خیلی وقت بود سیگار نکشیده بودم، امروز دوستام تو کافه بهم تعارف کردن دیگه خواستم دستشونو رد نکنم! :)
یه نخ کشیدم عجب سرگیجه ای گرفتم...
ولی بعد از یه نخ یکی دیگه روشن کنیم دیگه اصن سرگیجه نمیاره...!
تصمیم گرفتم ماهی یه بار بکشم تا بهم سرگیجه بده! :)
کسی تجربه داشته یه مدتی سیگار نکشه بعد از یه مدتی دوباره بکشه و سرش گیج بره؟ حال میده! :)
پاتوق شب نشینی
Aliceکسی تجربه داشته یه مدتی سیگار نکشه بعد از یه مدتی دوباره بکشه و سرش گیج بره؟ حال میده! :)
من گاهی با مشروب یه نخ میکشم. همیشه هم بعدش پشیمون میشم که کشیدم 😣
من سرگیجشو خیلی دوس دارم. کوچیک بودم گاهی انقدر دور خودم می چرخیدم که سرم گیج بره و تلو تلو بخورم... خیلی بهم حال می داد. انگار اصن از بچگی هر چیزی که من رو از حالت عادی خارج می کرد خوشم میومد! :)
Theodor Herzlمیلاد اخیرا خیلی از اسرائیلیها برای کار میان برلین ، از چند نفر پرسیدم گفتند که برلین خیلی ارزون هست و چند برابر اسرائیل پول در میارند! برلین ارزونه؟ مثلا توی تلاویو یک آپارتمان ۲ خوابه ۴۰۰۰ شکل اجاره اون هست که چیزی حدود ۸۵۰ یورو میشه! توی برلین یک آپارتمان ۲ خوابه چقدر هست برای اجاره؟
خوب با 850 یورو توی آلمان (فرقی نمیکنه کجاش) میشه یک آپارتمان 120-30 متری یا یک خونه ویلایی اجاره کرد.
من برلین زندگی نمیکنم از نظر هزینه های زندگی زیاد ازش خبر ندارم ولی تفاوتش با بقیه آلمان در حد چند سنت بالا و پایین هستش.
البته باید این رو هم در نظر بگیرید که اسرائیل یک کشور کوچک با جمعیتی کم هستش که درگیر جنگ و فشار بین المللی و ... هم هست تازه وسط بیابون بی آب و علف هم هست ولی آلمان یک کشور وسیع با 80 میلیون جمعیت و پر جنگل و اقتصاد و صنعت آنچنانی هستش.
پس طبیعیه که اسرائیل هزینه های زندگی بیشتر باشه.
آلمان اگر منطقه های خاصش رو که جای سلبریتی ها و ثروتمند خرکی ها هست رو حساب نکنی باقی جاهاش تقریبن یک جوره.
یعنی یک فرد مجرد میتونه با ماهی 1000 تا 1500 یورو خوب زندگی کنه چس مثقال هم پس انداز کنه که البته در چشم به هم زدنی به باد فنا میره به خاطر برخی شرایط و قوانین تخمی تخیلی اینجا.
جای دوستان خالی امروز Cebit خیلی حال داد
👍
جدیدترین شاهکار کمپانی معظم VW که کم مصرف ترین اتومبیل دنیا هم هست البته


اسکنر مخصوص کتابهای قدیمی
اینو برای مهربد گرفتم :دی
این خیلی باحال بود وسط حرف زدنهاش یک دفعه ای سرفه میکرد :))
قرفه تلکام آلمان
یک ماهواره کوچک - نپرسیدم برای چی بود ولی احتمالن برادکستینگ بوده
این روباته میتونست از خودش احساسات بروز بده
ربات عمل جراحی از راه دور
من عاشق این شدم! یک رتیل کوچولو
شاهکار تکنولوژیهای فعلی بود به نظر من اینها! پرینترهای سه بعدی تشریف دارند


نیازی به معرفی ندارند ایشون 👍
آخر کیسهای خفن پفن 😱


جدید ترین گندِ رنو 👎
یه اسکنر کتاب دیگه
پرینتر سه بعدی با دقت خیلی بالا 👍
این هم همین طوری برای اینکه دلتون بسوزه 😄
sonixaxاینو برای مهربد گرفتم :دی
مهربد چرا؟
kourosh_bikhodaمهربد چرا؟
عاشق MongoDB هستش آخه 👍
دوستان امشب یک شراب خوردم ۴۰ سال قدمتش بود ، خیلی حال داد! کلا من از مستی شراب بیشتر از هر چیز دیگری خوشم میآید! آبجو فقط شکم را پر میکند و ودکا نیز بیش از اندازه الکل دارد!
Theodor Herzlبانو آلیس باید پوست کلفت تر از این حرفها باشید! گفتن اینکه کسشعر میگویید به قصد توهین نیست ، مثلا پسرها بین جمع دوستان میگویند به رفیقشان هی یابو یا بزغاله برو از یخچال آبجو بیار!
تایید می شود!![]()

undead_knightناهنجاری هورمونی:))
آندد جان هورمونها رو خیلی جدی گرفتیااا:))
کافر_مقدستایید می شود!
این ترول ها خیلی اغراق آمیزن، در واقعیت به این شدت که نیست. اما خب اگر هم درست باشه مخصوص پسرهاس دیگه...
من از پسرهایی که همیشه فحش های سه حرفی میدن خیلی بدم میاد... به خصوص اگه این فحش ها رو به یه خانم بدن! (البته کلن گفتم منظورم شخص خاصی نیست)
iranbanooآندد جان هورمونها رو خیلی جدی گرفتیااا:))
خیلی؟:))
هنوز اثر هورمون ها رو درک نکردی،فقط یک نمونه از اثرات استروژن:
[h=3]Mental health[/h]Estrogen is considered to play a significant role in women’s mental health. Sudden estrogen withdrawal, fluctuating estrogen, and periods of sustained estrogen low levels correlate with significant mood lowering. Clinical recovery from postpartum, perimenopause, and postmenopause depression has been shown to be effective after levels of estrogen were stabilized and/or restored.[26][27]
Compulsions in male lab mice, such as those in obsessive-compulsive disorder (OCD), may be caused by low estrogen levels. When estrogen levels were raised through the increased activity of the enzyme aromatase in male lab mice, OCD rituals were dramatically decreased. Hypothalamic protein levels in the gene COMT are enhanced by increasing estrogen levels which is believed to return mice that displayed OCD rituals to normal activity. Aromatase deficiency is ultimately suspected which is involved in the synthesis of estrogen in humans and has therapeutic implications in humans having obsessive-compulsive disorder.[28]
Local application of estrogen in the rat hippocampus has been shown to inhibit the re-uptake of serotonin. Contrarily, local application of estrogen has been shown to block the ability of fluvoxamine to slow serotonin clearance, suggesting that the same pathways which are involved in SSRI efficacy may also be affected by components of local estrogen signaling pathways
undead_knightخیلی؟:))
هنوز اثر هورمون ها رو درک نکردی،فقط یک نمونه از اثرات استروژن
استروژن من مثل ساعت دقیق و منظم کار می کنه. لطفا تز نده عزیزم! :)
undead_knightخیلی؟:))
هنوز اثر هورمون ها رو درک نکردی،فقط یک نمونه از اثرات استروژن:
شما هنوز اثر عوامل بیرونی رو درک نکردی.هورمونها متشخصن مگر عوامل بیرونی انگولکشون کنن😬
Aliceاین ترول ها خیلی اغراق آمیزن، در واقعیت به این شدت که نیست. اما خب اگر هم درست باشه مخصوص پسرهاس دیگه...
دقیقن به همین شدت است، شاید هم شدیدتر!!
پاسخ خودتان را دادید، این الفاظ بیشتر در محافل پسرانه شنیده می شود. وگرنه ناسزاهای رایج بین خانم ها "کثافت" و " بی شعور" هست!!![]()
البته بین پسرها رد و بدل کردن رکیک ترین ناسزاها نیز جنبه ی شوخی دارد و در یک جمع دوستانه کمتر کسی از شنیدن آن دلخور می شود. در واقع با نثار کردن آن الفاظ به یکدیگر صمیمیت خود را به اثبات می رسانند!
هر چه الفاظ رکیک تر = صمیمیت بیشتر!![]()
kourosh_bikhodaعاقا انصافن جای این @Mehrbod نچسب خالیه. دلمان تنگ شده برای بحث باهاش.
امیدوارم هرجا هست شاد باشه.
سپاس,
آری و نه روزهای دشوار و پُرکاری دارم و زمان چندانی برای آسودگی ندارم و آن یک خرده را هم برمیگزنم بیرون و با دوستان بگذارنم تا باز پشت رایانه و میز.
ولی پیشآمدانه چند روز پیش چیزی دیدم که بسیار شادمانام کرد, یک پستر سیاه کوچک و نیمه پاره که یکی نزدیک خانه ام چسبانده بود که درونمایه اش این بود:

چیز بزرگی نیست, ولی بشیوهیِ شگفتانگیزی برای من اُمیدبخش بود, دستکم یکی هست که در میان این کودنان پیرامون من به چیزی ارزشمند اندیشیده! 😏
از روی همین اُمید اندک من چند روزی این پایان هفته را اینجا هستم تا دوباره برگردیم سراغ کار.
پارسیگر
sonixaxعاشق MongoDB هستش آخه 👍
سپاس میلاد جان, ولی من عاشق ابزار کار ام نیستم! اندیشیدم از روباته برای من فرتور گرفتهایم که در پیوند با گفتگوهایِ پیشرفت روزافزون فندآوری: به کجا میرویم؟ - برگ 16 بود, اگرنه SQL یا noSQL, who gives a fuck؟
p.n. Hereby I reserve the right to post #7777.
Don't YOU DARE delete any posts before this!
Mehrbodسپاس میلاد جان, ولی من عاشق ابزار کار ام نیستم! اندیشیدم از روباته برای من فرتور گرفتهایم که در پیوند با گفتگوهایِ پیشرفت روزافزون فندآوری: به کجا میرویم؟ - برگ 16 بود, اگرنه SQL یا noSQL, who gives a fuck؟
یادم میاد یک بار بهم گفتی تمام زندگیت روی MongoDB میچرخه برای همین برداشتم اینچنین بود 🌹
sonixaxیادم میاد یک بار بهم گفتی تمام زندگیت روی MongoDB میچرخه برای همین برداشتم اینچنین بود 🌹
همهیِ زندگی من با کار (بخوان بیگاری) برای این و آن هم میگذرد, ولی مایهیِ دوست داشتن آن نمیشود برادر!
همهیِ اینها مشتی ابزار کار هستند و بس, بیخود که اندیشههایِ من به کارکردگرایی (utilitarianism) نمیگرایند.
Mehrbodهمهیِ زندگی من با کار (بخوان بیگاری) برای این و آن هم میگذرد, ولی مایهیِ دوست داشتن آن نمیشود برادر!
خوب چرا برای خودت کار نمیکنی ؟ مثل من ؟!
تمام سرمایه ای که لازم داری را یک جا داری و آن هم دانشت است.
sonixaxخوب چرا برای خودت کار نمیکنی ؟ مثل من ؟!
تمام سرمایه ای که لازم داری را یک جا داری و آن هم دانشت است.
همـم... چیزی به نام "برای خود" که نداریم, تازه نیک بنگریم من از آن آدمهایِ خوشبخت هستم که ٨٠% زمانها برای خود ام دارم کار
میکنم, ولی در پایان روز باید کرایه خانه و کرایهیِ دفتر و هزار و یک جور هزینهیِ دیگر هم از جیب بدهم که اینها همه میرود به جیب سرمایهدار: صاحبخانهیِ
من که کار نمیکند, من اینجا شباروز میکوشم و پول در میاورم یکراست برای چند متر زمین میدهم به او!
دانش هم پول نمیشود و کسی پیدا نشده برای فلسفیدن به من و تو و دوستان این انجمن پول بدهد, به
چیز دیگری به نام "پدرسوختگی" و دزد بودن مینیازد که در این فند من هنوز جای کار فراوان دارم!
Mehrbodهمـم... چیزی به نام "برای خود" که نداریم, تازه نیک بنگریم من از آن آدمهایِ خوشبخت هستم که ٨٠% زمانها برای خود ام دارم کار
میکنم, ولی در پایان روز باید کرایه خانه و کرایهیِ دفتر و هزار و یک جور هزینهیِ دیگر هم از جیب بدهم که اینها همه میرود به جیب سرمایهدار: صاحبخانهیِ
من که کار نمیکند, من اینجا شباروز میکوشم و پول در میاورم یکراست برای چند متر زمین میدهم به او!دانش هم پول نمیشود و کسی پیدا نشده برای فلسفیدن به من و تو و دوستان این انجمن پول بدهد, به
چیز دیگری به نام "پدرسوختگی" و دزد بودن مینیازد که در این فند من هنوز جای کار فراوان دارم!
منظورم از دانش دانش کامپیوترت بود.
و کی میگه در قبال این دانش پول نمیدند ؟ خیلی زیاد پول میدند. یک مقداری خوش شانس باشی که یک شبه میلیاردر هم میشه مثل همین یارو که Flapy Bird رو درست کرده.
در مورد خانه هم خوب یکی بخر مهربد جان! اگر کار ثابت داری که وام گرفتن برای خرید خانه خیلی راحت است که.
Mehrbodآری و نه روزهای دشوار و پُرکاری دارم و زمان چندانی برای آسودگی ندارم و آن یک خرده را هم برمیگزنم بیرون و با دوستان بگذارنم تا باز پشت رایانه و میز.
به به خوش برگشتید.🌺
امیدوارم شما هم با زندگی بشری خو بگیرید و به دنبال موهومات نباشید 😬
kourosh_bikhodaبه به خوش برگشتید.🌺
امیدوارم شما هم با زندگی بشری خو بگیرید و به دنبال موهومات نباشید 😬
بردهداران هم همین را را ستیزگران بردهداری میگفتند 😉
Mehrbodبردهداران هم همین را را ستیزگران بردهداری میگفتند 😉
مهربود این که استدلال جدی نبود،بود!؟:))
undead_knightمهربود این که استدلال جدی نبود،بود!؟:))
آرَش برای چی شوخی باشد؟ بردهداران هم میگفتند بردهداری هرگز برنمیافتد, دنبال موهومات نباشید.
Mehrbodآرَش برای چی شوخی باشد؟ بردهداران هم میگفتند بردهداری هرگز برنمیافتد, دنبال موهومات نباشید.
خب این شباهت به تنهایی هیچ چیز رو اثبات نمیکنه،میکنه؟
وقتی همچین مثالی رو آدم به عنوان یک استدلال جدی به کار ببره،طرف مقابل رو در جایگاه برده داران قرار میده.
از این فکت تاریخی که برده داری تا حد زیادی بر افتاده استفاده میکنه.
و احتمالا به این نتیجه میرسه که مشابه همین اتفاق در مورد ایده ای که طرفدارش هست رخ میده.
undead_knightخب این شباهت به تنهایی هیچ چیز رو اثبات نمیکنه،میکنه؟
وقتی همچین مثالی رو آدم به عنوان یک استدلال جدی به کار ببره،طرف مقابل رو در جایگاه برده داران قرار میده.
از این فکت تاریخی که برده داری تا حد زیادی بر افتاده استفاده میکنه.
و احتمالا به این نتیجه میرسه که مشابه همین اتفاق در مورد ایده ای که طرفدارش هست رخ میده.
تکرار تاریخ به تو چیزی نمیآموزاند؟ همیشه برخی پیدا میشوند انگیزه و آماج دیگران را "موهوم و پوچ" میخوانند و انگیزههای خود اشان را
فربودگرایانه و راستین. بردهدار میگفت برخی سرور زاده میشوند برخی برده و هر کس میاندیشد جوری دیگری هم میشود در موهومات به سر میبرد.
این سرکار کوروش که هوادار و فرمانبر سرمایهداری باشد هم برگشته به ما میگوید برخی بهرهکش زاده
میشوند و برخی بهرهده, شما که دنبال آزادی بهرهدهها هستی در موهومات به سر میبری, برگرد به فربود!
که هر آینه من بهتر میدانم فربود کدام است و کژبود! کدام (;
مهربد چه خبر؟! چرا اندوهگین و افسرده شدی؟
Aliceمهربد چه خبر؟! چرا اندوهگین و افسرده شدی؟
همین شیوه رو هم برای من بکار بردی شیطون😬
Persepolisهمین شیوه رو هم برای من بکار بردی شیطون
حالا دست منو رو نکن دیگه، الان دوباره میگه دخترها بهرهکشن و ...! :)
Mehrbodتکرار تاریخ به تو چیزی نمیآموزاند؟ همیشه برخی پیدا میشوند انگیزه و آماج دیگران را "موهوم و پوچ" میخوانند و انگیزههای خود اشان رافربودگرایانه و راستین. بردهدار میگفت برخی سرور زاده میشوند برخی برده و هر کس میاندیشد جوری دیگری هم میشود در موهومات به سر میبرد.این سرکار کوروش که هوادار و پادوی سرمایهداری باشد هم برگشته به ما میگوید برخی بهرهکش زاده میشوند و برخی بهرهده, شما که دنبال آزادی بهرهدهها هستی در موهومات به سر میبری, برگرد به فربود!که هر آینه من بهتر میدانم فربود کدام است و کژبود! کدام (;
Retrospective determinismنمونه:وقتی - WiKi ژولیوس سزار خودش رو دیکتاتور امپراطوری روم اعلام کرد،سرنوشتش این بود که به قتل برسه.
خب اینطور به نظر میرسه که گویی"همه" دیکتاتورها حتما به قتل میرسند.ایراد استدلالت هم اینه که بیان میکنه چون در گذشته "برخی" چیزی رو "پوچ" دونستند و بعدا دیدگاهشون اشتباه از آب در اومده الان هم اگر چنین مشابهتی پیدا بشه،در آینده دیدگاهشون نادرست از آب درمیاد و در اصل دیدگاه خودشون پوچ میشه و نه طرف مقابل.
نکته این سفسطه هم اینجاست که نادیده میگیره که مثلا در این نمونه مواردی هست که دیدگاه طرف مقابل پوچ انگاشته شده و همچنان هم پوچ انگاشته میشه و هیچ "الزامی" به این نیست که با گذشت زمان دیدگاه خودشون پوچ بشه.
اگر این استدلال رو به همراه استدلال های دیگه همراه میکردی لزوما سفسطه آمیز نبود ولی وقتی در پاسخش فقط میگی "برده دار ها هم چنین فکری میکردند" استدلالت سفسطه آمیز میشه.
undead_knightRetrospective determinismنمونه:وقتی - WiKi ژولیوس سزار خودش رو دیکتاتور امپراطوری روم اعلام کرد،سرنوشتش این بود که به قتل برسه.خب اینطور به نظر میرسه که گویی"همه" دیکتاتورها حتما به قتل میرسند.ایراد استدلالت هم اینه که بیان میکنه چون در گذشته "برخی" چیزی رو "پوچ" دونستند و بعدا دیدگاهشون اشتباه از آب در اومده الان هم اگر چنین مشابهتی پیدا بشه،در آینده دیدگاهشون نادرست از آب درمیاد و در اصل دیدگاه خودشون پوچ میشه و نه طرف مقابل.نکته این سفسطه هم اینجاست که نادیده میگیره که مثلا در این نمونه مواردی هست که دیدگاه طرف مقابل پوچ انگاشته شده و همچنان هم پوچ انگاشته میشه و هیچ "الزامی" به این نیست که با گذشت زمان دیدگاه خودشون پوچ بشه.نکته این هست که اگر این استدلال رو به همراه استدلال های دیگه همراه میکردی لزوما سفسطه آمیز نبود ولی وقتی در پاسخش فقط میگی "برده دار ها هم چنین فکری میکردند" استدلالت سفسطه آمیز میشه.
wow...
تو چرا این اندازه میپیچانی پسر؟ مگر کوروش بیخدا فرنودی آورد که من در موهومات به سر میبرم؟ نه. او هم
تنها گفت خوشباوران فراوانی در جهان بودهاند که از این آرمانهای پوچ و موهوم داشتهاند و مرا به آنان همانندید.
من هم در پاسخ او را به بردهدارانی که دیگران را به موهوماندیشی میهمانندیدند و خود درآمد
پوچاندیش بودند همانندیدم, اکنون تو چرا به من گیر دادهای که نه بیا درستی همانندی ات را اثبات کن؟
در همانندی من کژفرنودی نیست, ولی خب روشنه «فرنود فرزام» هم نیست و نمیبایستی هم میبود, چه که همچو یازشی در من نبود.
پارسیگر
مهربد من نمیکشم بحث کنم الان با این پریود دائم! ذهنیم دو سه جا دیگه در چند جبهه درگیرم،بی خی بابا:)))
undead_knightمهربد من نمیکشم بحث کنم الان با این پریود دائم! ذهنیم دو سه جا دیگه در چند جبهه درگیرم،بی خی بابا:)))
سپاس برای همراهی, اینجا همآوردی نیست بجز تو (;
Aliceمهربد چه خبر؟! چرا اندوهگین و افسرده شدی؟
نمیدانم.. افسردگی نیست اندوهِ کمرنگیه از دیدن این همه نادانی و کودنی. انگار هر چه میپیرم, بیشتر بدبین و cynic میشوم.
پارسیگر
Mehrbodسپاس برای همراهی, اینجا همآوردی نیست بجز تو (;
خودم گاهی تعجب میکنم با این بی حوصلگیم اینا رو جواب میدم:))
Mehrbodنمیدانم.. افسردگی نیست اندوهِ کمرنگیه از دیدن این همه نادانی و کودنی. گویا هر چه میپیرم, بیشتر بدبین و cynic میشوم.
پارسیگر
و بی حوصله؟
Mehrbodنمیدانم.. افسردگی نیست اندوهِ[١] کمرنگیه از دیدن این همه نادانی و کودنی. انگار[٢] هر چه میپیرم[٣], بیشتر بدبین و cynic میشوم.
یه نکته جالب اینه که بیشتر آدمایی که دیدم فکر می کنن خودشون عقل کلن و بقیه انسان ها آدم هایی خنگ و کودن!
البته منظورم به تو نیست، کلن میگم جالبه...
یه بزرگی میگفت تنها چیزی که در بین مردم به عدالت تقسیم شده عقله انسانهاست، چون همه فکر می کنن به اندازه کافی عاقلن!
Aliceیه نکته جالب اینه که بیشتر آدمایی که دیدم فکر می کنن خودشون عقل کلن و بقیه انسان ها آدم هایی خنگ و کودن!
البته منظورم به تو نیست، کلن میگم جالبه...
یه بزرگی میگفت تنها چیزی که در بین مردم به عدالت تقسیم شده عقله انسانهاست، چون همه فکر می کنن به اندازه کافی عاقلن!
من با اینکه در مورد کمونیست با سرور گرامی مهربد اختلاف نظر دارم اما در کل ایشون رو انسان فرهیخته و با شخصیتی می دانم. اما یه توصیه دوستانه به ایشون در ارتباط با پارسی نویسی در فروم هم داشتم که خواندن متنهای طولانی ایشون از عهده و حوصلۀ خیلی از کاربران خارجه! گرچه من خودم اگر آن راهنمایی های زیر متن هم نوشته نشود باز هم با تسلط و راحت می توانم آن متن را بخوانم اما فکر نمی کنم کاربران دیگر راحت باشند. در هر صورت من هم به زبان پاک علاقه شدید دارم و جبر روزگار است و چه می شود کرد شاید هم حق با ایشون باشه.
Aliceیه نکته جالب اینه که بیشتر آدمایی که دیدم فکر می کنن خودشون عقل کلن و بقیه انسان ها آدم هایی خنگ و کودن!
البته منظورم به تو نیست، کلن میگم جالبه...
یه بزرگی میگفت تنها چیزی که در بین مردم به عدالت تقسیم شده عقله انسانهاست، چون همه فکر می کنن به اندازه کافی عاقلن!
همه نمیاندیشند, ولی همه نگرمند (opinionated) اند.
ما کسان باهوش و فرهیخته هم داریم, ولی خوب پیرامون من کم یافت میشوند. بیشتر دوستان بیرون من یا از باغ پرت اند (فلسفه, اندیشهْ تُهیگ),
یا دخترهایِ بــلُند, سرخمو و یکسره سبکسر اند, یا از همه بدتر geekهایِ خورهیِ رایانه و مزدائیک و .. که سر آت و آشغالهایی که پُرگاه دوزار نمیارزند در تکاپو.
اینها هم اگر در سرنوشت ما نقش کلیدین نداشتند هیچ خردهای نبود, ولی چون دارند و بسیار هم دارند مایهیِ بیمناکی میشوند.
پارسیگر
Persepolisمن با اینکه در مورد کمونیست با سرور گرامی مهربد اختلاف نظر دارم اما در کل ایشون رو انسان فرهیخته و با شخصیتی می دانم. اما یه توصیه دوستانه به ایشون در ارتباط با پارسی نویسی در فروم هم داشتم که خواندن متنهای طولانی ایشون از عهده و حوصلۀ خیلی از کاربران خارجه! گرچه من خودم اگر آن راهنمایی های زیر متن هم نوشته نشود باز هم با تسلط و راحت می توانم آن متن را بخوانم اما فکر نمی کنم کاربران دیگر راحت باشند. در هر صورت من هم به زبان پاک علاقه شدید دارم و جبر روزگار است و چه می شود کرد شاید هم حق با ایشون باشه.
سپاس از نگر دوستانهیِ شما گرامی,
سخن آمده که خواننده به سختی میافتد درسته, گرچه این را هم بگویم من پُرگاه برای خوانندهیِ
ویژه ام مینویسم, برای خوانندهیِ هام زبان سادهتری در پیش میگیریم, که اینجا پیش نمیاید چندان.
با این همهیِ دربارهیِ همین آسودگی خواننده هم من دیدگاهی پادستیز دارم:
I’ve discovered a trick when giving lectures. I have been told by conference
organizers that one needs to be clear, to speak with the fake articulation of TV
announcers, maybe even dance on the stage to get the attention of the crowd. Some try
sending authors to “speech school”—the first time it was suggested to me I walked out,
resolved to change publishers on the spot. I find it better to whisper, not shout. Better to
be slightly inaudible, less clear. When I was a pit trader (one of those crazy people
who stand in a crowded arena shouting and screaming in a continuous auction), I
learned that the noise produced by the person is inverse to the pecking order: as with
mafia dons, the most powerful traders were the least audible. One should have enough
self-control to make the audience work hard to listen, which causes them to switch into
intellectual overdrive.
This paradox of attention has been a little bit investigated: there
is empirical evidence of the effect of “disfluency.”
این دُژروانی (disfluency) هنگام نوشتن میشود نگارشی که من دارم, گاهی چند تا واژهیِ سخت آنجا میاندازم که خواننده به کوشش
افتاده و به این رانهیِ روشنویرین (intellectual drive) برود, اگر نه در مایههایِ fb هم میشود با زبان شُل و ول و سادهیِ روزانه سخن گفت و خواننده
بی هیچ سختیای نوشتهها را دریابد, ولی میگُمانم برای اتان پیش آمده که هنگام خواندن یک نسک گاه ببینید چند برگ را رد کردهاید بی اینکه چیزی براستی خوانده باشید.
نگارش فرا-اندازه روان و هودریافتنی هم میشود همین, خواننده میخواند و میرود, ولی کمی با آن بازی کنید, چند تا واژه را پس و
پیش کنید, دو تا نوواژه آنجا بیاندازید (بجای "واژهیِ نو" بگویید "نوواژه") و همینها ماهیچههایِ مغز را ورزانده و نوشته بهتر و دیرندهتر در یاد میماند.
جُدای همهیِ اینها هم کاربرد ناب پارسیک برای من از خوشیآورترینِ چیزهاست و در یاد و اندیشهیِ من زیباترین نگاره و پندارها را میآفریند, میاندیشم
چون شما هم گفتید از زبان پاک خوشی میبرید با این سُهش آشنا باشید که اگر این چنین بود, چرا در این سخنگاه که شایندیِ آن فراهم است کمی به پارسیگویی نمیپردازید؟
پارسیگر
Mehrbodاین سرکار کوروش که هوادار و فرمانبر سرمایهداری باشد هم برگشته به ما میگوید برخی بهرهکش زاده
میشوند و برخی بهرهده, شما که دنبال آزادی بهرهدهها هستی در موهومات به سر میبری, برگرد به فربود!
حالا خودمونیم اگه فرض بگیریم که در این قراداد، یک طرف بهره ده و یک طرف بهره کش هستند، من که در جایی نگفتم برخی بهره ده و برخی بهره کش زاده می شوند. اتفاقن بارها گفتم همه این استعداد و فرصت رو در سرمایه داری دارند که به قول شما بهره ده نباشند. مهر ورزیده حرف در دهن من نگذارید. با تشکر.
😔
Alice😔
جان جانان؟
😊
kourosh_bikhodaجان جانان؟
ها؟! :)
نه نه هیچی.. اشتباهی شده بود! :)
آلیس جان منظورت از باغ طوطی چیست؟! کمی توضیح بده لطفا
یه نفرآلیس جان منظورت از باغ طوطی چیست؟! کمی توضیح بده لطفا
یادی از ما کردی! :)
خوبی؟
چیکارا میکنی؟ اوضاع رو به راهه؟
----
باغ طوطی یه قبرستونیه طرف حرم شاه عبدالعظیم، توی شهر ری جنوب تهرانه. این ماندگاه رو وقتی که تو عوالم نهیلیستی به سر می بردم گذاشتم و هنوز هم عوض نکردم! :)
صادق هدایت توی آثارش به شاه عبدالعظیم خیلی اشاره می کنه (خب چون "مرگ" توی آثارش خیلی پررنگه)، اون موقع بزرگ ترین قبرستون تهران بوده... واسه همین منم از شهر ری و حال و هوای اون ورا خیلی خوشم میاد.
Aliceیادی از ما کردی! :)
خوبی؟
چیکارا میکنی؟ اوضاع رو به راهه؟
شرمنده ام دوسی. تو خوبی؟ :-)
میگذرونیم. ولی به شدت از دست این مملکت بی اعصابم. خیلی خر تو خر شده. معلوم نیست چه کسی تصمیم گیرنده سیاسی و اقتصادی است!
مبلغی پول به دستم رسیده و نمیدانم چکارش کنم:-(
چجوری سرمایه گذاری کنم.. ! هر وزارت خانه ای و اداره ای و دولت و کارگروه و .. هریک حرفای خودشان میزنند.. بهترین سرمایه گزاری فرار از ایران است! :-)
خلاصه اینکه این روزا درگیر زندگی ام...
تو چی؟ چکارا میکنی؟ درس و مشق و امتحانات چکار میکنی؟ بیا فیسبوک بیشتر ببینمت. :-))
راستی نظرت راجع به این تصویر چیه؟

سپاس منم همیشه خوبم دوسی! :)
---
یه پسره هست چند وقتیه به من گیر داده، میگه من هرکاری حاضرم برات بکنم! هرچی بخوای میخرم، هرکاری بخوای میکنم... بهش میگم باید پامو ببوسی؟! :)
میگه باشه بریم بیرون یه جای خلوت کفشتو دربیار من آرزومه پای تو رو ببوسم! :)
فکر کنم اگر اراده کنم یه میلیونی راحت بتونم ازش بتیغم! خیلی اوسکله... خیلی بیشتر از اونی که فکرشو کنی، در واقع من دهنم از تعجب وا می مونه با این حرف می زنم! جالب اینجاس که یکی از همکلاسیهام بوده و بنده خدارو تازه کشفش کردم..
این عکسه منو یاد این بنده خدا انداخت... به این عکسه می گن فتیش بیدیاسام ، در واقع نوعی پارافیلیا و انحراف جنسیه!
