این رفتن به دانشگاه و درس نخواندن و پیچاندن از کارهاییست که من از آن بیزارم. اگر به سیستم دانشگاهی اعتقادی ندارید، خب چرا میروید و هزینهها و سرمایههای کشور را به باد میدهید و جای آنان را که واقعا میخواهند در دانشگاه تحصیل کنند را اشغال میکنید؟
داریوش گرامی شما 19 سال دارید، نظام آموزشی کشور را بی ارزش می دانید و دو گزینه هم پیش رویتان است: دانشگاه رفتن و یا بیکار ماندن توی خانه، کدام را انتخاب می کنید؟
داریوش گرامی شما 19 سال دارید، نظام آموزشی کشور را بی ارزش می دانید و دو گزینه هم پیش رویتان است: دانشگاه رفتن و یا بیکار ماندن توی خانه، کدام را انتخاب می کنید؟
من نظام آموزشی کشور را قبول ندارم اما میدانم که تاثیر بسزایی در یافتن شغل دارد. دانشگاه هم همهاش نظام آموزشی نیست.
شما اگر میپذیرید که دانشگاه رفتن نه چیزی به انسان میآموزد و نه در یاقتنِ شغل تاثیری دارد، پس چرا اصلا این را به عنوان یک گزینه درنظر میگیرید؟
من نظام آموزشی کشور را قبول ندارم اما میدانم که تاثیر بسزایی در یافتن شغل دارد. دانشگاه هم همهاش نظام آموزشی نیست.
من ادعای خاصی توی سوالم نکردم، والبته منظورتان را از این دو جمله ای که بیان کردید متوجه نشدم. اگر منظورتان این است که دانشگاه رفتن در یافتن شغل موثر است، که نباید دیگران را، حتی اگر نظام آموزشی و دانشگاهی را قبول نداشته باشند و صرفا در پی پاس کردن دروس هستند را سرزنش کنید که چرا رفته اند جای دیگران را تنگ کرده اند.
من که فکر میکنم حقیقتا ما داریم خودمون رو گول میزنیم... در واقع کارکرد اصلی دانشگاه در ایران ، سرگرم شدن چند ساله همان متولدین دهه 60 و الان هم 70 هست تا متوجه آینده تیره و تار بعد از اتمام تحصیل خودشون نباشن و چند صباحی مشغول دختر بازی و پسربازی و سایر کارهایی که فضای عادی جامعه اجازه انجامش رو نمیدن باشن... و گرنه گیرم که اصلا چیزی هم یاد گرفتیم ، فردای اتمام تحصیل به ما پشکل هم در ازای این مدرکی که داریم نمیدن و این سیستم بیخود ظاهرا نخبه پرور ، مگه توان جذب همه افراد به بازار کار رو داره که حتی اگر به فرض محال همه تلاش کنن تا بهترین های دانشگاهشون باشن از چنین شانسی برخوردار بشن ؟
خب در کنار اینها آشنایی با افراد و ایده های جدید و همچنین فضای کثیف اخلاقی حاکم بر جامعه هم از مزایای دیگه دانشگاه رفتن در ایران هست ...
اینها توجیحاتی هستند در اثر فقدانِ دلایل منطقی آنارشی جان. خب میدانیم که آنطور که گفته میشود که شما در دانشگاه هیچ چیز نمیآموزید اصلا درست نیست (علاوه بر اینکه شما در جریان ترندهای تکنولوژیک و دانشیک جهان قرار میگیرید و ایدهها و پارادایمهای نوینی را درمییابید و اینکه یک استاد واقعا باسواد و خوب داشتن شما را به اندازه چند سال از بقیه جلو میاندازد و همچنین فضای رقابتی و درسی دانشگاه انگیزهی زیادی برای آموختن به شما میدهد که همزمان کار گروهی را نیز میتوانید در آن بیاموزید، به قول میلاد مثلا یک دانشجو شاید هرگز در تمام عمرم نمیتوانست با یک مینفریم از نزدیک کار کند. همهی اینها جدا از فضاییست که در آن تعداد زیادی انسانهای فرهیخته و هوشمند یافت میشوند).
شما ناکارآمدی سیستم اقتصادی و نبود شغل را در این میبینید که دانشگاه به دانشجویان چیزی نمیآموزد و به همین خاطر دانشجویان نمیتوانند کار پیدا کنند پس دانشگاه تنها عمر را به هرز میبرد؟ خب این مشخصا نشاندن علت و معلول به جای هم است.
البته احتمالا وقتی من از دانشگاه سخن میگویم اندکی با آنچه شما میگویید متفاوت است. شما احتمالا دانشگاه پیام نور و آزاد و علمی و کاربردی و این چیزها را هم دانشگاه به حساب میآورید در حالیکه من از دانشگاههای ایران جز همان برترینها و شناختهشدهترینها هیچکدام را از اساس دانشگاه نمیشناسم و تنها ادامهای بر همان دبیرستان هستند.
ن ادعای خاصی توی سوالم نکردم، والبته منظورتان را از این دو جمله ای که بیان کردید متوجه نشدم. اگر منظورتان این است که دانشگاه رفتن در یافتن شغل موثر است، که نباید دیگران را، حتی اگر نظام آموزشی و دانشگاهی را قبول نداشته باشند و صرفا در پی پاس کردن دروس هستند را سرزنش کنید که چرا رفته اند جای دیگران را تنگ کرده اند.
ساده است دوست من: 1- دانشگاه برای دو منظور است :الف:علمآموزی ب:تحویل دادن متخصصهایی به بازار کار. 2- مشخص است که هدف دوم بدون اولی قابل دستیابی نخواهد بود. چرا که شما اگر صرفا نامِ متخصص را به یدک بکشید و چیزی ندانید، بعد از مدت کوتاهی صاحب کارتان شما را از کارتان اخراج خواهد کرد و کاری پیدا نخواهید کرد. 3-نشان دادیم که شما میتوانید در دانشگاه اگر بخواهید چیزهایی بیاموزید. 4-اکنون آنکس که درسها را میپیچاند لایق سرزنش است. چرا که او علاوه بر اینکه منابع و سرمایههای کشور را برباد میدهد، وقت خویش را نیز هدر داده است چرا که دچار نقض غرض شده. اگر نمیخواسته یاد بگیرد پس چرا دانشگاه رفته است؟
من نظام آموزشی کشور را نه از این جهت که هیچ چیزی به کسی نمیآموزد، بلکه آن را تا یک میزانی ناکارآمد میدانم قبول ندارم. سیستم ارزشیابی و نظام دانشگاهی دلزننده است. اما هرگز به این معنا نیست که به کلی آن را مردود بدانم.
در ضمن کتابهای غرور بت ها، تبار شناسی اخلاق و چنین گفت زرتشت رو در لیستم گذاشتم و تصمیم گرفتم سر فرصت بخونمشون. بهم گفتند برای مطالعه کتابهای نیچه، به ترتیب از این سه تا شروع کن.
درود بیباک جان. امیدوارم اوضاع احوالت به زودی خوب شود. من این ترتیب را پیشنهاد میکنم بیباک جان: غروب بتها، حکمت شادان، فراسوی نیک و بد، تبارشناسی اخلاق و بعد هر کتابی که خواستی را میتوانی بخوانی(انسانی، بسیار انسانی و... ). چنین گفت زرتشت را هم همیشه در کنارت داشته باش و هر وقت تکهای از آن را بخوان. سعی نکن آن را از ابتدا شروع کنی تا انتها بخوانی. در کنار دیگر کتابها سعی کن آن را هم پیش ببری. یک کتاب هم در مورد نیچه بخوانی بد نیست. من قبلا در این مورد یکجایی به راسل عزیز پیشنهادهایی داده بودم که اکنون به خاطر نمیآورم که کجاست.
اینها توجیحاتی هستند در اثر فقدانِ دلایل منطقی آنارشی جان. خب میدانیم که آنطور که گفته میشود که شما در دانشگاه هیچ چیز نمیآموزید اصلا درست نیست (علاوه بر اینکه شما در جریان ترندهای تکنولوژیک و دانشیک جهان قرار میگیرید و ایدهها و پارادایمهای نوینی را درمییابید و اینکه یک استاد واقعا باسواد و خوب داشتن شما را به اندازه چند سال از بقیه جلو میاندازد و همچنین فضای رقابتی و درسی دانشگاه انگیزهی زیادی برای آموختن به شما میدهد که همزمان کار گروهی را نیز میتوانید در آن بیاموزید، به قول میلاد مثلا یک دانشجو شاید هرگز در تمام عمرم نمیتوانست با یک مینفریم از نزدیک کار کند. همهی اینها جدا از فضاییست که در آن تعداد زیادی انسانهای فرهیخته و هوشمند یافت میشوند).
اینها توجیه نیست داریوش جان... اینها تشریح وضعیتیست که نسل ما در اون گرفتار شده !! ولی اوضاع اگر انقدر گل و بلبل است در ایران ، لابد ما جای دیگه زندگی کردیم تا الان...
شما ناکارآمدی سیستم اقتصادی و نبود شغل را در این میبینید که دانشگاه به دانشجویان چیزی نمیآموزد و به همین خاطر دانشجویان نمیتوانند کار پیدا کنند پس دانشگاه تنها عمر را به هرز میبرد؟ خب این مشخصا نشاندن علت و معلول به جای هم است.
نه من چنین چیزی نگفتم... من گفتم در شرایط فعلی و دورنمای مشخصی که داریم ، اصولا شانسی برای تربیت چنین دانشجویانی وجود نداره چون به میزان ورودی به دانشگاه ها ، بر فرض اینکه خروجی اونها صدها اینشتین و برتراند راسل و ... هم باشه ، این مقدار فرصت شغلی به شکل تخصصی و غیر تخصصی حتی در سطح سیگار فروش هم وجود نداره... حالا بگذریم از سطح تدریس و نحوه گزینش برای ورود به دانشگاه !! علت هم افزایش ناگهانی جمعیت در یک دهه مشخص و کمبود منابع در هر سطحی هست...
مخالفت من با دانشگاه نبود به هیچ وجه... با انتقاد از افراد بود به جای انتقاد از سیستم و وضعیتی که در اون گرفتار شدیم !! لابد مادرزادی یک نسلی دچار گشادی فکری و حرکتی شدن
البته احتمالا وقتی من از دانشگاه سخن میگویم اندکی با آنچه شما میگویید متفاوت است. شما احتمالا دانشگاه پیام نور و آزاد و علمی و کاربردی و این چیزها را هم دانشگاه به حساب میآورید در حالیکه من از دانشگاههای ایران جز همان برترینها و شناختهشدهترینها هیچکدام را از اساس دانشگاه نمیشناسم و تنها ادامهای بر همان دبیرستان هستند.
البته که برترین دانشگاه های ما هم در قیاس جهانی پخی نیستن و اگر نبود همین سیستم نخبه پرور برای تحمیق توده های وطنی و کمی هم نمایش جهانی ، همین تعداد اندک افراد شاخص رو هم برای پز دادن نداشتیم...ضمن اینکه بر چه اساسی دانشگاه پیام نور و آزاد و علمی کاربردی رو از جرگه دانشگاه در ایران خارج میکنید ؟ ما باید میانگین بگیریم برای سطح علمی کشور نه اینکه نگاهمون معطوف به همون 4 نفر نخبه ای باشه که اصولا در این سیستم برنده-بازنده ورود به دانشگاه ما تربیت شدن و در نهایت اگر بررسی کنیم همه اونها از دانشگاه های سطح اول دنیا در آمریکا و کانادا و ... سر در میارن !!
نه من چنین چیزی نگفتم... من گفتم در شرایط فعلی و دورنمای مشخصی که داریم ، اصولا شانسی برای تربیت چنین دانشجویانی وجود نداره چون به میزان ورودی به دانشگاه ها ، بر فرض اینکه خروجی اونها صدها اینشتین و برتراند راسل و ... هم باشه ، این مقدار فرصت شغلی به شکل تخصصی و غیر تخصصی حتی در سطح سیگار فروش هم وجود نداره... حالا بگذریم از سطح تدریس و نحوه گزینش برای ورود به دانشگاه !! علت هم افزایش ناگهانی جمعیت در یک دهه مشخص و کمبود منابع در هر سطحی هست...
مخالفت من با دانشگاه نبود به هیچ وجه... با انتقاد از افراد بود به جای انتقاد از سیستم و وضعیتی که در اون گرفتار شدیم !! لابد مادرزادی یک نسلی دچار گشادی فکری و حرکتی شدن !!
من تقریبا مختالفتی با بخشهای دیگر سخنانِ شما ندارم. آنچه شما از وضعیت تاریک جوانان کشور ترسیم میکنید مورد پذیرش من نیز هست. اما یک چیزی را هم در نظر داشته باشید و بدانید که شرایط دانشگاههای هر کشوری ارتباطی مستقیم با سیستم اقتصادی و صنعتی و تواناییهایی تکنولوژیکِ آن کشور دارد. کسی که در ایران رشتهی خودرو میخواند مسلما متخصصیست در حد و اندازههای همان نیازمندیهای بازار ایران مثل ایرانخودرو و سایپا. آنکس هم که در هاروارد و MIT و میشیگان درس خوانده متخصصیست در حد و اندازههای بنز و فراری. پس مقایسه این دو سیستم دانشگاهی اندکی ناعادلانه است.
شما میگوئید فرض کنیم که سیستم دانشگاهی هم خوب است و دانشجویان خوبی تربیت میکند، آنگاه همچنان اینان آیندهی روشنی پیش روی خویش ندارند. خب این اندکی به موضوع بحث بیربط است آنارشی جان.
ما گفتیم اینکه شما در دانشگاه مطلقا وقت تلف میکنید و هیچ چیزی نمیآموزید از بیخ نادرست است و منطبق بر واقعیت نیست. حالا پس از اینکه آموختید و از دانشگاه فارغالتحصیل شدید چه میشود، موضوعیست دیگر. وانگهی مطمئنا خود شما هم باور دارید که تحصیل در دانشگاه شانس کاریابی را نسبت به دیگران بالا میبرد.
ساده است دوست من: 1- دانشگاه برای دو منظور است :الف:علمآموزی ب:تحویل دادن متخصصهایی به بازار کار. 2- مشخص است که هدف دوم بدون اولی قابل دستیابی نخواهد بود. چرا که شما اگر صرفا نامِ متخصص را به یدک بکشید و چیزی ندانید، بعد از مدت کوتاهی صاحب کارتان شما را از کارتان اخراج خواهد کرد و کاری پیدا نخواهید کرد. 3-نشان دادیم که شما میتوانید در دانشگاه اگر بخواهید چیزهایی بیاموزید. 4-اکنون آنکس که درسها را میپیچاند لایق سرزنش است. چرا که او علاوه بر اینکه منابع و سرمایههای کشور را برباد میدهد، وقت خویش را نیز هدر داده است چرا که دچار نقض غرض شده. اگر نمیخواسته یاد بگیرد پس چرا دانشگاه رفته است؟
من نظام آموزشی کشور را نه از این جهت که هیچ چیزی به کسی نمیآموزد، بلکه آن را تا یک میزانی ناکارآمد میدانم قبول ندارم. سیستم ارزشیابی و نظام دانشگاهی دلزننده است. اما هرگز به این معنا نیست که به کلی آن را مردود بدانم.
این می شود همان کار پیدا نشدن برای کسی که درس نخوانده و فقط پاس کرده و مدرک گرفته (هر چند اینجوری نیست که یه نفر "همه" درساشو فقط برای پاس کردن بخونه، و اینجوری نیست که همه بتونن الکی الکی درس پاس کنن و مدرک بگیرن، به خصوص در همون دانشگاه هایی که شما معتقدید واقعا دانشگاه هستند، در بسیاری از مواقع شما تا علم نیاموزید نمی توانید پاس کنید).
حالا می ماند پاسخ به سوال من که شما بهش جواب ندادید:
شما 19 سال دارید، نظام آموزشی (یا دانشگاهی) کشور را بی ارزش می دانید و دو گزینه هم پیش رویتان است: دانشگاه رفتن و یا بیکار ماندن توی خانه، کدام را انتخاب می کنید؟
شما 19 سال دارید، نظام آموزشی (یا دانشگاهی) کشور را بی ارزش می دانید و دو گزینه هم پیش رویتان است: دانشگاه رفتن و یا بیکار ماندن توی خانه، کدام را انتخاب می کنید؟
فیلو جان البته شما فرض مهم تری رو ( برای پسران ) در نظر نگرفتی : رفتن به خدمت مقدس سربازی
فیلو جان البته شما فرض مهم تری رو ( برای پسران ) در نظر نگرفتی : رفتن به خدمت مقدس سربازی !!
آنارشی جان هزینه قاچاقی از کشور بیرون زدن از 4-8 سال دانشگاه رفتن به مراتب کمتره! آینده بسیار روشن تری هم داره (کمترینش یادگیری یک زبان دیگر است که برای همان باید 4 سال بروی دانشگاه😄) تازه در مورد کشوری مثل ایران ریسکش هم کمتره*!!!
*نصفه شبی نمیریزند توی خوابگاه از پشت بوم بندازنت پایین بگن قربونی حضرت زهرا!!!
من تقریبا مختالفتی با بخشهای دیگر سخنانِ شما ندارم. آنچه شما از وضعیت تاریک جوانان کشور ترسیم میکنید مورد پذیرش من نیز هست. اما یک چیزی را هم در نظر داشته باشید و بدانید که شرایط دانشگاههای هر کشوری ارتباطی مستقیم با سیستم اقتصادی و صنعتی و تواناییهایی تکنولوژیکِ آن کشور دارد. کسی که در ایران رشتهی خودرو میخواند مسلما متخصصیست در حد و اندازههای همان نیازمندیهای بازار ایران مثل ایرانخودرو و سایپا. آنکس هم که در هاروارد و MIT و میشیگان درس خوانده متخصصیست در حد و اندازههای بنز و فراری. پس مقایسه این دو سیستم دانشگاهی اندکی ناعادلانه است.
بله درست میگید... البته در سطح همون ایراد خودرو و سایپا هم نیازی نیست کسی بلد باشه در این سیستم 😖 !! ولی حرف من این بود که در همون علوم محض هم پخی نیستیم جز مقلد برادران غربی و گاهی هم شرقی...
شما میگوئید فرض کنیم که سیستم دانشگاهی هم خوب است و دانشجویان خوبی تربیت میکند، آنگاه همچنان اینان آیندهی روشنی پیش روی خویش ندارند. خب این اندکی به موضوع بحث بیربط است آنارشی جان.
نه در واقع از برهان خلف استفاده کردم... گفتید چرا دانشجویان ما اینگونه هستن ، ما هم دلیل آوردیم!!!
ما گفتیم اینکه شما در دانشگاه مطلقا وقت تلف میکنید و هیچ چیزی نمیآموزید از بیخ نادرست است و منطبق بر واقعیت نیست. حالا پس از اینکه آموختید و از دانشگاه فارغالتحصیل شدید چه میشود، موضوعیست دیگر. وانگهی مطمئنا خود شما هم باور دارید که تحصیل در دانشگاه شانس کاریابی را نسبت به دیگران بالا میبرد.
خب مگه من گفتم چنین کاری درسته 😵 ؟ اگر صرفا حرف و درد دل بود که هیچ ، اما اگر نگاه به قول معروف آسیب شناسانه باشه ، بدون در نظر گرفتن ریسک فاکتور ها که نمیشه تحلیل درستی ارائه داد...
بله شانس رو بالا میبره ، اما با عرض معذرت با ریده شدن در این سیستم دانشگاهی ایران و رشد قارچ گونه دانشگاه ها در همه سایزها و اندازه ها در اقسا نقاط کشور پهناور اسلامی ایران برای سرگرم شدن همان نوازادان دهه 60 و حالا 70 هجری شمسی ، راه های رسیدن به خدا بسیار ساده تر از قبل برای هر ننه قمری فراهم شده... در نتیجه به -قول عاغا- شایسته سالاری به تخمی ترین سطح خودش رسیده !!
حالا ببینید در این سیستم چرا کسی وقتش رو تلف کنه برای درس خوندن وقتی اصولا تخصص شرط لازمی برای کاریابی هم حتی نیست ؟
حالا می ماند پاسخ به سوال من که شما بهش جواب ندادید:
شما 19 سال دارید، نظام آموزشی (یا دانشگاهی) کشور را بی ارزش می دانید و دو گزینه هم پیش رویتان است: دانشگاه رفتن و یا بیکار ماندن توی خانه، کدام را انتخاب می کنید؟
راستش من متوجه نمیشوم دوست عزیز. اگر دانشگاه رفتن هیچ تاثیری در آیندهی من ندارد خب کسخل هستم بروم دانشگاه یا که چه؟ اگر دانشگاه رفتن و نرفتن با هم برابر است (جز در زمان تلف کردن) خب پس بدون دانشگاه رفتن هم میشود کار پیدا کرد و زندگی کرد، آنگاه چرا باید بروم دانشگاه؟ نه خیر هرگز نمیروم. در این حالت پرسشِ شما یک دشواری دروغین یا فالس آنالوژی است. به دانشگاه نرفتن الزاما به معنای بیکار بودن نیست، میتوانید کار کنید، میتوانید خودتان مستقل از دانشگاه متخصص شوید (از طریق تجربه)، میتوانید مدرک بینالمللیای که برای هر رشتهای هست بگیرید که برخی از آنها در ایران از فوقالیسانس هم برد بیشتری دارند (همچون MCSE یا MCSD و مدارک IEEE) ، میتوانید از ایران خارج شوید و هزار راه دیگر.
موضوع این است: من وقتی وارد دانشگاه میشوم نمیتوانم به بهانهی قبول نداشتن سیستم دانشگاهی کشور درسها را بپیچانم، چون من با قبول این شرایط وارد دانشگاه شدهام. در اینکه برخی از درسها (همچون وصایای امام و تاریخ اسلام و...) بیخود هستند و ربطی به تخصص ما ندارند شکی نیست اما دروس تخصصی و مربوط به رشته را پیچاندن به این بهانههای واهی، قابل قبول نیست.
نه در واقع از برهان خلف استفاده کردم... گفتید چرا دانشجویان ما اینگونه هستن ، ما هم دلیل آوردیم!!!
خیر، این همهی دلیل نیست و بازهم شما علت و معلول را جای هم نشاندهاید. وقتی صاحب کار یک تحصیل کردهی دانشگاه را میآورد سرکار و میبیند که هیچ چیز بارش نیست و فقط مدرک دارد، آنگاه به جای آنکه برود از فارغالتحصیلان دانشگاهها استخدام کند، میرود آگهی میدهد در روزنامه که هرکس که فلان چیزها را بلد است بیاید استخدام شود. دانشجوی لیسانسی که چند واحد دیتابیس هم پاس کرده موقع مصاحبه هنوز کاربرد distinct در کوئری را نمیداند، این دیگر تقصیر دانشگاه و سیستم دانشگاهی نیست که.
خیر، این همهی دلیل نیست و بازهم شما علت و معلول را جای هم نشاندهاید. وقتی صاحب کار یک تحصیل کردهی دانشگاه را میآورد سرکار و میبیند که هیچ چیز بارش نیست و فقط مدرک دارد، آنگاه به جای آنکه برود از فارغالتحصیلان دانشگاهها استخدام کند، میرود آگهی میدهد در روزنامه که هرکس که فلان چیزها را بلد است بیاید استخدام شود. دانشجوی لیسانسی که چند واحد دیتابیس هم پاس کرده موقع مصاحبه هنوز کاربرد distinct در کوئری را نمیداند، این دیگر تقصیر دانشگاه و سیستم دانشگاهی نیست که.
داریوش عزیز پس شما میگید علت اصلی اینکه در حال حاضر خیل عظیمی از جوانان دانشگاه رفته بیکار هستن ، این هست که درسشون رو خوب یاد نگرفتن و هیچ عامل دیگه ای هم تاثیرگذار نیست و همه چیز ایده آل برای جوان فراهم بوده 😳 ؟
چرا یک دانشجوی مقطع دکتری یا ارشد که از ایران رفته و در خارج در حال تحصیل هست، حاضر میشه در رستوران و کافه کار کنه و یا صندوق دار بشه، اما همون شخص در ایران و در حین تحصیل حاضر نیست همچین کاری کنه؟؟؟! بحث پول بیشتره؟ خب کارهای دیگری هم هست که پول بیشتری داره. مثل کارگری ساختمان. ولی حاضر نیست بره! بنظرتون چرا؟ چرا رفتار های ما در مکان های مختلف تغییر میکنه؟
چرا یک دانشجوی مقطع دکتری یا ارشد که از ایران رفته و در خارج در حال تحصیل هست، حاضر میشه در رستوران و کافه کار کنه و یا صندوق دار بشه، اما همون شخص در ایران و در حین تحصیل حاضر نیست همچین کاری کنه؟؟؟! بحث پول بیشتره؟ خب کارهای دیگری هم هست که پول بیشتری داره. مثل کارگری ساختمان. ولی حاضر نیست بره! بنظرتون چرا؟ چرا رفتار های ما در مکان های مختلف تغییر میکنه؟
فرض کنید من بخواهم در کشورم با اینکه در دانشگاه درس خوانده ام پیش بنا و کارگر کار کنم. با چه کسانی باید کار کنم. اصلاً از نگر اجتماعی با آنها نمی خورم. بحث این نیست که من آدم سرگران و مغروری باشم. ولی آنها هیچ سنخیت و شباهتی به من ندارند و من بسیار آزرده خواهم شد. نمی توانم ارتباط اجتماعی خوب و سازنده ای با آنها داشته باشم و زود زدوده میشوم. اگر من هم آنها را بپذیرم آنها هرگز مرا از خود نخواهند دانست. کبوتر با کبوتر باز با باز. ماها اسیر ساختارهای اجتماعی ای هستیم که نمی توانیم با نادیده گرفتن آنها تصمیم بگیریم. پارسیگر
فرض کنید من بخواهم در کشورم با اینکه در دانشگاه درس خوانده ام پیش بنا و کارگر کار کنم. با چه کسانی باید کار کنم. اصلاً از نگر اجتماعی با آنها نمی خورم. بحث این نیست که من آدم سرگران و مغروری باشم. ولی آنها هیچ سنخیت و شباهتی به من ندارند و من بسیار آزرده خواهم شد. نمی توانم ارتباط اجتماعی خوب و سازنده ای با آنها داشته باشم و زود زدوده میشوم. اگر من هم آنها را بپذیرم آنها هرگز مرا از خود نخواهند دانست. کبوتر با کبوتر باز با باز.
ماها اسیر ساختارهای اجتماعی ای هستیم که نمی توانیم با نادیده گرفتن آنها تصمیم بگیریم.
پارسیگر
در اروپا یک کارگر ساختمان ساده بیشتر از یک فرهیختهیِ ایرانی پُرگاه میبییند چیز میداند, چندان نگران نباشید.
همچون گذشته، این بار نیز شما سخن مرا به خطا برداشت کرده اید و صرفا توجهتان به جمله ای که مقدمه پاسخم بود، جلب شد.
"زبان" ابزار ارتباط است و هر زبانی که بتواند به طور کامل تر و به بهترین شکل ممکن، مقصود و هدف را انتقال دهد؛ کارایی بیشتری نیز دارد.
باز هم نادرست است. در میانگین ١٢ ساعتی که هرکس بیدار است, نزدیک ٢ ساعت آن به گفتگو و همسخنی و نویسندگی
میگذرد. پس به سخن دیگر, ١٠ ساعتِ یک روز دارید روی یک زبان "میاندیشید" و نزدیکِ تنها ≈١٥ تا ٢٠% آنرا برای "ارتباط" با دیگران.
پس میبینیم زبان نه ابزاری "تنها" برای گفتگو است, چنانکه اینجا گفته بودید:
در اروپا یک کارگر ساختمان ساده بیشتر از یک فرهیختهیِ ایرانی پُرگاه میبییند چیز میداند, چندان نگران نباشید.
مطالعه!
این را هم دوست امان @sonixax خود اش از آلمان گرفته بود:
منظور شما اینه که چون توی اتوبوس کتابخانه هست، پس کارگر ساختمانی انجا فرهیخته تره؟!! خب در ترمینال های برون شهری ، طرح امانت کتاب هست. توی مترو طرح کتاب خوانی بود. توی کافی شاپ ها هم از این کارا میکنن. حتی من چندجای تاریخی رو دیدم که کتابخانه گذاشته بودن..
با این حال من میگم چرا رفتارمون، با اعتقاداتمون هماهنگی نداره؟! بسیار دیده شده فلانی کارهای باکلاس رو انجام میداد و اگر بهش میگفتن این جعبه رو جابجا کن بهش بر میخورد. حالا رفته اروپا درس بخونه با کمال میل رفته نظافت رستوران انجام میده! دوگانگی رفتاری واسه چیه؟؟ واسه من قابل هضم نیست
زبان روح و جان یک ملت است . به طور مثال یک آلمانی با زبان آلمانی فکر می کند و می نویسد . غیر از آن زبان یک حافظه تاریخی است که تمام فرهنگ و اندیشه را با خود حمل می کند .
کلمه ها مانند یک حافظه در طول تاریخ معنا پیدا کرده و به دست ما رسیده اند ; چطور ممکن است که فقط وسیله ای برای ارتباط باشند ؟
منظور شما اینه که چون توی اتوبوس کتابخانه هست، پس کارگر ساختمانی انجا فرهیخته تره؟!! خب در ترمینال های برون شهری ، طرح امانت کتاب هست. توی مترو طرح کتاب خوانی بود. توی کافی شاپ ها هم از این کارا میکنن. حتی من چندجای تاریخی رو دیدم که کتابخانه گذاشته بودن..
با این حال من میگم چرا رفتارمون، با اعتقاداتمون هماهنگی نداره؟! بسیار دیده شده فلانی کارهای باکلاس رو انجام میداد و اگر بهش میگفتن این جعبه رو جابجا کن بهش بر میخورد. حالا رفته اروپا درس بخونه با کمال میل رفته نظافت رستوران انجام میده! دوگانگی رفتاری واسه چیه؟؟ واسه من قابل هضم نیست
در ایران اگر کتابخانه ای به این شکل به راه بیندازند به 2 روز نمیکشد که همه کتابهایش یا پاره میشوند یا دفتر خاطرات امت همیشه صحنه دار.
در مورد تحصیلات و شغل :
یک مهندس کامپیوتر در ایران در زمانی که من ایران بودم ماهی 1 میلیون تومان حقوق میگرفت تازه در شرایطی که کلی سابقه کار و ... داشت که 400 هزار تومانش میرفت برای اجاره و 600 تای بقیه به زور به مخارج زندگیش میرسید . در آلمان یک کارگر ساختمانی دست کم ماهی 1800 تا 2000 یورو حقوق Netto (مالیاتش ازش کسر شده) میگرفت در همان زمان و به خاطر قوانینی مانند کنترل اجاره و ... ماهیانه 500 یورو میشد هزینه آب و برق و اجاره منزل و .... اگر طرف ماشین داشت 200 یورو هم میشد هزینه ماشینش 100 یورو هم برای هزینه بیمه و ... بگذاریم کنار با هزار یوروی باقی مانده میتوانست به مانند یک پادشاه زندگی کند . و این روند هنوز هم ثابت است در صورتی که در همین مدت در ایران پفک 50 تومانی شده 500 تومان!!! یعنی هزینه زندگی دست کم ده برابر بیشتر شده + اینکه درآمد یا به همان میزان مانده یا افزایش چشم گیری نداشته . نتیجه این میشود که یک کارگر ساختمانی ساده در اینجا شلوارش Jack and jones هستش ، کفشش Calvin Klein هستش ، شورتش ورساچی هستش ، عینکش D&G هستش ، کاپشنش اگر بخواد گدا بازی در بیاره Espirit یا Bugatti هستش ، گوشی دستش Iphone 5s هستش و ماشین زیر پاش مدل سال و دست کم ماهی دو سه بار به رستورانهای درجه یک میرود . تک به تک هر کدام از اینها برای هر مهندسی در ایران رویاهای بر بادرفته یا آرزوهایی که دسترسی بهشون سخته هستش. در عین حال بر خلاف ایران داشتن مقام شغلی مثل مهندس یا دکتر در اینجا کلاس و جایگاه ویژه به کسی که نمیده هیچ براش دردسر ساز هم هست و مسئولیت میاره. در نتیجه اون افه چُسه های ایران به خودی خود اینجا جواب نمیده و طرف یا باید بره گوشه خیابان گدایی! یا بره حقوق سوسیال بگیره و چند ماهی یک بار بره فرم پر کنه و التماس چُس مثقال پولِ سوسیالی بکنه و هفته ای یک بار هم با اداره کار درگیری داشته باشه که چرا بیکاره و به کل بی اعتبار نزد هر بانک و فروشگاهی باشه و حتا پهن رو هم به صورت اعتباری بهش نفروشند یا بره سر کار و مثل یک پادشاه زندگی کنه. خود شما بودی کدوم رو انتخاب میکردی ؟ بی اعتباری و نگاه سنگین جامعه به عنوان یک انگلِ مفت خور یا زندگی درست و حسابی و لباس مارک و ماشین آخرین مدل و خونه آنچنانی و چند ده هزار یورو اعتبار (کردیت) توی بانک و کردیت کارت و ... طوری که هر جایی بری و درخواست وام برای هر چیزی بکنی درجا بهت میدند ؟!
تازه همه اینها در شرایطیه که صدای خیلی ها سر مالیاتهای سنگین و برباد رفتن بخش بزرگی از درآمد به عنوان مالیات در اومده!! که پیشتر در باره همشون در جستار کمونیسم بحث شده.
نه میلاد جان. درسته که خارج از ایران زندگی میکنی و من داخل. ولی دلیل نمیشه تو از ایران خبر نداشته باشی و من از خارج از کشور چیزی ندونم! یک کارگر ساختمانی اگر ماهی 2000 یورو بگیره؛ آیفون 5س 200 یورو اجاره خونه 500 یورو هزینه آب و برق و تلفن و .. دست کم 150 یورو هزینه سنگین بیمه تکمیلی که هیچی، همون بیمه معمولی خودش و زنش و بچه اش، 300 یورو هزینه اتوموبیلش 100 یورو هزینه خوراک و تفریحش 300 یورو (کم گفتمااا) هزینه های مصرفی زن و بچه اش هیچی! تازه شلوار و پیرهن و کفش و ... هم حساب نکردم. بنظرت یک کارگر ساختمونی با 750 یورو باقیمانده از حقوقش میتونه مثل پادشاه زندگی کنه؟؟!
حالا بحث این نیست که چقدر حقوق میگیره.. منظورم اینه که بعضی ها توی ایران میگن : من مهندسم. دکترم. فلان کار رو نمیکنم. 16-15 سال درس خوندم که رفتگری و نظافت نکنم. به خودم سختی دادم که راحت زندگی کنم.. من به شغل کمتر از مدیرعاملی راضی نمیشم... حالا همون شخص در اروپا و آمریکا حاضره پایین ترین کارهای اجتماعی رو انجام بده! حاضره توی رستوران کار کنه و زمین بشوره! اصلا هم کسر شان نمیشه واسش!
نه میلاد جان. درسته که خارج از ایران زندگی میکنی و من داخل. ولی دلیل نمیشه تو از ایران خبر نداشته باشی و من از خارج از کشور چیزی ندونم! یک کارگر ساختمانی اگر ماهی 2000 یورو بگیره؛ آیفون 5س 200 یورو اجاره خونه 500 یورو هزینه آب و برق و تلفن و .. دست کم 150 یورو هزینه سنگین بیمه تکمیلی که هیچی، همون بیمه معمولی خودش و زنش و بچه اش، 300 یورو هزینه اتوموبیلش 100 یورو هزینه خوراک و تفریحش 300 یورو (کم گفتمااا) هزینه های مصرفی زن و بچه اش هیچی! تازه شلوار و پیرهن و کفش و ... هم حساب نکردم. بنظرت یک کارگر ساختمونی با 750 یورو باقیمانده از حقوقش میتونه مثل پادشاه زندگی کنه؟؟!
حالا بحث این نیست که چقدر حقوق میگیره.. منظورم اینه که بعضی ها توی ایران میگن : من مهندسم. دکترم. فلان کار رو نمیکنم. 16-15 سال درس خوندم که رفتگری و نظافت نکنم. به خودم سختی دادم که راحت زندگی کنم.. من به شغل کمتر از مدیرعاملی راضی نمیشم... حالا همون شخص در اروپا و آمریکا حاضره پایین ترین کارهای اجتماعی رو انجام بده! حاضره توی رستوران کار کنه و زمین بشوره! اصلا هم کسر شان نمیشه واسش!
آیفون 5s همش 1 یورو یا حتا مجانی هستش چون روی قرارداد بهت به این قیمت میفروشند و قرارداد تلفن هم به همه جا مجانی + اینترنت نامحدود + SMS و MMS مجانی همش ماهی 37 یورو. این هم لینک از اوپراتور O2 که یکی از بزرگترینهاست iPhone 5s | Einfach bei o2 kaufen! خونه با آب و برق و تلفن و ... فوق فوقش بشه 500 یورو به خاطر قانون کنترل اجاره و اینکه یک فرد مجرد نمیتونه بره خونه ی 4 اتاقه اجاره کنه!!!! یعنی یک سری قوانین کنترلی بسیار شدید اینجا هست که مثلن یک خانواده 3 نفره میتونند یک خونه حد اکثر با فلان مقدار اجاره و فلان متر مربع و فلان تعداد اتاق اجاره کنه! مگر اینکه بره بخره یا از اشخاص خونه اجاره کنه . (اینجا 90% خونه های اجاره ای دست دولت و شرکتهاست نه اشخاص) بیمه اغلب مجانی هستش اگر درآمد زیر 2500 یورو باشه ولی اگر هم بیشتر از این مقدار باشه چیزی حدود 30-40 یورو در ماه هستش برای یک نفر هزینه اتوموبیل در صورتی که بیمه 20% باشه (یعنی طرف چند سال بدون تصادف رانندگی کرده باشه) ماهی 25 یورو و اگر یک ماشینی مثل اسمارت داشته باشه 40-50 یورو هم پول بنزین میده + سالی 80-90 تا مالیات . هزینه خورد و خوراک و پوشاک و ... هم سر همون زندگی پادشاهی محسوب میشه . تازه دست آخر هم احتمالن ماهی 200-300 یورو براش بمونه که پس انداز کنه.
همچنین من هزینه های زندگی برای یک فرد مجرد رو نوشتم! کسی که زن و بچه داره و ماهی 2000 یورو حقوق میگیره در صورتی که زنش بشینه خونه و دست به سیاه و سفید نزنه به خاطر اینکه درآمدش پاسخگوی مخارج دو سه نفر دیگه نیست حدود 1000 یورو هم کمک هزینه های دولتی میگیره + تا سقف 500 یورو Wohngeld . که بذارید سر اون 2000 تا میشه حدودای 3500 یورو و این آدم پول بیمه نداره ، مریض شه بره بیمارستان یک سنت هم پول بیمارستان نمیده ، پول دارو نمیده ، Sozialkarte میگیره و باهاش بلیط ماهیانه اتوبوس رو برای زن و بچش و خودش با 30% تخفیف میخره ، با همون کارت توی سینما 40-50% تخفیف میگیره و یک سری امکانات دیگه مثل اینها .
این از درآمد و هزینه. در مورد مدرک و ... وقتی طرف میتونه با یک کاری مثل عملگی چنین زندگی رو برای خودش دست و پا کنه در صورتی که برای تخصصش کار نباشه یا مدرک تحصیلیش رو قبول نداشته باشند با کمال میل میره سر اون کارها!
پس دیدید که در مورد اینجا اطلاعات چندان درستی ندارید!!!! پس تمام شنیده ها از منیژه خانم و بتی چشم قشنگه و فاطی بند انداز و عسل دماغ یه وری ... رو بریزید دور.
منظور شما اینه که چون توی اتوبوس کتابخانه هست، پس کارگر ساختمانی انجا فرهیخته تره؟!!
فرهیختهتر از این نگاه که دانش بیشتری دارند آری. نگرش من نکوهش فرهیختگان ایرانیانیه که تا ٢ نسک و نوشتار میخوانند
میاندیشند دیگر سرور زمین و زمان شدهاند و همهیِ مردم کودن میباشند و اینها باید آنجا تازیانه بدست ایشان را براه ِ درست بیاورند.
خب در ترمینال های برون شهری ، طرح امانت کتاب هست. توی مترو طرح کتاب خوانی بود. توی کافی شاپ ها هم از این کارا میکنن. حتی من چندجای تاریخی رو دیدم که کتابخانه گذاشته بودن..
با این حال من میگم چرا رفتارمون، با اعتقاداتمون هماهنگی نداره؟!
بسیار دیده شده فلانی کارهای باکلاس رو انجام میداد و اگر بهش میگفتن این جعبه رو جابجا کن بهش بر میخورد. حالا رفته اروپا درس بخونه با کمال میل رفته نظافت رستوران انجام میده!
دوگانگی رفتاری واسه چیه؟؟ واسه من قابل هضم نیست
اینها دوگانگی نیست, سازوارش (= adaptation) ئه. هر کس بسته بجایی که میرود, فرهنگ آنجا را دیر یا زود درخود میگوارد.
بیخود نیست که هر کس هرکجا زاده میشود دین و فرهنگ همانجا را میگیرد و اگر بخواهیم
باریکبین باشیم, خود همین اخلاق گلهای و سازوارش فرا-اندازه است که پرگاه دردسرساز میشود.
میلادجان، اینها رو از خودم در نمیارم. از فاطی و بتی و .. هم نشنیدم.
باور کن شما اولین کسی هستی که میگی هزینه های بیمه و پزشکی رایگانه و 1 سنت هم نمیدن!
پس این طرح ریاضت اقتصادی که دولت ها درگیرش بودن، چی بود؟ این بود که هزینه های بیمه از رو دوش دولت برداشته بشه.. این بود که مردم میگفتن همین الان هزینه ها زیاده. بیشتر نشه! ربطی هم به اخبار ایران و ج.ا.ا نداره. توی خبرگزاری های خارجی نوشته بود!
اصلا یکی از اقوام خودم ایتالیاست. میگه هزینه بیمه زیاده...! ماهی 500 یورو بیمه میده. خودش +3 نفر دیگه یه سوئیت 36متری اجاره کرده ماهی 500 یورو و این کمک هزینه دولتی رو تاحالا نگفته بود!
ولی در مورد جمله آخرت، که کسی با عملگی میتونه چنین زندگی داشته باشه، بنظرت با مدرکش نمیتونه؟؟؟! اینقدر خودشو سطح پایین میاره؟! دور همه سختی ها و تلاش هاش خط میکشه که عملگی کنه؟؟!
پس این طرح ریاضت اقتصادی که دولت ها درگیرش بودن، چی بود؟ این بود که هزینه های بیمه از رو دوش دولت برداشته بشه.. این بود که مردم میگفتن همین الان هزینه ها زیاده. بیشتر نشه! ربطی هم به اخبار ایران و ج.ا.ا نداره. توی خبرگزاری های خارجی نوشته بود!
اون مال کشورهای ورشکسته مثل یونان بود نه آلمان!!! آلمان که چندین میلیارد هم به یونان و امثال یونان پول داد.
اصلا یکی از اقوام خودم ایتالیاست. میگه هزینه بیمه زیاده...! ماهی 500 یورو بیمه میده. خودش +3 نفر دیگه یه سوئیت 36متری اجاره کرده ماهی 500 یورو و این کمک هزینه دولتی رو تاحالا نگفته بود!
خالی بسته یک وقتی به سرت نزنه بری ایتالیا!!! احتمالن ترسیده جاشو تنگ کنی! اولین ایرانی هم نیست که اینطوری میکنه آخریش هم نخواهد بود.
حتا آمریکا که سرمایه داری محض هستش کمک های سوسیالی داره چه برسه به اینها که رسمن سوسیالیست هستند.
ولی در مورد جمله آخرت، که کسی با عملگی میتونه چنین زندگی داشته باشه، بنظرت با مدرکش نمیتونه؟؟؟! اینقدر خودشو سطح پایین میاره؟! دور همه سختی ها و تلاش هاش خط میکشه که عملگی کنه؟؟!
مدرک خالی اینجا به درد نمیخوره! سابقه کار لازمه + تسلط کافی به زبان. اینها رو نداشته باشه در زمینه تحصیلیش براش کار نیست هر چه قدر هم که ماهر باشه برای همین سالهای اول مجبوره بره کف رستوران طی بکشه. در عین حال خیلی از مدارک دانشگاهی ایران رو اینجا به رسمیت نمیشناسند و اگر بشناسند در حد Abitur (دیپلم دبیرستان) قبول میکنند و به طرف اجازه میدند بره دانشگاه های همینجا درس بخونه مدرک بگیره که 90% این کار رو نمیکنند. اگر هدف داشتن یک زندگی راحت هستش طرف میتونه بره یک کیوسک باز کنه از صد تا مهندس هم بیشتر در میاره!!! البته درسته که سر وام گرفتن به خاطر اینکه کارگر/کارمند جایی نیست به مشکل میخوره ولی درآمدش به قدری هست که بی نیاز به هر وامی باشه.
حتا آمریکا که سرمایه داری محض هستش کمک های سوسیالی داره چه برسه به اینها که رسمن سوسیالیست هستند.
اینجانب به شخصه کسایی رو میشناسم که در امریکا به دنبال این هستند که اثبات کنند که عاری از کارند تا بتونند دستکم از خدمات اجتماعی رایگان استفاده کنند. بعد میگن چرا میگید کمونیسم مال کون کشاداست.
من اینجا با ایرانی هایی که ریشه نژاد عربی دارند و در گفتارهایشان از واژگان تازی که در پارسی هم نیستند کاری ندارم.
شما برپایهی چندی واژهی گفتاری و عربی که بکار میبرم مرا داوری میکنید؟ من نمیدانم از تیرهی سامیان هستم یا روح آریایی (!) در من دمیده شده است. ولی پیشتر هم گفته ام که من در اینجا با شما و مزدک پارسیگ و با دیگران فارسی سخن میگویم.
اینجانب به شخصه کسایی رو میشناسم که در امریکا به دنبال این هستند که اثبات کنند که عاری از کارند تا بتونند دستکم از خدمات اجتماعی رایگان استفاده کنند. بعد میگن چرا میگید کمونیسم مال کون کشاداست.
سرمایه دارا که هر چی دارن حاصل دسترنج بقیه اس خیلی تنگن لابد.
سرمایه دارا که هر چی دارن حاصل دسترنج بقیه اس خیلی تنگن لابد.
دسترنج دیگران ؟ :)))) میشه بفرمایید چرا همه ی اون دیگران روی هم اندازه یک سرمایه دار نمیتونند پول در بیارند ؟! بله بله البته پاسخ شما اینه که چون سرمایه دار حاصل دسترنجشون رو ازشون میگیره :))) ولی نه عزیزم داستان اینه که همه ی اون دیگران روی هم به توان 10 ضرب در هزار + 1 اندازه یک فرد سرمایه دار موفق شم اقتصادی ندارند.
در ضمن تنها یک انسان کاملن ناآگاه به نظام اقتصادی میگه که سرمایه دار نشسته و حاصل دسترنج دیگران رو میخوره و کاری نمیکنه و وقتی هم میخواد نمونه بیاره از کسی که یک ثروت باد آورده بهش رسیده و از بیخ گاگوله خودش رو جر میده آخرش میگه پاریس هیلتون :)))) یعنی از یکی دو نمونه ی خاصِ انگشت شمار نتیجه گیری کلی میکنه . یعنی مغالطه تعمیم شتاب زده از این تابلو تر نمیشه به جان شما
:)) البته لابد از نظر شما مدیریت منابع و مدیریت نظام اقتصادی و به خطر انداختن سرمایه با ورود به دنیای تجارت آزاد با این رقابت سنگین و جر خوردن برای تامین سرمایه اولیه و روزی صد بار پاره شدن برای جلوگیری از ورشکستگی و ... کار نیست !!! فقط بیل زدن کاره. همینم میشه که کشورهایی که با ایدئولوژی شما سر و کار دارند یا آویزون سرمایه داران هستند (مثل آلمان و فرانسه و سوئد و ...) یا خودشون دیر یا زود و به مرور زمان سرمایه داری میشند (مثل چین) یا از بیخ آش و لاش هستند (مثل کره شمالی) .
دسترنج دیگران ؟ :))))
میشه بفرمایید چرا همه ی اون دیگران روی هم اندازه یک سرمایه دار نمیتونند پول در بیارند ؟!
بله بله البته پاسخ شما اینه که چون سرمایه دار حاصل دسترنجشون رو ازشون میگیره :))) ولی نه عزیزم داستان اینه که همه ی اون دیگران روی هم به توان 10 ضرب در هزار + 1 اندازه یک فرد سرمایه دار موفق شم اقتصادی ندارند.
"شم اقتصادی" همان بهرهکشی و به فرقون بستن دیگران باشد دیگر؟
اینجانب به شخصه کسایی رو میشناسم که در امریکا به دنبال این هستند که اثبات کنند که عاری از کارند تا بتونند دستکم از خدمات اجتماعی رایگان استفاده کنند. بعد میگن چرا میگید کمونیسم مال کون کشاداست.
اینجانب به شخصه کسانی را میشناسم که میگویند کارگر گه خورده بیکار شده, میخواست بهتر درس بخواند تا بدست نیروی جوان یا روبات کنار گذاشته شود.
پس روشنه از دیدگاهِ شمای سرمایهدار کسیکه کار ندارد بی هیچ گمانی مفتخور است, جدا از اینکه شاید بیمار باشد, شاید روبات بجایش آورده باشند,
شاید پیر شده باشد, شاید هوش اش بسنده نباشد و ... و
سرنوشت این دسته از کارگران هم روشنه, یک تکه نان بدهید تا گرسنه نمانند (که همینرا هم میبینیم آمریکا نمیدهد و سالیانه چه
شماری که از گرسن گی, در پیشرفتهترین کشور سرمایهداریِ روی زمین! جهان میدهند) و بروید دنبال بسازبفروشی و بهرهکشیِ خود اتان!
نه خیر شعور شیوه استفاده درست و بهینه از منابع و سرمایه است که عملگانِ کمونیست ازش بی بهره هستند
بیجاست، دیدید که از روسیه ی تزاری یک اَبَر کشور ساخته و ماهواره هم هوا کردند ولی در سرمایه داری بنمایه هایی را که میتواند کودکان آفریکا را از گرسنگی برهاند برای ساختن رولزرویس زرّین و یا پارتی های میلیونی برای پاریس هیلتون که گویا بسیار با شعور! است ، به هرز میگسارند و برای نگه داشتن چنین سامانه ی دوزخی از انداختن بمب ناپالم و کودتا و کشتن فرهیختگان و سرکار آوردن اسلامیست ها و ستمها و تبهکاری های بیشمار دیگر فروگذار نمیکنند. • پارسیگر
@مزدک بامدادهان پرسشی دارم. در سورهی توبه آیهی 29 شما واژهی "قاتلوا" را برابر با کشتن میدانید؛ ولی در تفاسیر ورسنگ چنین نیست. برای نمونه خودتان که تفسیر المیزان را پذیرفته اید و برای تفاسیر نادرست سایت قرانولوژی مردم را به المیزان بازگشت میداید واژهی "قاتلوا" را برابر با کارزار و جنگ گرفته است، نه کشتن! بمهر اگر همچنان روی ترزبان پیشین پافشاری میکنید بنمایه بدهید. سپاسمندم.
@@مزدک بامدادهان پرسشی دارم. در سورهی توبه آیهی 29 شما واژهی "قاتلوا" را برابر با کشتن میدانید؛ ولی در تفاسیر ورسنگ چنین نیست. برای نمونه خودتان که تفسیر المیزان را پذیرفته اید و برای تفاسیر نادرست سایت قرانولوژی مردم را به المیزان بازگشت میداید واژهی "قاتلوا" را برابر با کارزار و جنگ گرفته است، نه کشتن! بمهر اگر همچنان روی ترزبان پیشین پافشاری میکنید بنمایه بدهید. سپاسمندم.
در قران، فردید از این همواره سرکوب است که کشتن نیز بخشی از آن است. جنگ پدافندی نیست. آماج سرکوب از راه کشتن دگراندیش است + برده کردن و یا جزیه گرفتن ( تنها برای "اهل کتاب"). ب. ن. میگوید که مشرکین را هر جا پیدا کردید بکشید*. در نگاه کلان، همه ی اینها برابر با زورچپانی دین اسلام است که پـُرگاه با کشتن، چه در جنگ و چه پس از افتادن به دست مسلمین ( مانند بنی قریظه) همراه است . روشن است که بسیاری را هم برای بردگی زنده نگاه میداشته اند، بویژه زنان و دختران و کودکان را برای بهره گیری جنسی. پس این که میگوید "کارزار کنید"، از آنجا که به گواهی تاریخ، آفندی بوده و نه پدافندی، یک تبهکاری و برابر کشتن است •
ولی در سرمایه داری بنمایه[١] هایی را که میتواند کودکان آفریکا را از گرسنگی برهاند برای ساختن رولزرویس زرّین و یا پارتی های میلیونی برای پاریس هیلتون که گویا بسیار با شعور! است ، به هرز میگسارند[٢] و برای نگه داشتن چنین سامانه[٣] ی دوزخی از انداختن بمب ناپالم و کودتا و کشتن فرهیختگان و سرکار آوردن اسلامیست ها و ستمها و تبهکاری های بیشمار دیگر فروگذار نمیکنند.
بفرمایید شما کمونیستهایی که ادعایتان ما تحت جماعتی را پاره کرده برای گشنگان آفریقا چه کردید ؟ آهان یادم نبود گند زدن شماها به خاطر انگشت آمریکاست وگرنه همتون کاردرست و نگران بشریت و آدم حسابی هستید به خصوص مرحوم استالین
کدام ابر کشور ؟ ابر کشوری که طبق اعتراف خودتان با یک انگشت جر خورد
شوروی. و این انگشت ۵۰ سال زمان و و به بهای میلیارد ها دلار وهزاران جان ( مانند ویتنام و ..) و رفتن آبروی آمریکا در میان جهانیان و سست شدن سرمایه داری بود.
... بفرمایید شما کمونیستهایی که ادعایتان ما تحت جماعتی را پاره کرده برای گشنگان آفریقا چه کردید ؟ آهان یادم نبود گند زدن شماها به خاطر انگشت آمریکاست وگرنه همتون کاردرست و نگران بشریت و آدم حسابی هستید به خصوص مرحوم استالین :)))))
جنگ با امپریالیسم همانا یاری به ستمدیگان بود.
تازه، به گونه ی یکراست هم به کشور های واپس مانده ی جهان یاری نمودیم.
برای نمونه ما به ویتنام و آنگولا و موزامبیک و کنگو و اتیوپی یاری کردیم که پیشرفت کنند.
هتّا به ایران هم کسی "ذوب آهن" نمیداد، ولی شوروی این ساختاوری سنگین را به ایران فروخت.
---
اگر انگشت چرکین آمریکا و CIA نبود که مردم جهان بیش از این پیشرفت کرده بودند، مانند خود ایران که کودتای ٢۸ مرداد را انگشت آمریکا انجام داد و ننگ ابدی را برای خود در نزد ایرانیان خرید. ( چندی پیش تازه پوزش هم خواستند!)
مزدک جان درباره مدل کیهانی قران که میگفتید آسمان دنیوی هفتگانه است و مرز میان آنان ستاره ها هستند و سپس "بروج" و "عرش" خداوندیست به گمان من چنین نیست! برپایهی کدام تفسیر و متودولوژی میگویید که بعد از آسمانهای هفتگانه ستارگان و بروج همان برج های دوازده گانه هستند؟ ب.ن قران میگوید "آسمان نزدیک" (=آسمان اول) را با ستارگان زینت دادیم... کمی در این باره روشنگری میکنید؟ بمهر در جایگاه گواه و برگه آیه ها را هم بیاورید.
شوروی. و این انگشت ۵۰ سال زمان و و به بهای میلیارد ها دلار وهزاران جان ( مانند ویتنام و ..) و رفتن آبروی آمریکا در میان جهانیان و سست شدن سرمایه داری بود.
عجب انگشتی بوده پس :))) خوبه آبروی آمریکا رفته و همه سوسیالیستهای فعلی و کمونیستهای پیشین دست به دامن آمریکای عزیز التماسش میکنند! آبرویش نمیرفت چه میشد 😄
آها کشتن کسانی که لجنزاری به نام کمونیسم را نمیخواهند برای حفظ بیضه کمونیسم شده یاری به ستمدیدگان! چه قدر شماها شکل مسلمانها هستید! یعنی من در کف این همه شباهتم! مثلن در این مورد مسلمانها به خصوص از نوع افراطیش ادعا میکنند برای یاری رساندن به ستمدیدگان و مسلمین و مبارزه با کفار و جهان کفر به خودشون بمب میبندند میرند ملت رو منفجر میکنند حالا این وسط مسلمان هم ترکید به درک :)))
هتّا به ایران هم کسی "ذوب آهن" نمیداد، ولی شوروی این ساختاوری[٢] سنگین را به ایران فروخت.
یک جا طرح مارشال آمریکا که منجر به آباد شدن اروپا شده (طبق ادعای خودتان) میشود اخی و یک جای دیگر ذوب آهن فروختن به ایران میشو به به :))))) کمدین خوبی هستید. راستی نازیها هم به ایران در ساخت اسلحه یاری میرساندند در شرایطی که هیچ کشوری حاضر نبود به ایران چنین کمکی بدهد! بروید زیر پرچم آنها هم سینه بزنید!!! فقط بگید سوسیالیست هستید نه کمونیست چون ممکنه .... 😱
اگر انگشت چرکین آمریکا و CIA نبود که مردم جهان بیش از این پیشرفت کرده بودند، مانند خود ایران که کودتای ٢۸ مرداد را انگشت آمریکا انجام داد و ننگ ابدی را برای خود در نزد ایرانیان خرید. ( چندی پیش تازه پوزش هم خواستند!)
باز هم که روضه خوندید! دست کم بگذارید یک پست بگذرد بعد دوباره گیر بدهید به انگشت آمریکا!
در ضمن تنها یک انسان کاملن ناآگاه به نظام اقتصادی میگه که سرمایه دار نشسته و حاصل دسترنج دیگران رو میخوره و کاری نمیکنه و وقتی هم میخواد نمونه بیاره از کسی که یک ثروت باد آورده بهش رسیده و از بیخ گاگوله خودش رو جر میده آخرش میگه پاریس هیلتون :)))) یعنی از یکی دو نمونه ی خاصِ انگشت شمار نتیجه گیری کلی میکنه . یعنی مغالطه تعمیم شتاب زده از این تابلو تر نمیشه به جان شما :))
مزدک جان درباره مدل کیهانی قران که میگفتید آسمان دنیوی هفتگانه است و مرز میان آنان ستاره ها هستند و سپس "بروج" و "عرش" خداوندیست به گمان من چنین نیست! برپایهی کدام تفسیر و متودولوژی میگویید که بعد از آسمانهای هفتگانه ستارگان و بروج همان برج های دوازده گانه هستند؟ ب.ن قران میگوید "آسمان نزدیک" (=آسمان اول) را با ستارگان زینت دادیم... کمی در این باره روشنگری میکنید؟ بمهر در جایگاه گواه و برگه آیه ها را هم بیاورید.
در قران گاهی از آسمانها/سَمَاوَاتٍ ( چندینه) و گاهی از یک آسمان / السَّمَاء ( تکینه) سخن در میان است. آسمانها (چندینه)همان هفت آسمانی هستند که آسمانهای این جهانی می باشند و مرز پایانی آنها به آسمان "دنیا" یا همان آسمان ستارگان ( firmament ) (= فلک انجم) پایان میگیرد این واژه ی دنیا به چم همین جهان است و نباید به سفسته ی اتیمولوژیک که میگوید دنیا از دون ( =نزدیک به ما(!) ) میاید بها داد.آسمان برین (عرش) و آسمان دنیا (پایین ترین آسمانهای مینوی ) : از آنجا که گوینده خداست، "پایین" از دید او همان بالا از دید مردم خاکی است : برای نمونه : «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ عَنِ الاَْخِرَةِ هُمْ غَافِلُون؛ از زندگى دنیا، ظاهرى را مىشناسند، و حال آن كه از آخرت غافلند». (روم:۷) یا سخنواره ی : خسر الدنیا و الاخرة = کسی که در این جهان و آن جهان زیان کرده است! پس این آسمان دنیا، که در قران همواره تکینه یاد میشود🙁آسمانی که در نگاره آبی رنگ است) این همان آسمانی است که اجنه نمیتوانند از ان بگذرند و همان آسمانی است که فرشتگان ١۹ گانه ی پاسدار آسمان برین، با کندن ستارگان از آن، آنهارا به سوی اجنه ی فضول پرتاب میکنند
(" توضیح علمی" ! قران برای شهاب [سنگ های آسمانی که در اندروای میسوزند] ) هفتمین آسمان در باستان، آسمانی بود که گویال کیوان را با خود میگردانید ( زحل/ساتورن) این مدل کیهان شناسی بتلمیوسی بود که به قران هم راه یافته بود و بیجا نیست که خیام میگوید از جرم گل سیاه تا اوج زحل کردم همه مشکلات گیتی را حل (گل سیاه = زمین) این هفت آسمان بلورین* به شمار میرفته اند چون برای نمونه کیوان و برجیس دیده میشده اند ولی چون آسمان پایانی ستارگان "سیاه" بود میپنداشتند که فرای ان دیده نمیشود. پس از این آسمان ستارگان، آسمانهای آن جهانی و ایزدی/مینوی هستند که واپسین و بالاترین شان همان "عرش" است که به لاتین میگفتند " habitaculum dei et omnium electorum = جایگاه خداوند و همه ی برگزیدگان = عرش خداوندی و اصحاب یمین. الرَّحْمَـٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ ---- خورشید و ماه هردو در این مدل، در یکی از اسمانهایی که به گفته ی ارستو و بتلمیوس به گرد زمین میگردند. جای گرفته بودند. این را کلیسا هم که ۶۰۰ سال از اسلام کهن تر است هم پذیرفته بودند و محمد هم نمیتوانست در جایگاه دنباله ی عیسی و موسی (که خود را جانشین انها جا میزد) چیزی جز این بگوید چون آنگاه با خورده گیری یهود و ترسایان روبرو میشد ولی میبینیم که در این باره ستیزی با آنها نداشته و بیجا نیست که قران هم آمده است که خورشید و ماه هر یک در فلک خود در میان آسمانها شناورند ( اکنون میدانیم که زمین به گرد خورشید میگردد و خورشید مانند ماه به گرد زمین نمیگردد) --- همچنین بیجا نیست که در قران از واژه ی شناور بودن سخن در میان است چون در این مدل بتلمیوسی، میان سپهر های بلورین، آب بوده که در قران هم از آبهای آسمان یاد شده است** که گاهی خدا برای گوشمالی بندگان، درهای آسمان را میگشاید تا از آسمان اب بر زمین بشارد. بلورین و شکننده بودن آسمانها هم در قران آمده است: شکافتن آسمان ها ! یا: "اگر تکه ای از آسمان را بر سرشان بیندازیم " ! ---------- در این مدل، گویا یك دیوار آتشین ( مدار ناری) میان زمین و ماه است كه دیوار گذرناپذیر شمرده میشد. ( برخی از آخوند ها هنوز به آن باور دارند)
كه در سوره شریفه مریم است ، چیست ؟ آیا همه وارد جهنّم مى شوند و بر عدّه اى آتش سرد مى شود یا معنى دیگرى دارد؟ پـاسـخ مـا: تـحـقـیـقـاتـى كـرده ایـم دربـاره جـهـنـّم كـه مـى شـود آن را احـسـاس عـلمـى كـرد. جـهـنـّم مـثـل یـك مـدارى به دور زمین است . نه همین نزدیكیهاى زمین . در فاصله مثلا چند مدار بالاتر. (مدار یعنى راهى كه كـرات در آن در حـركـت هـسـتند.) این مدار، مدار نارى است . یعنى سوزنده است . از بین مى برد. این مدار نارى دور كره زمین است . شما از هر طرف كره زمین بخواهید از این مدار خارج شوید باید به این مدار وارد شوید.
.. و بهشت در كره زمین نیست . چون خود بهشتى كه به مؤ من مى دهند، به اندازه منظومه شمسى است . منظومه شمسى هـیـچ وقـت در كره زمین جا نمى گیرد. "وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّم و اتُ وَالاَْرْضُ اُعِدَّتْ لِلْمُتَّقی نَ"((105))
پس باید از كره زمین پرواز كنیم . برویم به طرف بهشت . اوّل برخورد مى كنیم به مدار نارى كه اسمش جهنّم است . لذا مى فـرمـایـد: "وَ اِنْ مـِنـْكُمْ اِلاّ و ارِدُه ا ك انَ عَلى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِیًّا" واردش مى شوید. یعنى آنهائى كه مى خواهند عـبـور كـنـنـد و مى توانند عبور كنند. مثل یك تونلى برایشان باز مى شود و از آنجا رد مى شوند. پس وارد جهنّم شـده و از جهنّم خارج مى شوند و آنهائى كه باید بمانند جلویشان بسته مى شود و همان جا مى مانند. قیامت روى كـره زمـیـن است . بعد از اینكه به حسابشان رسیدگى شد و درباره شان قضاوت شد و بهشتى ها و جهنّمى ها از هم مشخّص شدند. همه حركت مى كنند. كره زمین دیگر قابل سكونت و زندگى نیست . یك عدّه به این مدار نارى كه مـى رسـنـد مى مانند. و یك عدّه هم از آن عبور مى كنند و به بهشت مى روند. و لذا معناى "وَ اِنْ مِنْكُمْ اِلاّ و ارِدُه ا" این است .
و امـّا هـمان معبر كه تونل مانند است براى مؤ منین سرد مى شود. و یا آنكه آن قدر سریع عبور مى كنند كه گرما را احساس نمى كنند.((
عجب انگشتی بوده پس :))) خوبه آبروی آمریکا رفته و همه سوسیالیستهای فعلی و کمونیستهای پیشین دست به دامن آمریکای عزیز التماسش میکنند! آبرویش نمیرفت چه میشد 😄
آها کشتن کسانی که لجنزاری به نام کمونیسم را نمیخواهند برای حفظ بیضه کمونیسم شده یاری به ستمدیدگان! چه قدر شماها شکل مسلمانها هستید! یعنی من در کف این همه شباهتم! مثلن در این مورد مسلمانها به خصوص از نوع افراطیش ادعا میکنند برای یاری رساندن به ستمدیدگان و مسلمین و مبارزه با کفار و جهان کفر به خودشون بمب میبندند میرند ملت رو منفجر میکنند حالا این وسط مسلمان هم ترکید به درک :)))
همان طوری که مسلمین به طور غیر مستقیم علم را به غربی ها خورانده اند از طریق قرآن 😄
چه قدر هم که پیشرفت کردند!!! و چه کشورهای درجه یکی هم تحویل دادید !
یک جا طرح مارشال آمریکا که منجر به آباد شدن اروپا شده (طبق ادعای خودتان) میشود اخی و یک جای دیگر ذوب آهن فروختن به ایران میشو به به :))))) کمدین خوبی هستید. راستی نازیها هم به ایران در ساخت اسلحه یاری میرساندند در شرایطی که هیچ کشوری حاضر نبود به ایران چنین کمکی بدهد! بروید زیر پرچم آنها هم سینه بزنید!!! فقط بگید سوسیالیست هستید نه کمونیست چون ممکنه .... 😱
باز هم که روضه خوندید! دست کم بگذارید یک پست بگذرد بعد دوباره گیر بدهید به انگشت آمریکا!
بیجاست. کمونیست ها و امپریالیسم با هم ناسازگارند. اگر فردیدتان چین است، این نیکسون بود که رفت سراغ آنها!
-
سفسته ی دیگر اینکه اگر ما یاری نمیکردیم، واپس مانده تر از این هم بودند. برای نمونه ایران ذوب آهن نداَشت!
--
برنامه ی مارشال برای جلوگیری از کمونیسم بوده و نه برای هومن دوستی.
اینرا به روشنی همه جا میتوانید بخوانید!
بزبان دیگر اگر کمونیستها نبودند، متفقین مانند جنگ جهانی نخست، خاک آلمان را به توبره میکشیدند! پس اینهم باز سفسته بود!
---
در باره ی انگشت چرکین امپریالیسم که بارها گفته شد. ما بدان میبالیم که انگشت لیس امپریایلسم نیستیم
!! ---
همچنین سخنان ما گواه تاریخی و برگه دارد ولی سخنان شما از شکم است و بیشتر به روضه میخورد. روضه ی رضوان پارسی هیلتون!
که با شعور(?) خودش و با آفرینندگی! و شناخت و آناکاوی بازار!! به اینجا رسیده !! ( یک نمونه ی پادستیز برای شکستن یک داو هماگیر بسنده است!)
و شما هم همه جا میتوانید بخوانید که شوروی یک نظام دیکتاتوری فاسد و انسان ستیز بود و کشتار بی سابقه ای هم از مردم تحت فرمان خودش به راه انداخته بود! آها اونها پروپاگاندا هستند :))))))
بزبان دیگر اگر کمونیستها نبودند، متفقین مانند جنگ جهانی نخست، خاک آلمان را به توبره میکشیدند! پس اینهم باز سفسته بود!
همین متفقین که بنا به گفته خودتون بعدش آلمان غربی رو آباد کردند که و به وارون شوروی آلمان شرقی را به گند کشید! مردمش را هم زندانی کرد و هر که کمونیستها را نمیخواست و هدفش هم بر اندازی و ... نبود! و فقط میخواست آن لجنزار را ترک کند محکوم به مرگ بود. پس این هم باز یک پرت و پلای دیگر بود.
همچنین سخنان ما گواه تاریخی و برگه[٢] دارد ولی سخنان شما از شکم است و بیشتر به روضه میخورد. روضه ی رضوان پارسی هیلتون!
کدام برگه ؟ کدام گواه تاریخی ؟ ما پیشتر نشان داده ایم که کمونیستها چه جنایاتی که نکرده اند و چه کثافتهایی که بالا نیاورده اند! منتها چون شما در هپروت سیر میکنید فقط برگه خودتان را برگه میبینید و بقیه همه از بیخ پروپاگاندا و جعلی و ... هستند! البته اصلن مهم نیست شما در مواردی مانند این چه میگویید، همینکه تا کنون نتوانسته اید در تمام طول و عرض و ارتفاع تاریخ یک کشور کمونیستی درست و حسابی نشان دهید و تمام بهانه تان هم انگشت آمریکاست به اندازه کافی قابل استناد هست تا بگوییم آب قطعه.
در ضمن تنها یک انسان کاملن ناآگاه به نظام اقتصادی میگه که سرمایه دار نشسته و حاصل دسترنج دیگران رو میخوره و کاری نمیکنه و وقتی هم میخواد نمونه بیاره از کسی که یک ثروت باد آورده بهش رسیده و از بیخ گاگوله خودش رو جر میده آخرش میگه پاریس هیلتون :)))) یعنی از یکی دو نمونه ی خاصِ انگشت شمار نتیجه گیری کلی میکنه . یعنی مغالطه تعمیم شتاب زده از این تابلو تر نمیشه به جان شما :))
در قران گاهی از آسمانها/سَمَاوَاتٍ ( چندینه) و گاهی از یک آسمان / السَّمَاء ( تکینه) سخن در میان است. آسمانها (چندینه)همان هفت آسمانی هستند که آسمانهای این جهانی می باشند و مرز پایانی آنها به آسمان "دنیا" یا همان آسمان ستارگان ( firmament ) (= فلک انجم) پایان میگیرد این واژه ی دنیا به چم همین جهان است و نباید به سفسته ی اتیمولوژیک که میگوید دنیا از دون ( =نزدیک به ما(!) ) میاید بها داد.آسمان برین (عرش) و آسمان دنیا (پایین ترین آسمانهای مینوی ) : از آنجا که گوینده خداست، "پایین" از دید او همان بالا از دید مردم خاکی است : برای نمونه : «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ عَنِ الاَْخِرَةِ هُمْ غَافِلُون؛ از زندگى دنیا، ظاهرى را مىشناسند، و حال آن كه از آخرت غافلند». (روم:۷) یا سخنواره ی : خسر الدنیا و الاخرة = کسی که در این جهان و آن جهان زیان کرده است! پس این آسمان دنیا، که در قران همواره تکینه یاد میشود🙁آسمانی که در نگاره آبی رنگ است) این همان آسمانی است که اجنه نمیتوانند از ان بگذرند و همان آسمانی است که فرشتگان ١۹ گانه ی پاسدار آسمان برین، با کندن ستارگان از آن، آنهارا به سوی اجنه ی فضول پرتاب میکنند
نه من با این همسو نیستم! در ترزبان هم خودتان آستین بالا زده اید مزدک جان و برای نمونه آسمان دنیا را به "پایین ترین" آسمان مینوی ترزبانیده اید. ببینید «آسمان دنیا» به چم آسمان اول و یا یکی از آسمانهای هفتگانه (=المیزان) است و اینکه شما میگویید مرز میان آسمانهای هفتگانه و آسمانهای مینوی است (همان آسمان ثوابت که با رنگ آبی روشن کرده اید) اینچنین نیست!
ترجمه مشکینی: همانا ما آسمان نزدیك (به زمین شما) را به زینت و زیور اختران آراستیم. تفسیر آیات قرآن کریم – سوره صافات – آیه 6 – کتاب تفسیر راهنما – تألیف آیت الله هاشمی رفسنجانی: إنّا زیّنّا السماء الدنیا بزینة الکواکب : آسمان پرستاره، نزدیک ترین آسمان به زمین؛ از میان مجموعه آسمان ها، تنها نزدیک ترین آسمان به اهل زمین، با ستارگان آراسته شده است. «الدنیا» (مؤنث «أدنی») از افعال تفضیل بوده و به معنای «نزدیک ترین» است و در مقابل «أقصی» (دورترین) قرار دارد. گفتنی است که نزدیک ترین بودن آسمان پرستاره، در مقایسه با کره زمین سنجیده شده که انسان ها در آن زندگی می کنند. (= تازه اگر هم نزدیک بودن را نسبت به خدا بسنجیم باز هم جور نمیاید.)
بیجاست، دیدید که از روسیه ی تزاری یک اَبَر کشور ساخته و ماهواره هم هوا کردند
ولی در سرمایه داری بنمایه هایی را که میتواند کودکان آفریکا را از گرسنگی برهاند
برای ساختن رولزرویس زرّین و یا پارتی های میلیونی برای پاریس هیلتون که گویا
بسیار با شعور! است ، به هرز میگسارند و برای نگه داشتن چنین سامانه ی دوزخی
از انداختن بمب ناپالم و کودتا و کشتن فرهیختگان و سرکار آوردن اسلامیست ها
و ستمها و تبهکاری های بیشمار دیگر فروگذار نمیکنند.
• پارسیگر
نکته اول:همه کشورهای کاپیتالیستی در ابتدا صنعتی نبودند!وقتی کاپیتالیسم بیشمار نمونه کشور صنعتی سازی شده داره و شماری از این کشورها هم دارای درجات بالایی از تکنولوژی و صنعت هستند اون وقت تبدیل چند کشور به کشورهای صنعتی شده آپلو هوا کردن نیست! :)) (در واقع در مقایسه ها باید با وضعیت پیشا صنعتی شدن کشورهای کمونیستی و کاپیتالیستی در نظر گرفته بشه)
2-مالکیت خصوصی نباید چیز مطلقی باشه(که مثلا اگر یک نفر توی ملکش برده داری و شکنجه و کشتار راه انداخت بگیم چون ملک خصوصی هست کاریش نداشته باشیم) ولی سرمایه اکثر فوتبالیست ها و هنرپیشه ها ناشی از توجه مخاطبان(مصرف کننده ها) هست و نه کارگران،این یچز خیلی رادیکالی نیست که این افراد حق کنترل سرمایشون رو داشته باشند.
3-کمونیست نشون دادند که از دید اونها "هدف وسیله رو توجیه میکنه" و برای حفظ رژیم میشه از ابزارهایی استفاده کرد که یک دولت کاپیتالیست داره،نمون هاش بمب هسته ای، تروریسم، کودتا یا حمله نظامی به یک کشور(فنلاند) هستند.