nirvanaمن سنگدل نیستم😬
هر چی دلت میخواد بچسبون من داستان بنویس نیستم😠
پس برو بشکیب مگه samking اینجا شادباش ها، دلداری ها، درودها و بدرودها - صفحه 9 بهت بازخوشآمد بگه .. 
افسوس undead هم نیست امروز، به نوشتههاش اعتیاد پیدا کردیم
..
nirvanaمن سنگدل نیستم😬
هر چی دلت میخواد بچسبون من داستان بنویس نیستم😠
پس برو بشکیب مگه samking اینجا شادباش ها، دلداری ها، درودها و بدرودها - صفحه 9 بهت بازخوشآمد بگه .. 
افسوس undead هم نیست امروز، به نوشتههاش اعتیاد پیدا کردیم
..
Mehrbodپس برو بشکیب مگه samking اینجا شادباش ها، دلداری ها، درودها و بدرودها - صفحه 9 بهت بازخوشآمد بگه ..
افسوس undead هم نیست امروز، به نوشتههاش اعتیاد پیدا کردیم ..
:))))
نمیشکیبم:))نگو :)
به نوشته هایش یا به خودش؟
اواتارت مثل اینکه تاثیرات بدی داشته😜
nirvana:))))
نمیشکیبم:))نگو :)
به نوشته هایش یا به خودش؟
اواتارت مثل اینکه تاثیرات بدی داشته😜
خودش کجاست بخوام بهش اعتیاد بکنم آخه (:
نوشتههاش منو یاد خودم میندازه (((: بامزگی کار اینجاست که خودشیفتگیشم منو یاد خودشیفتگی خودم میندازه .. همانندی تا کجا!
جدای اینها گذاشتن چندتا داستان این همه سر و کله زدن داشت؟
Mehrbodخودش کجاست بخوام بهش اعتیاد بکنم آخه (:
نوشتههاش منو یاد خودم میندازه (((: بامزگی کار اینجاست که خودشیفتگیشم منو یاد خودشیفتگی خودم میندازه .. همانندی تا کجا!
جدای اینها گذاشتن چندتا داستان این همه سر و کله زدن داشت؟
:)))
به همین نوشته هایم بسنده کن مهربد جان باور کن خوبتر که بخوانیشان چندین و چند زاب دیگر می کشفی:)))
بمهر یکی برای من گفتگوهای میان ایرانبانو و راسل رو از اینجا مبارزه آزمند علیه اسلام - صفحه 3 ترجمه کنه 🤫
دعوا سر چیست دوستان؟
😓😖
--------
Mehrbodدعوا سر چیست دوستان؟
والاااا... منم سر در نمیارم... از دین و قربانیکردن کشیده شده به دارو و فرهنگ و...
با اینکه امشب تا دیرگاه بیرون بودم و به فرزامی
خستهام ، ولی هیچگاه این زمان از شب خوابم
نمیاید !
Mehrbodبمهر یکی برای من گفتگوهای میان ایرانبانو و راسل رو از اینجا مبارزه آزمند علیه اسلام - صفحه 3 ترجمه کنه
دعوا سر چیست دوستان؟
من هم نمیدانم !!
یادم میاید تنها گفتیم بدون دین قربانی کردن معنی ندارد،از اینجا ما شدیم غربزده و دینستیز
!!
چرا امشب خوابم نمیبره🙁
nirvanaچرا امشب خوابم نمیبره🙁
خواهر نخست دفترچه را ببندید، سپس رایانه را خاموش کنید،
روی تخت دراز کشیده و چشمان خود را ببندید... به گرایند بالا، خیلی زود خوابتان خواهد برد!👌😝
SAMKINGخواهر نخست دفترچه را ببندید، سپس رایانه را خاموش کنید،
روی تخت دراز کشیده و چشمان خود را ببندید... به گرایند بالا، خیلی زود خوابتان خواهد برد!👌😝
برادر رایانه را خاموش كرده بودم،روی تخت دراز كشیه بودم،چشمان خودرابسته بودم
خواب به چشمانم نیامد؛ازنو با گوشی به دفترچه امده بودم ،گرایندبالا هم خوابم نمیبرد😜
مملکته داریم؟همه چی و میخوان ماست مالی کنن عوضیا.. ملتم فهمیدن هرت و پرته که دیگه بدتر :-|هیچی سرجاش نیست هیچی:-|:-|:-|:-|
nirvanaمملکته داریم؟همه چی و میخوان ماست مالی کنن عوضیا.. ملتم فهمیدن هرت و پرته که دیگه بدتر :-|هیچی سرجاش نیست هیچی:-|:-|:-|:-|
دلت به درد اومده؟
mamad1دلت به درد اومده؟
نه:))کلا میگم:)) والا
راستی ممد تو چرا هنوز زنده ای؟:))
nirvanaنه:))کلا میگم:)) والا
نترس سنگدل 🌵
نمیخواستم بگم برو خود کشی کن
یه باردیگه به من برچسب بزنین دیگه نمیام دفترچه:-|
nirvanaیه باردیگه به من برچسب بزنین دیگه نمیام دفترچه:-|
برچسب چیه بی سواد؟😜
زاب😄
راستی نیروانا داری میری در رو هم پشت سرت ببند هوا سرده😄
به کوری چشم دشمنا برگشتم:)))
mamad1برچسب چیه بی سواد؟😜
زاب😄
😁
زاب = صفت
برچسب = label
این نیروانا میخواهد زابهای درست ما را برچسب بخواند که کم ارزش شوند ...
مهربد اون روی ضداجتماعی منو نیار بالاکه تن آسایی رو میذارم کنار سنگدل میشما:-|:-|:-|
امروز كشف كردم اگر یك سالی مرا تحت شكنجه ی جسمی و در شرایط استرس زا قرار دهند پتانسیل گرفتن نوبل را هم دارم :)
نازترین: yasy؛ یک فرشته کوچکِ ناز، که بی اندازه آرام و اندکی شکننده کار خودش را دنبال میکند.
:))))
شرمنده مهربد جان ولی الان یه نیم ساعته یادم می افته میزنم زیر خنده:))
در توصیف هایی كه از خودم شنیدم در بهترین شرایط محبت آمیز ترینش "وحشی" بود:))))
یاسی جان شما اگر تونستی الان خنده تو بند بیاری من خودم نوبل و اسکار و گلدن گلوبم بت میدم:)))))
nirvanaیاسی جان شما اگر تونستی الان خنده تو بند بیاری من خودم نوبل و اسکار و گلدن گلوبم بت میدم:)))))
با من اندكی مهربان تر سخن بگو نیروانا جان میشكنم:))))
Mehrbodخودش کجاست بخوام بهش اعتیاد بکنم آخه (:
نوشتههاش منو یاد خودم میندازه (((: بامزگی کار اینجاست که خودشیفتگیشم منو یاد خودشیفتگی خودم میندازه .. همانندی تا کجا!
اعتیاد اگر غیر حضوری باشه بدون"خودش" هم میشه:))

recognized :))
از مزایای دیدن بیگ بنگ تئوری اینه که به جای شکلک گاهی میشه از صورت های اینها استفاده کرد:))
حالا نکته منطقی و ناامید کننده اینجاست که نه تنها ویژگی های یک انسان خودشیفته بلکه خود خوشیفتگی هم قابل تکرار هست اونم با درصد به نسبت بالا(با توجه به جمعیت انسان ها) بدبختانه یا خوشبختانه منطق من از خودشیفتگیم قوی تره:)))
حالا نمیخواد بشکنی بذار این هفته تموم بشه بعد :))))به فکر خودت نیستی به فکر قلب نرم و لطیف من باش:))))
امروز یه نفر بخاطر کار غیر قانونی که از من میخواست و کار درستی که درنهایت انجام دادم کلی نفرینم کرد:)))تاشب حتما سنگ میشم:))دیشب تاصبح داشتم خواب میدیدم هی یه کدومتون میومد کلی درباره اثبات وجود خدا مینوشت اون یکی میومد نقضش میکرد خدایی بذارین شبا اروم سرمونو بذاریم رو بالش :))))اون از روزامون اینم از شبامون:))
undead_knightاعتیاد اگر غیر حضوری باشه بدون"خودش" هم میشه:))
recognized :))از مزایای دیدن بیگ بنگ تئوری اینه که به جای شکلک گاهی میشه از صورت های اینها استفاده کرد:))حالا نکته منطقی و ناامید کننده اینجاست که نه تنها ویژگی های یک انسان خودشیفته بلکه خود خوشیفتگی هم قابل تکرار هست اونم با درصد به نسبت بالا(با توجه به جمعیت انسان ها) بدبختانه یا خوشبختانه منطق من از خودشیفتگیم قوی تره:)))
آنددجان شمابجای این حرفها یه کاری کن از چشم بد دور باشی پسرم:)))
امروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم !
(((:
Aliceامروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:
پلیز ترنسلیت!
:))
Aliceامروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:
چی چی تیکی؟
تو و مهربد اخر ما رو به گا میدید
اخرشم مجبور میشم یه کمپین بر علیه این گویش استخون ماهی تو گلویی درست کنم.
امروز به این قضیه فکر میکردم که چند بار تا حالا تو زندگی بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!
۱- یکبار مجبور شدم ۸ ساعت پیاده بیام تا برسم خونه ، چون کیف پولم رو گم کردم با تلفن وسط یک جا که هیچی نبود!
۲- یک بار دیگه موقع ظرف شستن لیوان شکست انگشتم برید ۸ تا بخیه خورد!
۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی خانمانها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم میاومدم.
۴- ۲-۳ بار موقع استمنأ تا لبهٔ اینکه یکی ببیند رفتم!
۵- ۱ شب مجبور شدم توی خیابون بخوابم!
Russellمن هم نمیدانم !!یادم میاید تنها گفتیم بدون دین قربانی کردن معنی ندارد،از اینجا ما شدیم غربزده و دینستیز !!
عجب....
David Humeامروز به این قضیه فکر میکردم که چند بار تا حالا تو زندگی بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!
۱- یکبار مجبور شدم ۸ ساعت پیاده بیام تا برسم خونه ، چون کیف پولم رو گم کردم با تلفن وسط یک جا که هیچی نبود!
۲- یک بار دیگه موقع ظرف شستن لیوان شکست انگشتم برید ۸ تا بخیه خورد!
۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی خانمانها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم میاومدم.
۴- ۲-۳ بار موقع استمنأ تا لبهٔ اینکه یکی ببیند رفتم!
۵- ۱ شب مجبور شدم توی خیابون بخوابم!
جالب بود
من یک بار یه سرطان خوش خیم گرفتم . مربوط به غدد لنفاوی .
این شدید ترین به گا رفتن من بود
David Humeامروز به این قضیه فکر میکردم که چند بار تا حالا تو زندگی بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!
یه بار تصادف خیلی بدی کردم که اون طرف داشت میمرد!
چند باری هم تا مرز اخراج از دانشگاه رفتم...
مطمئنم خیلی بیشتر از اینها بوده ولی یادم نمیاد!
David Hume۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی خانمانها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم میاومدم.
حالا فهمیدی چرا در اسلام شرط بندی حرومه؟ 😝
من هرچی فکرشو میکنم از این اتفاقات خفن برام نیافتاده خوش بحالتون 😔
بیشترین بگا رفتن من این بوده که صبح زود از خواب بیدار شم که اونم خیلی کم اتفاق می افته 👌
یه روزم رفته بودم کوه
که ناگهان از شانس بد طنابم پاره شد و کوه ریزش کرد و همین جور که با خاک و سنگ میومدم پایین،
دستم رفت تو یه شکاف و یه سنگ بزرگ هم افتاد روش...
هیچی دیگه... 127 ساعت اونجا گیر کرده بودم تا اینکه هوا طوفانی شد و لرزم گرفت...
دیگه نمیشد کاری کرد واقعن سردم شده بود...
این بود که ناخونگیرو درآوردم و ذره ذره گوشت دستمو کندم و استخونمم شکوندم و خودمو خلاص کردم...
واقعن درد داشت خیلی به گا رفتم...
بعدشم چن روز تو بیابونای اطراف گشتم تا به جاده رسیدم و یه تاکسی گرفتم و رفتم اون دور دورا تو مه و دود ناپدید شدم...
الانم که اینجا در خدمت شمام.
(این بود یکی از خاطرات به گا رفتن من)
true story :|
mamad1چی چی تیکی؟
تو و مهربد اخر ما رو به گا میدید
اخرشم مجبور میشم یه کمپین بر علیه این گویش استخون ماهی تو گلویی درست کنم.
نخست بــا زبان فرمند پارسی درست سخن بگو ممد جـان ! (((:
دو اینکه ، مهربد شما خودت بیا و به اینها بگو «جهش ممتیکی»
با آهنگ «جهش ژنتیکی» سازگاری داره و پیوندی به پــارسی و
اهورا مزدا و زرتشت و این چیزها نداره !
سه اینکه ممدجان یه کم بهت گیر بدم، گزارهی "بر علیه" نادرست
است ، "علیه" بـه تنهایی بـه چم "بـر او" ست ، "بـر عـلیه" یـعنی
"بر بر او" ! ( زبان شلم شوربا به این میگنها )
علیه = پایانه (متمم) + ضمیر = بر او
David Humeامروز به این قضیه فکر میکردم که چند بار تا حالا تو زندگی بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!
۱- یکبار مجبور شدم ۸ ساعت پیاده بیام تا برسم خونه ، چون کیف پولم رو گم کردم با تلفن وسط یک جا که هیچی نبود!
۲- یک بار دیگه موقع ظرف شستن لیوان شکست انگشتم برید ۸ تا بخیه خورد!
۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی خانمانها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم میاومدم.
۴- ۲-۳ بار موقع استمنأ تا لبهٔ اینکه یکی ببیند رفتم!
۵- ۱ شب مجبور شدم توی خیابون بخوابم!
شماره ۳ ات خیلی نامردی بود !
من زیاد به فاک نرفتم . فقط یک بار تا سر حد مرگ ترسیدم اون هم زمانی بود که داشتم از ایران فرار میکردم .
یک بار دیگه که تا مرز گایش پیش رفتم این بود که در آمریکای شمالی همه به مکزیک میروند ، ولی جاهای توریستی ، مناطق هم مرز با آمریکا بسیار خطرناک هست ، من هم با ۲-۳ نفر از دوستمون با ماشین از کانادا ۳ روز توی راه بودیم رسیدیم تگزاس و رفتیم مکزیک ، یک سری شهرها هست نزدیک مرز این کارتلهای مواد مخدر رسما اونجا حاکم هستند و دولت کاری نداره ، یعنی نمیتونه بکنه! ، میبینی مثلا افراد کارتل با دوشکا! پشت وانت توی خیابون رفت و آمد میکنند ، خلاصه ما شاشیدیم به خودمون اون ۳-۴ ساعتی که اونجا بودیم!😟
فكر كنم بزرگترین به گا رفتنم واسه خوردن سه بسته رتالین واسه كنكور بود رسما داشتم معتاد میشدم
بعد از اون كار كردن تو آزمایشگاه میكروب شناسی بود كه یه لحظه هنگام كشت غفلت كردم و آلوده شدم كل دستگاه گوارشم به....رفت
یه بارم كه خیلی خیلی ترسیدم با خونه قهر بودم رفتم خونه ی یه آشنایی از نوع محرمش كه از قضا مست بودن و نزدیك بود مورد تجاوز واقع بشم:l
الانم دقیقا وسط یه بگا رفتنم:دی
من یه مدت اونقدر مصرف ارامبخشم زیاد شده بود که شبی 15-16تا دیازپام یا امی تریپتیلین مینداختم بالا..
یه شب 5-6بسته انداختم بالا فقط 24ساعت خوابیدم بعدشم حالت تهوع داشتم همین..یه همچین سگ جونیم من:))
Aliceنخست بــا زبان فرمند پارسی درست سخن بگو ممد جـان ! (((:
دو اینکه ، مهربد شما خودت بیا و به اینها بگو «جهش ممتیکی»
با آهنگ «جهش ژنتیکی» سازگاری داره و پیوندی به پــارسی و
اهورا مزدا و زرتشت و این چیزها نداره !
سه اینکه ممدجان یه کم بهت گیر بدم، گزارهی "بر علیه" نادرست
است ، "علیه" بـه تنهایی بـه چم "بـر او" ست ، "بـر عـلیه" یـعنی
"بر بر او" ! ( زبان شلم شوربا به این میگنها )علیه = پایانه (متمم) + ضمیر = بر او
بابا الیس فکر کن یک درصد که من از این به بعد بگم "علیه"
خیر
بر علیه
بر ضد
به قرعان یک مقداری این خار ماهی رو از گلوتون در بیارید سخنتون قابل فهم و درک تر میشه
بانو آلیس و مهربد شما با بقیه هم اینگونه فارسی صحبت میکنید؟ یک خط نوشتن شما را ۲-۳ برابر بقیه وقت میگیرد خواندن.😒
David Humeبانو آلیس و مهربد شما با بقیه هم اینگونه فارسی صحبت میکنید؟ یک خط نوشتن شما را ۲-۳ برابر بقیه وقت میگیرد خواندن.😒
من نــه ؛ در زندگی خودینهام (شخصیام) بسیار نرمال رفتار میکنم و
بی اندازه با کاراکتر اینجا دگرسان (متفاوت) میباشم ! (((:
--
مهربُد هم بارها گفته که در زندگی راستیناش با مهربُد اینجا دگرسانی
های بسیاری دارد !
Aliceمن نــه ؛ در زندگی خودینهام (شخصیام) بسیار نرمال رفتار میکنم و
بی اندازه با کاراکتر اینجا دگرسان (متفاوت) میباشم ! (((:
--
مهربُد هم بارها گفته که در زندگی راستیناش با مهربُد اینجا دگرسانی
های بسیاری دارد !
اون یه فریبگره...
Aliceامروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:
undead_knightپلیز ترنسلیت! :))
mamad1چی چی تیکی؟
تو و مهربد اخر ما رو به گا میدید
اخرشم مجبور میشم یه کمپین بر علیه این گویش استخون ماهی تو گلویی درست کنم.
Aliceنخست بــا زبان فرمند پارسی درست سخن بگو ممد جـان ! (((:
دو اینکه ، مهربد شما خودت بیا و به اینها بگو «جهش ممتیکی»
با آهنگ «جهش ژنتیکی» سازگاری داره و پیوندی به پــارسی و
اهورا مزدا و زرتشت و این چیزها نداره !
سه اینکه ممدجان یه کم بهت گیر بدم، گزارهی "بر علیه" نادرست
است ، "علیه" بـه تنهایی بـه چم "بـر او" ست ، "بـر عـلیه" یـعنی
"بر بر او" ! ( زبان شلم شوربا به این میگنها )علیه = پایانه (متمم) + ضمیر = بر او
نخیر، ریچارد داوکینز کسی اینجا نمیخواند انگار؟
David Humeبانو آلیس و مهربد شما با بقیه هم اینگونه فارسی صحبت میکنید؟ یک خط نوشتن شما را ۲-۳ برابر بقیه وقت میگیرد خواندن.😒
Aliceمن نــه ؛ در زندگی خودینهام (شخصیام) بسیار نرمال رفتار میکنم و
بی اندازه با کاراکتر اینجا دگرسان (متفاوت) میباشم ! (((:
--
مهربُد هم بارها گفته که در زندگی راستیناش با مهربُد اینجا دگرسانی
های بسیاری دارد !
من اینجا پیشتر نوشتهام بیرون چگونه پارسیگویی را میگسترانم: ساختارشناسی زبان پارسیک - صفحه 6