Spehrسپاسگذارم که سپاس میگذارید.
گزاردن ≠ گذاشتن
گزاردن = بجا آوردن
Spehrسپاسگذارم که سپاس میگذارید.
گزاردن ≠ گذاشتن
گزاردن = بجا آوردن
Russellرمان خوب زیاد بوده، تنها باری که خاطرم هست پای یک رمان واقعا میخکوب شده باشم رمان "قمارباز" با ترجمهیِ جلال آل احمد بود که خیلی وقت (چندین سال پیش) پیش خواندم.
شاهکاری جاودان! 👍
Aliceبعضیها به جای تایلر دردن (با لهجهی مارلا) باید این عکس را بگذارند:
خب وقتی تنها کسی که در این دفترچه آواتارش این است، پرسش من قدری احمقانه به نظر میآید.
آن تصویر نیچه که در صفحهی شخصی من همیشه هست،
آواتارم اما تا زمانی که ستیز درونیِ من با من هست، همین خواهد ماند.
یا این کشتی ره از این دریای طوفانی به در خواهد برد و یا خود را به کوهِ یخ خواهد افکند.
نه من با تو نبودم چرا به خودت میگیری؟!
---
به خدا من امتحاناتم نزدیک است, انقدر من را ترغیب نکنید و شاهکا شاهکار نکنید!
اصلا درباره ناول و اینها چیزی نگویید... خاموش! 😡
من چند واحد برنامه نویسی باید پاس کنم به دادم برسید. 😢
یکی از پسرهای کلاسمان است به نام "سی پی یو" و "جاواسکریپت" معروف
است. موقع امتحانات که میشود آدم باید با چنین افرادی طرح دوستی بریزد.
(من چرا انقدر در برنامه نویسی خنگ می زنم؟ هیچ چیز نمی فهمم... یعنی
هیچ, چیز)
میفتم...
😭
Aliceمن چند واحد برنامه نویسی باید پاس کنم به دادم برسید.
یکی از پسرهای کلاسمان است به نام "سی پی یو" و "جاواسکریپت" معروف
است. موقع امتحانات که میشود آدم باید با چنین افرادی طرح دوستی بریزد.
(من چرا انقدر در برنامه نویسی خنگ می زنم؟ هیچ چیز نمی فهمم... یعنی
هیچ, چیز)
میفتم...
برنامهنویسی دو مرحله دارد:1- بیان الگوریتمیکِ راهِ حل (Solution)
2-Programming
سختش همان مرحلهی نخست است. در اینجا نیاز است مساله را تحلیل کنید و راهِ حلی قابل پیادهسازی در زبانِ برنامهنویسیِ موردنظرتان، بیابید. نیاز است که اندکی در موردِ زبانِ منتخبتان بدانید. مثلا باید بدانید که در سیشارپ اشارهگر وجود ندارد یا باید بدانید که در سی نوعِ برنامهنویسیِ شما Functional باید باشد یا اینکه تنها ساختارها در این زبان struct و آرایه است و بقیه چیزها را باید خودتان بسازید. اگر این مرحله را به خوبی پشت سر گذاشتید، مرحلهی دوم بسیار ساده است و تنها باید بدانید چگونه باید با آن زبان سخن با کامپیوتر سخن بگوئید.
هماکنون بهترین زبان برای آموختن برنامهنویسی به نظر من پایتون است. یک نگاهی به آن بکنید، مطمئنم خیلی به شما در آموختن برنامهنویسی کمک خواهد کرد. جاوا اسکریپت خیلی زبان بیدر و پیکریست، از آن آغاز نکن هرگز!
Dariushبا در نظر گرفتنِ تمامِ اینها و همچنین جنبههای اخلاقی موضوع که پیش از این بدانها اشاره کردم ، سخن از برتری نژادیِ انسانها گفتن بحثِ بسیار خُنَک و بیمزهایست که نه تنها هرگز فایدهای برای کسی نداشته و ندارد که بسادگی میتواند موجب سوءاستفادهی دیوانگانی شود برای تهییج عوامالناس برای ببار آوردنِ فجایعی غیرقابل تصور. آزاداندیشی به معنای نیاندیشیدن به عواقبِ آنچه میگوییم نیست. ما در جهانی زندگی میکنیم که همیشه تعدادِ احمقها در آن بسیار بیشتر از تعدادِ دانایان است، بر ماست که پیش از آنکه خوراک برای موجسواران درست کنیم به سخنان خویش بیاندیشیم.
اینها برگشت به همان خانهیِ یکم است. آوردن فرهود نیاز به انگیزه ندارد و
موشکافی و فزونکاوی در انگیزههایِ آورندهیِ فرهود خود گونهای پیشدواری است.
اینکه شما میسُهید بر اینکه مردم چگونه فرهودها را میپذیرند و شاید دچار
کژبرداشت شوند نیاز به اندیشه میرود, خود نشان میدهد چه اندازه کژرفتهاید, زیرا از
خویشکاری من و شما نیست بر اینکه مردم چگونه فرهودها را میپذیرند یا از آن بامزهتر چه دسته از فرهودهایی را
بهتر است خود امان را به آن راه زده و نپذیریم (دانستههایِ ژنتیک, فرگشتیک, ...) تا مبادا برخی موجسواری کنند.
Dariushنژادپرستی نیز تنها به برتری نژادیِ یک گروهِ خاص از انسانها اشاره ندارد (اگرچه پیش از این نشان دادیم که اساسا برتری نژادی معنا ندارد)بلکه همراه با تحقیر و پست شمردنِ نژادهای دیگر است، چنانکه در همین انجمن هم هرگز ندیدیم که فرضا یک آریاییپرست، نژادهای دیگر(عرب و ترک و... ) را تحقیر یا بدانها توهین نکند. اینان عمدتا جاهلانی روانپریش هستند که تنها در پی تخلیهی بخشی از عقدههای ملی و تاریخی خود هستند که معمولا ریشه در صدها سال پیش دارد و میخواهند مثلا انتقامِ قادسیه را از عربِ امروز بگیرند. اینان همانقدر در سطح نازلی از انسانیت هستند که آن عربی که از ایرانی بیزار است و او را دشمنِ تاریخی خویش (!) میپندارد و یا آن ترک که پارسی را زبان جعلی و ایران کشور مجعول!
یک آزمایش اندیشیک.
هُمایون میگوید:
من از دخترهای سیاهپوست خوشم نمیاید, تنها دخترهای سپید را دوست دارم!
در سوی دیگر, دختری خوشگل و خواستنی میگوید:
من از پسرهای قدکوتاه خوشم نمیاید, تنها پسرهای قدبلند را دوست دارم!
کدام شما را بیشتر برانگیزاند؟ اگر یکمی, پس بی هیچ گمانی شما شستشوی مغزی رفتهاید.
چرا؟ خب بآغاز بیایید آماروار بنگریم, شمار پسران قدبلند ١ دهم همهیِ پسران بگرایند بیشتر نیست, پس یکی از ناپسندیِ
خود از نزدیک ٣ و نیم میلیارد تن میگوید, هنگامیکه شمار همهیِ سیاهپوستان رویهم به ٣ و نیم میلیارد هم نمیرسد, چه برسد به دختران سیاه!
Dariushبر ماست که برای برپاسازی شرایط لازم برای زیست مسالمتآمیز انسانها درکنارهم دست از این پیشداوریهای کودکانه در مورد نژاد و رنگ پوست و ملیت و... بشوییم تا جهان جایی بهتر برای زیست انسانها باشد، وگرنه هرکس نژاد خویش را برتر یا بهتر از دیگران بداند و vice versa آنگاه جهان هرگز روی صلح و آرامش را به خود نخواهد دید و آنگاه به سادگی نشان دادهایم نه تنها هیچکدام از ما براستی هیچ درجهای از هوشمندی را برخوردار نیستم که اساسا نوعِ بشر هوشمندیاش به دردِ عمهاش میخورد، چرا آنگاه گوسفندها و گوزنها بهتر از ما زندگی میکنند و بیشتر از ما لایقِ صفتِ هوشمندی!
همتراز همان سخنان آبکین که political correctionistها میگویند: بیایید همه با هم مهربان
و دوست و خواهر برادر باشیم و این پیشداوریهای زشت را نکنیم و همدیگر را دوست داشته باشیم و blah blah.
از آن بدتر: مردم کودن هستند, بهتر است فرهودها را پیش از آوردن سبک سنگین کنید, که مبادا, خدایِ ناکرده کسی کژبردارد و موج سوار شود.
اینها هر دو کژروی هستند و بهتر است بسادگی, بجای این بازیهایِ زبانی و این دستکاریِ فرهودها, به خاستگاه و انگیزهیِ کنشها پرداخته شوند.
برای نمونه ستیز میان مردم نمیخواهید؟ پس تنها انگیزانندهیِ راستین ستیز که همانا کمبود و پخش بنمایهها (در واژگانِ کمونیستی: Verteilungskampf)
باشد
را از میان بردارید, اگرنه که تنها سادهاندیشترینان هستند که میاندیشند کسی آنجا نژادپرست میشود چون از سپید بیشتر از سیاه خوش اش آمده.
پارسیگر
Dariushیا این کشتی ره از این دریای طوفانی به در خواهد برد و یا خود را به کوهِ یخ خواهد افکند.
اگر به کوه یخ اصابت کنید چه میشود؟ (خودکشی؟)
Mehrbodاینها برگشت به همان خانهیِ یکم است. آوردن فرهود نیاز به انگیزه ندارد و
موشکافی و فزونکاوی در انگیزههایِ آورندهیِ فرهود خود گونهای پیشدواری است.اینکه شما میسُهید بر اینکه مردم چگونه فرهودها را میپذیرند و شاید دچار
کژبرداشت شوند نیاز به اندیشه میرود, خود نشان میدهد چه اندازه کژرفتهاید, زیرا از
خویشکاری من و شما نیست بر اینکه مردم چگونه فرهودها را میپذیرند یا از آن بامزهتر چه دسته از فرهودهایی را
بهتر است خود امان را به آن راه زده و نپذیریم (دانستههایِ ژنتیک, فرگشتیک, ...) تا مبادا برخی موجسواری کنند.
اینها بیربطند، گفتم که من به سلایق کسی کاری ندارم، خودم هم ممکن است از مردمانِ خاصی بیشتر از بقیه خوشم بیاید. موضوع ارتباطی بود که میانِ نژاد و برتری انسانها تصویر شده بود. پس عملا به کاهدان زدهاید.
Mehrbodیک آزمایش اندیشیک.
هُمایون میگوید:
من از دخترهای سیاهپوست خوشم نمیاید, تنها دخترهای سپید را دوست دارم!
در سوی دیگر, دختری خوشگل و خواستنی میگوید:
من از پسرهای قدکوتاه خوشم نمیاید, تنها پسرهای قدبلند را دوست دارم!
کدام شما را بیشتر برانگیزاند؟ اگر یکمی, پس بی هیچ گمانی شما شستشوی مغزی رفتهاید.
چرا؟ خب بآغاز بیایید آماروار بنگریم, شمار پسران قدبلند ١ دهم همهیِ پسران بگرایند بیشتر نیست, پس یکی از ناپسندیِ
خود از نزدیک ٣ و نیم میلیارد تن میگوید, هنگامیکه شمار همهیِ سیاهپوستان رویهم به ٣ و نیم میلیارد هم نمیرسد, چه برسد به دختران سیاه!
همچنان کاهدان را نشانه گرفتهاید و انگار نوشتهها را نمیخوانید، من سخنی در مورد سلیقهی کسی نگفتم و تذکر دادم که من کاری به سلایق کسی ندارم. با همهی اینها من نمیدانم روی چیزی که من نگفتهام چرا اینقدر مانور میدهید و رودهدرازی میکنید؟ به جای این کار به من بگویید کسی که یک نژاد را دشمن خویش میداند یا نژادی را به پستی یاد میکند، چه ربطی به این چیزهایی که شما میگویید دارد؟
Mehrbodهمتراز همان سخنان آبکین که political correctionistها میگویند: بیایید همه با هم مهربان
و دوست و خواهر برادر باشیم و این پیشداوریهای زشت را نکنیم و همدیگر را دوست داشته باشیم و blah blah.از آن بدتر: مردم کودن هستند, بهتر است فرهودها را پیش از آوردن سبک سنگین کنید, که مبادا, خدایِ ناکرده کسی کژبردارد و موج سوار شود.
اینها هر دو کژروی هستند و بهتر است بسادگی, بجای این بازیهایِ زبانی و این دستکاریِ فرهودها, به خاستگاه و انگیزهیِ کنشها پرداخته شوند.
برای نمونه ستیز میان مردم نمیخواهید؟ پس تنها انگیزانندهیِ راستین ستیز که همانا کمبود و پخش بنمایهها (در واژگانِ کمونیستی: Verteilungskampf) را از میان
بردارید, اگرنه که تنها سادهاندیشترینان هستند که میاندیشند کسی آنجا نژادپرست میشود چون از سپید بیشتر از سیاه خوش اش آمده.
البته آن چیزهایی که گفتم بیشتر مربوط به اصول شخصی خودم بودند و انتظار اینکه به معیارهایی جهانشمول بدل شوند را نداشتم و میپذیرم شاید بیانشان در مکانی عمومی درست نبود. اما شما اینجا هم باز اشتباه گرفتهاید و بر اساس همان برداشتِ نادرستی که از سخن من داشتید گمان کردهاید که من به سلیقهی کسی گیر دادهام، در حالیکه هیچ اینجور نبوده.
Aliceاگر به کوه یخ اصابت کنید چه میشود؟ (خودکشی؟)
بیخیال
-------------------------------
شب بخیر دوستان.
Mehrbodنگرش من نه در پدافند از نژادپرستان است, نه در پدافند از پادنژادپرستان, بساکه ستیز با هر دوی اینها و نپرداختن به دشواری مِهادین است.
اینجور بنگرید, ما در جهانی هستیم که بنمایهها اندک و مرزمند هستند برخی, یک بیشینگان باهوشتری بیشترینهیِ این بنمایهها را از آنِ خود نمودهفاند مینمایند و یک
بخش اندکی از آنها میماند برای پخش میان بیشینگان بجامانده; این بیشینگان بیبهره در همسنجی خود با دیگران و این اندکدسته و همچنین با نگاه به
کمبود بنمایههایِ بجامانده, ناخودآگاه به هر آنچه که دست اشان برسد, دست خواهند آویخت, خواه این دستآویز نژاد باشد, خواه فرهنگ, خواه
کشور, خواه هر چیز دیگر, کارکرد آن یکی بیشتر نیست: ما از آنها بدتر نیستیم, ما سزاواری زندگی بهتری هستم.اکنون در این میان, برخی راه گم کردهیِ بدتر از یکمیها که همان پادنژادپرستان باشند درمیایند و میگویند: برتری از نژاد نمیاید, بهتر است
بجای نژادپرستی همگی با هم همدل و همبسته باشیم و این ته ماندهیِ بنمایههایی که در دست امان هست را دوستانهتر میان خود امان پخش کنیم!!نادانی نژادپرستان از دیدِ من پذیرفتنی است, اینها بیبهرگان بیچارهای هستند که یک چیزی برای اینکه خود اشان را سزاوارتر بدانند مینیازیدهاند,
ولی نادانی این گروه دوم هتّا از اینها بدتر و چشمپوشی ناپذیرتر است, چه که پُرگاه این دستهیِ دوم از رستهیِ فرهیختگان و بهرهمندتران هستند و
خویشکاریِ اینها نه خاموشاندن سر و سدا و ناخوشندی, آنهم با دروغهایِ پوشالین و دستکاری فرهودها, بساکه رسیدگی به دشواریِ مهادین (= بیدادگری در پخشِ بنمایهها) است.برای اینکه کمی بهتر با اندروایِ داستان آشنا شوید. آلمان و مردم آلمان زمانی به نژادپرستی روی آورند که
در اوج نداری و بدبختی و تباهی بودند*, ولی اگر امروز به آلمان بروید بسختی نژادپرستی میبینید و چرا باید ببینید؟
مردمی پولدار و فراتن میبینید که به میهن اشان میبالند بی آنکه دشمنیای با دیگران داشته باشند (آلمان در هر دُژآمدی به
دیگر کشورها یاری میرساند). در بیشتر خانههایِ آلمانها میتوانید پرچم آلمان را ببینید, made in germany برای ایشان بهترین نشانگر از خوبی جنس است!خب بدرستی اینجا چه رویداده؟ از من که یک بازدیدگر آلمان بودهام بپرسید, مردم آلمان بسیار باهوشتر و فرهیختهتر از ایرانیان به چشم
من آمدهاند و بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ "فرنود" برای بدرستی برتر دیدن نژاد اشان دارند, پس این اندازه وارونگی رفتار از کجا میاید؟پارسیگر
عجیب است واقعا! شما گویا حقیقتا نوشتههای مرا وارونه میخوانید یا اینکه سخنان مرا با کسی دیگری قاطی کردهاید!
میتوان نژادپرستی را ریشهیابی کرد و کوشید آن را ریشهکن کرد، اما خودِ نژادپرست نمیتواند تمامِ مسئولیت اخلاقی نژادپرستیِ خویش را به گردن آن دلایل بیاندازد.
حالا من نمیدانم کی و کجا ریشههای نژادپرستی را انکار کردم و کی گفتم نژادپرستی نیاز به یک آسیبشناسی ندارد، نمیدانم. اما برای نمونه در ایرانِ امروز که مشکلاتِ اقتصادی بسیار زیاد است و مردم با فقر و گرسنگی دست و پنجه نرم میکنند، آیا سرقتِ من از خانهی همسایه موجه میشود؟
من اگر خود را ضدنژادپرستی میدانم برای این است که معیارها و ارزشهایم را میشناسم و میدانم که نژادپرستی اگرچه بخشی از آسیبهای اجتماعی میتواند باشد، اما هرگز خودِ شخص نژادپرست مبرا از نادرستی نژادپرستی نیست.
بقیهی چیزها هم که طبق معمول همان رودهدرازیهای بیربط است.
در راستای بحث استیکها امروز استیکی با یک روش من درآوردی از خود در کردم که نگو 👌
روش کار :
خرید گوشت استیکی (در مورد من Rib-Eye) از فروشگاه.
زدن روغن زیتون و نمک دریا به هر دوطرف گوشت.
داغ کردن تابه چدنی از اینهایی که وسطش خط خطی داره تا سر حد ذوب :دی
ریختن روغن درون سینی فر و گذاشتن آن در فر داغ تا روغن هم داغ شود .
گوشت را انداختم توی تابه و تا جایی که میشد هر دو طرفش را بدون ریختن روغن در تابه گریل کردم وقتی که حسابی گریل شد روی گوشت روغن مایع ریختم که منجر به کثافت کاری عظیمی در اطراف گاز و آشپزخانه شد :)))
روغن به قدری بود که یک طرف گوشت در روغن سرخ شد سپس گوشت را برگرداندم و اون طرفش رو هم سرخ کردم ولی نه خیلی.
بعد سینی که تهش یک کمی روغن ریخته بودن گذاشته بودم توی فر داغ بشه رو درآوردم گوشتها رو گذاشتم داخلش روی هر تکه یک مقداری Kreuterbutter (کره ای که توش سبزی داره) ریختم گذاشتم توی فر داغ 4-5 دقیقه موند.
بعد درآوردم و نوش جان کردیم .
کل مدت زمان پخت از لحظه ای که گوشت رو انداختم توی تابه حدود 8 تا 10 دقیقه .
وسطش صورتی ولی پخته شده و حسابی آبدار بود.
یعنی دست گُلِ خودم درد نکنه 💪
خوردنش با سالاد و French Dressing و سیب زمینی تنوری که رویش Sour Cream ریخته بودم به قدری لذت بخش بود که مامانم از گناه به گند کشیدن آشپزخانه ی خوشگلش گذشت 😄
Dariushهماکنون بهترین زبان برای آموختن برنامهنویسی به نظر من پایتون است. یک نگاهی به آن بکنید، مطمئنم خیلی به شما در آموختن برنامهنویسی کمک خواهد کرد. جاوا اسکریپت خیلی زبان بیدر و پیکریست، از آن آغاز نکن هرگز!
سی شارپ هم به نظر من برای شروع خیلی خیلی خوب است به دلایل زیر :
1 - مالتی پلتفرم است (در لینوکس و مک میتوانید از Mono استفاده کنید ، همچنین برای برنامه نویسی سیستم عامل های IOS و Android و ویندوز فون هم میتونید ازش استفاده کنید)
2 - با اینکه از دارایی های مایکروسافت محسوب میشه ولی رایگانه و میتونید از Visual Studio Express که باز رایگانه برای درست کردن برنامه استفاده کنید. در محیط های دیگه هم IDE مونو هستش .
3 - کسی که سی شارپ میداند میتواند کدهای نوشته شده به زبان C++ را بخواند و درک کند یعنی در آینده خیلی نباید به خودش فشار بیاورد تا C++ یا C یاد بگیرد هر چند که یادگیری این دو زبان همواره از بقیه (به جز زبانهای سطح پایین) سخت تر بوده به خاطر گستردگی بیش از حدشون.
4 - با سی شارپ میشود خیلی سریع برنامه نویس شد و برنامه های تجاری درست کرد و درآمد داشت.
5 - برنامه نویسی ویژوال در سی شارپ بسیار ساده است و همان طور که میدانید برنامه هایی که رابط گرافیکی دارند همه پسند تر هستند و البته از نظر بازاریابی و مسایل اقتصادی حرفه ای تر هم هستند. همچنین ما در زمانه ای هستیم که رفته رفته برنامه های کنسولی دارند جای خود را به برنامه هایی با رابط گرافیکی میدهند و حتا کاربران یونیکس لایکها هم از دست این روند در امان نیستند. البته در سی شارپ هم میشود برنامه های کنسولی ایجاد کرد به سادگی هر چه تمام تر.
6 - برنامه نویس مجبور نیست چرخ را از اول اختراع کند => افزایش سرعت در برنامه نویسی.
7 - از همه مهم تر یک برنامه نویس سی شارپ درگیر مدیریت حافظه نیست 👍
ولی به طور کلی برای دانشگاه اغلب باید از C/C++ شروع کرد و بیشتر کتابها هم در باره ی همینهاست که البته قدرتمند ترین زبانهای سطح میانی هم همین دو تا هستند.
sonixaxسی شارپ هم به نظر من برای شروع خیلی خیلی خوب است به دلایل زیر :
1 - مالتی پلتفرم است (در لینوکس و مک میتوانید از Mono استفاده کنید ، همچنین برای برنامه نویسی سیستم عامل های IOS و Android و ویندوز فون هم میتونید ازش استفاده کنید)
2 - با اینکه از دارایی های مایکروسافت محسوب میشه ولی رایگانه و میتونید از Visual Studio Express که باز رایگانه برای درست کردن برنامه استفاده کنید. در محیط های دیگه هم IDE مونو هستش .
3 - کسی که سی شارپ میداند میتواند کدهای نوشته شده به زبان C++ را بخواند و درک کند یعنی در آینده خیلی نباید به خودش فشار بیاورد تا C++ یا C یاد بگیرد هر چند که یادگیری این دو زبان همواره از بقیه (به جز زبانهای سطح پایین) سخت تر بوده به خاطر گستردگی بیش از حدشون.
4 - با سی شارپ میشود خیلی سریع برنامه نویس شد و برنامه های تجاری درست کرد و درآمد داشت.
5 - برنامه نویسی ویژوال در سی شارپ بسیار ساده است و همان طور که میدانید برنامه هایی که رابط گرافیکی دارند همه پسند تر هستند و البته از نظر بازاریابی و مسایل اقتصادی حرفه ای تر هم هستند. همچنین ما در زمانه ای هستیم که رفته رفته برنامه های کنسولی دارند جای خود را به برنامه هایی با رابط گرافیکی میدهند و حتا کاربران یونیکس لایکها هم از دست این روند در امان نیستند. البته در سی شارپ هم میشود برنامه های کنسولی ایجاد کرد به سادگی هر چه تمام تر.
6 - برنامه نویس مجبور نیست چرخ را از اول اختراع کند => افزایش سرعت در برنامه نویسی.
7 - از همه مهم تر یک برنامه نویس سی شارپ درگیر مدیریت حافظه نیستولی به طور کلی برای دانشگاه اغلب باید از C/C++ شروع کرد و بیشتر کتابها هم در باره ی همینهاست که البته قدرتمند ترین زبانهای سطح میانی هم همین دو تا هستند.
همهی اینها درست است اما پایتون را من برای آموزش برنامهنویسی بسیار عالی میبینم چرا که خیلی به یک زبان الگوریتمیک و همچنین زبان طبیعی نزدیک است. بیشتر این چیزهایی که گفتی را هم دارد میلاد جان از قبیل اینکه آنهم کراسپلاتفرم است و کاربر نیازی به مدیریت حافظه ندارد و ... . اینجا من بیشتر پیشنهادی به بانو آلیس برای آسان شدنِ یادگیری برنامهنویسی، بعدتر که ایشان اندکی با اصولِ برنامهنویسی آشنا شدند میتوانند با درنظر گرفتنِ تمامِ این فاکتورها یک زبانِ ایدهآل برای خود برگزینند. اکنون من تصور میکنم بهترین زبان برای آغاز یادگیری برنامهنویسی پایتون است.


اینهم به یاد دوستمان @undead_knight:

Dariushاینجا من بیشتر پیشنهادی به بانو آلیس...
من که نمیخواهم برنامهنویسی یاد بگیرم و به دردم نمیخورد.
فقط باید چند واحد آن را بگذارنم... سپاس از شما.
تازه فکر می کنم از دانشجویان همان C را امتحان می گیرند.
من که می گویم آلیس برو همان کتابت رو درست بخون تا هر جا رسیدی، مطمئن باش تا اونجا رو هر چی سوال میدن می نویسی.
بعضی بچه ها هم ما قبلنا (یادش بخیر) داشتیم که استادِ حدس زدن سوال های امتحان بودن، برو یکی از اونا پیدا کن بگو چند تا مثال مهم بهت بده رو همونا کار کن.
با این کارا اگه زیر 13.25 اوردی بیا همینجا به کمک هم استاد و اجداد محترمش رو در حد توان به فحش بکشیم.
دوستان
چگونه است که بیشتریها در اینجا زبان برنامه نویسی می دانند؟؟؟
Philoتازه فکر می کنم از دانشجویان همان C را امتحان می گیرند.
من نمیدانم در دانشگاههای ایران چرا به دانشجویانِ غیرکامپیوتر سی میآموزند، سی بیشتر یک زبان سیستمی است و اصلا زبان آماتوری و همگانی نیست. چنانکه ممکن است یک برنامهنویس آماتور با آن برنامهی ضرب دو ماتریس را طوری بنویسد که 200 مگابایت از حافظه اشغال شود و سیستم را به فاک بدهد! برای آموزش برنامهنویسی و اصول آن بهترین زبانها پایتون، مشتقات پاسکال، ویبی و ... هستند. برای فیزیکدانها و ریاضدانها هم مشتقاتِ لیسپ زبانهای خوبی هستند. اما هرجوری حساب کنید سی به هیچ وجه زبان خوبی برای یاد گرفتن برنامهنویسی نیست.
ایشان برای اینکه راهنمایی جزئیتری بخواهند، لازم است جزئیتر پرسش کنند.
sonixaxترکیه هم اگر زور زدن برای ورود به EU و درآمد خفن از توریسم نبود یک گُهی بود بدتر از ایران.
همین الانشم خودشون جز اروپا میدونند. دلار بدی نمیگیرن میگن یورو بده 😂
الان دانستن یک زبان برنامه نویسی از اهمیت بالایی برخوردار است. اصلا برنامه نویسی از ضروریات زندگی علمی هست. همه دانشجویان مهندسی باید بتونن به چند زبان برنامه نویسی مسلط باشن. حداقل بتونه با «متلب» کار کنه..
یه نفرالان دانستن یک زبان برنامه نویسی از اهمیت بالایی برخوردار است. اصلا برنامه نویسی از ضروریات زندگی علمی هست. همه دانشجویان مهندسی باید بتونن به چند زبان برنامه نویسی مسلط باشن. حداقل بتونه با «متلب» کار کنه..
شگفتا!
از چه روی اینگونه می گویید؟؟؟
یعنی اگر یکی که رشته اش هم رایانه نیست، پرستار و پزشک و آموزگار و خنیاگر و برزگر است، اگر برنامه نویسی بلدنباشد ، با دشواری رویاروی میشود؟؟؟
اصلاً من نمی دونم کارکردش چیست :|
پارسیگر
Spehrشگفتا!
از چه روی اینگونه می گویید؟؟؟
یعنی اگر یکی که رشته اش هم رایانه نیست، پرستار و پزشک و آموزگار و خنیاگر و برزگر است، اگر برنامه نویسی بلدنباشد ، با دشواری رویاروی میشود؟؟؟
اصلاً من نمی دونم کارکردش چیست :|
پارسیگر
هتّا اگر کارتان وابسته به برنامهریزی رایانه هم باشد هنوز بستگی دارد, که دختر باشید یا پسر.
اگر دختر باشید و زشت نباشید, پندار اتان آسوده, همیشه یک برنامهنویس خرحمال پسر میابید کارتان را بینجامد
😁
یه نفرهمه دانشجویان مهندسی باید بتونن به چند زبان برنامه نویسی مسلط باشن. حداقل بتونه با «متلب» کار کنه..
لازم به ذکر است چند رشته شاخه پزشکی 3 تا 6 واحد درس متلب دارند. شامل سیمولاتور و برنامه نویسی!!!
و از حرف خودت شگفتا!!!
چندسال پیش گفتند هرکس علم کامپیوتر و زبان انگلیسی نداند، بی سواد است!
پس از نظر تو ؛
یک خنیاگر و آموزگار و دانشجوی ادبیات و .. به کامپیوتر چه نیاز دارد؟!
یک نجار و بنا و نقاش، به زبان انگلیسی چه نیازی دارد؟!!!
Mehrbodهتّا اگر کارتان وابسته به برنامهریزی رایانه هم باشد هنوز بستگی دارد, که دختر باشید یا پسر.
اگر دختر باشید و زشت نباشید, پندار اتان آسوده, همیشه یک برنامهنویس خرحمال پسر میابید کارتان را بینجامد
البته ربطی به برنامه نویسی نداره هاااااا . ولی همیشه یه پسر خرحمال احمق! هرجایی هست!
یه نفرلازم به ذکر است چند رشته شاخه پزشکی 3 تا 6 واحد درس متلب دارند. شامل سیمولاتور و برنامه نویسی!!!
و از حرف خودت شگفتا!!!
چندسال پیش گفتند هرکس علم کامپیوتر و زبان انگلیسی نداند، بی سواد است!پس از نظر تو ؛
یک خنیاگر و آموزگار و دانشجوی ادبیات و .. به کامپیوتر چه نیاز دارد؟!
یک نجار و بنا و نقاش، به زبان انگلیسی چه نیازی دارد؟!!!
هر چیزی را باید در حد نیاز آموخت.
برای من که دوران دانشجویی دوران تاریکی بود. هرگاه بخوام کابوسی ببینم ، کابوس دانشگاه را می بینم.
من نمی دانم نوجوانان از بهر چه انقدر میکوشند به دانشگاه راه یابند.
در آنجا هرچه درس می خواندی به نمره نمی رسیدی. و یک مشت دانسته های نامربوط که هیچ به نیازم نیامد را خواندیم.
همیشه هم در اسپاش دانشگاه دختر و پسرهایی می دیدی تو گویی انگار باده نوشیده اند که چنین قه قهه زنان می خندند. انگار برای هرچیزی به دانشگاه آمده بودند به جز درس خواند. سرانجام پایان ترم هم همان نمره های خوبی می آوردند و ما می افتادیم، تنها شگردشان هم این بود که تمرینهایی که در طول ترم استادها می دادند را انجام می دادند ، ما بیخیال تمرینها می شدیم و میگفتیم مهم بدست آوردن دانش است ولی زهی پندار پوچ.
اکنون هم مدرکی که دارم چندان به کارم نمی آید و در پی دوباره درس خواندن هستم. که آن دانشگاهی که رفتم زندگی ام را برای لَختی تباه کرد. گرچه نگذاشتم ویران شوم و چون ققنوسی دوباره از خاکستر خویش برخاستم. باشد که کامروا گردیم.
پارسیگر
Spehrهر چیزی را باید در حد نیاز آموخت.
برای من که دوران دانشجویی دوران تاریکی بود. هرگاه بخوام کابوسی ببینم ، کابوس دانشگاه را می بینم[١].
من نمی دانم نوجوانان از بهر[٢] چه انقدر میکوشند به دانشگاه راه یابند.
در آنجا هرچه درس می خواندی به نمره نمی رسیدی. و یک مشت دانسته های نامربوط که هیچ به نیازم نیامد را خواندیم.
همیشه هم در اسپاش[٣] دانشگاه دختر و پسرهایی می دیدی تو گویی انگار[٤] باده نوشیده اند که چنین قه قهه زنان می خندند. انگار برای هرچیزی به دانشگاه آمده بودند به جز درس خواند. سرانجام پایان ترم هم همان نمره های خوبی می آوردند و ما می افتادیم، تنها شگردشان هم این بود که تمرینهایی که در طول ترم استادها می دادند را انجام می دادند ، ما بیخیال تمرینها می شدیم و میگفتیم مهم بدست آوردن دانش است ولی زهی[٥] پندار[٦] پوچ.
اکنون هم مدرکی که دارم چندان به کارم نمی آید و در پی دوباره درس خواندن هستم. که آن دانشگاهی که رفتم زندگی ام را برای لَختی[٧] تباه کرد. گرچه نگذاشتم ویران شوم و چون ققنوسی دوباره از خاکستر خویش برخاستم. باشد که کامروا گردیم.
آفرین. بیگمان همین است. من هم به زور خانواده دانشگاه میروم و یک لیسانس آبکی بگیرم
دیگر ادامهی تحصیل نخواهم داد.
من دوست دارم در کافه کار کنم, وانگهی در ایران آدم را به چشم حمال و رفتگر مینگرند و حتماً
باید پشت میز بنشینیم تا تحصیل کرده (!) و باسواد باشیم.
من جدّی میگویم, دوستی دارم که دیپلم ردی است ولی هرگاه او را میبینم و بحثی بین ما درمیگیرد
از بحر علوم و دانش او با ولع سرشار مشتی برمیگیرم و از غنائم بیکرانش بهره مند میشوم. 😜
دریغا که ریش و سیبیل و موهای بلند ندارد..!
Dariushهمهی اینها درست است اما پایتون را من برای آموزش برنامهنویسی بسیار عالی میبینم چرا که خیلی به یک زبان الگوریتمیک و همچنین زبان طبیعی نزدیک است. بیشتر این چیزهایی که گفتی را هم دارد میلاد جان از قبیل اینکه آنهم کراسپلاتفرم است و کاربر نیازی به مدیریت حافظه ندارد و ... . اینجا من بیشتر پیشنهادی به بانو آلیس برای آسان شدنِ یادگیری برنامهنویسی، بعدتر که ایشان اندکی با اصولِ برنامهنویسی آشنا شدند میتوانند با درنظر گرفتنِ تمامِ این فاکتورها یک زبانِ ایدهآل برای خود برگزینند. اکنون من تصور میکنم بهترین زبان برای آغاز یادگیری برنامهنویسی پایتون است.
در PHP :
echo "Hello World";
همان طور که دیدید PHP هم همین کار را در یک خط میکند! ولی چندان برای شروع یادگیری برنامه نویسی مناسب نیست.
البته من با پایتون آشنایی ندارم و سمتش هم نمیرم چون زبانهای بسیار بسیار قدرتمندتری هم هستند هر چند که نمیتونم منکر کد نویسی سریع در پایتون بشم!
همین مهربد خودمان یکی دو ساعته با پایتون چیزی را مینویسد که با زبانهای دیگر شاید یک هفته طول بکشید با این حال من قدرتی که در خانواده سی میبینم رو در هیچ زبان دیگه ای نمیبینم و اگر به اندازه کافی به همان سی شارپ تسلط داشته باشید کاری نیست که نتوانید چند ساعته انجام دهید .
راستی در سی شارپ
:
static void Main( string[] args )
{
system.console.write("Hello world");
}
این هم نمونه C
:
#include <stdio.h>int main(void)
{
printf("Hello World\n");
return 0;
}
Aliceمن که نمیخواهم برنامهنویسی یاد بگیرم و به دردم نمیخورد.
فقط باید چند واحد آن را بگذارنم... سپاس از شما.
خوب همین چند واحد باید به چه زبانی باشد ؟
اگر میخواهید به مانند یک برنامه نویس فکر کنید JS هم به شما این کمک میکند.
sonixaxخوب همین چند واحد باید به چه زبانی باشد ؟
به زبان سی دیگر! ولی چیزی نمیفهمم.. بیشتر میخواهم بدانم آیا شب امتحان میتوانم جمع و جور کنم یا نه؟
Aliceبه زبان سی دیگر! ولی چیزی نمیفهمم.. بیشتر میخواهم بدانم آیا شب امتحان میتوانم جمع و جور کنم یا نه؟
پس یاد گرفتن یک زبان دیگر به دردتان نمیخورد!
به نظر من بهترین گزینه برای یادگیری خرید کتاب C How to Program نوشته هاروی دایتل هستش به ترجمه قلزم .
به زبانی ساده نوشته شده و با مطالعه اش راحت یاد میگیرید .
اگر به انگلیسی تسلط دارید نسخه ی انگلیسیش از ترجمه شده اش خیلی بهتر است.
کتابهای این یارو جعفرنژاد قمی رو هم تا جایی که جا داره سعی کنید نخونید پر اشتباه و دری وری هستش
.
یک کتابی هم هست نوشته دنیس ریچی خالق زبان سی که باز همین جناب قلزم ترجمه اش کرده اون هم بد نیست. (آدینه بوک: زبان برنامهنویسی C ~دنیس ریچی، برایان کرنیگان، حسین ابراهیم زاده قلزم (مترجم) )
این هم یک کتاب رایگان :دانلود كتاب جامع فارسی زبان برنامه نویسی پیشرفته C -
sonixaxکتابهای این یارو جعفرنژاد قمی رو هم تا جایی که جا داره سعی کنید نخونید پر اشتباه و دری وری هستش .
اینرا که همه زمین و زمان تعریف میکنند. چطور دری وری است؟! اتفاقا میخواهم همین را بخرم. نخرم؟
فقط نیفتم. 13.25 بگیرم برایم بسنده میکند.
Aliceاینرا که همه زمین و زمان تعریف میکنند. چطور دری وری است؟! اتفاقا میخواهم همین را بخرم. نخرم؟
فقط نیفتم. 13.25 بگیرم برایم بسنده میکند.
سوال: كتاب جعفر نژاد قمی یا جان شارپ
نظر شما درمورد کتابهای آقای جعفرنژاد قمی؟ (PHP) -دانلود-كتاب-آموزش
تمرین های C++ قمی
کتابهای قمی خوب نیستند همه اونهایی که تعریف میکنند اول راه هستند و وقتی میرند جلو تر میفهمند چه اشتباهی کردند و مجبور میشند خیلی از مسایل رو از اول بخونند چون درست توضیح داده نشده یا اصلن اشتباه توضیح داده.
کتابهای دایتل ، Apress و او ریلی و بایبل از همه بهتر هستند .
دایتل به زبانی ساده و خودمونی توضیح داده.
به طور کلی پیشنهاد من دایتل هستش یا خود دنیس ریچی.
سپاسگزارم. (شما هم مگر برنامهنویس بودید؟)
شب امتحان میتوام جمع و جور کنم یا نه؟ چند شبه باید بخوانم؟
Aliceسپاسگزارم. (شما هم مگر برنامهنویس بودید؟)
شبتون به خیر باشه 😃
من نزدیک به 10 ساله که برنامه نویسی میکنم
💪 البته نه به زبان C چونکه خرحمالی زیادی داره برای انجام یک کار ساده. مجبور نیستم پس ازش استفاده نمیکنم ولی شما مجبوری و باید ازش استفاده کنی 😬
ولی در آینده یک زبان برنامه نویسی مثل سی شارپ رو حتمن یاد بگیرید خیلی به دردتون میخوره.
Aliceشب امتحان میتوام جمع و جور کنم یا نه؟ چند شبه باید بخوانم؟
برنامه نویسی چیزی نیست که یک شبه یاد بگیرید. به قول معروف باید مغز یک برنامه نویس را داشته باشید
و برای این کار دست کم باید یک برنامه ی درست و حسابی ی کامل بنویسید.
همون کتاب دایتل رو بخونید و پروژه ای که آخر کتاب هدف رسیدن بهش هست رو بنویسید (بدون کمک کتاب) به اون مرحله که برسید هر زبانی رو میتونید یکی دو روزه یاد بگیرید .
بهتره از همین الان شروع کنید چون یک شبه نمیتونید نزدیک به 1000 صفحه کتاب رو بخونید.
sonixaxشبتون به خیر باشه😃
من نزدیک به 10 ساله که برنامه نویسی میکنم💪
10 سال؟؟؟ یعنی تقریباً نصف عمر من برنامه مینوشتید؟؟؟ 😄 پس چرا من نمیدانستم.
پس شماره تلفن خود را به من بدهید سر امتحان برای تقلب به شما پیامک بدهم, دیگر نیازی به
همکلاسی و .. ندارم.
😄
sonixaxبرنامه نویسی چیزی نیست که یک شبه یاد بگیرید. به قول معروف باید مغز یک برنامه نویس را داشته باشید
من ذهن ریاضی دارم ولی ذهن برنامهنویسی ندارم... شما هم من را میترسانید بهتر است زودتر شروع کنم! 😨
از آن درسهاییست که شب امتحان گریهی من را درمیاورد..
Aliceمن که نمیخواهم برنامهنویسی یاد بگیرم و به دردم نمیخورد.
فقط باید چند واحد آن را بگذارنم... سپاس از شما.
شما الان باید یکجوری بکنی توی مغزت و بعد از امتحان هم همه را فراموش کنی! این هنر دانشجو است! جزوه ات را یاد بگیر همه مثال ها
و تمرین های جزوه را حل کن. اگر مجبوری حفظ کن برای 13 باید کافی باشد. میدونم نه وقت و نه حوصله یاد گرفتن درست حسابی برنامه نویسی رو دارید. اگر جزوه برای فهمیدن مطالب کافی نیست، کتاب جعفرنژاد قمی را بخرید به همراه یک حل تمرین که کارت را راه بندازد.
یه نفرلازم به ذکر است چند رشته شاخه پزشکی 3 تا 6 واحد درس متلب دارند. شامل سیمولاتور و برنامه نویسی!!!
و از حرف خودت شگفتا!!!
چندسال پیش گفتند هرکس علم کامپیوتر و زبان انگلیسی نداند، بی سواد است!پس از نظر تو ؛
یک خنیاگر و آموزگار و دانشجوی ادبیات و .. به کامپیوتر چه نیاز دارد؟!
یک نجار و بنا و نقاش، به زبان انگلیسی چه نیازی دارد؟!!!
چند سال پیش گفتند؟! هرکسی برحسب نیازش مطالب مورد نیازش را یاد می گیرد. بیسوادی هم تعاریف مختلفی دارد. ایشان پرسید یک معلم ساده چه نیازی به برنامه نویسی دارد؟ وگرنه یادگیری برنامه نویسی با یادگیری مقدماتی کامپیوتر تفاوت زیادی دارد.
MEHDIشما الان باید یکجوری بکنی توی مغزت و بعد از امتحان هم همه را فراموش کنی! این هنر دانشجو است! جزوه ات را یاد بگیر همه مثال هایش را حل کن بخصوص مثال ها و تمرین های استاد. اگر مجبوری حفظ کن! میدونم نه وقت و نه حوصله یاد گرفتن درست حسابی برنامه نویسی رو دارید. اگر جزوه برای فهمیدن مطالب کافی نیست، کتاب جعفرنژاد قمی را بخرید به همراه یک حل تمرین که کارت را راه بندازد.
جزوهی استاد که تو مخم نمیرود. اگر میرفت که اینجا مطرح نمیکردم, اینجا چون
میدانستم عدهی برنامهنویس کم نیستند خواستم مشاوره بگیرم. (دیدید که همینجور
از آسمان برنامهنویس ده ساله میاید)
دقیقا همین است که گفتید: باید تا امتحان مغزم را از زبالهجات حفظی پر کنم و بعد
از امتحان به سرعت از مغزم shift+delete کنم.
اصلا روزهای امتحان که میشود اعصابم درد میگیرد. صبح و شب استرس امتحانها
را دارم و تا شب امتحان اصلا لای جزوهها را نگاه نمیکنم. لعنتی..
Aliceجزوهی استاد که تو مخم نمیرود. اگر میرفت که اینجا مطرح نمیکردم, اینجا چون
میدانستم عدهی برنامهنویس کم نیستند خواستم مشاوره بگیرم. (دیدید که همینجور
از آسمان برنامهنویس ده ساله میاید)
دقیقا همین است که گفتید: باید تا امتحان مغزم را از زبالهجات حفظی پر کنم و بعد
از امتحان به سرعت از مغزم shift+delete کنم.
اصلا روزهای امتحان که میشود اعصابم درد میگیرد. صبح و شب استرس امتحانها
را دارم و تا شب امتحان اصلا لای جزوهها را نگاه نمیکنم. لعنتی..
این ها چون برنامه نویس باتجربه هستند راهکارهای ایده آل گرایانه جلوی پای شما می گذارند چون دوست دارند سایرین تخصص و علاقه شان را جدی بگیرد و درست یاد بگیرد.
شما که الان فقط همین یک درس را ندارید که بخوانید علاقه اش را هم ندارید که 1000 صفحه کتاب بخوانید. ولی استرس و این حرفها را کنار بگذارید. استرس فقط با درس خواندن از بین می رود. از الان شروع کنید به خواندن و به مرور با کمک کتاب و جزوه و حل تمرین به حد 13 حتما می رسید.
Alice10 سال؟؟؟ یعنی تقریباً نصف عمر من برنامه مینوشتید؟؟؟ پس چرا من نمیدانستم.
زرشک! همه در این فاروم میدانند!
بخشی از برنامه های همین فاروم را هم من نوشته ام.
Aliceپس شماره تلفن خود را به من بدهید سر امتحان برای تقلب به شما پیامک بدهم, دیگر نیازی به
همکلاسی و .. ندارم.
اطلاعات خصوصی ؟ :دی بعد تلفن به خارج براتون گرون میشه!
ولی هر سوالی داشتید در صورتی که بتونم پاسختون رو بدم به روی چشم.
Aliceمن ذهن ریاضی دارم ولی ذهن برنامهنویسی ندارم... شما هم من را میترسانید بهتر است زودتر شروع کنم!
از آن درسهاییست که شب امتحان گریهی من را درمیاورد..
من نگفتم سخت است ، گفتم حجمش زیاد است.
هر چند که سخت هم هست :دی ولی نه خیلی یک سری اصول کلی هستند یاد بگیرید ما بقی آشنایی با یک سری کتابخانه و ... هستش.
راستی یک جزوه دانشگاه آزاد هم هست ولی C++ هستش :
جزوه کامل برنامه نویسی C++ بصورت کوتا و مفید
Aliceپس شماره تلفن خود را به من بدهید سر امتحان برای تقلب به شما پیامک بدهم, دیگر نیازی به
همکلاسی و .. ندارم.
sonixaxاطلاعات خصوصی ؟ :دی بعد تلفن به خارج براتون گرون میشه!
سخت نگیرید اگر یادشان نبود ایران هم نبودید, آلیس انگار در جستار دیگر یادش نبود واژهیِ فرگشیک هم همچون شناختیک, با بن گذشته ساخته شده.
به گمانم از فشار آزمون و درس باشد
(:
Mehrbodبه گمانم از فشار آزمون و درس باشد (:
من از کجا باید بدانم ایشان برنامهنویس هستند؟
شما هی داد و بیداد میکنید "من این کارهام من بلدم و ..."
ایشان چون ادعا ندارند من هم متوجه نشدم... ضمنا فشارها از همه طرف زیاد است! هوش و حواس برای آدم
نمیگذارند...
Aliceشما هی داد و بیداد میکنید "من این کارهام من بلدم و ..."
ایشان چون ادعا ندارند من هم متوجه نشدم... ضمنا فشارها از همه طرف زیاد است! هوش و حواس برای آدم
نمیگذارند...
ببخشایید دیگر, نمیدانستم باید آتاوی و همهچیز دانی ام را پنهان کنم
(:
Aliceمن از کجا باید بدانم ایشان برنامهنویس هستند؟
درسته, شما دختر بسیار cool و پرمشغلهای هستید و
پس از سه سال هنوز نمیدانید ایشان نه ایران هستند, نه برنامهنویس, بسکه زندگی social داغی دارید
(:
پارسیگر
Mehrbodدرسته, شما بسیار دختر بسیار cool و پرمشغلهای هستید و پس از سه سال هنوز نمیدانید ایشان نه ایران هستند, نه برنامهنویس, بسکه زندگی social داغی دارید (:
میدانم که آلمان هستند و پیامک (SMS) را به شوخی گفتم! مگر من خنگم که پسرهای بغل دستم را
بیخیال شوم و با تلفن همراه و دنگ و فنگ با آلمان تماس بگیرم و پرسش امتحانی را سر جلسه از میلاد بپرسم؟
بعدش برنامهنویسان مذکر خرحمال هم در دانشگاهمان زیاد است,..
Mehrbodببخشایید[١] دیگر, نمیدانستم باید آتاوی[٢] و همهچیز دانی ام را پنهان کنم (:
خوب از این به پس بدانید!
Aliceمیدانم که آلمان هستند و پیامک (SMS) را به شوخی گفتم! مگر من خنگم که پسرهای بغل دستم را
بیخیال شوم و با تلفن همراه و دنگ و فنگ با آلمان تماس بگیرم و پرسش امتحانی را سر جلسه از میلاد بپرسم؟
بعدش برنامهنویسان مذکر خرحمال هم در دانشگاهمان زیاد است,..
به گفتی, تا کودن هست چرا خود امان را به رنجه بیاندازیم؟
((:
Aliceخوب از این به پس بدانید!
ببخشایید دیگر, در سرشت من فروتنی هم نیست (: تازه اگر نیک بنگرید هماکنون از ١٠ تن
٨ تا در این سخنگاه به خون من تشنه هستند و تازه کمی گفتمانها برای من هیجانانگیز شدهاند 😁
Mehrbodبه گفتی, تا کودن هست چرا خود امان را به رنجه بیاندازیم؟ ((:
خب این کودنهای جیرهخوار سیریش آدم میشوند من حوصله خودم هم ندارم! 😄
حالا نخواستم کسی را هم به رنجه بیاندازم, چون اینجا همه برنامهنویسند جز من
خواستم یازی بگیرم. به شما چه پیوندی دارد؟
Mehrbodببخشایید دیگر, در سرشت من فروتنی هم نیست (: تازه اگر نیک بنگرید هماکنون از ١٠ تن
٩ تا در این سخنگاه به خون من تشنه هستند و تازه کمی گفتمانها برای من هیجانانگیز
شدهاند, بسنده است یک لغزش بکنم تا یک لشکر معترض و خونخواه آنجا صف بکشند!
پس کلا دوست دارید همه با شما دشمن باشند و فحش بخورید؟. خب اگر دوست دارید من فحشهای خوبی در چنته دارم.
سلام مهربد من با تور اومدم سرعتش خوبه. فقط چه جور تنظیمات امنیتیش رو به به بیشترین میزان برسونم؟؟؟؟؟؟؟؟😃
مهربد کجای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟😔
خردمندسلام مهربد من با تور اومدم سرعتش خوبه. فقط چه جور تنظیمات امنیتیش رو به به بیشترین میزان برسونم؟؟؟؟؟؟؟؟
لطفا بفرمایید منزل من میخواهم امشب اینجا را به خاک و خون بکشم, برای شما بدآموزی دارد.
راستی:
Mehrbodپس از سه سال هنوز نمیدانید ایشان نه ایران هستند, نه برنامهنویس, بسکه زندگی social داغی دارید (:
😳😳
Aliceخب این کودنهای جیرهخوار سیریش آدم میشوند من حوصله خودم هم ندارم! 😄
حالا نخواستم کسی را هم به رنجه بیاندازم, چون اینجا همه برنامهنویسند جز من
خواستم یازی بگیرم. به شما چه پیوندی دارد؟
چه چه پیوندی به من دارد؟
Aliceپس کلا دوست دارید همه با شما دشمن باشند و فحش بخورید؟. خب اگر دوست دارید من فحشهای خوبی در چنته دارم.
یعنی از دشمنی تنها فحش دادن میدانی؟
(((: