Reactorمهربد جان بجنب باز سایت قاط زد!👽

گویا درست شد 😏
این هم راستی فیلم خوبیه.
پ.ن.
من گذرانه افزونه پیشینُ روشن کردم.
Reactorمهربد جان بجنب باز سایت قاط زد!👽

گویا درست شد 😏
این هم راستی فیلم خوبیه.
پ.ن.
من گذرانه افزونه پیشینُ روشن کردم.
NocturneIt would be possible to describe everything scientifically, but it would make no sense; it would be without meaning, as if you described a Beethoven symphony as a variation of wave pressure. ― Albert Einstein
این از دگرسانی میان چندتاد و هوتاد میاید، بدید من کم کم از سازوکار دانش چیزهای هوتادین (qualitative) داریم سردر میاوریم.
در این ریخت همه چیز را میشود رایانید (compute)، ولی در برخی جاها از روی پیچیدگی پردازش نمیتوانیم آن را اندازهگیری کنیم و دست بالا برآورد میزنیم.
"فازی لاجیک" لطفیزاده هم کوششی در همین راستا بود.
امیر جان حالا خودت چند فیلم مورد پسندت رو معرفی کن ببینیم دنیا دست کیه☺️
Anarchyامیر جان حالا خودت چند فیلم مورد پسندت رو معرفی کن ببینیم دنیا دست کیه☺️
این لیست هنوز دگرگون نشده گرامی:
Ouroboros30 فیلم ِ برتر زندگی ِ من:
1. پرسونا (اینگمار برگمان)
2. آینه (آندری تارکوفسکی)
3. پاسیون (ژان لوک گدار)
4. روابط ممنوعه (ژولت کواچ)
5. خون شاعر (ژان کوکتو)
6. معجزه در میلان (ویتوریا دسیکا)
7. رنگ انار (سرگئی پاراجانف)
8. ارفئوس (ژان کوکتو)
9. دشت گریان (تئودروس آنجلوپلوس)
10. مترسک (رولان بایکف)
11. سال گذشته در مارین (الن رنه)
12. آلمان سال صفر (روبرتو روسلینی)
13. استاکر (آندری تارکوفسکی)
14. عشق من هیروشیما ( الن رنه)
15. نوستالژیا (آندری تارکوفسکی)
16. زندگی شخصی (یولی رایزمن)
17. جذابیت پنهان بورژوازی (لویی بونوئل)
18. سایه نیاکان فراموش شده ما (سرگئی پاراجانف)
19. فریادها و نجواها (اینگمار برگمن)
20. راشمون (آکیرا کروساوا)
21. مصائب ژاندارک (ک.ت درایر)
22. صبح به خیر (یاسوجیرو اوسو)
23. شورش در پاتاگونیا (هتکوره الیورا)
24. شغال نایولتوره (مکل لیتین)
25. باد (سلیمان سیسه)
26. تریلوژی سه رنگ (کیشلوفسکی)
27. اشتیاق انسانی (فریتز لانگ)
28. متروپولیس (فریتز لانگ)
29. ایوان مخوف (آیزنشتاین)
30. بازگشت (آندری زویاگینتسف)
👌
امیر جان پس من وضعم خیلی خرابه...حتی یکی از اینها رو هم ندیدم😜!!
الان فیلم The Mist رو دیدم از فرانک دارابانت. فیلم جالبی بود. وقت کردید ببنید.
shirinالان فیلم The Mist رو دیدم از فرانک دارابانت. فیلم جالبی بود. وقت کردید ببنید.
فیلم که هیچ گیرا یا خوب هم نبود، ولی پایان به یادماندیای داشت!
من یه قسمت سریال تکیه بر باد رو دیدمـــ... ؛ شبکه پنجــ... ! در نوع خودش شاهکاریهـــ... 😬
ماتریکس و آواتار رو من دوست داشتم. ارباب حلقه ها هم سرگرم کننده بود.
هر چند از این نوع فیلمها خوشم نمیاد ولی ارباب حلقه ها رو دیدم. فیلمهای بتمن همشون رو ندیدم. ولی خوشم میاد ازشون. فیلم The Dark Knight Rises رو قصد دارم روز جمعه ببینم. در ضمن کسی نمیگه ماتریکس یا آوتار یا فیلمهای بتمن فیلمهای بی ارزش و بی مایه ای هستند. اتفاقا هر کدوم در نوع خودشون بی نظیر بودند.
shirinماتریکس و آواتار رو من دوست داشتم. ارباب حلقه ها هم سرگرم کننده بود. فیلمهای بتمن همشون رو ندیدم. ولی خوشم میاد ازشون. فیلم The Dark Knight Rises رو قصد دارم روز جمعه ببینم.
منظورم این ها نبود. بگذارید سوال کنم آیا این فیلم ها مشکل فیلمبرداری یا کارگردانی یا بازی بد یا فیلمنامه ناپخته یا موزیک و صداگذاری بد و غیره داشتند؟
این فیلم ها بد و گیشه پُر کن هستند یا خوب؟
Nocturne من منظورم این نیست که اون فیلم فیلم بدی بود. اتفاقا فیلم خیلی خوبی بود و منم تحت تاثر قرار گرفتم و اگه حس بدی بهم دست داد به این خاطر بود که تحت تاثیر داستانش و بازی بازیگرانش بودم.
از موضوع تاپیک به کلی منحرف شدیم. یه فیلم خیلی خوب دیگه که منو خیلی تحت تاثیر قرار داد فیلم زندگی دیگران بود. فیلم تو دوران حکومت دیکتاتوری آلمان شرقی اتفاق میفته و در مورد یه مامور امنیتی هست که ماموریت پیدا میکنه زندگی یه کارگردان تاتر رو تحت نظر قرار بده . The Lives of Others (2006) - IMDb
[info]گفتگوهای کناری پیرامون هنر و شناخت هنر به جُستار « شناخت «هنر» » جابهجا شد[/info]
Ouroboros30 فیلم ِ برتر زندگی ِ من:
1. پرسونا (اینگمار برگمان)
2. آینه (آندری تارکوفسکی)
3. پاسیون (ژان لوک گدار)
4. روابط ممنوعه (ژولت کواچ)
5. خون شاعر (ژان کوکتو)
6. معجزه در میلان (ویتوریا دسیکا)
7. رنگ انار (سرگئی پاراجانف)
8. ارفئوس (ژان کوکتو)
9. دشت گریان (تئودروس آنجلوپلوس)
10. مترسک (رولان بایکف)
11. سال گذشته در مارین (الن رنه)
12. آلمان سال صفر (روبرتو روسلینی)
13. استاکر (آندری تارکوفسکی)
14. عشق من هیروشیما ( الن رنه)
15. نوستالژیا (آندری تارکوفسکی)
16. زندگی شخصی (یولی رایزمن)
17. جذابیت پنهان بورژوازی (لویی بونوئل)
18. سایه نیاکان فراموش شده ما (سرگئی پاراجانف)
19. فریادها و نجواها (اینگمار برگمن)
20. راشمون (آکیرا کروساوا)
21. مصائب ژاندارک (ک.ت درایر)
22. صبح به خیر (یاسوجیرو اوسو)
23. شورش در پاتاگونیا (هتکوره الیورا)
24. شغال نایولتوره (مکل لیتین)
25. باد (سلیمان سیسه)
26. تریلوژی سه رنگ (کیشلوفسکی)
27. اشتیاق انسانی (فریتز لانگ)
28. متروپولیس (فریتز لانگ)
29. ایوان مخوف (آیزنشتاین)
30. بازگشت (آندری زویاگینتسف)
امیر جان به گمانم فهرستی از سختترین فیلمهای تاریخ سینما را قطار کرده اید! من فیلم پرسونا را دیده ام. خاطر هست وقتی فیلم تمام شد، گفتم حتما باید یکبار دیگر آن را ببینم. فعلا که فرصت نشده، اما هر موقع شد، به تفاسیر گرانبهای شما نیازمند خواهم بود.😏
من جدید اینها رو دیدم:
The Grey (2011) - IMDb
Midnight in Paris (2011) - IMDb
این بحثهای حدید با دوستان بر سر هنر و فیلمنامه و هنر و اینها کمی بر ما اثر کرد دیگه اینها هم ما رو راضی نمیکنه.البته نیمه شب در پاریس بد نبود بازیها و فضای دهه 20 پاریس و اینها ولی داستان خیلی ساده بود از ودی آلن توقع بیشتر بود.


"گری" فیلم نامه اش بسیار تکراری بود.فقط به خاطر Liam Neeson تا آخرش را دیدم.
nevermore"گری" فیلم نامه اش بسیار تکراری بود.فقط به خاطر Liam Neeson تا آخرش را دیدم.
روی هم رفته ولی فیلم خوبی بود، هرچند plot hole کم نداشت!

فیلم لبوفسکی بزرگ با بازی جف بریجز و از برادران کوئن. آخرین فیلمیه که دیدم و محشره.

با بازی Denzel Washington و Ryan Reynolds
در کل فیلم خوبی بود و من بهش 8/10 میدم.

فیلم هایی که اخیرا دیدم.
The American-2010
با بازی George Clooney و Violante Placido(نقی نگهدارش باشه)
نمره:8/10 فیلم زیبایی بود.
و
The Expendables 2
این فیلم یک گردان بازیگر معروف داره.در واقع قهرمان های اکشن دهه های قبل سینمای آمریکا همگی در این فیلم جمع شده اند. فیلم معرکه ای نبود ولی ارزش دیدن داشت.7/10
بازیگران:
Ouroborosاین لیست هنوز دگرگون نشده گرامی:
👌
امیر جان نام انگلیش اینها را هم بنویسید.اینگونه نمیشود در تورنت جستجو کرد🌹
nevermoreامیر جان نام انگلیش اینها را هم بنویسید.اینگونه نمیشود در تورنت جستجو کرد🌹
برخی از این فیلمها در ترکرهای معمولی پیدا نمیشوند، و شما باید دیویدی آنها را خریداری بکنید(یا به ترکرهای خصوصی و مخفی دسترسی داشته باشید)، شماری از آنها هرگز روی دیویدی نیامدهاند و ویاچاس آنها را باید از کلکتورهای حرفهای بگیرید(مثلا زندگی خصوصی).. وانگهی معروفترها هستند و میتوانید دانلود بکنید، من لینک آنها را در imdb میگذارم:
1. پرسونا (اینگمار برگمان)
2. آینه (آندری تارکوفسکی)
3. پاسیون (ژان لوک گدار)
4. روابط ممنوعه (ژولت کواچ)
5. خون شاعر (ژان کوکتو)
6. معجزه در میلان (ویتوریا دسیکا)
7. رنگ انار (سرگئی پاراجانف)
8. ارفئوس (ژان کوکتو)
9. دشت گریان (تئودروس آنجلوپلوس)
10. مترسک (رولان بایکف)
11. سال گذشته در مارین (الن رنه)
12. آلمان سال صفر (روبرتو روسلینی)
13. استاکر (آندری تارکوفسکی)
14. عشق من هیروشیما ( الن رنه)
15. نوستالژیا (آندری تارکوفسکی)
16. زندگی شخصی (یولی رایزمن)
17. جذابیت پنهان بورژوازی (لویی بونوئل)
18. سایه نیاکان فراموش شده ما (سرگئی پاراجانف)
19. فریادها و نجواها (اینگمار برگمن)
20. راشمون (آکیرا کروساوا)
21. مصائب ژاندارک (ک.ت درایر)
22. صبح به خیر (یاسوجیرو اوسو)
23. شورش در پاتاگونیا (هتکوره الیورا)
24. شغال نایولتوره (مکل لیتین)
25. باد (سلیمان سیسه)
26. تریلوژی سه رنگ (کیشلوفسکی)
27. اشتیاق انسانی (فریتز لانگ)
28. متروپولیس (فریتز لانگ)
29. ایوان مخوف (آیزنشتاین)
30. بازگشت (آندری زویاگینتسف)
32. مهر هفتم (اینگمار برگمان)
33. عشقهای یک بلوند (میلوش فورمن)
34. اکستاسی (گوستاو ماچاتی)
35. چاقویی در آب (رومن پولانسکی)
مرسی امیر جان.
اینا که خیلی قدیمی اند.یافتن اینها از یافتن اورانیوم با خلوص 90 درسد در بازار سیاه هم سخت تر است.🌹
اما کار نشد نداره.به هر روی سپاس.
من تریلوژی سه رنگ و مهر هفتم تو سیستمم دارم. :D
فکر میکنم باید یک تاپیک برای معرفی فیلم هایی مزخرفی که دیدیم باز کنیم.
امروز فیلم kill bill تارانتینو را دیدم و از دید من نمره ی این فیلم از 2/10 هم نیست.واقعا نا امید کننده بود،فقط من در شگفتم از اینکه چگونه نمره ی 8.2 از imdb گرفته؟
nevermoreفکر میکنم باید یک تاپیک برای معرفی فیلم هایی مزخرفی که دیدیم باز کنیم.
امروز فیلم kill bill تارانتینو را دیدم و از دید من نمره ی این فیلم از 2/10 هم نیست.واقعا نا امید کننده بود،فقط من در شگفتم از اینکه چگونه نمره ی 8.2 از imdb گرفته؟
kill bill به نظر من اصلن فیلم نیست ! یک سری تصاویر متحرک پشت سر هم هستش 👎
این تارنتینو کلا خیلی دربارش مبالغه شده
من عاشق فیلمهای تارانتینو هستم. همینطور برادران کوئن.
من فیلم های چندانی از تارنتینو ندیدم اما در فیلم Inglourious Basterds با این حال که تا پیش از 20 دقیقه ی آخر محشر بود اما آخر کار همه چیز را خراب کرد.به نظر من بازی بی نظیر Christoph Waltz را هم که به خاطر همین نقش اسکار گرفت، تحت الشعاع قرار داد. خلاصه کاری کرد که من با اینکه بسیار از دیدن این فیلم لذت بردم و بیش از 2 بار آن را دیدم اما به کسی توصیه نمیکنم که این فیلم راببیند.
فیلم مرثیهای برای یک رویا تاثیر عجیبی بر روی زندگی انسان میگذارد ، برای بار اول که این فیلم را میبینید یک حس عجیبی برای ۱ ماه بعد از تماشا کردن این فیلم دارید ، جزو ۳ فیلم برتر تاریخ بشریت هست به نظر من👍
nevermoreفکر میکنم باید یک تاپیک برای معرفی فیلم هایی مزخرفی که دیدیم باز کنیم.
امروز فیلم kill bill تارانتینو را دیدم و از دید من نمره ی این فیلم از 2/10 هم نیست.واقعا نا امید کننده بود،فقط من در شگفتم از اینکه چگونه نمره ی 8.2 از imdb گرفته؟
ارزش فیلم بیل را بکش بر هجویه های کمیک مانندش از فیلمهای بزن بزن و اصطلاحا کاراته ای... هست، تا کلی از این جور فیلم ها (کاراته ای) ندیده باشید متوجه زرنگی های هنری تارنتینو نمیشوید، در واقع در این فیلم با کلیشه ها بازی شده و شوخی های بامزه ای با آنها شده که اون رو به یک تجربه ی سینمایی جالب تبدیل میکند.
پی نوشت:به دوستان پیشنهاد میکنم سراغ فیلمهایی که پیشنهاد گرفته شده از افرادی که به نظرتون سلیقه ی سینمایی عجیب غریبی دارند نروید، فیلمهایی که خودتان فکر میکنید خوب است و دوست دارید را ببینید، وقتی آن فیلمها برایتان خسته کننده شد و ایده هایشان به نظرتان تکراری آمد سراغ فیلمهایی که به طور مثال امیر معرفی کردند بروید، چون فیلمهایی که امیر معرفی کردند برای تماشاگر کم تجربه جز خمیازه چیز دیگری به ارمغان نمی آورد.
Frost/Nixon (2008) - IMDb
این فیلم رو هم من دیشب دیدم هر چند از ماهواره و از اول اول نه،بازیهای خوبی داشت و خود فیلم هم خوش ساخت بود.
Savages
Savages (2012) - IMDb
فیلم "توت فرنگی های وحشی" اثر اینگمار برگمان
فیلم محشریه، نمیدونم چرا فیلمای برگمان به کسل کننده بودن معروفند؛ من که خیلی خوشم اومد.
امروز فیلم conan رو دیدم
ژانر تاریخی افسانه ای تخیلی هست
یک چیزی شبیه اسپارتاکوس
2 ساعت فیلم بود
خوب بود قشنگ بود
من که اخیرا فرصت فیلم دیدن نداشتم ولی دو ماه پیش چند تا فیلم دیدم،بعضیاشون خوب بودند،im a legend عزیزم رو هم یه بازبینی کردم
:))
skyline رو هم دیدم که به نظرم خوب بود،هرچند میشد گفت روز استقلال و چند تا فیلم علمی تخیلی دیگه رو با هم قاطی کرده بود:)
hard boiled sweets رو هم دیدم که یه فیلم جنایت کارانه بود یخورده هم کمدی بود،و از همه مهمتر اینکه پیروز نهایی داستان لزها بودند وحسابی دمار از روزگار اقایون خلافکار در اوردند :))
من دیشب هم فیلم "راننده تاکسی" رو دیدم. به نظرم محتوای فیلم "توت فرنگی های وحشی" خیلی جهان شمول تر و حتی از جنبه بصری هم زیباتر هست.
توت فرنگی های وحشی به نظر من درباره توالی و تسلسل بیچارگی و تنهایی هست.
پزشکی که در سن پیری متوجه میشه چیزی ندارد؛ نه مادی، منظور چیزی که برایش واقعا ارزشمند باشه و حالا از کابوس مرگ میترسد، پسر پیرمرد نیز که با همسرش به خاطر نخواستن بچه در حال جدا شدن است؛ جا پای پدر گذاشته و در حال گذر از همان مسیریست که پدر سالهاست طی کرده و دختری با دو پسر جوان که با پیرمرد و عروسش همسفر میشوند و احتمالا با ازدواج دختر با یکی از پسرها این دور ادامه میابد و جنین در شکم عروس که به احتمال زیاد تغییری شگرف ایجاد نخواهد کرد و ...
دوری تکراری که میتوان با عشق ورزیدن و محبت کردن راحت و آسوده گذراندش.
واپسین فیلمی که دیدم Resident Evil Retribution بود، که خوب مانند همیشه خوب بود و پایان درخوری هم داشت.

جدای آن، فیلم Looper (2012) - IMDb که بد نبود، داستان تهمایه ماشین زمان داشت و آدمکشهایی به نام Looper که
از زمان کنون به 30 گذشته فرستاده میشدند تا کسانی که در آینده نمیخواهند را به گذشته فرستاده و سر به نیست کنند. یکی از کسانی که از زمان
کنون به گذشته میفرستند نیز خود looper است که به گذشته رفته، خود سی سال پیرتر او (از گذشته تا کنون) را گرفته و به گذشته میفرستند تا خودش
خودش را بکشد! کسانی که looper هستند پس بیشتر از 30 سال عمر نمیکنند و همه داستان درباره کسی است که خود آیندهاش را نمیکشد.
دیگری هم Total Recall (2012) - IMDb بود که بد نبود، باز هم ته مایه دانش-داستانی (science-fiction) و بیشتر صحنهپردازی
فیلم مهم بود تا داستانش.
یک فیلم نه چندان خوب یا بد دگیر هم A Dangerous Method (2011) - IMDb بود که درباره آشنایی دو روانشناس فروید و یونگ میباشد و دختری که نخست بیمار یونگ است و سپس با او میخوابد و دیرتر به فروید داستان را میگوید و ...
روند فیلم بی اندازه دراز و آهسته به نگر میامد و شیوه سخنگویی کارکترها هم بی اندازه پرژست بود که با زمان خودش همخوانی داشت و روی هم رفته دیدن یکبارهاش بد نبود.
undead_knightمن که اخیرا فرصت فیلم دیدن نداشتم ولی دو ماه پیش چند تا فیلم دیدم،بعضیاشون خوب بودند،im a legend عزیزم رو هم یه بازبینی کردم :))
ژیژک یک نقد زیبایی درباره I'm legend داشت که خواندنی است. I'm legend از همان داستانهایی است که
چندبار بازساختهاند و یکی از ترفندهایی که ژیژک اشاره میکند همین بازسازی فیلمهاست که در هر بازه زمانی،
نگارش فیلم بر پایهی مقتضیات زمان خودش اندکی میدگرد.
من هم پس از دیدن فیلم کتاب آنرا خواندم و بسیار بامزه است زمانیکه میبینیم داستان و فیلمنامه چه اندازه دگریدهاند!
در کتاب همه فرهشت (theme) بر سر این است که زامبیهای جهش یافتهای پیدا میشوند که با بیماری کنار آمده و زندگی
میکنند و تنها آدم زنده دیروز، میشود تنها بیمار یا هیولای زنده امروز که همان I am legend باشد.
در بازسازی دوم، داستان کمابیش یکسان است، ولی در پایان شخصیت مهادین داستان در جایگاه واپسین «آدم» زنده و نه یک هیولا کشته میشود.
در بازسازی چهارم که همین فیلم خودمان باشد، داستان سرتاپا وارونه شده! اینبار دیگر ویل اسمیت واپسین آدم
زنده نیست (تنها میاندیشد که هست) و بجای آن مسیحیت پا به درون گذاشته و ویل اسمیت در جایگاه واپسین رهاننده بشریت میشود I am legend!
sonixaxSavages
Savages (2012) - IMDb
من این فیلم رو دیدم ، یک چیزی که جالب بود راجبش اینکه صحنههای سکس داخل فیلم خیلی واقع گرا و زیبا بود👌 ، بقیه فیلمها همیشه غیر طبیعی هست.
موضوع فیلم به چالش كشیدن حق انسان در پایان دادن به زندگی خویش است. فیلم مفاهیمی چون عشق ،مرگ و زندگی را به طرز شاعرانه ای مورد كنكاش قرار می دهد. فیلم با بازی هنرمندانه و تاثیرگذار خاویر باردم با روح و روان بیننده بازی می كند و او را تحت تاثیر قرار می دهد. شخصا پس از دیدن فیلم تا مدتی مبهوت این فیلم و فضای به شدت شاعرانه آن بودم. فیلم داستان واقعی «رامون سمپدرو» مكانیك سابق كشتی است كه در یك حادثه در دریا از گردن به پایین فلج می شودو به مدت نزدیك به سی سال عدم تحرك رنج آور ، برای به دست آوردن حق مرگ مبارزه می كند
رامون همراه برادر و همسر برادر و برادر زاده و پدر خود در یك روستا زندگی می كند و در حقیقت اعضای خانواده زندگی خود را وقف زنده نگه داشتن او كرده اند و با مرگ وی به شدت مخالفت می كنند. مانویلا همسر برادرش ، زن مهربانی است كه او را بسان یك كودك ترو خشك می كند.
علاوه بر خانواده رامون دو شخصیت اصلی نیز در فیلم وجود دارند. یكی خولیا، زنی كه خود نیز مبتلا به یك بیماری لاعلاج است. خولیا دلایل او را برای مرگ درك می كند ، شریك روحی وی می شود و به او كمك می كند تا شعر هایش را منتشر كند. شخصیت دیگر روسا است كه یك مادر مجرد با دو فرزند است و پس از دیدن رامون در تلویزیون به سراغ او می رود و پس از دیدار های مكرر عاشق او می شود وی بر خلاف خولیا سعی در امیدوار كردن وی به زندگی است. نگارهای از myspaceimagecodes.net — در دسترس نمیباشدتمام صحنه ها و دقایق فیلم زیبا و شاعرانه است ولی صحنه زیبا در فیلم جایی است كه رامون در بستر خوابیده است ناگهان پاها و دست های خود را به حركت در می آورد ، به سمت پنجره می دود و سپس بر فراز دریا به پرواز در می آید. برای یك لحظه بیننده فكر می كند كه تمام این قضایا فریبی بیش نبوده است یا اینكه فكر می كند كه معجزه ای روی داده است ولی در حقیقت رویای رامون را به تصویر می كشد. این صحنه از فیلم آدم را یاد صحنه پرواز «بردی» در فیلمی به همین نام از آلن پاركر می اندازد.
رامون عاشق دریاست دریایی كه در آن خاطره های زیادی داشته است. دریایی كه لحظات خاطره انگیزی را در آن گذرانده است و هم اكنون فقط عكس های آن را می بیند. و دریایی كه زندگی و آزادی را از وی گرفته است. فیلم با نوشتن قابل توصیف نیست و فقط باید با چشم صفحه را نگریست. به قول خود آمنابار از موقعی كه بر صندلی سینما می نشینید و چشم بر پرده می دوزید سفری را آغاز می كنید سفری احساسی و شاعرانه و در عین حال تفكر بر انگیز. سفری كه به دنیای درونی مردی كه در بستر بیماری خوابیده است و تنها از پنجره مناظر زیبای دهكده زیبا را می نگرد. مردی شوخ و بذله گو و دارای روحی شاعرانه كه اعتقاد دارد زندگی كه آزادی انسان را بگیرد زندگی نیست.
فیلم پارادوكس های آزار دهنده ای را مطرح می كند. آیا بشر اختیار قطع زندگی خویش را دارد؟! آیا زندگی ذلیلانه و بیماری های سهمگین، ترجیح به مرگی عزتمندانه دارد؟ آیا می توان چنین چیزی را قانونمند كرد؟!
در روز 12 ژانویه سال 1998 رامون 55 ساله با نوشیدن سیانید با آیینی خاص كه روی نوار ویدیویی هم ضبط شده بود به زندگی خود خاتمه داد. این نوار گویا از تلویزیون اسپانیا پخش شد و پس از مرگ وی 10 نفر در خودكشی وی شریك جرم شناخته شدند كه یكی از آنها فیلمبردار بود.
صحنه بازسازی مرگ وی با بازی فراموش نشدنی خاویر باردوم بسیار زیبا و در عین حال درد آور است
امروز دوتا فیلم دیدم. "بری لیندون" کوبریک و "رفقای خوب" اسکورسیزی رو. خیلی تلخ بودن. خیلی حالم خوب بود این دوتا رو هم دیدم. چقد پایان بد بده، البته پایان بد نبود پایان این دوتا، پایان نکبت بار برا شخصیت اصلیا بود. حالمو بد کردن. 😰
Mehrbodژیژک یک نقد زیبایی درباره I'm legend داشت که خواندنی است. I'm legend از همان داستانهایی است که
چندبار بازساختهاند و یکی از ترفندهایی که ژیژک اشاره میکند همین بازسازی فیلمهاست که در هر بازه زمانی،
نگارش فیلم بر پایهی مقتضیات زمان خودش اندکی میدگرد.من هم پس از دیدن فیلم کتاب آنرا خواندم و بسیار بامزه است زمانیکه میبینیم داستان و فیلمنامه چه اندازه دگریدهاند!
در کتاب همه فرهشت (theme) بر سر این است که زامبیهای جهش یافتهای پیدا میشوند که با بیماری کنار آمده و زندگی
میکنند و تنها آدم زنده دیروز، میشود تنها بیمار یا هیولای زنده امروز که همان I am legend باشد.در بازسازی دوم، داستان کمابیش یکسان است، ولی در پایان شخصیت مهادین داستان در جایگاه واپسین «آدم» زنده و نه یک هیولا کشته میشود.
در بازسازی چهارم که همین فیلم خودمان باشد، داستان سرتاپا وارونه شده! اینبار دیگر ویل اسمیت واپسین آدم
زنده نیست (تنها میاندیشد که هست) و بجای آن مسیحیت پا به درون گذاشته و ویل اسمیت در جایگاه واپسین رهاننده بشریت میشود I am legend!
البته من میدونستم فیلنامه و کتاب فرق کردند ولی نه تا این حد :))
البته نسخه دی وی دی چند انیمیشن هم ضمیمه فیلم داشت که در نوع خودش جالب بود :)
http://www.youtube.com/watch?v=4Zbod97nW90
این یکی رو بیشتر دوست داشتم :)
من " پیانیست" رو دیدم یه مدت پیش , خوب بود ولی یه کم به نظر من خشک بود
در کل این احساس رو داشتم که یکی مشت می زنه تو صورتم و تا میخوام خودم رو جمع و جور کنم یکی دیگه می زنه!
"The Help" رو هم دیدم که دوست داشتم 😊 از تلاش زنهای خیلی عادی برای تغییر و مبارزه با ساختاری که اون رو درست نمی دونستند لذت می بردم
فیلم "مالنا" اثر جوزپه تورناتوره رو دیدم. محشر بود، عشق پسری نوجوان به زنی زیبا ...
همین ده دقیقه پیش فیلم burning man 2011
رو دیدم

قشنگ دو سه جاش بغض گلومو گرفت
اشکمم چند جاش در اومد
سابقه نداشت با فیلم من همچین حالتی پیدا کنم
اینجاست که باید گفت fucking humanity
قشنگ احساسات ضد اجتماعی رو این فیلم بیدار میکنه :))
توی دو روز فصل 2 اسپارتاکوسو دیدم
تا چند ساعت هر کی هر چی بهم میگه بهش میگم من برده نیستم i am a free man
must be done
جیگرم حال اومد با دیدن این سریال
فیلم "آخرین تانگو در پاریس" به کارگردانی برناردو برتولوچی و بازی مارلون براندو و ماریا اشنایدر.
حال منو بد کرد، دلیل بی رحمانه رفتار کردن کارگردان با شخصیت "پاول" رو متوجه نمیشم. خوردش کرد. پاول در ابتدای فیلم ضدقهرمانی جذاب بود و در پایان فیلم به مردی حقیر و فرومایه تبدیل شد که کسی برای کشته شدنش به دست معشوقه جوان سوگواری نخواهد کرد.
Monty Python and the Holy Grail (1975) - IMDb
The Holy Grail 😆