Ouroborosدوستان من به بیماری سختی مبتلی شدهام و یک پایم در بیمارستان است و یک پا در خانه.😑 هنوز این بیماری به درستی و تمامی تشخیص داده نشده بخش بزرگی از بدن مرا از میان برده.😞 جالب است که ذهن درخشان من هنوز از بستر بیماری و در سراشیبی گور همچنان خروشان است و قادر به تولید محتوای با کیفیت است.😁 اگر پاسخ دوستان را ندادم یا یکباره غیبم زد بدانید که یا بیماری تشدید شده، یا ریق رحمت را سر کشیدهام و از این مسلخگاه دنیا رها شدهام😁. لازم میدانم جهت صداقت فکری هم که شده در اینجا بنویسم که در این آخر عمری و سر پیری گربه شد عابد و مسلمانا😁، و من به نوعی ایمان عمیق مذهبی دست یافتهام که در من آرامشی کم سابقه و خودشناسی ژرفی به ارمغان آورده. البته دین من هیچ ربطی به اسلام ندارد و یکی از ادیان کوچک و فراموششده خاورمیانه است...
از آنجاییکه مغزتان هنوز جوان و شاداب کار میکند پس با گمان بالا میگویم که بیماریتان جدّی نیست.
از سوی دیگر, چون خودم پیشترها با یکی دو بیماریِ گوناگون بسی سر و کلّه زدم و سرانجام راه و چاه درمان ریشهای اشان را یافتم, دانستههایم را با شما در میان میگذارم, و نیز بگویم که دستکم پنج تن را تاکنون با این راهنماییها از بیماریهایی که پزشکان «بیدرمان» نامیده بودند رهاندهام, دربرگیر دو تا خودایمنی و دوستی که برای من هتّا گذرواژههایش را فرستاده بود که اگر جان سپرد, چیزهایی که نباید ببینند را پاک کرده باشم!
همینجور به شما پیش مینهم نسک Molecules of Emotion را نیز در دست خواندن بگذارید که نکتههای بسیار ارزشمند و کاربردینی دارد.
دربارهی تندرستی, نخست اینکه, پزشکان امروزین شوربختانه یکی از بیسوادترین پیشهوران میباشند و نیز بیهوده نیست که هوشوارهها همین امروز, از پزشکان برتری جستهاند, جوریکه پزشک + هوشواره از هوشوارهی تنها, برآیند بدتری دارد!
ازینرو چند هوشوارهیِ توانا پیدا کنید و بکوشید نوآورانه نشانهها را بدهید و دنبال ریشه و چرایی بگردید که بخت بس بالایی برای راهکاریابی دارد.
هرآینه, دانستههایی که من بیشترین بخت برای درمان را میدهم بسیار سادهاند, و در کمتر از دو هفته پاسخ میدهند. و برگرفته از پژوهشهایِ خودم و بر پایهی فرگشت میباشند و چهار ستون تندرستی را پایه میگذارند:
خواب
خواب را میتوانید ستونی بنیادین ببنیید که اگر همهی راهها را درست بروید, خواب درستی نداشته باشید, همچنان بیمار خواهید ماند. خواب, مِهندترین ابزار برای بازیابیِ تندرستیست, در خواب است که تن به تیمار میپردازد و خوشبختانه چند مِهاد ساده اگر دنبال شوند, خواب شما بآسانی ۸۰% بهبود خواهد یافت. پیشنیازهای خواب سادهاند, اتاق سرد, تاریک و ۷ تا ۸ ساعت خواب بیوقفه. چند خوگیری که خواب شما را تضمین میکنند:
- هر بامداد, نیم ساعت بیرون بروید (بالکن و ... هم کار میکند) و بگذارید نور خورشید به چشمانتان برسد. نور رسانی به چشمها مایهیِ این میشود که الگوی خواب شما بازنشانده شده و نزدیکهایِ شب, خود به خود آمادهیِ خوابیدن باشید.
- از غروب به آنور, نورهای خانه بایست کم بشوند (LED اگر دارید بسوی کم شدن, یا از بیخ خاموش), نور پس از غروب = دشمن خواب
- یک ساعت پیش از خواب, از کار کردن, نوشتن, سخت اندیشی و ورزش و .. بپرهیزید.
- از خوردن قهوه و چای از ۶ ساعت پیش از خواب خوددارید.
- در بستر, ۱۰ دقیقه خواندن میتواند چونیِ (کیفیت) خواب شما را بس بالا ببرد.
- اتاقی سرد, تاریک و بیسدا.
- دستکم ۲ تا ۴ ساعت پیش از خواب, واپسین وعدهی خوراکیتان را بخورید, خواب پس از خوردن = بدترین خواب.
- ...
خوراک
خوردوخوراک بزرگترین لغزشِ آدم امروزین است, و من هتّا به شما میگویم, ۹۰% این ایرانیانی که جای دیگر میگویید نمیدانم در غرب افسرده میشوند و بهمان و بیسار کوچکترین پیوندی نه به سیاست دارد, نه به سبک زندگی و نه فلسفه و ... بساکه به خورد و خوراک برمیگردد. آنچه آدم میانهی ِامروزین میخورد بی هیچ گمانی, آشغال به شمار میاید.
خوردوخوراکتان را به شیوهی آدم نخستینی پی بریزید, ساده شده: ۸۰% گوشت, ۲۰% سبزی و میوه.
- گوشتخواری را پایهیِ خوراک خود بنهید, بویژه گوشت گوسپند و گاو, دل و جگر و ... نیز بس برین.
- شکر, بویژه شکر افزوده دشمن شماست: ۰ گرم; از یاد نبرید که برنج, نان و .. همگی شکر میشوند, پس گسارش را به سوی ۰ ببرید.
- نمک دوست شماست (به یاد دارم سال ۲۰۱۲ گفته بودید نمک خوب نیست), ولی فزوده نگسارید.
- نان و قلات دشمن شما اند, اگر بیمارید گسارشتان درست بشود صفر.
- مکملهای خوراکی: مگنزیم, کریاتین, زینک, ویتامین D بایدین باشند.
- خورشید و ویتامین D, یکی از مِهندترین کمبودهای آدم امروزین. یک آزمایش خون بدهید (خانگی هم میشود) و اگر کم بود (بیشترین گمان) دستکم ۱۵۰۰۰ یکا (IU) در روز بگسارید تا به میانه برگردد, سپس میتوانید روی ۸ تا ۱۰ هزار یکا روزانه آنرا پایدار نگه دارید (همراه با ویتامین K2 باید گسارده شود).
- شکلات تلخ ناب (بی آت و آشغالهایِ صنعتی) اگر میتوانید, یک نوشدارو به شمار میاید.
- تخممرغ یکی از آسانترین راههایِ پُرکردن کمبودهای ویتامینی و مواد معدنیست. روزی ۴ تخم مرغ, بی کم و کاست بگنجانید.
- خوراکهای فرآوری شده را از بیخ, بی کوچکترین استثنا, روانهی ِ سطل آشغال کنید. چیپس, کالباس و ... = زهر
- آب آشامیدنی فیلتر شده (خانگی) همراه با electrolyte ها.
- بیشتر میوهها و سبزیها خوب اند, ولی بکوشید سبزیها و بیشتر میوهها را آبپز یا هتّا سرخ کنید (روغن زیتونِ ناب), چرا که سامانههای پدافندین آنها را با آتش از پا در میآورید و آسیب به تنتان نمیزنند. یکی از بدیهایِ آشپزی ایرانی این است که از فرانسوی تا اندازهای اثر گرفته و خامخواری بالایی دارد, ولی سبزیها بویژه جاندارانیاند که "نمیخواهند" خورده شوند و بایستی با آتش آنها را رامید.
- خورد و خوراک خودتان را به دستِ بیش, دو وعده بکوتاهید. سه وعده یک فشار افزوده روی دستگاه گوارشتان است.
- از خوردن هله هوله تا جای شدنی, بپرهیزید, میانوعدهها را کوتاه کنید و به دستگاه گوارشت زمان برای آسایش و بازسازی بدهید.
- الکل دشمن شماست. مقدار الکل امن برای تن برابرست با یک لیوان شراب در سال (سیگار و دود که امیدوارم نیازی به گفتن نباشد).
- روغن گیاهی = زهر. تنها و تنها کره یا روغن زیتون ناب. چیزی جز این دو گسارده نشود.
- ...
ورزش
یک نمونه پژوهشیک برمیشمارم, کسانیکه سیگار میکشند ولی ورزش میکنند, دربرابر کسانیکه سیگار نمیشکند ولی ورزش نمیکنند, از تندرستی بالاتری بهرهمند اند!
- روزانه بایست دستکم ۷۰۰۰ گام راه رفت, کمتر از این = بیماری تضمین شده.
- هفتهای یک یا دو روز را به باشگاه و وزنهزدن سنگین برای یک ساعت, ویژه کنید.
- اگر میتوانید, دویِ شتابمند را به برنامه اتان بیافزایید, ۱۰۰ متر تند دویدن > دو کیلومتر jogging.
- نرمش و یوگا اگر میتوانید در برنامه روزانه بگنجانید, هتّا اگر ۵ دقیقه باشد.
- ...
باور
و سرانجام, مِهندترین ستون که مرز میان مرگ و زندگی را روشن میکند, باور است. این بویژه برای شما سرور @Ouroboros مِهند و در پیوند است, زیرا با شناختی که از شما دارم میدانم پیوسته به افسردگی و تاریکاندیشی میگرایید و با خوشبینیِ سرخود میانهای ندارید.
کسیکه هر سه ستون بالا را درست پیش برود ولی باورهایش ناهمسو باشند, ناگزیر بسوی مرگ پیش خواهد رفت. وارونهی این نیز تنها تا چندی کار میکند, اگر باورمندیِ بالایی به تندرستی بدارید و سه ستون بالا را درست پیش نروید, تا یک چند گاهی تندرست میمانید ولی نه تا ابد. هر آینه, سه ستون بالا بی باورمندی همسو, بی هیچ گمانی, ناکارگر خواهند بود.
باورمندیِ درست, مُهریست که روی کاغذ تندرستیاتان میزنید.
- سپاسداری: هر روز, برای هر آنچه دارید جهان را سپاس بدارید: بیشمار چیز آن بیرون اند که مایهی سپاسداری ما اند. اگر بینایید, اینکه میتوانید جهان را ببینید جای سپاسداری دارد. اگر شنوایید, میتوانید جهان را بشنوید, جای سپسداری دارد. اگر مغزتان پویاست, جای سپاسداری دارد. اگر دوستی دارید, جای سپاسداری دارد. اگر پولی دارید, جای سپاسداری دارد. برای هر چیزی خوی سپاسداری را در خود بایست پرود.
- به تن و نیروی شگرف بازسازی پیکرتان بباورید: یاختگان, یکی از شگرفترین باشندگان هستی میباشند. یاختههای تن میتوانند هر گونه بیماریای را درمان کنند, و دانش ما پیرامون سازوکار آنها بس سوزآورانه, اندک و ناچیز است.
- یاوههایِ پزشکان را از گوشی درون و گوشی دیگر بیرون بدهید (آنچه پزشک میگوید را پیشگزین, یاوه بیانگارید).
- با خودتان و جهان در آشتی باشید.
- ...
و سرانجام, مغزی که باورمندیِ تندرستی را از درون پرورد و نهادینه سازد, و سه ستون دیگر که نیازمندیهای تن باشند را بدرستی برآورد, بی هیچ گمانی به تندرستی دست بازخواهد یافت.

سپاس از شما مهربد گرامی.
خدمت شما بگویم که من یاس و بدبینی به دنیا را بیشتر از جانم دوست میدارم پس ترجیح میدهم دومی را از دست بدهم تا اولی😃
بیشتر آنچه فرمودید را در این سالها تا آنجاکه برایم مقدور بود رعایت میکردم، از ورزش کردن تا پرهیز از بیشینه آنچه بیماریزاست. اما خب مدتی هم بود که مشغله و زندگی مانع از رسیدگی به نحوی پسندیده به سلامت میشد. آری تغذیه من بسیار افتضاح بود، من جزو آن دسته از مردان مجرد ایرانی هستم که هیچگاه درست غذا پختن را نیاموختند و معتقد بودند مرد فقط برای سیلی زدن به باسن دوست دخترش است که باید وارد آشپزخانه بشود😀 اینست که بدترین غذاها را در این سالها میخوردم
.
آنچه درباره نمک میگویید بسیار درست است و جالب آنکه بخشی از مرض کنونی من دفع نمک زیاد توسط کلیههایم است😨 و اکنون تازه در مییابم که چه مایه اهمیت بالایی دارد.
درباره پزشکان نیز شوربختانه حق با شماست، خصوصا در ایران(هرچند، باقی جهان به سرعت ایرانیزه میشود). البته من در قوم و خویش نزدیک چند پزشک دارم و در این مدت آنها به کمک من شتافتند و در سیستم بیمارستانی بیمار ایران سعی کردند با پارتی بازی و آشنا بازی بخشی از مشکلات عمومی را حل بکنند، اما این همچنان هوش مصنوعی بود که سرانجام بیماری مرا دریافت، و اکنون که آزمایش بیوشیمیایی آنرا تایید کرده اما حالا که باید با اسکنهای گوناگون تومار را در بدنم بیابند باز گرفتار بیوجدانی و بیکفایتی و بیسوادی پزشکان شدهام. امآرآی میدهید اما تصویر کیفیت ندارد، رادیولوژیست درست آنرا نمیخواند، پانزده روز برای گزارش وقت میگیرد و... در یک بیمارستان تست میدهید اما متخصص مربوط به شما را ندارد، به بیمارستان دیگر میروید نتیجه تستهای بیمارستان قبلی را نمیپذیرند و برای پول درخواست تکرار آنها را میکنند و...
شرایط کشور نیز مزید بر علت شده. مثلا میدانستید که در ایران گویا مدتهاست کیت تست هورمن آلدوسترون پیدا نمیشود و پزشک من از روی علایم بالینی تشیخص بالا بودنش را داده؟ چندی دیگر به همین منوال بگذرد پزشکان باید همچون قدیم به چشیدن ادرار بیمار برای تشخیص مرض قند اقدام بورزند😂 یا بیمه دزد پت اسکن تشخیصی را تایید نمیکند و میگوید اول باید نتیجه پاتولوژی توماری را که میخواهید پت اسکن بدهید تا پیدا بشود را بیاورید تا بعد پت اسکن بدهیم! با همین داستانها من نه ماه است که از این بیمارستان به آن بیمارستان شدهام و اکنون با درگیری کلیه، کبد، قلب و پانکراس در انتظار چند نوع تصویربرداری هستهای به سر میبرم که هریک برای بدنم مضراتی دارند و مشخص نیست توان تحمل آنها را داشته باشم. حتی توان تحمل داروها و مکملها نیز در من تحلیل رفته، مثلا کمبود شدید ویتامین دی دارم اما با ترشح غیرطبیعی پاراتیرویید هم روبرو هستم و ذرهای ویتامین دی که مصرف میکنم عوارض هایپرکلسیمیا پیدا میکنم! یک لامپ UVB مخصوص خزندگان در بند گرفتم شاید جواب بدهد😑 هنگامی که همیوستاسیس بدن برهم بخورد به جای خود آوردن آن بسیار دشوار میشود.
سپاس بابت کتابی که معرفی کردید. میکوشم آنرا بخوانم هرچند این روزها چندان دست و دلم به مطالعه نمیرود. به دوستان توصیه میکنم نصایح مهربد را گوش بگیرند که همچون من نشوند😁
Ouroborosسپاس از شما مهربد گرامی.
خدمت شما بگویم که من یاس و بدبینی به دنیا را بیشتر از جانم دوست میدارم پس ترجیح میدهم دومی را از دست بدهم تا اولی😃
بیشتر آنچه فرمودید را در این سالها تا آنجاکه برایم مقدور بود رعایت میکردم، از ورزش کردن تا پرهیز از بیشینه آنچه بیماریزاست. اما خب مدتی هم بود که مشغله و زندگی مانع از رسیدگی به نحوی پسندیده به سلامت میشد. آری تغذیه من بسیار افتضاح بود، من جزو آن دسته از مردان مجرد ایرانی هستم که هیچگاه درست غذا پختن را نیاموختند و معتقد بودند مرد فقط برای سیلی زدن به باسن دوست دخترش است که باید وارد آشپزخانه بشود😀 اینست که بدترین غذاها را در این سالها میخوردم.
🌷
این دو را [شوربختانه] پیشاپیش گمان میبردم! به دید من هنوز هیچ گیری ندارد به جهان و جهانیان بدبین باشید, ولی بایست هر چه باور دارید و ندارید روی پیکر و هستیاتان بگذارید و خودتان را فرستهای از مینوجهان ببینید که در راستایِ برآوردن گــُمارشی بزرگ, در این جهان زاده شده است; که هیچ هرزگویی هم نیست, چه که کمتر کسی پیدا میشود با اندک شمار نوشته اینچنین روی خوانندگاناش اثر بگذارد و ایران چه بخواهید چه نه, به شما همچنان نیاز دارد.
Ouroborosآنچه درباره نمک میگویید بسیار درست است و جالب آنکه بخشی از مرض کنونی من دفع نمک زیاد توسط کلیههایم است😨 و اکنون تازه در مییابم که چه مایه اهمیت بالایی دارد.
درباره پزشکان نیز شوربختانه حق با شماست، خصوصا در ایران(هرچند، باقی جهان به سرعت ایرانیزه میشود). البته من در قوم و خویش نزدیک چند پزشک دارم و در این مدت آنها به کمک من شتافتند و در سیستم بیمارستانی بیمار ایران سعی کردند با پارتی بازی و آشنا بازی بخشی از مشکلات عمومی را حل بکنند، اما این همچنان هوش مصنوعی بود که سرانجام بیماری مرا دریافت، و اکنون که آزمایش بیوشیمیایی آنرا تایید کرده اما حالا که باید با اسکنهای گوناگون تومار را در بدنم بیابند باز گرفتار بیوجدانی و بیکفایتی و بیسوادی پزشکان شدهام. امآرآی میدهید اما تصویر کیفیت ندارد، رادیولوژیست درست آنرا نمیخواند، پانزده روز برای گزارش وقت میگیرد و... در یک بیمارستان تست میدهید اما متخصص مربوط به شما را ندارد، به بیمارستان دیگر میروید نتیجه تستهای بیمارستان قبلی را نمیپذیرند و برای پول درخواست تکرار آنها را میکنند و...
شرایط کشور نیز مزید بر علت شده. مثلا میدانستید که در ایران گویا مدتهاست کیت تست هورمن آلدوسترون پیدا نمیشود و پزشک من از روی علایم بالینی تشیخص بالا بودنش را داده؟ چندی دیگر به همین منوال بگذرد پزشکان باید همچون قدیم به چشیدن ادرار بیمار برای تشخیص مرض قند اقدام بورزند😂 یا بیمه دزد پت اسکن تشخیصی را تایید نمیکند و میگوید اول باید نتیجه پاتولوژی توماری را که میخواهید پت اسکن بدهید تا پیدا بشود را بیاورید تا بعد پت اسکن بدهیم! با همین داستانها من نه ماه است که از این بیمارستان به آن بیمارستان شدهام و اکنون با درگیری کلیه، کبد، قلب و پانکراس در انتظار چند نوع تصویربرداری هستهای به سر میبرم که هریک برای بدنم مضراتی دارند و مشخص نیست توان تحمل آنها را داشته باشم. حتی توان تحمل داروها و مکملها نیز در من تحلیل رفته، مثلا کمبود شدید ویتامین دی دارم اما با ترشح غیرطبیعی پاراتیرویید هم روبرو هستم و ذرهای ویتامین دی که مصرف میکنم عوارض هایپرکلسیمیا پیدا میکنم! یک لامپ UVB مخصوص خزندگان در بند گرفتم شاید جواب بدهد😑 هنگامی که همیوستاسیس بدن برهم بخورد به جای خود آوردن آن بسیار دشوار میشود.
بدبختانه همین است که فرمودید, زمانیکه پیکر از تراز خود بیرون میرود, درست کردن آن دو چندان و بساکه بیشتر, سخت میشود .ویتامین D مینیازید, ولی توان گسارش آنرا ندارید. بهمان خوراک را مینیازید, ولی آلرژی پیدا کردهاید نمیتوانید بخورید! یک چرخهیِ اهرمنین که برون رفتن از آن بـُردباری و توش فراوان میگیرد, ولی بی هیچ گمانی شدنیست.
کمبود نمکی که گفتید یک گرفتاری بزرگتر هم برایتان بایستی درست کرده باشد, و آنهم کمآبیِ یاختهها باشد. به دید من بکوشید گسارش آبتان را به دقت دنبال کنید چه که تا زمانیکه نمک تن پایین باشد, اگر آب بیش از اندازه بخورید, یاختهها ورم میکنند, اگر کم بنوشید, تشنه میمانند و دچار کمآبی میشوند که سازوکارشان را بهم میزند, اینرو ناچار باید مقدار آبی که میگسارید را بدقّت دنبال کنید.
برای ویتامین D3, دوز ویتامین K2 را بالا ببرید که نقش اش همان بازگردآوری کلسیم و جابجایی به استخوانها است.
روی هر ۵۰۰۰ IU ویتامین D3, بروال 150µg ویتامین K2 MK-7 باید گسارده شود, شما میتوانید دوز آنرا روی 300µg ببرید که هنوز در آستانهی برتافت خود جای دارد. با پزشک اگر مشورت کنید یا نمیدانند K2 از بیخ چیست, یا شما را خواهند ترساند, ازینرو میتوانید روی 100µg بیاغازید که هیچگونه مشکلی درست نمیکند, و اگر از هایپرکلسیمیا پیشگرفت (که به گمان من میگیرد) دوز آن را اندک اندک بالاتر ببرید.
کمبود D باید نخستین چیزی باشد که درست میکنید, در نبود ویتامین D که در فرهود یک پیشسازِ پیامرسان (هورمون) باشد, سیستم ایمنیتان رسما لشکری خواهد بود افسارگریخته و نه تنها درست نمیتواند به درمان و پدافند بپردازد, بساکه خود آسیبهای گوناگون دیگر هم خواهد زد!
Ouroborosسپاس بابت کتابی که معرفی کردید. میکوشم آنرا بخوانم هرچند این روزها چندان دست و دلم به مطالعه نمیرود. به دوستان توصیه میکنم نصایح مهربد را گوش بگیرند که همچون من نشوند😁
ناچار بایست نسکی دیگر هم پیش بنهم: 
این نسک که نویسندهاش خود پزشک بوده, به نمونههایی میپردازد که پزشکان همواره نادیده گرفته و از آمار بیرون میاندازند و وامینمایند که هستی ندارند, کس بهمان بیماری "بیدرمان" را گرفته, به او میگویند که وصیتنامهاش را نوشته و خودش را آماده کند و او را با اندرزهای پزشکیِ خود, دو دوستی روانهی آن جهان میکنند.
به یاد بایست داشت که از بیخ, بیماری بیدرمان, هستومند, نیست. هر بیماریای که آن بیرون باشد, همواره میبینید که یک تا دو درسد بیمارانش, دستکم, از آن جان به در میبرند. این پرسش ناچار خب اینجا باید به میان بیاید که این یک تا دو درسد, چه کردهاند که خوب شدهاند؟ چه جادویی در کار است که نمونهوار ۹۸% بهمان چنگار را میگیرند وامیدهند, ولی یک اندک شماری بیماریاشان «خودبهخودی» درمان میشود؟
این نسک گیرا, دانشیکوار درست به همین دسته میپردازد و پرشمار نکته در خود دارد که به گمانم به کارتان میایند, چنانکه به کار من آمدند. نمونههای خوبی در نسک میابید از کسانیکه با دگرگونی راه و روش زندگی خود, در این گروه درمان گشتههایِ خودبهخودی میافتند و بیش از همه به این میپردازد که این دگرگونیها, فیزیکی و روانی, چه میباشند و چرا کارگر میشوند.
در پایان هم, به یاوههای پزشکان هیچ گوش ندهید که اگر هشیار نباشید, شما را بی هیچ شرمساریای روانهی آن جهان خواهند کرد.
کاربرد پزشکان امروزه, درست همینیست که دارید میانجامید, آزمایش + عملهای پزشکی. هر چه میتوانید آزمایشهای گوناگون را بابیمه و بیبیمه انجام دهید, و هوشوارهها را به جانشان بیاندازید, بی کوچکترین نگرانی, خودتان راهکار را میابید.
یاختههای پیکرتان نیز, بی کوچکترین گمانی, اگر ترازو را بسوی بهبود سنگین کنید, بیماریاتان را درمان خواهند کرد; همهی ترفند در این است که از چرخهیِ اهرمنین ترازو را بسویِ اهورایین, سنگینتر کنید, هتّا شده یک ng/mL هم ویتامین D خونتان را بالا ببرید, ترازو را اندکی سنگینتر, و به بخت بهبودتان, افزودهاید.