همه چیز درباره جنگ جهانی‌ دوم و هلوکاست

برگ ۲ از ۸

Mehrbod #۵۱
David Hume

رابطه بسیار نزدیکی‌ بین دولت شاهنشاهی ایران و رایش سوم وجود داشت. سال ۱۹۳۶ کابینه رایش قانونی‌ را تصویب کردش که ایرانی‌‌ها را شامل قوانین نورمبرگ نمیکرد. در سال ۱۹۳۹ دولت آلمان ۷۵۰۰ تا کتاب به ایران معرفی‌ کرد که رابطه ژنتیکی ایرانی‌‌ها و آلمانی‌‌ها را در نژاد آریایی مشخص میکرد. هیتلر در آن زمان قهرمان ملی‌ مردم ایران شده بود ، و روزنامه‌ها در وصف هیتلر و نژاد آریایی مینوشتند.

شوربختانه اثر آن هنوز گویا در برخی مانده و هنوز هم سنگ نژاد آریایی را به سینه میزنند. من دیده‌ام کسانی را که بروشنی میگویند نژاد آریایی برتر است و چه خوب میشد برای ایران! اگر هیلتر پیروز میشد و چرندیات اینچنینی.

این دسته یا نمیدانند هیلتر چه تبهکاری‌هایی کرد و میتوان آن را به پای لغزش و نبود آگاهی دانست (پوشش خبری نارسا) یا اینکه مهر نژادپرست زد و رد شد.

Theodor Herzl #۵۲

[INFO]یکی‌ از جوامع یهودی که بیشترین کشته را نسبت به تعداد جمعیت دادند ، یهودیان مجارستانی بودند. تقریبا بین ۷۰ تا ۸۰ درصد یهودیان مجارستان در جریان هولوکاست ‌قتل عام شدند که اکثریت آنها در پایان جنگ در سال ۱۹۴۴ اتفاق افتاد ، نیروهای متفقین از سال ۱۹۴۰ کاملا از اشویتز و بقیه اردوگاه‌های مرگ خبر داشتند ولی‌ کاری نکردند ، تنها در عرض ۵۶ روز ۴۳۷ هزار یهودی مجارستانی با قطار به اشویتز منتقل شدند که همگی‌ آنها نابود شدند. ارتش انگلیس و آمریکا تنها با بمباران مسیر قطار می‌توانستند از این ‌قتل عام تا اندازه بسیار زیادی جلوگیری کنند که نکردند.
[/INFO]

مجامع فاشیستی در مجارستان با استقبال مردمی گرمی روبرو بودند. حاکم دیکتاتور مجارستان، میکلوس هورتی (Miklos Horthy) با آلمان نازی متحد شد و یک سری قوانین ضد یهودی را به تثبیت رساند. این رژیم حدود 100,000 مرد یهودی را به صورت اجباری در گردان های کاری بسیج نمود؛ حدود 40,000 نفر ار آنها به هلاک رسیدند.

پس از پیوستن مجارستان به جبهه جنگ ضد شوروی، حدود 18,000 آواره یهودی از میان اتباع لهستان و شوروی به آلمان تحویل داده شده و در کمنتس-پولدولسکی (Kamenets-Podolski شهری در جنوب غرب اوکراین) به قتل رسیدند. با این حال، قتل عام یهودیان در مجارستان دیرتر و تنها پس از از تصرف این کشور به دست نازی ها در مارس 1944 آغاز شد؛ و این وقفه به علت مقاومت میکلوس هورتی در مقابل فشارهای هیتلر به منظور سپردن یهودیان به دست نازی ها بود. در این نقطه زمانی و به علت انضمام سرزمین هایی از اسلوواکی، رومانی و یوگسلاوی به مجارستان، شمار یهودیان در خاک مجارستان به حدود 800,000 رسید. اخراج به سوی آشویتس-بیرکناو در ماه مه 1944 آغاز شد. حدود 437,000 یهودی طی 56 روز با قطار به آنجا فرستاده شدند.

پس از به سلطه رسیدن حزب "صلیب پیکانی" (Arrow Cross Party) در اکتبر 1944، هزاران یهودی از بوداپست در سواحل رود دانوب به قتل رسیدند و ده ها هزار تن از آنان با راهپیمایی های مرگبار به سوی مرز لهستان روانه شدند. در مجموع 565,000 نفر از یهودیان مجارستان قتل عام شدند.

Theodor Herzl #۵۳

کمپ Neuengamme در منطقه Bergedorf شهر هامبورگ قرار داشت . این کمپ حدود ۱۰۶ هزار زندانی داشت که تقریبا بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر در کلّ یهودی بودند که SS آنها را جدا کرد و به اشویتز فرستاد . بقیه زندانی‌ها دستگیر شدگان اهل شوروی بودند ( حدود ۳۵ هزار نفر) ،فرقه شاهدان یهوه ، کولی‌ها و بقیه زندانیان سیاسی مخالف نازی ها. از تعداد زندانی‌ها تقریبا نصف آنها ‌قتل عام شدند. این کمپ در تاریخ ۴ ماه می‌‌۱۹۴۵ توسط ارتش بریتانیا آزاد شد.

viviyan #۵۴

دیشب فیلم پیانیست رو دیدم. کشت و کشتار یهودیا توش خیلی وحشتناک و علنی بود، مستنده یا قصه پردازی؟

Theodor Herzl #۵۵
viviyan

دیشب فیلم پیانیست رو دیدم. کشت و کشتار یهودیا توش خیلی وحشتناک و علنی بود، مستنده یا قصه پردازی؟

فیلم پیانیست بر اساس زندگی‌ واقعی‌ یک نوازنده یهودی لهستانی ساخته شده است.

Władysław Szpilman - WiKi

sonixax #۵۶
viviyan

دیشب فیلم پیانیست رو دیدم. کشت و کشتار یهودیا توش خیلی وحشتناک و علنی بود، مستنده یا قصه پردازی؟

به قول آلمانی ها در اون فیلم Untertreiben (کوچک نمایی) هم شده . اصل داستان بسیار بدتر از اینها بوده - کافیست یک سری به موزه های هلوکاست بزنید . سوای یهودی ها تقریبن هر جنبنده ای از جنس کمونیست ، شاهدان یهوه ، معلولین ذهنی و جسمی که دم دست نازی ها رسیدند کشتار شدند و حتا کوچک ترین انتقاد به عملکرد هیتلر و نازی ها مرگی بسیار دردناک داشته . یکی از دردناک ترین این تراژدی ها داستان رُز سفید هستش .

توی فیلم پیانیست یک صحنه هست که سرباز آلمانی به پیرمرد یهودی میگه از روی صندلی بلند شو و پیرمرد به خاطر فلج بودن نمیتونه - از بالکن پرتش میکنند وسط خیابون ! من با یک پیرمرد آلمانی که صحبت میکردم میگفت عین همین صحنه رو با چشماش دیده 😡

viviyan #۵۷

اگر حقیقت بوده باشه که خیلی وحشتناک بود، مگر اینکه سربازای آلمانی مسخ شده بوده باشن تا بتوونن اینقد راحت آدم بکشن. آخه تو اردوگاههای کار اجباری هم نبودن، تو کمپی که یهودیا برای زندگی بهش منتقل شده بودن این جنایات اتفاق میفتاد. به راحتی آدم میکشتند.

Theodor Herzl #۵۸

من هر موقع با کاتولیک‌ها در مورد پاپ کنونی صحبت می‌کنم و میگم که ایشون جزو گروه جوانان نازی بوده ، میگن که آره مجبور بوده که عضو بشه ، این حرف شاید درست باشه ولی‌ شنیع بودن این کار رو توجیه نمی‌کنه ، این شخص مثلا باید یک مسیحی‌ خوب بوده باشه ، فرقه شاهدان یهوه هیچ گونه همکاری با نازی‌ها نکردند ، در هیچ سازمان نازی عضو نشدند ، در ارتش خدمت نکردند و هرگز به حکومت نازی اعلان وفاداری نکردند ، پاپ هم می‌توانست همچین کاری بکند!

Russell #۵۹
David Hume

من هر موقع با کاتولیک‌ها در مورد پاپ کنونی صحبت می‌کنم و میگم که ایشون جزو گروه جوانان نازی بوده ، میگن که آره مجبور بوده که عضو بشه ، این حرف شاید درست باشه ولی‌ شنیع بودن این کار رو توجیه نمی‌کنه ، این شخص مثلا باید یک مسیحی‌ خوب بوده باشه ، فرقه شاهدان یهوه هیچ گونه همکاری با نازی‌ها نکردند ، در هیچ سازمان نازی عضو نشدند ، در ارتش خدمت نکردند و هرگز به حکومت نازی اعلان وفاداری نکردند ، پاپ هم می‌توانست همچین کاری بکند!

این آغا یکبار هم مثل اینکه گفته بود نازیها آتئیست بوده اند تازه

sonixax #۶۰
Russell

این آغا یکبار هم مثل اینکه گفته بود نازیها آتئیست بوده اند تازه

عذر بدتر از گناه آورده . نماد نازی ها تا خرخره دینی بوده ! بعد آتئیست بوده اند ؟ 😉

البته آتئیستها هم کم جنایت نکرده اند ولی سرجمع یک هزارم جنایات دینداران نمیشود

.

Theodor Herzl #۶۱
sonixax

البته آتئیستها هم کم جنایت نکرده اند

استالین و پول پوت بیخدا بودند و آدم هم زیاد کشتند ، ولی‌ جنایت آنها ربطی‌ به بیخدایی ندارد. استالین مخالفن سیاسی خود را میکشت ، بیخدایی تنها عدم باور به وجود خدا یا خدایان است ولی‌ بین جنایت هیتلر یا بن لادن و دین آنها رابطه مستقیم وجود دارد.

Anarchy #۶۲
sonixax

البته آتئیستها هم کم جنایت نکرده اند ولی سرجمع یک هزارم جنایات دینداران نمیشود .

کی ؟ یعنی بنا به عقیده آتئیستیشون جنایت کردن؟

sonixax #۶۳
Anarchy

کی ؟ یعنی بنا به عقیده آتئیستیشون جنایت کردن؟

بنا به عقیده بنده کسی را سراغ ندارم . در مورد خود آتئیستها گفتم . مائو و استالین و ...
بنا بر عقیده فکر نکنم آتئیستی در دنیا وجود داشته باشد که کسی را به خاطر آتئیست نبودنش یا دیندار بودنش بکشد !

Theodor Herzl #۶۴

در سالگرد " شب کریستال" یک گروه نئو نازی می‌‌خواستند که در محله یهودی نشین پراگ تظاهرات کنند که هزاران آنارشیست از تمامی‌ اروپای مرکزی به پراگ میان تا از محله یهودی دفاع کنند.👍

http://www.youtube.com/watch?v=k7ibGepZIzE

Ouroboros #۶۶

از کجا معلوم سرباز آلمانی و یا مامور لاشخور اس‌اس نبوده باشد؟!

sonixax #۶۷
Ouroboros

از کجا معلوم سرباز آلمانی و یا مامور لاشخور اس‌اس نبوده باشد؟!

بنده هم همین فکر را میکنم - کما اینکه دوربینهای آن زمان مثل امروز کامپکت و قابل حمل و سریع نبوده اند و کلی دفتر دستک میبایستی سرهم بندی میشده تا بشود یک عکسی گرفت . تا همین ۱۵-۲۰ سال پیش هم دوربینها کلی گرفتاری داشتند تا بشود یک عکس باهاشان گرفت

!

Theodor Herzl #۶۸
Ouroboros

از کجا معلوم سرباز آلمانی و یا مامور لاشخور اس‌اس نبوده باشد؟!

sonixax

بنده هم همین فکر را میکنم - کما اینکه دوربینهای آن زمان مثل امروز کامپکت و قابل حمل و سریع نبوده اند و کلی دفتر دستک میبایستی سرهم بندی میشده تا بشود یک عکسی گرفت . تا همین ۱۵-۲۰ سال پیش هم دوربینها کلی گرفتاری داشتند تا بشود یک عکس باهاشان گرفت !

قیافه عصبانیت اینها واقعی‌ هست ، یعنی‌ فکر نمیکنم که جلوی دوربین قیافه گرفته باشند ، البته این احتمال هم هست که یک شخصی‌ که شاید هم نازی بوده باشد یک جا با دوربینش بوده که یک دفعه اتفاقی‌ می‌‌افتاد و اینها به آن سمت شروع به دویدن میکنند ، شاید هم به سمت عکاس میدویدند که به او بگویند عکس نگیر ، من این عکس را برای چند موزه یادبود هولاکاست میفرستم ببینم آنها اطلاعات دقیقی‌ ندارند.

Theodor Herzl #۶۹

Maybe Roosevelt couldn't have saved the Jews from the Nazis after all - Israel News | Haaretz Daily Newspaper

یک تاریخ شناس مشهور هلوکاست که اسرائیلی هم هست می‌گوید که تئودور روزولت تا اواخر جنگ چیزی از ابعاد کامل هولکاست نمیدانسته است و اصولاً بمباران کمپ‌ها هم به ‌قتل بسیاری از یهودیان منجر میشد ، تازه اگر کمپ‌ها هم نابود می‌شدند ، نازی‌ها راه‌های دیگر برای کشتار پیدا میکردند ، در طول همین جنگ نیز حدود ۵۰% قربانیان یهودی خارج از کمپ‌ها با راه‌های دیگر به ‌قتل رسیدند و می‌گوید که پایان دادن به جنگ و شکست رژیم نازی مهم تر بوده است.

[WARN]البته به نظر من این مسئولیت دولت انگلیس را کم نمیکند ، مدارک صریح و مشخص هست که از سال ۱۹۴۰-۴۱ چرچیل کاملا از آنچه در اشویتز می‌گذشت اطلاع داشته است.

[/WARN]

Theodor Herzl #۷۰

یک چیز دیگر که الان در این عکس دیدم این هست که اگر دقت کنید چمدان و لباس اینها روی کف خیابان ریخته است ، احتمالا نازی‌ها به یک محله ریخته بودند و خانه به خانه می‌گشتند.

sonixax #۷۱
David Hume

البته به نظر من این مسئولیت دولت انگلیس را کم نمیکند ، مدارک صریح و مشخص هست که از سال ۱۹۴۰-۴۱ چرچیل کاملا از آنچه در اشویتز می‌گذشت اطلاع داشته است.

کسرا جان مثلن الان اینها خبر ندارند در ایران چه دارد میگذرد ؟
مساله همیشه منافعشون هست . دیروز ایجاب میکرد که در مقابل هلوکاست خفه خون بگیرند و امروز ایجاب میکند پشتیبان اسرائیل باشند و جنایات حکومتهای فاشیستی مانند جمهوری اسلامی را نادیده بگیرند ! فردا هم به شکل دیگری . مهم منافعشان است

.

Theodor Herzl #۷۲
sonixax

کسرا جان مثلن الان اینها خبر ندارند در ایران چه دارد میگذرد ؟
مساله همیشه منافعشون هست . دیروز ایجاب میکرد که در مقابل هلوکاست خفه خون بگیرند و امروز ایجاب میکند پشتیبان اسرائیل باشند و جنایات حکومتهای فاشیستی مانند جمهوری اسلامی را نادیده بگیرند ! فردا هم به شکل دیگری . مهم منافعشان است .

مساله بحث اخلاقی‌ هست ، بعد جنگ هم آمریکا بسیاری از نازی‌ها رو فراری داد ، خیلی‌ از آنها حتی به آمریکا رفتند و در پروژه‌های مختلف مشغول به کار شدند.

sonixax #۷۳
David Hume

مساله بحث اخلاقی‌ هست ، بعد جنگ هم آمریکا بسیاری از نازی‌ها رو فراری داد ، خیلی‌ از آنها حتی به آمریکا رفتند و در پروژه‌های مختلف مشغول به کار شدند.

اخلاق ؟! توی سیاست ؟! مثلن چه اخلاقیاتی توی انداختن بمب اتمی روی سر غیر نظامیان وجود داره ؟ یا چه اخلاقیاتی توی تحریمهایی که باعث مرگ افراد بیمار میشه وجود داره ؟ اینها فقط منافع خودشون رو میبینند و بس .

Kaveh #۷۴
David Hume

عکاس شجاع به این می‌گویند

صحنه تخلیه یهودیان در فیلم زیبای فهرست شیندلر است. عکاس اگر بود دستگیر و فیلم نابود می شد.

Schindler's List

Kaveh #۷۵
sonixax

کسرا جان مثلن الان اینها خبر ندارند در ایران چه دارد میگذرد ؟
مساله همیشه منافعشون هست . دیروز ایجاب میکرد که در مقابل هلوکاست خفه خون بگیرند و امروز ایجاب میکند پشتیبان اسرائیل باشند و جنایات حکومتهای فاشیستی مانند جمهوری اسلامی را نادیده بگیرند ! فردا هم به شکل دیگری . مهم منافعشان است .

هیچ اخلاقیات در سیاست غرب نیست. (اگر به انصاف باشیم باید گفتی گاهی اندکی اخلاق می چکد😄) و اصلا انتظاری هم از اخلاق در سیاست نیست. منافع است که حرکتهای سیاسی شان را کنترل می کند

ولی متاسفانه در این یک صد سال اخیر بیشتر تصمیمهایشان جز تخریب منافع بلند مدتشان نتیجه ای نداشته گرچه در کوتاه مدت منفعتی به جیب زده اند (این هم قابل انتظار است هر دولت دموکراسی به دوران سر کار بودن خودش فکر میکند تا 50 سال بعدش و یا دیدگاه ملتی نسبت به کشور خود!) نمونه بارز حرفهای فوق دخالتهایشان در سرنگونی مصدق.

Theodor Herzl #۷۶
Kaveh

صحنه تخلیه یهودیان در فیلم زیبای فهرست شیندلر است. عکاس اگر بود دستگیر و فیلم نابود می شد.

Schindler's List

چه جالب ، این عکس رو تو گوگل دیدم ، من حداقل ۱۰ بار این فیلم لیست شیندلر رو دیدم ، ولی‌ این عکس رو نشناختم

Ouroboros #۷۷
Kaveh

هیچ اخلاقیات در سیاست غرب نیست. (اگر به انصاف باشیم باید گفتی گاهی اندکی اخلاق می چکد😄) و اصلا انتظاری هم از اخلاق در سیاست نیست. منافع است که حرکتهای سیاسی شان را کنترل می کند...

چرا پیشفرض می‌گیرید که «منافع» اساسا در تضاد با اخلاقیات هستند؟ یعنی به نظر شما ممکن نیست در عین پایبندی به اخلاقیات کشوری را اداره نمود و از منافع جمعی مردم آن دفاع کرد؟

undead_knight #۷۸
Ouroboros

چرا پیشفرض می‌گیرید که «منافع» اساسا در تضاد با اخلاقیات هستند؟ یعنی به نظر شما ممکن نیست در عین پایبندی به اخلاقیات کشوری را اداره نمود و از منافع جمعی مردم آن دفاع کرد؟

اخلاقیات بر پایه جمع گرایی ساخته میشند(البته گاهی هم توده گرایی،که نسخه نامطلوب ترش هست)گزاره های اخلاقی اگر فقط با فرد سنجیده بشند معمولا انتخاب اول نیستند(به دلیل سود آوری کمتر) و اینکه اخلاقیات در غالب اوقات سود بلند مدت داره نه کوتاه مدت،انتخاب جمعی هم گاهی اخلاقی نیست.
برای نمونه راست گویی در مقابل دروغگویی منفعت بیشتری برای جمع داره،باعث اعتماد اعضا به هم میشه و پیشرفت جمع رو تسریع میکنه،با این حال ممکنه فرد در جایی برای سود خودش دروغ بگه،یا همین اجتماع برای سود جمع به اعضا یا اجتماعات دیگه دروغ بگه.

undead_knight #۷۹

کمی توضیح اضافه در مورد نازیسم و هیتلر یادم اومد که بد نیست بگم:

هیتلر

وقتی که نژاد در خطر تعدی قرار گیرد...مسئله مشروعیت نقش فرعی را دارد

و در هر صورت نژاد مورد نظر هیتلر باید همیشه در خطر باشه تا بتونه وجود داشته باشه،بنابراین اصلا مشروعیتی وجود نخواهد داشت.

هیتلر

من آماده هستم تا هر چیزی را امضا کنم تا بر روی هر چیزی توافق کنم...
تا آنجا که به من مربوط می شود،من توانایی آن را دارم که با حسن نیت تمام،هر معاهده ای را امروز امضا کنم و قردا آن را بی طرفانه پاره کنم اگر آینده مردم آلمان در خطر باشد

هیتلر جایی به فرماندهان گفت که هیچکس از طرف پیروز نمیپرسه که آیا حقیقت رو گفته یا نه،و شاید هم ایده هرمان گورینگ در دفاعیات خودش در دادگاه نورمبرگ بی ربط نباشه"پیروز همیشه قاضی خواهد بود و شکست خورده همیشه محکوم"

فکر میکنم قبلا در مورد مکانیسمی که هیتلر برای دشمنان تراشی ابداع کرده بود گفته باشم.ایده دشمن همیشگی به درد جنگ و پیروزی همیشگی میخوره و بدون دشمن جنگ و پیروزی معنایی نداره.در هر حال این جنگ دارای دو سمت خارجی و داخلی بود.جنگ داخلی باتبلیغات و سرکوب جلو میره و جنگ خارجی نیاز به ارتش داره."یک رهبر،یک مردم"به معنای یک ارباب و میلیون ها برده هست.این ارباب بر توده های ساکت یا توده هایی که از اعماق وجودشون فقط شعار میدند(توی ایران کم ندیدیم).حزب هم ابزار اعمال فشار دیکتاتور و راهی هست که بریا سرکوب به کار میگیره.

در واقع من فکر میکنم اگر حکومت هیتلر در جنگ پیروز میشد ما نه یک هلوکاست بلکه صدها هلوکاست برای کسانی داشتیم که از نظر نازیسم نامطلوب بودند.

Theodor Herzl #۸۰

امروز روز جهانی‌ یادبود هلوکاست است ، در ۲۷ ژانویه ۱۹۴۵ نیروهای ارتش سرخ شوروی کمپ کشتار اشویتز را آزاد کردند. در سال ۲۰۰۳ نیز نیروی هوایی اسرائیل مراسم یادبودی را در اشویتز برگزار کردند و با یکدیگر هم قسم شدند و این را گفتند : " خلبانان نیروی هوایی اسرائیل ، در برابر این اردوگاه ، از خاکستر میلیون‌ها قربانی بر می‌‌خیزیم، حامل گریه‌های ساکت آنها و با درود فرستادن به قهرمانی شان، قول خواهیم داد که سپری باشیم برای مردم یهود و سرزمینشان اسرائیل.

http://www.youtube.com/watch?v=h1FHvsuMzAc

Newton #۸۲

به نام حقیقت
دوستانی که معتقد هستند هلو فالسی

اتفاق افتاده

لطف کنن اسامی این شش میلیونی که توسط ملت المان هلاک شدند را نام ببرند!

و اگر ممکن است تکلیف ده میلیون ایرانی که از قحطی در دو جنگ اول و دوم مردند را روشن سازند که اسمش چیست تروکاست
چرا غربیهای چشم ابی ایرانیها را بی گناه کشتن و تروکاست را رسانه ایی نساختند
قربان برم خدا رو یک بوم دو هوا رو
منهای کشتار صدها هزار المانی بی گناه در شهر درسدن که شهید شدن!

ادلف هیتلر مرحوم کجا گفت یهودی بکشند
اگر گفته سند و مدرکش کجاست
اگر هم چند یهودی از بیماری مردن به ملت المان چه بروند یقیه انگلیس وچرچیل را بگیرند و دوستم استالین کبیر را

عجب ازادی بیانی دم به دقیقه اخطار و اخراج به خاطر طلب کردن حقیقت صد رحمت به کره شمالی و سوریه در هیچ سایت ایرانی اینقدر کاربر را به خاطر نوع اندیشه اخراج نمیکنن
از همین رفتار معلومه که هلو فالس اتفاق نیفتاده دادش صهیونیست حیا کن اینترنت رو رها کن

Theodor Herzl #۸۳
shilla

لطف کنن اسامی این شش میلیونی که توسط ملت المان هلاک شدند را نام ببرند!

Central DB of Shoah Victims' Names - Search

اسامی بیش از ۴ میلیون از کشته شدگان ، اسامی حدود ۲ میلیون نفر هنوز معلوم نیست چون بسیاری از مدارک را نازی‌ها در روزهای آخر جنگ از بین بردند بسیاری دلایل دیگر نیز هست.

undead_knight #۸۴
shilla

به نام حقیقت
دوستانی که معتقد هستند هلو گاستی اتفاق افتاده
لطف کنن اسامی این شش میلیونی که توسط ملت المان هلاک شدند را نام ببرند!
و اگر ممکن است تکلیف ده میلیون ایرانی که از قحطی در دو جنگ اول و دوم مردند را روشن سازند که اسمش چیست
چرا غربیهای چشم ابی ایرانیها را بی گناه کشتن و ایران کاست هم نشد
قربان برم خدا رو یک بوم دو هوا رو
منهای کشتار صدها هزار المانی بی گناه در شهر درسدن که شهید شدن!

به جز عده ای تئوریسین توطئه(و البته افرادی مثل احمدی نژاد که صرفا دلایل ایدولوزیک دارند)کسی خود هلوکاست رو زیر سوال نمیبره بلکه بیشتر به اعداد و ارقام , نحوه اون اشکال میگیرند،که کارشون رو بازبینی هلوکاست میدونند(که این ها البته هوشمندترند)ولی هدفشون در نهایت مشابه هست و اون بی اهمیت کردن هلوکاست هست.

یکی از اینها مدعی بود که خیلی از کشته شدگان مستقیما توسط نازی ها کشته نشدند و در نتیجه سوتغذیه، بیماری و... مردند،بنابراین تعداد کشته ها خیلی کمتر میشه!
خب واقعا استدلال مضحکی هست چون این شخص نادیده میگیره که وقتی عده زیادی رو در اردوگاه ها مجبور به کار کنیم و وضعیت بهداشتی و روانی نامناسبی داشته باشند مطمئنا عده زیادیشون هم این وسط تلف میشند و خب اگر اسم این کشتار نیست لابد مراقبت و مداوا هست:))

Russell #۸۵

این 6 ملیون حدودیست یعنی قبرهای دسته جمعی زیادی هم احتمالا هست که نمیدانیم ممکن است بیشتر از 6 میلیون هم باشد.
اینکه در سراسر اروپای تحت اشغال نازیها (و حتی دوستان نازیها) خانه به خانه بروید دنبال یک نژاد جمعشان کنید ببرید اردوگاه بعد هم قتل عام شوند، با مرگهای ناشی از قحطی که همه جا و در اکثر جنگها رخ میدهد یا کشته های غیرنظامی جنگی متفاوت است.اگر این تفاوت هولناک را کسی نمیبیند کار چندانی نمیشود برایش کرد.

sonixax #۸۶

[h=1]بازمانده هولوکاست: زندانی شماره آ ۲۶۱۸۸[/h]

هنیا برایر دختر یک کارخانه‌دار بود و دوران کودکی خوشی را گذرانده بود

حمله آلمان به لهستان در سال ۱۹۳۹ نقطه پایان دوران کودکی خوش هنیا برایر بود. او به‌مناسبت روز یادبود هولوکاست گفت که چطور به چهار اردوگاه کار اجباری مختلف فرستاده شد، اما از همه آنها جان سالم به‌در برد.
ارتش آلمان هشت روز پس از عبور از مرز لهستان به شهر رادوم رسید. هنیا برایر درباره آن روز می‌گوید: "آنها یونیفورم‌های سیاهی برتن داشتند و در تمام شهر بلندگوهایی مستقر کردند که از آنها تبلیغات پر از نفرتی پخش می‌شد. سخنرانی‌های هیتلر برای ساعات متمادی از این بلندگوها پخش می‌شد . . . او هیچگاه قصدش در مورد یهودیان را پنهان نمی‌کرد."
خانواده برایر – شامل برادر بزرگترش، و خواهر و برادر کوچکترش – در ابتدا به‌کمک سکه‌های طلایی که پدرش ذخیره کرده بود، زندگی‌شان را می‌گذراندند. پدرش یک کارخانه تولید کفش داشت و بعد از حمله آلمان هم به کارش ادامه داد، هرچند که بابت آن پولی دریافت نمی‌کرد. اما با گذشت اوضاع به‌مراتب بدتر شد.
در سال ۱۹۴۱ آنها در میان ۳۰ هزار نفری بودند که عملا در محله یهودیان شهر در حصر قرار گرفتند. شرایط بسیار بد بود، و در هر اتاق ۱۰ نفر زندگی می‌کردند. خشونت و تیرباران رواج داشت. با این وجود، اعضای خانواده برایر هنوز می‌توانستند در کنار یکدیگر بمانند. اما این وضعیت هم زیاد دوام نیاورد.
هنیا برایر می‌گوید: "برادر کوچکترم را به کارخانه اسلحه‌سازی بردند. ما هیچگاه نفهمیدیم که در جنگ چه بر سر او آمد. او هم هیچوقت در این باره صحبت نکرد. حتی خانواده خود او هم نمی‌دانند که در آن مدت کجا بوده و چه می‌کرده است." برادر بزرگتر هنیا که از بدو تولد معلولیت داشت، از جمله افرادی بود که کشته شد.
هنیا می‌گوید: "برادر من به بیمارستان رفت، اما آنها همه کسانی را که معلولیت جسمی داشتند، با گلوله کشتند. او دقیقا می‌دانست چه اتفاقی دارد می‌افتد . . . پالتویش را درآورد و به مادرم داد، و گفت: ‘این را به یک نیازمند بدهید. من دیگر لازمش ندارم.’ مادرم با آن پالتو به خانه آمد."

اردوگاه‌های کار اجباری

تا ماه مارس ۱۹۴۴ جمعیت محله یهودیان به ۳۰۰ نفر رسیده بود، و آلمانی‌ها کلا آن را برچیدند. کسانی که هنوز در آنجا مانده بودند، پیاده به ایستگاه قطار برده شدند، و در واگن‌های مخصوص حمل چهارپایان به اردوگاه ماژدانک، در نزدیکی شهر لوبلین (در شرق لهستان) برده شدند.
این اولین باری بود که پای خانواده برایر به اردوگاه‌های کار اجباری باز می‌شد. در آنجا به آنها دستور داده شد که لباس‌هایشان را درآورند و زیر برف، برهنه بایستند. به او و دیگران "یونیفورم‌ها و لباس‌های راه‌راه، و یک دستمال سر" داده شد. این کل پوشاک زمستانی آن سال آنها بود. هنیا تولد ۱۷ سالگی‌اش را در این اردوگاه گذراند.


خاطرات هنیا برایر از اردوگاه‌ها و صحنه‌هایی که شاهد آنها بوده است، همچنان در ذهنش باقی هستند

بعد از شش هفته خانواده برایر دوباره جابجا شدند. این بار مقصدشان اردوگاه پلاژو (لهستانی – پواژوف) در نزدیکی شهر کراکوف بود. این همان اردوگاهیست که در فیلم فهرست شیندلر به تصویر کشیده شده است.
زندگی در این اردوگاه خشن و بی‌رحم بود. زندانی‌ها به گروه‌های کاری تقسیم می‌شدند، و مجبور بودند واگن‌های پر از سنگ‌های بارگیری شده از معدن را هل بدهند.
هنیا برایر می‌گوید: "کار فوق‌العاده سنگینی بود و به‌سختی از پس آن برمی‌آمدیم. موارد تیرباران و به‌دار آویختن زیاد بود، و کوره آدم‌سوزی هم وجود نداشت. تنها یک تپه بود که از آن برای سوزاندن مردگان استفاده می‌کردند. باد خاکستر اجساد را به‌سمت ما برمی‌گرداند."
خطر دیگر این بود که نیروهای آلمانی مشغول جنگ در روسیه به خون نیاز داشتند، و این خون به‌زور از زندانیان گرفته می‌شد، و با توجه به شرایط سخت اردوگاه‌ها، خون از دست رفته به‌سختی جایگزین می‌شد. پدر هنیا، که مردی "استوار" بود، دیگر نمی‌دانست همسر و فرزندانش کجا هستند. او در همین اردوگاه پلاژو زیر ضربات یک نگهبان کشته شد.

تصمیم مرگ و زندگی

هنیا برایر در سال ۱۹۴۴ به اردوگاه آشوویتس- بیرکناو فرستاده شد. او در آنجا پزشک بدنام اردوگاه، یوزف منگله را دید. هنیا برایر می‌گوید: "بعد از پیاده شدن از قطار، ما را به صف کردند و مجبورمان کردند که لباس‌هایمان را درآوریم. مردان بلافاصله از زنان جدا شدند. دکتر منگله و همکارانش یونیفورم پوشیده، و آنجا ایستاده بودند، و ما باید از جلویشان رژه می‌رفتیم. می‌توانید تصور کنید چه حسی به آدم دست می‌دهد. او فقط انگشتش را تکان می‌داد. اگر انگشتش را به‌سمت چپ حرکت می‌داد، فرد مورد اشاره یک‌راست به کوره آدم‌سوزی برده می‌شد. اگر انگشتش را به‌سمت راست حرکت می‌داد، فرد مورد اشاره به اردوگاه می‌رفت."
هنیا همچنین به‌یاد می‌آورد که در موقع جدا کردن بچه‌ها از والدینشان، موسیقی گوش‌خراشی از بلندگوها پخش می‌شد. هنیا خواهرش را در آنجا ندید، اما تردیدی درباره سرنوشت او ندارد. او می‌گوید: "خواهرم را به کوره فرستادند."
هنیا برایر که حالا دیگر مهر "زندانی آشوویتس شماره آ ۲۶۱۸۸" را داشت، در زمستان سخت آن سال با گرسنگی مبارزه می‌کرد، و برای پرت کردن حواسش، از حفظ شعر می‌خواند.
او در اواسط ماه دسامبر ۱۸ ساله شد. به این فکر می‌کرد که قرار بود آن سال برای تحصیل در دانشگاه به رم برود. او به‌یاد می‌آورد که در آن هنگام به خودش گفته: "من برای مردن هنوز خیلی جوان هستم. نباید بمیرم. هنوز هیچ چیز از زندگی ندیده ام، هنوز هیچ کاری نکرده ام."
سه ماه بعد از رسیدن به آشوویتس، و دو روز قبل از اینکه نیروهای روسیه به این اردوگاه برسند، برایر دوباره به جای دیگری منتقل شد. در طول مسیر، او جنازه کسانی را می‌دید که به‌خاطر خستگی مفرط نتوانسته بودند راه بروند، و به‌همین خاطر با شلیک گلوله کشته شده بودند.


هنیا برایر سه ماه در آشوویتس بود

آخرین اردوگاه او برگن- بلسن بود. در آنجا هنیا با "کوهی از جنازه" روبرو شد. جنازه‌ها "تا حدی متلاشی" شده بودند. این اردوگاه حتی به نسبت آشوویتس به "جهنم" شبیه بود.
ریچارد دیمبلبی، که بعد از آزادسازی این اردوگاه در آوریل ۱۹۴۵ از آن دیدن کرد، آن را "کابوسی زنده" توصیف کرد. زندانی‌ها بلافاصله از اردوگاه‌ها آزاد نشدند. بسیاری از آنها به بیماری‌هایی نظیر تیفوس مبتلا بودند، و به‌همین خاطر همچنان در داخل اردوگاه‌ها محبوس ماندند. در این دوره پزشکان کمی برای رسیدگی به وضعیت آنها وجود داشت و غذاهای موجود اکثرا پرچرب بودند، و بدن زندانیان دیگر توان هضم آنها را نداشت.
هنیا برایر می‌گوید: "مرگ و میر همچنان ادامه داشت. ۳۰ هزار نفر بعد از آزادسازی اردوگاه مردند. احساس بسیار بدی داشتم. تنها دوستم در دوران زندگی در اردوگاه‌ها را از دست دادم."

خاطره ماندگار

بعد از پایان جنگ، هنیا برایر مادرش را پیدا کرد و همراه او در فرانسه و اسرائیل زندگی کرد. بعد هم با شوهرش، موریس، آشنا شد و به‌همراه او به آفریقای جنوبی نقل مکان کرد. او که حالا بیش از ۸۰ سال سن دارد، می‌ترسد که نسل‌های جوان‌تر آشنایی لازم را با هولوکاست نداشته باشند.
او می‌گوید: "یک بار برای عمل جراحی به بیمارستان رفتم. متخصص بیهوشی بالای سرم آمد و به خالکوبی روی بازویم نگاه کرد و گفت: این دیگر چیست؟ و من جواب دادم این را از آشوویتس دارم. او پرسید آشوویتس چیست؟ تازه او یک پزشک تحصیل‌کرده بود. البته دیگر زمانی برای توضیح نداشتم، چون لحظه‌ای بعد از هوش رفتم."
خاطرات هنیا برایر از اردوگاه‌ها و صحنه‌هایی که شاهد آنها بوده است، همچنان در ذهنش باقی هستند. او تأکید می‌کند که آنچه در این اردوگاه‌ها روی داده، هرگز نباید فراموش شوند. هنیا می‌گوید: "در طول تاریخ انقلاب‌ها و جنگ‌های خونین فراوان و همه نوع تراژدی داشته ایم، اما بنظر من این یکی با هیچ چیز دیگر در دنیا قابل مقایسه نیست."

Theodor Herzl #۸۷

یکی‌ دیگر از دلایلی که اسامی کامل خیلی‌‌ها مشخص نیست این هست که تمامی‌ افراد آن خانواده به کل کشته شدند و کسی‌ نیست که شهادت بدهد. مثلا در دانشگاه من یک بانویی بود که مادر بزرگش از بازماندگان هولاکاست در لهستان بود و او میگفت که نازی‌ها تمام افراد روستای یهودی نشین آنها را کشتند و این دختر (مادربزرگ او) نیز چون از طرف پدر و مادر به یک خانواده مسیحی‌ داده شده بود در شهر دیگری زنده مانده است و اکنون در هیچ جایی اسامی افراد آن روستا نیست چون همه کشته شدند و تمامی‌ مدارکی که اصلا چنین افرادی وجود داشتند نابود شد.

undead_knight #۸۸
David Hume

یکی‌ دیگر از دلایلی که اسامی کامل خیلی‌‌ها مشخص نیست این هست که تمامی‌ افراد آن خانواده به کل کشته شدند و کسی‌ نیست که شهادت بدهد. مثلا در دانشگاه من یک بانویی بود که مادر بزرگش از بازماندگان هولاکاست در لهستان بود و او میگفت که نازی‌ها تمام افراد روستای یهودی نشین آنها را کشتند و این دختر (مادربزرگ او) نیز چون از طرف پدر و مادر به یک خانواده مسیحی‌ داده شده بود در شهر دیگری زنده مانده است و اکنون در هیچ جایی اسامی افراد آن روستا نیست چون همه کشته شدند و تمامی‌ مدارکی که اصلا چنین افرادی وجود داشتند نابود شد.

نهیلیسم وقتی در ابعاد حکومتی و اون هم به صورت توتالیتر درمیاد چیز خیلی خطرناکیه.
نازی ها متود بسیار خاصی در این زمینه داشتند،اینجور بلاها رو حتی سر غیر یهودی ها هم آوردند نمونش دهکده Lidice در چک.
این دهکده به دستور مستقیم هیتلر و هیملر کاملا نابود شد.(به خاطر انتقام کشته شدن یکی از اعضای حزب نازی!)
173 مرد بالای 16 سال دهکده همگی قتل عام شدند،11 نفری هم که در دهکده نبودند بعدا دستگیر و اعدام شدند!
چند صد زن و بیش از 100 بچه به اردوگاه ها منتقل شدند،عده کمی که برای آلمانی سازی مناسب تشخیص داده شده بودند به خانواده های اعضای اس اس تحویل داده شدند و باقی هم به اردوگاه های مرگ فرستاده شدند!

یک نابودی تر و تمیز، حساب شده و البته وحشیانه.

به خاطر این نمونه هاست که میگم اگر هیتلر در جنگ پیروز میشد هلوکاستی که در مورد یهودیان اتفاق افتاد در مورد گروه های نامطلوب دیگه هم ممکن بود اجرا بشه:)

Theodor Herzl #۸۹

دادستانی آلمان ۵۰ نگهبان اشویتز را که در آلمان هنوز زنده هستند محاکمه خواهد کرد. گفتنی است در طول مدت وجود اردوگاه اشویتز حدود ۸۰۰۰ مامور SS در آن فعالیت کردند که فقط ۷۰۰ نفر محاکمه شدند و بقیه به زندگی‌ آزاد خود بعد از جنگ ادامه دادند.

German Prosecutors to Investigate 50 Former Auschwitz Guards - SPIEGEL ONLINE

Theodor Herzl #۹۰

یکی‌ از قهرمانان جنگ جهانی‌ دوم که کمتر شناخته شده است یک سرباز کانادایی هست به نام Leo Major. این شخص به تنهایی ۹۳ نازی را در هلند دستگیر کرد و بعدا شهر Zwolle را به تنهایی از دست نازی‌ها آزاد کرد ، تمام اینها را زمانی‌ انجام داد که تازه یک چشم او نیز کور بود.👏👍

Leo Major - WiKi

Theodor Herzl #۹۱

۵۲ سال پیش در چنین روزی در ۱۱ آوریل ۱۹۶۱ دادگاه آدولف ایشمن ، مغز متفکر پشت هولوکاست در اورشلیم آغاز شد. منشه امیر مجری رادیو اسرائیل در آن زمان در سنّ ۱۹ سالگی به عنوان خبرنگار روزنامه کیهان از ایران به اسرائیل رفته بود تا دادگاه را گزارش کند.

آدولف ایشمن در لباس نظامی نازی

ایشمن در پشت محفظه شیشه‌ای در دادگاه

PDF۵۰.۵ مگابایت

Theodor Herzl #۹۲

دکتر ژوزف منگله یکی‌ از چندش آور‌ترین و سادیست‌ترین افراد حکومت نازی‌ها بوده است. جالب است بدانید وقتی‌ موساد آدولف ایشمن را در آرژانتین پیدا کرد و یک تیم برای دستگیری و آوردن او برای محاکمه به اسرائیل به آنجا فرستاد ، از مکان دقیق دکتر منگله نیز خبر داشت ولی‌ چون امکان انجام ۲ عملیات همزمان در آن موقع نبود ، موساد انتخاب کرد که ایشمن را دستگیر کند و بعدا به سراغ منگله برود که متاسفانه دیگر امکان دستگیری منگله به وجود نیامد.

sonixax #۹۳

مستند این منگله را یک بار من و تو نشان داد .
گویا آخرش در یک جنگلی با پریشانی روانی بسیار از ترس دستگیری و ... میمیرد . به نظر من همینکه دستگیرش نکردند تنبیه بهتری بوده برایش . از نظر روانی طرف پوستش کنده شده .

Theodor Herzl #۹۴

یک فیلم مستند در مورد جوزف منگله . اگر ۱۰ نفر اصلی‌ جنایت کاران نازی را لیست کنیم جوزف منگله در رتبه ۵ بعد از آدولف هیتلر ، آدولف ایشمن ، هاینریش هیملر ، و رودلف هاس قرار می‌گیرد

http://www.youtube.com/watch?v=v75pDgibWUU

Theodor Herzl #۹۵

من یک ۶ ماهی‌ روی روانشناسی‌ منگله کار کردم ، مطالبم رو به پارسی‌ برمیگردونم اینجا میزارم کم کم ، چیز‌های جالبی‌ توش پیدا می‌شه!👌

SAMKING #۹۶

تلفظ منگله چطوریه؟

این چکار کرده بوده؟

Theodor Herzl #۹۷
SAMKING

تلفظ منگله چطوریه؟

Men Ge Le

SAMKING

این چکار کرده بوده؟

ژوزف منگله یک سروان SS بوده و پزشک هم بوده که بیشتر در اردوگاه اشویتز فعالیت می‌کرده ، ۲ تا کار اصلی‌ انجام میداده این شخص ، یکی‌ اینکه وقتی‌ با قطار زندانی‌ها رو به اردوگاه اشویتز می‌‌آوردند این شخص انتخاب می‌کرده که کی‌ زور داره که ازش بیگاری کشیده بشه و کی‌ نداره ، اون‌هایی‌ که زور نداشتند مستقیم به اتاق گاز فرستاده می‌شدند. یک کار دیگه هم که می‌کرده آزمایش‌های سادیستی بر روی زندانی‌ها و به خصوص بچه‌ها بوده که انجام میداده.

sonixax #۹۸

Menge یعنی تعداد ! le نمیدونم یعنی چی ! احتمالن Plat Deutsch باشه .

فامیلی های این آلمانی ها حتمن یک معنی ای میدهد و اغلب هم خیلی مسخره است فامیلیهایشان ! مثلن فامیلی یکیشان Schlecht بود ! یعنی بَد !!!!

folaani #۱۰۰

ولی خدایی خوشتیپ و خوش قیافه بودن این لامصبا 😜
بهشون نمیخوره جانی و دیوانه و اینا بشن.
عکسو ببین خدایی. آیکیو بالا هم باید باشه.

میگن آدم توی هرچیزی چیزهای خوبش رو ببینه و الهام بگیره.
خب منم اینطوری دیگه 😃

حالا این قدرت هم هست دیگه که آدما رو فاسد میکنه.
آزمونیه که شاید آدمهای کمی بتونن از توش سالم دربرن.

یعنی حساب کن خب با این دشمنان هیتلر و یهودی ها واقعا هرکاری باهاشون میکردن هیچ بازخواستی نبوده.

بنظر من ما باید یاد بگیریم زیاد هم از آدمها کینه نکنیم.
تاریخ و تقدیر اینطور میشه.
اگر هم به خدایی اعتقاد داریم، پس هیچ بدی یا خوبی از زیر دستش در نمیره.
آیا واقعا به اینقدر کینه و مجازات و خون ریزی و خشونت نیاز است؟
اگر این افراد میموندن و تاریخ رو روایت میکردن و چیزهای بیشتری که بهش میرسیدن و فرصت میکردن برای بشریت بازگو کنن، شاید بهتر میبود!
کتاب مینوشتن، سوالات و موارد مبهم و اسرار دیگری که پیش میامد رو بعدا میشد از طریق اونا حل کرد و غیره.

بعدم بالاخره جنگه دیگه.
اینا هم که تحت تاثیر و دستور هیتلر بودن.