پاتوق شب نشینی

برگ ۲۲۷ از ۲۲۷

Ouroboros #۱۱۳۰۱
Dariush

والا امیر جان این سه چهار سال اخیر، چنان اتفاقات عظیمی در زندگی من رخ دادند که ازدواج کمترین‌اش بود؛ بزرگترین‌اش فروش دار و ندارِ بیش از 15 کار و زندگی، مهاجرت و مهاجرت معکوس با بیش از 50 هزار دلار بدهی و شروع دوباره زندگی، تازه این بار متاهل : )))

بله من نیز دستاوردهای مالی خود را در این بازار مکاره‌ی پرداخته ج.ا یکجا باختم! 😕 احتمالا یکی از دلایل اصلی بیماری روحی و جسمی همین اجبار به فعالیت اقتصادی و برخورد با بازار و بازاری جماعت است که با طبعم سازگار نیست.

Dariush

. به این نتیجه رسیدم که غیر از یک عامل خارجی من بدون ترمز پیش خواهم رفت،

شوربختانه زنان نمی‌توانند نقش ترمز را برای من ایفا بکنند و بیشتر در نقش بنزین روی آتش ظاهر می‌شوند😁

Dariush

چه جالب! ایشان برای من هم کنجکاوی برانگیز هستند! یه جورایی منو یاد خدابیامرز، undead_knight میندازه.

بسیار باهوشتر از آن بنده خدا هستند. او به اشتیاق لعبتکان دلربا در دام نظام افتاد گویا. امیدوارم زنده و سالم باشد هرکجا که هست. 😞وقتی اعتقادات انسان دکوراسیون پرسونای او باشند به جای تلاش برای نوعی از حقیقتمندی اینگونه میشود. کلی «دختر» در این سالها با من تماس گرفتند و علاقه به دیدار حضوری نشان دادند اما من چون سیراب بودم به دام هیچیک از این بسیجی‌های پشمالوی دوجنسه‌نما نیافتادم😁

Dariush

من هنوز هم در فکرش هستم، یکی دوتا ویدئو هم درست کردم ولی حال نکردم زیاد با فرمتش، ولی احتمالا در نهایت این کار را خواهم کرد :)))

ما زیادی وسواسی هستیم. فاروم نویسی هم باعث می‌شود انسان دائم در فکر اندیشه‌های مخالف باورهای خود باشد و در یک ویدیو به جای آنکه با اعتماد بنفس مطلق و کاذب به موضوع بپردازد دائم حاشیه برود و از ایرادهای احتمالی سخن بگوید و بکوشد موضع را تدقیق غیرضروری بکند که از حوصله زومر جماعت خارج است اغلب.