من همین الان میخواهم بروم پارک بنشینم، قدم بزنم و تا سپیدهی آفتاب تنها باشم و بیندیشم؛ چرا دختران امنیت جانی ندارند که شبها گشت و گذار کنند؟؟؟ دوستان زنستیز پاسخگو باشید!
۱. چون نیمه شب بیرون از خانه بودن خطرناک است(فارغ از جنسیت)، و زنان ارزشمندتر از آن محسوب میشدهاند که به پاسبانی و شبگردی و ... گماشته بشوند. زنی که این معادله را برهم میزند
برای موقعیت ثبیتشدهی باقی زنان به عنوان کالاهایی ارزشمند که هرگز نباید در معرض دست درازی دیگران قرار بگیرند خطری بالقوه محسوب میشود و قطعا در جایگاه و کیستی اجتماعی او، همچون همانِ تمام کسانی که موقعیت زن سنتی را به هر نحوی تهدید/تضعیف میکنند، جای تردید و تشکیک فراوان خواهد بود(«زن سالم این موقع شب از خانه بیرون نمیرود»). پس زن بصورت خودکار حضور زن تنها در ساعات پس از شلوغی به نشانهی «اهل حال» بودن او تعبیر میشود و زن اهل حال هم دقیقا بدلیل زنمحوری و نقشی که در تضعیف موقعیت پیشتر ذکر شدهی زن سنتی ایفا میکرده برای مردان «بازی مجاز» تلقی میشده(به عنوان روشی برای بازداشتن زنان از هوایی شدن).
۲. از این گذشته اما، خیابانهای تهرانی که من آنرا به قصد خارجه ترک کردم برای مردان هم شبهنگام امن نبودند، و
هفتهای نبود که یکی از دوستان را وسط خیابان چاقو نزنند، یا حتی در روز روشن خفتگیر نکنند،
فقط وقتی اخبار آنها را میشنوید جنبهی جنسیتی برایشان قائل نیستید و با خود نمیگویید «مردها شب هنگام در خیابان امنیت ندارند». به نظر من توقع غیرمنطقی و مضحکیست که یک زن بخواهد در چنین شهری، در چنین موقعیتی، نیمه شب از خانه بیرون برود و تا صبح در پارک به مراقبه بپردازد، و ناتوانی خود از اینرا بگذارد به پای «زنستیزی» و «مردسالاری» یا موقعیت کهتر زنان در جامعه. آدم با خودش میاندیشد که این باید بدیهی باشد: زنان بدلیل توان جسمانی کمتر طعمههای آسانتری برای زورگیر و دزد و قاچاقچی و قاتل هستند.
امیر چقد فلسفه میبافی به هم! مردان خیابان را ملک شخصی خود دانسته و خود را مجاز به انجام هر عملی در آن میدانند از جمله اینکه در آن به زنی تعرض کنند، تنها بیرون رفتن یک زن را گویی که به حریم آنها پا گذاشته، نشانه دعوت او برای تعرض به خود میدانند. شما خانه نشینی زن اولیه را نه به خاطر بارداری و زایمان که به خاطر تن پرور بودن او میدانید، یک اشتباه در خشت اول. میتوان اینگونه تفسیر کرد که مردان اولیه برای در تملک داشتن زنان اولیه آنها را در غارهایشان پنهان کردند تا مبادا نر دیگری آمده و او را تصاحب کند و بعد از آن بارداری و بچه داری پیش آمد و زنان بدین ترتیب در خانه ماندند.
امیر چقد فلسفه میبافی به هم! مردان خیابان را ملک شخصی خود دانسته و خود را مجاز به انجام هر عملی در آن میدانند از جمله اینکه در آن به زنی تعرض کنند، تنها بیرون رفتن یک زن را گویی که به حریم آنها پا گذاشته، نشانه دعوت او برای تعرض به خود میدانند. شما خانه نشینی زن اولیه را نه به خاطر بارداری و زایمان که به خاطر تن پرور بودن او میدانید، یک اشتباه در خشت اول. میتوان اینگونه تفسیر کرد که مردان اولیه برای در تملک داشتن زنان اولیه آنها را در غارهایشان پنهان کردند تا مبادا نر دیگری آمده و او را تصاحب کند و بعد از آن بارداری و بچه داری پیش آمد و زنان بدین ترتیب در خانه ماندند.
سوژه اول برای کنترل سوژهی دوم یک بهای مشخص میپردازد. ما به برسی این رابطه میپردازیم تا بدانیم دلیل این اقدام به کنترل چه بوده و سوژهی اول از این رابطه چه نفع مستقیم یا غیرمستقیمی میبرده. در نظر اول، و بعد با برسی هرچه بیشتر بر ما آشکار میشود که ارتباط میان بها/نفع در این رابطه به طرز بسیار بنیادین و شدیدی فاقد تناسب منطقی یا حتی عاطفیست، یعنی سود مستقیم و غیرمستقیم ِ اقدام به کنترل نه از نظر عقلانی و نه حتی از منظری احساسی با بهایی که سوژهی اول برای برخورداری از آن میپرداخته در تناسب نیست. درپی این اکتشاف ناچار میشویم برای ریشهیابی پدیده به برسی علل و انگیزههای ثانویه در این ارتباط بپردازیم(زیرا علل و انگیزههای اولیه همه بطور بسیار گستردهای به سود سوژهی دوم تنظیم شده بودند). در این جستجو، تنها دلیلی که میتوانیم برای اقدام به کنترل سوژهی اول پیدا بکنیم همچنان دلیلیست که بیشترین منفعت آن به سوژهی دوم میرسد، اما میزان تضاد میان سودی که سوژهی اول میبرد و بهایی که برای آن میپردازد بسیار کمتر است. از این مشاهده، که در تمام مراحل آن سوژهی دوم دست بالاتر را در اختیار دارد و در پایان نیز نفع بیشتری نسیب او میشود، و سوژهی اول بهای سنگینتری پرداخت میکند میتوانیم نتیجه بگیریم که این ارتباط، بر مبنای نیازهای عینی، به خاطر برقراری سود مستقیم و به درخواست دائم و فعال سوژهی دوم اغاز شده و ادامه یافته.
هیچ نفعی برای مردان ندارد که خیابان را ملک شخصی خودشان بدانند، خیابان جای دلپذیری نیست. طبق معمول زنان مثل کودکان خردسال مسئولیت و امتیاز را اشتباه گرفتهاند و تصور میکنند چون بزرگترشان میتواند هر وقت خواست کلوچههای خوشمزه را بخورد و لازم نیست از کسی بخاطر آن اجازه بگیرد، لابد محدودیت دیگری ندارد و به نحوی از او «آزادتر» است. از فردا به مردانتان پیشنهاد بکنید تا در خانه بمانند و شما خرجشان را میدهید، انتخاب جنسی و همسرگزینی با شماست، شروط ارتباط را شما تعیین میکنید، و من موظف به تقبل وظایف اجتماعی، اقتصادی و قانونی تو هستم. ببینیم چند درصدشان «مزایای» خود را رها نمیکنند و «مایملک شخصی»شان را دو دستی تقدیم نمیکنند.
۱. چون نیمه شب بیرون از خانه بودن خطرناک است(فارغ از جنسیت)، و زنان ارزشمندتر از آن محسوب میشدهاند که به پاسبانی و شبگردی و ... گماشته بشوند. زنی که این معادله را برهم میزند...
پرپیداست که میزان این خطر برای زنان سنجشپذیر با مردان نیست. گویا خودتان هم میدانید که در اجتماع سنتگرا، معادلههای دگماتیستی برای زنان مرز و کرانههایی را تبیین میکند که زنان ِ پایبند به معادلات را محصور و محدود میکند؛ جالب اما اینجاست که هرنقطه ای از این مدل سنتی که به مزاج شما خوش نیست را به شدت ضدمرد قلمداد میکنید و مردادن را برده سیستم، و نقاط دیگر که پاد زنان است را تنها برهم ریختن معادله!
سوژه اول برای کنترل سوژهی دوم یک بهای مشخص میپردازد. ما به برسی این رابطه میپردازیم تا بدانیم دلیل این اقدام به کنترل چه بوده و سوژهی اول از این رابطه چه نفع مستقیم یا غیرمستقیمی میبرده. در نظر اول، و بعد با برسی هرچه بیشتر بر ما آشکار میشود که ارتباط میان بها/نفع در این رابطه به طرز بسیار بنیادین و شدیدی فاقد تناسب منطقی یا حتی عاطفیست، یعنی سود مستقیم و غیرمستقیم ِ اقدام به کنترل نه از نظر عقلانی و نه حتی از منظری احساسی با بهایی که سوژهی اول برای برخورداری از آن میپرداخته در تناسب نیست. درپی این اکتشاف ناچار میشویم برای ریشهیابی پدیده به برسی علل و انگیزههای ثانویه در این ارتباط بپردازیم(زیرا علل و انگیزههای اولیه همه بطور بسیار گستردهای به سود سوژهی دوم تنظیم شده بودند). در این جستجو، تنها دلیلی که میتوانیم برای اقدام به کنترل سوژهی اول پیدا بکنیم همچنان دلیلیست که بیشترین منفعت آن به سوژهی دوم میرسد، اما میزان تضاد میان سودی که سوژهی اول میبرد و بهایی که برای آن میپردازد بسیار کمتر است. از این مشاهده، که در تمام مراحل آن سوژهی دوم دست بالاتر را در اختیار دارد و در پایان نیز نفع بیشتری نسیب او میشود، و سوژهی اول بهای سنگینتری پرداخت میکند میتوانیم نتیجه بگیریم که این ارتباط، بر مبنای نیازهای عینی، به خاطر برقراری سود مستقیم و به درخواست دائم و فعال سوژهی دوم اغاز شده و ادامه یافته.
هیچ نفعی برای مردان ندارد که خیابان را ملک شخصی خودشان بدانند، خیابان جای دلپذیری نیست. طبق معمول زنان مثل کودکان خردسال مسئولیت و امتیاز را اشتباه گرفتهاند و تصور میکنند چون بزرگترشان میتواند هر وقت خواست کلوچههای خوشمزه را بخورد و لازم نیست از کسی بخاطر آن اجازه بگیرد، لابد محدودیت دیگری ندارد و به نحوی از او «آزادتر» است. از فردا به مردانتان پیشنهاد بکنید تا در خانه بمانند و شما خرجشان را میدهید، انتخاب جنسی و همسرگزینی با شماست، شروط ارتباط را شما تعیین میکنید، و من موظف به تقبل وظایف اجتماعی، اقتصادی و قانونی تو هستم. ببینیم چند درصدشان «مزایای» خود را رها نمیکنند و «مایملک شخصی»شان را دو دستی تقدیم نمیکنند.
☺️
به این شوری هم نبوده، چه سودی بالاتر از اینکه ژنهای سوژه اول بدون دردسر منتقل و حفظ شده؟ در طبیعت سودی بالاتر از این سراغ دارید؟
غیر از این زنان اولیه هم چندان دست به دهن و چشم به دست نرینه هایشان نبوده اند، اگر به قبیله های بدوی نگاه کنیم، میبینیم که زنان و مردان با هم هزینه های زندگیِ مشترک را میپردازند و با این وجود مردان فرمانروایند و زنان فرمانبر، اینکه تامین هزینه های زندگیِ خانوادگی به طور کامل به مردان منتقل شد رو من تحت تاثیر ادیان میدونم. و شما هم بسیار اغراق میکنید، تا همین یکی - دو قرن پیش انتخاب جنسی و همسرگزینی، شروع ارتباط و ... همه با مرد بوده، اکنون کمی وضعیت متعادل شده.
برای من؛ تنها خیابان رفتن و آسوده گشتن آرزوی دست نیافتنی نیست و البته حسرتش رو هم نمیخورم، خیابان
مال شماست و در نتیجه لذت تنها بیرون رفتن و در خیابان گشتن رو درک نمیکنید. ولی من با نفس زنانه و مردانه کردن مکان ها و فضاها و روابط و نقش ها و موقعیت ها مشکل دارم تا حدودی. و اگر به من باشه هرگز در زندگی ام از هیچ مردی انتظار نخواهم داشت هزینه های زندگی ام رو تامین کند.
پرپیداست که میزان این خطر برای زنان سنجشپذیر با مردان نیست. گویا خودتان هم میدانید که در اجتماع سنتگرا، معادلههای دگماتیستی برای زنان مرز و کرانههایی را تبیین میکند که زنان ِ پایبند به معادلات را محصور و محدود میکند؛ جالب اما اینجاست که هرنقطه ای از این مدل سنتی که به مزاج شما خوش نیست را به شدت ضدمرد قلمداد میکنید و مردادن را برده سیستم، و نقاط دیگر که پاد زنان است را تنها برهم ریختن معادله!
آنچه امیر میگوید اینست که سودی برای مردان نیست و محدودیت/معذوریت به خیابان رفتن بمعنای سود نیست.مانند اینست که کسی مدعی شود اگر زمینداری/پادشاهی به میان رعیتها برود و آنجا مالش را بدزدند و توی سرش بزنند نشان از بهره کشی رعیتها از زمیندارها دارند نه اینکه زمیندار بقیه را استعمار کرده فرستاده در خیابان بعد خودش بدون مهارتی لازم در کاخ خود لم داده و از دسترنج رعیتها استفاده میکند. در داستان شاهزاده و گدا هم گویا گدا استعمارگر بوده و ما خبر نداشتهایم
:)))
جالب است که البته خوک دانستن مردها و در نظر گرفتن زنان بعنوان فرشتگانی که از آسمان افتادهاند (با توان توضیح صفر درباره چرایی ،به ادعای خود، بهره کشی مردان از زنان و نه برعکس آن) گویا فلسفه بافی نیست !!
غیر از این زنان اولیه هم چندان دست به دهن و چشم به دست نرینه هایشان نبوده اند، اگر به قبیله های بدوی نگاه کنیم، میبینیم که زنان و مردان با هم هزینه های زندگیِ مشترک را میپردازند و با این وجود مردان فرمانروایند و زنان فرمانبر، اینکه تامین هزینه های زندگیِ خانوادگی به طور کامل به مردان منتقل شد رو من تحت تاثیر ادیان میدونم. و شما هم بسیار اغراق میکنید، تا همین یکی - دو قرن پیش انتخاب جنسی و همسرگزینی، شروع ارتباط و ... همه با مرد بوده، اکنون کمی وضعیت متعادل شده.
خیر. انتخاب جنسی همواره در انحصار زنان بوده و هست و احتمالا خواهد بود، عناصر فرهنگی دخیل در معیارهای این همسرگزینی یا محدودیت احتمالی که در مقاطع گذری و بصورت صوری بر این انتخاب اثر میگذاشتهاند(مثل انتخاب شوهر توسط پدر دختر برای مثال)، بدلیل تضمین هرچه بیشتر منفعت زن بودهاند زیرا تشخیص جنس مرغوب وقتی در خانه پنهان شدهاید و در جامعه حضور ندارید توسط خود زن ممکن نیست. کُل نکته همینست، تمام کنترلی که در اختیار مرد قرار داده میشده فقط بدلیل تضمین توانایی او جهت مراقبت/محافظت از زن بوده، به محض آنکه این توانایی متوقف یا حتی کند میشده، تمام اختیارات نیز در دم سلب میشده(اغلب هم با زور خشن دولتی/قانونی).
قبایل بدوی و «فرمانروا/فرمانبردار» و «هزینههای مشترک» هم بیشتر شبیه به شوخی هستند تا حرف جدی. کدام قبیلهی بدوی؟ همانکه فمینیستها اختراع کردند؟ زنان صد هزار سال است که یک دهم بار خود را هم در زندگی نکشیدهاند، و دسترنج این فرمانروایان بیتاج و تخت را تا ذرهی آخر مصرف کردهاند و در نهایت نیز او را بدلیل ناتوانی از پرداخت بیشتر مورد نفرت و سرزنش قرار دادهاند. شما به مردان نیاز دارید و از رایانهای که اکنون با آن نوشتهی مرا میخوانید تا نوار بهداشتی که استفاده میکنید را نیروی تولید یک مرد پدید آورده. اما بطور ژنتیکی برنامه ریزی شدهاید تا از این نیاز بیزار باشید و آنرا انکار بکنید و برای پایان دادن به آن بکوشید. تناقض درونی تلخ و غمانگیزیست که به یک نسل کامل از زنان میانسال ثروتمند و تنها و افسرده در غرب انجامیده.
برای من؛ تنها خیابان رفتن و آسوده گشتن آرزوی دست نیافتنی نیست و البته حسرتش رو هم نمیخورم، من با نفس زنانه و مردانه کردن مکان ها و فضاها و روابط و نقش ها و موقعیت ها مشکل دارم تا حدودی. و اگر به من باشه هرگز در زندگی ام از هیچ مردی انتظار نخواهم داشت هزینه های زندگی ام رو تامین کند.
با زنانه کردن مکانها هیچ مشکلی ندارید، اگر نباشند مدعی و ناراحت میشوید، اگر فردا توالتها و اتوبوسها و واگنهای مترو را همگانی بکنند اولین کسانی که جیغشان گوشها را خواهد خراشید زنان هستند. مشکل اصلی شما با مردانه بودن برخی محیطهاست. دلیل آنهم اینست که زنان برنامهریزی شدهاند تا بطور دائم نسبت به مردان خود مشکوک باشند و اگر چند مرد تنها جایی گرد هم آمدهاند حتما دارند بر پاد ما دسیسهچینی میکنند(زنی که به همسر خود مشکوک بوده
احتمال کمتری برای از دست دادن خدمات او به یک زن جوانتر/زیباتر داشته). اینست که محیطهای منحصرا مردانه را انکار میکنید و «سکسیست» جلوه میدهید با آنکه هیچ چیز سکسیستی دربارهی آنها وجود ندارد زیرا محدودیت عینی برای حضور زنان در آنها نیست، یا شدت آن از محدودیت مشابهی که مردان با آن روبرو هستند بسیار کمتر است(شما به بخش مردانهی اتوبوس وارد میشوید و با خیالت مینشیند اما من هرگز نمیتوانم چنان بکنم). زنان به محیطهای مردانه وارد میشوند، آنها را برای مردان فاقد هرگونه جذابیتی میکنند و سپس که مردان یکسره آنرا ترک و رها کردند میروند سراغ مامن جدیدی که برای خود یافتهاند و در آن روانشناسی مرد به رسمیت شناخته میشود و مورد احترام است، و به نابود کردن آن میپردازند!
بدیهیست که هیچ زنی، هیچ توقعی از هیچ مردی ندارد، آنها خودشان انجام میدهند.
پرپیداست که میزان این خطر برای زنان سنجشپذیر با مردان نیست. گویا خودتان هم میدانید که در اجتماع سنتگرا، معادلههای دگماتیستی برای زنان مرز و کرانههایی را تبیین میکند که زنان ِ پایبند به معادلات را محصور و محدود میکند؛ جالب اما اینجاست که هرنقطه ای از این مدل سنتی که به مزاج شما خوش نیست را به شدت ضدمرد قلمداد میکنید و مردادن را برده سیستم، و نقاط دیگر که پاد زنان است را تنها برهم ریختن معادله!
مرد و زن هر دو به نحوی بردهی سیستم هستند، اما بردگان هم جایگاههای مختلفی داشتهاند، نگاهی به فیلم تارانتینو بیاندازید: بردهی خانگی، بردهی سر زمین و ... اما این ربطی به بحث ندارد. مشکل خود سیستم زنمحور است. این سیستم به نحوی تنظیم شده تا مرد را در این معادله که بطور دائم و بیوقفه از ان متضرر میشود باقی نگاه بدارد: اینکه مرد را از کودکی دورانداختنی بار میآورند(و دورانداختنی یعنی جان و امنیت یک زن مهمتر از همان یک مرد است، در ماجرای سنگسار مثلا یک جنبه از آنرا نشان دادیم، یکی دیگر را میتوانید بروید بهشت زهرا قطعهی شهدا ملاحظه بکنید)، اینکه «غیرت» برای مرد را تشویق و تقویت میکند(که چیزی بجز شرح وظیفهی تامین امنیت زن نیست)، اینکه روشهای آلترناتیو ارضای میل جنسی مرد، از همجنسگرایی تا خودارضایی را با شدت و حدت بسیار بیشتری سرکوب میکند. با تحقیر مردانی که به هر دلیلی، از ضعف جسمانی گرفته تا بیمیلی شخصی ... قادر به برآوردن وظیفهی مذکور نیستند، با تغذیهی نیاز و عقدهی مادریابی در مردان با تثبیت این تصویر ذهنی «فداکار» و «مهربان» و «شریک زندگی» از زنان با استفاده از تمامی ابزارهای فرهنگی، هنری، مذهبی، قانونی، رسانهای و ... که در اختیار دارد و ...
برندهی نهایی سیستم سنتی بچهها هستند، که امنیت و بقای آنها به قیمت فداکاری پدر و مادر تضمین میشود. اما نسبت این فداکاری برای مرد و زن همشه ده به یک است(حتی با در نظر گرفتن مخاطرات بارداری و زایمان برای زنان)، و بهرهای که زن از این رابطه میبرده به مراتب بیشتر، و بهایی که پرداخت میکرده همواره ارزشمند برای سرویسی که در مقابل دریافت میکرده.
آنچه امیر میگوید اینست که سودی برای مردان نیست و محدودیت/معذوریت به خیابان رفتن بمعنای سود نیست.مانند اینست که کسی مدعی شود اگر زمینداری/پادشاهی به میان رعیتها برود و آنجا مالش را بدزدند و توی سرش بزنند نشان از بهره کشی رعیتها از زمیندارها دارند نه اینکه زمیندار بقیه را استعمار کرده فرستاده در خیابان بعد خودش بدون مهارتی لازم در کاخ خود لم داده و از دسترنج رعیتها استفاده میکند. در داستان شاهزاده و گدا هم گویا گدا استعمارگر بوده و ما خبر نداشتهایم :)))
مثال بسیار خوبی بود، از آن قطعا استفاده خواهم کرد. 👍
خیر. انتخاب جنسی همواره در انحصار زنان بوده و هست و احتمالا خواهد بود، عناصر فرهنگی دخیل در معیارهای این همسرگزینی یا محدودیت احتمالی که در مقاطع گذری و بصورت صوری بر این انتخاب اثر میگذاشتهاند(مثل انتخاب شوهر توسط پدر دختر برای مثال)، بدلیل تضمین هرچه بیشتر منفعت زن بودهاند زیرا تشخیص جنس مرغوب وقتی در خانه پنهان شدهاید و در جامعه حضور ندارید توسط خود زن ممکن نیست. کُل نکته همینست، تمام کنترلی که در اختیار مرد قرار داده میشده فقط بدلیل تضمین توانایی او جهت مراقبت/محافظت از زن بوده، به محض آنکه این توانایی متوقف یا حتی کند میشده، تمام اختیارات نیز در دم سلب میشده(اغلب هم با زور خشن دولتی/قانونی).
قبایل بدوی و «فرمانروا/فرمانبردار» و «هزینههای مشترک» هم بیشتر شبیه به شوخی هستند تا حرف جدی. کدام قبیلهی بدوی؟ همانکه فمینیستها اختراع کردند؟ زنان صد هزار سال است که یک دهم بار خود را هم در زندگی نکشیدهاند، و دسترنج این فرمانروایان بیتاج و تخت را تا ذرهی آخر مصرف کردهاند و در نهایت نیز او را بدلیل ناتوانی از پرداخت بیشتر مورد نفرت و سرزنش قرار دادهاند. شما به مردان نیاز دارید و از رایانهای که اکنون با آن نوشتهی مرا میخوانید تا نوار بهداشتی که استفاده میکنید را نیروی تولید یک مرد پدید آورده. اما بطور ژنتیکی برنامه ریزی شدهاید تا از این نیاز بیزار باشید و آنرا انکار بکنید و برای پایان دادن به آن بکوشید. تناقض درونی تلخ و غمانگیزیست که به یک نسل کامل از زنان میانسال ثروتمند و تنها و افسرده در غرب انجامیده.
اینکه انتخاب جنسی برعهده زنان بوده، طبیعیه. چون زنان باید هزینه های بارداری و زایمان و پرورش نسل بعد رو بپردازند، در تمام جانوران دیگر هم وضع به همین گونه است و حق هم دارند چون نگران انتقال ژن نامطلوب در قبال انرژی که مصرف میکنند هستند. ولی در انسان ما در هیچ دوره تاریخی نمیبینیم که زنان جفتشون رو انتخاب کرده باشن، همیشه انتخاب گر اول مرد بوده. شما خیلی دید یک طرفانه ای دارید، در دوره هایی حتی مردان با دزدیدن زنان اونارو تصاحب میکردن، در دوره هایی برای مردان امکان چندهمسری وجود داشته (چنان که هنوز هم وجود دارد)، چطور اینها چیزی رو برای شما ثابت نمیکند؟ شما قوانین ازدواج دنیای اسلام رو اون هم نه همه ش تعمیم میدهید به تمام جوامع انسانی، در حالیکه طبق همین قوانین دختر مجرد عملا حق زندگی کردن و لذت بردن از زندگیش رو ندارد. قبایل بدوی همان قبایلی که ما در تلویزیون میبینیمشان و در آنها زنان هم مانند مردان برهنه اند.
با زنانه کردن مکانها هیچ مشکلی ندارید، اگر نباشند مدعی و ناراحت میشوید، اگر فردا توالتها و اتوبوسها و واگنهای مترو را همگانی بکنند اولین کسانی که جیغشان گوشها را خواهد خراشید زنان هستند. مشکل اصلی شما با مردانه بودن برخی محیطهاست. دلیل آنهم اینست که زنان برنامهریزی شدهاند تا بطور دائم نسبت به مردان خود مشکوک باشند و اگر چند مرد تنها جایی گرد هم آمدهاند حتما دارند بر پاد ما دسیسهچینی میکنند(زنی که به همسر خود مشکوک بود احتمال کمتری برای از دست دادن خدمات او به یک زن جوانتر/زیباتر داشته). اینست که محیطهای منحصرا مردانه را انکار میکنید و «سکسیست» جلوه میدهید، با آنکه هیچ چیز سکسیستی دربارهی آنها وجود ندارد زیرا محدودیت عینی برای حضور زنان در آنها وجود ندارد، یا شدت آن از محدودیتی مشابهی که مردان با آن روبرو هستند بسیار کمتر است(شما به بخش مردانهی اتوبوس وارد میشوید و با خیالت مینشیند اما من هرگز نمیتوانم چنان بکنم). زنان به محیطهای مردانه وارد میشوند، آنها را برای مردان فاقد هرگونه جذابیتی میکنند و سپس که مردان یکسره آنرا ترک و رها کردند میروند سراغ مامن جدیدی که برای خود یافتهاند و در آن روانشناسی مرد به رسمیت شناخته میشود و مورد احترام است، و به نابود کردن آن میپردازند!
بدیهیست که هیچ زنی، هیچ توقعی از هیچ مردی ندارد، آنها خودشان انجام میدهند. 😘
هاهاها، اگر زنان جیغشان درمیاد به خاطر عدم رعایت بهداشت توسط برخی مردان هست. فکر کن مثلا زنان دستشویی مردانه رو محفل دسیسه چینی مردان علیه خودشان بدانند 😬 طبق تجربیات من زنان علاقه ای به وقت گذروندن در دستشویی های زنانه هم ندارن چه برسه به مردانه و تصرف اونجا. برای من مثلا رفتن به مکان های مردانه کمی چندش آور هم هست ولی اینکه مردان خودشان را مالک مکانی عمومی بدانند، به گونه ای که خودشون رو مجاز به انجام هر رفتاری در آن مکان بدونن کمی غیرقابل تحمله.
من به خاطر فرصت محدودم و البته از اون مهمتر پریود مغزی:)) فقط یه فضولی وسط کلام دوستان آنتی فمنیست بکنم و اونم اینکه کم کم به این نتیجه دارم میرسم که اینکه مثلا اسلام میگه:
همچین هم بی حکمت نیست و کلا هرگونه "محدودیت" در اصل مصونیت و امتیاز هست و من اشتباه معناش رو متوجه میشدم:))
نکته:به لنگر تایتانیک قسم این پست فاقد هرگونه ادعا و استدلال خاصی هست و جدا برام جالب بود;)
نکته الکی:طوری
نشود که طوری بشود که اسلام گرا نباشیم ولی اسلام گرایان را دوست داشته باشیم:))
بهبه، ببینید کی برگشته. شوالیه نامرده.
خوش برگشتید گرامی. 😉💐
این گرفتاری غیبت صغری من هنوز حل نشده ولی من هر فرصتی بدست بیارم ازش برای سر زدن به دفترچه و دوستانی که اینجا هستند استفاده میکنم;)
پیشنهاد:میگم یک دکمه حذف هم پیش ویرایش پست بزارید چون با این سرعت افتضاحی که من دارم زرت و زرت داره تکراری میفرسته:)))
همچین هم بی حکمت نیست و کلا هرگونه "محدودیت" در اصل مصونیت و امتیاز هست و من اشتباه معناش رو متوجه میشدم:)) نکته:به لنگر تایتانیک قسم این پست فاقد هرگونه ادعا و استدلال خاصی هست و جدا برام جالب بود;) نکته المی:طوری نشود که طوری بشود که اسلام گرا نباشیم ولی اسلام گرایان را دوست داشته باشیم:))
من به خاطر فرصت محدودم و البته از اون مهمتر پریود مغزی:)) فقط یه فضولی وسط کلام دوستان آنتی فمنیست بکنم و اونم اینکه کم کم به این نتیجه دارم میرسم که اینکه مثلا اسلام میگه: همچین هم بی حکمت نیست و کلا هرگونه "محدودیت" در اصل مصونیت و امتیاز هست و من اشتباه معناش رو متوجه میشدم:)) نکته:به لنگر تایتانیک قسم این پست فاقد هرگونه ادعا و استدلال خاصی هست و جدا برام جالب بود;) نکته الکی:طوری نشود که طوری بشود که اسلام گرا نباشیم ولی اسلام گرایان را دوست داشته باشیم:))
به جان عزیز خودم که نکته اول دقیقا برای پرهیز از ایجاد هرگونه واکنش و پاسخ بود:)) وقتی میگم پریود مغزی هستم یعنی من که رسما عاشق بحث اونم از نوع فرسایشی هستم سر اینکه اون پست رو بدم و جواب های احتمالی بعدش دوبار تصمیم گرفتم نفرستمش:| این "شیخ خوش قدم"هم این حال پریودی من رو عوض نکرده هنوز:)))
*در 48 تسوی پیشین 1139 تن از تارنما بازدید کردهاند که 25 تن کاربر تارنما و 1114 میهمان بودهاند.
🤫با تشکر از ترجمه سلیس آلیس عزیز، منظورم این بود که این موضوع که هر 2.5 دقیقه یک "مهمان" از این فروم دیدن میکند باعث تعجب یا خوشحالی در شما نمیشود؟ مثلا نصفشو بزاریم به حساب کاربرایی که لاگین نشده میایند سر میزنند (مثل خود من) و جاسوس ها. بازم زیاده! و عالیه. در ضمن آلیس جان ممکنه لطفا فاصله تونو با من حفظ کنین؟ یه نگاه بنداز به نام کاربری من یه نگاه بنداز به آواتارت می فهمی چی میگم😵
درباره پوشاک و آراستـمَندیام سوالاتی داشتم، اکنون که آقایان جُستار وا کردهاند پیرامون ریش و سیبیل و این حرفها، بد نیست منم جُستار مکملی بیاغازم رنگارنگ، درباره پوشاک و زیورآلات و آرایش بانوان؛ به شرط آنکه از طعنههای کلیشهای مردان در امان بماند: «دخترا تنها دغدغه ی زندگی شون لاک ناخُنشونه؛ خانم رُژت خراب نشه، تو استاد نقاشی چهره ات هستی» و امثالهم...
درباره پوشاک و آراستـمَندام سوالاتی داشتم ، اکنون که آقایان جُستار وا میکنند پیرامون ریش و سیبیل و این حرفها، بد نیست منم جُستار مکملی بیاغازم رنگارنگ، درباره پوشاک و زیورآلات و آرایش بانوان؛ به شرط آنکه از طعنههای کلیشه ای مردان در امان بماند: «دخترا تنها دغدغه ی زندگی شون لاک ناخُنشونه؛ خانم رُژت خراب نشه، تو استاد نقاشی چهره ات هستی» و امثالهم...
من یک توضیحی در مورد پریود مغزی بدم،هرچند وقت یک بار بدون هیچ دلیل مشخصی شما دچار این حالت میشید و در این حالت شما انگشت فاک رو به سوی هر چیز و هر کس میگیرید و در برابر هر پرسش، درخواست و حرف فقط میگید so what :)) این از مزایا/معایب آبزورد بودن هست:))
در ضمن شب بخیر به داریوش عزیز؛فرصت کردی مکان تری سام رو مشخص کن،من راضی،تو راضی گور بابای ناراضی:))))
من یک توضیحی در مورد پریود مغزی بدم،هرچند وقت یک بار بدون هیچ دلیل مشخصی شما دچار این حالت میشید و در این حالت شما انگشت فاک رو به سوی هر چیز و هر کس میگیرید و در برابر هر پرسش، درخواست و حرف فقط میگید so what :)) این از مزایا/معایب آبزورد بودن هست:))
بنظرم از همه آبزوردتر اینست که گمان میکنید حالت عادیتان با اینکه میگویید تفاوتی دارد.
من یک توضیحی در مورد پریود مغزی بدم،هرچند وقت یک بار بدون هیچ دلیل مشخصی شما دچار این حالت میشید و در این حالت شما انگشت فاک رو به سوی هر چیز و هر کس میگیرید و در برابر هر پرسش، درخواست و حرف فقط میگید so what :)) این از مزایا/معایب آبزورد بودن هست:)) در ضمن شب بخیر به داریوش عزیز؛فرصت کردی مکان تری سام رو مشخص کن،من راضی،تو راضی گور بابای ناراضی:))))
من واقعا بروم بخوابم! ۲۴ساعت است که چشم برهم نگذاشتهام، اگر کمی دیگر بمانم میترسم به سرنوشت شوالیه دچار بشوم و شروع بکنم اینجا بیلاخ حوالهی دوستان کردن. عصر خوش..
مُدم من مشکل عجیبی پیدا کرده است، با چه فلاکتی به اینترنت متصل هستم! باید بروم مُدم تازه بخرم، تا بخرم و راهاندازی کنم یکیدوسه روزی اینجا نخواهم بود؛ در شمارش آرا تقلب نکنید تا من بازگردم.
اتفاقا فکر میکنم علاقه داشته باشد! البته اگر وری هارد بخواهد تو مشکلی نداری؟!
پس در این مدت غیب گویی هم یاد گرفتی یا ناقلا نکنه پنهانی قبلش منو دور زدی:)) نه من لاغزم به این راحتیا با فعالیت بدنی خسته نمیشم،به غول آخر هم برسیم مشکلی نیست:)))
مُدم من مشکل عجیبی پیدا کرده است، با چه فلاکتی به اینترنت متصل هستم! باید بروم مُدم تازه بخرم، تا بخرم و راهاندازی کنم یکیدوسه روزی اینجا نخواهم بود؛ در شمارش آرا تقلب نکنید تا من بازگردم.
شاید تا یک هفته دیگر نتوانستی برگردی، رایت را بده بعد برو آلیس جان.
شاید تا یک هفته دیگر نتوانستی برگردی، رایت را بده بعد برو آلیس جان.
یک هفته؟؟؟ مگر میخواهم آپولو هوا کنم، یا مُدم را بسازم؟ :)) فردا عصر میروم یکی میخرم، اگر نشد پسفردا. شاید هم این یکی درست شد! من رایام را ساعات آخر به صندوق میاندازم.
پس در این مدت غیب گویی هم یاد گرفتی یا ناقلا نکنه پنهانی قبلش منو دور زدی:)) نه من لاغزم به این راحتیا با فعالیت بدنی خسته نمیشم،به غول آخر هم برسیم مشکلی نیست:)))
اسپاگتی نکشدت آندد، از خنده دارم رودهبر میشوم! خوشم میآید کم نمیآوری.
اسپاگتی نکشدت آندد، از خنده دارم رودهبر میشوم! خوشم میآید کم نمیآوری.
نگاه نکن من در هم میهن همواره در حال بحث با مسلمین هستم و اینجا هم سرم درد میکنه برای بحث،من یک بخش اسپمر چرت و پرت گو دارم که وقتی پریود مغزی میشم فول فاکنشنال میشه:))
حوصله و وقت داشته باشم روزی 500 تا پست اسپم میدم، موضوع بده به جایی کشیده میشه که فکرشم نمیکنی:))
راسل جان، به دادِ جستارِ رایگیریِ نمایارِ برتر برسید! آن پستی که رفته آخر، باید اول میبود. آن جستارِ پیشین را هم پاک شود. واقعا پوزش که برای اشتباهِ من در زحمت افتادید🌹😓 دوستان، شب خوش.
راسل جان، به دادِ جستارِ رایگیریِ نمایارِ برتر برسید! آن پستی که رفته آخر، باید اول میبود. آن جستارِ پیشین را هم پاک شود. واقعا پوزش که برای اشتباهِ من در زحمت افتادید دوستان، شب خوش.
آری داریوش جان سیستم بهم خورده این بار چندم است اینطور میشود (قبلا اینطور نبود).حالا به میلاد گرامی گفتم یک نگاهی بیاندازد ولی فکر کنم بهمین شکل باید ادامه داد.آنسری هم یاد دوستان باشد برای انتقال پستهای مربوط به همجنسگرایی کسرای گرامی با همین مشکل روبرو شده بود.
من هم که در حالت پریود مغزی هستم چندان حوصله چیزی رو ندارم،بقیه پست بزنند شاید بتونم کمی جو بدم:))
پریود، یک روز، دو روز، الان یک هفته است که پریود تشریف دارید شما. راستی، میدانی چه شد؟فیلم بیگ بنگ تئوری را یادت هست میخواستم دانلود کنم؟ یک فصلش را دانلود کردم، الان میخواستم ببینمش، هرچه میگردم پیدا نمیکنم. احتمالا موقع تعویضِ ویندوز اشتباها پاک شده😰
پ.ن: این دوستانِ زنخوار کجا هستند، مرا با سه بانو و یک فمنیست اینجا تنها گذاشته اند؟!🤭
پریود، یک روز، دو روز، الان یک هفته است که پریود تشریف دارید شما. راستی، میدانی چه شد؟فیلم بیگ بنگ تئوری را یادت هست میخواستم دانلود کنم؟ یک فصلش را دانلود کردم، الان میخواستم ببینمش، هرچه میگردم پیدا نمیکنم. احتمالا موقع تعویضِ ویندوز اشتباها پاک شده😰
پ.ن: این دوستانِ زنخوار کجا هستند، مرا با سه بانو و یک فمنیست اینجا تنها گذاشته اند؟!🤭
اینکه پریود زنانه نیست،پریود آبزورد ممکنه یک عمر طول بکشه:))لامصب خونش هم تموم نمیشه:))
قشنگ همه کامپوتر رو سرچ کردی؟!s01 رو هم سرچ کن معمولا در بین اسامی اپیزود هاش هست،اگر اسم فولدر عوض شده باشه هنوز شانسی هست.
این ها بی آزار تر از اون هستند که بخواند باهات کاری داشته باشند:))یا
طبق تئوری امیز همه کارهاشون با سافت پاور و قدرت پشت پرده هست بنابراین
با کمال آرامش فقط به تری سام یا حتی گنگ بنگ فکر کن:)))