ما علاقه مند به bdsm گنگ بنگ هستیم.لطفا یکی برایمان جور کنید.🌺
توی ایران که سهله بعید میدونم به راحتی بشه توی کره زمین جایی پیدا کرد که bdsm رو کنار گنگ بنگ داشته باشه...به جز شرکت های پورن و در این مورد خاص:
Inspired by the legendary French BDSM erotic novel The Story of O, TheUpperFloor illustrates real lifestyle BDSM as it is lived by 24/7 slaves and Masters
اینها دردهایِ over-socialized شدنه. زندگی نه نیازی هست هر روز جور دیگری باشد نه هیچ مینیازد که
آینده یک آیون دگرسان از امروز باشد. اگر جور دیگری میاندیشید از روی آموزههایی مغزشستشودهندهای است که به شما خوراندهاند.
نیاکان ما همهیِ زندگی شان را بسیار یکنواخت و تکراری میگذراندهاند و آمار افسردگی و هتّا خودکشی هم تا
آنجاییکه پژوهیدهاند میانشان نزدیک به 0 بوده; پس گرفتاری نه در یکنواختی زندگی, که جای دیگر است فیونا جان.
?!we are not what we are :))
یعنی حس ها و افکارمون در مورد زندگی اگر به قول انگلیسیا "ارتودوکس" و مطابق این مدل نباشه نتیجه شستشوی مغزیه!؟از کجا میشه اثبات کرد همین ادعای شما نتیجه شستشوی مغزی نیست؟!
من نظرم یک فرق داره،به نظر من این جور مشکلات نتیجه زندگی ای هست که مدرنیته برای ما فراهم کرد،داشتن وقت بیش از اندازه برای تنها بودن:))
?!we are not what we are :))
یعنی حس ها و افکارمون در مورد زندگی اگر به قول انگلیسیا "ارتودوکس" و مطابق این مدل نباشه نتیجه شستشوی مغزیه!؟از کجا میشه اثبات کرد همین ادعای شما نتیجه شستشوی مغزی نیست؟!
من نظرم یک فرق داره،به نظر من این جور مشکلات نتیجه زندگی ای هست که مدرنیته برای ما فراهم کرد،داشتن وقت بیش از اندازه برای تنها بودن:))
من این را برای هموند کمگوی و زیباسخن امان @Fiona نوشتم, که گرچه کوتاه و خشک, ولی چکیدهیِ دانش و پژوهش فراوان بود, که
بسته به داوریِ من فراخور ایشان بود (اگر دختر بلوند خنگ بودند میگفتم "زندگی باید کرد" و این چرت و پرتهایِ اندرخور دیگر.)
برای دریافت اینکه جایی شستشوی مغزی شدهایم یا نه هم چندین راه و ابزار است: تاریخ + فرگشت + پژوهش (در دیگر همبودها), ...
ب.ن. دانشِ اینکه یکنواختیِ زندگی کوچکترین هُنایشی در سُهش آرامی و خوشیِ هومندی نباید داشته باشد را از این چند راه گردآوردهایم و پس میتوانیم
با دلاستْواری بگوییم اگر کسی از یکنواختی زندگی خسته و اندوهگین بود, انگیزهها و رانههایِ وی دستکاری شدهاند و این از بایستگیهایِ زینده نیست که زندگی اش یکنواخت نباشد;
هتّا در جایی مانند خورد و خوراک هم یکنواختی خوب نیست, زیرا فرایند گُوارش از هر خوراک تهماندهیِ زهری هم میدهد که اگر گوناگونی به آن ندهیم, مایهیِ انباشتگی اش خواهد بود, اگرنه این هم گرفتاری نداشت: خوراک فرگشتیک
خب آخه من دوست دارم زیاد بخورم و به قول حافظ "مردافکن" باشه، معمولا در هفته چندباری مشروب خوب بگیرم جیبم خالی میشه! برای همین کم میخورم. ناگفته نمونه یکی دوباری از اینها خوردم؛ روش نوشته شده بود "ساخته شده در روسیه". ولی یکی از دوستام میگفت خالیبندیه و به احتمال بالا دستسازه؛ مضراتش هم زیاده...! ولی یکی دیگه (همونی که قراره این رو بهم بده) میگه بهترین نوع مشروب و به حرف بقیه اعتنا نکن. موندم چه کار کنم؟
نوش جانتون. بخورید حالشو ببرید. ولی فراموش نکنید چند ماه یپش خیلی اخبار زیادی درباره کوری و حتا مرگ ناشی از مصرف الکل به گوش میرسید. نخورید با جون خودتون بازی نکنید. من به همه دوستانم همیشه یاد میدم که شیشه مشروبو جون مادرشون قبل از دور انداختن بشکنن یا لب پر کنند تا ازش سوء استفاده نشه.
ولی اگر انقدر الکلیست هستید که نمیتونید هی مشروب اصل بخرید، به نظر من خوردن همون اتانول داروخانه ای از اون ساندیسی ها ایمن تره. الکل های طبی از نظر پزشکی قابل خوردن هستند ولی برای اینکه مزه بد و تلخ بگیرند بهشون دناتونیون بنزوات اضافه میکنند. بعضی سوپرمارکت ها الکل طبی میفروشند که برای خوردن مناسب تر هست. یک سوپر مارکتی قدیم نزدیک ما بود که یک شیشه الکل 96 درجه بدون مواد تلخ کننده رو گذاشته بود جلو دخل تا مردم بدونند میتونند ازش خرید کنند.
گذشته از همه اینها فکر کنم شما گفتید در گفتگو هم بودید (که البته من یادم نمیاد). اونجا یک کابری به نام freeman بود که آداب مشروب خوری رو در یک جستار توضیح میداد. من اونجا یاد گرفتم که ساعت ها با دوست و فامیل بشینم مشروب بخورم و حال کنم بدون اینکه خراب بشم. حالا شما ودکا بخرید بخورید به مقدار کافی. فکر نمیکنم یه شیشه ودکا رو بتونید در عرض 2 هفته تموم کنید! ودکا ابسولوت اصل اینجا شیشه ای 70-75 گیر میاد.
ولی اگر انقدر الکلیست هستید که نمیتونید هی مشروب اصل بخرید، به نظر من خوردن همون اتانول داروخانه ای از اون ساندیسی ها ایمن تره. الکل های طبی از نظر پزشکی قابل خوردن هستند ولی برای اینکه مزه بد و تلخ بگیرند بهشون دناتونیون بنزوات اضافه میکنند. بعضی سوپرمارکت ها الکل طبی میفروشند که برای خوردن مناسب تر هست. یک سوپر مارکتی قدیم نزدیک ما بود که یک شیشه الکل 96 درجه بدون مواد تلخ کننده رو گذاشته بود جلو دخل تا مردم بدونند میتونند ازش خرید کنند.
از این پیشنهادهای نسنجیده ندهید به دیگران! 😉
آن زمان که من ایران بودم هم الکل طبی که بشود نوشید سخت گیر میامد و هر داروخانهای نداشت,
یکی از دوستانِ دوستان من هم سر همین الکلهایِ "طبی" که نوشیده بود ٩٠% بینایی اش را از دست داد.
ولی اگر انقدر الکلیست هستید که نمیتونید هی مشروب اصل بخرید، به نظر من خوردن همون اتانول داروخانه ای از اون ساندیسی ها ایمن تره.
نه من "الکلیست" نیستم. بیشتر دوست دارم بادهی شاعرانه بخورم. :) اتانول؟! من اگه برای سلامتی خودم ارزشی قائل نبودم که این پرسش رو اینجا مطرح نمیکردم. اگر این نوع شراب مضره خب بسادگی نمیخورم! چون یکی از دوستام تعریف میکرد و یکی دیگه میگفت خالی میبنده، دچار دوگانگی بودم و خواستم اینجا مطرح کنم..! همین.
آن زمان که من ایران بودم هم الکل طبی که بشود نوشید سخت گیر میامد و هر داروخانهای نداشت,
یکی از دوستانِ دوستان من هم سر همین الکلهایِ "طبی" که نوشیده بود ٩٠% بینایی اش را از دست داد.
الکل طبی روش محتویاتش رو نوشتن و پروانه وزارت بهداشت هم داره. الکل طبی که در بیمارستان ها مصرف میشه نباید حاوی متانول باشه وگرنه خطراتی به همراه داره. دوست شما اتانول نمیخریده. به محتویاتش دقت کنید درسته.
الکل طبی روش محتویاتش رو نوشتن و پروانه وزارت بهداشت هم داره. الکل طبی که در بیمارستان ها مصرف میشه نباید حاوی متانول باشه وگرنه خطراتی به همراه داره. دوست شما اتانول نمیخریده. به محتویاتش دقت کنید درسته.
اتانول = الکل خوراکی
ما اینجا دربارهیِ الکل چوب و متانول! چیزی نگفتیم. اتانولی که در داروخانهها میفروشند هرگز آن اندازه ناب نیست و آت
و آشغالهایی که بهمراه دارد (دربرگیرندهیِ کمی از همین متانول) میتواند شما را کور یا هتّا بکشد; تازه در ایران که خود اشان
دستی هم چند تا آت و آشغال دیگر میافزایند که تلخ و بدمزه و نخوردنی شود که همهیِ اینها خوردن اش را براستی کودنانه میکند.
بابا جان انقدر دعوا نکنید! مخمر خمیر و نون همه جا گیر میاد! یک مقدار خیلی کمی شکر (یک قاشق چایخوری) و یک مقداری مخمر (یم قاشق غذا خوری) + یک جعه آبجو اسلامی وطنی ی بدون الکل را بریزید در دبه درش را ببندید بگذارید یک جای تاریک بعد از مدتی میشود آبجو با الکل مناسب دوباره بریزید توی شیشه نوش کنید خلاص. ضرر هم نداره خیلی هم خوشمزست.
شهریارجان خوبی؟ خوش میگذره پسرم؟ به پُستهای من پسند میدی. خبری شده دوستم؟
خیر،مگر قرار بوده خبری باشد؟ای بابا قبلا هم پسند زده بودم حواست نبوده.🌺
هیچ،دیدم آواتار ات را تغییر دادی و از آنجایی که من از این بانوی در این عکس خوش ام می آید گفتم یک پسندی هم بزنم.جایزه ی تغییر آواتار بود،با آن عکس ترسناک پیشین به کلی آبروی کیتی پری را برده بودی.😞
خیر،مگر قرار بوده خبری باشد؟ای بابا قبلا هم پسند زده بودم حواست نبوده.🌺
هیچ،دیدم آواتار ات را تغییر دادی و از آنجایی که من از این بانوی در این عکس خوش ام می آید گفتم یک پسندی هم بزنم.جایزه ی تغییر آواتار بود،با آن عکس ترسناک پیشین به کلی آبروی کیتی پری را برده بودی.😞
میدونم! دیدم آواتار قبلی فوقالعاده من رو ترسناک و مرموز کرده بود، ماندگاهم هم که قبرستان باغ طوطی شاه عبدالعظیم بود! همینطوری امروز خوب، بد زشت سرجیو لئونه رو میدیدم و دیالوگه "هی بلوندی، میدونی چی هستی؟" رو شنیدم و خلاصه دلم هوای وسترنهای دهه شست میلادی رو کرد! آواتار تو هم من رو یاد Unforgiven از کلینت ایستوود میندازه! البته شخصا آواتار اون آقائه ریشوئه رو بیشتر دوست داشتم.
من هم دوست نداشتم گفتمان پراکنده باشد ولی گاری کشان
پاریس هیلتون، همه جا، از "گزین گویه ها" ، " فرتور های
بامزه "!، تا همینجا ( هلوکاست) کارزار و جبهه جنگی باز
کردند و ما هم که خوره ی این جنگ ها هستیم، کوتاه نیامدیم !
خیر،مگر قرار بوده خبری باشد؟ای بابا قبلا هم پسند زده بودم حواست نبوده.
هیچ،دیدم آواتار ات را تغییر دادی و از آنجایی که من از این بانوی در این عکس خوش ام می آید گفتم یک پسندی هم بزنم.جایزه ی تغییر آواتار بود،با آن عکس ترسناک پیشین به کلی آبروی کیتی پری را برده بودی.
من که میگویم با این احوال وقت آغازیدن دوبارهیِ مسابقهیِ آواتور است، زحمتش را بکش شهریار عزیز!
میدونم! دیدم آواتار قبلی فوقالعاده من رو ترسناک و مرموز کرده بود، ماندگاهم هم که قبرستان باغ طوطی شاه عبدالعظیم بود! همینطوری امروز خوب، بد زشت سرجیو لئونه رو میدیدم و دیالوگه "هی بلوندی، میدونی چی هستی؟" رو شنیدم و خلاصه دلم هوای وسترنهای دهه شست میلادی رو کرد! آواتار تو هم من رو یاد Unforgiven از کلینت ایستوود میندازه! البته شخصا آواتار اون آقائه ریشوئه رو بیشتر دوست داشتم.
البته من نه از unforgiven خوش ام آمد و نه از خوب بد زشت.سرجیو لئونه فقط با روزی روزگاری در آمریکا.براستی این فیلم و آهنگهای موریکونه بی بدیل هستند.
کدام آواتار را می گویید؟کریستوف والتز در جانگو را می گویید؟می گویند دارد یک فیلم وسترن دیگر برای تارانتینو بازی می کند،من که امیدوارم در بردن اسکار هت ریک کند.
موافقت میشه! شهریارجان آستینهارو بالا بزنید. شما هم راسلجان فکری به حال آواتار جدید بکنید که این یکی واقعا آبرو ریزیه...
البته یک فکرهایی کردهام برایش، یک فرتوری بود که بسیار از آن خوشم آمده بود ولی دربارهاش مردد بودم؛ برای مسابقه خوب است و اگر برگزار شود آنرا آواتورم قرار میدهم.
کدام آواتار را می گویید؟کریستوف والتز در جانگو را می گویید؟می گویند دارد یک فیلم وسترن دیگر برای تارانتینو بازی می کند،من که امیدوارم در بردن اسکار هت ریک کند.
خب من جانگو رو ندیدم و اصلا نمیدونستم چنین فیلمی وجود داره! :) شاید باورت نشه ولی من مدتهاست که نه چندان سینما رو بطور حرفهای دنبال نمیکنم بلکه اصلا هیچ فیلمی نمیبینم. یه زمانی شدیدا اهل سینما بودم و اون هم مربوط به دوران دبیرستانم بود :) مراسم اسکار و اخبار روز رو هم گاهی اتفاقی توی fb یا جاهای دیگه میبینم... کلا از دنیا به شدت عقبم و از این بیخبری لذت میبرم. نابخشوده رو چرا دوست نداری؟ بهترین شبه وسترن ایستوود از نظر من همین بود و به نوعی تمام وصیتهای این آدمکش دوستداشتنی در نابخشوده خلاصه بود. موریکونه یه آهنگ داره با نام ecstasy of gold که توی یکی از اجراهای زندهی متالیکا نواخته میشه. من اون رو از سینما پارادیزو و بقیه آثارش بیشتر دوست دارم.
خب من جانگو رو ندیدم و اصلا نمیدونستم چنین فیلمی وجود داره! :) شاید باورت نشه ولی من مدتهاست که نه چندان سینما رو بطور حرفهای دنبال نمیکنم بلکه اصلا هیچ فیلمی نمیبینم. یه زمانی شدیدا اهل سینما بودم و اون هم مربوط به دوران دبیرستانم بود :) مراسم اسکار و اخبار روز رو هم گاهی اتفاقی توی fb یا جاهای دیگه میبینم... کلا از دنیا به شدت عقبم و از این بیخبری لذت میبرم. نابخشوده رو چرا دوست نداری؟ بهترین شبه وسترن ایستوود از نظر من همین بود و به نوعی تمام وصیتهای این آدمکش دوستداشتنی در نابخشوده خلاصه بود. موریکونه یه آهنگ داره با نام ecstasy of gold که توی یکی از اجراهای زندهی متالیکا نواخته میشه. من اون رو از سینما پارادیزو و بقیه آثارش بیشتر دوست دارم.
خب دلیل اش اینست که من کلا از فیلم های وسترن خوشم نمی آید، برعکس عاشق بازی های کامپیوتری وسترن هستم مثل :سری Desperados و Red Dead Redemption،جانگو هم فیلم قشنگی نبود،اما من شیفته ی بازی والتز هستم. به خاطر بازی والتز حتما این فیلم راببین.در مورد دلزده شدن از فیلم و سینما هم به نگرم طبیعی است،من خودم اکثرا پس از دیدن یک فیلم براستی زیبا و یا خواندن یک داستان زیبا تا هفته ها سمت هیچ فیلم یا کتابی نمی روم،گونه ای از شکست عشقی را تجربه می کنم.😄
من پیشنها می کنم ِDial M for Murder را ببین،من تازه دارم می فهمم هیچکاک بزرگ که بوده.
من پیشنها می کنم ِDial M for Murder را ببین،من تازه دارم می فهمم هیچکاک بزرگ که بوده.
تعریفش رو شنیدم. در مورد هیچکاک نقطهی اوج تمام هنرش بدون هیچ شکی سایکو بود. درواقع یکی از فیلمهایی که من رو نابود کرد همین روانی بود! تمامی عناصری که برای "ترس" مخاطب باید فراهم باشه به وفور در فیلمنامه و تکنیکهای ساختاری فیلم دیده میشد. شرمنده من آخرین فیلمی که دیدم توی سینما بود (😓) با عنوان "آیینههای رو به رو". البته به اجبار دوستان بود اگرنه من سینماهای ایران رو کلا به رسمیت نمیشناسم. -------- خوب ایرانبانو هم که بله رو گفت و بزودی تاپیک استارت میخوره، من پیشنهادم اینه که شهریار هم نامنویسی کنه و آواتارش رو قرار بده و بعد بره مسافرت. من هم که ظاهرا دوستان از همین آواتار بلوندی خوششون امده.
تعریفش رو شنیدم. در مورد هیچکاک نقطهی اوج تمام هنرش بدون هیچ شکی سایکو بود. درواقع یکی از فیلمهایی که من رو نابود کرد همین روانی بود! تمامی عناصری که برای "ترس" مخاطب باید فراهم باشه به وفور در فیلمنامه و تکنیکهای ساختاری فیلم دیده میشد. شرمنده من آخرین فیلمی که دیدم توی سینما بود (😓) با عنوان "آیینههای رو به رو". البته به اجبار دوستان بود اگرنه من سینماهای ایران رو کلا به رسمیت نمیشناسم. -------- خوب ایرانبانو هم که بله رو گفت و بزودی تاپیک استارت میخوره، من پیشنهادم اینه که شهریار هم نامنویسی کنه و آواتارش رو قرار بده و بعد بره مسافرت. من هم که ظاهرا دوستان از همین آواتار بلوندی خوششون امده.
تصحیح میکنم این برای پارسال بود، بعد از اون یه فیلم سینمایی هم از بهمن قبادی دیدم با عنوان "فصل کرگدن" که چیزی در حد فاجعه بود. :)
درست است،من سایکو را سالها پیش(به گمانم در دوران نو جوانی دیدم) و اتفاقا به تازگی هم می خواهم برای بار دوم آنرا ببینم. خب من آخرین فیلم ایرانی ای که دیدم جدایی نادر از سیمین بود که آن هم چنگی به دل نزد،در مورد فصل کرگدن هم راست می گویی،تنها "فاجعه" به درستی این فیلم را توصیف می کند،اتفاقا چند روزی هم در نت بحث داشتیم با دیگران که این فیلم به واقع آشغال بود و ایشان به سبب رگ آریایی همچنان در حال دفاع از این فیلم مزخرف بودند.😒
به سبب اینکه از قرارِ معلوم شما از پارسیگویی خود را بازنشسته کردهاید، این پرسش را بار دیگر پاسخ خواهم داد. .... من از طریق همین پارسینویسیهای دوستان توانستم به نثرخود شمایی بهتر و منسجمتر بدهم؛ چرا که ریزهکاریهایی را در زبان پارسی یافتم که تا پیش از این نمیدانستم.
من قبلا هم به این نکته اصرار ورزیده بودم. شما باید بهوش باشید که پارسیگویی پیش و بیش از هرچیز موضعی علیه اسلام و مذهب عربهاست، فردوسی هم آلت دست این جنبش برای ستیختن و مبارزه با کیش عربها. تا اینجا
به خودی خودی هیچ خرده ای به پارسیگویان وارد نیست و من هم مخالفتی ندارم، مشکل زمانیست که سرهنویسی به عنوان محقترین و والاترین چهرهی زبان ایرانیان جلوه داده میشود و هر نوع دیگری از زبان فارسی که عاری از لغات اصیل ریشهدار باشد به سرعت محکوم میشود.
شما میخواهید نثر خود را آراسته کنید باید خزانهی واژگانتان پر باشد، چه عربی و چه پارسی، هیچ ربطی هم به پارسینویسی سره ندارد.
به خودی خودی هیچ خرده ای به پارسیگویان وارد نیست و من هم مخالفتی ندارم، مشکل زمانیست که سرهنویسی به عنوان محقترین و والاترین چهرهی زبان ایرانیان جلوه داده میشود و هر نوع دیگری از زبان فارسی که عاری از لغات اصیل ریشهدار باشد به سرعت محکوم میشود.
بیجاست. سنجه، کارآمدی زبان است که با آلودگی تازی، ما دو جور دستور زبان و دو جور قانون و دو جور اندیشه که با هم در ستیزند در ویر خود میپروریم و دچار ناتوانی واژه سازی ( دانشیک و فلسفی و فندی و هنری و ... ) بوده و از دریافت چم های باریک ناتوان شده ایم. برای همین هم هزار سال است که جز آفتابه به جایی نرسیده ایم.
بیجاست. سنجه[١]، کارآمدی[٢] زبان است که با آلودگی تازی، ما دو جور دستور زبان و دو جور قانون و دو جور اندیشه که با هم در ستیزند در ویر[٣] خود میپروریم و دچار ناتوانی واژه سازی ( دانشیک[٤] و فلسفی و فندی و هنری و ... ) بوده و از دریافت چم[٥] های باریک ناتوان شده ایم. برای همین هم هزار سال است که جز آفتابه به جایی نرسیده ایم.
بیجاست. شما هم مثل کسروی برای انسجام دینستیزی از سر و کول واژههای فارسی بالا میروید. «دو جور زبان» و «دو جور اندیشه» و امثالهم نداریم، دستور زبان پارسی با دساتیر عربی ممزوج شده است و آفتابهسازی هم ربطی به دوتا کلمهی عربی ندارد؛ مغلطه نکنید. اگر زبان فارسی در «واژهسازی ناتوان بود» هیچ کلمهی عربی قدرت اختلاط با وندهای فارسی را نداشت. حال اما کثیری از کلمات عربی وجود دارد که با وندهای فارسی اخت و مانوس شده اند و جزء لاینفکی از وسعت و عظمت زبان فارسی را تشکیل میدهند.
بیجاست.
سنجه، کارآمدی زبان است که با آلودگی تازی، ما دو جور دستور زبان
و دو جور قانون و دو جور اندیشه که با هم در ستیزند در ویر خود
میپروریم و دچار ناتوانی واژه سازی ( دانشیک و فلسفی و فندی
و هنری و ... ) بوده و از دریافت چم های باریک ناتوان شده ایم.
برای همین هم هزار سال است که جز آفتابه به جایی نرسیده ایم.
• پارسیگر
البته من تاثیر زبان رو اندیشه رو میپذیرم و حتی یکی از مدافعین سرسختش هستم ولی این تاثیر "حد" داره.
مگرنه دانشمندان ایرانی در دوران حکومت اسلامی با زبانی جز عربی یا عربی-فارسی فکر میکردند!؟
ما اینجا دربارهیِ الکل چوب و متانول! چیزی نگفتیم. اتانولی که در داروخانهها میفروشند هرگز آن اندازه ناب نیست و آت
و آشغالهایی که بهمراه دارد (دربرگیرندهیِ کمی از همین متانول) میتواند شما را کور یا هتّا بکشد; تازه در ایران که خود اشان
دستی هم چند تا آت و آشغال دیگر میافزایند که تلخ و بدمزه و نخوردنی شود که همهیِ اینها خوردن اش را براستی کودنانه میکند.
همان الکل پیکموتوری باز بهتر است.
میدونم اتانول خوراکیه. منظورم اینه که دوست شما اتانول خالص نمیگرفته. روی شیشه نوشته میشه که حاوی چه چیزهاییه.
ما یه همسایه ای داشتیم همیشه شبها تو تاریکی دم در مینشست سیگار میکشید. بعضی وقتهام یه لیوان کوچک بغل دستش بود. یه بار بهم گفت الکل طبی میخوره. به جز مخش هم همه جاش سالم بود 😃
اصلن خود شرکت های تولید کننده از ترس اینکه کسانی اینو نخورند جرات نمیکنند بهش متانول بزنند. ولی به همین خاطر مواد تلخ کننده میزنند.
سنجه[١]، کارآمدی[٢] زبان است که با آلودگی تازی، ما دو جور دستور زبان و دو جور قانون و دو جور اندیشه که با هم در ستیزند
مگه اندیشه زبان عربی چیه که با پارسی در ستیزه؟ کارِ زبان اینه که ارتباط رو برقرار کنه و مفاهیم رو انتقال بده. حالا میخواد عربی باشه یا پارسی یا زبان دلفین ها. همشون یک کاربری و هدف دارند. حالا یکی کمتر یکی بیشتر. ولی دیگه ستیز ندارند که.
البته من تاثیر زبان رو اندیشه رو میپذیرم و حتی یکی از مدافعین سرسختش هستم ولی این تاثیر "حد" داره.
مگرنه دانشمندان ایرانی در دوران حکومت اسلامی با زبانی جز عربی یا عربی-فارسی فکر میکردند!؟
نه، زبان مادری پورسینا و بیرونی و انیها پارسی ، انهم پارسی کمابیش سره بود ( آنها همزمانه ی فردوسی و از خراسان بزرگ بودند که کمتر دست خورده بود و ایراندوستانی چون ابو مسلم پرورش داد. بوده اند) و عربی را در مکتب یاد گرفته اند. اینها همه پرورده ی زمان سامانیان هستند که ایرانی پرور و پارسی دوست بودند و پس از پایان فرمانروایی انان و سرکار امدن غزنویان که اسلامیست بودند، کم کم به چگالی واژگان عربی افزوده و اندیشه ورزی نیز برافتاد، بگونه ای که همانند پورسینا دیگر پیدا نسد ( یک خیام بود که آنهم از ترس تکفیر میلرزید)
بیجاست. شما هم مثل کسروی برای انسجام دینستیزی از سر و کول واژههای فارسی بالا میروید. «دو جور زبان» و «دو جور اندیشه» و امثالهم نداریم، دستور زبان پارسی با دساتیر عربی ممزوج شده است و آفتابهسازی هم ربطی به دوتا کلمهی عربی ندارد؛ مغلطه نکنید. اگر زبان فارسی در «واژهسازی ناتوان بود» هیچ کلمهی عربی قدرت اختلاط با وندهای فارسی را نداشت. حال اما کثیری از کلمات عربی وجود دارد که با وندهای فارسی اخت و مانوس شده اند و جزء لاینفکی از وسعت و عظمت زبان فارسی را تشکیل میدهند.
بیجاست، دستور زبان سامی و دستور زبان هندواروپایی با هم ناسازگارند یکی کالبدی ( فاعل مفعول ..) و دیگری وندی است ( کاروَر، کارگیر..) و ایندو باهم نمیخوانند. در عربی نمیتوان گفت " دماسنج" باید ا ز آمایش افزوده ی دو واژه سود برد: "میزان الحرارة ". زبان عربی برای خودش شاید خوب باشد ولی آوردن ۷۰% آن به زبان پارسی به بهانه ی دینداری، نارواست. هم اکنون هم فرهنگستان "جمهوری اسلامی" دارد واژه های فرنگی را با عربی و .. جایگزین میسازد که بدید خود با " هجمه ی فرهنگی غرب" جنگ نماید ، ناآگاه از اینکه آلودگی هرچه بیشتر زبان پارسی به نابودی ان در برابر زبانهای جهانی بویژه انگلیسی خواهد انجامید. هم اکنون در دانشگاه های ترازبالاتر کشور های عربی دارند به انگلیسی آموزش میدهند چون عربی از همپیشی در واژه سازی دانشیک ناتوان است و خود عرب هم در تاریخ خود نتوانسته اند یک دستاورد دانشیک و فندی و اندیشوی و فلسفی که شایان یاد اوری باشد، به جهانیان پیشکش نمایند. پس به وارونه، این جمهوری اسلامی است که تنها و تنها به انگیزه ی ایدئولوژیک، با عربیزه کردن هرچه بیشتر زبان پارسی ، به گمان خود با ایرانی گری و فرهنگ باخترزمینی میجنگد ولی در فربود، گور این زبان را میکند ، برای یک مشت دلار بیشتر!
----
نکته: دستور، یک واژه ی پارسی است و چندینه سازی عربی آن ناروا و در راستای سردرگمی یادگیرندگان این زبان است که بجای یک "ها" باید با استاید واکراد و شواهین و ارامنه و گزارشات!! سر و کله بزنند !! = خنجر به زبان پارسی
نکته: دستور، یک واژه ی پارسی است و چندینه[٩] سازی عربی آن
ناروا و در راستای سردرگمی یادگیرندگان این زبان است که بجای
یک "ها" باید با استاید واکراد و شواهین و ارامنه و گزارشات!!
سر و کله بزنند !! = خنجر به زبان پارسی
مزدک جان سخت نگیرید, ایشان تازگیها دارند خود اشان را به هنریهایِ ترولگری میآرایاند:
بیجاست، دستور زبان سامی و دستور زبان هندواروپایی با هم ناسازگارند یکی کالبدی[١] ( فاعل مفعول ..) و دیگری وندی است ( کاروَر[٢]، کارگیر[٣]..) و ایندو باهم نمیخوانند. در عربی نمیتوان گفت " دماسنج" باید ا ز آمایش[٤] افزوده ی دو واژه سود برد: "میزان الحرارة ". زبان عربی برای خودش شاید خوب باشد ولی آوردن ۷۰% آن به زبان پارسی به بهانه ی دینداری، نارواست. هم اکنون هم فرهنگستان "جمهوری اسلامی" دارد واژه های فرنگی را با عربی و .. جایگزین میسازد که بدید خود با " هجمه ی فرهنگی غرب" جنگ نماید ، ناآگاه[٥] از اینکه آلودگی هرچه بیشتر زبان پارسی به نابودی ان در برابر زبانهای جهانی بویژه انگلیسی خواهد انجامید. هم اکنون در دانشگاه های ترازبالاتر کشور های عربی دارند به انگلیسی آموزش میدهند چون عربی از همپیشی[٦] در واژه سازی دانشیک[٧] ناتوان است و خود عرب هم در تاریخ خود نتوانسته اند یک دستاورد دانشیک و فندی و اندیشوی و فلسفی که شایان یاد اوری باشد، به جهانیان پیشکش نمایند. پس به وارونه، این جمهوری اسلامی است که تنها و تنها به انگیزه ی ایدئولوژیک، با عربیزه کردن هرچه بیشتر زبان پارسی ، به گمان خود با ایرانی گری و فرهنگ باخترزمینی میجنگد ولی در فربود[٨]، گور این زبان را میکند ، برای یک مشت دلار بیشتر!
بیخود است. اولا در پیام قبلی گفتم که برخی از دساتیر و قوانین عربی امروزه جزئی از زبان فارسی هستند و با "وندها" ممزوج شده اند. اگر میخواهید فهرست کثیری از لغات عربی که با تکواژهای پارسی درآمیختهاند را بیاورم؟! ثانیا تمام این حرفها را مثل صفحهی گرامافون هزاربار تکرار کرده اید و نیازی به بازگویی دوباره نیست! ثالثا "دساتیر" هم طبق قواعد زبان فارسی واژهی نادرستی است، اما دوست داشتم کمی عربی بنویسم. Problem؟
بیخود است. اولا در پیام قبلی گفتم که برخی از دساتیر و قوانین عربی امروزه جزئی از زبان فارسی هستند و با "وندها" ممزوج شده اند. اگر میخواهید فهرست کثیری از لغات عربی که با تکواژهای پارسی درآمیختهاند را بیاورم؟! ثانیا تمام این حرفها را مثل صفحهی گرامافون هزاربار تکرار کرده اید و نیازی به بازگویی دوباره نیست! ثالثا "دساتیر" هم طبق قواعد زبان فارسی واژهی نادرستی است، اما دوست داشتم کمی عربی بنویسم. Problem؟ :)
بیجاست، DNA ویروس ایدز هم بخشی از پیکر بیمار است ولی این رخکرد بسنده نیست که بگوییم خوب هم هست. دوباره گویی و چندباره گویی چیزی که درست است از درستی آن نمیکاهد و به وارونه همچنین با اگاهی از انیکه نادرست سخن می گویید, در همین یک پیام سه گناه انجام داده اید: دو سفسته برپاد فرنودسار و یک خیانت برپاد ایران.
دشنام برای این است که علاقهی وافری دارید تا از من مچگیری کنید و دست به کثافتکاری میزنید. در جستار دیگری همین کار را کردید و پیام زدوده شدهی دویست سال پیش را در تالار آوردید و بعد هم من ناراحت شدم و چیزی نگفتم، اما این بار اگر تکرار کنید بیشک حالتان را جا میاوریم. :) کودن.
بیجاست، DNA ویروس ایدز هم بخشی از پیکر بیمار است ولی این رخکرد[١] بسنده نیست که بگوییم خوب هم هست. دوباره گویی و چندباره گویی چیزی که درست است از درستی آن نمیکاهد و به وارونه همچنین با اگاهی[٢] از انیکه نادرست سخن می گویید, در همین یک پیام سه گناه انجام داده اید: دو سفسته برپاد فرنودسار[٣] و یک خیانت برپاد ایران.
بیخود است. شما میگویید این دو سامانه با هم در ستیزند و نمیخورند! اما هزاران هزار واژهی فارسی وجود دارد که با عربی مانوس میباشد.
پس چطور این دو سامانه بهم نمیخورند؟
حرفهای تکراری از این جهت گفتم که بدیهیات را برای من توضیح ندهید و خودم بارها در پیامهایتان آنان را خوانده و غور کردهام.