فیلمهایی که دیده ایم و برایمان جالب بوده

برگ ۳ از ۷

Mehrbod #۱۰۱
Reactor

مهربد جان بجنب باز سایت قاط زد!👽

Happy Endings (2005) - IMDb

گویا درست شد 😏

این هم راستی فیلم خوبیه.

پ.ن.
من گذرانه افزونه پیشینُ روشن کردم.

Mehrbod #۱۰۲
Nocturne

It would be possible to describe everything scientifically, but it would make no sense; it would be without meaning, as if you described a Beethoven symphony as a variation of wave pressure. ― Albert Einstein

این از دگرسانی میان چندتاد و هوتاد میاید، بدید من کم کم از سازوکار دانش چیزهای هوتادین (qualitative) داریم سردر میاوریم.

در این ریخت همه چیز را میشود رایانید (compute)، ولی در برخی جاها از روی پیچیدگی پردازش نمیتوانیم آن را اندازه‌گیری کنیم و دست بالا برآورد میزنیم.

"فازی لاجیک" لطفی‌زاده هم کوششی در همین راستا بود.

Anarchy #۱۰۳

امیر جان حالا خودت چند فیلم مورد پسندت رو معرفی کن ببینیم دنیا دست کیه☺️

Ouroboros #۱۰۴
Anarchy

امیر جان حالا خودت چند فیلم مورد پسندت رو معرفی کن ببینیم دنیا دست کیه☺️

این لیست هنوز دگرگون نشده گرامی:

Ouroboros

30 فیلم ِ برتر زندگی ِ من:

1. پرسونا (اینگمار برگمان)
2. آینه (آندری تارکوفسکی)
3. پاسیون (ژان لوک گدار)
4. روابط ممنوعه (ژولت کواچ)
5. خون شاعر (ژان کوکتو)
6. معجزه در میلان (ویتوریا دسیکا)
7. رنگ انار (سرگئی پاراجانف)
8. ارفئوس (ژان کوکتو)
9. دشت گریان (تئودروس آنجلوپلوس)
10. مترسک (رولان بایکف)
11. سال گذشته در مارین (الن رنه)
12. آلمان سال صفر (روبرتو روسلینی)
13. استاکر (آندری تارکوفسکی)
14. عشق من هیروشیما ( الن رنه)
15. نوستالژیا (آندری تارکوفسکی)
16. زندگی شخصی (یولی رایزمن)
17. جذابیت پنهان بورژوازی (لویی بونوئل)
18. سایه نیاکان فراموش شده ما (سرگئی پاراجانف)
19. فریاد‌ها و نجوا‌ها (اینگمار برگمن)
20. راشمون (آکیرا کروساوا)
21. مصائب ژاندارک (ک.ت درایر)
22. صبح به خیر (یاسوجیرو اوسو)
23. شورش در پاتاگونیا (هتکوره الیورا)
24. شغال نایولتوره (مکل لیتین)
25. باد (سلیمان سیسه)
26. تریلوژی سه رنگ (کیشلوفسکی)
27. اشتیاق انسانی (فریتز لانگ)
28. متروپولیس (فریتز لانگ)
29. ایوان مخوف (آیزنشتاین)
30. بازگشت (آندری زویاگینتسف)

👌

Anarchy #۱۰۵

امیر جان پس من وضعم خیلی خرابه...حتی یکی از اینها رو هم ندیدم😜!!

shirin #۱۰۶

الان فیلم The Mist رو دیدم از فرانک دارابانت. فیلم جالبی بود. وقت کردید ببنید.

Mehrbod #۱۰۷
shirin

الان فیلم The Mist رو دیدم از فرانک دارابانت. فیلم جالبی بود. وقت کردید ببنید.

فیلم که هیچ گیرا یا خوب هم نبود، ولی پایان به یادماندی‌ای داشت!

Alice #۱۰۸

من یه قسمت سریال تکیه بر باد رو دیدمـــ... ؛ شبکه پنجــ... ! در نوع خودش شاهکاریهـــ... 😬

shirin #۱۰۹

ماتریکس و آواتار رو من دوست داشتم. ارباب حلقه ها هم سرگرم کننده بود.

هر چند از این نوع فیلمها خوشم نمیاد ولی ارباب حلقه ها رو دیدم. فیلمهای بتمن همشون رو ندیدم. ولی خوشم میاد ازشون. فیلم The Dark Knight Rises رو قصد دارم روز جمعه ببینم. در ضمن کسی نمیگه ماتریکس یا آوتار یا فیلمهای بتمن فیلمهای بی ارزش و بی مایه ای هستند. اتفاقا هر کدوم در نوع خودشون بی نظیر بودند.

Reactor #۱۱۰
shirin

ماتریکس و آواتار رو من دوست داشتم. ارباب حلقه ها هم سرگرم کننده بود. فیلمهای بتمن همشون رو ندیدم. ولی خوشم میاد ازشون. فیلم The Dark Knight Rises رو قصد دارم روز جمعه ببینم.

منظورم این ها نبود. بگذارید سوال کنم آیا این فیلم ها مشکل فیلمبرداری یا کارگردانی یا بازی بد یا فیلمنامه ناپخته یا موزیک و صداگذاری بد و غیره داشتند؟
این فیلم ها بد و گیشه پُر کن هستند یا خوب؟

shirin #۱۱۱

Nocturne من منظورم این نیست که اون فیلم فیلم بدی بود. اتفاقا فیلم خیلی خوبی بود و منم تحت تاثر قرار گرفتم و اگه حس بدی بهم دست داد به این خاطر بود که تحت تاثیر داستانش و بازی بازیگرانش بودم.

shirin #۱۱۲

از موضوع تاپیک به کلی منحرف شدیم. یه فیلم خیلی خوب دیگه که منو خیلی تحت تاثیر قرار داد فیلم زندگی دیگران بود. فیلم تو دوران حکومت دیکتاتوری آلمان شرقی اتفاق میفته و در مورد یه مامور امنیتی هست که ماموریت پیدا میکنه زندگی یه کارگردان تاتر رو تحت نظر قرار بده . The Lives of Others (2006) - IMDb

Mehrbod #۱۱۳

[info]گفتگو‌های کناری پیرامون هنر و شناخت هنر به جُستار « شناخت «هنر» » جابه‌جا شد[/info]

Unknown #۱۱۴
Ouroboros

30 فیلم ِ برتر زندگی ِ من:

1. پرسونا (اینگمار برگمان)
2. آینه (آندری تارکوفسکی)
3. پاسیون (ژان لوک گدار)
4. روابط ممنوعه (ژولت کواچ)
5. خون شاعر (ژان کوکتو)
6. معجزه در میلان (ویتوریا دسیکا)
7. رنگ انار (سرگئی پاراجانف)
8. ارفئوس (ژان کوکتو)
9. دشت گریان (تئودروس آنجلوپلوس)
10. مترسک (رولان بایکف)
11. سال گذشته در مارین (الن رنه)
12. آلمان سال صفر (روبرتو روسلینی)
13. استاکر (آندری تارکوفسکی)
14. عشق من هیروشیما ( الن رنه)
15. نوستالژیا (آندری تارکوفسکی)
16. زندگی شخصی (یولی رایزمن)
17. جذابیت پنهان بورژوازی (لویی بونوئل)
18. سایه نیاکان فراموش شده ما (سرگئی پاراجانف)
19. فریاد‌ها و نجوا‌ها (اینگمار برگمن)
20. راشمون (آکیرا کروساوا)
21. مصائب ژاندارک (ک.ت درایر)
22. صبح به خیر (یاسوجیرو اوسو)
23. شورش در پاتاگونیا (هتکوره الیورا)
24. شغال نایولتوره (مکل لیتین)
25. باد (سلیمان سیسه)
26. تریلوژی سه رنگ (کیشلوفسکی)
27. اشتیاق انسانی (فریتز لانگ)
28. متروپولیس (فریتز لانگ)
29. ایوان مخوف (آیزنشتاین)
30. بازگشت (آندری زویاگینتسف)

امیر‌ جان به گمانم فهرستی از سختترین فیلمهای تاریخ سینما را قطار کرده اید! من فیلم پرسونا را دیده ام. خاطر هست وقتی فیلم تمام شد، گفتم حتما باید یکبار دیگر آن را ببینم. فعلا که فرصت نشده، اما هر موقع شد، به تفاسیر گرانبهای شما نیازمند خواهم بود.😏

Russell #۱۱۵

من جدید اینها رو دیدم:
The Grey (2011) - IMDb

Midnight in Paris (2011) - IMDb

این بحثهای حدید با دوستان بر سر هنر و فیلمنامه و هنر و اینها کمی بر ما اثر کرد دیگه اینها هم ما رو راضی نمیکنه.البته نیمه شب در پاریس بد نبود بازیها و فضای دهه 20 پاریس و اینها ولی داستان خیلی ساده بود از ودی آلن توقع بیشتر بود.

Nevermore #۱۱۶

"گری" فیلم نامه اش بسیار تکراری بود.فقط به خاطر Liam Neeson تا آخرش را دیدم.

Mehrbod #۱۱۷
nevermore

"گری" فیلم نامه اش بسیار تکراری بود.فقط به خاطر Liam Neeson تا آخرش را دیدم.

روی هم رفته ولی فیلم خوبی بود، هرچند plot hole کم نداشت!

viviyan #۱۱۸

فیلم لبوفسکی بزرگ با بازی جف بریجز و از برادران کوئن. آخرین فیلمیه که دیدم و محشره.

Nevermore #۱۲۰

فیلم هایی که اخیرا دیدم.
The American-2010

با بازی George Clooney و Violante Placido(نقی نگهدارش باشه)
نمره:8/10 فیلم زیبایی بود.
و

The Expendables 2

این فیلم یک گردان بازیگر معروف داره.در واقع قهرمان های اکشن دهه های قبل سینمای آمریکا همگی در این فیلم جمع شده اند. فیلم معرکه ای نبود ولی ارزش دیدن داشت.7/10
بازیگران:

Nevermore #۱۲۱
Ouroboros

این لیست هنوز دگرگون نشده گرامی:

👌

امیر جان نام انگلیش اینها را هم بنویسید.اینگونه نمیشود در تورنت جستجو کرد🌹

Ouroboros #۱۲۲
nevermore

امیر جان نام انگلیش اینها را هم بنویسید.اینگونه نمیشود در تورنت جستجو کرد🌹

برخی از این فیلم‌ها در ترکرهای معمولی پیدا نمی‌شوند، و شما باید دی‌وی‌دی آن‌ها را خریداری بکنید(یا به ترکرهای خصوصی و مخفی دسترسی داشته باشید)، شماری از آنها هرگز روی دی‌وی‌دی نیامده‌اند و وی‌اچ‌اس آن‌ها را باید از کلکتورهای حرفه‌ای بگیرید(مثلا زندگی خصوصی).. وانگهی معروف‌ترها هستند و می‌توانید دانلود بکنید، من لینک آنها را در imdb می‌گذارم:

1. پرسونا (اینگمار برگمان)
2. آینه (آندری تارکوفسکی)
3. پاسیون (ژان لوک گدار)
4. روابط ممنوعه (ژولت کواچ)
5. خون شاعر (ژان کوکتو)
6. معجزه در میلان (ویتوریا دسیکا)
7. رنگ انار (سرگئی پاراجانف)
8. ارفئوس (ژان کوکتو)
9. دشت گریان (تئودروس آنجلوپلوس)
10. مترسک (رولان بایکف)
11. سال گذشته در مارین (الن رنه)
12. آلمان سال صفر (روبرتو روسلینی)
13. استاکر (آندری تارکوفسکی)
14. عشق من هیروشیما ( الن رنه)
15. نوستالژیا (آندری تارکوفسکی)
16. زندگی شخصی (یولی رایزمن)
17. جذابیت پنهان بورژوازی (لویی بونوئل)
18. سایه نیاکان فراموش شده ما (سرگئی پاراجانف)
19. فریاد‌ها و نجوا‌ها (اینگمار برگمن)
20. راشمون (آکیرا کروساوا)
21. مصائب ژاندارک (ک.ت درایر)
22. صبح به خیر (یاسوجیرو اوسو)
23. شورش در پاتاگونیا (هتکوره الیورا)
24. شغال نایولتوره (مکل لیتین)
25. باد (سلیمان سیسه)
26. تریلوژی سه رنگ (کیشلوفسکی)
27. اشتیاق انسانی (فریتز لانگ)
28. متروپولیس (فریتز لانگ)
29. ایوان مخوف (آیزنشتاین)
30. بازگشت (آندری زویاگینتسف)
32. مهر هفتم (اینگمار برگمان)
33. عشق‌های یک بلوند (میلوش فورمن)
34. اکستاسی (گوستاو ماچاتی)
35. چاقویی در آب (رومن پولانسکی)

Nevermore #۱۲۳

مرسی امیر جان.
اینا که خیلی قدیمی اند.یافتن اینها از یافتن اورانیوم با خلوص 90 درسد در بازار سیاه هم سخت تر است.🌹
اما کار نشد نداره.به هر روی سپاس.

shirin #۱۲۴

من تریلوژی سه رنگ و مهر هفتم تو سیستمم دارم. :D

Nevermore #۱۲۵

فکر میکنم باید یک تاپیک برای معرفی فیلم هایی مزخرفی که دیدیم باز کنیم.
امروز فیلم kill bill تارانتینو را دیدم و از دید من نمره ی این فیلم از 2/10 هم نیست.واقعا نا امید کننده بود،فقط من در شگفتم از اینکه چگونه نمره ی 8.2 از imdb گرفته؟

sonixax #۱۲۶
nevermore

فکر میکنم باید یک تاپیک برای معرفی فیلم هایی مزخرفی که دیدیم باز کنیم.
امروز فیلم kill bill تارانتینو را دیدم و از دید من نمره ی این فیلم از 2/10 هم نیست.واقعا نا امید کننده بود،فقط من در شگفتم از اینکه چگونه نمره ی 8.2 از imdb گرفته؟

kill bill به نظر من اصلن فیلم نیست ! یک سری تصاویر متحرک پشت سر هم هستش 👎

Russell #۱۲۷

این تارنتینو کلا خیلی دربارش مبالغه شده

shirin #۱۲۸

من عاشق فیلمهای تارانتینو هستم. همینطور برادران کوئن.

Nevermore #۱۲۹

من فیلم های چندانی از تارنتینو ندیدم اما در فیلم Inglourious Basterds با این حال که تا پیش از 20 دقیقه ی آخر محشر بود اما آخر کار همه چیز را خراب کرد.به نظر من بازی بی نظیر Christoph Waltz را هم که به خاطر همین نقش اسکار گرفت، تحت الشعاع قرار داد. خلاصه کاری کرد که من با اینکه بسیار از دیدن این فیلم لذت بردم و بیش از 2 بار آن را دیدم اما به کسی توصیه نمیکنم که این فیلم راببیند.

Theodor Herzl #۱۳۰

فیلم مرثیه‌ای برای یک رویا تاثیر عجیبی‌ بر روی زندگی‌ انسان میگذارد ، برای بار اول که این فیلم را می‌بینید یک حس عجیبی‌ برای ۱ ماه بعد از تماشا کردن این فیلم دارید ، جزو ۳ فیلم برتر تاریخ بشریت هست به نظر من👍

http://www.youtube.com/watch?v=UKJpWfSHEs4

Nocturne #۱۳۱
nevermore

فکر میکنم باید یک تاپیک برای معرفی فیلم هایی مزخرفی که دیدیم باز کنیم.
امروز فیلم kill bill تارانتینو را دیدم و از دید من نمره ی این فیلم از 2/10 هم نیست.واقعا نا امید کننده بود،فقط من در شگفتم از اینکه چگونه نمره ی 8.2 از imdb گرفته؟

ارزش فیلم بیل را بکش بر هجویه های کمیک مانندش از فیلمهای بزن بزن و اصطلاحا کاراته ای... هست، تا کلی از این جور فیلم ها (کاراته ای) ندیده باشید متوجه زرنگی های هنری تارنتینو نمیشوید، در واقع در این فیلم با کلیشه ها بازی شده و شوخی های بامزه ای با آنها شده که اون رو به یک تجربه ی سینمایی جالب تبدیل میکند.

پی نوشت:به دوستان پیشنهاد میکنم سراغ فیلمهایی که پیشنهاد گرفته شده از افرادی که به نظرتون سلیقه ی سینمایی عجیب غریبی دارند نروید، فیلمهایی که خودتان فکر میکنید خوب است و دوست دارید را ببینید، وقتی آن فیلمها برایتان خسته کننده شد و ایده هایشان به نظرتان تکراری آمد سراغ فیلمهایی که به طور مثال امیر معرفی کردند بروید، چون فیلمهایی که امیر معرفی کردند برای تماشاگر کم تجربه جز خمیازه چیز دیگری به ارمغان نمی آورد.

Russell #۱۳۲

Frost/Nixon (2008) - IMDb
این فیلم رو هم من دیشب دیدم هر چند از ماهواره و از اول اول نه،بازیهای خوبی داشت و خود فیلم هم خوش ساخت بود.

viviyan #۱۳۴

فیلم "توت فرنگی های وحشی" اثر اینگمار برگمان
فیلم محشریه، نمیدونم چرا فیلمای برگمان به کسل کننده بودن معروفند؛ من که خیلی خوشم اومد.

mamad1 #۱۳۵

امروز فیلم conan رو دیدم
ژانر تاریخی افسانه ای تخیلی هست
یک چیزی شبیه اسپارتاکوس

2 ساعت فیلم بود
خوب بود قشنگ بود

undead_knight #۱۳۶

من که اخیرا فرصت فیلم دیدن نداشتم ولی دو ماه پیش چند تا فیلم دیدم،بعضیاشون خوب بودند،im a legend عزیزم رو هم یه بازبینی کردم

:))
skyline رو هم دیدم که به نظرم خوب بود،هرچند میشد گفت روز استقلال و چند تا فیلم علمی تخیلی دیگه رو با هم قاطی کرده بود:)
hard boiled sweets رو هم دیدم که یه فیلم جنایت کارانه بود یخورده هم کمدی بود،و از همه مهمتر اینکه پیروز نهایی داستان لزها بودند وحسابی دمار از روزگار اقایون خلافکار در اوردند :))

viviyan #۱۳۷

من دیشب هم فیلم "راننده تاکسی" رو دیدم. به نظرم محتوای فیلم "توت فرنگی های وحشی" خیلی جهان شمول تر و حتی از جنبه بصری هم زیباتر هست.
توت فرنگی های وحشی به نظر من درباره توالی و تسلسل بیچارگی و تنهایی هست.
پزشکی که در سن پیری متوجه میشه چیزی ندارد؛ نه مادی، منظور چیزی که برایش واقعا ارزشمند باشه و حالا از کابوس مرگ میترسد، پسر پیرمرد نیز که با همسرش به خاطر نخواستن بچه در حال جدا شدن است؛ جا پای پدر گذاشته و در حال گذر از همان مسیریست که پدر سالهاست طی کرده و دختری با دو پسر جوان که با پیرمرد و عروسش همسفر میشوند و احتمالا با ازدواج دختر با یکی از پسرها این دور ادامه میابد و جنین در شکم عروس که به احتمال زیاد تغییری شگرف ایجاد نخواهد کرد و ...

دوری تکراری که میتوان با عشق ورزیدن و محبت کردن راحت و آسوده گذراندش.

Mehrbod #۱۳۸

واپسین فیلمی که دیدم Resident Evil Retribution بود، که خوب مانند همیشه خوب بود و پایان درخوری هم داشت.

جدای آن، فیلم Looper (2012) - IMDb که بد نبود، داستان ته‌مایه ماشین زمان داشت و آدمکش‌هایی به نام Looper که
از زمان کنون به 30 گذشته فرستاده میشدند تا کسانی که در آینده نمیخواهند را به گذشته فرستاده و سر به نیست کنند. یکی از کسانی که از زمان
کنون به گذشته میفرستند نیز خود looper است که به گذشته رفته، خود سی سال پیرتر او (از گذشته تا کنون) را گرفته و به گذشته میفرستند تا خودش
خودش را بکشد! کسانی که looper هستند پس بیشتر از 30 سال عمر نمیکنند و همه داستان درباره کسی است که خود آینده‌اش را نمیکشد.

دیگری هم Total Recall (2012) - IMDb بود که بد نبود، باز هم ته مایه دانش-داستانی (science-fiction) و بیشتر صحنه‌پردازی
فیلم مهم بود تا داستانش.

یک فیلم نه چندان خوب یا بد دگیر هم A Dangerous Method (2011) - IMDb بود که درباره آشنایی دو روانشناس فروید و یونگ میباشد و دختری که نخست بیمار یونگ است و سپس با او میخوابد و دیرتر به فروید داستان را میگوید و ...
روند فیلم بی اندازه دراز و آهسته به نگر میامد و شیوه سخنگویی کارکترها هم بی اندازه پرژست بود که با زمان خودش همخوانی داشت و روی هم رفته دیدن یکباره‌اش بد نبود.

Mehrbod #۱۳۹
undead_knight

من که اخیرا فرصت فیلم دیدن نداشتم ولی دو ماه پیش چند تا فیلم دیدم،بعضیاشون خوب بودند،im a legend عزیزم رو هم یه بازبینی کردم :))

ژیژک یک نقد زیبایی درباره I'm legend داشت که خواندنی است. I'm legend از همان داستان‌هایی است که
چندبار بازساخته‌اند و یکی از ترفندهایی که ژیژک اشاره میکند همین بازسازی فیلم‌هاست که در هر بازه زمانی،
نگارش فیلم بر پایه‌ی مقتضیات زمان خودش اندکی می‌دگرد.

من هم پس از دیدن فیلم کتاب آنرا خواندم و بسیار بامزه است زمانیکه میبینیم داستان و فیلم‌نامه چه اندازه دگریده‌اند!
در کتاب همه فرهشت (theme) بر سر این است که زامبی‌های جهش یافته‌ای پیدا میشوند که با بیماری کنار آمده و زندگی
میکنند و تنها آدم زنده دیروز، میشود تنها بیمار یا هیولای زنده امروز که همان I am legend‌ باشد.

در بازسازی دوم، داستان کمابیش یکسان است، ولی در پایان شخصیت مهادین داستان در جایگاه واپسین «آدم» زنده و نه یک هیولا کشته میشود.

در بازسازی چهارم که همین فیلم خودمان باشد، داستان سرتاپا وارونه شده! اینبار دیگر ویل اسمیت واپسین آدم
زنده نیست (تنها می‌اندیشد که هست) و بجای آن مسیحیت پا به‌ درون گذاشته و ویل اسمیت در جایگاه واپسین رهاننده بشریت میشود I am legend!

The Last Psychiatrist: The Legend Of Steven Colbert

Theodor Herzl #۱۴۰
sonixax

Savages
Savages (2012) - IMDb

من این فیلم رو دیدم ، یک چیزی که جالب بود راجبش اینکه صحنه‌های سکس داخل فیلم خیلی‌ واقع گرا و زیبا بود👌 ، بقیه فیلم‌ها همیشه غیر طبیعی هست.

Anarchy #۱۴۱

The Sea Inside (2004) - IMDb

the sea inside - دریای درون

موضوع فیلم به چالش كشیدن حق انسان در پایان دادن به زندگی خویش است. فیلم مفاهیمی چون عشق ،مرگ و زندگی را به طرز شاعرانه ای مورد كنكاش قرار می دهد. فیلم با بازی هنرمندانه و تاثیرگذار خاویر باردم با روح و روان بیننده بازی می كند و او را تحت تاثیر قرار می دهد. شخصا پس از دیدن فیلم تا مدتی مبهوت این فیلم و فضای به شدت شاعرانه آن بودم. فیلم داستان واقعی «رامون سمپدرو» مكانیك سابق كشتی است كه در یك حادثه در دریا از گردن به پایین فلج می شودو به مدت نزدیك به سی سال عدم تحرك رنج آور ، برای به دست آوردن حق مرگ مبارزه می كند
رامون همراه برادر و همسر برادر و برادر زاده و پدر خود در یك روستا زندگی می كند و در حقیقت اعضای خانواده زندگی خود را وقف زنده نگه داشتن او كرده اند و با مرگ وی به شدت مخالفت می كنند. مانویلا همسر برادرش ، زن مهربانی است كه او را بسان یك كودك ترو خشك می كند.
علاوه بر خانواده رامون دو شخصیت اصلی نیز در فیلم وجود دارند. یكی خولیا، زنی كه خود نیز مبتلا به یك بیماری لاعلاج است. خولیا دلایل او را برای مرگ درك می كند ، شریك روحی وی می شود و به او كمك می كند تا شعر هایش را منتشر كند. شخصیت دیگر روسا است كه یك مادر مجرد با دو فرزند است و پس از دیدن رامون در تلویزیون به سراغ او می رود و پس از دیدار های مكرر عاشق او می شود وی بر خلاف خولیا سعی در امیدوار كردن وی به زندگی است. نگاره‌ای از myspaceimagecodes.net — در دسترس نمی‌باشدتمام صحنه ها و دقایق فیلم زیبا و شاعرانه است ولی صحنه زیبا در فیلم جایی است كه رامون در بستر خوابیده است ناگهان پاها و دست های خود را به حركت در می آورد ، به سمت پنجره می دود و سپس بر فراز دریا به پرواز در می آید. برای یك لحظه بیننده فكر می كند كه تمام این قضایا فریبی بیش نبوده است یا اینكه فكر می كند كه معجزه ای روی داده است ولی در حقیقت رویای رامون را به تصویر می كشد. این صحنه از فیلم آدم را یاد صحنه پرواز «بردی» در فیلمی به همین نام از آلن پاركر می اندازد.
رامون عاشق دریاست دریایی كه در آن خاطره های زیادی داشته است. دریایی كه لحظات خاطره انگیزی را در آن گذرانده است و هم اكنون فقط عكس های آن را می بیند. و دریایی كه زندگی و آزادی را از وی گرفته است. فیلم با نوشتن قابل توصیف نیست و فقط باید با چشم صفحه را نگریست. به قول خود آمنابار از موقعی كه بر صندلی سینما می نشینید و چشم بر پرده می دوزید سفری را آغاز می كنید سفری احساسی و شاعرانه و در عین حال تفكر بر انگیز. سفری كه به دنیای درونی مردی كه در بستر بیماری خوابیده است و تنها از پنجره مناظر زیبای دهكده زیبا را می نگرد. مردی شوخ و بذله گو و دارای روحی شاعرانه كه اعتقاد دارد زندگی كه آزادی انسان را بگیرد زندگی نیست.
فیلم پارادوكس های آزار دهنده ای را مطرح می كند. آیا بشر اختیار قطع زندگی خویش را دارد؟! آیا زندگی ذلیلانه و بیماری های سهمگین، ترجیح به مرگی عزتمندانه دارد؟ آیا می توان چنین چیزی را قانونمند كرد؟!
در روز 12 ژانویه سال 1998 رامون 55 ساله با نوشیدن سیانید با آیینی خاص كه روی نوار ویدیویی هم ضبط شده بود به زندگی خود خاتمه داد. این نوار گویا از تلویزیون اسپانیا پخش شد و پس از مرگ وی 10 نفر در خودكشی وی شریك جرم شناخته شدند كه یكی از آنها فیلمبردار بود.
صحنه بازسازی مرگ وی با بازی فراموش نشدنی خاویر باردوم بسیار زیبا و در عین حال درد آور است

viviyan #۱۴۲

امروز دوتا فیلم دیدم. "بری لیندون" کوبریک و "رفقای خوب" اسکورسیزی رو. خیلی تلخ بودن. خیلی حالم خوب بود این دوتا رو هم دیدم. چقد پایان بد بده، البته پایان بد نبود پایان این دوتا، پایان نکبت بار برا شخصیت اصلیا بود. حالمو بد کردن. 😰

undead_knight #۱۴۳
Mehrbod

ژیژک یک نقد زیبایی درباره I'm legend داشت که خواندنی است. I'm legend از همان داستان‌هایی است که
چندبار بازساخته‌اند و یکی از ترفندهایی که ژیژک اشاره میکند همین بازسازی فیلم‌هاست که در هر بازه زمانی،
نگارش فیلم بر پایه‌ی مقتضیات زمان خودش اندکی می‌دگرد.

من هم پس از دیدن فیلم کتاب آنرا خواندم و بسیار بامزه است زمانیکه میبینیم داستان و فیلم‌نامه چه اندازه دگریده‌اند!
در کتاب همه فرهشت (theme) بر سر این است که زامبی‌های جهش یافته‌ای پیدا میشوند که با بیماری کنار آمده و زندگی
میکنند و تنها آدم زنده دیروز، میشود تنها بیمار یا هیولای زنده امروز که همان I am legend‌ باشد.

در بازسازی دوم، داستان کمابیش یکسان است، ولی در پایان شخصیت مهادین داستان در جایگاه واپسین «آدم» زنده و نه یک هیولا کشته میشود.

در بازسازی چهارم که همین فیلم خودمان باشد، داستان سرتاپا وارونه شده! اینبار دیگر ویل اسمیت واپسین آدم
زنده نیست (تنها می‌اندیشد که هست) و بجای آن مسیحیت پا به‌ درون گذاشته و ویل اسمیت در جایگاه واپسین رهاننده بشریت میشود I am legend!

The Last Psychiatrist: The Legend Of Steven Colbert

البته من میدونستم فیلنامه و کتاب فرق کردند ولی نه تا این حد :))
البته نسخه دی وی دی چند انیمیشن هم ضمیمه فیلم داشت که در نوع خودش جالب بود :)
http://www.youtube.com/watch?v=4Zbod97nW90
این یکی رو بیشتر دوست داشتم :)

Angela #۱۴۴

من " پیانیست" رو دیدم یه مدت پیش , خوب بود ولی یه کم به نظر من خشک بود
در کل این احساس رو داشتم که یکی مشت می زنه تو صورتم و تا میخوام خودم رو جمع و جور کنم یکی دیگه می زنه!
"The Help" رو هم دیدم که دوست داشتم 😊 از تلاش زنهای خیلی عادی برای تغییر و مبارزه با ساختاری که اون رو درست نمی دونستند لذت می بردم

viviyan #۱۴۵

فیلم "مالنا" اثر جوزپه تورناتوره رو دیدم. محشر بود، عشق پسری نوجوان به زنی زیبا ...

mamad1 #۱۴۶

همین ده دقیقه پیش فیلم burning man 2011
رو دیدم

قشنگ دو سه جاش بغض گلومو گرفت
اشکمم چند جاش در اومد

سابقه نداشت با فیلم من همچین حالتی پیدا کنم

undead_knight #۱۴۷


اینجاست که باید گفت fucking humanity
قشنگ احساسات ضد اجتماعی رو این فیلم بیدار میکنه :))

mamad1 #۱۴۸

توی دو روز فصل 2 اسپارتاکوسو دیدم

تا چند ساعت هر کی هر چی بهم میگه بهش میگم من برده نیستم i am a free man

must be done

جیگرم حال اومد با دیدن این سریال

viviyan #۱۴۹

فیلم "آخرین تانگو در پاریس" به کارگردانی برناردو برتولوچی و بازی مارلون براندو و ماریا اشنایدر.

حال منو بد کرد، دلیل بی رحمانه رفتار کردن کارگردان با شخصیت "پاول" رو متوجه نمیشم. خوردش کرد. پاول در ابتدای فیلم ضدقهرمانی جذاب بود و در پایان فیلم به مردی حقیر و فرومایه تبدیل شد که کسی برای کشته شدنش به دست معشوقه جوان سوگواری نخواهد کرد.