«قمار پاسکال» (به انگلیسی Pascal's Wager) یکی از برهانهای خوب برای خداپرستی است که میگوید:
1. "God is, or He is not"
2. A Game is being played... where heads or tails will turn up.
3. According to reason, you can defend neither of the propositions.
4. You must wager. (It's not optional.)
5. Let us weigh the gain and the loss in wagering that God is. Let us estimate these two chances. If you gain, you gain all; if you lose, you lose nothing.
6. Wager, then, without hesitation that He is. (...) There is here an infinity of an infinitely happy life to gain, a chance of gain against a finite number of chances of loss, and what you stake is finite. And so our proposition is of infinite force, when there is the finite to stake in a game where there are equal risks of gain and of loss, and the infinite to gain.
بازگردان نزدیک:
خدا یا هست یا نیست.
یک بازی خواهیم داشت، یا شیر میآید یا خط.
بر پایه خرد، ما نمیدانیم کدام آمده.
بایستی قمار کرد (دلخواه نیست)
بگذارید که سود و زیان را در این قمار بسنجیم. اگر شما برنده شوید، همه چیز را خواهید برد؛ اگر ببازید، هیچ چیز نباختهاید.
این قمار پس بدون هیچ درنگ و گمانی روی هستی خدا سودمند است ... در بودن خدا یک زندگی شاد جاودانه خواهیم داشت، در نبود خدا چیزی از دست ندادهایم و چیزی هم بدست نیاوردهام، پس بهتر است که در باور به هستی خدا زندگی کنیم.
در مزداهیک (ریاضیات) نیز اینگونه خواهیم داشت که بسشمار یا حاصل ضرب بینهایت در هر عددی، بینهایت خواهد بود. پس برای بدست آوردن Mathematical Expectation یا چشمداشت مزداهیکین ما خواهیم داشت:
چشمداشت ما هنگام هستی خدا: ∞ p1 x
چشمداشت ما هنگام نبود خدا: p2
پس بدون نیاز به هیچ فرنود دیگری، در بودن خدا همواره و همیشه سود بیشتری کردهایم.
فرض هم بگیریم که این قضیه درست باشد ، اگر هم ما در اینجا خدا پرستی را انتخاب کنیم از روی میل باطنی نبوده و بر اساس ترس است که ممکن است این خدا تا در آینده پدر ما را در بیاورد پس به صرفه تر است که خدا باور باشیم. خوب این خدا اصلا اخلاقی نیست.
«قمار پاسکال» (به انگلیسی Pascal's Wager) یکی از برهانهای خوب برای خداپرستی است که میگوید:
1. "God is, or He is not"
2. A Game is being played... where heads or tails will turn up.
3. According to reason, you can defend neither of the propositions.
4. You must wager. (It's not optional.)
5. Let us weigh the gain and the loss in wagering that God is. Let us estimate these two chances. If you gain, you gain all; if you lose, you lose nothing.
6. Wager, then, without hesitation that He is. (...) There is here an infinity of an infinitely happy life to gain, a chance of gain against a finite number of chances of loss, and what you stake is finite. And so our proposition is of infinite force, when there is the finite to stake in a game where there are equal risks of gain and of loss, and the infinite to gain.
بازگردان نزدیک:
خدا یا هست یا نیست.
یک بازی خواهیم داشت، یا شیر میآید یا خط.
بر پایه خرد، ما نمیدانیم کدام است.
بایستی قمار کرد (دلبخواه نیست)
بگذارید که سود و زیان را در این قمار بسنجیم. اگر شما برنده شوید، همه چیز را خواهید برد؛ اگر ببازید، هیچ چیز نباختهاید.
این قمار پس بدون هیچ درنگ و گمانی روی هستی خدا سودمند است ... در بودن خدا یک زندگی شاد جاودانه خواهیم داشت، در نبود خدا چیزی از دست ندادهایم و چیزی هم بدست نیاوردهام، پس بهتر است که در باور به هستی خدا زندگی کنیم.
در انگارش (ریاضیات) نیز اینگونه خواهیم داشت که بسشمار یا حاصل ضرب بینهایت در هر عددی، بینهایت خواهد بود. پس برای بدست آوردن Mathematical Expectation یا چشمداشت انگارشی ما خواهیم داشت: چشمداشت ما هنگام هستی خدا: ∞ p1 x چشمداشت ما هنگام نبود خدا: p2
پس بدون نیاز به هیچ فرنود دیگری، در بودن خدا همواره و همیشه سود بیشتری کردهایم.
من متوجه نشدم چرا حالتهای برد نامتناهی و بیشتر از حالتهای باخت میشود؟ اگر خدای اشتباهی رو هم پرستش کنیم یعنی قبول است؟مثلن ونوس رو بجای الله 😆 نکته مهم اینه که دستور العمل معلوم نیست.یعنی بطور کلی معلوم نیست که ما باید چه بکنیم که خدا حال کند.ممکن است دقیقن همان کار نتیجه عکس دهد و باعث غضب خدا شود. و نکته از همه مهمتر اینکه خدا در صورت وجود نمیتواند از برهان شر رها شود.یعنی دلیل نمیشود که گفتن مدح و قربون صدقه اش رفتن کمکی به حال انسانها کند.اساسن خدا هر چه عشقش بکشد انجام میدهد.خلاصه اینکه خدا اگر برای صداقت و شجاعت و انساندوستی و آزادی و شادی و... ارزشی قائل نشود همان بهتر که از او در جهنم دور باشیم و عشق و حال کنیم احتمالن با بقیه جهنمیان تا در بهشت با دستمال تا ابد به تملق دیکتاتور عزیز مشغول باشیم.
توجه داشته باشید که در این قضیه باور به خدا به تنهایی مطرح شده. یعنی شرطی در باور به خدا وجود نداره. یعنی باور به خدا همطراز باور به سردی هوا و گرمی هوا و مسایلی ازین دست قرار داره. در مقدمات هم چیزی جز این نیومده. در این صورت پر واضح است که باور به خدا میتونه دارای سود بیشتری باشه. البته در خود همین هم بحثه. چرا که برای داشتن سود بیشتر باید در مقدمات ذکر میشد که خداوند بین شخص باورمند و ناباور تمایز قائله تا بتونه فرقی در بین این دو، پس از مرگ باشه.
این برهان بیشتر به درد خدای نامتشخص میخوره و برای خداانگاران طراحی شده.
توجه داشته باشید که در این قضیه باور به خدا به تنهایی مطرح شده. یعنی شرطی در باور به خدا وجود نداره. یعنی باور به خدا همطراز باور به سردی هوا و گرمی هوا و مسایلی ازین دست قرار داره. در مقدمات هم چیزی جز این نیومده. در این صورت پر واضح است که باور به خدا میتونه دارای سود بیشتری باشه. البته در خود همین هم بحثه. چرا که برای داشتن سود بیشتر باید در مقدمات ذکر میشد که خداوند بین شخص باورمند و ناباور تمایز قائله تا بتونه فرقی در بین این دو، پس از مرگ باشه.
این برهان بیشتر به درد خدای نامتشخص میخوره و برای خداانگاران طراحی شده.
درود کوروش گرامی،دو نکته اول اینکه گمان میکنم (منبا را بخاطر ندارم) که پاسکال اتفاقن این برهان را برای کسانی ارائه داده که هر چه میکنند نمیتوانند باور ره خدا را قبول کنند. دوم اینکه شرط مهم این شزط بندی اینست که برای خدا باورمند بودن به او مهم است و بقول راسل خدا تا این اندازه بعید است لوس باشد.حدایی که برای باورمند بودن یا نبودن ما به خودش تا این اندازه ارزش میگذارد را میشود تا اندازه ای متشخص دانست هر چند که کاملن مانند خدای ادیان ابراهیمی نباشد.
یک مشکل دیگر این چالش آنست که در آن وجود و عدم وجود خدا دو «احتمال ِ از هر نظر دیگر برابر» فرض گرفته شدهاند(مثل شیر یا خط آمدن سکه که مهربد مثال زد، که در آن شیر یا خط آمدن قبل از پرتاب ۵۰-۵۰ است). حال آنکه شواهد و دلایل بیشماری بر علیه وجود، و هیچ شاهد یا دلیلی برای وجود خدا در کار نیست، و احتمال پائین آمدن ِ سکه به نفع خدا یکدهم درصد است، و هرگز تحت هیچ شرایطی احتمال وجود خدا با احتمال عدم وجود او برابر نیست(و نیز منطقا میباید گزینهی محتملتر را انتخاب کرد). اگر خدایی وجود داشته باشد ما را بخاطر عدم باور به چیزی مطلقا غیرقابل مشاهده مجازات نخواهد کرد.
اشتباه دیگر هم این تحریف و فرض غلط و دروغین است که باور به خدا هیچ هزینهای نخواهد داشت! تقریبا در همان دوران که ریاضیدان بزرگ این اراجیف را جعل میکرد هزار هزار نفر در اسپانیا زندهزنده سوزانده میشدند برای جادو کردن برعلیه زن پادشاه و نابارور شدن ِ وی.
آیا باور به وجود خدا، امری معقول است؟ برهان معقولیت از براهینی است که می تواند در توجیه اعتقاد به وجود خدا بکار گرفته شود. این برهان هرچند نتواند شما را در رسیدن به یک اعتقاد یقینی همراهی کند ولی می تواند به عنوان مویّد [و نه دلیلی مستقل] برای دینداران کارآمد باشد.1 به بیان ساده تر این برهان می گوید اعتقاد به خدا از عدم اعتقاد به خدا معقول تر است.
با رجوع به مقاله ی نخست از این مجموعه، حتماً به یاد خواهید آورید که انسان ها بسته به اینکه گزارش (الف) "خدا وجود دارد" را قبول کنند و یا گزارش (ب) "خدا وجود ندارد" را بپذیرند به دو دسته ی"معتقدین به وجود خدا" و "منکرین وجود خدا" تقسیم می شوند. در آنجا به این نکته نیز اشاره کردیم که باور به هریک از گزاره های "الف" یا "ب" زندگی ما را دچار تغییرات بنیادینی خواهد کرد، چرا که اعتقاد و یا عدم اعتقاد به خدا "باید"ها و "نباید"های مخصوص به خود را دارد که ناشی از جهان بینی های آنهاست. اعتقاد به خدا یا عدم اعتقاد به خدا در اینكه فهم ما از جهان باید چگونه باشد، چگونه زندگی كنیم و چگونه عمل كنیم، تأثیری ژرف دارد. اگر فردی معتقد شود كه باور به خدا امری عقلانی است، باید بكوشد معنا و غایت حیات انسانی را آنگونه كه خواست خداست، دریابد و اگر هم به خدا بی اعتقاد گردد، باز باید به لوازم، توابع و تلویحات این عقیده تندر دهد. در این برهان تلاش می شود هر یک از این دو اعتقاد به همراه لوازم و تبعاتش مورد ارزیابی قرار گرفته و در نهایت نشان داده شود که اعتقاد به گزاره "الف" از اعتقاد به گزارش"ب" معقول تر است.
هرچند در مباحث مربوط به فلسفه دین این برهان به "شرطی پاسکال" معروف شده است ولی این برهان از سخنان امام علی (ع) و امام رضا (ع) نیز قابل استنتاج است. ابتدا به شرطی پاسکال اشاره می کنم و در انتها سخنان معصومین (ع) را ذکر می کنم. این برهان امروزه نیز از براهین جذاب و مورد اعتنا در فلسفه دین به شمار می رود. برای نمونه، وقتی در تابستان 1995م جان فون نیومن، نابغه ریاضی، به سرطان درمان ناپذیری مبتلا شد که او را زمینگیر کرد با توجه به همین جمله پاسکال به مذهب کاتولیک درآمد و گفت: «پاسکال در سخن ظریفی گفته است: اگر این شانس و احتمال باشد که خدایی وجود داشته باشد، و قرعه و اقبال غیرمعتقد به خدا، عذاب دوزخ باشد، در اینصورت باور به وجود خدا معقول است .
«هر كس دینى جز اسلام اختیار كند از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانكاران خواهد بود»
قضیه شرطیه پاسکال
فرض کنید ما نتوانستیم با دلایل عقل نظری خداوند را ثابت کنیم [هرچند در سنت فلسفه اسلامی برهان صدیقین ما را از این فرض مستغنی می کند]. آیا باز هم می توان به وجود خداوند اعتقاد معقول داشت؟ درواقع، ما در این مرحله در مقابل سوال خطیری قرار گرفته ایم و باید از ومیان دو وضعیت کاملاً متمایز یکی را برگزینیم. اعتقاد به خدا یا عدم اعتقاد به خدا. پاسکال گزینه نخست را برمی گزیند و معتقد است می توان به شکلی معقول از این گزینه دفاع کرد. به نظر او اعتقاد به وجود خداوند آنقدر می ارزد که حتی با نبود دلایل متقن، انسان زندگی خود را بر سر آن شرط بندی کند. در هر شرط بندی احتمال برد و باخت است ولی از آنجایی که شرط بندی بر سر اعتقاد به خدا از ریسک بسیار کم و سود بسیار زیادی برخوردار است پس امر معقول و منطقی است. اگر خدایی نباشد، آنچه از دست میدهیم بسیار ناچیز و اگر خدایی باشد، آنچه بدشت می آوریم بسیار عظیم خواهد بود.
سوال یک فرد ملحد از پاسکال این است: چرا باید به خدا، دنیای دیگر، قیامت و ... ایمان آورده و خود را به سختی بیاندازم؟ پاسخ شرطی پاسکال به این پاسخ چنین است:
یا دنیایی پس از این جهان هست آنگونه که پیامبران گفته اند یا نیست آنگونه که تو می گویی. اگر دنیای پس از این نباشد من که به خود سختی داده ام و تو که به خود سختی نداده ای هر دو خواهیم مرد و نیست خواهیم شد. با این فرق که من اندکی سختی عبادت را بر خود تحمیل کرده ام اما اگر دنیای پس از این باشد که پیامبران گفته اند آنگاه من از نعمت پروردگارم متنعم و تو در عذاب خواهی بود.
بیان تفصیلی این برهان چنین است:
مقدمه1: خدا یا وجود دارد و یا وجود ندارد مقدمه 2: عقل در پاسخ دهی به سوال ازوجود خدا یا نبود خدا ناتوان است. مقدمه 3: اگر خدا وجود داشته باشد، در آنصورت معتقدان به او زندگی ابدی سعادتمندانه ای خواهند داشت. مقدمه 4: اگر خدا وجود نداشته باشد، زندگی هر کس با مرگ طبیعی پایان می پذیرد. مقدمه 5: ما ناگزیر از شرط بندی بر یکی از دو طرف وجود یا نبود خدا هستیم.
نتیجه: احتمال برد و باخت 50 درصد است ولی پاداش برنده شدن بسیار بیشتر از زیان باختن است پس انسان مصلحت اندیش گزینه خداباوری را انتخاب خواهد کرد (pascal 2003, pp66-69).
درواقع پاسکال در پی بیان این مطلب است که حتی اگر دلایل و استدلال های عقل نظری از اثبات وجود خدا ناتوان باشند، باز هم باور به وجود خدا و دیگر باورهای دینی از جمله باور به زندگی پس از مرگ، و زندگی بر اساس این باورها، گزینه ی معقول و محتاطانه این است که ما در پیش روی خود داریم. دوراندیشی، احتیاز و مصلحت اندیشی اقتضاء می کند که در مقام عمل و تصمیم گیری، وجود خداوند و حقانیت باورهای دینی را مورد اذعان قرار دهیم. باور به وجود خدا به لحاظ عملی معقول است. در این برهان بیش از آنکه دغدغه ی "صدق" باورهای دینی وجود داشته باشد دغدغه ی سود و کارآمدی آنها مدّنظر است. باید احتیاط پیشه کرد تا از سود احتمالی فراوان محروم نماند. درواقع یه نظر پاسکال، عقل (راه نظری) در اثبات وجود خدا ناتوانایی هایی دارد که می توان از راه دل و ایمان (راه عملی) آنها را جبران کرد.
او در جمله ی معروفی می گوید: دل برای خود دلایلی دارد که عقل آنها را نمی شناسد». همانطور که پیشتر اشاره شد این برهان از منابع دینی ما نیز قابل استخراج است. آیات و روایات فراروانی وجود دارد که وعده خسران عظیم به کافرین می دهد، برای نمونه در آیه 85 سوره آل عمران می خوانیم:
«من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبلمنه و هو فی الاخرة من الخاسرین» .
«هر كس دینى جز اسلام اختیار كند از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانكاران خواهد بود»
امام رضا علیه السلام در روایتى به همین معنا اشاره مىفرمایند:
دخل رجل من الزنادقة على ابی الحسن و عنده جماعة. فقال ابو الحسن علیه السلام :
ایها الرجل! ارایت ان كان القول قولكم و لیس هو كما تقولون ا لسنا وایاكم شرعا سواء ، لا یضرنا ما صلینا و صمنا و زكینا و اقررنا؟ فسكت الرجل، ثم قال ابو الحسن: ان كان القول قولنا و هو قولنا افلستم قد هلكتم و نجونا؟
یكى از زنادقه وارد مجلسى شد كه امام رضا علیه السلام در آن حضور داشت. امام فرمود: اى مرد اگر اعتقاد شما صحیح باشد در صورتى كه در واقع چنین نیست، آیا ما و شما مساوى نیستیم و نماز، روزه، زكات و اقرار و تصدیق، زیانى به ما نمىرساند. آن مرد ساكتشد، سپس امام در ادامه فرمود: و اگر اعتقاد ما بر حق باشد، در صورتى كه در واقع اعتقاد ما بر حق است، آیا چنین نیست كه شما به هلاكت مىرسید و ما به رستگارى.
بنابراین از این كلام امام رضا علیه السلام به خوبى برمىآید كه اعتقاد به خدا و لوازم آن معقولتر از بدیل آن است.
نتیجه: احتمال برد و باخت 50 درصد است ولی پاداش برنده شدن بسیار بیشتر از زیان باختن است پس انسان مصلحت اندیش گزینه خداباوری را انتخاب خواهد کرد (pascal 2003, pp66-69).
یک ساعتی در این جستار سرگردان بودید دست آخر هم که باز کپی پیست کیلویی مسخره کردید برادر کوشا !! دوستان در همون پست اول تاپیک برهان رو شسته و رفته و فارغ از این روده درازی های پامنبری بیان کرده بودن و به دنبالش هم نقدش کرده بودن...
فکر کردم آی کیو شما بالاتر از این حرف ها باشه چون ایراد اصلی برهان این هست که اصولا احتمال برد و باخت 50-50 نیست و حالت های دیگری هم وجود داره که در نظر گرفته نشده !! البته تلاش بیهوده شما قابل تحسینه ، اما پاسخ شما باید به «قُمار پاسکال» Pascal's Wager میبود ، نه تکرار بخش هایی که خودمون از قبل میدونستیم
و دقیقا این برهان فقط به درد شما دینداران میخوره برای دلخوشی و زمانی که دستتون خالی از هر استدلال دیگری بود !!
فرض کنید ما نتوانستیم با دلایل عقل نظری خداوند را ثابت کنیم [هرچند در سنت فلسفه اسلامی برهان صدیقین ما را از این فرض مستغنی می کند]. آیا باز هم می توان به وجود خداوند اعتقاد معقول داشت؟
یک ساعتی در این جستار سرگردان بودید دست آخر هم که باز کپی پیست کیلویی مسخره کردید برادر کوشا !! دوستان در همون پست اول تاپیک برهان رو شسته و رفته و فارغ از این روده درازی های پامنبری بیان کرده بودن و به دنبالش هم نقدش کرده بودن...
فکر کردم آی کیو شما بالاتر از این حرف ها باشه چون ایراد اصلی برهان این هست که اصولا احتمال برد و باخت 50-50 نیست و حالت های دیگری هم وجود داره که در نظر گرفته نشده !! البته تلاش بیهوده شما قابل تحسینه ، اما پاسخ شما باید به «قُمار پاسکال» Pascal's Wager میبود ، نه تکرار بخش هایی که خودمون از قبل میدونستیم !!
اگر معنای اسکاتی بودن این برهان را درک می کردید این مقدار آسمان و ریسمان نمی بافتید ! فرض بحث روی وجود و عدم وجود خداست و این فرض حتی اگر 99 به یک به نفع عدم وجود خدا باشد باز با توجه به بزرگی محتمل نیتجه احتمالی به نفع باورمند به وجود خداست.
فرض کنید ما نتوانستیم با دلایل عقل نظری خداوند را ثابت کنیم [هرچند در سنت فلسفه اسلامی برهان صدیقین ما را از این فرض مستغنی می کند]. آیا باز هم می توان به وجود خداوند اعتقاد معقول داشت؟
اعتقاد میتوان داشت ، اما اعتقاد معقول خیر !! مثل حالتی که الان شما دارید...
منتظر برهان صدیقین شما هم هستیم استاد تا این استغنای شما رو هم راهی زباله دانی کنیم... در تاپیک جداگانه و بدون کپی پیست کیلویی
اگر معنای اسکاتی بودن این برهان را درک می کردید این مقدار آسمان و ریسمان نمی بافتید ! فرض بحث روی وجود و عدم وجود خداست و این فرض حتی اگر 99 به یک به نفع عدم وجود خدا باشد باز با توجه به بزرگی محتمل نیتجه احتمالی به نفع باورمند به وجود خداست.
شما هم اگر ایراد وارده به برهان رو متوجه میشدی این حرف خنده دار رو نمیزدی !! اتفاقا تمام مانور روی درستی این برهان ، همین فرض 50-50 اش هست... وقتی جمیع حالات مفروض نشون میده کفه ترازو به نفع عدم باور به خداست ، کدوم احمقی میاد باز بگه نفع در اعتقاد به خداست ؟ شما 6 حالتی که در اون لینک هست رو نقد کن اگر میتونی...
منتظر برهان صدیقین شما هم هستیم استاد تا این استغنای شما رو هم راهی زباله دانی کنیم... در تاپیک جداگانه و بدون کپی پیست کیلویی !!
من اینجا نیومدم خدا رو برای کسی اثبات کنم چرا که وجود خدا آنقدر بدیهی است که نیاز به اثبات ندارد حضور من فقط برای نشان دادن سستی پایه باورهای مدعیان ناباروی است
لذا می تونید برهان صدیقین رو از منابع معتبر نقل کنید و عیوبش رو بیان کنید البته آرش بیخدا قبلا این لقمه رو برای امثال شما گرفته می تونید مراجعه کنید. بعد من به شما می گم که کجای کارتون می لنگه.
شما هم اگر ایراد وارده به برهان رو متوجه میشدی این حرف خنده دار رو نمیزدی !! اتفاقا تمام مانور روی درستی این برهان ، همین فرض 50-50 اش هست... وقتی جمیع حالات مفروض نشون میده کفه ترازو به نفع عدم باور به خداست ، کدوم احمقی میاد باز بگه نفع در اعتقاد به خداست ؟ شما 6 حالتی که در اون لینک هست رو نقد کن اگر میتونی...
و گرنه برو از بزرگترات بپرس و دوباره بیا 😄 !!
خوشبختانه تعداد احمق هایی ! که می گویند نفع در اعتقاد به خداست خیلی زیاده
!
بالا بری پایین بیایی طبق بیان امام رضا علیه السلام دست ناباور به هیچ کجا بند نیست
من اینجا نیومدم خدا رو برای کسی اثبات کنم چرا که وجود خدا آنقدر بدیهی است که نیاز به اثبات ندارد حضور من فقط برای نشان دادن سستی پایه باورهای مدعیان ناباروی است
خب اگر وجودش بدیهی هست چرا این وجود بدیهی رو ما درک نمیکنیم ؟ نکنه فی قلوبمون مرض 😬 ؟؟
اتفاقا از حضور شما به شدت استقبال میکنیم استاد...
بمانید و سستی باورهای ما رو نشون بدید لطفا !! تا الان که چیزی ندیدیم...
لذا می تونید برهان صدیقین رو از منابع معتبر نقل کنید و عیوبش رو بیان کنید البته آرش بیخدا قبلا این لقمه رو برای امثال شما گرفته می تونید مراجعه کنید. بعد من به شما می گم که کجای کارتون می لنگه.
شما اگه مالی بودی ، نوشته آرش بیخدا رو نقد میکردی میذاشتی اینجا !! خودت پیشاپیش فهمیدی هوا پسه و برهانت تو زباله دونیه ، داری رجز میخونی فقط
خوشبختانه تعداد احمق هایی ! که می گویند نفع در اعتقاد به خداست خیلی زیاده !
مغلطه توسل به اکثریت... تعداد احمق هایی که میگفتن زمین صاف هست یا خورشید دور زمین میچرخه هم زیاد بود !! تازه کجاشو دیدی ، هنوز تعدادی احمق هستن که میگن زمین صافه
بالا بری پایین بیایی طبق بیان امام رضا علیه السلام دست ناباور به هیچ کجا بند نیست !
طبق بیان آنارشی (علیه السلام) هم دست شما و امام رضاتون به جایی بند نیست و گرنه چند تا پست مشغول فرار از اصل مطلب نبودی که میگم 6 حالت نوشته شده رو نقد کن اما جوابی نداری بدی و جنگولک بازی در میاری همش !!
شما اگه مالی بودی ، نوشته آرش بیخدا رو نقد میکردی میذاشتی اینجا !! خودت پیشاپیش فهمیدی هوا پسه و برهانت تو زباله دونیه ، داری رجز میخونی فقط 😂 !!
آرش بیخدا اگر مالی بود در گفتگو دات و رو تخته نمی کرد و دمش رو نمی گذاشت رو کولش و فرار و بر قرار ترجیح بده و تو وبلاگشم تنها نظرات کسایی که مجیزش رو می گن تایید کنه
مغلطه توسل به اکثریت... تعداد احمق هایی که میگفتن زمین صاف هست یا خورشید دور زمین میچرخه هم زیاد بود !! تازه کجاشو دیدی ، هنوز تعدادی احمق هستن که میگن زمین صافه :
یکبار گفتم صد بار دیگم می گم با این مغلطه یابی ها راه به جایی نمی برید
خدا هست و تنها ندانمگرایان و شگگرایان را پاداش میدهد.
زیان بیکران
سود بیکران
خدا هست و همهیِ خداباوران را بی نگرش به دین اشان پاداش میدهد.
سود بیکران
زیان بیکران
خدا هست و به همهیِ آدمها عشق میورزد و همگی را پاداش میدهد!
سود بیکران
سود بیکران
خدا هست و همه را, مگر کسانیکه خدایِ دروغین را در زندگی پرستیدهاند پاداش میدهد.
زیان بیکران (مگر آنکه شانسی دین درست را گزیده باشید)
سود بیکران
خدا هست و همهیِ کسانیکه باورهای نادرستی داشتند را به دوزخ ابدی میاندازد.
زیان بیکران (مگر آنکه شانسی دین درست را گزیده باشید)
زیان بیکران
خدایی نیست یا خدا اهمیت نمیدهد.
زیان کرانمند (زندگی از دست رفتهیِ زمینی)
سود کرانمند (زندگی از دست نرفتهیِ این جهان)
دو حالت بیشتر قابل فرض نیست و بقیه فرضها من درآوردی هستند: 1-خدا نیست در این صورت هیچکس هیچ ضرری نکرده و با فرارسیدن مرگ و متصل شدن به عدم، سرانجام بیخدا و باخدا به یک جا ختم می شود و تنها با خدا یکسری عباداتی انجام داده که ضرری برای او نداشته و بیخدا بیش از آنچه با خدا از زندگی بهره برده نصیبی نبرده است و تنها مثل سایرین زندگی کرده است .
2- خدا هست. در این صورت تنها خدای معرفی شده از سوی ادیان است که امر و نهی او قابل اعتناست و هر کس بر اساس راهنمایی پیامبران بدون عناد و لجاجت سعی در اطاعت از او داشته سعادتمند و غیر او مستحق عذاب است.
آرش بیخدا اگر مالی بود در گفتگو دات و رو تخته نمی کرد و دمش رو نمی گذاشت رو کولش و فرار و بر قرار ترجیح بده و تو وبلاگشم تنها نظرات کسایی که مجیزش رو می گن تایید کنه !
اول اینکه مغلطه تو هم بدی هست ، ما میگیم اگر مالی هستی برو نوشته آرش بیخدا رو نقد کن ، جواب نداری بدی خب حرف نزن !!
بعدم به شما ربطی نداره آرش بیخدا چرا کاری میکنه یا نمیکنه... فعلا که این انجمن هست و شما هم در حال زایمان های زودرس و پی در پی هستی 👍 !! ایشونم وقتش رو از فاضلاب نیاورده پاسخ هر ننه قمری رو بده... انرژیش رو میذاره برای کارهای مهم تر و تاثیر رو کسانی که مغزشویی نشدن !!
دو حالت بیشتر قابل فرض نیست و بقیه فرضها من درآوردی هستند:
واقعا زاییدی کوشا جان !! اول گفتیم فرض ها 50-50 نیست ، گفتی 90-10 هم باشه به نفع خدباوران هست... بعد که فهمیدی چه شکری خوردی ، حالا حرفت رو عوض کردی 😄 !! برادر خب اول یه کم فسفر بسوزون ، بعد حرف بزن...
1-خدا نیست در این صورت هیچکس هیچ ضرری نکرده و با فرارسیدن مرگ و متصل شدن به عدم، سرانجام بیخدا و باخدا به یک جا ختم می شود و تنها با خدا یکسری عباداتی انجام داده که ضرری برای او نداشته و بیخدا بیش از آنچه با خدا از زندگی بهره برده نصیبی نبرده است و تنها مثل سایرین زندگی کرده است .
چطور کسی ضرری نکرده ؟ گرسنگی و تشنگی احمقانه ماه رمضان یا سینه زنی و گریه های بیخود شما و نگاه نکردن به نامحرم و پیاده و پا برهنه رفتن تا فلان حرم و خوردن آب آلوده به بروماید زمزم و تربت کربلا و محروم شدن از هزار و یک لذت دیگه ، ضرر نیست ؟
البته درک ندارید که ببینید نوشته زیان کرانمند ( محدود ) !!
2- خدا هست. در این صورت تنها خدای معرفی شده از سوی ادیان است که امر و نهی او قابل اعتناست و هر کس بر اساس راهنمایی پیامبران بدون عناد و لجاجت سعی در اطاعت از او داشته سعادتمند و غیر او مستحق عذاب است.
زاییدی داداش !!! هیچ اطمینانی نیست ، خدا همان خدای ادیان باشه... اگر کسی باور قطعی به خدای ادیان داشته باشه که اصلا نیازی به قمار پاسکال و اثبات معقول بودن باور به خدا نداره...
برادر من نیازی ندارم تعریف کنم ، چون پرسش شما تعریف عقل نبود !! پس حرف مفت نزن... شما گفتی بدون دلیل معقول هست به چیزی باور داشت ، گفتیم نه !!
موندم اگر وجود خدا انقدر بدیهی هست ، شما چرا انقدر زور میزنی !! مواظب باش ، خطر داره برات 😄
فعلا که اینجا کسی چیزی ندیده !!
اول اینکه مغلطه تو هم بدی هست ، ما میگیم اگر مالی هستی برو نوشته آرش بیخدا رو نقد کن ، جواب نداری بدی خب حرف نزن !!
بعدم به شما ربطی نداره آرش بیخدا چرا کاری میکنه یا نمیکنه... فعلا که این انجمن هست و شما هم در حال زایمان های زودرس و پی در پی هستی 👍 !! ایشونم وقتش رو از فاضلاب نیاورده پاسخ هر ننه قمری رو بده... انرژیش رو میذاره برای کارهای مهم تر و تاثیر رو کسانی که مغزشویی نشدن !!
باز یک زایمان زودرس دیگه ✌️ !! اصل مطلب رو پاسخ ندادید...
شما کلا مرخصی و با این جوابهای صد من یه غاز به هیچ چیزی نیازی نداری
عیب تو گر آینه بنمود راست خود شکن آینه شکستن خطاست
جای این اشعار و موعظه ها ، بگید چرا دو حالت بیشتر متصور نیست ؟ اگر کسی به خدا باور داره که اصولا نیازی به این گونه برهان نداره ولی اگر برهان برای ناباورین هم مطرح هست ، باید تمام اون 6 حالت در نظر گرفته بشه که در این صورت برهان دفع خطر احتمالی ، کارایی خودش رو از دست میده...
دو حالت بیشتر قابل فرض نیست و بقیه فرضها من درآوردی هستند:
1-خدا نیست
در این صورت هیچکس هیچ ضرری نکرده و با فرارسیدن مرگ و متصل شدن به عدم، سرانجام بیخدا و باخدا به یک جا ختم می شود و تنها با خدا یکسری عباداتی انجام داده که ضرری برای او نداشته و بیخدا بیش از آنچه با خدا از زندگی بهره برده نصیبی نبرده است و تنها مثل سایرین زندگی کرده است .
2- خدا هست.
در این صورت تنها خدای معرفی شده از سوی ادیان است که امر و نهی او قابل اعتناست و هر کس بر اساس راهنمایی پیامبران بدون عناد و لجاجت سعی در اطاعت از او داشته سعادتمند و غیر او مستحق عذاب است.
همهیِ انگاشتها (= فروض) من درآوردی هستند,
اگر نبودند که دیگر نمیگفتند انگاشت, میگفتند فرنود.
شما هم در انگاشت دوم که خدا هست چند پیشانگاشت پنهان دارید آنهم اینکه این خدایی که میانگارید هست, بَهمان و بیسار
و مسلماندوست و کافرستیز و کینهتوز و ... هم هست, که اینها هم مندرآوردی هستند و مندرآوردی بودن اشان
کمتر از اینکه خدا یا یزدان پاکی هست و منِ خداناباور را چون هومن نیکسرشت و درستکاریبودهام پاداش میدهد, نیست.
جای این اشعار و موعظه ها ، بگید چرا دو حالت بیشتر متصور نیست ؟ اگر کسی به خدا باور داره که اصولا نیازی به این گونه برهان نداره ولی اگر برهان برای ناباورین هم مطرح هست ، باید تمام اون 6 حالت در نظر گرفته بشه که در این صورت برهان دفع خطر احتمالی ، کارایی خودش رو از دست میده...
این برهان برای خداباور اقامه نمی شود بلکه برای ناباوری است که مصداق نرود میخ آهنی در سنگ شده است و با لجاجت و عناد ایرادهای بنی اسرائیلی به برهان های اقامه شده بر وجود خدا می گیرد در این لحظه به او گفته می شود که دو حالت بیشتر قابل فرض نیست .....
حالت های دیگر منتفی است زیرا یا مدعی ندارد و در صورت داشتن مدعی استدلال و برهان قابل اعتنا ندارد.
این برهان برای خداباور اقامه نمی شود بلکه برای ناباوری است که مصداق نرود میخ آهنی در سنگ شده است و با لجاجت و عناد ایرادهای بنی اسرائیلی به برهان های اقامه شده بر وجود خدا می گیرد در این لحظه به او گفته می شود که دو حالت بیشتر قابل فرض نیست .....
حالت های دیگر منتفی است زیرا یا مدعی ندارد و در صورت داشتن مدعی استدلال و برهان قابل اعتنا ندارد.
این تقسیم بندی دو حالتی شما ناشی از پیش فرض های یک خداباور آن هم مسلمان احتمالا شیعه هست و مصادره به مطلوب !! حالات مطرح شده که نیاز به برهان و استدلال نداره اصولا و برهان هم دفع خطر احتمالی هست ، پس باید تمام حالات در نظر گرفته شه...
تقسیم بندی 6 حالتی دربرگیره تمام حالات ممکن و فاقد هر گونه مصادره به مطلوب هست.
شما بار اولی که من حرف از 6 حالت زدم ، گفتید اگر 90 به 10 هم به نفع عدم وجود خدا باشه ، باز هم معقول هست که خداباور باشیم 😄 ، بعد که کمی فکر کردید فهمیدید چه گافی دادید
این تقسیم بندی دو حالتی شما ناشی از پیش فرض های یک خداباور آن هم مسلمان احتمالا شیعه هست و مصادره به مطلوب !! حالات مطرح شده که نیاز به برهان و استدلال نداره اصولا و برهان هم دفع خطر احتمالی هست ، پس باید تمام حالات در نظر گرفته شه...
تقسیم بندی 6 حالتی دربرگیره تمام حالات ممکن و فاقد هر گونه مصادره به مطلوب هست.
شما بار اولی که من حرف از 6 حالت زدم ، گفتید اگر 90 به 10 هم به نفع عدم وجود خدا باشه ، باز هم معقول هست که خداباور باشیم 😄 ، بعد که کمی فکر کردید فهمیدید چه گافی دادید !!
هیچ گافی در کار نبوده و هنوز هم همان حرف را می زنم از هر طرف که حساب کنید کارت بیخدا یک کارت سوخته و فاقد ارزش و اعتبار است.
حرف مفت میزنید !! شما میگید دو حالت بیشتر نیست ، دلیلتون هم اینه که حالت های دیگه نه مدعی دارن نه منطقی هستن ...
در حالی که تمام حالات هم مدعی دارن که اگر نداشتن هم مهم نبود ، هم دلیلی برای منطقی نبودن اونها یا مثلا منطقی تر بودن دو حالت خودتون نیاوردید!!
فرض بدون مدعی روی هواست و ارزش بررسی ندارد بحث ما یک بحث علمی صرف نیست بلکه می خواهیم تکلیف عملی خود را بفهمیم اگر به غیر از دو فرض اصلی فرض دیگری که مدعی و دلیل دارد بیان کنید تا باطل بودن آن را به شما و دیگران نشان دهم.
فرض بدون مدعی روی هواست و ارزش بررسی ندارد بحث ما یک بحث علمی صرف نیست بلکه می خواهیم تکلیف عملی خود را بفهمیم اگر به غیر از دو فرض اصلی فرض دیگری که مدعی و دلیل دارد بیان کنید تا باطل بودن آن را به شما و دیگران نشان دهم.
برای دفع خطر احتمالی باید تمام حالات بدون مصادره به مطلوب متکی به باورهای مذهبی مطرح شه... پس بیان حالت به خودی خود کفایت میکنه همون طور که شما وجود خدا رو یک حالت در نظر گرفتی ، پس شما اگر میگید حالات منطقی نیست باید دلیل بیارید !! مدعی هم شما فرض کن خود من...
برای دفع خطر احتمالی باید تمام حالات بدون مصادره به مطلوب متکی به باورهای مذهبی مطرح شه... پس بیان حالت به خودی خود کفایت میکنه همون طور که شما وجود خدا رو یک حالت در نظر گرفتی ، پس شما اگر میگید حالات منطقی نیست باید دلیل بیارید !! مدعی هم شما فرض کن خود من...
این گوی و این میدان !!!
اولا چرا باید؟ فرضی که هیچ نتیجه عملی ندارد چه ارزشی دارد؟
ثانیا حالا که قراره بیش از دو فرض در نظر گرفته شود چرا شش فرض؟ چرا شصت فرض در نظر نگیرم و یا ششصد فرض و یا حتی بیشتر؟
اولا چرا باید؟ فرضی که هیچ نتیجه عملی ندارد چه ارزشی دارد؟
باید چون منطقی و به دور از مصادره به مطلوب هست بر خلاف دو حالت شما !! از کجا میدونید نتیجه عملی نداره ؟ دو حالت شما هم هیچ کدوم تضمین علمی شدن ندارن...
یک پیش فرض (غلط) توی برهان قمار پاسکال هست, این که باور داشتن یا نداشتن به چیزی یک انتخاب هست, که هر کس می تونه بدون در نظر گرفتن مدارک و شواهد انجام بده !
ریچارد داوکینز توی کتابش به همین مسئله اشاره میکنه: [COPY] Believing is not something you can decide to do as a matter of policy. At least, it is not something I can decide to do as an act of will[/COPY]
آستین کلاین هم همین ایراد رو به برهان قمار پاسکال میگیره :
[COPY]For one thing, it assumes that believing or not believing is a choice which a person can make rather than something determined by circumstances, evidence, reason, experience, etc. Wagering requires the ability to choose through an act of will, and it seems unlikely that belief is something which you can choose through an act of will. I, as an atheist, do not choose atheism — I am incapable of believing a claim without good reason, and currently, I lack any good reasons to believe in the existence of any gods. Atheism is not chosen, but rather the automatic consequence of my circumstances as I understand them.[/COPY]
مگه خداباور ها می تونند اسب تک شاخ یا اژدها رو باور کنند؟ (بدون هیچ شاهد یا مدرکی برای وجود این موجودات)
حالا که حرف پاسکال هست ، بد نیست نظرش در مورد اسلام رو بدونیم !!!
As David Wetsel notes, Pascal's treatment of the pagan religions is brisk: "As far as Pascal is concerned, the demise of the pagan religions of antiquity speaks for itself. Those pagan religions which still exist in the New World, in India, and in Africa are not even worth a second glance. They are obviously the work of superstition and ignorance and have nothing in them which might interest 'les gens habiles' ('clever men')[22]"[23]Islam warrants more attention, being distinguished from paganism (which for Pascal presumably includes all the other non-Christian religions) by its claim to be a revealed religion. Nevertheless, Pascal concludes that the religion founded by Mohammed can on several counts be shown to be devoid of divine authority, and that therefore, as a path to the knowledge of God, it is as much a dead end as paganism.[24]Judaism, in view of its close links to Christianity, he deals with elsewhere.[25]
هنوز فرصت دارید ثابت کنید چرا حالات دیگر فرض شده نادرست هستن : خدا هست و تنها ندانمگرایان و شگگرایان را پاداش میدهد.
اگر این گزاره و فرض صحیح باشد فرض های زیر نیز باید صحیح باشد: خدا هست و تنها گاوپرستان را پاداش میدهد. خدا هست و تنها آلت پرستان را پاداش میدهد. خدا هست و تنها ماه پرستان را پاداش میدهد. خدا هست و تنها بت پرستان را پاداش میدهد. خدا هست و تنها ستاره پرستان را پاداش میدهد.
خدا هست و تنها پیروان هر تعداد خدای درست و نادرستی که پرستیده شده است را پاداش میدهد.
یا دلیل خود بر حصر عقلی بودن شش فرض مذکور را بیان کنید یا قبول کنید که این به قول شما قمار از هر طرف که حساب شود با باخت ناباور همراه است.
مگه خداباور ها می تونند اسب تک شاخ یا اژدها رو باور کنند؟ (بدون هیچ شاهد یا مدرکی برای وجود این موجودات)
حداقل بسیاری از ناباروان مدعی اند که زمانی باورمند بوده و از یک زمان به بعد دست از باور خود کشیده اند برعکس آن نیز صدق می کند کسانی که هیچ باوری به خدا نداشته اند و بعد از مشاهده ادله و شواهد وجود خدا را باور کرده اند.
این موضوع کاملا بدیهی است مگر اینکه منظور از متن چیز دیگری باشد.
اگر این گزاره و فرض صحیح باشد فرض های زیر نیز باید صحیح باشد: خدا هست و تنها گاوپرستان را پاداش میدهد. خدا هست و تنها آلت پرستان را پاداش میدهد. خدا هست و تنها ماه پرستان را پاداش میدهد. خدا هست و تنها بت پرستان را پاداش میدهد. خدا هست و تنها ستاره پرستان را پاداش میدهد.
خدا هست و تنها پیروان هر تعداد خدای درست و نادرستی که پرستیده شده است را پاداش میدهد.
یا دلیل خود بر حصر عقلی بودن شش فرض مذکور را بیان کنید یا قبول کنید که این به قول شما قمار از هر طرف که حساب شود با باخت ناباور همراه است.
حالات مطرح شده شما در قمار پاسکال جایی نداره ، چون قمار بر روی حالات مفروض خداباوری و ناباوری هست نه روی آلت پرستی و گاوپرستی و غیره !! با اغماض میشه اینها رو در حالت چهارم و پنجمی که در صفحات قبل آورده شده ، دید...
در هر حال در مقابل این حالات جدیدی که مطرح کردید هم من اینها رو مطرح میکنم :
خدا هست و تنها گاوپرستان را مجازات میکند. خدا هست و تنها آلت پرستان را مجازات میکند. خدا هست و تنها ماه پرستان را مجازات میکند. خدا هست و تنها بت پرستان را مجازات میکند. خدا هست و تنها ستاره پرستان را مجازات میکند.
خدا هست و تنها پیروان هر تعداد خدای درست و نادرستی که پرستیده شده است را مجازات میکند.
حالا همه حالات رو باز بذارید کنار هم ، ببینید چیزی به نفع خدباوری برداشت میشه یا نه...
چرا؟ اینکه خدا هست و خداباوران را پادافره میدهد چگونه به زیان خداناباوران میشود؟
شما ابتدا دلیل حصرتان را بیاورید سپس مبنای محکمه پسند هر کدام از فرض ها را بیان کنید، نتیجه خودبخود روشن می شود. بر اساس کدام استدلال و برهان خدا باید خداباوران را مجازات کند؟
حالات مطرح شده شما در قمار پاسکال جایی نداره ، چون قمار بر روی حالات مفروض خداباوری و ناباوری هست نه روی آلت پرستی و گاوپرستی و غیره !! با اغماض میشه اینها رو در حالت چهارم و پنجمی که در صفحات قبل آورده شده ، دید...
در هر حال در مقابل این حالات جدیدی که مطرح کردید هم من اینها رو مطرح میکنم :
خدا هست و تنها گاوپرستان را مجازات میکند. خدا هست و تنها آلت پرستان را مجازات میکند. خدا هست و تنها ماه پرستان را مجازات میکند. خدا هست و تنها بت پرستان را مجازات میکند. خدا هست و تنها ستاره پرستان را مجازات میکند.
خدا هست و تنها پیروان هر تعداد خدای درست و نادرستی که پرستیده شده است را مجازات میکند.
حالا همه حالات رو باز بذارید کنار هم ، ببینید چیزی به نفع خدباوری برداشت میشه یا نه...
بله فرض های بسیار دیگری را نیز می توان مطرح کرد و این ناقض حصر فرض ها در عدد شش است.
تا نتوانید مبنایی عقلی و دلیلی محکم بر فرض های تراشیده شده بیاورید تنها خود را با این نوع فرضها مشغول ساخته و گول زده اید و در هر صورت و در هر حال در اینکه هیچ ضرری متوجه خدا باور نیست شکی نیست چون خداباور بر اساس حجت و دلیل عمل کرده است.
شما ابتدا دلیل حصرتان را بیاورید سپس مبنای محکمه پسند هر کدام از فرض ها را بیان کنید، نتیجه خودبخود روشن می شود.
بر اساس کدام استدلال و برهان خدا باید خداباوران را مجازات کند؟
شما میگویید اگر آفریدگاری هم بیانگاریم باشد, میباید بر پایهیِ آنچه شما "حصر عقلی" میدانید رفتار کند, اگرنه آفریدگار نیست!؟