coolقال علی علیه السلام أنا وشیعتنا خلقنا من الحلاوة
الكافی 6/ ص 321 باب الحلواء
علی میگوید من و شیعیانم از حلوا درست شده ایم!
من تا پیش از این گمان میکردم که از نمک هستند
!!
coolقال علی علیه السلام أنا وشیعتنا خلقنا من الحلاوة
الكافی 6/ ص 321 باب الحلواء
علی میگوید من و شیعیانم از حلوا درست شده ایم!
من تا پیش از این گمان میکردم که از نمک هستند
!!
undead_knightببین پس معلومه اینکه آدم ها از گل شدند کمی نادرسته:))
خیر نادرست نیست!شما کافران چشم دلتون رو بستید!!(:
ادمای دیگر از گل درست شده اند و علی و مریدانش از حلوا😜
Russellمن تا پیش از این گمان میکردم که از نمک هستند !!
خیر!شیعیان از حلوا هستند و سنی ها از نمک!!😉
این حدیث در مورد کرایه دادن فرج زنان است:
وروى الحسین بن سعید عن فضالة بن أیوب عن ابان بن عثمان عن الحسن الطعار قال: سألت اباعبدالله علیه السلام عن عاریة الفرج قال: لا بأس به قلت: فان كان منه ولد فقال: لصاحب الجاریة إلا ان یشترط علیه.
تهذیب الاحكام فى شرح المقنعه ص247
باب 23 باب ضروب النكاح
از ابى عبد الله صادق از كرایه دادن فرج زنان سوال كردم پاسخ داد اشكالى ندارد(:
قوم بنی اسراییل همگی با هم و بدون ستر عورت به آب رفته، خود را شستشو داده و به عورت های یکدیگر نگاه می کردند. چون این کار برای آن ها رسم و عادت شده بود، زشتی و قباحت آن از بین رفته بود. فقط حضرت موسی(علیه السلام) به تنهایی به آب می رفت تا کسی عورت او را نبیند. بنی اسراییل این کار او را دلیل بر نقص وی پنداشته و تصور می کردند که مثلاً ایشان فتق دارد و نمی خواهد کسی از آن مطلع شود. روزی که حضرت موسی(علیه السلام) جهت غسل به داخل آب رفته بود، لباس ها را در آورده و بالای سنگی گذاشت، سنگ با لباس موسی فرار نمود، موسی(علیه السلام) به دنبال او می رفت و می گفت: ای سنگ، لباس هایم را کجا می بری؟ سنگ آن قدر با لباس موسی رفت و موسی(علیه السلام) همچنان لخت و بدون ستر عورت او را تعقیب کرد، تا آن که بنی اسراییل توانستند به عورت حضرت موسی(علیه السلام) نظر افکنند، و بالاخره دریافتند که موسی عیب و نقصی (فتق) ندارد. پس از آن، سنگ از حرکت باز ایستاد، موسی(علیه السلام) لباس هایش را گرفت و چنان بر سنگ تازیانه زد که سنگ شش یا هفت بار ناله کرد.صحیح بخاری ج1 ص195
coolقوم بنی اسراییل همگی با هم و بدون ستر عورت به آب رفته، خود را شستشو داده و به عورت های یکدیگر نگاه می کردند. چون این کار برای آن ها رسم و عادت شده بود، زشتی و قباحت آن از بین رفته بود. فقط حضرت موسی(علیه السلام) به تنهایی به آب می رفت تا کسی عورت او را نبیند. بنی اسراییل این کار او را دلیل بر نقص وی پنداشته و تصور می کردند که مثلاً ایشان فتق دارد و نمی خواهد کسی از آن مطلع شود. روزی که حضرت موسی(علیه السلام) جهت غسل به داخل آب رفته بود، لباس ها را در آورده و بالای سنگی گذاشت، سنگ با لباس موسی فرار نمود، موسی(علیه السلام) به دنبال او می رفت و می گفت: ای سنگ، لباس هایم را کجا می بری؟ سنگ آن قدر با لباس موسی رفت و موسی(علیه السلام) همچنان لخت و بدون ستر عورت او را تعقیب کرد، تا آن که بنی اسراییل توانستند به عورت حضرت موسی(علیه السلام) نظر افکنند، و بالاخره دریافتند که موسی عیب و نقصی (فتق) ندارد. پس از آن، سنگ از حرکت باز ایستاد، موسی(علیه السلام) لباس هایش را گرفت و چنان بر سنگ تازیانه زد که سنگ شش یا هفت بار ناله کرد.صحیح بخاری ج1 ص195
یوگی و دوستان بود!؟:)))
اینها نمیخوان ساقیشون رو به ما معرفی کنند؟!:)))
اینجا را بیاد مرحوم کامران ( 🔞 ) بزرگ تأسیس فرمودید؟ حضرتش کجاست؟
دفتر آیت الله العظمی حاج سیّد سنبلعلی الموسوی الکمرونی (قدقد سرسره)
[h=2]اصحاب کهف[/h]نوشته شده در اکتبر 26, 2008 به وسیلهٔ sonbolali
پسر نوح با بدان بنشست
سگ اصحاب كهف گم شد
خاندان نبوت آن سگ
پی نیکان گرفت و مردم شد
لیک قوم سگ دل و سگ صورت
سر رها کرده طالب دم شد
ساخت حوزه و مسجدی و هم چاهی
در دیاری که نام آن قم شد
سیر سوره مبارکه «قلقلیّة»نوشته شده در نوامبر 18, 2008 به وسیلهٔ sonbolali
هو التُف سیر
سوره مبارکه قلقلیّه:
یه توپ دارم قلقلیه ۞ سرخ و سفید و آبیه ۞ می زنم زمین هوا می ره ۞ نمی دونی تا کجا می ره ۞ من این توپو نداشتم ۞ مشقامو خوب نوشتم ۞ بابام بهم پری داد ۞ یه توپ قلقلی داد ۞
تفسیر:
«یه توپ دارم قلقلیه»
در این آیه شریفه خداوند به موضوع بیگ بنگ و انبساط جهان اشاره دارد، چرا که وقتی می فرماید «توپ قلقلیه» مشخصا منظورش توپ ورزشی نیست، چرا که همگان می دانند که توپ های ورزشی قلقلی هستند، بلکه منظور از توپ، توپ نظامی است که انفجار می کند و انفجار یعنی همان بنگِ بیگ بنگ.
اما چرا این انفجار همان بیگ بنگ است و انفجار های عادی دیگر نیست؟ برای این که خداوند در ابتدا می فرماید «یه توپ». یعنی این انفجار یگانه بوده و تکرار نشدنی است و واضح است که تنها انفجاری در جهان که تکرار نشدنی است همان بیگ بنگ است.
اما با وجود این که واضح است منظور از توپ همان بیگ بنگ است، خداوند پس از آن می فرماید «قلقلیه». امروزه می دانیم که دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که جهان در حال انبساط است، مانند بادکنکی که در حال باد شدن است و واضح است که این انبساط در همه جهات یکسان است، پس عبارت «قلقلیه» به خوبی نشان می دهد که خداوند به انبساط جهان پس از بیگ بنگ اشاره فرموده اند.
«سرخ و سفید و آبیه»
در این آیه نیز خداوند به نظریه نسبیت اشاره می کند بدین ترتیب که دانشمندان امروزه از تلسکوپ هایی برای رصد ستارگان دور دست استفاده می کنند که طیف ها را از هم جدا می کنند و از این را می توانند به ماهیت عناصر تشکیل دهنده ستارگان آگاهی پیدا کنند و همچنین بفهمند که این ستاره ها در چه جهتی در حال حرکت هستند. یعنی به زمین نزدیک می شوند یا از آن دور می شوند. در هر کدام از این ها نوری که از ستاره بیرون می آید و به تلسکوپ می رسد فرق می کند و ممکن است سرخ یا آبی یا سفید باشد و همه این ها نشان می دهند که E=MC2.
«می زنم زمین هوا می ره»
در این آیه شریفه خداوند قادر متعال به مسایل متعددی مانند قانون عمل و عکس العمل، جاذبه و ماهیت کوانتومی آن و وابستگی جرم و جاذبه
the universal gravitational constant = 6.67 x 10-11 N m2 kg-2، وجود ماده و ضد ماده، سیاهچاله های فضایی و .. اشاره می فرمایند.
دانشمندان در قدیم فکر می کردند که زمین مرکز عالم است و همه عالم به دور زمین می چرخد، اما خداوند حکیم در این آیه خط بطلانی به این نظریه نادرست می کشد و به وضوح می گوید «هوا می ره».
اگر زمین مرکز عالم بود، نباید آن توپ بعد از زمین زدن به هوا برود، بلکه باید روی زمین بماند، اما به خاطر وجود جاذبه در اجرام دیگر و علی الخصوص جاذبه سیاهچاله های فضایی، آن توپ دوباره به هوا می رود که این برای مردم آن روزگار خرق عادت بوده و مردم به خاطر همین آیه بسیار به پیغمبر اکرم ایراد می گرفته اند و امروز ما می فهمیم که چگونه باری تعالی گوشه هایی از دانش بیکرانش را در کلامی ساده به ما رسانده است.
«نمی دونی تا کجا می ره»
این آیه دلالت بر همان آیه شریفه «انتم لا تفهمون» دارد و می فرماید که بشر هرچند هم در دانش پیش برود باز هم چون ذره ای در برابر کهکشان دانش الهی است و از این روست که همواره نیازمند هدایت الهی است.
برخی مفسرین این آیه را نشانه ای برای حقانیت مذهب والای شیعه و دلیلی برای انتظار به ظهور صاحب الزمان (عج) نموده اند، چرا که وابستگی ابدی بشر به ارتباط به خزانه علم الهی تنها با وجود یک منجی غایب ممکن خواهد بود.
برخی دیگر از مفسرین این آیه شریفه را اشاره دیگری به نظریه نسبیت و نیز ماهیت کوانتومی- ذره ای نور می دانند و آن را دلیلی بر تاثیر پذیری نور از میدان های جاذبه مجاور می دانند چرا که اگر نور تا بی نهایت به خط مستقیم می رفت، خداوند نمی فرمود «نمی دونی تا کجا می ره» چرا که در آن صورت می شد پیش بینی کرد که تا کجا می ره.
«من این توپو نداشتم»
در این آیه شریفه هم خداوند به آفرینش جهان اشاره می فرمایند و نیز اشاره به بیگ بنگ می فرمایند که در آیات پیشین اشاره کردیم.
«مشقامو خوب نوشتم ۞ بابام بهم پری داد ۞ یه توپ قلقلی داد»
در این آیات حضرت حق بشر را به انجام فرایض و تکالیف الهی می خواند و به او وعده می دهد که در صورت پیروی از فرامین الهی با او پاداشی مناسب عطا خواهد فرمود.
کلمه «بابا» اشاره به یکی از اسماء جلاله باری تعالی دارد و وجه تسمیه آن هم این است که خداوند متعال پدر تمامی ابناء بشر هستند چرا که مادر همه ایشان را گا…ده اند.
مفسرین درباره کلمه «پری» نظرات مختلفی ارائه کرده اند. برخی آن را برگرفته از کلمه «پرایز» لاتین می دانند که تغلیب شده و به این شکل در آمده که این نظر صحیح به نظر نمی رسد. برخی دیگر معتقدند منظور از این کلمه همان حوری بهشتی است که به مسلمانان وعده داده شده است که این نظر با توجه به کلمه «قلقلی» در آیه آخر اقوی است.
خانواده خوشبخت BlestFamily.com
حکم سخن گفتن در توالت و یا در وقت جماع
سوال اول: آیا در توالت یا در وقت قضای حاجت سخن گفتن درست است ویا اینکه گناه دارد و جایز نیست؟
سوال دوم: وقتی در بستر همراه همسر خود باشیم و بدن ماه عریان باشد آیا در این وقت سخن گفتن جایز است یا گناه دارد؟الحمدلله،
اول: سخن گفتن در وقت قضای حاجت در توالت مکروه و ناپسند است، زیرا رسول اكرم صلی الله علیه وسلم مىفرماید: «إذَا تَغَوَّطَ الرَّجُلَانِ فَلْیَتَوَارَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا عَنْ صَاحِبِهِ وَلَا یَتَحَدَّثَا. فَإِنَّ اللَّهَ یَمْقُتُ عَلَى ذَلِكَ» (احمد) و "السلسلة الصحیحة" (3120).
یعنی: «هرگاه دو نفر براى قضاى حاجت مىروند، باید از یكدیگر پنهان شوند و با هم حرف نزنند، زیرا چنین عملى باعث خشم خداوند است».
و حتی در حدیث صحیح از ابن عمر رضی الله عنه آمده است كه: «أَنَّ رَجُلًا مَرَّ وَرَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَبُولُ، فَسَلَّمَ، فَلَمْ یَرُدَّ عَلَیْهِ». به روایت مسلم (370).
یعنی: «شخصی از كنار پیامبر صلی الله علیه وسلم میگذشت، بر او سلام كرد و پیامبر جواب نداد». چون پیامبر در حال قضای حاجت بود. و جز در حال ضرورت (مثل نیاز به آب) جواب كسی را نمیداد.
استاد سید سابق رحمه الله در کتاب "فقه السنة" خویش می گوید: « در محل قضای حاجت باید از هر نوع حرف زدن خودداری کرد خواه ذکر باشد یا غیرآن، پس نباید جواب سلام و جواب موذن را داد، مگر اینکه حرف زدن ضروری باشد مانند راهنمائی کوری که خوف هلاکت آن باشد، اگر در وقت قضای حاجت شخصی دچار عطسه شد در دل خود «الحمد لله» بگوید و زبان بدان نگشاید، زیرا ابن عمر رضی الله عنه گفته است: «أن رجلا مر على النبیص وهو یبول فسلم علیه فلم یرد علیه» «پیامبر صلی الله علیه وسلم مشغول ادرار کردن بود و مردی از کنار او گذشت و بر وی سلام کرد، پیامبر جواب سلام او را نداد». جماعت محدثین بجز بخاری آنرا روایت کردهاند. و ابوسعید رضی الله عنه گفته است، از پیامبر شنیدم که میفرمود: «لا یخرج الرجلان یضربان الغائط كاشفین عن عورتیهما یتحدثان فإن الله یمقت على ذلك» «دو مردی که به محل قضای حاجت میروند، در حالی که کشف عورت كرده، به سخن گفتن میپردازند، خدا را خشمگین میکنند». احمد و ابوداود و ابن ماجه آنرا روایت کردهاند. ظاهر حدیث مفید حرمت سخن گفتن است، لیکن اجماع بر آنست كه نهی در این حدیث برای کراهت است نه حرمت«.
دوم: و سخن گفتن زوجین با هم درحالی که در بستر عریان باشند، جایز است، زیرا دلیلی بر منع یا ناپسند بودنش وارد نشده است. فقط بعضی از علماء گفتند: بر زبان آوردن اعضای تناسلی همدیگر با همان الفاظ عرفی رایج، مکروه و ناپسند است، زیرا منافی با مکارم اخلاق است.
ولی صحیح آنست که مکروه نیست، زیرا از آنجائیکه نگریستن و لمس کردن اعضای تناسلی همدیگر توسط زوجین جایز است، پس بر زبان آوردن اعضای تناسلی با الفاظ عرفی هم به طریق اولا جایز است.
خانواده خوشبخت BlestFamily.com
تاثیر بوسیدن همسر از روی شهوت در وضو
شوهرم معمولا هنگام بیرون رفتن از منزل مرا می بوسد، حتی اگر برای نماز به مسجد رود، و گاها احساس می کنم او مرا با شهوت می بوسد، حکم شرعی وضوی او چیست؟الحمدلله،
از ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت : « أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَبَّلَ امْرَأَةً مِنْ نِسَائِهِ ثُمَّ خَرَجَ إِلَى الصَّلَاةِ وَلَمْ یَتَوَضَّأْ» أبو داود (178،179،180) ، وترمذی (86) ، نسائی (1/104) وابن ماجه (502) و در" صحیح أبی داود " (172).
یعنی : «پیامبر صلی الله علیه وسلم یکی از همسرانش را بوسید و سپس برای نماز بیرون رفت و وضوء (تازه ای) هم نگرفت».
در این حدیث حکم لمس زن و بوسیدنش مطرح شده؛ و اینکه : آیا وضوء باطل می شود یا خیر؟
علماء در این باره اختلاف رأی دارند :
- بعضی از آنها گفتند : لمس زن در هر حالی موجب ابطال وضوء است.
- و بعضی دیگر گفتند : اگر با شهوت وی را لمس کند وضوء باطل است وگرنه باطل نیست.
- و بعضی گفتند : در هر حالتی لمس زن موجب باطل شدن وضوء نمی شود.
و این رأی اخیر ترجیح دارد، یعنی اگر یک مرد، همسرش را ببوسد یا دستش را لمس کند یا وی را درآغوش گیرد، مادامیکه انزال نکند و مذی خارج نشود، وضو باطل نخواهد شد؛ نه وضوی مرد و نه زن،زیرا اصل بر بقای وضو است تا آنکه دلیلی بر باطل شدن آن اقامه می شود، و در کتاب خدا و سنت پیامبرش صلی الله علیه وسلم دلیلی وارد نشده که لمس زن موجب باطل شدن وضوء باشد، و بر این اساس لمس زن – ولو بدون حائل یا همراه با شهوت باشد – و همچنین بوسیدن و درآغوش گرفتنش وضوء را باطل نمی کنند.
نگاه کنید به : فتاوى المرأة، ابن عثیمین ص 20
1.همه ی موجودات بخاطر حضرت محمد (ص)آفریده شده اند.
2.محمد (ص)از نور خدا به وجود آمده است.
3.سقوط ستارگان به منزل آمنه در شب تولد محمد(ص).
4.آمدن زنان نورانی به نزد آمنه در شب تولد محمد (ص).
5.با تولد محمد (ص)ابری دور او پیچید و سه فرشته او را شستشو دادند.
6.پس از هفت بار شستن مهر نبوت به پشت دوش وی زدند.
7.خاموش شدن آتشکده ی آذرگشسب با تولد محمد (ص).
8.شکافته شدن تاق کسری انوشیروان با ولادت محمد(ص).
9.خشک شدن بحر ساوه با میلاد محمد (ص).
10.آواز خواندن و شادی کردن جنیان با تولد محمد(ص).
11.خبر دادن کاهنان به قوم خودشان به نسخ دینشان.
12.سرنگون شدن بتهای زمین با تولد محمد (ص).
13.روشن شدن حجاز در شب تولد محمد (ص).
14.خبر دادن یک عرب بیابانی به نورافشانی آسمان مکه در شب تولد محمد(ص).
15.ایمان آوردن (تبع)پادشاه یمن به محمد 740سال قبل از تولد او.
16.شکست ابرهه به خاطر تولد محمد (ص).
17.آمدن بارانهای رحمت به صحرای (هوازن)به خاطر رفتن محمد(ص)شیر خواره به آنجا.
18.گم شدن محمد (ص)چهار ساله از حلیمه و پیدا کردن او در کنار کعبه با صدایی غیبی.
19.ایمان آوردن جنیان به محمد (ص)در راه بازگشت از طایف.
20.نور محمد(ص)مانند نور قرص آسمان بود .
21.در دوران کودکی محمد (ص)ابری بالای سرش به او سایه می داد.
22.امی بودن و حکیم بودن یکی از معجزات محمد (ص)است.
23.زن ابولهب محمد(ص)را در کنارش که قرآن می خواند نمی بیند و صدایش را هم نمی شنود.
24.سخن گفتن و شهادت دادن سنگریزه در دست ابوجهل به فرمان محمد(ص).
25.امت محمد (ص)مسخ نشده و نمی شود.
26.قرآن بزرگترین و جاودانه ترین معجزه ی محمد (ص) است.
27.دست ابوجهل با سنگی که می خواست به محمد (ص)بزند در هوا خشک شد.
28.پیدا شدن نور درخشان در میان دو چشم شاعر عرب به دعای محمد(ص).
29.نسوختن سفره ی غذا در تنور داغ چون محمد(ص) در آن غذا خورده بود.
30.شق القمر .
31.معراج جسمی و روحی محمد (ص).
32.گفتگوی مار وشیطان در داخل کعبه پر از بت درباره ی محمد (ص).
33.تنیدن تار عنکبوت بر در غار ثور.
34.تخم گذاشتن دو کبوتر بر در غار ثور .
35.باز شدن دیوار غار ثور از پشت برای رفتن محمد(ص)و ابوبکر صدیق.
36.پستان گوسفند بی شیر با آمدن محمد(ص) پر از شیر شد.
37.گواهی دادن بچه ی شیر خواره دو ماهه بر صدق محمد(ص).
38.در شب تولد محمد(ص)نوری از سوی او به آسمان بلند شد.
39.محمد (ص)ختنه شده و ناف بریده به دنیا آمد.
40.با رفتن محمد(ص)به مدینه 70نوع خرما در آن به وجود آمد.
41.در جنگ بدر سال دوم هجری 3000فرشته به تدریج به کمک محمد (ص)آمد.
42.پر آب شدن مشک خالی غلام سیاه و سفید پوست شدن آن غلام.
43.خیس نشدن لباس و بدن مبارک محمد(ص)در روز بارانی.
44.خبر دادن محمد(ص)به خروج خوارج در مقابل علی (ع)وخروج آنان از دین اسلام.
45.زنده کردن دو پسر خردسال جابر بن عبدا...انصاری توسط محمد (ص).
46.پر آب شدن چشمه ی تبوک به وجودمحمد(ص).
47.کشته شدن خسروپرویز به دست پسرش شیرویه.
48.پر آب شدن چاه خشک (حدیبیه)به وجود محمد(ص).
49.خبر دادن محمد (ص) به کشته شدن علی (ع)به دست ابن ملجم.
50.نالیدن ستون (حنانه)نزد محمد(ص).
51.محمد(ص)هنگام لرزیدن کوه احد پایش را به آن کوبید وآن را از لرزه ایستاند.
52.سجده بردن درختان نزد محمد(ص).
53.شکایت شتر از صاحبش نزد محمد(ص).
54.سیر شدن تعدادزیادی از صحابه از یک کاسه شیر به برکت محمد(ص).
55.زیستن 300نفر از یک مشک خرما در ظرف چند ماه.
56.سیر شدن 1000نفر ازیک من جو ویک بزغاله ی کوچک.
57.کاروان بزرگی را از یک مشک آب سیراب کرد.
58.شهادت دادن سوسمار بر صدق محمد (ص).
59.جاری شدن آب از انگشتان مبارک محمد(ص).
آشنایی با دانش پزشکی نامحدود امامان شیعه! :دی
پیامبرخدا(ص) فرموده اند: بر شما باد خیار؛ چرا كه خداوند متعال، درمان هر دردی را در آن نهاده است. كنزالعمال، ج10 ص45 ح28281.
امام رضا(ع) فرمودند: هركس می خواهد بادی دامنگیر او نشود، در هرهفت روز،[یكبار] سیر بخورد. طب الامام الرضا ص41.
امام صادق(ع) فرموده اند: چون خیار می خورید، آن را از ته بخورید؛ چراكه بركتش افزون تر است. الكافی ج6 ص373 ح2
امام رضا(ع ) مى فرماید:دو چیزند كه هرگاه داخل معده شوند سبب فساد آن مى گردند: پنیر و گوشت مانده . نكته: اگر پنیر را با مغز گردو بخورند مستحب است ولى تنها خوردن آن مكروه است .
هركس پیش از هرچیز و پس از هرچیز، نمك بخورد، خداوند سیصد وسی نوع بلا را كه كمترینش جذام است، از او برمی دارد. مكارم الاخلاق ج1 ص412 ح2488.
امام صادق(ع) فرمودند:تن، بر نان، استوار شده است. الكافی، ج6 ص286 ح3.
امام صادق(ع) فرمودند: لوبیا، بادهای نهفته ی درون را دور می كند. الكافی، ج6 ص344 ح4.
پیامبر خدا(ص)- خطاب به امیرالمؤمنین(ع)- : ای علی! سه چیز بر حافظه می افزاید و بلغم را می برد: كندر، مسواك و قرائت قرآن. الخصال،ص126 ح122.
امام باقر(ع) یا امام صادق(ع)فرمودند: خوردن كباب، تب را می برد. الكافی، ج6 ص319 ح4.
حضرت امام رضا(ع )کاسنی را شفاى هزار درد و مرض دانسته و بعلاوه فرمودند هر مرض و دردى كه در اندرون انسان است بوسیله كاسنى رفع مى گردد. وسائل ج 17 ص 142 و 141.
پیامبر خدا(ص): دل مؤمن، شیرین است و او شیرینی را دوست دارد. تاریخ بغداد، ج3 ص113 ح1122.
پیامبر خدا(ص) فرمودند: به شنبلیله درمان بجویید. اگر امت من می دانستند كه شنبلیله برایشان چه سودهایی دارد، با آن درمان می كردند، هرچند همسنگ آن، طلا می دادند! الجعفریات، ص۲۴۵
امام كاظم(ع) می فرمایند:هركس در هنگام خفتن، دو شكر پاره بردارد، برای او در برابر هر دردی مگر درد مرگ درمان است. مكارم الاخلاق، ج1 ص363 ح1187.
امام صادق(ع) فرمودند: سنجد، گوشتش گوشت می رویاند، استخوانش استخوان را رشد می دهد و پوستش پوست را می پرورد. علاوه ب این، سنجد، كلیه را گرم می كند، معده را پاك می سازد، مایه ایمنی از بواسیر و قطره قطره آمدن بول است، ساق پا را قوی می كند و رگ جذام را به كلی قطع می نماید. الكافی، ج6 ص361 ح1.
امام صادق(ع) فرمودند: زردك، مایه ی ایمنی از قولنج و بواسیر است و توان نزدیكی را تقویت میکند. الكافی، ج6 ص372 ح۲
امام صادق (ع ) مى فرماید: كه على (ع ) مى فرمود روغنهاى گاوى ، شفا دهنده دردها هستند.
امام هشتم (ع ) فرمودند: به بیماران ، برگ چغندر بدهید زیرا در آن شفاء است ، و هیچگونه درد و رنجى در آن نیست ، و ضمنا آرامش در خواب مریض ایجاد مى كند. زبان خوراكیها، ص 56.
امام علی(ع) می فرمایند: پیه، هم اندازه ی خود، بیماری را از بدن بیرون می برد. مردم، به هیچ چیز بهتر از روغن حیوانی و قرائت قرآن، درمان نجسته اند. كنزالعمال، ج10 ص86 ح28472.
حضرت امام صادق (ع ) مى فرماید: پیاز بخورید پیاز داراى سه خاصیت است : دهان را خوشبو مى كند، لثه ها را محكم مى سازد و منى را زیاد مى نماید.
"دانشنامه ی احادیث پزشکی. محمدی ری شهری"
از وبلاگ ساشتی
وبلاگ ساشتی.
عبدالله بن ابی یعفور گوید: ما در مدینه بودیم که زراره با من درباره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخت. من گفتم: تراشیدن آن بهتر است و زراره گفت: کندن آن بهتر است. با هم به در خانه امام صادق رفته، اجازه ورود خاستیم و حضرت به ما اجازه داد. پس از ورود دیدیم که حضرت در حمام است و زیر بغلهایش نوره کشیده است. به زراره گفتم: همین عمل امام تو را کافی است؟ گفت: نه، شاید این عمل مخصوص آن حضرت باشد و برای من جایز نباشد. حضرت فرمود: چه بحثی دارید؟ گفتم: زراره با من درباره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخته است، من گویم: تراشیدن آن بهتر است و او گوید: کندن آن بهتر است. حضرت فرمود: سخن تو مطابق سنت است و زراره از راه سنت به خطا رفته؛ تراشیدن آن از کندن بهتر است، و ازاله آن با نوره از تراشیدن بهتر…(الکافی 508/6، علل الشرائع 292)
سنن النبی صفحه 105 ,,,,,
Anarchyعبدالله بن ابی یعفور گوید: ما در مدینه بودیم که زراره با من درباره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخت. من گفتم: تراشیدن آن بهتر است و زراره گفت: کندن آن بهتر است. با هم به در خانه امام صادق رفته، اجازه ورود خاستیم و حضرت به ما اجازه داد. پس از ورود دیدیم که حضرت در حمام است و زیر بغلهایش نوره کشیده است. به زراره گفتم: همین عمل امام تو را کافی است؟ گفت: نه، شاید این عمل مخصوص آن حضرت باشد و برای من جایز نباشد. حضرت فرمود: چه بحثی دارید؟ گفتم: زراره با من درباره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخته است، من گویم: تراشیدن آن بهتر است و او گوید: کندن آن بهتر است. حضرت فرمود: سخن تو مطابق سنت است و زراره از راه سنت به خطا رفته؛ تراشیدن آن از کندن بهتر است، و ازاله آن با نوره از تراشیدن بهتر…(الکافی 508/6، علل الشرائع 292)
متوجه نشدم کجای این مزخرفه.
انتظار داشتم بگه نه باید به اندازه ریش باشه
kourosh_bikhodaمتوجه نشدم کجای این مزخرفه.
انتظار داشتم بگه نه باید به اندازه ریش باشه
مزخرفش اینجاست که این دو ابله برای چنین سوالاتی هم به در خانه عاغا امام صادق رفتن و عاغا هم نگفته بی شعور ها آخه اینم پرسیدن داره !! بعد هم کدام ابلهی برای زیر بغلش نوره میکشه 😬 ؟
حالا با چی میتراشیدن اون موقع ؟
با مدل سوالا کم کم احتمالش هست برای دست کردن در بینی و خاراندن مقعد هم حدیثی ، روایتی چیزی پیدا بشه...
Anarchyیعنی: «شخصی از كنار پیامبر صلی الله علیه وسلم میگذشت، بر او سلام كرد و پیامبر جواب نداد». چون پیامبر در حال قضای حاجت بود. و جز در حال ضرورت (مثل نیاز به آب) جواب كسی را نمیداد.
😳
یعنی این ممد در ملا عام قضای حاجت میکرده؟
برم تاپیک مردان خدا رو ببندم
😷
iranbanoo😳
یعنی این ممد در ملا عام قضای حاجت میکرده؟
برم تاپیک مردان خدا رو ببندم 😷
نه ظاهرا در ملا خاص بوده ، اما زیادی خاص بوده دیگه
😃 !!
Anarchyحالا با چی میتراشیدن اون موقع ؟
با Gillette Fusion Power 😄
Anarchyنه ظاهرا در ملا خاص بوده ، اما زیادی خاص بوده دیگه !!
این چیز عجیبی نبوده به زمان خودش ، هنوز هم توی افغانستان جاهایی هست که یک جوی عمیق وسط خیابان هست و مرد و زن همانجا میکشند پایین و کارشان را میکنند
.
sonixaxاین چیز عجیبی نبوده به زمان خودش ، هنوز هم توی افغانستان جاهایی هست که یک جوی عمیق وسط خیابان هست و مرد و زن همانجا میکشند پایین و کارشان را میکنند .
عجیبیش به اینه که بغل گوش پیغمبر تو ایران نوعی از لوله کشی آب و فاضلاب وجود داشته.
مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَرْضِ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هِیَ قَالَ هِیَ عَلَى حُوتٍ قُلْتُ فَالْحُوتُ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هُوَ قَالَ عَلَى الْمَاءِ قُلْتُ فَالْمَاءُ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هُوَ قَالَ عَلَى صَخْرَةٍ قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الصَّخْرَةُ قَالَ عَلَى قَرْنِ ثَوْرٍ أَمْلَسَ «2» قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الثَّوْرُ قَالَ عَلَى الثَّرَى قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الثَّرَى فَقَالَ هَیْهَاتَ عِنْدَ ذَلِكَ ضَلَ عِلْمُ الْعُلَمَاءِ.
----
ابان بن تغلب میگوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: زمین بر چه چیزی استوار است؟ امام(ع) فرمود: بر ماهى، گفتم: ماهى بر چه چیزی استوار است؟ فرمود: بر آب، پرسیدم آب بر چه چیز؟ فرمود: بر صخره (سنگ سخت) پرسیدم: صخره بر چه چیز؟ فرمود بر شاخ گاوى راهوار، گفتم گاو بر چه استوار است؟ فرمود: بر خاك نمناک، گفتم: خاك نمناک بر چه چیز؟ فرمود: هیهات، كه در اینجا دانش دانشمندان گم گشته است.[1]
------------------------
😃
نکاتی پیرامون اصل حدیث 1. حدیث مورد بحث، از جهت سندی صحیح است.[2] 2. مشابه این حدیث، روایت طولانی دیگری از امام صادق(ع) است که معروف به حدیث «زینب عطر فروش» میباشد.
علامه مجلسی آن را صحیح دانسته است
مزدك بامدادمُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَرْضِ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هِیَ قَالَ هِیَ عَلَى حُوتٍ قُلْتُ فَالْحُوتُ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هُوَ قَالَ عَلَى الْمَاءِ قُلْتُ فَالْمَاءُ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هُوَ قَالَ عَلَى صَخْرَةٍ قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الصَّخْرَةُ قَالَ عَلَى قَرْنِ ثَوْرٍ أَمْلَسَ «2» قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الثَّوْرُ قَالَ عَلَى الثَّرَى قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الثَّرَى فَقَالَ هَیْهَاتَ عِنْدَ ذَلِكَ ضَلَ عِلْمُ الْعُلَمَاءِ.
----
ابان بن تغلب میگوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: زمین بر چه چیزی استوار است؟ امام(ع) فرمود: بر ماهى، گفتم: ماهى بر چه چیزی استوار است؟ فرمود: بر آب، پرسیدم آب بر چه چیز؟ فرمود: بر صخره (سنگ سخت) پرسیدم: صخره بر چه چیز؟ فرمود بر شاخ گاوى راهوار، گفتم گاو بر چه استوار است؟ فرمود: بر خاك نمناک، گفتم: خاك نمناک بر چه چیز؟ فرمود: هیهات، كه در اینجا دانش دانشمندان گم گشته است.[1]
------------------------
😃نکاتی پیرامون اصل حدیث 1. حدیث مورد بحث، از جهت سندی صحیح است.[2] 2. مشابه این حدیث، روایت طولانی دیگری از امام صادق(ع) است که معروف به حدیث «زینب عطر فروش» میباشد.
علامه مجلسی آن را صحیح دانسته است
😬😜


مرجع کتاب های شیعی | مجمع جهانی شیعه شناسی
((55- ابان بن تغلب گوید: از امام صادق (علیه السلام ) پرسیدم : كه زمین بر چه استوار است ؟ فرمود: بر ماهى ، گفتم :ماهى بر چیست ؟ فرمود: بر آب ، پرسیدم آب بر چیست ؟ فرمود: بر صخره (سنگ سخت ) پرسیدم : صخره بر چیست ؟ فرمود بر خاك نمناك ، گفتم : خاك نمناك بر چیست ؟ فرمود: هیهات كه در اینجا دانش دانشمندان گم گشته (علامه شهرستانى قسمتى از این حدیث را در كتاب الهیئة و الاسلام طبق هیئت جدید معنا كرده و براى توضیح بیشتر بدانجا رجوع شود صفحه 75 - و 116 ط نجف ). ))
مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَرْضِ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هِیَ قَالَ هِیَ عَلَى حُوتٍ قُلْتُ فَالْحُوتُ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هُوَ قَالَ عَلَى الْمَاءِ قُلْتُ فَالْمَاءُ عَلَى أَیِّ شَیْءٍ هُوَ قَالَ عَلَى صَخْرَةٍ قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الصَّخْرَةُ قَالَ عَلَى قَرْنِ ثَوْرٍ أَمْلَسَ قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الثَّوْرُ قَالَ عَلَى الثَّرَى قُلْتُ فَعَلَى أَیِّ شَیْءٍ الثَّرَى فَقَالَ هَیْهَاتَ عِنْدَ ذَلِكَ ضَلَّ عِلْمُ الْعُلَمَاءِ
((56- زرارة از یكى از دو امام بزرگوار - امام باقر و یا صادق (علیه السلام ) - روایت كرده كه فرمود: همانا خداى عزوجل زمین را آفرید، سپس تا چهل روز آب شور، و چهل روز آب شیرین بر آن روان كرد، تا چون این دو آب با هم برخورد كرد و به هم آمیخت خداوند بدست قدرت خویش مشتى از آن برگرفت و همه را بسختى درهم مالید آنگاه آنرا دو قسمت كرد و از هر قسمت گروهى مانند گله مورچه بیرون آمدند، پس گروهى راه بهشت را در پیش گرفتند و گروهى راه دوزخ را. )) عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْأَرْضَ ثُمَّ أَرْسَلَ عَلَیْهَا الْمَاءَ الْمَالِحَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً وَ الْمَاءَ الْعَذْبَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً حَتَّى إِذَا الْتَقَتْ وَ اخْتَلَطَتْ أَخَذَ بِیَدِهِ قَبْضَةً فَعَرَكَهَا عَرْكاً شَدِیداً جَمِیعاً ثُمَّ فَرَّقَهَا فِرْقَتَیْنِ فَخَرَجَ مِنْ كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا عُنُقٌ مِثْلُ عُنُقِ الذَّرِّ فَأَخَذَ عُنُقٌ إِلَى الْجَنَّةِ وَ عُنُقٌ إِلَى النَّارِ
((62- ابوبصیر گوید: به امام صادق (علیه السلام ) عرض كردم : قربانت گردم خواب راست و دروغ از یكجا بر آید (وبه یك نحو است )؟ فرمود: آرى ، اما خوابهاى دروغ و پریشان آنست كه مرد در آغاز شب مى بیند، در آنوقت كه تحت تسلط شهوات و سركشان بدكار (از شیاطین ) است ، و آن خوابها چیزى نیست جز آنچه در خیال انسان مجسم شود و آنها دروغ و بر خلاف در آید، و اما خواب راست آنست كه انسان پس از گذشتن دو ثلث از شب هنگام آمدن فرشته ها ببیند و آن پیش از سحر است و این رؤ یاى صادقه (و خواب راست ) است كه انشاءالله تخلف ندارد مگر آنكه جنب باشد یا بدون طهارت (وضوء یا تیمم ) خوابیده باشد و خدا را آنطور كه باید یاد نكرده باشد كه آن خواب تخلف دارد و دیر تعبیر شود. (مترجم گوید: براى اطلاع كافى از حقیقت خواب و اینكه چرا گاهى صادق و گاهى كاذب است باید تمامى روایاتى كه در باب خواب وارد شده و كلمات بزرگان از حكماء و فلاسفه و دیگران را از نظر گذراند و چون استقصاء و نقل آنها در اینجا از وضع ترجمه ما خارج است شما را به كتاب دارالسلام حاجى نورى (رحمة الله علیه ) (ج 4 ص 232 - 267 ط قم ) راهنمائى مى كنیم كه مؤ لف بزرگوار در آنجا بطور مشروح ابتداءا روایات را كه از آنجمله همین حدیث ابوبصیر است نقل كرده و سپس گفتار حكماء و فلاسفه و دیگران را آورده و عمیقا در این باره بحث و تحقیق كرده است و این بنده كتاب دیگرى ندیده ام كه به این اندازه تفصیلا در این موضوع بحث كرده باشد). )) مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ الْحَجَّالِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ لِى أَبُو جَعْفَرٍ ع كَانَ كُلُّ شَیْءٍ مَاءً وَ كَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ الْمَاءَ فَاضْطَرَمَ نَاراً ثُمَّ أَمَرَ النَّارَ فَخَمَدَتْ فَارْتَفَعَ مِنْ خُمُودِهَا دُخَانٌ فَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ مِنْ ذَلِكَ الدُّخَانِ وَ خَلَقَ الْأَرْضَ مِنَ الرَّمَادِ ثُمَّ اخْتَصَمَ الْمَاءُ وَ النَّارُ وَ الرِّیحُ فَقَالَ الْمَاءُ أَنَا جُنْدُ اللَّهِ الْأَكْبَرُ وَ قَالَتِ الرِّیحُ أَنَا جُنْدُ اللَّهِ الْأَكْبَرُ وَ قَالَتِ النَّارُ أَنَا جُنْدُ اللَّهِ الْأَكْبَرُ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى الرِّیحِ أَنْتِ جُنْدِیِّ الْأَكْبَرُ
((68- محمد بن مسلم گوید: هم چیز (در ابتداى خلقت ) آب بود و عرش خدا نیز بر آب قرار داشت ، پس خداى عز ذكره آب را فرمان داد بصورت آتشى بر افروخته شد، سپس به آتش دستور داد خموش گشت و از خموشى آن دودى برخاست ، و خدا از آن دود آسمانها را آفرید، و از خاكسترش زمین را خلق فرمود، پس میان آب و آتش و باد نزاع در گرفت . آب گفت : منم بزرگترین لشگر خدا، و باد گفت : منم بزرگترین لشگر خدا، و آتش گفت : منم بزرگترین لشگر خدا، پس خداوند به باد وحى كرد كه توئى لشكر بزرگ من . ))
((83- على بن مغیرة گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام ) كه مى فرمود: همینكه عمر شخص مؤ من به چهل سال برسد خداوند او را از سه درد ایمن سازد: پیسى ، و خوره ، و دیوانگى ، و چون به پنجاه سال رسید خداوند حسابش را سبك كند، و چون به شصت سال رسد خداوند انابة (و بازگشت به سوى حق ) روزیش كند، و چون به هفتاد سال رسید اهل آسمان او را دوست بدارند، و چون به هشتاد سال رسید خداى عزوجل دستور فرماید: كارهاى نیكش را یادداشت كنند و گناهانش را بریزند، و چون به نود سالگى رسد خداى تبارك و تعالى گناهان گذشته و آینده اش را بیامرزد و درباره اش نوشته شود: (اسیر خدا در زمین ) و در روایت دیگرى است (كه فرمود): و اگر به صد سال برسد آن پست ترین درجات عمر است . ))
((87- على بن ابى حمزة گوید: حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام ) فرمود: من هفت ماه است كه دچار تب شده ام و پسرم دوازه ماه است كه تب میكند و این تب همچنان در بدن ما بالا مى رود، و احساس مى كنم كه همه بدن را نمیگیرد، گاهى بالاى تن را مى گیرد و به پائین بدن كار ندارد و گاهى پائین بدن را مى گیرد و بالا را نمى گیرد. گوید من عرض كردم : قربانت اگر اجازه دهید من حدیثى را كه از ابى بصیر از جدت (علیه السلام ) شنیده ام براى شما بگویم كه آنحضرت هرگاه تب مى كرد از آب سرد كمك مى گرفت و دو جامه داشت كه یكى در آب سرد بود و دیگرى را بر تن مى كرد و همچنان آن دو را به نوبت مى پوشید (و هرگاه جامه كه تنش بود خشك مى شد آن را بیرون مى آورد و جامه اى را كه در آب بود به تن مى كرد و آن دیگر را در آب مى گذراد) سپس فریاد میزد بطوریكه كه صدایش دم در خانه مى آمد كه مى گفت : (اى فاطمه دختر محمد)! فرمود: راست گفتى ، عرض كردم : قربانت ! شما براى تب دوائى ندارید؟ فرمود: دوائى براى آن در نزد ما یافت نشود جز دعا و آب سرد، و من بیمار شدم و محمد بن ابراهیم برایم طبیبى فرستاد و آن طبیب داروئى برایم آورد كه قى آور بود و من آن را نخوردم زیرا هر گاه من قى مى كنم بندهایم از هم جدا مى شود. ))
((89- جابر از امام باقر (علیه السلام ) روایت كند كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: هر كه سه بار بگوید: (بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم ) خداوند نود و نه نوع بلا را از او كفایت كند كه آسانترین آنها خفه شدن است . ))
((109- و نیز حفص از امام صادق (علیه السلام ) روایت كند كه آنحضرت فرمود: هر كه خواهد به سفر برود روز شنبه مسافرت كن كه به راستى اگر در روز شنبه سنگى از كوهى كنده شود خداى عزذكره آن را بجایش باز گرداند، و هر كه راههاى حاجت بر او بسته شود باید آنرا در روز سه شنبه بجوید زیرا روز سه شنبه روزى است كه خدا آهن را براى داود (علیه السلام ) نرم كرد. ))
((111- و نیز حفص گوید: امام صادق (علیه السلام ) را دیدم كه در نخلستانهاى كوفه گردش مى كرد پس به درخت خرمائى رسید و در پاى آن وضو گرفت و مشغول ركوع و سجود شد و من شمردم در سجده اش پانصد بار سبحان الله گفت ، سپس برخاسته به درخت خرما تكیه كرد و دعائى خواند آنگاه فرمود: اى حفص این است به خدا سوگند همان درخت خرمائى كه خداى عزوجل به مریم (علیه السلام ) فرمود: (تنه درخت خرما را به سوى خود تكان بده خرماى تازه برایت به زمین ریزد) (سوره مریم آیه 25).
((117- عبدالله بن سنان گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام ) كه مى فرمود: همانا خداوند خیر و خوبى را در روزیكشنبه آفرید و خدا چنان نبود كه شر و بدى را پیش از خیر و خوبى بیافریند و در روز یكشنبه و دوشنبه زمینها را آفرید، و در روز سه شنبه قوت و روزى آنها را آفرید، و آسمانها را روز چهارشنبه و پنجشنبه آفرید و قوتها را در روز جمعه خلق فرمود و این است گفتار خداى عزوجل : (آفرید آسمانها و زمین و آنچه را در ما بین آن دو است در شش روز) (سوره سجده آیه 4). ))
((124- موسى بن عمربن بزیع گوید: به حضرت رضا (علیه السلام ) عرض كردم : مردم روایت كنند كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله )چون به راهى مى رفت از راه دیگر بر مى گشت (و از همان راهى كه رفته بود بر نمى گشت )؟ راستى اینطور است (و این روایت راست است )؟ فرمود: آرى من هم بسیارى از اوقات همین كار را مى كنم و تو هم اینكار را بكن ، سپس فرمود: بدان كه این كار روزى بخش تر است براى تو. ))
حدیث كسى كه در اسلام به دنیا آید: ((126- حباب بن موسى از امام باقر (علیه السلام ) روایت كند كه آنحضرت فرمود: هر كه در اسلام بطور آزاد بدنیا آید(و پدر و مادرش برده نباشند) او عربى است (و مانند سایر اعراب از حقوق مسلمانى برخوردار است ) و هر كه پیمانى با مسلمانان دارد و بدان پاى بند باشد او آزاد شده رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) است ، و هر كه از روى رغبت و میل مسلمان شود او از مهاجرین محسوب مى گردد. ))
((138- شاذان از حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام ) روایت كند كه فرمود: پدرم به من گفت : همانا در بهشت جوئى است كه نامش جعفر است ، و بر كنار آن جوى در (درخشان ) سفیدیست كه در آن هزار قصر قرار دارد، و در هر قصرى هزار قصر است كه مخصوص محمد و آل محمد است و بر كناره چپ آن جوى در زردى است كه در آن هزار قصر است و در هر قصرى هزار قصر قرار دارد و آن از حضرت ابراهیم و آل ابراهیم (علیه السلام ) است .))
((147- حلبى گوید: پرسیدم از امام صادق (علیه السلام ) از تفسیر گفتار خداى عزوجل : (در آنجا(یعنى در بهشت )است نیك سیرتان زیبا صورت ) (سوره الرحمن آیه 70)؟ فرمود: مقصود زنان خوب با ایمان عارف به حق هستند، عرض كرد: (معناى این آیه چیست ): (حوران نهان در خیمه ها) (آیه 72) فرمود: مقصود آن حوریانى هستند كه پیوسته در پرده اند، و در خیمه هائى از در و یاقوت و مرجان بسر برند، و هر خیمه اى چهار در دارد، و بر هر درى هفتاد دخترك پستان برآمده دربانى كنند، و هر روز از روى كرامت خداى عزذكره بنزد آن حوریان آیند تا خداى عزوجل بوجود آنها مؤ منان را مژده و بشارت دهد. ))
((170- از امیرمؤ منان (علیه السلام ) نقل كنند كه فرمود: شش طائفه اند كه خداى عزوجل به شش خصلت (ناپسند)عذاب كند: عرب را به عصبیت (و تعصب كشى هاى بیجاى قومى و عربى گرى ) و دهبانانرا به تكبر و سر بزرگى كردن ، و امیران را به جور و تعدى ، و فقیهانرا به حسد و رشگ بردن ، بازرگانان و پیشه وران را به خیانت و دهاتیان را به جهل و نادانى . ))
((217- اسماعیل بن مسلم از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه فرمود: هر كس بدرد واهنه (درد مفاصل وشانه ها و بازوها كه معمولا در پیرى دچار حبس بول گشته است دست خود را بر موضع درد گذارد و بخواند (دعائى را كه در متن ذكر شده و ترجمه اش این است ): (آرام شو كه من تو را آرام ساختم بدان خدائى كه آرام گشت برایش آنچه در شب و روز است و او است شنواى دانا). ))
((218- ابوجمیله از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه فرمود: دوراندیشى و احتیاط (مركزش ) در قلب است ،و مهر و خشونت جایش در جگر است ، و حیا و شرم در ریه و شش است . و در حدیث دیگرى كه ابى جمیله روایت كرده چنین است : عقل و خرد جایگاهش در قلب و دل است . ))
((222- از حضرت ابوالحسن (علیه السلام ) روایت كرده اند كه فرمود: هر كه آب كمرش دگرگون شود شیر تازه و عسل براى او نافع است .
((224- ابوعروة برادر شعیب یا خود عقرقوفى گوید: خدمت امام كاظم (علیه السلام ) شرفیاب شدم و او از روزچهارشنبه هنگامى كه در زندان بود حجامت مى كرد، به آن حضرت عرض كردم : امروز روزى است كه مردم مى گویند: هر كه در چنین روزى حجامت كند به پیسى دچار شود؟ فرمود: كسى از این جریان مى ترسد كه مادرش در حال حیض به او آبستن شده باشد. ))
((225- اسحاق بن عمار از امام صادق (علیه السلام ) روایت كند كه فرمود: در روز جمعه هنگام ظهر حجامت نكنید كه هر كه در ظهر حجامت كند و به مرضى مبتلا شود كسى را جز خودش سرزنش نكند. ))
((231- حمزة بن طیار گوید: خدمت امام موسى بن جعفر (علیه السلام ) بودم آنحضرت دید كه من آه و ناله مى كنم ،فرمود: چه ناراحتى دارى ؟ عرض كردم : دندانم درد مى كند، فرمود: خوب است حجامت كنى . (حمزة گوید:) من حجامت كردم و درد دندانم آرام شد، جریان را به اطلاع آن حضرت رساندم ، حضرت فرمود: مردم به چیزى مداوا نكرده اند كه بهتر از یك شاخ حجامت یا یك شربت عسل ، گوید: عرض كردم : قربانت گردم یك شربت عسل یعنى چه قدر؟ فرمود: یك انگشت - یا یك قاشق . ))
((240- ابوعبیده حذاء از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه در گفتار خداى عزوجل (آن كسانى كه از بنى اسرائیل كفر ورزیدند به زبان داود و عیسى بن مریم لعنت شدند) (سوره مائده آیه 78) فرمود: مسخ شدن آنها به خوك بر زبان داود (و به نفرین آن حضرت ) بود، و مسخ شدن به صورت میمون بر زبان عیسى بن مریم بود. ))
از این جور احادیث تو اسلام زیاد هست
اگر کسی بتواند مشکل شرور را حل کند خدا را ثابت کرده است دوستان با خدا بیایید ثابت کنید ومشکل رور را حل کنید😠
از نظر هر انسان خردمندی برده داری نادرسته اما مورد پذیرش اسلام است و همچنین در اسلام می توان با کنیز رابطه جنسی برقرار کرد (حتی به زور) در اسلام می توان به دیگر کشور ها حمله کرد و مال های انان را غارت کرد و زنانشان را به کنیزی گرفت!!!!!!!!!! عجب ازادی بیانی داره این اسلام😃
خردمنداگر کسی بتواند مشکل شرور را حل کند خدا را ثابت کرده است دوستان با خدا بیایید ثابت کنید ومشکل رور را حل کنید😠
الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ قَطَعَ إِصْبَعاً مِنْ أَصَابِعِ الْمَرْأَةِ كَمْ فِیهَا قَالَ عَشْرٌ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ قَطَعَ اثْنَتَیْنِ قَالَ عِشْرُونَ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ قَطَعَ ثَلَاثاً قَالَ ثَلَاثُونَ مِنَ الْإِبِلِ قَالَ قُلْتُ أَرْبَعاً قَالَ عِشْرُونَ مِنَ الْإِبِلِ قُلْتُ سُبْحَانَ اللَّهِ یَقْطَعُ ثَلَاثاً فَیَكُونُ عَلَیْهِ ثَلَاثُونَ وَ یَقْطَعُ أَرْبَعاً فَیَكُونُ عَلَیْهِ عِشْرُونَ إِنَّ هَذَا كَانَ یَبْلُغُنَا وَ نَحْنُ بِالْعِرَاقِ فَنَبْرَأُ مِمَّنْ قَالَهُ وَ نَقُولُ الَّذِی جَاءَ بِهِ شَیْطَانٌ فَقَالَ مَهْلًا یَا أَبَانُ إِنَّ هَذَا حُكْمُ رَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّ الْمَرْأَةَ تُعَاقِلُ الرَّجُلَ إِلَى ثُلُثِ الدِّیَةِ فَإِذَا بَلَغَتِ الثُّلُثَ رَجَعَتْ إِلَى النِّصْفِ یَا أَبَانُ إِنَّكَ أَخَذْتَنِی بِالْقِیَاسِ وَ السُّنَّةُ إِذَا قِیسَتِ انْمَحَقَ الدِّینُ.
روایت ابان بن تغلب از امام صادق(ع) است :
از امام پرسیدم: مردی یکی از انگشتان زنی را قطع می کند دیه آن چقدر است؟ فرمود: ده شتر، گفتم دو انگشت قطع کرده دیه اش چقدر است؟ فرمود: بیست شتر پرسیدم سه انگشت قطع می کند فرمود: سی شتر، گفتم اگر چهار انگشت زن را قطع کند دیه اش چقدر است فرمود: بیست شتر، گفتم:
سبحان الله سه انگشت قطع می کند و دیه آن سی شتر است وقتی چهار انگشت را قطع می کند دیه اش بیست شتر می شود؟
وقتی ما در عراق بودیم این مطلب را می شنیدم و از گوینده آن بیزاری می جستیم و می گفتیم آورنده چنین حکمی شیطان است،
امام(ع) فرمود: ابان صبر کن، این حکم پیامبر خدا است. همانا دیه زن با مرد برابر است تا وقتی به ثلث برسد و هنگامی که به ثلث رسد، دیه زن به نصف برمی گردد، ای ابان تو دست به قیاس زده ای و اگر در سنت قیاس شود، دین از بین می رود.
تهذیب الأحكام : ج10 ، ص184 ، باب14 ، حدیث : 16


موقع ریدن هم باید دعا خواند ؟!؟!؟!؟!؟!؟
sonixaxموقع ریدن هم باید دعا خواند ؟!؟!؟!؟!؟!؟
100% 😄 !!
نمایش مقاله : آیا امام علی یک فیلسوف بود؟
😳
مردی به حضرت علی(علیه السلام)عرض کرد: همسرم جوان است و دوشیزه، ولی در ماه نهم حاملگی. من از او جز نیکی چیز دیگری سراغ ندارم و خودم پیرمرد هستم و پرده بکارتش را پاره نکرده ام. امام به او فرمود:آیادرفرج اومنی ریخته ای؟ گفت: بله.فرمود: «هر فرجی دو سوراخ دارد: سوراخی که آب مرد در آن می ریزد و سوراخی که ادرار از آن خارج می شود و رحم زیر سوراخی است که آب مرد در آن داخل می شود. وقتی یک آب وارد شود، زن به یک فرزند حامله می شود و وقتی دو آب وارد گردد، به دو فرزند، وقتی سه آب وارد شود به سه فرزند و وقتی چهار آب واردشود،به چهارفرزندحامله می شودو غیر ازاین نیست و فرزند اومتعلق به توست.([25])
و می فرماید: «یعیشُ الحَملُ لِستّهِ اَشهر و لِسبعهِ اَشهر و تسعهِ اشهر و لا یعیشُ لِثمانیهِ اَشهر»؛ جنین شش ماهه و هفت و نه ماهه زنده می ماند، ولی جنین هشت ماهه زنده نمی ماند.
افتادن اشیاء مقدس در چاه توالت
32. اگر مثلاً آیاتى از قرآن یا حرزى که محتوى قرآن است در چاه توالت افتاد فقط براى کسى که برایش شرعاً ثابت شده است، رفتن به آن دستشویى جایز نیست و باید صبر کند تا یقین کند حرز پوسیده شده و از بین رفته است و اما براى آنان که نمىدانند، تکلیفى نیست و کسى که حرز را انداخته لازم نیست به دیگران بگوید و اگر عسر و حرج است لازم نیست چاه را تخلیه کنند.
قال الرسول: أما والذی نفس محمد بیده لقد جئتکم بالذبح .
پیامبر خدا: سوگند به کسی که جانم بدست اوست،بشما نرسیده ام مگر با بریدن سر{ها}.(بحار الانوار جلد ۱۶ صفحهی ۱۱۶)
-------
خیر الناس للناس تأتون بهم فی السلاسل فی أعناقهم حتى یدخلوا فی الإسلام
بهترین مردم برای مردم کسی است که با زنجیرهائی نزد آنان برود و بر گردنشان بیندازد تا اینکه وارد اسلام شوند.(صحیح بخاری/جلد۴/ص۱۶۶۰)
چند روز پیش به طور اتفاقی متوجه شدم علت اینکه در اسلام دست و پا قطع میکنند اتفاقیست که در زمان خود محمد افتاده !!
---------------------------------------------------
صحیح البخاری- كتاب الزكاة - باب إستعمال إبل الصدقة وألبانها لأبناء السبیل
1430 - حدثنا : مسدد ، حدثنا : یحیى ، عن شعبة ، حدثنا : قتادة ، عن أنس (ر) أن ناساًً من عرینة اجتووا المدینة فرخص لهم رسول الله (ص) أن یأتوا إبل الصدقة فیشربوا من ألبانها وأبوالها فقتلوا الراعی وإستاقوا الذود فأرسل رسول الله (ص) فأتی بهم فقطع أیدیهم وأرجلهم وسمر أعینهم وتركهم بالحرة یعضون الحجارة، تابعه أبو قلابة وحمید وثابت عن أنس.
Some people from `Uraina tribe came to Medina and its climate did not suit them, so Allah's Messenger (p.b.u.h) allowed them to go to the herd of camels (given as Zakat) and they drank their milk and urine (as medicine) but they killed the shepherd and drove away all the camels. So Allah's Messenger sent (men) in their pursuit to catch them, and they were brought, and he had their hands and feet cut, and their eyes were branded with heated pieces of iron and they were left in the Harra (a stony place at Medina) biting the stones. (See Hadith No. 234, Vol. 1)
---------------------------------------------------
صحیح البخاری- كتاب الجهاد والسیر - باب إذا حرق المشرك المسلم هل یحرق
2855 - حدثنا : معلی بن أسد ، حدثنا : وهیب ، عن أیوب ، عن أبی قلابة ، عن أنس بن مالك (ر) أن رهطاً من عكل ثمانیة قدموا على النبی (ص) فإجتووا المدینة فقالوا : یا رسول الله ابغنا رسلاً قال : ما أجد لكم ألا إن تلحقوا بالذود فإنطلقوا فشربوا من أبوالها وألبانها حتى صحوا وسمنوا وقتلوا الراعی وإستاقوا الذود وكفروا بعد إسلامهم فأتى الصریخ النبی (ص) فبعث الطلب فما ترجل النهار حتى أتی بهم فقطع أیدیهم وأرجلهم ، ثم أمر بمسامیر فأحمیت فكحلهم بها وطرحهم بالحرة یستسقون فما یسقون حتى ماتوا ، قال أبو قلابة : قتلوا وسرقوا وحاربوا الله ورسوله (ص) وسعوا فی الأرض فساداًً.
A group of eight men from the tribe of 'Ukil came to the Prophet and then they found the climate of Medina unsuitable for them. So, they said, "O Allah's Messenger ! Provide us with some milk." Allah's Apostle said, "I recommend that you should join the herd of camels." So they went and drank the urine and the milk of the camels (as a medicine) till they became healthy and fat. Then they killed the shepherd and drove away the camels, and they became unbelievers after whey were Muslims. When the Prophet was informed by a shouter for help, he sent some men in their pursuit, and before the sun rose high, they were brought, and he had their hands and feet cut off. Then he ordered for nails which were heated and passed over their eyes, and whey were left in the Harra (i.e. rocky land in Medina). They asked for water, and nobody provided them with water till they died (Abu Qilaba, a sub-narrator said, "They committed murder and theft and fought against Allah and His Apostle, and spread evil in the land.")
سایر روایات :

حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِی الأَسْوَدِ، حَدَّثَنَا حَرَمِیٌّ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، عَنْ أَنَسٍ، عَنِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم قَالَ " یُلْقَى فِی النَّارِ ". وَقَالَ لِی خَلِیفَةُ حَدَّثَنَا یَزِیدُ بْنُ زُرَیْعٍ حَدَّثَنَا سَعِیدٌ عَنْ قَتَادَةَ عَنْ أَنَسٍ. وَعَنْ مُعْتَمِرٍ سَمِعْتُ أَبِی عَنْ قَتَادَةَ عَنْ أَنَسٍ عَنِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم قَالَ " لاَ یَزَالُ یُلْقَى فِیهَا وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ. حَتَّى یَضَعَ فِیهَا رَبُّ الْعَالَمِینَ قَدَمَهُ فَیَنْزَوِی بَعْضُهَا إِلَى بَعْضٍ، ثُمَّ تَقُولُ قَدْ قَدْ بِعِزَّتِكَ وَكَرَمِكَ. وَلاَ تَزَالُ الْجَنَّةُ تَفْضُلُ حَتَّى یُنْشِئَ اللَّهُ لَهَا خَلْقًا فَیُسْكِنَهُمْ فَضْلَ الْجَنَّةِ ".
Narrated Anas:
The Prophet said, "(The people will be thrown into Hell ( Fire) and it will keep on saying, 'Is there any more?' till the Lord of the worlds puts His Foot over it, whereupon its different sides will come close to each other, and it will say, 'Qad! Qad! (enough! enough!) By Your 'Izzat (Honor and Power) and YOUR KARAM (Generosity)!' Paradise will remain spacious enough to accommodate more people until Allah will create some more people and let them dwell in the superfluous space of Paradise. "
بخاری در کتاب التوحید صحیح البخاری ص 1823 و در چندین باب دیگر احادیثی را در باب روز قیامت روایت میکند از انس (بن مالک) که گفت :
رسول خدا صلی الله و علیه و آله فرمودند: هنوز انداختن مردم به جهنم تمام نشده که جهنم میگوید آیا غیر از اینها باز هم است؟! تا اینکه جهنم پر میشود و رب العالمین پایش را در جهنم داخل میکند و آنگاه برخی از آن درهم پیچیده میشوند. بعد جهنم میگوید: به عزت و کرمت قسم دیگر بس است بس است. و بهشت هرگز پر نمیشود و خداوند خلق زیادی را ساکن بهشت میکند.
حکم تنها بودن با نا محرم در یک اتاق
در تعالیم و آموزه های دینی، یکی از مواردی که انسان برای مصونیت و حفظ از گناه، از آن نهی شده است، خلوت کردن با نامحرم است. در وصیت ابلیس به حضرت موسی (علیه السلام) می خوانیم: اى موسى با زن بی گانه خلوت مکن؛ زیرا هر که چنین کند من خود یار او شوم نه یاران من. بنابراین، از آن جا که شیطان در مکان خلوت با نامحرم، همراه انسان است، لازم است از خلوت کردن با زنان نامحرم پرهیز کرد تا گرفتار وسوسه های شیطان نشد.
نکته ای که در این جا یاد آوری آن ضروری است، این است که ممکن است گاهی خلوت کردن با نامحرم انگیزه هایی؛ مانند تحصیل، مشاوره و... داشته باشد، در این گونه موارد ضروری است، با رعایت موازین دینی و شرعی در مکان های عمومی این کارها را پی گیری کرد تا راه سوء استفاده شیطان بسته شود.
-----------------
سوال: گاهی در غیاب شوهرم، مهمان نامحرمی (مثل برادر شوهر) از شهرستان به منزل ما میآید. با توجه به این که خلوت کردن زن و مرد جایز نیست، آیا نباید درب منزل را برای او باز کنم؟
بطور کلی چنانچه خوف مفسده و گناه نباشد و نیز خلوت با نامحرم صدق نکند، (مثل اینکه هر کدام در اتاقی مستقل حضور داشته باشند)، مانعی ندارد. در هر حال شایسته است تا حد ممکن حضور نامحرم با حضور همسرتان انجام گیرد.
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:
حضرت آیة الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
در هر صورت لازم است از خلوت با نامحرم اجتناب شود.
حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
چنین اموری بسته به اطمینان به عدم وقوع در حرام یا عدم اطمینان است.
حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
چنانچه خوف مفسده و گناه نباشد و صدق خلوت با اجنبی نیز نکند مانعی ندارد.
حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
چنانچه به گونهای باشد که عرفاً خلوت با نامحرم صادق است جایز نیست و شایسته است حضور نامحرم با حضور همسرتان انجام گیرد.
سوال: آیا تنها بودن با یک دختر در یک اتاق ایراد دارد؟
در تعالیم و آموزه های دینی، یکی از مواردی که انسان برای مصونیت و حفظ از گناه، از آن نهی شده است، خلوت کردن با نامحرم است.
در وصیت ابلیس به حضرت موسی (علیه السلام) می خوانیم: اى موسى با زن بی گانه خلوت مکن؛ زیرا هر که چنین کند من خود یار او شوم نه یاران من. [1]
همچنین در قسمتی از نصیحت های او به حضرت نوح (علیه السلام) آمده است: هر وقت با زن بیگانه خلوت کردى و با شما هیچ کس نیست مرا به یاد آور. [2]
بنابراین، از آن جا که شیطان در مکان خلوت با نامحرم، همراه انسان است، لازم است از خلوت کردن با زنان نامحرم پرهیز کرد تا گرفتار وسوسه های شیطان نشد.
نکته ای که در این جا یاد آوری آن ضروری است، این است که ممکن است گاهی خلوت کردن با نامحرم انگیزه هایی؛ مانند تحصیل، مشاوره و... داشته باشد، در این گونه موارد ضروری است، با رعایت موازین دینی و شرعی در مکان های عمومی این کارها را پی گیری کرد تا راه سوء استفاده شیطان بسته شود.
گفتنی است؛ اگر چه شیطان دشمن آشکار انسان است و در بسیاری از موارد نباید به حرف او توجه کرد، ولی در آموزه های دینی به پذیرش حکمت و لو از دشمنان خدا نیز سفارش شده است: امام علی (علیه السلام) در این باره می فرماید:
1. مطالب حکیمانه را فرا گیرید و لو گوینده آن مشرک باشد. [3]
2. در سخن نظر بگوینده مکنید بلکه نظر بگفتار نمائید؛ یعنى گفتار صحیح را از هر که گفته است بگیرید. [4]
3. علم و حکمت گم شده مردان با ایمان است که از پى آن می گردند. آن را طلب کنید و لو نزد مشرک باشد. [5]
پی نوشتها:
[1] مفید، محمد بن محمد، الأمالی، ص 157
[2] شیخ صدوق، خصال، ج1، ص 132
[3] ابو الفضل، علی بن حسن طبرسی، مشکاة الأنوار، ص 135
[4] تمیمی آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ح 612، ص 58
[5] شیخ طوسی، الأمالی، ص 625
نماز خواندنِ الله در آسمان
ابوبصیر از ابوعبدالله (از امام صادق) پرسید کە پیامبر چند بار بهمعراج آسمان برده شد؟
[امام صادق] گفت: دوبار.
و جبرئیل او را در جائی ایستاند و گفت: «ای محمد! ایست! تو در جائی ایستادهای که پیش از تو هیچ مَلَکِ مقَرَّب و هیچ پیامبری نهایستاده است. پروردگارت دارد نماز میخواند».
[پیامبر] گفت: «ای جبرئیل! [الله] چهگونه نماز میخوانَد؟»
[جبرئیل] گفت: میگوید سُبّوح قُدّوس، منام پروردگارِ ملائکه و روح، مهرم بر خشمم پیشی گرفته است.
... در میانشان (میان پیامبر و الله) پردهئی بود... [پیامبر] از سوراخی مانند سوراخِ سوزن به نورِ عظمت (بە جمالِ بیمثالِ الله تعالى) نگریست بە هر اندازه که الله میخواست.
پس الله تبارک و تعالىٰ گفت: «ای محمد!»
گفت: «لبیک، پروردگارم!»... ...
متن اصلی:
عِدَّةٌ مِن أَصحَابِنَا عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الحُسَینِ بنِ سَعِیدٍ عَنِ القَاسِمِ بنِ مُحَمَّدٍ الجَوهَرِیِّ عَن عَلِیِّ بنِ أَبِی حَمزَةَ قَالَ سَأَلَ أَبُو بَصِیرٍ أَبَا عَبدِ اللّٰهِ (علیه السلام) وَأَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ جُعِلتُ فِدَاكَ كَم عُرِجَ بِرَسُولِ اللّٰهِ (صلى الله علیه وآله)
فَقَالَ مَرَّتَینِ
فَأَوقَفَهُ جَبرَئِیلُ مَوقِفاً فَقَالَ لَهُ مَكَانَكَ یَا مُحَمَّدُ فَلَقَد وَقَفتَ مَوقِفاً مَا وَقَفَهُ مَلَكٌ قَطُّ وَلَا نَبِیٌّ إِنَّ رَبَّكَ یُصَلِّی
فَقَالَ یَا جَبرَئِیلُ وَكَیفَ یُصَلِّی
قَالَ یَقُولُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ أَنَا رَبُّ المَلَائِكَةِ وَالرُّوحِ سَبَقَت رَحمَتِی غَضَبِی
فَقَالَ اللهُمَّ عَفوَكَ عَفوَكَ
قَالَ وَكَانَ كَمَا قَالَ اللّٰهُ قابَ قَوسَینِ أَو أَدنى
فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِیرٍ جُعِلتُ فِدَاكَ مَا قَابَ قَوسَینِ أَو أَدنَى
قَالَ مَا بَینَ سِیَتِهَا إِلَى رَأسِهَا
فَقَالَ كَانَ بَینَهُمَا حِجَابٌ یَتَلَألَأُ یَخفِقُ وَلَا أَعلَمُهُ إِلَّا وَقَد قَالَ زَبَرجَدٌ
فَنَظَرَ فِی مِثلِ سَمِّ الإِبرَةِ إِلَى مَا شَاءَ اللّٰهُ مِن نُورِ العَظَمَةِ
فَقَالَ اللّٰهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى یَا مُحَمَّدُ
قَالَ لَبَّیكَ رَبِّی... ...
قَالَ مَن لِأُمَّتِكَ مِن بَعدِكَ؟
قَالَ اللّٰهُ أَعلَمُ
قَالَ عَلِیُّ بنُ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرُ المُؤمِنِینَ وَسَیِّدُ المُسلِمِینَ وَقَائِدُ الغُرِّ المُحَجَّلِینَ.
jاصول کافی تألیف کلینی ، ج ۱، ص ۴۴۲۔۴۴۳].
Anarchyدر تعالیم و آموزه های دینی، یکی از مواردی که انسان برای مصونیت و حفظ از گناه، از آن نهی شده است، خلوت کردن با نامحرم است. در وصیت ابلیس به حضرت موسی (علیه السلام) می خوانیم: اى موسى با زن بی گانه خلوت مکن؛ زیرا هر که چنین کند من خود یار او شوم نه یاران من. بنابراین، از آن جا که شیطان در مکان خلوت با نامحرم، همراه انسان است، لازم است از خلوت کردن با زنان نامحرم پرهیز کرد تا گرفتار وسوسه های شیطان نشد.
منبع این گفته به موسی کجا هست؟😒
Theodor Herzlمنبع این گفته به موسی کجا هست؟😒
مفید، محمد بن محمد، الأمالی، ص 157
😄 !!
حَدَّثَنَا آدَمُ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زِیَادٍ، قَالَ سَمِعْتُ أَبَا هُرَیْرَةَ، عَنِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم یَرْوِیهِ عَنْ رَبِّكُمْ، قَالَ " لِكُلِّ عَمَلٍ كَفَّارَةٌ، وَالصَّوْمُ لِی وَأَنَا أَجْزِی بِهِ، وَلَخَلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْیَبُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ رِیحِ الْمِسْكِ ".
Narrated Abu Huraira:
The Prophet said that your Lord said, "Every (sinful) deed can be expiated; and the fast is for Me, so I will give the reward for it; and the smell which comes out of the mouth of a fasting person, is better in Allah's Sight than the smell of musk."
Reference
: Sahih al-Bukhari 7538
In-book reference
: Book 97, Hadith 163
USC-MSA web (English) reference
: Vol. 9, Book 93, Hadith 629
😜
کشف جدیدترین حقایق علمی در باره سینه زنان
محققان دانشگاه برکلی آمریکا به این نتیجه رسیدند که فشردن پستان های زنان٬ جلو رشد خطر سرطان پستان را می گیرد و حتی منجر به ازبین رفتن سلول های سرطانی می شود!
این محققان می گویند٬ پستان هایی که بیش تر فشرده شوند٬ کم تر در معرض ابتلا به سرطان سینه قرار می گیرند!
گفته می شود که این روش٬ درمان قطعی برای سرطان سینه نیست، اما محققان برای جلوگیری از رشد سلول های سرطانی آن را توصیه می کنند.در حال حاضر پزشکان، سرطان پستان را با جراحی٬ تجویز دارو و از طریق اشعه مداوا می کنند. سرطان پستان از بیماریهایی است که سالانه قربانیان زیادی میگیرد٬ این بیماری در ۹۹.۵ درصد در زنان و نیم درصد در مردان دیده میشود.
خبر خوشحال کننده برای مردها
پروفسور دانیل فلچ Daniel Fletche استاد دانشگاه برکلی و مینا بسیل Mina Bissell محقق برجسته مولکول شناس آمریکا در جریان تحقیق شان گفتند که اگر سلول های غیرعادی در سینه زنان تحت فشار انرژی بیرونی قرار گیرند٬ شانس کوچک تر شدن و حتی متوقف شدن آن ها وجود دارد.دیدگاه اصلی در مورد پیدایش سرطان پستان در حول محور تغییرات جهشی سلول ها بوده است.این تحقیق، خبر خوشحال کننده ای برای مردها قلمداد شده است، اما نگرانی هایی وجود دارد که این روش، زمینه سوء استفاده را برای مردان فرصت طلب بیش تر فراهم کند.مردان دلبستگی خاصی نسبت به سینه زنان دارند و همه روزه با پیشرفت دانش طبی و صنعت جراحی پلاستیک که منجر به زیبایی پستان زنان می شود٬ کنجکاوی های مردان نیز بیش تر شده است.در حال حاضر جراحی پلاستیک که منجر به تغییرات چمشگیری در فیزیک زنان می شود به یکی از پردرآمدترین شغل های دنیا تبدیل شده است.بیش تر خانم هایی که در کشورهای غربی به ویژه آمریکا زیر تیغ جراحان زیبایی قرار می گیرند٬ خواهان تغییرات عمده در پستان های شان هستند.براساس آمارها٬ آمریکا در جراحی بزرگ کردن پستان ها در میان کشورها، مقام اول را دارد.پزشکان می گویند که صنعت پورنوگرافی در تقاضا برای بزرگ کردن پستان ها نقش عمده ای دارد، اما به گفته آن ها بزرگ تر کردن پستان ها خالی از خطر نیست.گفته می شود٬ شماری از خانم ها پس از بزرگ کردن پستان های شان به سرطان سینه مبتلا شده اند.
دو حدیث در این زمینه:
یک. علی(ع) می فرمایند: «با همسرت تا زمانی که خوب بازی نکرده ای و او را به هیجان نیاورده ای اقدام به جماع نکن. پستان هایش را به آرامی فشار بده تا شهوتش تحریک شود و در آن هنگام که زن ترغیب و آثار میل شدید در چشمانش ظاهر شد، به جماع بپرداز. در این صورت است که هر دو از جماع و نزدیکی کردن لذت خواهید برد و شهوت هر دو اقناع خواهد شد.»
س. امام رضا(ع) فرمود: «با همسرت آمیزش مکن، مگر این که با او بازی کنی و زیاد هم بازی کنی و دو پستان او را بفشاری؛ چون چنین کنی، ... شهوت از صورت و چشمان او نمایان میشود و از تو همان میطلبد که تو از او میخواهی (یعنی تفاهم و هماهنگی میان شما حاصل میشود و هر دو از نظر جنسی ارضا میشوید.)
منبع: سفینه البحار ج 1 باب جمع
خانمهای عزیز داروی ضد سرطان پستان موجود است :))))
Anarchyمنبع: سفینه البحار ج 1 باب جمع
😂
:))))))))))))
همانا که نامی بهتر از این نمیشد بر این کتاب گذاشت.
خیلی از مطالبی که از منابع اسلامی اینجا میذارید من متوجه نمیشم کجاش مزخرفه!
بابا دیگه اسلام هم که همه چیزش چرند نیست!!
kourosh_iranخیلی از مطالبی که از منابع اسلامی اینجا میذارید من متوجه نمیشم کجاش مزخرفه!
بابا دیگه اسلام هم که همه چیزش چرند نیست!!
مثلا ؟
مزخرف : کلام باطل آراسته شده !
ا چه جالب اتفاقا من یوقتایی توی فکر می افتادم که معنی دقیق اینا رو بدونم:
- مزخرف
- چرند
- اراجیف
- یاوه
اون سه تای دیگه رو هم بلدید؟