خوب باز هم به تراوشات ذهنی خود بیشتر از انچه که در واقعیت اتفاق می افتد اهمیت میدهید 98%مردان معتادند-به زندان می افتند-امار دزدی و قتلشان بیشتر است و از اینگونه موارد نشان ار بیچارگی مردان نیست که باید دید کسی که بیشتر در جامعه ازادی عمل دارد بیشترین رفلکس را به محیط نشان میدهد. بگذریم از اینکه یک جامعه ی فاسد و سیستم نا کارامد و تخریب کننده باعث میشود به جای اینکه افرادی مثبت بسازد -معتاد و دزد و قاتل تحویل جامعه میدهد.اما انچه که این 98% در صد را توجیه میکند آزادی عمل مردان و منفعل بودن زنان را اثبات میکند.این یعنی زنان برای تخلفات و جرایم هم نه شهامت کافی و نه آزادی بیشتری ندارند.
پس اینکه مردان بیشتر خودکشی میکنند و بیشتر مرتکب جرم میشوند و بیشتر معتاد میشوند و بیشتر میمیرند هم بخشی از «مزیت مردی» آنهاست؟ البته که هست. ابطالناپذیری یعنی همین، که هر نقیضی برای آن در جهان واقعی مییابید، تئوری قادر به هضم و توضیح و تشریح آن هست.
چه کسی گفته ۹۸٪ مردان معتاد هستند؟ 😨 این تحریفها و ترولها به راستی دور از شان این انجمن است.
خیر اتفاقا برخلاف تصور شما ,اگاهی دادن همزمان مردان و زنان را موثر میدانم.چرا که اگر مردان به حقوق خود واقف نشوند و یک سویه این پروسه ی اگاه سازی پیش رود نتیجه ای در بر نخوهد داشت. شمشیرتان را چند لحظه ای غلاف کنید. سخنان شما را در این چند وقت به صورت عملی هم دنبال و بررسی کردم مقاومت انقدر که از طرف مردان وجود داشت را زنان نداشتند.نه به خاطر اینکه به حقوق خود واقف نبودند و اسیر مردانگی های تعریفی جامعه باشند بلکه بسیاری از مواردی را که شما از ان به عنوان ظلم یاد میکنید را یک امتیاز میدیدند و حاضر به ترک نقش خود نبودند و نیستند.نتیجه اینکه ان قسمت هایی که به نفعشان بود را میپذیرفتند و مابقی را که سلطه ی مردانه شان را نشانه میگرفت قبول نمیکردند.
تا زمانی که جنسیتی بودن مشکلات و دشواریهایی که ما مطرح کردهایم(و خواهیم کرد)را نپذیرید برای من اهمییتی ندارد که وجود آنها را تائید میکنید یا نه. آدم عاقلی نیست که وجود داشتن آنها را انکار بکند، مگر میشود چیزی را که وجود دارد انکار کرد؟ اینکه «مردانه» بودن این مشکلات و بدبختیها «معنای» خاصی برای «فمینیسم» دارد یا نه محل مناقشه است. وضعیت ما با شما تفاوت دارد چراکه ما در حال ستیز با صد سال هجمهی همه جانبهی فمینیسم و نیز چهار میلیارد سال فرگشت هستیم(و فمینیسم برخلاف ادعای رادیکالی که دارد، از اسلامگرایی هم «سنتیتر» است). شما برپاد چه چیزی فعالیت میکنید؟ تمام ادعاهای فمینیستی از سوی همه کس، بجز مدافعان وضع موجود(که از باقی ماندن شرایط همانطورکه هست-فارغ از اینکه چگونه است-سود میبرند=سنت). در فرانسه اگر کسی بلند بگوزد فردا صبح چهار کتاب در نقد آن منتشر میشود، اما مهملات فمینیستی صد سال است بیهیچ نقد و سنجشی یکهتازی کردهاند و حتی «یک» کتاب، برای نقد آن از موضعی بجز سنت تحریر نشده، حال آنکه پیرامون بدیهیترین اصول و فروع دیگر زندگی مدرن، از تعقل تا آزادی بیان، از ساختارمندی سوژه تا ساختارشکنی زبان در آنجا از گزند نقد برنده در امان نبودهاند. در ایران هم بیهیچ دردسری، همه را با بجز سنتگرایان با خود همراه کردهاید و کسی اگر برپاد فمینیسم سخن بگوید بیدرنگ او را حاجآقا تلقی میکنند.
در نهایت اینکه اسیب این تئوری ها و پدافند ها به ضرر یک زن اسیر در جامعه ی سنتی میشد و اینطور پنداشته میشود که مرد علاوه بر نقش هایی که جامعه به اومحول کرده از امتیازاتی بر خوردار است که زنان ان را تحویل نمیدهند. بله:زن بیچاره که از بیچارگی خود هم آگاهی کافی ندارد و حتی بر بیچارگی خود اصرار هم دارد کم زیر سلطه ی جامعه ی مردانه بود که بعد از یک پروسه ی اگاه سازی و پدافندی باید بیشتر زیر دست مردان دست و پا بزند. زنان خفته و مردان بیدار!!
جنبش برابریخواهانهای که با نابرابریخواهی شروع شده. شما بجای تکرار حرف خودتان به چهار روش مختلف اندکی بکوشید آنرا اثبات بکنید، و برای ما توضیح بدهید که «چگونه» پرداختن به دلایل و چرایی اینکه اکثریت مطلق رنجبران مشکلات آنجهانی در ایران(و باقی دنیا)را مردان تشکیل میدهند به حقوق زنان آسیب میرساند؟ آیا چنین نگرشی بجز با وابستن و تسخیر و ایفا و در انحصار نگاه داشتن نقش ممتاز «قربانی» در جامعه به «حقوق زنان» نیست؟
ما مشتاق و ناچاریم که اشتباهات و دروغهای فمینیستی دربارهی نقوش سنتی و کنونی زن و مرد در تمام جوامع را با حداکثر توان نقد بکنیم زیرا اولا دروغ/اشتباه هستند، ثانیا مستقیما و عامدا به تشدید وضعیت بد مردان(چنانکه در غرب دیدهایم)میانجامند.
شاید برای شما نداشته باشد. شاید هم من اصطلاح درستی به کار نبردم . نگرم از لاتی فحش دادن نبود بلکه بیشتر آمیختن واژه های غیرمتعارف بود. برای نمونه سخن گفتن احمدی نژاد. یا یک نمونه روشن آن را می توانید در کارتون های رییس مزرعه پیدا کنید
کارتونهایِ رٸیس مزرعه را که به یاد ندارم, ولی احمدی نژاد هم سخنوری نمیکند, "اون ممه را لولو برد" یکجور ساختارشکنی است که از زبان رٸیس جمهور کشور اسلامی واژهیِ "ممه" را بشنوید, برای همین در یادتان میرود.
کاربرد واژگان خیابانی از سوی سیاست مدارها نیز میتواند این توهم را بدهد که کَس خودش را همتراز مردم میبیند و گوش شنوا برای مشکلات توده دارد که یکی از ترفندهایِ احمدی نژاد است و همینجور وارونه اش ترفند خاتمی هم بود:
حتما از یاد نبرده ایم كه اعضای ملل متحد در ژوئن سال ۱۹۴۵، رسما متعهد شدند كه نسل آینده را از مصیبت جنگ برهانند و چند ماه بعد از آن به این اتفاق رسیدند كه اساس سازمان ملل باید بر همبستگی اخلاقی و فكری نوع بشر بنا شود. آن روز آنان گفتند: «تنها ترتیبات سیاسی و اقتصادی دولت ها كفایت نمی كند، باید در عرصه جهانی سازوكار دیگری جست.» در اینجا مایلم اثر جاودانه و انسانی شاعر بلندآوازه ایرانی سعدی بزرگ را برای شما بازگو كنم: بنی آدم اعضای یك پیكرند كه در آفرینش ز یك گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار تو كز محنت دیگران بی غمی نشاید كه نامت نهند آدمی و مسلما این سروده عمیق آركیبالد مك لیش Archibald Macleish شاعر معاصر آمریكایی را به عنوان یكی از نویسندگان پیش نویس اساسنامه یونسكو شنیده اید: «از آنجایی كه جنگ ابتدا در ذهن انسان ها رخ می دهد، پس صلح نیز از میانه ذهن ها سر برمی آورد.» ...
این دومی احساس همبستگی با تودهیِ فرهیختهتر را درست میکند.
تا پیش از فرارسیدن نوروز میخواستم دستکم یکی از کارهایی که در نگر داشتم را به سرانجام برسانم که همین برچسبزنِ خودکار پارسیک بود!
دوستان پیشنهادی چیزی دربارهیِ آن داشتند, بگویند,
چنانکه میبیند این سیستم خودکاروار همهیِ نوشته را واکافته[1] و واژگان به گوش ناآشنا - که همگی[2] «آستانهیِ کاربرد» دارند - را برچسب و لنگرپیوند[3] میزند 😁
----
1. ^ Vâkâftan (vâ+kâftan)|| واکافتن: تجزیه و تحلیل ϢEn To analyze
2. ^ Hamâg|| هماگ: کلی; دربرگیرنده General
3. ^ Langarpeyvand|| لنگرپیوند: پیوند لنگری; پیوند درونی در نوشتار Anchor-link
تا پیش از فرارسیدن نوروز میخواستم دستکم یکی از کارهایی که در نگر داشتم را به سرانجام برسانم که همین برچسبزنِ خودکار پارسیک بود!
دوستان پیشنهادی چیزی دربارهیِ آن داشتند, بگویند, چنانکه میبیند این سیستم خودکاروار همهیِ نوشته را واکافته[1] و واژگان به گوش ناآشنا - که همگی[2] «آستانهیِ کاربرد» دارند - را برچسب و لنگرپیوند[3] میزند 😁
---- 1. ^ Vâkâftan (vâ+kâftan)|| واکافتن: تجزیه و تحلیل ϢEn To analyze 2. ^ Hamâg|| هماگ: کلی; دربرگیرنده General 3. ^ Langarpeyvand|| لنگرپیوند: پیوند لنگری; پیوند درونی در نوشتار Anchor-link
میبینم که آخر دست به دامن پانویس شدی و دیدی تنبلی مانع از این میشه که کسی معنی واژگان ناآشنا رو بپرسه:))
گذشته از این متلکها، به نظر میرسد شما در این بیمیلی تنها نیستید، هرچند من دلیل آنرا نمیتوانم بفهمم. اینجا فرومیست باز و آزاد که هرکس بخواهد میتواند دربارهی هر موضوعی بحث و گفتگو بکند.
اینکه ما آدمیان در دو سوی رو در رو به یکدیگر بتازیم...بر سر چه؟ نایکسانی در جنسیت؟!!! به نگرم هر گاه دادی بیداد شود، کاش به این دید که ستمی بر هومنی( نه بر مردی یا بر زنی) پیش آمد شده جلو رویم و دادحواهی کنیم...
من اینقدر که از راه پیام های شخصی بازخورد میگیریم برام اثبات شده که فعالیت خداناباوران در سایت هایی مثل هم میهن نتنها بی فایده نیست که حداقل از تعصب کاربران کم میکنه:)
البته متاسفانه در کل فعالیتم در اونجا از بی دین شدن فقط 10 نفر به دست خودم مطمئن هستم:)))
صبح بخیر:) هر دو چون در تعطیلات به سر میبرم و فعلا که نخوابیدم:))
سپاس، صبح شما هم بخیر. البته منکه از دیشب نخفتهام . میهمان داشتم(دارم) و همهی خانه را تصاحب کردهاند . منم که با کمترین سروصدا و درهم ریختگی نمیتوانم بخوابم.😣
سپاس، صبح شما هم بخیر. البته منکه از دیشب نخفتهام . میهمان داشتم(دارم) و همهی خانه را تصاحب کردهاند . منم که با کمترین سروصدا و درهم ریختگی نمیتوانم بخوابم.😣
خوشبختانه از دیشب تا به حال دفترچه در امن و امان و سکوت بود:)) کلید رو به شما تحویل میدم تا برم یه صبحانه بزنم و برگردم:)
من نیز اینجا هستم(هرچند کمتر). عیدمان کجا بود. ایران چگونه است؟ مردم شاد و سرحال هستند و روحیهی سال نو غالب شده یا چه؟
شاد و سرحال کدام است امیر گرامی! دیروز برای مهمانانی که نوروز میآیند (دوستانی که از اینسو و آنسو به دیدارم میآیند ) رفتم مقداری آجیل خریدم ؛ در خیابان به شدت احساس پولدار بودن میکردم. 😏
مشکل سرهنویسان اینست که وحدتکلمه میانشان وجود ندارد و هرکدام برای واژگان مختلف معادلهای گوناگونی استفاده میکنند. در فضای اینترنت کاربر «رهگذر» نامی بود در گفتمان که سرهنویسی میکرد، اما معادلهای منحصر به خودش را داشت، کاربر دیگری بود «بزرگامید»، که او هم باز از برابرنهادههای خاص خودش بهره میبرد و .... بیرون از اینترنت هم تا جایی که من مطلعم سه چهار فرهنگ قطور نوشته شده که هرکدام معادلهای خودشان را پیشنهاد دادهاند... آشفتهبازاریست خلاصه.. و کسی حوصله/علاقهی آنرا ندارد که برود دانهدانه بدنبال این لغات بگردد و معنی آنها را پیدا بکند.
مشکل سرهنویسان اینست که وحدتکلمه میانشان وجود ندارد و هرکدام برای واژگان مختلف معادلهای گوناگونی استفاده میکنند. در فضای اینترنت کاربر «رهگذر» نامی بود در گفتمان که سرهنویسی میکرد، اما معادلهای منحصر به خودش را داشت، کاربر دیگری بود «بزرگامید»، که او هم باز از برابرنهادههای خاص خودش بهره میبرد و .... بیرون از اینترنت هم تا جایی که من مطلعم سه چهار فرهنگ قطور نوشته شده که هرکدام معادلهای خودشان را پیشنهاد دادهاند... آشفتهبازاریست خلاصه.. و کسی حوصله/علاقهی آنرا ندارد که برود دانهدانه بدنبال این لغات بگردد و معنی آنها را پیدا بکند.
بهه, آنارشیست ما را باش! 😏
امیر جان تو از میان همهیِ مردم باید زبان پارسی را از همه بیشتر بپسندی, چرا که بهترین نمونهیِ یک زبان چندگانه و بی نیاز از آژگاه[1] است!
هر کس میتواند چند تا واژه را بهم چسبانیده و واژهسازد, نیاز به پروانهگیری از هیچ جایی
نمیرود و تنها راه گسترش این واژگان برساخته نیز همراهی دیگران است, اگر که پسندیدند.
در گذر زمان خودبهخود واژگان پذیرفتهتر شده جامیافتند, خود من هم سیستم بروزرسانی و همگاهش[2] خودم را دارم که همان fb و دیگر پارسی گویان میباشند,
نمونهوار فرایند فرگشتِ[3] یک واژهیِ «کیفیت» برای من این بوده:
واژهسازی خودم: چگونایی
واژهسازی یکی دیگر (بازکارگیری واژه): چونی
واژهسازی استاد آریا: هوتاد[4]
و سرانجام این پایانی را از همه بیشتر پسندیدهام و همیشگی کردهام, ولی کسی پیش روی هیچکسی را نگرفته و میتوان بجای "کیفیت" همان "چونی" هم بنمونه گفت.
پارسیک[5] —> آنارشیستیکترین زبان جهان (پس از آلمانی شاید؟) (:
----
1. ^ žgâh || آژگاه: مرکز Ϣiki-En Center
2. ^ Hamgâhidan || همگاهیدن: Ϣiki-En To synchronize
3. ^ Fargašt (far+gašt) || فرگشت: تکامل; فرگشتن Ϣiki-En Evolution
4. ^ Hutâd || هوتاد: کیفیت Ϣiki-En Quality
5. ^ Pârsik (pârs+ik) || پارسیک: زبان پارسیِ نزدیکتر به پهلویک D4f Persian persisch
میگم مهربد جان از وقتی از این شیوه ی جدید در پست هایت استفاده میكنی خواندن پست هایت سخت تر شده😞
پیشنهاد سازنده کنید, چه بخشی چه شود انجام دهم یاسی جان (:
هرچند اندکی سختتر هم براستی باید شده باشد, چون
من تقلب میکنم واژگان بیشتری و ناشناختهتری به کار میبرم و
رنجِ نزدیک به ٠ هم برایم دارد, نیاز به پرانتز وا کردن و این کارها دیگر نیست.
ولی رویهمرفته باید بس آسانتر شده باشد, بویژه اینکه من برابر یک-به-یک هر واژه
با همتای انگلیسی و (اندکی آلمانی) اش را کوشیدهام بیاورم که دیگر جای هیچ گنگیای نماند.
این moody بودن هم دردسره واقعا،دو ماهه منتظر تعطیلاتم بشینم این بحث های فمنیستی و حقوق مرد رو بهش پاسخ بدم حالا که تعطیلات شده حال تایپ کردن هم ندارم چه برسه بحث کردن:)))
پیشنهاد سازنده کنید, چه بخشی چه شود انجام دهم یاسی جان (: هرچند اندکی سختتر هم براستی باید شده باشد, چون من تقلب میکنم واژگان بیشتری و ناشناختهتری به کار میبرم و رنجِ نزدیک به ٠ هم برایم دارد, نیاز به پرانتز وا کردن و این کارها دیگر نیست. ولی رویهمرفته باید بس آسانتر شده باشد, بویژه اینکه من برابر یک-به-یک هر واژه با همتای انگلیسی و (اندکی آلمانی) اش را کوشیدهام بیاورم که دیگر جای هیچ گنگیای نماند.
دقیقا من هم به خاطر بسیار بسیار بیشتر شدن كلمات سخت! گفتم:دی پیشنهاد سازنده اینكه كاری كنیم این روش یك دشواری برای شما داشته باشد كه این طور با خیال راحت پست نزنید:)
دقیقا من هم به خاطر بسیار بسیار بیشتر شدن كلمات سخت! گفتم:دی پیشنهاد سازنده اینكه كاری كنیم این روش یك دشواری برای شما داشته باشد كه این طور با خیال راحت پست نزنید:)
برای دستگرمی و یادآوری اینکه میتوانست بدتر هم باشد 😁:
برای هکانش[1] سختی یا آسانی نوشته باید دورای[2] هر واژه و همچم[3] آن واژه از گنجواژ[4] را اندازگیده[5] و شمار پییاختگان[6] ژیرا[7] پدیرهیِ[8] ناژیرا را برآورده[9] و با همسنجیِ[10] دو مر[11] سختی را بنزدینیم[12].
(:
----
1. ^ Hakânidan || هکانیدن: تعیین کردن Ϣiki-En To determine
2. ^ Durâ || دورا: فاصله Ϣiki-En Distance
3. ^ Hamcam || همچم: مترادف Synonym
4. ^ Ganjvâž || گنجواژ: واژهنامهی مترادفها Ϣiki-En Thesaurus
5. ^ Andâzegidan || اندازگیدن: اندازهگیری کردن Ϣiki-En To measure
6. ^ Peyyâxte || پییاخته: یاختهیِ پی; یاختهیِ عصبی Ϣiki-En Neuron
7. ^ Žirâ || ژیرا: فعال fa.wiktionary.org, ⚕Heydari☉ Active
8. ^ Padire || پدیره: در برابر; رویارو; روبرو MacKenzie, Ϣiki-En Against
9. ^ Barâvardan (bar+âvardan) || براوردن: تخمین زدن Ϣiki-En To estimate
10. ^ Hamsanjidan || همسنجیدن: مقایسه کردن To compare
11. ^ Mar || مر: شماره; عدد MacKenzie, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ Number
12. ^ Nazdinidan || نزدینیدن: تقریب زدن; نزدیک کردن Ϣiki-En To approximate
برای دستگرمی و یادآوری اینکه میتوانست بدتر هم باشد 😁:
برای هکانش[1] سختی یا آسانی نوشته باید دورای[2] هر واژه و همچم[3] آن واژه از گنجواژ[4] را اندازگیده[5] و شمار پییاختگان[6] ژیرا[7] پدیرهیِ[8] ناژیرا را برآورده[9] و با همسنجیِ[10] دو مر[11] سختی را بنزدینیم[12].
(:
---- 1. ^ Hakânidan || هکانیدن: تعیین کردن Ϣiki-En To determine 2. ^ Durâ || دورا: فاصله Ϣiki-En Distance 3. ^ Hamcam || همچم: مترادف Synonym 4. ^ Ganjvâž || گنجواژ: واژهنامهی مترادفها Ϣiki-En Thesaurus 5. ^ Andâzegidan || اندازگیدن: اندازهگیری کردن Ϣiki-En To measure 6. ^ Peyyâxte || پییاخته: یاختهیِ پی; یاختهیِ عصبی Ϣiki-En Neuron 7. ^ Žirâ || ژیرا: فعال fa.wiktionary.org, ⚕Heydari☉ Active 8. ^ Padire || پدیره: در برابر; رویارو; روبرو MacKenzie, Ϣiki-En Against 9. ^ Barâvardan (bar+âvardan) || براوردن: تخمین زدن Ϣiki-En To estimate 10. ^ Hamsanjidan || همسنجیدن: مقایسه کردن To compare 11. ^ Mar || مر: شماره; عدد MacKenzie, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ Number 12. ^ Nazdinidan || نزدینیدن: تقریب زدن; نزدیک کردن Ϣiki-En To approximate
دوستان در تعطیلات من هم در خدمتتون هستم...اصلا هیچ احساسی ندارم به نوروز و عید و این داستان ها !! همه این کار ها به نظرم بی معنی میاد...آخه یعنی چی واقعا😳؟؟؟
دوستان در تعطیلات من هم در خدمتتون هستم...اصلا هیچ احساسی ندارم به نوروز و عید و این داستان ها !! همه این کار ها به نظرم بی معنی میاد...آخه یعنی چی واقعا😳؟؟؟
بنده نیز نات اونلی هیچ احساسی ندارم بات آلسو برایم خسته كننده و آزار دهنده نیز هست😔
بنده نیز نات اونلی هیچ احساسی ندارم بات آلسو برایم خسته كننده و آزار دهنده نیز هست
اونوقت یسری میان به امام خمینی (ع) بد و بیراه میگن که چرا و به چه حقی گفته هیچ احساسی نداره...😓
شما به خودتان میگویید که نوروز چیز آزار دهنده ایست و احساسی هم به آن ندارید. ولی من پنجره را باز میکنم چند نفس عمیق... بوی خوش بهار... سپس با ناخن چند ضربه به تنگ ماهی میزنم و از عید و بهار و... لذت میبرم.😏
اونوقت یسری میان به امام خمینی (ع) بد و بیراه میگن که چرا و به چه حقی گفته هیچ احساسی نداره...😓
شما به خودتان میگویید که نوروز چیز آزار دهنده ایست و احساسی هم به آن ندارید. ولی من پنجره را باز میکنم چند نفس عمیق... بوی خوش بهار... سپس با ناخن چند ضربه به تنگ ماهی میزنم و از عید و بهار و... لذت میبرم.😏
این مراسم دید و بازدید که چیز مزخرفی هست!:)) فکر نمیکنم کسی با شادی و جشن مشکلی داشته باشه ولی وقتی یک سری رسوم اضافی بوجود میاد و از حالت اختیاری خارح میشه طرف رو از همون شادیشم بیزار میکنه:))
اونوقت یسری میان به امام خمینی (ع) بد و بیراه میگن که چرا و به چه حقی گفته هیچ احساسی نداره...😓
شما به خودتان میگویید که نوروز چیز آزار دهنده ایست و احساسی هم به آن ندارید. ولی من پنجره را باز میکنم چند نفس عمیق... بوی خوش بهار... سپس با ناخن چند ضربه به تنگ ماهی میزنم و از عید و بهار و... لذت میبرم.😏
این چیزها كه زیباست و لذت بخش سام كینگ عزیز من خودم یكی از لذت های زندگیم تو ماه فروردین و اردیبهشت تماشا و عكاسی از آسمان است بسیار بسیار زیباست
ولی خوب عید و این دید و بازدید ها آن هم با كسانی كه پای صحبت های خامنه ای گریه میكنند و ... واقعا آزاردهنده است و راه فراری هم نیست متاسفانه!
لعنتی, روشن شد همهیِ سالو جفتمون همه اش خواب میمونیم ایرانبانو ((:
من استقبال میکنم. چون سال 91 رو هم به همین منوال کلا از زندگی افتاده بودم چندان هم بد نبود:)) برم یه بالشتک همراه واسه خودم دست و پا کنم که یک سال قراره همراهیم کنه:)
ولی خوب عید و این دید و بازدید ها آن هم با كسانی كه پای صحبت های خامنه ای گریه میكنند و ... واقعا آزاردهنده است و راه فراری هم نیست متاسفانه!
چرا راه فراری نیست یاسی جان؟ توصیه میکنم یا غیبت بزنه یا از اتاق بیرون نیای البته ممکنه انگ منزوی بودن بهت بزنن ولی حتما خودشون در نهایت متوجه میشن که واقعا باهاشون حال نمیکنی و ازت نا امید میشن....
من استقبال میکنم. چون سال 91 رو هم به همین منوال کلا از زندگی افتاده بودم چندان هم بد نبود:)) برم یه بالشتک همراه واسه خودم دست و پا کنم که یک سال قراره همراهیم کنه:)
چرا راه فراری نیست یاسی جان؟ توصیه میکنم یا غیبت بزنه یا از اتاق بیرون نیای البته ممکنه انگ منزوی بودن بهت بزنن ولی حتما خودشون در نهایت متوجه میشن که واقعا باهاشون حال نمیکنی و ازت نا امید میشن....
من اصولا یه اخلاقی دارم وقتی كسی كاری به كارم نداشته باشه كاریش ندارم احترام هم میذارم به افكار و عقایدش ولی این جور آدم ها از اونجایی كه عادت كردند به تحمیل عقاید من و كه میبینن یاد تكلیف مهم امر به معروف و نهی از منكر میفتن:)) برای همین با سابقه ی تیكه هایی كه انداختم مطمئن هستند كه باهاشون حال نمیكنم:)) ولی خوب آدم كاری رو میكنه كه انرژی كمتری مصرف كنه منم بین جنگ جهانی در خونه و تحمل این آدم ها تحمل این آدم ها رو مجبورم انتخاب كنم:)))
فکر نمیکنم کسی با شادی و جشن مشکلی داشته باشه ولی وقتی یک سری رسوم اضافی بوجود میاد و از حالت اختیاری خارح میشه طرف رو از همون شادیشم بیزار میکنه:))
دقیقن ! چند روز مانده به نوروز بعضی ها عزا می گیرن که با مهمانان نوروزی چه کنند !و خیلی هاشون هم بهترین و ساده ترین راه حل رو انتخاب می کنند : سفر نوروزی برای فرار از مهمانان نوروزی !
برای هکانش[1] سختی یا آسانی نوشته باید دورای[2] هر واژه و همچم[3] آن واژه از گنجواژ[4] را اندازگیده[5] و شمار پییاختگان[6] ژیرا[7] پدیرهیِ[8] ناژیرا را برآورده[9] و با همسنجیِ[10] دو مر[11] سختی را بنزدینیم[12].