پاتوق شب نشینی

برگ ۴۷ از ۲۲۶

viviyan #۲۳۰۱

من دلم اعتراض سازمان یافته میخواد. چرا هیچ سازمان مخفی مبارزاتی تو ایران وجود نداره؟

Newton #۲۳۰۲

سازمان ارمگاه ها و سازمان امور جنسی کهریزک موجود است برای فعالیت دل شما خوشه می خواهید چگوارا بشوداصلیش رو کشتن چه رسد به شماتا امپریالیست نخواد برگی از درخت نمی افته

sonixax #۲۳۰۳

اگر امپرایالیست انقدر زورش زیاده چرا شما باهاش مبارزه میكنید ؟

undead_knight #۲۳۰۴
viviyan

من دلم اعتراض سازمان یافته میخواد. چرا هیچ سازمان مخفی مبارزاتی تو ایران وجود نداره؟

به خاطر دهه فجر و انقلاب نور! :

انقلابیون 57 هم از روی دل انقلاب کردند که وضع ما این شد:))

Newton #۲۳۰۵
sonixax

اگر امپرایالیست انقدر زورش زیاده چرا شما باهاش مبارزه میكنید ؟

من مبارزه نمی کنم فقط زر میزنم ولی غربی گیرم بیفته اگر امربکایی یا انگلیسی باشه اشدش رو وحمد سورش رو میخونم فرانسوی که به بچه قنداقش رحم نمیکنم هر چه بلاست از خیر سر غربیست پس حکم انها مشخص است در جای خودش باید مسلمان شد و از نوع راستینش


من این پست شما را ویرایش نمیکنم تا بقیه کاربران ببینند که چه موجود خبیث و ناانسانی‌ هستید که تهدید به قتل نوزادان می‌کنید ، من از ادمین اصلی‌ تارنما تقاضا می‌کنیم این کاربر را برای ۲ هفته به عنوان مجازات اخراج کنند ، چندین اخطار معمولی‌ گذشته جواب نداده است.


David Hume

Newton #۲۳۰۶

عزیزم چرا اینقدر سخت میگیری من که حرف بدی نزدم انچه را که واقعیت است بیان میکنم چرا اخراج بشم مگر فرانسه کم در حق ملت ایران ظلم کرده کم به عراق میرارژ و سوپر اتاندارد داد کودکان انها مجرمند زیرا از خون مردم ملتهای مستعمره تغذیه میکنند گرگ زاده گرگ شود

Mehrbod #۲۳۰۸

همرایی گردانندگان بر این بوده که دو هفته دسترسی‌اشان از روی سخنان نژادپرستانه بسته شود.

shirin #۲۳۰۹

احساس پست فطرتی شدیدی بهم دست داده. این وجدان چه معضلی هست.

Mehrbod #۲۳۱۰
shirin

احساس پست فطرتی شدیدی بهم دست داده. این وجدان چه معضلی هست.

شیرین جان این آواتار افسردتو بدگرونی خودبه‌خود کمتر مردسالاری میبینیا ..

منم همچین چیزی آواتارم بود هر روز احساس میکردم تو قفسم!! 😏

Angela #۲۳۱۱
undead_knight

انقلابیون 57 هم از روی دل انقلاب کردند که وضع ما این شد:))

پس به جای اینکه با هدف اعتراض کنیم, اعتراض نمی کنیم و هیچ کاری نمی کنیم و فکر می کنیم کار درستی می کنیم چون اشتباه سال 57 رو تکرار نمی کنیم! :)))))

shirin #۲۳۱۲

من واقع بین هستم مهربد خیالاتی نیستم، این آواتارو هم خیلی دوست دارم. همذاتپنداری میکنم باهاش. :-)

SAMKING #۲۳۱۳

پژگچ (1) و براستیکه ما بازگشتیم (2)

👻

Alice #۲۳۱۵
SAMKING

پژگچ (1) و براستیکه ما بازگشتیم (2)

خوش بازآمدی برادر ! (:

ساعت نُه شب اسپاگتی‌الاکبر که فراموشت نشد ؟ 😝

🐤 👌

Ouroboros #۲۳۱۶

SAMKING جان خوش‌برگشتید.

من خسته شدم..
چقدر در آن جستار کذایی وراجی کردم. 😨
بروم یک آبمیوه‌ای چیزی بنوشم فشارم برگردد سرجایش. 😰

iranbanoo #۲۳۱۷

چه قدر خوشحال میشی وقتی میبینی از تو بیخواب ترم هست.....😊

Dariush #۲۳۱۸

درود و شب بخیر به دوستان .البته به نظرم اکنون کسی آن نباشد!
بالاخره پس از مدتها، قدری فراغت یافتم و تا مدتی چنین است.اکنون کلی کارِ خواستنی دارم که باید بکنم،فقط نمیدانم کدام را اول کنم؟

undead_knight #۲۳۱۹

الله اکبر، الله اکبر! پاینده باد جمهوری اسلامی!
قضای دیشب بود که نگفته بودم:)))

Russell #۲۳۲۰
Dariush

درود و شب بخیر به دوستان .البته به نظرم اکنون کسی آن نباشد!
بالاخره پس از مدتها، قدری فراغت یافتم و تا مدتی چنین است.اکنون کلی کارِ خواستنی دارم که باید بکنم،فقط نمیدانم کدام را اول کنم؟

خوش برگشتی داریوش عزیز،در این مدت فراغت امیدوارم بیشتر اینجا ببینیمتان

mamad1 #۲۳۲۲

خوب روز نشینی کنید

سلام دوستان ردیفید؟

Ouroboros #۲۳۲۳

کسی هست جهت شب‌نشینی؟ 😚
پ.ن: گویا همه خواب هستند.. منهم بروم پس. 🐤

Dariush #۲۳۲۴
Russell

خوش برگشتی داریوش عزیز،در این مدت فراغت امیدوارم بیشتر اینجا ببینیمتان

سپاس راسل گرامی.من نیز از حضور در این جمع ، شادمان خواهم بود.

Dariush #۲۳۲۵

من همینجا شرمندگی خود را به سبب اینکه از برخی از آهنگ های انقلابیِ جمهوری اسلامی براستی خوشم میاید اعلام میکنم و آماده سرزنش های دوستان خواهم بود.

😓

محمد #۲۳۲۶
Dariush

من همینجا شرمندگی خود را به سبب اینکه از برخی از آهنگ های انقلابیِ جمهوری اسلامی براستی خوشم میاید اعلام میکنم و آماده سرزنش های دوستان خواهم بود.

عزیز اینكه شما از اهنگای جمهوری اسلامی بدت بیاد جای شرمندگی داره!!!😳 بابا شماها چرا برعكسید؟؟؟ تمام ارزشهای حقیقی واسه شماها واروونه شده!!1😖

Dariush #۲۳۲۷
محمد

عزیز اینكه شما از اهنگای جمهوری اسلامی بدت بیاد جای شرمندگی داره!!! بابا شماها چرا برعكسید؟؟؟ تمام ارزشهای حقیقی واسه شماها واروونه شده!!1

آن پست چندان جدی نبود.اما آن سرودها در روزهای نخستین انقلاب، یکی از عوامل کاریزما بخشیدن به خمینی و همچنین هر چه رادیکال تر شدن انقلابیون شد.از این جنبه شرمندگی من قدری موجه نیز میباشد.
اما از اینها گذشته، ارزشهای واقعی یک عبارت نامفهوم است.چیزی به نام ارزش راستین وجود ندارد.هر آنچه امروز شما به عنوان ارزش میشناسید، روزگاری بوده که ضد ارزش بوده و این روند همچنان نیز ادامه خواهد داشت.حتی هم اکنون نیز اگر بخواهید ارزشهایی که در همه جا پذیرفته شده و یونیورسال باشند را بیابید، مجموعه ی این ارزشها موکدآ به سمت صفر میل میکند.بنابراین اگر من ارزشی را دگرگونه کنم الزاما در حال انجام کاری ناشایسته نیستم.

Angela #۲۳۲۹
Dariush

من همینجا شرمندگی خود را به سبب اینکه از برخی از آهنگ های انقلابیِ جمهوری اسلامی براستی خوشم میاید اعلام میکنم و آماده سرزنش های دوستان خواهم بود.
😓

منم خوشم میاد از بعضی آهنگهای انقلابی, مثلا "بهاران خجسته باد"
اینها که آهنگهای جمهوری اسلامی نیست, خیلی هاش آهنگ آدمهایی هست که ربطی به جمهوری اسلامی ندارند, البته شنیدنش برای من خیلی غم انگیزه

Dariush #۲۳۳۰
Angela

منم خوشم میاد از بعضی آهنگهای انقلابی, مثلا "بهاران خجسته باد"
اینها که آهنگهای جمهوری اسلامی نیست, خیلی هاش آهنگ آدمهایی هست که ربطی به جمهوری اسلامی ندارند, البته شنیدنش برای من خیلی غم انگیزه

از آن آهنگی که رویگری خوانده، خوشم می آید.
یکی دوتای دیگه هم هستند که خوشم می آیند ولی اسمشان یادم نمی آید.
به راستی دیگر چیزی در ایران نمانده که حداقل قدری غم انگیز هم نشده باشد.حتی نوروز!

Angela #۲۳۳۱

الله الله الله؟!
نه دیگه از این خوشم نمیاد! این که کلی توش خمینی رهبر و الله اکبر و ... داره!!😃

Dariush #۲۳۳۲

نه
ایران ایران ایران
رگبار مسلسلها
ایران ایران ایران
خون و مرگ عصیان
و...

Ouroboros #۲۳۳۳

دوستان من بیست روز نیستم و از فوریه به بعد بازخواهم گشت و به خدمت بسیاری خواهم رسید و در خدمت اندکی خواهم بود. ☺️

Dariush #۲۳۳۶
Alice

مگر «اندوهگین و بدحال» را نمی‌بینید ؟
مدتها بود سیگار نمی‌کشیدم ولی در این چند روز ... !
به گمانم با شناختی که از خودم دارم ، فردا پس فردا هم برای تسکین ِ دردهایم بروم سراغ مواد روان‌گردان و دیرتر اعتیاد و این‌چیزها ... !
(چندان دور از ذهن نیست)

عجب!
فکر نمیکردم به این راحتی ها اندوهگین شوید و تازه برای تسکین اش به مواد مخدر هم رو بیاورید.
مشروبات الکلی که بهتر جواب میدهد!
حالا چه شده؟

Dariush #۲۳۳۷
Alice

مگر من آدم نیستم که اندوهگین نشوم ! 🐤
ولی خب ، بنیان‌های کاراکتر بنده سُست‌پایه و نااُستوارند ؛ این سُستی هم به گمان بالا از روی سالمان‌ام (سن و سال‌ام) است ! شاید در آینده شخصیت قدرتمندی یافتم ! 😭
مشروبات الکی هم خوب پاسُخ می‌دهد ؛ ولی چون دُختر متزلزلی هستم و اندکی هم بسوی مواد روان‌گردان گرایش دارم، از این رو دور از ذهن نیست که تبدیل به یک دُختر ِ مُعتاد ِ مافنگی شوم !
به نگر شما چه کنیم که کاراکتر استوار و محکمی داشته باشیم ؟ 😔

اگرچه دقیقا نمیدانم منظورتان از محکم و استوار بودن کارکتر چیست و چه اتفاقی برایتان پیش آمده، اما با توجه به ذهنیات و تجربیات خودم، میتوانم بگویم:
داشتن کاراکتر قوی، چیزی ست که قویا در انفصال از جهان خارج پدید می آید.یعنی وقتی شما میپندارید باید از چیزی گریزان باشید، با اندیشیدن به آن هرگز نمیتوانید چندان از آن دور شوید.در واقع در جهان بیرون مرگ هر چیز دقیقا زمانی فرا میرسد که از ذهن شما خارج شده باشد.بنابراین نهادینه کردن نوعی واکنش ذاتی و نیاندیشیده به هر آنچه که نباید به آن اندیشید دوایی ست که پس از تمرین و تمرکز و همچنین زخم خوردن های پیاپی به دست می آید.
عشقی بوده؟

Alice #۲۳۳۸
Dariush

اگرچه دقیقا نمیدانم منظورتان از محکم و استوار بودن کارکتر چیست و چه اتفاقی برایتان پیش آمده، اما با توجه به ذهنیات و تجربیات خودم، میتوانم بگویم:
داشتن کاراکتر قوی، چیزی ست که قویا در انفصال از جهان خارج پدید می آید.یعنی وقتی شما میپندارید باید از چیزی گریزان باشید، با اندیشیدن به آن هرگز نمیتوانید چندان از آن دور شوید.در واقع در جهان بیرون مرگ هر چیز دقیقا زمانی فرا میرسد که از ذهن شما خارج شده باشد.بنابراین نهادینه کردن نوعی واکنش ذاتی و نیاندیشیده به هر آنچه که نباید به آن اندیشید دوایی ست که پس از تمرین و تمرکز و همچنین زخم خوردن های پیاپی به دست می آید.
عشقی بوده؟

نه «عشقی» نیست !
گفتارتان درست است داریوش‌جان ؛ خودم به این نکته‌ای که فرمودید نگرش نداشتم !
سپاس فراوان از نیکخواهی شما ، پس من بروم یک فنجان چای بنوشم ؛ اندکی به
آسمان شب بنگرم و کمی هم بفلسفم تا شاید این دردها و زخم‌های پابرجای فراموش شوند !
(اگر خوابم نبرد بازمی‌گردم)

Dariush #۲۳۳۹
Alice

نه «عشقی» نیست !
گفتارتان درست است داریوش‌جان ؛ خودم به این نکته‌ای که فرمودید نگرش نداشتم !
سپاس فراوان از نیکخواهی شما ، پس من بروم یک فنجان چای بنوشم ؛ اندکی به
آسمان شب بنگرم و کمی هم بفلسفم تا شاید این دردها و زخم‌های پابرجای فراموش شوند !
(اگر خوابم نبرد بازمی‌گردم)

بدرود آلیس جان
من فعلا بیدار هستم.امشب بی خوابی وحشتناکی به سرم زده و احتمالا تا صبح یکسره بیدار خواهم بود.بنابراین اگر خوابتان نبرد، من همین جا هستم.

SAMKING #۲۳۴۰

عایا سیگار کشیدن کیف میدهد؟

تاکنون نکشیدم🐤

Dariush #۲۳۴۱
SAMKING

عایا سیگار کشیدن کیف میدهد؟

تاکنون نکشیدم

بی شک در نخستین دفعات دچار سرگیجه،گلودرد و سرفه و هتا حالت تهوع میشوید.اما اگر برای سیگاری شدن اصرار داشته باشید، آنگاه پس از مدتی ، بله بهتان کیف میدهد.اما اجازه دهید بهتان این هشدار را بدهم که پس از تحمل آن رنجهای نخستین برای سیگاری شدن جز مختصرلذتی چنددقیقه ای و تقریبا ناملموس چه بدست می آورید:هیچ.جز اینکه روزی باید با رنجی چندصد برابر سعی کنید آنرا ترک کنید و شرش خلاص شوید.(اگرچه اثراتش هرگز ناپدید نمیشوند).

SAMKING #۲۳۴۲

آلیس برای آرامش و تسکین دردهایش سیگار میکشد!
چرا سیگار و مواد روانگردان آرامش‌بخش هستند؟

سد‌در‌سد کار نادرست و زیان‌باریست ولی چه آرامشی؟ چه تسکینی؟
اندوه و بدحالی داریم که داریم! چه میشود که گمان میکنیم با سیگار یا مشروبات‌الکلی یا مواد روانگردان و سرانجام فراموش کردن، چیزی بهتر میشود؟

اندوه چیست و بدحالی کدام است؟

اگر امروز پدر و مادرم بمیرند گمان نمیکنم اندوهگین شوم یا بدحال...
داریوش شما اندوهگین و بدحال میشوی؟ یادمانی از اوج اندوه و بدحالی دارید؟

Alice #۲۳۴۳
SAMKING

اندوه چیست و بدحالی کدام است؟

اگر امروز پدر و مادرم بمیرند گمان نمیکنم اندوهگین شوم یا بدحال...
داریوش شما اندوهگین و بدحال میشوی؟ یادمانی از اوج اندوه و بدحالی دارید؟

اسپاگتی نکرده اگر پدر و مادرت را از دست بدهی هیچ سوگوار نمی‌شوی سامکینگ ؟

و اگر روزی دردها و رنجش‌های زندگی‌ از کاسه‌ی تاب و توانت لبریز شود ، واپسین پناهت چه خواهد بود ؟

Dariush #۲۳۴۴
Alice

دوستان من از همین دَم سیگار و دود را برای همیشه کنار خواهم گذاشت و هرگز سراغشان نخواهم رفت ! :)

(چقدر از این قول‌های الکی به خودم داده‌ام، شخصیت سست‌پایه میگویم یعنی همین داریوش‌جان)

اصولا هر تغییری را زمانی ممکن میبینم که در پی آن یک نظم جدید ، جدی ، غیرقابل افول و غیرقابل بازگشت جایگزین شود وگرنه اساسا پی آن تغییر را نخواهم گرفت که مایه خدشه جدی در اعتماد به نفس خواهد شد.از سویی معتقدم ناخودآگاه همیشه قوی تر از خودآگاه ماست و همیشه گرایش های نسنجیده ی ما پرزورتر از تمایلات اندیشیده ما هستند.بنابراین با تمرین و تکرار زیاد(شروع با مسائل کوچک و جزئی و اندک اندک به سوی مسائل مشکل و بزرگ پیش رفتن) میتوان به هرآنچه که خواست رسید.یادم هست زمانی که من میخواستم به خود بیاموزانم که در مواقعی لازم باید نظمی بی افول داشته و به طور جدی پیگیرش باشم، از کارهای بسیار کوچک و جزئی شروع کردم.مثلا هر روز دقیقا راس یک ساعت مشخص، کار خاصی را انجام میدادم.پس از آن اندک اندک توانستم هرگاه که لازم بود و میخاستم، نظم به دست آورده و تمرکز خود را به یک جا معطوف کنم.
به قول توماس مان:کسی که نظم نداشته باشد، هرگز قادر به انجام کاری بزرگ و ماندگار نخواهد بود.

Dariush #۲۳۴۵
SAMKING

آلیس برای آرامش و تسکین دردهایش سیگار میکشد!
چرا سیگار و مواد روانگردان آرامش‌بخش هستند؟

سد‌در‌سد کار نادرست و زیان‌باریست ولی چه آرامشی؟ چه تسکینی؟
اندوه و بدحالی داریم که داریم! چه میشود که گمان میکنیم با سیگار یا مشروبات‌الکلی یا مواد روانگردان و سرانجام فراموش کردن، چیزی بهتر میشود؟

اندوه چیست و بدحالی کدام است؟

اگر امروز پدر و مادرم بمیرند گمان نمیکنم اندوهگین شوم یا بدحال...
داریوش شما اندوهگین و بدحال میشوی؟ یادمانی از اوج اندوه و بدحالی دارید؟

بله
دارم.اما بسیار انسان توداری هستم و هرگز با مصیبت هایم تئاتر برپا نمیکنم.
گذشته از همه توضیحاتی که برای درد و غم وجود دارد و احتمالا همه ما از آنها اگاهیم
این حس زمانی ظهور میابد که جایی از ما یا چیزی که خود را به آن مربوط میدانیم صدمه میبیند
معمولا این حس زمانی پیدایی میابد که ما خود را به چیزی چنان وابسته میکنیم که هر چه به آن صدمه بزنه ، انگار به ما زده است.
با کم کردنِ هر چه بیشترِ این محدوده ، دامنه آسیب پذیریِ ما نیز محدودتر خواهد شد.
اما فراموش نباید کرد که جهانِ ما سراسر آکنده از درد است.شوپنهاور برای اثبات اینکه تمایل ما برای غمگین شدن خیلی بیشتر از تمایل مان برای شاد شدن است میگوید که وقتی میبینیم حیوانی درنده به حیوانی دیگر حمله کرده و آنرا میخورد، دلمان برای آن حیوان قربانی خیلی میسوزد و از دردِ او ماهم کمی درد میکشیم اما به آن لذت و شادمانی ای که سراسر وجودِ شکاچی را گرفته نمی اندیشیم و از لذت او لذت نمیبریم!

SAMKING #۲۳۴۶
Alice

اسپاگتی نکرده اگر پدر و مادرت را از دست بدهی هیچ سوگوار نمی‌شوی سامکینگ ؟

خب (روم سیاه) راستش را بخواهید نه!😰

ولی خب در مراسم ختمشان جلوی فامیل الکی گریه میکنم تا گمان نکنند که من هیولایی سنگدل هستم! ولی این نه اندوه است و نه بدحالی، "دروغ مصلحتی" است.
مهند این است که تا زمانی که زنده بودند با آنها گفتم و خندیدم و زندگی کردم و دوستشان داشتم.
اکنون که مردند و من میدانم که آنها هرگز، از ستاره‌ها یا بهشت یا جهنم مرا نگاه نمیکنند اندوه و بدحالی برای چه؟ دیگر تمام شدند و رفتند.

Alice

و اگر روزی دردها و رنجش‌های زندگی‌ از کاسه‌ی تاب و توانت لبریز شود ، واپسین پناهت چه خواهد بود ؟

در برابر دردهای فیزیکی، خودکشی رو نادرست میدونم و خدایی هم که نیست؛ پس خودم میمانم و خودم.
و در برابر دردها و رنجش‌های روان، به آنها دچار نمیشوم چون به آنها باور ندارم.

Alice #۲۳۴۷

دوستان ببینید ؛ هم‌اینک حالت بنده از «بدحال» ، به «مهربان» دگریست !

سپاس فراوان از نیک‌خواهی‌تان ! :)

من بروم بخوابم که دیرگاه است و خورآی (طلوع) نزدیک !

بدرود
🌺

Alice #۲۳۴۸
SAMKING

خب (روم سیاه) راستش را بخواهید نه!😰

بسیار هم عالی ! :)

سپاس فراووان از دریوش و سامکینگ گرامی از برای هم‌اندیشی و نیک‌خواهیشان !

من بروم بخوابم که دیرگاه است و خورآی (طلوع) نزدیک !

شما هم دل‌آشوده باشید ؛ هم‌اکنون حالت بنده از «بدحال» به «مهربان» دگریست ! :)

بدرود

🌺

SAMKING #۲۳۵۰


داریوش من هرگاه نمایار شما را میبینم یاد بابا‌شاه می‌افتم😄