پاتوق شب نشینی

برگ ۴۴ از ۲۲۶

Mehrbod #۲۱۵۳
nirvana

:))))
نمیشکیبم:))نگو :)
به نوشته هایش یا به خودش؟
اواتارت مثل اینکه تاثیرات بدی داشته😜

خودش کجاست بخوام بهش اعتیاد بکنم آخه (:

نوشته‌هاش منو یاد خودم میندازه (((: بامزگی کار اینجاست که خودشیفتگیشم منو یاد خودشیفتگی خودم میندازه .. همانندی تا کجا!

جدای اینها گذاشتن چندتا داستان این همه سر و کله زدن داشت؟

nirvana #۲۱۵۴
Mehrbod

خودش کجاست بخوام بهش اعتیاد بکنم آخه (:

نوشته‌هاش منو یاد خودم میندازه (((: بامزگی کار اینجاست که خودشیفتگیشم منو یاد خودشیفتگی خودم میندازه .. همانندی تا کجا!

جدای اینها گذاشتن چندتا داستان این همه سر و کله زدن داشت؟

:)))
به همین نوشته هایم بسنده کن مهربد جان باور کن خوبتر که بخوانیشان چندین و چند زاب دیگر می کشفی:)))

SAMKING #۲۱۵۶

😓😖
--------

Mehrbod

دعوا سر چیست دوستان؟

والاااا... منم سر در نمیارم... از دین و قربانی‌کردن کشیده شده به دارو و فرهنگ و...

Alice #۲۱۵۷

با اینکه امشب تا دیرگاه بیرون بودم و به فرزامی
خسته‌ام ، ولی هیچگاه این زمان از شب خوابم
نمیاید !

Russell #۲۱۵۸
Mehrbod

بمهر یکی برای من گفتگوهای میان ایرانبانو و راسل رو از اینجا مبارزه آزمند علیه اسلام - صفحه 3 ترجمه کنه

دعوا سر چیست دوستان؟

من هم نمیدانم !!
یادم میاید تنها گفتیم بدون دین قربانی کردن معنی ندارد،از اینجا ما شدیم غربزده و دینستیز

!!

SAMKING #۲۱۶۰
nirvana

چرا امشب خوابم نمیبره🙁

خواهر نخست دفترچه را ببندید، سپس رایانه را خاموش کنید،
روی تخت دراز کشیده و چشمان خود را ببندید... به گرایند بالا، خیلی زود خوابتان خواهد برد!👌😝

nirvana #۲۱۶۱
SAMKING

خواهر نخست دفترچه را ببندید، سپس رایانه را خاموش کنید،
روی تخت دراز کشیده و چشمان خود را ببندید... به گرایند بالا، خیلی زود خوابتان خواهد برد!👌😝

برادر رایانه را خاموش كرده بودم،روی تخت دراز كشیه بودم،چشمان خودرابسته بودم
خواب به چشمانم نیامد؛ازنو با گوشی به دفترچه امده بودم ،گرایندبالا هم خوابم نمیبرد😜

nirvana #۲۱۶۲

مملکته داریم؟همه چی و میخوان ماست مالی کنن عوضیا.. ملتم فهمیدن هرت و پرته که دیگه بدتر :-|هیچی سرجاش نیست هیچی:-|:-|:-|:-|

mamad1 #۲۱۶۳
nirvana

مملکته داریم؟همه چی و میخوان ماست مالی کنن عوضیا.. ملتم فهمیدن هرت و پرته که دیگه بدتر :-|هیچی سرجاش نیست هیچی:-|:-|:-|:-|

دلت به درد اومده؟

nirvana #۲۱۶۵

راستی ممد تو چرا هنوز زنده ای؟:))

mamad1 #۲۱۶۶
nirvana

نه:))کلا میگم:)) والا

نترس سنگدل 🌵
نمیخواستم بگم برو خود کشی کن

nirvana #۲۱۶۷

یه باردیگه به من برچسب بزنین دیگه نمیام دفترچه:-|

mamad1 #۲۱۶۸
nirvana

یه باردیگه به من برچسب بزنین دیگه نمیام دفترچه:-|

برچسب چیه بی سواد؟😜
زاب😄

mamad1 #۲۱۶۹

راستی نیروانا داری میری در رو هم پشت سرت ببند هوا سرده😄

Mehrbod #۲۱۷۱
mamad1

برچسب چیه بی سواد؟😜
زاب😄

😁

زاب = صفت
برچسب = label

این نیروانا میخواهد زاب‌های درست ما را برچسب بخواند که کم ارزش شوند ...

nirvana #۲۱۷۲

مهربد اون روی ضداجتماعی منو نیار بالاکه تن آسایی رو میذارم کنار سنگدل میشما:-|:-|:-|

yasy #۲۱۷۳

امروز كشف كردم اگر یك سالی مرا تحت شكنجه ی جسمی و در شرایط استرس زا قرار دهند پتانسیل گرفتن نوبل را هم دارم :)

yasy #۲۱۷۴

نازترین: yasy؛ یک فرشته کوچکِ ناز، که بی اندازه آرام و اندکی شکننده کار خودش را دنبال میکند.

:))))
شرمنده مهربد جان ولی الان یه نیم ساعته یادم می افته میزنم زیر خنده:))
در توصیف هایی كه از خودم شنیدم در بهترین شرایط محبت آمیز ترینش "وحشی" بود:))))

nirvana #۲۱۷۵

یاسی جان شما اگر تونستی الان خنده تو بند بیاری من خودم نوبل و اسکار و گلدن گلوبم بت میدم:)))))

yasy #۲۱۷۶
nirvana

یاسی جان شما اگر تونستی الان خنده تو بند بیاری من خودم نوبل و اسکار و گلدن گلوبم بت میدم:)))))

با من اندكی مهربان تر سخن بگو نیروانا جان میشكنم:))))

undead_knight #۲۱۷۷
Mehrbod

خودش کجاست بخوام بهش اعتیاد بکنم آخه (:

نوشته‌هاش منو یاد خودم میندازه (((: بامزگی کار اینجاست که خودشیفتگیشم منو یاد خودشیفتگی خودم میندازه .. همانندی تا کجا!

اعتیاد اگر غیر حضوری باشه بدون"خودش" هم میشه:))

recognized :))

از مزایای دیدن بیگ بنگ تئوری اینه که به جای شکلک گاهی میشه از صورت های اینها استفاده کرد:))

حالا نکته منطقی و ناامید کننده اینجاست که نه تنها ویژگی های یک انسان خودشیفته بلکه خود خوشیفتگی هم قابل تکرار هست اونم با درصد به نسبت بالا(با توجه به جمعیت انسان ها) بدبختانه یا خوشبختانه منطق من از خودشیفتگیم قوی تره:)))

nirvana #۲۱۷۸

حالا نمیخواد بشکنی بذار این هفته تموم بشه بعد :))))به فکر خودت نیستی به فکر قلب نرم و لطیف من باش:))))

nirvana #۲۱۷۹

امروز یه نفر بخاطر کار غیر قانونی که از من میخواست و کار درستی که درنهایت انجام دادم کلی نفرینم کرد:)))تاشب حتما سنگ میشم:))دیشب تاصبح داشتم خواب میدیدم هی یه کدومتون میومد کلی درباره اثبات وجود خدا مینوشت اون یکی میومد نقضش میکرد خدایی بذارین شبا اروم سرمونو بذاریم رو بالش :))))اون از روزامون اینم از شبامون:))

nirvana #۲۱۸۰
undead_knight

اعتیاد اگر غیر حضوری باشه بدون"خودش" هم میشه:))recognized :))از مزایای دیدن بیگ بنگ تئوری اینه که به جای شکلک گاهی میشه از صورت های اینها استفاده کرد:))حالا نکته منطقی و ناامید کننده اینجاست که نه تنها ویژگی های یک انسان خودشیفته بلکه خود خوشیفتگی هم قابل تکرار هست اونم با درصد به نسبت بالا(با توجه به جمعیت انسان ها) بدبختانه یا خوشبختانه منطق من از خودشیفتگیم قوی تره:)))

آنددجان شمابجای این حرفها یه کاری کن از چشم بد دور باشی پسرم:)))

Alice #۲۱۸۱

امروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم !

(((:

undead_knight #۲۱۸۲
Alice

امروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:

پلیز ترنسلیت!

:))

mamad1 #۲۱۸۳
Alice

امروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:

چی چی تیکی؟
تو و مهربد اخر ما رو به گا میدید
اخرشم مجبور میشم یه کمپین بر علیه این گویش استخون ماهی تو گلویی درست کنم.

Theodor Herzl #۲۱۸۴

امروز به این قضیه فکر می‌کردم که چند بار تا حالا تو زندگی‌ بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!

۱- یکبار مجبور شدم ۸ ساعت پیاده بیام تا برسم خونه ، چون کیف پولم رو گم کردم با تلفن وسط یک جا که هیچی‌ نبود!

۲- یک بار دیگه موقع ظرف شستن لیوان شکست انگشتم برید ۸ تا بخیه خورد!

۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی‌ خانمان‌ها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم می‌‌اومدم.

۴- ۲-۳ بار موقع استمنأ تا لبهٔ اینکه یکی‌ ببیند رفتم!

۵- ۱ شب مجبور شدم توی خیابون بخوابم!

iranbanoo #۲۱۸۵
Russell

من هم نمیدانم !!یادم میاید تنها گفتیم بدون دین قربانی کردن معنی ندارد،از اینجا ما شدیم غربزده و دینستیز !!

عجب....

mamad1 #۲۱۸۶
David Hume

امروز به این قضیه فکر می‌کردم که چند بار تا حالا تو زندگی‌ بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!

۱- یکبار مجبور شدم ۸ ساعت پیاده بیام تا برسم خونه ، چون کیف پولم رو گم کردم با تلفن وسط یک جا که هیچی‌ نبود!

۲- یک بار دیگه موقع ظرف شستن لیوان شکست انگشتم برید ۸ تا بخیه خورد!

۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی‌ خانمان‌ها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم می‌‌اومدم.

۴- ۲-۳ بار موقع استمنأ تا لبهٔ اینکه یکی‌ ببیند رفتم!

۵- ۱ شب مجبور شدم توی خیابون بخوابم!

جالب بود

من یک بار یه سرطان خوش خیم گرفتم . مربوط به غدد لنفاوی .
این شدید ترین به گا رفتن من بود

Angela #۲۱۸۷
David Hume

امروز به این قضیه فکر می‌کردم که چند بار تا حالا تو زندگی‌ بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!

یه بار تصادف خیلی بدی کردم که اون طرف داشت میمرد!
چند باری هم تا مرز اخراج از دانشگاه رفتم...
مطمئنم خیلی بیشتر از اینها بوده ولی یادم نمیاد!

SAMKING #۲۱۸۸
David Hume

۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی‌ خانمان‌ها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم می‌‌اومدم.

حالا فهمیدی چرا در اسلام شرط بندی حرومه؟ 😝

من هرچی فکرشو میکنم از این اتفاقات خفن برام نیافتاده خوش بحالتون 😔
بیشترین بگا رفتن من این بوده که صبح زود از خواب بیدار شم که اونم خیلی کم اتفاق می افته 👌

SAMKING #۲۱۸۹

یه روزم رفته بودم کوه
که ناگهان از شانس بد طنابم پاره شد و کوه ریزش کرد و همین جور که با خاک و سنگ میومدم پایین،
دستم رفت تو یه شکاف و یه سنگ بزرگ هم افتاد روش...
هیچی دیگه... 127 ساعت اونجا گیر کرده بودم تا اینکه هوا طوفانی شد و لرزم گرفت...
دیگه نمیشد کاری کرد واقعن سردم شده بود...
این بود که ناخونگیرو درآوردم و ذره ذره گوشت دستمو کندم و استخونمم شکوندم و خودمو خلاص کردم...
واقعن درد داشت خیلی به گا رفتم...
بعدشم چن روز تو بیابونای اطراف گشتم تا به جاده رسیدم و یه تاکسی گرفتم و رفتم اون دور دورا تو مه و دود ناپدید شدم...
الانم که اینجا در خدمت شمام.

(این بود یکی از خاطرات به گا رفتن من)
true story :|

Alice #۲۱۹۰
mamad1

چی چی تیکی؟
تو و مهربد اخر ما رو به گا میدید
اخرشم مجبور میشم یه کمپین بر علیه این گویش استخون ماهی تو گلویی درست کنم.

نخست بــا زبان فرمند پارسی درست سخن بگو ممد جـان ! (((:
دو اینکه ، مهربد شما خودت بیا و به این‌ها بگو «جهش ممتیکی»
با آهنگ «جهش ژنتیکی» سازگاری داره و پیوندی به پــارسی و
اهورا مزدا و زرتشت و این چیزها نداره !
سه اینکه ممدجان یه کم بهت گیر بدم، گزاره‌ی "بر علیه" نادرست
است ، "علیه" بـه تنهایی بـه چم "بـر او" ست ، "بـر عـلیه" یـعنی
"بر بر او" ! ( زبان شلم شوربا به این میگن‌ها )

علیه = پایانه (متمم) + ضمیر = بر او

sonixax #۲۱۹۱
David Hume

امروز به این قضیه فکر می‌کردم که چند بار تا حالا تو زندگی‌ بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!

۱- یکبار مجبور شدم ۸ ساعت پیاده بیام تا برسم خونه ، چون کیف پولم رو گم کردم با تلفن وسط یک جا که هیچی‌ نبود!

۲- یک بار دیگه موقع ظرف شستن لیوان شکست انگشتم برید ۸ تا بخیه خورد!

۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی‌ خانمان‌ها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم می‌‌اومدم.

۴- ۲-۳ بار موقع استمنأ تا لبهٔ اینکه یکی‌ ببیند رفتم!

۵- ۱ شب مجبور شدم توی خیابون بخوابم!

شماره ۳ ات خیلی نامردی بود !
من زیاد به فاک نرفتم . فقط یک بار تا سر حد مرگ ترسیدم اون هم زمانی بود که داشتم از ایران فرار میکردم .

Theodor Herzl #۲۱۹۲

یک بار دیگه که تا مرز گایش پیش رفتم این بود که در آمریکای شمالی همه به مکزیک میروند ، ولی‌ جاهای توریستی ، مناطق هم مرز با آمریکا بسیار خطرناک هست ، من هم با ۲-۳ نفر از دوستمون با ماشین از کانادا ۳ روز توی راه بودیم رسیدیم تگزاس و رفتیم مکزیک ، یک سری شهر‌ها هست نزدیک مرز این کارتل‌های مواد مخدر رسما اونجا حاکم هستند و دولت کاری نداره ، یعنی‌ نمی‌تونه بکنه! ، میبینی‌ مثلا افراد کارتل با دوشکا! پشت وانت توی خیابون رفت و آمد میکنند ، خلاصه ما شاشیدیم به خودمون اون ۳-۴ ساعتی‌ که اونجا بودیم!😟

yasy #۲۱۹۳

فكر كنم بزرگترین به گا رفتنم واسه خوردن سه بسته رتالین واسه كنكور بود رسما داشتم معتاد میشدم
بعد از اون كار كردن تو آزمایشگاه میكروب شناسی بود كه یه لحظه هنگام كشت غفلت كردم و آلوده شدم كل دستگاه گوارشم به....رفت
یه بارم كه خیلی خیلی ترسیدم با خونه قهر بودم رفتم خونه ی یه آشنایی از نوع محرمش كه از قضا مست بودن و نزدیك بود مورد تجاوز واقع بشم:l

الانم دقیقا وسط یه بگا رفتنم:دی

nirvana #۲۱۹۴

من یه مدت اونقدر مصرف ارامبخشم زیاد شده بود که شبی 15-16تا دیازپام یا امی تریپتیلین مینداختم بالا..
یه شب 5-6بسته انداختم بالا فقط 24ساعت خوابیدم بعدشم حالت تهوع داشتم همین..یه همچین سگ جونیم من:))

mamad1 #۲۱۹۵
Alice

نخست بــا زبان فرمند پارسی درست سخن بگو ممد جـان ! (((:
دو اینکه ، مهربد شما خودت بیا و به این‌ها بگو «جهش ممتیکی»
با آهنگ «جهش ژنتیکی» سازگاری داره و پیوندی به پــارسی و
اهورا مزدا و زرتشت و این چیزها نداره !
سه اینکه ممدجان یه کم بهت گیر بدم، گزاره‌ی "بر علیه" نادرست
است ، "علیه" بـه تنهایی بـه چم "بـر او" ست ، "بـر عـلیه" یـعنی
"بر بر او" ! ( زبان شلم شوربا به این میگن‌ها )

علیه = پایانه (متمم) + ضمیر = بر او

بابا الیس فکر کن یک درصد که من از این به بعد بگم "علیه"
خیر
بر علیه
بر ضد

به قرعان یک مقداری این خار ماهی رو از گلوتون در بیارید سخنتون قابل فهم و درک تر میشه

Theodor Herzl #۲۱۹۶

بانو آلیس و مهربد شما با بقیه هم اینگونه فارسی صحبت می‌کنید؟ یک خط نوشتن شما را ۲-۳ برابر بقیه وقت می‌گیرد خواندن.😒

Alice #۲۱۹۷
David Hume

بانو آلیس و مهربد شما با بقیه هم اینگونه فارسی صحبت می‌کنید؟ یک خط نوشتن شما را ۲-۳ برابر بقیه وقت می‌گیرد خواندن.😒

من نــه ؛ در زندگی خودینه‌ام (شخصی‌ام) بسیار نرمال رفتار می‌کنم و
بی اندازه با کاراکتر اینجا دگرسان (متفاوت) می‌باشم ! (((:
--
مهربُد هم بارها گفته که در زندگی راستین‌اش با مهربُد اینجا دگرسانی
های بسیاری دارد !

SAMKING #۲۱۹۸
Alice

من نــه ؛ در زندگی خودینه‌ام (شخصی‌ام) بسیار نرمال رفتار می‌کنم و
بی اندازه با کاراکتر اینجا دگرسان (متفاوت) می‌باشم ! (((:
--
مهربُد هم بارها گفته که در زندگی راستین‌اش با مهربُد اینجا دگرسانی
های بسیاری دارد !

:fuuthatshi:اون یه فریبگره...

Mehrbod #۲۱۹۹
Alice

امروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:

undead_knight

پلیز ترنسلیت! :))

mamad1

چی چی تیکی؟
تو و مهربد اخر ما رو به گا میدید
اخرشم مجبور میشم یه کمپین بر علیه این گویش استخون ماهی تو گلویی درست کنم.

Alice

نخست بــا زبان فرمند پارسی درست سخن بگو ممد جـان ! (((:
دو اینکه ، مهربد شما خودت بیا و به این‌ها بگو «جهش ممتیکی»
با آهنگ «جهش ژنتیکی» سازگاری داره و پیوندی به پــارسی و
اهورا مزدا و زرتشت و این چیزها نداره !
سه اینکه ممدجان یه کم بهت گیر بدم، گزاره‌ی "بر علیه" نادرست
است ، "علیه" بـه تنهایی بـه چم "بـر او" ست ، "بـر عـلیه" یـعنی
"بر بر او" ! ( زبان شلم شوربا به این میگن‌ها )

علیه = پایانه (متمم) + ضمیر = بر او

نخیر، ریچارد داوکینز کسی اینجا نمیخواند انگار؟

Memetics - WiKi

Mehrbod #۲۲۰۰
David Hume

بانو آلیس و مهربد شما با بقیه هم اینگونه فارسی صحبت می‌کنید؟ یک خط نوشتن شما را ۲-۳ برابر بقیه وقت می‌گیرد خواندن.😒

Alice

من نــه ؛ در زندگی خودینه‌ام (شخصی‌ام) بسیار نرمال رفتار می‌کنم و
بی اندازه با کاراکتر اینجا دگرسان (متفاوت) می‌باشم ! (((:
--
مهربُد هم بارها گفته که در زندگی راستین‌اش با مهربُد اینجا دگرسانی
های بسیاری دارد !

من اینجا پیشتر نوشته‌ام بیرون چگونه پارسی‌گویی را می‌گسترانم: ساختارشناسی زبان پارسیک - صفحه 6