پاتوق شب نشینی

برگ ۱۲۷ از ۲۲۶

Russell #۶۳۰۱
Dariush

من چندی پیش میخاستم از طریق اتوبوس، به شهری سفر کنم، هدستی شبیه به این روی گوشم بود :
nokia_bluetooth_headset_bh_604_thumb.jpg

اینها لامصب صدایشان خیلی بلند است و به راحتی تا شعاع چند متری صدایش شنیده می‌شود! من با موهای ژولیده و سر و رویی شبیه به شیطان پرست‌ها:))، همراه با آن هدست روی گوش و صدای بلند این آهنگ رفتم روی یک صندلی نشستم، همینطور تو فاز آهنگ بودم که بعد از یک ربع که سه چهار بار آن را گوش دادم، متوجه شدم تا شعاعِ سه صندلی از هر طرف، همه فرار کرده‌اند

😆

sonixax #۶۳۰۲
Dariush

--------------------------

داریوش جان پاسخ من به مهربد بود که گفته بود غربی ها!
خوب آلمان و سوئد و دانمارک هم غرب هستند دیگه!

sonixax #۶۳۰۳

این Nano Computer ها چه قدر باحال هستند!
500 گیگ هارد
2 گیگاهرتز پردازنده 2 هسته ای
4 گیگ رم
یک چیپ گرافیکی قابل قبول و خوب
همش 200 یورو 👍
الان دارم روی یکیشون لینوکس میریزم بکنم سرور 💪

Mehrbod #۶۳۰۴

ترک قهوه هم سردرد و داستانی دارد‌ ها, خوب است سیگاری نشدیم

((:

sonixax #۶۳۰۵
Mehrbod

ترک قهوه هم سردرد و داستانی دارد‌ ها, خوب است سیگاری نشدیم ((:

من یه روز چای نزنم سردرد میگیرم! قهوه که جای خود.
حتا آدامس هم اعتیاد میاره، من یک مدتی همش آدامس میجویدم و به خاطر همون استخوانهای فکم ساییده شد مجبور شدم به دستور پزشک خیلی کمش کنم یکی دو ماه اول سردرد داشتم و عصبی بودم تا درست شد.

الان دیگه عادتش از سرم افتاده شاید یک روز در میان 10 - 20 دقیقه از این Dental Care ها بزنم .

مزدك بامداد #۶۳۰۶
Alice

نه من با این همسو نیستم! در ترزبان هم خودتان آستین بالا زده اید مزدک جان و برای نمونه
آسمان دنیا را به "پایین ترین" آسمان مینوی ترزبانیده اید. ببینید «آسمان دنیا» به چم آسمان اول
و یا یکی از آسما‌نهای هفتگانه (=المیزان) است و اینکه شما می‌گویید مرز میان آسمان‌های
هفتگانه و آسمانهای مینوی است (همان آسمان ثوابت که با رنگ آبی روشن کرده اید) اینچنین نیست!

ترجمه مشکینی: همانا ما آسمان نزدیك (به زمین شما) را به زینت و زیور اختران آراستیم.
تفسیر آیات قرآن کریم – سوره صافات – آیه 6 – کتاب تفسیر راهنما – تألیف آیت الله هاشمی رفسنجانی:
إنّا زیّنّا السماء الدنیا بزینة الکواکب : آسمان پرستاره، نزدیک ترین آسمان به زمین؛ از میان مجموعه آسمان ها، تنها نزدیک ترین آسمان به اهل زمین، با ستارگان آراسته شده است. «الدنیا» (مؤنث «أدنی») از افعال تفضیل بوده و به معنای «نزدیک ترین» است و در مقابل «أقصی» (دورترین) قرار دارد. گفتنی است که نزدیک ترین بودن آسمان پرستاره، در مقایسه با کره زمین سنجیده شده که انسان ها در آن زندگی می کنند.
(= تازه اگر هم نزدیک بودن را نسبت به خدا بسنجیم باز هم جور نمیاید.)

بازگردان قران و یا نوشتار های کهن باید از روی دانش و پژوهش هرمنوتیک باشد و نه تنها از روی ریشه شناسی واژه ها.
برای نمونه واژه ی مزخرف، از زخرف میاید و به چم گوهرکاری و زرکاری است و نوشتارهایی در کهن که دبیران برای
خودنمایی با واژگان ناآشنای عربی (در انزمان) سرشار میکردند، "مزخرف" نامیده میشد و دیرتر، از آنجا که مردم هامی،
به هر نوشته یا گفتاری که هوش نمیکردند و غلنبه و سلمبه بود، مزخرف میگفتند، این واژه اکنون برابر با چمی نایسته
و بد شده که همان یاوه گویی و .. میباشد. یا نمونه ی دیگر، واژه جنء از ریشه ی ج ن ن = پنهان بودن میاید، چون
میگفتند که پریان را نمیشود دید. سپس به کسانی که رفتار بهنجار نداستند، گفتند جن زده = مجنون. ولی اگر کسی اکنون
بیاید بگوید که مجنون برابر با پنهان شده است، درست بازگردان کرده؟ ، نه چون به روند تاریخی و هرمنوتیک واژه آشنا
نیست. واژه ی دنیا هم همین است که گرچه از "دون" ( که بیشتر چم پایین را دارد و نه نزدیک= قرب) آمده ولی خودش
دیرتر چم ویژه ای یافته است. برای نزدیک بودن میشد هم از واژه ی "قرب"-> اقرب/قرباء (نزدیک ترین) سود جست.
اکنون بیاییم ببینیم که ریشه ی این هفت در هفت آسمان چه بوده؟ چرا هشت نبوده و شس نبوده؟ بسادگی برای اینکه
چشم آدمی توانسته بوده که هفت گویال گردنده ی آسمانی را شناسایی کند ( و ستارگان چون در جایگاه خود ، در سنجش
با دیگر ستارگان و ستاره ی سرگاهی شمالی نمیجنبیدند، "ثوابت" = ثابت ها = استواران ، نامیده شدند) و این گویال
ها چنین نام داشتند:

١-ماه (لونا) ، ٢-خورشید(آپولو) ، ۳-تیر ( هرمس)، ۴-ناهید (افرودیت)، ۵-بهرام (آرس)،
۶-زاوش(زئوس)، ۷- کیوان (ساتورن). اینها در ستاره شناسی کهن همه ی جهان، ایران و یونان (ارستو ..) پرآوازه
بودند و پیش از اسلام هم همه جا دانسته بود که هفت گویال در هفت آسمان میگردند.

این به سادگی به همراه دیگر
آموزه های انزمان ( مانند پزشکی گالن (جالینوسی)) به قران اندر شد و اگر جز این بود، مردمی که آیه های قران
را میشندیدند میگفتند به کدام هفت آسمان که میگویی نگاه کنیم ؟ از انجا که از زمین میشد بهرام و کیوان و .. را هم
که در آسمانهای بالاتر بودند دید، آسمانهارا از بلور (کریستال شیشه) می انگاشتند که چیزی شکننده هم هست!
( در قران هم درباره ی شکستن و تکه تکه شدن آسمان آمده) . پس همچنان که میبینیم و از آنجا که قران نمیتوانسته
چیزی را در جایگاه گواه و نمونه ی توان خدا بیاورد که برای مردم آنزمان ناآشنا و نادیدنی بوده باشد و از انجا
که دانشمندان پسا اسلامی مانند خیام و ابوریحان بیرونی نیز همین هفت آسمان را یاد کرده و در نوشتار خود اورده اند
( و نمیتوانسته اند بر پاد قران هم سخن گفته باشند). ناچاریم از روی روش هرمنوتیک بپذیریم که فردید قران همان
هفت آسمانی بوده که پیش از اسلام هم در کیهان شناسی یونانی رومی ایرانی .. آشنا بوده. ( نزدیک ترین آسمان از
آسمان های گفتگانه نیز اسمان ماه بوده است) . از انی گذشته، برای کیهان شناسان باستان هم روشن بوده است
که ستارگان از همه ی این هفت گویال از زمین دورترند و این آسمان ستارگان، از انیرو نمیتوانسته که نزدیک ترین
آسمان به زمین نام نهاده شود و سدای کسی هم در نیاید! کوتاه سخن، در اینجا تنها دانستن زبان عربی برای بازگردان
درست این ایه های کیهان شناسی بسنده نیست و بایستی روش هرمنوتیک و دانش در باره ی کیهان شناسی زمان
محمد هم داشت تا بتوان ، بازگردان درستی نمود. هرچند که در اینجا، بازگردان درست به زیان اسلام بوده و شاید از انیرو
بویژه در بازگردان های نوین، کوشیده میشود که بجای آسمانهای هفتگانه، یک جوری اسپاش و اتمسفر و انهارا بگذارند!
( یادمان نرود که تفسیر المیزان هم گرچه کهن تر از رفسنجانی است ولی در زمانی بوده که کیهان شناسی نوین پدید امده.
ما در تفسیر المیزان به آنچه که به زبان عربی وابسته است، دل استوار میکنیم و از آن برای خود اسلامیست ها
که در پی چم های دیگر از قران هستند، بنمایه میاوریم ولی روشن است که برای خودمان دید گسترده تری از این داریم.)
از سوی دیگر از اسلامیست ها بخواهند پافشاری نمایند که آسمان ستارگان" نزدیک ترین"! است بایستی روشن کنند
که آن "شش" آسمان مانده کجا هستند و چرا در قران میگوید که به آنگاه کنید، اگر ناپیدا میباشند؟



پارسیگر

Spehr #۶۳۰۷
sonixax

من یه روز چای نزنم سردرد میگیرم! قهوه که جای خود.
حتا آدامس هم اعتیاد میاره، من یک مدتی همش آدامس میجویدم و به خاطر همون استخوانهای فکم ساییده شد مجبور شدم به دستور پزشک خیلی کمش کنم یکی دو ماه اول سردرد داشتم و عصبی بودم تا درست شد.

من وقتی چای می نوشم بسیار های می شوم! بویژه اگر در سرما و هوای آزاد باشد.
+
جایی خوانده بودم آدامس خیلی بد است، زیرا عضلات فک را نیرومند و قوی می کند و مایه انقباض بخشی از صورت می شود و این مایه سردرد میشود.
البته نگران نباشید چند ماه بعد از ترک ،خوب میشید.

Mehrbod #۶۳۰۹
مزدك بامداد

١-ماه (لونا) ، ٢-خورشید(آپولو) ، ۳-تیر ( هرمس)، ۴-ناهید (افرودیت)، ۵-بهرام (آرس)،
۶-زاوش(زئوس)، ۷- کیوان (ساتورن). اینها در ستاره شناسی کهن همه ی جهان، ایران و یونان (ارستو ..) پرآوازه
بودند و پیش از اسلام هم همه جا دانسته بود که هفت گویال در هفت آسمان میگردند

PN2 - سیاره

مزدك بامداد #۶۳۱۰
Mehrbod

PN2 - سیاره

نپتون و اورانوس در کهن شناخته شده نبودند چون نمیشد بی تلسکوپ
دید شان. از اینرو نپتون و اورانوس نمیتوانند نام کهن ایرانی داشته
باشند ولی میتوان نام همتا به آنها داد که نپتون همان آبان،
و اورانوس همان آسمان است . اهوره هم همان هرمز است
که برای برجیس ( ژوپیتر) بکار رفته و نمیشود دو جا بکار برد.

لینک بنمایه ی دهخدایی اهوره هم نادرست است و به آناهیتا ( ناهید) بر میگردد.

Spehr #۶۳۱۱
Mehrbod

PN2 - سیاره

اورانوس در زبان یونانی یعنی آسمان،
نپتون هم خدای دریاها بوده است.

مزدك بامداد #۶۳۱۲

قال رسول الله (ضرت):
اَنَا طَویلَةُ العِلمِ وَ عَلیُّ گاوها
من طویله دانشم و علی گاو آن طویله است.
کنز الادیان فی معارف بند تنبان
فصل یکم-

طویلة العلم

Mehrbod #۶۳۱۳
مزدك بامداد

نپتون و اورانوس در کهن شناخته شده نبودند چون نمیشد بی تلسکوپ
دید شان. از اینرو نپتون و اورانوس نمیتوانند نام کهن ایرانی داشته
باشند ولی میتوان نام همتا به آنها داد که نپتون همان آبان،
و اورانوس همان آسمان است . اهوره هم همان هرمز است
که برای برجیس ( ژوپیتر) بکار رفته و نمیشود دو جا بکار برد.

لینک بنمایه ی دهخدایی اهوره هم نادرست است و به آناهیتا ( ناهید) بر میگردد.

سپاسگزارم مزدک جان, برای این Apâmnapât هیچ دلاستوار نبودم; ایرنگها را نیز ویراستم: PN2 - سیاره

Newton #۶۳۱۴

درود👻
به مدد یاری شیاطین که با شهاب ساقب رانده میشوند
دوباره پس از مدتی دوری از سایت به علت مشگلات شخصی دوباره برگشتم
هرچند کسی یادمان نبود
بعد از غیب کبرای اول و صغرای دوم
------------------
امید که دوباره بتوانم مفید واقع بشوم و خدمت دوستان مستفیذ گردیم
باشد که چنین گردد😬
---------------------------------------

sonixax #۶۳۱۷

پنج نتیجه منطقی رضایت شاکی محمود کریمی

[h=1]پنج نتیجه منطقی رضایت شاکی محمود کریمی[/h]

پارسینه: خبرکوتاه بود شاکی محمود کریمی در ماجرای تیراندازی این مداح مشهور در اتوبان بابایی تهران رضایت داد، خبری که تا چند روز خبر اول رسانه ها و سایت های خبری بود.

اما از این خبر، می توان نتایج منطقی زیر را برداشت کرد:

1- برخلاف ادعاهای مدافعین محمود کریمی، مشخص می شود این اراذل واوباش نبوده اند ، که به خودروی وی نیمه شب حمله کرده اند ، چرا که اراذل واوباش معمولا بعد از حمله به قربانیان خود به کلانتری ودادسرا نمی روند که از طرف مقابل بدلیل مقاومت و عدم همکاری شکایت کنند.

2- محمود کریمی ودوستانش این روزها زحمات فراوانی برای گرفتن رضایت کشیده اند، زحماتی که حالت خوشبینانه آن می تواند، ارسال گل وشیرینی ، پرداخت هزینه گلگیر سوراخ شده خودروی 206 براثر اصابت گلوله و فرستادن واسطه ها وریش سفیدی می باشد که البته می توان حالت بدبینانه ای هم در نظر گرفت که چون اساسا باید در مورد مداحان خوشبین بود از نگارش آن خودداری می کنیم.

3- حامیان حاج محمود کریمی، باید به سرعت تکلیف سناریوی صهیونیستی خود را معلوم کنند، چرا که آنان نوشته بودند گروهی از عوامل اسراییلی به این مداح ارزشی حمله کرده وحالا که این عوامل با پای خود به دادسرا آمده تا اعلام رضایت کنند ، باید بسرعت وارد عمل شوند وحاج محمود کریمی بجای روبوسی وتشکر از دادن رضایت باید این عوامل را دستگیر وبا استفاده از اسلحه خود به مراجع امنیتی تحویل دهند.

4- جنبه عمومی جرم هم نباید فراموش شود، براساس گزارش کلانتری که مورد تایید حاج محمود کریمی نیز هست ایشان نیمه شب اقدام به تیراندازی با دست کم شش گلوله در معبر عمومی کرده است، در حالی که استفاده از تفنگ آب پاش برهم ریختن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی به حساب می آید بعید است شلیک چندین گلوله وسط یک خیابان جنبه عمومی نداشته باشد.

5- دوستان حاج محمود کریمی که این روزها برای دفاع از دوست خود مشغول تعریف کردن داستانهای جنایی مانند سه بار اقدام به قتل کریمی یا داستانهای جاسوسی و پروژه سازمانهای اطلاعاتی برای ریختن آّبروی مداحان هستند بهتراست از این پس، جهت کنترل براعصاب خود هنگام عصبانیت از نسخه های خارجی مانند کلاسهای یوگا یا نسخه های داخلی مانند نوشیدن گل گاو زبان استفاده کنند تا برای توجیه کردن آن اینقدر مجبور به زیاده روی در استفاده از قوه تخیلشان نشوند.

Theodor Herzl #۶۳۱۸

کسی‌ که جانش در خطر باشه حق داره از سلاح گرم برای دفاع از خودش استفاده کنه! حالا اگر این حج محمود کریمی‌ هرکی‌ که هست می‌خواهد باشه ، اگر واقعا از نظر جانی احساس خطر کرده ، از دیدگاه اخلاق ایرادی بهش نیست که از سلاح گرم استفاده کرده!

Anarchy #۶۳۱۹
Theodor Herzl

کسی‌ که جانش در خطر باشه حق داره از سلاح گرم برای دفاع از خودش استفاده کنه! حالا اگر این حج محمود کریمی‌ هرکی‌ که هست می‌خواهد باشه ، اگر واقعا از نظر جانی احساس خطر کرده ، از دیدگاه اخلاق ایرادی بهش نیست که از سلاح گرم استفاده کرده!

تو ایران که همه مجوز حمل سلاح ندارن... این حاجی هم معلوم نیست به چه دلیلی مجوز داشته !! اما همون مجوز دار ها هم هر زمانی نمیتونن از سلاح استفاده کنن و در این زمینه قانون داریم :

مرکز پژوهشها - قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری

تازه به گفته سردار رادان ، اون کسانی که حاجی باهاشون درگیر شده اوباش نبودن و اونها از حاجی شاکی شدن 😉 !! این وسط طرفدارای حاجی برای اینکه دیدن اوضاع خرابه شروع کردن به شایعه ساختن و حتی مساله رو یک توطئه صهیونیستی دونستن قضدش خراب کردن وجهه حاجی بوده 😖 !!

undead_knight #۶۳۲۰

سر این قضیه بیانیه شاهین نجفی و واکنش ها بهش به من برای چندمین بار ثابت شد که بدبختی ما اینه که ملت سر چاقوکشی اشتراک دارند و سر دلیلش اختلاف! :|

Dariush #۶۳۲۱

لینک بده ببینیم واکنش‌ها را آندد.
این شاهین نجفی معلوم نیست فکر کرده که کیست که به خود حق می‌دهد همه کس را قضاوت کند. ویدئوی بیانیه‌اش را دیدم از خنده مردم، شبیه به این برنامه‌های ملکوتی صدا و سیما بود😄

Dariush #۶۳۲۲

@Mehrbod
یکی از کنجکاوی‌های من این است که شما چگونه به خاطر دارید که چه مطلبی مرتبط به یک بحث جاری در حال را مثلا دو سال پیش در فلان جستار گفته‌اید که اینطور فوری آنها را پیدا می‌کنید!

Nevermore #۶۳۲۳
Dariush

لینک بده ببینیم واکنش‌ها را آندد.
این شاهین نجفی معلوم نیست فکر کرده که کیست که به خود حق می‌دهد همه کس را قضاوت کند. ویدئوی بیانیه‌اش را دیدم از خنده مردم، شبیه به این برنامه‌های ملکوتی صدا و سیما بود😄

در بالاترین و شبکه های اجتماعی پر است.جماعت ترول(من براستی دیگر باور مند شده ام که بیشینه ی ایرانیان در فضای مجازی از دست همان مردمی هستند که به پیج مسی یا فرناندا لیما یا ناسا حمله کرده اند.) هم شب و روز در حال سینه زدن زیر پرچم لمپنی چون نجفی هستند.
این ها را ببین:

http://www.youtube.com/watch?v=20fR4TkRgvg شاهین... - دماوندیه - FriendFeed
بالاترین: شاهین نجفی، فرهنگ ذلت و هنرمندان بنفش!
ﺑﻨﻆﺮﺗﻮﻥ ﻣﻴﺸﻪ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﺧﻮاﻧﻨﺪﻩ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺎﺷﻪ و ﻳﺎ ﺭﻣﺎﻥ... - امیر - FriendFeed

من از سبک صحبت کردن عصبی شاهین نجفی خوشم نمی آید.... - Arghanoun - FriendFeed

هرکجا هم بروی و بگویی بابا این آدم شخصیت جالبی نداره سریع میگن زود باش بگو به روحانی رای دادی یا نه؟😂

داریوش جان یادم هست یک پیکی در مورد فضای مجازی ایران و شباهت آن به قهوه خانه ها در جستار انتخابات نوشته بودی.به ناگاه یاد آن سخنانت افتادم واینکه دقیقا زدی بودی وسط خال.

Dariush #۶۳۲۴
Nevermore

در بالاترین و شبکه های اجتماعی پر است.جماعت ترول(من براستی دیگر باور مند شده ام که بیشینه ی ایرانیان در فضای مجازی از دست همان مردمی هستند که به پیج مسی یا فرناندا لیما یا ناسا حمله کرده اند.) هم شب و روز در حال سینه زدن زیر پرچم لمپنی چون نجفی هستند.
این ها را ببین:
YouTube - پیام شاهین نجفی به هنربندانی که در تالار رودکی به استقبال آخوند روحانی رفتند شاهین... - دماوندیه - FriendFeed
بالاترین: شاهین نجفی، فرهنگ ذلت و هنرمندان بنفش!
ﺑﻨﻆﺮﺗﻮﻥ ﻣﻴﺸﻪ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﺧﻮاﻧﻨﺪﻩ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺎﺷﻪ و ﻳﺎ ﺭﻣﺎﻥ... - امیر - FriendFeed

من از سبک صحبت کردن عصبی شاهین نجفی خوشم نمی آید.... - Arghanoun - FriendFeed

هرکجا هم بروی و بگویی بابا این آدم شخصیت جالبی نداره سریع میگن زود باش بگو به روحانی رای دادی یا نه؟

همین است دیگر شهریار جان، وقتی کسی چون شاهین نجفی را اینقدر جدی می‌گیرند که اینچنین جوگیر شده و خود را داروغه‌ی شهر می‌بیند که هرکه بر خلاف میل‌اش عمل کرد اینچنین او را لجن‌مال کند، نباید از اینطور متعجب شد.

Nevermore

داریوش جان یادم هست یک پیکی در مورد فضای مجازی ایران و شباهت آن به قهوه خانه ها در جستار انتخابات نوشته بودی.به ناگاه یاد آن سخنانت افتادم واینکه دقیقا زدی بودی وسط خال.

☺️
وقایع، اخبار و اطلاعات انتخابات ریاست‌جمهوری 92 - برگ 46

اینترنت برای اکثریتِ عظیمِ ایرانیان همان قهوه‌خانه‌های مدرن است که در آن بنشینند چمپیونزلیگِ گنده‌گوزی برگزار کنند؛ مش‌قربان بگوید «والا آقا، این مردمو چی به خوشبختی، کسی که میره به یه آخوند رای میده همون بهتر که بادمجونو رو کیلویی دوهزار تومن بخره» و در پاسخ به او ممدعلی پس از قورت کشیدنِ چای بگوید: «آره عمو، خواهرزاده‌ی من رفته آلمان، بیا ببین چی میگه از مردمش، از فرهنگش، از دولتش، از خیابوناش، از خانوماش ، وای وای وای (همراه با آهی جانگداز)، باید رید پسِ سرِ این مردمِ چلمنگِ خودمون که میان واسه رئیس جمهور شدنِ یه آخوند پاچه‌ور مالیده جشن میگیرن» در ادامه اصغرآقا این سمفونی را چنین ادامه میدهد «به نظرِ من که لیاقتِ این مردم همون احمدی‌نژاده» و در انتها مش‌قربان که مُفَتِحِ این بحثِ ابرکارشناسی بوده، همراه با تکان دادنِ سرش و لحنی جگرسوز چنین بحث را به پایان میبرد:«شاهِ بیچاره خوب این مردمو شناخته بود»! یعنی این بحث‌ها دقیقا برایم تداعی‌سازِ همان بحث‌هایی‌ست که من در قهوه‌خانه‌هایی که در گذشته گاه‌گداری درشان گیر میکردم، بینِ پیر و پاتال‌ها شکل میگرفت و با این تفاوت که اینبار وسعتِ گنده‌گوزی‌ها به واسطه خواندنِ چند صفحه کتاب و چند مقاله از این سو آنسو، تماشای کانال‌های ماهواره‌ای و احتمالا دانستنِ یک زبانِ انیرانی، چندبرابر شده و اگر تا دیروز قادر به پاره کردنِ کونِ خر بود، اکنون به راحتی میتواند کونِ زاراپوزایدن یا تیرانازاروس را از هم بِدَرَد. چند سالِ پیش من به تاثیرِ مثبتِ اینترنت بسیار امیدوار بودم، کنون اما کاملا مایوس گشته‌ام، چراکه همان فضای موجود در نانوایی‌ها، تاکسی‌ها، پارک‌ها، قهوه‌خانه‌ها... اکنون به صورت فرگشت‌یافته و در شکلی بس پیچیده در فضای مجازی ایرانی تداوم یافته و شما ممکن است در حسرتِ اندکی استدلالِ درست، منطق در کلام، استنادِ معتبر، واقع‌بینی... و هر سخنی که بتوان آنرا ارزشمند حساب کنید، تمامِ فضای اینترنتِ ایران را کاوش کنید و در انتها همچون کسیکه در بیابان برای یافتنِ آب چاه میکند، مایوس و سرخورده شوید. شاید بی‌دلیل نبود که احمدی‌نژاد چند سالِ پیش میخواست قهوه‌خانه‌ها و قلیان‌سراها را جمع کند، میخواست بگوید شما که فیس‌بوک و بالاترین دارید، به قهوه‌خانه و قلیان‌سرا چه نیاز دارید؟

MEHDI #۶۳۲۵

دوستان علاقه مند به متال! من می خواهم با این سبک موسیقی آشنا بشم و شروع به گوش دادن کنم. لطفا کمی از این موسیقی بگید و چند تا آهنگ خوب برای دانلود معرفی کنید.

🌺

kourosh_bikhoda #۶۳۲۶
Anarchy

تو ایران که همه مجوز حمل سلاح ندارن... این حاجی هم معلوم نیست به چه دلیلی مجوز داشته !! اما همون مجوز دار ها هم هر زمانی نمیتونن از سلاح استفاده کنن و در این زمینه قانون داریم :

مرکز پژوهشها - قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری

بابا کجای کارید. مامور در حال انجام ماموریت بدرقه متهم به قتل هم باشه، اگر متهم فرار کنه با وجود سه بار فرمان ایست و تیر هوایی و در نهایت هدف گیری کمر به پایین هم انجام بده ممکنه کارش به دادسرای نظامی بکشه و قاضی دهانش را سرویس میکنه که گه خوردی ایجاد رعب و وحشت در جامعه کردی.

Theodor Herzl

کسی‌ که جانش در خطر باشه حق داره از سلاح گرم برای دفاع از خودش استفاده کنه! حالا اگر این حج محمود کریمی‌ هرکی‌ که هست می‌خواهد باشه ، اگر واقعا از نظر جانی احساس خطر کرده ، از دیدگاه اخلاق ایرادی بهش نیست که از سلاح گرم استفاده کرده!

خیر یک چیزی هست به اسم دفاع مشروع، در دفاع مشروع باید دفاع با حمله هم خوانی داشته باشه. ماده 61 قانون مجازات اسلامی در این مورد صحبت کرده. اجماع شرایط زیر باید باشه تا دفاع مشروع قانونی باشه:

  1. دفاع با خطر و تجاوز متناسب باشد
  2. عمل ارتکابی بیش از حد لازم نباشد
  3. تنها وسیله برای رفع تجاوز یا خطر باشد
  4. توسل به قوای دولتی بدون فوت وقت ممکن نباشد یا مداخله قوای مذکور در دفع تجاوز و خطر موثر واقع نشود

بنابر این اگر واقعن هم جان و مال و ناموس این مردکه عربده کش در خطر بوده، با توجه به قانون بکارگیری سلاح و این ماده 61 باید اخطار و شلیک هوایی پیش از نشانه گیری به مهاجم انجام میشده که نشده.

Russell #۶۳۲۷
Mehrbod

از دوست امان @Russell هم خبری نیست این چند روزه; باید خستو[٣] شوم برای نخستین بار دلتنگ وی شده‌ام ((:

چند صنعت ادبی در این دو جمله بود :D
با این وجود باز هم سپاس که به یاد من بودی دوست دیرینه (پارسی را هم پاس داشتیم) !

sonixax #۶۳۲۸
Theodor Herzl

کسی‌ که جانش در خطر باشه حق داره از سلاح گرم برای دفاع از خودش استفاده کنه! حالا اگر این حج محمود کریمی‌ هرکی‌ که هست می‌خواهد باشه ، اگر واقعا از نظر جانی احساس خطر کرده ، از دیدگاه اخلاق ایرادی بهش نیست که از سلاح گرم استفاده کرده!

جان این حاجی و دوستان گردن کلفتش که مجوز حمل سلاح در کشوری که تفنگ آب پاش داشتن هم جرم امنیتی داره در خطر بوده ؟! شوخی میکنید ؟!

sonixax #۶۳۲۹
MEHDI

دوستان علاقه مند به متال! من می خواهم با این سبک موسیقی آشنا بشم و شروع به گوش دادن کنم. لطفا کمی از این موسیقی بگید و چند تا آهنگ خوب برای دانلود معرفی کنید.

موسیقی متال باید موسیقی متال باشد! موسیقی متالی که موسیقی متال نباشد موسیقی متال نیست!!!

برای شروع اگر یکدفعه ای برید سراغ Hardrock و Heavy metal و اینها فوری زده میشوید .
پیشنهاد من اینه که از موسیقی های Alternative Rock شروع کنید و کم کم به سمت بقیه سبکهای متال بروید .

آلترناتیوهای خوب رو میتونید در موسیقی های گروه هایی مثل Anathema , Green Day , The Rasmus , H.I.M , Nightwish , Nirvana و مانند اینها پیدا کنید .

بعدش که به اینها عادت کردید میتونید از شاهکارهای گروه هایی نظیر A Perfect Circle , Marylin Manson , Metallica , System of a Down و ... لذت ببرید.

دست آخر هم احتمال خیلی زیاد به موسیقی هایی نظیر موسیقی گروه Haggard علاقمند میشید اگر دو مرحله بالا رو رد کردید .
در کل گروه خوب و موسیقی خوب توی این سبک خیلی زیاده حتا سبک Epic هم بسیار شنیدنی و جذابه و گروه هایی مثل اوانسنس هم هستند که موسیقیشون برای شروع خوبه.

ولی برای شروع این دو تا موسیقی شاید حالتون رو جا بیاره :

http://www.youtube.com/watch?v=Y96WY5Do_bs
http://www.youtube.com/watch?v=C4x1Mq-NFFc

MEHDI #۶۳۳۰

البته من همه آهنگ های معروف مریلین منسون رو گوش دادم و چند تا از متالیکا و آهنگ هایی از گروه های مختلف به صورت پراکنده ولی در مجموع شناخت کمی از متال و راک دارم و دنبال یک راه مشخص هستم تا به طور منسجم شروع به گوش دادن کنم. از راهنمایی دقیق ات خیلی ممنون.

MEHDI #۶۳۳۱

دو آهنگ هم بسیار زیبا و دلنشین بودند. با این اینترنت کمی طول کشید تا ببینم ولی ارزشش را داشت.

🌹😍

Theodor Herzl #۶۳۳۲
sonixax

جان این حاجی و دوستان گردن کلفتش که مجوز حمل سلاح در کشوری که تفنگ آب پاش داشتن هم جرم امنیتی داره در خطر بوده ؟! شوخی میکنید ؟!

من از روی principle گفتم که زمانی‌ که جان یک نفر در خطر است ، آن شخص میتواند از سلاح گرم در دفاع از خود استفاده کند ، در مورد این مداح من نظری ندارم چون جزئیات مساله رو نمیدونم.

Dariush #۶۳۳۳
sonixax

بعدش که به اینها عادت کردید میتونید از شاهکارهای گروه هایی نظیر A Perfect Circle , Marylin Manson , Metallica , System of a Down و ... لذت ببرید.

می‌گویند زمانی بین عارف قزوینی و ملک‌شعرای بهار درگیری بود. مستشاری آمده بود و از عارف در مورد شاعرانِ معاصر ایرانی پرسید و عارف هیچ اسمی از شاعر بزرگی چون ملک‌شعرا نبرد! حکایت توست میلاد جان! می‌شود جایی از هوی متال سخن برود و از رامشتاین چیزی گفته نشود؟☺️

sonixax #۶۳۳۴
MEHDI

دو آهنگ هم بسیار زیبا و دلنشین بودند. با این اینترنت کمی طول کشید تا ببینم ولی ارزشش را داشت.

قابلی نداشت .

Theodor Herzl

من از روی principle گفتم که زمانی‌ که جان یک نفر در خطر است ، آن شخص میتواند از سلاح گرم در دفاع از خود استفاده کند ، در مورد این مداح من نظری ندارم چون جزئیات مساله رو نمیدونم.

بله اون درسته ، در مورد این مداح جان اون زوج جوان در خطر بوده و اسلحه دست این شپشوی سینه زن برای حسین تازی 💩

sonixax #۶۳۳۵
Dariush

می‌گویند زمانی بین عارف قزوینی و ملک‌شعرای بهار درگیری بود. مستشاری آمده بود و از عارف در مورد شاعرانِ معاصر ایرانی پرسید و عارف هیچ اسمی از شاعر بزرگی چون ملک‌شعرا نبرد! حکایت توست میلاد جان! می‌شود جایی از هوی متال سخن برود و از رامشتاین چیزی گفته نشود؟

راستش داریوش جان من نه از زبان آلمانی چندان خوشم می آید و نه از موسیقی که به زبان آلمانی خوانده شده باشد ، یعنی اگر مجبور نبودم هرگز به این زبان در جاهایی که نیازه صحبت نمیکردم 👎. برای همین نامی از رامشتاین نبردم. البته موسیقی خالی اش بسیار دلنشین و زیباست ولی وقتی شروع به خواندن میکند از نظر من یک لنگ را میگیرد این طرف آن یکی را آن طرف و 🚽 همین باور را در باره انواع و اقسام موسیقی متال و هارد راک در مورد هر زبان دیگری به غیر از انگلیسی دارم به خصوص عربی و ترکی و فارسی 😜 دست خودمان نیست چه کنیم ما هم این طوری کس خلیم دیگر

😄

Dariush #۶۳۳۶
sonixax

راستش داریوش جان من نه از زبان آلمانی چندان خوشم می آید و نه از موسیقی که به زبان آلمانی خوانده شده باشد ، یعنی اگر مجبور نبودم هرگز به این زبان در جاهایی که نیازه صحبت نمیکردم . برای همین نامی از رامشتاین نبردم. البته موسیقی خالی اش بسیار دلنشین و زیباست ولی وقتی شروع به خواندن میکند از نظر من یک لنگ را میگیرد این طرف آن یکی را آن طرف و همین باور را در باره انواع و اقسام موسیقی متال و هارد راک در مورد هر زبان دیگری به غیر از انگلیسی دارم به خصوص عربی و ترکی و فارسی دست خودمان نیست چه کنیم ما هم این طوری کس خلیم دیگر

ای بابا، من هنوز نمی‌توانم اختلاف سلیقه‌هایی در این سطح را درک کنم! زبانِ آلماینی به این زیبایی؛ پس از پارسی، یکی از زیباترین زبانهایی‌ست که شناخته‌ام. اتفاقا زمانی که رامشتاین شروع به خواندن می‌کند، شور و خروش در من بیدار می‌شود! به نظرم آلمانی با این نوع موسیقی تفاهم بالایی دارند! اما قبول دارم که راک و متال چندان با پارسی و عربی همخوان نیست. پارسی زبان شعر رمانیتک و آرام بوده و قدری نامانوس می‌نماید ترکیب‌اش با این موسیقی‌ها.

Anarchy #۶۳۳۷
kourosh_bikhoda

بابا کجای کارید. مامور در حال انجام ماموریت بدرقه متهم به قتل هم باشه، اگر متهم فرار کنه با وجود سه بار فرمان ایست و تیر هوایی و در نهایت هدف گیری کمر به پایین هم انجام بده ممکنه کارش به دادسرای نظامی بکشه و قاضی دهانش را سرویس میکنه که گه خوردی ایجاد رعب و وحشت در جامعه کردی.

این مصاحبه هم جالبه :

شاکی پرونده تیراندازی مداح معروف: محمود کریمی در حال حرکت به ما شلیک کرد/ همسرم هنوز می ترسد

ظاهرا شاکی رضایت داده... خودش که گفته به خاطر امام و حسین و تقاضای مادرش یوده و فشاری در کار نبوده !! جالب تر اینه که حاج محمود مستقیم شلیک کرده به ماشین یارو و یارو شانس آورده که تیر نخورده ، علتشم این بوده که از ماشین حاجی سبقت گرفته بوده... من بعد از دیدن اون کلیپ عزداری ، فهمیدم حاجی کلا مخ+لس هست و تعادل روانی نداره...

مزدك بامداد #۶۳۳۸
Dariush

زبانِ آلماینی به این زیبایی؛ پس از پارسی، یکی از زیباترین زبانهایی‌ست که شناخته‌ا

یکی از کاستی های زبان آلمانی در چامه گویی آشکار میشود،
چرا که زبان آلمانی زبانی دراز-واژه است. برای نمونه اگر یک
نسک ۴۰۰ برگی انگلیسی به آلمانی برگردان شود و font آن
هم یکسان بماند، یک نسک ۶۰۰ برگی میشود، چون واژه های
آلمانی به میانگین، دراز/پـُرسیلاب ترند. نمونه :
speed = Geschwindigkeit
omnipresence=Allgegenwärtigkeit
sister=Schwester
sunshine = Sonnenschein
shâh e delam (4)=assoltân e qalb i (6) = Le roi de mon coeur (5) = The king of my heart (5)= Der König meines Herzens (7), ..
برای نمونه من به همراه نوه هایم، فیلم های کارتون والت دیسنی
را به انگلیسی نگاه میکنم، گاهی هم به فرانسه و آلمانی. آوازها
و چامه هایی که در ان ها هستند، در ویراستار انگلیسی آن، دارای
چگالی آگاهی بیشتری در سنجش با آلمانی هستند. چگالی
فرانسه به انگلیسی نزدیک تر و گاه بهتر است. ( و برای همین میتوان
گفت که فرانسه برای چامه سرایی از انگلیسی هم اندکی بهتر میباشد)
***
داشتن شمار سیلاب های میانگین بالا، چامه سرایی را که جای
مرزمندی برای سیلاب ها دارد، سخت میکند. زبان پارسی از
اینرو که "حرف تعریف Artikel " ندارد، از برتری چامه سرایی
بالایی برخوردار است . زبان سامی/عربی از زبان پارسی هم
اندکی کوتاه-واژه تر است و برای همین چامه گویی در ان و چگالی
آگاهی فشرده شده در شمار سیلاب های یکسان، بالاتر میباشد،
ولی خب، در زمینه های دیگرکاستی دارد، مانند توان واژه سازی
و روشنی و یک-به-یک گویایی چم ها Eineindeutigkeit


پارسیگر

Dariush #۶۳۳۹

از لحاظ آوایی و آهنگ کلام چطور مزدک گرامی؟
من وقتی سخن گفتن یک آلمانی را گوش می‌دهم حس می‌کنم و آن را با سخن گفتن یک فرانسوی مقایسه می‌کنم، حس میکنم آلمانی زیباتر و گوشنوازتر است. آیا خاصیتی هست در این زبان یا اینکه صرفا یک احساس شخصی است؟

مزدك بامداد #۶۳۴۰
Dariush

از لحاظ آوایی و آهنگ کلام چطور مزدک گرامی؟
من وقتی سخن گفتن یک آلمانی را گوش می‌دهم حس می‌کنم و آن را با سخن گفتن یک فرانسوی مقایسه می‌کنم، حس میکنم آلمانی زیباتر و گوشنوازتر است. آیا خاصیتی هست در این زبان یا اینکه صرفا یک احساس شخصی است؟

بدید من هم چنین است ولی از انجاییکه از بچگی بویژه در فیلم های جنگی که
آلمانی ها همواره خشن و با دیسپیلین بودند و هی "آختونگ" میگفتند و هی
هم کشتار و تار و مار میشدند، بیستر ایرنیان این انگاره ی ویری را که گویا
زبان آلمانی درشتآهنگ است را در خود میپرورند و یا زبان فرانسه را
خوشاهنگ تر میشمارند، در جاییکه زبان فرانسه بسیار یکنواخت هم میتواند
باشد و رنگارنگی زبان آلمانی را ندارد. ولی چیزی که به زبان آلمانی برتری
راستین و نه ویرین را میدهد، باریکی و روشنی فرایافتهایی است که میتوان
با آن به شنونده و خوانندگان رسانید و برای همین به دید من برترین زبان
دانش و فلسفه و ادبسار والاتراز است.

پارسیگر

MEHDI #۶۳۴۱
Dariush

ای بابا، من هنوز نمی‌توانم اختلاف سلیقه‌هایی در این سطح را درک کنم! زبانِ آلماینی به این زیبایی؛ پس از پارسی، یکی از زیباترین زبانهایی‌ست که شناخته‌ام. اتفاقا زمانی که رامشتاین شروع به خواندن می‌کند، شور و خروش در من بیدار می‌شود! به نظرم آلمانی با این نوع موسیقی تفاهم بالایی دارند! اما قبول دارم که راک و متال چندان با پارسی و عربی همخوان نیست. پارسی زبان شعر رمانیتک و آرام بوده و قدری نامانوس می‌نماید ترکیب‌اش با این موسیقی‌ها.

شما زبان آلمانی را بلدید و می فهمید رامشتاین چه می گوید؟

Mehrbod #۶۳۴۲
Dariush

@Mehrbod
یکی از کنجکاوی‌های من این است که شما چگونه به خاطر دارید که چه مطلبی مرتبط به یک بحث جاری در حال را مثلا دو سال پیش در فلان جستار گفته‌اید که اینطور فوری آنها را پیدا می‌کنید!

چگونه به یاد دارم یا چگونه میابم اشان داریوش جان؟

در خود یادسپاری که من رویدادنگارانه همه‌یِ سخنها را در یاد دارم و میکوشم کمترین چسب را هم به آنها بزنم. ب.ن. داریوش بَهمان
سخن را گفت چون این فَردید را داشت یا بیسار را در پاسخ با بَهمان آهنگ و واژه گفت چون این را میازید و دیگرها.
این "چون"‌ها چسب هستند و من میکوشم همواره با کمترین چسب همه چیز را در یاد داشته باشم.
کمترین چسب میشود رایانه که تنها داده‌ها را دارد و نمیتواند هیچ بفرجامد, بیشترین چسب را هم کوته‌اندیشان و مغزهای ناآموخته میزنند (برای اینها هر چیزی یک 'چون' پشت اش
هست و هزار سال هم بگذرد روی چونی که داده‌اند پامیفشرند), در این میان بهینه‌ترین رویکردی که من یافته‌ام سود بردن از خوارزمیکِ "درگاشت بیشترینه" بوده: Maximum entropy - WiKi

در این رویکرد اگر برای نمونه من میتوانستم در پس نوشته‌یِ کسی "یازشی پنهان" بسُهم آنها را همچنان چسب چون نزده و تن به وسوسه‌یِ توضیح‌پذیر کردن
آن براه چون نژادپرست بود, چون مسلمان بود, چون X نمیدهم, بجای آن رویداد را در همینجور "آویزان" در یاد نگهداشته و در آینده در پرتویِ داده‌هایِ نو میکوشم ببینم گاسِ من از یازش پنهان درست بوده یا نه.

درباره‌یِ یافتن هم نگارش من سامانیک است و نوشته‌هایِ خود ام را همیشه بی کوچکترین دشواری و دورریختن زمان میابم و همینجا نخستین چیزیکه می‌گوگلم میشود نوشته‌یِ من در همینباره: ‫site:daftarche.com نگارش mehrbod موتور جستجو‬‎ - Google Search

شیوه ی نوشتار در تالارهای گفتمان

در کنار اینها, در این سخنگاه نبردهای گوناگون در ترازهای گوناگون میروند و تنها میبسندد به آنها بنگرشید.

برای نمونه میدانستید در این سخنگاه نخستین بار @Ouroboros بجای "بررسی" نوشت "برسی"؟

و میدانستید تنها @Russell بهمین شیوه مینویسد؟ (به دید من ٧٠% خودآگاه و گونه‌ای یاد کردن از امیر) و اینکه @Alice پیشتر یک جنگ بر سر "بررسی کردن" درست است یا "بررسیدن" با من کرده و آنرا باخته؟ ساختارشناسی زبان پارسیک - برگ 16

یا در این میان تنها کمابیش من @مزدك بامداد و خود @Alice (در سخن با ما) میگوییم بررسیدن؟ ((:

پارسیگر

Anarchy #۶۳۴۳
Mehrbod

برای نمونه میدانستید در این سخنگاه نخستین بار @Ouroboros بجای "بررسی" نوشت "برسی"؟

من میدونستم 😄 !!

Mehrbod #۶۳۴۵
sonixax

خود آلمانی ها میگویند زبان قشنگی ندارند! من نمیدانم دوستان چه طور میگویند زبان زیباییست!!!

من هم دوست ندارم, ولی پیشنداوریده و همچنان میآموزم ببینم سرانجام شیرین و اینها میشود یا نه (:

مزدك بامداد #۶۳۴۶
sonixax

خود آلمانی ها میگویند زبان قشنگی ندارند! من نمیدانم دوستان چه طور میگویند زبان زیباییست!!!

روشن است که آهنگ گفتار و ایستار چهره است که در این ویدئو ها کارساز است

و نه اینکه زبان آلمانی براستی چنین درشت باشد.


http://www.youtube.com/watch?v=rigFkhoqZmo

Mehrbod #۶۳۴۷
مزدك بامداد

و نه اینکه زبان آلمانی براستی چنین درشت باشد.

من این نوشتار از مارک تواین را خوانده بودم آلمانی را به فرا-اندازه نرمآهنگی ایراخته بود, بویژه جاهاییکه پایِ ناسزا و دشنامگویی در میان است, تا وارونه!

"The Awful German Language" by Mark Twain

پارسیگر

Dariush #۶۳۴۸

عجب! من در این تاریکیِ پرسکوت تنها هستم! تاریکی، مرکب خیال و اوهام را رم می‌دهد، دل را از آسوده از مهمیز عقل و عقل را رها از نیزه و خدنگ دل. نکند دوستانِ عاشق‌پیشه‌ی ما نیز چون فرهاد چنان در مدح شیرین می‌سرایند و می‌گسارند که از بیستون تا آذرآبادگان پریان از نغمه‌های هوشبرشان خویش را به اغوش آدمیان افکنده‌اند؟!
-----------------------
یاد باد؛ زمانی بود که من تا سحرگاهان سرمست از تماشای شب‌رقصه‌های تابستانی بانوی بیتای باران و شکوفه در ایوان‌ِ مشرف به بوستانِ خفته در بستر رایحه‌های ترنج و نارنج و انار می‌شدم؛ گاه زیر نور آبی ماه و ستاره، گاه چون امشب در ابرهای خیال...

Dariush #۶۳۴۹

@Mehrbod گویا سفر مارکوپولو را آغاز کرده‌اند که در راه بودن‌شان تمامی ندارد😄

Mehrbod #۶۳۵۰
Dariush

@Mehrbod گویا سفر مارکوپولو را آغاز کرده‌اند که در راه بودن‌شان تمامی ندارد😄

نه من تا چندین ماهی هنوز خانه‌یِ خودم نخواهم بود, جایِ شما ولی خالی

نیست روزهای بسیار چگال و فشرده‌ای اینجا داریم, با نزدیک ١٣ ساعت کار
سخت و انرژی‌بر. پس از آنهم من از رو نمیروم و تا دیر به کارهای دیگر و بیرون و سرگرمی اینها تازه میپردازم و رویهم میانگین
کمتر از ٣ ساعت این روزها زمان برای خواب میابم.

اکنون هم در ایستاری از خواب و بیداری نزد شما هستم و داشتم همین نسک شوپنهاور را میخواندم, که همچنان هیچ راهی ندارد تن به این خواری داده و بخوابم ((:

این ساعت‌ها کسی بجز من گرچه اینجا نیست, کار و بار شما چجور پیش میرود داریوش جان؟