واژگشت ۲۰۲۵

برگ ۱۱ از ۱۲

Mehrbod #۵۰۳
Dariush

دوم آنکه بله، 3500 تن خستو است، اصلا سوپرخستو است!  با توجه به آنچه که من دیدم از نزدیک. اگر واقعا 3500 نفر بوده تعداد کشته ها، حقیقتا باید آفرین گفت به مدیریت جمهوری اسلامی! که البته بعید میدانم! من از 88 در تظاهرات بوده ام برادر، من با تظاهرات خیابانی ناآشنا نیستم، من در تهرانی که 5 میلیون نفر در آن راهپیمایی کردند حاضر بودم، من خشونت وحشیانه امنیتی ها را در خیابان دیده و تجربه کرده ام از نزدیک بر خلاف شما، در شیرازِ 89 بودم، در چهارشنبه سوری همان سال در رشت بودم، در تمام تظاهرات بعد از آن هم بودم ( 96 و 98) تا مهسا، خودم از فعالان درون اعتراضات بودم، سوابقم هم موجود است خواستی همینجا منتشر میکنم. در این اعتراضات اما من صرفا به عنوان شاهد حاضر بودم و فعال نبودم؛ آنچه من دیدم، جنگ شهری و خیابانی بود. هرگز در تمام عمرم، چه در ایران و چه در خارج از ایران، در خیابان و در تظاهرات چنین سطحی از خشونت را ندیدم. بر من این جوجه پروپاگانداها بی اثر است برادر.

آفرین, درست نکته همینجاست که شما نه تنها دارید میگویید ۳۵۰۰ تن (دستکم ۳۵ هزار تن) شماری نیست که کشته‌اند, بساکه آفرین هم میفرستید که آری, خوب کردند که این خس و خاشاک انقلابی را کشتند, امنیت نظام را به هم ریخته بودند!

نکته‌ی بامزّه اینکه در کنار آن میگویید, ما نظامی نیستیم‌ها! ما تنها میگوییم هر نظامی حق دارد مردمش را بکشد اگر امنیتش را بر هم بزنند! (ولی ما نظامی نیستیم, انگ نزنید!).

😀


Mehrbod

پس میبینید که این شمایید که از خودتان بیخود استوره میسازید و بدیهیتات را جای
جهانبینی ارزشمند جلوه میدهید, و تازه از رژیم هم هواداری میکنید و کشته‌های
رژیم را هم خون میشویید که نه! کجا, کی؟ کسی را نکشته اند, آن چند تا هم خودشان
کونشان میخارّید و کم مانده به رژیم دست مریزاد هم بگویید از برای کشت و کشتار.

پس باری دیگر: کشتن ۱۰۰۰ تن هم برای انقلاب و دست آویز شدن به بیگانگان بسنده میکند. بیگانگان که میگوییم هم از آسمان و کهکشان آندرومدا نیامده‌اند, همنژاد و آدم میباشند و در تاریخ هم تنها کشوری نبوده‌ایم و نیستیم که از بیگانه یاری گرفته باشد.

پس باز هم این شمایید که از بیگانه دیو ساخته‌اید و بر رژیم خونخوار جمهوری اسلامی آفرین میگویید. داستان شما درست داستان یاخته‌هاییست که مغز بیمار, با سیگار و الکل و دیوانه‌بازی‌هایش دارد همه‌ی پیکر را به نابودی میکشاند, ولی میگویید, نه, هر چه باشد یاخته‌های مغز خودمان اند! بهتر است از عامل بیگانه (پزشک) بپرهیزیم و بگذاریم یاخته‌های مغزمان, که هر چه باشد از جنس خودمان اند, سرنوشت این پیکر را روشن کنند.

Mehrbod #۵۰۴
Dariush

Who gives a shit what Mazdak said bro? Fuck that nigga... :))))

ازینرو که در جایگاه یکی از فرهیختگان برتر و هوادار کمونیست, ایشان هم فرنود (منطق) داشتند و همان بمب اتم را درست میدانستد.

Dariush

این گناه ما نیست که شما نخوانده و نمیدانید که اساسا لزومی به استفاده از بمب اتم برای تسلیم ژاپن نبود و امپراتور پیش از این داستانها اعلام تسلیم کرده بود و آمریکا صرفا برای زهر چشم گرفتن، آن هم نه در یک منطقه کم جمعیت بلکه در مرکز شهرهای پرجمعیت، آن هم نه یکبار که دو بار استفاده کرد. عرض کردم، شیفتگی به برده وار و خاضعانه ایرانی جماعت به هرآنچه غرب کرد و نکرد عجیب جالب است. زحمت توجیه اخلاقی استفاده از بمب اتم را هم نمیزارد ارباب بکشد! Good Goy :)))) سرور حتما حق داشته، حتما یه چی میدونسته یا دیده، حتما اون میفهمیده که باید اتم بزنه توی منطقه شهری و 100 هزار نفر در همون لحظه اول بخار بشن و بعد بصورت معیان برگردند به زمین! حتما توی مدرسه میناب موشک بوده که آمریکا زده؛ حتما تو بیمارستان گاندی لانچر بوده که اسرائیل زده، پالایشگاه نفت تهران رو زدن و فاجعه زیست محیطی درست کردن به اندازه چندین نسل، حتما سپاهی ها داشتن ازش استفاده میکردن، وگرنه چی؟ :)))))

پست‌دام (Potsdam) کدامست, پست‌دام بار کیست؟
کم مانده تاریخ همسده‌ی خودمان را هم دست ببرید, گویا از بیخ نمیدانید که ژاپن, هرگز پیش از بمب اتم تسلیم نشده بود, و هتّا پس از نخستین بمب  اتم هم تسلیم نمیشد که آمریکا را ناچار از زدن دوّمی کرد.

درست همینجاست که میگوییم از بیگانه دیو میسازید, و مرا یاد «آمریکا آمریکا, ننگ به نیرنگ تو»‌هایی می‌اندازید که از کودکی در مغزتان فرو کرده‌اند و روایت کارتونی برای ما می‌آورید که «آره, آمریکای خونخوار و بد, میخواست زهر چشم بگیرد و دو تا بمب اتم روی سر ژاپنی‌های بیچاره زد!»

Dariush

گناه ما نیست که شما تجاهل میورزید! من که عره و عوره و شمسی کوره رو نباید رفرنس بگیرم که، من به حرف و گزارش سازمانهای اطلاعاتی و آژانس انرژی اتمی کار دارم که همگی بارها و بارها، مخصوصا از بعد از برجام مکتوب، رسمی و شفاف اعلام کردند هیچ نشانه ای برای اینکه ایران بخاد بمب اتم بسازه پیدا نشده! اوکی؟ حتی تولسی گابارد که گمارده ترامپ بود در آخرین شنود خود در کنگره در سال 2025 هم این را واضح و شفاف تکرار کرد:

https://www.youtube.com/shorts/BW9015qzX3A

خسته نباشید. شما این اندازه مردم را یابو انگاشته‌اید که می‌پندارید این یاوه‌ها در گوش کسی فرو‌میرود؟ دم خروس را بباوریم یا سخن روباه را؟

ما هم بایست بباوریم که رژیم جمهوری السامی, با همه‌ی بی‌پولی و گرفتاری‌های گوناگون میلیارد میلیارد پول را هزینه‌ی پژوهش‌های اتمی میکند که به "انرژی صلح آمیز هسته‌ای» دست یابد 😀
بنازم به این دولت نازنین, که بیچاره در برابر "ظلم آمریکای جهانخوار" ایستادگی میکند و بیچاره تنها دنبال روشن کردن چراغ‌های خانه‌ی ماست 😀

Dariush

حالا من بشمرم به خاطر زوری فرو کردن اسرائیل در این منطقه چند کشور، مدنیت و چند صد میلیون زندگی در اردن، لیبی، مصر، لبنان، عراق، سوریه، ایران، آفریقا به گا رفتن؟ میخای در این مورد صحبت کنیم؟ میخای واقعا صحبت کنیم ایران تهدیدی برای جهان و بشریت است یا اسرائیل؟ 
به نظرت در کابینه کدام کشور بطور جدی مطرح شد که به غزه بمب اتم بزنیم یکباره و کلک را بکنیم؟ :))))

نخست اینکه, بد بودن اسراییل به خودی خود نمیگوید که برای ایران هم بد خواهد بود.
دوّم اینکه, این مسلمان‌های تروریستی که اسراییل برای من و شما شرّشان را کم میکند اشک ما را در نمیآورند و میبینید که ایرانیان هم بمانند غربی‌های ساده دنبال فلسطین و غزّه راه نیافتاده‌اند و دلشان برای این بیماران اسلام‌زده نمیسوزد.

Dariush

جالب آنکه او را از کابینه تعلیق نکردند به این دلیل که این چه کسشر وحشیانه و احمقانه ای بود که گفتی؟ بلکه به خاطر اینکه با سیاستهای اسرائیل مبنی بر اصل در ابهام نگه داشتن بمبهای هسته ای در تضاد بود :)))

یک سوال:
ایران و ترکیه از ازل همسایه بودند. ترکیه سکولار و عضو ناتو هم هست، هر دو رقابتها و فراز و نشیبهای خودشان را در روابطشان دارند. چطور است که هیچکدام از این دو نسبت به یکدیگر احساس تهدید وجودی ندارند، اما هر دو نسبت به اسرائیل این تهدید را احساس میکنند؟ کشورهای دیگر هم زیاد هستند البته، ولی فعلا به همین ترکیه بپردازیم. 

https://www.jpost.com/middle-east/article-904084

https://blog.prif.org/2026/07/20/israels-new-iran-whats-really-behind-the-armenian-genocide-recognition-vote-against-turkey/

عرض کردم، شما به آبسشن خارشگونه در مورد اسلام و جمهوری اسلامی مبتلا شده اید و جز این دو چیزی نمیبینید.

ترکیه تنها در نام سکولار است, با اردوغان روزبه‌روز هم دارد اسلامی‌تر میشود و همانا برادر اسلامی ج.ا. باشد.

فشار آورده شده به ترکیه هم برای ما روشن است, شما که دستکم باید سالی داشته باشید, اگر ندارید از پدر و مادر و بزرگانتان بپرسید ۷۰ سال پیش ترکیه چه روزگاری داشت و ترک‌ها پابرهنه در ایران چه جور کارگری میکردند و امروز چه روزگاری دارد, تا دستتان بیاید که چرا بوارون اسراییل, اسلامزدگی و واپس‌ماندگی ایران برای ترکیه چه اندازه سودمند است.
روشن است که ترکیه و "جمهوری اسلامی" هیچ تنشی با هم ندارند, یکی دارد ایران را میچاپد, دیگری از واپس‌ماندگی‌اش سود میبرد.

Anarchy #۵۰۵
Mehrbod

شادباش به یاران, خامنه‌ای و دودمانش به درک واصل گشتند 🤞🏻
به پیش‌بینی من این بی‌عرضه‌های مفتخور کمتر از ۴۸ ساعت دوام خواهند آورد.

یه توصیه غیر دوستانه به مهربدِ بی خرد دارم ... هر وقت فکر کردی سر سوزنی از سیاست میفهمی یه بار دیگه این جفنگی رو که چند ماه قبل نوشتی بخون و فکر کن چی شد که انقد حرف بی پایه ای زدی ...

اینو عین قرص و کپسول و شربت باید روزی یه بار نگاه کنی و به خودت بخندی !!

Ouroboros #۵۰۶
Dariush

من از 88 در تظاهرات بوده ام برادر، من با تظاهرات خیابانی ناآشنا نیستم، من در تهرانی که 5 میلیون نفر در آن راهپیمایی کردند حاضر بودم، من خشونت وحشیانه امنیتی ها را در خیابان دیده و تجربه کرده ام از نزدیک بر خلاف شما، در شیرازِ 89 بودم، در چهارشنبه سوری همان سال در رشت بودم، در تمام تظاهرات بعد از آن هم بودم ( 96 و 98) تا مهسا، خودم از فعالان درون اعتراضات بودم، سوابقم هم موجود است خواستی همینجا منتشر میکنم. در این اعتراضات اما من صرفا به عنوان شاهد حاضر بودم و فعال نبودم؛ آنچه من دیدم، جنگ شهری و خیابانی بود. هرگز در تمام عمرم، چه در ایران و چه در خارج از ایران، در خیابان و در تظاهرات چنین سطحی از خشونت را ندیدم. بر من این جوجه پروپاگانداها بی اثر است برادر

درود داریوش گرامی

کاملا درست است و این یک اعلان جنگ آشکارا توسط بخشی از جامعه به حکومت ج.ا بود و آنچه درپی آمد باید شکست نظامی آن بخش از جامعه تلقی بشود. آن هفته نخست اعتراضات که ج.ا دستپاچه و ترس‌خورده مرتب از حق مردم برای اعتراض سخن می‌گفت و تلاش می‌کرد به نحوی گستره آنرا محدود بکند به فقر و فلاکت، چپ و راست ویدیوی خشونت جنون‌آمیز معترضان بود که منتشر می‌شد و هزاران هزارن کامنت و لایک و شیر می‌خورد. هرکس هم تلاش می‌کرد بگوید حکومت ذاتا توانایی اعمال خشونت بیشتری دارد و آغاز چنین بازی‌ای از سوی تظاهرکننده خیابانی نوعی خودکشی‌ست محکوم به مزدوری می‌شد. اساسا ملت ایران دچار این اشتباه محاسباتی شده بودند که ج.ا رفتنی‌ست و یارای مقاومت در برابر حمله نظامی پیش‌رو را ندارد و اکنون هنگامه تسویه حساب با عناصر حکومت رسیده. مقصر این اشتباه محاسباتی هم روشنفکر و تحلیلگر و خبرنگار و ... بودند که در شناخت درست ج.ا به خطا رفته و آنرا بسیار شکننده‌تر از آنچه به راستی بود تصور و تصویر کرده بودند.

اما، و این یک امای بسیار مهمی‌ست که هرچه من تا این لحظه نوشتم را باطل می‌کند: اینرا هم نباید فراموش بکنید که جامعه مدنی ایران دچار سرخوردگی و شکست مطلق و تمام‌عیار شده بود و هیچ راهی بجز مبارزه مسلحانه و جنگ برای ترغیب حاکمیت به تغییر باقی نمانده بود. ملت ایران سی سال تلاش کرد از هر راه قابل تصوری که وجود دارد به حکومت چوپان‌زادگان سه‌پایی بفهماند که این ره که تو می‌روی به ترکستان است و ما نمی‌خواهیم با این قطار روبه سقوط شما به ته دره‌ی تداوم دشمنی با آمریکا و اسراییل برویم. این تلاشها از اصلاحات و تظاهرات سکوت و اعتصابات پراکنده تا تحریم انتخابات و رای دادن به دورترین شخص از نظام در تمام انتخابات و ... نمایان شده بود. ج.ا نه فقط کوچکترین وقعی به تلاشها و درخواستها و فریادها و التماسهای ملت نگذاشته بود، بلکه هر روز وقیح‌تر و متوهم‌تر می‌شد. همه ابزارها برای اصلاح یا ساقط کردن نظام ج.ا آزموده شده بود و تنها حمله خارجی و جنگ مسلحانه باقی مانده بود. سرخوردگی ملت ایران پس از حمله گسترده اسراییل و تداوم رژیم به تظاهر به «همه چیز بر طبق نقشه پیش می‌رود، اسراییل را شکست دادیم و هیچ تغییری در کار نخواهد بود» مردم را به آستانه جنون جمعی کشانده بود. همه می‌دانستند که گام بعدی، تنها گام باقی مانده که هنوز شکست آن آشکار نشده، ناگزیر باید اقدام مستقیم خشونتگرا باشد و حاکمیت فاسد موجود زبانی بجز خشونت نمی‌فهمد.

من نیز در برخی از این اعتراضات که نام بردید مشارکت داشتم و هربار به چشم خود دیدم که چگونه از ساعت نخست روز نخست عمال حکومت تجمعات را به خشونت کشانده و نتیجتا سطح عمومی خشونت را افزایش می دادند. همین عمال بعدتر، از آن خشونتی که خود آفریده بودند برای توجیه سرکوب شدیدتر معترضان بهره برداری تبلیغاتی میکردند. تصور بفرمایید که ده هزار نفر در یک میدانی برای اعتراض جمع شده‌اند. عمله‌جات حکومت با چوب و باتوم به جماعت حمله‌ور می‌شوند عده‌ای را کتکاری می‌کنند. بدیهی‌ست که تجمع ریزش هشتاد نود درصدی را تجربه می‌کند، اما آن ده بیست درصدی که باقی می‌مانند، رادیکال‌تر هستند و به تازگی کتک هم خورده‌اند. پس می‌روند سر کوچه پایینی و سطل آشغال آتش می‌زنند. یگان ویژه حرامزادگی می‌آید خشونت بیشتری به سطل آتش زن اعمال می‌کند، و باز ریزش بیشتری رخ می‌دهد، و باز کسانی که باقی مانده‌اند رادیکال‌تر و خشن‌تر می‌شوند و می‌روند سر کوچه پایینی بانک و ماشین پلیس آتش می‌زنند. در تمام این مراحل و فراتر از آنها، این حاکمیت است که مسوول شماره یک تشدید درگیری و ایجاد خشونت و ویرانی‌ست نه مردم. این حکومت است که گناه تک تک قربانیان، حتی آنانکه از میان عمال خودش قربانی شده‌اند را بر عهده دارد. این حکومت است که باید مسوولیت حقوقی و اجتماعی و اخلاقی کنترل سطح خشونت را گردن بگیرد. پس بله، خشونت این جنبش آخری زیاد و شدید بود، اما ثمره نیم قرن خریت بی‌پایان لاشخوران نظام بود.

سخن از حمله خارجی هم به عنوان امری که در ذات خود شر مطلق است چرند است. ما در ایران از زمان صفویه به استثنای یک وقفه کوتاه مدت در دوران زند و پلهوی، تحت حاکمیت یک قوم که خود را جدا از ملت ایران می‌داند و علنا از متحد خارجی برای کنترل و سرکوب و تغییر بافت جمعیتی و ساختار فرهنگی ملت ایران استفاده میکند روبرو بوده‌ایم. اینکه ملت ایران در تجاهل خود هرگز حاضر نیستند این نفرت قومی مذهبی علنی را به عنوان پدیده‌ای بالذات بپذیرند و در ظاهر و به قصد خودفریبی به افسانه ملت متحد ایران چنگ می‌زنند به این معنی نیست که در واقع امر متوجه خارجی بودن و خود-خارجی پنداشتن این قشر نمی‌شوند و دشمنی علنی نژادی دینی آنها را با خودشان احساس نمیکنند. سر بزنگاه حساس تاریخی که می‌رسد آنچه لازم است را، که خیانت به خاینان باشد، به درستی انجام می‌دهند. اما با شما موافقم که در شرایط کنونی جهان و این حمله خارجی به خصوص و این دشمن خارجی به خصوص بسیار بدتر از دشمن داخلی‌ست. اساسا در برابر اسراییل و آنچه در این چند سال مرتکب شده جمهوری اسلامی حکومت فرشتگان است! هرکس اینرا نمیبیند به قول شما عقده شخصی شدیدی از نظام ج.ا دارد که آنهم قابل درک است اما از اشتباه بودن مواضعشان کم نمی‌کند. بدبختی ماست که میان دو قوم حرامزاده گرفتار شده‌ایم.

Dariush #۵۰۷
Mehrbod

آفرین, درست نکته همینجاست که شما نه تنها دارید میگویید ۳۵۰۰ تن (دستکم ۳۵ هزار تن) شماری نیست که کشته‌اند, بساکه آفرین هم میفرستید که آری, خوب کردند که این خس و خاشاک انقلابی را کشتند, امنیت نظام را به هم ریخته بودند!

نکته‌ی بامزّه اینکه در کنار آن میگویید, ما نظامی نیستیم‌ها! ما تنها میگوییم هر نظامی حق دارد مردمش را بکشد اگر امنیتش را بر هم بزنند! (ولی ما نظامی نیستیم, انگ نزنید!).

😀


پس باری دیگر: کشتن ۱۰۰۰ تن هم برای انقلاب و دست آویز شدن به بیگانگان بسنده میکند. بیگانگان که میگوییم هم از آسمان و کهکشان آندرومدا نیامده‌اند, همنژاد و آدم میباشند و در تاریخ هم تنها کشوری نبوده‌ایم و نیستیم که از بیگانه یاری گرفته باشد.

پس باز هم این شمایید که از بیگانه دیو ساخته‌اید و بر رژیم خونخوار جمهوری اسلامی آفرین میگویید. داستان شما درست داستان یاخته‌هاییست که مغز بیمار, با سیگار و الکل و دیوانه‌بازی‌هایش دارد همه‌ی پیکر را به نابودی میکشاند, ولی میگویید, نه, هر چه باشد یاخته‌های مغز خودمان اند! بهتر است از عامل بیگانه (پزشک) بپرهیزیم و بگذاریم یاخته‌های مغزمان, که هر چه باشد از جنس خودمان اند, سرنوشت این پیکر را روشن کنند.

ببینید چه کسی به ما می‌گوید حتی 1000 هزار نفر هم زیادی است! برادر تو داری برای ما بمب اتم خوردن بر سر ملت را توجیه می‌کنی، بعد می‌گویی 1000 نفر هم خیلی هست؟! ما را گرفته‌ای مهربد؟

و اما در برابر دخالت خارجی یا کمک خارجی گرفتن من چند پرسش دارم، هم از شما و هم از امیر گرامی:

1- فرض کنید شما با کمک خارجی، توانستید

جمهوری

اسلامی را سرنگون کرده و رضا پهلوی را حاکم کنید. خب طبیعتا عده‌ای هم پس از آن هستند که با رضا پهلوی و شما مخالفند و فرض کنید آن وقت دیگر آمریکا ابرقدرت نیست، چین ابرقدرت است و این جماعت مخالف شما رفتند و از چینی‌ها کمک گرفتند برای حمله نظامی، کودتا و سرنگونی شما، آن وقت شما به این‌ها چه خواهید گفت؟ چطور می‌خواهید اینان را سر جای خود بنشانید؟ اصلا این چگونه حکومتی‌ست که وجودش را متکی بر خارجی است؟

2- اتکا به خارجی برای سرنگونی نظام داخلی مانند نزول است که در سودش با تو شریک و در ضررش، شما را به حال خود خواهد گذاشت. این اسرائیلی‌ها که می‌توان گفت تجسم شر مطلق هستند به گواه تمام آنچه در این سالها دیدیم؛ و به شهادت تمام آنها که واقفند به امور، صرفا به دنبال Failed State کردن ایران هستند ( مثلا نگاه کنید به مصاحبه جیک سالیوان مشاور امنیت ملی بایدن در این مورد)؛ اما شما اصلا بگو سوئیس! او با شما هم‌سرنوشت نیست برادر من؛ اگر کشورت تبدیل به mess شد، شبیه به لیبی شد، او راهش را میکشد و میرود، به همین سادگی؛ هزاران کیلومتر آنورتر است، چکار دارد ایرانی اینجا چه بلایی سرش می آید. مگر موقعی که داعشِ پرورده خودشان داشت کردها و کوبانی را قلع و قمع میکرد، آمریکا به تخمش گرفت؟! اساسا از بعد از جنگ عراق، ناتو و غرب به این نتیجه رسیدند چه کاریست برویم آنجا حکومت را براندازیم و بعد برایشان مدنیت بسازیم؟ سر را می‌زنیم و همچون مرغ سربریده، پر پر زدنش را تماشا می‌کنیم! چون فان‌تر است. مثل همانکاری که در لیبی کردند. بعد از اینکه کشور را از حکومت مرکزی ساقط کردند، مدت‌های مدید سازمان‌های مدنی جهانی هشدار میدادند که آقا بیایید این سد درنه را تعمیر کنید، این ترک برداشته و اگر فرو بریزد یک شهر به کلی نابود می‌شود! همان‌ها که برای آزادی و نجات مردم لیبی از یوغ معمر غذافی میلیاردها دلار خرج بمب و پرواز ممنوع کردن لیبی کرده بودند حاضر نشدند 100 هزار دلار برای نجات جان مردم این شهر هزینه کنند؛ سد شکست، در یک شب 10 هزار نفر ناپدید شدند، 5300 نفر کشته شدند و آن شهر عملا از روی زمین محو شد و تصاویر آخرالزمانی از او برجا ماند، شبیه به بازی Last of us! یا داستان طالبان؛ 20 سال با طالبان جنگیدند، آخرش دیدند دیگر نمی‌صرفد، طالبان پرو پلاس را برگرداند که هیچ، 7 میلیارد دلار پیشرفته‌ترین اسلحه را هم برایش به یادگار گذاشتند که دیگر هرگز هیچ گروهی در افغانستان و منطقه تخم نکند به طالبان چپ نگاه کند! حالا منِ ایرانی که قبلا با طالبان پاپتی همسایه بودم، الان با طالبانی باید زندگی کنیم که مسلح است به پیشرفته‌ترین سلاح‌های آمریکایی! چندتا مثال اینجوری میخواهید برایتان بیاورم؟

3- ایران شانس بسیار زیادی برای بگا رفتن در صورت از بین رفتن حکومت مرکزی دارد. آقا شما را سر جدتان، یکبار این نقشه‌ی ایران را بگذارید جلوی خودتان، کمی پیرامون این کشور و همسایگان سطح اول و دومش را ببینید! غیر از پاکستان و افغانستان و عراق که عملا کشورهای بی‌سروصاحابی هستند، ببینید مثلا نیروهای تحت حمایت امارات (RSF) در سودان چه جنایات عظیمی را پیش می‌برند، چنان کشتارهای دست جمعی آنجا می‌کنند که در تصاویر ماهواره‌ای، لکه‌های عظیم خون مشهود است! شما یک دقیقه فکر کنید اینها خواهند گذاشت شما دوباره حکومت مرکزی تشکیل دهید و کشوری به عظمت ایران را دوباره سرپا کنید! وانگهی، درون خود ایران هم پر از شکاف‌های قومی و گروهی است. مثلا شما فکر می‌کنید کردها یا بلوچ‌ها تن به سلطنت پهلوی خواهند داد؟! واقعا خیلی باید پرت باشید یا این کشور را نشناسید که فکر کنید به همین سادگی است. شما اصلا نگاه کنید به اتفاقات اوائل همین انقلاب اسلامی! از فرار رئیس جمهوری، ترورهای پی‌در‌پی در تهران، شورش کردها، جنگ عراق، کودتا، مجاهدین، ماجرای جانشین خمینی و ... حقیقتا معجزه بود که ایران دوباره توانست سر پا شود. و تازه خود اینها نشان میدهد که جمهوری اسلامی چه اندازه مقاوم است.

4- برای سرنوشت یک ملتی به عظمت 100 میلیون نفر، این به نظر شما ریسک بزرگی نیست؟ فرض کنیم آن Happy Case های شما رخ نداد، فرض کنیم زد و واقعا اسرائیل خواست ایران در موجودیتش نابود شود و شما محاسبات‌تان اشتباه بود؛ آمدیم و کشور برای همیشه اسیر درگیری‌های داخلی شد، تبدیل به یک Waste land شد و دیگر هرگز مدنیت نشد و چیزی شبیه به لیبی یا عراق یا سوریه شد. آن وقت چه؟ من احتمال میدهم با سقوط که این سناریو با سقوط جمهوری اسلامی به دست نیروی خارجی، 80 درصد محتمل است، شما اما اصلا بگو 10 درصد! باز ریسک برزگی برای ملتی به عظمت ایران نیست به نظر شما؟

For god sake, can we be serious for a mintue here? The stake is fucking HUGE!

5- آمدیم و جمهوری اسلامی نرفت! یعنی شما شورش کردی، ترامپ و نتانیاهو هم آمدند و جمهوری اسلامی هم نرفت! ترامپ و نتانیاهو هم بعد از ضربات پیاپی، بیخیال شدند و کنار رفتند. که به نظر هم می‌رسد همین سناریو بسیار محتمل است. فکر کرده‌اید چه می‌شود؟ ما می‌مانیم و جمهوری اسلامی که هر چه میشد بر سرش آوردند و نرفت! با آن جمهوری اسلامی که سالها در ترس شورش و جنگ میشد از او امتیازهایی گرفت با اعتماد به نفسی به سقف چسیبده میماند و ما! آن خارج‌نشین و آن آمریکایی و اسرائیلی که به تخمش هم نیست به من چه خواهد گذشت؛ اما من خواهم دید که چگونه سالها تلاش و مبارزه و هزینه دادنهای من در این سالها برای کسب همین اندک آزادی‌های فردی و اجتماعی برباد خواهد رفت؛ چرا که فرداروز پس از جنگ، مشخصا آنکس که توی خیابان بوده، آنکس که پشت لانچر بوده، آنکه در تنگه هرمز بوده، او که در ایست بازرسی بوده و ... اوست که صاحب انحصاری قدرت سیاسی میشود و راستش را بخواهید، طبیعتا کاملا هم حقش اوست، نه منی که روز دوم جنگ کاسه و کوزه را جمع کرد رفت در کوه های ماکلوان پناه گرفت! آن وقت است که آنها که دودل بودند، آنها که تردید هم داشتند به اقتضای غریزه روی اسب برنده شرط‌بندی می‌کنند و هم‌سنگر جمهوری اسلامی می‌شوند. آن وقت من یقه‌ی که را باید بگیرم؟ کدامیک از این خارج‌نشینان خواهد آمد و غیر از چس‌ناله در غربت حاضر می‌شود هزینه‌ی دیگری بدهد؟ تهش غیر از اینکه «عه! ببخشید حواسمون نبود» یا «تقصیر جمهوری اسلامیه» چه دست ما را خواهد گرفت؟

6- هر چه فکر می‌کنم جز این چیز دیگری نیست در بدترین حالت: بخشی از ایران تحت اشغال خارجی درخواهد آمد، بخشی دیگر در دست جمهوری اسلامی خواهد ماند، مناطقی مرزی مثل کرمانشاه و اهواز و ... در جنگهای ابدی خواهد بود. یعنی در واقع، چیزی شبیه سوریه سالهای پایانی بشار اسد ولی بسیار طولانی‌تر یا یمن امروز. یعنی چه؟ یعنی شما همان جمهوری اسلامی را همچنان خواهی داشت، بسیار فشلتر با درجات بسیار بیشتری بدبختی و فلاکت، یک بلای عظیم دیگر هم به آنها اضافه شده! متوجه هستید؟ وگرنه عزیزان من، اسرائیل 3 سال است در غزه که اندازه‌ی تهرانپارس است با یورش عظیم هوایی و زمینی و محاصره قرون وسطایی، هنوز حماس را نتوانسته کامل ریشه‌کن کند، شوخی‌تان گرفته؟ اینها حتی رفتند صدها نفر اعضای القاعده را استخدام کردند و ریختند توی غزه، به شب نرسید همگی سلاخی شدند! هنوز حزب الله در لبنان هست، انصارالله یمن را یک دهه کامل عربستان، امارات و بعد آمریکا و اسرائیل در چند نوبت در محاصره و بمبارانهای عظیم نگه داشتند، هنوز آنجاست که هیچ، تازه الان رفته روی Beast Mode :))))) خود اسرائیلی ها و آمریکایی ها هم این را میدانند، شما را من نمیدانم چطور فریفته اند. واقعا انتظارش را نداشتم.

من واقعا می‌توانم چالش‌ها و مسائل مربوط به این سناریو را تا فردا بشمارم، از بس که کودکانه و شبیه به لالایی است، ولی همین‌ها را خیلی دوست می‌دارم در موردشان بدانم که پاسخ‌تان چیست؟ جدا دوست دارم پاسخ این پرسشها را بدانم تا کمی دلگرم شوم مثل شما در این وضعیت تیره و تار؛ جدی با پاسخ به این پرسشها انگار دارید به من لطف میکنید و کمی آرامم میکنید :)))))

Dariush #۵۰۸
Anarchy

یه توصیه غیر دوستانه به مهربدِ بی خرد دارم ... هر وقت فکر کردی سر سوزنی از سیاست میفهمی یه بار دیگه این جفنگی رو که چند ماه قبل نوشتی بخون و فکر کن چی شد که انقد حرف بی پایه ای زدی ...

اینو عین قرص و کپسول و شربت باید روزی یه بار نگاه کنی و به خودت بخندی !!

اینکه چیزی نیست آنارشی جان!

مواردی که در تمام این سالها به ما به دروغ فرو شد:

1- خامنه ای بدل دارد!

2- خامنه ای به روسیه فرار کرده!

3- خامنه ای شده موشعلی و کیلومترها زیر زمین است!

4- با اولین بمب تمام سران نظام به روسیه خواهند رفت!

5- هزینه جنگ را مردم با جانشان میپردازند، سران نظام همگی در پناهگاه هستند!

6- جمهوری اسلامی 1 ساعت هم نمیتواند تنگه هرمز را ببندد!

7- جمهوری اسلامی یک روز هم در برابر آمریکا نمیتواند بایستد!

8- مدرسه میناب رو خود اینا زدن!

9- این موشکها همگی قارقارک هستند و آبگرمکن!

10- این سپاهیها همگی شکم گنده و پیزوری هستند، عمرا توان جنگیدن داشته باشن!

11- مردم بریزید مراکز اصلی نظام را از دست کسانی که سالهای سال در عراق و سوریه و لبنان با داعش و آمریکا و اسرائیل و ... جنگیدن بگیرید، شما میتونید؛ شما قوی هستید، کلاشینکف میدیم بهتون، هر چند که اونی که سالها در بدترین و خطرناکترین نقاط جهان جنگیده، همچنان دست خالی ده تای شما رو حریفه، ولی ما شما رو جاویدنام میکنیم، برید جلو.

12- خامنه ای هم مثل معمر قذافی یا صدام عشق قدرت و پوله یا هردوش یا یکیش( چقدر روی این سرمایه گزاری کردند که در ذهن ایرانی ساده لوح فرو کنندش).

یعنی من تا صبح میتوانم بشمارم واقعا ... والا ما هر چی جلوتر رفتیم دیدیم جمهوری اسلامی بیشتر راست بود و اینها بیشتر دروغ؛ و بعد هنوزم انتظار دارند ما با تحلیلها و محاسبات اینها پیش برویم:)))))))

Dariush #۵۰۹
Mehrbod

پست‌دام (Potsdam) کدامست, پست‌دام بار کیست؟
کم مانده تاریخ همسده‌ی خودمان را هم دست ببرید, گویا از بیخ نمیدانید که ژاپن, هرگز پیش از بمب اتم تسلیم نشده بود, و هتّا پس از نخستین بمب  اتم هم تسلیم نمیشد که آمریکا را ناچار از زدن دوّمی کرد.

درست همینجاست که میگوییم از بیگانه دیو میسازید, و مرا یاد «آمریکا آمریکا, ننگ به نیرنگ تو»‌هایی می‌اندازید که از کودکی در مغزتان فرو کرده‌اند و روایت کارتونی برای ما می‌آورید که «آره, آمریکای خونخوار و بد, میخواست زهر چشم بگیرد و دو تا بمب اتم روی سر ژاپنی‌های بیچاره زد!»

اصلا هم اینطور نیست. من عاشق فرهنگ آمریکا و غرب هستم و بسیار هم آن را میستایم. مخصوصا کمدی انگلیسی و صدالبته بخش بسیار مهمی از دانسته های امروز خودم را مدیون تمدن و تکنولوژی غربی میدانم و آن را سپاس مینهم. داستان من چیز دیگری بود که بعید میدانم توضیحش برای شما فایده ای داشته باشد مهربد جان.

در مورد پستدام، فقط یک پرسشی داشتم: اگر صرفا به دنبال پایان جنگ بودند، چرا به دنبال این بودند که یک شهر پرجمعیت اما دست نخورده را بمباران کنند؟ مثلا یک روستا یا شهری که از قبل بخشی از آن تخریب شده بود یا یک منطقه نظامی را نمیشد بمباران کرد؟ یعنی از همان ابتدا باید میرفتند سراغ مرکز یک شهر بمباران نشده و پرجمعیت؟

Dariush #۵۱۰
Mehrbod

خسته نباشید. شما این اندازه مردم را یابو انگاشته‌اید که می‌پندارید این یاوه‌ها در گوش کسی فرو‌میرود؟ دم خروس را بباوریم یا سخن روباه را؟

ما هم بایست بباوریم که رژیم جمهوری السامی, با همه‌ی بی‌پولی و گرفتاری‌های گوناگون میلیارد میلیارد پول را هزینه‌ی پژوهش‌های اتمی میکند که به "انرژی صلح آمیز هسته‌ای» دست یابد 😀
بنازم به این دولت نازنین, که بیچاره در برابر "ظلم آمریکای جهانخوار" ایستادگی میکند و بیچاره تنها دنبال روشن کردن چراغ‌های خانه‌ی ماست 😀

من که عرض کردم عزیزم، سخنان عره و عوره و شمسی کوره و مراد بوقی در اینترنشنال و توئیتر برایم اهمیتی ندارد؛ این ذاتگرایانه تحلیل کردن جمهوری اسلامی هم دیگر حنایش برای ما رنگی ندارد که جمهوری اسلامی و آخوند که فلان است و بیسار است، میخواهد اتم را برای امور مردم و زیرساخت توسعه دهد؟ با این تحلیلها تمام حکومتهای جهان را میتوان آخرالزمانی تحلیل کرد. 

من نگاه میکنم ببینم آنی که Intelligence عظیمی مثل CIA و NSA دارد چنانکه رنگ سوتین زن قالیباف را هم میداند، آنی درون تاسیسات هسته ای ناظر و دوربینهای مداربسته دارد، آنی که سالهاست دستش توی کار است و متخصص اینکار است چه میگوید. وگرنه نتانیاهو و پاپِتهای دستگاه پروپاگاندای او در من اثر ندارد.

الان تمام مناقشاتی که داریم روی 400 کیلو اورانیو غنی شده در ایران است، اوکی؟

فکر میکنید در برجام چقدر اورانیوم را ایرانیها دادند؟ 11 فاکینگ تُن!

این نمودار را ببین برادر:


آنجایی که نمودار کله کرده و صفر شده، آنجا برجام است! ایران کاملا و تماما به برجام پایبند بود برادر، آسمان ریسمان نباف. دیتا بیاور، Make a fucking argument، آخوند فلان است و بیسار است هم شد حرف؟ شعار فلان مشنگ و آن Nobody و مرگ بر اسرائیل گفتنها برای من سند نیست؛ کله را از توئتر و اینترنشنال کمی بیرون بیاور، مغز را از پروپاگاندای اسرائیل کمی تخلیه بفرما شاید چیزهایی جالبی دیدی :)))

برای من چه جالب است که ملت انتظار دارند من حرفهای CIA و آژانس بین المللی انرژی هسته ای که خودشان نماینده مستقیم و آموزش دیده CIA و قدرتهای جهانی هستند را باور نکنم، حرفهای مراد بوقی در اینترنشنال و فلان کسک در توئیتر یا تاکسی شهری را قبول کنم!

موضوع خیلی ساده است: اسرائیل هرگز نمیخواهد و نمیگذارد که روابط ایران و آمریکا عادی شود! او هرگز تمایلی به حضور یک قدرت رقیب در این منطقه ندارد. رسما هم گفته الان ایران، بعد ترکیه (فکر میکنید چرا آمریکا در تلاش است از ناتو خارج شود؟)، پس از آن هم قرار است بروند سراغ پاکستان.

ربطی به انقلاب هم ندارد، زمان شاه هم ایران را رقیب جدی خود میدید و تلاش داشت توجه آمریکا را از او به سمت خود برگرداند، مستنداتش هم هست، از جمله توجه کنید به مصاحبه سفیر ایران در زمان شاه در انگلیس در این مورد.

Dariush #۵۱۱
Mehrbod

نخست اینکه, بد بودن اسراییل به خودی خود نمیگوید که برای ایران هم بد خواهد بود.

مثال شما مثال کسی ست که در جنگل با کسی درگیر شده و ناگهان میبیند یک خرس گریزلی وحشیانه به دشمنش حمله کرده و دارد او را پاره پاره میکند و در این حین شروع میکند به پایکوپی و در آغوش گرفتن گریزلی :)

اینکه شما از فلسطینی و لبنانی، عرب و مسلمان بیزاری (که خب کاری نداریم، اما خود عجیب فاشیسمی است) و فکر میکنی که اسرائیل اینها را میزند که در نهایت خودش را از آزار آنها و تو را چنگال آنها برهاند، از آن دست توهماتی ست که احتمالا نیازمند تراپی است.

برادر شما میخواهی برای کافه ات هم شاگرد بگیری یک نگاهی به رزومه او نمیکنی؟ به فرض که اصلا او قبلا در دکان رقیبت شاگرد بوده و دکانش را آتش زده و همین باعث شده کار تو رونق بیشتری بگیرد؛ تو نمیگویی خب یک درصد اگر این آدم یک محاسباتی داشت که من از او بیخبر بودم یا دوباره فیریک زد و زد به سرش و دکان مرا هم آتش زد چه؟

بعد کی آخه؟ رضا پهلوی؟ :)))))

مهربد جان، به هر چی مقدس و نامقدس است قسم، رضا پهلوی زیادی برای این کارها کون‌سفید است! او را یک لقمه چپ میکنند. طرف کل دولت عریض و طویل آمریکا را دربست و یکجا هایجک کرده؛ بروید بخوانید و ببینید آقا، اینها تماما یک نظام مافیایی هستند؛ چه کسانی اسحاق رابین را ترور کردند؟ چه کسانی بزرگترین عملیاتهای فالس فلگ جهان را انجام داده اند؟ چه کسانی طرح صلح یاسر عرفات + بیل کلینتون + اسحاق رابین را سرنگون کردند؟ این مصاحبه تامس مسی نماینده جمهوری خواه مجلس آمریکا را ببینید با تاکر کارلسون، اینها کل کنگره و سنای آمریکا در دست گرفته اند؛ حرفهای خود ترامپ در مورد میریام ادلسون را ببینید؛ هر کاری دلشان بخواهد به آمریکا و با پول تکسِ شهروندان آمریکایی فورس میکنند؛ جنگ عراق، جنگ لیبی، جنگ سوریه، جنگ ایران و ... هیچ کدام از اینها جنگ آمریکا نبودند. خاطرات بوریس جانسون را بخوانید، شخص نتانیاهو در دستشویی او دستگاه شنود کار گذاشته( کرک و پشم برای آدم باقی نمیماند حقیقتا)! 
حالا من کاری به نسلکشی و جنایاتش ندارم؛ ولی شما با این جماعت میخواهید جمهوری اسلامی را براندازی کنید، بعد به او بگویید خب، دم شما گرم، خیلی کار تیمی قشنگ و خوبی بود، حالا دیگه نخود نخود هر کی رود خانه خود؟ برید دیگه با ما کار نداشته باشید؟ :)))))))))) جدی باورکردنی نیست این سطح از ساده لوحی.

Dariush #۵۱۲
Dariush

داشتم

Dariush

جمهوری

Mehrbod

ترکیه

ترکیه خر است، ایران خر است، اردن خر است، پاکستان خر است، عمان خر است، قطر خر است، یمن خر است، لبنان خر است، فلسطین خر است، لیبی خر است، عراق خر است، سوریه خر است، فقط اسرائیل در این منطقه خوب است و من اصلا مغزشویی‌شده توسط پروپاگاندای صهیونی و فاشیست یهودگرا و مسلمان‌ستیز نیستم 🤡.

Anarchy #۵۱۳
Ouroboros

درود داریوش گرامی

کاملا درست است و این یک اعلان جنگ آشکارا توسط بخشی از جامعه به حکومت ج.ا بود و آنچه درپی آمد باید شکست نظامی آن بخش از جامعه تلقی بشود. آن هفته نخست اعتراضات که ج.ا دستپاچه و ترس‌خورده مرتب از حق مردم برای اعتراض سخن می‌گفت و تلاش می‌کرد به نحوی گستره آنرا محدود بکند به فقر و فلاکت، چپ و راست ویدیوی خشونت جنون‌آمیز معترضان بود که منتشر می‌شد و هزاران هزارن کامنت و لایک و شیر می‌خورد. هرکس هم تلاش می‌کرد بگوید حکومت ذاتا توانایی اعمال خشونت بیشتری دارد و آغاز چنین بازی‌ای از سوی تظاهرکننده خیابانی نوعی خودکشی‌ست محکوم به مزدوری می‌شد. اساسا ملت ایران دچار این اشتباه محاسباتی شده بودند که ج.ا رفتنی‌ست و یارای مقاومت در برابر حمله نظامی پیش‌رو را ندارد و اکنون هنگامه تسویه حساب با عناصر حکومت رسیده. مقصر این اشتباه محاسباتی هم روشنفکر و تحلیلگر و خبرنگار و ... بودند که در شناخت درست ج.ا به خطا رفته و آنرا بسیار شکننده‌تر از آنچه به راستی بود تصور و تصویر کرده بودند.

اما، و این یک امای بسیار مهمی‌ست که هرچه من تا این لحظه نوشتم را باطل می‌کند: اینرا هم نباید فراموش بکنید که جامعه مدنی ایران دچار سرخوردگی و شکست مطلق و تمام‌عیار شده بود و هیچ راهی بجز مبارزه مسلحانه و جنگ برای ترغیب حاکمیت به تغییر باقی نمانده بود. ملت ایران سی سال تلاش کرد از هر راه قابل تصوری که وجود دارد به حکومت چوپان‌زادگان سه‌پایی بفهماند که این ره که تو می‌روی به ترکستان است و ما نمی‌خواهیم با این قطار روبه سقوط شما به ته دره‌ی تداوم دشمنی با آمریکا و اسراییل برویم. این تلاشها از اصلاحات و تظاهرات سکوت و اعتصابات پراکنده تا تحریم انتخابات و رای دادن به دورترین شخص از نظام در تمام انتخابات و ... نمایان شده بود. ج.ا نه فقط کوچکترین وقعی به تلاشها و درخواستها و فریادها و التماسهای ملت نگذاشته بود، بلکه هر روز وقیح‌تر و متوهم‌تر می‌شد. همه ابزارها برای اصلاح یا ساقط کردن نظام ج.ا آزموده شده بود و تنها حمله خارجی و جنگ مسلحانه باقی مانده بود. سرخوردگی ملت ایران پس از حمله گسترده اسراییل و تداوم رژیم به تظاهر به «همه چیز بر طبق نقشه پیش می‌رود، اسراییل را شکست دادیم و هیچ تغییری در کار نخواهد بود» مردم را به آستانه جنون جمعی کشانده بود. همه می‌دانستند که گام بعدی، تنها گام باقی مانده که هنوز شکست آن آشکار نشده، ناگزیر باید اقدام مستقیم خشونتگرا باشد و حاکمیت فاسد موجود زبانی بجز خشونت نمی‌فهمد.

من نیز در برخی از این اعتراضات که نام بردید مشارکت داشتم و هربار به چشم خود دیدم که چگونه از ساعت نخست روز نخست عمال حکومت تجمعات را به خشونت کشانده و نتیجتا سطح عمومی خشونت را افزایش می دادند. همین عمال بعدتر، از آن خشونتی که خود آفریده بودند برای توجیه سرکوب شدیدتر معترضان بهره برداری تبلیغاتی میکردند. تصور بفرمایید که ده هزار نفر در یک میدانی برای اعتراض جمع شده‌اند. عمله‌جات حکومت با چوب و باتوم به جماعت حمله‌ور می‌شوند عده‌ای را کتکاری می‌کنند. بدیهی‌ست که تجمع ریزش هشتاد نود درصدی را تجربه می‌کند، اما آن ده بیست درصدی که باقی می‌مانند، رادیکال‌تر هستند و به تازگی کتک هم خورده‌اند. پس می‌روند سر کوچه پایینی و سطل آشغال آتش می‌زنند. یگان ویژه حرامزادگی می‌آید خشونت بیشتری به سطل آتش زن اعمال می‌کند، و باز ریزش بیشتری رخ می‌دهد، و باز کسانی که باقی مانده‌اند رادیکال‌تر و خشن‌تر می‌شوند و می‌روند سر کوچه پایینی بانک و ماشین پلیس آتش می‌زنند. در تمام این مراحل و فراتر از آنها، این حاکمیت است که مسوول شماره یک تشدید درگیری و ایجاد خشونت و ویرانی‌ست نه مردم. این حکومت است که گناه تک تک قربانیان، حتی آنانکه از میان عمال خودش قربانی شده‌اند را بر عهده دارد. این حکومت است که باید مسوولیت حقوقی و اجتماعی و اخلاقی کنترل سطح خشونت را گردن بگیرد. پس بله، خشونت این جنبش آخری زیاد و شدید بود، اما ثمره نیم قرن خریت بی‌پایان لاشخوران نظام بود.

سخن از حمله خارجی هم به عنوان امری که در ذات خود شر مطلق است چرند است. ما در ایران از زمان صفویه به استثنای یک وقفه کوتاه مدت در دوران زند و پلهوی، تحت حاکمیت یک قوم که خود را جدا از ملت ایران می‌داند و علنا از متحد خارجی برای کنترل و سرکوب و تغییر بافت جمعیتی و ساختار فرهنگی ملت ایران استفاده میکند روبرو بوده‌ایم. اینکه ملت ایران در تجاهل خود هرگز حاضر نیستند این نفرت قومی مذهبی علنی را به عنوان پدیده‌ای بالذات بپذیرند و در ظاهر و به قصد خودفریبی به افسانه ملت متحد ایران چنگ می‌زنند به این معنی نیست که در واقع امر متوجه خارجی بودن و خود-خارجی پنداشتن این قشر نمی‌شوند و دشمنی علنی نژادی دینی آنها را با خودشان احساس نمیکنند. سر بزنگاه حساس تاریخی که می‌رسد آنچه لازم است را، که خیانت به خاینان باشد، به درستی انجام می‌دهند. اما با شما موافقم که در شرایط کنونی جهان و این حمله خارجی به خصوص و این دشمن خارجی به خصوص بسیار بدتر از دشمن داخلی‌ست. اساسا در برابر اسراییل و آنچه در این چند سال مرتکب شده جمهوری اسلامی حکومت فرشتگان است! هرکس اینرا نمیبیند به قول شما عقده شخصی شدیدی از نظام ج.ا دارد که آنهم قابل درک است اما از اشتباه بودن مواضعشان کم نمی‌کند. بدبختی ماست که میان دو قوم حرامزاده گرفتار شده‌ایم.

با درود به دوست قدیمی . خوشحالم دوباره اینجا میبینمت .

@Dariush

درود به داریوش گرامی ...

دمت گرم. از پارسال تا الان من دارم تقریبا همین ها رو میگم در این تاپیک. متاسفانه فهم مهربد از سیاست با ساده لوحی و بی سوادی عمیق و عجیبی همراهه و حالا که نمیتونه درک کنه چرا ما این گونه به ظاهر متفاوت از قبل مینویسیم به من انگ آقا زاده بودن زده، ولی به تو تخفیف داد گفت از اوین آزاد شدی 😂 ... حقیقتا نمیدنم باید بخندم یا گریه کنم !!

حتی برای من عجیبه که امیر هم میگه حمله خارجی شر مطلق نیست و دلیلش هم مثلا استناد به حوادث دوران صفویه اس !

فقط یک قلم تفاوت پیش پا افتاده این دوران با اون دوران ، قدرت تخریب سلاح های ابرقدرت جهان و بلاهایی که میتونه در کسری از ثانیه به سر زیر ساخت ها و محیط زیست ایران و ایرانی بیاره هست.

البته دستپخت و نمونه کار این کمک های خارجی رو از سال ۲۰۰۲ تا الان در منطقه خودمون دیدیم . نمونه کارشون در کودتاها و انگولک کردن کشورهای مختلف دیدیم، بعد اینها رو ول کنیم و بریم سند از دوران صفویه و اینها بیاریم ؟!

خیلی عجیبه برام این حرف ها ...

بعد چطور در تفسیر وقایع ۱۸ و ۱۹ دی اشاره به نقش موساد چه از نظر حضور میدانی و چه جنگ روانی بزرگی که از طریق انواع رسانه های مزدورش در ماه ها و هفته های منتهی به این دو روز کرد نمیشه ؟

این که از طریق مزدوران رسانه ای و سیاسی خودشون مدام تبلیغ کردند که دستگاه سرکوب فروریخته و برید مراکز حکومتی رو تسخیر کنید و کمک های عمو ترامپ در راه است !!

داستان اون ۲ روز داستانی که امیر میگه عده ای باتوم خوردن و به مرور رادیکال شدن نیست ...

نیت ایجاد آشوب و کشته سازی حداکثری از مردم ایران بود تا سناریو به همونجایی برسه که رسید.

بزرگنمایی وحشتناک در تعداد کشته ها هم در همون سناریو قابل فهم میشه .

حالا ما اینها رو بگیم ما رو متهم به خون شویی میکنن که حتی همین هم بخشی از تلاش های اتاق فکر موساد برای ایجاد شکاف در مردم ایرانه . هر صدایی که بخواد بگه انتهای این داستان میتونه شرایطی ده ها برابر بدتر از امروز ایران باشه رو اتاق فکر موساد از طریق مزدوران رسانه ایش به عنوان آقا زاده و خون شو و چپول و فلان و بهمان معرفی میکنه ...

این که عده ای از مردم ایران تازه آتئیست و ضد مذهب شدن بعد تحت تاثیر همون اتاق فکر موساد ۸ ماهه هر روز به سبک شیعه جماعت که ۱۴ قرنه عزادار کشته های کربلاست ، اشک و آه برای جاویدنام های دی ماه داره و دچار فلج احساسی و منطقی شده اما متوجه نقشه بزرگتری که در جریانه نمیشه هم واقعا عجیبه .

به هر حال امیدوارم کشور از این مهلکه به سلامت عبور کنه. آرزویی جز زندگی خوب و رفاه و آزادی برای مردم کشورم ندارم .

Mehrbod #۵۱۴
Anarchy

یه توصیه غیر دوستانه به مهربدِ بی خرد دارم ... هر وقت فکر کردی سر سوزنی از سیاست میفهمی یه بار دیگه این جفنگی رو که چند ماه قبل نوشتی بخون و فکر کن چی شد که انقد حرف بی پایه ای زدی ...

اینو عین قرص و کپسول و شربت باید روزی یه بار نگاه کنی و به خودت بخندی

!!

این هم گناه ما نیست شما هوش نمیکنید, بجا ماندن رژیم نه از برای "ارتش نیرومند" او, که از برای معامله‌گری ترامپ است, گرنه رهبر رژیم رکورد تاریخی در نیست شدن در همان دقیقه‌ی نخست جنگ را در تاریخ جهان از آن خود کرد. هر بار هم اینرا از نو میگوییم, باز میگویید "نه, دیدی جمهوری اسلامی نیست نشد؟ پس آخوند خوبه!"

اینکه دیگر سرنوشت ما افتاده دست مشتی انیرانی تاوان بی‌دست و پایی ما, و لغزش نیاکان ماست. هر آینه, پایان داستان هم نیست و جهان نیست نشده است, تا زمانیکه خرد و آگاهی ایرانیان بجا مانده و هشیارانه بدانیم که در چه بازه‌‌ای باشیم و چه جایگاهی داریم, هر دم و هر به دست‌یافتی هر اندازه خرد, همچنان بختی بزرگ و بسزا برای دگرگون کردن فرجام داستان به سود خود خواهیم داشت.

Mehrbod #۵۱۵
Dariush

ببینید چه کسی به ما می‌گوید حتی 1000 هزار نفر هم زیادی است! برادر تو داری برای ما بمب اتم خوردن بر سر ملت را توجیه می‌کنی، بعد می‌گویی 1000 نفر هم خیلی هست؟! ما را گرفته‌ای مهربد؟

من نمیدانم شما از بیخ این دو را چجوری یکسان گرفته‌اید. کشتن که به خود خود نمیگوید بد است, کشتن نازی‌هایی که داشتند جهان را به ویرانی میکشاندند نه تنها بد نیست, که سزاوار آفرین هم است.

کشتن ۱۰۰۰ تن از مردمی که پس از ۴۰ سال اندی, خودشان را به در و دیوار زده‌اند, از هر راهی رفته‌اند, اعتراض نرم و گرم و سرد و سبز و بنفش و ... کرده‌اند و همچنان سرکوب و کشتار شده‌اند, نه تنها ۹۹۹ تن بیشتر از نیاز برای واژگشت و نیست کردن رژیم است, که کوچکترین جای بخشودگی‌ای در خود ندارد. در این دیدگاه, شما نمیتوانید به رژیم پروانه‌ی خودپایی (صیانت از نفس) بدهید, پروانه‌ای که هر رژیمی پیشگزین برای خود دارد و نمیتواند در برابر هر جنبشی کوتاه بیاید, ولی رژیم اسلامی آنرا دستکم ۳۰ سالی میشود که از دست داده.

پس میبینید که این بازی شما و آنارشی روی کوچک جازدن و دروغ نامیدن شمار کشتگان, که با فرنود دودوتایی بالاتر به شما گفتم, جاییکه رژیم اسلامی خودش به ۳۵۰۰ شمار خستو است, ما میدانیم دستکم ده‌برابر بوده است از دهشت آنچه رخ داده است نمیکاهد, تنها شما را خونشوی رژیم میکند.

Dariush

و اما در برابر دخالت خارجی یا کمک خارجی گرفتن من چند پرسش دارم، هم از شما و هم از امیر گرامی:

1- فرض کنید شما با کمک خارجی، توانستید

جمهوری

اسلامی را سرنگون کرده و رضا پهلوی را حاکم کنید. خب طبیعتا عده‌ای هم پس از آن هستند که با رضا پهلوی و شما مخالفند و فرض کنید آن وقت دیگر آمریکا ابرقدرت نیست، چین ابرقدرت است و این جماعت مخالف شما رفتند و از چینی‌ها کمک گرفتند برای حمله نظامی، کودتا و سرنگونی شما، آن وقت شما به این‌ها چه خواهید گفت؟ چطور می‌خواهید اینان را سر جای خود بنشانید؟ اصلا این چگونه حکومتی‌ست که وجودش را متکی بر خارجی است؟

شما نیم‌نگاهی به تاریخ جهان بیاندازید, در همین جنگ جهانی چه شمار کشوری که به یاری نیروی بیگانه توانستند خودشان را از چنگ نازی‌ها برهانند, و هتّا خود آلمان, پس از شکست ارتش نازی‌ها, باز هم یگانگی خاک خود را از دست نداد و آلمان شرقی و غربی نیز در سرانجام کار, دوباره به هم پیوستند و آلمان نوین را به قطب اقتصادی اروپا بدل کرد.

ازینرو, این ترس و پروایی که شما از نیرونی بیرونی و بیگانه دارید, در جهان امروز خطری بسیار کمرنگ‌تر از جهان دیروز است, بویژه با این دوز از تئوری توطئه‌ای که شما دارید, گویی چند تن آن بیرون نشسته باشند و با مدیرت فرزام, سرنوشت جهان را بریسند, هستی ندارد و شوربختانه این یکی از ویروس‌هایی‌ست که از دیرباز در فرهنگ ما ریشه دوانده و همانا فرهنگ باباجان ناپلئونی باشد.

Dariush

2- اتکا به خارجی برای سرنگونی نظام داخلی مانند نزول است که در سودش با تو شریک و در ضررش، شما را به حال خود خواهد گذاشت. این اسرائیلی‌ها که می‌توان گفت تجسم شر مطلق هستند به گواه تمام آنچه در این سالها دیدیم؛ و به شهادت تمام آنها که واقفند به امور، صرفا به دنبال Failed State کردن ایران هستند ( مثلا نگاه کنید به مصاحبه جیک سالیوان مشاور امنیت ملی بایدن در این مورد)؛ اما شما اصلا بگو سوئیس! او با شما هم‌سرنوشت نیست برادر من؛ اگر کشورت تبدیل به mess شد، شبیه به لیبی شد، او راهش را میکشد و میرود، به همین سادگی؛ هزاران کیلومتر آنورتر است، چکار دارد ایرانی اینجا چه بلایی سرش می آید. مگر موقعی که داعشِ پرورده خودشان داشت کردها و کوبانی را قلع و قمع میکرد، آمریکا به تخمش گرفت؟! اساسا از بعد از جنگ عراق، ناتو و غرب به این نتیجه رسیدند چه کاریست برویم آنجا حکومت را براندازیم و بعد برایشان مدنیت بسازیم؟ سر را می‌زنیم و همچون مرغ سربریده، پر پر زدنش را تماشا می‌کنیم! چون فان‌تر است. مثل همانکاری که در لیبی کردند. بعد از اینکه کشور را از حکومت مرکزی ساقط کردند، مدت‌های مدید سازمان‌های مدنی جهانی هشدار میدادند که آقا بیایید این سد درنه را تعمیر کنید، این ترک برداشته و اگر فرو بریزد یک شهر به کلی نابود می‌شود! همان‌ها که برای آزادی و نجات مردم لیبی از یوغ معمر غذافی میلیاردها دلار خرج بمب و پرواز ممنوع کردن لیبی کرده بودند حاضر نشدند 100 هزار دلار برای نجات جان مردم این شهر هزینه کنند؛ سد شکست، در یک شب 10 هزار نفر ناپدید شدند، 5300 نفر کشته شدند و آن شهر عملا از روی زمین محو شد و تصاویر آخرالزمانی از او برجا ماند، شبیه به بازی Last of us! یا داستان طالبان؛ 20 سال با طالبان جنگیدند، آخرش دیدند دیگر نمی‌صرفد، طالبان پرو پلاس را برگرداند که هیچ، 7 میلیارد دلار پیشرفته‌ترین اسلحه را هم برایش به یادگار گذاشتند که دیگر هرگز هیچ گروهی در افغانستان و منطقه تخم نکند به طالبان چپ نگاه کند! حالا منِ ایرانی که قبلا با طالبان پاپتی همسایه بودم، الان با طالبانی باید زندگی کنیم که مسلح است به پیشرفته‌ترین سلاح‌های آمریکایی! چندتا مثال اینجوری میخواهید برایتان بیاورم؟

نخست اینکه, همینکه شما با "تجسم شر مطلق" اندیشه‌تان را میآغازید نشان میدهد که دیدگاهی سوگیرانه و ناواقع‌بینانه دارید, همین رفتار را سرکار آنارشی هم دارد که به اسراییل و آمریکا که میرسد, ناگاه این دو شر مطلق میشوند و رژیم اسلامی "آن اندازه‌ها هم بد نیست". 
دوّم اینکه, در همسنجی با رژیم خونخوار اسلامی, نه, بوارونه آنچه گفتید, نه اسراییل نه آمریکا تجسم شر مطلق نیستند, اگر نهادی اینجا به شر مطلق بخواهد نزدیک باشد, همانا کره‌ی شمالی و همین جمهوری اسلامی خودمان خواهد بود ( که از دیدگاه من, همین رژیم اسلامی هم شر مطلق نبوده و نیست ولی این بیرون از گفتارمان باشد).

نکته‌ی دوّم, ما داشته‌ایم - از هم‌اندیشان شما - که جنگ آمریکا با طالبان به سود افغانستان یا نمیدانم عراق نبود, ولی روشن نیست چرا به میان نمیاید که ایران و افغانستان دستکم ۵۰ سالی دگرسانی‌ای فرهنگی با هم دارند. نمونه‌وار, من هنوز که هنوز است, پس از این همه سال در کشورهای گوناگون پیش نیامده که افغانی ببینم که اسلام را براستی کنار گذاشته باشد, ولی کمتر ایرانی‌ای دیده‌ام که هنوز مسلمان باشد. این اگر دگرسانی فرهنگی نیست, پس چیست؟
به دیگر زبان, اگر همان دخالتی که آمریکا در افغانستان کرد, در ایران میکرد, نمیتوانیم با گمان بسیار بالا بگوییم به سود ایران میبود؟
چجور است که عراق و عراقی‌ای که ۳ زادمان آنورتر در آمریکا هنوز در بند اسلام می‌زیوند میشود سنجه‌ی ما که بگوییم همان برآیند را در ایران خواهیم گرفت؟

و در دست دیگر, این دگر چه چشمداشتی‌ست که آمریکا بیاید, هزینه بکند, کشته بدهد, پول هم تازه از جیب بدهد و کشور بیگانه را آباد کند؟ میخواهید چهار تا خانم هم برایتان بیاورد؟ شما باید بپذیرید که دخالت بیگانه برابر است با سالها "باج" دادن, از دست دادن بخشی از زیرساخت‌ها, پس‌رفتی برای چندین و چندسال و آری, ریسک‌های گوناگونی همچون از دست دادن یکپارچگی خاک کشور و بسیاری دیگر. نکته اینجاست که ما این را در در جایگاه ریسکی سنجیده میگزینیم, جاییکه هر راهی را آزموده‌ایم و پاسخی نگرفته‌ایم, واپسین راهکاری که دیگر میدانیم همین است و بس, و دگرگزین ما چیزی نیست جز همان باج دادن رژیم اسلامی به روسیه و چین, از دست دادن همان زیرساخت‌ها از روی بی عرضگی و خردباختگی‌ای رژیم, و نابودی اقتصادی کشور که هماکنون نیز به دمب خود دارد میرسد و با دلار نمیدانم ۲۵۰ هزار تومانی چیزی دیگر به پایانش نمانده باشد. با رژیمی که به هیچ زبانی کوتاه نیامده و با بی‌خردی کشور را بسوی نابودی قطعی میبرد, در برابر این دگرگزین, ما در فرهود چاره‌ای هم نداریم جز همان ریسک و دست آویختن به ۷۰% بخت. باید این را هوش کرد که در چنین جایگاهی, "ریسک نکردن" بزرگترین ریسک به شمار میاید.


Dariush

3- ایران شانس بسیار زیادی برای بگا رفتن در صورت از بین رفتن حکومت مرکزی دارد. آقا شما را سر جدتان، یکبار این نقشه‌ی ایران را بگذارید جلوی خودتان، کمی پیرامون این کشور و همسایگان سطح اول و دومش را ببینید! غیر از پاکستان و افغانستان و عراق که عملا کشورهای بی‌سروصاحابی هستند، ببینید مثلا نیروهای تحت حمایت امارات (RSF) در سودان چه جنایات عظیمی را پیش می‌برند، چنان کشتارهای دست جمعی آنجا می‌کنند که در تصاویر ماهواره‌ای، لکه‌های عظیم خون مشهود است! شما یک دقیقه فکر کنید اینها خواهند گذاشت شما دوباره حکومت مرکزی تشکیل دهید و کشوری به عظمت ایران را دوباره سرپا کنید! وانگهی، درون خود ایران هم پر از شکاف‌های قومی و گروهی است. مثلا شما فکر می‌کنید کردها یا بلوچ‌ها تن به سلطنت پهلوی خواهند داد؟! واقعا خیلی باید پرت باشید یا این کشور را نشناسید که فکر کنید به همین سادگی است. شما اصلا نگاه کنید به اتفاقات اوائل همین انقلاب اسلامی! از فرار رئیس جمهوری، ترورهای پی‌در‌پی در تهران، شورش کردها، جنگ عراق، کودتا، مجاهدین، ماجرای جانشین خمینی و ... حقیقتا معجزه بود که ایران دوباره توانست سر پا شود. و تازه خود اینها نشان میدهد که جمهوری اسلامی چه اندازه مقاوم است.

4- برای سرنوشت یک ملتی به عظمت 100 میلیون نفر، این به نظر شما ریسک بزرگی نیست؟ فرض کنیم آن Happy Case های شما رخ نداد، فرض کنیم زد و واقعا اسرائیل خواست ایران در موجودیتش نابود شود و شما محاسبات‌تان اشتباه بود؛ آمدیم و کشور برای همیشه اسیر درگیری‌های داخلی شد، تبدیل به یک Waste land شد و دیگر هرگز مدنیت نشد و چیزی شبیه به لیبی یا عراق یا سوریه شد. آن وقت چه؟ من احتمال میدهم با سقوط که این سناریو با سقوط جمهوری اسلامی به دست نیروی خارجی، 80 درصد محتمل است، شما اما اصلا بگو 10 درصد! باز ریسک برزگی برای ملتی به عظمت ایران نیست به نظر شما؟

For god sake, can we be serious for a mintue here? The stake is fucking HUGE!

کشوری که تا تقی به توقی خورده بخواهد یکپارچگی‌اش از را دست بدهد, همان بهتر که از دست بدهد. بوارون شما این واپسین نگرانی من است, چراکه چنانکه میگویند, شما نمیتوانید مرده را به زور زنده نگهدارید.

اینکه ما دست به سیاه و سفید نزدیم و ریسک نکنیم که مبادا بهمان و بیسار نشود, درست همان چیزی‌ست که رژیم اسلامی از شما میخواهد و نزدیک به ۳۰ سالی میشود که چیزی جز این هم در جایگاه "دست‌آورد‌هایِ ما" از خود ندارد, در کنار آن "امنیت شما را فراهم آورده‌ایم" هم بود که چندیست این یکی را دیگر به زبان نمیآورد و به "ما نباشیم, ایران پاره پاره میشود" کوتاه کرده است.

در جایگاه فلسفی به شما باری دیگر میگویم, یا شما باید به چسب‌های نیرومند فرهنگی و زبانی که ایرانیان را گرد هم آورده دلگرم و دلاستوار باشید, یا اینکه از بیخ بپذیرید که کشور را با چسب نواری به هم چسبانده‌اند که با کوچکترین تنشی پاره پاره میخواهد بشود, همانا از دید فرنودین امروز نشود, فردا میشود, پس مرگ یک بار, شیون یک بار.

بزرگی و ارج از فرهنگ, زبان, و آیین‌های همباز میاید و در کنار آن,, مِهند‌ترین آن, اقتصاد شکوفا. اینکه از بیخ ما فرایافتی به نام "کشور" داریم برای این است که یک گروهی گرد هم آمده‌اند و گفته‌اند ما اگر همگی زیر یک پرچم برویم بخت بالاتری برای زیست بهتر و باشکوه‌تر خواهیم داشت, و زبان و فرهنگ و آیین‌ها چسب‌های این "انگیزه" باشند.

Dariush

5- آمدیم و جمهوری اسلامی نرفت! یعنی شما شورش کردی، ترامپ و نتانیاهو هم آمدند و جمهوری اسلامی هم نرفت! ترامپ و نتانیاهو هم بعد از ضربات پیاپی، بیخیال شدند و کنار رفتند. که به نظر هم می‌رسد همین سناریو بسیار محتمل است. فکر کرده‌اید چه می‌شود؟ ما می‌مانیم و جمهوری اسلامی که هر چه میشد بر سرش آوردند و نرفت! با آن جمهوری اسلامی که سالها در ترس شورش و جنگ میشد از او امتیازهایی گرفت با اعتماد به نفسی به سقف چسیبده میماند و ما! آن خارج‌نشین و آن آمریکایی و اسرائیلی که به تخمش هم نیست به من چه خواهد گذشت؛ اما من خواهم دید که چگونه سالها تلاش و مبارزه و هزینه دادنهای من در این سالها برای کسب همین اندک آزادی‌های فردی و اجتماعی برباد خواهد رفت؛ چرا که فرداروز پس از جنگ، مشخصا آنکس که توی خیابان بوده، آنکس که پشت لانچر بوده، آنکه در تنگه هرمز بوده، او که در ایست بازرسی بوده و ... اوست که صاحب انحصاری قدرت سیاسی میشود و راستش را بخواهید، طبیعتا کاملا هم حقش اوست، نه منی که روز دوم جنگ کاسه و کوزه را جمع کرد رفت در کوه های ماکلوان پناه گرفت! آن وقت است که آنها که دودل بودند، آنها که تردید هم داشتند به اقتضای غریزه روی اسب برنده شرط‌بندی می‌کنند و هم‌سنگر جمهوری اسلامی می‌شوند. آن وقت من یقه‌ی که را باید بگیرم؟ کدامیک از این خارج‌نشینان خواهد آمد و غیر از چس‌ناله در غربت حاضر می‌شود هزینه‌ی دیگری بدهد؟ تهش غیر از اینکه «عه! ببخشید حواسمون نبود» یا «تقصیر جمهوری اسلامیه» چه دست ما را خواهد گرفت؟

چند نکته, نخست اینکه نه این است که کسی دلش برای ما نسوخته باشد, نه این است که کسی برای ما آستین بالا بزند و همه‌ی راه را برود.

ما در جهان می‌زیویم که آری, بخشی از مردم جهان دلسوز اند, و بخشی هم کنشور‌اند, و یک بخشی هم - که شما جای همه دارید جا میزنید - ایران به تخشمان نیست.

پس نخست, نکوشیم همه‌ی آنچه هست را به یک روایت کارتونی فروبکاهیم که اینور داستان ما باشیم, و آنور داستان یک مشت فرنگیِ خونخوار جهانخوار که تنها و تنها بدنبال سود خود باشند.

یکی از چیزهایی که شما و آنارشی از خود می‌نمایانید همین سیاه و سفید دیدن جهان است. نمونه‌وار به شما میگویم, همان ترامپ هم اگر چندتایی از نسک‌هایش را خوانده باشید, میبینید که همچون هر آدم دیگری "ارزش‌ها و جهان‌بینی‌هایی" دارد که روند اندیشه و فلسفه‌ی او را روشن میکنند. شما نمیتوانید بگویید آدمی که در زندگی خود لب به الکل و سیگار نزده پیروی ارزش‌هایی درونی نیست (نیک یا بد), و بوارونه آنچه میپندارید, نه خونخوار است نه فرشته, بساکه کسی‌یست که ارزشهای درونی او, در جایگاه کسیکه زاده‌ی آمریکا باشد اینچنین‌اند و بزرگترین برتری خود را در «معامله‌گری‌یش» میبیند.

نکته‌ی دوّم, خارج‌نشینان ایران بیشتر از خارج‌نشینان هر کشور دیگری از خود مایه گذاشته‌اند, و اینکه دیگر در جهان امروز نمیتوانند ارتش درست کنند و از بیرون به رژیم بتازند را نمیتوان بی دست‌وپایی آنان نامید. همین یکی دو هفته پیش که در اروپا بودم کم و بیش در هر شهر بزرگی که رفتم ایرانیان را از نزدیک میدیدم که به هواداری از پهلوی راه میپمودند و با بالا رفتن پرچم شیر و خورشید به چشم میدیدم که چه شماری به ارج سیخ می‌ایستاند و هتّا سالوت نظامی میفرستاند. این رفتارها در جهان سوشال مدیای امروزین, بیهوده به شمار نمیایند, بوارون, در جهان امروز شما بخش بزرگی از بازی را آنلاین و در جهان "روایت‌ها" می‌گذرانید.

نکته‌ی سوّم, دگرگونی از باور می‌آغازد. مردمی که به این باور رسیده باشند سزاوار دولتی بهتر و آزاد‌تر میباشند, نخستین و بزرگترین گام را برداشته‌اند. نکته‌ای که امیر به آن اشاره کرد بدستی رژیم را نیک وامی‌کاود و آن اینکه, جمهوری اسلامی, از جنس ایران و ایرانی  نبوده و نیست. جمهوری اسلامی همانجور که از نامش برمیاید, دولتی‌ست که نخست و پیش از هر چیز اعتبار خود را از اسلام وام گرفته, و سپس سران آن خود ترک و ترک‌زبانانی میباشند که از بیخ, به «ایران» هیچ باور نداشته‌اند و نمیدارند. پس آنچه شما میگویید, اینکه کسیکه پشت لانچر رفته فردا روز قدرت را به دست میگیرد شاید درست باشد, ولی شما باید این pot را بهم بزنید تا کارتهای بهتری هم دستتان برسد! این خرد و "ناخودآگاه" همگانی‌ست که میگوید که یک کشور به چه سویی میرود, و سران و توانگران یک کشور نیز در بافتار همان کشور است که بزرگ میشوند به ارزش‌هایی دست میایبند که میگویند چگونه کشور را خواهند گرداند. پس ما این ریسک "آشوب و آشفتگی" را هم باید بپذیریم و هتّا خوش‌آمد بداریم, چراکه هر دگرگونی‌ ژرفی پیش نیازش آشوب میباشد.

نکته چهارم, کسیکه لانچر بدست گرفته سزاوار کشورگردانی نیست و نه, حق او نیست, ما دیریست که در جنگ نمی‌زیوم و قانون جنگل سده‌هاست که جایگزین شده است. باری دیگر, فلسفه‌ی یک کشور در این است که گروهی نزد هم آمده و زیر یک پرچم میروند که در برابر دیگر گروه‌ها, بخت زیست و فرازیست خود را بالاتر برده باشند. کسانیکه در دی ماه در این راه خون دادند نه بیخرد بودند نه ناآگاه از ریسکی که اعتراض برایشان دربر میداشت. خرد و باور همگانی ایرانیان امروز به این تراز رسیده که با این دولت انیرانی, ما راه به ترکستان میبریم, و با این اسلام به هیچکجا نمیرسیم بجز دوزخ. و اگر میبینیم بیشتر مردم هوادار پهلوی شده‌اند و شعار جاویدشاه سر میدهند, ازینروست که پهلوی درست پرچم‌داری‌ست که هم در ستیز با اسلام است و هم ایران‌پرست, که اینها رویهمرفته نشان از درستیِ و آمادگی مردم برای واژگشت میدهند.

در پایان, من هیچ گیری به خرده‌گیری‌ها شما و آنارشی به پهلوی و شاهزاده نمیبینم و بوارون, آن را سودمند هم میدانم, ولی نه تا اندازه‌ای که این خرده‌گیری‌ها به «جمهوری اسلامی بهتر است» بیانجامند, چرا که در واقعیت نه, جمهوری اسلامی از پهلویِ پیش رو, با همه‌یِ کاستی‌هایش, برتر نیست.

در کنار آن, بباورید یا نه من نه دلبستگی‌ای به پهلوی دارم نه او را بهترین رهبر میدانم, و اگر کسی بهتر و کارآمدتر پیدا شد گیری در دگرگونی جایگاهم نمیبینم, هر آینه, اینرا هم بخوبی میدانم که در زندگی شما نمیتوانید بنشینید تا "بهترین" شرایط برایتان فراهم شوند و پُرگاه, خوب یا بد, با دستی که بهتان داده‌اند بایست بازی کنید و بکوشید بهترین فرجام را بگیرید.

در برابر جمهوری اسلامی‌ای که بی کوچکترین گمانی چهارنعل بسوی نابودی ایران پیش میرود, و هیچ آماجی ندارد بجز دستیابی به سلاح هسته‌ای و به دیر انداختن مرگ خود, باید ریسک بکنیم که اگرنه, ریسک‌گریزی بزرگترین ریسک ما خواهد بود.

Dariush

من واقعا می‌توانم چالش‌ها و مسائل مربوط به این سناریو را تا فردا بشمارم، از بس که کودکانه و شبیه به لالایی است، ولی همین‌ها را خیلی دوست می‌دارم در موردشان بدانم که پاسخ‌تان چیست؟ جدا دوست دارم پاسخ این پرسشها را بدانم تا کمی دلگرم شوم مثل شما در این وضعیت تیره و تار؛ جدی با پاسخ به این پرسشها انگار دارید به من لطف میکنید و کمی آرامم میکنید :)))))

اینکه میتوانید به همه‌ی این سناریو‌ها تا فردا بیاندیشید نشان از نیرومندی انگارش شما میدهند تا چیز دیگر. شما میتوانید با همین نگرش به هر کاری بنگرید و نزدیک به ۹۹ میلیون دلیل پیدا کنید که چرا خوب نیست, رویهمرفته هر کاری, هتّا تا سر کوچه رفتن هم ریسک در بردارد و در پایان روز, همه‌ی آنچه ما اینجا میکوشیم درآوریم این است که کدام بدتر است: ریسک نکردن و نابودی بیگمان بدست جمهوری اسلامی یا ریسک کردن و نابودی کم‌گمان به دست بیگانه.

Mehrbod #۵۱۶
Anarchy

با درود به دوست قدیمی . خوشحالم دوباره اینجا میبینمت .

@Dariush

درود به داریوش گرامی ...

دمت گرم. از پارسال تا الان من دارم تقریبا همین ها رو میگم در این تاپیک. متاسفانه فهم مهربد از سیاست با ساده لوحی و بی سوادی عمیق و عجیبی همراهه و حالا که نمیتونه درک کنه چرا ما این گونه به ظاهر متفاوت از قبل مینویسیم به من انگ آقا زاده بودن زده، ولی به تو تخفیف داد گفت از اوین آزاد شدی 😂 ... حقیقتا نمیدنم باید بخندم یا گریه کنم !!

حتی برای من عجیبه که امیر هم میگه حمله خارجی شر مطلق نیست و دلیلش هم مثلا استناد به حوادث دوران صفویه اس !

فقط یک قلم تفاوت پیش پا افتاده این دوران با اون دوران ، قدرت تخریب سلاح های ابرقدرت جهان و بلاهایی که میتونه در کسری از ثانیه به سر زیر ساخت ها و محیط زیست ایران و ایرانی بیاره هست.

البته دستپخت و نمونه کار این کمک های خارجی رو از سال ۲۰۰۲ تا الان در منطقه خودمون دیدیم . نمونه کارشون در کودتاها و انگولک کردن کشورهای مختلف دیدیم، بعد اینها رو ول کنیم و بریم سند از دوران صفویه و اینها بیاریم ؟!

خیلی عجیبه برام این حرف ها ...

بعد چطور در تفسیر وقایع ۱۸ و ۱۹ دی اشاره به نقش موساد چه از نظر حضور میدانی و چه جنگ روانی بزرگی که از طریق انواع رسانه های مزدورش در ماه ها و هفته های منتهی به این دو روز کرد نمیشه ؟

این که از طریق مزدوران رسانه ای و سیاسی خودشون مدام تبلیغ کردند که دستگاه سرکوب فروریخته و برید مراکز حکومتی رو تسخیر کنید و کمک های عمو ترامپ در راه است !!

داستان اون ۲ روز داستانی که امیر میگه عده ای باتوم خوردن و به مرور رادیکال شدن نیست ...

نیت ایجاد آشوب و کشته سازی حداکثری از مردم ایران بود تا سناریو به همونجایی برسه که رسید.

بزرگنمایی وحشتناک در تعداد کشته ها هم در همون سناریو قابل فهم میشه .

حالا ما اینها رو بگیم ما رو متهم به خون شویی میکنن که حتی همین هم بخشی از تلاش های اتاق فکر موساد برای ایجاد شکاف در مردم ایرانه . هر صدایی که بخواد بگه انتهای این داستان میتونه شرایطی ده ها برابر بدتر از امروز ایران باشه رو اتاق فکر موساد از طریق مزدوران رسانه ایش به عنوان آقا زاده و خون شو و چپول و فلان و بهمان معرفی میکنه ...

این که عده ای از مردم ایران تازه آتئیست و ضد مذهب شدن بعد تحت تاثیر همون اتاق فکر موساد ۸ ماهه هر روز به سبک شیعه جماعت که ۱۴ قرنه عزادار کشته های کربلاست ، اشک و آه برای جاویدنام های دی ماه داره و دچار فلج احساسی و منطقی شده اما متوجه نقشه بزرگتری که در جریانه نمیشه هم واقعا عجیبه .

به هر حال امیدوارم کشور از این مهلکه به سلامت عبور کنه. آرزویی جز زندگی خوب و رفاه و آزادی برای مردم کشورم ندارم .

بوارون, گیر اینجاست که جهانبینی شما کودکانه و تا اندازه‌ی بالایی سیاه‌ و سفید است, در یکسو ایران ایستاده, در سوی دیگر بیگانگانی خونخوار.

با خواندن BBC و نمیدانم CNN هم گمان کرده‌اید همه‌ی سیاست‌های جهان را دارید پیش‌میبینید و هرکس هم سخن از "فلسفه" و "ارزش‌ها"ی همان سیاستمداران میزند را ساده می‌انگارید, گویی که سیاست یک فرایافت آهنجیده‌ای باشد که از آسمان در دامن ما افتاده و پیروی هیچگونه روالی نباشد و از بیخ, "کسی" پشت آن نایستاده و نیروی باشد خودایستا.

این لغزشی فروکاهانه است که "سیاست" را نیرویی فرا از جهانبینی و ارزش‌ها ببینیم. گیر اینجاست که شما نمیبینید که نمونه‌وار همان ترامپ پیروی "ارزشهایی درونی"‌ست و سیاست او از این ارزش‌ها پی میروند, نه وارونه, و همه‌ی ارزش‌های درونی ترامپ از بیخ در ستیز با هستیِ ایران و ایرانی نمیباشند.

جاییکه شما نخست بپذیرید همه‌ی سیاست‌ها "از" سیاست‌مدارانی میایند و خود این سیاست‌مداران, پیروی ارزش‌هایی میباشند که بسیاری از آنها با ما مشترک, گام نخست برای جهانبینی‌ای واقع‌بینانه‌تر را رفته‌اید.

در جایگاه "هومنی" بیشتر از آنچه که شما میپندارید ارزشهای همه ما یکسان میباشند و این "ساده‌انگاری" نیست اگر بپنداریم که بخشی سیاستمداران از "هسته‌ای شدن ایران" میترسند, برخی از آنها "اسلام‌گریزی" ایران را سودمند میبینند, و برخی هم دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود میباشند, و برخی هم پاره شدن ایران را سودمند میبینند. همه‌ی اینها درست اند, نقش ما در این است که ببینم هوا چه اندازه پس است و چه اندازه به سود ما, و بخت ما در رسیدن به آماجمان‌ چند درسد.

پس این "بدبینی" پارانویید‌واری که شما به جهان و جهانیان دارید - و بریخت بامزّه‌ای به رژیم که میرسد ندارید - از خردمندی شما نمیگویند, بوارون, تنها از جهانبینی‌ای ساده شده میگویند که میخواهد همه چیز را به "سیاست پدر و مادر ندارد" فروبکاهد و ازآن "هیچکس به فکر ما نیست" فرجام بگیرد.

Anarchy #۵۱۷
Mehrbod

این هم گناه ما نیست شما هوش نمیکنید, بجا ماندن رژیم نه از برای "ارتش نیرومند" او, که از برای معامله‌گری ترامپ است, گرنه رهبر رژیم رکورد تاریخی در نیست شدن در همان دقیقه‌ی نخست جنگ را در تاریخ جهان از آن خود کرد. هر بار هم اینرا از نو میگوییم, باز میگویید "نه, دیدی جمهوری اسلامی نیست نشد؟ پس آخوند خوبه!"

اینکه دیگر سرنوشت ما افتاده دست مشتی انیرانی تاوان بی‌دست و پایی ما, و لغزش نیاکان ماست. هر آینه, پایان داستان هم نیست و جهان نیست نشده است, تا زمانیکه خرد و آگاهی ایرانیان بجا مانده و هشیارانه بدانیم که در چه بازه‌‌ای باشیم و چه جایگاهی داریم, هر دم و هر به دست‌یافتی هر اندازه خرد, همچنان بختی بزرگ و بسزا برای دگرگون کردن فرجام داستان به سود خود خواهیم داشت.

یه سوال جدی ... مهربد معادل کسشعر به فارسی سره چی میشه؟ میخوام اونو استفاده کنم از پست بعدی ...

PEPE #۵۱۸
Mehrbod

بویژه با این دوز از تئوری توطئه‌ای که شما دارید, گویی چند تن آن بیرون نشسته باشند و با مدیرت فرزام, سرنوشت جهان را بریسند, هستی ندارد و شوربختانه این یکی از ویروس‌هایی‌ست که از دیرباز در فرهنگ ما ریشه دوانده و همانا فرهنگ باباجان ناپلئونی باشد.

شاه در این مصاحبه تئوری توطئه داشت البته!
این "ما" گفتن ها نیاز به پوست در بازی دارد وقتیکه هم از ایرانی و ایرانی می گویید و مبارزه با انیرانی همزمان با یک منطق سرد


مردم مشتی عدد،آمار و ابزار ریسک و قمارند! 
نابودی زیرساخت و چند تکه شدن ایرانی یک امکان است که "پیش میاد"!
وقت یادآوری عوارض و عواقب از جنگ جهانی مثال می آورید و تاریخ خاورمیانه مدرن هاپولی می شود!
تهدید به نابودی تمدن و پیگیری تحریمی که طرف "نجات دهنده" می داند متوجه کیست و زندگی کدام مردم به ابزار چانه زنی برای سعی بر معامله و بستن کار با همین هاست توسط "عمو" ترامپ و تروریست خطاب کردن مردم ایران توسط ونس وقتیکه بحث جنگ زمینی و امکان مهاجرت و پناهندگی گسترده پیش آمد و البته پرونده یهودی ها راجع به ایران که خود مفصل است
انگار نه انگار همین اواخر اسرائیلی ها چطور از هجوم مراکشی ها به اسپانیا استقبال کردند و "کاملا اتفاقی" حزب چپ داستان پاس گل دریافت می کند! ( بد نیست راجع به Anarcho-Tyranny بخوانید و اینکه حاکمان فاسد چرا و چگونه از هر گروه ضد زندگی و انسانیتی تا پای جان مراقبت می کنند)



youtu.be

غیر خودی برای حکومت حاضر ایران چیزی نیست جز رعیت،موش آزمایشگاهی و اهل ذمه که باید مورد "مهندسی اجتماعی" و "جراحی اقتصادی" قرار بگیرد 
همانطور که غیر یهودی برای یهودی چیزی نیست جز گوی،کهتر و موش آزمایشگاهی که باید مورد "مهندسی اجتماعی" و "جراحی اقتصادی" قرار بگیرد 
هرکدام که به قدرت می رسد مردم "میزبان" را به انواع روش ها زجر می دهند و نیست می کنند حالا چه توسط "قهرمان" بیولنینیستی پشت لانچر و هم پیمان شدن با برادران امت دینی عراقی و افغانی و پاکستانی 
 چه با my fellow minorities گفتن یهودی ها که "همه چیز زیر سر این مردان سفید مسیحی اینجاست" و همزمان my fellow white people گفتن و "همه چیز زیر سر آن مردان قهوه ای پوست مسلمان آنجاست" 
امثال شما اکثرا مسئله مسلمانان را درک و هضم می کنند اما نوبت دیگری که می شود ابدا!
این را درونی کنید که دو طرف برای غیرخودی ذره ای انسانیت قائل نیستند

Anarchy #۵۱۹

حرف برای گفتن زیاده مثلا این که چی شد من الان این جوری فکر میکنم . تمام جزئیات رو نه میشه گفت نه شاید من یادم بیاد یا آگاهانه خبر داشته باشم اما همین که افراد مدعی خردگرایی که مثلا الیت جامعه هستن مشابه یه سری مزدور مجازی یا افراد بی خرد کف جامعه فوری موضوع رو تقلیل بدن به آقا زاده بودن یا آزاد شدن از اوین و خزعبلاتی از این دست یعنی این جامعه به این زودی ها یا شاید هم هرگز ، درست نخواهد شد .

منی که از ۸۸ تا ۱۴۰۱ هر تجمع و اعتراضی بوده حضور داشتم و گاز اشک آور و ساچمه خوردم و در حد خودم سعی کردم کمکی به تغییر کنم امروز باید به کسی که نهایت تلاش عملیش برای تغییر، از طریق توهمی به نام سره نویسی فارسی هست و از هزار کیلومتری یه تجمع اعتراضی در ایران هم رد نشده و نهایت تماسش با جنگ دیدن فیلم جنگی یا بازی call of duty هست باید پاسخگو باشم ... نه این که فکر کنید من ناراحتم از این انگ زدن ها ... از سطح فکر و تحمل پذیری آدم ها دارم میگم . با این میزان درک و تحمل پذیری میشه به آینده ایران امیدی داشت ؟ اونم آینده ای که قراره بخش اعظمش در اثر جنگ و تخریب زیر ساخت ها و هر چه داغون تر شدن اقتصاد و زندگی‌ مردم پیش بیاد .

واقعا خنده داره. افرادی که در صحنه واقعی زندگی در ایران نیستن و واقعیت جنگ رو لمس نمیکنن خیلی راحت با تایپ کردن چند کلمه بشینن تئوری بافی کنن که باید چنین و چنان بشه تا از دست حکومت جمهوری اسلامی خلاص شیم .

Mehrbod #۵۲۰
Anarchy

یه سوال جدی ... مهربد معادل کسشعر به فارسی سره چی میشه؟ میخوام اونو استفاده کنم از پست بعدی ...

نام سفسته: پرداختن به کس (بجای سخن).

شما اگر خودتان را پیر و فرسوده میبینید برای این گفتگوها نیازی نیست پی‌یاخته‌ها (neurons) را بیازارید سرکار, گرنه, سخن آورده شده و نیازی به پرداختن به سخنگو, نیست.

Mehrbod #۵۲۱
PEPE

شاه در این مصاحبه تئوری توطئه داشت البته!
این "ما" گفتن ها نیاز به پوست در بازی دارد وقتیکه هم از ایرانی و ایرانی می گویید و مبارزه با انیرانی همزمان با یک منطق سرد
مردم مشتی عدد،آمار و ابزار ریسک و قمارند! 
نابودی زیرساخت و چند تکه شدن ایرانی یک امکان است که "پیش میاد"!
وقت یادآوری عوارض و عواقب از جنگ جهانی مثال می آورید و تاریخ خاورمیانه مدرن هاپولی می شود!
تهدید به نابودی تمدن و پیگیری تحریمی که طرف "نجات دهنده" می داند متوجه کیست و زندگی کدام مردم به ابزار چانه زنی برای سعی بر معامله و بستن کار با همین هاست توسط "عمو" ترامپ و تروریست خطاب کردن مردم ایران توسط ونس وقتیکه بحث جنگ زمینی و امکان مهاجرت و پناهندگی گسترده پیش آمد و البته پرونده یهودی ها راجع به ایران که خود مفصل است
انگار نه انگار همین اواخر اسرائیلی ها چطور از هجوم مراکشی ها به اسپانیا استقبال کردند و "کاملا اتفاقی" حزب چپ داستان پاس گل دریافت می کند! ( بد نیست راجع به Anarcho-Tyranny بخوانید و اینکه حاکمان فاسد چرا و چگونه از هر گروه ضد زندگی و انسانیتی تا پای جان مراقبت می کنند)



بسی نوشتید ولی سخن دو نکته بیشتر نداشت:

۱. چرا مهربد سرد و فرنودین (منطقی) درباره‌ی مرگ و ریسک کردن سخن میگوید؟

۲. چرا مهربد خودش خط مقدم جنگ نمیجنگد و پوستش در بازی نیست؟

و پاسخ اینها براستی نه ‌پیچیده است نه این اندازه نیاز به پوشیده‌گویی دارد. نخست اینکه, واکاویِ همواره بایستی با فرنود و خرد باشد, نه با احساس. برای نمونه, ما اگر از ترس اینکه کسی کشته نشود نجنگیم, خود به خود باز هم با دلار ۲۵۰ هزار تومانی و اختلاس انگل‌زاده‌ها به مرگ و سیه‌روزی خواهیم افتاد, پس بایست از خودمان بپرسیم کدام بهتر است: جنگ و چنگ آویختن برایِ بازیابی ایران, یا ترس و وادادگی به اینکه آخوندها ما و ایران ما را بسپوزند؟

نکته‌ی دوّم, این هم چیزی جز سفسته‌ی پرداختن به کس نیست. نخست اینکه, شما ۳۶ پیک اینجا بیشتر ندارید, ولی اگر نیک بنگرید من تنها در همین دفترچه ۸ هزار نوشته دارم و بیشتر از روزهای زندگی شما در ستیز با اسلام و جمهوری اسلامی نوشته‌ام و مینویسم (x.com یکی دیگر). نکته‌ی دوّم, در جنگ همه که سرباز نیستند سرکار, شما نیاز به نویسنده, انگیزنده, رهبر, واکاو, یارنده و بازدارنده و بیشمار کسان دیگر هم دارید, «ما» که نمیتوانیم به هر کس که در ستیز با جمهوری اسلامی مینوشت بگوییم تو چرا در ایران در خط مقدم نمیجنگی یا نمیدانم, تو چرا زندگی‌ات را ریسک نمیکنی تا ما بدانیم نیّت‌ات پاک است؟

به شیوه‌ی بامزّه‌ای هم این همان خواسته‌یِ رژیم اسلامی‌ست که همه ستیزگرانش خودشان را در خط مقدم فدا و نیست کنند, و چون دستش به مهربدنام‌ها نمیرسد به "چرا میترسی, بیا جلو" دست میآوزید 😀

PEPE

غیر خودی برای حکومت حاضر ایران چیزی نیست جز رعیت،موش آزمایشگاهی و اهل ذمه که باید مورد "مهندسی اجتماعی" و "جراحی اقتصادی" قرار بگیرد 
همانطور که غیر یهودی برای یهودی چیزی نیست جز گوی،کهتر و موش آزمایشگاهی که باید مورد "مهندسی اجتماعی" و "جراحی اقتصادی" قرار بگیرد 
هرکدام که به قدرت می رسد مردم "میزبان" را به انواع روش ها زجر می دهند و نیست می کنند حالا چه توسط "قهرمان" بیولنینیستی پشت لانچر و هم پیمان شدن با برادران امت دینی عراقی و افغانی و پاکستانی 
 چه با my fellow minorities گفتن یهودی ها که "همه چیز زیر سر این مردان سفید مسیحی اینجاست" و همزمان my fellow white people گفتن و "همه چیز زیر سر آن مردان قهوه ای پوست مسلمان آنجاست" 
امثال شما اکثرا مسئله مسلمانان را درک و هضم می کنند اما نوبت دیگری که می شود ابدا!

این هم چیزی جز سفسته‌ی «تو هم بدی» نیست, گویا چون ما میگوییم با مسلمان تروریست نباید کنار آمد برابر میشویم با رژیم خونخوار اسلامی که هرکس جز خودش را هماکنونش دارد به رگبار میبندد و در اوین شکنجه میدهد.

نه سرکار, شما هم یک چیزی از هم‌زیستی آشتی‌آمیز خوانده‌اید ولی نکته را درست نگرفته‌اید, شما جایی همزیستی آشتی‌آمیز دارید که همه‌ی بازیکنان به ‌قانون‌های بازی و حریم یکدیگر ارج بنهند. این را بهمسنجید با مسلمانان که به هر کشوری راه میابند پس از چند دهه دنبال قانون‌های شریعت راه میافتند و گوشت حلال میخواهند و به دختران نامسلمان حجاب فرومی‌چپانند و دختر بی‌حجاب خودشان را هم اگر با کسی تن‌خوابید, سرمیبرند.

Mehrbod #۵۲۲
Anarchy

حرف برای گفتن زیاده مثلا این که چی شد من الان این جوری فکر میکنم . تمام جزئیات رو نه میشه گفت نه شاید من یادم بیاد یا آگاهانه خبر داشته باشم اما همین که افراد مدعی خردگرایی که مثلا الیت جامعه هستن مشابه یه سری مزدور مجازی یا افراد بی خرد کف جامعه فوری موضوع رو تقلیل بدن به آقا زاده بودن یا آزاد شدن از اوین و خزعبلاتی از این دست یعنی این جامعه به این زودی ها یا شاید هم هرگز ، درست نخواهد شد .

منی که از ۸۸ تا ۱۴۰۱ هر تجمع و اعتراضی بوده حضور داشتم و گاز اشک آور و ساچمه خوردم و در حد خودم سعی کردم کمکی به تغییر کنم امروز باید به کسی که نهایت تلاش عملیش برای تغییر، از طریق توهمی به نام سره نویسی فارسی هست و از هزار کیلومتری یه تجمع اعتراضی در ایران هم رد نشده و نهایت تماسش با جنگ دیدن فیلم جنگی یا بازی call of duty هست باید پاسخگو باشم ... نه این که فکر کنید من ناراحتم از این انگ زدن ها ... از سطح فکر و تحمل پذیری آدم ها دارم میگم . با این میزان درک و تحمل پذیری میشه به آینده ایران امیدی داشت ؟ اونم آینده ای که قراره بخش اعظمش در اثر جنگ و تخریب زیر ساخت ها و هر چه داغون تر شدن اقتصاد و زندگی‌ مردم پیش بیاد .

واقعا خنده داره. افرادی که در صحنه واقعی زندگی در ایران نیستن و واقعیت جنگ رو لمس نمیکنن خیلی راحت با تایپ کردن چند کلمه بشینن تئوری بافی کنن که باید چنین و چنان بشه تا از دست حکومت جمهوری اسلامی خلاص شیم .

گویند فرنود که به دیگ رسید, ناگاه همه‌چی احساس میشود.

شما هم سخنتان با خودش در ستیز است و رویهمرفته چکیده‌اش میشود این:

من با این رژیم میجنگیدم, سپس دیدم ای وای, جنگ بده, پس دیگر نمی‌جنگم و هر کس هم که فارسی سره میگفت جنگ خوبه را سرکوفت میزنم که تو بیرون گودی نمیفهمی, جنگ بده, بفهم!

بهمین‌ شیوه‌ی شما من هم میتوانم بازی را احساسی کنم و بگویم:

آیا شما هزینه‌ی زندگی میلیون‌ها تن که همین امروز در ایران دارند با گرسنگی و تباهی می‌زیند را میدهید؟ کارگری که نان هم برای خوردن ندارد و باید برای زن و بچه‌اش غذا فراهم کند را شما روزی میدهید؟

شما دیه‌ی کسانیکه در دی ماه زندگی اشان را فدا کردند و خانواده‌اشان هنوز داغدارند را میدهید؟ شما تضمین میکنید که رژیم با دست‌یابی به سلاح هسته‌ای ایران را کره‌ی شمالی نمیکند و همین روزنه‌ی اینترنت ملّی را هم نمیبندد؟

شما پاسخگوی کودکان خیابانی که به گدایی و تنفروشی افتاده‌اند میباشید؟

یا اینکه نه, تنها خودتان و خانواده‌اتان نان و اینترنت برای خوردن داشته باشید و امنیت نسبی خوب است؟

و.. و.. و..

که همه‌ی اینها چیزی جز سفسته آنهم از جنس "پرداختن به احساس" نخواهند بود, که شما از روز یک در این جُستار کوشیده‌اید به آنها دست بیاوزید و بجای فرنود و سخن, بجای پرداختن به واقعیت‌ها, از خودتان جایگاه "من اخلاقگرای سیاستمدارم" بسازید که خوب آزادید, ولی در برابر خواننده‌یِ آگاه - که من همیشه بر این باور مینویسم - راه بجایی نمیبرند.

Mehrbod #۵۲۳
PEPE

شاه در این مصاحبه تئوری توطئه داشت البته!
این "ما" گفتن ها نیاز به پوست در بازی دارد وقتیکه هم از ایرانی و ایرانی می گویید و مبارزه با انیرانی همزمان با یک منطق سرد

یک نکته هم از قلم افتاد, ۱۰۰ سال پیش تئوری توطئه‌ای آنچنان در کار نیست, چون «داده‌ها» با تُندای بس ‌پایین‌تری جابجا میشدند و یک شماری میتوانستند هنوز, اثرگذاری گسترده‌ای روی رویداد‌های جهان بدارند.

بایست پُرنگرید که هر چه جهان پیشرفته‌تر و درهم‌تنیده‌تر میشود, کنترل آنهم سخت‌تر و رامش‌ناپذیرتر میگردد. یک زمانی شما میتوانستید "ارباب" باشید و برای خودتان ده‌ها برده داشته و همه چیز را هم زیر کنترل بدارید, ولی امروز نمیتوانید, چون داده‌ها و باورهای امروزین راه به دورترین و کناره‌افتاده‌ترین جاهای زمین نیز میبرند و باورهای کهن جای خودشان را به باورهای نوین, و چشمداشت‌های نوین میدهند.

ارز (currency) همه‌ی ِ آنچه در جهان رخ میدهد «باور» است. جاییکه ۸۰ میلیون تن به یک باوری برسند, شما باید میلیاردها میلیارد هزینه و بازاریابی کنید تا بتوانید این باورها را بسویی که خودتان میخواهید بکشانید, و هیچگونه تضمینی هم نیست که کامیاب باشید, چرا که ابزارهای نوین همچون X, راه گفتگوی را دوسویه گشوده و بازگذاشته‌اند, پس راه‌هایِ "کنترل مرکزی" هر روز سخت‌تر, و سامانه یکسره بسوی ساختاری نامتمرکز و پراکنده پیش میرود.

Mehrbod #۵۲۴

نکته‌ای دیگر را هم یادآور سرکاران @PEPE و @Anarchy بشوم, از دید «سود شخصی» اگر شما داستان را پـُرّبنگرید, به سود همه‌ی ایرانیان فرنگ رفته است که رژیم اسلامی سرجای خودش بماند, چرا که در نبود جنگ و با بودِ رژیم, این گروه میتوانند هر سالی یکی دو بار به ایران سفر کنند, ریال را به دلار شاهانه خرج کنند, چلوکباب و کلّه ‌پاچه بخورند, خانه‌یِ ویلایی و ویلای شمالی بخرند, با دخترکان ماهرو دربند بروند و شب را در آغوش گرم و نرم تن ِ زیبارو بگذرانند, و نگران امنیت ننه و آقاشون هم نباشند.

شوربختانه هتّا واکاوی‌هایِ "نیّت‌آزمایی" شما هم تا این اندازه پرت است که نمیگیرید بیشترین کسانیکه از این واژگشت میتوانند آزرده باشند, همان ایرانیان "بی‌دغدغه‌ی" خارجه‌نشینند, چه که بسیاری از اینان سالها جان کنده‌اند و رنج غربت را به تن کشیده‌اند که بتوانند همان سالی یکی دو بار به ایران بازگردند و فخر بفروشند.

Anarchy #۵۲۵
Mehrbod

نام سفسته: پرداختن به کس (بجای سخن).

شما اگر خودتان را پیر و فرسوده میبینید برای این گفتگوها نیازی نیست پی‌یاخته‌ها (neurons) را بیازارید سرکار, گرنه, سخن آورده شده و نیازی به پرداختن به سخنگو, نیست.

حتی اینم نمیفهمی که میخوام سخن رو کسشعر خطاب کنم 😆 .. کجاش پرداختن به سخنگو بود ؟ حالا بگو معادل فارسیش چی میشه ... اونو شاید بهتر درک کردی .

پیر و فرسوده نشدم هنوز .‌ اینو فهمیدم که به کسشعر نباید جواب داد. فقط باید گفت کسشعره و رد شد . در واقع یاد گرفتم انرژی رو هدر ندم یا کمتر هدر بدم .

راستی جهت آموزش، پرداختن به سخنگو اونجا بود که گفتی من لابد آقازاده ام که جور دیگه ای مینویسم جناب مهربد بی خرد 😂!!

Anarchy #۵۲۶
Mehrbod

گویند فرنود که به دیگ رسید, ناگاه همه‌چی احساس میشود.

شما هم سخنتان با خودش در ستیز است و رویهمرفته چکیده‌اش میشود این:

من با این رژیم میجنگیدم, سپس دیدم ای وای, جنگ بده, پس دیگر نمی‌جنگم و هر کس هم که فارسی سره میگفت جنگ خوبه را سرکوفت میزنم که تو بیرون گودی نمیفهمی, جنگ بده, بفهم!

بهمین‌ شیوه‌ی شما من هم میتوانم بازی را احساسی کنم و بگویم:

آیا شما هزینه‌ی زندگی میلیون‌ها تن که همین امروز در ایران دارند با گرسنگی و تباهی می‌زیند را میدهید؟ کارگری که نان هم برای خوردن ندارد و باید برای زن و بچه‌اش غذا فراهم کند را شما روزی میدهید؟

شما دیه‌ی کسانیکه در دی ماه زندگی اشان را فدا کردند و خانواده‌اشان هنوز داغدارند را میدهید؟ شما تضمین میکنید که رژیم با دست‌یابی به سلاح هسته‌ای ایران را کره‌ی شمالی نمیکند و همین روزنه‌ی اینترنت ملّی را هم نمیبندد؟

شما پاسخگوی کودکان خیابانی که به گدایی و تنفروشی افتاده‌اند میباشید؟

یا اینکه نه, تنها خودتان و خانواده‌اتان نان و اینترنت برای خوردن داشته باشید و امنیت نسبی خوب است؟

و.. و.. و..

که همه‌ی اینها چیزی جز سفسته آنهم از جنس "پرداختن به احساس" نخواهند بود, که شما از روز یک در این جُستار کوشیده‌اید به آنها دست بیاوزید و بجای فرنود و سخن, بجای پرداختن به واقعیت‌ها, از خودتان جایگاه "من اخلاقگرای سیاستمدارم" بسازید که خوب آزادید, ولی در برابر خواننده‌یِ آگاه - که من همیشه بر این باور مینویسم - راه بجایی نمیبرند.

Mehrbod

گویند فرنود که به دیگ رسید, ناگاه همه‌چی احساس میشود.

شما هم سخنتان با خودش در ستیز است و رویهمرفته چکیده‌اش میشود این:

من با این رژیم میجنگیدم, سپس دیدم ای وای, جنگ بده, پس دیگر نمی‌جنگم و هر کس هم که فارسی سره میگفت جنگ خوبه را سرکوفت میزنم که تو بیرون گودی نمیفهمی, جنگ بده, بفهم!

بهمین‌ شیوه‌ی شما من هم میتوانم بازی را احساسی کنم و بگویم:

آیا شما هزینه‌ی زندگی میلیون‌ها تن که همین امروز در ایران دارند با گرسنگی و تباهی می‌زیند را میدهید؟ کارگری که نان هم برای خوردن ندارد و باید برای زن و بچه‌اش غذا فراهم کند را شما روزی میدهید؟

شما دیه‌ی کسانیکه در دی ماه زندگی اشان را فدا کردند و خانواده‌اشان هنوز داغدارند را میدهید؟ شما تضمین میکنید که رژیم با دست‌یابی به سلاح هسته‌ای ایران را کره‌ی شمالی نمیکند و همین روزنه‌ی اینترنت ملّی را هم نمیبندد؟

شما پاسخگوی کودکان خیابانی که به گدایی و تنفروشی افتاده‌اند میباشید؟

یا اینکه نه, تنها خودتان و خانواده‌اتان نان و اینترنت برای خوردن داشته باشید و امنیت نسبی خوب است؟

و.. و.. و..

که همه‌ی اینها چیزی جز سفسته آنهم از جنس "پرداختن به احساس" نخواهند بود, که شما از روز یک در این جُستار کوشیده‌اید به آنها دست بیاوزید و بجای فرنود و سخن, بجای پرداختن به واقعیت‌ها, از خودتان جایگاه "من اخلاقگرای سیاستمدارم" بسازید که خوب آزادید, ولی در برابر خواننده‌یِ آگاه - که من همیشه بر این باور مینویسم - راه بجایی نمیبرند.

آخه این حرف ها به کسی که راهکارش تا بمب اتمی میره جلو و کشتار مدرسه میناب توسط آمریکا رو بیشرمانه با یه عکس از توئیتر توجیه میکنه و جز پای لپتاپ نشستن و تئوری بافتن راهکاری نداره نمیاد ...

باز هم‌ میگم کسی که پیش بینی سقوط ۴۸ ساعته میکنه و بعد هم با خزعبلات بیشتر سعی در توجیه حرفش میکنه ، آنچنان شوته که اساسا بحث منطقی کردن باهاش هدر دادنه وقته ... یه چیزی شبیه تلاش برای یاد دادن فیزیک کوانتوم به میمون !!

Anarchy #۵۲۷
Mehrbod

نکته‌ای دیگر را هم یادآور سرکاران @PEPE و @Anarchy بشوم, از دید «سود شخصی» اگر شما داستان را پـُرّبنگرید, به سود همه‌ی ایرانیان فرنگ رفته است که رژیم اسلامی سرجای خودش بماند, چرا که در نبود جنگ و با بودِ رژیم, این گروه میتوانند هر سالی یکی دو بار به ایران سفر کنند, ریال را به دلار شاهانه خرج کنند, چلوکباب و کلّه ‌پاچه بخورند, خانه‌یِ ویلایی و ویلای شمالی بخرند, با دخترکان ماهرو دربند بروند و شب را در آغوش گرم و نرم تن ِ زیبارو بگذرانند, و نگران امنیت ننه و آقاشون هم نباشند.

شوربختانه هتّا واکاوی‌هایِ "نیّت‌آزمایی" شما هم تا این اندازه پرت است که نمیگیرید بیشترین کسانیکه از این واژگشت میتوانند آزرده باشند, همان ایرانیان "بی‌دغدغه‌ی" خارجه‌نشینند, چه که بسیاری از اینان سالها جان کنده‌اند و رنج غربت را به تن کشیده‌اند که بتوانند همان سالی یکی دو بار به ایران بازگردند و فخر بفروشند.

یعنی تو خودت از ایران رفتی که بتونی گاهی برگردی فخر بفروشی ؟

بعد الان فکر کردی حکومت عوض شه انقد وضع اقتصادی به سرعت خوب میشه که دیگه نمیتونی فخر بفروشی ؟

چی میگی مهربد 😂... تالار طنز جای دیگست ... اشتباه اومدی  یا شاید هم سرت خورده به جایی !!

Dariush #۵۲۸
Anarchy

با درود به دوست قدیمی . خوشحالم دوباره اینجا میبینمت .

@Dariush

درود به داریوش گرامی ...

دمت گرم. از پارسال تا الان من دارم تقریبا همین ها رو میگم در این تاپیک. متاسفانه فهم مهربد از سیاست با ساده لوحی و بی سوادی عمیق و عجیبی همراهه و حالا که نمیتونه درک کنه چرا ما این گونه به ظاهر متفاوت از قبل مینویسیم به من انگ آقا زاده بودن زده، ولی به تو تخفیف داد گفت از اوین آزاد شدی 😂 ... حقیقتا نمیدنم باید بخندم یا گریه کنم !!

حتی برای من عجیبه که امیر هم میگه حمله خارجی شر مطلق نیست و دلیلش هم مثلا استناد به حوادث دوران صفویه اس !

فقط یک قلم تفاوت پیش پا افتاده این دوران با اون دوران ، قدرت تخریب سلاح های ابرقدرت جهان و بلاهایی که میتونه در کسری از ثانیه به سر زیر ساخت ها و محیط زیست ایران و ایرانی بیاره هست.

البته دستپخت و نمونه کار این کمک های خارجی رو از سال ۲۰۰۲ تا الان در منطقه خودمون دیدیم . نمونه کارشون در کودتاها و انگولک کردن کشورهای مختلف دیدیم، بعد اینها رو ول کنیم و بریم سند از دوران صفویه و اینها بیاریم ؟!

خیلی عجیبه برام این حرف ها ...

بعد چطور در تفسیر وقایع ۱۸ و ۱۹ دی اشاره به نقش موساد چه از نظر حضور میدانی و چه جنگ روانی بزرگی که از طریق انواع رسانه های مزدورش در ماه ها و هفته های منتهی به این دو روز کرد نمیشه ؟

این که از طریق مزدوران رسانه ای و سیاسی خودشون مدام تبلیغ کردند که دستگاه سرکوب فروریخته و برید مراکز حکومتی رو تسخیر کنید و کمک های عمو ترامپ در راه است !!

داستان اون ۲ روز داستانی که امیر میگه عده ای باتوم خوردن و به مرور رادیکال شدن نیست ...

نیت ایجاد آشوب و کشته سازی حداکثری از مردم ایران بود تا سناریو به همونجایی برسه که رسید.

بزرگنمایی وحشتناک در تعداد کشته ها هم در همون سناریو قابل فهم میشه .

حالا ما اینها رو بگیم ما رو متهم به خون شویی میکنن که حتی همین هم بخشی از تلاش های اتاق فکر موساد برای ایجاد شکاف در مردم ایرانه . هر صدایی که بخواد بگه انتهای این داستان میتونه شرایطی ده ها برابر بدتر از امروز ایران باشه رو اتاق فکر موساد از طریق مزدوران رسانه ایش به عنوان آقا زاده و خون شو و چپول و فلان و بهمان معرفی میکنه ...

این که عده ای از مردم ایران تازه آتئیست و ضد مذهب شدن بعد تحت تاثیر همون اتاق فکر موساد ۸ ماهه هر روز به سبک شیعه جماعت که ۱۴ قرنه عزادار کشته های کربلاست ، اشک و آه برای جاویدنام های دی ماه داره و دچار فلج احساسی و منطقی شده اما متوجه نقشه بزرگتری که در جریانه نمیشه هم واقعا عجیبه .

به هر حال امیدوارم کشور از این مهلکه به سلامت عبور کنه. آرزویی جز زندگی خوب و رفاه و آزادی برای مردم کشورم ندارم .

درود آنارشی جان. به همچنین عزیزم 🙏.

فرق ما با امثال مهربد ساده است: او سالهاست تجربه یا درکی بی‌واسطه از ایران نداشته؛ بنابراین بر او ایرادی نیست که نداند ما در ایران چه چیزها که ندیدیم؛ مسئله‌ی او البته این است که بسیار با اطمینان در مورد چیزی حرف می‌زند که مشخصا در موردش اطلاعات و دانش ضعیف و دم‌دستی دارد در سطح توئیتر و اینترنشنال و پوریا زراعتی. در مورد مسائل نظامی و ژئوپولیتیک که با همه‌ی احترامم به او، واقعا پرت است.

برای ما هم البته سال‌های رنج و دردی که در ایران تجربه کردیم، فضیلتی نیست، اما درستش این است که به آگاهی و هوشیاری برآمده از آن تجربه، توجه جدی‌تری بشود از آنچه که اینجا از مهربد می‌بینیم.

ما در ایران با ایران زنده‌ایم و با آن نیز می‌میریم؛ مهربد و دوستان خارج‌نشین دیگر اما چطور؟

ما روزهای صف کوپن و نفت را در ایران دیده‌‌ایم. ما همین دو دهه‌ی پیشِ ایران را دیده‌ایم که چه بودیم و با چه خونِ دلی به اینجا رسیده‌ایم.

موضوع ایران، داستان زندگی شخصی من نیست، اما سیرِ زندگی‌ام در ایران بسیار تیپیکال بوده و شاید تعریف بخش‌هایی از آن برای امثال مهربد وضعیت را قابل فهم که نه، قابل درک کند؛ من پسر یک کشاورز، درحاشیه‌ی شهری دورافتاده در گیلان که خانه‌اش در جایی شبیه به یک جنگل بود زاده شدم که وقتی شب می‌شد از درِ خانه بیرون نمی‌شد رفت چنانکه شب سیاه و تاریک بود از بی‌برقی. خانه‌مان در یک کیلومتری اداره‌ی گاز بود، اما با نفت و کپسول گاز آن را گرم می‌کردیم. بخش مهمی از زمان روزانه‌ی کودکی‌ام در رفت‌وآمد به تقریبا تنها نانوایی نزدیک خانه در 1500 متری خانه و ایستادن در صف نان می‌گذشت برای شام که پلو نمی‌خوردیم.

من در دوران مدرسه و راهنمایی، گاهی در حسرت یک چتر سالم، در هوای همیشه بارانی گیلان به کلاسی با 45 دانش‌آموز در یک اتاق و سه نفر در یک نیمکت می‌رفتم. دوچرخه می‌توانست لوکس‌ترین کالای یک پسربچه در تمام آن شهر باشد و من دیدم به چشمانِ خود که پدرم با حسرت یک خودرو و در اثر سانحه‌ی تصادف با موتور، جوانمرگ شد.

من از آن خانه، درس خواندم، با رتبه‌های برتر کنکوری که در آن سالها آدم و روان می‌گائید وارد بهترین دانشگاه‌های ایران شدم و پس از آن توانستم زندگی خودم و خانواده‌ام را به شکلی انقلابی تغییر دهم بی‌آنکه حتی یک یک ریال از یک نهاد حکومتی یا نظامی یا چیزی شبیه به این پولی درآورده باشم یا کم‌ترین ارتباطی یا رانتی به جایی داشته باشم. از همان خانه‌ی محقر، رسیدم به آنجا که توانستم از کانادا جاب‌آفر و ویزا بگیرم، در آلمان بطور موقت ساکن شوم و با بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا نیز در حوزه‌های مختلف دیتا کار کنم.

حالا چرا این داستان را گفتم؟ من نه قهرمانم، نه آدم نابغه‌‌ایم، نه بسیار سخت‌کوشم و نه حتی آدمِ رقابت کردن و برنده بودن هستم. خیلی متوسط و معمولی هستم به برآورد خودم و خیلی جاها اساسا خودم را نه لایقِ توانمندی‌های خودم، بلکه مرهون شانس می‌دانم. این داستان را عرض کردم به این خاطر که نخست آن افسانه‌ی هر کسی در ایران کاره‌‌ای است حتما به یک جایی متصل است یا آقازاده است را خدشه‌دار کنم (مرا که تازه یکسال هم از دانشگاه در 88 تعلیق کردند)، دوم آنکه بگویم من تنها یکی از هزارانی بودم که به چشم خود در خوابگاه‌های دانشجویی، کوچه و خیابان‌های شهرم و همکارهایم در این 15 سال اخیر از نزدیک دیده‌ام چطور در ایران بالیده‌اند و امروز برای خود کسی شده‌اند و شاید خودشان هم خبر نداشته باشند یا یادشان رفته که چه موهبتی نسیب‌شان شده و ده‌‌ها هزار نفر هم که غیرمستقیم رشد و نموشان را دیده‌ام.

من از آن روزها که در همین شهرری تهران، نه 100 سال پیش، که همین 20 سالِ پیش، خانه‌ها آبِ آشامیدنی نداشتند و من در خانه‌ی خاله‌ی خود با پسرخاله حداقل یک کیلومتر با دبه می‌رفتیم تا در صف تنها شیر آب آشامیدنی آن اطراف بایستیم برای پر کردن دبه را دیده‌ام تا تمامِ شب را در بی‌برقی زیستن، نصف سال را در بی‌گازی بودن، نصفِ بیشتر ایران در حسرت تلویزیون رنگی و تلفن ثابت بودن و بسیاری چیزهای دیگر تا اینجا که ایران رکورددار لوله‌کشی گاز در ایران است، یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های برق را دارد، راه‌ها و جاده‌های بسیار خوبی دارد، سیستم حمل و نقل عمومی به ویژه در تهران و مترواش درخشان است، سیستم ارتباطات همراهش پیشرفتی شگرف داشته چنانکه من امروز در کوره‌ترین راه‌های ایران، گاه در کوه‌های سوباتان حتی، همچنان به اینترنت و شبکه‌ی تلفن همراه متصلم، بسیاری کسب و کارها و استارت‌آپ‌ها را می‌بینیم که چه امیدبخش هستند و بسیار چیزهای دیگر.

من آدمی طبیعت‌گرا بوده‌ام، همیشه نگاهم به آسمان و دار و درخت بوده! از زمان جنگ 12 روزه اما از کنار تمام این پل‌ها، ساختمان‌ها، آنتن‌های BTS، راه‌آهن‌ها، خطوط مترو، بیمارستان‌ها و ... که عبور می‌کنم دلم برایشان می‌رود.

دوستان توئیترخوابِ ما هنوز تصویر زندگی دهه‌ی هفتاد از ایران را دارند، توئیتر و دیاسپورای ایرانی در اسکرین‌شاتی دهه هفتادی یا حداکثر دهه‌ی هشتادی از ایران فریز شده است.

وقتی کسی به ما می‌گوید نگران نباشید، ما دوباره اینها را خودمان برایتان خواهیم ساخت، جواب ما چیست؟ خفه شو! چرا؟ چون ما دیدیم، زیستیم، تجربه کردیم و می‌دانیم که کسی اگر واقعا سازنده باشد، نخست باید دلش برای همانی که هست بسوزد و غمش را بخورد.

Dariush #۵۲۹
PEPE

ت که "پیش میاد"!
وقت یادآوری عوارض و عواقب از جنگ جهانی مثال می آورید و تاریخ خاورمیانه مدرن هاپولی می

Mehrbod

شما نیم‌نگاهی به تاریخ جهان بیاندازید, در همین جنگ جهانی چه شمار کشوری که به یاری نیروی بیگانه توانستند خودشان را از چنگ نازی‌ها برهانند, و هتّا خود آلمان, پس از شکست ارتش نازی‌ها, باز هم یگانگی خاک خود را از دست نداد و آلمان شرقی و غربی نیز در سرانجام کار, دوباره به هم پیوستند و آلمان نوین را به قطب اقتصادی اروپا بدل کرد.

من واقعا شرمنده‌ام مهربد جان اما همین‌ها نشان می‌دهند که چه اندازه ایده‌های شما پرت و خام هستند و چقدر از بدیهی‌ترین فکت‌ها و واقعیات تاریخی حتی دور هستند. جنگِ جهانی کدام است فدایت بشوم؟ آمریکای بعد از جنگ جهانی، قدرتی در حال نمو بود و در یک هم‌گراییِ واضح با تمام غرب موظف شد به رهبری جبهه‌ی غرب در برابر شوروی. در این راستا بسیاری باج‌ها برای یارگیری داد به کشورهایی از جمله آلمان و کره و ژاپن. امروز آمریکا یک ابرقدرت در حال افول است و این یعنی در خطرناک‌ترین موقعیت برای اینکه متحد یا هم‌سرنوشت با او باشی، چرا که در این وضعیت او قبل از اینکه خودش کاملا سقوط کند، تک به تک متحدان‌ش را خواهد بلعید یا قربانی می‌کند. گواهش را هم لازم نیست از من بخواهید، به سخنان این نخست‌وزیر کانادا، کارنی گوش بدهید، به وضعیتش با متحدانش و ناتو توجه کنید، وضعیت اعراب را ببینید، مکزیک را ببینید و ... .

من از عوام ایرانی که در یک تروریسم رسانه‌ای بسر می‌برند انتظار ندارم که درک کنند جهان در آستانه‌ی عصر پس از ابرقدرتی آمریکاست و ما تازه همچون از قطار بازمانده‌ها تازه می‌خواهیم سوارش بشویم و از او بخواهیم که ما را از شر جمهوری اسلامی برهاند که چه احمقانه و خنده‌دار است این ایده؛ اما از شما انتظار دارم که در جهان آزاد هستید به اصطلاح خودتان، لااقل چندرسانه و آدم باسواد و مستقل که متاثر از فضای رسانه‌ای سخیف و بیسواد فارسی نیست و از جایی هم پول نمی‌گیرد را دنبال کنید تا کمی وضعیت جهان را بهتر دریابید. انتظارم از تو بیشتر از اینها بود مهربد جان. انتظارم این نبود که سخنانی در حد تحلیل‌های قهوه‌خانه‌ای از تو بشنوم و انتظار داشتم کمی جدی‌تر پیِ‌اش را گرفته باشی.

وضعیتِ آمریکای پس از جنگ جهانی دوم را در جهان امروز، می‌توان گفت تا حدی چین دارد و به گمانم در این بازه‌ی چند سال آتی، آن کشورهایی که متحد چین می‌مانند و سرنوشتِ خود را با او هم‌راستا می‌کنند، به احتمال زیاد در چند دهه‌ی آتی سروران جهان خواهند بود.

PEPE #۵۳۰
Mehrbod

بسی نوشتید ولی سخن دو نکته بیشتر نداشت:

۱. چرا مهربد سرد و فرنودین (منطقی) درباره‌ی مرگ و ریسک کردن سخن میگوید؟

۲. چرا مهربد خودش خط مقدم جنگ نمیجنگد و پوستش در بازی نیست؟

و پاسخ اینها براستی نه ‌پیچیده است نه این اندازه نیاز به پوشیده‌گویی دارد. نخست اینکه, واکاویِ همواره بایستی با فرنود و خرد باشد, نه با احساس. برای نمونه, ما اگر از ترس اینکه کسی کشته نشود نجنگیم, خود به خود باز هم با دلار ۲۵۰ هزار تومانی و اختلاس انگل‌زاده‌ها به مرگ و سیه‌روزی خواهیم افتاد, پس بایست از خودمان بپرسیم کدام بهتر است: جنگ و چنگ آویختن برایِ بازیابی ایران, یا ترس و وادادگی به اینکه آخوندها ما و ایران ما را بسپوزند؟

نکته‌ی دوّم, این هم چیزی جز سفسته‌ی پرداختن به کس نیست. نخست اینکه, شما ۳۶ پیک اینجا بیشتر ندارید, ولی اگر نیک بنگرید من تنها در همین دفترچه ۸ هزار نوشته دارم و بیشتر از روزهای زندگی شما در ستیز با اسلام و جمهوری اسلامی نوشته‌ام و مینویسم (x.com یکی دیگر). نکته‌ی دوّم, در جنگ همه که سرباز نیستند سرکار, شما نیاز به نویسنده, انگیزنده, رهبر, واکاو, یارنده و بازدارنده و بیشمار کسان دیگر هم دارید, «ما» که نمیتوانیم به هر کس که در ستیز با جمهوری اسلامی مینوشت بگوییم تو چرا در ایران در خط مقدم نمیجنگی یا نمیدانم, تو چرا زندگی‌ات را ریسک نمیکنی تا ما بدانیم نیّت‌ات پاک است؟

به شیوه‌ی بامزّه‌ای هم این همان خواسته‌یِ رژیم اسلامی‌ست که همه ستیزگرانش خودشان را در خط مقدم فدا و نیست کنند, و چون دستش به مهربدنام‌ها نمیرسد به "چرا میترسی, بیا جلو" دست میآوزید 😀

این هم چیزی جز سفسته‌ی «تو هم بدی» نیست, گویا چون ما میگوییم با مسلمان تروریست نباید کنار آمد برابر میشویم با رژیم خونخوار اسلامی که هرکس جز خودش را هماکنونش دارد به رگبار میبندد و در اوین شکنجه میدهد.

نه سرکار, شما هم یک چیزی از هم‌زیستی آشتی‌آمیز خوانده‌اید ولی نکته را درست نگرفته‌اید, شما جایی همزیستی آشتی‌آمیز دارید که همه‌ی بازیکنان به ‌قانون‌های بازی و حریم یکدیگر ارج بنهند. این را بهمسنجید با مسلمانان که به هر کشوری راه میابند پس از چند دهه دنبال قانون‌های شریعت راه میافتند و گوشت حلال میخواهند و به دختران نامسلمان حجاب فرومی‌چپانند و دختر بی‌حجاب خودشان را هم اگر با کسی تن‌خوابید, سرمیبرند.

اگر توجه کنید من در انتهای پست نتیجه ای نگرفتم و صرفا توصیف کثافت مجسم دو طرف بود
نه از "همزیستی مسالمت آمیز" گفتم و نه اینکه دست روی دست بگذاریم و کلا راه حلی بدهم
به نظرم نه اوضاع کافکایی مردم عادی ایران  "درماندگی آموخته" شده است و نه توصیف آن demoralization 
سفید پوست خوداگاه به اوضاع اش ناله "bread and circuses" سر می دهد اما ایرانی در زندگی روزمره چیزهایی می بیند در حد "من دهانی ندارم و میخواهم فریاد بزنم"
روش و منش یهودیان و آمریکایی ها در قبال مردم را هم انطور که واقعا هست ببینید
 هزینه تعلیق،کش دادن و تحریم در همین تقریبا یکسال   ( در این چهل سال و قبل از آن که بماند) 
البته اینکه مردم ایران حمایت مردم سایر کشورهای موثر را ندارند اتفاقی نیست چون هر کدام به چاله بدبختی خودش افتاده
برچسب بدتر از تئوری توطئه داشتن چیست؟ من آنرا به جان میخرم که بگویم ما در سطح جهانی با یک جریان ضد زندگی و انسان طرفیم و هر گروهی فاسدی یک گوشه کار را گرفته
هانا نیومن "دلسوز" ایرانی ها سوال دارد که چرا افغانی ها را از ایران اخراج می کنید؟! ایرانی عبور کرده از هویت اسلامی و قوم گرایی "خودسفیدپوست پندار" شناخته می شود!
خود شما هم به اوضاع مسلمانان در فرانسه و بریتانیا اشاره کرده اید و احتمالا از تجاوز سیستماتیک پاکستانی ها به دختران باخبرید
انفجار جمعیت "مهاجر" به یکباره در کانادا ،باز کردن عمدی مرز در آمریکا،به آتش کشیده شدن معابد در ژاپن،سلاخی مردان روس و اوکراینی در جنگ،ابعاد سقط جنین ،رها کردن نرخرهای ترنس و لذت بردن آنان از آزار فیزیکی و روانی دختران و زنان 
این فرآیند نابود کردن بافت جمعیتی و فرهنگی به نظر من چیزی بیشتر از منافع اقتصادی و سیاسی یک عده نئولیبرال داستان است
برای یکسری از آمریکایی ها این مسئله برایش ایجاد شده که "چطور است اسرائیل حق دارد کشوری با نژاد و مذهب مشترک داشته باشد اما ما می گوییم سفید مسیحی باید اولویت داشته باشد آسمان به زمین فرود می آید!"




طلب پوست در بازی هم از در مچ گیری و "بیا صف اول جنگ" نیست، این لحاظ است که از ابتدای جستار از اهمیت ایران و ایرانی می گویید ولی زمان-مکان آنرا توصیف نمی کنید


عینیت و مصداق آن در مردم و جغرافیا کجاست ؟ خط قرمز برای رسیدن به هدف مدنظرتان چیست که امکان جدا شدن بخشی از کشور را بی عیب می دانید و از "گه ساخت" می گویید؟

Scary #۵۳۱

هیچ راهی جز آزادی ایران از سلطه اسلام‌گرایان وجود ندارد و نخواهد داشت. هرچه این رژیم را بیشتر تحمل کنید، با آن مماشات کنید و ادامه حضورش را بپذیرید، نه‌تنها نسل امروز، بلکه نسل‌های آینده را نیز گرفتار پیامدهای این حماقت خواهید کرد.

ملاها و شبکه‌های مافیایی و وابسته به حکومت اسلامی که در ایران و در ساختارهای قدرت و نفوذ در افغانستان، عراق، سوریه و لبنان مستقر شده‌اند، باید هدف تحریم‌های جدی و گسترده قرار بگیرند و دستشان از تجارت، منابع مالی و فعالیت آزاد اقتصادی کوتاه شود. نباید اجازه داد شبکه‌های قدرت و ثروت آنها همچنان به حیات خود ادامه دهند.

این ساختار باید یا از قدرت کنار گذاشته شود یا وادار به تسلیم در برابر اراده جامعه و پذیرش یک نظم آزاد و سکولار شود. آنها را باید کشت و یا به تسلیم در آورد.

باید رسانه‌های آزاد و مستقل ایجاد کرد. باید تابوها را شکست. جامعه باید ورزش کند، درباره آسیب‌های روانی خود صحبت و درمان دریافت کند، فکر کند، پرسش کند.

قدرت باید از دست اسلام‌گرایان خارج شود. این جریان، با سیاست‌ها و ساختارهای ایدئولوژیک و اقتدارگرایانه خود، نه‌تنها آزادی و زندگی انسان‌ها را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند پیامدهای مخربی برای محیط‌زیست و زیست‌بوم نیز داشته باشد.

مماشات با چنین ساختاری مسئله را حل نمی‌کند؛ فقط آن را به آینده منتقل می‌کند. اگر امروز برای پایان دادن به این چرخه اقدامی نشود، هزینه آن را نه فقط نسل ما، بلکه نسل‌های بعدی نیز خواهند پرداخت.

Scary #۵۳۲

فرهنگتان را از نو بسازید. به «نوکرم، چاکرم» و این احترام‌های ظاهری که از ترس، ناامنی و نیاز به چاپلوسی می‌آیند پایان بدهید.

دنبال کونِ فلان فوتبالیست و فلان هنرمند دوزاری راه نیفتید. حتی لقب «آقا» و «خانم» را هم به اسم اشخاص نچسبانید. هر فردی یک اسم دارد و صدا زدن انسان‌ها با اسمشان، همانا احترام واقعی است.

فرهنگ خودتان را دوباره و از صفر بازنویسی کنید.

منافع جمعی را در نظر بگیرید خوار کسه بازی را کنار بگزارید، در هر رویداد و هر پیشنهاد تجاری چنانچه منافع بقیه را به خطر می‌اندازد شرکت نکنید.

آن‌وقت کدام آخوندِ خوارکسه‌گداپرور می‌تواند بر جامعه‌ ما حکومت کند؟!

Dariush #۵۳۳

ببینید دوستان؛ نخستین اصل در هر مبارزه چیست؟ اینکه دشمنت را درست بشناسی بی‌آنکه درگیر احساس و کینه‌ی شخصی باشی. مثلا وقتی به خامنه‌ای که در ترور ناموفق‌اش یک دستش را داده رفته و 10 دقیقه بعد آمده روی همان سِن و به خطبه‌اش ادامه داده، می‌گویید موش‌علی رفته زیرزمین قائم شده، یعنی چه؟ یعنی شما نه در پی شناخت دشمن‌ات آنچنان که واقعا هست نیستی، بلکه خشم و نفرت‌‌ات قوه‌‌ی تحلیل و شناخت‌ات را ناقص کرده و با دشنام و صفات سخیف نسبت دادن به او احساس خوبی به شما دست می‌دهد. من این را برای کردیت دادن به علی خامنه‌ای نمی‌گویم، برای اینکه بگویم یکی از صدها ایراد کار شما کجاست عرض می‌کنم.

خب وقتی بر اساس این قضاوت پیش می‌روید چه می‌شود؟ به سادگی می‌توانید او را تقویت کنید!

مثلا در این راهکاری که در پیش گرفته شد که با حمله‌ی نظامی خارجی و حذف سر نظام، جمهوری اسلامی سقوط می‌کند، خب مشخصا اینجا همان چیزی را می‌بینیم که عرض شد. نتیجه چه می‌شود؟ یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیشِ روی نظام، یعنی چالش جانشینی رهبر را به دستانِ خودتان برایش مرتفع می‌کنید، در دلِ بسیجی و سپاهی انگیزه و شور و ایمان بیشتر تزریق می‌کند، در ذهن بسیاری نظام را در دفاع از عامل خارجی مشروعیت می‌دهید و ...

خب وقتی اینچنین است و ما محاسبات‌تان را به پرسش می‌کشیم، پاسخ‌تان قاعدتا اگر غیر از این باشد که «اشتباه کردیم و باید جدی‌تر مسائل را می‌دیدیم و در ادامه‌ی مسیر تمام این تجربیات را لحاظ خواهیم کرد»، حق بدهید که دیگر جدی گرفته نشوید و به ریشتان بخندند و خب بطور غریزی با جمهوری اسلامی سنگر بگیرند نه شمایی که حساب‌کتاب‌تان بی‌سروسامان.

ببینید شما در ایران با جماعتی مواجه هستید که جدی هستند در راهشان! سپاهی‌جماعت را با مستعان و شکمِ گنده تقلیل ندهید و دستِ کم نگیرید عزیزان، اینها در خیلی از کارها حقیقتا استادند؛ با جفنگیاتِ دلقکانِ توئیتری و اینترنشنالی به جنگ اینها رفتن مثل این است که بخواهید با چنگال غذاخوری به جنگ گریزلی بروید! جدی عرض می‌کنم خدمت‌تان، خود را درگیر رتوریک‌های ابلهانه‌ای چون سپاهی خنگ است و آخوند دوزاری و پیزوری است و اینها نکنید.

ببینید یک هیات نظامی سپاهی از ایران رفت یمن برای هدایت آنها علیه عربستان پس از آنکه مدتها میان حوثی‌ها و عربستان آتش‌بس برقرار بود. عربستان باخبر شد که اینها برای او تیز کرده‌اند، رفت فرودگاه را بمباران کرد که هواپیمای سپاهی‌ها ننشیند اما نشست! از آن روز و با همان هیات ایرانی که با یک هواپیما رفتند یمن که حداکثر می‌توانستند 200 نفر باشند، روزگار عربستان سیاه شده؛ در یک هفته به اندازه‌ی کل پیشروی روسیه در اوکراین، اینها به سمت عربستان پیشروی کردند، تمام خطوط لوله‌های عربستان که قرار بود جایگزین تنگه‌ی هرمز شوند را زدند، پالایشگاه و فرودگاه برای عربستان نگذاشته‌اند، هر بار هم که عربستانیها می‌روند یک کیلومتر از آنچه که از دست داده‌‌اند را پس بگیرند، 100 کیلومتر دیگر را هم از دست می‌دهند. اینها را من از روی شکم خودم عرض نمی‌کنم، خواستید رفرنس‌های معتبر ارائه می‌دهم که پشت تمام این پیشروی خرق‌الساعه‌ی انصارالله‌ها در یمن همان استراتژیست‌ها و مشاوران سپاهی هستند که با همان یک هواپیما رفتند یمن!

دوباره عرض می‌کنم، من اینها را نمی‌گویم برای آنکه به کسی کردیت بدهم، به این دلیل بیان می‌کنم که اگر با کسی دشمن هستید حداقل واقعیت‌های او را چنان که هست ببینید و او را دست کم نگیرید.

به نظرم در اولین فرصت، بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که از مدیای اجتماعی ایرانی، مخصوصا توئیتر و اینترنشنال بطور کامل فاصله بگیرید و خود را قرنطینه بکنید، چون شاید فکر کنید که منی که در ایران نیستم می‌توانم از زبان ایرانی‌های حاضر در این مجامع بفهمم در آنجا چه خبر است؛ نه، اصلا اینطور نیست، کج‌فهمی بسیار خطرناک‌تر از نافهمی است؛ فضای رسانه‌ای فارسی (چه طرفداران نظام و چه ضدنظام، مخصوصا پهلوی‌چی‌ها) در منتهی‌الیه بلاهت، توهم و لمپنیسم هستند، اصلا نباید جدی‌شان گرفت یا به آنها گوش سپرد.

باز هر جور صلاحه 😊

Dariush #۵۳۴
Scary

آن‌وقت کدام آخوندِ خوارکسه‌گداپرور می‌تواند بر جامعه‌ ما حکومت کند؟!

این زبون‌بسته با کیه؟ 🤠

Anarchy #۵۳۵
Dariush

درود آنارشی جان. به همچنین عزیزم 🙏.

فرق ما با امثال مهربد ساده است: او سالهاست تجربه یا درکی بی‌واسطه از ایران نداشته؛ بنابراین بر او ایرادی نیست که نداند ما در ایران چه چیزها که ندیدیم؛ مسئله‌ی او البته این است که بسیار با اطمینان در مورد چیزی حرف می‌زند که مشخصا در موردش اطلاعات و دانش ضعیف و دم‌دستی دارد در سطح توئیتر و اینترنشنال و پوریا زراعتی. در مورد مسائل نظامی و ژئوپولیتیک که با همه‌ی احترامم به او، واقعا پرت است.

برای ما هم البته سال‌های رنج و دردی که در ایران تجربه کردیم، فضیلتی نیست، اما درستش این است که به آگاهی و هوشیاری برآمده از آن تجربه، توجه جدی‌تری بشود از آنچه که اینجا از مهربد می‌بینیم.

ما در ایران با ایران زنده‌ایم و با آن نیز می‌میریم؛ مهربد و دوستان خارج‌نشین دیگر اما چطور؟

ما روزهای صف کوپن و نفت را در ایران دیده‌‌ایم. ما همین دو دهه‌ی پیشِ ایران را دیده‌ایم که چه بودیم و با چه خونِ دلی به اینجا رسیده‌ایم.

موضوع ایران، داستان زندگی شخصی من نیست، اما سیرِ زندگی‌ام در ایران بسیار تیپیکال بوده و شاید تعریف بخش‌هایی از آن برای امثال مهربد وضعیت را قابل فهم که نه، قابل درک کند؛ من پسر یک کشاورز، درحاشیه‌ی شهری دورافتاده در گیلان که خانه‌اش در جایی شبیه به یک جنگل بود زاده شدم که وقتی شب می‌شد از درِ خانه بیرون نمی‌شد رفت چنانکه شب سیاه و تاریک بود از بی‌برقی. خانه‌مان در یک کیلومتری اداره‌ی گاز بود، اما با نفت و کپسول گاز آن را گرم می‌کردیم. بخش مهمی از زمان روزانه‌ی کودکی‌ام در رفت‌وآمد به تقریبا تنها نانوایی نزدیک خانه در 1500 متری خانه و ایستادن در صف نان می‌گذشت برای شام که پلو نمی‌خوردیم.

من در دوران مدرسه و راهنمایی، گاهی در حسرت یک چتر سالم، در هوای همیشه بارانی گیلان به کلاسی با 45 دانش‌آموز در یک اتاق و سه نفر در یک نیمکت می‌رفتم. دوچرخه می‌توانست لوکس‌ترین کالای یک پسربچه در تمام آن شهر باشد و من دیدم به چشمانِ خود که پدرم با حسرت یک خودرو و در اثر سانحه‌ی تصادف با موتور، جوانمرگ شد.

من از آن خانه، درس خواندم، با رتبه‌های برتر کنکوری که در آن سالها آدم و روان می‌گائید وارد بهترین دانشگاه‌های ایران شدم و پس از آن توانستم زندگی خودم و خانواده‌ام را به شکلی انقلابی تغییر دهم بی‌آنکه حتی یک یک ریال از یک نهاد حکومتی یا نظامی یا چیزی شبیه به این پولی درآورده باشم یا کم‌ترین ارتباطی یا رانتی به جایی داشته باشم. از همان خانه‌ی محقر، رسیدم به آنجا که توانستم از کانادا جاب‌آفر و ویزا بگیرم، در آلمان بطور موقت ساکن شوم و با بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا نیز در حوزه‌های مختلف دیتا کار کنم.

حالا چرا این داستان را گفتم؟ من نه قهرمانم، نه آدم نابغه‌‌ایم، نه بسیار سخت‌کوشم و نه حتی آدمِ رقابت کردن و برنده بودن هستم. خیلی متوسط و معمولی هستم به برآورد خودم و خیلی جاها اساسا خودم را نه لایقِ توانمندی‌های خودم، بلکه مرهون شانس می‌دانم. این داستان را عرض کردم به این خاطر که نخست آن افسانه‌ی هر کسی در ایران کاره‌‌ای است حتما به یک جایی متصل است یا آقازاده است را خدشه‌دار کنم (مرا که تازه یکسال هم از دانشگاه در 88 تعلیق کردند)، دوم آنکه بگویم من تنها یکی از هزارانی بودم که به چشم خود در خوابگاه‌های دانشجویی، کوچه و خیابان‌های شهرم و همکارهایم در این 15 سال اخیر از نزدیک دیده‌ام چطور در ایران بالیده‌اند و امروز برای خود کسی شده‌اند و شاید خودشان هم خبر نداشته باشند یا یادشان رفته که چه موهبتی نسیب‌شان شده و ده‌‌ها هزار نفر هم که غیرمستقیم رشد و نموشان را دیده‌ام.

من از آن روزها که در همین شهرری تهران، نه 100 سال پیش، که همین 20 سالِ پیش، خانه‌ها آبِ آشامیدنی نداشتند و من در خانه‌ی خاله‌ی خود با پسرخاله حداقل یک کیلومتر با دبه می‌رفتیم تا در صف تنها شیر آب آشامیدنی آن اطراف بایستیم برای پر کردن دبه را دیده‌ام تا تمامِ شب را در بی‌برقی زیستن، نصف سال را در بی‌گازی بودن، نصفِ بیشتر ایران در حسرت تلویزیون رنگی و تلفن ثابت بودن و بسیاری چیزهای دیگر تا اینجا که ایران رکورددار لوله‌کشی گاز در ایران است، یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های برق را دارد، راه‌ها و جاده‌های بسیار خوبی دارد، سیستم حمل و نقل عمومی به ویژه در تهران و مترواش درخشان است، سیستم ارتباطات همراهش پیشرفتی شگرف داشته چنانکه من امروز در کوره‌ترین راه‌های ایران، گاه در کوه‌های سوباتان حتی، همچنان به اینترنت و شبکه‌ی تلفن همراه متصلم، بسیاری کسب و کارها و استارت‌آپ‌ها را می‌بینیم که چه امیدبخش هستند و بسیار چیزهای دیگر.

من آدمی طبیعت‌گرا بوده‌ام، همیشه نگاهم به آسمان و دار و درخت بوده! از زمان جنگ 12 روزه اما از کنار تمام این پل‌ها، ساختمان‌ها، آنتن‌های BTS، راه‌آهن‌ها، خطوط مترو، بیمارستان‌ها و ... که عبور می‌کنم دلم برایشان می‌رود.

دوستان توئیترخوابِ ما هنوز تصویر زندگی دهه‌ی هفتاد از ایران را دارند، توئیتر و دیاسپورای ایرانی در اسکرین‌شاتی دهه هفتادی یا حداکثر دهه‌ی هشتادی از ایران فریز شده است.

وقتی کسی به ما می‌گوید نگران نباشید، ما دوباره اینها را خودمان برایتان خواهیم ساخت، جواب ما چیست؟ خفه شو! چرا؟ چون ما دیدیم، زیستیم، تجربه کردیم و می‌دانیم که کسی اگر واقعا سازنده باشد، نخست باید دلش برای همانی که هست بسوزد و غمش را بخورد.

Dariush

این زبون‌بسته با کیه؟ 🤠

ایشون باید قرص هاشو سر وقت بخوره بعد بیاد لاگین کنه اما گویا ساعت اشتباهی میاد اینجا 😆.

Dariush #۵۳۶
Dariush

سپاهی‌جماعت

Ouroboros

بله من انتظار دیگری داشتم.

از بطالت به لذت می‌گریختم. مرضی گرفتم و دردمند شدم. چنگ من از آویزان شدن از لذایذ گذری برای فراموشی مغاک درون خسته شد و با ماتحت زمین خوردم! پس فهمیدم که وزن وجودشناختی درد بسیار سنگین‌تر از لذت و عشق و محبت هرچیز دیگری در این جهان است. درد که ورود می‌کند همه چیزهای دیگر به احترام‌اش سرپا می‌شوند. درد که بر در می‌کوبد، همه دیگر عواطف و احساسات و تجربیات مو بر تنشان راست می‌شود. جهان‌بینی‌ای که قادر به پیش‌بینی و آماده سازی ذهن و وجود برای این حضور اجتناب‌ناپذیر درد نباشد توهم است. یاد و خاطر همه لذایذ دنیا را یک سردرد بد که ول نمی‌کند به صندوقچه فراموشی می‌سپارد، چه رسد به دردهای عمیق‌تر و شدیدتر و واقعی‌تر...

بگذریم. 
مسئله اساسی این است که طبیعت دنیا را درک بکنیم و همچون درختچه‌ای در طوفان با هر باد سخت روزگار به اینسوی امید یا آنسوی یأس خم نشویم، بلکه به طناب یأس مطلق چنگ بزنیم! و در آغوش گرم بیزاری از مکانیسم‌های جهانی که آغازش تجاوز است و پایانش مرگ آرام بگیریم که امیدِ ناامید گشته بدتر از هر عذاب دیگری دردآورست. 
با این مقصود، اول باید توهمات مهربدی را از ذهن زدود. تمدن در ابعادی جهانی روبه زوال است و مدرنیته در زایشگاه‌های خود درحال افول است. اکنون به ندرت سینه‌زنی زیر علم و کتل لیبرال دموکراسی و سکولاریسم در خود مغرب‌زمین پیدا می‌شود و این روبنا سازی‌ها نمی‌توانند درمان دردهای بی‌شماره این دور و بر باشند. این تصور که لاشه‌ی نیمه‌جان لیبرال‌سکولاردموکراسی قرار است در ایرانی جنگ‌زده و به دست دشمنان افتاده تاثیری درخور توجه در اصل مشکلات این سرزمین داشته باشد به نظر درست نمی‌رسد. 
اینها سیستمهایی هستند که در خود غرب به ترامپیسم برخورده‌‌اند و یواش‌یواش نخبگانشان در می‌یابند که مثلاً چیزی بنام سیاست غیردینی ممکن نیست و جای خالی دین را همیشه چیزی همان‌قدر خرافی و مخرب و توهم‌آلود پر خواهد کرد: اگرنه مسیحیت، پس پرستش مقعد ایدزگرفته‌ی همجنس‌بازان! 
ثانیا، ایران و ایرانی به دلایلی که از حوصله بحث خارج است در دهه نود میلادی به اوج رشد و شکوفایی امکان‌پذیز خود با عنایت به پتانسیل انسانی این کشور رسیدند و اکنون چند دهه است که در سراشیبی زوال هستند، و این زوال سیاسی نیست که بخواهد با تغییر حکومت جایی برود. هر حکومت دیگری سر کار می‌بود با این زوال عام مواجه می‌شدیم چنانکه در کشورهای دیگر هم مشابه آن و حتی شدیدتر آن رخ داده و در جریان است. فرق ایران این است که ملت ما، دور و جدا از دنیای بیرون، می‌توانند هرچه بد است را بکوبند وسط ملاج عمامه‌پیچ و نیمه‌خالیِ آخوند و او را مقصر بدانند. نه آقا جان. از اینجا به بعد سرپایینی‌ست. فرق اروپای قرن نوزدهم و ایران قرن نوزدهم هم منابع انسانی آن بود نه این چرندیاتی که ما در این سالها نشخوار کردیم. این سیستم و آن سیستم فرقی نمی‌کند، هرچه جلوی سگ‌ بگذارید بو می‌کشد. انسان ایرانی به علت درآمیختگی نژادی و فرهنگی، و عمر دراز کشوری که قرن‌هاست مریض است اما نمی‌میرد، موجودی‌ست ذاتا دغل، ریاکار، شکم‌باره، مفت‌خواره، ضعیف‌کش، قوی‌بنده، کارگریز و دروغگو و خلاصه در یک کلام، نخاله‌ای انسان‌نما! 
فرقی نخواهد کرد که اسلام دست اینها بدهی یا مسیحیت یا لیبرالیسم یا چه. «زرنگی» که صادقانه‌ترین و والاترین ارزش بشر ایرانی‌ست، یعنی بتوانی قواعد اجتماعی و قوانین حقوقی و اصول اخلاقی را بشکنی بی‌آنکه به عقوبت این بداخلاقی‌ها دچار بشوی و گزندی ببینی. این جلوه‌ای از زوال نژادی‌ و پراکنش ژن‌های متقلب‌پرور است، با مهندسی اجتماعی بهتر نخواهد شد. مهم نیست چه قوانین و قواعد و اصولی سرهم می‌کنی، کلاه شرعی و تبصره و «سوراخ در رو» خودشان را خواهند داشت وقتی بناست به ما حکومت بکنند. مشکل ما هستیم.
باز مهمتر این است که بفهمیم این درد منحصر به ایرونی‌جماعت یا بشر خاورمیانه‌ای هم نیست، اینهم یک وسوسه بزرگی‌ست که اندک شماری که اصل مشکل (مردم) را می‌بینند اغلب بینش عمیق‌تر شدن و تشخیص فاکتورهای مشترک میان این مردم و دیگر مردمان را ندارند. اما من شمایی که هم در ایران و هم در خارجه زجر کشیده‌ایم و به فساد هردو سبک از زیستن و انسان بودن آشنا هستیم نیک میدانیم که این آخر و عاقبت هر انسان و هر جامعه‌ایست. 
فرق ایران و سوییس این است که اولی زمانی درازتر در سراشیبی زوال بوده. ما آینده آنها هستیم. برای آینده ایران هم میتوانید دارالوحوش هند و پاکستان و عراق و مصر را بنگرید که از اینجا پیرتر و قدیمی‌تر هستند. اینهم شکنجه‌ای دیگر است: یک نسل به قله‌ای گذرا دست می‌یازند و صد نسل بعدی در حسرت آنچه از دست رفته مرثیه‌سرایی میکنند و برای بازپس گرفتنش تلاش میکنند و غصه میخورند و خون میدهند و رکوردی از شکست‌های بی‌شمارشان ثبت می‌کنند. هزار سال دیگر آمریکایی زوال پیدا کرده‌ی بیست سانت کوتوله‌تر و بیست امتیاز آی‌کیو پایین‌تر از روزگار پرشکوه سپری شده که در آن ماه می‌رفتند و بیابان‌های دوردست را سنگرشکن می‌زدند خواهد نوشت و پیرامون چگونگی بازگشت به آن دوران سخن گفته برنامه خواهد ریخت. او هم به اندازه ما ول‌معطل خواهد بود. زوال همیشگی و صعود لحظه‌ای است. 
اکنون تنها وظیفه‌ی هوش و درایت که به دید من هنوز قابل توجیه است نگریستن به تمام تَرَکهای این بنای درحال فرو ریختن که دنیا می‌نامیم به جهت رسیدن به بیزاری‌ای هرچه رادیکال‌تر و عمیق‌تر از آن است! در بند تغییرات خرد و گذرای سیاسی اجتماعیِ این باغ‌وحش انسانی افتادن یا دل به رفتن این و آمدن آن دادن کوته‌نظری‌ و دعوت از فاجعه است. جامعه را هم باید تنها برای گریز بهتر از آن مورد بررسی قرار داد، بابت محافظت کردن موثرتر از خود دربرابر هجمه گله‌ی انسانی. اگرنه اندیشیدن به این قبیل موضوعات گواه ذهنی الکن و میان‌مایه است که خود را بیش از آنچه به راستی هست تصور می‌کند(و این باعث خجالت حضار بر اثر شرمندگی دست دوم می‌شود). 
از مریضی دائم اما دور از مرگ ایران صحبت کردم. دلیل تداوم حیات این بیمار محتضر جوش زدن‌هایِ مداوم ِ کم‌شمار آدم کاربلد اما بی بصیرت این سرزمین است که هزار سال بیشتر است این لاشه را لباس میهمانی می‌پوشند و با خود به مجالس می‌آورند! ایران وقتی مرد که کورش بابل را فتح کرد. قاعده این است: بالا می‌روید تا زمین خوردنتان شدیدتر باشد. باقی نمایش است. تعزیه. 
این است که من نگران تجزیه ایران هم نیستم. کشوری که‌ در آن صدها مزدور و خائن چنان دو‌آتشه دارد که دو هفته است دارند مدام در رکاب اسراییل دولت مستقر سرزمینشان را می‌زنند، کشوری که حتی یک بار بدون یاری بخشی از جامعه خودی توسط دشمن خارجی فتح نشده، و فاتحی نبوده که در ایران میزبان سینه‌چاک پیدا نکند، همان زمان اسکندر فاتحه‌اش خوانده شده بود همه سنگین‌تر بودیم. 
درباره انزوای درون و پناهندگی به حریم دل: خوب‌ می‌دانم چه می‌گویی. اما به اینهم خو‌ نگیر که او نیز دامی گسترده کنار دیگر دامهاست. خلوت مقدس ازلت ولو مرهم دل زخمی، گذری‌ست، و دنیا بی‌شک دیر یا زود نشانه‌اش خواهد گرفت! اگر آمدن به این دنیا تجاوز است و اگر ماندن در آن مناسک خود تحقیری‌ست و اگر مردن در آن جان کندن است، چرا گمان میکنی تنهایی‌ای که اکنون برایت دلپذیر یا دستکم تحمل پذیر است ماندی‌ست؟ به زودی دنیا دردی بر تو نازل می‌کند که به این حرم مطهر درون‌ات تجاوز کند! پیری،‌ بیماری، فراموشی، امید ... اینها همه تله‌ موش‌هایی هستند به سایز و مختص آدمیزاد، و از هیچ‌یک گریزی نیست. روزی می‌رسد که یا تو از این تنهایی بیزار و گریزان می‌شوی یا جهان راه خود را به آن می‌گشاید. 
خود من با اینهمه که گفتم هنوز گاهی لبخند دخترکی دلربا منقلبم می‌کند و به دام دنیا-ام می‌کشاند! این جهان زندان و ما زندانیان... و زندانی‌ای که در زندان به دنیا آمده جز از زندان نمی‌شناسد و دیوارها و نرده‌هایش را خانه می‌داند. هیچ گریزی نیست، فقط همین آگاهی که هیچ گریزی نیست مأواست، به این دلیل که به قول شما حداقل درد نا امید شدن را از بین می‌برد. نمی‌توان در بازی باخت اگر هیچوقت بازی نکنی. دنیا نمی‌تواند نا-امیدت بکند اگر امیدی به دنیا نبندی. همین. فقط همینقدر میتوانی اینجا رها بشوی، و نه بیشتر. امید به عادتی که به تنهایی‌ات کرده‌ای نبند که دنیا آنراهم از تو خواهد ستاند. حتی پناه به کوه و جنگل و بیابان بردن چنان که راهبان مسیحی و بودایی میکنند ما را از این زندان نمی‌رهاند چراکه که اولین بند زندان خود تن و خود خودی‌ست که در آن اسیر است. بالکل و خلاصه، تحمل کردن یاد بگیر که رهایی یا دروغ است یا گذرا، و هنوز دردها ‌می‌باید! 
حالا من مخالف مهربد نیستم که اگر ج.ا برود بهتر است. ولی بهتر=/=خوب. و بهتر=/=ارزش تلاش داشتن. و از همه مهمتر بهتر=/=ارزش امیدواری به تغییرات، در جهانی پیوسته در زوال. 
هر جامعه‌ای لیاقت حکام خود را دارد و شرایط پدید آمدن و سرپا ماندن آنها را به طور مداوم فراهم می‌کند، فارغ از رای دادن یا ندادن و‌ رای‌ها را شمردن یا نشمردن. اما لیاقت ایرانیان امروز کمتر و‌ بدتر از ج.ا است! آنارشی میگوید ایرانیان بی‌کنش هستند، من که چنین چیزی ندیده‌ام، من دارم روزانه و با چشم خود رفتارهایی مخرب اما بسیار فعال و تلاشمند در خیابانهای تهران می‌بینم: جامعه‌ای با عطشی بی‌اندازه برای نابودی خود و دیگری که با حدت جنون‌آلودی ویرانگر است. و به هرچه دنبال کنی سرانجام خواهی رسید،‌ و ما ذاتا نابودی و خفت بهتر را به بهتر شدن و بودن ترجیح می‌دهیم. 
مهربد متوهم است وقتی فکر می‌کند دو هزار سال دیسژنیک و سقوط فرهنگی ساختاری یک جامعه ربط وجودشناختی با حاکمیت دارد. او همچنین متوهم است وقتی گمان می‌برد که ما از شر اسلام خلاص شده‌ایم، در حقیقت، ما از خیر اسلام است که خلاص شده‌ایم! در آغاز همین بمباران نمی‌دانم مرگ کدام امام شیعه بود یا تولدش یا چه که شربت یا چای نذری می‌دادند و ملت مفت خور و شکم‌باره همچون خوکهای پرورشی که به آبشخور هجوم می‌برند در صف می‌ایستادند تا چای و قند مفت کوفت بکنند و شربت نذری که حتی سابقه کشتن نذری خور را هم در ایران داشته به خیکهای صاب‌مرده بزنند! عزت‌نفس و ارزش که هیچ جانم فدای مال مفت به خصوص از نوع خوردنی! آنجاکه اسلام ممکن بود خانواده‌ای مستحکم درست بکند یا جنگاوری دلیر تحویل جامعه بدهد یا از خود ویرانگری گله‌ی انسانی خاورمیانه‌ای با میانگین هوشی هشتاد از طریق الکل و زنا و‌ قمار و ربا و... جلوگیری بکند، آری، اسلام از میان رفته و دیگر اثربخشی‌ای ندارد، آنجاکه اسلام ریا و مفتخوری و خرافه‌پرستی و شکاف اجتماعی و خشونت سازمان‌یافته ایجاد میکند اما یا زنده و سرحال است، یا چیزی بدتر از اسلام جایش را گرفته! به عبارتی عدوت اخیر ملت ایران با اسلام به خاطر آنست که اسلام را مزاحم خوارکسه‌بازی‌ها و پدرسوختگی‌های خود می‌بیند، نه اشتیاق به فرارفت از بندهای ویرانگر و مخرب آن. «آخوند هی می‌گوید نکن‌نکن، اگر از شر آخوند خلاص بشویم می‌توانیم برویم درپی بکن بکن خودمان»! اما مهربدها نویز را از سیگنال تشخیص نمی‌دهند و فکر میکنند هرکس آمد زیر پرچمشان ایستاد لابد حامی مانیفست او بوده یا دستکم متحدی‌ست که می‌توان روی او حساب باز کرد. روشنفکران پیش از انقلاب هم خطایشان همین بود دیگر!
اما کار از توهم به جنون می‌زند وقتی ما تصور می‌کنیم میتوان از این خلأ مطلق اخلاقی، با جمعیتی با این بضاعت اندک ذهنی و فرهنگی گذار کرد به چیزی بهتر، آنهم با نسلی که در زندگی خود متنی درازتر از کپشن اینستاگرام نخوانده و مغزش در سیطره‌ی رپ فارس است و هنگام سخن گفتن لحن و ادای الوات قدیم را اتخاذ می‌کند و در قالب میم‌های اینترنتی می‌اندیشد. با مشارکت بیشتر اینها در سیاست و سرنوشت ایران، با سهم بالاتری به آنها دادن قرار است پیشرفت بکنیم! چطور و چگونه‌اش را فعلا فقط آدم ج.ا می‌پرسد. با این ملتی که من می‌شناسم، با این کارگریزی و مفتخوری و طمع نهادینه به از خود بهتر که در ایشان هست، همان انتخابات اول نه، دوم، یک ختمِ تمام خوارکسه‌های عالمی (با ادبیات و شکل شمایلی چون احمدی‌نژاد، به احتمال بالا) پیش می‌آید و می‌گوید «دموکراسی و مجلس هر دو فریب خلق است»، و بساط مورد نظر مهربد را جمع می‌کند. 
به هرحال رفتن ج.ا هیچ فایده‌ای نداشته باشد یک حکومت جهودپرست در ایران حاکم می‌کند که خودش بخش بزرگی از بدبختی‌های سیاسی ایران را حل خواهد کرد. بیشینه‌ی این بدبختی‌ها ثمره جهودستیزی ج.ا بوده است، و جنگ نرم و این اواخر سخت لابی‌ها و نهادهای قدرتِ در قبضه‌ی آنها با ایران، اگرنه این دنیا جنگل است، و می‌توانی مثل برخی دیگر از صحاری همسایه، هر آن اندازه که دل تنگ‌ات میخواهد «چنگارین» باشی و اسلام زده باشی و حتی هر هفته جادوگر و فالگیر وسط خیابان گردن بزنی، اما مردم‌ات بدون تحریم و بمب و بدبختی‌های مضاعف زندگی بکنند. دشمنی با یهود و لابی یهود ریشه اصلی فلاکتهای ج.ا است، که دزدی و فساد و اسلامگرایی و تروریسم دولتی و نسل‌کشی در خاورمیانه نایاب نیستند. شاهزاده رضا پهلوی کبیر، این کورش زمانه، این سپهدار اعظم ایران‌زمین، با دیوار بوسی و به گمانم دختر دادن(؟) به قبیله‌ی مذکور، تا حد زیادی این مشکل را از همین حالا حل کرده، پس جاوید شاه!  😄
(ولی خب اینهم هست که جهود با خودی هم چندان بهتر از دشمن رفتار نمی‌کند، بنگرید به آثار کوشش‌های یهودیان متنفذ بر فرهنگ داخله‌ی جامعه آمریکا در نیم قرن اخیر...اما فعلا از اینها بگذریم که جامعه ایران در حسرت یک آبجو و بکینی لب ساحل است
و حوصله این مباحث را از دست داده)...

از اینکه دیدم بیمار شده‌ای و حال روحی‌ات چندان تعریفی ندارد دلم واقعا گرفت و ناراحت شدم، امیدوارم هرچه زودتر بهتر و بهتر بشوی. و کاری هم به محتوای سخنانت ندارم (هرچند که الان نظراتت در سایر بحث‌ها را بهتر درک می‌کنم) ولی یعنی لعنت بهت امیر، خیلی با این جمله‌ها خندیدم🤣.

نمی‌خواهی زن بگیری چنان عمر و روان‌ات را بگاید که تمام این غم‌ها را از دلت بزداید؟!

Mehrbod #۵۳۷
Anarchy

یعنی تو خودت از ایران رفتی که بتونی گاهی برگردی فخر بفروشی ؟

بعد الان فکر کردی حکومت عوض شه انقد وضع اقتصادی به سرعت خوب میشه که دیگه نمیتونی فخر بفروشی ؟

چی میگی مهربد 😂... تالار طنز جای دیگست ... اشتباه اومدی  یا شاید هم سرت خورده به جایی !!

باز هم که نکته را هوش نکردید, گفتیم اگر از دید "سوی شخصی" تنها بخواهیم بسنجیم, به سود هر ایرانیِ خارجه‌نشینی‌ست که ایران همان جمهوری اسلامی بماند, چون برای کمابیش هر کسیکه از ایران رفته, از برایِ ایرانی بودن هنوز میتواند برگردد و از برایِ دلار ۲۵۰ هزار تومانی, میتواند شاهانه خرج کند.

Mehrbod #۵۳۸
Anarchy

راستی جهت آموزش، پرداختن به سخنگو اونجا بود که گفتی من لابد آقازاده ام که جور دیگه ای مینویسم جناب مهربد بی خرد 😂!!

کسیکه از جمهوری اسلامی خونخوار پدافندی میکند, مرگ ۵۰ هزار تن را "دروغ و بزرگنمایی" مینامد, ۳۵۰۰ کشته‌ی خود رژیم را هیچ نمیداند, ولی برای کودکان مینابی (که میدانیم رژیم چگونه در همان مدرسه‌ها سنگر درست میکند = جنایت علیه بشریت) نوحه میسراید, آری, گرایندوار هیچ دور از باور نیست  همان آقازاده باشد.

Mehrbod #۵۳۹
Dariush

ترکیه خر است، ایران خر است، اردن خر است، پاکستان خر است، عمان خر است، قطر خر است، یمن خر است، لبنان خر است، فلسطین خر است، لیبی خر است، عراق خر است، سوریه خر است، فقط اسرائیل در این منطقه خوب است و من اصلا مغزشویی‌شده توسط پروپاگاندای صهیونی و فاشیست یهودگرا و مسلمان‌ستیز نیستم 🤡.

بیشتر این کشورها دچار ویروسی به نام اسلام میباشند و میدانیم که برآیند آن چیست!

ایران بد نیست, جمهوری اسلامی بد است. پاکستان پیش از اسلام بد نبود, ولی پاکستان امروز آری, یکی از بزرگترین و بدترین کشورهایِ جهان است, هتّا پاکستانی‌های صادراتی هم گویا در جریان نمیباشید, گنگ‌های تجاوز در انگلیس راه انداخته‌اند و لندن را هم از انگلستان به گهستان واگردانده‌اند.

اسراییل در دست دیگر, فرشته نیست, ولی دشمن دشمن ِ ما, همانا اسلام, میباشد, پس از دید راهبردین (strategic) آری, در کنار آمریکا بیشتر به کار ایران فرداروز میاید تا نمیدانم روسیه و چینی که همکنونش هم همچون چنگار به جان بنمایه‌های کشور افتاده‌اند و دریاخواری و جنگلخواری و برق‌خواری میکنند, بماند آن چند کشور اسلامی بدردنخور دیگر که رژیم گاو شیرده‌شان باشد.

گیر اینجاست که شما درست همان یاو‌ه‌های رژیم را نشخوار کرده‌اید و به زبانی دیگر نشر میدهید که آری, ما داریم یک جنگ معنوی علیه ظلم و ستم آمریکا و اسراییل جهانخوار پیش میبریم 😀

روشن هم نیست در این جنگ معنوی؟ چرا هر سال همه‌ی درآمد نفت اختلاس و دزدی میشود و چرا برق کشور را سپاه با بیتکوین از پادرمی‌آورد و چرا بن‌مایه‌های کشور را روسیه و چین بی‌مانع می‌گسارند, ما هم بیگمان نادان و نمیدانیم که اینها همانا نشانه‌هایی هستند از جنگ معنوی ما در برابر ظلم جهانی!! همه هم خارجه‌نشین‌ها ناآگاه‌ایم که نمیبینیم اخوی‌های انگل‌زاده چجور هر سال کانادا میایند و میلیارد میلیارد پول دزدی را خرج میکنند 😀

Anarchy #۵۴۰
Mehrbod

باز هم که نکته را هوش نکردید, گفتیم اگر از دید "سوی شخصی" تنها بخواهیم بسنجیم, به سود هر ایرانیِ خارجه‌نشینی‌ست که ایران همان جمهوری اسلامی بماند, چون برای کمابیش هر کسیکه از ایران رفته, از برایِ ایرانی بودن هنوز میتواند برگردد و از برایِ دلار ۲۵۰ هزار تومانی, میتواند شاهانه خرج کند.

مهربد دست بردار ... چقدر حرف های خاله زنکی میزنی آخه !!

Mehrbod #۵۴۱
Dariush

من واقعا شرمنده‌ام مهربد جان اما همین‌ها نشان می‌دهند که چه اندازه ایده‌های شما پرت و خام هستند و چقدر از بدیهی‌ترین فکت‌ها و واقعیات تاریخی حتی دور هستند. جنگِ جهانی کدام است فدایت بشوم؟ آمریکای بعد از جنگ جهانی، قدرتی در حال نمو بود و در یک هم‌گراییِ واضح با تمام غرب موظف شد به رهبری جبهه‌ی غرب در برابر شوروی. در این راستا بسیاری باج‌ها برای یارگیری داد به کشورهایی از جمله آلمان و کره و ژاپن. امروز آمریکا یک ابرقدرت در حال افول است و این یعنی در خطرناک‌ترین موقعیت برای اینکه متحد یا هم‌سرنوشت با او باشی، چرا که در این وضعیت او قبل از اینکه خودش کاملا سقوط کند، تک به تک متحدان‌ش را خواهد بلعید یا قربانی می‌کند. گواهش را هم لازم نیست از من بخواهید، به سخنان این نخست‌وزیر کانادا، کارنی گوش بدهید، به وضعیتش با متحدانش و ناتو توجه کنید، وضعیت اعراب را ببینید، مکزیک را ببینید و ... .

من از عوام ایرانی که در یک تروریسم رسانه‌ای بسر می‌برند انتظار ندارم که درک کنند جهان در آستانه‌ی عصر پس از ابرقدرتی آمریکاست و ما تازه همچون از قطار بازمانده‌ها تازه می‌خواهیم سوارش بشویم و از او بخواهیم که ما را از شر جمهوری اسلامی برهاند که چه احمقانه و خنده‌دار است این ایده؛ اما از شما انتظار دارم که در جهان آزاد هستید به اصطلاح خودتان، لااقل چندرسانه و آدم باسواد و مستقل که متاثر از فضای رسانه‌ای سخیف و بیسواد فارسی نیست و از جایی هم پول نمی‌گیرد را دنبال کنید تا کمی وضعیت جهان را بهتر دریابید. انتظارم از تو بیشتر از اینها بود مهربد جان. انتظارم این نبود که سخنانی در حد تحلیل‌های قهوه‌خانه‌ای از تو بشنوم و انتظار داشتم کمی جدی‌تر پیِ‌اش را گرفته باشی.

وضعیتِ آمریکای پس از جنگ جهانی دوم را در جهان امروز، می‌توان گفت تا حدی چین دارد و به گمانم در این بازه‌ی چند سال آتی، آن کشورهایی که متحد چین می‌مانند و سرنوشتِ خود را با او هم‌راستا می‌کنند، به احتمال زیاد در چند دهه‌ی آتی سروران جهان خواهند بود.

بوارون, این شمایید که از Postdam ناآگاه‌اید و هتّا آنرا به زبان نمیآورید و دو چیز بی‌پیوند را به هم چسبانده‌اید, اینکه آمریکا که بوده و که است, و چین که بوده و که خواهد شد, پیوندی به اینکه آمریکا, ژاپنی که تسلیم نمیشد را با بمباران اتمی به تسلیم واداشت, نمیشوند.

همه‌ی آنچا شما اینجا کوشیده‌اید بگویید این است که آمریکا بد و سلطه‌گرا است چون ژاپن بیچاره را دوبار بمباران اتمی کرد, هنگامیکه از دیدگاه اخلاقی, بمباران اتمی ژاپن در برابر دگزین آن, یک کنش اخلاقی به شمار میاید و چون بسیاری کشته شده‌اند نمیگوید که بد بوده, چرا که دگرگزین آن هم مرگ بیشتری دربر‌میداشت, و هم روند جهان را بسویی هزاران بار بدتر, میبرد.

این ژاپنی هم که سنگش را به سینه میزنید هم امروز anime و نمیدانم فرهنگ kawaii آنرا فراگرفته, در تاریخ اش نگاه کنید در بازه‌هایی یک از خونخوارترین و جنایت‌کارترین مردمان بوده‌اند, روشن هم نیست تازش Pearl Harbor ژاپنی‌ها چرا از بیخ به زبان نمیاید که خود پیش‌زمینه‌ی ِ Postdam و سرانجام حمله‌ی اتمی به ژاپن شد و روایت شما ناگاه یک چیز من‌درآوردی از اینکه آمریکا میخواست زهر چشم بگیرد دو تا بمب اتم زد! شده است.

پیوند نابجایی که درباره‌ی جایگاه کنونی آمریکا و چین آورده‌اید هم یک یاوه‌ی دیگر است, به چند فرنود. نخست اینکه, گمان نمیکنم شما نه به آمریکایش سفر کرده باشید نه به چین, و من در جایگاه کسیکه با هر دو کشور بخوبی سر و کار دارم میگویم که آری, در جایگاه ابرکشوری, چین بخت خوبی برای پیشی گرفتن از آمریکا دارد, ولی این به چم نیست که آمریکا ناگاه از رتبه‌ی یک به رتبه‌ی دهم میافتد, بساکه تنها میتواند چین را برای چندی ابرکشور شماره‌ی یک بکند با آمریکایی در جایگاه دو, آنهم تازه شاید.

نکته‌ی دو, شما گمان نمیکنم هیچ با فرهنگ چین آشنایی‌ بدارید و نمیدانید که از بیخ, چین نه برای رژیم تره خورد میکند, نه با پهلویِ فرداروز گیری دارد. سیاست برگرفته از فرهنگ چین همواره این است که چگونه بهترین معامله را برای چین بکند, ازینرو, چین, هیچگونه, به شما میگویم, هیچگونه وفاداری‌ای به کشورهای متحد خود ندارد. چین از موقعیت امروز دارد بهره‌برمیدارد چون رژیم آماده‌ست برای پایستگی خود همه‌ی بن‌مایه‌های ایران را فدا کند و برای چین زمینه‌یِ بهره‌برداری و معامله‌های خوب فراهم آورده و بس, گرنه شما بی‌اندازه پرت رفته‌اید اگر برای یک دم بباورید که چین در خود وفاداری‌ای برای پاسداری از رژیم, گاو شیرده‌ِ خود, ببیند.

این درست در فرهنگ آمریکایی وارونه میباشد. آمریکا کشوری "اجتماعی" و اعتبارپذیر است, و همینکه نمونه‌وار بزرگترین بدهی در جهان را دارد ازروی همان اعتبارش‌ است. داشتن هواداری همچون آمریکا, بارها بار برای ایرانِ فرداروز از چین بهتر خواهد بود, چرا که پشتوانه‌ی سیاست‌های آمریکایِ مردمسالار همان رای مردمی‌ست - بوارون چین که خودکامگی (dicatotrship) باشد - و ازینرو زور بس بیشتری پشت پیروی و اخلاقی بودن آمریکا است تا چین.

این را بهمسنجید با چینی که مردمش تنها و تنها از دولت خود یک چشمداشت راستین دارند آنهم برآوردن نیازهایِ اقتصادی‌ست. شما یک نیم نگاهی به شبکه‌های اجتماعی بیندازید, کمتر چینی‌ای میبینید که کوچکترین تره‌ای برای ایران, کشتگان ایران, مردم ایران و شرایط ایران خورد کند, هنگامیکه در همان شبکه‌های اجتماعی آمریکا میبینید که بیشمار کسان پیدا میشوند که برای ایران مینویسند و رویهمرفته, آمریکا را "خویشکار" نگه میدارند.

دستکم بایست کوشید این فرهنگ‌ها را شناخت, چون اینجا شما هم باری دیگر, همچون سرکار @Anarchy سیاست را یک نیروی خودایستا دارید میبینید که از آسمان روی زمین فروافتاده و گویا پشت سیاست‌ها سیاستمدارانی نیستند, و پشت سیاست‌مداران دیگر نیروهایی در کار نباشند و نمیدانم همه‌چیز جادووار از سیاست آغازیده و به سیاست پایانیده باشد!

Mehrbod #۵۴۲
Anarchy

مهربد دست بردار ... چقدر حرف های خاله زنکی میزنی آخه !!

باز هم هوش نکردید, این نگره‌ی بازی‌هاست که از «انگیزه / نیّت» میتواند تا اندازه‌ای پرده‌بردارد یا دستکم آنرا روشنتر کند.

سرکار @PEPE پوشیده‌میگفتند شما خارجه‌نشین‌اید پس شاید سودتان این است که از دور بگویید لنگش کن و پوستتان در بازی نیست, ما هم گفتیم از دید سود شخصیِ یک خارجه‌نشین میانه, رژیم اسلامی بهترین است پس اگر اینجا بر پاد "سود شخصی" کسی نوشت, ارزش آنرا تا اندازه‌ای بالاتر میبرد.

روی همان نگره‌یِ بازی‌ها نیز بود که گفتیم آری, ۱۰۰% نیست ولی کسیکه پیه‌یِ رژیم را به تن زد و مرگ هم‌میهنانش را دروغ نامید و خواستار پایستگی رژیم آخوندی‌ شد, بـگِـرایند (probably) سود شخصی‌اش در این است که این رژیم بماند تا چیز دیگر.

Anarchy #۵۴۳
Mehrbod

کسیکه از جمهوری اسلامی خونخوار پدافندی میکند, مرگ ۵۰ هزار تن را "دروغ و بزرگنمایی" مینامد, ۳۵۰۰ کشته‌ی خود رژیم را هیچ نمیداند, ولی برای کودکان مینابی (که میدانیم رژیم چگونه در همان مدرسه‌ها سنگر درست میکند = جنایت علیه بشریت) نوحه میسراید, آری, گرایندوار هیچ دور از باور نیست  همان آقازاده باشد.

یعنی سطح استدلالت و عکس هات مخصوصا به قول داریوش از راننده تاکسی خطی های پایین تهرون هم داغون تره ... چرا دوست داری با تکرار حرف هات بی سواد و به قول خودت بی خرد به نظر برسی؟

گزارش خود سازمان ملل هم میگه در میناب جنایت جنگی رخ داده !! بلا استثنا تمام رسانه های دنیا و گروه های تحقیق مستقل گفتن کار آمریکاست ... بزرگترین ارتش دنیا خایه نکرده بعد از ۸ ماه نتیجا تحقیقاتش در مورد میناب رو منتشر کنه ...

البته از نظر مهربد سازمان ملل و تمام رسانه های دنیا چپول و ساده و نفهم هستن .. فقط مهربد با یه عکس از توئیتر از همه بهتر میفهمه!!

در مورد تعداد کشته ها هنوز هم میگم عدد ۵۰ هزار دروغه ... تازه ترامپ اخیرا بردش بالا و گفت ۷۲ هزار !!

بعد تو گیرت به من اینه مثلا دارم تعداد کشته ها رو کم یا توجیه میکنم بعد خودت تا استفاده از بمب اتمی هم مجاز میدونی ... دست بردار این از این جوک بی مزه ات !!

Mehrbod #۵۴۴
PEPE

اگر توجه کنید من در انتهای پست نتیجه ای نگرفتم و صرفا توصیف کثافت مجسم دو طرف بود
نه از "همزیستی مسالمت آمیز" گفتم و نه اینکه دست روی دست بگذاریم و کلا راه حلی بدهم
به نظرم نه اوضاع کافکایی مردم عادی ایران  "درماندگی آموخته" شده است و نه توصیف آن demoralization 
سفید پوست خوداگاه به اوضاع اش ناله "bread and circuses" سر می دهد اما ایرانی در زندگی روزمره چیزهایی می بیند در حد "من دهانی ندارم و میخواهم فریاد بزنم"
روش و منش یهودیان و آمریکایی ها در قبال مردم را هم انطور که واقعا هست ببینید
 هزینه تعلیق،کش دادن و تحریم در همین تقریبا یکسال   ( در این چهل سال و قبل از آن که بماند) 
البته اینکه مردم ایران حمایت مردم سایر کشورهای موثر را ندارند اتفاقی نیست چون هر کدام به چاله بدبختی خودش افتاده
برچسب بدتر از تئوری توطئه داشتن چیست؟ من آنرا به جان میخرم که بگویم ما در سطح جهانی با یک جریان ضد زندگی و انسان طرفیم و هر گروهی فاسدی یک گوشه کار را گرفته
هانا نیومن "دلسوز" ایرانی ها سوال دارد که چرا افغانی ها را از ایران اخراج می کنید؟! ایرانی عبور کرده از هویت اسلامی و قوم گرایی "خودسفیدپوست پندار" شناخته می شود!
خود شما هم به اوضاع مسلمانان در فرانسه و بریتانیا اشاره کرده اید و احتمالا از تجاوز سیستماتیک پاکستانی ها به دختران باخبرید
انفجار جمعیت "مهاجر" به یکباره در کانادا ،باز کردن عمدی مرز در آمریکا،به آتش کشیده شدن معابد در ژاپن،سلاخی مردان روس و اوکراینی در جنگ،ابعاد سقط جنین ،رها کردن نرخرهای ترنس و لذت بردن آنان از آزار فیزیکی و روانی دختران و زنان 
این فرآیند نابود کردن بافت جمعیتی و فرهنگی به نظر من چیزی بیشتر از منافع اقتصادی و سیاسی یک عده نئولیبرال داستان است
برای یکسری از آمریکایی ها این مسئله برایش ایجاد شده که "چطور است اسرائیل حق دارد کشوری با نژاد و مذهب مشترک داشته باشد اما ما می گوییم سفید مسیحی باید اولویت داشته باشد آسمان به زمین فرود می آید!"



در جهانبینی ایرانیان امروز من درخودماندگی نمیبینم, بوارون, مردم به شناختی رسیده‌اند که با این دولت بسوی نابودی داریم میرویم و برای رهایی از دولت آماده‌یِ پرداختن هزینه‌های آن میباشند, که بخشی از این هزینه‌ها گفتیم, یاری جستن از بیگانه و باج دادن به او باشد.

من تنها در همین دفترچه این باور باورناپذیر را دیده‌ایم که بخواهند کشور بیگانه هم هزینه کند, هم کشته دهد, هم آباد کند, هم چیزی نخواهد! در واقعیت شما باید به این یاری همون یک معامله‌ی تجاری بنگرید, و اگر هزینه‌ی آنرا خوب ندهید, خب کشور بیگانه دنبال راه‌های دیگری برای برآوردن هزینه‌های خود خواهد رفت!

نکته‌ی دوّم, در سطح جهانی هیچ جریان ضد زندگی‌ای در کار نیست, این را میتوانید آماروار بپژوهید و دربیاورید. گیر اینجاست که شما بیگمان دچار سوگیری «دسترسی‌پذیری = availability bias» شده‌اید. اگر تنها به شبکه‌های اجتماعی نگاه کنید آری, تنها اخبار ناگوار و نمیدانم ضد زندگی در feed خود ببینید روشن است که میپندارید همه‌ی جهان دارد به سمت نابودی و نمیدانم ویرانی پیش میرود, هنگامیکه در واقعیت, اگر داده‌ها را همچون یک آمارگر, دانشیک‌وار بدنبالید میبینید که جهان تنها و تنها بسوی بهتر شدن دارد پیش میرود. امنیت, تراز زندگی و هتّا تراز «همدردی» در جهان بسیار بیشتر و بهتر از گذشته است و هوشواره‌های ترزبانگر (translator) این فرایند را بزودی بسی تُندا نیز خواهند داد.

یک چیز هم من میان ایرانیان سالخورده بیش از دیگر گروه‌ها میبیینم و آنهم اینکه گمان میکنند همه‌ی جهان و جهانیان نشسته‌اند و وضعیت ما را دنبال میکنند. بارها شده من از برخی از آنها پرسیده‌ام که آیا برای نمونه, خود شما وضعیت مردم کره‌یِ شمالی را با دقت دنبال میکند, یا نمیدانم از بیخ میدانید اویغورهای چین چه شرایطی دارند؟ نه! شما اگر به بسیاری از این کشورها سفر کنید, مردمشان هتّا هنوز که هنوز است, نمیدانند در ایران حجاب اجباری‌ست یا نمیدانم مفسد فی ‌الارض را اعدام میکنند. گنجایش خودآگاه مردم بسیار اندک است, هر آینه, از آنجاییکه ما ۱۰, ۲۰ میلیون ایرانی و مهاجر و بساکه بیشتر داشته‌ایم, این بازی‌ست که بخوبی داریم در تراز جهانی پیش میبریم و توانسته‌ایم این خودآگاه جهانیان را تا اندازه‌ای هتّا همین امروز به ایران بکشانیم, نمونه‌وار, در همین اروپای ساده‌مردم, شاید نخستین سالی باشد که غربیِ سپیدپوست پی برده که ایران اسلامی‌ست, ولی ایرانی اسلام‌ستیز.

اینها دستآورد‌ میباشند و باری دیگر, در جهان امروز, ارزِ دگرگونی «باور» است. این باوری که شما در خود پرورانده‌اید, اینکه ما درخود‌مانده‌ایم و هیچکس به فکر ما نیست و جهان به سمت ضد زندگی پیش میرود و بهمان و بیسار, یک باور پوچ و رژیم-نهادینه شده‌ست که ج.ا. ریشه‌ی آنرا ریخته باشد, چراکه یکی از برترین ابزارهای رژیم برای فروکاستن تنش و رام کردن مردم, همان درخودماندگی آموخته (learned helplessness) باشد.

PEPE

طلب پوست در بازی هم از در مچ گیری و "بیا صف اول جنگ" نیست، این لحاظ است که از ابتدای جستار از اهمیت ایران و ایرانی می گویید ولی زمان-مکان آنرا توصیف نمی کنید

مِهندی ایران در این است که در جهان امروز, ما هنوز نیاز به پرچم و کشور داریم تا بتوانیم از خودمان دربرابر دیگران بپدافندیم و بن‌مایه‌ها را بسود خودمان بهره‌برداریم.

به کشور در جایگاه یک پیکر یا تن یک آدم تنها بنگرید. تک تک یاخته‌های تن آدم میتوانند برای خودشان بزیند و شاید شگفتزده شوید اگر بدانید که هر تک یاخته, برای خود سامانه‌ی ایمنی, زدایش و گوارش جداگانه دارد!

ازینرو ولی یاخته‌ها چندیاخته‌ها را ریخت داده و ابرسازواره‌هایی همچون آدم را پدید آورده‌اند که در یک ابرسازواره‌ای همچون آدم, یاخته‌ها میتوانند ویژسته (specialized) شده و بجای برآوردن همه‌یِ نیازهایِ خود, روی یک کنش تمرکز کنند, برای نمونه, پدافند از تن, یا اکسیژن رسانی و ... و این همکاری مایه‌یِ این میشود که رویهمرفته زیستی بهتر, و فرازیستی مطمئن‌تر بدارند.

این سازوکار و چرایی کشور را روشن میکند. در این دیدگاه, ما زاده‌یِ ایرانیم, زبان پارسی سخن میگوییم, آیین و فرهنگ خودمان را داریم و زینرو, با همباز کردن نیرویِ خود مایه‌ی آفرینش ابرسازواره‌ای, بهتر بگوییم کهنسال‌ترین سازواره‌‌ی جهان, ایران (= کهن کشور جهان) شده‌ایم.

پس, پیش از هر چیز, کشور و میهن نه چیزهایی "معنوی" میباشند, نه از آسمان فرود آمده‌اند, بساکه سازواره‌هایی میباشند که برای افزایش سود شخصی تک تک ما پدید آمده‌اند, به دیگر زبان ایران قراردادی پوشیده میان ایرانیان است که شما به این آیین و پیوندها اگر پیرو باشید, ایران نیز دربارب, شما را پشتیبان خواهد بود.

اکنون, به این نکته پُــّربنگرید که در یک تن, یاخته‌ها میتوانند بسیار خوب باشند, ولی ابرسازواره رویهمرفته, پیکرستیز. نمونه, کسیکه تن پدرود دارد, از کودکی آموزه‌های خوبی برای خورد و خوراک داشته و رویهمرفته خواب خوبی هم دارد, ولی اعتاد به قمار دارد, با دست خودش سیگار میکشد و روزش شب نمیشود اگر یک شیشه الکل ننوشد. این پیکر, گرچه یاخته‌هایش کارشان را بخوبی دارند انجام میدهند, دیر یا زود ولی همگی نابود خواهند شد چرا که پیکر رویهمرفته, بسوی ویرانی پیش میرود.

این نمونه, درست خود ایرانِ ما است. @Dariush نمونه‌وار اینجا دستآوردهای «ایرانیان» را به نام رژیم اسلامی مصادره میکند, هنگامیکه دستآوردهایی که در ایران بدست آمده‌اند, از برای فرهنگ, آموزه‌ها و آیین‌هایی میباشند که هزاران سال در ایران فرگشته‌اند. اینکه نمونه‌وار, ما ایرانیان فرهنگ مهمان‌نوازی داریم, و هنوز به دانش و آموختگی و کتاب‌خوانی ارج مینهیم, و یا نمیدانم به بهداشت و بوی خوش و خوش‌پوشی بها میدهیم, از دید شما میتوانند "بدیهی" بشمار بیایند, ولی اگر به کشورهای گوناگون سفر کرده باشید, درمیابید که هیچکدام از اینها "بدیهی" نیستند. برآیند همه‌یِ این داده‌های فرهنگی‌ست که میگوید ایرانی, هتّا زیر یوغ عرب و اسلام, هنوز شاهنامه مینویسد و زکریای رازی می‌زاید و خیّام می‌آفریند, و ایرانی, هتّا زیر یوغ رژیم اسلامی باز جاده میسازد و لوله‌یِ گاز میکشد و به همجنس خود یاری میرساند. این رفتار درستِ یاخته‌ها, به این چم نیست که ابرسازواره دارد راه درستی میرود, بساکه از بخت و فرهنگ و تاریخ ماست که بجامانده و بوارون, بزور دارد تاوانِ تن سازواره‌ی لشی به نام رژیم اسلامی را به جور میکشد ولی فرنودانه, تا ابد نمیتواند و دیر یا زود, چنانکه گفتیم, بیمار الکلی و ماهزده و قمارباز, تن را به نابودی خواهد کشاند.

PEPE


عینیت و مصداق آن در مردم و جغرافیا کجاست ؟ خط قرمز برای رسیدن به هدف مدنظرتان چیست که امکان جدا شدن بخشی از کشور را بی عیب می دانید و از "گه ساخت" می گویید؟

نخست اینکه سفسته نفرمایید, هیچکس جایی نگفت جدا شدن کشور "بی عیب" است, گفته شد که در واقعیت, چه ما دوست بداریم چه نه, ریسکی‌ست که هر واژگشتی (انقلاب) در خود دارد, چه بی یا با یاری بیگانه.

نکته‌ی داستان این بود که رژیم اسلامی از دیرباز این را برای خود پرچم عثمان کرده است تا واژگردانان (انقلابی) را در نطفه خفه کند و ترفند ِ کهن  «وابخش و فرمان بران = divide & conquer» را نیز از دیرباز پیاده کرده که همان قومیت‌گرایی و به جان هم انداختن پارس به بلوچ و نمیدانم ترک به عرب باشد که پی آن خود را در جایگاه راهکاری Deus ex machina وار آشکار ساخته و بگوید: ببینید! من نباشم ایران ویرانه‌ای پاره ‌پاره خواهد شد!!

آنچه من گفتم این بود که یکبار و برای همیشه, بایست این را درآورد که آیا چسب‌هایِ فرهنگ, زبان و آیین ما ایرانیان برای یکپارچگی زمین‌امان می‌بسند یا نه, جدا از آنکه رژیم اسلامی چه میگوید یا نه, در سرانجام روز,

اگر این چسب‌ها بسنده‌ باشند:

پس گفته‌های رژیم همانا یاوه‌های رژیم بیش نباشند.

اگر هم بسنده نباشند:

پس مرده را نمیشود به زور زنده نگه داشت! امروز جدا نشود, فردا میشود, مرگ یک بار شیون یک بار.

Anarchy #۵۴۵
Mehrbod

باز هم هوش نکردید, این نگره‌ی بازی‌هاست که از «انگیزه / نیّت» میتواند تا اندازه‌ای پرده‌بردارد یا دستکم آنرا روشنتر کند.

سرکار @PEPE پوشیده‌میگفتند شما خارجه‌نشین‌اید پس شاید سودتان این است که از دور بگویید لنگش کن و پوستتان در بازی نیست, ما هم گفتیم از دید سود شخصیِ یک خارجه‌نشین میانه, رژیم اسلامی بهترین است پس اگر اینجا بر پاد "سود شخصی" کسی نوشت, ارزش آنرا تا اندازه‌ای بالاتر میبرد.

روی همان نگره‌یِ بازی‌ها نیز بود که گفتیم آری, ۱۰۰% نیست ولی کسیکه پیه‌یِ رژیم را به تن زد و مرگ هم‌میهنانش را دروغ نامید و خواستار پایستگی رژیم آخوندی‌ شد, بـگِـرایند (probably) سود شخصی‌اش در این است که این رژیم بماند تا چیز دیگر.

نتیجه گیری هات تو حلقم ... یعنی اومدی مثلا از خارج نشین ها تعریف کنی یه سره ریدی بهشون در واقع 😆 !!

Mehrbod #۵۴۶
Anarchy

نتیجه گیری هات تو حلقم ... یعنی اومدی مثلا از خارج نشین ها تعریف کنی یه سره ریدی بهشون در واقع 😆 !!

اینکه بخشی از خارجه‌نشین‌ها اینگونه‌اند یک رُخکرد (fact) است که نگره‌یِ بازی‌ها بخوبی پیش‌میبیند: شما میتوانید از این آب گل‌آلود که رژیم اسلامی باشد, در جایگاه یک ایرانی بیرون از ایران, بسیار خوب ماهی بگیرید.

در دست دیگر, من کوچکترین انگیزه‌ای نه برابر "خوب" جا زدن ایرانیان بیرون از ایران دارم, نه کوچکترین انگیزه‌ای برای "بد" جازدن آنها, اینها پیش‌نیازهای واکاوی‌ست که ما بدانیم از بیخ, با چه مردمی سر و کار داریم و چه بختی برای بازسازی ایران.

واکاوی‌ای که من اینجا انجافتم این بود که رویمرفته, با همه‌یِ این گرفتاری‌ها و بهره‌کشان و میهن‌فروشان و ..., بخت ایران و ایرانیان رویهمرفته, بسیار بالاست; این شمایید و سرکار @Dariush که هرآینه, یکسره آیه‌ی یاس و نومیدی میخوانید و میگویید که ایران را مشتی تیره‌یِ همستیز فراگرفته‌اند که زور بالای سرشان نباشد درجا تکه تکه خواهد شد و رژیم مهربان جمهوری اسلامی با دایگی و درایت خود از این دورانداز سهمگین, پیش گرفته است 😀

Anarchy #۵۴۷
Mehrbod

اینکه بخشی از خارجه‌نشین‌ها اینگونه‌اند یک رُخکرد (fact) است که نگره‌یِ بازی‌ها بخوبی پیش‌میبیند: شما میتوانید از این آب گل‌آلود که رژیم اسلامی باشد, در جایگاه یک ایرانی بیرون از ایران, بسیار خوب ماهی بگیرید.

در دست دیگر, من کوچکترین انگیزه‌ای نه برابر "خوب" جا زدن ایرانیان بیرون از ایران دارم, نه کوچکترین انگیزه‌ای برای "بد" جازدن آنها, اینها پیش‌نیازهای واکاوی‌ست که ما بدانیم از بیخ, با چه مردمی سر و کار داریم و چه بختی برای بازسازی ایران.

واکاوی‌ای که من اینجا انجافتم این بود که رویمرفته, با همه‌یِ این گرفتاری‌ها و بهره‌کشان و میهن‌فروشان و ..., بخت ایران و ایرانیان رویهمرفته, بسیار بالاست; این شمایید و سرکار @Dariush که هرآینه, یکسره آیه‌ی یاس و نومیدی میخوانید و میگویید که ایران را مشتی تیره‌یِ همستیز فراگرفته‌اند که زور بالای سرشان نباشد درجا تکه تکه خواهد شد و رژیم مهربان جمهوری اسلامی با دایگی و درایت خود از این دورانداز سهمگین, پیش گرفته است 😀

باز اومدی توجیه کنی بدتر شد که 😆 ... در واقع همون نفهم و سطحی بودن بخش بزرگی از هم وطنان خارج نشین عزیز رو ناخواسته‌ معترف شدی 😂 ...

Scary #۵۴۸

این آنارشک حتی نمیتواند بین هر فرد و قشری تمایز ایجاد کند که اگر فلان ایرانی خارج نشین با عربده و لات بازی و زبان تهدید از شاهزاده حمایت کرد کمااینکه ویدیو و اشخاص زیادی را در این مدت دیدم برای تخریب آن خط فکری ملاک قضاوت نخواهد بود، چه بسا در طول عمر ج.ا بارها اشخاص را با نقاب طرفداران پهلوی و یا فدائیان خلق و دیگر احزاب مخالف خود را روانه کشورهای دیگر کرد که به دنیا نشان دهد اینها وحشی تر از من هستند !

اما آنارشک با مغز فندقی خود که بقیه را متهم به بی‌خردی میکند باید بداند.

حذف آدم‌ها همان رویه ج.ا است.

قرار است چه کار کنیم؟ ما حدود صد میلیون ایرانی در سراسر دنیا هستیم. قرار است با هم در صلح زندگی کنیم یا به خاطر هر عقیده، گرایش سیاسی و خط فکری متفاوت، خوار همدیگه را بگاییم؟

تمام اپوژیسون‌های سیاسی که خطاهای جدی نداشته‌اند باید اجازه فعالیت و تبلیغ داشته باشند برنامه خود را مطرح کنند و این برنامه توسط مردم و نخبگان جامعه تحلیل و بررسی شود و منافع تمام اقشار جامعه در نظر گرفته شود و به رای و همه پرسی گذاشته شود.

قوانین و سازوکارهایی باید وجود داشته باشد که هیچ فرد، حزب یا گروهی نتواند قانون را به نفع خودش دور بزند. یک قانون اساسی درست‌وحسابی باید تدوین شود؛ قانونی که قدرت را محدود کند، حقوق افراد و اقلیت‌ها را تضمین کند و منافع عمومی و جمعی را در نظر بگیرد.

برای همین بارها گفتم این آنارشک میخواهد همه را به سبک ج.ا قلع و ملع کند. تربیت‌شده همان فرهنگ حذف و سرکوب است.

Anarchy #۵۴۹
Scary

این آنارشک حتی نمیتواند بین هر فرد و قشری تمایز ایجاد کند که اگر فلان ایرانی خارج نشین با عربده و لات بازی و زبان تهدید از شاهزاده حمایت کرد کمااینکه ویدیو و اشخاص زیادی را در این مدت دیدم برای تخریب آن خط فکری ملاک قضاوت نخواهد بود، چه بسا در طول عمر ج.ا بارها اشخاص را با نقاب طرفداران پهلوی و یا فدائیان خلق و دیگر احزاب مخالف خود را روانه کشورهای دیگر کرد که به دنیا نشان دهد اینها وحشی تر از من هستند !

اما آنارشک با مغز فندقی خود که بقیه را متهم به بی‌خردی میکند باید بداند.

حذف آدم‌ها همان رویه ج.ا است.

قرار است چه کار کنیم؟ ما حدود صد میلیون ایرانی در سراسر دنیا هستیم. قرار است با هم در صلح زندگی کنیم یا به خاطر هر عقیده، گرایش سیاسی و خط فکری متفاوت، خوار همدیگه را بگاییم؟

تمام اپوژیسون‌های سیاسی که خطاهای جدی نداشته‌اند باید اجازه فعالیت و تبلیغ داشته باشند برنامه خود را مطرح کنند و این برنامه توسط مردم و نخبگان جامعه تحلیل و بررسی شود و منافع تمام اقشار جامعه در نظر گرفته شود و به رای و همه پرسی گذاشته شود.

قوانین و سازوکارهایی باید وجود داشته باشد که هیچ فرد، حزب یا گروهی نتواند قانون را به نفع خودش دور بزند. یک قانون اساسی درست‌وحسابی باید تدوین شود؛ قانونی که قدرت را محدود کند، حقوق افراد و اقلیت‌ها را تضمین کند و منافع عمومی و جمعی را در نظر بگیرد.

برای همین بارها گفتم این آنارشک میخواهد همه را به سبک ج.ا قلع و ملع کند. تربیت‌شده همان فرهنگ حذف و سرکوب است.

Scary

این آنارشک حتی نمیتواند بین هر فرد و قشری تمایز ایجاد کند که اگر فلان ایرانی خارج نشین با عربده و لات بازی و زبان تهدید از شاهزاده حمایت کرد کمااینکه ویدیو و اشخاص زیادی را در این مدت دیدم برای تخریب آن خط فکری ملاک قضاوت نخواهد بود، چه بسا در طول عمر ج.ا بارها اشخاص را با نقاب طرفداران پهلوی و یا فدائیان خلق و دیگر احزاب مخالف خود را روانه کشورهای دیگر کرد که به دنیا نشان دهد اینها وحشی تر از من هستند !

اما آنارشک با مغز فندقی خود که بقیه را متهم به بی‌خردی میکند باید بداند.

حذف آدم‌ها همان رویه ج.ا است.

قرار است چه کار کنیم؟ ما حدود صد میلیون ایرانی در سراسر دنیا هستیم. قرار است با هم در صلح زندگی کنیم یا به خاطر هر عقیده، گرایش سیاسی و خط فکری متفاوت، خوار همدیگه را بگاییم؟

تمام اپوژیسون‌های سیاسی که خطاهای جدی نداشته‌اند باید اجازه فعالیت و تبلیغ داشته باشند برنامه خود را مطرح کنند و این برنامه توسط مردم و نخبگان جامعه تحلیل و بررسی شود و منافع تمام اقشار جامعه در نظر گرفته شود و به رای و همه پرسی گذاشته شود.

قوانین و سازوکارهایی باید وجود داشته باشد که هیچ فرد، حزب یا گروهی نتواند قانون را به نفع خودش دور بزند. یک قانون اساسی درست‌وحسابی باید تدوین شود؛ قانونی که قدرت را محدود کند، حقوق افراد و اقلیت‌ها را تضمین کند و منافع عمومی و جمعی را در نظر بگیرد.

برای همین بارها گفتم این آنارشک میخواهد همه را به سبک ج.ا قلع و ملع کند. تربیت‌شده همان فرهنگ حذف و سرکوب است.

Scary

این آنارشک حتی نمیتواند بین هر فرد و قشری تمایز ایجاد کند که اگر فلان ایرانی خارج نشین با عربده و لات بازی و زبان تهدید از شاهزاده حمایت کرد کمااینکه ویدیو و اشخاص زیادی را در این مدت دیدم برای تخریب آن خط فکری ملاک قضاوت نخواهد بود، چه بسا در طول عمر ج.ا بارها اشخاص را با نقاب طرفداران پهلوی و یا فدائیان خلق و دیگر احزاب مخالف خود را روانه کشورهای دیگر کرد که به دنیا نشان دهد اینها وحشی تر از من هستند !

اما آنارشک با مغز فندقی خود که بقیه را متهم به بی‌خردی میکند باید بداند.

حذف آدم‌ها همان رویه ج.ا است.

قرار است چه کار کنیم؟ ما حدود صد میلیون ایرانی در سراسر دنیا هستیم. قرار است با هم در صلح زندگی کنیم یا به خاطر هر عقیده، گرایش سیاسی و خط فکری متفاوت، خوار همدیگه را بگاییم؟

تمام اپوژیسون‌های سیاسی که خطاهای جدی نداشته‌اند باید اجازه فعالیت و تبلیغ داشته باشند برنامه خود را مطرح کنند و این برنامه توسط مردم و نخبگان جامعه تحلیل و بررسی شود و منافع تمام اقشار جامعه در نظر گرفته شود و به رای و همه پرسی گذاشته شود.

قوانین و سازوکارهایی باید وجود داشته باشد که هیچ فرد، حزب یا گروهی نتواند قانون را به نفع خودش دور بزند. یک قانون اساسی درست‌وحسابی باید تدوین شود؛ قانونی که قدرت را محدود کند، حقوق افراد و اقلیت‌ها را تضمین کند و منافع عمومی و جمعی را در نظر بگیرد.

برای همین بارها گفتم این آنارشک میخواهد همه را به سبک ج.ا قلع و ملع کند. تربیت‌شده همان فرهنگ حذف و سرکوب است.

به قول داریوش ... چی میگی زبون بسته ؟ با کی کار داری ؟؟

آره میدونم مثلا تو اگه فحاشی کنی به بقیه ، تو مهره جمهوری اسلامی هستی و گرنه شاهزاده که از این طرفدار ها نداره 😆😆.

Mehrbod #۵۵۰
Anarchy

باز اومدی توجیه کنی بدتر شد که 😆 ... در واقع همون نفهم و سطحی بودن بخش بزرگی از هم وطنان خارج نشین عزیز رو ناخواسته‌ معترف شدی 😂 ...

باز هم هوش نشد. کسی اینجا نمیکوشد و نباید هم بکوشد که مردم را, چه درون چه برون, جور دیگری از آنچه میباشند جا بزند!

همینکه میپندارید من دارم میکوشم واقعیت‌ها را "جور دیگری" جا بزنم نشان میدهد خودتان یکسره به همین کار سرگرمید, چنانکه میگویند, کافر همه را به کیش خود پندارد.

Mehrbod #۵۵۱

گفتگو پیرامون کمونیسم و سوسیالیسم — برگ ۲۳ daftarche.com پیشبینی که "قطعیت" ندارد, اگر داشت میشد پیشگویی. با نگرش به تاریخ و پیشینه‌یِ هومنی و اینکه برده‌داران هم چون بهره‌کشان سرسختی میکردند و چندباری هم واژگران و ستیزگر…

Dariush

این بیشتر شبیه به عقده‌گشایی است مهربد جان؛ پس از آنکه دیدیم جمهوری اسلامی مطابق پیش‌بینی‌های شما نرفت و سقوط نکرد، رسیدیم به آنجا که «جمهوری اسلامی رفته، حواسش نیست»؟

شوربختانه هیچکس اینجا گویا نه آمار میداند, نه تعریف درستی از «پیش‌بینی» دارد. ریشخندآمیز است که از ۲۰۱۳ من این را یکسره گفته‌ام و باز هم باید از نو بگویم!!

پیشبینی که "قطعیت" ندارد, اگر داشت میشد پیشگویی.

با نگرش به تاریخ و پیشینه‌یِ هومنی و اینکه برده‌داران هم چون بهره‌کشان سرسختی میکردند و چندباری هم واژگران و ستیزگرانِ
برده‌داری زمانه‌یِ خود را شکست دادند, ولی در سرانجام کار وادادند, میتوانیم بدرستی پیشبینیم که بهره‌کشی هم سرانجام برچیده خواهد شد.

من این را کوتاه یکبار روشن میکنم, پیشبینی این نیست که شما یک برآیند یک رویداد را همانجور که پیش می‌آید, پیش ببینید. این را نمیگویند, پیشبینی, میگویند "پیشگویی = prophecy"

پیشبینی, همواره "درسدپذیر" است, و پیشبینی خوب پیش‌بینی‌ایست که در بیشتر برگشودگی رویدادها, فرجام پیش‌دیده را بدهد.

نمونه, برای این آسانتر هوش شود, پیش‌بینی آب و هوا میگوید که ۷۰% بخت باران آمدن است, ولی باران نمیبارد.

پرسش: آیا پیش‌بینی نادرست بوده؟

نمونه‌ی دیگر, در پوکر شما با در دست داشتن AA بختی نزدیک به ۸۰% برای بردن دست دارید, ولی می‌بازید.

پرسش: آیا پیش‌بینی برای بُرد نادرست بوده؟

نمونه‌ی دیگر. کودکی هنگام خاکبازی و شوخی با همبازی‌هایش زخمی و خونآلود میشود. پیش‌بینی ۹۹%ی ما میگوید که کودک چیزی‌اش نمیشود, ولی ۱% بخت برای کزاز گرفتن دارد.

پرسش: آیا چون ۹۹% چیزی نمیشود, نیازی به واکسن کزاز نیست؟

ازینرو, اگر نکته دریافت شده باشد, پیش‌بینی ِخوب تنها و تنها میگوید که در بیشتر زمانها, چه رویداد یا رویدادهایی گشوده خواهند شد, نه اینکه با قطعیت از "آینده" سخن بگوید.

به زبان دیگر, این نافرهیخته‌ترین چیزی‌ست که بگوییم یک پیش‌بینی نادرست است, چون فرجام پیش‌آمده با پیش‌بینی نمیخواند!!

لغزشی‌ که در انگلیسی لغزش  برآیند‌گرایی (outcome oriented) در برابر فرآیندگرایی (process oriented) بنامند.

—

هرآینه, آنچه در این جُستار پیش‌دیده شده از بیخ برآیند نادرستی دربر نداشته, بساکه دو چیز جایِ همدیگر گرفته شده‌اند.

در این جُستار گفته شد که رژیم اسلامی ۴۸ ساعت هم دوام نمیآورد که این, یک پیش‌بینی سراسر درست میباشد با برآیندیِ همخوان.

نخست اینکه, در همان چند روز نخست جنگ این شمار سران جمهوری اسلامی سر به نیست شدند, رهبر جنگ, که باارزش‌ترین مهره باشد در همان دقیقه صفر ام:


دو, زیرساختهای هسته‌ای نظام, که تنها و واپسین پدافند راستین برای "دوام" آوردن, یا همان "بزنی با بمب هست‌ای میزنم" باشند, نیست و نابود شدند = تنها اهرم راستین برای پایستگی رژیم, پوچ.

پس, آنچه بجا مانده, لشکری له شده, ناتوان و شکست‌خورده است که اینک, در این گذرگاه, آمریکا از ریشه‌کنی کاملش پیش‌گرفته است و بسوی "مذاکره" رفته, چراکه این بس آسانترین مذکره‌‌ای خواهد بود زمانیکه روی مذاکره‌یِ شما جنگ را باخته, و چاره‌ای ندارد بجز کنار آمدن با خواسته‌های شما.

به زبان دیگر, گربه‌ای که با موش (علی) شکست خورده دارد بازی بازی میکند برابر نیست با "دوام" آوردن این رژیم, بساکه این خواستِ گربه‌ست که ببیند میخواهد با این موش چکار کند که بهترین بازده را برای خود بدارد!

هرآینه, بشیوه‌ی بامزّه‌ای برخی اینجا دارند جار میزنند که نه! ببینید این گربه‌هه هنوز ما را نخورده! پس ما دوام آورده‌ایم!! 😀

Ouroboros #۵۵۲

من پاسخ پیام داریوش را اینجا می‌دهم که مرتبطتر است به بحث تا کافه.

Dariush

ایران در این دکترین، در جایی که ترکیه و قطر هم تحمل نمی‌شود، کار بزرگی کرده

قبل از هر چیز بگذارید همین ابتدا آب پاکی را بریزم روی دستتان: من مهربد نیستم و دیگر ایمانی به علم‌پرستی و خردگرایی مدرن ندارم، پس جمهوری اسلامی اگر بگوید ماست سفید است هم ما مخالفت می‌کنیم. چون از او دقیقا همانقدر نفرت داریم که او از ما. و نیز، نیک می‌دانیم که سفیدی ماست را این خوارکسه‌ها اگر اکنون صحه می‌گذارند، جز از برای منافع فرقه‌ای خودشان نیست، که سفیدی ماست و حقایقی بس بدیهی‌تر از سفیدی ماست را در این سالها انکار کرده‌اند و برای انکار آن از ما آدم کشته‌اند.

بگذارید یک کاسه آب پاکی دیگر هم بریزم روی آن یکی دستتان: ج.ا اگر آمریکا و اسراییل را فتح هم بکند و پرچم سرخ حسینی را بر فراز کاخ سفید برافرازد، باز ما از دشمنی و نفرتمان با آن دست نمی‌کشیم! زیرا می‌دانیم که خیلی زود آمریکا را هم به گند خواهد کشید، و ملت آمریکا را هم همچون ملت ایران بی‌ناموس و بی‌غیرت و بی‌شرف خواهد کرد، و کلیساهای آمریکا را مثل مساجد ایران تبدیل به توالت عمومی خواهد کرد.