پاتوق شب نشینی

برگ ۱۵۷ از ۲۲۶

Persepolis #۷۸۰۱
Mehrbod

سپاس از نگر دوستانه‌یِ شما گرامی,

سخن آمده که خواننده به سختی میافتد درسته, گرچه این را هم بگویم من پُرگاه برای خواننده‌یِ
ویژه ام مینویسم, برای خواننده‌یِ هام زبان ساده‌تری در پیش میگیریم, که اینجا پیش نمیاید چندان.

با این همه‌یِ درباره‌یِ همین آسودگی خواننده هم من دیدگاهی پادستیز دارم:


خطی از کتاب ها - برگ 3

I’ve discovered a trick when giving lectures. I have been told by conference
organizers that one needs to be clear, to speak with the fake articulation of TV
announcers, maybe even dance on the stage to get the attention of the crowd. Some try
sending authors to “speech school”—the first time it was suggested to me I walked out,
resolved to change publishers on the spot. I find it better to whisper, not shout. Better to
be slightly inaudible, less clear. When I was a pit trader (one of those crazy people
who stand in a crowded arena shouting and screaming in a continuous auction), I
learned that the noise produced by the person is inverse to the pecking order: as with
mafia dons, the most powerful traders were the least audible. One should have enough
self-control to make the audience work hard to listen, which causes them to switch into
intellectual overdrive.
This paradox of attention has been a little bit investigated: there
is empirical evidence of the effect of “disfluency.”

این دُژروانی (disfluency) هنگام نوشتن میشود نگارشی که من دارم, گاهی چند تا واژه‌یِ سخت آنجا میاندازم که خواننده به کوشش
افتاده و به این رانه‌یِ روشنویرین (intellectual drive) برود, اگر نه در مایه‌هایِ fb هم میشود با زبان شُل و ول و ساده‌یِ روزانه سخن گفت و خواننده
بی هیچ سختی‌ای نوشته‌ها را دریابد, ولی میگُمانم برای اتان پیش آمده که هنگام خواندن یک نسک گاه ببینید چند برگ را رد کرده‌اید بی اینکه چیزی براستی خوانده باشید.
نگارش فرا-اندازه روان و هودریافتنی هم میشود همین, خواننده میخواند و میرود, ولی کمی با آن بازی کنید, چند تا واژه را پس و
پیش کنید, دو تا نوواژه آنجا بیاندازید (بجای "واژه‌یِ نو" بگویید "نوواژه") و همین‌ها ماهیچه‌هایِ مغز را ورزانده و نوشته بهتر و دیرنده‌تر در یاد میماند.

جُدای همه‌یِ اینها هم کاربرد ناب پارسیک برای من از خوشی‌آورترینِ چیزهاست و در یاد و اندیشه‌یِ من زیباترین نگاره و پندارها را می‌آفریند, میاندیشم
چون شما هم گفتید از زبان پاک خوشی میبرید با این سُهش آشنا باشید که اگر این چنین بود, چرا در این سخنگاه که شایندیِ آن فراهم است کمی به پارسیگویی نمی‌پردازید؟

پارسیگر

درود 🌺
پیشنهاد جالبیه تا بحال به این موضوع توجه نکرده بودم !
-----
سخن بجا و بی کاستگی است و گونیا دیدتان خوش نما.من هم از اینگونه نشستگاه‌های پارسی گویی همدلی کرده و کوشش ها در این ‏راستا را نیایش میکنم. سوک دید من بازگشت به خوانندگان میهمان تارنما و یا کسانی که با کاوش کردن به این هم‌بود رسیده اند که گمان آشنایی ‏آنها با اینگونه نوشته ها فراوان کم است میباشد. در گفتمان فرهنگی به درستی با شما همداستانم ولی در زمینه دانشوارانه ، فن آوری و جهان آرا بگمان من تا با خودی هم اگر بدین سان سخن ‏نشود برای رسیدن به انگیزه نمونه نگریستن خوشتر است.‏ زیرا بسیار ها این گفتارها را دنبال کرده و شاید آهنگ آشکار نگری داشته باشند.‏

گرامی شما برای پا نوشت و برچسب گذاشتن نوشتاراز نرم افزار ویژه بکارگیری کرده اید؟
سپاسگزارم

Alice #۷۸۰۲
Persepolis

گرامی شما برای پا نوشت و برچسب گذاشتن نوشتاراز نرم افزار ویژه بکارگیری کرده اید؟

تنگ پُستت بنویس "پارسیگر" واژه به واژه زیرنویس ترجمه می کنه! :)

فربود، فرنود، فرهود! ببین الان آخر نوشتم با چند خط فاصله می نویسم "پارسیگر" زیرنویس می زنه!
(البته خود واژه پارسیگر برای مخاطب ظاهر نمیشه)

پارسیگر

sonixax #۷۸۰۳
Alice

در واقع نوعی پارافیلیا و انحراف جنسیه!

من یک بار با یک روانپریش (بخوانید روانشناس) صحبت میکردم میگفت در روانشناسی نوین اینها منحرف جنسی محسوب نمیشند.
حالا چه قدر حرفش درست بوده اسپاغتی اعلم!

Alice #۷۸۰۵
sonixax

من یک بار با یک روانپریش (بخوانید روانشناس) صحبت میکردم میگفت در روانشناسی نوین اینها منحرف جنسی محسوب نمیشند.
حالا چه قدر حرفش درست بوده اسپاغتی اعلم!

احتمالا خوده روانشناسه اینکاره بوده!

:)

Persepolis #۷۸۰۶

آلیس آبروم که رفت دختر! پس این چرا عمل نکرد؟!

Theodor Herzl #۷۸۰۷

domination رو خیلی‌‌ها خوششون میاد در دنیای فتیش ، یکیش خود من ، البته نه با این لباس و تسمه چرمی اینها ، ولی‌ در سکس domination رو خیلی‌‌ها علاقه دارند ، درد هم چیز خوبیست که هم مرد و هم زن خیلی‌‌ها خوششون میاد!

Alice #۷۸۰۸
Persepolis

آلیس آبروم که رفت دختر! پس این چرا عمل نکرد؟!

دیوونه این دبل کوتیشن " " رو وردار! فقط پارسیگر بمونه...! :)

بعدشم توی متنت واژه پارسی سره نبود که، واژه های سره بنویس زیرنویس کنه!

فرهود فربود خربود و ...

پارسیگر

Alice #۷۸۱۱

آه دیدی؟! :)
حالا عیدیمو بده ببینم...

Alice #۷۸۱۲

مامانم بهم می گه تو چرا انقدر می خندی آخه؟ :)
سرت تو گوشیته می خندی، سرت تو لپتاپه می خندی، آشپزی می کنی می خندی، تلفن حرف می زنی می خندی، از بیرون میای فقط هر و هر می خندی...! :)

سندروم لبخندپنداری (!) گرفتم اصن، همش لبم به حالت خندس... فکر کنم شب توی خوابم دارم می خندم! :)

اینجا یا هرجای دیگه هم پُست می دم فقط اینطوری :) می خندم! :)

همین الانم که اینو می نویسم دارم می خندم! البته فقط یه لبخندها، اما همیشه هست روی لبم..!

:)

Persepolis #۷۸۱۳

درود یکی ابر و بادی / سیاه شد روشنایی ز خورشید و ماه

سر از پای دشمن ندانست باز / بیابان گرفتند و راه دراز

نگه کرد پیران بدان کارزار / چنان تیز برگشتن روزگار

نه منشور و فرطوس و خاقان چین / نه آن نامداران و مردان کین

پارسیگر

Persepolis #۷۸۱۴

شما وجودت برای این فروم شیرینیه آلیس جان🌹
آلیس چه تعداد واژه رو پشتیبانی میکنه؟

sonixax #۷۸۱۵
Alice

احتمالا خوده روانشناسه اینکاره بوده! :)

شاید :)))

Alice #۷۸۱۶
Persepolis

شما وجودت برای این فروم شیرینیه آلیس جان
آلیس چه تعداد واژه رو پشتیبانی میکنه؟

سپاس! :)
نمی‌دونم فکر می‌کنم حدود پنج شیش هزارتا واژه رو پشتیبانی کنه دیگه...! اینو مهربد خودش ساخته و هر واژه ای رو که بخواد بهش اضافه می کنه... سوالای تخصصیشو باید از ایشون بپرسی دیگه!

:)

sonixax #۷۸۱۷
Alice

نمی‌دونم فکر می‌کنم حدود پنج شیش هزارتا واژه رو پشتیبانی کنه دیگه...! اینو مهربد خودش ساخته و هر واژه ای رو که بخواد بهش اضافه می کنه... دیگه سوالای تخصصیشو از ایشون بپرس! :)

چه خبره بابا 5-6 هزار تا!!!!
آخرین بک آپی که ازش گرفتیم 2070 تا واژه بود. فرض کنیم 200 تا واژه هم تا الان اضافه شده باشه میشه 2200 تا نه 2500 تا.

کافر_مقدس #۷۸۱۸
Alice

مامانم بهم می گه تو چرا انقدر می خندی آخه؟ :)سرت تو گوشیته می خندی، سرت تو لپتاپه می خندی، آشپزی می کنی می خندی، تلفن حرف می زنی می خندی، از بیرون میای فقط هر و هر می خندی...! :)

سندروم لبخندپنداری (!) گرفتم اصن، همش لبم به حالت خندس... فکر کنم شب توی خوابم دارم می خندم! :)

اینجا یا هرجای دیگه هم پُست می دم فقط اینطوری :) می خندم! :)

همین الانم که اینو می نویسم دارم می خندم! البته فقط یه لبخندها، اما همیشه هست روی لبم..! :)

لکن الکی خوش که می گویند شمایی!!

اسپاگتی این خوشی را از هموندان این سخنگاه نگیر

پارسیگر

undead_knight #۷۸۱۹
Alice

مامانم بهم می گه تو چرا انقدر می خندی آخه؟ :)
سرت تو گوشیته می خندی، سرت تو لپتاپه می خندی، آشپزی می کنی می خندی، تلفن حرف می زنی می خندی، از بیرون میای فقط هر و هر می خندی...! :)

سندروم لبخندپنداری (!) گرفتم اصن، همش لبم به حالت خندس... فکر کنم شب توی خوابم دارم می خندم! :)

اینجا یا هرجای دیگه هم پُست می دم فقط اینطوری :) می خندم! :)

همین الانم که اینو می نویسم دارم می خندم! البته فقط یه لبخندها، اما همیشه هست روی لبم..! :)

به پای من نمیرسی
خودت چند بار تا حالا بهم گفتی چرا اینقد میخندی:)))

undead_knight #۷۸۲۰

اه اه این واژه ترول چقد جنده شده :|
از استدلال یارو ایراد گرفتم و سفسطه هاشو گفتم یه جا، بهم میگم اگر قصد بحث نداری ترول نکن!

:)))

Mehrbod #۷۸۲۱
Alice

سپاس! :)
نمی‌دونم فکر می‌کنم حدود پنج شیش هزارتا واژه رو پشتیبانی کنه دیگه...! اینو مهربد خودش ساخته و هر واژه ای رو که بخواد بهش اضافه می کنه... سوالای تخصصیشو باید از ایشون بپرسی دیگه! :)

sonixax

چه خبره بابا 5-6 هزار تا!!!!
آخرین بک آپی که ازش گرفتیم 2070 تا واژه بود. فرض کنیم 200 تا واژه هم تا الان اضافه شده باشه میشه 2200 تا نه 2500 تا.

جفت اتان درست میگویید, باید نگرست که ما کارواژه هم داریم و هر کارواژه دستکم
خود اش ٥ واژه است. یک «آمودن (to combine)» آنجا اینها را هم می‌پوشاند:


آمایش, آمایه = combination = ترکیب
آمایشیک = combinatorial = ترکیبی
آمایان = combining = در حال ترکیب شدن
آمایشگر = combinator = ترکیب‌گر
آماینده = ترکیب کننده
آموده = combined = ترکیب شده
آمودار
آمود
...

Mehrbod #۷۸۲۲
Persepolis

درود 🌺
پیشنهاد جالبیه تا بحال به این موضوع توجه نکرده بودم !
-----
سخن بجا و بی کاستگی است و گونیا دیدتان خوش نما.من هم از اینگونه نشستگاه‌های پارسی گویی همدلی کرده و کوشش ها در این ‏راستا را نیایش میکنم. سوک دید من بازگشت به خوانندگان میهمان تارنما و یا کسانی که با کاوش کردن به این هم‌بود رسیده اند که گمان آشنایی ‏آنها با اینگونه نوشته ها فراوان کم است میباشد. در گفتمان فرهنگی به درستی با شما همداستانم ولی در زمینه دانشوارانه ، فن آوری و جهان آرا بگمان من تا با خودی هم اگر بدین سان سخن ‏نشود برای رسیدن به انگیزه نمونه نگریستن خوشتر است.‏ زیرا بسیار ها این گفتارها را دنبال کرده و شاید آهنگ آشکار نگری داشته باشند.‏

گرامی شما برای پا نوشت و برچسب گذاشتن نوشتاراز نرم افزار ویژه بکارگیری کرده اید؟
سپاسگزارم

💐

کارکرد پارسیگر را آلیس گفت, برای دسترسی و جستجو در واژگان هم میتوانید بروید اینجا گرامی: PN2

من چند پیشنهاد کوچک برای نوشته‌ اتان دارم. نخست واژه‌یِ «همبود» این روزها برای "اجتماع" به
کار میرود, انجمن برای همان گروه و نزد هم بودن, «سخنگاه» هم که بدرستی آوردید برای forum.

فن —> فند; فندآوری = technology (درْ واژه تکنولوژی باید بشود فندشناسی {شناخت فند}, ولی در انگلیسی
بنادرستی بجای فندآوری {گسترش فند} جاافتاده, در فرانسه بدرستی بجای technology میگویند technique که همان فند هم میشود).

دانشوارانه؟

دانستن (کارواژه) —> دانش (نامواژه) —> دانشیک (زابواژه) —> دانشانه, دانشان (برواژه)

پارسیگر

Mehrbod #۷۸۲۳
undead_knight

اه اه این واژه ترول چقد جنده شده :|
از استدلال یارو ایراد گرفتم و سفسطه هاشو گفتم یه جا، بهم میگم اگر قصد بحث نداری ترول نکن! :)))

ترول نکن = نترول!

پارسیگویی کن دوست من!

Mehrbod #۷۸۲۴
Alice

این عکسه منو یاد این بنده خدا انداخت... به این عکسه می گن فتیش بی‌دی‌اس‌ام ، در واقع نوعی پارافیلیا و انحراف جنسیه!

می‌گمانم ٣٠ ٤٠ سال پیش بود اینها را بیماری میدانستند, این روزها با بودن اندرتار آن اندازه فتیش هست که فتیش پا از هنجارهای پیش پاافتاده است.

فانتزی‌هایِ من بیشتر پیرامون این میروند:

undead_knight #۷۸۲۵
Mehrbod

ترول نکن = نترول!

پارسیگویی کن دوست من!

فکر نمیکنم استفاده این شکلی از واژه های انگلیسی جالب باشه.
مهربد من با دستور و توصیه سازگاری زیادی ندارم،بی خی:))

Mehrbod #۷۸۲۶
undead_knight

فکر نمیکنم استفاده این شکلی از واژه های انگلیسی جالب باشه.
مهربد من با دستور و توصیه سازگاری زیادی ندارم،بی خی:))

جالب را تعریف کن!

(:

undead_knight #۷۸۲۷
Mehrbod

جالب را تعریف کن! (:

در اینجا یعنی من باهاش حال نمیکنم،پس استفاده نمیکنم:)))

Mehrbod #۷۸۲۸
undead_knight

در اینجا یعنی من باهاش حال نمیکنم،پس استفاده نمیکنم:)))

چه بد, میاندیشیدم بیشتر از اینها فرنودین باشی.

iranbanoo #۷۸۲۹

چرا این مدلیه امروز سرعت نت؟
واسه همه اینطوریه یا مشکل از منه؟

undead_knight #۷۸۳۰
Mehrbod

چه بد, میاندیشیدم بیشتر از اینها فرنودین باشی.

اخه بعد از این همه ترول کردنام؟!من هم فکر میکردم بیشتر تجربه گرا باشی:))

Mehrbod #۷۸۳۱
Persepolis

شما وجودت برای این فروم شیرینیه آلیس جان🌹
آلیس چه تعداد واژه رو پشتیبانی میکنه؟

ویرایش واژه‌ها برای بیشتر هموندان باز (مزدک, ... *) است, به @Alice هم من دسترسی داده‌ام ولی دخترها در این جهان تنها گُسارنده
هستند و نمیخواهند هیچ سودی به دیگران برسانند, برای همین هم در پاسخ فراخوانْ یک چیزی در مایه‌هایِ "برو بابا" به من گفته بود

(;

* @Aria Farbud شما هم دسترسی دارید انگار؟

پارسیگر

Mehrbod #۷۸۳۲
undead_knight

اخه بعد از این همه ترول کردنام؟!من هم فکر میکردم بیشتر تجربه گرا باشی:))

هِـه, برتریدهیِ سُهش به فرنودسار نزد من از بَـزه‌هایِ نابخشودنی‌ست.

پارسیگر

undead_knight #۷۸۳۳
Mehrbod

هِـه, برتریدهیِ سُهش به فرنودسار نزد من از بَـزه‌هایِ نابخشودنی‌ست.

پارسیگر

اولا که من نگفتم تجربه گفتم تجربه گرایی
دوما سر عقل گرایی محض بود که ارسطو میگفت زنا دندوناشون کمتره دیگه:))
سوما یه بنده اسپاگتی سر اینکه احساس لزوما غیر منطقی نیست یه زمانی نطق میکرد😏

Mehrbod #۷۸۳۴
undead_knight

اولا که من نگفتم تجربه گفتم تجربه گرایی
دوما سر عقل گرایی محض بود که ارسطو میگفت زنا دندوناشون کمتره دیگه:))
سوما یه بنده اسپاگتی سر اینکه احساس لزوما غیر منطقی نیست یه زمانی نطق میکرد😏

سُهش‌ها راهنما و نشال هستند, ولی در پایان روز این فرنودساره که مهر درستی میزند, در اینکه سخنی نیست؟

نمونه‌یِ تو هم نمونه‌یِ خوب سُهش‌گرایی ئه, فرمان را از قلب ات میگیری, نه مغز ات آرَش!

پارسیگر

undead_knight #۷۸۳۵
Mehrbod

سُهش‌ها راهنما و نشال هستند, ولی در پایان روز این فرنودساره که مهر درستی میزند, در اینکه سخنی نیست؟

نمونه‌یِ تو هم نمونه‌یِ خوب سُهش‌گرایی ئه, فرمان را از قلب ات میگیری, نه مغز ات آرَش!

پارسیگر

البته که لزومی نمیبینم برای چیزهای کوچیک منطقی باشم.

+البته گاهی هم از سایر اندام ها میگیرم فرمان

رو،یا درست تر بگم اون ها فرمان رو میگیرند و ول نمیکنند:)))

Mehrbod #۷۸۳۶
undead_knight

البته که لزومی نمیبینم برای چیزهای کوچیک منطقی باشم.

زبان, چیز کوچیک!؟ دست مریزاد!

undead_knight

+البته گاهی هم از سایر اندام ها میگیرم فررمان روفیا درست تر بگم اون ها فرمان رو میگیرند و ول نمیکنند:)))

بیایید دیگر, اکنون که بازار گرمه دستکم یک دستآوری داشته باشیم یک جنبش پارسیگویی‌ای چیزی راه
انداخته باشیم, همه اش آرزو به دل نمانیم. من هر بار به اینجا میاندیشم مرا اندوه میگیرد که هیچ کار بزرگی نکرده‌ایم

...

undead_knight #۷۸۳۷
Mehrbod

زبان, چیز کوچیک!؟ دست مریزاد!
بیایید دیگر, اکنون که بازار گرمه دستکم یک دستآوری داشته باشیم یک جنبش پارسیگویی‌ای چیزی راه
انداخته باشیم, همه اش آرزو به دل نمانیم. من هر بار به اینجا میاندیشم مرا اندوه میگیرد که هیچ کار بزرگی نکرده‌ایم ...

زبان چیز کوچیکی نیست،ولی یک واژه آره،کوچیکه.

😓کل اگر طبیب بودی...من در پروژه های شخصی و عمومی که خودم استارت زدم موندم،نسبت به اونها باید ادای دین! کنم که البته با این وضع فعلیم دور از دسترسه:))

Mehrbod #۷۸۳۸
undead_knight

زبان چیز کوچیکی نیست،ولی یک واژه آره،کوچیکه.

یک واژه؟! من درباره‌یِ یک روش بهت گفتم: آوردن وامواژه‌ها به دستور زبان پارسیک.

این برای یک واژه نیست, ما میتوانیم بهمین روش هر وامواژه‌ای را در دستور زبان خود امان بگواریم. بجای اینکه بگوییم "اوپرات کردن" یا "اوپراسیون", مانند
فرانسوی یا آلمانی یا هر زبان دیگری ریشه را وامگرفته و از آن کارواژه بسازیم: An Etymological Dictionary of Astronomy and Astrophysics - English-French-Persian

این روش درست و استانداردی است که زبان‌هایِ همخانواده‌یِ ما هم در پیش‌گرفته‌اند, این ما هستیم هنوز می‌لنگیم و میگوییم "عربیزه کردن"!

undead_knight

😓کل اگر طبیب بودی...من در پروژه های شخصی و عمومی که خودم استارت زدم موندم،نسبت به اونها باید ادای دین! کنم که البته با این وضع فعلیم دور از دسترسه:))

خب درباره‌یِ کارهای خودینه نگفتم, درباره‌یِ کار گروهی که پتانسیل آن هم هست گفتم. اینجا این همه
پارسیگو و هوادار و ابزار گوناگون داریم, دستکم این را میشود تا یک جای پذیرفته و خوبی پیش‌برد, نمیشود؟

پارسیگر

iranbanoo #۷۸۳۹

ای بابا من اینهمه انرژیو کجا خالی کنم؟
لطفا مسئولین رسیدگی کنن....
اینجا که قربونش برم 24ی هیشکی نیست😒

Mehrbod #۷۸۴۰
iranbanoo

ای بابا من اینهمه انرژیو کجا خالی کنم؟
لطفا مسئولین رسیدگی کنن....
اینجا که قربونش برم 24ی هیشکی نیست😒

من هم ده ساعت یکبار میایم که یکباره رُفت همه‌یِ پیک‌ها را بدهم, ولی باز هم زمان روی دست ام میماند. مسئولان رسیگی کنند! (:

Alice #۷۸۴۱
Mehrbod

ویرایش[١] واژه‌ها برای بیشتر هموندان[٢] باز (مزدک, ... *) است, به @Alice هم من دسترسی داده‌ام ولی دخترها در این جهان تنها گُسارنده[٣]
هستند و نمیخواهند هیچ سودی به دیگران برسانند, برای همین هم در پاسخ فراخوانْ[٤] یک چیزی در مایه‌هایِ[٥] "برو بابا" به من گفته بود (;

شده مثل ویکی پیدا دیگه به هر کسی از راه می رسه دسترسی می دی؟! آخه سندیت نداره عزیزم! :)
بعدشم من نگفتم "برو بابا" رفتار خودت ناشایست بود گفته بودی تو هیچی بلد نیستی و از کامپیوتر هیچی سر در نمیاری و ... منم دوباره قاط زدم!

:)

iranbanoo

ای بابا من اینهمه انرژیو کجا خالی کنم؟
لطفا مسئولین رسیدگی کنن....
اینجا که قربونش برم 24ی هیشکی نیست

باید از قبل با بچه ها هماهنگ کنی آنلاین باشن، بعد انرژیتو رو سرشون خراب کنی! :)

Alice #۷۸۴۲
Mehrbod

فانتزی‌هایِ من بیشتر پیرامون این میروند:

همونطور که دوستتون گفت دوست داره تحقیر بشه منم بدم نمیاد در مواقع بیکاری یکی رو تحقیر کنم، حال می ده! :)
امروز هم چهارشنبه سوریه و کل روز رو باید توی خوشنه بشینم، الانم بی کار و بی عار دارم کتاب می خونم!
اصلا امروز بهترین فرصته هرکس دوست داشت تحقیر بشه و کتکش بزنم بهم پیام بده! :)
کی می خواد پای منو ببوسه؟! :)

Persepolis #۷۸۴۳
Alice

نمی‌دونم فکر می‌کنم حدود پنج شیش هزارتا واژه رو پشتیبانی کنه دیگه...! اینو مهربد خودش ساخته و هر واژه ای رو که بخواد بهش اضافه می کنه... سوالای تخصصیشو باید از ایشون بپرسی دیگه! :)

sonixax

آخرین بک آپی که ازش گرفتیم 2070 تا واژه بود. فرض کنیم 200 تا واژه هم تا الان اضافه شده باشه میشه 2200 تا نه 2500 تا.

Mehrbod

جفت اتان درست میگویید, باید نگرست که ما کارواژه هم داریم و هر کارواژه دستکم
خود اش ٥ واژه است. یک «آمودن (to combine)» آنجا اینها را هم می‌پوشاند:

آمایش, آمایه = combination = ترکیب
آمایشیک = combinatorial = ترکیبی
آمایان = combining = در حال ترکیب شدن
آمایشگر = combinator = ترکیب‌گر
آماینده = ترکیب کننده
آموده = combined = ترکیب شده
آمودار
آمود
...

Mehrbod

کارکرد پارسیگر را آلیس گفت, برای دسترسی و جستجو در واژگان هم میتوانید بروید اینجا گرامی: PN2

من چند پیشنهاد[١] کوچک برای نوشته‌ اتان دارم. نخست واژه‌یِ «همبود[٢]» این روزها برای "اجتماع" به
کار میرود, انجمن برای همان گروه و نزد هم بودن, «سخنگاه» هم که بدرستی آوردید برای forum.

فن —> فند; فندآوری[٣] = technology (درْ واژه تکنولوژی باید بشود فندشناسی {شناخت فند}, ولی در انگلیسی
بنادرستی بجای فندآوری {گسترش فند} جاافتاده, در فرانسه بدرستی بجای technology میگویند technique که همان فند هم میشود).

دانشوارانه؟

دانستن (کارواژه[٤]) —> دانش (نامواژه[٥]) —> دانشیک[٦] (زابواژه[٧]) —> دانشانه, دانشان (برواژه[٨])

سپاس ویژه پیشگاه شما و دوستان ارجمند که چه در زمینه فندآوری و چه ویراستاری همکاری نمودند. 💐
این واژه ها را کجا میتوان دید؟

پارسیگر

Theodor Herzl #۷۸۴۵

دیروز داشتم رانندگی‌ می‌کردم به سمت کار پشت چراغ قرمز دیدم یکدفعه یه سگ داره برا خودش راه میره! اصلا دلم نمیاد سگ میبینم ول کنم برم ، خلاصه ۴ ساعت سگ رو دنبال کردم تا توی یه خیابون بن‌بست گرفتمش دیدم شماره تلفن صاحبش دور گردنش هست زنگ زدم آدرس گرفتم سگ رو بردم خونشون انقدر خوشحال شدن گریه میکردن😊

Mehrbod #۷۸۴۶
Persepolis

سپاس ویژه پیشگاه شما و دوستان ارجمند که چه در زمینه فندآوری و چه ویراستاری همکاری نمودند. 💐
این واژه ها را کجا میتوان دید؟

پارسیگر

از اینجا: PN2

یا فهرست: PN2

من جستجو را پیش‌مینهم; جستجوی هوشمند و خوب و همزمان ساده‌ای دارد, به هر زبان و هر شیوه‌ای بنویسید یک چیزی برمیگرداند:


PN2 - great
PN2 - مزدک

واژگانی که با آ- میآغازند و -ژ- دارند: PN2 - â.*ž

PN2 - erkennt

...

پارسیگر

Mehrbod #۷۸۴۷
Alice

شده مثل ویکی پیدا دیگه به هر کسی از راه می رسه دسترسی می دی؟! آخه سندیت نداره عزیزم! :)
بعدشم من نگفتم "برو بابا" رفتار خودت ناشایست بود گفته بودی تو هیچی بلد نیستی و از کامپیوتر هیچی سر در نمیاری و ... منم دوباره قاط زدم! :)

از این همه دروغگویی خسته نمیشوی؟

من یک فراخوان استاندارد برای سه چهار تن فرستادم که درونمایه اش این بود:

***

X گرامی, این دسترسی شما برای ویرایش گنجینه‌یِ واژگان برنامه است:

username
password

***

که در اینجا به من یک چیزی در مایه‌هایِ همان "برو بابا" آمدی.

پ.ن. سادگی مرا باش, میاندیشدم از زن جماعت یک سودی هم به همگان میرسد! (:

Alice #۷۸۴۸
Mehrbod

از این همه دروغگویی خسته نمیشوی؟

یعنی شما به من توهین نکردی که هیچی حالیت نیس و از کامپیوتر چیزی سر در نمیاری؟! من دروغ می گم؟ نگفتی این فراخوان رو به خاطر این دادم که ببینم اصلا می تونی با سیستم کار کنی یا نه هیچی سرت نمی شه؟؟؟

Mehrbod #۷۸۴۹
Alice

یعنی شما به من توهین نکردی که هیچی حالیت نیس و از کامپیوتر چیزی سر در نمیاری؟! من دروغ می گم؟ نگفتی این فراخوان رو به خاطر این دادم که ببینم اصلا می تونی با سیستم کار کنی یا نه هیچی سرت نمی شه؟؟؟

چرا! ولی اینها پس از این "برو بابا" بود ((:

Nevermore #۷۸۵۰

چهارشنبه سوری همه اش یک طرف این در رفتن از پلیس یک طرف.جان شما لذتی که در فرار از دست پلیس هست در سکس هم نیست.امشب هم این سنت حسنه پاس داشته شد،دوستان وحشی یکی دوتا نارنجک هم در خشتک مان انداختند،امیدوارم اسپاگتی از ما راضی باشد.😃چهارشنبه سوری همه مبارک.🌺