هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خداوند غنیّ ، پانصد حوری به او عطا میفرماید که با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز نیز میباشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون میباشند.
هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع با هر یک ازآن حوریان لذّت صد مرد را می یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد. (بحارالانوار،ج 8، ح 205) 😕
مزخرفات اسلامی !
توصیف شیعیان از فاطمه دختر محمد :
اللمعة البیضاء - التبریزی الأنصاری - ص 234
وانها كانت أبدا بتولا عذراء ، وكان ثدیاها طویلین بحیث كانت تلقیهما من أعلى كتفیها على عقبها ، وترضع أولادها من وراء ظهرها
اوبرای همیشه باکره ودور از حیض بودند وپستانهایش به گونه ای دراز وبلند بود که ازبالای کتف به پشت خود می انداخت تا از پشت سر خودبه فرزندانش شیر بدهد😬
ودر ادامه می گوید :
ساطعا عطر الجنة ورائحتها من بین ثدییها، ورسول الله (صلى الله علیه وآله) كان یمس وجهه لما بین ثدییها كل یوم ولیلة یشمها ویلتذ من إستشمامها،
عطر و بوی بهشت از میان سینه هایش به مشام می رسید و پیامبر -صل الله علیه و آله و سلم- چهره اش را هر روز و شب میان سینه اش قرار می داد و رایحه ی تنش رو استشمام می کرد و از آن لذت می برد 😜
لب گرفتن پیامبر از نوه نوزادش
- امام صادق علیه السلام فرمود: جبرئیل علیه السلام بر محمد صلى للّه علیه و آله نازل شد و گفت : اى محمد! خدا ترا مژده مى دهد به مولودى كه از فاطمه متولد شود و امت تو او را بعد از تو مى كشند فرمود: اى جبرئیل ! سلام به پروردگارم برسان، مرا به مولودى كه از فاطمه متولد شود و امتم او را بكشند نیازى نیست ، جبرئیل به آسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و همان سخن را گفت ، پیغمبر فرمود: اى جبرئیل ! سلام به پروردگارم برسان مرا به مولودى كه از فاطمه متولد شود و امتم او را بكشند نیازى نیست ، جبرئیل به آسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت : اى محمد! پروردگارت به تو سلام مى رساند و ترا مژده مى دهد كه امامت و ولایت و وصیت را در ذریه او قرار داده ، او هم پیغام داد كه من راضى گشتم .
((پس به ناخوشى او را آبستن شد و به ناخوشى زائید و از آبستن شدن تا از شیر گرفتنش سى ماه بود، و چون به قوت رسید و چهل ساله شد، گفت : پروردگارا! مرا وادار كن تا نعمت ترا كه به من و به پدر و مادرم انعام كرده ئى سپاس گزارم و عملى شایسته كنم كه پسند تو باشد و بعضى از فرزندانم را شایسته كن ) اگر او نمى فرمود: بعضى از فرزندانم را شایسته كن ، همه فرزندانآنحضرت امام مى شدند، ) و امام حسین از فاطمه علیهماالسلام و از هیچ زن دیگر شیر نخورد، بلكه او را خدمت پیغمبر صلى للّه علیه و آله مى آوردند و آن حضرت انگشتابهامش را در دهان او مى گذارد و او باندازه اى كه دو روز و سه روزش را كفایت كند، از آن مى مكید، پس گوشت حسین علیه السلام از گوشت و خون رسولخدا صلى للّه علیه و آله روئید. و فرزندى شش ماهه متولد نشد، جز عیسى بن مریم علیه السلام و حسین بن على علیهماالسلام .
و در روایت دیگر است كه امام رضا علیه السلام فرمود: حسین را نزدپیغمبر صلى للّه علیه و آله مى آوردند و آن حضرت زبانش را در دهان او مى گذاشت تامى مكید و به همان اكتفا مى كرد و از هیچ زنى شیرنخورد.
اصول كافى جلد 2 صفحه 365 روایت 4
------------------------------------------------------------
مکیدن انگشت ابهام حضرت محمد (ص)
ابن شهر آشوب روایت كرده كه هنگام ولادت امام حسین علیه السلام فاطمه علیها السلام مریضه شد و شیر در پستان مباركش خشك گردید رسول خدا صلی الله علیه و آله مرضعی طلب كرد یافت نشد پس خود آن حصرت تشریف آورد به حجره فاطمه علیهاالسلام و انگشت ابهام خویش را در دهان حسین میگذاشت و او مییمكید. بعضی گفتهاند كه زبان مبارك را در دهان حسین علیه السلام میگذاشت و او را زقه میداد چنانكه مرغ جوجه خود را زقه میدهد تا چهل شبانه روز رزق حسین علیه السلام را حق تعالی از زبان پیغمبر صلی الله علیه و آله گردانیده بود، پس روئید گوشت حسین علیه السلام از گوشت پیغمبر صلی الله علیه و آله، و روایات به این مضمون بسیار است.
و در علل الشرایع روایت شده كه حال امام حسین علیه السلام در شیر خوردن بدین منوال بود تا آنكه روئید گوشت او از گوشت پیغمبر صلی الله علیه و آله و شیر نیاشامید از فاطمه علیهاالسلام و نه از غیر فاطمه.
و شیخ كلینی در كافی از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه حسین علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام و از زنی دیگر شیر نیاشامید او را به خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله میبردند حضرت ابهام مبارك را در دهان او میگذاشت و او میمكید و این مكیدن او را دو سه روز كافی بود. پس گوشت و خون حسین علیه السلام از گوشت و خون حضرت رسول صلی الله علیه و آله پیدا شد فرزندی جز عیسی بن مریم علیه السلام و حسین بن علی علیهاالسلام شش ماهه از مادر متولد نشد كه بماند، و در بعضی از روایات به جای عیسی یحیی نام برده شده. عَرَبیّه: (قاتل سیّد بحر العلوم است)
لِلّهِ مُرْتَضِعٌ لَمْ یَرْتَضِعْ اَبَداً مِنْ ثَدْی اُنْثی وَ مِنْ طه مَراضِعُهُ
برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی
امام صادق فرمود: عایشه [از روی حسادت] گفت: یا رسول الله میبینم دهان فاطمه را زیاد میبوسی و زبانت را در دهانش قرار میدهی. پیامبر اکرم فرمودند: بله، هرگاه مشتاق بهشت میشوم، فاطمه را میبوسم و زبان در دهانش میگذارم. من از فاطمه بوی بهشت را استشمام می کنم و بوی شجره طوبی را می یابم، زیرا او زنی آسمانیست.
برگرفته از کتاب احادیثی در مورد بوسه، نوشته داوود احمدی، انتشارات صلوات، ۱۳۸۸
خوبه یک عده این بابا رو پیامبر نکردند :))


Anarchyامام صادق فرمود: عایشه [از روی حسادت] گفت: یا رسول الله میبینم دهان فاطمه را زیاد میبوسی و زبانت را در دهانش قرار میدهی. پیامبر اکرم فرمودند: بله، هرگاه مشتاق بهشت میشوم، فاطمه را میبوسم و زبان در دهانش میگذارم. من از فاطمه بوی بهشت را استشمام می کنم و بوی شجره طوبی را می یابم، زیرا او زنی آسمانیست.
برگرفته از کتاب احادیثی در مورد بوسه، نوشته داوود احمدی، انتشارات صلوات، ۱۳۸۸
همانا پیامبر مبتکر فرنچ کیس بود و این فرانسوی های خائن ملحد بوسه های ناب ایشون رو به اسم خودشون ثبت کردند:))
با درود
مهمل بافی رسم شده گویا
اینها چه ربطی به اسلام دارد
شیعه یک مدهب ایرانی اسلامی است که از باورهای مذاهب بسیار(چندین مذهب و دین) چیزها دارد و یک اختلاط قوی است از تفکرات
این اخرین دین قوی ایرانی است که مبانی پیچیده دارد
سپاسگذارم
mmns2001با درود
مهمل بافی رسم شده گویا
اینها چه ربطی به اسلام دارد
شیعه یک مدهب ایرانی اسلامی است که از باورهای مذاهب بسیار(چندین مذهب و دین) چیزها دارد و یک اختلاط قوی است از تفکرات
این اخرین دین قوی ایرانی است که مبانی پیچیده دارد
سپاسگذارم
من تاکنون گمان میکردم در میان مذاهب یک چند صد میلیونی مسلمان هستند که شیعه نام دارند، ولی گویا اینها مسلمان نبوده و نیستند و باورهای مذهبیشان و مطالب کتب دینی شان و نظرات و سخنان مراجعشان ربطی به اسلام ندارد چرا که به صرفه نیست
!!
Russellمن تاکنون گمان میکردم در میان مذاهب یک چند صد میلیونی مسلمان هستند که شیعه نام دارند، ولی گویا اینها مسلمان نبوده و نیستند و باورهای مذهبیشان و مطالب کتب دینی شان و نظرات و سخنان مراجعشان ربطی به اسلام ندارد چرا که به صرفه نیست !!
با درود
از اسلام هم چیزهای بسیاری دارد
قران مهمترین ان است
در حقیقت شیعه یک امیزش بسیار قوی از باورهای اریایی و ادیان سامی است
چنان که ما در ادیان سامی کهنترین چیزهایی که داریم کتاب تورات است و بعد از ان انجیل و قران
در ادیان اریایی ما کهنترین کتابها را می توانیم قسمتهایی از اوستا و البته ریگ ودا بنامیم که مربوط به بترتیب ایین زروانی و برهمنیزم(ایین برهمایی)
و بعدها نیز ما دیگر کتب و باورهای اریایی را نزد این مردم بودیسم و البته ایین مانی و مزدک و...
شیعه از همه اینها دارد مبانی
درست است که اقوام سامی در فلسفه دینداری0البته در بخش مناسک) بسیار قوی بودند و البته در عرفان بسیار ضعیف
در اینطرف یعنی ادیان اریایی هند که به چین و ژاپن و کره نیز ریشه گسترد عکس انرا داریم یعنی در مناسک ضعیفتر از ادیان سامی ولی در عرفان قویتر
اریایی های که به ایرن امدند به سبب شرایط جغرافیایی تغییراتی در باورها و ادیانشان به نوعی که در عرفان از برهمنیزم و بودیزم ضعیفتر و در مناسک مذهبی و تعالیم اسطوره ای از ادیان سامی ضعیفتر بودند و در کل یک چیزی بین اینها بودند
این تغییرات در زمان ورود اسلام به ایران باعث تعدیل شد یعنی ایرانیان هویت دیرین خود را فراموش نکردند و این اختلاط را انجام دادند
این شیعه حاصل این اختلاط است و دین و هویت رسمی ایران و ایرانی در این زمان محسوب میشود.
ایرانیان این مذهب را دوست میدارند
سپاسگذارم
mmns2001با درود
از اسلام هم چیزهای بسیاری دارد
قران مهمترین ان است
در حقیقت شیعه یک امیزش بسیار قوی از باورهای اریایی و ادیان سامی است
چنان که ما در ادیان سامی کهنترین چیزهایی که داریم کتاب تورات است و بعد از ان انجیل و قران
در ادیان اریایی ما کهنترین کتابها را می توانیم قسمتهایی از اوستا و البته ریگ ودا بنامیم که مربوط به بترتیب ایین زروانی و برهمنیزم(ایین برهمایی)
و بعدها نیز ما دیگر کتب و باورهای اریایی را نزد این مردم بودیسم و البته ایین مانی و مزدک و...
شیعه از همه اینها دارد مبانی
درست است که اقوام سامی در فلسفه دینداری0البته در بخش مناسک) بسیار قوی بودند و البته در عرفان بسیار ضعیف
در اینطرف یعنی ادیان اریایی هند که به چین و ژاپن و کره نیز ریشه گسترد عکس انرا داریم یعنی در مناسک ضعیفتر از ادیان سامی ولی در عرفان قویتر
اریایی های که به ایرن امدند به سبب شرایط جغرافیایی تغییراتی در باورها و ادیانشان به نوعی که در عرفان از برهمنیزم و بودیزم ضعیفتر و در مناسک مذهبی و تعالیم اسطوره ای از ادیان سامی ضعیفتر بودند و در کل یک چیزی بین اینها بودند
این تغییرات در زمان ورود اسلام به ایران باعث تعدیل شد یعنی ایرانیان هویت دیرین خود را فراموش نکردند و این اختلاط را انجام دادند
این شیعه حاصل این اختلاط است و دین و هویت رسمی ایران و ایرانی در این زمان محسوب میشود.
ایرانیان این مذهب را دوست میدارند
سپاسگذارم
مگر مردمانی پیدا میشوند که دیندار باشد و آن دین راهم دوست نداشته باشند؟
و اینکه آن مردم دین را دوست دارند دلیل میشود که باورهای آن دین مزخرف نباشد؟
باورهای یک دین با باورهای باورمندان به آن دین ،مراجع و کتب آن (که برای شیعیان شامل حدیث هم میشود) تعریف میشود و ربط چندانی به صحت تاریخی آنها ندارد.
وقتی ما میگوییم مسلمین باور مزخرفی دارند مبنی بر اینکه محمد ماه را با شمشیر دو تکه کرده نمیگوییم که چنین چیزی رخ داده بلکه ادعای ما درباره باورهای مسلمین است نه لزوما صحت تاریخی آن.
این مذهب شیعی را هم که میگویید اگر شاه اسماعیل صفوی نبود که آنرا از نو اختراع کند و این مذهب ایرانی را از جبل الآمل لبنان وارد کند و در بسیاری از مناطق ایران بمعنی واقعی کلمه بزور شمشیر مستقر کند الان با مذهب متفاوتی در ایران روبرو بودیم.
Russellمگر مردمانی پیدا میشوند که دیندار باشد و آن دین راهم دوست نداشته باشند؟
و اینکه آن مردم دین را دوست دارند دلیل میشود که باورهای آن دین مزخرف نباشد؟
باورهای یک دین با باورهای باورمندان به آن دین ،مراجع و کتب آن (که برای شیعیان شامل حدیث هم میشود) تعریف میشود و ربط چندانی به صحت تاریخی آنها ندارد.
وقتی ما میگوییم مسلمین باور مزخرفی دارند مبنی بر اینکه محمد ماه را با شمشیر دو تکه کرده نمیگوییم که چنین چیزی رخ داده بلکه ادعای ما درباره باورهای مسلمین است نه لزوما صحت تاریخی آن.این مذهب شیعی را هم که میگویید اگر شاه اسماعیل صفوی نبود که آنرا از نو اختراع کند و این مذهب ایرانی را از جبل الآمل لبنان وارد کند و در بسیاری از مناطق ایران بمعنی واقعی کلمه بزور شمشیر مستقر کند الان با مذهب متفاوتی در ایران روبرو بودیم.
با درود
اگر از دید عقلی میخواهید بسنجید هیچ دینی تعقل ندارد و تعالیمی محدود در ان عقلی است
تنها ما برخی از ادیان که بر مبنای حکمت است انهم دربرخی(شاید در اینگونه از باورها بیش از دیگر ادیان) مبانی باورهای عقلی داریم(مانند کنفسیونیسم)
ما دو دیدگاه در نزد انسانها داریم
دیدگاه متریالیسم:این دیدگاه از ماده می اید ماده چیزی است قابل برسی و ازمایش قابل ارایه نظریه و فرضیه و تحقیق در درستی نظر یا فرضیه
دیدگاه ایدالیسم:در این نوع نگرش که از ایدال می اغید شخص با نگاه دوست داشتن به قضیا می نگرد و به ان چیزی اهمیت میدهد که خواسته و علاقه اوست
بیشترین مبانی ادیان حاصل دیدگاه ایدالیسم انسان است و در مبانی جزیی حاصل متاریالیسم است
این دو نوع نگرش از دیرباز همراه انسان بوده به گونه ای که در کهنترین اسنادی که ما در دست داریم انسانها با تفکر غالب مادی و با تفکر دینی بوده اند و تا ابد نیز از دید من این دو نوع تفکر در دیدگاه انسانها خواهد بود
در ضمن شاه اسماعیل شیعه را نساخته و نه اخوندانی که وی وارد ایران کرد از لبنان و یمن و سوریه
شاه اسماعیل یک انسان عقده ای بوده که در قالب حمایت شیعیان توانست زنده بماند و در جمع انان زیست و سپس برای قدرت گرفتن و چپاول از این مذهب استفاده کرد
این مذهب تشیع را ما از ابتدای ورد اعراب به ایرن کم کم تعالیمش را داریم که شکل می گرفت و در قرن 3 هجری کامل شد و به عنوان شیعه گری نمایان گردید و باز هم تغییرات کرد تا زمان صفویه و در زمان صفویه نیز تغییراتی داشت و مبانی ان شاخ و برگ و فلسفه ای گرفت و بعد از ان هم پویا بود تا زمان حال از این به بعد نیز پویا خواهد بود و تغییر خواهد کرد
این قایده ای است که نه تنها برای شیعه بلکه برای تمامی مذاهب در تاریخ بوده یعنی پویا بودن و تغییر کردن و شرح و بسط یافتن
همانطور که دانش پیشرفت میکند و پویا است ادیان هم پیشرفت میکند
البته دانشمندان این زمینه در مورد ادیان و باورهای اینده بشر نظریات دارند و تعاریفی را مظرح کرده اند و راهکارهایی داده اند
مثلا میریچا ایلیاده نظرش این است که باید یک بازگشت داشته باشیم به افکار کهن ولی مورخ دیگر(ارتور تونبی) میگوید که این بازگشت پدید خواهد امد و ما ناگزیر از ان هستیم
برخی میگویند که ادیان اینده تغییراتی باید داشته باشد
هر کس نظری دارد در این مورد
ولی در هر صورت این ادیان نیاز بشر هستند و علاقه بشر و کسی نمی تواند این علاقه را در انسان از میان ببرد
سپاسگذارم
mmns2001اگر از دید عقلی میخواهید بسنجید هیچ دینی تعقل ندارد و تعالیمی محدود در ان عقلی است
حماقت و چرند گویی درجاتی دارد.در قرن 21ام هیچکجا این اندازه مزخرفات را حتی در دیگر ادیان نمیشود پیدا کرد.از این گذشته اگر قبول دارید که باورهای اسلامی چرند و مزخرف هستند اعتراض دیگر چیست؟
mmns2001ما دو دیدگاه در نزد انسانها داریم
من نمیدانم این منبر رفتنهایِ بی ربط چیست دیگر؟
ما با شما درباره موضوع بحث بتوانیم گفتگو کنیم هنر کردهایم ،قبل از شروع هر بحث و ماله کشی بفرمایید ارتباط آنرا و ربط آن به بحث را مشخص کنید.
mmns2001در ضمن شاه اسماعیل شیعه را نساخته و نه اخوندانی که وی وارد ایران کرد از لبنان و یمن و سوریه
شاه اسماعیل یک انسان عقده ای بوده که در قالب حمایت شیعیان توانست زنده بماند و در جمع انان زیست و سپس برای قدرت گرفتن و چپاول از این مذهب استفاده کرد
این مذهب تشیع را ما از ابتدای ورد اعراب به ایرن کم کم تعالیمش را داریم که شکل می گرفت و در قرن 3 هجری کامل شد و به عنوان شیعه گری نمایان گردید و باز هم تغییرات کرد تا زمان صفویه و در زمان صفویه نیز تغییراتی داشت و مبانی ان شاخ و برگ و فلسفه ای گرفت و بعد از ان هم پویا بود تا زمان حال از این به بعد نیز پویا خواهد بود و تغییر خواهد کرد
پس ایرانیان معجزهوار ناگهان شیعه شدهاند و اینکه ناگهان شاه اسماعیل آمد دین رسمی را کرد تشیعه ربطی به شیعه شدن ایرانیان ندارد.
حالا ایرانیان که شیعه بودند؟چرا شاه اسماعیل آخوند از لبنان آورد؟ 😆
بعد شما که برای ما هنگام رسیدن به راهزنیها و آدمکشیها و سکس با کودک 9 ساله از نسبیت فرهنگی میگفتی؟چه شد ناگهان استفاده از دین و چپاول بد شد؟ 😆
mmns2001ولی در هر صورت این ادیان نیاز بشر هستند و علاقه بشر و کسی نمی تواند این علاقه را در انسان از میان ببرد
ادیان یک سری باورهای بدوی و احمقانه هستند برای فرار از مواجهه با مرگ و در گذشته کارکردی داشتهاند یا نداشتهاند امروز ولی خطر شماره یک برای بقای بشر هستند و اینکه اعتیاد بشر به چنین مخدری چقدر جدیست تنها در کمک به درمان آن است که اهمیت پیدا میکند.
توجیه حماقت و رذالت با بهانه طبیعی بودن و نیاز و علاقه (؟) نامش مغالطهیِ طبیعتگرایانه است.
Russellحماقت و چرند گویی درجاتی دارد.در قرن 21ام هیچکجا این اندازه مزخرفات را حتی در دیگر ادیان نمیشود پیدا کرد.از این گذشته اگر قبول دارید که باورهای اسلامی چرند و مزخرف هستند اعتراض دیگر چیست؟
من نمیدانم این منبر رفتنهایِ بی ربط چیست دیگر؟
ما با شما درباره موضوع بحث بتوانیم گفتگو کنیم هنر کردهایم ،قبل از شروع هر بحث و ماله کشی بفرمایید ارتباط آنرا و ربط آن به بحث را مشخص کنید.پس ایرانیان معجزهوار ناگهان شیعه شدهاند و اینکه ناگهان شاه اسماعیل آمد دین رسمی را کرد تشیعه ربطی به شیعه شدن ایرانیان ندارد.
حالا ایرانیان که شیعه بودند؟چرا شاه اسماعیل آخوند از لبنان آورد؟ 😆بعد شما که برای ما هنگام رسیدن به راهزنیها و آدمکشیها و سکس با کودک 9 ساله از نسبیت فرهنگی میگفتی؟چه شد ناگهان استفاده از دین و چپاول بد شد؟ 😆
ادیان یک سری باورهای بدوی و احمقانه هستند برای فرار از مواجهه با مرگ و در گذشته کارکردی داشتهاند یا نداشتهاند امروز ولی خطر شماره یک برای بقای بشر هستند و اینکه اعتیاد بشر به چنین مخدری چقدر جدیست تنها در کمک به درمان آن است که اهمیت پیدا میکند.
توجیه حماقت و رذالت با بهانه طبیعی بودن و نیاز و علاقه (؟) نامش مغالطهیِ طبیعتگرایانه است.
با درود
شما چیزی از دانش باور شناسی نمی دانی
از حوصله بنده نیز خارج است که با امثال شما سخن گویم
زیرا در گفتمان باید یک نسبیتی باشد بین طرفین
سپاسگذارم
mmns2001با درود
شما چیزی از دانش باور شناسی نمی دانی
از حوصله بنده نیز خارج است که با امثال شما سخن گویم
زیرا در گفتمان باید یک نسبیتی باشد بین طرفین
سپاسگذارم
ما که از ابتدا و برای سرگرمیست که هر گاهی مغالطات برادران مسلمان را میشکافیم.
زین پس هم سعی کنید کمتر در بدیهیات تاریخ برای دفاع از بیضه اسلام دست ببرید و ایرانیان را پیش از صفویان شیعه مذهب جا بزنید تا مجبور نشوید به سبب کمبود دانش ما (!!) قهر کنید 😏
جناب @mmns2001
شما خودتون باید بهتر از ما بدونید که درصد بسیار جزیی از ایرانی ها قبل از صفویه ، شیعه بودند...حالا به کل میفرمایید یعنی ایرانی ها مبدع شیعه هستند؟ کلا موضع شما در برابر تفکرات اسلام و شیعه چی هست ؟ چون میبینم بعضا حرف ها و دفاع شما از اسلام اینجا متناقض با موضع شما در فورم هم میهن هست
!!
Anarchyشما خودتون باید بهتر از ما بدونید که درصد بسیار جزیی از ایرانی ها قبل از صفویه ، شیعه بودند...حالا به کل میفرمایید یعنی ایرانی ها مبدع شیعه هستند؟ کلا موضع شما در برابر تفکرات اسلام و شیعه چی هست ؟ چون میبینم بعضا حرف ها و دفاع شما از اسلام اینجا متناقض با موضع شما در فورم هم میهن هست !!
درصد جزیی نبوده. ایرانیان از همان ابتدا مخالف اعراب بودند..
میخواستند فرهنگ اونها رو رد کنند!
میخواستند از سلطه اعراب نجات پیدا کنند
و از طرف دیگه ایرانیان سالها تحت سلطه عباسیان و ... بودند و منتظر یه فرصت برای پادشاهی بودند تا کشور خودشونو نجات بدهند. میخواستند با اعراب مخالفت کنند. با حکومت شام مخالفت کنند. واسه همین اسلام رو که پذیرفته بودند. نمیشد کاری دیگر کرد. به همین منظور تشیع رو عَلَم کردند و گسترش دادند.. تا قبل از صفویه آتش زیر خاکستر بودند..
یه نفردرصد جزیی نبوده. ایرانیان از همان ابتدا مخالف اعراب بودند..
میخواستند فرهنگ اونها رو رد کنند!
میخواستند از سلطه اعراب نجات پیدا کنند
و از طرف دیگه ایرانیان سالها تحت سلطه عباسیان و ... بودند و منتظر یه فرصت برای پادشاهی بودند تا کشور خودشونو نجات بدهند. میخواستند با اعراب مخالفت کنند. با حکومت شام مخالفت کنند. واسه همین اسلام رو که پذیرفته بودند. نمیشد کاری دیگر کرد. به همین منظور تشیع رو عَلَم کردند و گسترش دادند.. تا قبل از صفویه آتش زیر خاکستر بودند..
به هر حال چیزی که تاریخ میگه این هست که جمعیت عادی مردم ایران اکثرا سنی مذهب بودند...در واقع تا زمان صفویان هنوز شیعه به عنوان یک مذهب تمام عیار تکامل پیدا نکرده بود !! البته در اینکه ایرانی ها نتونستن با اسلام کنار بیان که شکی نیست...
شما اگر منبعی دارید که ایرانی ها شیعه بودن قبل از صفویه اینجا بذارید ما هم ببینیم !!
Anarchyجناب @mmns2001
شما خودتون باید بهتر از ما بدونید که درصد بسیار جزیی از ایرانی ها قبل از صفویه ، شیعه بودند...حالا به کل میفرمایید یعنی ایرانی ها مبدع شیعه هستند؟ کلا موضع شما در برابر تفکرات اسلام و شیعه چی هست ؟ چون میبینم بعضا حرف ها و دفاع شما از اسلام اینجا متناقض با موضع شما در فورم هم میهن هست !!
با درود
بنده هیچ گاه موضع گیری و جبهه گیری نمی کنم.زیرا این کار سبب میشود که انسان حقایق را نبیند
ما در مورد تاریخ پیش از صفویه دقیقا نمی توانیم نظر دهیم که چقدر بوده اند شیعیان
چند روایت داریم که مشاوران شاه اسماعیل می گفتند که بیشتر مردم سنی هستند و البته چند روایت از اینکه فرق اسلامی در کجاها ریشهدوانده و بیشتر مردم قم و کاشان و خراسان و ... چگونه بودند(در احسن تواریخ و تاریخ قم و تحقیات ولادمیر مینورسکی در مجله مطالعات اسلامی و تاریخ ادبیات ایرن و دیگر اسناد و پژوهشها که هم اکنون در دست داریم اینگونه بنظر میرسد که شیعیان جزو فرقه هایی بودند که تعدادشان نسبت به برخی کمتر بوده مانند حنفیه و نسبت به برخی مانند باطنی ها یا زیدیه یا... بیشتر بوده)
مسله بنده تعداد نیست قضیه شناخت شیعه اینگونه است که
اسلام یک دین سامی است که توسط سامیانی که سالها در مهاجرت در بیابانها بودند و طبع انان همچون کویر خشن و متخیل بوده ساخته شده(یعنی مایه های یهودی دارد)
و البته سیستم ان با ادیان اریایی متفاوت است
مثلا شما نگاه کنید به ادیان اریاییانی که به هند رفتند(بدلیل هویت اریایی و شرایط مساعد و حاصلخیز جوی) انها به حشرات و موجودات و گیاهان احترام می گذارند یا تعالیم عرفانی دارند که بسیار لطیف است ولی ادیان سامی به قصاص و قتل و داستان پردازی و قربانی و قوانین خشن بنیان نهاده شده
حال اریاییانی که در ایرن امدند بدلیل اینکه در این منطقه هم بیابانهای خشک و سوزان داشتیم و هم منابع و مراتع حاصلخیز و همچینی از یک سو در تقابل با سامیان بودند و از یک سو در تقابل با هندیان یعنی هم شاریط معیشتی و هم شرایط جغرافیایی اینها بین این دو قوم بوده
اسلام به ایرن وارد میشود ایرانیان نمی توانستند بپذیرند این تحول باورها را به این شکل
برای همین فرقه سازی کردند
برخی از فرقه ها خیلی در قالب عرفان رفت مانند تصوف و معتزله برخی از فرقه ها بیشتر ملی بود مانند شعوبیه و یا خرمدینان(البته اینها اصلا مسلمان نبودند) یا...
برخی از فرقه ها خیلی سامی و خشن بود مانند حنبلی ها و یا
ولی خیلی از فرقه ها بشدت امیزش داشت
یکی از این فرقه ها شیعه است که دارای فرقه ها بسیاری است که یکی از انها شیعه امامیه است که شاید باورهای اریایی زیادی دارد
این فرقه همگون با هویت ایرانیان شد در تایخ
حالا این تغییراتی داشته از ابتدا یعنی یهودیت که بدلیل فشار مسیحیان به دنیای اسلام پناه می اوردند هیچ کجا را بهتر از ایرانیان برای ارایه نظریات خود نمی یافتند و البته بسیاری از یهویان مسلمان می شدند
اینکه می بینید در تاریخ طبری از اسطورهای سامی در نقل استفاده شده یا ابن اثیر که تحت تاثیر شیعه بود از این روایات می گوید(مثلا خمایی فرزندش را در اب انداخت که این همان اسطورهای یهودی است در مورد موسی و انها خود از داستانهای مصری گرفتند)همه و همه دلیل بر این است که ایرانیان توانستند اسلامی ایرانی برای خود بسازند و حاصل ان امروز شیعه هست.
حال اینکه ما بیاییم بگوییم معتزله بهتر بود یا بهاییت فرقه قوی تر و عقلی تری هست اینها کاربردی ندارد
مساله اینجاست که ما یک فرقه ملی داریم امروز در ایران که هر چند باورهایش تاریخی و یا عقلی نباشد(که البته دیدگاه دینی کلا سند و مدرک نمی خواهدبلکه علاقه می خواهد) ولی یک ابزار است در دست ما که ایرانی است و مستقل
امروز با این باور توانسته ایم در جلو اسراییل بایستیم(حال درست بودن این کار یا غلط بودنش بماند)
ایا کاربرد ندارد یک باور برای جهت دهی جامعه؟
سپاسگذارم
(فیل فرشته ی بسیار زناکاری بوده که مسخ گشته)
سرنوشت بسیاری از حیوانات باید درس عبرتی شوند برای شما مردم تا در زندگی پرمعصیت خود تجدید نظر كنید، به نمونه هایی از این حیوانات كه چه بودند و تبدیل به چه شدند توجه كنید:فیل فرشته ی بسیار زناکاری بوده که مسخ گشته؛گرگ اعرابی دیوثی بوده که مسخ شده،خرگوش در اصل زنی بوده که به شوهرش خیانت کرده و در پایان حیض غسل نکرده و مسخ شده،خفاش کسی بوده که خرمای مردم را می دزدیده؛میمون و خوک جمعی از بنی اسرائیل بودند که در روز شنبه گناه کردند،مارماهی و سوسمار گروهی از بنی اسرئیل بودند که به هنگام نزول سفره بر عیسی ابن مریم(ع)ایمان نیاوردند عده ای به دریا افتاده و عده ای به چاه و نابود شدند؛عقرب هم شخص سخن چینی بوده،و خرس و زنبور گوشت فروشی بودند که در ترازو سرقت میکردند.
این دو تا کامنت زیرش هم باحالند:
میمون حیوانی بوده که به دلیل خیانت به زنش تبدیل به احمدی نژاد شده
:))
معلومه که با این کارات داری دین اسلام و مذهب شیعه و امام زمان رو مسخره می کنی . من کاری به راست یا دروغ بودن وجود امام زمان ندارم ولی فقط می خوام بهت بگم که تو در هر صورت داری با اعتقادات چند ملیون نفر شوخی می کنی . برو به اونایی که ازشون پول گرفتی تا این پیج احمقانه رو درست کنی بگو که با این کارا نمی تونی حتی 1 نفر رو هم از اعقادش برگردونی . فقط داری وقت خودتو تلف می کنی . و تو یه حیوان کثیف بیش نیستی
اینها با این توهمات توطئه ما رو نمودند،آخه این سرویس های اطلاعاتی کجا هستند لامصبا که ما اینقدر مفلسیم:)))
حرم دختر امام حسین خون گریه کرد!!!!😄
در صورت نبود آب، تیمم بر واژن زن درست است. علما چه علاقهای به واژن دارند!
علامه حلی از بزرگترین علمای شیعه میگوید:
و فی أجزاء مسح الوجه بكف واحد اشكال و لو قلنا أن مس الفرج حدث لو ضرب یده على فرج امرأه علیه تراب، صح التیمم، لأن أول الأركان المسح لا النقل. (نهایه الاحکام علام حلی/ ج 1/ ص 208)
در اجزای مسح صورت با یک دست اشکال وجود دارد و اگر بگوییم لمس کردن واژن زن صورت گرفته به این شکل که دستش را بر واژن زنی که بر آن خاک نشسته بزند، تیمم درست است زیرا اولین رکن، دست کشیدن (مسح) است.
من تصور میکنم این آخوندها به جای مرجعِ تقلید شدن، با این فانتزیهایی که دارند میرفتند در یکی از این شرکتهایِ تولیدِ فیلمهای پورن ایدههای خود را ارائه میکردند هم موفقتر بودند و هم مفیدتر
من نوجوانب هستم 16ساله برای دوری از گناه می خواهم به ازدواج موقت روی بیارم آیا این کار صحیح است یا نه
پاسخ:
به نام خدا
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به نظر آیت الله مکارم، ازدواج موقت نوعی ازدواج است و چنانچه ازدواج موقت به خاطر ضرورت باشد، و به خاطرهوسرانی نباشد، ثواب دارد، اما اگر ازدواج موقت به خاطر عیاشی و هوسرانی باشد، نه تنها ثواب ندارد بلکه احتیاط واجب. آن است که از ازدواج موقت خود داری شود(1)
لیکن توصیه ما به شما آن است که این فکر ها را را از خود دور کنید، و مصلحت شما در این سن آن است که دنبال درس و مسائل علمی و فکر کردن به مسائل آینده زندگی باشید و برای زندگی خوب و تأمین سعادت آینده خود تلاش کنید.
اگر شما از حالا دنبال مسائل صیغه و امور جنسی باشید، با لذت های زود گذر؛ عمر خود را تباه و آینده خود را خراب می کنید.
در هرصورت سعی کنید به این مسائل فکر نکنید. و از دیدن عکس یا فیلم های تحریک کننده و نیز نگاه به نامحرم ویا ارتباط با نامحرم خودداری کنید تا فکر شما به این مسائل منحرف نشود.
پی نوشت:
آیت الله مکارم، مسائل کثیر الابتلا ،مسئله 96. و سؤال تلفنی به شماره (7840001-0251) از دفتر آیت الله مکارم
(ترجمه حدیث):
من در حالی که پسربچهای 10 سال و چند ماهه بودم در صحرا سخنانی را بالای سرم احساس کردم که مردی به مرد دیگر میگفت "آیا او همان است؟"
مرد گفت: بله.
پس با صورتی که هرگز در هیچ مخلوقی ندیده بودم و حالتی که هرگز نیافته بودم و جامهای که بر تن کسی هرگز ندیده بودم در حالی که راه میرفتند نزد من آمدند تا اینکه هر کدامشان یکی از بازوانم را گرفتند بدون اینکه احساس لمس کردن را داشته باشم، پس یکی گفت:او را بخوابان، مرا صاف خواباندند.
به همراهش گفت:
سینهاش را بشکاف، یکی از آن دو بالای سینهام قرار گرفت، بدون اینکه دردی را احساس کنم و یا خونی را ببینم آن را شکافت و به او گفت:غل و غش و حسودی را خارج کن، پس چیزی مانند خون لخته شده پس از خارج کردن آن را گرفت، پرت کرد و گفت "مهربانی و دلسوزی را داخل کن". چیزی که خارج کرد مانند نقره بود....
إنی لفی الصحراء ابن عشر سنین و أشهر و إذا بكلام فوق رأسی و إذا رجل یقول لرجل:
أهو هو ؟
قال: نعم. فاستقبلانی بوجوه لم أرها قط و أرواح لم أجدها من خلق قط و ثیاب لم أرها على أحد قط؛ فأقبلا إلی یمشیان، حتى أخذ كل واحد منهما بعضدی، لاأجد لأحدهما مسا، فقال أحدهما لصاحبه:
أضجعه؛ فأضجعجانی بلا قصر و لا هصر .
فقال أحدهما لصاحبه: افلق صدره؛ فهوى أحدهما إلى صدری ففلقه فیما أرى بلا دم و لا وجع، فقال له:
أخرج الغل و الحسد، فأخرج شیئا كهیئه العلقه، ثم نبذها فطرحها؛ فقال له:
أدخل الرأفه و الرحمه، فإذا مثل الذی أخرج، شبه الفضه، ثم هز إبهام رجلی الیمنى فقال: اغد و اسلم؛ فرجعت بها اغدو، رقه على الصغیر و رحمه للكبیر. (مسند احمد ابن حنبل/ مسند الانصار / حدیث محمد ابن ابی کعب عن ابیه)اما حدیث بعدی
رسول الله (ص) فرمود: من در مکه بودم که سقف خانهام شکافته شده، پس جبرئیل سینهام را شکافت، با آب زمرم شست؛ سپس با تشتی از جنس طلا که پر از حکمت معرفت بود آمد و درون سینهام خالی کرد سپس ظرف را گذاشت و مرا به آسمان دنیا برد، پس هنگامی که به آسمان دنیا رسیدم؛ جبرئیل به خزانه دار آسمان گفت که باز کن، او گفت: کیست؟
گفت: جبرئیل.
خزانه دار گفت: آیا کسی با توست؟ گفت "بله، محمد با من است ....ان رسول الله (ص) قال: فرج عن سقف بیتی و انا بمكه، فنزل جبریل ففرج صدری، ثم غسله بماء زمزم، ثم جاء بطست من ذهب ممتلئ حكمه و هیمانا، فأفرغه فی صدری؛ ثم أطبقه، ثم أخذ بیدی فعرج بی هلى السماء الدنیا، فلما جئت الى السماء الدنیا قال جبریل لخازن السماء افتح، قال من هذا؟
قال: هذا جبریل.
قال هل معک احد؟ قال نعم معی محمد، فقال.... (صحیح بخاری/کتاب الصلاه/ باب کیف فرضت الصلاه فی الاسراء)
الله توی دم و دستگاهش پزشک مجرب زیاد داره ها:))
مسلمین عزیز هم من بعد به جای پول دادن به دکتر برن نوبت بگیرن مطب جبرئیل:)))
در ادرار ائمه آلودگی نیست! 'لیس فی بول الائمه استخباث' (منبع: انوار ولایه، ص. 440)😳
نگاه کردن به آلت تناسلی زن باعث کوری میشود!
'النظر الی فروج النساء یورث العمی'- (منبع : من لا یحضره الفقیه -جلد 3 ص556)😄
امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنیا می آید!، با پا وبراحتی متولد میشود!، جنب نمیشود!، اگر بخوابد قلبش بیدار است، چشمش میخوابد ولی قلبش بیدار است!، همانطور که از جلو میبیند از عقب هم میبیند! ـ
'یولد مطهرا مختونا و لا یجنب و تنام عینه و لا ینام قلبه و یری من خلفه کما یری من امامه' ـ ( منبع : اصول کافی جلد یک ص 319 کتاب حجه باب موالید الائمه )


میگم این موضوع در فقه شیعه وجود داره و توسط اکثریت فقها تایید میشه؟🐤
.....؟؟؟
به حلال کردن و یا حلال کردن استمتاع از کنیز خود برای دیگری و یا ازدواج زن سه طلاقه با مردی غیر از شوهر سابقش را تحلیل میگویند.
مولا میتواند جهت آمیزش یا سایر استمتاعات، کنیز خود را برای دیگری حلال کند. به مولا مُحَلِّل و به کنیز مُحلَّلَه گفته میشود.
در مقدار و چگونگی انتفاع از مُحلَّله باید بر چارچوب مفاد لفظ یا قرائن حالیِ بیانگرِ مفاد لفظ، بسنده شود. بنابر این اگر مولا بوسیدن را تحلیل کرده است باید بر همان مقدار اکتفا شود؛ ولی اگر آمیزش را تحلیل کرده است، کمتر از آن از انواع استمتاعات نیز حلال خواهد بود.
محلَّله مستحقّ نفقه نیست. در تحلیل، تعیین مدّت و ذکر مهر، شرط نیست. برخی قدما تعیین مدّت را لازم دانستهاند.
فرزندی که از این طریق متولّد میشود در صورتی که شرط حُرّیت او شده باشد ـ و بنابر مشهور در صورت عدم اشتراط نیز ـ محکوم به حرّیت است.
توضیح بیشتر:
تحلیل - ویکی فقه
undead_knightالله توی دم و دستگاهش پزشک مجرب زیاد داره ها:))
مسلمین عزیز هم من بعد به جای پول دادن به دکتر برن نوبت بگیرن مطب جبرئیل:)))
چه جالب ...
من نشنیده بودم تا این حدش رو...
جالب است دوستان نوشتن مزخرفات اسلامی
سپس مزخرفات شیعه را اورده اند
شیعه=اسلام؟
در حقیقت
شیعه =ایران
یعنی مزخرفات ایرانی همگونتر است برای نام این جستار
در ضمن مزخرفات اسلامی هم برگرفته از مزخرفات یهودی و ایینهایی ایرانی هست
پس کوشش بیهوده میکنند کوتاه فکران در به کرسی نشاندن تعصب خود
mmns2001جالب است دوستان نوشتن مزخرفات اسلامی
سپس مزخرفات شیعه را اورده اند
شیعه=اسلام؟
در حقیقت
شیعه =ایران
یعنی مزخرفات ایرانی همگونتر است برای نام این جستار
در ضمن مزخرفات اسلامی هم برگرفته از مزخرفات یهودی و ایینهایی ایرانی هست
پس کوشش بیهوده میکنند کوتاه فکران در به کرسی نشاندن تعصب خود
ما تاکنون گمان میکردیم تشیع دوازده امامی یکی از فرق دین اسلام است، ولی اکنون گویا مشخص شد که تشیع نام کشوریست بنام ایران !!
مهملات موجود در این مذهب هم تولید ایران باشد یا تولید لبنان یا عربستان، فرق چندانی نمیکند، مهم این است که چرندیات نابی هستند که در قرن 21، همچنان به وجود منحوس خود در افکار بسیاری انسانها ادامه میدهند.
mmns2001جالب است دوستان نوشتن مزخرفات اسلامی
سپس مزخرفات شیعه را اورده اند
شیعه=اسلام؟
در حقیقت
شیعه =ایران
یعنی مزخرفات ایرانی همگونتر است برای نام این جستار
در ضمن مزخرفات اسلامی هم برگرفته از مزخرفات یهودی و ایینهایی ایرانی هست
پس کوشش بیهوده میکنند کوتاه فکران در به کرسی نشاندن تعصب خود
خیر استاد...اما شیعه زیر مجموعه اسلام هست !! از مریخ که نیومده...شما هم یا تکلیفتون با خودتون مشخص نیست یا اینکه تقیه میکنید به سبک همون شیعیان !!
مزخرفات ، مزخرفات است حالا چه ایرانی چه اسلامی...
فکر کردید اینجا کسی برای مزخرفات باستانی ایران مثلا غش و ضعف میکنه و میخواید دست بذارید روی نقطه حساس بقیه 😄 ؟
فعلا اولویت برای ما پرداختن به مزخرفات اسلامی هست...انواع یهودی و زرتشتی و غیره هم میدیم به شما که دوست دارید...به دوستان میگیم از نوع مزخرفات سنی هم بذارن تا طعم اسلام ناب رو هم تجربه کنید !!
mmns2001جالب است دوستان نوشتن مزخرفات اسلامی
سپس مزخرفات شیعه را اورده اند
شیعه=اسلام؟
در حقیقت
شیعه =ایران
یعنی مزخرفات ایرانی همگونتر است برای نام این جستار
در ضمن مزخرفات اسلامی هم برگرفته از مزخرفات یهودی و ایینهایی ایرانی هست
پس کوشش بیهوده میکنند کوتاه فکران در به کرسی نشاندن تعصب خود
چون ایران اکثریت مردم دارای مذهب شیعه هستند پس بیشتر به این مزخرفات پرداخته خواهد شد.
گمان میکنم منظورتان این است که مذهب تشیع را عبد الله بن سبا یهودی تاسیس کرده و یا در دوران صفویه قدرت بیشتری پیدا کرده است و چون نشکیل این مذهب بعد از اسلام ناب محمد جنایتکار بوده است پس جزیی از اسلام نیست.خدمت شما عرض شود که اصلا اینها برای ما مهم نیست.مهم برای ما این است که مذهب شیعه باور دارد جزیی از اسلام است و ما با باورهای شیعه کار داریم!
در مورد اهل سنت نگران نباشید مطالبی خواهیم نوشت.
با درود
چون دوستان همگی نقل قول گرفتند و همه بر یک موضوع اشاره داشتند بنده هم با یک پست پاسخ می گوییم
شیعه یکی از فرق اسلام است
فرق اسلام بسیار زیاد هست حدود 253 مورد را سعید نفیسی نام برده که البته بیش از اینهاست چنانچه در کتاب الفهرست ابن ندیم فرقی بیان شده که هیچ مشخصاتی از انها تا به حال یافت نشده و گویا منقرض شده اند
این فرقه سازی ها عمدتا کار ایرانی ها بود این یک ابزار عرفانی دینی بود در دست ایرانیان برای مخالفت با اعراب
دوستان به خطا می روند زیرا از این فرق تنها شیعه قدرت گرفته تا کنون این یک بخش از ملیت ماست(هر چند که مملو از مزخرفات است)
ولی این یک ابزار است اگر این فرق نبود هویت ما پس از اسلام نابود شده بود
چنانکه می بینیم ریشه های باورهای شیعه بیشتر ایرانی است و بقول دوارد بروان شیعه از اسلام تنها قران را دارد(که البته انرا نیز شیعه تاویل می کند)
و چنانکه استاد نفیسی و البته تیودور نولدکه بیان کرده اند این ریشه های ایرانیت را ما در شعوبیه و معتزله و البته در تصوف و دیگر فرق می بینیم
حتی ما میبینیم این مبارزه فرهنگی ایرانی با هویت تازیان تا انجاست که مثلا شعوبیه کلا از اسلام گاهی خارج میشود مبانیشان یا معتزله قران را مخلوق میداند
یا تصوف که کلا قضیه ادیان را زیر پرسش می برد با این افکار و تعالیم و مکتب عشقی که راه انداختند چنانچه منصور حلاج می گوید اناالحق
یا ابن مقفع که یک شعوبیه بود می بینیم که کار فرهنگی می کند یعنی متون پهلوی را به عربی ترجمه کرده و به تازیان فخر می فروشد و یا دیگران که در اشعارشان از فرو مایگی تازیان و اقتدار ایرانیان می گویند و البته در چهار قرن نخست این بلوا ها چه کرد و چه شد سخن بسیار باید گفت ای جوان
در کل این شیعه(باور ملی ایران) یک فرقه خوبی هست برای ایران حتی هم اکنون هم کاربرد دارد چنانکه می تواند باعث ممانعت از حضور اجانب و باز ستانی هویت و حقوق ایرانی و مبارزه با فرهنگهای پست اطراف شود
متاسفانه روزی رسیده که جوانان ایران هویت خود را می کوبند با ابزار منطق
مشکل شیعه نیست و البته دین هم نیست
مشکل جایی دیگر است
mmns2001مشکل شیعه نیست و البته دین هم نیست
مشکل جایی دیگر است
این همه نوشتید ، فقط میگید مشکل از جای دیگر است !! خب همین رو توضیح بدید ببینیم حرف حساب شما از این دو پهلو حرف زدنتون چی هست
...
Anarchyاین همه نوشتید ، فقط میگید مشکل از جای دیگر است !! خب همین رو توضیح بدید ببینیم حرف حساب شما از این دو پهلو حرف زدنتون چی هست ...
نشکل از دمانداران دین است(اخوندان)
ایمها در ادیان مختلف سبب زندگی گیاهواری بشر بوده اند
دین خود پویا و مورد علاقه و استقبال است و البته لازمه زندگی بشر است
mmns2001جالب است دوستان نوشتن مزخرفات اسلامی
سپس مزخرفات شیعه را اورده اند
شیعه=اسلام؟
در حقیقت
شیعه =ایران
این با جمله زیرین شما تناقض دارد
mmns2001شیعه یکی از فرق اسلام است
جناب مثل اینکه تقیه را از اخوندان یا ائمه شیعه یاد گرفته اید.☺️
از توطئه یهود نباید قافل بود.
همواره علیه پیامبر توطئه کردند اگر مسلمین یک دهم بلایی که یهودیان سر پیامبر و مسلمین اوردند مرتکب شده بودند...
شیعه را باید از روحانیت معزز یاد بگیرید. مثلا چرا به فتاوای حضرت آیت الله امام خامنه ای مراجعه نمی کنید؟✌️
Hezbollah_yaAliاز توطئه یهود نباید قافل بود
آره واقعا.در جنگ بنی قریظه مشخص است که چه توطئه هایی کرده اند!!!
coolآره واقعا.در جنگ بنی قریظه مشخص است که چه توطئه هایی کرده اند!!!
نباید تاریخ را بریده بریده خواند دوست گرامی
اینکه من یک مطلب را بردارم و هی بگوییم چینین و چنان سودی ندارد
باید ابتدا به یک درک از ان زمان برسید بعد بگویید که این جنگها و کشتارها چه بوده
و البته باید با ترازویی سنجید
اگر با حقوق بشر هم اکنون بسنجید بله بیشتر جنگهای و کشتارها غیر قانونی بوده
ولی اگر با شرایط انزمان بسنجید پیامبر بجز چند مورد از جنگها واقعا تعدیل میکرد کشتارها را
و البته بیشتر جنگهای پیامبر دفاعی بود
لیس فی بول الأئمة وغائطهم استخباث ولا نتن ولا قذارة بل هما كالمسك الأذفر، بل من شرب بولهم وغائطهم ودمهم یحرم الله علیه النار واستوجب دخول الجنة
در ادرار و مدفوع ائمه كثافت و بوی بد وجود ندارد بلكه مانند مشكی است كه بوی آن همه جا را پر می كند و هر كس از ادرار و مدفوع و خون ائمه بخورد خداوند آتش دوزخ را بر وی حرام كرده و بهشت را بر او واجب می گرداند
(انوار الولایه تالیف آیة الله زین العابدین گلپایگانی ص440)
طبرانی در " المعجم الکبیر " ج 24 ص 206 روایت می کند که پیامبر ظرفی از جنس درخت خرما داشتند که در ان بول می کردند و آن ظرف را در زیر سریر خود قرار می دادند .روزی پیامبر دنبال آن ظرف بودند و پیدایش نکردند . سراغ آن را گرفتند . به ایشان گفتند : بره ، خادم ام سلمه که از حبشه آمده است ، آن را نوشیده است . پیامبر فرمودند : او خویش را با حصاری از آتش ایمن ساخت
.
coolطبرانی در " المعجم الکبیر " ج 24 ص 206 روایت می کند که پیامبر ظرفی از جنس درخت خرما داشتند که در ان بول می کردند و آن ظرف را در زیر سریر خود قرار می دادند .روزی پیامبر دنبال آن ظرف بودند و پیدایش نکردند . سراغ آن را گرفتند . به ایشان گفتند : بره ، خادم ام سلمه که از حبشه آمده است ، آن را نوشیده است . پیامبر فرمودند : او خویش را با حصاری از آتش ایمن ساخت .
یحتمل خاصیت ضدیخ و ضد جوش هم داشته، باز هم این کفار یک اختراع دیگه مسلمانان رو به اسم خودشو نزدند:))
asmaبسیاری از مردم معتقدند که در بعضی از چشم ها اثر مخصوصی است که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرد، ممکن است آن را از بین ببرند یا در هم بکشنند، و انسان را بیمار یا دیوانه کنند.
این باور از نظر عقلی امر محالی نیست. امروزه بسیاری از دانشمندان معتقدند که در بعضی از چشم ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده است که کارایی زیاد دارند و حتی با تمرین و ممارست می توان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی، از طریق همین نیروی مغناطیسی چشم ها انجام شدنی است.در دنیایی که اشعه لیزر که نامرئی است، می تواند کاری کند که از هیچ سلاح مخرب دیگری ساخته نیست، پذیرش وجود نیرویی در بعضی از چشم ها که از طریق امواج مخصوصی در طرف مقابل اثر بگذارد، چیز عجیبی نیست. بسیاری نقل می کنند که با چشم خود افرادی را دیده اند که دارای این نیروی مرموز چشم بوده اند و افراد یا حیوانات یا اشیائی از طریق چشم زدن از کار انداخته اند.
یک داستان باورنکردنی برای باور کردن
در این رابطه نقل است که مردم روستای «زاغه» از روستاهای شهرستان ملایرِ استان همدان، در قدیم الایام که مشغول حفر زاغه ها به منظور پناه بردن به آنها بودند، گاه با صخره های سنگی بزرگی برخورد می کردند. می گویند در این روستا خانواده ای بودند که به چشم شور شهرت داشتند، از آنها می خواستند به زاغه آمده و با اعجاب به آن سنگ بنگرند و به این ترتیب سنگ ها شکسته می شدند و آنها به حفر زاغه ها ادامه می دادند!پس نه تنها نباید اصراری در انکار این امور داشت، بلکه باید امکان وجود آن را از نظر عقل و علم نیز پذیرفت.
چشم زخم از نظر اسلام
در روایات اسلامی نیز تعبیرات گوناگونی دیده می شود که وجود چنین امری را تایید می کند. در حدیثی می خوانیم که اسماء بنت عمیس خدمت پیامبر (ص) عرض کرد که گاه فرزندانِ جعفر(شوهرش) چشم می زنند. آیا رقیه ای برای آنها بگیریم؟ (منظور از رقیه دعایی است که می نویسند و افراد برای جلوگیری از چشم زخم با خود نگه می داند. آن را تعویذ نیز می گویند) پیامبر فرمود: آری مانعی ندارد، اگر چیزی می توانست بر قضا و قدر پیشی گیرد، چشم زخم بود.در حدیث دیگری از امیرالمومنین (ع) آمده است که پیامبر برای امام حسن(ع) و امام حسین (ع) رقیه گرفت و این دعا را خواند: « اعیذ كما بكلمات الله التامات وأسمائه الحسنى كلها عامة من شر السامة والهامة ومن شر كل عین لامة ومن شر حاسد إذا حسد ـ»
یعنی : شما را می سپارم به تمام کلمات و اسمای حسنای خداوند از شر مرگ و حیوانات موذی و هرچشم بد و حسود آنگاه که حسد ورزد. سپس پیامبر نگاهی به ما کرد و فرمود « حضرت ابراهیم (ع) این چنین برای اسماعیل و اسخاق (ع) تویذ کرد.»از امام علی (ع) نیز روایت شده است: چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.
ذکر این نکته لازم است که هیچ مانعی ندارد که این دعاها و توسل ها به فرمان خداوند، جلوی تاثیر نیروی مرموز مغناطیسی چشم ها را بگیرد؛ همان گونه که دعاها برای بسیاری از عوامل مخرب دیگر تاثیر می گذارد و آنها را به فرمان خدا خنثی می کند.
اهمیت مجزا کردن خرافات از چشم زخم با ذکر مثال
این نیز سزاوار یاداوری است که قبول تاثیر چشم زخم به این معنا نیست که به کارهای خرافی و اعمال عوامانه در این گونه موارد پناه برده شود که هم بر خلاف دستور شرع است و هم سبب شک و تردید افراد ناآگاه به اصل موضوع می شود؛ همان گونه که آلوده شدن بسیاری از حقایق با خرافات، این تاثیر نا مطلوب را در اذهان گذارده است.
به طور مثال شکستن تخم مرغ برای چشم زخم، از جمله این خرافات می باشد که قبلا در مطلبی با عنوان " رابطه تـخـم مـرغ و چـشـم زخـم ! " آن را بررسی نموده ایم. مطالعه پیشنهاد می کنیم. (+)و اما در مورد اسفند (اسپند) باید در نظر داشته باشیم که نه تنها خرافه نبوده بلکه در روایات آمده است که شیاطین را دور مىکند (چون ضدعفونى کننده خوبى است و در اخبار از عناصر مضر گاهى به شیطان تعبیر شده است). دود آن و خودآن اگر در خانه باشد، باعث محفوظ ماندن خانه و اهل آن از شیاطین است و براى چشمزخم بىتأثیر نیست، (بحارالانوار، ح ۶۲، ص ۲۳۳)
همچنین از پیامبر(ص) نقل شده که بر هر یک از برگ و دانه درخت اسفند ملکی موکل است و با آنها هست تا آن که بپوسد و ریشه اش و شاخه اش غم و سحر را بر طرف می کند و در دانه اش، شفای هفتاد درد است پس مداوا کنید به اسفند و کندر و در روایت دیگری در مورد اسفند آمده است: شیطان ملعون هفتاد خانه را گرفتار و مبتلا می سازد ولی خانه ای که در آن اسفند است از او مصون است. اسفند شفای هفتاد بیماری است که آسانترین آنها جذام(خوره) است پس از آن غفلت نورزید. در کتاب مکارم الاخلاق آمده است که خوردن اسفند ترس را برطرف و شجاعت را زیاد می کند.
(رجوع کنید به سفینه البحار، ج۱، ص۵۸۷، انتشارات آستان قدس رضوی)
Shinaبررسی آیات و روایاتی كه به مسأله چشم زخم اشاره دارند
چنانكه میدانیم معروفترین آیهای كه در آن به چشم و آثار مخرب آن اشاره شدهاست آیه 51 سوره مباركه قلم است كه خداوند در این آیه خطاب به رسولخدا صلیاللهعلیهوآله چنین میفرماید: وَ إِنْ یَكادُ الَّذینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ؛و آنان كه كافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند، و مىگفتند: «او واقعاً دیوانهاى است.»
در تفسیر این آیه شریفه نظرات گوناگونی از سوی مفسران ارائه شده است؛
چنانكه میدانیم معروفترین آیهای كه در آن به چشم و آثار مخرب آن اشاره شدهاست آیه 51 سوره مباركه قلم است كه خداوند در این آیه خطاب به رسولخدا صلیاللهعلیهوآله چنین میفرماید: وَ إِنْ یَكادُ الَّذینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ؛
و آنان كه كافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند، و مىگفتند: «او واقعاً دیوانهاى است.»
در تفسیر این آیه شریفه نظرات گوناگونی از سوی مفسران ارائه شده است؛
از جمله صاحب تفسیر نمونه چنین می نویسد:
1 - بسیارى از مفسران گفتهاند: منظور این است كه دشمنان به هنگامى كه آیات با عظمت قرآن را از تو مىشنوند، به قدرى خشمگین و ناراحت مىشوند، و با عداوت به تو نگاه مىكنند كه گوئى مىخواهند تو را با چشمهاى خود بر زمین افكنند و نابود كنند! و در توضیح این معنى جمعى افزودهاند كه آنها مىخواهند از طریق چشم زدن كه بسیارى از مردم به آن عقیده دارند و مىگویند در بعضى از چشمها اثر مرموزى نهفتهاست كه با یك نگاه مخصوص ممكن است طرف را بیمار یا هلاك كند، تو را از بین ببرند.2- بـعـضـى دیـگـر گـفـتـهانـد كـه ایـن، كـنـایـه از نـگـاهـهـاى بـسـیـار غـضـبآلود اسـت مـثـل ایـنـكـه مـىگـوئیم فلانكس آنچنان بد به من نگاه كرد كه گوئى مىخواست مرا با نگاهش بخورد یا بكشد!
3- تـفسیر دیگرى براى این آیه به نظر مىرسد كه شاید از تفسیرهاى بالا نزدیكتر باشد و آن اینكه قرآن مىخواهد تضاد عجیبى را كه در میان گفتههاى دشمنان اسلام وجود داشت با این بیان ظاهر سازد و آن اینكه : آنها وقتى آیات قرآن را مىشنوند آنقدر مجذوب مىشوند و در برابر آن اعجاب مىكنند كه مىخواهند تو را چشم بزنند (زیرا چشم زدن مـعـمـولا در بـرابـر امـورى اسـت كـه بـسـیـار اعـجـاب انـگـیـز مـىبـاشـد) امـا در عـیـن حال مىگویند: تو دیوانهاى ، و این راستى شگفتآور است ، دیوانه و مجنون كجا و این آیات اعجابانگیز جذاب و پرنفوذ كجا؟. این سبك مغزان نمىدانند چه مىگویند و چه نسبتهاى ضد و نقیضى به تو مىدهند؟
علامه طباطبایی نیز در تفسیر شریف المیزان فی تقسیر القرآن در شرح این بخش از آیه میفرمایند:
كـلمـه (زلق ) بـه مـعـنـاى زلل و لغـزش اسـت ، و (ازلاق ) بـه (مـعـنـاى ازلال ، یعنى صرع است ، و كنایه است از كـشـتـن و هـلاك كـردن. و مـعناى آیه این است كه : محققا آنها كه كافر شدند وقتى قرآن را شنیدند نزدیك بود با چشمهاى خود تو را به زمین بیندازند، یعنى با چشمزخم خود تو را بكشند. و مـراد از ایـن (ازلاق بـه ابصار) - به طورى كه همه مفسرین گفتهاند - چشم زدن اسـت ، كـه خود نوعى از تاثیرات نفسانى است و دلیلى عقلى بر نفى آن نداریم ، بلكه حـوادثـى دیـده شده كه با چشم زدن منطبق هست، و روایاتى هم بر طبق آن وارد شده ، و با این حال علت ندارد كه ما آن را انكار نموده بگوییم یك عقیده خرافى است . علامه در ادامه و در یك بحث روایی به دو حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله در اینباره استناد میكنند و میفرمایند:
در الدرالمـنـثـور اسـت كـه بـخـارى از ابـن عـبـاس روایـت كـرده كـه گـفـت: رسـول خـدا صـلى اللّه عـلیـه و آله وسـلم در تـفـسـیـر آیـه و ان یكاد الذین كفروا فرمود: مسأله چشم زخم حق است و در هـمـان كـتـاب اسـت كـه ابونعیم در كتاب الحلیه از جابر روایت كرده كه گفت : رسـول خـدا صـلى اللّه عـلیه و آله وسلم فرمود چشم زخم ، مرد سالم را در قبر و شتر سالم را در دیگ قرار مىدهد.
اما در باب اینكه آیا چشم زخم حقیقت دارد یا نه برخی صاحب نظران و مفسران چنین گفتهاند:
بـسیارى از مردم معتقدند در بعضى از چشمها اثر مخصوصى است كه وقتى از روى اعجاب به چیزى بنگرند ممكن است آن را از بین ببرد، یا درهم بشكند، و اگر انسان است بیمار یا دیوانه كند.
ایـن مسأله از نظر عقلى امر محالى نیست ، چه اینكه بسیارى از دانشمندان امروز معتقدند در بـعـضـى از چشمها نـیروى مغناطیسى خاصى نهفته شده كه كارائى زیادى دارد، حتى با تـمـریـن و مـمـارسـت مـىتـوان آن را پـرورش داد، خـواب مـغـنـاطـیسى از طریق همین نیروى مغناطیسى چشمها است .
در دنـیـائى كـه اشعه لیزر كه شعاعى است نامرئى مىتواند كارى كند كه ازبسیاری سلاح ها ساخته نیست پذیرش وجود نیروئى در بعضى از چشمها كه از طریق امواج مخصوص در طرف مقابل اثر بگذارد چیز عجیبى نخواهد بود.
بـسـیـارى نقل مىكنند كه با چشم خود افرادى را دیدهاند كه داراى این نیروى مرموز چشم بودهاند، و افراد یا حیوانات یا اشیائى را از طریق چشمزدن از كار انداختهاند.
لذا نـه تـنـهـا نـبـایـد اصـرارى در انـكـار ایـن امـور داشـت بلكه بـایـد امكان وجود آن را از نظر عقل و علم پذیرفت.
در روایـات اسلامى نیز تعبیرات مختلفى دیده مىشود كه وجود چنین امرى را اجمالاً تایید مىكند.
در حدیثی آمده است كه امیرمۆمنان علیه السلام فرمود: پیامبر براى امام حسن و امـام حـسـیـن علیهم السلام رقـیـه گـرفت، و این دعا را خواند: اعیذكما بكلمات التامة و اسماء الله الحـسـنـى كـلهـا عـامـة ، مـن شـر السـامـة و الهـامـة، و مـن شـر كـل عـیـن لامـة ، و مـن شر حاسد اذا حسد: شما را به تمام كلمات و اسماء حسناى خداوند از شـر مـرگ و حـیـوانـات مـوذى، و هر چشم بد، و حسود، آنگاه كه حسد ورزد مىسپارم ، سپس پـیـامـبـر صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم نگاهى به ما كرد و فرمود: اینچنین حضرت ابراهیم براى اسماعیل و اسحاق تعویذ نمود.
در نـهـجالبـلاغـه نـیـز آمـده اسـت: العـیـن حـق و الرقـى حـق : چـشـم زخـم حـق اسـت و توسل به دعا براى دفع آن نیز حق است.
ایـن نـیـز لازم بـه یـادآورى اسـت كـه قـبـول تـأثـیـر چـشـمزخـم بـه طـور اجـمـال بـه ایـن مـعـنـى نـیـسـت كـه بـه كـارهـاى خـرافـى و اعـمـال عوامانه در اینگونه موارد پناه برده شود كه هم بر خلاف دستورات شرع است ، و هـم سـبـب شـك و تـردیـد افـراد نـاآگـاه در اصـل مـوضوع است، همانگونه كه آلوده شدن بسیارى از حقایق با خرافات این تأثیر نامطلوب را در اذهان گذاردهاست.
و در انتها تذكر نكتهای كه شهید مرتضی مطهری در اینباره بیان كردهاند خالی از لطف نیست. ایشان در كتاب آشنایی با قرآن چنین مینویسند:
چشمزخم، اگر هم حقیقت باشد، به این معنای رایج امروز در میان ما ـ بالاخص در میان طبقه نسوان که فکر میکنند همه مردم، چشمشان شور است ـقطعاً نیست، همان کفار جاهلیت هم به چنین چیزی قایل نبودند، بلکه معتقد بوند که یک نفر وجود دارد و احیاناً در یک شهر، ممکن است یک نفر یا دو نفر وجود داشته باشند که چنین خاصیتی در نگاه و نظر آنها باشد، پس قطعاً به این شکل که همه مردم دارای چشم شور هستند و همه مردم به اصطلاح، نظر میکنند، نیست.
منابع:
تفسیر المیزان، ذیل آیه 51 قلم
تفسیر نمونه، ذیل آیه 51 قلم
tebyan.ne
1-چشم زخم میتونه مثل دریل عمل کنه و سنگ ها رو سوراخ بکنه:))
2-بسیاری از دانشمندان تائیدش میکنند و عقلی و علمیه:))
3-نکاتش زیاده اگر تونستید خودتون کشف کنید:)))
mmns2001و البته بیشتر جنگهای پیامبر دفاعی بود
نادرست است،از ۳٢ غزوه و سریه محمد تنها ٢ تایش پدافندی بوده اند
( جنگ های اُحُد و خندق) که آنها هم به تاوان و کینه ی یورش های
پیشین مسلمین یا همان راهزنان بوده اند و هتّا نخستین تیر و نخستین
آدمکشی جنگی/راهزنانه را همین مسلمین انجام دادند و آنهم در ماه حرام
که دیرتر در قران ماست مالی شد!
پس از انهم که مسلمین تا اسپانیا و هندوستان برای "پدافند" !! تاختند ها!؟
•
پارسیگر
قال علی علیه السلام أنا وشیعتنا خلقنا من الحلاوة
الكافی 6/ ص 321 باب الحلواء
علی میگوید من و شیعیانم از حلوا درست شده ایم!👏
coolقال علی علیه السلام أنا وشیعتنا خلقنا من الحلاوة
الكافی 6/ ص 321 باب الحلواء
علی میگوید من و شیعیانم از حلوا درست شده ایم!👏
ببین پس معلومه اینکه آدم ها از گل شدند کمی نادرسته:))