من خواستم کمی سر به سر این هموند دیرینه امان بگذارم از بدحالی؟ در بیاید و شاید
خشم اش را هم آنجا سر من — که این روزها یاغیِ این سخنگاه هستم — خالی کند! (:
نمیدانم با منش راستین شرلوک هولمز (نه این چیزی که در سریالهای دوزاری این روزها میبینید) آشنایی دارید یا نه, ولی
شرلوک هولمز* هم انگار گاهی برایِ سر فرم آمدن هر از گاهی میرفته بیرون با یکی سر دعوا را باز نموده و مشت بازی میکرده تا اندیشه اش باز شود!! (:
*
اینجا تنها جایِ @sonixax خالی است که از من بخواهد پای حرفم مانده و ثابت کنم یک کسی به نام هولمز (رابین هود؟) در انگلستان آنهم بیکر استریت 221B میزیسته! ((((:
مهربد الان من میتونم با خیال اسوده نظرم رو بگم یا این که با استفاده از تور و کلی امنیت که ایجاد کردم بازم ممکنه گیر بیفتم؟؟؟؟؟؟؟؟👻
از آنجاییکه این ID را انگار پیش از کاربرد Tor ساختهاید, پیشنهاد من برای داشتن امنیت خاطر ١٠٠% این است چند روزی
بشکیبید, سپس با یک نام کاربری دیگر از نو اینجا نامبنویسید. اینگونه مخابرات کوچکترین شانسی برای ردیابی کیستی راستین شما نخواهد داشت.
البته من با پایتون آشنایی ندارم و سمتش هم نمیرم چون زبانهای بسیار بسیار قدرتمندتری هم هستند هر چند که نمیتونم منکر کد نویسی سریع در پایتون بشم!
بخشی از قدرتِ هر زبانِ برنامهنویسی در سادهنویسیها و خلاصهنویسیهایش هست. در ثانی گمان میکنم برای یک برنامهنویس حرفهای امروز ناآشنایی با پایتون قدری دونِ شاناش باشدا میلاد جان.
سیشارپ زبانیست بسیار محدود به چارچوب دات و ویندوز و مایکروسافت. شما با آن نمیتوانید برنامههای سیستمی در لینوکس (مثلا برنامههای Mutithreaded) بنویسید. تمام Interface هایی که برای این زبان در لینوکس ساختهاند، برای برنامههای کوچک و نهایتا دانشگاهی ساخته شدهاند و کسی هرگز دیده نشده که بخواهد مثلا با مونو برنامهای در مقیاس Enterprise بسازد چرا که علاوه بر اینکه Overhead دارد پایدار هم نیست.
سی زبان مورد علاقهی من است. زبانِ کامپیوتر است به نوعی! اما برنامهنویسی در آن نوشتن به تخصص و تجربهی بالا نیاز دارد.
یک برنامه 30 خطی در پایتون را وقتی خواستم به سی تبدیل کنم تبدیل به 200 خط کد شد! غیر از دشواریهایی چون سطحِ پایین بودناش، خوبیهایش تمام شدنی نیستند: سرعت غیرقابل مقایسه با هیچ زبان برنامهنویسی سطح بالا، در اختیار داشتنِ مستقیم تمامِ منابع سیستم، داکیومنتها و کلاسهای باز و رایگان فراوانی که برایش هستند، قابل استفاده در همهی پلتفرمها و همهی کاربردها و...
بخشی از قدرتِ هر زبانِ برنامهنویسی در سادهنویسیها و خلاصهنویسیهایش هست. در ثانی گمان میکنم برای یک برنامهنویس حرفهای امروز ناآشنایی با پایتون قدری دونِ شاناش باشدا میلاد جان.
خوب من اصلن با پایتون حال نمیکنم و در ثانی وقتی از چیزی نتونی درآمدی داشته باشی و به کارت هم نمیاد یاد گرفتنش بیخوده.
سیشارپ زبانیست بسیار محدود به چارچوب دات و ویندوز و مایکروسافت. شما با آن نمیتوانید برنامههای سیستمی در لینوکس (مثلا برنامههای Mutithreaded) بنویسید. تمام Interface هایی که برای این زبان در لینوکس ساختهاند، برای برنامههای کوچک و نهایتا دانشگاهی ساخته شدهاند و کسی هرگز دیده نشده که بخواهد مثلا با مونو برنامهای در مقیاس Enterprise بسازد چرا که علاوه بر اینکه Overhead دارد پایدار هم نیست.
البته چارچوب دات نت خودش به اندازه کافی وسیع هست که حتا بشه باهاش سیستم عامل نوشت! Cosmos - Home ولی قطعن در زمینه مالتی پلتفرم ضعف داره که البته زیاد هم مهم نیست.
سی زبان مورد علاقهی من است. زبانِ کامپیوتر است به نوعی! اما برنامهنویسی در آن نوشتن به تخصص و تجربهی بالا نیاز دارد.
باورتان میشود یک کد procedural درکش بسیار راحت تر از یک کد شی گراست برای من ؟ در صورتی که یک کد شی گرا باید راحت تر باشد درکش :)) البته من خودم در سی تخصص چندانی ندارم فقط بلدم :دی چون دانستنش واجب است. C++ را ولی میدانم هرچند که با توجه به نیازهام و خواست مشتری ها ازش استفاده نمیکنم چرا که به طور مثال نوشتن یک برنامه ی دیتابیسی ساده اگر در سی شارپ 10 دقیقه زمانم را بگیرد در C++ باید چند روزی وقت برایش بگذارم. و این یعنی losing money :دی
یک برنامه 30 خطی در پایتون را وقتی خواستم به سی تبدیل کنم تبدیل به 200 خط کد شد! غیر از دشواریهایی چون سطحِ پایین بودناش، خوبیهایش تمام شدنی نیستند: سرعت غیرقابل مقایسه با هیچ زبان برنامهنویسی سطح بالا، در اختیار داشتنِ مستقیم تمامِ منابع سیستم، داکیومنتها و کلاسهای باز و رایگان فراوانی که برایش هستند، قابل استفاده در همهی پلتفرمها و همهی کاربردها و...
نمیدانم کتابهای O'Reilly را میخوانید یا نه ولی پدر و پسر بد جوری با هم کل کل دارند! یادمه در یک کل کل اساسی پدره N خط برنامه نوشته بود برای یک کار ساده و همون کار رو پسر توی دو سه خط انجام داد :))) خنده بازاری بود اون میزد توی پوز این این مزد توی پوز اون :)) ولی با همه اینها کسانی که سی میدانند یک سرگرمی خفن دیگر هم دارند که بقیه ازش بی بهره اند : Arduino - HomePage
جز اینکه بتواند دخترانِ کلاس را با این معرفیکردنهایش بفریبد.
خب مشخص است من بروم به او بگویم دوستم (شما) اینچنین گفت او هم میگوید دوستت هیچ چیز بارش نیست! این وسط من حرف او را که خیلی استادان از وی تعریف میکنند قبول کنم یا شما؟ مگر اینکه او را به اینجا بخوانم تا باهم مناظره کنید.
البته چارچوب دات نت خودش به اندازه کافی وسیع هست که حتا بشه باهاش سیستم عامل نوشت! Cosmos - Home ولی قطعن در زمینه مالتی پلتفرم ضعف داره که البته زیاد هم مهم نیست.
واقعا نیست؟ برای من که خیلی مهم است. البته همانطور که خودت میدانی به کارِ شخص بسته است این موضوع.
باورتان میشود یک کد procedural درکش بسیار راحت تر از یک کد شی گراست برای من ؟ در صورتی که یک کد شی گرا باید راحت تر باشد درکش :)) البته من خودم در سی تخصص چندانی ندارم فقط بلدم :دی چون دانستنش واجب است. C++ را ولی میدانم هرچند که با توجه به نیازهام و خواست مشتری ها ازش استفاده نمیکنم چرا که به طور مثال نوشتن یک برنامه ی دیتابیسی ساده اگر در سی شارپ 10 دقیقه زمانم را بگیرد در C++ باید چند روزی وقت برایش بگذارم. و این یعنی losing money :دی
اساسا آبجکتپروگرامینگ از همان روز نخست هم یک لنگش در هوا بود و هنوز هم چالشها در موردش بسیار است. من در همان سیشارپ هم بیشتر پروسیجرال برنامهنویسی میکنم. اولین مشکل هم از اینجا آغاز میشود که انتزاعِ و نگاشتِ آبجکتهای دنیای واقعی به آبجکتهای زبانِ برنامهنویسی هرگز روال درست و درمانی ندارد و شما گاه برای نوشتنِ یک متدِ ساده باید یک آبجکت بسازید!
خوب من اصلن با پایتون حال نمیکنم و در ثانی وقتی از چیزی نتونی درآمدی داشته باشی و به کارت هم نمیاد یاد گرفتنش بیخوده.
نه، من هم نه با پایتون کار میکنم و نه با آن پول درمیآورم، اما هرگاه بخواهم برنامهای را مثلا در سی بنویسم نخست آنرا به زبانِ پایتون مینویسم تا بیانِ الگوریتمیکِ خوبی از آن بدست آورم، سپس آنرا به سی تبدیل میکنم.
ولی پیشتر اینرا یکی از پسرهای "خفن" کلاس به من معرفی کرد و گفت بهترین است! ؟؟
آلیس جان من نمیدانم رشته شما چیست لازم هم نیست بدانم (امنیت و این حرفها) ولی همینکه در میان دروستان برنامه نویسی دارید یعنی اگر بخواهید در آن رشته در آینده درآمد زایی کنید و جذب بازار کار بشوید باید برنامه نویسی هم بدانید. پَس بهتر است که بخش بخش رشته تحصیلی را خوب یاد بگیرید به خصوص همین بخش برنامه نویسی اش را. به لطیفه های دوستانی چون جناب Mehdi هم زیاد اهمیت ندهید!
این ها چون برنامه نویس باتجربه هستند راهکارهای ایده آل گرایانه جلوی پای شما می گذارند چون دوست دارند سایرین تخصص و علاقه شان را جدی بگیرد و درست یاد بگیرد.
کمتر کسیست که نداند تمام دنیای امروز حتا قرمه سبزی که مامان جان میپزد به نوعی وابسته به کامپیوترهاست و کامپیوترها وابسته به برنامه ریزان پس خواه نا خواه این مساله در دنیای امروزی جدی و مهم هست.
از آنجایی که رشته شما احتمالن یک رشته فنی باشد خیلی بعید میبینم که شما برای اینکه بهتان بگویند خانم مهندس و لیسانس را بکوبید بر فرق سر خواستگار و شوهر آینده جذب این رشته شده باشید چرا که دخترانی که چنین فکری دارند اغلب میروند سر وقت رشته های ساده و در پیتی مثل زبان انگلیسی و جغرافیا و آبیاری گیاهان دریایی و ...
پس اگر درست فهمیده باشم شما رشته ای که بهش علاقه داشتید رو انتخاب کردید و احتمالن هم میخواید پس از فارغ التحصیل شدن در اون رشته شروع به کار کنید در نتیجه یک شب بخون نمره بگیر کار درستی نیست. کار درست اینه که بخش بخشِ رشته تحصیلیتون رو به خوبی بلد باشید که در آینده بتونید ازش درست استفاده کنید.
خب مشخص است من بروم به او بگویم دوستم (شما) اینچنین گفت او هم میگوید دوستت هیچ چیز بارش نیست! این وسط من حرف او را که خیلی استادان از وی تعریف میکنند قبول کنم یا شما؟ مگر اینکه او را به اینجا بخوانم تا باهم مناظره کنید. :))
خیر، اگر در دانشگاهتان دانشکدهی کامپیوتر هست، بروید از یکی از اساتیدِ آنجا بپرسید. دوستِ من که رشتهاش کامپیوتر بود و در مقطعِ فوقلیسانس درس میخواند، روزی با کتابِ جعفرنژاد قمی وارد آزمایشگاهش شد،
استاد در دم او را از آزمایشگاه اخراج کرد و دو نمره هم از او کم کرد.
واقعا نیست؟ برای من که خیلی مهم است. البته همانطور که خودت میدانی به کارِ شخص بسته است این موضوع.
نه نیست داریوش جان! مثلن وقتی تمام زندگی من به جز همین بخش وب سرور خلاصه شده در OSX و ویندوز چه نیازی به نوشتن برنامه برای لینوکس دارم؟ وقتی که بخواهم برای IOS برنامه بنویسیم باید از Objective C یا همین C# استفاده کنم یک زبان مالتی پلتفرمِ همه چیز تمام به چه دردم میخورد؟ سوای اینها چه زبانی قدرتمند تر از C/C++ که همه فن حریف هم هستند ؟ که تازه تجربه کاری نشان میدهد همینها هم در کارِ من چندان کارایی ندارند چون همان طور که خودتان هم بهش اشاره کردید برای یک کار ساده خر حمالی بیش از حد لازم است! البته چندان دور از ذهن نیست که در آینده ای نه چندان دور زبانهای برنامه نویسی حتا ساده تر از سی شارپ بوجود بیایند که بتوانید هم به صورت مدیریت شده و هم به صورت مدیریت نشده ازش استفاده کنید و بتوانند Native Code کامپایل کنند و یا دسترسی کامل به سخت افزار داشته باشند و باعث بازنشستگی C++ هم بشوند. شاید هم سرعتشان به اندازه کافی قابل قبول باشد که بشود دور سی را هم خط کشید.
اساسا آبجکتپروگرامینگ از همان روز نخست هم یک لنگش در هوا بود و هنوز هم چالشها در موردش بسیار است. من در همان سیشارپ هم بیشتر پروسیجرال برنامهنویسی میکنم. اولین مشکل هم از اینجا آغاز میشود که انتزاعِ و نگاشتِ آبجکتهای دنیای واقعی به آبجکتهای زبانِ برنامهنویسی هرگز روال درست و درمانی ندارد و شما گاه برای نوشتنِ یک متدِ ساده باید یک آبجکت بسازید!
نه، من هم نه با پایتون کار میکنم و نه با آن پول درمیآورم، اما هرگاه بخواهم برنامهای را مثلا در سی بنویسم نخست آنرا به زبانِ پایتون مینویسم تا بیانِ الگوریتمیکِ خوبی از آن بدست آورم، سپس آنرا به سی تبدیل میکنم.
اووه چه قدر کار میکنی داریوش جان! من حتا الگوریتم هم نمینویسم برای برنامه ام! چه چیزهایی از برنامه میخواهم را روی یک کاغذ مینویسم و سپس بسم الله :))) هر بخش که تمام شد آن بخش از نوشته ام را خط خطی میکنم :دی البته شاید دات نت و PHP یک مقداری تنبلم کرده باشند ولی با همه اینها سر خر را انداخته پایین و تر تر تر تر تر کد میزنم ، همیشه هم کار میکند :))) و مثلن در PHP مشکلات اینجکشن و این حرفها را هم با اعجوبه هایی همچون PHPIds حل میکنم.
اووه چه قدر کار میکنی داریوش جان! من حتا الگوریتم هم نمینویسم برای برنامه ام! چه چیزهایی از برنامه میخواهم را روی یک کاغذ مینویسم و سپس بسم الله :))) هر بخش که تمام شد آن بخش از نوشته ام را خط خطی میکنم :دی البته شاید دات نت و PHP یک مقداری تنبلم کرده باشند ولی با همه اینها سر خر را انداخته پایین و تر تر تر تر تر کد میزنم ، همیشه هم کار میکند :))) و مثلن در PHP مشکلات اینجکشن و این حرفها را هم با اعجوبه هایی همچون PHPIds حل میکنم.
این یک عادت است میلاد جان. فکر میکنم وقت خودم را یکبار صرف کنم برای مدلسازیِ درست و درمانِ برنامه خیلی بهتر از این است که پس از بزرگ شدنِ برنامه سرسام بگیرم! به وِیژه اگر نیاز به پشتیبانی یا ارتقاء مداوم برنامه باشد، اشکِ آدم درمیآید تا بتواند یک چیزی به برنامه اضافه کند یا چیزی از آن کم کند وقتی از همان ابتدا برنامه را همینطوری روی هوا شروع کرده باشی! ------------------------ شب بخیر.
استاد در دم او را از آزمایشگاه اخراج کرد و دو نمره هم از او کم کرد.
اعصاب معصاب نداشته استاده ها !!! ولی کتابهای این یارو قمی خیلی دری وریه! یک نسخه از کتاب آموزش C اش در نت به شکل PDF هست. یک بار نشستم از سر بیکاری یک مقداریش رو خوندم توی همون 30-40 صفحه اول ازش دو تا سوتی گرفتم :))) و جالبه که حتمن نباید یک برنامه نویس سی خفن پفن باشید تا سوتی هاش رو بفهمید کافیه که با مفاهیم برنامه نویسی رویه ای و سینتکس سی آشنایی داشته باشید تا به عمق فاجعه پی ببرید. یک برنامه نویس Action Script یا PHP یا JS هم وقتی بخواد سی یاد بگیره اون کتاب رو بگیره دستش و به عنوان اولین منبع آموزشی سی ازش استفاده کنه میتونه ایراد هاش رو بفهمه و وای به حال کسی که هیچ چیزی از برنامه نویسی نمیدونه و با اون کتاب شروع میکنه. درسته که دست آخر یاد میگیره ولی راه خودش رو خیلی سخت میکنه. شخصن تا حالا بهتر از هاروی دایتل ندیده ام کسی کتابِ آموزش برنامه نویسی بنویسید طوری که هم مطلب را برساند و هم نوشته اش بسیار روان و خودمانی و قابل فهم باشد. به طور مثال در رابطه با سی شارپ بروید کتاب اسلام احمدزاده را بخوانید! با اینکه خیلی مفصل و خوب توضیح داده یک خط از نوشته هاش رو هم با همون دور اول خوندن نمیفهمید حتا اگر برنامه نویس سی شارپ باشید!!!
این یک عادت است میلاد جان. فکر میکنم وقت خودم را یکبار صرف کنم برای مدلسازیِ درست و درمانِ برنامه خیلی بهتر از این است که پس از بزرگ شدنِ برنامه سرسام بگیرم! به وِیژه اگر نیاز به پشتیبانی یا ارتقاء مداوم برنامه باشد، اشکِ آدم درمیآید تا بتواند یک چیزی به برنامه اضافه کند یا چیزی از آن کم کند وقتی از همان ابتدا برنامه را همینطوری روی هوا شروع کرده باشی! ------------------------ شب بخیر.
خوب در سی بله اگر یک پلن درست و حسابی نباشه پوستت را میکند. ولی در سی شارپ از این مشکلات نداری حتا در C++ هم خیلی درگیر نمیشی و به نظرم این تنها مزیت شی گرایی هستش. البته IDE خوب هم خیلی نقش مهمی بازی میکند ها! --------------------- شب خوش ، خوب بخوابی داریوش جان
آلیس جان من نمیدانم رشته شما چیست لازم هم نیست بدانم (امنیت و این حرفها) ولی همینکه در میان دروستان برنامه نویسی دارید یعنی اگر بخواهید در آن رشته در آینده درآمد زایی کنید و جذب بازار کار بشوید باید برنامه نویسی هم بدانید. پَس بهتر است که بخش بخش رشته تحصیلی را خوب یاد بگیرید به خصوص همین بخش برنامه نویسی اش را. به لطیفه های دوستانی چون جناب Mehdi هم زیاد اهمیت ندهید!
کمتر کسیست که نداند تمام دنیای امروز حتا قرمه سبزی که مامان جان میپزد به نوعی وابسته به کامپیوترهاست و کامپیوترها وابسته به برنامه ریزان پس خواه نا خواه این مساله در دنیای امروزی جدی و مهم هست.
از آنجایی که رشته شما احتمالن یک رشته فنی باشد خیلی بعید میبینم که شما برای اینکه بهتان بگویند خانم مهندس و لیسانس را بکوبید بر فرق سر خواستگار و شوهر آینده جذب این رشته شده باشید چرا که دخترانی که چنین فکری دارند اغلب میروند سر وقت رشته های ساده و در پیتی مثل زبان انگلیسی و جغرافیا و آبیاری گیاهان دریایی و ...
پس اگر درست فهمیده باشم شما رشته ای که بهش علاقه داشتید رو انتخاب کردید و احتمالن هم میخواید پس از فارغ التحصیل شدن در اون رشته شروع به کار کنید در نتیجه یک شب بخون نمره بگیر کار درستی نیست. کار درست اینه که بخش بخشِ رشته تحصیلیتون رو به خوبی بلد باشید که در آینده بتونید ازش درست استفاده کنید.
وقتی بخشی از پست را جدا کنید و یک کلمه اش را بولد کنید طبیعی است که متوجه حرف طرف مقابل نشوید. پست های ایشان را بخوانید می فهمید که فقط دنبال پاس کردن درس هستند. ایشان علاقه ای به این رشته و برنامه نویسی ندارد. حالا شما چند روز مانده به امتحانش توصیه هایی می کنید که بیربط ناکارآمد و غیرواقع بینانه است.
پست های ایشان را بخوانید می فهمید که فقط دنبال پاس کردن درس هستند.
من کارآموزی همین برنامهریزیِ رایانه را کردهام و
بیشمار دختر را آموزه دادهام,
ولی هنوز دختری که براستی خواسته باشد
چیزی بیاموزد را ندیدهام, همگی تنها میآموزند (= خر میزنند) که آزمون را پاس نموده و مدرک را گرفته و همان وبال گردن شوهرِ آینده بشوند.
ببینید در چه جهانی هستیم که یک جنس این اندازه آسوده میتواند از زیر بار کار در برود, یکی دیگر
باید نه تنها خود اش بیاموزد, که برای این جنس بیکاره و تنپرور پروژههایِ پایان نیافته اش را هم بیانجامد ((:
آه.. ببخشایید, یادم نبود شما آنجا نیازی به اندیشیدن ندارید, اگر یک ID دیگر
آنجا چیزی میگفت بیگمان یدکی است, اگر کسی هم از کارآموزی گفت, بیگمان رایگان بوده (:
وقتی بخشی از پست را جدا کنید و یک کلمه اش را بولد کنید طبیعی است که متوجه حرف طرف مقابل نشوید. پست های ایشان را بخوانید می فهمید که فقط دنبال پاس کردن درس هستند. ایشان علاقه ای به این رشته و برنامه نویسی ندارد. حالا شما چند روز مانده به امتحانش توصیه هایی می کنید که بیربط ناکارآمد و غیرواقع بینانه است.
خودشان در صورت تمایل می توانند توضیح دهند. دانشجویان زیادی هستند که وقتی وارد رشته ای می شوند می فهمند آنی نیست که دنبالش بودند یا از بعضی درس های رشته شان خوششان نمیاید ولی به هرحال با توجه به زمان کمی که تا امتحان مانده دیگر وقتی برای یادگیری تدریجی و اصولی باقی نمانده.
خودشان در صورت تمایل می توانند توضیح دهند. دانشجویان زیادی هستند که وقتی وارد رشته ای می شوند می فهمند آنی نیست که دنبالش بودند یا از بعضی درس های رشته شان خوششان نمیاید ولی به هرحال با توجه به زمان کمی که تا امتحان مانده دیگر وقتی برای یادگیری تدریجی و اصولی باقی نمانده.
و چون زمان نمانده باید سمبلش کرد ؟ بعد نق میزنیم که چرا مملکت خر تو خر است و کسی کارش رو درست بلد نیست!!! تک تک کسانی که فقط برای نمره درس میخونند و تک تک کسانی که به این کار اون یکی ها رو تشویق میکنند در عقب ماندگی کشور سهیم و مقصر هستند
و چون زمان نمانده باید سمبلش کرد ؟ بعد نق میزنیم که چرا مملکت خر تو خر است و کسی کارش رو درست بلد نیست!!! تک تک کسانی که فقط برای نمره درس میخونند و تک تک کسانی که به این کار اون یکی ها رو تشویق میکنند در عقب ماندگی کشور سهیم و مقصر هستند .
ایشان گمان کردهاند که ما جمعی teenager هستیم که برای خودنمایی جلوی یک دختر دانستههای خویش را به رخ او میکشیم و برای راهنماییِ او از سر و کولِ هم بالا میرویم! پس از اینکه بانو آلیس از دوستانِ گرانقدر هستند و قصدِ من تنها نشان دادنِ راهِ حلی اصولی به ایشان برای آموختنِ برنامهنویسی بود وگرنه ایشان اگر نمیخواستند برنامهنویسی بیاموزند و صرفا قصدِ پاس کردن را داشتند که راهها از ابتدا مشخص بوده و نیازی به کمک و راهنمایی نبود( مشاوره با آقای سیپییو و جاوا اسکریپت، خواندنِ جزوات ِ استاد و از بر شدنِ آنها و...) پس از رستگاری در معبدِ اعظمِ مردسالاری، روزهای آزادی و اربابی آنقدر طلایی و بینظیر هستند که اکنون آخرین چیزی که به آن 😒 (a fuck) هم نمیدهم تلاش برای جلب توجهی دختری آنهم در فضایی مجازیست.
این اندازه ترس از خودنمایی و خودنما نامیده شدن چیست؟
دانشی اندوختهاید و دارید اینجا بزیایی گفتگو میکنید, من هم ب.ن.
میان گفتههایِ شماو @sonixax نکتههایی برداشتم و با نگاهِ دید شما دو تن آشنا شدم,
برای نمونه از همینکه کسی OOP دوست دارد یا نه نکتههایِ فراوانی میشود برداشت,
اینکه کَس چگونه کُد میزند و چه فرهنگ و بستری را میپسندد (لینوکس, ویندوز) و آماج اش چیست (دانش, پول) و ...
این فرهنگ خودخوارداشت و "بنده بنده" کردن و "فروتنی بیجا" بهتر است برچیده شود.
تک تک کسانی که فقط برای نمره درس میخونند و تک تک کسانی که به این کار اون یکی ها رو تشویق میکنند در عقب ماندگی کشور سهیم و مقصر هستند .
شوربختانه خودِ دانشگاه هم نه برای آموزش دانش و پرورش دانشجو, بساکه برای ردهبندی و آموزاندن سرسپردگی و کارکردن برای کارفرما پدید آمده, تا چیز دیگر.
دانش هم چند باری پرداختیم, یک چیز خودآماج نیست و باید دید به چه کاری میاید و چه کارکردی دارد, تا
بتواند آموخته شود. هر دانشی هم نیاز به زیربستر و نیازهایِ خود اش دارد و بیشتر اینها را ما در ایران نداریم.
پس از این نگاه نادان در ایران کسیست که براستی برای درس بخواند, نادانتر کسیکه بیاندیشید براستی
دارد دانش میاندوزد , از همینرو اگر میتوانید تقلب کنید یا یکجوری بپیچانید, بکنید و زمان اتان را دور نریزید.
این اندازه ترس از خودنمایی و خودنما نامیده شدن چیست؟ دانشی اندوختهاید و دارید اینجا بزیایی گفتگو میکنید, من هم ب.ن. میان گفتههایِ شماو @@sonixax نکتههایی برداشتم و با نگاهِ دید شما دو تن آشنا شدم, برای نمونه از همینکه کسی OOP دوست دارد یا نه نکتههایِ فراوانی میشود برداشت, اینکه کَس چگونه کُد میزند و چه فرهنگ و بستری را میپسندد (لینوکس, ویندوز) و آماج اش چیست (دانش, پول) و ...
این فرهنگ خودخوارداشت و "بنده بنده" کردن و "فروتنی بیجا" بهتر است برچیده شود.
پارسیگر
ترسی در کار نبوده، این گفتگو میانِ ایشان و میلاد به درازا کشیده بود گفتم بهتر است روشن شود که ایشان اگر چنین گمانی کرده بودند اشتباه بوده. خودخوارداشت و بنده و فروتنی بیجا؟!من انسانهای فروتن را معمولا با سوءظن مینگرم. اینان معمولا فرومایگانِ ترسویی هستند که از خوی خویش بیمِ آبروریزی دارند و چهرهی راستینِ خود را پیشت نقابِ فروتنی و خاکساری پنهان میکنند.