پاتوق شب نشینی

برگ ۱۲۹ از ۲۲۶

Dariush #۶۴۰۱
Mehrbod

به نگر من اینجور نیست, دستْکم در خودم همواره چیزی بیشتر از گرایش به خوشی و پرهیز از دردِ تنها میبینم.

برای نمونه چه؟

MEHDI #۶۴۰۲
Mehrbod

به نگر من اینجور نیست, دستْکم در خودم همواره چیزی بیشتر از گرایش به خوشی و پرهیز از دردِ تنها میبینم.

وقتی در این گرایش عمیق می شی ، همون گرایش هم از این قاعده پیروی نمی کند؟ می توانی یک مثال نقض بزنی؟

Mehrbod #۶۴۰۳
Dariush

برای نمونه چه؟

برای نمونه, پاسخ به اینکه ما چرا هستیم.
درسته, فرگشت‌وار میدانیم همین زاب فرهود‌جویی (حقیقت‌طلبی) کارکرد داشته که فرگشته, ولی همچنان, کمی بودار است:

صندلی داغ - مزدك بامداد - برگ 8

Mehrbod

من این نگرشتان را پیشتر میدانستم و برای من هم بسیار گیرا و سُهشپذیر بود زمانیکه از این دیدگاه
مینگریم, اینکه ما خود بخشی‌ از جهان هستیم و پس جهان, بگونه‌ای, براه ما دارد خودش را میشناسد!

خوشی و درد بتنهایی برای من بی‌ارزش هستند و هر دو تنها یک نِشال. یکی میگوید چه خوب است, یکی میگوید چه بد, ولی در این میان من و شما پیوسته
داریم از خود امان میپرسیم "چرا یک چیزی باید خوب یا یک چیزی بد باید باشد". این میتواند یک "لغزش" در فرگشت ما هومنان بوده باشد که کنجکاوی
امان برای نمونه در چیزیکه بی پاسخ است — زیرا پرسش invalid بوده و جهان آماجی ندارد که بخواهد چرایی داشته باشد — دارد همچنان
بیخود کنج‌می‌کاود, ولی خب میتواند هم نباشد و شاید پشت هستیِ ما یک انگیزه و آماج پنهانی هم بود که ما توانستیم یکروزی, سرانجام دربیاوریم.

MEHDI

وقتی در این گرایش عمیق می شی ، همون گرایش هم از این قاعده پیروی نمی کند؟ می توانی یک مثال نقض بزنی؟

چرا که نه, این هم پادنمونه:

من آماده‌ام از همین امروز همراه با درد بزیوم ولی بجایش عمر دراز کنم, تا اینکه بیشترینه‌یِ خوشی را ببرم ولی زود بمیرم.

اگر این نمیگوید در من چیزی بیشتر از گرایش به بیشش خوشی و کمش درد هست*, پس چیست؟ (;

* گرچه هنوز جا برای "خَلـِش" دارد.

پارسیگر

MEHDI #۶۴۰۴
Mehrbod

برای نمونه, پاسخ به اینکه ما چرا هستیم.
درسته, فرگشت‌وار میدانیم همین زاب فرهود‌جویی (حقیقت‌طلبی) کارکرد داشته که فرگشته, ولی همچنان, کمی بودار است:

صندلی داغ - مزدك بامداد - برگ 8

خوشی و درد بتنهایی برای من بی‌ارزش هستند و هر دو تنها یک نِشال. یکی میگوید چه خوب است, یکی میگوید چه بد, ولی در این میان من و شما پیوسته
داریم از خود امان میپرسیم "چرا یک چیزی باید خوب یا یک چیزی بد باید باشد". این میتواند یک "لغزش" در فرگشت ما هومنان بوده باشد که کنجکاوی
امان برای نمونه در چیزیکه بی پاسخ است — زیرا پرسش invalid بوده و جهان آماجی ندارد که بخواهد چرایی داشته باشد — دارد همچنان
بیخود کنج‌می‌کاود, ولی خب میتواند هم نباشد و شاید پشت هستیِ ما یک انگیزه و آماج پنهانی هم بود که ما توانستیم یکروزی, سرانجام دربیاوریم.

چرا که نه, این هم پادنمونه:
من آماده‌ام از همین امروز همراه با درد بزیوم ولی بجایش عمر دراز کنم, تا اینکه بیشترینه‌یِ خوشی را ببرم ولی زود بمیرم.

اگر این نمیگوید در من چیزی بیشتر از گرایش به بیشش خوشی و کمش درد هست*, پس چیست؟ (;

* گرچه هنوز جا برای "خَلـِش" دارد.

پارسیگر

شما با درد زندگی می کنید تا عمر دراز کنید چون امید به آینده و لذت بردن از خوشی ها دارید وگرنه تسلیم می شوید. وگرنه خیلی ها که امید و هدفی ندارند دست به خودکشی می زنند گرچه ما میل به بقا داریم.
وقتی درد آنقدر زیاد شود که تنها راه باقی مانده مرگ است، بیماران برای فرار از رنج، تسلیم می شوند و می میرند. اگر لذت بر رنج بچربد، ما زندگی را ادامه می دهیم ولی اگر رنج بر لذت بچربد، قید زندگی را هم می زنیم. کنجکاوی و فهمیدن به ما لذت می دهد حالا انگیزه اش هر چه می خواهد باشد.

Dariush #۶۴۰۵
Mehrbod

خوشی و درد بتنهایی برای من بی‌ارزش هستند و هر دو تنها یک نِشال[٣]. یکی میگوید چه خوب است, یکی میگوید چه بد, ولی در این میان من و شما پیوسته
داریم از خود امان میپرسیم "چرا یک چیزی باید خوب یا یک چیزی بد باید باشد". این میتواند یک "لغزش" در فرگشت[٢] ما هومنان[٤] بوده باشد که کنجکاوی
امان برای نمونه در چیزیکه بی پاسخ است — زیرا پرسش invalid بوده و جهان آماجی[٥] ندارد که بخواهد چرایی داشته باشد — دارد همچنان
بیخود کنج‌می‌کاود, ولی خب میتواند هم نباشد و شاید پشت هستیِ ما یک انگیزه و آماج[٥] پنهانی هم بود که ما توانستیم یکروزی, سرانجام دربیاوریم.

مگر بی‌تابی‌های ما برای یافتنِ پاسخ‌ها به پرسش‌های‌مان خود از بزرگترین لذت‌ها نیست؟
دیگر اینکه رابطه‌ی خوشی و درد و درستی و نادرستی، رابطه‌ای یک طرفه نیست، چنانکه گرچه آنچه خوشی می‌دهد خوب می‌نماید و آنچه درد است بد، اما بسیار پیش می‌آید که درستی خوشی میزاید و نادرستی درد.

Alice #۶۴۰۶
Mehrbod

برای نمونه, پاسخ به اینکه ما چرا هستیم.

اگر شما خانه و کاشانه نداشته باشید حقیقت‌طلبی به دردتان نمی‌خورد.
برنامه‌نویسی رفتار ما نخست درصدد ارضای غرایز نخستینی است، سپس
به گرایشات ثانویه می‌پردازد. همین‌که شما حقیقت یا بخشی از آن را بدانید،
شما را در موقعیتی به مراتب بالاتر از دیگران قرار می‌دهد و همین غریزه‌ی
برتری‌طلبی را ارضا می‌کند. به باور من تمام رفتارهای آدمی پیرو اصل لذت و
درد است که بی‌شک از غریزه‌های پیچیده‌ی آدمی سرمنشا گرفته است.

Mehrbod

پیوسته
داریم از خود امان میپرسیم "چرا یک چیزی باید خوب یا یک چیزی بد باید باشد".

این را در جستار پوچ‌گرایی هم می‌خواستم تشریح کنم، ولی حوصله نداشتم.
مثل بقیه‌ی بحث‌هائی که با آنتی‌ماتیک‌ها نیمه‌کاره رها می‌کنم..! پوچگرایی الزاما
ارتباطی به هدفگرایی ندارد، هرچند سخن شما درست است اما نمی‌توانید
نسخه‌ی کلی بپیچید. مثلا پوچگرایی خیام از این جنس نیست، ولی کامو به وفور
به هدفگرایی اشاره می‌کند. اینجا هم نظرگاه من اینست که "هدفگرایی" برآمده از
فرهنگ شست‌وشوی مغزی آرمان‌طلبی و معنویت‌گرایی‌ست!
-----

راستی یک چیز دیگر، من حوصله‌ی پارسی‌نویسی را هم ندارم. لشگرمان سخت
تباه شده است و در این یکسالی که در محفل پارسی‌گویان انجمن بودم هیچ‌کس
به جز شما و یکی دوتن دیگر تمایل و رغبتی به آن ندارند...

Mehrbod #۶۴۰۷
MEHDI

شما با درد زندگی می کنید تا عمر دراز کنید چون امید به آینده و لذت بردن از خوشی ها دارید وگرنه تسلیم می شوید. وگرنه خیلی ها که امید و هدفی ندارند دست به خودکشی می زنند گرچه ما میل به بقا داریم.
وقتی درد آنقدر زیاد شود که تنها راه باقی مانده مرگ است، بیماران برای فرار از رنج، تسلیم می شوند و می میرند. اگر لذت بر رنج بچربد، ما زندگی را ادامه می دهیم ولی اگر رنج بر لذت بچربد، قید زندگی را هم می زنیم. کنجکاوی و فهمیدن به ما لذت می دهد حالا انگیزه اش هر چه می خواهد باشد.

پذیرش من اینگونه است:

از امروز تا پایان زندگی درد را خواهم داشت و امیدی به بهبود آن هم ندارم و تا پایان زندگی ام نیز درمان نخواهد شد.

گزینش من همچنان زندگی است تا مرگ, هنگامیکه دودوتا چارتای خوشی و درد از پیشبینیِ گزینه‌یِ "مرگ" میگوید.

زندگی دراز + سراسر درد > زندگی کوتاه + سراسر خوشی

Alice #۶۴۰۸

من پیشنهادم را پس گرفتم! 😌

Mehrbod

زندگی دراز + سراسر درد > زندگی کوتاه + سراسر خوشی

خب شما احتمالا مورد دارید! :) اما همینکه زندگی را به هر قیمتی مرجح می‌کنید هم
نشانگر تمایل ذاتی و غریزی شما به بقاست، یعنی هیچ تناقضی در اصل ماجرا وجود ندارد.
البته من گزاره‌ی دوستمان مهدی را از «خوشی و درد» به عبارت «غریزه» تصحیح می‌کنم.

مزدك بامداد #۶۴۰۹
Alice

راستی یک چیز دیگر، من حوصله‌ی پارسی‌نویسی را هم ندارم. لشگرمان سخت
تباه شده است و در این یکسالی که در محفل پارسی‌گویان انجمن بودم هیچ‌کس
به جز شما و یکی دوتن دیگر تمایل و رغبتی به آن ندارند...

h m m

مزدك بامداد #۶۴۱۰
MEHDI

یک سوال: آیا قبول دارید همه هدف های انسان برای لذت بردن و دوری از رنج است؟ همه اعمال و رفتارهای ما بر این پایه بنا شده؟ و ما دنبال رسیدن به لذت و دوری از رنج هستیم؟

ولی اینکه یکتن از چه چیزی خوشی میبرد، همواره یکسان با تن دیگر نیست،
برای نمونه کسانی هستند که از درد خوشی میبرند ! پول میدهند که یک
زن domina به آنها تازیانه بزند و از همین خوش خوشان شان میشود!

MEHDI #۶۴۱۱
Alice

من پیشنهادم را پس گرفتم! 😌

خب شما احتمالا مورد دارید! :) اما همینکه زندگی را به هر قیمتی مرجح می‌کنید هم
نشانگر تمایل ذاتی و غریزی شما به بقاست، یعنی هیچ تناقضی در اصل ماجرا وجود ندارد.
البته من گزاره‌ی دوستمان مهدی را از «خوشی و درد» به عبارت «غریزه» تصحیح می‌کنم.

حالا پارسیک ننویس ولی دیگه مرجح کردن ضایع است.

:)
توی حوزه علمیه که درس نخوندی. 😄

من فکر می کنم هرکسی تحت درد مداوم و بی وقفه در یک سلول تاریک قرار بگیرد و فقط در حد زنده ماندن بهش غذا بدهند تا به قصد درد کشیدن زنده بماند، آرزوی مرگ می کند. فقط بسته میزان درد دیر و زود دارد. اصلا رنج کشیدن خودش زندگی آدم را کوتاه می کند. بیماری های روحی مگر به جسم آسیب نمی زند و تولید مرض و سرطان نمی کند؟

حالا من خوشی و درد را زیر مجموعه غرایز قرار میدم.
فکر کنم من هم مورد دارم چون یه مدت به سرم زده عمدا چیزی را که کمتر دوست دارم یا بدم میامد انتخاب کنم. می خواستم این احساس را به چالش بکشم. مثلا غذایی که دوست ندارم سفارش می دهم یا آگاهانه افکاری را که آزارم میدهد انتخاب می کنم ولی انگار حتی آنکار را هم برای سرکشی و قدرت طلبی، متفاوت بودن و به چالش کشیدن محدودیت ها انجام میدم که خود به قصد لذت است. مثلا ممکن است یک بخشنده افراطی شویم چون پدر و مادر خسیسی داشته ایم یعنی حتی اینجا بخشندگی برای فرار از خاطرات بد رفتارهای پدر است که با خود قرار گذاشتیم خسیس نباشیم. در نگاه اول این شخص دست و دل باز دارد به خودش رنج می دهد ولی اگر عمیق شویم می فهمیم ریشه اش در دوران کودکی و فرار از آن چیزی است که پدرش بوده. انگار همه چیز بر پایه این قانون است فقط بعضی وقتها باید ریشه یابی کنیم تا دلیل اصلی رفتار را بفهمیم. همواره نیازی را ارضا می کند که تولید لذت یا دوری از رنج می کند. شاید جمله های من زیاد دقیق نیستند ولی برای همین است که این موضوع را پیش کشیدم تا ببینم شما از چه زاویه ای و چقدر دقیق تر بهش نگاه می کنید.

Alice #۶۴۱۲
MEHDI

من فکر می کنم هرکسی تحت درد مداوم و بی وقفه در یک سلول تاریک قرار بگیرد و فقط در حد زنده ماندن بهش غذا بدهند تا به قصد درد کشیدن زنده بماند، آرزوی مرگ می کند. فقط بسته میزان درد دیر و زود دارد. اصلا رنج کشیدن خودش زندگی آدم را کوتاه می کند. بیماری های روحی مگر به جسم آسیب نمی زند و تولید مرض و سرطان نمی کند؟

در شرایط خاصی اگر فرد زیر شکنجه و ستم فراوان بسر کند شاید به مرگ بیاندیشد، همین هم پیرو غرایز آدمی‌ست. (اصل دوری از درد)
اگر هم شما تعمدا خودآزاری می‌کنید تا خود را به چالش بکشید و احساس برتری و سروری کنید از غریزه‌ی برتری‌جویی
حکایت می‌کند. همین که من پارسی نمی‌نویسم و آنرا بیخود و بی‌جهت یافته‌ام، زیرا تلاش بیهوده برای مغز ملال‌آورست!
به نظرم باید شالوده‌ی زندگی بشری را در «تمایلات غریزی» خلاصه کرد. تمام قریب به مطلق انسان‌ها یک مشت دهان
هستند که یک مشت روده به دنبال آن آویخته و منتهی به آلت تناسلی‌شان شده است. همین!

یه نفر #۶۴۱۳
MEHDI

یک سوال: آیا قبول دارید همه هدف های انسان برای لذت بردن و دوری از رنج است؟ همه اعمال و رفتارهای ما بر این پایه بنا شده؟ و ما دنبال رسیدن به لذت و دوری از رنج هستیم؟

نمیشه گفت همه هدف های انسان! مثلا من هدفهایی دارم که اتفاقا به لذت و راحتی ختم نمیشه. اصلا آخرش ناپیداست :-)

یه نفر #۶۴۱۴
Theodor Herzl

یک وبلاگ تازگی پیدا کردم از یک زوج استرالیایی که به ایران سفر کردن و سفرشون رو در وبلاگ نوشتن ، خیلی‌ جالب بود برای من که ۱۴ سال هست تقریبا ایران نبودم! ببینید جالب هست!

این قسمتش جالب بود

Do all women wear black chadors with a tiny hole to see through? Hell no...these are govt imposed restrictions on tight clothing and head scarfs but other than that Iranians are extremely fashionable people. Dare I say it but they are actually more fashionable than the majority of Australians.

یه نفر #۶۴۱۵

به نظرتون بهترین سایت واسه آپلود عکس در سرورهای ایرانی ( یا خارجی فیلتر نشده) چیه؟
همه عکس های وبلاگم پاک شده. میخوام یه جای مطمئن آپلود کنم تا دیگه پاک نشه

...

kourosh_bikhoda #۶۴۱۶
Mehrbod

به نگر من اینجور نیست, دستْکم در خودم همواره چیزی بیشتر از گرایش به خوشی و پرهیز از دردِ تنها میبینم.

فکر میکنم شما اشتباه میکنید. یک مثال نقض بزنید روشن میشه.

undead_knight #۶۴۱۷
Russell

@undead_knight
بابا ما هنوز اینجا در توافق بر سر یکسری قوانین ساده موفق نبوده‌ایم، گَنگ و گُنگ کجا بود؟!!
اینکه ما را گنگ میبینی و اینکه یک‌تنه پاسخگوی همه‌یِ ما شده‌ای بخاطر همان دائم الپریود المغزی بودنت است 😖
راهکار برایت بنظر من این است که بخیال بخش شوالیه‌یِ نامت بشوی !!

دقیت نکردی به حرف من،گفتم در "زن خوارگی"! مگرنه واضح و مبرهن هست که اینجا کاربران و مدیران در اختلافات تعارف ندارند و گاهی کار به یقه گیری مجازی! هم میرسه! :))
ولی در مورد آنتی فمنیسم کاملا همبستگی یک گنگ رو دارید،نگفتم بده که:))

thanks but no thanks

:))

Russell #۶۴۱۸
undead_knight

دقیت نکردی به حرف من،گفتم در "زن خوارگی"! مگرنه واضح و مبرهن هست که اینجا کاربران و مدیران در اختلافات تعارف ندارند و گاهی کار به یقه گیری مجازی! هم میرسه! :))
ولی در مورد آنتی فمنیسم کاملا همبستگی یک گنگ رو دارید،نگفتم بده که:))

thanks but no thanks :))

چرا اتفاقا دقیقا متوجه هستم که چی میگی، و شدیدا مخالف هسنم و البته نسبت به چنین مساله‌ای که به صداقت و عینیت من مربوط میشه بسیار حساس هستم.
در اینجا همین رو در مورد اسلامستیزی هم داشتیم. در مورد پدافند از حقوق مردان و زنخوارگی اتفاقا تفاوت‌هایی که من میبینم حتی بیشتر هست (حتی از ابتدا اتحاد چندانی هم وجود نداشت و من خود من بسیاری جاها منتقد بوده‌ام)، اینکه اختلافات شاید کمتر بیان یا دیده میشه هم به علت ستیز و پروپاگاندای شدیدی هست که علیه ما هست (من میگم حتی بیشتر از اسلامستیزی). مشخصه‌یِ اصلی گنگ هم دفاع بدون شرط از اعضای گنگ هست، اشتراک نظر هست ولی اختلاف اتفاقا بسیار شدید هست و تنوع و پراکندگی بسیار زیاد، همانطور که در کل manosphere هم اینطور هست. علتش هم همانطور که امیر بدرستی خیلی وقت پیش گفت این هست که جنبش حقوق مردان (و نه فمینیسم !!) یک جنبش واکنشی و البته بسیار جوان هست.
این هست که هر لایکی در فیس بوک و هر سپاسی رو اینجا بحساب موافقت نیست بلکه خیلی وقت‌ها تنها تشکر هست نه موافقت تمام با نظرات همدیگر و خیلی وقتها همون لایک و سپاس هم جتی نیست.
خلاصه در این اختلاف اساسی هر طرف دلایل روانشناسی برای علت عقاید طرف مقابل داره، که البته موجه هم هست و البته دلایل دو طرف همزمان نمیتونند درست باشند، من دارم میگم همین گتگ دیدم ما هم یکی ار اشتباهات دوستان هست!

iranbanoo #۶۴۱۹
Alice

کی نیست بگه این مسخره بازیهارو جمع کنید! من اگه مراقب امتحانات بودم میذاشتم همه بچه‌ها تقلب کنن.
ترم پیش یکی از استادام موقع امتحان کلاسی بالای سرم اومد و گفت چرا اونارو ننوشتی؟ توی جزوه نوشته نگاه کن بنویس خب! من هم همه رو عین جزوه نوشتم و مثلا استاد خودشو به اون راه زد که نمیدونم داری تقلب میکنی! موقع امتحان ترم هم کلی بهم رسوند. خیلی ازش خوشم اومد، واقعا استاد فهمیده ای بود!
ولی بعضی ها خیلی عقده این. مسخرشو دراوردن. روی اعصاب ادم پیاده روی میکنن... دلم میخواد همشون رو خفه کنم.

وقتی نمیتونی تقلب کنی حد اقل سعی کن مراقب رو آزار روحی بدی:))
مشکوک باش بذارش سرکار.....
البته جدای از تفریحش ممکنه بفهمه سرکاره یکم بیخیالت بشه به تقلبت برسی!

Alice #۶۴۲۰
undead_knight

در مورد آنتی فمنیسم کاملا همبستگی یک گنگ رو دارید،نگفتم بده که:))

p

حالا خوبه بارها گفتن مردها اتحاد و همبستگی لازم رو برای هماهنگی ندارن و بطور «ژنتیکی»! طراحی شدن تا فقط به مشکلات و مصائب خانم‌ها ارجحیت بدن!

:)

Dariush #۶۴۲۱
Russell

این هست که هر لایکی در فیس بوک و هر سپاسی رو اینجا بحساب موافقت نیست بلکه خیلی وقت‌ها تنها تشکر هست نه موافقت تمام با نظرات همدیگر و خیلی وقتها همون لایک و سپاس هم جتی نیست.

این را به گمانم نخستین بار امیر گرامی گفت که بهتر است لایک و سپاس را کلا حذف کنیم. من با این نظر اکنون شدیدا موافق هستم! لایک و سپاس علاوه بر اینکه باعث می‌شود بخشی از نوشته‌های نویسنده برای ارضای هم‌نظرانش باشد، باعث می‌شود که بنظر رسد در اینجا گنگ تشکیل شده است!

iranbanoo #۶۴۲۲
Alice

بعید میدونم انقدری ارزش داشته باشن که بخوام سرکارشون بذارم. :) تقریبا حالمو بهم میزنن اونطوری که جدی اینور و اونور رو نگاه میکنن!
اما بچه ها همگی پایه هستن. یه بار به یکی از دوستام میگفتن فلان سوالو برسون، گفت بیا ورقمون رو عوض کنیم من همرو نوشتم برای توهم بنویسم. چندبار نزدیک بود ورقم رو بکشه و اخر سر رسما بی خیال سوال ها شدم ورقم رو تحویل دادم! :)) هرچند بعید میدونم مشکلی هم پیش میومد. اما تقلب رو بگیرن مشروطی تضمینه! کلا هیچ استراتژی برای تقلب رو من نمی پسندم.

چون من خودم همیشه شب امتحانی بودم سر امتحان به حد کافی استرس داشتم که نخوام از تقلب استفاده کنم.
کلا با تقلب بردن سر امتحان مخالفم مگر اینکه به قول شما مشورتی باشه.

ولی یکسری مراقب ها واقعا خیلی تو نقش خودشون غرق میشن.یکی نیست بگه مگه جنگه؟

اتفاقا برای من که ارزشش رو داشت. زیاد پیش میومد که انقدر بهشون زل میزدم که رسما ازم میپرسیدن مشکلی پیش اومده؟!!

Alice #۶۴۲۳
iranbanoo

ولی یکسری مراقب ها واقعا خیلی تو نقش خودشون غرق میشن.یکی نیست بگه مگه جنگه؟

دقیقا! :)
البته یه سری ها هم هستن که به قول معروف دایورتن و بچه هارو به حال خودشون واگذار میکنن!
راستی ایرانبانو من از امضات خیلی خوشم میاد و عاشق اون غزل حافظ هستم، به خصوص شاه بیت آخرش که میگه "برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ، کزین فسان و افسون مرا بسی یاد است" :)
گروه اوهام این غزل رو عالی اجرا کرده بود و غم و اندوه کافی رو به موسیقیشون داده بودن :)
---
نکته:

می ترسم انقدر قهوه بخورم تا صبح که سر جلسه ده بار بیرون برم، که طبیعتا امکانش نیست و امتحان رو خراب میکنم!

😄

iranbanoo #۶۴۲۴
Alice

می ترسم انقدر قهوه بخورم تا صبح که سر جلسه ده بار بیرون برم، که طبیعتا امکانش نیست و امتحان رو خراب میکنم!

میبینم که شما هم شب امتحانی هستی:))

انقدر قهوه نخور که مثل من هر وقت قهوه و سیگار و یکجا میبینم یاد امتحان دادن می افتم:))
______
امضا هم قابل شما رو نداشت.
از کل غزل عاشقانه اش فقط این مصرعش به وضعیتم میخوند!!

Alice #۶۴۲۵
iranbanoo

میبینم که شما هم شب امتحانی هستی:))

مثلا شب امتحانی هستم. تا صبح توی اینترنت می‌گردم و آهنگ گوش میدم و گاهی هم کتاب رو سرک می‌کشم.
کلا فکر نمی‌کنم تا صبح چیزی بخونم اما همینکه بخوام برم و بخوابم عذاب وجدان می‌گیریم!

:))

iranbanoo #۶۴۲۶
Alice

مثلا شب امتحانی هستم. تا صبح توی اینترنت می‌گردم و آهنگ گوش میدم و گاهی هم کتاب رو سرک می‌کشم.
کلا فکر نمی‌کنم تا صبح چیزی بخونم اما همینکه بخوام برم و بخوابم عذاب وجدان می‌گیریم! :))

نه نگیر برو راحت بخواب من قول میدم به جات کل اینترنتو زیر و رو کنم:)
درسم نخون! به جاش به این فکر کن بعد از امتحان میتونی یه بهونه ی درست درمونی پیدا کنی که از استادت یه نمره خوب هدیه بگیری!

MEHDI #۶۴۲۷

یه جوری گیر دادید به این مراقب امتحان که انگار برخلاف اخلاق و وجدان و قانون عمل کرده که نذاشته تقلب کنید. :)

یکی هم کارش رو درست انجام میده هزار جور پشت سرش حرف می زنند و تمسخر می کنند. توی شرکت کارت رو درست انجام بدی همکارات زیرآبت رو می زنند. مثل آدم درس بخونی کمبود داری و تازه انتظار تقلب رسوندن دارند. مثل آدم رانندگی کنی، تازه کار هستی... کلا هرکی مثل ما نباشه یه ایرادی داره و برچسب بهش می زنیم. همه هم مقصرند غیر از ما. تقصیر من که نیست 4 ماه درس نمی خونم، شب امتحان تازه کتاب رو باز می کنم. استاد بد سوال داده مراقب مریضه، چه شانس گندی داریم که صندلی ردیف جلو افتادیم نمی تونیم تقلب کنیم. از اولش هم بدشانس بودیم!
ما که ایرادی نداریم نمی دونیم بقیه چه مرگشونه که به یکسری اصول و قوانین پایبند هستند. باید بذارن ما زیرآبی بریم ، یه تقلبی کنیم و رشوه و چیزی بگیریم. برای همه این ها اسم های آبرومند ردیف می کنیم. استاد خودفریبی و فرافکنی شدیم. ریزترین ایراد رو در بقیه می بینیم ولی بزرگترین ایرادات خودمون رو نمی بینیم چون همه اش در حال فرافکنی هستیم.
روی صحبتم با شخص خاصی نیست. کلا بهانه ای بود برای بیان حرفام. شب خوش.

Mehrbod #۶۴۲۸
Dariush

این را به گمانم نخستین بار امیر گرامی گفت که بهتر است لایک و سپاس را کلا حذف کنیم. من با این نظر اکنون شدیدا موافق هستم! لایک و سپاس علاوه بر اینکه باعث می‌شود بخشی از نوشته‌های نویسنده برای ارضای هم‌نظرانش باشد، باعث می‌شود که بنظر رسد در اینجا گنگ تشکیل شده است!

خب اینجور بسَهد, چه باک؟

پارسیگر

Mehrbod #۶۴۲۹
Alice

خب شما احتمالا مورد دارید! :) اما همینکه زندگی را به هر قیمتی مرجح می‌کنید هم
نشانگر تمایل ذاتی و غریزی شما به بقاست، یعنی هیچ تناقضی در اصل ماجرا وجود ندارد.
البته من گزاره‌ی دوستمان مهدی را از «خوشی و درد» به عبارت «غریزه» تصحیح می‌کنم.

اگر کسی زندگی دراز + سراسر درد را به زندگی کوتاه + سراسر خوشی (بی کوچکترین امید به دگرگونی) را توانست برگزیند
که دیگر سخنی نمیماند, درد و خوشی آنجا فاکتور سرنوشت‌ساز نیستند, چیز دیگری (در اینجا گرایش به فرازیست) سرنوشت‌سازتر است!

Mehrbod #۶۴۳۰
undead_knight

ولی در مورد آنتی فمنیسم کاملا همبستگی یک گنگ رو دارید،نگفتم بده که:))

اینجا یک مسلمان میاید هم همگی پس "گنگ" داریم

((:

Alice #۶۴۳۱
MEHDI

چه شانس گندی داریم که صندلی ردیف جلو افتادیم نمی تونیم تقلب کنیم.

این یکی از مصیبت‌های جدی من در ایام امتحانات بوده، واقعا امیدوارم فردا ردیف جلو نباشم! انصافا خیلی ضدحاله :)
مخصوصا وقتی که جلو نشستی می بینی مراقب حواسش نیست یهو یکی از در میاد به اولین نگاه چشمش به تو میخوره و خلاصه...!
ردیف آخر این مشکلات رو نداره، دست آدم واسه تقلب خیلی بازتره؛ به خصوص گوشه که موازی با در کلاس باشه. بهترین مکانه :)

MEHDI

روی صحبتم با شخص خاصی نیست. کلا بهانه ای بود برای بیان حرفام.

روی صحبتتون که قطعا با من بود، اما ادم شب امتحان این حرفهارو نمی زنه! عوض روحیه دادن؟ 😞 هرچند مراقب امتحان اگر ادم گیری باشه برخلاف اخلاق عمل میکنه! اصلا چه دلیلی داره که انقدر کارشو جدی بگیره؟ اگه بذاره بچه ها نمره بگیرن که اخلاقی تره تا رنجشون بده.

Mehrbod #۶۴۳۲
MEHDI

حالا پارسیک ننویس ولی دیگه مرجح کردن ضایع است. :)

سخت نگیرید, ایشان از من چند بار بیسواد و ... شنیده‌اند دلسرد شده‌اند. یکی از بزرگترین ترسهایِ من در زندگی هم شنیدن
همین بیسواد از مزدک است و یکباری در fb تا نزدیکِ آن هم پیش رفتم (درباره‌یِ پارسیکیِ "فهمستن") و هنوز که هنوزه شبها کابوس اش را میبینم (;

بجایش پیشرفت پارسیگویی آن اندازه شگرف و گسترده بوده که من بسختی میتوانم به همه‌یِ آنها رسیدگی
کنم و شاگرد‌ها و دوستان و یاران و استادان فراوانی آنجا یافته‌ام که براستی, با همه‌یِ انرژی و تکاپویم زمان برای همه اشان نمیابم.

گستردگی نرم‌افزار PN2 در سخنگاه‌هایِ دیگر بجز دفترچه: http://imgur.com/Sijz6DH.jpg

دوستان و نوآموزان پارسیگویی: http://imgur.com/NcCDNvC.jpg

پارسی‌سازی خود facebook بهمراه یاران:

فهرست دراز است!! 😁

MEHDI #۶۴۳۳
Alice

این یکی از مصیبت‌های جدی من در ایام امتحانات بوده، واقعا امیدوارم فردا ردیف جلو نباشم! انصافا خیلی ضدحاله :)
مخصوصا وقتی که جلو نشستی می بینی مراقب حواسش نیست یهو یکی از در میاد به اولین نگاه چشمش به تو میخوره و خلاصه...!
ردیف آخر این مشکلات رو نداره، دست آدم واسه تقلب خیلی بازتره؛ به خصوص گوشه که موازی با در کلاس باشه. بهترین مکانه :)

روی صحبتتون که قطعا با من بود، اما ادم شب امتحان این حرفهارو نمی زنه! عوض روحیه دادن؟ 😞 هرچند مراقب امتحان اگر ادم گیری باشه برخلاف اخلاق عمل میکنه! اصلا چه دلیلی داره که انقدر کارشو جدی بگیره؟ اگه بذاره بچه ها نمره بگیرن که اخلاقی تره تا رنجشون بده.

نه فقط همون یکی دو خط اول مستقیما در مورد شما بود. بحث شما و ایرانبانو باعث شد مشکلی رو که در جامعه ما خیلی شایع است یعنی موضوع فرافکنی رو مطرح کنم. بهانه ای بود تا حرف هایی رو که تو دلم بود بگم وگرنه بقیه اش اصلا در مورد شخص خاصی نبود چون من شما رو نمی شناسم و صحبت های من مخاطب خاصی نداشت.
من نمی دونستم هنوز امتحان دارید. فکر کردم تموم شده. خب من که نگفتم امتحان رو خراب می کنید. طرف هم کارش رو جدی میگیره تا حق به حقدار برسه. :) تا هر ننه قمری آقا و خانوم مهندس نشه فردا توقع کار درست حسابی هم داشته باشه. طرف مدرک مهندسی گرفته از دانشگاه آزاد کویر لوت، بهش نگی مهندس بهش برمیخوره. یه مغازه دو در سه خدمات کامپیوتری راه انداخته کارت داده چاپ کنند مهندس صالحی. من دیگه برم که باید فردا صبح زود بیدار شم. شب خوش.

undead_knight #۶۴۳۴
Alice

p

حالا خوبه بارها گفتن مردها اتحاد و همبستگی لازم رو برای هماهنگی ندارن و بطور «ژنتیکی»! طراحی شدن تا فقط به مشکلات و مصائب خانم‌ها ارجحیت بدن! :)

i'm sick of this

دارم فکر میکنم که این وضعیتی که دارم پریود مغزی نیست، یه چیزی توی مایه های سرطانه! :))امیدوارم توی 30 سالگیم احساس 90 ساله بودن نکنم:|

undead_knight #۶۴۳۵

@یه نفر

«زَخــم» مـی‌کُـنَــد «دَرد»‌ام...

امضات شدیدا منو یاد یه جک میندازه:"جای دوست داشتنت هنوز درد میکند" :)))))

sonixax #۶۴۳۶
Dariush

این را به گمانم نخستین بار امیر گرامی گفت که بهتر است لایک و سپاس را کلا حذف کنیم. من با این نظر اکنون شدیدا موافق هستم! لایک و سپاس علاوه بر اینکه باعث می‌شود بخشی از نوشته‌های نویسنده برای ارضای هم‌نظرانش باشد، باعث می‌شود که بنظر رسد در اینجا گنگ تشکیل شده است!

نبود لایک و سپاس منجر به تشکر کاربران در پستهای منفرد میشه که نه تنها باعث سنگین شدن بیخودیه دیتابیس میشه بلکه باعث بی نظمی و از هم پاشیدگی شدیدی در مباحث میشه .
ما همین طوریش هم اینجا خیلی با پستهای اسپم و ترول برخورد نمیکنیم اون رو هم به این داستان اضافه کنید بلبشویی میشه که نگو!!!!

MEHDI

یه جوری گیر دادید به این مراقب امتحان که انگار برخلاف اخلاق و وجدان و قانون عمل کرده که نذاشته تقلب کنید. :)

یکی هم کارش رو درست انجام میده هزار جور پشت سرش حرف می زنند و تمسخر می کنند. توی شرکت کارت رو درست انجام بدی همکارات زیرآبت رو می زنند. مثل آدم درس بخونی کمبود داری و تازه انتظار تقلب رسوندن دارند. مثل آدم رانندگی کنی، تازه کار هستی... کلا هرکی مثل ما نباشه یه ایرادی داره و برچسب بهش می زنیم. همه هم مقصرند غیر از ما. تقصیر من که نیست 4 ماه درس نمی خونم، شب امتحان تازه کتاب رو باز می کنم. استاد بد سوال داده مراقب مریضه، چه شانس گندی داریم که صندلی ردیف جلو افتادیم نمی تونیم تقلب کنیم. از اولش هم بدشانس بودیم!
ما که ایرادی نداریم نمی دونیم بقیه چه مرگشونه که به یکسری اصول و قوانین پایبند هستند. باید بذارن ما زیرآبی بریم ، یه تقلبی کنیم و رشوه و چیزی بگیریم. برای همه این ها اسم های آبرومند ردیف می کنیم. استاد خودفریبی و فرافکنی شدیم. ریزترین ایراد رو در بقیه می بینیم ولی بزرگترین ایرادات خودمون رو نمی بینیم چون همه اش در حال فرافکنی هستیم.
روی صحبتم با شخص خاصی نیست. کلا بهانه ای بود برای بیان حرفام. شب خوش.

پیشتر که ایرانبانو مدعی بودند تمام آشفتگی در ایران به خاطر اینه که قانون نیست و مسئولین کارشون رو درست انجام نمیدند! و اتفاقن من بهشون گفتم اگر درست انجام بدند و برخورد درست و حسابی بشه امت همیشه صحنه دار میریزند توی خیابون که ماشین سواری الکی و بی قانون حق مسلم ماست.

(اینجا)
الان میتونید تحویل بگیرید.

Alice #۶۴۳۷
sonixax

پیشتر که ایرانبانو مدعی بودند تمام آشفتگی در ایران به خاطر اینه که قانون نیست و مسئولین کارشون رو درست انجام نمیدند! و اتفاقن من بهشون گفتم اگر درست انجام بدند و برخورد درست و حسابی بشه امت همیشه صحنه دار میریزند توی خیابون که ماشین سواری الکی و بی قانون حق مسلم ماست.

اما پاستاوکیلی مراقب امتحان زیادی جونور بیخودیه!

😖 😪

Dariush #۶۴۳۸
undead_knight

دارم فکر میکنم که این وضعیتی که دارم پریود مغزی نیست، یه چیزی توی مایه های سرطانه! :))امیدوارم توی 30 سالگیم احساس 90 ساله بودن نکنم:|

ای بابا؛ چرا اینطور هستی تو؟😔

Alice #۶۴۳۹
Dariush

ای بابا؛ چرا اینطور هستی تو؟

شما چرا انقدر این جوانک جاهل و جویای نام را دست میاندازید؟ انگار خودتان این عوالم را طی نکرده‌اید.

undead_knight #۶۴۴۰
Russell

چرا اتفاقا دقیقا متوجه هستم که چی میگی، و شدیدا مخالف هسنم و البته نسبت به چنین مساله‌ای که به صداقت و عینیت من مربوط میشه بسیار حساس هستم.
در اینجا همین رو در مورد اسلامستیزی هم داشتیم. در مورد پدافند از حقوق مردان و زنخوارگی اتفاقا تفاوت‌هایی که من میبینم حتی بیشتر هست (حتی از ابتدا اتحاد چندانی هم وجود نداشت و من خود من بسیاری جاها منتقد بوده‌ام)، اینکه اختلافات شاید کمتر بیان یا دیده میشه هم به علت ستیز و پروپاگاندای شدیدی هست که علیه ما هست (من میگم حتی بیشتر از اسلامستیزی). مشخصه‌یِ اصلی گنگ هم دفاع بدون شرط از اعضای گنگ هست، اشتراک نظر هست ولی اختلاف اتفاقا بسیار شدید هست و تنوع و پراکندگی بسیار زیاد، همانطور که در کل manosphere هم اینطور هست. علتش هم همانطور که امیر بدرستی خیلی وقت پیش گفت این هست که جنبش حقوق مردان (و نه فمینیسم !!) یک جنبش واکنشی و البته بسیار جوان هست.
این هست که هر لایکی در فیس بوک و هر سپاسی رو اینجا بحساب موافقت نیست بلکه خیلی وقت‌ها تنها تشکر هست نه موافقت تمام با نظرات همدیگر و خیلی وقتها همون لایک و سپاس هم جتی نیست.
خلاصه در این اختلاف اساسی هر طرف دلایل روانشناسی برای علت عقاید طرف مقابل داره، که البته موجه هم هست و البته دلایل دو طرف همزمان نمیتونند درست باشند، من دارم میگم همین گتگ دیدم ما هم یکی ار اشتباهات دوستان هست!

see?! that's what i'm saying
خب گنگ احتمالا همون معنای منفی رو آورد که خیلی هدفم نبود(راستشو بگم یخورده بود!) ببین این وسط حداقل یه دید استراتژیک،یه نوع همبستگی، یک نوع نزدیکی حتی از نوع مصلحتی هست...نمیدونم برای من که سعی میکنم همه چیز رو به صورت شسته رفته توضیح بدم کلمه "حس میکنم" یخورده غیرقابل قبوله ولی خب بهترین توضیحش فکر کنم همینه.

اینجا شمار فمنیست ها به اندازه کافی نیست مگرنه منظورم تا به حال کاملا براتون روشن شده بود:))هوم فکر کنم بیشتر از این بحث کردن باعث شفاف شدن بیشتر این مسئله میشه که من یک jerk خودشیفته اجتماع ستیزم:))))

sonixax #۶۴۴۱
Alice

هرچند مراقب امتحان اگر ادم گیری باشه برخلاف اخلاق عمل میکنه! اصلا چه دلیلی داره که انقدر کارشو جدی بگیره؟ اگه بذاره بچه ها نمره بگیرن که اخلاقی تره تا رنجشون بده.

اتفاقن اگر بذاره ملت تقلب کنند عین بی اخلاقیه!!! چون نه تنها داره حق تمام اونهایی که خودشون رو پاره میکنند و درس میخونند رو پایمال میکنه ، نه تنها باعث میشه فارق التحصیلینی که فقط نمره گرفتند و کار رو بلد نیستند وارد بازار کار بشند و این زیادی متقاضی ی مدرک دار!!!! باعث کاهش سطح حقوق و دشواری در پیدا کردن کار و ... بشه ، نه تنها باعث عقب ماندگی کشور و نشستن افراد بر صندلی هایی که لیاقتش رو ندارند میشه! بلکه نتیجه میشه کشوری به اسم ایرانِ امروز که خودروی تولیدی اش به خودی خود آتش میگیره؟! چرا همون خودرو در فرانسه آتش نمیگیره ؟ چون اونجا از این خبرها نیست و کسی که یک مدرکی داره واقعن کارش رو بلده! نه اینکه فقط یک مدرک بگیره دستش در صورتی که حتا یک پیچ رو هم درست بلد نیست ببنده.

اگر شما از درس خواندن دارید زجر میکشید بهتره که بیخیالش بشید - اگر دوست ندارید وصیت امام پاس کنید برید خارج از کشور درس بخونید (فرانسه مجانیه دولت کمک هزینه تحصیلی هم میده) . اگر فقط میخواید مدرک بگیرید که بعد بکوبید توی سر شوهر آینده برید یک زبان خارجی (اون هم یک زبان کاملن بی مصرف و به درد نخور) یا یه چیزی توی همین مایه ها بخونید هم به درد خودتون میخوره هم زجر نمیکشید.

Dariush #۶۴۴۲
Alice

شما چرا انقدر این جوانک جاهل و جویای نام را دست میاندازید؟ انگار خودتان این عوالم را طی نکرده‌اید.

این کلامِ امامنا نیچه است:
بهترین دشمن را دوست می‌باید داشت!
من اضافه میکنم که بهترین دوست‌داشتن‌ها از دشمنی‌ها زاده می‌شود!

البته آندد همانطور که گفتم جز در مورد فمنیسم تقریبا همه‌جا نظراتش با نظراتِ من نزدیکی میکند:))

sonixax #۶۴۴۳
Alice

اما پاستاوکیلی مراقب امتحان زیادی جونور بیخودیه!

من که یک خسته نباشید به همه مراقبهایی که اجازه نفس کشیدن به دانشجو نمیدهند میگویم از همینجا 🌹

undead_knight #۶۴۴۴
Mehrbod

خب اینجور بسَهد, چه باک؟
پارسیگر

it seems i shoot the weak point :))
کاملا موافقم،اتفاقا وجودش ابزار بسیار سرگرم کننده ای هست.

Mehrbod

اینجا یک مسلمان میاید هم همگی پس "گنگ" داریم ((:

هوم،مسلمان ها حضورشون اینجا زیاد نیست و تنوعشون هم نسبتا کمه بنابراین نمیشه در این مورد قضاوت کرد:))

Mehrbod #۶۴۴۵
undead_knight

see?! that's what i'm saying
خب گنگ احتمالا همون معنای منفی رو آورد که خیلی هدفم نبود(راستشو بگم یخورده بود!) ببین این وسط حداقل یه دید استراتژیک،یه نوع همبستگی، یک نوع نزدیکی حتی از نوع مصلحتی هست...نمیدونم برای من که سعی میکنم همه چیز رو به صورت شسته رفته توضیح بدم کلمه "حس میکنم" یخورده غیرقابل قبوله ولی خب بهترین توضیحش فکر کنم همینه.

اینجا شمار فمنیست ها به اندازه کافی نیست مگرنه منظورم تا به حال کاملا براتون روشن شده بود:))هوم فکر کنم بیشتر از این بحث کردن باعث شفاف شدن بیشتر این مسئله میشه که من یک jerk خودشیفته اجتماع ستیزم:))))

همبستگی؟

من روزهایِ یکم اینجا که مانند خود ات خام و نوسال! بودم همچو حسی به هموندان دفترچه یافته بودم, ولی در
گذر زمان کم کم این سُهش را بیجا یافتم و امروز به نگرم چیز براستی بیخودی میاید. اینجا سخنگاهی است ساخته از
اندیشمندان و اندیشگران; چشمداشت ما نیز بفراخور باید دیدن گفتگو‌هایِ زنده و پویا و سخنان اندیشمندانه و اندیشاننده باشد, نه "محفل سازی".

از همینرو بد نیست بگویم با اینکه نبود امیر نازنین بد است, ولی سود‌هایِ خود اش را هم
دارد. امیر یکی از کسانی بود که بودن اش بیش از اندازه اینجا را گروه‌بسته و همبسته
ساخته بود و خود مرا هم چنانکه جایِ دیگر نوشته بودم, به این سو گرایانده بود.

Dariush #۶۴۴۶
Mehrbod

خب اینجور بسَهد[١], چه باک؟

در اینکه گروهی برای ارضای هم‌گروهی‌های خود و گرفتنِ پسند و سپاس پست بزنند و یا اینکه نظرات‌شان را به شکلی خوشمزه برای آنان بیان کنند که گاه مغایر و یا هتا متضاد با اندیشه‌ی اصیل خودشان است، باکی نیست؟

Mehrbod #۶۴۴۷
undead_knight

هوم،مسلمان ها حضورش اینجا زیاد نیست و تنوعشون هم نسبتا کمه بنابراین نمیشه در این مورد قضاوت کرد:))

هر مسلمانی اینجا آمده چنان بر سرش ریخته‌اند که خود من چند باری آن میان درخواسته‌ام که یک خرده جوانمرد باشید!!

من رویکرد این پیشین هموند امان @folaani را برای همین نپسندیدم, این اندازه از کنگفو و نمیدانم رزم و جنگ پیوسته میگفت, ولی
تابِ اینکه در برابر چند تا ریشخند و نیشخند و پوزخند بیایستد را نداشت و زود به دشنام و ناسزا و خویش‌کشی و رفتارهای خود-ویرانگرانه روی آورد.

این یکی از اندک کاربرد‌هایِ سودمند سخنگاه است که بیرون هم کاربرد دارد, گاهی همه بر سر شما میریزند, گاهی همه
با شما همسو میشوند و نیک‌ترین و هوشمندانه‌ترین رویکرد را این میان کسی دارد که نه از یکمی دلسرد شود, نه از دومی دلگرم.

پ.ن.
راستی میبینم بر این باور افتاده‌ای که مهر از بودْ هست شد و مهربُد گشت؟

(;

undead_knight #۶۴۴۸
Alice

شما چرا انقدر این جوانک جاهل و جویای نام را دست میاندازید؟ انگار خودتان این عوالم را طی نکرده‌اید.

همونطور که داریوش گفت،متاسفانه(بخش خودشیفته!) ما شباهت های زیادی داریم به جز در طرفداری از فمنیسم.(تا همینجاشم در تعجبم اگه سر این یکی هم توافق داشتم شک میکردم توطئه ای چیزی هست!)
+اگر کسی ین چیزها رو قبلا تجربه کرده باشه میتونم بهت بگم اصلا دیدش اون چیزی که فکر میکنی نیست! :))

Dariush

ای بابا؛ چرا اینطور هستی تو؟😔

Dariush

البته آندد همانطور که گفتم جز در مورد فمنیسم تقریبا همه‌جا نظراتش با نظراتِ من نزدیکی میکند:))

جدیدا یه رمان خوندم به نام "گل هایی برای الگرنون" که داستان مردی 32 ساله رو روایت میکنه که عقب مونده ذهنی هست و با انجام آزمایشی موقتا نابغه میشه...
یک جورهایی از آنالیز نویسنده در مورد هوش و البته مسئل احساسی مرتبط باهاش خیلی خوشم اومد.
حالا ربطش به وضعیتم اینه که فکر میکنم این حالتم یک جور "پیر شدن" هوش هست،یعنی اشتیاق به یک سری چیزا اولش خیلی زیاده تا اینکه به یه نقطه اوج میرسه،بعد کم میشه:)

+نکته بی ربط:من باب علاقم به لزبین ها گاهی فکر میکنم یک دختر با شخصیت من چطور میتونست باشه،اغوا کردن پسرونه ! کار خیلی ساده ای هست خیلی هم از دید من اروتیک نیست ولی اغواکردن دخترونه جذاب تره،مخصوصا اغوا کردن همجنسش.
با از دید من یه دختر با مشخصات روانی من خیلی جذاب میتونه باشه ولی مطمئنا نمیتونیم هم رو زیاد تحمل کنیم:))
البته داریوش نگران نباش احتمالا دوجنس گرا میبود، she would probably fuck you

:))))

Mehrbod #۶۴۴۹
Dariush

در اینکه گروهی برای ارضای هم‌گروهی‌های خود و گرفتنِ پسند و سپاس پست بزنند و یا اینکه نظرات‌شان را به شکلی خوشمزه برای آنان بیان کنند که گاه مغایر و یا هتا متضاد با اندیشه‌ی اصیل خودشان است، باکی نیست؟

That's treating the symptom, not the cause!

اگر اینجا یار و یارکشی هم براستی باشد (که نیست), باید انگیزه‌یِ یار و
یارکشی و فرهنگ آنرا برچید, نه ابزار پسند و سپاس که نشانگان آن باشند.

Alice #۶۴۵۰

اینارو ول کنید برای کاهش استرس و دلشوره به من راهکار بدید؛ این امتحانه خیلی مهمه و آخری هم هست! یکی دوساعت دیگه باید راه بیفتم.

😰