سینهچاکان ِ کاپیتالیسم دلشان میخواهد ما باور بکنیم تنها دلیل ِ پیشرفت «رقابت» است
نیست ؟ کدام کشور کمونیستی یا 100% سوسیالی را سراغ دارید که از کشور های سرمایه داری جلوتر باشد ؟ (منظور از 100% سوسیالی این است که به هیچ عنوان سرمایه داری درش وارد نشده باشد)
درحالیکه در حقیقت مدلهای «بسیار موفق» سوسیال دموکراسی در فرانسه، آلمان و کشورهای اسکاندیناوی را داریم،
برای همین در پرانتز برای شما نوشتم کشوری را نام ببرید که سرمایه داری درش نباشد ، همه کشور هایی که نام بردید پیشرفتشان را مدیون سرمایه دارانشان هستند - از بنز و ولوو و بی ام دابلیو و پژو بگیرید تا یوتل ست و هاریبو و زیمنس و ...
توضیح بدهید که چگونه کشوری قحطی زده، جنگ زده و نیمهفئودالی که به وقت قدرت گرفتن بلشویکها روزی سی هزار نفر قربانی به گرسنگی میداد در کمتر از سه دهه تبدیل به یک ابرقدرت جهانی شد
ابر قدرتی که مردمش از گشنگی داشتند میمردند و دست آخر خودش در خودش ریخت و دیکتاتوری که درش ظهور کرد زبانزد خاص و عام است !
من از کمونیسم یا سوسیالیسم دفاع نمیکنم، حتی آنارشیسم را هم موعظه نمیکنم، مدتهاست که از نوع بشر قطع امید کردهام. اما خندهام میگیرد وقتی مردم عادی برای دفاع از سیستمی که در آن هیچ شانسی برای بقا ندارند پیراهن میدرند!
در مورد آنارشیسم که شما طرفدارش هستید ، تا جایی که من میدانم هیچ تجربه عینی نبوده برای همین من به هیچ عنوان در موردش سخن نمیگویم . ولی در مورد کمونیسم و سوسیالیسم نمونه های بسیاری وجود دارد که همگی یا دست آخر به سرمایه داری روی آوردند (چین ، آلمان ، فرانسه ، سوئد و ...) یا نابود شدند رفتند پی کارشان و یا اگر باقی هستند دیکتاتوری هایی هستند که مردم در آنها زنگ بیدار باش و خوابیدن دارند و داشتن کامپیوتر و اینترنت در منزل جرم است (کره شمالی) .
استانداردهای زندگی طبقهی متوسط در تمام کشورهای اروپایی طی ِ دو دههی اخیر افت کرده، از آن مهمتر، برخلاف نظر اقتصاددانان نئوکلاسیک شکاف میان کشورهای ثروتمند و فقیر نه فقط کم نشده، بلکه هر روز بیشتر میشود.
گرامی شما که کشور های اروپایی را نمونه های موفق سوسیالیسم میدانستید ، حالا شدند سرمایه داران رو به سقوط ؟
عربها در فرانسه و ترکها در آلمان و پاکستانیها در انگلستان یک «بار» اضافی روی ِ سیستم نیستند، جزئی ِ تعیینکننده و مهم از آنند که زندگی ِ روزمره برای ادامه پیدا کردن به وجودشان نیاز دارد،
این را من هم پیشتر توضیح داده ام ، سوسیالیسم از آلمانها موجوداتی تن پرور و ...گشاد ساخته که چرخ اقتصادشان بدون وجود مهاجران و نظام سرمایه داری در آن نخواهد چرخید .
خوب به درک، لادا سوار شوند بجای بنز، بناهای بیروح و تلویزیونهای کوچک داشته باشند، یک اجاق فکسنی بجای توستر و مایکروویو داشته باشند. اما در عوض روزی 25 هزار نفر بر اثر گرسنگی نمیمیرند،
در عوض هزار تا مرض دارند و بیشتر از روزی 25 هزار نفر کشته میدهند - هنوز که هنوز است از کثافتکاری شوروی کمونیستی جهانی رنج میبرد .
بیش از یک میلیارد نفر در جهان به آب پاکیزه دسترسی خواهند داشت و سالی شش میلیون کودک زیر پنج سال بر اثر سوءتغذیه نخواهند مرد. به نظر من معاملهی قابل تحملیست.
شک نکنید که در نظام های سویالی و کمونیستی میلیونها برابر بدتر از اینها وجود دارد .
فکر میکنم شما در یک نظام کمونیستی یا سوسیالی زندگی نکرده اید و اگر هم در آنجا بودید به عنوان یک شهروند نبوده اید - به قول معروف آوای دهل شنیدن از دور خوش است
شک نکنید که در نظام های سویالی و کمونیستی میلیونها برابر بدتر از اینها وجود دارد .
فکر میکنم شما در یک نظام کمونیستی یا سوسیالی زندگی نکرده اید و اگر هم در آنجا بودید به عنوان یک شهروند نبوده اید - به قول معروف آوای دهل شنیدن از دور خوش است .
اینکه سفسته توهم بدی است. اگر رژیمهای کمونیستی و سوسیالیستی هم بد هستند، پس دیگر اشکالی ندارد
که سالی شش میلیون کودک در کشور سرمایهدار از گرسنگی بمیرند، در عوض مردم به جای مترو سوار شدن بنز سوار میشوند!
what a relieve!
ما شک نکردهایم و نداریم که کشورهای سوسیالیستی بهترین نیستند، ولی این
در این امر که کشورهای سرمایهداری بدتر هستند دگرگونی ویژهای نمیدهد.
اینکه سفسته توهم بدی است. اگر رژیمهای کمونیستی و سوسیالیستی هم بد هستند، پس دیگر اشکالی ندارد که سالی شش میلیون کودک در کشور سرمایهدار از گرسنگی بمیرند، در عوض مردم به جای مترو سوار شدن بنز سوار میشوند! what a relieve! ما شک نکردهایم و نداریم که کشورهای سوسیالیستی بهترین نیستند، ولی این در این امر که کشورهای سرمایهداری بدتر هستند دگرگونی ویژهای نمیدهد.
نیازی نیست که بخواهیم چیزی را اثبات کنیم . کافیست نیم نگاهی به کشور های کمونیستی و سوسیالی بیندازید و ببینید چه بر سرشان گذشته و میگذرد . چیزهایی مثل اینها :
اینها حقایقی هستند انکار ناپذیر که هر چه دوز سوسیالیسم در یک کشور بیشتر باشد ، صحنه های بیشتر و فجیع تری از این دست میبینیم . من نمیگویم سرمایه داری نظامی بدون نقص است ، ولی قطعن از کمونیسم و سوسیالیسم و گداییسم و تنبلیسم خیلی خیلی بهتر است .
در همین آلمان ، به طور کلی ما دو قشر آدم داریم - کسانی که خودشان کار میکنند و یا سرمایه دار هستند و یا برای سرمایه دار کار میکنند . و کسانی که آویزون اداره سوسیال و کلن نظام سوسیالی اینجا هستند .
سطح کیفی زندگی دسته ی اول به هیچ عنوان با دسته دوم قابل مقایسه نیست ، به همان نسبت سطح کیفی مردم در کشور های سرمایه داری با کشور های سوسیالی فرق دارد .
جناب مهربد ، پیشنهاد میکنم شما هم مثل کسرا یک سفر به اروپا بیایید تا خودتان متوجه بشوید .
نیازی نیست که بخواهیم چیزی را اثبات کنیم .
کافیست نیم نگاهی به کشور های کمونیستی و سوسیالی بیندازید و ببینید چه بر سرشان گذشته و میگذرد .
چیزهایی مثل اینها :
اینها حقایقی هستند انکار ناپذیر که هر چه دوز سوسیالیسم در یک کشور بیشتر باشد ، صحنه های بیشتر و فجیع تری از این دست میبینیم .
تا اینجا که همچنان به جای برشمردن خوبیهای کپیتالیسم، گفتید چرا سوسیالیسم بد است! که دُنباله
همان سفسته تو هم بدی بود که گفتیم؛ بد بودن سوسیالیسم، فرنود خوب بودن سرمایهداری نیست.
در همین آلمان ، به طور کلی ما دو قشر آدم داریم - کسانی که خودشان کار میکنند و یا سرمایه دار هستند و یا برای سرمایه دار کار میکنند .
و کسانی که آویزون اداره سوسیال و کلن نظام سوسیالی اینجا هستند .
خوب یک پرسش مهادین در اینجا به میان میآید:
کشورهای بسیار زیاد سرمایهداری دیگری نیز در جهان داریم، بهترین نمونه معرف حضور همان ایران اسلامی است، که خود سرتاسر سرمایهداری است. چرا در این دسته از کشورها ما موفقیت اینچنینی نمیبینیم؟
سطح کیفی زندگی دسته ی اول به هیچ عنوان با دسته دوم قابل مقایسه نیست ، به همان نسبت سطح کیفی مردم در کشور های سرمایه داری با کشور های سوسیالی فرق دارد .
دشواری آن چیست؟ کسی که کار نمیکند خوب نبایستی هم کیفیت زندگی همسانی با قشر کارگر داشته باشد.
این در حقیقت برپاد سخن شما یا کسرا است که میگویید در کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی همه یکجور هستند!
من نمیگویم سرمایه داری نظامی بدون نقص است ، ولی قطعن از کمونیسم و سوسیالیسم و گداییسم و تنبلیسم خیلی خیلی بهتر است .
نمونه بررسی شما برای این گفته اگر درآمد است، که کشورهای سوسیالیستی در آمار همتای آمریکا هستند، پس بدتر نمیتوانند باشند.
نمونه بررسی شما برای این گفته اگر کیفیت زندگی است، که سرآمد آن کشورهای سوسیالیستی و اروپایی هستند (یکبار دیگر، آمار این را میگوید).
پس تا اینجا، با یک بررسی ساده منطقی میتوان دید که اگرچه کشورهای سوسیالیستی اندکی از آمریکا (که تنها یکی
از کشورهای سرمایهداری موفق است) پایینتر میباشند، ولی به جای آن کیفیت زندگی بالاتری را ارائه میدهند.
تا اینجا که همچنان به جای برشمردن خوبیهای کپیتالیسم، گفتید چرا سوسیالیسم بد است! که دُنباله همان سفسته تو هم بدی بود که گفتیم؛ بد بودن سوسیالیسم، فرنود خوب بودن سرمایهداری نیست.
من در مورد خوب بودن کاپیتالیسم اصولن صحبت نمیکنم ، در مورد بد بودن سوسیالیسم صحبت میکنم و هدفم هم از این کار بهتر نشان دادن کاپیتالیسم نیست .
سوسیالیسم و کمونیسم هرگز سیستم های خوبی نیستند ، این عکسها هم در حقیقت در پاسخ به جناب امیر بود که فرمودند در سوسیالیسم گدایی و فقر و بد بختی و نکبت وجود ندارد
. همینکه هر آنچه من و شما در حال استفاده از آن هستیم همه و همه از کاپیتالیسم بر آمده اند و زندگی را برای من و شما راحت تر کرده اند خودش به خوبی نشان دهنده قدرت و برتری کاپیتالیسم هست .
خوب یک پرسش مهادین در اینجا به میان میآید: کشورهای بسیار زیاد سرمایهداری دیگری نیز در جهان داریم، بهترین نمونه معرف حضور همان ایران اسلامی است، که خود سرتاسر سرمایهداری است. چرا در این دسته از کشورها ما موفقیت اینچنینی نمیبینیم؟
این حرفی است که کمونیستها و سوسیالیستها میزنند ، ایران سرمایه داری نیست
. هنوز در ایران کپن و بن و فلان و بهمدان در دست مردم است ، بنزین کارتی و ... هم هست ، یارانه هم هست ، پرداخت نقدی به مردم هم هست اینها هیچ کدام نشانه های سرمایه داری نیستند . در سوسیالیسم و کمونیسم عملن همه چیز در دست دولت است ، در ایران همین طور است منتها حکومت ایران نه سرمایه دار است و نه سوسیال ، یک چیز بلبشو و خر تو خری هست برای چاپیدن ثروت های کشور و مردم .
دشواری آن چیست؟ کسی که کار نمیکند خوب نبایستی هم کیفیت زندگی همسانی با قشر کارگر داشته باشد. این در حقیقت برپاد سخن شما یا کسرا است که میگویید در کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی همه یکجور هستند!
من بالاتر هم نوشتم که آلمان تمامن سوسیالی نیست ، شرکت های خصوصی و سرمایه داری هم اینجا هست ، یعنی بین این دو یک تعادل ایجاد کرده اند ولی به همه اینها قشری که بیخیال سرمایه دار ها شده اند همگی بدبخت بیچاره هستند ، حتا اگر کار کنند .
نمونه بررسی شما برای این گفته اگر درآمد است، که کشورهای سوسیالیستی در آمار همتای آمریکا هستند، پس بدتر نمیتوانند باشند. نمونه بررسی شما برای این گفته اگر کیفیت زندگی است، که سرآمد آن کشورهای سوسیالیستی و اروپایی هستند (یکبار دیگر، آمار این را میگوید). پس تا اینجا، با یک بررسی ساده منطقی میتوان دید که اگرچه کشورهای سوسیالیستی اندکی از آمریکا (که تنها یکی از کشورهای سرمایهداری موفق است) پایینتر میباشند، ولی به جای آن کیفیت زندگی بالاتری را ارائه میدهند. تا اینجا را موافق هستید یا خیر؟
همان طوری که گفتم شما نمیتوانید ، تکرار میکنم نمیتوانید بگویید مثلن آلمان یک کشور سوسیالی محض است ، پس نمیشود موفقیت هایش را به پای سوسیالیسم نوشت در مورد سایر کشور های اروپایی هم همچنین است . و تمام در آمد اقتصادی و سطح کیفی که در این کشور ها وجود دارد بواسطه ی سرمایه دارانش است نه بواسطه ی سوسیال هایش - این را من در طول این بحث بارها و بارها تکرار کردم و کررن شما و جناب امیر نادیده گرفته اید .
اینکه این کشور ها موفق هستند ، به هیچ عنوان ربطی به آن اندک سوسیال بودنشان ندارد - شما هر بخش از چرخ اقتصادی این کشور ها از کارخانه ها و بیمه و نظام پزشکی و نظام بانکی و هر چیز دیگری را که رویش دست بگذارید سیستم های خصوصی و در اختیار سرمایه دارن هستند و در حقیقت این سرمایه داران در این کشور ها هستند که بستر این سطح کیفی زندگی را فراهم کرده اند .
نظام سوسیالی در این کشورها فقط و فقط خلاصه میشود به کسانی که نمیتوانند کار کنند (به هر دلیلی) یا نمیخواهند کار کنند و پناهندگان و ... باقی شهروندان در یک سیستم سرمایه داری در حال زندگی هستند و دولت و حکومت و نظام سوسیالی اینجا کوچکترین کمکی بهشان نمیکند
. ولی همان نظام سوسیالی بسیار کمرنگ در همینجا باعث شده که روز به روز به شمار مفت خوران در آلمان افزوده شود ، طوری که آلمان دارد برای حذف همان نیمچخ سوسیالیسم هم تحقیق و بررسی میکند و احتمالش بسیار زیاد است که فردا روزی سوسیال آمت در اینجا برای همیشه درش تخته شود برود رد کارش .
به قول مرحوم چرچیل : " کاپیتالیسم تقسیم نا مساوی خوبیهاست ولی سوسیالیسم تقسیم مساوی بدبختی ها."
یک چیز جالب که دوباره به ذهنم رسید یک شباهت دیگر کمونیستها و اسلام گرایان است و آن اینکه هر دو میگویند یک نمونه کامل و خوب حکومت مورد نظرشان تا کنون وجود ناداشته است و هرچه مثل میزنیم میگویند آن حکومت اسلامی نیست و یا سوسیالیستی نیست. در مورد تفاوتهای آنها نیز چیزی به ذهنم نرسید!( حال این را در نظر داشته باشید که مخلوط ۲ انگل سوسیالیسم و اسلامیسم میشود مجاهدین خلق)، به هر حال....
چندین مساله در صحبتهای دوستان ضدّ آمریکا دیدم که یک توضیح کوتاهی میدهم. اولا در مورد تقسیم ثروت بنا بر ارائه خدمات: نگاه چپیها هنوز به همان سیستمی است که یک کارخانه وجود دارد و چندین کارگر مظلوم در زیر دست یک کار فارمای ظالم مشغول به کار هستند و او پول آنها را میخورد. خوب حالا این را داشته باشید و من یک مثال میزنم. یک برنامه کامپیوتری بود که چند سال پیش دولت کانادا یک متخصص را رسما از چین دعوت کرد به کشور تا در آن مورد برای آنها کار کند چون در تمام کشور و حتی آمریکا نیز کسی آن برنامه را بلد نبود، این شخص نیز برای هر ساعت کار چندین هزار دلار پول میگرفت. خوب خدمات این شخص بیشتر است و یا یک کارگری که روزی ۱۶ ساعت بیل میزند؟ این شخص را نیز حساب کنید که در ۵ سال آینده با پیدا کردن سرمایهای که محصول کار و فکرش بوده یک شرکتی میزند که ۲۰ نفر دیگر را که در اندازه او تحصیل نکردند را صاحب کار میکند و باز این فرصت مساوی برای آن زیر دستها نیز هست که به درجه او برسند. مشکل سرمایه این آقا چیست؟ آیا وقتی این سرمایه به دست دولت بیفتد عدالت بر قرار میشود؟
هر روز هم این را میشنویم که سرمایه داری رو به سقوط است! اولا این کمونیسم بود که با دستان توانمند آمریکا و رهبری رونالد ریگان و همراهی جبهه غرب شکست خورد و نه سرمایه داری ، اسلام گرایی نیز به زودی از آمریکا و جبهه غرب شکست خواهد خورد که کشته شدن بن لادن یکی از نشانههای آن بود. آن وقت نیز چپیها و مسلمانان میتوانند با هم روضه حضرت رقیه بخواهند😁
نظام سوسیالی در این کشورها فقط و فقط خلاصه میشود به کسانی که نمیتوانند کار کنند (به هر دلیلی) یا نمیخواهند کار کنند و پناهندگان و ...
باقی شهروندان در یک سیستم سرمایه داری در حال زندگی هستند و دولت و حکومت و نظام سوسیالی اینجا کوچکترین کمکی بهشان نمیکند .
تمام کشورهای اروپای غربی سوسیال دموکراسی هستند، یعنی در اقتصاد سرمایهداری و در خدمات اجتماعی سوسیالیسم(=دخالت دولت به نفع اکثریت مولد، دربرابر اقلیت ثروتمند، و طبیعتا دادن حداقلهای زندگی به در حاشیه ماندهها). «مسئله»، اینست که شما به اشتباه میخواهید بگویید سوسیالیسم در هر بعدی دشمن ِ تولید است، جمهوریخواهان در آمریکا معتقدند اگر 0.01% بودجهی سالیانه به صندوفی که در آنجا به حمایت از زنان مجرد اختصاص دارد تعلق بگیرد دنیا زیر و زبر میشود. من نشان دادم که این دروغ است، فرانسه، آلمان، کشورهای اسکاندیناوی و ژاپن، همگی با وجود داشتن برنامههای وسیع و گستردهی سوسیالیستی در عرصهی اجتماعی، جزو مولدترین کشورهای جهان هستند، به مراتب بیشتر از چین(که حد نهایت ِ سرمایهداری، یعنی بردگی ِ محض است)و در مقیاسی قابل رقابت با آمریکا(که رامشدهترین نوع ِ سرمایهداریست). پاسخ ِ شما به این بخش این بود که «مهاجران و سرمایهدارها» باعث پیشرفت آلمان شدهاند! بخش دوم که گفتیم حتی اگر سوددهی و شاخص تولید سرمایهداری ِ محض بیشتر باشد(که کسی انکار نمیکند و طبیعیست وقتی به کارگر به جای سالی 10 سنت ساعتی 10 دلار میدهید سود کمتر میشود و بجای 18 سال حداقل سن کار را 7 سال میکنید شاخص تولید افزایش پیدا میکند)، آنقدر نیست، و نفع ِ آن برای جامعهی بشری به مراتب کمتر از آلترناتیو است. از 1% بالای جامعهی آمریکا، که 18% ثروت ِ آن کشور را در اختیار دارند اگر سالی 90% مالیات بگیرید، آنها همچنان میلیونر باقی خواهند ماند، اما 20% کف ِ آن جامعه که فقط 0.5% ثروت را در اختیار دارند در شرایطی انسانیتر زندگی خواهند کرد. شما این معادلهی ساده را نمیپذیرید، چون بهتان آموختهاند که لاشخور ِ انگلصفتی بنام سرمایهدار جزئی طبیعی و ضروری از سیستم است، در حالیکه نیست، ابزار تولید را میتوان اشتراکی کرد، نیازی نیست آن را به دولت داد و سرمایهداری جدید و به مراتب وحشیتر بوجود آورد، پربازدهترین و پرسودترین شرکتها در همان دموکراسیهای سرمایهداری ِ غرب هم شرکتهایی هستند که کارگران در سود ِ آن سهیماند. مالکیت «دو» نوع نیست، «سه» نوع است؛ خصوصی، دولتی و عمومی. نوع سوم تا بحال هرگز در ابعاد بزرگ امتحان نشده، اما در همان کارخانهها و مزارع و شرکتهایی که آزمایش شده همواره سربلند بیرون آمده.
سوسیالیسم و کمونیسم هرگز سیستم های خوبی نیستند ، این عکسها هم در حقیقت در پاسخ به جناب امیر بود که فرمودند در سوسیالیسم گدایی و فقر و بد بختی و نکبت وجود ندارد .
دوست ِ نازنین یکسری چیزها هستند که من در اینجا میتوانم اثبات بکنم، یکسری چیزها هستند که وقت و حوصله و سواد ِ کافی برای اثبات آنها را ندارم، اما خوانندهی محقق و منصف(که من شما را هم در آن دسته طبقهبندی میکنم)میداند که این به معنای ِ «نادرست» بودن ِ گزارههای متعلق به گروه دوم نیست. مثلا این واقعیت است که این سوسیالیسم بود که اقتصاد آلمان نازی را با سرعتی باورنکردنی شکوفا کرد، این حقیقت دارد که در پایان جنگ اول شوروی یک کشور قحطی زده و خرابه بود، اما تحت سلطهی سوسیالیسم بیست سال بعد تبدیل به یک ابرقدرت جهانی شد، این حقیقت دارد که چین با داشتن یک میلیارد و چندصد میلیون جمعیت حتی یک کارتنخواب ندارد، این خقیقت است که کوبا تا یک دهه پیش مرفهترین و پرمساواتترین کشور آمریکای جنوبی بود. و این حقیقت است که جوامع ِ کشورهای اروپای غربی مرفهتر از آمریکا هستند نه بخاطر سرمایهداری، که بخاطر سوسیالیسم.
این حرفی است که کمونیستها و سوسیالیستها میزنند ، ایران سرمایه داری نیست .
ایران سرمایهداری ِ دولتیست، یعنی دولت نقش سرمایهدار در آمریکا را بازی میکند. کمونیسم/سوسیالیسم به این معنا نیست که همه چیز در دست دولت است. دولت در این سیستمها یک واسطه است، که به تقسیم برابر ثروت میان مردم نظارت میکند، نه آنکه همه را برای خودش بردارد! اینست که طرفداران کمونیسم به قول شینبت پیرو ِ اسلامگرایان میگویند کمونیسم واقعی هرگز وجود نداشته، چون در همهی سیستمهای اصطلاحا کمونیستی دولت جای ِ سرمایهدار را گرفته.
یک چیز ِ داخل پرانتز هم دربارهی ایران بگویم. اینکه من به کارنامهی اقتصادی ِ ج.ا نمرهی قبولی میدهم! من اینجا هم با شما مخالفم، هم با مهربد، هم با تمام دیگر منتقدین ِ ج.ا. البته که نظام، نظام ِ سگ است، و البته که دلیل اصلی مشکلات خود ِ ج.ا است، اما از شما میپرسم، هر کشوری را فرض بگیرید که هشت سال جنگیده، سی و دو سال از طرف جهان تحریم بوده، در کمتر از دو دهه جمعیتش دو برابر شده و تازه دغدغهی ایدئولوژیک هم دارد.. من یقین دارم شرایط اگر بدتر از اینجا بود بهتر نمیشد. هفت میلیون بیکار و چهار میلیون معتاد و سی میلیون زیر خط فقر البته فاجعه است، اما با در نظر گرفتن شرایط نمیشود گفت که ج.ا از منظر اقتصادی آنقدرکه در دیگر عرصهها، گند زده.
هر روز هم این را میشنویم که سرمایه داری رو به سقوط است! اولا این کمونیسم بود که با دستان توانمند آمریکا و رهبری رونالد ریگان و همراهی جبهه غرب شکست خورد و نه سرمایه داری ، اسلام گرایی نیز به زودی از آمریکا و جبهه غرب شکست خواهد خورد که کشته شدن بن لادن یکی از نشانههای آن بود. آن وقت نیز چپیها و مسلمانان میتوانند با هم روضه حضرت رقیه بخواهند
این اسمش گفتگو نیست. من چیزی را مطرح میکنم و دلایل و شواهدی هم ارائه میدهم، شما میگویید «این کمونیسم بود که سقوط کرد»! این چه ربطی دارد به بحث؟ مثلا من گفتهام که مارکسیسم/لنینیسم سقوط نکرده و از هرجهت ورشکستگی خود را اثبات نکرده؟! یا چه؟
انگ ِ شباهت با اسلامگرایان به دیدگاه ِ علمگستر و دانشگرایی همچون سوسیالیسم، از طرف ِ هوادار کسانی از ردهی ریگان که اسلامگرایی از اختراعات او در بسیاری کشورها و یار بینالمللی او در باقی ِ آنها بود و خرافهپرستی را بیش از هرکس دیگر رواج میداد خندهآورست. امروز هم میبینیم که ضدیت با دانش و چسبیدن به دین از سوی ِ کدام طرف انجام میشود..
تمام کشورهای اروپای غربی سوسیال دموکراسی هستند، یعنی در اقتصاد سرمایهداری و در خدمات اجتماعی سوسیالیسم(=دخالت دولت به نفع اکثریت مولد، دربرابر اقلیت ثروتمند، و طبیعتا دادن حداقلهای زندگی به در حاشیه ماندهها). «مسئله»، اینست که شما به اشتباه میخواهید بگویید سوسیالیسم در هر بعدی دشمن ِ تولید است، جمهوریخواهان در آمریکا معتقدند اگر 0.01% بودجهی سالیانه به صندوفی که در آنجا به حمایت از زنان مجرد اختصاص دارد تعلق بگیرد دنیا زیر و زبر میشود.
ببینید مساله من ارائه خدمات اجتماعی توسط دولت نیست ، من یک راست گرا متعصب در زمینه خدمات اجتماعی نیستم. من معتقد به حمایت از کودکان ، خانواده و وجود بیمه اجتماعی مناسب برای همگان هستم ولی این خدمات نیز اندازه دارد. الان کشور کانادا برای من یک سیستم خوب حکومتی است، در اینجا دولت ۵۸۰ دلار به یک نفر شخص بالغ سوشال میدهد که با این پول خیابان نیز نمیتوانید بخوابید ، اما در اروپا دیگر شور آن را در آوردند ، شخصی میتواند سالها از مالیات مردم استفاده کند و کار نکند ، دولت نیز همه خرج زندگی او را میدهد و این اشتباه است و باعث گدا پروری میشود.
از 1% بالای جامعهی آمریکا، که 18% ثروت ِ آن کشور را در اختیار دارند اگر سالی 90% مالیات بگیرید، آنها همچنان میلیونر باقی خواهند ماند، اما 20% کف ِ آن جامعه که فقط 0.5% ثروت را در اختیار دارند در شرایطی انسانیتر زندگی خواهند کرد. شما این معادلهی ساده را نمیپذیرید، چون بهتان آموختهاند که لاشخور ِ انگلصفتی بنام سرمایهدار جزئی طبیعی و ضروری از سیستم است،
افزایش مالیات کمپانیها و شرکتها نه تنها باعث رفاه اجتماعی نمیشود ، بلکه با کم کردن سود باعث از بین رفتن شغل میشود ، وقتی شما قائل به مالکیت خصوصی باشید باید به اندازه معمول از شرکتها مالیات بگیرید ، وگرنه انگار همهچیز را ملی کردید.
پربازدهترین و پرسودترین شرکتها در همان دموکراسیهای سرمایهداری ِ غرب هم شرکتهایی هستند که کارگران در سود ِ آن سهیماند. مالکیت «دو» نوع نیست، «سه» نوع است؛ خصوصی، دولتی و عمومی. نوع سوم تا بحال هرگز در ابعاد بزرگ امتحان نشده، اما در همان کارخانهها و مزارع و شرکتهایی که آزمایش شده همواره سربلند بیرون آمده.
البته این سیستمی که شما میگوئید همان سیستم کیبوتز اسرائیل است ، یهودیانی که تقریبا ۱۰۰ سال پیش به سرزمین اسرائیل آمدند بنیان گذار نخستین مزارع اشتراکی بودند که افراد ساکن آن در آن کار میکردند و همگی در سود باغها و مزارع و دامداریها شریک بودند که البته هنوز نیز این مزارع پا بر جا هست.
این حقیقت دارد که در پایان جنگ اول شوروی یک کشور قحطی زده و خرابه بود، اما تحت سلطهی سوسیالیسم بیست سال بعد تبدیل به یک ابرقدرت جهانی شد، این حقیقت دارد که چین با داشتن یک میلیارد و چندصد میلیون جمعیت حتی یک کارتنخواب ندارد، این خقیقت است که کوبا تا یک دهه پیش مرفهترین و پرمساواتترین کشور آمریکای جنوبی بود. و این حقیقت است که جوامع ِ کشورهای اروپای غربی مرفهتر از آمریکا هستند نه بخاطر سرمایهداری، که بخاطر سوسیالیسم.
جناب امیر با دسته کورها که طرف نیستید! ابر قدرت روسیه مثلا موشک اتمی و به فضا رفتن آن بود وقتی مردم آن با فروش خون و کلیه غذا میخریدند. راجع کوبا هم که احتمالا مزاح میفرمائید ، بنده ۲ بار به کوبا سفر کردم ، شغل اصلی زنان آنجا تن فروشی است که نه از روی انتخاب بلکه از روی فقر است ، ۵۰ سال است هیچ ماشینی وارد کشور نشده و اکثریتی نیز بیکار هستند. حال در مورد آزادی بین در این کشورهای مورد علاقه شما که بحث نمیکنیم.
تمام کشورهای اروپای غربی سوسیال دموکراسی هستند، یعنی در اقتصاد سرمایهداری و در خدمات اجتماعی سوسیالیسم(=دخالت دولت به نفع اکثریت مولد، دربرابر اقلیت ثروتمند، و طبیعتا دادن حداقلهای زندگی به در حاشیه ماندهها). «مسئله»، اینست که شما به اشتباه میخواهید بگویید سوسیالیسم در هر بعدی دشمن ِ تولید است، جمهوریخواهان در آمریکا معتقدند اگر 0.01% بودجهی سالیانه به صندوفی که در آنجا به حمایت از زنان مجرد اختصاص دارد تعلق بگیرد دنیا زیر و زبر میشود. من نشان دادم که این دروغ است، فرانسه، آلمان، کشورهای اسکاندیناوی و ژاپن، همگی با وجود داشتن برنامههای وسیع و گستردهی سوسیالیستی در عرصهی اجتماعی، جزو مولدترین کشورهای جهان هستند، به مراتب بیشتر از چین(که حد نهایت ِ سرمایهداری، یعنی بردگی ِ محض است)و در مقیاسی قابل رقابت با آمریکا(که رامشدهترین نوع ِ سرمایهداریست). پاسخ ِ شما به این بخش این بود که «مهاجران و سرمایهدارها» باعث پیشرفت آلمان شدهاند! بخش دوم که گفتیم حتی اگر سوددهی و شاخص تولید سرمایهداری ِ محض بیشتر باشد(که کسی انکار نمیکند و طبیعیست وقتی به کارگر به جای سالی 10 سنت ساعتی 10 دلار میدهید سود کمتر میشود و بجای 18 سال حداقل سن کار را 7 سال میکنید شاخص تولید افزایش پیدا میکند)، آنقدر نیست، و نفع ِ آن برای جامعهی بشری به مراتب کمتر از آلترناتیو است. از 1% بالای جامعهی آمریکا، که 18% ثروت ِ آن کشور را در اختیار دارند اگر سالی 90% مالیات بگیرید، آنها همچنان میلیونر باقی خواهند ماند، اما 20% کف ِ آن جامعه که فقط 0.5% ثروت را در اختیار دارند در شرایطی انسانیتر زندگی خواهند کرد. شما این معادلهی ساده را نمیپذیرید، چون بهتان آموختهاند که لاشخور ِ انگلصفتی بنام سرمایهدار جزئی طبیعی و ضروری از سیستم است، در حالیکه نیست، ابزار تولید را میتوان اشتراکی کرد، نیازی نیست آن را به دولت داد و سرمایهداری جدید و به مراتب وحشیتر بوجود آورد، پربازدهترین و پرسودترین شرکتها در همان دموکراسیهای سرمایهداری ِ غرب هم شرکتهایی هستند که کارگران در سود ِ آن سهیماند. مالکیت «دو» نوع نیست، «سه» نوع است؛ خصوصی، دولتی و عمومی. نوع سوم تا بحال هرگز در ابعاد بزرگ امتحان نشده، اما در همان کارخانهها و مزارع و شرکتهایی که آزمایش شده همواره سربلند بیرون آمده.
و به صورت کلی ، عملن نشان داده شده که کمونیسم دوامی نخواهد داشت و سوسیالیسم هم برای بقا به سمت سرمایه داری حرکت میکند . تمام آنچه شما مثال میزنید همه و همه و همه و همه بر میگردد به ابزار تولید و اقتصاد - در نتیجه سخن گفتن از خدمات اجتماعی سوسیالی بیهوده است و اصلن معنی نمیدهد !
دوست ِ نازنین یکسری چیزها هستند که من در اینجا میتوانم اثبات بکنم، یکسری چیزها هستند که وقت و حوصله و سواد ِ کافی برای اثبات آنها را ندارم، اما خوانندهی محقق و منصف(که من شما را هم در آن دسته طبقهبندی میکنم)میداند که این به معنای ِ «نادرست» بودن ِ گزارههای متعلق به گروه دوم نیست. مثلا این واقعیت است که این سوسیالیسم بود که اقتصاد آلمان نازی را با سرعتی باورنکردنی شکوفا کرد، این حقیقت دارد که در پایان جنگ اول شوروی یک کشور قحطی زده و خرابه بود، اما تحت سلطهی سوسیالیسم بیست سال بعد تبدیل به یک ابرقدرت جهانی شد، این حقیقت دارد که چین با داشتن یک میلیارد و چندصد میلیون جمعیت حتی یک کارتنخواب ندارد، این خقیقت است که کوبا تا یک دهه پیش مرفهترین و پرمساواتترین کشور آمریکای جنوبی بود. و این حقیقت است که جوامع ِ کشورهای اروپای غربی مرفهتر از آمریکا هستند نه بخاطر سرمایهداری، که بخاطر سوسیالیسم.
تقریبن هیچ سیستم سوسیالی وجود ندارد که در بلند مدت دوام آورده باشد ، سیستم های کمونیستی همواره با سرعت هر چه تمام تر سقوط کرده اند . آنهایی هم که اوج گرفته اند تبدیل به سیاه ترین دیکتاتوری های جهان شده اند ، همان آلمان نازی و شوروی مثالهای خوبی هستند . تازه باز نازی ها به کمونیست های شوروی سگشان شرف دارد ، چون آنها هرگز میلیونها نفر از شهروندان خودشان را سلاخی نکردند . در ضمن پس از فروپاشی ای صورت گرفت از بازمانده اش چیزی به جز مشتی کشور گدا گشنه چیزی باقی نماند و دست آخر همان هسته اصلی یعنی روسیه هم تبدیل به کشوری عقب مانده و در پیتی شد . ابر قدرت بودن و ماهواره هوا کردن هنر نیست در صورتی که مردم کشورت دارند از گشنگی میمیرند ! همین کارهارا جمهوری اسلامی هم دارد انجام میدهد . شما آنچنان نظام سرمایه داری را سیاه و تاریک و پلید میدانید که قادر به دیدن حقایق نیستید ! حکومتهای به قول شما سوسیالی اروپا بدون نظام سرمایه داری حتا دقیقه ای قادر به حیات نیستند و اصولن از سوسیالیسم و کمونیسم به جز فقر و بدبختی و چیز دیگری به بشریت ارایه نشده - آن تکنولوژی هایی هم که داشتند همگی کپی از روی تکنولوژی های نظامهای سرمایه داری بود که هرگز به کیفیت اصلش نرسید .
ایران سرمایهداری ِ دولتیست، یعنی دولت نقش سرمایهدار در آمریکا را بازی میکند. کمونیسم/سوسیالیسم به این معنا نیست که همه چیز در دست دولت است. دولت در این سیستمها یک واسطه است، که به تقسیم برابر ثروت میان مردم نظارت میکند، نه آنکه همه را برای خودش بردارد! اینست که طرفداران کمونیسم به قول شینبت پیرو ِ اسلامگرایان میگویند کمونیسم واقعی هرگز وجود نداشته، چون در همهی سیستمهای اصطلاحا کمونیستی دولت جای ِ سرمایهدار را گرفته.
همان طوری که کسرا هم گفت ، اینها همگی شعار است . سرمایه داری دولتی لغتی است که از نظر من اصلن معنی نمیدهد ! در هر حکومت کمونیستی یا سوسیالی ثروت در دست دولت است و هر مدلی که بخواهند با آن رفتار میکنند . آی این سرمایه داری دولتی است و آن نیست همه اش شعار است . درست مثل همان شعاری که مسلمین میدهند که این اسلام راستین نیست و اصلش یک چیز دیگری است !!! شما در تمام پاراگراف ها و پیش فرض های خودتان یک اصل بسیار مهم را نادیده گرفته اید : ذات بشر .
یک چیز ِ داخل پرانتز هم دربارهی ایران بگویم. اینکه من به کارنامهی اقتصادی ِ ج.ا نمرهی قبولی میدهم! من اینجا هم با شما مخالفم، هم با مهربد، هم با تمام دیگر منتقدین ِ ج.ا. البته که نظام، نظام ِ سگ است، و البته که دلیل اصلی مشکلات خود ِ ج.ا است، اما از شما میپرسم، هر کشوری را فرض بگیرید که هشت سال جنگیده، سی و دو سال از طرف جهان تحریم بوده، در کمتر از دو دهه جمعیتش دو برابر شده و تازه دغدغهی ایدئولوژیک هم دارد.. من یقین دارم شرایط اگر بدتر از اینجا بود بهتر نمیشد. هفت میلیون بیکار و چهار میلیون معتاد و سی میلیون زیر خط فقر البته فاجعه است، اما با در نظر گرفتن شرایط نمیشود گفت که ج.ا از منظر اقتصادی آنقدرکه در دیگر عرصهها، گند زده.
شما مختارید هر نمره ای که میخواهید به جمهوری اسلامی بدهید ، ولی 8 سال جنگ ، تحریم و همه و همه کار خود جمهوری اسلامی بود . در ضمن کشور هایی هستند که از شرایطی بد تر از این سر بر آورده اند ، نمونه اش همین آمریکای اَخی !!!
این اسمش گفتگو نیست. من چیزی را مطرح میکنم و دلایل و شواهدی هم ارائه میدهم، شما میگویید «این کمونیسم بود که سقوط کرد»! این چه ربطی دارد به بحث؟ مثلا من گفتهام که مارکسیسم/لنینیسم سقوط نکرده و از هرجهت ورشکستگی خود را اثبات نکرده؟! یا چه؟ انگ ِ شباهت با اسلامگرایان به دیدگاه ِ علمگستر و دانشگرایی همچون سوسیالیسم، از طرف ِ هوادار کسانی از ردهی ریگان که اسلامگرایی از اختراعات او در بسیاری کشورها و یار بینالمللی او در باقی ِ آنها بود و خرافهپرستی را بیش از هرکس دیگر رواج میداد خندهآورست. امروز هم میبینیم که ضدیت با دانش و چسبیدن به دین از سوی ِ کدام طرف انجام میشود..
کمونیسم سقوط کرد ، چون از بیخ غلط بود . هر چه دوز مارکسیسم بیشتر باشد سیستم زودتر از هم میپاشد ، برای همین شوروی با آن همه دبدبه و کبکبه زود تر از هم پاشید . ما بقی هم همان طوری که گفتم در گذر زمان برای بقای خود به سرمایه داری روی آورده اند و روز به روز هم نقش سوسیالیسم را در حکومتهایشان کمرنگتر میکنند ، چون عملن اینها شکست خورده اند . در تئوری همه چیز قشنگ قشنگ است ولی در عمل اینچنین نیست و بر خلاف شما که سرمایه داری را یکپارچه سیاه میبینید ، من سوسیالیسم را یکپارچه سیاه نمیبینم و فکر میکنم اگر فکری به حال تن پروری افراد بکنند شاید بشود با ادقامش با سرمایه داری یک نظام پویا و Stable (فارسیش یایم رفته) را پایه ریزی کرد . چیزی که شاید در آینده اروپا به آن برسد . سقوط سرمایه داری هم همان طوری که گفتم آرزوی چپی هاست و این آرزو را مکررن تکرار میکنند - چند سال است که اینها دارند میگویند سرمایه داری رو به سقوط است ؟ نه تنها سقوط نکرده اوج هم گرفته و حقیقت این است که هر روز بیش از پیش اوج خواهد گرفت . طبیعی است که در این میان مشکلات اقتصادی هم ایجاد بشود ولی تمامش مقطعی و زود گذر است . و البته فراموش نکنید که آنچه در آمریکای سرمایه داری اتفاق افتاد (بحران مالی) بیشتر از آنکه بر خود آمریکا تاثیر بگذارد بر همین کشور های سوسیالی و کمونیستی تاثیر گذاشت و پوستشان را کند و این بیش از پیش وابستگی نظام های سوسیالی را به سرمایه داری و سرمایه داران نشان میدهد .
ببینید مساله من ارائه خدمات اجتماعی توسط دولت نیست ، من یک راست گرا متعصب در زمینه خدمات اجتماعی نیستم. من معتقد به حمایت از کودکان ، خانواده و وجود بیمه اجتماعی مناسب برای همگان هستم ولی این خدمات نیز اندازه دارد. الان کشور کانادا برای من یک سیستم خوب حکومتی است، در اینجا دولت ۵۸۰ دلار به یک نفر شخص بالغ سوشال میدهد که با این پول خیابان نیز نمیتوانید بخوابید ، اما در اروپا دیگر شور آن را در آوردند ، شخصی میتواند سالها از مالیات مردم استفاده کند و کار نکند ، دولت نیز همه خرج زندگی او را میدهد و این اشتباه است و باعث گدا پروری میشود.
دقیقن ، در اروپا تا سرنگ تزریق مواد مخدر را هم به شما میدهند !
افزایش مالیات کمپانیها و شرکتها نه تنها باعث رفاه اجتماعی نمیشود ، بلکه با کم کردن سود باعث از بین رفتن شغل میشود ، وقتی شما قائل به مالکیت خصوصی باشید باید به اندازه معمول از شرکتها مالیات بگیرید ، وگرنه انگار همهچیز را ملی کردید.
و مالیات بیش از حد و نگاه داشتن افراد در سطحی از زندگی که برازنده شان نیست باعث میشود که یا افراد متخصص به جوامع سرمایه داری مهاجرت کنند و یا دیگر کسی برای داشتن زندگی بهتر هیچ تلاشی نکند زیرا چه شما خود را پاره کنی و درس بخوانی و چه نکنی در هر صورت از یک حقوق و امکانات برخوردار میشوی و خود این بشریات با عصر حجر میبرد !
آنچه من در این 6 صفحه کمتر دیدم، دغدغه ی اصلی و اخلاقی گفتمان چپ است، ظاهرا دوستان آنتی چپ اصلا نمی دانند مشکل کار کجاست. در سرتاسر سخنان ایشان در این تاپیک، هیچ قرینه ای یافت نمیشود که نشان دهد اینان با گفتمان چپ و انتقاد اصلی آن به سرمایه داری آشنا هستند. قضیه به شکل خیلی ساده این است: سود در سیستم سرمایه داری مساوی است با بخشی از ارزشی که نیروی مولد به کالا افزوده، و این سود حق خود کارگر است، و نقد اصلی ما به سرمایه داری این است که این سود در چنین سیستمی، به صاحب وسیله ی تولید تعلق میگیرد، صرفا به این خاطر که وسیله ی تولید مال او بوده است! حالا دوستان راست گرا دو راه دارند، یا اینکه نشان دهند این عمل (دزدیدن حاصل زحمت دیگران از نظر ما) غیر اخلاقی نیست، یا اینکه با دلیل و منطق اصلا وجود چنین مکانیزمی را در این سیستم انکار کنند.
آنچه من در این 6 صفحه کمتر دیدم، دغدغه ی اصلی و اخلاقی گفتمان چپ است، ظاهرا دوستان آنتی چپ اصلا نمی دانند مشکل کار کجاست. در سرتاسر سخنان ایشان در این تاپیک، هیچ قرینه ای یافت نمیشود که نشان دهد اینان با گفتمان چپ و انتقاد اصلی آن به سرمایه داری آشنا هستند. قضیه به شکل خیلی ساده این است: سود در سیستم سرمایه داری مساوی است با بخشی از ارزشی که نیروی مولد به کالا افزوده، و این سود حق خود کارگر است، و نقد اصلی ما به سرمایه داری این است که این سود در چنین سیستمی، به صاحب وسیله ی تولید تعلق میگیرد، صرفا به این خاطر که وسیله ی تولید مال او بوده است! حالا دوستان راست گرا دو راه دارند، یا اینکه نشان دهند این عمل (دزدیدن حاصل زحمت دیگران از نظر ما) غیر اخلاقی نیست، یا اینکه با دلیل و منطق اصلا وجود چنین مکانیزمی را در این سیستم انکار کنند.
اینکه شما فکر میکنید ما با کمونیسم و فلسفه چپی ها آشنایی نداریم ، خوب اشتباه شماست . کارگر در قبال کاری که انجام میدهد حقوق دریافت میکند - پس بر خلاف آنچه شما میگویید خرحمالی مفت (این رو توهین یا تند گویی قلمداد نکنید 🌹) انجام نمیدهد
.
ابزار تولید همیشه و همیشه و همیشه در دست گروهی خاص است ، حتا در نظام های کمونیستی ابزار تولید در دست دولت است که شما به آن میگویید سرمایه داری دولتی و
آنچه که از آن یاد میکنید بیشتر مدینه فاضله ای است که هرگز و هرگز وجود خارجی نداشته و اگر هم داشته چند ماهی بیشتر دوام نیاورده و این یعنی بسیار بسیار سیستم ضعیفی است
.
طبیعی است کسی که بستری برای مشاغل فراهم میاورد باید سود بیشتری از سایرین داشته باشند و باز فراموش نکنید که در دنیای امروزی به راحتی میشود کارگر را کنار زد و از آن استفاده نکرد (پس به قول شما هیچ ظلمی در حق کسی نمیشود و نیروی کارشان در مقابل باز به قول شما اندکی پول خریده نمیشود) و به نظر من این لطف نظام سرمایه داری به کارگران است که هنوز دارد از کارگران استفاده میکند و همه چیز را 100% ماشینی نکرده
.
حقیقت این است که اگر سرمایه دار نباشد ، ابزار تولیدی وجود ندارد و اگر ابزار تولیدی وجود نداشته باشد کاری وجود ندارد و اگر کاری وجود نداشته باشد تمام این کارگران به قول شما زحمتکش ابتدا بیکار میشوند و از فرط بیکاری گشنه میمانند و دست آخر از گشنگی میمیرند ! به خصوص که در نظام کمونیستی عملن چیزی به نام رقابت که کیفیت محصولات و بقای یک نظام اقتصادی را تضمین میکند به هیچ عنوان وجود خارجی ندارد
.
و همان طوری که پیشتر هم نوشته ام ، تمام کشورهای سوسیالی یا کمونیستی سر انجام به سرمایه داری برای حفظ نظام اقتصادی خود روی آورده اند (چین بهترین نمونه اش)
.
آنچیزی که شما در منیفست کمونیسم مارکس خوانده اید تنها یک سری آرزوها و خیالهای دست نیافتنی و غیر واقعی است و شاید در تیوری قشنگ باشد ولی در عمل با توجه به میل ذاتی انسان برای پیشرفت و قدرتمند شدن نه تنها عملی نیست ، بلکه سرانجام کار چیزی بهتر از کره ی شمالی یا شوروی سابق نخواهد شد ، چرا که سیستم برای تضمین بقای خودش و جلوگیری از شورشها مجبور است دست به کشتار بزند و نظام خود به خود به یک دیکتاتوری تمام عیار تبدیل میشود و این گفته من را میتوانید در تاریخ کشورهای کمونیستی جستجو کنید
.
ولی در مورد کشورهایی که توانسته اند یک حد تعادل میان سرمایه داری و سوسیالیسم ایجاد کنند (مانند آلمان) داستان به کلی فرق دارد و باز همان طوری که پیشتر نوشته ام ایده های سوسیالیسم در نظام اقتصادی آنها کوچکترین جایی ندارد .
کارگر در قبال کاری که انجام میدهد حقوق دریافت میکند - پس بر خلاف آنچه شما میگویید خرحمالی مفت (این رو توهین یا تند گویی قلمداد نکنید 🌹) انجام نمیدهد .
کی این را گفت؟ سوسیالیسم، مارکسیسم یا بنده؟ هیچ کدام، این تنها تصور نادرست شماست از سوسیالیسم، من می گویم تمام حقش را نمی گیرد، نه اینکه هیچ چیزی نمی گیرد، این را که وحشی بافقی هم میدانست که کارگر حقوق می گیرد!
طبیعی است کسی که بستری برای مشاغل فراهم میاورد باید سود بیشتری از سایرین داشته باشند و باز فراموش نکنید که در دنیای امروزی به راحتی میشود کارگر را کنار زد و از آن استفاده نکرد (پس به قول شما هیچ ظلمی در حق کسی نمیشود و نیروی کارشان در مقابل باز به قول شما اندکی پول خریده نمیشود) و به نظر من این لطف نظام سرمایه داری به کارگران است که هنوز دارد از کارگران استفاده میکند و همه چیز را 100% ماشینی نکرده .
در اینجا چهار کج فهمی نمایان است:
اول اینکه گمان شده است که این سرمایه دار است که "لزوما و به تنهایی" بستر کار را فراهم آورده است. در حالی که این خود سرمایه و ابزار تولید است که واقعا شرایط تولید و کار را ایجاد می کند، که از قضا حالا در دست سرمایه دار است و سرمایه دار هم چون انگیزه ی سود دارد، بدون اینکه نیازی به فشار آوردن به مغزش داشته باشد، از سرمایه در جهت ایجاد سود استفاده می کند.
دوم اینکه گمان شده نقشی (که به نظر ایشان) سرمایه دار در ایجاد شغل دارد، به او حق می دهد که تا ابد مالک سود باشد، مسلما زحمت کشیده شده برای یک کار خیر (آن هم نه لزوما با نیت خیر) نمی تواند ارزشی حتی یک دهم ماهی 240 ساعت کار کارگر را داشته باشد، به علاوه بسیاری هم وجود دارند که اعمال خیرخواهانه در سطح وسیع انجام می دهند ولی چون ابزار تولید ندارند، مبالغ نجومی به جیب نمی زنند. ما می گوییم که این ابزار تولید را بدهید به همه تا به اتفاق هم بتوانیم در این کار خیر شریک شویم!
سوم اینکه گمان شده است که تکنولوژی به حدی از پیشرفت رسیده که همه ی کارهای تولیدی را می توان بدون نیاز به کار انسان انجام داد.
چهارم و بدتر از همه اینکه گمان شده است سرمایه دار نیازی به "طبقه ی کارگر" ندارد، اینجاست که باید پرسید پس چه کسی قرار است کالای سرمایه دار را بخرد؟! سرمایه دار دارد برای کسی تولید می کند که توانایی خرید دارد، و اشتباه نابخشودنی شما این است که این نکته ی بدیهی را فراموش کرده اید. پس تلاش کنید ناآگاهانه با گفتن جملات مشمئزکننده ای چون "این لطف نظام سرمایه داری به کارگران است که هنوز دارد از کارگران استفاده میکند و همه چیز را 100% ماشینی نکرده" به میلیاردها انسان کره ی خاکی توهین نکنید.
من از ابتدا هم خودم را مدافع مارکس و مارکسیسم معرفی نکردم، این که این جهان یک جهان ناعادلانه است را بی خواندن مانیفست هم می توان فهمید (همان طور که سوسیالیست های فرانسوی سالها پیش از مارکس فهمیده بودند). مارکس، لنین و دیگران اما دغدغه ی یافتن راه حل داشتند. شگفت اینکه برخی نه تنها به دنبال راه حل نیستند، بلکه بی دلیل، اصل وجود صورت مسئله را به کل منکر هستند!
کی این را گفت؟ سوسیالیسم، مارکسیسم یا بنده؟ هیچ کدام، این تنها تصور نادرست شماست از سوسیالیسم، من می گویم تمام حقش را نمی گیرد، نه اینکه هیچ چیزی نمی گیرد، این را که وحشی بافقی هم میدانست که کارگر حقوق می گیرد!
اول اینکه گمان شده است که این سرمایه دار است که "لزوما و به تنهایی" بستر کار را فراهم آورده است. در حالی که این خود سرمایه و ابزار تولید است که واقعا شرایط تولید و کار را ایجاد می کند، که از قضا حالا در دست سرمایه دار است و سرمایه دار هم چون انگیزه ی سود دارد، بدون اینکه نیازی به فشار آوردن به مغزش داشته باشد، از سرمایه در جهت ایجاد سود استفاده می کند.
شما درست درک نکردید ، سرمایه از آسمان بر زمین نمیوفتد و سرمایه دار هم از شکم مادرش سرمایه دار بیرون نمی آید .
دوم اینکه گمان شده نقشی (که به نظر ایشان) سرمایه دار در ایجاد شغل دارد، به او حق می دهد که تا ابد مالک سود باشد، مسلما زحمت کشیده شده برای یک کار خیر (آن هم نه لزوما با نیت خیر) نمی تواند ارزشی حتی یک دهم ماهی 240 ساعت کار کارگر را داشته باشد، به علاوه بسیاری هم وجود دارند که اعمال خیرخواهانه در سطح وسیع انجام می دهند ولی چون ابزار تولید ندارند، مبالغ نجومی به جیب نمی زنند. ما می گوییم که این ابزار تولید را بدهید به همه تا به اتفاق هم بتوانیم در این کار خیر شریک شویم!
روشن است که اگر سرمایه دار همه چیز را ماشینی کند کارگر از گشنگی میمیرد ، و ماشینی کردن همه چیز کاملن در حیطه تکنولوژیکی ما قرار دارد .
چهارم و بدتر از همه اینکه گمان شده است سرمایه دار نیازی به "طبقه ی کارگر" ندارد، اینجاست که باید پرسید پس چه کسی قرار است کالای سرمایه دار را بخرد؟! سرمایه دار دارد برای کسی تولید می کند که توانایی خرید دارد، و اشتباه نابخشودنی شما این است که این نکته ی بدیهی را فراموش کرده اید. پس تلاش کنید ناآگاهانه با گفتن جملات مشمئزکننده ای چون "این لطف نظام سرمایه داری به کارگران است که هنوز دارد از کارگران استفاده میکند و همه چیز را 100% ماشینی نکرده" به میلیاردها انسان کره ی خاکی توهین نکنید.
اشتباه شما و باقی دوستان چپی این است که تمام تصورتان بر این است که تنها مصرف کننده کارگراست و اشتباه بزرگترتان این است که فکر میکنید کارگر بینیاز به محصولات تولید شده است ! پس این طبقه کارگر است که نیاز به سرمایه و سرمایه دار دارد نه بلعکس - شاید روزگاری این رابطه دوطرفه بوده ولی اکنون مطلقن اینچنین نیست و یک رابطه ی کاملن یک طرفه برقرار است .
من از ابتدا هم خودم را مدافع مارکس و مارکسیسم معرفی نکردم، این که این جهان یک جهان ناعادلانه است را بی خواندن مانیفست هم می توان فهمید (همان طور که سوسیالیست های فرانسوی سالها پیش از مارکس فهمیده بودند). مارکس، لنین و دیگران اما دغدغه ی یافتن راه حل داشتند. شگفت اینکه برخی نه تنها به دنبال راه حل نیستند، بلکه بی دلیل، اصل وجود صورت مسئله را به کل منکر هستند!
هستی به کل نا عادلانه است و با عقیده های چپی نمیشود عدالت را اجرا کرد - جناب امیر که به کل مخالف تکنولوژی هستند گویا ولی اگر شما چنین مخالفتی ندارید پیشنهاد میکنم در همان جایی که نشسته اید یک نیم نگاهی به دور و برتان بیندازید و ببینید چه میزان از آنچه زندگی روزانه شما را رقم میزند را نظام سرمایه داری و سرمایه داران تولید کرده اند و چه مقدارش را مابقی روی هم ؟!
از اقتصاد کمونیستی و سوسیالیستی تا کنون هیچ چیزی به جز نکبت و فقر و آلودگی و مرگ و میر تولید نشده و نخواهد شد - چرا که در جریانی که منافع مالی یک گروه خاص وجود نداشته باشد بلطبع رقابتی هم وجود ندارد و بازاری که رقابت در آن وجود ندارد یا جنس بنجل تولید میکند و یا محکوم به فناست .
کمونیسم و سوسیالیسم عملن این رقابت را حذف میکنند ، نمونه حذف رقابت را میتوانید در مملک اسلامی گل و بلبل خودمان ببینید .
برای مثال شرکت های خودروسازی داخلی به دلیل محدودیت های شدید واردات خودروی خارجی هر آشغالی که میتوانند را به خرد مردم میدهند و چون انتخاب بهتری با هزینه مناسب تری وجود ندارد مردم مجبور به خرید هستند و همین امر خود یکی از عوامل رکورد دار شدن ایران در حوادث رانندگی است .
نمونه ی دیگری که پیشتر هم مثال زدم ، نیروگاه هسته ای چرنوبیل بوده که به دلیل استفاده نکردن از مواد اولیه مناسب عده ی زیادی را به کام مرگ کشاند و عده ی دیگری را هم به انواع بیماری های نیست در جهان دچار کرد که تا امروز ادامه دارد .
تجربه ای که از حکومت های کمونیستی وجود دارد به هیچ عنوان تجربه و سابقه ی قابل دفاعی نیست و طرفداران کمونیسم {درست مثل مسلمین} مدعی هستند که کمونیسم واقعی{اسلام واقعی} اجرا نشده !!!!!!!
کشور های اروپایی که جناب امیر پیشتر مثال زدند در بعد اقتصادی نظامهای سرمایه داری تمام عیار هستند ، از جزئی ترین مسایل اقتصادی بگیرید تا کلی ترینشان .
یادم میاد یک زمانی از یکی از کاربران سوالی پرسیدم مبنی بر اینکه آیا نمونه موفقی از کمونیسم هم سراغ دارد ؟ یکی دو تا دولت کمونیستی معرفی کرد که ماکسیمم طول عمرشان 2-3 ماه بوده !!!! و این را نمونه موفق هم میدانست !
پس تلاش کنید ناآگاهانه با گفتن جملات مشمئزکننده ای چون "این لطف نظام سرمایه داری به کارگران است که هنوز دارد از کارگران استفاده میکند و همه چیز را 100% ماشینی نکرده" به میلیاردها انسان کره ی خاکی توهین نکنید.
این برداشت شماست ، همان طور که گفتم و باز هم میگویم این لطف نظام سرمایه داری است که با 100% ماشینی کردن همه چیز ، کارگران را بیکار نکرده ! و همان طور که بالاتر هم برای شما نوشتم تمامن ماشینی کردن همه چیز کاملن در حیطه تکنولوژیکی بشر امروزی قرار دارد ، و وقتی میگویم همه چیز - به راستی منظورم همه چیز است حتا نگهداری از خود ماشین آلات و ابزار های تولید .
و این چیزی است که برخی دوستان مانند مهربد گرامی از بابتش ترس دارند و نگرانش هستند .
و در آخر بد نیست بدانید که امروزه رباتهایی ساخته شده اند که میتوانند تولید مثل کنند یا خودشان خودشان را تعمیر کنند :
سود در سیستم سرمایه داری مساوی است با بخشی از ارزشی که نیروی مولد به کالا افزوده، و این سود حق خود کارگر است، و نقد اصلی ما به سرمایه داری این است که این سود در چنین سیستمی، به صاحب وسیله ی تولید تعلق میگیرد، صرفا به این خاطر که وسیله ی تولید مال او بوده است!
حالا دوستان راست گرا دو راه دارند، یا اینکه نشان دهند این عمل (دزدیدن حاصل زحمت دیگران از نظر ما) غیر اخلاقی نیست، یا اینکه با دلیل و منطق اصلا وجود چنین مکانیزمی را در این سیستم انکار کنند.
هر زمان وقتی یک نفر خواهان ایجاد یک مرکز تولید است با یک سرمایه اولیه آن را شروع میکند. اگر بعد از زمانی سرمایه بیشتری از آن مقدار اولیه داشت او سود به دست آورده است ، اگر کمتر داشت ضرر کرده است. ۲ راه دیگر به غیر از این وجود دارد که یکی سرمایه داری دولتی است و دیگری سرمایه داری عمومی که در هر ۲ مورد دوم عنصر رقابت از بین میرود و باعث پیشرفت اقتصاد نمیشود ، مردم نیز در یک اندازه بخور و نمیر به زندگی در فقر خود ادامه میدهند. نظریه آقای مارکس این بود که باید مالکیت خصوصی از بین برود و همه چیز ملی شود که نتیجه آن را در عمل دیدیم.
حالا باید ببینیم که آیا این انگیزه به سود رسیدن چیز غیر انسانی هست یا خیر؟ از نظر کاپیتالیسم خیر ، غیر انسانی نیست. انگیزه به دست آوردن سود باعث به سود رسیدن از سرمایه اولیه میشود ، در مقابل این انگیزه از دست دادن سود و فقیر شدن وجود دارد ، حال کدام غیر انسانی تر است؟ پیشرفت کردن یا فقیر شدن؟ دستیابی به سود حق انسانی و اخلاقی آنهایی هست که به فعالیتهای اقتصادی میپردازند.
حال باید بگوییم که این سود چگونه به دست میآید. سود با گول زدن و بازی دادن دیگران به دست نمیآید ، بلکه با ساختن چیز با آرزشی که قبلا وجود نداشته است به دست میآید. از آنجا که درامد برای زندگی هر کس لازم است ، اضافه شدن در آمد نیز برای بهتر شدن زندگی لازم است. حال از کجا و چه زمانی تلاش برای اضافه کردن به زندگی و داشتن یک زندگی بهتر غیر انسانی خوانده شده است؟
اینکه شما فکر میکنید ما با کمونیسم و فلسفه چپی ها آشنایی نداریم ، خوب اشتباه شماست .
کارگر در قبال کاری که انجام میدهد حقوق دریافت میکند - پس بر خلاف آنچه شما میگویید خرحمالی مفت (این رو توهین یا تند گویی قلمداد نکنید 🌹) انجام نمیدهد .
آنچه که از آن یاد میکنید بیشتر مدینه فاضله ای است که هرگز و هرگز وجود خارجی نداشته و اگر هم داشته چند ماهی بیشتر دوام نیاورده و این یعنی بسیار بسیار سیستم ضعیفی است .
این هم سفسته است، چرا که شما نشان نمیدهید چرا سیستم نمیتواند کار کند، بلکه میگویید چون یکی
دوبار به سختی راه افتاده است و هر بار میلیونها سرمایهدار مرفه بر پاد آن فعالیت کردهاند و پا نگرفته است، پس نمیشود!
طبیعی است کسی که بستری برای مشاغل فراهم میاورد باید سود بیشتری از سایرین داشته باشند و ..
بازگردان برای خوانندگان:
باینگارید که یک کارفرما داریم که یک بیل دارد (سرمایهدار است). این کارفرما در روز بیل خود را به ده کارگر اجاره میدهد تا با آن کار کنند و در پایان روز، از سود برآمده که هزار تومان است، 900 تومان (90%) را برداشته و به هر کارگر 10 تومان میدهد.
بنابگفته دوستان هوادار سرمایهداری، در اینجا سرمایهدار (صاحب بیل) نه تنها بایستی بیشترین سود را داشته
باشد و به هیچ وجه کار او نااخلاقی نیست، که این "بیل" اجاره دادن وی مایه رقابت و پیشرفت اقتصاد هم میشود!!
باز فراموش نکنید که در دنیای امروزی به راحتی میشود کارگر را کنار زد و از آن استفاده نکرد (پس به قول شما هیچ ظلمی در حق کسی نمیشود و نیروی کارشان در مقابل باز به قول شما اندکی پول خریده نمیشود) و به نظر من این لطف نظام سرمایه داری به کارگران است که هنوز دارد از کارگران استفاده میکند و همه چیز را 100% ماشینی نکرده .
همین گفته نشان میدهد که شما از فلسفه و گفتار کمونیسم آن اندازه که فکر میکنید، آگاهی ندارید.
یک کارگر میتواند کسی باشد که بیل میزند و امروزه همانکار را ماشین میتواند انجام دهد، و یا میتواند یک برنامهنویس
کامپیوتر و یا یک طراح گرافیست باشد که هیچ ماشینی نمیتواند کار او را انجام دهد. فراموش نشود که همان ماشین
بیل زنی را هم بایستی یک کارگر طرح ساخت آن را داده باشد و یک کارگر دیگر آن را اسمبلی کرده باشد و یک کارگر دیگر
آن را کنترل کند و یک کارگر دیگر سود آن را حساب کند و یک کارگر دیگر حساب بانکی را کنترل کند و ..تا پول به جیب سرمایهدار برسد.
حقیقت این است که اگر سرمایه دار نباشد ، ابزار تولیدی وجود ندارد و اگر ابزار تولیدی وجود نداشته باشد کاری وجود ندارد و اگر کاری وجود نداشته باشد تمام این کارگران به قول شما زحمتکش ابتدا بیکار میشوند و از فرط بیکاری گشنه میمانند و دست آخر از گشنگی میمیرند ! به خصوص که در نظام کمونیستی عملن چیزی به نام رقابت که کیفیت محصولات و بقای یک نظام اقتصادی را تضمین میکند به هیچ عنوان وجود خارجی ندارد .
با منطق شما: اگر صاحببیلی نباشد، بیلی هم در کار نخواهد بود
و همان طوری که پیشتر هم نوشته ام ، تمام کشورهای سوسیالی یا کمونیستی سر انجام به سرمایه داری برای حفظ نظام اقتصادی خود روی آورده اند (چین بهترین نمونه اش) .
مهربد
این هم سفسته است، چرا که شما نشان نمیدهید چرا سیستم نمیتواند کار کند، بلکه میگویید چون یکی
دوبار به سختی راه افتاده است و هر بار میلیونها سرمایهدار مرفه بر پاد آن فعالیت کردهاند و پا نگرفته است، پس نمیشود!
آنچیزی که شما در منیفست کمونیسم مارکس خوانده اید تنها یک سری آرزوها و خیالهای دست نیافتنی و غیر واقعی است و شاید در تیوری قشنگ باشد ولی در عمل با توجه به میل ذاتی انسان برای پیشرفت و قدرتمند شدن نه تنها عملی نیست ، بلکه سرانجام کار چیزی بهتر از کره ی شمالی یا شوروی سابق نخواهد شد ، چرا که سیستم برای تضمین بقای خودش و جلوگیری از شورشها مجبور است دست به کشتار بزند و نظام خود به خود به یک دیکتاتوری تمام عیار تبدیل میشود و این گفته من را میتوانید در تاریخ کشورهای کمونیستی جستجو کنید .
کمونیسم پندار و آرزو است شاید چون سرمایهدارها میگویند؟
چنانکه گفته شد، سرمایه میتواند دستِکم به سه شیوه باشد:
دست کارفرما باشد (سرمایهداری)
دست دولت باشد
دست مردم باشد
..
که شما واپسین گزینه را همچنان نادیده میگیرید.
واپسین گزینه ای که شما نوشتید ، عملن غیر ممکن است ! برای همین بنده همیشه نادیده میگیرمش . در همان واپسین گزینه آن سرمایه باید توسط یک گروه کنترل شود تا سیستم دچار هرج و مرج و Imploade نشود که در هر شکلش به یکی از گزینه های 1 یا 2 میرسیم که اغلب میشود شماره ی 2 .
این هم سفسته است، چرا که شما نشان نمیدهید چرا سیستم نمیتواند کار کند، بلکه میگویید چون یکی دوبار به سختی راه افتاده است و هر بار میلیونها سرمایهدار مرفه بر پاد آن فعالیت کردهاند و پا نگرفته است، پس نمیشود!
من بارها و بارها گفته ام که چرا سیستم نمیتواند کار کند و شما بارها و بارها نخوانده از کنارش رد شده اید !
مهربد
بازگردان برای خوانندگان: Sticky باینگارید که یک کارفرما داریم که یک بیل دارد (سرمایهدار است). این کارفرما در روز بیل خود را به ده کارگر اجاره میدهد تا با آن کار کنند و در پایان روز، از سود برآمده که هزار تومان است، 900 تومان (90%) را برداشته و به هر کارگر 10 تومان میدهد. بنابگفته دوستان هوادار سرمایهداری، در اینجا سرمایهدار (صاحب بیل) نه تنها بایستی بیشترین سود را داشته باشد و به هیچ وجه کار او نااخلاقی نیست، که این "بیل" اجاره دادن وی مایه رقابت و پیشرفت اقتصاد هم میشود!!
شخصی که بیل ندارد ، برود با دستش زمین را بکند ! همان طور که گفتم شما مدام فکر میکنید شخص از شکم مادرش سرمایه دار به دنیا آمده و برای به دست آوردن آن سرمایه هیچ تلاشی نکرده ! آیا خود شما حاضرید که آنچه با کار و زحمت به دست آورده اید و عنوان سرمایه جمع کرده اید با دیگران شریک شوید ؟ اینها همه اش شعار است .
همین گفته نشان میدهد که شما از فلسفه و گفتار کمونیسم آن اندازه که فکر میکنید، آگاهی ندارید. یک کارگر میتواند کسی باشد که بیل میزند و امروزه همانکار را ماشین میتواند انجام دهد، و یا میتواند یک برنامهنویس کامپیوتر و یا یک طراح گرافیست باشد که هیچ ماشینی نمیتواند کار او را انجام دهد. فراموش نشود که همان ماشین بیل زنی را هم بایستی یک کارگر طرح ساخت آن را داده باشد و یک کارگر دیگر آن را اسمبلی کرده باشد و یک کارگر دیگر آن را کنترل کند و یک کارگر دیگر سود آن را حساب کند و یک کارگر دیگر حساب بانکی را کنترل کند و ..تا پول به جیب سرمایهدار برسد.
در فلسفه ی کمونیسم همه از دم کارگر محصوب میشوند ، چه پزشک ، چه مهندس ، چه دانشمند چه .... و از نظر من این یک توهین آشکارا به این افراد است - و همان طوری که پیشتر گفتم ماشینهای امروزی نیازی به شخصی که کنترلش کنند ندارد . در عین حال من همه را از دم کارگر نمیبینم - اگر بخواهیم با این نگر که همه از دم کارگرند به جامعه بنگریم ، همان سرمایه دار هم کارگر میشود پس اصولن دیگر سرمایه داری باقی نمیماند که چپی ها بخواهند ازش دفاع کنند
با منطق شما: اگر صاحببیلی نباشد، بیلی هم در کار نخواهد بود !!!
بله با منطق من ، اگر خالق بیل نباشد ، بیلی هم نخواهد بود و در اینجا خالق بیل همان سرمایه دار است . نکند شما فکر میکنید که آن بیل همین طوری از آسمان افتاده بر زمین ؟! یک خالقی داشته و خالق آن همان شخصی است که آن را در اختیار سایرین قرار میدهد که با آن کار کنند .
همان طوری کع گفتم مشکل شما و اصولن فلسفه ی مارکس این است که همه را از دم کارگر میپندارید و فکر میکنید سرمایه یا ابزار تولید همین طوری از قبل موجود بوده و مشتی موجود خونخوار و آدمخوار آن را به زور از چنگ سایرین خارج کرده اند !!!!!
کمونیسم پندار و آرزو است شاید چون سرمایهدارها میگویند؟
پندار و آرزوست چون در عمل بارها و بارها شکست خورده و اول و آخر یا نابود شده یا به خودی خود به نظام سرمایه داری تبدیل شده . این مدل دفاع از کمونیسم و سوسیالیسم من را به یاد دفاع اسلامگرایان از اسلام میندازد که پبشتر هم نوشتم .
هر زمان وقتی یک نفر خواهان ایجاد یک مرکز تولید است با یک سرمایه اولیه آن را شروع میکند. اگر بعد از زمانی سرمایه بیشتری از آن مقدار اولیه داشت او سود به دست آورده است ، اگر کمتر داشت ضرر کرده است. ۲ راه دیگر به غیر از این وجود دارد که یکی سرمایه داری دولتی است و دیگری سرمایه داری عمومی که در هر ۲ مورد دوم عنصر رقابت از بین میرود و باعث پیشرفت اقتصاد نمیشود ، مردم نیز در یک اندازه بخور و نمیر به زندگی در فقر خود ادامه میدهند. نظریه آقای مارکس این بود که باید مالکیت خصوصی از بین برود و همه چیز ملی شود که نتیجه آن را در عمل دیدیم.
اول: من پیشرفت اقتصادی به قیمت زیر پا گذاشتن انسانیت را نمی خواهم.
به فرض اگر روزی ثابت شود که دزدی موجب پیشرفت اقتصادی است، آن را هم مجاز باید کرد؟ دوم: ثابت کنید در 2 سیستمی که اخیرا نام بردید، لزوما، نه پیشرفت اقتصادی هست نه رفاه و چلوکباب. سوم: نظریه ی آقای مارکس هم بسی بیش از این چیزها بود، در نظریه نمی گویند که "باید" فلان شود یا نشود. در نظریه واقعیت ها و روابطشان توصیف شده و توضیح داده می شوند، تجویز در آن جایی ندارد.
حالا باید ببینیم که آیا این انگیزه به سود رسیدن چیز غیر انسانی هست یا خیر؟ از نظر کاپیتالیسم خیر ، غیر انسانی نیست. انگیزه به دست آوردن سود باعث به سود رسیدن از سرمایه اولیه میشود ، در مقابل این انگیزه از دست دادن سود و فقیر شدن وجود دارد ، حال کدام غیر انسانی تر است؟ پیشرفت کردن یا فقیر شدن؟ دستیابی به سود حق انسانی و اخلاقی آنهایی هست که به فعالیتهای اقتصادی میپردازند.
قسمت بلد شده سفسطه ی آشکار است، گزینه های دیگری هم وجود دارند. چه کسی گفته که سرمایه دار اگر سود نکند (بهره کشی نکند) فقیر می شود؟ سرمایه دار می تواند خودش هم به عنوان یک کارگر کار کند و پول در بیاورد. خیلی بدیهی است نه؟
حال باید بگوییم که این سود چگونه به دست میآید. سود با گول زدن و بازی دادن دیگران به دست نمیآید ، بلکه با ساختن چیز با آرزشی که قبلا وجود نداشته است به دست میآید. از آنجا که درامد برای زندگی هر کس لازم است ، اضافه شدن در آمد نیز برای بهتر شدن زندگی لازم است. حال از کجا و چه زمانی تلاش برای اضافه کردن به زندگی و داشتن یک زندگی بهتر غیر انسانی خوانده شده است؟
مسئله این است که آن چیز با ارزش را سرمایه دار نساخته، کارگر ساخته. این سود باید عادلانه میان سازنده ها تقسیم شود. بقیه حمله به آدم پوشالین است.
در فلسفه ی کمونیسم همه از دم کارگر محصوب میشوند ، چه پزشک ، چه مهندس ، چه دانشمند چه .... و از نظر من این یک توهین آشکارا به این افراد است - و همان طوری که پیشتر گفتم ماشینهای امروزی نیازی به شخصی که کنترلش کنند ندارد . در عین حال من همه را از دم کارگر نمیبینم - اگر بخواهیم با این نگر که همه از دم کارگرند به جامعه بنگریم ، همان سرمایه دار هم کارگر میشود پس اصولن دیگر سرمایه داری باقی نمیماند که چپی ها بخواهند ازش دفاع کنند .
عقاید عجیبی دارید، اگر من به یک مهندس بگویم کارگر چه توهینی به او کرده ام؟ شما با ماده ی اول اعلامیه ی جهانی حقوق بشر مخالفید: تمام افراد بشر آزاد زاده میشوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.
واقعیت هم این است که تقریبا همه ی کسانی که درآمد دارند کارگرند، از کارگرانی که حمالی می کنند گرفته تا مهندسان و برنامه نویسان و مقاله نویسان و حتی فوتبالیست ها همگی کارگرند، از نظر ما هر کسی که نیروی ذهنی و یا جسمی کارش را در اختیار سرمایه گذار بهره کش قرار می دهد کارگر است.
این است که می گوییم سرمایه دار به کارگران نیاز دارد و نمی تواند همه چیز را ماشینی کند، هم به لحاظ تکنولوژیکی و هم به لحاظ اینکه مجبور است کالایش را به کسی بفروشد. اگر همه ی کارگران از گرسنگی بمیرند آن وقت سرمایه دار باید نوشابه هایش را دور بریزد!
آنچه من در این 6 صفحه کمتر دیدم، دغدغه ی اصلی و اخلاقی گفتمان چپ است، ظاهرا دوستان آنتی چپ اصلا نمی دانند مشکل کار کجاست. در سرتاسر سخنان ایشان در این تاپیک، هیچ قرینه ای یافت نمیشود که نشان دهد اینان با گفتمان چپ و انتقاد اصلی آن به سرمایه داری آشنا هستند.
قضیه به شکل خیلی ساده این است: سود در سیستم سرمایه داری مساوی است با بخشی از ارزشی که نیروی مولد به کالا افزوده، و این سود حق خود کارگر است، و نقد اصلی ما به سرمایه داری این است که این سود در چنین سیستمی، به صاحب وسیله ی تولید تعلق میگیرد، صرفا به این خاطر که وسیله ی تولید مال او بوده است!
حالا دوستان راست گرا دو راه دارند، یا اینکه نشان دهند این عمل (دزدیدن حاصل زحمت دیگران از نظر ما) غیر اخلاقی نیست، یا اینکه با دلیل و منطق اصلا وجود چنین مکانیزمی را در این سیستم انکار کنند.
مشکل عدم آشنایی با تئوریهای چپ نیست، مشکل سوء آشناییست، که برخلاف آنچه در نگاه اول به نظر میرسد کاملا انتخابی و نوعی «موضع ِ آگاهانه برگزیده شده» است. دلیل ِ آنرا نمیدانم اما به واقع وضعیت ِ دردناک و دشواریست؛ اینکه طرف ِ مقابل دستها را به روی گوش بگذارد و مرتبا مثل یک ضبظ صوت گولاگ و هولودومور را در صورت شما فریاد بزند سوهان ِ روح و روان است!
نه فقط جایی برای شنیدن صدای سوسیالیسم/کمونیسم نیست، بلکه اصولا صحبت کردن از آدم بودن هم گویا تابو شده و گوینده به «آرمانگرایی» و «خیالپردازی» متهم میشود. من از سونیکسکس تقاضا میکنم یک لحظه بایستد و بیاندیشد، نظامی که برای دفاع از مقدماتیترین اصول آن باید ابتداییترین حداقلهای عقلانی برای برابری در رفاه و دسترسی به منابع و راههای پیشرفت را اینچنین لگدمال کرد حقیقتا «بهترین نظامی»ست که بشر میتواند بیافریند؟
عقاید عجیبی دارید، اگر من به یک مهندس بگویم کارگر چه توهینی به او کرده ام؟ شما با ماده ی اول اعلامیه ی جهانی حقوق بشر مخالفید: تمام افراد بشر آزاد زاده میشوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.
این یک سفسطه آشکار است ، کرامت انسانها هیچ ربطی به موقعیت اجتماعی که به خاطر تلاش خودشان به دست می آید ندارد .
واقعیت هم این است که تقریبا همه ی کسانی که درآمد دارند کارگرند، از کارگرانی که حمالی می کنند گرفته تا مهندسان و برنامه نویسان و مقاله نویسان و حتی فوتبالیست ها همگی کارگرند، از نظر ما هر کسی که نیروی ذهنی و یا جسمی کارش را در اختیار سرمایه گذار بهره کش قرار می دهد کارگر است.
این است که می گوییم سرمایه دار به کارگران نیاز دارد و نمی تواند همه چیز را ماشینی کند، هم به لحاظ تکنولوژیکی و هم به لحاظ اینکه مجبور است کالایش را به کسی بفروشد. اگر همه ی کارگران از گرسنگی بمیرند آن وقت سرمایه دار باید نوشابه هایش را دور بریزد!
آفرین ، کارگران به قول شما ، برای زنده ماند به محصولات سرمایه دار نیاز دارند چه تمامن ماشینی باشد ، چه نباشد
.
در ضمن شما یک چیزی را که همواره فراموش میکنید این است که کسی از شکم مادرش سرمایه دار به دنیا نیامده و برای به دست آوردنش زحمت کشده و غلط میکند کسی که بخواهد حاصل زحمات دیگری را با عناوینی مانند ابزار تولید یا سرمایه باید همگانی باشد را بالا بکشد . ما بقی هم اگر کمی عقل در سرشان باشد میتوانند سرمایه ای جمع کنند و ابزار تولید را در اختیار آنهایی که عقل درست و حسابی ندارند قرار دهد - و هم سود خودش را ببرد و هم به قول شما اجازه ندهد آن خنگ و خُل های قبلی از گشنگی نمیرند . اصولن علمی به نام اقتصاد به همین خاطر بوجود آمده
مشکل عدم آشنایی با تئوریهای چپ نیست، مشکل سوء آشناییست، که برخلاف آنچه در نگاه اول به نظر میرسد کاملا انتخابی و نوعی «موضع ِ آگاهانه برگزیده شده» است. دلیل ِ آنرا نمیدانم اما به واقع وضعیت ِ دردناک و دشواریست؛ اینکه طرف ِ مقابل دستها را به روی گوش بگذارد و مرتبا مثل یک ضبظ صوت گولاگ و هولودومور را در صورت شما فریاد بزند سوهان ِ روح و روان است! نه فقط جایی برای شنیدن صدای سوسیالیسم/کمونیسم نیست، بلکه اصولا صحبت کردن از آدم بودن هم گویا تابو شده و گوینده به «آرمانگرایی» و «خیالپردازی» متهم میشود. من از سونیکسکس تقاضا میکنم یک لحظه بایستد و بیاندیشد، نظامی که برای دفاع از مقدماتیترین اصول آن باید ابتداییترین حداقلهای عقلانی برای برابری در رفاه و دسترسی به منابع و راههای پیشرفت را اینچنین لگدمال کرد حقیقتا «بهترین نظامی»ست که بشر میتواند بیافریند؟
به قول شما مشکل سوء آشنایی است ! همین مشکل را شما هم دارید چرا که همان طوری که پیشتر گفتم فکر میکنید سرمایه و ابزار تولید از آسمان افتاده جلوی منزل یک سرمایه دار و او برش داشته و به بقیه نمیدهد !!!!!!!!! یعنی تمام تلاش سرمایه دار برای بدست آوردن آن سرمایه را خیلی شیرین نادیده میگیرید و در قبالش آنچه که وی برای بدست آوردنش تلاش کرده را میخواهید به زور ازش بگیرید و به دست یک مشت مفت خور بدهید تا آنها هم در اسرع وقت نیست و نابودش کنند برود پی کارش . همینکه حتا محض رضای اسپاگتی کبیر یک نظام سوسیالی و کمونیستی درست و حسابی هم در دنیا نداریم خودش به اندازه کافی نشان دهنده ضعف این سیستم هست و لطفن باز آلمان و سوئد و ... را وسط نکشید چرا که به شما نشان دادم که شالوده ی نظام اقتصادی این کشور ها تمامن سرمایه داری است نه سوسیالی .
پ.ن : اگر از کلاماتی مانند خنگ و خل یا مفت خور و دزد و ... استفاده کردم قصدم تندی یا توهین نبود ، بلکه اینها با توجه به خستگی که دارم و اینکه میخوام برم بخوابم به نظرم سریع ترین و مناسب ترین کلمات برای تعریف نظامهای در مرحله نخست کمونیستی و سپس سویالیستی و بهتر بیان کردن آنچه میخواستم بگویم بودند 🌹
اول: من پیشرفت اقتصادی به قیمت زیر پا گذاشتن انسانیت را نمی خواهم.
دوست گرامی اگر واقعن به آنچه نوشتید اعتقاد دارید ! به نشانه ی اعتراض هم که شده تمام تولیدات سرمایه داری را کنار بگذارید و از آنها استفاده نکنید ببینیم چه مدتی دوام می آورید !
پ.ن : اگر محصولی که تولید سوسیالیسم است (که البته وجود ندارد) ولی برای کارکرد به محصولات سرمایه داری نیاز دارد باز هم شما نباید براس استفاده از آن محصول از واسطه اش که تولید سرمایه داری است استفاده کنید ، مانند یکی دو تا از نرم افزار های در پیتی که نرم افزارش را سوسیالیست ها نوشته اند ولی سخت افزار و بسترش را سرمایه دارها اختراع و تولید کرده اند
آخر چرا؟ سرمایه دار مگر می تواند از خودش بهره کشی کند؟ در بسیاری از موارد سرمایه دار در روند تولید کاری انجام نمی دهد، و در مواردی هم که کاری انجام می دهد ده ها برابر زحماتش پول می برد (= همان بهره کشی/دزدی نیروی کار دیگران). معمولا باید سعی کنیم ادعاهایمان را اثبات کنیم، یا حداقل دفاعی از ادعا بکنیم، شما فقط یک ادعای شگفت انگیز کردید و رفتید.
آفرین ، کارگران به قول شما ، برای زنده ماند به محصولات سرمایه دار نیاز دارند چه تمامن ماشینی باشد ، چه نباشد .
نه متوجه نشدید، کارگر برای زنده ماندن به حقوقی که دریافت می کند نیازمند است، و در همان حال سرمایه دار برای سود کردن به مصرف کننده احتیاج دارد. شما می گویید سرمایه دار لطف می کند که همه چیز را ماشینی نمی کند، من می گویم اگر چنین کاری هم بکند (به فرض توانستن)، به زودی مصرف کننده ها توان خریدشان را از دست می دهند و کالاها فروش نمی روند، فکر می کنم حرف من کاملا روشن باشد.
در ضمن شما یک چیزی را که همواره فراموش میکنید این است که کسی از شکم مادرش سرمایه دار به دنیا نیامده و برای به دست آوردنش زحمت کشده و غلط میکند کسی که بخواهد حاصل زحمات دیگری را با عناوینی مانند ابزار تولید یا سرمایه باید همگانی باشد را بالا بکشد . ما بقی هم اگر کمی عقل در سرشان باشد میتوانند سرمایه ای جمع کنند و ابزار تولید را در اختیار آنهایی که عقل درست و حسابی ندارند قرار دهد - و هم سود خودش را ببرد و هم به قول شما اجازه ندهد آن خنگ و خُل های قبلی از گشنگی نمیرند . اصولن علمی به نام اقتصاد به همین خاطر بوجود آمده .
این سخنان یقینا یاوه هستند، مثل این است که قاتلی با اسلحه آدم بکشد و کسی در مقام دفاع از قاتل بگوید که او کلی زحمت کشیده بود تا آن اسلحه را بدست آورده بود، پس حق داشت آدم بکشد. مسئله این نیست که سرمایه دار سرمایه اش را از کجا آورده، مسئله این است که حق ندارد با آن بهره کشی کند. دوست عزیز شما همچنان در درک صورت مسئله مانده اید بعد می خواهید چپ را نقد کنید؟
گذشته از این ها، به نظر من، وسیله ی تولید وسیله ی خطرناکی است و نباید دست هر کسی بیفتد، چه با زحمت چه بی زحمت. بگذارید با یک مثال مدعا را روشن کنم: مثلا شما در هیچ کشوری حق ندارید یک وسیله ی کشتار جمعی در حیاط خانه تان داشته باشید. حالا ممکن است نیمی از عمرتان را در تلاش برای به دست آوردن آن وسیله صرف کرده باشید، ولی تا معلوم شود که چنین چیزی دارید بلافاصله به زور آن را از شما پس می گیرند. چرا که ممکن است با آن مرتکب جنایتی بشوید. آن چه در این قیاس بین وسیله ی تولید و وسیله ی کشتار جمعی مشترک است، امکان انجام عمل غیراخلاقی با آن وسیله (در ابعاد وسیع) توسط شما و بنابراین تهدید امنیت جامعه است.
دوست گرامی اگر واقعن به آنچه نوشتید اعتقاد دارید ! به نشانه ی اعتراض هم که شده تمام تولیدات سرمایه داری را کنار بگذارید و از آنها استفاده نکنید ببینیم چه مدتی دوام می آورید ! پ.ن : اگر محصولی که تولید سوسیالیسم است (که البته وجود ندارد) ولی برای کارکرد به محصولات سرمایه داری نیاز دارد باز هم شما نباید براس استفاده از آن محصول از واسطه اش که تولید سرمایه داری است استفاده کنید ، مانند یکی دو تا از نرم افزار های در پیتی که نرم افزارش را سوسیالیست ها نوشته اند ولی سخت افزار و بسترش را سرمایه دارها اختراع و تولید کرده اند .
این سخن قابل تامل است، می فرمایید ما حق مصرف کالایی را نداریم که طی یک مکانیسم غیر انسانی تولید شده. من موافقم، این کار به خودی خود درست نیست. اما اینجا تعداد زیادی تعارض اخلاقی به وجود می آید: من اخلاقا وظیفه دارم سالم بمانم، هم به خاطر اینکه خودم را دوست دارم و بنابراین تلاش برای بقای خودم را اخلاقی می دانم، هم به خاطر کسانی که دوستم دارند، هم به خاطر کسانی که به من محتاج اند و هم به خاطر اینکه با این ظلم مبارزه کنم. هر چه باشد من باید در حد توانم، کاری بکنم که آب خوش از گلوی دیکتاتورها، انسان ستیزها، مفت خورها و سایر ظالمان پایین نرود .
من واقعا متوجه نمیشم چطوری میشه کسی سال 2011 حرف از کمونیست فسیل بزنه! به نظر من بزرگترین دلیل مزخرف بودن کمونیست!!! اینه که کشورهای کمونیستی همه 5زاری و دره پیت هستند و 2تا کشور حسابی محض رضای مشتری لااقل برای ویترین هم که شده از توشون در نیومده! شوروی که ترکید! کره شمالی که *ید! کوبا هم که زائید! چین هم که پوکید ! آمریکا همه رو ضربه فَنی کرد! هر کدومشون هم میگفتند که هیچ کس از کمونیست سر در نمیاره و فقط مائیم که میفهمیم!
یعنی دوستان بقول معروف چپ گرا میفرمایند که این همه عقب ماندگی که ج.ا بر سر ملت و کشور آورد بس نبود و حتما باید یک بار هم کشور کمونیستی شود و از بیخ و بن ریشه اش سوزانده شود و تبدیل به صحرای کالاهاری شود تا شما نظرتان عوض شود که کمونیست مزخرف است؟
این کمونیستی که شما ازش دم میزنید لااقل حتی برای نمونه یک جایی یک تپه ای رو آباد نکرده تا آدم دلش به اون خوش باشه و بگه کومونیست چیز خوبی بوده!
هر چی هم مافیا و گند و کثافت کاری هست مال این کشورهای کمونیستی! هر چی قاچاق اسلحه و ج*ده و آدم کشی و مواد مخدر که ببینید پای چین و روسیه و کره شمالی و کوبا و ونزوئلا و عره و اوره و شمسی کوره میاد وسط!
همین الان کشورهایی که مخالف جنبش دموکراسی خواهی مردم منطقه هستند و رژیم های دیکتاتور رو تغذیه میکنند چین و روسیه هستند!
پای ثابت حرامزادگی!
برای همین هم در سوریه هر روز مردم پرچم این دو دوست بیشرف رو همراه با دوست فاحشه ج.ا به آتش میکشند!
کمونیست گدا هر جا رفته بد تر از اسلام تِر رو با فشار 20اتمسفر بسته رو اون مملکت و آدم ها رو به خاک سیاه نشونده شون!
دلیل و برهان این بچه ها هم عجیب آدم رو یاد دفاعیات اسلامگرایان میندازه!
عجیب!
من واقعا متوجه نمیشم چطوری میشه کسی سال 2011 حرف از کمونیست فسیل بزنه! به نظر من بزرگترین دلیل مزخرف بودن کمونیست!!! اینه که کشورهای کمونیستی همه 5زاری و دره پیت هستند و 2تا کشور حسابی محض رضای مشتری لااقل برای ویترین هم که شده از توشون در نیومده! شوروی که ترکید! کره شمالی که *ید! کوبا هم که زائید! چین هم که پوکید ! آمریکا همه رو ضربه فَنی کرد! هر کدومشون هم میگفتند که هیچ کس از کمونیست سر در نمیاره و فقط مائیم که میفهمیم!
دوست گرامی، قضیه به این سادگی نیست که بخواهیم با یک نگاه آزمونی و تست گونه یک نگره را رد کنیم.
من برای شما یک نمونه ساده از استدلالی که می آورید میزنم. بر پایه گفته شما و دیگر دوستان، اگر یک نظام اقتصادی (در اینجا
سرمایه داری) برای زمان درازی کار کرده و همواره روندی رو به پیشرفتی داشته باشد، پس نظام اقتصادی خوبی خواهد بود.
اکنون با همین رویکرد، من برای شما از یک نظام اقتصادی دیگر (نظام اقتصادی رولت روسی) نام میبرم. در این نظام اقتصادی، مردم بسادگی، برای بدست آوردن
پول دو به دو با یکدیگر و با رولت روسی دست به قمار می زنند. اگر بگوییم در هر روز یک قمار (transaction) انجام میگیرد،
پس از پایان یک سال (365 تراکنش) ما (365 + 365) بازی کننده خواهیم داشت، که نزدیک به 60 نفر از آنها کشته شده اند. اما آنچه بسیار گیرا خواهد بود، آمار کسانی است که در پایان به جای مانده اند. در پایان این یک سال، ما نزدیک به 360 آدم پولدار و 300 آدم بی پول خواهیم داشت!
به بیان دیگر، از دیدگاه کسی که از بیرون به این نظام اقتصادی مینگرد، ما با افزایش سود اقتصادی و رفاه اکثریت روبرو بوده ایم! شمار آدم های پولدار افزایش پیدا کرده و اقتصاد پیشروی کرده است!
اکنون همین نظام اقتصادی را اگر ما برای 10 سال دنبال کنیم، نزدیک به 3650 آدم پولدار و 3050 آدم فقیر خواهیم داشت.
همچنان شمار آدم های پولدار رو به افزایش و اقتصاد ما پیشروی می کرده و رفاه همگانی همچنان، روند سر به بالایی را دنبال میکند *!!
نمودار این نظام اقتصادی بسیار شکوفای ما پس از ده سال:
نظام اقتصادی رولت روسی:
سبز: شمار کسانی که بازی کرده اند
نارنجی: شمار کسانی که برنده شده اند (پولدار)
قرمز: شمار کسانی که باخته اند (بی پول)
اکنون اگر نگر مرا گرفته باشید، این آمار و شمار آدمهای پولدار و ندار و ... به خودی خود هیچ چیزی را برای ما روشن نمیکند.
بررسی کارکرد یک نظام اقتصادی تنها بر این پایه نیست که چه شماری پولدار و چه شماری ندار هستند و نرخ دگرگونی میان ایندو
چه اندازه است، بلکه بایستی به فاکتورهای گوناگونی نگریست مانند آنکه چه شماری به چه شیوه ای پولدار شده اند و آن کسانی
که ندار و فقیر هستند چه اندازه بی پول هستند و چه کسانی (اگر داشته ایم) از داده های آماری ما بیرون رفته اند و بسیاری دیگر..
یعنی دوستان بقول معروف چپ گرا میفرمایند که این همه عقب ماندگی که ج.ا بر سر ملت و کشور آورد بس نبود و حتما باید یک بار هم کشور کمونیستی شود و از بیخ و بن ریشه اش سوزانده شود و تبدیل به صحرای کالاهاری شود تا شما نظرتان عوض شود که کمونیست مزخرف است؟
این کمونیستی که شما ازش دم میزنید لااقل حتی برای نمونه یک جایی یک تپه ای رو آباد نکرده تا آدم دلش به اون خوش باشه و بگه کومونیست چیز خوبی بوده!
هر چی هم مافیا و گند و کثافت کاری هست مال این کشورهای کمونیستی! هر چی قاچاق اسلحه و ج*ده و آدم کشی و مواد مخدر که ببینید پای چین و روسیه و کره شمالی و کوبا و ونزوئلا و عره و اوره و شمسی کوره میاد وسط!
همین الان کشورهایی که مخالف جنبش دموکراسی خواهی مردم منطقه هستند و رژیم های دیکتاتور رو تغذیه میکنند چین و روسیه هستند!
پای ثابت حرامزادگی!
برای همین هم در سوریه هر روز مردم پرچم این دو دوست بیشرف رو همراه با دوست فاحشه ج.ا به آتش میکشند!
کمونیست گدا هر جا رفته بد تر از اسلام تِر رو با فشار 20اتمسفر بسته رو اون مملکت و آدم ها رو به خاک سیاه نشونده شون!
دلیل و برهان این بچه ها هم عجیب آدم رو یاد دفاعیات اسلامگرایان میندازه!
عجیب!
اینهایی که گفتید سخن های سراسر بجایی هستند. کمونیسم تاکنون توانسته آنگونه که باید و شاید نمود بگوییم بدردبخوری از
خود نشان دهد. با این حال، این امر در اینکه سرمایه داری یک نظام اقتصادی بسیار بد و ضد بشری است تغییر چندانی نمیدهد.
*
می توانید با چند خط کُد Python این را برای خودتان نگاه کنید:
from random import randint as rand
pop = [] # population
russian_roulette = lambda: pop.append('rich') if rand(1,6) == 6 else (pop.append('rich') or pop.append('poor'))
days = 365 * 10
for day in range(1,day + 1): russian_roulette()
دوست گرامی، قضیه به این سادگی نیست که بخواهیم با یک نگاه آزمونی و تست گونه یک نگره را رد کنیم.
من برای شما یک نمونه ساده از استدلالی که می آورید میزنم. بر پایه گفته شما و دیگر دوستان، اگر یک نظام اقتصادی (در اینجا سرمایه داری) برای زمان درازی کار کرده و همواره روندی رو به پیشرفتی داشته باشد، پس نظام اقتصادی خوبی خواهد بود.
اکنون با همین رویکرد، من برای شما از یک نظام اقتصادی دیگر (نظام اقتصادی رولت روسی) نام میبرم. در این نظام اقتصادی، مردم بسادگی، برای بدست آوردن پول دو به دو با یکدیگر و با رولت روسی دست به قمار می زنند. اگر بگوییم در هر روز یک قمار (transaction) انجام میگیرد،
پس از پایان یک سال (365 تراکنش) ما (365 + 365) بازی کننده خواهیم داشت، که نزدیک به 60 نفر از آنها کشته شده اند. اما آنچه بسیار گیرا خواهد بود، آمار کسانی است که در پایان به جای مانده اند. در پایان این یک سال، ما نزدیک به 360 آدم پولدار و 300 آدم بی پول خواهیم داشت!
به بیان دیگر، از دیدگاه کسی که از بیرون به این نظام اقتصادی مینگرد، ما با افزایش سود اقتصادی و رفاه اکثریت روبرو بوده ایم! شمار آدم های پولدار افزایش پیدا کرده و اقتصاد پیشروی کرده است!
اکنون همین نظام اقتصادی را اگر ما برای 10 سال دنبال کنیم، نزدیک به 3650 آدم پولدار و 3050 آدم فقیر خواهیم داشت. همچنان شمار آدم های پولدار رو به افزایش و اقتصاد ما پیشروی می کرده و رفاه همگانی همچنان، روند سر به بالایی را دنبال میکند *!!
نمودار این نظام اقتصادی بسیار شکوفای ما پس از ده سال:
نظام اقتصادی رولت روسی:
سبز: شمار کسانی که بازی کرده اند نارنجی: شمار کسانی که برنده شده اند (پولدار) قرمز: شمار کسانی که باخته اند (بی پول)
اکنون اگر نگر مرا گرفته باشید، این آمار و شمار آدمهای پولدار و ندار و ... به خودی خود هیچ چیزی را برای ما روشن نمیکند. بررسی کارکرد یک نظام اقتصادی تنها بر این پایه نیست که چه شماری پولدار و چه شماری ندار هستند و نرخ دگرگونی میان ایندو چه اندازه است، بلکه بایستی به فاکتورهای گوناگونی نگریست مانند آنکه چه شماری به چه شیوه ای پولدار شده اند و آن کسانی که ندار و فقیر هستند چه اندازه بی پول هستند و چه کسانی (اگر داشته ایم) از داده های آماری ما بیرون رفته اند و بسیاری دیگر..
اینهایی که گفتید سخن های سراسر بجایی هستند. کمونیسم تاکنون توانسته آنگونه که باید و شاید نمود بگوییم بدردبخوری از خود نشان دهد. با این حال، این امر در اینکه سرمایه داری یک نظام اقتصادی بسیار بد و ضد بشری است تغییر چندانی نمیدهد.
*
می توانید با چند خط کُد Python این را برای خودتان نگاه کنید:
from random import randint as rand pop = [] # population russian_roulette = lambda: pop.append('rich') if rand(1,6) == 6 else (pop.append('rich') or pop.append('poor'))
days = 365 * 10 for day in range(1,day + 1): russian_roulette()
البته به جای افراد پول دار میتوان درآمد ناخالص ملی را سنجید و متوسط درآمد هر نفر.در این مدل شما این در آمد صفر خواهد بود،
در حالی که آمریکا همچنان بیشترین در آمد ناخالص ملی را دارد.اگر نسبت جمعیت را هم در نظر بگیریم این امر بیشتر میشود.
البته این زیاد و ثروتمند بودن کشورهای سرمایه داری بخودی خود نشان نمیدهد که سرمایه داری خوب است ولی با نگاه به انواع مختلف آن میتوان دید که سرمایه داری بسیار بیش از کومونیسم قدرت انعطاف دارد که این خود یک امتیاز است.
در حالی که آمریکا همچنان بیشترین در آمد ناخالص ملی را دارد.اگر نسبت جمعیت را هم در نظر بگیریم این امر بیشتر میشود.
به این دقت داشته باشید که برای ما گرفتن average درآمد ناخالص ملی بر شمار مردم آمریکا
هیچ ارزشی ندارد، چرا که ثروت در آمریکا به گونه ای نامتقارن و asymmetric پخش شده است.
در یک جامعه که در آن ثروت متقارن پخش شده است، برای درآمدهای سالیانه زیر ما خواهیم داشت:
البته این زیاد و ثروتمند بودن کشورهای سرمایه داری بخودی خود نشان نمیدهد که سرمایه داری خوب است ولی با نگاه به انواع مختلف آن میتوان دید که سرمایه داری بسیار بیش از کومونیسم قدرت انعطاف دارد که این خود یک امتیاز است.
من هنوز مطمئن نیستم سرمایه داری آن اندازه بد باشد، به این شرط که دوستان هوادار آن برای ما دستکم تا اینجا نشان دهند که:
درآمد متوسط راستین هر آمریکایی چه اندازه است، نه اینکه همه درآمد را به سادگی بخش بر 300 میلیون بکنند.
چه شماری هر ساله از داده های آماری خارج می شوند (از روی فقر، نداشتن پول برای درمان، خرد شدن زیر فشار زندگی و ..)
اخلاقی بودن اینکه سرمایه دار با کمترین کار بیشترین درآمد را داشته باشد.
کیفیت زندگی را از این جنبه ها بررسی کنند:
آسیبی که کشورهای سرمایه دار هر ساله به منابع طبیعی وارد می آورند در برابر کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی
کیفیت زندگی در یک کشور سرمایه داری در همانندی با یک کشور سوسیالیستی و کمونیستی
...
این تنها یک لیست کوتاه است و فاکتورهای بسیار گوناگون و بیشتری را در اینجا
بایستی به شمار آورد تا بتوانیم یک نظر قطعی درباره خوب بودن یا نبودن سرمایه داری بدهیم.
اینکه تنها بگوییم: کمونیسم آمد، کار نکرد، سرمایه داری آمد، کار کرد، پس سرمایه داری بهتر(ین) است.
ه این دقت داشته باشید که برای ما گرفتن average درآمد ناخالص ملی بر شمار مردم آمریکا هیچ ارزشی ندارد، چرا که ثروت در آمریکا به گونه ای نامتقارن و asymmetric پخش شده است.
در یک جامعه که در آن ثروت متقارن پخش شده است، برای درآمدهای سالیانه زیر ما خواهیم داشت:
درآمد متوسط یک آدم 50,185 هزار دلار در سال خواهد بود و 80 درسد مردم، کمتر از درآمد متوسط درآمد خواهند داشت!!
خوب از آنجا که ما از یک جمعیت صحبت میکنیم باید برای توصیف آن از کمیتهایی مانند میانگین،میانه و انحراف معیار و... برای توصیف آن استفاده کنیم. همینطور که انحراف معیار درآمدها مهم است،میانگین آنها هم مهم است.وقتی این داده ها را برای مقایسه سرمایه داری و کمونیسم استفاده میشود نمیشود فقط چگونگی پراکندکی را مد نظر قرار داد و از اختلاف زیاد محموع داده های سرمایه داری نسبت به کومونیسم چشم پوشی کرد.
من هنوز مطمئن نیستم سرمایه داری آن اندازه بد باشد، به این شرط که دوستان هوادار آن برای ما دستکم تا اینجا نشان دهند که:
درآمد متوسط راستین هر آمریکایی چه اندازه است، نه اینکه همه درآمد را به سادگی بخش بر 300 میلیون بکنند.
چه شماری هر ساله از داده های آماری خارج می شوند (از روی فقر، نداشتن پول برای درمان، خرد شدن زیر فشار زندگی و ..)
اخلاقی بودن اینکه سرمایه دار با کمترین کار بیشترین درآمد را داشته باشد.
کیفیت زندگی را از این جنبه ها بررسی کنند:
آسیبی که کشورهای سرمایه دار هر ساله به منابع طبیعی وارد می آورند در برابر کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی
کیفیت زندگی در یک کشور سرمایه داری در همانندی با یک کشور سوسیالیستی و کمونیستی
...
این تنها یک لیست کوتاه است و فاکتورهای بسیار گوناگون و بیشتری را در اینجا بایستی به شمار آورد تا بتوانیم یک نظر قطعی درباره خوب بودن یا نبودن سرمایه داری بدهیم.
اینکه تنها بگوییم: کمونیسم آمد، کار نکرد، سرمایه داری آمد، کار کرد، پس سرمایه داری بهتر(ین) است.
در اینجا بدرد نمی خورد.
مهر بد گرامی ادعای من اینست که سرمایه داری از کمونیسم هم بهتر است هم انعطاف پذیرتر.من خود دلبستگی و انگیزه چندانی به سرمایه داری ندارم.ولی نتیجه عملی کمونیسم چه در عرصه آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و چه در عرصه اقتصادی قابل دفاع نیست.البته من روش حمایت دولتی از افراد فقیرتر را دوست میدارم و لازم میدانم.مساله اینست که در بین کومونیسم و سرمایه داری،بنا به تجربه سرمایه داری شانس بسیار بیشتری در رفع اشکالات و تطبیق خود را دارد تا کمونیسم.
الان داشتم مصاحبه سارا شورد رو گوش میدادم.علاوه بر حس همدردی باهاش،در بعضی جاها احساس ترحم و یک نوح حس رقت بهم دست میداد وقتی تعریف میکرد که چطور برای بازجوها و محموت از فعالیتهای ضد و جنگ و به فول خودش ضد امپریالیستیش براشون میگفته و نمیفهمیده که چرا تاثیری روی اینها نمیگذاره.اینکه در فلسطین فعالیت میکرده و از ایران چیزی نمیدونسته قبل از اینکه گروگان گرفته بشه و طبق سنت فاشیستی اسلامیون وسیله باجگیری قرار بگیره.آموزش سوریها و کمک بشر دوستانه به فلسطینیها کار خوبیه ولی اینکه بعد از در رفتن از دست یک دیوانه تئوکرات به خودت در مبارزه با جنگ علیه تئوکراسی همچنان ببالی واقعاً باعث حس عجیبی در من میشه.به نظر من مشکل چپها اینه که الان وضعشون از راستگراها هم بدتره و باز گلی به گوشه جمال اونها.
آخر چرا؟ سرمایه دار مگر می تواند از خودش بهره کشی کند؟ در بسیاری از موارد سرمایه دار در روند تولید کاری انجام نمی دهد، و در مواردی هم که کاری انجام می دهد ده ها برابر زحماتش پول می برد (= همان بهره کشی/دزدی نیروی کار دیگران). معمولا باید سعی کنیم ادعاهایمان را اثبات کنیم، یا حداقل دفاعی از ادعا بکنیم، شما فقط یک ادعای شگفت انگیز کردید و رفتید.
شما هنوز مشخص نکردید چرا تلاشی که سرمایه دار برای تولید (شامل اختراع) یا بدست آوردن سرمایه و ابزار تولید میکند را پیاپی نادیده میگیرید ؟!
نه متوجه نشدید، کارگر برای زنده ماندن به حقوقی که دریافت می کند نیازمند است، و در همان حال سرمایه دار برای سود کردن به مصرف کننده احتیاج دارد. شما می گویید سرمایه دار لطف می کند که همه چیز را ماشینی نمی کند، من می گویم اگر چنین کاری هم بکند (به فرض توانستن)، به زودی مصرف کننده ها توان خریدشان را از دست می دهند و کالاها فروش نمی روند، فکر می کنم حرف من کاملا روشن باشد.
خوب بزرگترین مشکل فلسفه ی شما این است که همه را از دم کارگر میپندارید ! و همان طوری که پیشتر گفتم کارگر تعریف کردن همه از دم توهین به افراد است چرا که زحمات اشخاص برای به دست آوردن تخصص یا موقعیت فعلی را ایگنور میکنید ! با کمال پوزش راه های کسب درآمد تنها و تها عملگی و یا به قول شما کارگری نیست .
این سخنان یقینا یاوه هستند، مثل این است که قاتلی با اسلحه آدم بکشد و کسی در مقام دفاع از قاتل بگوید که او کلی زحمت کشیده بود تا آن اسلحه را بدست آورده بود، پس حق داشت آدم بکشد. مسئله این نیست که سرمایه دار سرمایه اش را از کجا آورده، مسئله این است که حق ندارد با آن بهره کشی کند. دوست عزیز شما همچنان در درک صورت مسئله مانده اید بعد می خواهید چپ را نقد کنید؟
پیشتر برای شما توضیح دادم شو ما پیاپی این مساله ره یحتمل به عمد نادیده میگیرید ! عزیزم ابزار تولیدی نباشد ، کاری هم نیست . به عبارت ساده تر مخترع بیل نباشد ، بیلی هم نیست که کارگری با آن بیل بزند ، روشن است یا بیشتر توضیح بدهم ؟
گذشته از این ها، به نظر من، وسیله ی تولید وسیله ی خطرناکی است و نباید دست هر کسی بیفتد، چه با زحمت چه بی زحمت. بگذارید با یک مثال مدعا را روشن کنم: مثلا شما در هیچ کشوری حق ندارید یک وسیله ی کشتار جمعی در حیاط خانه تان داشته باشید. حالا ممکن است نیمی از عمرتان را در تلاش برای به دست آوردن آن وسیله صرف کرده باشید، ولی تا معلوم شود که چنین چیزی دارید بلافاصله به زور آن را از شما پس می گیرند. چرا که ممکن است با آن مرتکب جنایتی بشوید. آن چه در این قیاس بین وسیله ی تولید و وسیله ی کشتار جمعی مشترک است، امکان انجام عمل غیراخلاقی با آن وسیله (در ابعاد وسیع) توسط شما و بنابراین تهدید امنیت جامعه است.
سلاح کشتار جمعی در مرحله ی نخست ، ابزار تولید نیست ، در مرحله ی دوم اگر به دست کسی برسید هیچ بنی بشری نمیتواند آن را به زور ازش بگیرد ! به عبارت ساده تر مثال شما مثال درستی نبود .
اینهایی که گفتید سخن های سراسر بجایی هستند. کمونیسم تاکنون توانسته آنگونه که باید و شاید نمود بگوییم بدردبخوری از خود نشان دهد. با این حال، این امر در اینکه سرمایه داری یک نظام اقتصادی بسیار بد و ضد بشری است تغییر چندانی نمیدهد.
خوب مساله اینکه ما در این باره بحث نمیکنیم که سرمایه داری بد است یا خوب و اگر بد است که ممکن است اینچنین باشد پس کمونیسم و سوسیالیسم خوب هستند !
ما داریم میگوییم در مقایسه بین سوسیالیسم و کمونیسم و سرمایه داری ، همواره سرمایه داری نظام بهتری بوده است - کما اینکه شمار افراد فقیر (در حد فاجعه) در کشور های سرمایه داری بسیار بسیار بسیار کمتر از کشور های کمونیستی است و همچنین ، آزادی بیان ، رعایت حقوق بشر ، احترام به آزادی های فردی ، سطح زندگی و ... در کشور های سرمایه داری همیشه بسیار قابل قبول تر از کشور های کمونیستی بوده است و کشورهایی که از آنها با نام سوسیالی یاد میشود در حقیقت نظام اقتصادی شان سرمایه داری است
.
اگر دوستان مدل بهتری از سرمایه داری سراغ دارند که وعده وعید های سوسیالیسم و کمونیسم را در کنار پیشرفتهای اقتصادی مانند نظامهای سرمایه داری به ارمغان بیاورد و منجر به فجیع ترین دیکتاتوری های تاریخ نشود خیلی هم خوشحال میشویم بشنویم !
ولی دفاع از سوسیالیسم و خصوصن کمونیسم با توجه به تمام گند و گُه هایی که بالا آورده اند (شوروی ، آلمان نازی* ، استالین ، مائو ، کوبا ، چین ، کره شمالی ، ونزوئلا و ...) نه تنها به راستی که کار عجیبیست بلکه دقیقن مانند دفاع اسلامگرایان از اسلام است !
* نام حزب نازی های آلمان NSDAP مخفف Nationalsozialistische Deutsche Arbeiterpartei به انگلیسی National Socialist German Workers' Party بوده است . برای اطلاعات بیشتر
ولی دفاع از سوسیالیسم و خصوصن کمونیسم با توجه به تمام گند و گُه هایی که بالا آورده اند (شوروی ، آلمان نازی* ، استالین ، مائو ، کوبا ، چین ، کره شمالی ، ونزوئلا و ...) نه تنها به راستی که کار عجیبیست بلکه دقیقن مانند دفاع اسلامگرایان از اسلام است !
* نام حزب نازی های آلمان NSDAP مخفف Nationalsozialistische Deutsche Arbeiterpartei به انگلیسی National Socialist German Workers' Party بوده است . برای اطلاعات بیشتر :
حزب نازی در آلمان راست افراطی بودند ، چگونه میتوانند سوسیالیست باشند؟ سوسیالیسم فقط اسمی در این حزب بود. اصولاً مسائل اقتصادی اهمیتی برای هیتلر آنچنان نداشت و زیاد به آن توجه نمیکرد ، اما در بسیاری از جاها گفته بود که ما مخالف طبقه سرمایهدار هستیم و سوسیالیست هستیم ، اما سوسیالیسم ما بسیار با سوسیالیسم مارکس فرق دارد! ما به مالکیت خصوصی کاملا اعتقاد داریم و اینها. مالیاتها نیز نسبت به انگلیس و دیگر کشورها در زمان آلمان نازی پایین تر بود. پس سوسیالیسم هیچ ربطی به آلمان نازی ندارد.
فلسفه اقتصاد آزاد (Free Enterprise) که پایه و شالوده capitalism است این را میگوید.
از سایت نامبرده هم تنها بازنمود و توضیح آن را میخواستید:
In the free enterprise economic system, man struggles to produce. If a new product is born, it can create a new market. It has been estimated that each dollar spent on a product will generate about nine dollars in the GNP. It pays for salaries and goods that in turn generates other sales and labor. These dollars create wealth that in turn brings a higher living standard for everyone who produces...
Having said all these true things, the fact remains: Old people at the point of greatest medical need are also at the lowest earning point of their lives. The public has an obligation to alleviate that suffering. Still, to lavish unbridled care on all, whether needy or not, is a stupid decision. What should be done may be described in two sentences: Those that are needy should receive help. The help given must be needed. This service may be public supported but should be administered locally so that both requirements may be more easily verified.
So Medicare was born. In its original form it was a government socialization of the medical needs of the elderly, paid for by the government (don't give me this stuff that they pay part of it out of their social security, both social security and Medicare are paid by the government and come from taxes). And no hardship qualification is required. And the establishment of need for the service is not required. And no limit is placed on cost.
Medicine had been free enterprise until that point. Even medical insurance (a voluntary form of medical socialization) was scarce and expensive. The relationship between the doctor and the patient was both personal and economic. Since the patient was spending his own money, he was frugal. Since the doctor received his income directly from the patient, he was personable in his service and caring in his approach. He was also careful not to overcharge.
..
ما داریم میگوییم در مقایسه بین سوسیالیسم و کمونیسم و سرمایه داری ، همواره سرمایه داری نظام بهتری بوده است - کما اینکه شمار افراد فقیر (در حد فاجعه) در کشور های سرمایه داری بسیار بسیار بسیار کمتر از کشور های کمونیستی است و همچنین ، آزادی بیان ، رعایت حقوق بشر ، احترام به آزادی های فردی ، سطح زندگی و ... در کشور های سرمایه داری همیشه بسیار قابل قبول تر از کشور های کمونیستی بوده است و کشورهایی که از آنها با نام سوسیالی یاد میشود در حقیقت نظام اقتصادی شان سرمایه داری است .
...
نظام سرمایهداری در کنار پیشرفت و شکوفایی آدمهای طبقه پایین را هم زیر پا له میکند.
در کل به نظر من باید بی خیال این دو نوع حکومت و سیستم شد: 1.دینی 2.کمونیستی گند هایی که این دو نوع سیستم که پر از انسان های دیوانه و متوهم است بالا اورده اند واقعا خیلی خیلی زیاد است! نمونه ی بارز کمونیستی را می توان کره ی شمالی و خانواده سونگ را نام برد که مردم خود را از تکنولوژی و ازادی به دور نگه می دارند و از مردم خود می برند تا مردم همچنان بی تجربه و خر تشریف داشته باشند تا اینها هم بهتر به مفت خوری ادامه بدهند.
لنین یکجا گفته بوده فکر میکنه نبرد نهایی بین کمونیسم و اسلامگرایی هست.بنظر من با تمام بدبختی های شوروی سابق و کومونیسم یک عیب از بین رفتن جنبش کومونیستی این بود که اسلامگرایی خیلی قوی شد در حالی که قبل از 1989 اونقدر قدرتی نداشت اسلامگرایی.
در کل به نظر من باید بی خیال این دو نوع حکومت و سیستم شد:
1.دینی
2.کمونیستی
گند هایی که این دو نوع سیستم که پر از انسان های دیوانه و متوهم است بالا اورده اند واقعا خیلی خیلی زیاد است!
نمونه ی بارز کمونیستی را می توان کره ی شمالی و خانواده سونگ را نام برد که مردم خود را از تکنولوژی و ازادی به دور نگه می دارند و از مردم خود می برند تا مردم همچنان بی تجربه و خر تشریف داشته باشند تا اینها هم بهتر به مفت خوری ادامه بدهند.
آن دینی که شما میگویید (اسلام) یک آیین کشورداری است.
کمونیسم اما در هسته خود چیزی بیشتر از یک شیوه اقتصادی نیست.
مهربد
من همه نوشتار را نخواندم و شوربختانه آگاهی چندانی هم از فلسفه هگل و خدایان کریشنا و .. ندارم (که گویا بایسته است).
اما بخش نامبرده سفسته است و پیشتر هم آن را نمایانده بودیم:
اینکه سخن "اسلام به ذات خوب ندارد عیبی، هر عیبی است از مسلمانی ماست" را بخواهیم به کمونیسم پیوند بدهیم سفسته است، چرا که
ما کشورهای اسلامی را با سرچشمه آن (قرآن) همسنجی میکنیم و برای نمونه میگوییم:
کشورهای اسلامی دگراندیشیکی را نمیپذیرند، چرا که در آیه قرآن حکم مرتد مرگ است.
کشورهای اسلامی با حقوق بشر همسازگاری ندارند، زیرا در سوره النساء حقوق زنان کمتر از مردان است.
..
سپس اثبات کرده و میاُستُوانیم که اگر کشوری دموکرات و دگراندیشپذیرا و .. نباشد چرا و از روی چه فرنودهای ریشهشناسیکی واپسمانده و بد میشود (روابط علت و معلولی)
پس این وظیفه به دوش مخالفان کمونیسم است که نشان دهند:
نخست، در کشورهای کمونیستی چه چیزهایی بایستی باشد که آشکاراگ رد شده است (دگراندیشپذیرایی، دموکراسی، حقوق بشر، ...)
از درون چیزهایی که در بالا نیست، کدامشان به تیرهروزی و سیهروزی میانجامد (علت —> معلول)
و یا
نخست، در کشورهای کمونیستی چه چیزهایی هست که نبایستی باشد (؟)
از درون چیزهایی که در بالا هست، کدامشان به تیرهروزی میانجامد (پیوندهای علت —> معلول)
که هیچکدام از اینها تاکنون نشان داده نشده است.
از همینرو همانگونه که نمیتوان تنها گفت چون کشورهای بنابگفته اسلامی خوب نیستند، پس اسلام خوب نیست (بلکه پیشتر بایستی
پیوند میان احکام اسلامی و وضعیت کشورها را نشان داده و سپس شمار کشورهای ویران اسلامی را در جایگاه استقرای تجربی آورد)،
درباره کمونیسم هم نمیتوان تنها گفت چون کشورهای بنابگفته کمونیستی خوب نیستند، پس کمونیسم خوب نیست.
آن دینی که شما میگویید (اسلام) یک آیین کشورداری است.
کمونیسم اما در هسته خود چیزی بیشتر از یک شیوه اقتصادی نیست.
که هیچکدام از اینها تاکنون نشان داده نشده است. از همینرو همانگونه که نمیتوان تنها گفت چون کشورهای بنابگفته اسلامی خوب نیستند، پس اسلام خوب نیست (بلکه پیشتر بایستی پیوند میان احکام اسلامی و وضعیت کشورها را نشان داده و سپس شمار کشورهای ویران اسلامی را در جایگاه استقرای تجربی آورد)، درباره کمونیسم هم نمیتوان تنها گفت چون کشورهای بنابگفته کمونیستی خوب نیستند، پس کمونیسم خوب نیست.
در مورد اسلام میتوان عربستان را مثال زد که کاملا با قوانین اسلامی اداره میشود که وضعشون هم کاملا مشخصه و فساد روز به روز در حال افزایشه! دین که هیچ پایه و اساسی ندارد برای اثبات گفته هایش با این حال چگونه میتوان یک کشور را با دین اداره کرد؟! دین از نظر بنده با انسانیت و خواسته های انسانی مطابق ندارد
و به هیچ وجه نباید از دین برای اداره ی یک کشور استفاده کرد! کلا دین و کمونیسم چیزهایی هستن که راحت میشه ازشون سوء استفاده کرد!
در مورد اسلام میتوان عربستان را مثال زد که کاملا با قوانین اسلامی اداره میشود که وضعشون هم کاملا مشخصه و فساد روز به روز در حال افزایشه! دین که هیچ پایه و اساسی ندارد برای اثبات گفته هایش با این حال چگونه میتوان یک کشور را با دین اداره کرد؟! دین از نظر بنده با انسانیت و خواسته های انسانی مطابق ندارو به هیچ وجه نباید از دین برای اداره ی یک کشور استفاده کرد!
باز هم دین داریم تا دین . یک سری ادیانی هستند مثل مسیحیت که به خاطر سفت و سخت نبودنشان به مرور زمان تعدیل شدند و امروز فقط یک بار مذهبی هستند برای کسانی که تحمل درک حقیقت را ندارند . در اینجا دینی مانند مسیحیت با اینکه مانند تمام ادیان سامی پوچ و بی محتواست - بی ضرر تر برای جامعه هم هست و خود را میکشد کنار و کار به کار دانشمندان و سیاسیون و ... مانند گذشته ندارد و به محض دخالتش هم از طرف جامعه شوت میشود به همان کلیسا . ولی اسلام این طوری نیست . اسلام مدعی است که همه چیز را برای رستگاری انسان در خود دارد و با همین استدلال مسلمانان آن اوایل هر کتابی غیر از کتب اسلامی را میسوزاندند . اسلام بیشتر مدعی حکومت است تا آخرت و خدا و
...
در مورد کمونیسم هم متاسفانه یا خوشبختانه هنوز هیچ سیستم کمونیستی ای ایجاد نشده که بخوایم نتیجه بگیری شکست خورده یا موفق شده . شوروی سابق و کره شمالی و ... کمونیستی نبودند و نیستند . فقط میشود آنچه کمونیسم ادعا میکند را بررسی و نقد کرد . از آنجایی که حذف طبقات اجتماعی و عمومی کردن سرمایه و ابزار تولید در هر سطحی غیر منطقی و عملن غیر ممکن است و این امر باعث محو شدن رقابت میشود و عدم رقابت منجر به کاهش کیفیت محصولات تولیدی میشود و سطح رفاه اجتماعی و زندگی اگر کم نشود در بهترین حالت در یک حد ثابتی میمامند - از این رو کمونیسم حد اقل در این بعد پوچ و بی محتواست و بیشتر به مدینه فاضله میماند تا حقیقتی که نادیده گرفته شده و توده های زحمت کش کارگران باید خودشان را جر دهند تا آن را پیاده کنند .
البته ایرادهای دیگری هم به آن وارد است از جمله آدم حساب کردن فقط و فقط کارگران و نادیده گرفتن مابقی . حتا برخی از تفکرات کمونیستی دهقانان رو هم در کنار سرمایه دارها قرار میدند با اینکه برخی دیگر مثل مائوئیست ها دهقانان رو هم در کنار کارگران قرار میدهند . به عبارت ساده تر یک برداشت منسجم و مورد توافق همه از کمونیسم وجود ندارد - لذا n شاخه ی مختلف دارد که همه شان مابقی شان را پیرو کمونیسم بورژووایی* میدانند !
* نظام سرمای داری که به خاطر محبوبیت و دهان پر کنی کمونیسم در دورانی خاص خود را به شکل کمونیستی به جامعه تحویل میداد و میدهد - مانند حکومت شوروی سابق .
باز هم دین داریم تا دین . یک سری ادیانی هستند مثل مسیحیت که به خاطر سفت و سخت نبودنشان به مرور زمان تعدیل شدند و امروز فقط یک بار مذهبی هستند برای کسانی که تحمل درک حقیقت را ندارند . در اینجا دینی مانند مسیحیت با اینکه مانند تمام ادیان سامی پوچ و بی محتواست - بی ضرر تر برای جامعه هم هست و خود را میکشد کنار و کار به کار دانشمندان و سیاسیون و ... مانند گذشته ندارد و به محض دخالتش هم از طرف جامعه شوت میشود به همان کلیسا . ولی اسلام این طوری نیست . اسلام مدعی است که همه چیز را برای رستگاری انسان در خود دارد و با همین استدلال مسلمانان آن اوایل هر کتابی غیر از کتب اسلامی را میسوزاندند . اسلام بیشتر مدعی حکومت است تا آخرت و خدا و ...
دقیقا من هم منظورم اینه. اسلام میگه حرف فقط حرف من و بقیه هر چی میگن غلط میکنن!فقط دستور میده!به غیر از کشت و کشتار و سیاهی هم چیزی نداشته تا به حال!چه بسا اگر حکومت مسیحیت هم وجود داشت الان انها هم وضع چندان بهتری از ما نداشتند!اصولا مفت خوران از نوع مسیحی و اسلامی چون که بر دین تسلت کامل دارند و نقطه ضعیف دین داران را که همان دین هست در دست خود دارند بنابراین سوء استفاده هم کار بسیار اسانی میشود در اینجا.حالا اینکه چرا سوء استفاده میکنند فکر کنم جوابش راحت باشد!چون که به نظر من خودشون هم میدونند که خبری نیست و این ها همش مزخرفات است بنابراین به عنوان یک شغل به مفت خوری نگاه میکنند.در کل جریان سوء استفاده اینه که همیشه یه عده انسان برای سوء استفاده پیدا میشند! در کل به نظر من دین چیزی هست که هیچ پایه و اساسی ندارد و تا به حال هم قدرت اثبات هیچ چیزی را نداشته و نتوانسته است که هیچ چیزی را مبنی بر گفته هایش اثبات کند و به نظر من برای حکومت به هیچ وجه گزینه ی مناسبی نیست مگر اینکه برای سوء استفاده باشد درست مانند ج.ا و عربستان که بیشترین درامدش از زیارت است! ولی حکومت با پیروی و الگو قرار دادن قوانین مدنی و انسانی از نظر من بهترین گزینه است چون تنها قوانین انسانی و مدنی هستند که با خواسته ها و تمایلات انسانی و انسانیت مطابقت دارد و باعث پیشرفت فرهنگی میشود.
نظام سرمایهداری در کنار پیشرفت و شکوفایی آدمهای طبقه پایین را هم زیر پا له میکند.
من در نظام اقتصادی رولت روسی نشان داده بودم که چگونه با مرگ و میر پایینیها (طبقه کارگر)، اقتصاد میتواند "شکوفا" باشد.
بایستی نگریست که این همه شکوفایی و پیشرفت در برابر چه چیزی بدست آمده.
بستگی به قوانین دارد .
آلمان یک کشور سرمایه داریست که تا حدودی سوسیالیسم را هم در خود جا داده . در نتیجه رفاه و شکوفایی اقتصادی نظام های سرمایه داری را در کنار له نشدن و نابود نشدن طبقات پایین تر را یکجا دارد ، و همچنین تولید شمار بسیاری موجود تن پرورِ مفت خورِ بو گندو (پِنِر) که نه مغز خود را به کار میگیرند ، نه جسم خود را و نه احساس خود را و به هیچ دردی نمیخورند ، فقط مشوربات الکلی میخورند و با بوی گندشان حال همه را به هم میزنند . که باید یک فکری به حال این بخشش کرد .
در کشوری مانند سوئیس که اوضاع از این هم بهتر است و آن پنر های به درد نخور کمتر دیده میشوند و سطح رفاه هم بالاتر و اوضاع زندگی مردم هم بهتر است .
به نظر من نه سرمایه داری و نه سوسیالیسم و کمونیسم هیچ کدام به تنهایی کار آمد نیستند و گند و گه به بار میاورند .
حال اینکه سوسیالیسم یا کمونیسم را چگونه در کنار کاپیتالیسم بتوان قرار داد طوری که جامعه آسیب نبیند بر میگردد به قوانین و چگونگی اجرای آن .
من فکر میکنم میلاد یک رگههای کمونیستی درونش هست یا زیاد با کمونیستها چرخیده😄, یا میخواهد بگه آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه ، یا اینکه همچی فیلم هست و نمایش هست، یا اینکه آمریکا فلان هست. مدفوع آمریکا به ۹۰% کشورهای جهان میارزه به نظر من👍
من فکر میکنم میلاد یک رگههای کمونیستی درونش هست یا زیاد با کمونیستها چرخیده😄, یا میخواهد بگه آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه ، یا اینکه همچی فیلم هست و نمایش هست، یا اینکه آمریکا فلان هست. مدفوع آمریکا به ۹۰% کشورهای جهان میارزه به نظر من👍
در کثیف بودن سرمایهداری که کوچکترین شکی نیست، هر کس که یک ارزن خرد داشته باشد سرمایهداری را تنها گذرانه میپذیرد و بس.
در کثیف بودن سرمایهداری که کوچکترین شکی نیست، هر کس که یک ارزن خرد داشته باشد سرمایهداری را تنها گذرانه میپذیرد و بس.
پس هر کسی که به سرمایه داری اعتقاد داشته باشد از نظر شما ابله است؟ از نظر سیستم اداره اقتصادی من خودم به welfare state همراه با مالکیت خصوصی مثل اروپای غربی اعتقاد دارم ، ولی منظور من از آمریکا اینجا یک قدرت جهانی هست که برای ایستادن در مقابل چپیهای اسلام زده و کشورهایی مثل چین و روسیه لازم است. کمونیسم هم که دیگر جای سخن و بحث ندارد ، به یک مرده که لگد نمیزنند.
پس هر کسی که به سرمایه داری اعتقاد داشته باشد از نظر شما ابله است؟ از نظر سیستم اداره اقتصادی من خودم به welfare state همراه با مالکیت خصوصی مثل اروپای غربی اعتقاد دارم ، ولی منظور من از آمریکا اینجا یک قدرت جهانی هست که برای ایستادن در مقابل چپیهای اسلام زده و کشورهایی مثل چین و روسیه لازم است. کمونیسم هم که دیگر جای سخن و بحث ندارد ، به یک مرده که لگد نمیزنند.
هر کس که به سرمایهداری باورمند باشد آری نابخرد است.
چپی (کمونیست) اسلام زده هم که بیشتر بشوخی میماند!
روی هم رفته ما هیچ سیستم کشورداری درستی هنوز نداریم، سرمایهداری هم تنها برخی جاها کار کرده، اگرنه ایران هم سرمایهداری است، ولی از گونه ناسکولارش.
چپی اسلام زده به کسانی میگویند که چشم خودشون رو به تمامی جنایتهای جهان میبندند و زوم میکنند روی اسرائیل و آمریکا ، ۴۵ هزار نفر در سوریه کشته میشود صدای این جانوران در نمیآید ، صدها هزار نفر در دارفور کشته میشود اینها ککشان هم نمیگزد ، ولی تا روی صورت یک فلسطینی خراش میافتد اینها دست به دست برادرانشان در حماس و حزبالله تظاهرات و کمپین میکنند در غرب ، اگر خارج از ایران دانشگاه رفته باشید تقریبا در همه دانشگاهها از این Islamized Leftyها زیاد هست!
چپی اسلام زده به کسانی میگویند که چشم خودشون رو به تمامی جنایتهای جهان میبندند و زوم میکنند روی اسرائیل و آمریکا ، ۴۵ هزار نفر در سوریه کشته میشود صدای این جانوران در نمیآید ، صدها هزار نفر در دارفور کشته میشود اینها ککشان هم نمیگزد ، ولی تا روی صورت یک فلسطینی خراش میافتد اینها دست به دست برادرانشان در حماس و حزبالله تظاهرات و کمپین میکنند در غرب ، اگر خارج از ایران دانشگاه رفته باشید تقریبا در همه دانشگاهها از این Islamized Leftyها زیاد هست!
خب اینها که اسلامزده نیستند، بدنبال نشان دادن کاستیهای سرمایهداری شاید گاه بیراهه بروند.
دشواری سرمایهداری اینه که همه کثافتکاری را زیر فرش پنهان میکند و تنها ظاهر کار را تمیز نگه میدارد. در همین آمریکا که
پیشرفتهترین کشور جهان باشد، بیشتر از هر کشور دیگری زندانی داریم و هر ساله بسیاری از گرسنگی و نداری و بدهکاری در آن جان میدهند.
آزادی بیان آنهم که میدانیم پویایی دارد، مانند جنبش والاستریت که اگر گران آمد زود میبرچینند.
در همسنجی با ایران آمریکا فرشته است، ولی در همسنجی با بگوییم سوئیس مفت گران است.
مساله سر سرمایه داری یا در بست پذیرفتن یا اعتماد به دولت و اینها نیست.
مساله اینست که یک نابخردی کلا هست در چپ امروز که کلا همه چیز از آمریکا بهتر است.برای این موضع مثلا ادعای اینکه آمریکا را
صهیونیستها میچرخانند هم چیزیست براحتی آب خوردن.یا مثلا اولویت نابودی بمب اتمی آمریکا با پاکستان و ایران یکی میشود.و مثلا یکیشان میگفت آمریکا با حمله به عراق باعث شد کره شمالی ناراحت شود برود دنبال سلاح اتمی مثل اینکه مثلا آمریکا باید هوای ناراحتی صدام حسین و کره شمالی را داشته باشد و باهاشان صادقانه رفتار کند و احترام بگذارد و...!! انگار نه انگار که اینها همزیستی ناپذیر هستند و دشمن. واقعیت اینست که آمریکا فردا سقوط کند همه (از جمله همینها که امروز این حرفها را میزنند) باید تنها به درگاه اسپاگتی پناه ببرند.همه خطرها و بدبختی های پیش رو هم نتیجه قدرت 60 ساله آمریکا بر جهان نیست.خارج از آمریکا هم بی اخلاقی و بربریت وجود دارد چند برابر وحشتناکتر و وحشیانه تر که تنها فرصت نیافته اند قدرت را در دست داشته باشند.اینکه یکسری راستگرا میگویند اینها خطرناکند و اینها حرف مفت زیاد میزنند دلیل نمیشود که خطری نیست و اینها تنها ترساندن افکار عمومیست.ما که در یکی از آنها که ج.ا باشد زندگی کرده ایم میدانیم دیگر چه خبر است.