بعد نق میزنیم که چرا مملکت خر تو خر است و کسی کارش رو درست بلد نیست!!! تک تک کسانی که فقط برای نمره درس میخونند و تک تک کسانی که به این کار اون یکی ها رو تشویق میکنند در عقب ماندگی کشور سهیم و مقصر هستند .
آخه انگیزه ای نمیمونه که بخوای درس بخونی... اول که باید از سد کنکور مسخره بگذری بعدشم که از همه تفریحات محرومی ، آخرشم میبینی نه از راه درس میشه به پول رسید ، نه اصلا تو محیط کار میزان سوادت ربطی به پیشرفتت داره
و چون زمان نمانده باید سمبلش کرد ؟ بعد نق میزنیم که چرا مملکت خر تو خر است و کسی کارش رو درست بلد نیست!!! تک تک کسانی که فقط برای نمره درس میخونند و تک تک کسانی که به این کار اون یکی ها رو تشویق میکنند در عقب ماندگی کشور سهیم و مقصر هستند .
همه چیز را بهم ربط ندهید و شلوغش نکنید. ایشان اگر اول ترم می آمد من هم نمی گفتم که این درس را اینطوری بخوان تا پاس کنی ولی الان وقت خواندن فلان کتاب 1000 صفحه ای نیست. کاری راحت تر از حرف زدن نیست بخصوص وقتی که شرایط طرف مقابل را درک نکنید و قرار نباشد خودتان جای ایشان عمل کنید. ایشان تا الان نخوانده الان باید این درس را در چند روز پاس کند می گوید علاقه و استعدادی در برنامه نویسی ندارد پس باید با درنظر گرفتن شرایط و درخواست طرف مقابل راهنمایی کرد.
شوربختانه خودِ دانشگاه هم نه برای آموزش دانش و پرورش دانشجو, بساکه برای ردهبندی و آموزاندن سرسپردگی و کارکردن برای کارفرما پدید آمده, تا چیز دیگر.
دانش هم چند باری پرداختیم, یک چیز خودآماج نیست و باید دید به چه کاری میاید و چه کارکردی دارد, تا بتواند آموخته شود. هر دانشی هم نیاز به زیربستر و نیازهایِ خود اش دارد و بیشتر اینها را ما در ایران نداریم.
پس از این نگاه نادان در ایران کسیست که براستی برای درس بخواند, نادانتر کسیکه بیاندیشید براستی دارد دانش میاندوزد , از همینرو اگر میتوانید تقلب کنید یا یکجوری بپیچانید, بکنید و زمان اتان را دور نریزید.
پارسیگر
من هم می گویم که باید واقع بین بود. آلیس
چند بار گفته علاقه ای به برنامه نویسی ندارد
و می خواهد پاس کند هیچی هم از برنامه نویسی نمی داند حالا در ظرف چند روز بخواهد از روی چنین کتاب هایی به مرور و اصولی شروع به یادگیری کند که 5 هم نمی گیرد چون کار اصولی زمان بر است بخصوص برای کسی که تازه کار است. ایشان باید الان درس را به هرقیمتی پاس کند تا عقب نماند.
ایشان گمان کردهاند که ما جمعی teenager هستیم که برای خودنمایی جلوی یک دختر دانستههای خویش را به رخ او میکشیم و برای راهنماییِ او از سر و کولِ هم بالا میرویم! پس از اینکه بانو آلیس از دوستانِ گرانقدر هستند و قصدِ من تنها نشان دادنِ راهِ حلی اصولی به ایشان برای آموختنِ برنامهنویسی بود وگرنه ایشان اگر نمیخواستند برنامهنویسی بیاموزند و صرفا قصدِ پاس کردن را داشتند که راهها از ابتدا مشخص بوده و نیازی به کمک و راهنمایی نبود( مشاوره با آقای سیپییو و جاوا اسکریپت، خواندنِ جزوات ِ استاد و از بر شدنِ آنها و...) پس از رستگاری در معبدِ اعظمِ مردسالاری، روزهای آزادی و اربابی آنقدر طلایی و بینظیر هستند که اکنون آخرین چیزی که به آن 😒 (a fuck) هم نمیدهم تلاش برای جلب توجهی دختری آنهم در فضایی مجازیست.
من حوصله قضاوت کردن مردم را ندارم شما هم بهتر است اینکار را نکنید.
جدا از سخنان آورده شده, نگرش من بدرستی همین بخش علاقه یا "گرایش" بود. پرسش اینجاست
چرا برای دخترها, چیزهاییکه برای پسرها این اندازه گیرا هستند, به چشم نمیایند؟
آیا اینجا ما با سازوکارهای ژنتیک سر و کار داریم, چیزی مانند تفاوتهای زن و مرد در ساختار مغزی، جسمی و ... - برگ 3 ؟
یا آیا چشمداشتهای فرهنگین و آنچه دیگران از یک دختر چشم دارند, مایهیِ این بیانگیزگی و ناکنجکاوی در این زمینهها (برنامهنویسی, شترنگ, ..) میشود؟
در درازای یلدا بسیار خواهم اندیشید: به کوروش که نامی بلند است، به زرتشت که پایه نیکی هاست، به بابک که سرخ جامه است، و به مزدک که آبگینه ی برابری و به مانی که تندیس زیبا پرستی و می اندیشم به فردوسی که زبانم در گرو رنج اوست یلداتان پیروز باد. سپهر
آخه انگیزه ای نمیمونه که بخوای درس بخونی... اول که باید از سد کنکور مسخره بگذری بعدشم که از همه تفریحات محرومی ، آخرشم میبینی نه از راه درس میشه به پول رسید ، نه اصلا تو محیط کار میزان سوادت ربطی به پیشرفتت داره !!
راستش آنارشی جان از راه درس خالی نه نمیشه به پول رسید نه در ایران و نه در هیچ جای دیگه ی دنیا. ولی من میگم اگر تصمیم گرفتی بری دانشگاه فلان رشته رو بخونی درست و حسابی بخونش و دست آخر هم یک متخصص درست و درمون بیا بیرون! نمیخوای اینکاها رو بکنی برای چی از اول رفتی دانشگاه جای اونهای دیگه رو تنگ کردی؟
اگر هدفت اینه که بعد از دانشگاه 10 تا اتوبوس بخری بدی دست راننده (کاری که یکی از دوستانِ صد رحمت به خَرِ من کرد) خوب از اول برو همین کار رو بکن دانشگاه رفتنت اون هم توی یه رشته ای مثل شیمی کاربردی لیسانس گرفتن توش با همین روش نمره گرفتن زورکی برای چیه آخه ؟ که بهت بگن آقای مهندس ؟ باید شاشید توی مدرک لیسانس و فوق لیسانس و دکترایی که برای دکور گرفته شده.
یک کاسب که از همون سوم راهنمایی ول کرده رفته توی بازار کار و با اینکه دو زار حرف زدن بلد نیست ولی کاسبی رو خوب بلده برای من خیلی خیلی قابل احترام تره تا مهندسی که زده توی کار کاسبی.
جدا از سخنان آورده شده, نگرش من بدرستی همین بخش علاقه یا "گرایش" بود. پرسش اینجاست چرا برای دخترها, چیزهاییکه برای پسرها این اندازه گیرا هستند, به چشم نمیایند؟
پاسخ این بارها و بارها داده شده و زنان بدلیل برخورداری از توان بارداری نیازی به کارهای ثانویه ندارند.
مثلا شما برای این برنامه مینویسید که به دختران آموزه بدهید و خودنمایی کنید و
.. , ولی خویشکاری بیولوژیک زنان همواره زادآوری بوده و نیازی به رقابت جنسی و درگیریهای درونگروهی ندارند. ولی مردان «باید» مبارزه کنند تا وظیفهی گزاف بارداری زنان هم بیهوده نباشد و ژنهای پایندانتری پدید بیایند.
همه چیز را بهم ربط ندهید و شلوغش نکنید. ایشان اگر اول ترم می آمد من هم نمی گفتم که این درس را اینطوری بخوان تا پاس کنی ولی الان وقت خواندن فلان کتاب 1000 صفحه ای نیست. کاری راحت تر از حرف زدن نیست بخصوص وقتی که شرایط طرف مقابل را درک نکنید و قرار نباشد خودتان جای ایشان عمل کنید. ایشان تا الان نخوانده الان باید این درس را در چند روز پاس کند می گوید علاقه و استعدادی در برنامه نویسی ندارد پس باید با درنظر گرفتن شرایط و درخواست طرف مقابل راهنمایی کرد.
انقدر صغرا کبرا نچینید و بیخودی شلوغش نکنید جانم! اگر ایشون علاقه ای به رشته ای که داره میخونه نداره میتونه تغییر رشته بده یا اصلن ول کنه و بیخودی اندازه همون یک نفر ظرفیت دانشگاه رو پر نکنه. (مگر اینکه مدرک دانشگاه رو برای دکور و خوب شوهر پیدا کردن بخواند که پیشتر در موردش بحث شده) اگر علاقه داره دیگه اینکه من اینجاش رو دوست دارم اونجاش رو دوست ندارم بی معنی هستش. در ضمن خودشون هم چنین ادعایی (علاقه نداشتن به رشته تحصیلیشون) نکردند پس شما از طرف ایشون حرف نزنید.
راستش آنارشی جان از راه درس خالی نه نمیشه به پول رسید نه در ایران و نه در هیچ جای دیگه ی دنیا. ولی من میگم اگر تصمیم گرفتی بری دانشگاه فلان رشته رو بخونی درست و حسابی بخونش و دست آخر هم یک متخصص درست و درمون بیا بیرون! نمیخوای اینکاها رو بکنی برای چی از اول رفتی دانشگاه جای اونهای دیگه رو تنگ کردی؟
اگر هدفت اینه که بعد از دانشگاه 10 تا اتوبوس بخری بدی دست راننده (کاری که یکی از دوستانِ صد رحمت به خَرِ من کرد) خوب از اول برو همین کار رو بکن دانشگاه رفتنت اون هم توی یه رشته ای مثل شیمی کاربردی لیسانس گرفتن توش با همین روش نمره گرفتن زورکی برای چیه آخه ؟ که بهت بگن آقای مهندس ؟ باید شاشید توی مدرک لیسانس و فوق لیسانس و دکترایی که برای دکور گرفته شده.
یک کاسب که از همون سوم راهنمایی ول کرده رفته توی بازار کار و با اینکه دو زار حرف زدن بلد نیست ولی کاسبی رو خوب بلده برای من خیلی خیلی قابل احترام تره تا مهندسی که زده توی کار کاسبی.
این رفتن به دانشگاه و درس نخواندن و پیچاندن از کارهاییست که من از آن بیزارم. اگر به سیستم دانشگاهی اعتقادی ندارید، خب چرا میروید و هزینهها و سرمایههای کشور را به باد میدهید و جای آنان را که واقعا میخواهند در دانشگاه تحصیل کنند را اشغال میکنید؟ اینهم که گفته میشود در دانشگاه هیچ چیز به شما نمیآموزند را هم باز قبول ندارم. البته به خود دانشگاه و دانشجو ربط دارد اما اگر دانشگاه فضای علمی خوبی داشته باشد و همچنین خود دانشجو واقعا به رشتهاش علاقهمند باشد و بخواهد در آن عرصه فعالیت کند میتواند چیزهای خوبی از آنجا بیاموزد. من در همین دانشگاههای چسکی ایران با تعدادی از همکاری و همنشینی با دانشجویان باهوش متخصص بسیاری چیزهای جدید آموختهام و تاثیر آنها بر تخصصهایم هرگز قابل چشمپوشی نیست. علاوه بر این بسیاری از دوستانِ ارزشمند و فرهیختهام را از همان دانشگاهها پیدا کردم چنانکه از همانجاها بود که با خردگرایی و فلسفه و... آشنا شدم.
اینهم که گفته میشود در دانشگاه هیچ چیز به شما نمیآموزند را هم باز قبول ندارم.
تازه داریوش جان با فرض اینکه اینچنین باشد هم در مورد دانشگاه های ایران صدق میکند نه بلاد کفر! که همانش هم به قول شما کشک است. کدام فردی که خود دانش میاموزد (در اینجا کسی که علاقمند به صنایع هوا فضاست) شانس این را دارد که یک موتور ایر باس A380 را بدهند بهش بگویند برو هر کاری دوست داری باهاش بکن اون هم با کمترین هزینه (همون شهریه دانشگاه یا حتا مجانی) ؟
انقدر صغرا کبرا نچینید و بیخودی شلوغش نکنید جانم! اگر ایشون علاقه ای به رشته ای که داره میخونه نداره میتونه تغییر رشته بده یا اصلن ول کنه و بیخودی اندازه همون یک نفر ظرفیت دانشگاه رو پر نکنه. (مگر اینکه مدرک دانشگاه رو برای دکور و خوب شوهر پیدا کردن بخواند که پیشتر در موردش بحث شده) اگر علاقه داره دیگه اینکه من اینجاش رو دوست دارم اونجاش رو دوست ندارم بی معنی هستش. در ضمن خودشون هم چنین ادعایی (علاقه نداشتن به رشته تحصیلیشون) نکردند پس شما از طرف ایشون حرف نزنید.
اینجا نگفتند ولی قبلا به من گفته بودند. از این گذشته اینکه ایشان علاقه دارد یا نه و با رشته اش چکار باید بکند و چرا فلان درس را دوست ندارد بحث جداگانه است. ما که نمی توانیم طرف را بازجویی کنیم. من بر اساس درخواست و شرایط فعلی شان که توضیح داده شد، راهنمایی کردم.
جدا از سخنان آورده شده, نگرش من بدرستی همین بخش علاقه یا "گرایش" بود. پرسش اینجاست چرا برای دخترها, چیزهاییکه برای پسرها این اندازه گیرا هستند, به چشم نمیایند؟ آیا اینجا ما با سازوکارهای ژنتیک سر و کار داریم, چیزی مانند تفاوتهای زن و مرد در ساختار مغزی، جسمی و ... - برگ 3 ؟
یا آیا چشمداشتهای فرهنگین و آنچه دیگران از یک دختر چشم دارند, مایهیِ این بیانگیزگی و ناکنجکاوی در این زمینهها (برنامهنویسی, شترنگ, ..) میشود؟
آن تاپیک را باید سر فرصت مطالعه کنم ولی دلیل اصلی، تفاوت های ساختاری مغز است. قبلا گفته بودم که کتاب جنسیت مغز را در این رابطه مطالعه کردم که به دقت این تفاوت ها که ناشی از هورمون ها هستند را مورد بررسی قرار داده بود. مسائل فرهنگی هم بی تاثیر نیست. دیروز که بحث برنامه نویسی شد کنجکاو شدم ببینم آیا برنامه نویس های برجسته خانوم داریم یا نه که به این صفحه رسیدم: The Loneliness Of The Female Coder ⚙ Co.Labs ⚙ code + community
ولی اینها کنجکاوی مرا خوشنود ساختهاند و نکته همینجاست: چرا این کنجکاوی تنهادر پسرها دیده میشود؟ چرا دخترها پُرگاه[٨] کور هستند و مانند خود شما, نمیتوانند بجز "سکس" و "زادآوری[٩]" انگیزهیِ دیگری پشت چیزها ببینند؟
ما از گسترای همبودشناختی/زیستشناختی سخن گفتیم و چیزی را به خودمان
واگیر (تعمیم) ندادیم که به من کور و نابینا بگویید (ad hominem).
شما هنوز نمیدانید «فرازیست» ژنها مهندترین آماج جانداران است و در نر و مادهها تاکتیک آمیزش جنسی (زادآوری) فرازیست آنان را پایندان میکند. کموبیش همهی برنامهها و دستورهای ژنی و سیستمهای همبودین و نظام کهتری و مهتری از نیروی جنسی که چیزی جز گرایش ژنها به فرازیست نوع نیست, سرچشمه میگیرد.
همینکه شما به دختران خرسواری میدهید و خستو میشوید که برای دختران تحصیل میکنید هم از این گرایش برآمده است.
اینجا نگفتند ولی قبلا به من گفته بودند. از این گذشته اینکه ایشان علاقه دارد یا نه و با رشته اش چکار باید بکند و چرا فلان درس را دوست ندارد بحث جداگانه است. ما که نمی توانیم طرف را بازجویی کنیم. من بر اساس درخواست و شرایط فعلی شان که توضیح داده شد، راهنمایی کردم.
من هم گفتم این شیوه اشتباه است! و چرایی اش را هم پیشتر توضیح داده ام.
من بحث ها را خیلی وقت است دنبال نکرده ام. باز چه چیزی را کشف کردند زن خواران مکتشف؟
هیچ. همان حرفها را مثل صفحهی گرامافون صبح و شب تکرار میکنند. وانگهی من در خط مقدم تنها مانده بودم و برای همین توان مبارزه نداشتم, شما هم که در نگرستیزی با این مهجورین کارکشتهتر از من هستید. پیشتر چند تن از فرهیختگان با ما همراه بودند: کسری, استاد مزدک و.. امروزه اینها هم فریب خوردهاند.
هیچ. همان حرفها را مثل صفحهی گرامافون صبح و شب تکرار میکنند. وانگهی من در خط مقدم تنها مانده بودم و برای همین توان مبارزه نداشتم, شما هم که در نگرستیزی با این مهجورین کارکشتهتر از من هستید. پیشتر چند تن از فرهیختگان با ما همراه بودند: کسری, استاد مزدک و.. امروزه اینها هم فریب خوردهاند.
اجازه دهید از تب و تاب بیفتند ...فعلا سرخوش از اکتشافات جدیدشان به تکرار و سیاه نمایی مشغول اند. کمی که از این جو فاصله گرفته شد شاید بتوان از بحث کردن به نتیجه ای رسید...
آری، ما اینجا یک به یک فرهیختگان را میفریبیم، شما نسوان هم در اثرِ خالی بودنِ مشتتان، بنشینید اینجا دورِ هم دندان به هم بیاسایید و قرولند بکنید
درود داریوش جان
اتفاقا من میخواستم پرسشی از شما بکنم و منتظر بودم تا باز گشایی صندلی داغتان.اما حالا که به طعنه ما را به غر زدن متهم میکنید مشعوف شدم بدانم شما چه شد که زنان هنجار شکنی را که قرار داد های سنتی را به دور می اندازند را قهرمان میخواندید اینگونه به زن خواری و کلی گو یی دچار شدید؟
اتفاقا من میخواستم پرسشی از شما بکنم و منتظر بودم تا باز گشایی صندلی داغتان.اما حالا که به طعنه ما را به غر زدن متهم میکنید مشعوف شدم بدانم شما چه شد که زنان هنجار شکنی را که قرار داد های سنتی را به دور می اندازند را قهرمان میخواندید اینگونه به زن خواری و کلی گو یی دچار شدید؟
دروانداختنِ هنجارهای اجتماعی و سنتهای دست و پاگیر از نظر من بسیار درخشان هستند و آنکس که در این مورد تابوشکنی میکند، جایگاهِ گرانی نزد من دارد. در این مورد بانوان اگر چنین کاری کنند اما ارزشی دوچندان دارد! دلایل هم پرشمار است. زنانی که حجاب را دور میاندازند، پردهی بکارت را بیارزش میشمارند، دوستی به مردان و خفتن با آنان را به بهایی کهکشانی نمیرسانند و... همگی از دو جهت دارای ارزشی بینظیر هستند؛ اینان علاوه بر اینکه بندی از خویش میگشایند و جامعه را از تحجر و عقبماندگی به پیش میرانند، در این سو اما باعث میشوند تنشهایی که در رقابتهای جنسی مردان و زنان پرشمار هستند به حداقل برسد. با افزایش هرچه بیشتر شمار اینان، اندک اندک گرسنگی جنسی در میان مردانِ ایرانی رو به نزول خواهد رفت وکه خود باعث فروکش شدید تنشهای روحی و روانی در جامعه خواهد شد، ارزش مردان و زنان ذره ذره به جایگاهِ واقعی خویش نزدیک خواهد شد که دیگر مردی حاضر نخواهد شد برای ازدواجی که همهجوره بندیست گران بر او حاصلِ دسترنجِ تمامِ سالهای گذشتهی خویش و آیندهی خویش را مهریهی عروس مربوطه کند، تعدیلِ تدریجی هایپرگمی کهکشانی زنان و خلاصه اینکه اینان بهترین کسانی هستند که میتوانند هژمونی زنانه را در جامعه در هم بشکنند. من جندهها، تنفروشها، هرزهها، بدحجابها و بیحجابها و... را قهرمانانی گمنام میدانم
چقدر دلم کشیده دست به قلم بشم و حال تک تک زن ستیزها رو بگیرم... حیف که حال و حوصله اش رو ندارم شما رو با افکار تخم مرغیتان تنها میذارم تا سرخوش از حس برتری به بستر رفته و بخوابید...
دروانداختنِ هنجارهای اجتماعی و سنتهای دست و پاگیر از نظر من بسیار درخشان هستند و آنکس که در این مورد تابوشکنی میکند، جایگاهِ گرانی نزد من دارد. در این مورد بانوان اگر چنین کاری کنند اما ارزشی دوچندان دارد! دلایل هم پرشمار است. زنانی که حجاب را دور میاندازند، پردهی بکارت را بیارزش میشمارند، دوستی به مردان و خفتن با آنان را به بهایی کهکشانی نمیرسانند و... همگی از دو جهت دارای ارزشی بینظیر هستند؛ اینان علاوه بر اینکه بندی از خویش میگشایند و جامعه را از تحجر و عقبماندگی به پیش میرانند، در این سو اما باعث میشوند تنشهایی که در رقابتهای جنسی مردان و زنان پرشمار هستند به حداقل برسد. با افزایش هرچه بیشتر شمار اینان، اندک اندک گرسنگی جنسی در میان مردانِ ایرانی رو به نزول خواهد رفت وکه خود باعث فروکش شدید تنشهای روحی و روانی در جامعه خواهد شد، ارزش مردان و زنان ذره ذره به جایگاهِ واقعی خویش نزدیک خواهد شد که دیگر مردی حاضر نخواهد شد برای ازدواجی که همهجوره بندیست گران بر او حاصلِ دسترنجِ تمامِ سالهای گذشتهی خویش و آیندهی خویش را مهریهی عروس مربوطه کند، تعدیلِ تدریجی هایپرگمی کهکشانی زنان و خلاصه اینکه اینان بهترین کسانی هستند که میتوانند هژمونی زنانه را در جامعه در هم بشکنند. من جندهها، تنفروشها، هرزهها، بدحجابها و بیحجابها و... را قهرمانانی گمنام میدانم :))
ممنون:) خوب این یکی از معدود پست هایی بود که بعد از مدتها کلنجار رفتن با جبهه ی زن ستیزان به دلمان نشست😜
و از قضا من فکر نمیکنم بانوان این انجمن هم با مسائلی چون مهریه و بهای سکس و این دست مزخرفات سنتی موافقت داشته باشند
و نه تنها اینجا که بسیاری از بانوان به دنبال برپایی وضعیتی هستند که بتوانند مانند یک انسان واقعی زندگی کنند و در قبال رهایی از بسیاری از باید و نباید های تحمیلی قبول مسئولیت کنند!و
شاید باید زن میبودید تا درک میکردید که خلاف جهت راندن چه هزینه هایی برایشان دارد .هزینه هایی که برای مردان برای رسیدن به آن تعادل مورد نظر شاید به مراتب کمتر باشد.
پس میپذیرید که این نمک به زخم پاشیدن های زن خوارانه را به شوخی بگیریم؟!!
و از قضا من فکر نمیکنم بانوان این انجمن هم با مسائلی چون مهریه و بهای سکس و این دست مزخرفات سنتی موافقت داشته باشند
البته شمارِ بانوانِ اینجا به تعدادِ انگشتانِ یک دست هم نمیرسد و آن بانوانی که در اینجا مدنظر شماست، الیتترین بخشِ جامعهی زنانِ ایرانی هستند که در همین جا هم دیدیم که همین بانوان هم اگرچه دربند حجاب و دیگر تحجرها نیستند، اما همچنان دربند همان نگرشِ غالبِ زنامرد در جامعه هستند و اینجا نیز اغلب تفسیرها یکسویه هستند که در آنها تمامِ شعارهای فمنیستی پیرامونِ مردسالاری پیشفرض هستند.
و نه تنها اینجا که بسیاری از بانوان به دنبال برپایی وضعیتی هستند که بتوانند مانند یک انسان واقعی زندگی کنند و در قبال رهایی از بسیاری از باید و نباید های تحمیلی قبول مسئولیت کنند!
منظورتان از زندگی کردن به مثابهی یک انسانِ واقعی احتمالا همتراز با مردان که نیست؟ شوربختانه چنین چیزی کمتر دیده میشود. همانطور که پیشتر گفتهام در همین گفتمانِ فمنیستی(که سقفِ جنبشِ روشنفکری زنانهی فراگیر است) اگر چه میگویند که پردهی بکارت خود نمودی از تحجر و واپسماندگیست، اما هرگز آیا شنیدهاید که به جای «ای مردانِ متحجرِ واپسماندهی کلهخشک، به دنبال زنانِ باکره برای همسری نباشید» بگویند «ای دوشیزگان، دست از پردهی بکارت خویش بردارید که بس احمقانه است»؟ در همین جایگاه مردی که به دنبالِ زنِ محجبه باشد همیشه مرکز پتکهای کوبندهی روشنفکری و فمنیستی خواهد بود اما کسی خودِ حجاب را هرگز به نقد نمیکشد. در اینجا پیشفرض این است که حجاب و پردهی بکارت برای مردان است در حالیکه کسی هرگز آنسوی قضیه (کارکردِ اینها برای گرسنگی جنسی مردان و قابل دسترسی ساختن شوهر برای هر زن به هراندازه زشت و بدقواره) نمیبینند.
شاید باید زن میبودید تا درک میکردید که خلاف جهت راندن چه هزینه هایی برایشان دارد .هزینه هایی که برای مردان برای رسیدن به آن تعادل مورد نظر شاید به مراتب کمتر باشد
کسی هرگز اینها را انکار نکرده. من به همین سبب است که زنانِ هنجار شکن را قهرمانانی گمنام مینامم. آنها علاوه بر اینکه از سوی جامعه ترد و سرزنش میشوند، از سوی همجنسانِ خویش به مثابهی دشمنانی که قصد درهمشکنی هژمونی آنان را دارند دیده میشوند و بالاتر از همه از سوی کسانی که قاعدتا باید مدافع حقوقشان باشند(فمنیستها) نیز پذیرفته نشده و ترد میشوند.
بچه ها اگر کسی ادرس دقیق سایت دنباله رو داره برام بزاره اگر لینک بزارید بهتره ممنونم عزیزان😉
فعلا این سایت قابل دسترسی نیست :
وبگاه دنباله پس از اینکه مدتی مورد حمله مداوم سایبری توسط ماموران جمهوری اسلامی قرار گرفت در حال حاضر بطور کامل از دسترس خارج شده و قابل بازدید نمیباشد.[۴]
راستش آنارشی جان از راه درس خالی نه نمیشه به پول رسید نه در ایران و نه در هیچ جای دیگه ی دنیا. ولی من میگم اگر تصمیم گرفتی بری دانشگاه فلان رشته رو بخونی درست و حسابی بخونش و دست آخر هم یک متخصص درست و درمون بیا بیرون! نمیخوای اینکاها رو بکنی برای چی از اول رفتی دانشگاه جای اونهای دیگه رو تنگ کردی؟
اگر هدفت اینه که بعد از دانشگاه 10 تا اتوبوس بخری بدی دست راننده (کاری که یکی از دوستانِ صد رحمت به خَرِ من کرد) خوب از اول برو همین کار رو بکن دانشگاه رفتنت اون هم توی یه رشته ای مثل شیمی کاربردی لیسانس گرفتن توش با همین روش نمره گرفتن زورکی برای چیه آخه ؟ که بهت بگن آقای مهندس ؟ باید شاشید توی مدرک لیسانس و فوق لیسانس و دکترایی که برای دکور گرفته شده.
یک کاسب که از همون سوم راهنمایی ول کرده رفته توی بازار کار و با اینکه دو زار حرف زدن بلد نیست ولی کاسبی رو خوب بلده برای من خیلی خیلی قابل احترام تره تا مهندسی که زده توی کار کاسبی.
اگر از پیش کسی انقدر شناخت داشت از وضعیت پس از اتمام تحصیل یا حین دوران تحصیل ، که خوب بود و حداقل با آمادگی ذهنی منتظر مواجهه با سختی ها میشد...
همه حرف های شما درست ، اما مملکت جنگ زده با افزایش جمعیتی دو برابری طی دهه 60 هیچ شانسی رو باقی نگذاشته که کسی به آینده روشن امیدوار باشه و میدونیم که عملا هم فرصت شغلی حداقلی به همه نخواهد رسید تا زمان حداقل مرگ یا از دور خارج شدن متولدین دهه 60 !! البته الان که باز دوره تازه تبلیغ برای افزایش جمیعت شروع شده و گند بزرگتری در انتظار نسل های بعدی هست...
شما ببینید اصلا چی شد که به این شکل مضحک در ایران مدرک گرایی یک ارزش شد و از هر ده کوره ای یک دانشگاهی سبز شد و به صورت کیلویی لیسانس و فوق لیسانس و دکترا داد بیرون...
این رفتن به دانشگاه و درس نخواندن و پیچاندن از کارهاییست که من از آن بیزارم. اگر به سیستم دانشگاهی اعتقادی ندارید، خب چرا میروید و هزینهها و سرمایههای کشور را به باد میدهید و جای آنان را که واقعا میخواهند در دانشگاه تحصیل کنند را اشغال میکنید؟ اینهم که گفته میشود در دانشگاه هیچ چیز به شما نمیآموزند را هم باز قبول ندارم. البته به خود دانشگاه و دانشجو ربط دارد اما اگر دانشگاه فضای علمی خوبی داشته باشد و همچنین خود دانشجو واقعا به رشتهاش علاقهمند باشد و بخواهد در آن عرصه فعالیت کند میتواند چیزهای خوبی از آنجا بیاموزد. من در همین دانشگاههای چسکی ایران با تعدادی از همکاری و همنشینی با دانشجویان باهوش متخصص بسیاری چیزهای جدید آموختهام و تاثیر آنها بر تخصصهایم هرگز قابل چشمپوشی نیست. علاوه بر این بسیاری از دوستانِ ارزشمند و فرهیختهام را از همان دانشگاهها پیدا کردم چنانکه از همانجاها بود که با خردگرایی و فلسفه و... آشنا شدم.
من که فکر میکنم حقیقتا ما داریم خودمون رو گول میزنیم... در واقع کارکرد اصلی دانشگاه در ایران ، سرگرم شدن چند ساله همان متولدین دهه 60 و الان هم 70 هست تا متوجه آینده تیره و تار بعد از اتمام تحصیل خودشون نباشن و چند صباحی مشغول دختر بازی و پسربازی و سایر کارهایی که فضای عادی جامعه اجازه انجامش رو نمیدن باشن... و گرنه گیرم که اصلا چیزی هم یاد گرفتیم ، فردای اتمام تحصیل به ما پشکل هم در ازای این مدرکی که داریم نمیدن و این سیستم بیخود ظاهرا نخبه پرور ، مگه توان جذب همه افراد به بازار کار رو داره که حتی اگر به فرض محال همه تلاش کنن تا بهترین های دانشگاهشون باشن از چنین شانسی برخوردار بشن ؟
خب در کنار اینها آشنایی با افراد و ایده های جدید و همچنین فضای کثیف اخلاقی حاکم بر جامعه هم از مزایای دیگه دانشگاه رفتن در ایران هست
اگر از پیش کسی انقدر شناخت داشت از وضعیت پس از اتمام تحصیل یا حین دوران تحصیل ، که خوب بود و حداقل با آمادگی ذهنی منتظر مواجهه با سختی ها میشد...
همه حرف های شما درست ، اما مملکت جنگ زده با افزایش جمعیتی دو برابری طی دهه 60 هیچ شانسی رو باقی نگذاشته که کسی به آینده روشن امیدوار باشه و میدونیم که عملا هم فرصت شغلی حداقلی به همه نخواهد رسید تا زمان حداقل مرگ یا از دور خارج شدن متولدین دهه 60 !! البته الان که باز دوره تازه تبلیغ برای افزایش جمیعت شروع شده و گند بزرگتری در انتظار نسل های بعدی هست...
شما ببینید اصلا چی شد که به این شکل مضحک در ایران مدرک گرایی یک ارزش شد و از هر ده کوره ای یک دانشگاهی سبز شد و به صورت کیلویی لیسانس و فوق لیسانس و دکترا داد بیرون...
همه این داستان جنگ و تحریم و انقلاب و جمهوری اسلامی و ... درست - ولی به نظر شما همه اینها دلیل خوب و کافی هست برای اینکه حق بقیه رو بخوریم ؟ اون هم فقط برای اینکه بهمون بگند آقا/خانم مهندس ؟ اینکه حالا کنکور رو قبول شدیم پس بریم یه چیزی هم بخونیم که نشد کار!!! و جالبه رشته های درست و حسابی همگی توسط کسانی اشغال شدند که آخرش عمله بنا میشند و شاید 20-30 درصد شون واقعن برای اینکه یک چیزی بشند وارد اون رشته شدند و دارند خودشون رو میکشند که به یک جایی برسند که باز 90% همین جماعت آخرش از آمریکا و کانادا و اروپا سر در میارند. عین همین داستان رو در باره مساله پناهندگی هم داریم! طرف توی ایران به ککش نگفتند منیژه خانم پاشده اومده اینجا کلی خالی بندی و چاخان سرهم میکنه که آی من سیاسی بودم 6 ماه انفرادی بودم دو بار تا پای چوبه دار رفتم و از این مزخرفات دست آخر هم تا پاس میگیره اولین کاری که میکنه اینه که برگرده ایران به فک و فامیل فخرِ اقامت اروپا رو بفروشه بعد اونهایی که واقعن مشکل دارند به خاطر کثافت کاریهای الاغهایی مثل اینها یا اقامت نمیگیرند یا دیپورت میشند و بعدش اعدام و زندانی میشند یا کلن زندگیشون به باد فنا میره!!! حتا انقدر شرف ندارند که دست کم دیگه ایران برنگردند که کار رو برای بقیه خراب نکنند.
هیچ. همان حرفها را مثل صفحهی گرامافون صبح و شب تکرار میکنند. وانگهی من در خط مقدم تنها مانده بودم و برای همین توان مبارزه نداشتم, شما هم که در نگرستیزی با این مهجورین کارکشتهتر از من هستید. پیشتر چند تن از فرهیختگان با ما همراه بودند: کسری, استاد مزدک و.. امروزه اینها هم فریب خوردهاند.
نه دوست گرامی، ما گاهی به شما و گاهی به سخنان آنها پسند میفرستیم و تا کنون هیچ چیزی بر پاد زنان /فمینیسم ویا به وارونه نگفته ایم ! روشن است که جایی که زنان و مردان نتوانند با هم بسازند، زادمان آنها از میان خواهد رفت و این گرفتاری خودبخود گشوده 😄 • پارسیگر
درود داریوش عزیز والا من هر وقت بتونم به اینجا سر میزنم تا حداقل بدونید که به یادتون هستم. ولی تا مدتی، فرصت چندانی برای پست زدن ندارم. راستش توی این مدت اوضاع چندان بر وفق مراد نبوده ولی چیزهای زیادی هم یاد گرفتم.
در ضمن کتابهای غرور بت ها، تبار شناسی اخلاق و چنین گفت زرتشت رو در لیستم گذاشتم و تصمیم گرفتم سر فرصت بخونمشون. بهم گفتند برای مطالعه کتابهای نیچه، به ترتیب از این سه تا شروع کن.
درود داریوش عزیز والا من هر وقت بتونم به اینجا سر میزنم تا حداقل بدونید که به یادتون هستم. ولی تا مدتی، فرصت چندانی برای پست زدن ندارم. راستش توی این مدت اوضاع چندان بر وفق مراد نبوده ولی چیزهای زیادی هم یاد گرفتم.
در ضمن کتابهای غرور بت ها، تبار شناسی اخلاق و چنین گفت زرتشت رو در لیستم گذاشتم و تصمیم گرفتم سر فرصت بخونمشون. بهم گفتند برای مطالعه کتابهای نیچه، به ترتیب از این سه تا شروع کن.
بی باک جان از اینکه اینجا میبینمت واقعا خوشحال شدم 🌹 !! امیدوارم به زودی همه چیز بر وفق مرادت بشه...