است:
:)) آیه باحالی اوردی!
ولی مهربد, آدم در قرآن عمیق بشه میبینه مسائلی که بعضی طرح کرده درستن ولی پاسخی که بهشون داده رمانتیکه. به عنوان مثال : "ان الانسان لفی خسر"
خب, قشنگی این آیه این بود که به همین جا ختم میشد ولی نشده.
how are you???
بهترم. اگر پاسختان منفی است با کوروش ایران و mbk اشتراکی ندارید و لازم نیست نگران اخراج شدن باشید.
Nilftrondheimبهترم. اگر پاسختان منفی است با کوروش ایران و mbk اشتراکی ندارید و لازم نیست نگران اخراج شدن باشید.
کوروش ایران کجا بصورت خودجوش فحش می داد؟ وقتی که به نقطه ی جوش اش می رسید شروع به فحش می کرد! که اونم از صداقت و بی ریاییش بود.
mbk هم کجا سالاد کلمات پست می کرد؟ بنده ی خدا زبان مادریش پارسی نبود.
ولی با این دو عزیز اشتراکاتی دارم اول اینکه خدا باور هستم و دیگر اینکه
ضد اسرائیل هستم که این بالاترین جرم در این فروم محسوب می شود!!!
ساراضد اسرائیل هستم که این بالاترین جرم در این فروم محسوب می شود!!!
بیخود هیاهو نکنید. ضد اسرائیلی جرم نیست. از خودتون حرف در نیارید.
kourosh_bikhodaبیخود هیاهو نکنید. ضد اسرائیلی جرم نیست. از خودتون حرف در نیارید.
چه هیاهویی؟ !
شما گویا خیلی برآشفته می شوید وقتی نام "ضد اسراییل " می آید!🤭
صهیونیستستان آب و هواش چطوره ؟
:))
ساراکوروش ایران کجا بصورت خودجوش فحش می داد؟ وقتی که به نقطه ی جوش اش می رسید شروع به فحش می کرد! که اونم از صداقت و بی ریاییش بود.
این یکی از رفتارهایی است که ناخودآگاهِ کس پدید میآورد و آنهم اینکه آش را
جوری شور میکند که دیگر نتواند بخورد و ازینرو, با پندار آسوده برود سراغ کاری دیگر:
kouroush_iranمثلا چند بار منو از فرومهای برنامه نویسی اخراج کردن باعث شد برم استارت بزنم برم چیزهای جدیدی مثلا چند زبان برنامه نویسی جدید که قبلا هم توی فکرم بود ولی دلیل و بهانش وقتش انگیزش پیدا نمیشد یاد بگیرم که خیلی به نفعم شد توانایی های جدید قابل توجهی بدست آوردم. اصلا در چند مورد وقتی منو اخراج میکردن تازه متوجه میشدم میدیدم چقدر از وقت و انرژی خودم رو با سر و کله زدن و جدل با دیگران اونم یه عده آدمهایی که اغلب سوادشون بینششون از من خیلی کمتر بود هدر میدادم جدل با یک مشت بچه و نوجوان کم سواد یا آدمهایی که بهرصورت از نظر روانی شخصیتی مشکل داشتن آدمهای لجباز و مغرور و نادان.
من یجا زیاد بمونم زیاد بیکار باشم معمولا زیاد بحث میکنم با دیگران درگیر میشم جدل میکنم سر این مسائل و آخرش هم دعوا و کار به جاهای باریک میکشه. ولی به مرور سعی کردم خودم رو در این مورد هم یک مقدار اصلاح و بهتر کنم
ناخودآگاه راههایِ خودش را دارد و اینگونه فعّالیتهایِ مجازی هم بروشنی زمانکُش و بیهودهاند, برای همین کس ناخودآگاهانه
ناگاه میبیند که دارد بیخود با دیگران جنگ و ستیز بیهوده میکند, هنگامیکه در حقیقت دارد کاری بسیار منطقی میانجامد (از دیدگاه ناخودآگاه).
dr.mcclown
:)) آیه باحالی اوردی!ولی مهربد, آدم در قرآن عمیق بشه میبینه مسائلی که بعضی طرح کرده درستن ولی پاسخی که بهشون داده رمانتیکه. به عنوان مثال : "ان الانسان لفی خسر"
خب, قشنگی این آیه این بود که به همین جا ختم میشد ولی نشده.
درسته بخش مکی قرآن چامهسرایانه و خوب و پُرگاه دلنشین است, بخش مدنی نه چندان.
Mehrbodدرسته بخش مکی قرآن چامهسرایانه و خوب و پُرگاه دلنشین است, بخش مدنی نه چندان.
چه عجب از شما یک تعریف راجع به قرآن شنیدیم !! 😉
با سپاس
عمله جهل😛
چه روزهای پر استرس و هیجان و شاد و غم انگیزی!!!!
ساراچه عجب از شما یک تعریف راجع به قرآن شنیدیم !! 😉
با سپاس
عمله جهل😛
مهربدنه در اسلام آزادی در گزینش نداریم، آیههای قرآنی دو بخش هستند، آیههای مدنی، آیههای مکی.
آیههای مکی که در مکه سروده شدهاند بسیار نرمخو و مهربانانه و "لا اکراه فی الدین" گونه میباشند که پیش از
قدرتگیری محمد میباشد، آیههای مدنی که از آنها احکام مدنی را ولی بیرون کشیدهاند آیههای بسیار
سختگیرانه و "اقتلوهم اقتلوهم" مانندِ دگراندیشان و نامسلمین میباشند که دیرتر و پس از قدرتگیری اسلام آمدهاند.
چرا کسی که از دین اسلام خارج میشود حکمش اعدام است؟ - قرآن و عترت - هم میهن
Mehrbodچرا کسی که از دین اسلام خارج میشود حکمش اعدام است؟ - قرآن و عترت - هم میهن
خیالتان تخت باشد مرا اینجا به صلیب کشیده اند !! دیگر در پاتوق هم بحث های آنتی اسلامی نکنید لطفاً! همین جناب آنارشی سوگند خورده اند که بشکنند با دعواها و ستیزهایشان آیینه ی مسلمانی ام را.
عقب مانده ، بی اطلاع از دین ، بی منطق ، احساساتی ، ضد ملی گرایی، اینها مجموعه صفاتی هستند که تاکنون به بنده نسبت داده شده اند!!
به جان سایه و دیدار خورشید
که صبری در شب یلدا به من ده
ساراخیالتان تخت باشد مرا اینجا به صلیب کشیده اند !! دیگر در پاتوق هم بحث های آنتی اسلامی نکنید لطفاً! همین جناب آنارشی سوگند خورده اند که بشکنند با دعواها و ستیزهایشان آیینه ی مسلمانی ام را.
عقب مانده ، بی اطلاع از دین ، بی منطق ، احساساتی ، ضد ملی گرایی، اینها مجموعه صفاتی هستند که تاکنون به بنده نسبت داده شده اند!!به جان سایه و دیدار خورشید
که صبری در شب یلدا به من ده
قومی متفکرند اندر ره دین - قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی - کای بیخبران راه نه آن است و نه این
Mehrbodقومی متفکرند اندر ره دین - قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی - کای بیخبران راه نه آن است و نه این
ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است
ما مور ضعیفیم و سلیمان دگر است
از ما رخ زرد و جگر پاره طلب
بازارچه ی قصب فروشان دگر است
ساراما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است
ما مور ضعیفیم و سلیمان دگر استاز ما رخ زرد و جگر پاره طلب
بازارچه ی قصب فروشان دگر است
=>
خوشگذرانی از گونهیِ عشق و عرفان.
بایستی در کنار کام گرفتن از زندگی, با واقعیتها نیز روبرو شد.
از همینرو هم من تفاوتی میان شما و بگوییم آنارچی نمیبینم, هر دو به یک چیزی که به
خودی خود اهمیتی ندارد چسبیده و از پرداختن به مشکل اصلی آن بیرون چشم پوشیدهاید.
خدای شما هم بود به شما پاداش میدهد, نبود میمیرید, پس این همه نیاز به گفتگو با دیگران دربارهیِ او
نیست, ولی میبینیم شما هم دارید میکوشید حقوق از دست رفتهیِ مردم مظلوم فلسطین را یک اندکی هم
شده ستانده باشید, هنگامیکه دوستان و برادران زحمتکش دارند با ساخت نمونهوار جنگافزارهای
بیولوژیکی و نمیدانم ابرهوشواره سرنوشت همهیِ فلسطینیها را همراه با خود شما رقم زده و به ناکجاآباد روانه میسازند.
میگویند روزی رهگذری ملانصرالدین را شبانه میبیند که دارد زیر تیر چراغ
برق دنبال چیزی میگردد, از او میپرسد
«ملا دنبال چی میگردی؟» میگوید «دستهکلیدم». رهگذر میپرسد «آنرا اینجا گمکرده ای؟» میگوید «نه در خانه». رهگذر
شگفتزده میپرسد: «پس چرا اینجا دنبالش میگردی!؟؟» که در برابر این ملا در میاید که «چون اینجا روشنتر است» ..!
--
ازینرو هم این احساس بسیار بهتری میبخشد که یکی بنشیند از حقوق
فلسطینیها دفاع کند, یکی دیگر هم بنشیند از حقوق از دست رفتهیِ یهودهای آشویتز-دیده,
گرچه هر دو در چهرهیِ کلان بیهوده باشند; ولی خب هر چه باشد این گفتگو "روشنتر" است.
Mehrbod=> خوشگذرانی از گونهیِ عشق و عرفان.
بایستی در کنار کام گرفتن از زندگی, با واقعیتها نیز روبرو شد.
چه خوشگذرانی ای قربان؟
تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم
بنده مدعی عشق خدا و عارف بودن نیستم! چون نیستم ! اما ای کاش بودم هر چند تحمل بارغمش خیلی سخت است و مردانِ مرد و چرخ گردون هم قادر به تحملش نیستند!
باری که حملش ناید ز گردون
جز ما ضعیفان حامل ندارد
واقعیت زندگی حقیقت هستی را همین عرفا دریافته اند و بس دیگران همه سرگردان این دینای مادی هستند !
Mehrbodاز همینرو هم من تفاوتی میان شما و بگوییم آنارچی نمیبینم, هر دو به یک چیزی که به
خودی خود اهمیتی ندارد چسبیده و از پرداختن به مشکل اصلی آن بیرون چشم پوشیدهاید.خدای شما هم بود به شما پاداش میدهد, نبود میمیرید, پس این همه نیاز به گفتگو با دیگران دربارهیِ او
نیست, ولی میبینیم شما هم دارید میکوشید حقوق از دست رفتهیِ مردم مظلوم فلسطین را یک اندکی هم
شده ستانده باشید, هنگامیکه دوستان و برادران زحمتکش دارند با ساخت نمونهوار جنگافزارهای
بیولوژیکی و نمیدانم ابرهوشواره سرنوشت همهیِ فلسطینیها را همراه با خود شما رقم زده و به ناکجاآباد روانه میسازند.میگویند روزی رهگذری ملانصرالدین را شبانه میبیند که دارد زیر تیر چراق برق دنبال چیزی میگردد, از او میپرسد
«ملا دنبال چی میگردی؟» میگوید «دستهکلیدم». رهگذر میپرسد «آنرا اینجا گمکرده ای؟» میگوید «نه در خانه». رهگذر
شگفتزده میپرسد: «پس چرا اینجا دنبالش میگردی!؟؟» که در برابر این ملا در میاید که «چون اینجا روشنتر است» ..!--
ازینرو هم این احساس بسیار بهتری میبخشد که یکی بنشیند از حقوق
فلسطینیها دفاع کند, یکی دیگر هم بنشیند از حقوق از دست رفتهیِ یهودهای آشویتز-دیده,
گرچه هر دو در چهرهیِ کلان بیهوده باشند; ولی خب هر چه باشد این گفتگو "روشنتر" است.
می دانم که منظورتان به طور خلاصه و با زبان شعر می شود این :
ما مردِ باطلیم در این رزم ِ بی شهید
جنگی که بین عاد و ثمود است جنگ نیست
در طول تاریخ همواره یک چیزی بوده است که آدمیان را تحت سیطره ی خودش بگیرد . در دنیای باستان سلاطین و پادشاهان بر مردم حکم می راندند و سرنوشت و زندگی آنان را در دست داشتند و در دنیای بعد از باستان و با ورود ادیان ، روحانیون و علمای دین قدرت را در دست گرفتند و بر مردم مسلط گشتند و حال تکنولوژی و مدرنیته !
براستی چه فرقی میان آنها هست در هر سه ، آدمیان اسیر هستند و تحت سلطه ! پس ریشه ی هر سه یکی است! گویی یک ماهیت و یک وجود است که هربار با نامی در این جهان ظهور می کند یکبار نامش را پادشاهی می نامند دگر بار نامش را دین می خوانند و حال به نام تکنولوژی خوانده می شود! ذات این موجود یک چیز است و آنهم خودخواهی و زیاده خواهی انسان !
بخاطر همین است که انسان تا با درون خودش به صلح نرسد در دنیای بیرون قادر به برقراری صلح نخواهد بود! آنهم صلحی که با ستیز آغاز شود !
دورود, وقت بخیر
Mehrbod=> خوشگذرانی از گونهیِ عشق و عرفان.
لذّت جویی در حد افراط, اولین نشانگان افسردگی.. البته هر گونه افراطی میتونه از علائم مورد مذکور باشه.
افسردگی اما..
فروید گفته که زمانی که انسان از معنا و مفهوم زندگی میپرسه, لحظهی آغاز افسردگی اوست. از اینجا به بعد جوابی که به این سوال میده تنها نوع واکنش دفاعی اون آدمو معلوم میکنه.
سارابله دانستم !ولی یکسال ایشان را تحمل کرده بودید !!!
تحملش به خاطر این بود که فقط پارازیت ول میداد ولی کار به جایی رسید که عملن داشت بحثهارو مختل میکرد و باید اقدامی در باره اش میشد. البته من هنوز هم مخالف اخراج افراد به خاطر بیسوادیشون هستم! ولی نظر دوستان چیز دیگری بود و من هم احترام میذارم.
یا در مورد کاربر فلانی :
مادامی که دوباره فحش نداده بودند تحملشان کرده بودیم! قبلش هم به خاطر تکرار جرم مشابه اخراج شده بودند. همین الان اگر کسی به شما، به آنارشی، به مرزبان، به کافر_مقدس که شخصن باهاش موافق نیستم فحش مستقیم بده یک راست میره دَدَر.
مشکل اینه که خیلیها فکر میکنند تند سخن گفتن، استفاده از کلمات به قول ایرانیها رکیک در توصیف یک عمل یا عقیده! یا ایراد اتهام برابر با فحاشی و توهینه و برای همین فوری بعدش شروع به فحاشی به اشخاص میکنند. این ضعف تربیتی و فرهنگی از اونجایی که قابل اصلاحه در افراد پس قابل پیگیریه. و بهترین راه جداسازه شخص از جمع هست با توجه به اینکه ابزار بهتری برای اصلاحش در دسترس نداریم!
به طور مثال فرد جامعه ستیزی مثل فلانی را اگر با قدرت اجرایی کامل به من بسپارند اولین کاری که بکنم این است که میفرستمش یک تور دور دنیا با بازدید از موزه ها و فرهنگهای مختلف پارالل برگزاری کلاسهای آموزش رفتاری و گفتاری و ...
ساراخب دروغ چرا نه خیلی خوب ! اوایل که اصلاً نمی فهمیدم ایشان چه می گویند و بعد می دیدم دیگران پستهای ایشان را کوت کرده و جواب می دهند از خودم کلاً نا امید شده بودم. یکبار هم به خود ایشان گفتم که اگر ممکن است ساده تر بنویسند و ایشان در جواب گفتند که باید نوشته های ایشان را دنبال کنم تا با نوع نگارش ایشان آشنا شده و منظورشان را دریابم. کم کم خب بهتر شد الان دیگر در حدود 60% از حرفهایشان را می فهمم!!! خب تمرین خوبی بودند برای بالابردن قدرت درک مطلب (reading) .
باز هم پیشرفت خوبیه 60%! من که فقط معنی کلمات را به صورت منفرد میفهمیدم :))
ساراایشان که به زبان انگلیسی آشنایی ندارند . فکر کنم به زبان عربی مسلط باشند که شما برایش تالاری ندارید اینجا🙁
درخواست میدادند باز میکردیم.
سارادر هر حال ایشان پارسی زبان نبودند و به احتمال زیاد شاید اصلا ایرانی هم نباشند چون به هر حال همه ی ایرانیان در طول تحصیلات ابتدایی با شیوه ی نگارش پارسی به خوبی آشنا می شوند و دستور زبان را یاد می گیرند در حالی که ایشان اصلا بر قواعد اولیه زبان پارسی هم تسلط نداشتند.
اینطور که متوجه شده ام شما اخراج دائم ندارید یعنی بعد از مدتی ایشان بازمی گردند ، درست است؟ اگر اینطور باشد امکان بازگشت کوروش ایران هم هست؟ در مورد اخراج ایشان که بنده همش احساس گناه می کنم
اخراج دایم نه نداریم!
بله کوروش ایران هم طبق قوانین میتونه با یک شناسه دیگه نامنویسی کنه و برگرده و مادامی که دوباره فحش نداده فعالیت کنه.
Mehrbodبزودی با «گرمایش زمین» همهیِ برفها آب میشوند و شن بجا میماند, ازینرو.
میفرستیمش توی فریزر!
sonixaxتحملش به خاطر این بود که فقط پارازیت ول میداد ولی کار به جایی رسید که عملن داشت بحثهارو مختل میکرد و باید اقدامی در باره اش میشد. البته من هنوز هم مخالف اخراج افراد به خاطر بیسوادیشون هستم! ولی نظر دوستان چیز دیگری بود و من هم احترام میذارم.
یا در مورد کاربر فلانی :
مادامی که دوباره فحش نداده بودند تحملشان کرده بودیم! قبلش هم به خاطر تکرار جرم مشابه اخراج شده بودند. همین الان اگر کسی به شما، به آنارشی، به مرزبان، به کافر_مقدس که شخصن باهاش موافق نیستم فحش مستقیم بده یک راست میره دَدَر.
مشکل اینه که خیلیها فکر میکنند تند سخن گفتن، استفاده از کلمات به قول ایرانیها رکیک در توصیف یک عمل یا عقیده! یا ایراد اتهام برابر با فحاشی و توهینه و برای همین فوری بعدش شروع به فحاشی به اشخاص میکنند. این ضعف تربیتی و فرهنگی از اونجایی که قابل اصلاحه در افراد پس قابل پیگیریه. و بهترین راه جداسازه شخص از جمع هست با توجه به اینکه ابزار بهتری برای اصلاحش در دسترس نداریم!به طور مثال فرد جامعه ستیزی مثل فلانی را اگر با قدرت اجرایی کامل به من بسپارند اولین کاری که بکنم این است که میفرستمش یک تور دور دنیا با بازدید از موزه ها و فرهنگهای مختلف پارالل برگزاری کلاسهای آموزش رفتاری و گفتاری و ...
باز هم پیشرفت خوبیه 60%! من که فقط معنی کلمات را به صورت منفرد میفهمیدم :))
درخواست میدادند باز میکردیم.
اخراج دایم نه نداریم!
بله کوروش ایران هم طبق قوانین میتونه با یک شناسه دیگه نامنویسی کنه و برگرده و مادامی که دوباره فحش نداده فعالیت کنه.
سلام خوبین؟ نبودین:))
حالم الان گرفته است دیگر mbk را که چه عرض کنم خودم را هم فراموش کرده ام🙁(( استاد کشیش نمایم یا کشیش استاد نما حالم را گرفته است!!! الان هم که ریجکت یک مقاله ام برایم آمده است....... کلا روزهای خوبی هستند اینروزها🙁(
Nilftrondheimوا مگه اینجا چشه؟
اینجا زهر آلود است چون آزادی بیان دارد و سانسور نمیکند از این رو عقاید بسیاری از جمله بخشهایی از عقاید مهربد پوچی خودشون رو نشون میدند و این باعث زهرآگین شدنش میشود!
سری به فارومهای اسلامیست ها بزنید! چرا سایر سخنان را سانسور میکنند ؟! به راستی سایتی مثل اسک دین که یک سایت وابسته به حکومت است نگرانی بابت فیلترینگ دارد که سانسور میکند ؟!
استدلالی که مهربد در مورد حس مهم بودن دارد استدلالی واقعی نیست چرا که هیچ نا شناخته اینترنتی از پشت کیبورد احساس مهم بودن پیدا نمیکند! من آن زمانی که گمرک آلمان ازم خواست برایشان برنامه درست کنم احساس مهم بودن کردم! نه زمانی که مدیریت اینجا یا گفتگو را بهم دادند!!
من هم تنها زمانی اینجا هستم که کار دیگری برای انجام دادن ندارم = وقت گذرانی! مثل امروز و الان
ساراجناب sonixax که بنده را عقب مانده می نامند چون هنوز مسلمان هستم!!!
من شما را کجا عقب مانده نامیدم ؟! اگر جایی چنین چیزی گفتم یا چنین برداشتی کرده اید عمیقن از شما عذرخواهی میکنم.
ولی من اسلام رو عقب مونده میدونم.
ساراکوروش ایران کجا بصورت خودجوش فحش می داد؟
تقریبن هر جایی که توانسته بود!
sonixaxمن شما را کجا عقب مانده نامیدم ؟! اگر جایی چنین چیزی گفتم یا چنین برداشتی کرده اید عمیقن از شما عذرخواهی میکنم.
ولی من اسلام رو عقب مونده میدونم.
تو همون جستاری که ازتان در مورد استادم همفکری طلبیدم!! جای همفکری هی بهم طعنه زدید🙁
عذر خواهی چرا؟ شاید هم حق با شما باشد نمی دانم گیج گیجم به اسپاگتی!!
ساراسلام خوبین؟ نبودین:))
حالم الان گرفته است دیگر mbk را که چه عرض کنم خودم را هم فراموش کرده ام🙁(( استاد کشیش نمایم یا کشیش استاد نما حالم را گرفته است!!! الان هم که ریجکت یک مقاله ام برایم آمده است....... کلا روزهای خوبی هستند اینروزها🙁(
درود خوبم! خوبین ؟ :دی
کار داشتم، به زندگی ام میرسیدم، یک سفر کوتاه برای ولگردی رفتم پاریس که البته از آنجا هم یکی دو باری سر زدم، الان بی کارم آمده ام اینجا. فردا کار دارم باز نیستم! پس فردا شاید باز باشم!!! خلاصه هستیم در خدمتتون.
سلام ما را هم به استاد کشیش نمایتان برسانید بگویید با تلیت کردن مخ یک نفر دیگه عقیده ات بسط پیدا نمیکند.
ساراعذر خواهی چرا؟ شاید هم حق با شما باشد نمی دانم گیج گیجم به اسپاگتی!!
وقتی کسی احساس میکند مورد توهین قرار گرفته مشروط بر اینکه احساس واقعی باشد باید ازش عذرخواهی کرد.
sonixaxدرود خوبم! خوبین ؟ :دی کار داشتم، به زندگی ام میرسیدم، یک سفر کوتاه برای ولگردی رفتم پاریس که البته از آنجا هم یکی دو باری سر زدم، الان بی کارم آمده ام اینجا. فردا کار دارم باز نیستم! پس فردا شاید باز باشم!!! خلاصه هستیم در خدمتتون. سلام ما را هم به استاد کشیش نمایتان برسانید بگویید با تلیت کردن مخ یک نفر دیگه عقیده ات بسط پیدا نمیکند.
خوبم شکر خدا! خوش بحالتون میرید سفر می گردید منکه اینروزها فقط مشغول نوشتن مقاله هستم و مقله هایی که سابمیت کرده بودم جوابشان دارد می آید یکی در میان اکسپت - ریجکت !! همین الان ریجکت یکیشون برام اومد. به یک ژورنال ایرانی سابمیت کرده بودم طرف اصلا نگفته علت ریجکت چیه فقط اینو گفته : not suitable !! من کشته ی دانش انگلیسی ایرانیها هستم!!
Mehrbodمن به این نمیباورم, برای خود من نمونهوار پرداختن به چیستی و چرایی هستی همیشه یک چیز خوشیآور است. اینکه چرا ما اینجاییم, چرا زندهایم یک چیستان بزرگ است و پاسخهایِ بسیار گوناگون میتواند بدارد.
افسردگی انواع مختلفی داره, اما در شکل عام قطع توجه از بیرون و توجه به اتفاقات درونی و تمرکز بر خود, در خود فرو رفتن و .. . یکجور در پیله رفتن برای تغییر, انتخاب مسیر و .. که البته گاهی به نظر میرسه از دست خود شخص خارج میشه .
اما, چطور رسیدن به سوال از علت هستی, هدف و غیره, هم مهم هستند. در مواردی, که بسیار هم اتفاق میافته, به موانع متعدد برخوردن در مسیر عادی زندگی, موجب این پرسش میشه که البته بی نیاز به توضیح, وضعیت دلچسبی هم نیست.
شما چطور به این سوالات هستی شناسانه علاقمند شدید؟
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم
😔😭
ساراخوبم شکر خدا! خوش بحالتون میرید سفر می گردید منکه اینروزها فقط مشغول نوشتن مقاله هستم و مقله هایی که سابمیت کرده بودم جوابشان دارد می آید یکی در میان اکسپت - ریجکت !! همین الان ریجکت یکیشون برام اومد. به یک ژورنال ایرانی سابمیت کرده بودم طرف اصلا نگفته علت ریجکت چیه فقط اینو گفته : not suitable !! من کشته ی دانش انگلیسی ایرانیها هستم!!
این هم آخراشه! شاید دیگه نرم :))
من یک مقداری آدم عجیبی هستم!
از کمونیستها بدم میاد ولی براشون مجانی سایت میسازم چون معتقد به آزادی بیانم!
از آلمان و قوانینش خوشم نمیاد ولی بدون اجبار آلمان زندگی میکنم :)))
از سفر رفتن اصلن خوشم نمیاد ولی همش توی سفرم !!!!!
از نوشتن بیزارم ولی همینجا و خیلی جاهای دیگه هزاران پستِ چند ده خطی دارم!!!!
خلاصه اینکه پارادوکس زیاد دارم
:))))
شما هم نگران ریجکت نباش، یکی از پروژه های من هم توسط یک استاد احمق دانشگاه به خاطر اینکه درک درستی از کلاود سیستمها نداشت در همین آلمان رد شد ولی همون پروژه الان داره ازش توی ادارات آلمانی استفاده میشه و به خاطر کلاود بودنش میتونند یک نظارت درست و حسابی روی خیلی از کسب و کارها داشته باشنت تا زیرآبی نرند و مال استاده رو گذاشتن دم کوزه آبشو بخوره
:))
sonixaxاین هم آخراشه! شاید دیگه نرم :))
من یک مقداری آدم عجیبی هستم!از کمونیستها بدم میاد ولی براشون مجانی سایت میسازم چون معتقد به آزادی بیانم!
از آلمان و قوانینش خوشم نمیاد ولی بدون اجبار آلمان زندگی میکنم :)))
از سفر رفتن اصلن خوشم نمیاد ولی همش توی سفرم !!!!!
از نوشتن بیزارم ولی همینجا و خیلی جاهای دیگه هزاران پستِ چند ده خطی دارم!!!!خلاصه اینکه پارادوکس زیاد دارم :))))
می دانم مثلا از مسلمانها بدتان می آید ولی دائم باهاشون بحث و کل کل می کنید!!! از من بیزارید ولی بازهم جواب پستهامو می دید!!! کلن عجیب غریبید!!
ولی من در کل از همه خوشم می اید جز خودم و اون استاد مون که باید کشیش می شد نه استاد مهندسی!!!!
فکر کنید اگر اسم دانشگاه را بگم خندتون می گبره که همچین استادی توش باشه!! تازه خودش برام تعریف می کرد که از دانشگاه اخراجش کرده بودند می گفت به دلایل سیاسی!! ولی من فکر کنم به همین دلایل دینی اخراجش کردند. طرف یکی از بهترین ها هم هست در رشته ی ما بعد شما برید وب سایتش علاوه بر مقالات تخصصی ، مقالاتی که راجع به انجیل و مسیح و.. نوشته هم خواهید دید!!!!!!!! یعنی اعجوبه ای هست که گیر ما افتاده!!!
sonixaxشما هم نگران ریجکت نباش، یکی از پروژه های من هم توسط یک استاد احمق دانشگاه به خاطر اینکه درک درستی از کلاود سیستمها نداشت در همین آلمان رد شد ولی همون پروژه الان داره ازش توی ادارات آلمانی استفاده میشه و به خاطر کلاود بودنش میتونند یک نظارت درست و حسابی روی خیلی از کسب و کارها داشته باشنت تا زیرآبی نرند و مال استاده رو گذاشتن دم کوزه آبشو بخوره :))
خب آخه من grad student هستم و باید تعداد پالیکیشن هام رو بالا ببرم !!البته این مقاله ام درپیت بود گفتم به یک ژورنال درپیت هم سابمیتش کنم!! اصلا جک بود این ژورنا ایرانیه بدن هیچ دلیلی ریجکت کرد!! من خودم reviewer یک ژورنال ترکیه ای هستم کلی باید دلیل و مدرک حسابی برای ادیتور بیارم اگر بخواهم یک مقاله را ریجکت کنم !! ایران واقعا .. چی بگم!!!
می تونم بپرسم رشته اتان دقیق چی بود؟ آی تی یا کامپیوتر؟
Mehrbodخدای شما هم بود به شما پاداش میدهد, نبود میمیرید, پس این همه نیاز به گفتگو با دیگران دربارهیِ او
نیست, ولی میبینیم شما هم دارید میکوشید حقوق از دست رفتهیِ مردم مظلوم فلسطین را یک اندکی هم
شده ستانده باشید, هنگامیکه دوستان و برادران زحمتکش دارند با ساخت نمونهوار جنگافزارهای
بیولوژیکی و نمیدانم ابرهوشواره سرنوشت همهیِ فلسطینیها را همراه با خود شما رقم زده و به ناکجاآباد روانه میسازند.
جناب مهربد ، بنده اینقدر حالم گرفته شده بود که فراموش کردم یک مطلبی را خدمتتان عرض کنم.
اول باید خدمتتان عرض کنم بنده ام به اندازه ی فهم و دانشم در باب پیشرقت تکنولوژی یا همان فندآوری فکر کرده ام و اندیشیده ام. هر اختراعی هر ابداعی هر فند آوری ای هم مزیت هایی دارد و هم معایبی. اما آنچه باعث می شود آن اختراع و ابداع و تکنولوژی توسعه یابد برتری و چیرگی مزیت هایش بر معایبش می باشند. از وقتی که علم آغاز شد و اختراعات و ابداعات و کشفیات رونق گرفتند زندگی بشر روبه سمت آسایش بیشتر رفت تکنولوژی در ابتدا در خدمت بشر بود برای آسایشش بود اما شاید بتوان گفت با شروع جنگ جهانی اول دانشمندان به سمت ساخت سلاح های کشتار جمعی رفتند و علم هسته ای که قرار بود در خدمت رفاه بشریت درآید تبدیل به یک سلاح دهشتناکی شد. در حقیقت ما اکنون در نقطه ای قرار گرقتیم که پیشرفت تکنولوژی بیشتر مضرت بار است تا سودآور! یعنی دقیقا در نقطه ی critical قرار داریم. چاره چیست؟ نمی توان از پیشرفت تکنولوژی جلوگیری کرد ولی می توان جهتش را تغییر داد و کاری کرد که حداقل توازنی بین مزیت ها و معایبش برقرار گردد و معایبش بر مزیت هایش چیره نباشند!!
می دانم که بنده را یک دختر هپروتی افلاطونی تصور می کنید که در دنیای شعر و خیال غرق است!! اما هر چند دوست نداشتم این را بگویم اما به هر حال بنده ام جز گروهی هستم که داریم بر روی استفاده ی صلح آور از انرژی هسته ای کار می کنیم یعنی تحقیقاتی که انجام داده ایم و می دهیم که در آن سوخت راکتورهای هسته ای را برای ساخت بمب
غیر ممکن می سازد. مقالاتی هم داده ایم که یکی در میون اکسپت و ریجکتش دارند می آیند;)
فقط خواستم بگویم بنده به اندازه ی خودم دارم تلاشم را می کنم هرچند که فکر می کنم حتی رشد روز افزون فندآوری هم بزرگترین دغدغه بشری نیست!
🌹
دوستان خوب هستین ؟ خوش میگذره ؟ چند وقتی هست دفترچه یه کم رونق گرفته و با اضافه شدن دوستان جدید با تفکرات جدید ، بحث ها داغ شدن دوباره ...
راستی @@سارا گرامی شانس آوردین این یه سال اخیر خیلی حال و حوصله بحث ندارم و دوز ضد اسلامی من کم شده و خیلی بحث ها رو ادامه نمیدم . یعنی تقریبا دیگه این بحث های ضد اسلامی داره برام بی معنی میشه
ولی دلم برای بقیه میسوزه ، میگم باید آگاهشون کنم که به خطا نرن
😬
ولی قلبا به صرف عقیده کسی باهاش مشکلی ندارم
...
Anarchyراستی @@سارا گرامی شانس آوردین این یه سال اخیر خیلی حال و حوصله بحث ندارم و دوز ضد اسلامی من کم شده و خیلی بحث ها رو ادامه نمیدم . یعنی تقریبا دیگه این بحث های ضد اسلامی داره برام بی معنی میشه
شما درست می فرمایید ولی آیا این سخن از شما نیست؟!
Anarchyحق با شماست . من عذر میخوام 😬 !! یه مقدار زیادی به بحث های اسلامی علاقه دارم ، همینه که هر جا باشه منم اونجا ظاهر میشم 😄 ...
😏
Anarchyولی دلم برای بقیه میسوزه ، میگم باید آگاهشون کنم که به خطا نرن 😬
یعنی الان دل شما برای من می سوزه که اینقدر با کلمات و واژه ها و حروف مرا به باد کتک گرفته اید؟؟؟ این همه شلاق و سیلی و طعنه و تحقیر همه و همه از روی دلسوزی است؟؟؟
اگر نخواهیم برایمان دلسوزی کنید باید که را ببینیم؟!!😳
Anarchyولی قلبا به صرف عقیده کسی باهاش مشکلی ندارم ...
شما فقط در حرف به این حرفتان قلباً اعتقاد دارید ولی در عمل خیر! وقتی با من بحث می کنید نگاهتان از قله به سمت ته دره است !!! واقعا آوتارتان بهتان می آید آقای دکتر!!
درود دوستان
بنده نیز به تازگی به جمع شما پیوسته ام البته دیریست دور ا دور وبه عنوان "خواننده" پیگیر نوشتارها و گفتارهای این تارنما هستم، باری، امید است که لحظات خوب و پرباری در کنار یکدیگر داشته باشیم، ناگفته نماند که بنده به لطف «گفتگو» و «اندیشه ها» و «هم میهن» و... به خوبی با تمامیِ دوستان آشنایی دارم ..
شوربختانه در «دفترچه» خبری از آن تب و تاب و شور وحرارت و فعالیت های نخست،نیست و همسویی و همراستایی و منطبق بودن مسیر فکریِ اغلب دوستان بر یکدیگر و ایضاً حضور کمّیِ قلیلِ مخالفین و دگراندیشان و ناهمراهان، به این قضیه دامن زده است، امید است که با تبلیغات وسیع تر و آگاهی رساندن به سایرین و فراخوان ایشان به حضور در اینجا، موجب رونق روز افزون و پویایی بیشترِ "دفترچه"گردیم..
Dariushکسی از @Russell خبری ندارد؟ من دلم برای او بس تنگ شده است.
درود داریوش جان، دوستان اینجا از جمله شما در دل من جایشان محفوظ است.
من همچنان گاه و بیگاه به اینجا سر میزنم.