مردها معطل سکس هستند یعنی زنها معطل سکس نیستند یعنی زنها به اندازهی مردها از سکس لذت نمیبرند یعنی همان سفسطهای که ایرانبانو مهربد را بخاطر اشاره به آن دچار به بدفهمی از حرفهایش کرد. تا آنجاکه ما دیدهایم زنان همانقدر معطل هستند فقط این معطل بودن را بر زبان نمیآورند.
حتما به زبان نمی اورند تا توطئه ای ترتیب دهند؟!! من صحبتم با مهربد گرامی هم همین بود که زنان را مجبور کرده اند تاخواست و میل جنسی شان را به طور واقعی نشان ندهند و البته بیشتر این واقعیت است که زنان را به یک بی میلی تلقینی دچار کرده اند. بنا براین آنچه که شما به عینه می بینید و بر پایه ی آن قضاوت میکنید شکل اصیل و خام ان نیست بلکه دچار یک دگرگونی تحمیلی شده.
حتما به زبان نمی اورند تا توطئه ای ترتیب دهند؟!!
من صحبتم با مهربد گرامی هم همین بود که زنان را مجبور کرده اند تاخواست و میل جنسی شان را به طور واقعی نشان ندهند و البته بیشتر این واقعیت است که زنان را به یک بی میلی تلقینی دچار کرده اند.
بنا براین آنچه که شما به عینه می بینید و بر پایه ی آن قضاوت میکنید شکل اصیل و خام ان نیست بلکه دچار یک دگرگونی تحمیلی شده.
ولو فاحشه مانند یک دختر خوب در جایی بایستد و اولین مرد نچسبی که به او پیشنهاد داد را با خود به بسترش ببرد.
مانند این پسران زنجیر به دست سرکوچه میمانید که به هر کسی که رد میشود برچسبی میزنند ولی موقع انتخاب سعی میکنند دست بر روی نجیب ترین دختران بگذارند.....
خب سرانجام میپذیرید که پسران با کمابیش هر دختری که از راه رسید میخواهند بخوابند, ولی دختران نه و استانداردی فراتر از خواستنی بودنِ تنِ دیگری دارند ایرانبانو؟
نه آقای عزیز
ما با سکس باجگیری نمی کنیم, وقتی از کسی دلگیر باشیم نمی تونیم باهاش سکس داشته باشم و مردها چون خیلی معطل سکس هستند خودشون رو در موضع ضعف می بینند و فکر می کنند باید باج بدن!
یعنی میگویید مردان در رابطهیِ دوستی برای سکس دست پایین را ندارند آنجلا جان!؟
همینکه زنان "ناز میکنند" و نیاز به "ناز کشیدن" دارند میشود باژگیری احساس/سکسی دیگر!
باژ گرفتن که حتما پول نیست!
پ.ن.
من هم با امیر همنگرم که باژگیری احساسی چند بُرزرایهای (order-of-magnitude) از سکس نااخلاقیتر است.
خب سرانجام میپذیرید که پسران با کمابیش هر دختری که از راه رسید میخواهند بخوابند, ولی دختران نه و استانداردی فراتر از خواستنی بودنِ تنِ دیگری دارند ایرانبانو؟
اگر علتش را مسائل فرگشتی ندانید شاید در ابعاد وسیع و با چشم پوشی از تعداد کمتری از زنان قبول کنم که بله مردان در ابراز امیال جنسی شان نسبت به زنان از جسارت بالاتری برخوردارند. اما این به ان معنا نیست که زن غریزتا در بیان امیالش ناتوان است یا اصولا میلش کم است بلکه در گذر زمان و تحمیل جامعه اینطور اموخته و شاید عادت کرده و برای خودش و مرد این به صورت نورم درامده...
حتما به زبان نمی اورند تا توطئه ای ترتیب دهند؟!! من صحبتم با مهربد گرامی هم همین بود که زنان را مجبور کرده اند تاخواست و میل جنسی شان را به طور واقعی نشان ندهند و البته بیشتر این واقعیت است که زنان را به یک بی میلی تلقینی دچار کرده اند. بنا براین آنچه که شما به عینه می بینید و بر پایه ی آن قضاوت میکنید شکل اصیل و خام ان نیست بلکه دچار یک دگرگونی تحمیلی شده.
توطئه؟ گمان نمیکنم، وقتی منافع مشترک وجود دارد نیازی به توطئه نیست. زنان را چه کسی مجبور کرده؟ سکشوالیتهی مردان بیشتر از همان ِ زنان سرکوب میشده:
باجگیری عاطفی هم نوعی باجگیریست، نوع حتی پستتری از انواع غیرعاطفی آن. اما فقط این نیست، بطور کلی زنان با سکس همچون امتیازی برخورد میکنند که باید در برابر چیزی به مردها داد، نه رابطهای دو سویه که خودشان از آن لذت میبرند. ضمنا «عاطفه» هیچ برتری به «تذلذ» ندارد، شاید اصلا نوعی انحرافآلود از آن باشد.
باجگیری عاطفی هم در کار نیست
معلومه وقتی کسی در سکس احساس براش مهم باشه, مواقعی که اون احساس خدشه دار شده تمایلش به سکس کم میشه یا اون رو از دست میده! اصلا عاطفه رو برابر با لذت بگیرید, مگه شما به سکس بدون لذت تمایل دارید که زنی هم که عاطفه براش مهمه سکس بدون عاطفه رو بپسنده؟! اون چیزهایی که شما به عنوان باجگیری عاطفی و امتیاز گرفتن می بینید برای زنها مطمئن شدن از احساس شریک جنسی شون هست تا سکس براشون لذت بخش باشه.
مردها معطل سکس هستند یعنی زنها معطل سکس نیستند یعنی زنها به اندازهی مردها از سکس لذت نمیبرند یعنی همان سفسطهای که ایرانبانو مهربد را بخاطر اشاره به آن دچار به بدفهمی از حرفهایش کرد. تا آنجاکه ما دیدهایم زنان همانقدر معطل هستند فقط این معطل بودن را بر زبان نمیآورند.
تا اونجا که من دیدم زنها همانقدر معطل نیستند. منظورم این نیست که لزوما به اندازه مردها لذت نمی برند. ولی بیشتر می تونند نیازشون رو کنترل کنند و سکس تنها به اندازه مردها براشون در اولویت نیست.
اگر علتش را مسائل فرگشتی ندانید شاید در ابعاد وسیع و با چشم پوشی از تعداد کمتری از زنان قبول کنم که بله مردان در ابراز امیال جنسی شان نسبت به زنان از جسارت بالاتری برخوردارند.
اما این به ان معنا نیست که زن غریزتا در بیان امیالش ناتوان است یا اصولا میلش کم است بلکه در گذر زمان و تحمیل جامعه اینطور اموخته و شاید عادت کرده و برای خودش و مرد این به صورت نورم درامده...
آنگاه دادههایِ دانشیک ما که میگویند زنان در سراسر گیتی زمین و در همهیِ آمارهای گردآورده گرایش کمتری به همخوابگی در برابر مردان دارند نیز باز نمایانگرِ فرگشتیکیِ فرایند نمیشوند؟ (:
به سخن دیگر, شما هنوز دارید همان گفته ی پیشین اتان را میبازگویید و این میشود ٢١ امین بار که ما اینرا میکوشیم "نااُمیدانه" بدریابانیم.
هر آینه, ببینید کمتر بودن گرایش زنان به همخوابگی در برابر مردان از این سرچشمهها تایید میشود:
١. فرگشت: اگر تنها ٥ دقیقه آن چشمیار (= عینک) فمینیستی اتان را بردارید و به دگرسانی میان هزینهیِ زادآوری برای زن و مرد بیاندیشید نکته را میگیرید.
٢. پژوهشهایِ دانشیک: همهیِ (نه کمابیش همه, بساکه همه) دادههایِ پژوهشیک انجامیده میگویند که زنان در سراسر جهان و در همهیِ فرهنگها گرایش کمتری به همخوابگی دارند - ولی خوشی یکسان یا هتا بالاتری از خود سکس میبرند.
٣. آروین شخصی: از تک تک مردان اینجا یا هر جای دیگر که دوست دارید بپرسید که آیا زنان به اندازهیِ ایشان گرایش به همخوابگی دارند یا نه ((: خود من بیشتر از چندین کشور رفته و زیستهام و برایتان ١٠٠% گواهی میدهم که زنان همه جا یکجور برخورد میکنند.
اکنون شما هر سهیِ اینها را همینجوری روی هوا پوچانیده و میگویید نه, مرغ ما یک پا دارد و مردان در همهیِ زمانهها در سراسر
جهان همه زنان را توانستهاند با Conspiracy Theory بوادارند که "جسارت کمتری" در گرایش خود به همخوابگی به نمایش بگذارند؟ 😁
+
تنها فرنودی که دارید اینه که "خودتان احساس" دیگری دارید و بهتر از ما خواستههایِ خودتان را میشناسید؟ بسیار خوب, هتا اگر بپذیریم که
شما ژنتیکی/سرشتوار گرایش یکسانی بگوییم با من در همخوابگی با دیگران دارید, چگونه این را از خودتان فراتر برده و به همه زنان میگسترانید ایرانبانو؟
یعنی میگویید مردان در رابطهیِ دوستی برای سکس دست پایین را ندارند آنجلا جان!؟
همینکه زنان "ناز میکنند" و نیاز به "ناز کشیدن" دارند میشود باژگیری احساس/سکسی دیگر!
باژ گرفتن که حتما پول نیست!
پ.ن. من هم با امیر همنگرم که باژگیری احساسی چند بُرزرایهای (order-of-magnitude) از سکس نااخلاقیتر است.
مهربد جان اگه شما توی دوستی براتون فقط سکس مهمه لزومی نداره برای دیگران هم همینطور باشه, اگه دختری در دوستی محبت و عشق و ... بخواد اونها رو در ازای سکس نمیخواد, به عنوان جزئی از رابطه میخواد و اگه پسری اینها رو باج میده برای سکس و حس واقعیش این نیست اون پسر هست که فریبکاره!
توطئه؟ گمان نمیکنم، وقتی منافع مشترک وجود دارد نیازی به توطئه نیست. زنان را چه کسی مجبور کرده؟ سکشوالیتهی مردان بیشتر از همان ِ زنان سرکوب میشده
لینک شما از نظر من موید ادعای من است. وقتی مردان که به عنوان جنس قوی ترو سرکش در جامعه با چنین ابزارهایی سعی برمهارشان است وضع زنان هم مشخص میشود.منتهی این مسائل برای مردان گذرا بود و از ان عبور کردند اما برای زنان تداوم یافت. نه به خاطر اینکه زنان بنا به ماهیتشان خود را با آن وفق دادند بلکه جامعه بنا برضعف نسبی زن توان سرکوب ان را یافته بود. پس نه توطئه و نه خواست ذاتی بلکه یک نوع عادت و وفق با شرایط تحمیلی
مهربد جان اگه شما توی دوستی براتون فقط سکس مهمه لزومی نداره برای دیگران هم همینطور باشه, اگه دختری در دوستی محبت و عشق و ... بخواد اونها رو در ازای سکس نمیخواد, به عنوان جزئی از رابطه میخواد و اگه پسری اینها رو باج میده برای سکس و حس واقعیش این نیست اون پسر هست که فریبکاره!
خب گرامی اینها دگرسانی میان زن و مرد هستند دیگر, ما مردان سکس برایمان بمانند نوشیدن و خوردن میماند, درجا خوشی میدهد.
شما برای اینکه از چلوکباب خوشی ببرید نیاز به اینکه احساساتی شوید ندارید درسته؟ همین را برای مردان در سکس بیانگارید.
در اینجا اکنون ما یک پیشهیِ بسیار خواستنی - به سخنی کهنترین پیشهیِ جهان را (: - داریم که زنان و اندک مردانش با تنفروشی خود
مایهیِ برآورده شدن نیاز ما مردان و گاه کمتر زنان میشوند و چنانکه میبینید, هیچ چیز براستی تهوعآوری هم ندارد و بسیار هم برستودنی است.
هر آینه, این دگرسانیها میان زن و مرد پیامدهای گوناگونی نیز دارند, یکی از آنها همین پافشاری بیجای زنان و سختگیری اشان در گزینش شریک جنسی است, ما
فرگشتوار میدانیم چرا زنان گرایش کمتری به همخوابگی دارند: در گذشته و تا همین دویست سال پیش دختر با کسی میخوابید بچه دار میشد, ولی پسر
نه و پس همخوابگی برای ایندو هزینهیِ یکسان نداشته و گرایش یکسانی هم ندارند.
اکنون ولی ما در سدهیِ بیست یکم هستیم و دستکم ده راه و بیشترِ آسان برای پیشگیری از بچه و انداختن بچه
در دست داریم, در اینجا این سختگیریِ شما دیگر پشتوانه نداشته و ما میتوانیم آنرا «باگِ فرگشتیک» بنامیم
و از همینرو, رفتارهای اینچنینی و همسان دیگری که شما دارید, از سختگیری در گزینش شریک جنسی تا
گرایش ِکم به همخوابگی و نیاز به احساسی بودنِ رابطه و .. از دم بی پشتوانه بوده و از اعتبار ساقط میشوند.
از دید اخلاقی, اینجا مردان شانسی دستِ بالا را دارند زیرا رفتارشان شانسی منطقی است, ولی شما رفتارتان باز شانسی نامنطقی مانده است.
اکنون بیانگارید که ما میخواهیم یک اخلاقیاتی را در همبود (= جامعه) بگسترانیم, کدام یک از ایندو درستتر است:
١. تشویق زن و مرد به همخوابگی تنکامانه (promiscuously)
٢. تشویق زن و مرد به همخوابگی وفادارانه و احساسی
یکمی هم به سود شما است (از سکس به هر روی خوشی میبرید), هم به سود مردان است (نیازشان آسانتر برآورده میشود) و سرانجام به سود بشریت است (بچههایِ کمتری زاده میشوند).
با این همه میبینیم که دومی بسیار بیشتر تبلیغ میشود, هنگامیکه تنها و تنها به سود زنان است و پس نااخلاقی.
خب گرامی اینها دگرسانی میان زن و مرد هستند دیگر, ما مردان سکس برایمان بمانند نوشیدن و خوردن میماند, درجا خوشی میدهد. شما برای اینکه از چلوکباب خوشی ببرید نیاز به اینکه احساساتی شوید ندارید درسته؟ همین را برای مردان در سکس بیانگارید.
آفرین، نیازهای طبیعی زنان ارجح گرفته میشوند و همانهای مردان را به عنوان «شیانگاری زنان» و «نگاه ابزاری به زن» و «نداشتن عمق عاطفی» و ... رد میکنند. بزرگترین لگد به ماتحت تز «Sexual objectification» مردان همجنسگرا هستند، که نگاهی دقیقا مشابه همانکه ما به زنان داریم، آنها به مردان دیگر دارند. 💩🐴
١. فرگشت: اگر تنها ٥ دقیقه آن چشمیار (= عینک) فمینیستی اتان را بردارید و به دگرسانی میان هزینهیِ زادآوری برای زن و مرد بیاندیشید نکته را میگیرید.
٢. پژوهشهایِ دانشیک: همهیِ (نه کمابیش همه, بساکه همه) دادههایِ پژوهشیک انجامیده میگویند که زنان در سراسر جهان و در همهیِ فرهنگها گرایش کمتری به همخوابگی دارند - ولی خوشی یکسان یا هتا بالاتری از خود سکس میبرند.
٣. آروین شخصی: از تک تک مردان اینجا یا هر جای دیگر که دوست دارید بپرسید که آیا زنان به اندازهیِ ایشان گرایش به همخوابگی دارند یا نه ((: خود من بیشتر از چندین کشور رفته و زیستهام و برایتان ١٠٠% گواهی میدهم که زنان همه جا یکجور برخورد میکنند.
1-من نظریه های فرگشتیک را بدون در نظرگرفتن اثر تمدن و فرهنگ نمی پذیرم.چرا شاید بتوان درمواردی به مقایسه های معقول پرداخت و من هیچ کجا منکر ان نبودم اما در کلیت فکر میکنم سرکوب سکسوالیته زن به دست جامعه درگذر زمان صورت گرفته و این نه تنها به ضرر زن است بلکه بزرگترین آسیب را به شما مرادن میزند پس عینک فمنیستی من در جهت منافع شما هم دید میزند:)) 2-پژوهش های دانشیک هم منظورتان کدام است؟امار و ارقام؟ خوب که چه؟این که ثابت نمیکند زنان میلشان چه بوده.قریب به اکثریت زنان از حقوق بدیهی خود ناآگاهند انوقت به سکسشان توجه کنند؟ 3-مردان این سایت هم شد امار و ارقام های بدونپایه های علمی...
+ تنها فرنودی که دارید اینه که "خودتان احساس" دیگری دارید و بهتر از ما خواستههایِ خودتان را میشناسید؟ بسیار خوب, هتا اگر بپذیریم که شما ژنتیکی/سرشتوار گرایش یکسانی بگوییم با من در همخوابگی با دیگران دارید, چگونه این را از خودتان فراتر برده و به همه زنان میگسترانید ایرانبانو؟
این به قول شما(( تنها فرنود)) از قضا خیلی هم مهم است. بساری از دختران جوان چنین حس هایی دارند اما شاید شما به عنوان مرد ندانید که چه عواملی باعث میشود که خودشان خودشان را انکار کنند. این دخرتان و زنان شاید میل جنسی شان به اندازه ی پارتنرشان باشد اما نه یاد گرفته اند که ان را ابراز کنند و نه زمینه ی ابراز ان را دارند. پس راه مناسب را رویه ای میبینند که زنان قبلشان انجام میدادند. انکار حس خود و به حصر کشاندنش.....
من همانند امیر و مهربد عزیز معتقدم که دلیل اصلی مخالفت بیش از اندازه زنان با روسپیگری این است که ایشان روسپیان را تهدید بزرگی برای برچیدن بساط باجگیری زنان از مردان بواسطه ی سکس می دانند. از تعصبات مذهبی-سنتی هم ره به جایی نمی بریم و اظهار نظر هایی چون این کار تهوع آور و ناپسنده دلیلی بر ناپسندی روسپیگری نیست.احساس شرم و گناه ناشی از روسپیگری هم چندان پایه ندارد چرا که به طور مثال بسیاری از پسران(پسرانی که تحت فرهنگ کثیف دینی قرار گرفته اند) با وجود لذت بردن از masturbation پس از ارگاسم احساس شرم و پشیمانی می کنند و با این وجود باز هم این کار را انجام می دهند.این احساس اگر شما انسان خردمندی باشید و مدتی به جستجوی دلایل زیان بار بدون خود ارضایی بپردازید و چیزی نیابید خود به خود از میان می رود. در باب زیان بار بودن روسپیگری برای زنان(و مردان) هم شخصا تا کنون پژوهشی که براستی این زیان ها را ثابت کند ندیده ام.حتی با فرض زیان بار بودن، همانطور که در جایی دیگر هم گفته ام دلیلی ندارد حکم به غیر قانونی بودن این شغل بدهیم چراکه در جامعه صد ها شغل به مراتب زیان بار تر برای مردان است که هیچ کس هم توجهی به زیانی که به مردان می رسد، نمی کند.برای نمونه جوشکاری.
پیشینه ی این شغل هم نشان می دهد که چه اندازه جامعه نیازمند آن است.
پ.ن:اگر زنی حاضر بود برای سکس با من پول بپردازد شک نکنید نخستین شغلی که دنبالش می رفتم روسپیگری بود.
مهربد من نمی دونم واقعا شما به چی معترضید؟ به این که چرا همه مثل شما فکر نمی کنند؟ به این که چرا همه دخترها با شما سکس ندارند؟! که چرا هر شب نمی تونید با یکی باشید و برای این که با دختری سکس داشته باشید مجبورید مثلا یه ماه تحملش کنید؟ البته آنقدرها هم گرایش شما بدون تبلیغ نمانده, سکس بدون تعهد و دخترهای یکشبه دیگه این روزها از مشخصه های باحالی برای مردهاست. شما هم اگر هدف از دوستی تون فقط سکس هست, همون ابتدای دوستی تون این رو خیلی منطقی برای دختر روشن کنید و بگید احساسی در کار نیست و باهاش در این مورد به توافق برسید.
نه اینکه برای سکس تظاهر به چیزی که نیستید بکنید و دختر بیچاره رو فریب بدید – این نا اخلاقیه - و تازه خودتون شاکی هم باشید که باج عاطفی دادید! برای گسترانیدن اخلاقیاتتون باید حداقل خودتون بهشون پایبند باشید.
زنهایی هستند که حاضرند! از مهربد بپرسید راهنمایی تون می کنه!
🍿🍿🍿!! از دست شما با کل کل هایی که میکنید...نظر من این هست که ناحیه مربوطه رو طبق عکس های تاپیکی که امیر آورده بود از بیخ و بن بکنیم تا دردسراشم خود به خود از بین برن😜
🍿🍿🍿!! از دست شما با کل کل هایی که میکنید...نظر من این هست که ناحیه مربوطه رو طبق عکس های تاپیکی که امیر آورده بود از بیخ و بن بکنیم تا دردسراشم خود به خود از بین برن😜
این عکسها هم بدآموزی داشته ها ... ولی اگه به نتیجه نرسیدیم این تنها راهه, فکر کنید اگه ناحیه مربوطه از اول وجود نداشت بشر تا حالا به چه پیشرفتهایی دست پیدا کرده بود!!!
این عکسها هم بدآموزی داشته ها ... ولی اگه به نتیجه نرسیدیم این تنها راهه, فکر کنید اگه ناحیه مربوطه از اول وجود نداشت بشر تا حالا به چه پیشرفتهایی دست پیدا کرده بود!!!
نه دیگه نشد...اگر ناحیه مربوطه نبود الان من و شما نبودیم که بخوایم از این بحث ها بکنیم !! اما از الان به بعد احتمالا میشه بدون ناحیه مربوطه،نسل بشر رو همچنان حفظ کرد😄
نه اینکه برای سکس تظاهر به چیزی که نیستید بکنید و دختر بیچاره رو فریب بدید – این نا اخلاقیه - و تازه خودتون شاکی هم باشید که باج عاطفی دادید!
برای گسترانیدن اخلاقیاتتون باید حداقل خودتون بهشون پایبند باشید.
شوخی خوبی بود, اگر پسرها بخواهند خودشان باشند هیچ دختری با آنها نخواهد خوابید و پس نه, همانجور که بارها گفتهایم جایی
که قانون نابجاست قانونشکنی خواستنی است و جاییکه ساختار زورگو و نادادگرایانه است, فریبگری و دروغگویی (= ساختارشکنی) اخلاقی است.
مهربد من نمی دونم واقعا شما به چی معترضید؟ به این که چرا همه مثل شما فکر نمی کنند؟ به این که چرا همه دخترها با شما سکس ندارند؟! که چرا هر شب نمی تونید با یکی باشید و برای این که با دختری سکس داشته باشید مجبورید مثلا یه ماه تحملش کنید؟
البته آنقدرها هم گرایش شما بدون تبلیغ نمانده, سکس بدون تعهد و دخترهای یکشبه دیگه این روزها از مشخصه های باحالی برای مردهاست.
شما هم اگر هدف از دوستی تون فقط سکس هست, همون ابتدای دوستی تون این رو خیلی منطقی برای دختر روشن کنید و بگید احساسی در کار نیست و باهاش در این مورد به توافق برسید.
پیش از هر چیز این سخنان کوچکترین دگرسانیای در زندگی خودین (= شخصی) من نمیدهند, زیرا خوشبختانه هم از دید زیبایی هم هوش
بس هوبخت (خوششانس) بودهام و در کنار آن زبانباز و فریبگر بسیار توانایی هستم و هیچگاه در به رختخواب کشاندن دخترها دشواری نداشتهام.
هر آینه, من میبینم که بسیاری از دوستانِ پسر دیگر ام با اینکه بارها بار از من درستکارتر, راستگوتر و هتا
زیباتر هستند نمیتوانند هیچ رابطهای برای خوشان دست و پا کنند و این ارزشهای راستین و اخلاقیتر برای ایشان کارایی ندارد.
این ناخوشنودی مردان که اگر کارِ درست را بکنند افره (=سود) نمیگیرند و اگر مانندِ من فریبگری و دغلکاری کنند بجای پادافره,
افره هم میگیرند! در بلند- زمان و چنانکه تاریخ نیز هزاران بار نشان داده, مایهیِ عقدهای شدن مردان و جنگافروزیهای گوناگون
میشود, زیرا که رانهای توانمندتر از رانهیِ جنسی نداریم و برآورده نشدن آن فشار روانی ِ بسیار سنگینی بویژه روی مردان دارد.
شوربختانه برای همهیِ ما, جهان به سویی میرود که ناخوشنودی هتا یک آدم میتواند به معنای پایانِ زندگی برای بشریت باشد: بنگرید
به پیشرفت فندآوری در زمینهیِ ژنتیک و اینکه در چند دهه شما میتوانید در خانهیِ خودتان با یک رایانه بآسانی ویروسهایِ نابودگر و کشنده طراحی کنید.
پس به سود همهیِ ما است که شما زنان دست از این فزونخواهی و رفتارهای نافرنودین و از تاریخ گذشته اتان بردارید و بیاموزید همانگونه که ما مردان
در نیمِ بزرگتر جهان امروزین یادگرفتهایم تنها و تنها به اینکه خودمان چه میخواهیم نیاندیشیم, شما نیز در راستای بهزیوی (رفاه) همگانی گام بردارید.
اگرنه و هیچ که خب دیر یا زود آسیبهایِ آن دامنگیر خودتان هم میشود.
پس رویکردهای من بترتیب خواستنی بودن:
١. آگاهانیدن دختران به فزونخواهی و رفتار نافرنودین اشان و دگرستن رفتارشان: بسیار خواستنی, ولی با شانس کامیابیِ اندک
٢. آگاهانیدن پسران به فزونخواهی و رفتار نافرنودین دختران: بسیار کارآمد, مایهیِ فراگیریِ سازوکارِ داستان و پیشگیری از عقدهای شدن
٣. آزاد و قانونی کردن روسپیگری: بسیار کارآمد و خواستنی, مایهیِ تنشزدایی در همبود (بیشتر برای مردان, گاه نیز زنان)
٤. آموزش فریبگری به پسران در برابر رفتار نافرنودین دختران: بسیار کارا, مانند راههای دلبری و مخ زدن
راستش من هنوز در این مورد موضع روشنی ندارم. یه جورایی میشه گفت روسپی گری رو هم کار درستی می دونم و هم نه!.
یا بهتر بگم اگر کسی روسپی گری رو به عنوان حرفه اش انتخاب کرده باشه و نه از روی نیاز به هیچ وجه مخالفش نیستم که هتا ازش حمایت هم می کنم، ولی اگر از سر ناچاری و فقر مالی باشه خب اون بحث دیگریست که جای تامل داره
اکنون بیانگارید که ما میخواهیم یک اخلاقیاتی را در همبود (= جامعه) بگسترانیم, کدام یک از ایندو درستتر است:
١. تشویق زن و مرد به همخوابگی تنکامانه (promiscuously)
٢. تشویق زن و مرد به همخوابگی وفادارانه و احساسی
یکمی هم به سود شما است (از سکس به هر روی خوشی میبرید), هم به سود مردان است (نیازشان آسانتر برآورده میشود) و سرانجام به سود بشریت است (بچههایِ کمتری زاده میشوند).
با این همه میبینیم که دومی بسیار بیشتر تبلیغ میشود, هنگامیکه تنها و تنها به سود زنان است و پس نااخلاقی.
هرچند من اولی رو بیشتر میپذیرم ولی با جمله آخر مشکل دارم:)
کارکرد فرگشتیک احساساتی مثل عشق و وفاداری هرچند بیشتر به سود زن هست ولی در مردان هم وجود داره(معمولا با درجه کمتر) بنابر این نمیشه گفت زنان مطلقا دنبال سکس احساسی هستند و مردان مطلقا دنبال سکس بدون احساس!:))
نکته جالب هم اینه که راهکارهای فرگشتیک ما پیچیدگی هاشون بیش از اینهاست،مثلا در بعضی شرایط این راهکارها فرد رو به احساسی بودن و در شرایط متفاوت همون فرد رو به احساسی نبودن سوق میدند.
رابطه وفادارانه و احساسی هم لزوما منجر به افزایش جمعیت نمیشه:)))
پیشنهاد من عدم سوگیری اخلاقی در برابر این دو هست،هیچ کدوم تقویت یا پیشنهاد نشند و البته هر دو مجاز(از لحاظ اخلاقی) باشند و راهکار زنان و مردان در روابط میل و سلیقه شخصی باشه:)
اینطور هیچکس به خاطر معیارهای جامعه تحت فشار اخلاقی قرار نمیگیرند:)
من نمیدونم واقعا این صحبتها چقدر جدی هست! جدیه؟ مهربد جان معیارهای هر کسی برای انتخاب شریک جنسیش یه حق ابتدایی هر فرد هست , و البته میشه نظر داد در مورد درست بودن یا نبودن این معیارها...
اما اینکه شما اونها رو نمیپسندید دروغ گفتن رو اخلاقی نمی کنه با دروغ گفتن و تظاهر بر ضد اون ساختار عمل نکردید, توی همون چارچوب هستید و به قول خودتون دارید ناز می کشید و باج میدید. زنها هم این رو میفهمند و اعتمادشون رو از دست میدن و معیارهاشون سختگیرانه تر میشه و ناخشنودی هم برای شما و هم برای زنها بیشتر میشه!
برای تغییر گرایش زنها به سکس هم باید شرایط اجتماعی فراهم باشه, همینجوری نمیشه اومد و گفت زنها بیان گرایشهای جنسی شون رو تغییر بدن در صورتی که همه شرایط فرهنگی و تربیتی و اجتماعی به سود اون گرایش جنسی هست, اگه هم شرایط جامعه برای زنها اینه به معنی خیلی ارج گذاشتن به زنها نیست, میبینید که کسانی مثل ایرانبانو این شرایط رو نمی پسندند و توی اون گیر افتادند.
پیش از هر چیز این سخنان کوچکترین دگرسانیای در زندگی خودین (= شخصی) من نمیدهند, زیرا خوشبختانه هم از دید زیبایی هم هوش بس هوبخت (خوششانس) بودهام و در کنار آن زبانباز و فریبگر بسیار توانایی هستم و هیچگاه در به رختخواب کشاندن دخترها دشواری نداشتهام.
👏
به فرض اینکه این حسنیات را هم داشته باشید اطمینان داشته باشید که فقط کسانی را میتوانید فریب دهید که عقلشان در سطح عقل خودتان است.
من نمیدونم واقعا این صحبتها چقدر جدی هست! جدیه؟
مهربد جان معیارهای هر کسی برای انتخاب شریک جنسیش یه حق ابتدایی هر فرد هست , و البته میشه نظر داد در مورد درست بودن یا نبودن این معیارها...
نخست اینکه
جبهه نگیرید! هدفم سرزنش زنها نبود!!!
(((:
جدای از شوخی, من سخنی جدا از سخنِ ایرانبانو نزدم که خود شما زیر آن بالاتر سپاس زدهاید آنجلا جان:
این به قول شما(( تنها فرنود)) از قضا خیلی هم مهم است.
بساری از دختران جوان چنین حس هایی دارند اما شاید شما به عنوان مرد ندانید که چه عواملی باعث میشود که خودشان خودشان را انکار کنند. این دخرتان و زنان شاید میل جنسی شان به اندازه ی پارتنرشان باشد اما نه یاد گرفته اند که ان را ابراز کنند و نه زمینه ی ابراز ان را دارند.
پس راه مناسب را رویه ای میبینند که زنان قبلشان انجام میدادند.
انکار حس خود و به حصر کشاندنش.....
ایشان که سرسختانه میباورند گرایش زن و مرد به همخوابگی یکسان میباشد, زنها تنها به اندازه مردها جسارت در نمایش اش را ندارند:
اگر علتش را مسائل فرگشتی ندانید شاید در ابعاد وسیع و با چشم پوشی از تعداد کمتری از زنان قبول کنم که بله مردان در ابراز امیال جنسی شان نسبت به زنان از جسارت بالاتری برخوردارند.
اما این به ان معنا نیست که زن غریزتا در بیان امیالش ناتوان است یا اصولا میلش کم است بلکه در گذر زمان و تحمیل جامعه اینطور اموخته و شاید عادت کرده و برای خودش و مرد این به صورت نورم درامده...
دیگر اینکه تنها برداشتِ سخن من این نبود که زین پس با نخستین پسری که از شما درخواست همخوابگی کرد بخوابید:
اما اینکه شما اونها رو نمیپسندید دروغ گفتن رو اخلاقی نمی کنه
با دروغ گفتن و تظاهر بر ضد اون ساختار عمل نکردید, توی همون چارچوب هستید و به قول خودتون دارید ناز می کشید و باج میدید. زنها هم این رو میفهمند و اعتمادشون رو از دست میدن و معیارهاشون سختگیرانه تر میشه و ناخشنودی هم برای شما و هم برای زنها بیشتر میشه!
نکته در خودآگاهانیدن شما به فزونخواهی زیستیک (biological) زنانگیاتان و چرایی فرگشتیک آن بود: ما مردان امروز
میدانیم شما زنان چرا ناز میکنید, میدانید چرا تا همین چند سده پیش این ناز کردن و "فزونخواهی" شما پذیرفتنی بوده
و از پایه فزونخواهی نبوده, و نیز میدانیم که این امروز دیگر از بیخ بی پشتوانه شده و چیزی بیشتر از یک "باگ" آزاردهنده و نااخلاقی نمیباشد.
برای من همینکه خودم و هر پسر دیگری که میشناسم (و شما میتوانید از هر کس دیگری که دوست داشتید را برای خودتان بپژوهید)
برای اینکه بتوانیم با یک دختر رابطه داشته باشیم نیاز به دروغگویی بسیار و رنگارنگ میبینیم و باید پیوسته وانمود به چیزهایی
که نیستیم بکنیم, خود نشان از ناجور لنگیدن چندجایِ کار میدهد! فرنودانه (logically) نباید این اندازه نیاز به دروغگویی و ناراستی باشد, درسته؟
همچنین, همانجور که امیر گفت همهیِ گرایشهایِ "بیشتر مردانه" سرکوب میشوند و زشت به شمار میروند.
سکس «تنکامانه» را سکس آدمهای "بی بندوبار" میخوانند. سکس بی نیاز به احساسات سوزناک را برپچسبِ
جندهبازی و خانومبازی و دختربازی و گویا thx to خود امیر! این روزها برچسب لاشیگری و واژگان دیگرِ همسان میزنند.
به کسی که با روسپی میخوابد بد مینگرند - مگر اینکه هلند باشید (: - به پسری که در رابطه بدنبال پایبندی
نیست باز یکجور دیگر برچسب میزنند و انگار آسمان به زمین آمده اگر شما بخواهید تنها برای تنکامگی با یکی بخوابید!
برای تغییر گرایش زنها به سکس هم باید شرایط اجتماعی فراهم باشه, همینجوری نمیشه اومد و گفت زنها بیان گرایشهای جنسی شون رو تغییر بدن در صورتی که همه شرایط فرهنگی و تربیتی و اجتماعی به سود اون گرایش جنسی هست, اگه هم شرایط جامعه برای زنها اینه به معنی خیلی ارج گذاشتن به زنها نیست, میبینید که کسانی مثل ایرانبانو این شرایط رو نمی پسندند و توی اون گیر افتادند.
پیش از هرچیز من حق میدهد که دگراندن گرایش به این آسانیها شدنی نیست,
که اگر بود خب مردان میکردند و دیگری نیازی به وانمودن و دروغگویی نمیدیدند!
با این همه به نگر من فروپیچش (overriding) گرایشها تا اندازهیِ بسیار بالایی شایند (possible) است, بویژه زمانیکه نگرش فرهنگی و همبودین
پشت شما باشند, ما توانستهایم گرایش خودمان در کشتن دیگران را بفروپیچینیم و هتا اعدام را برچینیم, شاید این را هم بفرزامی (perfectly) بتوانیم.
اینجا ولی آماج من بیشتر در خودآگاهِشِ پسران به چراییِ سرکوبِ گرایشهایِ سرشتین آن بود که پیشبُردینتر (=pragmatic)
است, اینکه دختران بخواهند یکشبه دست از فزونخواهی سرشتین خود بردارند, به نگر من هم باین آسانیها شدنی و دیدنی نیست, در غرب گامهایِ
آغازین خوبی هرچند در این راستا میبینیم, یکی از آنها همین آزاد کردن و پذیرفتن «روسپیگری» باشد. این یکی را هنوز در آمریکایش نداریم!
رویهمرفته همینکه یک پسر دریابد گرایشها او بشرستیزانه نیستند و اینکه آدم پستی نیست چون مرد زاده شده و سرکوب شدن خودش و
گرایش هایش بدست زنان و همبودهایِ زنگرایانه نااخلاقی و ناروا میباشد, خود تا اندازهیِ بالایی به برداشته شدن دشواریهای برآمده
کمک میکند, گفتیم در بدترین ریخت کار میتواند دروغ بگوید و جور دیگر وانماید بی آنکه از دروغگویی و وانمایش خود شرمسار و سرخورده باشد.
پس ساده شده, گامهایی که یک دختر امروزین میتواند در این راستا بردارد:
١. پذیرش دگرسانیهایِ جنسیتی: سکس و نوشیدن و خوردن (چلوکباب) برای مردان در یک ترازند, برای زنان نیستند (مگر اینکه سخن ایرانبانو را بپذیریم!).
٢. پایین آوردن توقعات خود از پایبندیهایِ رابطه: پسر از سکس خوشی میبرد, دختر از سکس میبرد, پسر از در آغوش گرفتن خوشی میبرد, دختر از در آغوش گرفتن خوشی میبرد, پس هزینههایِ دوستی یکسان و نزدیک باشند.
٣. پذیرش روسپیگری و خودداری برای نمونه در «تهوعآور» خواندن کار
٤. نسرکوفتن (سرکوفت نزدن) دخترانی که در راستای سکس آزاد و تنکامانه و رویهمرفته ساختارشکنی پیش میروند.
گامهایی که یک پسر میتواند در این راستا بردارد:
١. پذیرش دگرسانیهایِ جنیستی: سکس برای زنان چیزی بیشتر از چلوکباب است, بکوشد احساسات خود را درون کند.
١. پذیرش گرایشهایِ مردانهیِ خود و خودداری از سرکوبشان: همه چیز در پذیرش گرایش زنان و آنچه آنان میخواهند کوتاه نمیشود, مردان هم هستند!
٣. نپذیرش هزینههایِ سنگین رابطه: اگر در توانش بود با سرکوب این دسته از دخترانِ فزونخواه Negative-Reinforcement بدهد.
٤. گسترش و پذیرانیدن گرایشهایِ پسرانه + ارج دادن به ساختارشکنیِ دختران
این رویکرد میشود یک ستیز سخت با آنچه فرگشت ما را سرشته (و تا اینجا رسانیده) که در راستای اخلاقی کردن و افزایش شانس فرازیست + بهزیوی (رفاه) خودمان میرود.
هوشمندی؟وزیبایی؟!!!
ربط این دو را به هم متوجه نمیشوم؟!!
از دید زیستیک میان هوش و زیبایی همبستگی داریم, از دید فرهنگی و همبودین ولی [بیشتر] دخترهای زیبا کودن هستند,
زیرا همبود (دربرگیرنده یِ خود ما مردان) به آنها "امتیاز افزوده" بالایی برای زیبایی اشان میدهد و از همینرو از مغزشان کار نمیکشند.
به فرض اینکه این حسنیات را هم داشته باشید اطمینان داشته باشید که فقط کسانی را میتوانید فریب دهید که عقلشان در سطح عقل خودتان است.
آماج من اینجا بر پایه آموزههایِ زرتشت (و روشنه که خرد!) در پیروی از راستی و خودداری از دروغگویی میباشد.
از همینرو اینجا کوشیدم بگویم که یا باید بپذیریم همه ما مردان از بیخ و بُن بدسرشتیم که نیاز به دروغگویی
میبینیم (چیزیکه میکوشند به ما به هر ابزاری بپذیرانند) یا اینکه باید بپذیریم ساختارهای همبودینِ کنونی و
چشمداشتهای زنان از ما نااخلاقی و ناهمخوان با فربود (=reality) میباشند, که دومی نگرشی فرنودین (منطقی) است.
از دید زیستیک میان هوش و زیبایی همبستگی داریم, از دید فرهنگی و همبودین ولی [بیشتر] دخترهای زیبا کودن هستند, زیرا همبود (دربرگیرنده یِ خود ما مردان) به آنها "امتیاز افزوده" بالایی برای زیبایی اشان میدهد و از همینرو از مغزشان کار نمیکشند.
خوب پس این هم جزو ان دسته از مسائلیست که به جامعه به زور به زنان تحمیل کرده. البته با این توضیح که برای مردان هم همینطور است.به هر حال هر فردی باید برای ارتباط برقرار کردنش یک مزیت نسبی داشته باشد تا بتواند توجه ها را به خود جلب کند.ارادی که زیبایی بالایی دارند معمولا خود را به زحمت بیشتر نمیاندازند تا از مزیات دیگر استفاده کنند. اما خوب این تنها در زنان نیست مهربد جان... مردانی که از ثروتمند اند-مردان ورزشکار حرفه ای-و...معمولا به مغزشان فشار چندانی وارد نمیکنند. گرچه در هر دوجنس استثنا های زیادی دیده ام
دراینكه دراواسط گفتگو وارد این بحث شدم احتمال دارد هنوز به جمعبندی درستی از گفتگوها نرسم ولی با خواندن آخرین ارسالهای نكته ای كه متوجه شدم ودرپست های بعدی بیشتر بدان خواهم پرداخت اینكه برخلاف تصور درجامع مدرن نگاه مردسالارانه ازبین نرفته وبا اشكال دیگری همچنان باقیست همین نگاه زنان را مجبور میكند با خود آزاری جسمی واستفاده از انواع داروهای لاغری به شكل مانكن مورد دلخواه مرد روانه بازار شود ویا درعرصه های ورزشی نیز زنان مجبور باشند پیرو مردان دررشته های سنگین ورزشی عرض اندام نمایند .... اجازه بدهید بعد از جا افتادن به این بحث مفصل تر پرداخته شود
خوب پس این هم جزو ان دسته از مسائلیست که به جامعه به زور به زنان تحمیل کرده.
البته با این توضیح که برای مردان هم همینطور است.به هر حال هر فردی باید برای ارتباط برقرار کردنش یک مزیت نسبی داشته باشد تا بتواند توجه ها را به خود جلب کند.ارادی که زیبایی بالایی دارند معمولا خود را به زحمت بیشتر نمیاندازند تا از مزیات دیگر استفاده کنند.
اما خوب این تنها در زنان نیست مهربد جان...
مردانی که از ثروتمند اند-مردان ورزشکار حرفه ای-و...معمولا به مغزشان فشار چندانی وارد نمیکنند.
گرچه در هر دوجنس استثنا های زیادی دیده ام
هر چند نکته "تحمیلی" در اینکه شما زیبا باشید و همبود به شما امتیاز ویژه بدهد را نمیگیرم! - امتیاز ویژه
دادن هم زورچپان میشود؟ ایرانبانو بمهر بگویید کجا زورچپان میشود, ما هم یک چندتایی بگیریم!!
((:
ولی آری رویهمرفته در برخی زمینههای همسان امتیاز ویژه میبینیم, هر چند هیچکدام از آنها به اندازهیِ زیبایی
آنهم تنها برای زنان بی پشتوانه نیستند, ورزشکار باید بسختی بکوشد و یک برنامهیِ سخت خوراکی و ورزشیک را
دنبال کند, آدم پولدار باید پیوسته برنامهریزی و سرمایهگذاری کند تا پولدار بماند, ولی دختر زیبا باید تنها بخورد و بخوابد!
دراینكه دراواسط گفتگو وارد این بحث شدم احتمال دارد هنوز به جمعبندی درستی از گفتگوها نرسم ولی با خواندن آخرین ارسالهای نكته ای كه متوجه شدم ودرپست های بعدی بیشتر بدان خواهم پرداخت اینكه برخلاف تصور درجامع مدرن نگاه مردسالارانه ازبین نرفته وبا اشكال دیگری همچنان باقیست همین نگاه زنان را مجبور میكند با خود آزاری جسمی واستفاده از انواع داروهای لاغری به شكل مانكن مورد دلخواه مرد روانه بازار شود ویا درعرصه های ورزشی نیز زنان مجبور باشند پیرو مردان دررشته های سنگین ورزشی عرض اندام نمایند ....
اجازه بدهید بعد از جا افتادن به این بحث مفصل تر پرداخته شود
به به چشممان روشن, پس مانکنی هم این روزها شده نماد «مردسالاری»!!
روزبه جان شما پیشامدانه این فیلمِ Brüno, شاهکار Sacha Baron Cohen را ندیدهاید؟ یکی از صحنههایِ فیلم کوهن
با یک مصاحبه با یکی از این مانکنها چنان صحنهیِ خندهداری درست میکند که من هنوز که هنوزه از یادآوری اش میخندم ((:
یکی برای ما بگوید که آخر چیزی نخوردن و لباس پوشیدن و گام در برابر گام برداشتن و از پی آن میلیونها دلار
درآوردن هم شد کار سخت!!؟ تازه این نمایانگر «زورچپانی امتیاز» از سوی «همبود مردسالار» هم هست؟ 😆
تنها سخنان میان Cohen و مانکن را بخوانید:
- مانکنی, خیلی از مردم فکر میکنن کار آسونیه,
- ولی این از سختترین کارهای دنیاست, درسته؟
+ *مانکن, کاملا جدی* بسیار سخته. وایسادن همهیِ روز با کفشای پاشنه بلند, همه هم نگات میکنن ...
+ باید مطمٸن هم باشی که راه رفتنت درسته.
- آره, این خیلی سخته .. چون مثلا باید یادت باشه اول پای راستتو جلو بزاری, سپس پای چپتو جلو بزاری .. اونوقت یهو از خودت میپرسی کدوم کدومه الان؟ نه؟
+ *مانکن جدی و هنگامیکه همچنان نمیگیرد دارد ریشخند میشود* آره. بویژه سر چرخیدن, خیلی ترسناکه!
دست از سرمان بردار undead جان, یک مشت دختر نادان نمیخواهند چیزی بخورند و در برابر این نخوردن کیسه کیسه پول در حسابشان خالی میشود و این تازه روی سر «مردسالاری» هم خراب میشود!؟
بفرمایید این را به کودکان آفریقایی بگویید, مطمٸنم همگی با خوشنودی هر چه بیشتر این کار آسان و پردرآمد را میپذیرند, اسپاگتی را هم سپاس میگویند!!
چیزهای آدم میشنود به مرغ پخته بگویند میخندد, مانند این میماند شما به یک مرد بگویید شش
ماه گرسنگی بکش (آنهم نه اینکه بمیری, کم بخور) بجایش اندازهیِ کار سد تا پزشک و دکتر پول هم بگیر.
نمیدانم چرا از این همبودهایِ "زنسالارانه" به تور ما نمیخورد
دست از سرمان بردار undead جان, یک مشت دختر نادان نمیخواهند چیزی بخورند و در برابر این نخوردن کیسه کیسه پول در حسابشان خالی میشود و این تازه روی سر «مردسالاری» هم خراب میشود!؟
بفرمایید این را به کودکان آفریقایی بگویید, مطمٸنم همگی با خوشنودی هر چه بیشتر این کار آسان و پردرآمد را میپذیرند, اسپاگتی را هم سپاس میگویند!!
چیزهای آدم میشنود به مرغ پخته بگویند میخندد, مانند این میماند شما به یک مرد بگویید شش
ماه گرسنگی بکش (آنهم نه اینکه بمیری, کم بخور) بجایش اندازهیِ کار سد تا پزشک و دکتر پول هم بگیر.
نمیدانم چرا از این همبودهایِ "زنسالارانه" به تور ما نمیخورد (((:
Freakonomics ? What’s the Median Income for a Fashion Model in the U.S.? متاسفانه اینها نتیجه پیش داوریه:)
این میانگین حقوق مدل ها هست و مطمئنا میدونی که در شغل هایی که شهرت در اونها نقش مهمی بازی میکنه(مثل بازیگری،ورزشکاران و...) میانگین نتیجه تعادل بین کسانی هست که بسیار بالاتر از میانگین درآمد دارند و کسانی که بسیار پایین تر از میانگین درآمد دارند:)
در هر جال این داوری های اشتباه و بدون منبع برای من به اندازه داوری در مورد ماهیت این مدل ها برام جالب نبود:))
blame the victim :))و متاسفانه مرغ های پخته ظاهرا سواد اینترنتی ندارند:))
چرا این دختران نادان هستند؟!این ها میخوان از بدنشون سود دربیارند و خب به خاطر این زیان میبینند دلیلش هم سیستم سود محور هست،کجاش به نادانی اینها ربط داره؟!:)اگر سیستمی باعث آسیب به فاحشه ها یا کارگران میشه اون سیستم بسیار جرمش بیشتره تا اینکه ما قربانیان رو سرزنش کنیم.
لزوما روی سر مردسلاری نه ولی حداقل به سیستم ربط داشت(و خب نادان فرض کردن این مدل ها هم شاید ناشی از آنتی فمنیسم باشه:)) )
به کودک آفریقایی هر شغلی که پیشنهاد کنی وضعش از کشور خودش بهتر هست استدلالت زیاد به درد نمیخوره:))
نکته:یکی از ویژگی های مثبت اینترنت این هست که میتونه کمک کنه چنین خطاهای فاحشی در محاسبه دستمزد و شرایط کاری افراد نداشته باشیم:))
هر چند نکته "تحمیلی" در اینکه شما زیبا باشید و همبود به شما امتیاز ویژه بدهد را نمیگیرم! - امتیاز ویژه دادن هم زورچپان میشود؟ ایرانبانو بمهر بگویید کجا زورچپان میشود, ما هم یک چندتایی بگیریم!! ((:
منظورمن این بود که معیار ارزش گذاری ای که برای زنان گذاشتند حالت تحمیلی گرفته. چرا که زنان حتما باید زیبا باشند تا مورد تایید قرار گیرند.
پس این دسته بندی به نظر شما توهین نیست؟
زن یا زیباست یا عاقل؟
این مسئله از همان ارزش گزاری های مردانه شکل گرفته که اکثریت زنان تنها میتوانند یک جنبه از قضیه را در دستگیرند. کسی کهپیوسته میکوشد تا زیبا باشد اصولا وقتی برای اندیشیدن برای خودش نمیگذارد.برایش مهمهم نخواهد بود چرا که تنها با زیباییش میتواند مردان را جذب کند اما کسی که از زیبایی بی بهره باشد اجبارا روی می اورد به تمرکز روی خواصدیگرش تا به کمک ان بتواند جایی در میان مدران باز کند البته که عمومیت ندارد و استثناها فراوانند که به ه ردوجنبه میرسند.اما این مسئله را زیاد شاهدیم و اگرچیزی تحمیلی نیست پس چیست؟؟
Freakonomics � What’s the Median Income for a Fashion Model in the U.S.? متاسفانه اینها نتیجه پیش داوریه:)
این میانگین حقوق مدل ها هست و مطمئنا میدونی که در شغل هایی که شهرت در اونها نقش مهمی بازی میکنه(مثل بازیگری،ورزشکاران و...) میانگین نتیجه تعادل بین کسانی هست که بسیار بالاتر از میانگین درآمد دارند و کسانی که بسیار پایین تر از میانگین درآمد دارند:)
در هر جال این داوری های اشتباه و بدون منبع برای من به اندازه داوری در مورد ماهیت این مدل ها برام جالب نبود:))
blame the victim :))و متاسفانه مرغ های پخته ظاهرا سواد اینترنتی ندارند:))
چرا این دختران نادان هستند؟!این ها میخوان از بدنشون سود دربیارند و خب به خاطر این زیان میبینند دلیلش هم سیستم سود محور هست،کجاش به نادانی اینها ربط داره؟!:)اگر سیستمی باعث آسیب به فاحشه ها یا کارگران میشه اون سیستم بسیار جرمش بیشتره تا اینکه ما قربانیان رو سرزنش کنیم.
لزوما روی سر مردسلاری نه ولی حداقل به سیستم ربط داشت(و خب نادان فرض کردن این مدل ها هم شاید ناشی از آنتی فمنیسم باشه:)) )
نکته:یکی از ویژگی های مثبت اینترنت این هست که میتونه کمک کنه چنین خطاهای فاحشی در محاسبه دستمزد و شرایط کاری افراد نداشته باشیم:))
دستمزد مانکنها را که از روز یکم میدانستیم آنچنان بالا نیست (کم هم نیست), اینها پول همان شهرتشان را در میاورند!
باورم نمیشود سر کار بودن و نبودن مانکنی نیاز به گفتمان میرود! خود من هماکنون اش هم اندازهیِ
یک مانکن کم میخورم و هیچ مشکلی هم ندارم, اینکه بروم یک لباس بپوشم و یک چرخی بزنم و پول به
من بدهند و نمیدانم برای فرتورم روی تبلیغ و آگهی و ... قرارداد آنچنانی ببندند میشود "زنسالاری", ببخشید "مردسالاری"؟
خودت براستی خنده ات نمیگیرد از این فرنایش (استدلال کردن)؟
((:
نادانی ایشان هم به همین برمیگردد که همبود "امتیاز ویژه" به زیبایی و بویژه زیبایی
زنان میدهد جوریکه ایشان کارکرد آن بالا که سر باشد را خاموشانده و با یک خودنمایی و تننمایی پول
درمیاورند و برآیندش نیز میشود همین نمونه مانکنی که آوردیم: نادان, فرورفته در جهانی فانتزی, با خرد و فرنودی در ترازِ گلبرگ.
بامزگی کار اینکه این سیستم فاسد و نادادورانه روی سر "مردسالاری" مردان خراب
میشود, گویی که "امتیاز ویژه" دادن در واژه نامهیِ فمینیستها همان "زورچپانی" است!!
این "یا" یایی نیست که کسی زور کرده باشد, این زنهای زیبا در همبودهای غربی فاسد میشوند (مگر در برخی کشورهای اروپا),
اکنون گناهِ ما مردانه که این زنان نیاز به هیچ کاری ندارند و همه چیز برایشان آسان فراهم میشود و پس در برایند نادان و نازپرورده بار میایند!؟
مگر کسی پیش روی زنان را گرفته, بروند بجای تننمایی و "آسان پول درآوردن"
براه سخت اش
که پژوهش و دانشاندوزی باشد پول دربیاورند, دقیقا کی و کجا این آسانی و تنپروری به ایشان زور میشود؟ 🤫
این مسئله از همان ارزش گزاری های مردانه شکل گرفته که اکثریت زنان تنها میتوانند یک جنبه از قضیه را در دستگیرند.
کسی کهپیوسته میکوشد تا زیبا باشد اصولا وقتی برای اندیشیدن برای خودش نمیگذارد.برایش مهمهم نخواهد بود چرا که تنها با زیباییش میتواند مردان را جذب کند
اما کسی که از زیبایی بی بهره باشد اجبارا روی می اورد به تمرکز روی خواصدیگرش تا به کمک ان بتواند جایی در میان مدران باز کند
البته که عمومیت ندارد و استثناها فراوانند که به ه ردوجنبه میرسند.اما این مسئله را زیاد شاهدیم و اگرچیزی تحمیلی نیست پس چیست؟؟
یکبار دیگر, مگر کسی اینها را "وادار" کرده مانند ایران که روسری سر کنند یا در دانشگاه بهشان سهمیه نمیدهند؟ این زنان که ١٠٠% آزاد
هستند, شما نازپروردگی و "امتیاز ویژه" ای که همبود به اینها میدهد را مایهیِ مردسالاری میبینید؟ واژهیِ درست در اینجا میشود "زنسالاری"!
این اندازه دریافت این پنداره سخت نیست ها! یک پدر و مادر و یک جفت پسر و دخترشان را بیانگارید, پسر را میفرستند بیرون کار کند, بجایش به
دختر پول و آسایش و زمان آسودگی میدهند که هر چه خواست بخرد و بپوشد و بکند. اکنون یکی میشود فرهیخته و دانشمند, یکی میشود نازپرورده و نادان!
اینجا من نمیگیرم کدام "مرد" آخر سالار شد که ما هر چه پایین بالا میکنیم پیدا نمیکنیم اش!؟
ببخشید؟ یعنی برای نمونه یک زن زیبا نباشد از همبود طرد میشود یا همچو چیزی!؟
ما که ندیدیم!!
همینست، معیارهای غیرمنطقی و غیرمنصفانه برای هر دو طرف وجود دارند، با این تفاوت که حتی زشتترین زنان نیز شانسی برای گزیده شدن دارند(اگر اندکی استانداردهای خود را پائین بیاورند)، و دختر خیکی و کثیفی را هم ممکن است مردی باشد که فیتیش دختران چاق را داشته باشد و انتخابشان بکند، اما هیچ زنی فیتیش مرد فقیر و بیسواد و زشت و بیدست و پا را ندارد!
این "یا" یایی نیست که کسی زور کرده باشد, این زنهای زیبا در همبودهای غربی فاسد میشوند (مگر در برخی کشورهای اروپا), اکنون گناهِ ما مردانه که این زنان نیاز به هیچ کاری ندارند و همه چیز برایشان آسان فراهم میشود و پس در برایند نادان و نازپرورده بار میایند!؟
مگر کسی پیش روی زنان را گرفته, بروند بجای تننمایی و "آسان پول درآورن" براه سخت اش که پژوهش و دانشاندوزی باشد پول دربیاورند, دقیقا کی و کجا این آسانی و تنپروری به ایشان زورمیشود؟
مهربد جان شما خودتان به یک زن زیبا نه نمیگویید.میگویید؟ اما من به عنوان یک زن مرد مورد پسندم هر چند هم که به لحاظ ظاهری خوب باشد تا مزیات غیر از این نداشته باشد را نمیپذیرم. این تفاوت بین اعمال اثرمن و شما در یک جامعه است. حالا درابعاد وسیع تر نگاه کنید که هر مردی زیبایی زن برایش در اولویت باشد.خود به خود تلاش زنان برای انکه ظاهرشان را با خواست مردان تطبیق دهند باعث میشود که خودشان هم اولویتشان ظاهرشان شود.
وقتی که ظاهرشان تایید شد عکس العمل مردان در برابر آنها چیست؟به شدت بابت این مزیتشان تحسینشان میکنند و هرکاری برای نگاه داشتنشان انجام میدهند. فکرمیکنید این زن وقتی با این روش مورد تایید قرار گیرد به راههای دیگر روی می اورد؟ پس اینجا مردان خواه-ناخواه در در رفتار های زنان اعمال اثرکرده اند ببخشید تحمیل یعنی چه دیگر؟
من فهمیدم چه میگویند: مردان با انتخاب دختران زیباتر عملا به سرکوب زنان مشغول هستند و باعث از خودبیگانگی زن شدهاند، و باید بیشتر مثل زنان به ویژگیهای «مهمتری» همچون شخصیت، منش، خلقیات و موقعیت اجتماعی اهمییت بدهند. یعنی ایشان نه فقط از «نرم پیشفرض» تلقی شدن معیارهای زنان و تحقیر و فرودست شمردن معیارهای مردان اطلاع دارند، آنرا تبلیغ هم میکنند. بعد هم «مردستیزی» را مسخره میکنند. 😘
پ.ن: یکی نیست در این سودوم بپرسد «هوشمندی» چه برتری بر زیبایی دارد؟
همینست، معیارهای غیرمنطقی و غیرمنصفانه برای هر دو طرف وجود دارند، با این تفاوت که حتی زشتترین زنان نیز شانسی برای گزیده شدن دارند(اگر اندکی استانداردهای خود را پائین بیاورند)، و دختر خیکی و کثیفی را هم ممکن است مردی باشد که فیتیش دختران چاق را داشته باشد و انتخابشان بکند، اما هیچ زنی فیتیش مرد فقیر و بیسواد و زشت و بیدست و پا را ندارد!
اتفاقا بر عکس
نچسب ترین مردها هم تجربه ی ارتباط های مختلفی چه به لحاظ جنسی و چه به لحاظ دوستی دارند.
اما چون معیار انتخاب زنان زیباییست فکرنمیکنم زنی با مشخصه های بالا شانسی برای ارتباط یر قرار کردن داشته باشد:!!!
مهربد جان شما خودتان به یک زن زیبا نه نمیگویید.میگویید؟
اما من به عنوان یک زن مرد مورد پسندم هر چند هم که به لحاظ ظاهری خوب باشد تا مزیات غیر از این نداشته باشد را نمیپذیرم.
این تفاوت بین اعمال اثرمن و شما در یک جامعه است.
حالا درابعاد وسیع تر نگاه کنید که هر مردی زیبایی زن برایش در اولویت باشد.خود به خود تلاش زنان برای انکه ظاهرشان را با خواست مردان تطبیق دهند باعث میشود که خودشان هم اولویتشان ظاهرشان شود.
وقتی که ظاهرشان تایید شد عکس العمل مردان در برابر آنها چیست؟به شدت بابت این مزیتشان تحسینشان میکنند و
هرکاری برای نگاه داشتنشان انجام میدهند.
فکرمیکنید این زن وقتی با این روش مورد تایید قرار گیرد به راههای دیگر روی می اورد؟
پس اینجا مردان خواه-ناخواه در در رفتار های زنان اعمال اثرکرده اند ببخشید تحمیل یعنی چه دیگر؟
خب این دیگر تو سری خوری و نادانیِ ژنتیکی ما مردان است ایرانبانو.
نیک بخوانید, من نمیگویم مردان هیچ کارهاند, میگویم "گناهکار" نیستند و چیزی در این میان به مردان
نمیرسد, هیچ مردی در این همبود "سالار" نمیشود, بجایش هر زنی که اندکی زیبا بود "سالار" میشود —> زنسالاری
در فَرهود (حقیقت) اینجا مردان سه سره خوردهاند, از یکسو طبیعت توی سرشان زده که در برابر زیباییِ زنان بی دست
و پا هستند, از یک سو همبود توی سر اینان میزند که شما "مردسالاری" درست کردهاید - هنگامیکه «زنسالاری»
است - و از سوی سوم هم خودشان باز همبودین و فرگشتیک با یکدیگر نمیتوانند کنار بیایند و بیش از اندازه رقابتی و زیر آب زن شدهاند.
و من همچنان دارم ناامیدانه میکوشم این بخش «سالار شدگی» "مرد" در یکی از این فرایندها را پیدا کنم. کدام مرد
سالار میشود؟ چگونه سالار میشود؟ چه سودی به وی میرسد از اینکه زن زیبا راست راست راه برود و پول دربیاورد؟ اسپاگتی و اعلم!
خب این دیگر تو سری خوری و نادانیِ ژنتیکی ما مردان است ایرانبانو.
نیک بخوانید, من نمیگویم مردان هیچ کارهاند, میگویم "گناهکار" نیستند و چیزی در این میان به مردان نمیرسد, هیچ مردی در این همبود "سالار" نمیشود, بجایش هر زنی که اندکی زیبا بود "سالار" میشود —> زنسالاری
در فَرهود (حقیقت) اینجا مردان سه سره خوردهاند, از یکسو طبیعت توی سرشان زده که در برابر زیباییِ زنان بی دست و پا هستند, از یک سو همبود توی سر اینان میزند که شما "مردسالاری" درست کردهاید - هنگامیکه «زنسالاری» است - و از سوی سوم هم خودشان باز همبودین و فرگشتیک با یکدیگر نمیتوانند کنار بیایند و بیش از اندازه رقابتی و زیر آب زن شدهاند.
و من همچنان دارم ناامیدانه میکوشم این بخش «سالار شدگی» "مرد" در یکی از این فرایندها را پیدا کنم. کدام مرد سالار میشود؟ چگونه سالار میشود؟ چه سودی به وی میرسد از اینکه زن زیبا راست راست راه برود و پول دربیاورد؟ اسپاگتی و اعلم!
این توسری خوری ژنتیکی شماست یا ما؟!!! اینکه جامعه با میل و سلیقه ی شما پیش میرود میشود (جامعه ی مرد سالار) سودش هم را از خودتان بپرسید اما زیانش برای جامعه ی زنان فراوان بوده. زنان اینجا از چند جهت آسیب میبینند: زنان انتخاب میشوند و انتخاب نمیکنند. دسته بندی میشوند پذیرفتگی شان به چیزیست که عموما دست خودشان نیست رقابت بین زنان بیشتر میشود انهم بر سر چیزی که توانشان در رقابت پایین آمده ....... آخر هم در چشممان نگاه میکنید و میگویید زن سالاری!!!
:)) نه.مگر اینطور نیست؟ ما که هر چه مرد درب و داغان دیدیم اینطور بوده اما زنان فقط کمی از معیار های مردانه نداشته باشد در ارتباط برقرار کردن بیچاره میشود:)))
باورم نمیشود سر کار بودن و نبودن مانکنی نیاز به گفتمان میرود! خود من هماکنون اش هم اندازهیِ
یک مانکن کم میخورم و هیچ مشکلی هم ندارم, اینکه بروم یک لباس بپوشم و یک چرخی بزنم و پول به
من بدهند و نمیدانم برای فرتورم روی تبلیغ و آگهی و ... قرارداد آنچنانی ببندند میشود "زنسالاری", ببخشید "مردسالاری"؟
باور کن چون من هم همچنان از شدت شگفتی دارم میگم:فاک می:)))
here you go :))
Fashion Models - Profile - Model, Male الان جدا فکر میکنم دیگه دیدگاهت توهم هست!:))فقط تعداد کمی از مدل ها به اندازه ای شهرت پیدا میکنند که شهرتشون پول سازی خوبی براشون داشته باشه،اصلا این نگاه معنای شهرت رو خنده دار میکنه،یعنی هر مانکنی مشهوره؟!:)))
همچنان من در مورد سیستم بحث میکنم و روی مردسالارانه یا زن سالارنه بودنش حرفی نزدم بیخود هی این رو وارد بحث نکن:)
اگر بخوام به موضوع تاپیک مرتبط تر باشه میشه گفت که هر فاحشه ای حقوق یکسان نداره:))مثلا بین بازیگران پورن که شغلشون به شدت ساده به نطر میاد ویژگی هایی مثل شهرت، جذابیت فیزیکی و... هم جزئی از این شغل هستند من نمیفهمم چرا این استدلال کار نبودن! رو به اینها هم وصل نکنیم و همینجور این زنجیره خنده دار رو به هر نوع کار ذهنی یا جسمی نکشونیم:)
نادانی ایشان هم به همین برمیگردد که همبود "امتیاز ویژه" به زیبایی و بویژه زیبایی
زنان میدهد جوریکه ایشان کارکرد آن بالا که سر باشد را خاموشانده و با یک خودنمایی و تننمایی پول
درمیاورند و برآیندش نیز میشود همین نمونه مانکنی که آوردیم: نادان, فرورفته در جهانی فانتزی, با خرد و فرنودی در ترازِ گلبرگ.
خب اگر این دیدگاه باشه که خیلی جنرال و کلیه خب من هم از زاویه خودشیفتگی خودم کلی آدم رو نادان میدونم:))
در ضمن دارم به این نتیجه میرسم اونقدرا هم که به نطر میاد موافق فاحشگی نیستیا:)
امتیاژ ویژه به مردان هم داده میشه مهربود بی انصافی نکن:))مردان زیبا و خوش هیکل یا قویتر(فراتر از نرم) هم امتیاز ویژه دارند،مگر یک ورزشکاری که به طور ژنتیکی بهتر هست یا یک مدل مرد یا یک بازیگر نسبت به سایر مردان با یک امتیاز ویژه نمیتونه اینها رو ادامه بده؟:))مشکل اینجاست که تاکیدت رو زنان این ویژگی رو در مورد مردان کمرنگ تر نشون میده.
در ضمن وقتی عرضه یک چیز زیاد باشه(مثلا زنان زیبا)عملا این امتیاژ ویژه از بین میره و تلاش این دختران در راستای مدل شدن و افزایش مدل ها رو میشه عاملی در کاهش این امتیاز ویزه دونست:)
نکته فرگشتیک:اگر با امیر عزیز موافق باشی زنان در پی کم کردن رقابت بین خودشون هستند یا همونطوری که من میگم زن ها بین خودشون از لحاظ فرگشتیک نیازی به رقابت ندارند؛بنابراین آیا این مردان جامعه(و نه زنان) نیستند که به زیبایی اهمیت ویزه میدند؟!چون زنان طبیعتا باید با چنین چیزی به طور فرگشتیک مقابله کنند:)در واقع همینکه زنی بخواد با استفاده زیبایی مردها رو جذب کنه اصلا راهکار پایدار فرگشتیکی نیست و چنین چیزی در فرگشت شکست میخوره ولی خب در میم ها ممکنه طور دیگه ای پیش بره:)
گسترش تحلیلت به فاحشگی:چرا ما یک امتیاز ویژه به فاحشگی بدیم؟!ظاهرا که شخص کار نمیکنه و در قبال لذت بردن پول هم دریافت میکنه،خب آیا این کار مثل امتیاژ ویژه ای که به مدل ها داده میشه نیست؟آیا باعث نمیشه فاحشه ها نادان بشند و در تلاش برای بهره گیری از چیزی جز جنسیت و سکس(مثلا هوش) باشند؟!:)
بامزگی کار اینکه این سیستم فاسد و نادادورانه روی سر "مردسالاری" مردان خراب
میشود, گویی که "امتیاز ویژه" دادن در واژه نامهیِ فمینیستها همان "زورچپانی" است!!
همینکه چنین امتیاز ویژه ای راهکار پایدار فرگشتیک نیست نشون میده ریشه طبیعی نداره وبرآمده از فرهنگ هست،وقتی زن ها رقابت گریز یا بی نیاز از رقابت باشند این مردها هستند که چنین امتیاز ویژه ای رو به زنان میتونند بدند نه خود زنان!:)
اگر مشابه همین امتیاز ویزه رو در مورد زنان داشته باشیم و روند فرگشتیک رو عوض کنیم و به قول تو باعث نادان شدنشون بشیم،حداقلش اینه که این امتیاز ویژه به زیان بیشتر زنان هست:)
بفرمایید پیشهیِ مانکنی زنان را به هر مردی که دوست داشتید پیشنهاد کنید, ببینیم کی نمیخواهد!!
اگر خوشگل باشه چرا که نه:))ولی خب زن ها چون در این حرفه زیادتر شدند بنابراین برای بهتر شدن و خوش اندام شدن و.... در رقابت سخت تری هستند(به هر حال نوعی نیروی کار محسوب میشند)
منظورت اینه که اگر کسی مثل من نمونه نقض بود مرد نیست؟!:)))مثل اینکه گرایش به نادانی بین مردها بیشتر از انتظار منه:))
خب باز هم در قبال هر مانکن/بازیگر/فوتبالیست مشهور بسیاری دیگه هستند که شهرت آنچنانی ندارند:)
باور کن چون من هم همچنان از شدت شگفتی دارم میگم:فاک می:)))
here you go :))
Fashion Models - Profile - Model, Male الان جدا فکر میکنم دیگه دیدگاهت توهم هست!:))فقط تعداد کمی از مدل ها به اندازه ای شهرت پیدا میکنند که شهرتشون پول سازی خوبی براشون داشته باشه،اصلا این نگاه معنای شهرت رو خنده دار میکنه،یعنی هر مانکنی مشهوره؟!:)))
همچنان من در مورد سیستم بحث میکنم و روی مردسالارانه یا زن سالارنه بودنش حرفی نزدم بیخود هی این رو وارد بحث نکن:)
اگر بخوام به موضوع تاپیک مرتبط تر باشه میشه گفت که هر فاحشه ای حقوق یکسان نداره:))مثلا بین بازیگران پورن که شغلشون به شدت ساده به نطر میاد ویژگی هایی مثل شهرت، جذابیت فیزیکی و... هم جزئی از این شغل هستند من نمیفهمم چرا این استدلال کار نبودن! رو به اینها هم وصل نکنیم و همینجور این زنجیره خنده دار رو به هر نوع کار ذهنی یا جسمی نکشونیم:)
بدبختانه نه ولی قسمت خوشبختانش اینه که استدلال های خنده دار کم نیست:))
خب اگر این دیدگاه باشه که خیلی جنرال و کلیه خب من هم از زاویه خودشیفتگی خودم کلی آدم رو نادان میدونم:))
در ضمن دارم به این نتیجه میرسم اونقدرا هم که به نطر میاد موافق فاحشگی نیستیا:)
امتیاژ ویژه به مردان هم داده میشه مهربود بی انصافی نکن:))مردان زیبا و خوش هیکل یا قویتر(فراتر از نرم) هم امتیاز ویژه دارند،مگر یک ورزشکاری که به طور ژنتیکی بهتر هست یا یک مدل مرد یا یک بازیگر نسبت به سایر مردان با یک امتیاز ویژه نمیتونه اینها رو ادامه بده؟:))مشکل اینجاست که تاکیدت رو زنان این ویژگی رو در مورد مردان
کمرنگ تر نشون میده.
خیر, سخن ساده است: امتیاز ویژه را زمانیکه میدهند به "زنان" نباید بنام "مردسالاری" خوانده شود.
سپس اینکه ورزشکاری یکی از سختترین پیشههایِ جهانه, من نمیدانم چجوری از پایه ما اینجا ورزش کردن را با modeling یکی گرفته ایم؟
در ورزش شما باید برای ٧ روز هفته زمان کنار بگذارید و رژیم خوراکی, ورزشیک, تفریحی و کاری ویژهای
را از روی برنامه دنبال کنید که روشنه بارها بار سختتر از modeling ٸه و پیشههایِ وابستهیِ آن (نمونه: فرتور روی مجلهها بودن) است!
در ضمن وقتی عرضه یک چیز زیاد باشه(مثلا زنان زیبا)عملا این امتیاژ ویژه از بین میره و تلاش این دختران در راستای مدل شدن و افزایش مدل ها رو میشه عاملی در کاهش این امتیاز ویزه دونست:)
این هم شوخی خندهداری بود: جنسیت زنان امتیاز ویژه میشود, این امتیاز ویژه میان شمار بسیاری زن پخش میشود. سپس ناگهان جادووار از ویژفی امتیاز ویژه کاسته شده و دیگر امتیاز ویژه نیست!
گسترش تحلیلت به فاحشگی:چرا ما یک امتیاز ویژه به فاحشگی بدیم؟!ظاهرا که شخص کار نمیکنه و در قبال لذت بردن پول هم دریافت میکنه،خب آیا این کار مثل امتیاژ ویژه ای که به مدل ها داده میشه نیست؟آیا باعث نمیشه فاحشه ها نادان بشند و در تلاش برای بهره گیری از چیزی جز جنسیت و سکس(مثلا هوش) باشند؟!:)
همینکه چنین امتیاز ویژه ای راهکار پایدار فرگشتیک نیست نشون میده ریشه طبیعی نداره وبرآمده از فرهنگ هست،وقتی زن ها رقابت گریز یا بی نیاز از رقابت باشند این مردها هستند که چنین امتیاز ویژه ای رو به زنان میتونند بدند نه خود زنان!:)
اگر مشابه همین امتیاز ویزه رو در مورد زنان داشته باشیم و روند فرگشتیک رو عوض کنیم و به قول تو باعث نادان شدنشون بشیم،حداقلش اینه که این امتیاز ویژه به زیان بیشتر زنان هست:)
من از بیخ پیوند این سخنان را نمیگیرم که بخواهم نگری داشته باشم, یک مشت نگرهیِ آشفته که نمیدانم از
نبود رقابتِ جنسی در زنان (کی گفته رقابت نبوده!؟) به اینکه امتیاز ویژه دادن به زنان اگر X را بپذیریم بد میشود و سخنان بی سر و ته دیگر!
سخن بسیار سادهتر از اینها بود: امتیاز ویژه به زنان میدهید؟ بدهید ولی به آن نگویید "مردسالاری", بگویید "زنسالاری".